« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



همت مضاعف در کار و کارآفرینی

چکیده
اغلب شرکتها اشتباه عمل می کنند. آنها به جای آنکه سعی کنند تا به کارکنان خود انگیزه بدهند، باید از بی انگیزه شدن کارکنان خود جلوگیری کنند.
تعداد زیادی از پرسنل وقتی یک کار جدید را آغاز می کنند، بسیار شیفته و علاقه‌مند آن هستند. اما طبق یافته های تحقیق ما، در 85 درصد شرکتها، انگیزه پرسنل در شش ماهه اول به سرعت کاهش می یابد و در سالهای بعد نیز روحیه آنها بدتر خواهد شد. این یافته ها بر اساس مطالعه ای شکل گرفته است که بر روی 2/1 میلیون نفر از کارکنان 52 شرکت برتر از میان 1000 شرکت مجله فورچون بین سالهای 2001 تا 2004 ، توسط موسسه تحقیقاتی سیروتا ( نیویورک) انجام شده است.
این مشکل به اصول و مبانی مدیریت مربوط می شود. یعنی هم به سیاستها و رویه هایی که شرکتها در مدیریت کردن نیروهایشان به کار می گیرند و هم به روابطی که مدیران به صورت فردی به وسیله گزارشهای مستقیم خود برقرار می کنند.
تحقیق ما نشان می دهد که چگونه رفتار و عملکرد مدیران به مشکل بی انگیزگی پرسنل اضافه می کند. همچنین تحقیق ما نشان خواهد داد که مدیران برای تغییر این وضع چه کاری می توانند انجام دهند.
 

سه هدف کلیدی افراد در کار
برای آنکه علاقه و شیفتگی را که کارکنان در ابتدای شروع کار خود دارند حفظ کنیم، مدیریت باید سه هدفی را که عده زیادی از کارکنان در کار خود در پی آن هستند، بفهمد و سپس آنها را برآورده کند. این اهداف عبارتند از:
_ برابری : در مسائلی مثل دستمزد، مزایا و امنیت شغلی با پرسنل به طور عادلانه و برابر رفتار شود.
_ موفقیت : احساس افتخار کردن از شغل و از کارفرما.
_ همراهی و رفاقت : داشتن روابط خوب و پربار با همکاران.
برای نگهداری یک نیروی کار علاقه‌مند، مدیریت باید تمام این اهداف را تأمین کند. در شرکتهایی که فقط یکی از این اهداف تامین می شود، کارکنان یک سوم علاقه‌مندی کارکنانی را دارند که شرکتهایشان تمام این اهداف را برآورده می سازند. این اهداف نمی‌توانند جایگزین یکدیگر شوند. شناختن و درک کردن صحیح پرسنل نمی تواند جایگزین دستمزد خوب شود، پول نمی تواند جایگزین حس افتخار و سربلندی از انجام یک کار شود و سربلندی به تنهایی هیچ تضمینی ایجاد نمی کند.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 15 خرداد 1389  ساعت 1:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

چکیده

در این مقاله ضمن بیان مقدمه ای درباره اهمیت ایجاد انگیزش در کارکنان سازمان، بر متفاوت بودن نیازهای انگیزشی آنان در تجویز برنامه های انگیزشی تاکید می شود. در ادامه مهمترین برنامه های سازمانی برای ایجاد، افزایش و تقویت انگیزش کارکنان در سطوح مختلف سازمانی و اداری مطرح و توصیف می شود. تاکید این مقاله نیز بر ارائه تکنیک هایی است که درخصوص برنامه هایی همچون مدیریت مبتنی بر هدف، تعدیل در رفتار، مشارکت کارکنان، برنامه های مبتنی بر حقوق متغیر، برنامه های پرداخت بر اساس مهارت (شایستگی) و بالاخره برنامه های مزایای انعطاف‌پذیر موثر واقع می شوند.

مقدمه
یکی از وظایف مهم مدیران در سازمانها، شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان خود و فراهم کردن زمینه های رشد و شکوفایی آنان است که زمینه تحقق هدف مهم و اساسی ارتقای بهره وری را نیز فراهم می کند. به عبارت دیگر شناخت مسائل انگیزشی کارکنان جهت بهبود عملکرد و افزایش بهره وری سازمان بسیار حائز اهمیت است. همچنین کسب چنین شناختی می تواند به بهبود کاربرد منابع انسانی سازمانی کمک شایانی کند و در جلوگیری از مقاومت کارکنان در مقابل تغییرات، کاهش محدودیت در بازده و مبارزه با ستیز و مجادله کاری کارکنان بایکدیگر کمک کند و به ایجاد یک سازمان سودآور منتهی شود.
این مسئله مدیران را وادار و ناگزیر می‌سازد تا محیط درونی و بیرونی حاکم بر سازمان را به گونه ای شکل دهند تا اهداف مناسب برای ارضای نیاز کارکنان را انتخاب کنند و برای ایجاد انگیزش در کارکنان خود موفق باشند. در این زمینه توجه به چند نکته ضروری است:
-1 افراد از نظر پویایی انگیزشی با یکدیگر متفاوتند. برای مثال سطح انگیزشی یک کارگر با یک کارمند فرق می‌کند. همین‌طور برنامه هایی برای انگیزش در یک مدیر میانی با یک مدیر ارشد. همچنین کارمندی که در اثر کار در یک بخش سازمان دچار افسردگی می شود، ممکن است که در قسمت دیگر بازدهی و بهره وری بالایی داشته باشد. به علاوه، یک کارگر که در اثر کار با یک دستگاه در یک شهر احساس خستگی می کند، امکان دارد در شهر دیگری ساعتها با دستگاه مشابه بدون احساس خستگی کار کند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان علت این امر ممکن است به شخص یا کننده کار بستگی نداشته باشد، بلکه به محیط، موقعیت یا وضعیت کار بستگی دارد.
-2 سطح یا میزان انگیزش یک نفر در زمانهای متفاوت فرق می کند.
-3 ممکن است که فرد تلاش زیادی در سازمان بنماید ولی این کوششها در راستای اهداف سازمانی نباشد و در مخالفت با منافع سازمان صورت گیرد. به عنوان مثال بسیاری از اعضا وکارکنان، مقدار زیادی از وقت خود را صرف صحبت با دوستان و همکاران می کنند تا بدین طریق نیازهای اجتماعی خود را ارضاء کنند. در چنین حالتی، تلاش و کوشش زیادی انجام می شود، ولی این تلاش در جهت افزایش تولید و بازدهی سازمان نبوده است. بنابراین احتمال اینکه تلاش افراد باعث افزایش بازدهی یا عملکرد سازمان شود، کم است، مگر اینکه تلاش مزبور در جهت اهداف سازمانی و سازگار با آنها انجام شود.
توجه به مسائل مطرح شده فوق جای هیچ گونه تردیدی را باقی نمی گذارد که کارکنان سازمان از نظر سطح، زمینه ها و عوامل بروز انگیزش و همچنین زمان و مکان افزایش آن بایکدیگر متفاوت هستند. بنابراین سازمانها برای ایجاد و افزایش انگیزش کارکنان خود به برنامه و ابزارهای متعدد و متفاوتی نیاز دارند که این مقاله در پی طرح آنان است.

برنامه های سازمانی ایجاد انگیزش در کارکنان
عمده ترین برنامه ها برای ایجاد انگیزش در سازمان عبارتند از:

-1 مدیریت مبتنی بر هدف: این برنامه مدیریتی توسط پیتر دراکر ارائه شد تا با استفاده از هدفهای سازمان، افراد را تحریک و بدین وسیله در آنان ایجاد انگیزه کند.
اهمیت این برنامه در تاکیدی است که بر اهداف کلی سازمان می شود. از آنجا که همه افراد سازمان در تعیین هدفهای مزبور مشارکت دارند، مسیر اجرای برنامه مدیریت مبتنی بر هدف دو طرفه ( از بالا به پایین و از پایین به بالا) است و در نتیجه سلسله مراتبی از اهداف به وجود می آید که در بین سطوح آن رابطه معقول و ذی‌ربطی وجود خواهد داشت.
از نظر فرد کارگر یا کارمند، اجرای برنامه مدیریت مبتنی بر هدف، اهداف عملکردی ویژه و شخصی به وجود می‌آورد و بنابراین هر فرد در واحد خود نقش مشخص و معینی ایفا خواهد کرد و اگر همه افراد سازمان به اهداف خود دست یابند، در آن صورت اهداف واحد مزبور تامین خواهد شد و در نهایت سازمان به اهداف کلی خود خواهد رسید. شهرت این روش در آن است که همیشه کاربرد دارد. در مواردی هم که این برنامه نتوانسته است انتظارات مدیران را برآورده سازد، مشکل در برنامه فوق نبوده، بلکه علت، انتظارات غیر واقعی از نتایج، نداشتن تعهد مدیریت عالی سازمان، ناتوانی یا بی میلی مدیریت نسبت به این برنامه بوده است.
تحقیقاتی که در رابطه با این روش انجام شده است، نشان می دهد که در حال حاضر بسیاری از سازمانهای بزرگ (عمومی و دولتی) در کشور های غربی به صورت رسمی از برنامه مدیریت مبتنی بر هدف برای ایجاد انگیزش در کارکنان خود استفاده می کنند یا اینکه قبلاَ از آن استفاده کرده‌اند.
در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف توجه به موارد زیر ضروری است:
_ اهداف باید به صورت دقیق تعیین و مشخص شوند.
_ اهداف الزاماَ به وسیله مدیریت یا ریاست سازمان تعیین نمی شوند.به عبارت دیگر اهداف مشارکتی جایگزین اهداف تحمیلی می شوند.
_ هر هدف باید در یک دوره زمانی معین تامین شود.
_ افراد در طول اجرای برنامه و بصورت مرتب از میزان پیشرفت کارخود آگاهی می یابند. به عبارت دیگر از عملکرد خود بازخورد می گیرند.

-2 تعدیل در رفتار: این برنامه مبتنی بر این اصل اساسی است که با توجه به نتایج حاصل از عملکرد کارکنان، اهمیت انواع کارهایی که فرد در سازمان انجام می دهد، یکسان نیست. در حال حاضر تعداد زیادی از سازمانها در کشورهای غربی، جهت بهبود بهره وری، کاهش اشتباهات، پایین آوردن نرخ غیبت کارکنان، تاخیرها و ... روش تعدیل رفتار سازمانی را به کار می‌برند. این برنامه شامل پنج مرحله است:

مرحله اول- شناسایی رفتار اصلی (تعیین کننده): شناسایی رفتارهایی که بیشترین اثر را بر عملکرد دارند.

مرحله دوم- سنجش یا اندازه گیری رفتار‌ها: باید شاخصهای اندازه گیری تهیه شود. این شاخصها شامل تعیین رفتارهایی است که در شرایط موجود تکرار می شود.

مرحله سوم- شناسایی ترتیب رفتارها: عبارت است از یک تجزیه و تحلیل عملی به منظور تعیین رفتارهایی که در جهت بهبود عملکرد صورت می گیرد.

مرحله چهارم- ارائه استراتژی و ایجاد تغییرات لازم در رفتار ها: در این مرحله، مدیر برای تقویت رفتاری که به عملکرد مطلوب می انجامد و تضعیف رفتارهای نا مطلوب دست به کار می شود و نوعی استراتژی خاص را به اجرا می آورد. در اجرای این استراتژی برخی از روابط عملکرد- پاداش تغییر خواهد کرد. به عبارت دیگر ساختار، پردازش، تکنولوژی و گروه های کاری باید انجام شود تا به عملکرد عالی پاداش بیشتری تعلق گیرد.

مرحله پنجم- ارزیابی عملکرد: ارزیابی بهبود عملکرد است. در این مرحله بررسی تغییر در رفتار کارمند صورت می گیرد که آیا یک تغییر همیشگی صورت گرفته است یا خیر؟

-3 مشارکت کارکنان: مقصود از مشارکت کارکنان، انواع روشها و فعالیتهایی است که در زمینه مشارکت اعضای سازمان انجام می گیرد. در تعریف این عبارت چنین آمده است که این امر نوعی فرایند مشارکتی است که هدف آن تشویق و ترغیب کارکنان و اعضای سازمان به دادن تعهد و مشارکت هر چه بیشتر در امر موفقیت سازمان است. پایه و اساس این اندیشه بر این منطق است که کارکنان در فرایند تصمیماتی که بر سرنوشت آنان اثر می‌گذارد، مشارکت کنند و در کار اداری و سازمانی از آزادی عمل بیشتری برخوردار شوند و در نهایت باعث افزایش بازدهی، تولید و بهره وری در سازمان شوند.
برنامه های مشارکت کارکنان به انواع خاصی تقسیم می شود که عبارتند از:
الف- مدیریت مشارکتی: افراد در تصمیم‌گیریها مشارکت می کنند، یعنی زیر دستان در تصمیم گیری نقش دارند و در این زمینه با رئیس مستقیم خود در قدرت سهیم هستند. جهت کارساز شدن این روش لازم است تا به افراد فرصت مناسب برای مشارکت داده شود. در این روش کارکنان باید از توانایی لازم ( هوش، دانش فنی و روابط انسانی ) برخوردار باشند تا بتوانند مشارکت موثر کنند و فرهنگ سازمانی باید به گونه ای باشد که این نوع مشارکت را تایید کند.
ب- مشارکت نمایندگان کارکنان: در این روش به جای اینکه همه کارکنان به صورت مستقیم در تصمیم گیری مشارکت کنند، یک گروه کوچک به عنوان نماینده آنان در تصمیم گیریها شرکت می کند. هدف از این برنامه توزیع قدرت در سازمان است و سازمان تلاش می کند تا اختیارات برابری به کارکنان بدهد تا کارکنان هم تراز با مدیریت و ذی‌نفعان شوند. از نمونه های متداول این شیوه، شورای کاری کارکنان است. این روش به دلیل اینکه جنبه نمادین دارد و معمولاَ شوراهای کارگری تحت سلطه مدیریت سازمان هستند، چندان اثر بخش نیست.
ج- دایره کیفیت: در دایره کیفیت، کارکنان و سرپرستان یک گروه 8 الی10 نفری تشکیل می دهند و افراد مسئولیت مشترک را می پذیرند. بدین طریق که افراد گروه مرتب گردهم می آیند (معمولاَ هفته ای یک بار ) و در باره مسئله کیفیت بحث می کنند و به دنبال علل مسائل بر می آیند و راه حلهایی را ارائه می کنند و اقدامات اصلاحی را به عمل می آورند. آنها مسئولیت کیفیت محصول را بر عهده می گیرند و نتایج کار را مورد ارزیابی قرار می دهند، ولی اجرای راه حل نهایی توصیه شده و مسئولیت آن بر عهده مدیریت سازمان است. چنین برنامه‌هایی معمولا َدر شرکتهای ژاپنی متداول است و بدینوسیله این شرکتها با هزینه پایین، محصولاتی با کیفیت بسیار بالا تولید و عرضه می کنند.
د- سهیم کردن کارکنان در سازمان: در این روش سازمان سهام خود را به کارکنان عرضه می کند تا آنان بتوانند در مزایای حاصل از فعالیتهای شرکت سهیم شوند. هدف از ارائه چنین برنامه هایی آن است که سازمان با اعطای سهم یا پول نقد، کارکنان را قادر سازد تا در شرکت سرمایه گذاری کنند. با اجرای چنین برنامه ای کارکنان صاحب سهام می شوند، ولی این سهام در اختیار آنان قرار نمی گیرد و تا زمانی که در استخدام سازمان هستند، حق فروش چنین سهامی را ندارند. مشارکت کارکنان در مالکیت سازمان، موجب افزایش رضایت شغلی و انگیزه در آنان می‌شود و آنان از این نظر در سازمان خود احساس مالکیت می کنند.

-4 برنامه های مبتنی بر حقوق متغیر: اجرای برنامه هایی با هدف انگیزش، مشارکت کارکنان در سود، دادن پاداش و جایزه، برنامه های مبتنی بر حقوق متغیر هستند. آنچه این برنامه را از برنامه های حقوق و پاداش سنتی متمایز می کند، این است که شخص نه تنها حقوق و دستمزد خود را بر اساس سابقه کار یا میزان تلاش در یافت می کند، بلکه قسمتی از دریافتیهای وی بر اساس عملکرد او و سازمان پرداخت می شود. بر اساس چنین برنامه ای میزان دریافتی، بموازات تغییر عملکرد تغییر می‌کند. با گذشت زمان،کسانی که عملکرد ضعیف دارند، دستمزد و حقوق اندکی می‌گیرند و کسانی که عملکرد بالایی دارند، شاهد افزایش دستمزد خود در مقایسه با افزایش درآمد شرکت خواهندبود. در این مورد چهار برنامه متفاوت به اجرا در می‌آید که عبارتند از:
_ دستمزد بر اساس قطعه.
_ دادن جایزه.
_ مشارکت در سود.
_ طرح دادن پاداش به گروه.

-5 برنامه های پرداخت بر اساس مهارت (شایستگی): پرداخت بر اساس مهارت، شیوه دیگری از پرداخت دستمزد بر اساس نوع کار است که در آن به جای عنوان شغلی، مهارت یا شیوه انجام کار میزان حقوق افراد را تعیین می کند.
این برنامه کارکنان را تشویق می کند تا مهارتهای زیادی فرا گیرند و از آنجا که افراد می توانند از کارهای دیگران سر در آورند و در بسیار ی از امور مهارت پیدا کنند، ارتباطات آسانتر صورت خواهد گرفت. اجرای چنین برنامه هایی باعث می شود که رفتار های ناکارآمد کاهش یابد و به ندرت امکان دارد سازمان با مواردی مواجه شود که فرد ازجمله «آن کار من نیست» استفاده کند و در نهایت پرداخت بر اساس مهارت موجب بهبود عملکرد می‌شود.

-6 برنامه های مزایای انعطاف پذیر: طرح مزایای انعطاف پذیر به گونه ای است که کارگر یا کارمند بتواند از بین مزایای موجود آنهایی را که می خواهد انتخاب کند. هدف این است که به هر کارگر یا کارمند فرصت داده شود با توجه به نوع نیاز و شرایط یا وضعیتی که در آن قرار گرفته است، مجموعه‌ای خاص از مزایایی را که می‌خواهد از آنها بهره مند شود، انتخاب کند. اگر به همه کارکنان مزایای مشابهی داده شود، در آن صورت چنین فرض می‌شود که همگی نیازهای همانندی دارند و تردیدی نیست که این فرض نمی تواند درست باشد، بنابر این با استفاده از مزایای انعطاف پذیر می توان مزایای حاشیه ای و هزینه های مربوط را به نوعی انگیزش برای کارکنان تبدیل کرد.
باید در نظر داشت که مزایای انعطاف پذیر به گونه ای تعیین شوند که هر فرد یا عضو سازمان مجموعه ای را انتخاب کند که نیاز های کنونی اش را به بهترین نحو تامین سازد.

نتیجه گیری
ایجاد انگیزش در کارکنان سازمانها یکی از مهمترین وظایف مدیران است و در این زمینه هر قدر افراد نیازهای ارضا شده بیشتری داشته باشند، رفتارهایشان عقلایی تر و منطقی تر خواهد شد. پس یکی از وظایف مهم سازمانها شناخت راههای ایجاد و تقویت انگیزش در آنان است. بر اساس تلاشهای محققان حوزه مدیریت و سازمان برنامه های انگیزشی به نسبت خوبی برای حل این مشکل ارائه شده اند که معرفی مختصر آنان هدف اصلی این مقاله بود.

منابع و ماخذ
1-
Williams, A. and R. Janatan (2003). " A Dictionary of Organizational Behavior". New York: Mc Grew Hill .
2-
Nichelson, N. (2001). "The Best Practices of Organizational Behavior". Blackwell Business Publisher, United States of America .
-3 الوانی، سیدمهدی (1379)، مدیریت عمومی، نشرنی، تهران.
-4 ریو، جان مارشال (1378)، انگیزش و هیجان، ترجمه یحیی سید محمدی، نشر ویرایش، بهار، تهران.
-5 رابینز، استیفن، پی. (1381)، مدیریت رفتار سازمانی: مفاهیم، نظریه ها و کاربرها، ترجمه اعرابی و پارساییان، موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی، تهران.
-6 مورهد،گرگور و نیکی گریفین (1381)، رفتار سازمانی، ترجمه الوانی و معمارزاده، نشر مروارید، تهران.

_ علیرضا مقدسی: کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات از دانشگاه علامه طباطبایی و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی – واحد مشهد

منبع: مجله تدبیر-شماره180



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 15 خرداد 1389  ساعت 1:10 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
این تحقیق در برگیرنده‌ی یک رویکرد کیفی در یافتن رابطه‌ی میان کارآفرینی و نوآوری و تجزیه و تحلیل عواملی است که تعامل میان این دو را تقویت می کنند.این تحقیق نشان می دهد که کارآفرینی و نوآوری ارتباطی مثبت با یکدیگر دارند.  
هدف- دستیابی به مفهوم و درک ماهیت کارآفرینی و نوآوری از طریق یک تحقیق تجربی پیرامون سازمان های مختلف و توسعه ی یک چارچوب تکاملی و یکپارچه از تعامل میان کارآفرینی و نوآوری .
طرح/ روش شناسی / رویکرد – این تحقیق در برگیرنده ی یک رویکرد کیفی در یافتن رابطه‌ی میان کارآفرینی و نوآوری وتجزیه و تحلیل عواملی است که تعامل میان این دو را تقویت می کنند .از مطالعات موردی برای تکمیل یک ارزیابی جامع در مورد کارآفرینی و نوآوری استفاده شده است .
یافته ها – این تحقیق نشان می دهد که کارآفرینی و نوآوری ارتباطی مثبت بایکدیگر دارند و به رشد و توسعه ی سازمان ها کمک می کنند.کارآفرینی ونوآوری مکمل یکدیگر هستند و ترکیب این دو برای موفقیت سازمانی و ثبات در پویایی های امروز و محیط متغیر جهان حیاتی است .کارآفرینی ونوآوری محدود به مراحل اولیه ی یک کسب و کار جدید نیستند.
ارزش اولیه – کارآفرینی و نوآوری را باید رویکردی مستمر در سازمان ها دانست و این مقاله به توسعه ی چنین رویکردی می پردازد.این تحقیق تجربی موید درک نظریه‌ها و روش‌های موجود کارآفرینی و نوآوری در سازمان‌ها است .
این مقاله، استدلال می‌نماید که ترکیب کارآفرینی و نوآوری، عاملی کلیدی برای ثبات و پایداری سازمان دراین دوران مملو از تغییرات سریع است. ارزیابی ادبیات تحقیق نمایانگر آن است که برخی مطالعات به فرایند، ساختار و استراتژی کارآفرینی و نوآوری می پردازند و دیگر تحقیقات نیز نمایانگر رابطه‌ی مفهومی میان این دو هستند. البته مطالعات تجربی، روابط و همیاری های میان این دو را نشان می دهند.
اهداف این تحقیق عبارتند از:
. کمک به درک ماهیت کارآفرینی و نوآوری از طریق مطالعه‌ی تجربی سازمانهای مختلف؛
. توسعه ی یک چارچوب تکمیلی از رابطه‌ی میان کارآفرینی و نوآوری؛
این تحقیق به دو پرسش می‌پردازد:
1. چگونه کارآفرینی و نوآوری با هم ارتباط دارند؟
2. عوامل مهم و تاثیر‌گذار بر توسعه ی کارآفرینی ونوآوری چه هستند و چگونه رابطه‌ی میان آنها بر اشاعه‌ی نوآوری تاثیر می گذارد؟
این تحقیق دربرگیرنده‌ی رویکردی کیفی است که نماینگر همیاری میان کارآفرینی و نوآوری و تحلیل عواملی است که رابطه‌ی میان این دو را تقویت میکنند. مطالعات موردی در خصوص شش سازمان کارآفرین و نوآور ومصاحبه‌های عمقی با مدیران ارشد انجام شد تا ارزیابی کارآفرینی و نوآوری تکمیل شود.این مطالعه‌ی تجربی؛ به درک نظریه‌ها وروش های موجود کارآفرینی و نوآوری کمک می کند.
ارزیابی ادبیات تحقیق
هیچ گونه اجماع نظری در خصوص کارآفرینی و نوآوری درادبیات حاضر وجود ندارد.برخی افراد با بررسی شخصیت و روان‌شناسی کارآفرینان و نوآوران در مورد ماهیت کارآفرینی و نوآوری در سازمان ها به تحقیق پرداخته‌اند.به صورت خلاصه، این تحقیق طیفی از دیدگاه‌های مختلف درباره‌ی کارآفرینی و نوآوری و رابطه‌ی میان آنها را بررسی می کند.این ارزیابی، به موضوعات فرهنگی نیز می پردازد زیرا آنها تاثیری عمیق بر توسعه ی کارآفرینی و نوآوری دارند.
کارآفرینی
کارآفرینی دربرگیرنده‌ی عقاید مختلف و تبدیل آنها به محصولات یا خدمات و ایجاد کسب وکار برای ارایه‌ی آنها در بازار است. در سالهای اخیر، یک روند قابل توجه در تحقیق پیرامون کارآفرینی ، مجزا از کسب وکارهای کوچک و به سمت خود کارآفرینی بوده است. تحقیق حاضر با تاکید بر خود کارآفرینی و نه شخصیت یا روان‌شناسی کارآفرینان کسب و کارهای کوچک، منعکس‌کننده‌ی این روند است.کارآفرینی نمایانگر یک رفتار سازمانی است. عناصر کلیدی کارآفرینی عبارتند از ریسک‌ پذیری، پیش نگری و نوآوری. البته اسلوین و کوین استدلال کرده اند که این سه عنصر برای تضمین موفقیت سازمانی کافی نیستند. آنها معتقدند که یک شرکت موفق نه تنها دربرگیرنده‌ی رفتار مدیریتی کارآفرینانه است بلکه دارای فرهنگی مناسب ویک ساختار سازمانی برای حمایت از چنین رفتاری است. مقاله‌ی حاضر رویکردی مشابه را به کار می گیرد و به کارآفرینی به عنوان یک رفتار سازمانی مرتبط با تغییر و نوآوری می پردازد.
کارآفرینان و مالکان کسب وکارهای کوچک
کارآفرینان با مالکان کسب وکارهای کوچک تفاوت دارند.تیم گارلندو تیم استیوارت استدلال می نمایند که مالکان کسب و کارهای کوچک نگران تامین درآمد برای رفع نیازهای اساسی خود هستند و معمولا دست به نوآوری نمی زنند در حالی که کارآفرینان انگیزه‌ی بیشتری برای پیشرفت و ریسک‌ پذیری دارند وخود را درگیر نوآوری و تغییر می نمایند. این مقاله دربرگیرنده ی چشم اندازی مناسب برای این استدلال است که کارآفرینی و نوآوری ارتباط نزدیکی داشته و مکمل یکدیگر هستند.
کارآفرینی درون سازمانی و برون سازمانی
دراکر کمک مهمی ساختار مفهومی کارآفرینی در سازمان های بزرگ کرد و مفهوم «کارآفرینی درون سازمانی » و « کارآفرینی برون سازمانی» را مطرح کرد.آنتونچیچ و هیسریخ استدلال کرده‌اند که کارآفرینی درون سازمانی بدون توجه به اندازه‌ی سازمان، درداخل آنها صورت می گیرد. تحقیق درمورد کارآفرینی درون سازمانی ، برای افراد کارآفرین در داخل سازمان‌ها، شکل گیری کسب و کارهای جدید و ویژگی‌های سازمان کارآفرین است. در این مقاله، کارآفرینی شامل هردو می باشد.
نوآوری
به مدت بیش از نیم قرن، تحقیق و توسعه ارتباط تنگاتنگی با نوآوری تکنولوژیکی داشته است.اختراع، نزدیک ترین تعریف به نوآوری است.دراکرمعتقد است که هفت منبع اصلی در قبال فرصت های نوآوری وجود دارد.تنها یکی از آنهادرمورد اختراع چیزی است.بنابراین، نوآوری چیزی فراتر از اختراع است و نوآوری نباند حتما فنی باشد.نمونه های بسیاری از نوآوری های اجتماعی و اقتصادی وجود دارند.نوآوری یک نظریه یا طرح است که دانش و تکنیک های موجود را با هم ترکیب می کند تا مبنای نظری برای یک مفهوم جدید ایجاد کند.بنابراین نوآوری دارای ابعاد مختلفی است و در نتیجه موضوی چند وجهی می‌باشد.مهم ترین ابعاد نوآوری عبارتنداز:
. بنیادی در برابررشد یابنده
. محصول در برابرفرآیند
. اجرایی دربرابر فنی
نوآوری می تواند هم بنیادی باشد و هم رشدیابنده .نوآوری های رشدیابنده به نوآوری های منقطع ، غیر مستمر، تحولی ، اولیه، برتر و پایه اطلاق می گردد.نوآوری های رشدیابنده ،حرکاتی کوچک برای تقویت وانبساط فرآیندها ومحصولات و خدمات تثبیت شده هستند.درراستای هدف این مقاله ، تعریفی گسترده از نوآوری ارایه میشود که شامل محصولات جدید، فرآیندهای جدید و خدمات جدید( شامل کاربردهای جدید محصولات، فرآیندها و خدمات فعلی و موجود)، شکل های جدید سازمان ، بازارهای جدید و توسعه ی مهارت های جدید و سرمایه ی انسانی است.
رابطه‌ی نظری میان کارآفرینی و نوآوری
رابطه ی مفهومی و نظری میان کارآفرینی و نوآوری ، سال ها است که در ادبیات مورد تحقیق مورد بحث قرار گرفته است.اصول اقتصادی نوآوری ، توجه فزاینده ای را درسالهای اخیر به خود معطوف کرده اند.نظریه های مبنا در قبال اصول اقتصادی نوآوری وسه الگو درقبال مبحث نوآوری عبارتند از:
1.الگوی کارآفرین
2. الگوی اصول اقتصادی- فن آوری
3. الگوی استراتژیک
الگوی کارآفرین به دهه ی 1930 بازمی‌گردد که برای نخستین مرتبه ، شومپیتر(1934) تلاش کرد تا رابطه‌ای میان کارآفرینان و نوآوران بیابد و کارآفرین را به عنوان نوآور مطرح کرد.او معتقد بود که نوآوری نقش زیادی در توسعه ی اقتصادی دارد زیرا کارآفرینان مولد نوآوری هاهستند.مفهوم کارآفرین به عنوان نوآور، زیربنای الگوی کارآفرین را تشکیل می دهد که در آن نقش کارآفرین درفرآیند نوآوری پررنگ شده است.بر اساس این الگو،تنها فردی که یک شرکت جدید را بر مبنای یک ایده ی جدید بنا می کند، می تواند کارآفرین نامیده شود.کارآفرینی عملی خلاقانه و یک نوع نوآوری است.کارآفرینی درباره‌ی خلق چیزی است که قبلا وجود نداشته است .این امر برای فرد و جامعه ارزش آفرینی به دنبال دارد و بر مبنای درک و استفاده از یک فرصت است.
موضوعات فرهنگی مرتبط با کارآفرینی و نوآوری
فرهنگ ملی وفرهنگ سازمانی، تاثیر عمیقی برسطح کارآفرینی و نوآوری در سازمانها دارند.فرهنگ ، شاخص اولیه ی کارآفرینی و نوآوری است.هافشتد فرهنگ ملی را برنامه‌ریزی ذهنی افراد یک کشور می داند .در نتیجه ی تحقیق فرافرهنگی 40 کشور ،او چهار جنبه را تعیین کرد که به موجب آن فرهنگ ها براساس توزیع قدرت، اجتناب از ابهامات، فرد گرایی و مروت با هم تفاوت دارند.از نظر هافستید، کشورهایی که امتیاز بالاتری درقبال فردگرایی وامتیاز پایین تری در قبال توزیع قدرت دارند، غالبا از رشد اقتصادی بالاتری برخوردارند و تمایل دارند که نوآورتر باشند.کشورهای دارای توزیع قدرت بیشتر، دارای ساختاری متمرکز و سلسله مراتبی هستند که مانع نوآوری می شوند اما کشورهایی که دارای توزیع کمتر قدرت هستند، دارای ساختاری غیرمتمرکزو غیر سلسله مراتبی هستند که محرک ومشوق نوآوری هستند.فرهنگ سازمانی تاثیر بسزایی برکارآفرینی و نوآوری دارد.فرهنگ سازمانی به طرق مختلفی تعریف می شود.تعریفی ساده که توسط بسیاری از محققان ارایه شده، آن است که فرهنگ سازمانی «روشی است که ما امور اطراف خود را انجام می دهیم » این امر منعکس کننده ی ضوابط ، ارزش ها و عقایدی است که در میان افراد یک سازمان مشترک است. فرهنگ سازمانی می تواند بر سطوح کارآفرینی و نوآوری از طریق فرآیندهای اجتماعی تاثیر بگذارد که خود بر رفتارمحیط تاثیر می گذارد و از طریق ساختارها، سیاست ها و رویکردهایی شکل می گیرد که ارزش‌ها و اعتقادات اصلی سازمان هستند.
روش شناسی
طرح تحقیق
داده های این مطالعه از سه منبع وبا استفاده از شیوه های گوناگون گردآوری شده اند. نخست انجام ارزیابی تحقیق است که برای ارزیابی مفاهیم مد نظر مدیران ارشد در مورد کارآفرینی و نوآوری مطرح هستندو همچنین عواملی که به توسعه و تلفیق کارآفرینی و نوآوری کمک می کنند.سوم ، مطالعات موردی شش سازمان هستند که در جستجوی یافتن رفتارسازی و رابطه ی میان کارآفرینی و نوآوری در سازمانهای مختلف ، بخش های مختلف و پیشینه های تاریخی است.
نمونه گیری
یک نمونه ی هدف‌مند انتخاب شد تا اطلاعاتی غنی گردآوری شوند.پیتون می گوید: « اطلاعات غنی ، داده هایی هستند که می توان از طریق آنها مطالب زیادی درباره ی موضوعاتی آموخت که اهمیت فراوانی در قبال موضوع تحقیق دارند.»معیارهای انتخاب عبارت بودند از:
. شرکت هایی که باید فعالانه در فعالیت های کارآفرینی و نوآوری شرکت می کردند،
. شرکت هایی که باید اندازه های مختلفی داشته باشند ، در بخش های مختلف صنعتی فعالیت می کردند و دارای سوابق کاری متفاوتی بودند.شش سازمان واقع در استرالیا به عنوان نمونه ی تحقیق انتخاب شدند.یک مصاحبه ی نیمه ساختار یافته با مدیر ارشد هر یک از این سازمان ها انجام شدند.این مصاحبه ها ضبط و سپس بر روی کاغذ پیاده شدند.از نرم افزار
Nvivo ( یک ابزار فن آوری اطلاعات برای تحلیل کیفی داده ها) برای سامان دهی و طبقه بندی حجم زیادی اطلاعات گردآوری شده از اسناد و مصاحبه ها استفاده شد.
نتایج
مفاهیم رفتارهای کارآفرینی و نوآوری
اجماع نظری کلی در میان مصاحبه شوندگان وجود داشت که کارآفرینی و نوآوری ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند.در واقع ، مدیران برای تشریح سازمانشان از این دو واژه به جای یکدیگر استفاده می کردند.بدیهی است که ترکیب کارآفرینی و نوآوری با محیط خاص سازمانی و عملکرد هر یک از سازمانهای مورد مطالعه ارتباط دارد.این سازمانها مستمرا اقدام به ایجاد محصولات، خدمات، پروژه ها ، فرصت های جدید کسب وکار و بازارها – بدون توجه به اندازه و بخش صنعتی سازمانها – می کردند.آنها دیدگاه های خود درقبال نوآوری را با استراتژی ها و اقدامات کارآفرینانه خود تلفیق می کردند.
مطالعه ی موردی1 : یک شرکت جهانی و پیشرو در زمینه ی لوازم الکترونیکی
این شرکت بزرگ الکترونیکی و مهندسی برق در بیش از 190 کشور فعالیت می کند.فروش سالانه ی این شرکت استرالیایی ، 1/1 میلیارد دلار استرالیا در سال 2001 بود.این شرکت دارای بیش ا ز2200 کارمند است .این شرکت از سال 1872، پروژه های زیر ساختاری و زیر‌بنایی مهمی را در استرالیا به اجرا درآورده بود.این شرکت تلاش می کند تا یک محیط نوآورانه را ایجادکند که کل سازمان را در برمی گیرد.نوآوری به یک ارزش مشترک در میان تمامی کارکنان سازمان تبدیل شده است.طی سالها ، این شرکت یک جایره ی ارزشمند را در حوزه ی نوآوری به دانشگاه ها و دانشکده ها‌ی استرالیایی اعطا کرده است .این امرباعث می شود که جوانان استرالیایی دارای استعداد مهندسی ، ترغیب شوند تا راه حل هایی نوآورانه را در قبال صنایع به ویژه این شرکت ارایه کنند.این شرکت برنامه های آموزش کارآفرینی درون سازمانی را برای کارکنانش ارایه می کند و یک وب سایت نیز مردم را ترغیب می کند تا ایده های جدید خود را برای شرکت بفرستند.این شرکت یک پیام روشن را درخصوص نوآوری برای کارکنانش و عموم مردم فرستاده است.بر اساس اعلام مدیر شرکت و گزارش کاری سال 2001 ، مدیریت ارشد( مدیر عامل و تیم مدیریتی ) روح کارآفرینی ونوآوری را دراین شرکت زنده کرده اند.این امر از طریق ساختارهای پیشرفته ی کسب وکار ، انطباق کسب وکار با نیازهای بازار و تغییر در سبد سهام شرکت میسر می گردد .تنها در سال 2001 ، این شرکت 7 شرکت جدید تاسیس کرد تا گستره ی کسبو کارش را توسعه دهد و بتواند نیازهای متغیر بازار را برآورده سازد و قدرت رقابت خود را افزایش دهد.
مطالعه ی مورد2: یک شرکت عمرانی و ساختمانی
این شرکت دارای دو چهره است : یک شرکت ساختمانی و یک شرکت تولید کننده ی شیشه و آلومینوم .این شرکت درها و پنجره های پروژه های تجاری رانصب می کند .گردش مالی سالیانه ی آن 20 میلیون دلار استرالیا است.این شرکت 50 کارمند دارد.20 سال پیش ، مدیر عامل این شرکت آن را تاسیس کرد و این در حالی بود که قبل از آن به مدت 13 سال دریک شرکت ساختمانی دیگر کارکرده بود.تغییر شغل او برگرفته از یک ایده ی بسیار ساده بود: او میخواست کسب کار خودش را اداره کند و این کار را بهتر از شرکتی انجام دهد که 13 سال تمام در آن کارکرده بود.پس از پنج سال مشکل ساز، کسب وکارش هر ساله افزایش یافت و هم اکنون از طریق مناقصه های رقابتی، قراردادهایی به ارزش 10 ملیون دلار استرالیا منعقد می کند.هم اکنون این شرکت، سیستم های خود را به چند کشور آسیایی و همچنین ایالات متحده ی آمریکا صادر می کند .پر واضح است که این شرکتی موفق است و دارای یک مزیت رقابتی در قبال توسعه ی محصولات جدید است .
مطالعه ی موردی 3: یک شرکت تولید میوه
این شرکتی جوان و پویا است که 3 سال قبل توسط گروهی از کشاورزان تاسیس شد که قصد داشتند جایگاهی برتر در بازار برای خودشان دست و پا کنند.سوپرمارکت ها بخش اعظم میوه ی تازه ی بازار را عرضه می کنند اما آنها خواهان 40 درصد این محصولات نیستند.لذا گروهی کوچک از کشاورزان شرکت خود را برای بهره برداری از محصولات باقی مانده تاسیس نمودند.این گروه به دنبال آن است که چهره ای متمایز در بازار استرالیا بیابد.هم اکنون کسب کار این شرکت رشد کرده و توانسته قراردادهای بسیار خوبی منعقد نماید.پس از 3 سال توسعه ی مستمر و تلاش برای یافتن بازارهایجدید برای محصولاتشان ، این شرکت توانسته 16 درصد سخم بازار مربای استرالیا را به دست آورد.این مطالعه ی موردی نشان میدهد که یک شرکت کوچک و جوان می تواند از طریق کارآفرینی و نوآوری ، سهم قابل توجهی را در بازار بیابد.
مطالعه ی موردی 4: یک شرکت تولید وصادرات سبزی
20 سال پیش ، این شرکت توسط تعدادی سبزی کار تاسیس شده که انواع سبزیجات را تولید و بسته بندی می کنند و سپس آنها را برای صادرات و فروش در اختیار شرکتهای حمل و نقل قرار می دهند.این شرکت هم اکنون یکی از بزرگ ترین صادرکنندگان سبزیجات در استرالیا است .این شرکت بین 50 تا 60 درصد سهم واردات و صادرات بازار سبزی و 30 درصد بازار داخلی استرالیا را دردست دارد.هم اکنون 500 نفر در این شرکت مشغول به کار هستند.رشد موفقیت آمیز این شرکت به دلیل توسعه ی فعالانه ی محصولات و بازارهای جدید است.به گفته ی مدیر عامل آن ، این شرکت همواره به دنبال یافتن فرصت هایی برای صادرات آلبالو و انگور است.
مطالعه ی موردی 5: یک شرکت مشاوره
این یک شرکت مشاوره و آموزش است که به مدت 31 سال انگلستان را به دیگر کشورها متصل کرده است.دفتر مرکزی آن در لندن و دفتر آن در ملبورن دو سال پیش تاسیس شده است .دفتر ملبورن یک دفتر آنوزشی بود که دوره های چندروزه ی آموزشی برگزار می کرد اما هم اینک یک شرکت بزرگ آموزش و مشاوره است .این شرکت همواره به دنبال منحصر به فرد ساختن خدماتش میباشد.این شرکت چندان از برنامه های رایج و استاندارد استفاده نمی کندوهرگز دو برنامه ی آن شبیه به یکدیگر نیستند .استفاده از سالن های بزرگ نمایشی ، از جمله اقدامات این شرکت درو حوزه ی کارآفرینی و نوآوری است.بر خلاف اکثر شرکت های آموزشی که از فیلم های ویدوئی استاندارد و مطالعات موردی استفاده می کنند ، این شرکت از سالن های بزرگ برای ارتباط با مخاطبانش استفاده می نماید.این کار در قبال برنامه های آموزشی پرهزینه است اما تاثیر بیشتری دارد و موفقیت آن در درآمدزایی ، برای این شرکت به اثبات رسیده است.
مطالعه ی 6 : یک شرکت تولید کننده ی نوشیدنی
این شرکت در سال 1998 و پس از ادغام یا یک شرکت آمریکایی پا به عرصه ی ظهور نهاد و وارد بازار استرالیا شد.دو سال قبل ، شرکت فاسترز گروپ این شرکت را خرید .این شرکت پس از ادغام شاهد تغییرات زیادی بوده است.پیش از ادغام ، این شرکت به صورت خانوادگی اداره می شد و تولیداتش را در اختیار رستوران های محلی و خرده/ عمده فروشان قرار می داد.امروزه این شرکت دربیش از 40 کشور از جمله سنگاپور ، انگلستان ، کانادا و ایالات متحده فعال است .هم اکنون این شرکت ، در حال ایجاد دفتری در چین است.گردش مالی سالیانه ی آن 500 میلیون دلار استرالیا و تعداد کارمندان آن نیز 500 نفر است.
مبحث
قضیه ها
بر مبنای مطالعات موردی ارایه شده در بالا ، سه قضیه مهم درباره ی رابطه ی میان کارآفرینی و نوآوری و عوامل تاثیرگذار بر توسعه ی آنها را میتوان ارائه کرد؛
قضیه ی 1: کارآفرینی و نوآوری مکمل یکدیگر هستند زیرا نوآوری منبع کارآفرینی و کارآفرینی امکان ظهور نوآوری را فراهم می کندو به تحقق ارزش اقتصادی آن کمک می کند.
قضیه ی 2: کارآفرینی و نوآوری ، حوطه ی کسب وکار را توسعه داده و رشد آن را افزایش می دهند.بنابراین کارآفرینی و نوآوری ، فرآیند هایی پویا وکلی هستند که فقط محدود به مرحله ی نخست یک کسب و کار جدید نیستند .تیم هربیگ (1994) معتقد است که رابطه ی زیادی میان ایجاد شرکت های جدید و نوآوری وجود دارد و کسب و کارهای جدید، نوآوری های بیشتری ایجاد می کنند و نوآوری هایشان را سریع تر از شرکت های بزرگ وارد بازار می کنند .یافته ها ی تحقیق حاضر ، نمایانگر داستانی متفاوت است.
قضیه ی 3: توسعه ی کارآفرینی و نوآوری و تعامل میان آنها برای اشاعه ی موفقیت آمیز نوآوری ، نیازمند یک فرهنگ سازمانی و سبک مدیریت است که متمرکز بر نوآوری است.برای انطباق با تغییرات سریع بازار ، تمامی شرکت های مورد بررسی یک فرهنک سازمانی را خلق کرده بودند که موید عقاید و روش های نوین انجام کسب وکار است. معمولا محرک اصلی نوآوری برگرفته از مدیریت ارشد است و کارمندان به شکلی مثبت بدان پاسخ می دهند .اگر چه ساختار مدیریتی سازمان ها از ساختار رسمی سلسله مراتبی ( شرکت بزرگ الکترونیکی ) تا ساختارهای مسطح ( در پنج شرکت کوچک تر ) متفاوت است.اما سبک های مدیریتی هر 6 سازمان دارای نقاط اشتراک زیادی هستند.همه ی آنها تلاش های نوآورانه را ارج می نهند ، منابع لازم را به اشاعه ی نوآوری اختصاص می دهند و دارای نگرش های مشابه استراتژیک در قبال کارآفرینی و نوآوری هستند.آنها دارای نگرشی روشن و بلند مدت درباره ی عقاید وکسب و کارهای جدید هستند.
موضوعات و مشکلات
سازمانهای درگیر درکارآفرینی و نوآوری، با مشکلات یمواجهند که ارزش بیان کردن را دارند .مشکلات اصلی پیش روی مدیران ارشد را می توان این گونه بیان کرد:
. در نتیجه ی برخی نوآوری های فنی ، برخی شرکت هایمورد مطالعه به تازگی تجدید ساختار کرده اند که این امر به کاهش میزان مشاغل، کاهش انگیزه ی کارکنان و مشکلات ناشی از کاهش نیرو منتهی شده است.
. هیچ یک از 6 سازمان مورد بررسی، دارای ساختار خاص رسمی برای اجرای کارآفرینی و نوآوی نبودند و هیچ یک سمت و پست سازمانی خاصی تحت عنوان«مدیر نوآوری» یا « مدیرکارآفرینی» یا موردی مشابه آن ندارند.وقتی در این زمینه سوال شد، دو مدیر اظهار داشتند که کارآفرینی و نوآوری به عنوان بخش‌های مکمل فعالیت های سازمانی تلقی میشوند و بنابراین نیازی به یک ساختار مدیریتی مجزا برای این فعالیت ها وجود ندارد. چهار مدیر دیگر اعلام کردند که درحال حاضر، سیستم ها‌ی کارآفرینی و نوآوری کاملا در سازمان هایشان غیر رسمی هستند.
. غیر ممکن است بتوان نتایج کارآفرینی و نوآوری را سنجید زیرا بسیار مشکل است که آنها را ازکسب وکار سازمان ها جدا کنیم .« ما از رویکزدی کلی نگر در قبال کسب وکارمان بهره می بریم – یعنی از طریق رشد و توسعه ی سهم خویش در بازار.»
. تامین بودجه می تواند مشکل ساز باشد.همان طور که یکی از مدیران می گفت: « بسیار سخت است که بودجه ی لازم برای توسعه ی محصولات را فراهم کرد.»
.مدیران دوست ندارند کنترل خود را از دست بدهند .یکی از مصاحبه شوندگان درباره‌ی رفتار مدیران یک شرکت می گفت: « اگر بخواهید بیش از حد خلاق باشید، خود را به خطر انداخته اید.»
. زمان ، پشتکار و ریسک پذیری برای پذیرفت شدن یک محصول جدید در بازار الزامی است.
. استخدام و مدیریت خوب کارکنان، موضوعات کلیدی پیش روی سازمان های نوآور و کارآفرین است.بسیار سخت است افرادی را بیابیم که بتوانند « خونی جدید، ایده هایی جدید ، تفکری جدید و افقی جدید را به سازمان بیاورند.» همچنین حفظ آنها به مراتب دشوارتر است.
یک چارچوب یکپارچه برای کارآفرینی و نوآوری
تحقیقات نشان میدهند که سازمان ها می توانند کارآفرینی و نوآوری را به صورت داخلی و از طریق استراتژی ، ساختار و فرآیندهای آنها افزایش دهند.بر مبنای مطالعات موردی ذکر شده دربالا ، می توان یک چارچوب را برای کارآفرینی ونوآوری ارایه نمود.این چارچوب دربرگیرنده ی پنج عامل است : استراتژی ، سیستم ، پرسنل ، مهارت ها و سبک .این مدل بر مبنای متون مدیریتی است.
استراتژی
یک استراتژی خوب و آینده نگر ، محور کارآفرینی و نوآوری در سازمان است.چنین سازمانی نیازمند استراتژی های با تمرکز داخلی است که توسعه و تغییر در سازمان را ترغیب می کنند و درعین حال نیازمند استرتژی هایی با تمرکز خارجی است که فعالانه به دنبال کسب و کارها ، ادغام ها یا سرمایه گذاری های مشترک و جدید برای دستیابی به موفقیت از طریق نوآوری هستند.استراتژی باید آن قدر متنوع باشد که به طیفی از موضوعات تکنولوژیکی ، مالی وبشری بپردازد وباید درعین حال منطبق با شرایط آتی باشد.با توجه به رابطه ی نزدیک میان کارآفرینی ونوآوری ، استراتژی باید هم نوآورانه باشد و هم کارآفرینانه و شامل روش های متحول ساختن محصولات وخدمات باشد تا بتوان به ارزش کسب وکارهای موجود افزود.برآورده ساختن نیازهای متغیر مشتریان و تاکید بر بازاریابی و توسعه ی بازارهای جدید ، باید کلید استراتژی های کارآفرینانه و مدیریتی باشد.به علاوه ، در محیط پر تلاطم اقتصاد امروز ، توسعه ی توانایی های سازمانی برای اکتساب ، خلق ، توسعه و ... بهره برداری از دانش و اطلاعات ، باید یک استراتژی الزامی در کسب یک مزیت رقابتی از طریق نوآوری باشد.یک استرتژی خوب به اجرایی کارآمد و اثربخش وابسته است واین امر نیازمند سیستمی مناسب، یک تیم توانمند ، طیفی گسترده از مهارت هاو ترغیب یک سبک مدیریتی حمایت کننده است که یک فرهنگ سازمانی نوآورانه و کارآفرینانه را ترغیب می کند.
سیستم
این تحقیق حکایت از آن دارد که اندازه و حجم نمی تواند میزان توانمندی سازمان در کارآفرینی و نوآوری را مشخص سازد واین عناصر فرهنگی و ساختاری هستند که نقشی کلیدی ایفا می کنند .سیستم کنترل و مدیریت برای تحقیق وتوسعه ی محصولات جدید باید انعطاف پذیر باشد که این امر به تغییر شرایطی وابسته است که بر هر برنامه یا پروژه ی تاثیر می گذارد.واگذاری قدرت یا اعطای اختیارات به ویژه در مراحل اولیه ی نوآوری و توسعه ی محثول الزامی است.البته برای تضمین یک بازار مساعد ، باید یک سیستم مناسب کنترلی به کارگرفته شود تا بتوان بر کیفیت و هزینه های نظارت کرد، شرایط دشوار زمانی را تحمل کرد و با توسعه و پیشرفت پروژه، به اهداف از پیش تعیین شده دست یافت.باید میان آزادی وکنترل ، تعادل و توازنی کارآمد و اثربخش ایجاد کرد.
پرسنل
در اقتصاد مبتنی بر دانش امروز، افراد مهم ترین دارایی هستند .کارکنان یک سازمان نوآور وکارآفرین باید افرادی خلاق و آماده ی نوآوری باشند.آنها باید آماده ی تحول باشند و بتوانند این تغییرات را به مثابه ی فرصت بدانند.برای موفقیت در محیط اقتصادی ، سازمان کارآفرین و نوآور نیازمند مدیران کارآفرین پروژه است تا بتوانند پروژه هایی نوآورانه را هماهنگ کرده و اجرا نمایند.برای موفقیت دراشاعه ی نوآوری ها ، ترکیبی مناسب از افراد الزامی است:
مهارت ها
مهارت ها به طور خلاصه عبارتند از:
. توانایی یافتن و شناسایی فرصت های نوآورانه ؛
. نگرشی آینده نگر برای توسعه ی نوآوری از طریق یک نگرش استراتژیک
. توانایی ایجاد یک محیط خلاق که کارآفرینی و نوآوری را ارتقا می بخشد ؛
. توانایی اجرای طرح های کارآمد برای اجرا و رویکردهای نوآورانه ؛
. توانایی تلفیق پژوهش ، طراحی و اطلاعات بازار برای تبدیل عقاید جدید به نوآوری های مهم تجاری؛
.توانایی اتخاذ رویکردهای اثر بخش و واقع بینانه برای ارزیابی پروژه های تحقیق و توسعه در قبال نوآوری ، کیفیت و ارزش تجاری
سبک
یک سبک مدیریت کارآفرینانه برای نوآوری باید باز و حمایت کننده باشد، باید توسعه ی محصولی جدید را تقویت و ترغیب کند و باید نیازهای مشتریان جدید ، مصرف کنندگان جدید و بازارهای جدید را از طریق توانایی کسب اطلاعات از منابع مختلف برآورده سازد.سبک سازمانی کارآفرینانه و نوآورانه باید فرهنگ واگذاری اختیارات را به کارکنان ارایه نماید وباید یک سیستم تشویقی را به کاربگیرد که بیانگر مشوق هایی برای رفتارها ، ارزش ها و فرضیه های نوآورانه و کارآفرینانه است.
محدودیت ها
این تحقیق دارای دو محدودیت است.نخست موضوع فرهنگ است.هافستد( 1991) معتقد است که سازمان ها فرهنگ مدار هستند و نظریه و مفاهیم سازمان ها مشابه شرایط فرهنگی هستند.در این راستا ، یافته های تحقیق حاضر در استرالیا الزاما نمادی از سازمان های دیگر کشودها نیست .محدودیت دوم ، روش شناسی این تحقیق است.حجم کوچک نمونه ها و آمارهای محدود شش سازمان مورد بررسی ، امکان کلی ساختن این یافته ها را محدود می سازد .این محدودیت ها به اتفاق هم مفید بودن این تحقیق را زیر سوال می برند- به ویژه اگر بخواهیم مطالعات کمی نمونه ای بزرگ تر را در شرایط مختلف فرهنگی به کاربگیرم .

نتایج

این تحقیق از طریق ارزیابی و مطالعه ی شش سازمان کارآفرین و نوآور دراسترالیا ، به رابطه ی میان کارآفرینی ونوآوری پرداخته است.نتایج این تحقیق عبارتند از:
. کارآفرینی ونوآوری دارای رابطه ای مثبت هستند واز طریق تعامل با یکدیگر به موفقیت سازمان کمک می کنند؛
. کارآفرینی و نوآوری مکمل یکدیگرهستند و ترکیب این دو برای موفقیت و ثبات سازمان در محیط متغیر و پویای امروز حیاتی است؛
. کارآفرینی ونوآوری محدود به مراحل نخست یک کسب وکار جدید نیستند بلکه فرآیندهایی پویا و کلی نگرانه در سازمان‌های کارآفرین و نوآور هستند؛
. فرهنگ سازمانی وسبک مدیریت عوامل مهمی هستند که بر توسعه‌ی رفتار نوآورانه و کارآفرینانه در سازمان ها تاثیر می گذارند.
این تحقیق نشان می دهد که سازمان های کارآفرین و نوآور مورد بررسی در این تحقیق با مشکلاتی درقبال عملی ساختن کارآفرینی و نوآوری مواجه هستند .از آن جا که کارآفرینی و نوآوری رفتارهایی سیستماتیک هستند ، تلاش‌های سیستماتیکی برای تلفیق آنها در فعالیت های سازمان ها مورد نیاز هستند.کارآفرینی و نوآوری را باید موضوعی مستمر و روزمره در سازمان‌ها دانست که این تحقیق نقش بسزایی در توسعه‌ی چنین نگرشی داشته است.با این وجود به تحقیقاتی جامع‌تر در این حوزه نیاز است.

نمونه گیری
یک نمونه ی هدف‌مند انتخاب شد تا اطلاعاتی غنی گردآوری شوند.پیتون می گوید: « اطلاعات غنی ، داده هایی هستند که می توان از طریق آنها مطالب زیادی درباره ی موضوعاتی آموخت که اهمیت فراوانی در قبال موضوع تحقیق دارند.»معیارهای انتخاب عبارت بودند از:
. شرکت هایی که باید فعالانه در فعالیت های کارآفرینی و نوآوری شرکت می کردند،
. شرکت هایی که باید اندازه های مختلفی داشته باشند ، در بخش های مختلف صنعتی فعالیت می کردند و دارای سوابق کاری متفاوتی بودند.شش سازمان واقع در استرالیا به عنوان نمونه ی تحقیق انتخاب شدند.یک مصاحبه ی نیمه ساختار یافته با مدیر ارشد هر یک از این سازمان ها انجام شدند.این مصاحبه ها ضبط و سپس بر روی کاغذ پیاده شدند.از نرم افزار
Nvivo ( یک ابزار فن آوری اطلاعات برای تحلیل کیفی داده ها) برای سامان دهی و طبقه بندی حجم زیادی اطلاعات گردآوری شده از اسناد و مصاحبه ها استفاده شد.
نتایج
مفاهیم رفتارهای کارآفرینی و نوآوری
اجماع نظری کلی در میان مصاحبه شوندگان وجود داشت که کارآفرینی و نوآوری ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند.در واقع ، مدیران برای تشریح سازمانشان از این دو واژه به جای یکدیگر استفاده می کردند.بدیهی است که ترکیب کارآفرینی و نوآوری با محیط خاص سازمانی و عملکرد هر یک از سازمانهای مورد مطالعه ارتباط دارد.این سازمانها مستمرا اقدام به ایجاد محصولات، خدمات، پروژه ها ، فرصت های جدید کسب وکار و بازارها – بدون توجه به اندازه و بخش صنعتی سازمانها – می کردند.آنها دیدگاه های خود درقبال نوآوری را با استراتژی ها و اقدامات کارآفرینانه خود تلفیق می کردند.
مطالعه ی موردی1 : یک شرکت جهانی و پیشرو در زمینه ی لوازم الکترونیکی
این شرکت بزرگ الکترونیکی و مهندسی برق در بیش از 190 کشور فعالیت می کند.فروش سالانه ی این شرکت استرالیایی ، 1/1 میلیارد دلار استرالیا در سال 2001 بود.این شرکت دارای بیش ا ز2200 کارمند است .این شرکت از سال 1872، پروژه های زیر ساختاری و زیر‌بنایی مهمی را در استرالیا به اجرا درآورده بود.این شرکت تلاش می کند تا یک محیط نوآورانه را ایجادکند که کل سازمان را در برمی گیرد.نوآوری به یک ارزش مشترک در میان تمامی کارکنان سازمان تبدیل شده است.طی سالها ، این شرکت یک جایره ی ارزشمند را در حوزه ی نوآوری به دانشگاه ها و دانشکده ها‌ی استرالیایی اعطا کرده است .این امرباعث می شود که جوانان استرالیایی دارای استعداد مهندسی ، ترغیب شوند تا راه حل هایی نوآورانه را در قبال صنایع به ویژه این شرکت ارایه کنند.این شرکت برنامه های آموزش کارآفرینی درون سازمانی را برای کارکنانش ارایه می کند و یک وب سایت نیز مردم را ترغیب می کند تا ایده های جدید خود را برای شرکت بفرستند.این شرکت یک پیام روشن را درخصوص نوآوری برای کارکنانش و عموم مردم فرستاده است.بر اساس اعلام مدیر شرکت و گزارش کاری سال 2001 ، مدیریت ارشد( مدیر عامل و تیم مدیریتی ) روح کارآفرینی ونوآوری را دراین شرکت زنده کرده اند.این امر از طریق ساختارهای پیشرفته ی کسب وکار ، انطباق کسب وکار با نیازهای بازار و تغییر در سبد سهام شرکت میسر می گردد .تنها در سال 2001 ، این شرکت 7 شرکت جدید تاسیس کرد تا گستره ی کسبو کارش را توسعه دهد و بتواند نیازهای متغیر بازار را برآورده سازد و قدرت رقابت خود را افزایش دهد.
مطالعه ی مورد2: یک شرکت عمرانی و ساختمانی
این شرکت دارای دو چهره است : یک شرکت ساختمانی و یک شرکت تولید کننده ی شیشه و آلومینوم .این شرکت درها و پنجره های پروژه های تجاری رانصب می کند .گردش مالی سالیانه ی آن 20 میلیون دلار استرالیا است.این شرکت 50 کارمند دارد.20 سال پیش ، مدیر عامل این شرکت آن را تاسیس کرد و این در حالی بود که قبل از آن به مدت 13 سال دریک شرکت ساختمانی دیگر کارکرده بود.تغییر شغل او برگرفته از یک ایده ی بسیار ساده بود: او میخواست کسب کار خودش را اداره کند و این کار را بهتر از شرکتی انجام دهد که 13 سال تمام در آن کارکرده بود.پس از پنج سال مشکل ساز، کسب وکارش هر ساله افزایش یافت و هم اکنون از طریق مناقصه های رقابتی، قراردادهایی به ارزش 10 ملیون دلار استرالیا منعقد می کند.هم اکنون این شرکت، سیستم های خود را به چند کشور آسیایی و همچنین ایالات متحده ی آمریکا صادر می کند .پر واضح است که این شرکتی موفق است و دارای یک مزیت رقابتی در قبال توسعه ی محصولات جدید است .
مطالعه ی موردی 3: یک شرکت تولید میوه
این شرکتی جوان و پویا است که 3 سال قبل توسط گروهی از کشاورزان تاسیس شد که قصد داشتند جایگاهی برتر در بازار برای خودشان دست و پا کنند.سوپرمارکت ها بخش اعظم میوه ی تازه ی بازار را عرضه می کنند اما آنها خواهان 40 درصد این محصولات نیستند.لذا گروهی کوچک از کشاورزان شرکت خود را برای بهره برداری از محصولات باقی مانده تاسیس نمودند.این گروه به دنبال آن است که چهره ای متمایز در بازار استرالیا بیابد.هم اکنون کسب کار این شرکت رشد کرده و توانسته قراردادهای بسیار خوبی منعقد نماید.پس از 3 سال توسعه ی مستمر و تلاش برای یافتن بازارهایجدید برای محصولاتشان ، این شرکت توانسته 16 درصد سخم بازار مربای استرالیا را به دست آورد.این مطالعه ی موردی نشان میدهد که یک شرکت کوچک و جوان می تواند از طریق کارآفرینی و نوآوری ، سهم قابل توجهی را در بازار بیابد.
مطالعه ی موردی 4: یک شرکت تولید وصادرات سبزی
20 سال پیش ، این شرکت توسط تعدادی سبزی کار تاسیس شده که انواع سبزیجات را تولید و بسته بندی می کنند و سپس آنها را برای صادرات و فروش در اختیار شرکتهای حمل و نقل قرار می دهند.این شرکت هم اکنون یکی از بزرگ ترین صادرکنندگان سبزیجات در استرالیا است .این شرکت بین 50 تا 60 درصد سهم واردات و صادرات بازار سبزی و 30 درصد بازار داخلی استرالیا را دردست دارد.هم اکنون 500 نفر در این شرکت مشغول به کار هستند.رشد موفقیت آمیز این شرکت به دلیل توسعه ی فعالانه ی محصولات و بازارهای جدید است.به گفته ی مدیر عامل آن ، این شرکت همواره به دنبال یافتن فرصت هایی برای صادرات آلبالو و انگور است.
مطالعه ی موردی 5: یک شرکت مشاوره
این یک شرکت مشاوره و آموزش است که به مدت 31 سال انگلستان را به دیگر کشورها متصل کرده است.دفتر مرکزی آن در لندن و دفتر آن در ملبورن دو سال پیش تاسیس شده است .دفتر ملبورن یک دفتر آنوزشی بود که دوره های چندروزه ی آموزشی برگزار می کرد اما هم اینک یک شرکت بزرگ آموزش و مشاوره است .این شرکت همواره به دنبال منحصر به فرد ساختن خدماتش میباشد.این شرکت چندان از برنامه های رایج و استاندارد استفاده نمی کندوهرگز دو برنامه ی آن شبیه به یکدیگر نیستند .استفاده از سالن های بزرگ نمایشی ، از جمله اقدامات این شرکت درو حوزه ی کارآفرینی و نوآوری است.بر خلاف اکثر شرکت های آموزشی که از فیلم های ویدوئی استاندارد و مطالعات موردی استفاده می کنند ، این شرکت از سالن های بزرگ برای ارتباط با مخاطبانش استفاده می نماید.این کار در قبال برنامه های آموزشی پرهزینه است اما تاثیر بیشتری دارد و موفقیت آن در درآمدزایی ، برای این شرکت به اثبات رسیده است.
مطالعه ی 6 : یک شرکت تولید کننده ی نوشیدنی
این شرکت در سال 1998 و پس از ادغام یا یک شرکت آمریکایی پا به عرصه ی ظهور نهاد و وارد بازار استرالیا شد.دو سال قبل ، شرکت فاسترز گروپ این شرکت را خرید .این شرکت پس از ادغام شاهد تغییرات زیادی بوده است.پیش از ادغام ، این شرکت به صورت خانوادگی اداره می شد و تولیداتش را در اختیار رستوران های محلی و خرده/ عمده فروشان قرار می داد.امروزه این شرکت دربیش از 40 کشور از جمله سنگاپور ، انگلستان ، کانادا و ایالات متحده فعال است .هم اکنون این شرکت ، در حال ایجاد دفتری در چین است.گردش مالی سالیانه ی آن 500 میلیون دلار استرالیا و تعداد کارمندان آن نیز 500 نفر است.
مبحث
قضیه ها

بر مبنای مطالعات موردی ارایه شده در بالا ، سه قضیه مهم درباره ی رابطه ی میان کارآفرینی و نوآوری و عوامل تاثیرگذار بر توسعه ی آنها را میتوان ارائه کرد؛
قضیه ی 1: کارآفرینی و نوآوری مکمل یکدیگر هستند زیرا نوآوری منبع کارآفرینی و کارآفرینی امکان ظهور نوآوری را فراهم می کندو به تحقق ارزش اقتصادی آن کمک می کند.
قضیه ی 2: کارآفرینی و نوآوری ، حوطه ی کسب وکار را توسعه داده و رشد آن را افزایش می دهند.بنابراین کارآفرینی و نوآوری ، فرآیند هایی پویا وکلی هستند که فقط محدود به مرحله ی نخست یک کسب و کار جدید نیستند .تیم هربیگ (1994) معتقد است که رابطه ی زیادی میان ایجاد شرکت های جدید و نوآوری وجود دارد و کسب و کارهای جدید، نوآوری های بیشتری ایجاد می کنند و نوآوری هایشان را سریع تر از شرکت های بزرگ وارد بازار می کنند .یافته ها ی تحقیق حاضر ، نمایانگر داستانی متفاوت است.
قضیه ی 3: توسعه ی کارآفرینی و نوآوری و تعامل میان آنها برای اشاعه ی موفقیت آمیز نوآوری ، نیازمند یک فرهنگ سازمانی و سبک مدیریت است که متمرکز بر نوآوری است.برای انطباق با تغییرات سریع بازار ، تمامی شرکت های مورد بررسی یک فرهنک سازمانی را خلق کرده بودند که موید عقاید و روش های نوین انجام کسب وکار است. معمولا محرک اصلی نوآوری برگرفته از مدیریت ارشد است و کارمندان به شکلی مثبت بدان پاسخ می دهند .اگر چه ساختار مدیریتی سازمان ها از ساختار رسمی سلسله مراتبی ( شرکت بزرگ الکترونیکی ) تا ساختارهای مسطح ( در پنج شرکت کوچک تر ) متفاوت است.اما سبک های مدیریتی هر 6 سازمان دارای نقاط اشتراک زیادی هستند.همه ی آنها تلاش های نوآورانه را ارج می نهند ، منابع لازم را به اشاعه ی نوآوری اختصاص می دهند و دارای نگرش های مشابه استراتژیک در قبال کارآفرینی و نوآوری هستند.آنها دارای نگرشی روشن و بلند مدت درباره ی عقاید وکسب و کارهای جدید هستند.
موضوعات و مشکلات
سازمانهای درگیر درکارآفرینی و نوآوری، با مشکلات یمواجهند که ارزش بیان کردن را دارند .مشکلات اصلی پیش روی مدیران ارشد را می توان این گونه بیان کرد:
. در نتیجه ی برخی نوآوری های فنی ، برخی شرکت هایمورد مطالعه به تازگی تجدید ساختار کرده اند که این امر به کاهش میزان مشاغل، کاهش انگیزه ی کارکنان و مشکلات ناشی از کاهش نیرو منتهی شده است.
. هیچ یک از 6 سازمان مورد بررسی، دارای ساختار خاص رسمی برای اجرای کارآفرینی و نوآوی نبودند و هیچ یک سمت و پست سازمانی خاصی تحت عنوان«مدیر نوآوری» یا « مدیرکارآفرینی» یا موردی مشابه آن ندارند.وقتی در این زمینه سوال شد، دو مدیر اظهار داشتند که کارآفرینی و نوآوری به عنوان بخش‌های مکمل فعالیت های سازمانی تلقی میشوند و بنابراین نیازی به یک ساختار مدیریتی مجزا برای این فعالیت ها وجود ندارد. چهار مدیر دیگر اعلام کردند که درحال حاضر، سیستم ها‌ی کارآفرینی و نوآوری کاملا در سازمان هایشان غیر رسمی هستند.
. غیر ممکن است بتوان نتایج کارآفرینی و نوآوری را سنجید زیرا بسیار مشکل است که آنها را ازکسب وکار سازمان ها جدا کنیم .« ما از رویکزدی کلی نگر در قبال کسب وکارمان بهره می بریم – یعنی از طریق رشد و توسعه ی سهم خویش در بازار.»
. تامین بودجه می تواند مشکل ساز باشد.همان طور که یکی از مدیران می گفت: « بسیار سخت است که بودجه ی لازم برای توسعه ی محصولات را فراهم کرد.»
.مدیران دوست ندارند کنترل خود را از دست بدهند .یکی از مصاحبه شوندگان درباره‌ی رفتار مدیران یک شرکت می گفت: « اگر بخواهید بیش از حد خلاق باشید، خود را به خطر انداخته اید.»
. زمان ، پشتکار و ریسک پذیری برای پذیرفت شدن یک محصول جدید در بازار الزامی است.
. استخدام و مدیریت خوب کارکنان، موضوعات کلیدی پیش روی سازمان های نوآور و کارآفرین است.بسیار سخت است افرادی را بیابیم که بتوانند « خونی جدید، ایده هایی جدید ، تفکری جدید و افقی جدید را به سازمان بیاورند.» همچنین حفظ آنها به مراتب دشوارتر است.
یک چارچوب یکپارچه برای کارآفرینی و نوآوری
تحقیقات نشان میدهند که سازمان ها می توانند کارآفرینی و نوآوری را به صورت داخلی و از طریق استراتژی ، ساختار و فرآیندهای آنها افزایش دهند.بر مبنای مطالعات موردی ذکر شده دربالا ، می توان یک چارچوب را برای کارآفرینی ونوآوری ارایه نمود.این چارچوب دربرگیرنده ی پنج عامل است : استراتژی ، سیستم ، پرسنل ، مهارت ها و سبک .این مدل بر مبنای متون مدیریتی است.
استراتژی
یک استراتژی خوب و آینده نگر ، محور کارآفرینی و نوآوری در سازمان است.چنین سازمانی نیازمند استراتژی های با تمرکز داخلی است که توسعه و تغییر در سازمان را ترغیب می کنند و درعین حال نیازمند استرتژی هایی با تمرکز خارجی است که فعالانه به دنبال کسب و کارها ، ادغام ها یا سرمایه گذاری های مشترک و جدید برای دستیابی به موفقیت از طریق نوآوری هستند.استراتژی باید آن قدر متنوع باشد که به طیفی از موضوعات تکنولوژیکی ، مالی وبشری بپردازد وباید درعین حال منطبق با شرایط آتی باشد.با توجه به رابطه ی نزدیک میان کارآفرینی ونوآوری ، استراتژی باید هم نوآورانه باشد و هم کارآفرینانه و شامل روش های متحول ساختن محصولات وخدمات باشد تا بتوان به ارزش کسب وکارهای موجود افزود.برآورده ساختن نیازهای متغیر مشتریان و تاکید بر بازاریابی و توسعه ی بازارهای جدید ، باید کلید استراتژی های کارآفرینانه و مدیریتی باشد.به علاوه ، در محیط پر تلاطم اقتصاد امروز ، توسعه ی توانایی های سازمانی برای اکتساب ، خلق ، توسعه و ... بهره برداری از دانش و اطلاعات ، باید یک استراتژی الزامی در کسب یک مزیت رقابتی از طریق نوآوری باشد.یک استرتژی خوب به اجرایی کارآمد و اثربخش وابسته است واین امر نیازمند سیستمی مناسب، یک تیم توانمند ، طیفی گسترده از مهارت هاو ترغیب یک سبک مدیریتی حمایت کننده است که یک فرهنگ سازمانی نوآورانه و کارآفرینانه را ترغیب می کند.
سیستم
این تحقیق حکایت از آن دارد که اندازه و حجم نمی تواند میزان توانمندی سازمان در کارآفرینی و نوآوری را مشخص سازد واین عناصر فرهنگی و ساختاری هستند که نقشی کلیدی ایفا می کنند .سیستم کنترل و مدیریت برای تحقیق وتوسعه ی محصولات جدید باید انعطاف پذیر باشد که این امر به تغییر شرایطی وابسته است که بر هر برنامه یا پروژه ی تاثیر می گذارد.واگذاری قدرت یا اعطای اختیارات به ویژه در مراحل اولیه ی نوآوری و توسعه ی محثول الزامی است.البته برای تضمین یک بازار مساعد ، باید یک سیستم مناسب کنترلی به کارگرفته شود تا بتوان بر کیفیت و هزینه های نظارت کرد، شرایط دشوار زمانی را تحمل کرد و با توسعه و پیشرفت پروژه، به اهداف از پیش تعیین شده دست یافت.باید میان آزادی وکنترل ، تعادل و توازنی کارآمد و اثربخش ایجاد کرد.
پرسنل
در اقتصاد مبتنی بر دانش امروز، افراد مهم ترین دارایی هستند .کارکنان یک سازمان نوآور وکارآفرین باید افرادی خلاق و آماده ی نوآوری باشند.آنها باید آماده ی تحول باشند و بتوانند این تغییرات را به مثابه ی فرصت بدانند.برای موفقیت در محیط اقتصادی ، سازمان کارآفرین و نوآور نیازمند مدیران کارآفرین پروژه است تا بتوانند پروژه هایی نوآورانه را هماهنگ کرده و اجرا نمایند.برای موفقیت دراشاعه ی نوآوری ها ، ترکیبی مناسب از افراد الزامی است:
مهارت ها
مهارت ها به طور خلاصه عبارتند از:
. توانایی یافتن و شناسایی فرصت های نوآورانه ؛
. نگرشی آینده نگر برای توسعه ی نوآوری از طریق یک نگرش استراتژیک
. توانایی ایجاد یک محیط خلاق که کارآفرینی و نوآوری را ارتقا می بخشد ؛
. توانایی اجرای طرح های کارآمد برای اجرا و رویکردهای نوآورانه ؛
. توانایی تلفیق پژوهش ، طراحی و اطلاعات بازار برای تبدیل عقاید جدید به نوآوری های مهم تجاری؛
.توانایی اتخاذ رویکردهای اثر بخش و واقع بینانه برای ارزیابی پروژه های تحقیق و توسعه در قبال نوآوری ، کیفیت و ارزش تجاری
سبک
یک سبک مدیریت کارآفرینانه برای نوآوری باید باز و حمایت کننده باشد، باید توسعه ی محصولی جدید را تقویت و ترغیب کند و باید نیازهای مشتریان جدید ، مصرف کنندگان جدید و بازارهای جدید را از طریق توانایی کسب اطلاعات از منابع مختلف برآورده سازد.سبک سازمانی کارآفرینانه و نوآورانه باید فرهنگ واگذاری اختیارات را به کارکنان ارایه نماید وباید یک سیستم تشویقی را به کاربگیرد که بیانگر مشوق هایی برای رفتارها ، ارزش ها و فرضیه های نوآورانه و کارآفرینانه است.
محدودیت ها
این تحقیق دارای دو محدودیت است.نخست موضوع فرهنگ است.هافستد( 1991) معتقد است که سازمان ها فرهنگ مدار هستند و نظریه و مفاهیم سازمان ها مشابه شرایط فرهنگی هستند.در این راستا ، یافته های تحقیق حاضر در استرالیا الزاما نمادی از سازمان های دیگر کشودها نیست .محدودیت دوم ، روش شناسی این تحقیق است.حجم کوچک نمونه ها و آمارهای محدود شش سازمان مورد بررسی ، امکان کلی ساختن این یافته ها را محدود می سازد .این محدودیت ها به اتفاق هم مفید بودن این تحقیق را زیر سوال می برند- به ویژه اگر بخواهیم مطالعات کمی نمونه ای بزرگ تر را در شرایط مختلف فرهنگی به کاربگیرم .
نتایج
این تحقیق از طریق ارزیابی و مطالعه ی شش سازمان کارآفرین و نوآور دراسترالیا ، به رابطه ی میان کارآفرینی ونوآوری پرداخته است.نتایج این تحقیق عبارتند از:
. کارآفرینی ونوآوری دارای رابطه ای مثبت هستند واز طریق تعامل با یکدیگر به موفقیت سازمان کمک می کنند؛
. کارآفرینی و نوآوری مکمل یکدیگرهستند و ترکیب این دو برای موفقیت و ثبات سازمان در محیط متغیر و پویای امروز حیاتی است؛
. کارآفرینی ونوآوری محدود به مراحل نخست یک کسب وکار جدید نیستند بلکه فرآیندهایی پویا و کلی نگرانه در سازمان‌های کارآفرین و نوآور هستند؛
. فرهنگ سازمانی وسبک مدیریت عوامل مهمی هستند که بر توسعه‌ی رفتار نوآورانه و کارآفرینانه در سازمان ها تاثیر می گذارند.
این تحقیق نشان می دهد که سازمان های کارآفرین و نوآور مورد بررسی در این تحقیق با مشکلاتی درقبال عملی ساختن کارآفرینی و نوآوری مواجه هستند .از آن جا که کارآفرینی و نوآوری رفتارهایی سیستماتیک هستند ، تلاش‌های سیستماتیکی برای تلفیق آنها در فعالیت های سازمان ها مورد نیاز هستند.کارآفرینی و نوآوری را باید موضوعی مستمر و روزمره در سازمان‌ها دانست که این تحقیق نقش بسزایی در توسعه‌ی چنین نگرشی داشته است.با این وجود به تحقیقاتی جامع‌تر در این حوزه نیاز است.
به نقل از روزنامه بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 15 خرداد 1389  ساعت 1:09 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

هنگامی که از اینترنت برای نخستین بار در مقاصد نظامی استفاده می‌شد، هیچکس نمی توانست کاربردهای وسیع آن را در آینده ای نزدیک پیش‌بینی کند. اینترنت، امروزه به عنوان جزء لاینفک زندگی بسیاری از مردم، در سازمانها، شرکت ها و حتی خانه ها راه یافته و زندگی آنها را تحت تأثیر قرار داده است.
اینترنت، کاربردهای بسیار زیادی در زندگی مردم دارد. افراد مختلف، بسته به شرایط سنی و مقتضیات کاری و تخصصی خود، از اینترنت استفاده های مختلفی می کنند. پاره ای از کاربردهای معمول اینترنت عبارتند از:
- دریافت و ارسال ایمیل
- جستجوی مقالات و مطالب علمی و تخصصی
- آگاهی از جدیدترین اخبار
- تفریح و سرگرمی
- افزایش معلومات عمومی در زمینه های مختلف
- گفتگوی اینترنتی و تشکیل اجتماعات آنلاین

اما نگاه کارآفرینانه به اینترنت چیست؟
اینترنت یک شاهراه کسب درآمد است! از اینترنت می توان پول به دست آورد. می توان یک کسب و کار راه اندازی نمود، خرید و فروش کرد و از طریق آن امرار معاش نمود. بنابراین، اینترنت یک فرصت جدید است. فرصتی که تنها با یک نگاه کارآفرینانه قابل کشف است! یک کارآفرین می تواند از این فرصت استفاده کند و به موفقیتهای بزرگی دست یابد.

کسب و کار اینترنتی چیست؟
کسب و کار اینترنتی به کسب و کاری گفته می شود که به صورت الکترونیکی و از طریق شبکه اینترنت انجام می ‌پذیرد. در این نوع از کسب و کارها، شرکاء، فروشندگان و مشتریان با استفاده از تکنولوژی وب با یکدیگر در تعامل هستند. ارتباط طرفین با یکدیگر در این نوع کسب و کارها بسیار ساده و در 24 ساعت شبانه روز و 7 روز هفته امکان پذیر است.
یک کسب و کار اینترنتی، تنها به خرید و فروش محصولات از طریق اینترنت محدود نمی گردد بلکه ارائه‌ خدمات به مشتریان و تشریک مساعی بین شرکاء کسب و کار را نیز شامل می شود.

تفاوت کسب و کار اینترنتی با تجارت الکترونیکی
بسیاری از افراد، کسب و کار اینترنتی (
E-Business ) را با تجارت الکترونیکی ( E-Commerce ) اشتباه می گیرند در حالیکه این دو مبحث با یکدیگر متفاوتند. به عبارتی E-Business به مجموعه فعالیتهای مربوط به کسب و کار از جمله مباحث بازاریابی، مالی، خرید و فروش، ارتباط با مشتریان، خدمات پس از فروش، همکاری با سرمایه گذاران و... که از طریق شبکه اینترنت انجام می‌گیرد اطلاق می‌شود در حالیکه E-Commerce تنها شامل مسائل مربوط به خرید و فروش از اینترنت می باشد و خود، زیرمجموعه ای از E-Business است.

انواع کسب و کارهای اینترنتی
امروزه، کسب و کارهای اینترنتی بسیار متنوعند. اما به طور کلی آنها را می‌توان آنها به 10 گروه عمده تقسیم بندی کرد:
1- ایجاد اجتماعات آنلاین
2- خرید، فروش و حراج کالاهای مختلف
3- تبلیغات اینترنتی
4- ارائه خدمات تخصصی به دیگران
5- ایجاد امپراطوری اطلاعات، اخبار و آموزش
6- تهیه و ارائه نرم افزارهای مختلف
7- چند رسانه ای یا مالتی مدیا
8- پیوستن به شبکه های واسطه گری
9- خدمات مربوط به ایمیل
10- سرمایه گذاری مشترک

هرکدام از کسب و کار اینترنتی را می توان در یکی از این ده گروه جای داد. هر شخصی، بر حسب علاقه و توانایی هایی که دارد می‌تواند در یکی از این گروهها، کسب و کار خود را پایه ریزی کند. جزئیات بیشتری در مورد انواع کسب و کارهای پر درآمد اینترنتی در بخشهای بعد ارائه شده است.

چرا کسب و کارهای اینترنتی؟
انتخاب یک کسب و کار اینترنتی نسبت به سایر کسب و کارها مزایای زیادی دارد از جمله:
* راه اندازی ساده: یک کسب و کار آنلاین را می توان در چهاردیواری خانه نیز انجام داد. تمام چیزی که نیاز دارید فقط یک کامپیوتر است با امکان دسترسی به اینترنت به اضافه پنج مهارت کسب و کار آینده ساز جامعه اطلاعاتی که در بخش قبل بیان شد.

* سرمایه گذاری مالی اندک: گرانترین تجهیزات مورد نیاز در یک کسب و کار اینترنتی، یک دستگاه کامپیوتر است که امروزه در اکثر خانه ها وجود دارد. برای شروع یک کسب و کار کوچک اینترنتی نیاز به اجاره دفتر کار، مبلمان، تجهیزات اداری، قفسه و ... ندارید.
* پتانسیل رشد زیاد: تصور کنید یک فروشگاه به صورت 24 ساعته و 7 روز در هفته برای مشتریان باز باشد. مشتریان می‌توانند در هر لحظه از شبانه روز به اطلاعات کاملی از محصولات شما دسترسی داشته باشند در حالی که شما با آرامش در رختخواب دراز کشیده‌اید و هنگامی که شما در حال خواب دیدن هستید به حساب شما پول واریز می‌شود!
* ساعات کاری انعطاف پذیر: یک کسب و کار آنلاین ساعات و شرایط انعطاف پذیر کاری و مطابق با میلتان را به شما می‌دهد. دیگر نیازی نیست رأس ساعت 7 صبح در اداره حاضر باشید! می توانید حتی ساعت 2 صبح هنگامی که اطرافیانتان در خواب هستند با آرامش و در حالیکه لباس راحتی بر تن دارید در رختخوابتان دراز بکشید و با استفاده از یک
Laptop کارها را انجام دهید!
* رقابت با بزرگان: یک کسب و کار اینترنتی می تواند شما را به یک رقیب برای شرکتهای بزرگ تبدیل سازد. همانگونه که ایجاد کنندگان شرکتهای بزرگی چون
Amazon و eBay با استفاده از یک کامپیوتر و یک اتاق کوچک، کار خود را شروع کردند شما نیز می توانید به موفقیت‌های بزرگی دست یابید. داشتن یک کسب و کار آنلاین به این معنی است که شما می‌توانید حتی یک کسب و کار بین‌المللی داشته باشید. در این حالت، مشتریان می‌توانند از سراسر دنیا به سایت شما دسترسی داشته باشند.
* ارتباط ساده با مشتری: در کسب و کارهای سنتی، مکانیزم فروش عمدتاً از طریق نمایندگیها و به صورت بسیار محدود صورت می گرفت. اما در دنیای کسب و کارهای اینترنتی، هر مشتری یک بازار هدف فردی است. در حال حاضر، در این بازار با بیش از 600 میلیون کاربر اینترنت که هر کدام یک بازار هدف هستند روبرو می باشید. شما می توانید با استفاده از پست الکترونیکی و سایر قابلیتهای وب، اطلاعات مورد نیاز مشتری را به سادگی برایش ارسال کنید یا او را در جریان روند ارسال سفارش قرار دهید. همچنین ارتباط زنده با مشتری از طریق
chat یا سیستم پیغام سریع به سادگی امکان پذیر است. به علاوه می توانید خبرنامه و کاتالوگ محصولات خود را بدون سرو کله زدن با اداره پست برای آنها ارسال کنید.
* قابلیت مکانیزه کردن کارها: یک کسب و کار اینترنتی باعث می‌شود که شما بتوانید در یک زمان هم مدیر باشید، هم منشی و هم مسئول خدمات پس از فروش! زیرا نرم‌افزارهای مکانیزاسیون برای اکثر فعالیت های کسب و کارتان به وفور در اینترنت یافت می شوند. همچنین اکثر آنها رایگان بوده و به سادگی قابل دریافت هستند. با استفاده از آنها می توانید در هزینه و زمان تا حد بسیار زیادی صرفه جویی کنید.

با وجود چنین مزایایی، کارآفرینی در اینترنت بسیار ساده تر از کارآفرینی در فضای خارج از اینترنت است؛ به خصوص که این گونه کسب و کارها نیاز زیادی به سرمایه اولیه ندارند. این کتاب به شما کمک می کند تا مسیر های موفقیت در کسب و کار اینترنتی را به سرعت و به طور صحیح طی کنید و از بسیاری از اشتباهات این راه بر حذر باشید.

موانع کسب و کارهای اینترنتی
کسب و کارهای اینترنتی نیز مانند سایر کسب و کارها، موانع مربوط به خود را دارند. این موانع در کشورهای درحال توسعه ممکن است بیشتر از کشورهای توسعه یافته باشد.
در حال حاضر در کشور ما نبودن زیرساختهای مخابراتی مناسب، مشکلات سیستم بانکی در ارائه خدمات الکترونیکی مانند کارتهای اعتباری و فراگیر نشدن فرهنگ خرید و فروش در اینترنت از جمله موانعی هستند که بر سر راه کسب و کارهای اینترنتی قرار دارند. اما با وجود این موانع، افراد زیادی از این طریق کسب درآمد می کنند. این افراد، کارآفرینانی هستند که ثابت کرده اند با وجود چنین موانعی می توان دست به کارآفرینی در اینترنت زد و موفق شد.
البته با نگاهی به آمارهای رو به رشد مربوط به اینترنت از جمله افزایش تعداد کاربران اینترنت و سایتهای ایرانی، افزایش شرکتهای ارائه دهنده خدمات اینترنتی ، بهبود خدمات اینترنتی و فشار نیازهای موجود برای استفاده از اینترنت در خرید و فروش می توان دریافت که دیر یا زود همه این موانع برطرف خواهند شد و در آن زمان کسی برنده است که زودتر شروع کرده باشد. به گفته کارشناسان بازاریابی و کسب و کار:
«سعی کنید اولین باشید. زیرا همیشه اولین نفر، رهبری می‌کند!»

راز موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی
موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی نیازمند سه عامل اساسی است:
1- انتخاب کسب و کار مورد علاقه
2- آگاهی، دانش و مهارت لازم
3- تلاش و پشتکار

رازی در کار نیست! تنها با داشتن این سه عامل اساسی می توانید یک کسب و کار موفق اینترنتی را راه اندازی کرده و اداره کنید.
اولین عامل موفقیت، «عشق» است! شما باید کاری را انجام دهید که عاشق آن هستید. کاری که حتی فکر کردن به آن برایتان هیجان داشته باشد. قبل از شروع هر کسب و کاری فکر کنید. آیا واقعاً به آن علاقه دارید؟ آیا عاشق آن هستید؟آیا نسبت به انجام آن کار هیجان دارید؟ مهم نیست چه زمینه کاری را انتخاب کرده باشید! فروش کتاب، سخت افزار، پوشاک یا هر چیز دیگر فرقی نمی کند. مهم این است که شما آن را دوست داشته باشید!
دومین عامل موفقیت داشتن «علم و مهارت کافی» برای انجام کسب و کارهای اینترنتی است. به دلیل وجود تفاوتهای اساسی میان دنیای مجازی اینترنت و دنیای واقعی، بعضی از قوانین کار تا حدودی با هم متفاوتند. کسب و کار در اینترنت دانش خاص خود را می طلبد. البته نگران نباشید! ما آن را در این کتاب به شما خواهیم آموخت. یادگیری این دانش چندان دشوار نیست.
عامل سوم موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی داشتن «پشتکار زیاد» است. برای موفقیت نیاز نیست حتماً پول زیاد و مدرک دانشگاهی بالا داشته باشید! پشتکار زیاد و ایمان به موفقیت می تواند جای این دو عامل را پر کند. البته داشتن پول و مدرک دانشگاهی به سرعت انجام کار کمک می کند ولی بدون آنها هم می توان موفق شد! کافیست تسلیم شکست نشوید و از پای ننشینید. اگر احساس می کنید که نمی‌توانید چنین پشتکاری داشته باشید بهتر است همین حالا با دنیای جذاب کسب و کارهای اینترنتی خداحافظی کنید!

دلایل شکست کسب و کارهای اینترنتی
آیا می دانید 95 درصد از کسب و کارهای اینترنتی در جهان شکست می خورند؟ ناراحت کننده است اما واقعیت دارد! قصد ما از گفتن این مطلب، ترساندن کسانی نیست که می خواهند تازه وارد این کار شوند بلکه به این علت است تا حقایقی را به شما گفته باشیم، قبل از این که دیر شود!
«شتابزدگی» و «نداشتن مهارت کافی» دو عامل اساسی شکست در کسب و کارهای اینترنتی می باشند. پول درآوردن یک کار جدی است؛ خواه در دنیای اینترنت باشد خواه در دنیای واقعی! بنابراین باید نهایت دقت و جدیت را در کار خود داشته باشید.
بی شک، اینترنت یک معدن طلا نیست بلکه مانند یک الماس تراش داده نشده است که برای هرکسی قابل استفاده نمی باشد. کسب و کار در اینترنت بدون داشتن مهارت کافی و یک دیدگاه سیستماتیک، برابر است با از دست دادن زمان و سرمایه. داشتن مهارتهای کسب و کار هم مادرزادی نیست. 99 درصد از انسانهای موفق، مهارت‌های لازم را به صورت اکتسابی به دست آورده اند.
برای اینکه شکست نخورید آرزوهای خود را دنبال کنید و آنها را اولویت اصلی خود قرار دهید، صبر داشته باشید، خودتان را باور کنید و هرگز تسلیم نشوید. اگر به این چند قانون ساده عمل کنید مطمئن باشید جزو آن 95 درصد نخواهید بود.
به گفته «رائو » یکی دیگر از کارشناسان کسب و کارهای اینترنتی: «کسی که انرژی و استعداد دارد شاه است، کسی که فقط انرژی دارد شاهزاده است و کسی که فقط استعداد دارد گدا است!»

نقشه راه موفقیت
برای موفقیت و رسیدن به هدف، نیاز به یک نقشه داریم. بسیاری از افراد بدون اینکه مسیر حرکت را بدانند، سعی می‌کنند یک کسب و کار جدید را شروع نمایند ولی بعد از ماهها تلاش و صرف هزینه و زمان متوجه می‌شوند راه را اشتباه آمده اند. بنابراین با ناامیدی تسلیم شده و از آن کسب و کار خارج می‌شوند؛ فقط به این خاطر که راه درست را نمی دانستند و نقشه ای برای حرکت نداشتند.
برای موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی باید 10 مرحله را طی کنید. این مراحل تمام آن چیزی است که در زمینه کسب و کارهای اینترنتی لازم است بدانید. ترتیب انجام این مراحل بسیار مهم است بنابراین برای این که در مسیر صحیح قرار داشته باشید این 10 مرحله را به ترتیب انجام دهید.
مسیر حرکت موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی به صورت زیر است:
1- شناسایی فرصت ها و انتخاب بازار هدف
2- انتخاب محصول/ خدمات مورد علاقه
3- انتخاب نام دامین و هاستینگ مناسب
4- طراحی یک سایت کسب و کار
5- ایجاد یک موقعیت بی همتا در اینترنت
6- ارائه محصولات رایگان و کتابهای الکترونیکی
7- بازاریابی با استفاده از ایمیل
8- ارتقاء در موتورهای جستجو
9- تبلیغات اینترنتی
10- ارتباط مناسب با مشتریان


منبع: روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 15 خرداد 1389  ساعت 1:08 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
بطور ساده کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی ای گفته می شود که توانایی تحمل ریسک - اغلب مالی - را دارد و میتواند یک ایده اولیه را به یک فعالیت اقتصادی تبدیل کند. همه ما می توانیم یک کارآفرین باشیم، چه کارمند، چه کشاورز و ... در هر پست و مقامی که باشیم در راه انجام فعالیت های خود می توانیم کارآفرین بوده و ایده های خود برای بهبود انجام کارها را به واقعیت تبدیل کنیم.
یک کشاورز می تواند با راه اندازی روشهای جدید کاشت، آبیاری، نگهداری و ... کمیت یا کیفیت محصولات خود را بالا ببرد. یک کارمند می تواند برای انجام فعالیت های روزانه و البته در چهارچوب اختیارات خود روشهای جدیدی را اختیار کند تا انجام کارها برای خود و ارباب رجوع سریعتر و با کیفیت بالاتری صورت پذیرد. یک مهندس یا شرکت می تواند با قبول هزینه های تولید آزمایشگاهی، نمونه ای از یک محصول را تولید کرده و در صورت مفید بودن آنرا تولید انبوه نماید و به جامعه خود خدمت کند. یک مربی تیم فوتبال می تواند با اتخاذ روشهای مدیریتی و
arrange یک تیم به موفقیت های بسیار دست پیدا کند و ....
همانطور که مشاهده می کنید در تمام مثالهایی که آورده شد نوعی ریسک وجود دارد. این ریسک ممکن است باعث از بین رفتن محصول کشاورز شود یا باعث شود تا کارمند توبیخ یا اخراج شود و یا سرمایه گذاری آن مهندس یا شرکت به هدر رود. و دست آخر آنکه آن مربی تیم ممکن است سمت یا اعتبار خود را از دست دهد. بنابراین مشاهده می کنید که بسادگی میتوان این نتیجه را گرفت که "کارآفرینی بدون ریسک امکان پذیر نمی باشد." شاید از همین جمله بتوان فهمید که چرا در کشور ما در میان جوانان کارآفرینی جایگاه والایی ندارد، فعلا" اجازه دهید بحث فنی را ادامه دهیم.
کارآفرین چه ویژگیهایی دارد
- خود اتکایی از اولین خصوصیات یک کار آفرین می باشد. با کمک این نیرو کارآفرین می تواند به مبارزه با سختی ها بپردازد. بنابراین اگر می خواهید کار آفرین باشید باید این توانایی را در خود تقویت کنید.
- نیاز به انجام دادن و بدست آوردن از دیگر خصوصیات یک کارآفرین می باشد. اینگونه اشخاص بصورت دائم نیاز به آن دارند که محصول یا خدمتی را ایجاد کنند. از ساده ترین نوع آن مثلا" در فعالیت های خانگی گرفته تا پیچیده ترین کارهایی که ممکن است در تولید یک محصول یا خدمت به آن لازم باشد.
- استفاده از نهایت بهره وری از دیگر ویژگی های یک کارآفرین هست. یک کارآفرین همواره می خواهد از وقت خود بهترین استفاده را کند.
- تحمل ریسک از دیگر ویژگی های اینگونه افراد می باشد. یک کارآفرین می تواند ریسک ناشی از شکست را پذیرفته و تحمل کند. این ریسک ممکن است مالی یا حیثیتی باشد و یا از دست دادن بسیاری چیزها که مردم عادی در زندگی آنها را داراند، باشد.
- آنها شکارچی فرصت ها هستند. کارآفرین بسادگی می تواند میان یک اتفاق بدون خاصیت با دیگری که در دل آن فرصت شکوفایی نهفته است، تمایز قائل شود و دومی را شکار کند.
- نیاز به پیشرفت دائمی از دیگر ویژگیهای این افرا می باشد. حتی هنگامی که کارآفرین فعالیت اقتصادی را راه اندازی کرد متوقف نمی شود او علاقه دارد که همه روزه به پیشرفت های جدیدی دست پیدا کند.
- کارآفرین توانایی بالایی در کنترل خود دارد. تحقیقات نشان می دهد که اغلب کارآفرینان بیشتر از آنکه بتوانند محیط بیرون را کنترل و مدریت کنند بر خود تسلط دارند. اثر جنبی این خاصیت می تواند همان قدرت کنترل بر محیط نیز باشد.
- آنها همواره به هدف نگاه می کنند و شب و روز فکرشان رسیدن به هدف می باشد. دقت کنید که تمرکز بر هدف برای بسیاری از مردم دشوار است اغلب به کاری که در حال انجام دادن آن هستند فکر می کنند نه هدف.
- کارآفرین توانایی تشخصی اولویت ها را دارد. خوب می داند چه کاری، چه موقع باید انجام شود و حاضر است بر سر آن با دیگران مبارزه کند.
- خوش بینی از ویژگیهای مهم و بارز یک کارآفرین است. برای همین بسیاری از کارآفرینان جوان هستند چرا که آنها معمولا" به هر کاری خوشبین می باشند. کارآفرین در برخورد با مشکل بدون آنکه ذهن خود را مخدوش کند مبارزه می کند تا آنرا از میان بردارد. حتی اگر مشکل بزرگ باشد به خود میگود "الان که نمی شود آنرا حل کرد به کار دیگری می پردازم و بعد سراغ آن می آیم".

- شجاعت از دیگر ویژگی های یک کارآفرین می باشد. دقت کنید که تحمل ریسک با شجاعت تفاوت بسیاری دارد، به این مثال توجه کنید. یک مدیر کارآفرین یک شرکت را در نظر بگیرید. او هموراه در حال ایجاد تغییر در شرکت می باشد تا به هدفهای خود نزدیک شود. اگر شکست بخورد باید ریسک - یا همان هزینه - آنرا بپردازد فرض کنید که پول و امکانات هم دارد و می پردازد. چیزی که این فرد نیاز دارد صفتی است بنام "شجاعت" او باید دل انجام این تغییرات و به نوعی بازی با سرنوشت خود، کارمندان و شرکت را داشته باشد.

- کارآفرین معمولا" قدرت تحمل بالایی دارد. این قدرت تحمل از مسائل کاری شروع شده و یقینا" به مسائلی که در اجتماع یا خانواده او بدون شک رخ خواهد داد کشیده خواهد شد. قدرت تحمل جاذبه ایجاد می کند در حالی که عدم داشتن آن فرد را مجذوب می کند. مثال ساده آنکه فردی که قدرت تحمل بالایی ندارد معمولا" در یک شرکت دولتی - که قدرت تحمل و زنده بودن بالا دارد - مشغول بکار عادی و بدون جنبیش می شود.

- کارآفرین انگیزه داخلی بالایی برای انجام کار دارد. دقت کنید که اگر فردی دارای انگیزه بسیار قوی برای انجام کاری باشد و آن انگیزه در درون آن نباشد در هر لحظه ممکن است که فرد آن کار را رها کند. اما نیروی انگیزشی در کارآفرین در درون خود او وجود دارد و تا زنده هست به کار و فعالیت ادامه می دهد. تفاوت گرمای زمین و خورشید را مقایسه کنید، اگر خورشید برود زمین سرد خواهد شد اما اگر زمین برود خورشید همچنان گرم خواهد ماند.
مرجع: خانه کارآفرینان


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 15 خرداد 1389  ساعت 1:07 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
چکیده

همان طور که می‌دانیم در حال حاضر بسیاری از کارکنان تنها حقوق یا دستمزد ساعتی نمی‌گیرند، بلکه آنها از انواع پاداشها و مزایا و منافع نیز بهره مند می‌شوند . یکی از این موارد، سیستم‌های پرداخت تشویقی یا پرداخت بر اساس عملکرد است. تحقیقات نشان می‌دهند که پرداختهای تشویقی فردی در حدود 30% و پرداختهای تشویقی گروهی در حدود 15 تا 20 درصد بر عملکرد افراد و در نتیجه عملکرد کل سازمان اثر می‌گذارد .
هدف از این مقاله توضیح مفهوم پرداختهای تشویقی و چرایی استفاده گسترده تر از آن در سالهای اخیر، بیان اهداف کلیدی برنامه های پرداخت تشویقی، سبکهای مختلف پرداخت و مزایا و معایب آنها ، رابطه سیستم‌های پرداخت مبتنی بر عملکرد با فرهنگ سازمانی و ملی ، چگونگی تامین مالی این گونه طرحهای جبران خدمت و ارتباط این‌گونه پرداختها با اهداف استراتژیک بازرگانی و ... است.

مقدمه
پرداختهای تشویقی چیز تازه ای نیست‌، اما معمولاً به عنوان یک روش غیر سنتی جبران خدمت تلقی می‌گردد . تمایل به پرداختهای تشویقی یا پرداختهای بر اساس عملکرد ناشی از چالشهای رو به رشد رقابت شدید است .
با اینکه درجات موفقیت این گونه پرداختها در سازمانهای مختلف متفاوت است، ولی آنها نقش بسیار مهمی در انگیزش کارکنان ایفا می‌کنند . البته مدیران منابع انسانی باید توجه داشته باشند که پرداختهای تشویقی تنها راه انگیزش نیست و نباید تنها با این گونه پرداختها انتظار حداکثر عملکرد را داشته باشند .
دلایل اصلی استفاده از برنامه های پرداخت تشویقی عبارتند از :
1 . مرتبط کردن پرداخت با عملکرد ، کارایی ، کیفیت و به طور کلی با اهداف سازمان : با این نوع پرداختها اهداف سازمانی و اهداف کارکنان در یک جهت قرار می‌گیرند . این عمل کارکنان را در قبال سازمان متعهد می‌کند ، به علت اینکه سهمی از موفقیت سازمان نصیب کارکنان می‌شود . به عنوال مثال پاداشهای سالانه و طرحهای مشارکت کارکنان در سود باعث ایجاد تعهد می‌شود.
2 . تشویق به عملکرد بهتر و مقبولتر فردی‌، گروهی ، تیمی و واحدهای بازرگانی : منظور این است که بین تشویق و عملکرد کاری ویژه ای که کارمند یا گروههای کاری مستقیما در آن تاثیر دارند ارتباط برقرار می‌شود . یعنی یک مسیر دید مستقیم بین این دو مولفه ایجاد می‌شود . مانند کارمزد فروش، نرخ قطعه ای و دیگر انواع توافق شده .
3. کاهش هزینه های ثابت پرداخت در صورت دست‌نیافتن به اهداف موردنظر : یکی از راههای کاهش هرز رفتن پرداختها ، پرداخت بر مبنای ریسک است که در قسمتهای بعدی توضیح داده می‌شود . همچنین با افزایش عملکرد و بهره وری در حقیقت هزینه ها کاهش پیدا می‌کند .
4 . رقابت پذیر کردن اجرتها : یعنی بین رویه های پرداختهای جبرانی شرکتها رقابت ایجاد می‌شود . این نوع پرداختها یک علامت روشن و واضح برای کارمندان است که سازمان در نظر دارد تا به عملکرد بهتر آنها پاداش دهد ، حتی بیشتر از دیگر شرکتها و یک نوع ایجاد فرصت برای کارکنان است .
بی اعتنا به این دلایل تمامی سازمانها علاقه‌مند به بهبود عملکرد کلی خود هستند ، به همین دلیل از شاخصهای متفاوتی استفاده می‌کنند . این شاخصها به دو نوع کمی و کیفی تقسیم می‌شوند . شاخصهای کمی عبارتند از نرخ بازگشت سرمایه ، افزایش سود ، افزایش ارزش سهام ، کاهش در هزینه تولید فروش بیشتر و کاهش زمانهای از دست رفته تصادفی و غیره . معیارهای کیفی عبارتند از کار گروهی ، رضایت مشتریان و ... .

انواع طرح پرداخت
راههای مختلفی برای طبقه بندی طرحهای پرداخت تشویقی وجود دارد . یک راه خوب ومفید برای این کار در نظر گرفتن پرداختها تحت عناوین فردی ، گروهی یا گروههای کوچک ( مثل تیم‌های کاری )‌، سازمانی یا گروههای بزرگ است. ( مثل واحد بازرگانی ). وسعت و میدان عمل وسیعی برای طراحی هر یک از طرحهای پرداخت وجود دارد .نهایتا انتخاب طرح ( برای چه کسی ، چگونه و به چه خاطر‌) بستگی به اهداف مد نظر ، فرایندهای حمایتی مدیریتی و آنچه باعث موفقیت سازمان از طریق فرهنگ و ساختار موجود، می‌شود، دارد .

پاداش در مقابل تشویق
پاداش، جایزه ای دلخواه پس از یک رویداد است . پاداش ممکن است برای انجام یک کار مشخص یا به بیان ساده تر یک تلاش اضافه تر یا انجام دادن یک کار به صورت موفقیت آمیز باشد . پاداش پس از انجام شدن یک عمل تعیین و پرداخت می‌شود و هیچ تضمینی برای پرداخت دوباره آن برای کارهای مشابه وجود ندارد .
در حالی‌که پاداش، واکنشی است، تشویق انگیزشی است. تمرکز تشویق بر دست‌یابی به اهداف عملکردی و اعطای جایزه برای رسیدن به این اهداف است . بنابراین تشویق یک پیغام کاملاً مستقیم برای کارکنان است: “اگر تو به این سطح از عملکرد برسی این مقدار جایزه می‌گیری‌“ .
به علت اینکه پاداش بعد از عمل و همچنین دلخواه است، نیازی به سیستم‌های مشخص شده برای اندازه گیری عملکرد ندارد؛ درست برعکس تشویق که نیازمند معیار رسمی برای سنجش عملکرد است . بنابراین با توجه به اینکه تشویق پرداخت را مستقیما به عملکرد مرتبط می‌کند، سیستم تشویق برای بهبود عملکرد بهتر است .

پیوند عملکرد و پرداخت
بررسیهای انجام شده نشان می‌دهد که کارکنان پیوند ضعیفی بین عملکرد و پرداخت احساس می‌کنند . از طرف دیگر آنها پرداخت را وابسته به فاکتورهای غیرعملکردی همچون مقام و طول خدمت می‌بینند. سیستم‌های پرداخت متغیر و به ویژه سیستم‌های پرداخت تشویقی می‌خواهد که این پیوند را پررنگتر کند.
رابطه بین پرداخت و عملکرد هنگامی اثربخش تر است که بر پایه آن جنبه های عملکردی که تحت کنترل و تاثیر مستقیم کارمند است، بنا شود : “ اگر بیشتر تولید کنی بیشتر می‌گیری “ . این عمل یک پیوند فوری و بلافاصله بین این دو مولفه ایجاد می‌کند . به این رابطه به اصطلاح مسیر دید (
line of sight ) گویند. تشویقی که به عملکرد خوب یک مدیر در بخش تحت نظرش درنظر گرفته می‌شود، دارای مسیر دید قویتری نسبت به آن تشویقی است که بر اساس عملکرد کل سازمان به او داده می‌شود .

پرداخت متغیر و تضمین‌نشده
هر سیستم پرداختی که دارای تشویق یا پاداش باشد، یک سیستم پرداخت متغیر است . پاداش یا تشویق پرداختی برای یک دوره، معلوم نیست که برای دوره های بعدی هم در نظر گرفته بشود. اگر این‌گونه نباشد و پرداختهای تشویقی از قبل مشخص باشد (بدون توجه به نتایج به دست آمده)، پس بین عملکرد و پرداخت پیوندی وجود ندارد .بعضی از سیستم‌های پاداش و تشویق می‌تواند به صورت دادن یک چیز اضافه بر حقوق کارمند ‌باشد. به عنوال مثال اگر حقوق منظم کارمندی
N باشد پاداش یا تشویق می‌تواند به هر مقدار اضافی بر آن تلقی شود .
بقیه سیستم‌ها بر پایه این تصور است که قسمتی از پرداخت بسته به کسب اهداف‌‌، دارای ریسک است که به اینها پرداخت تضمین نشده گویند . مثلاً حقوق دریافتی یک سرپرست تولید
N است اما پرداختهای ماهیانه اش بر اساس N-M است و M به علت دست‌یافتن به اهداف دریافت می‌شود، پس مقدار متغیر یا ریسکی آن همان M است.
یک اصل مشخص شده در طراحی سیستم‌های پرداخت تشویقی تضمین نشده این است که کارمند باید فرصت دست‌یابی به مقدار بیشتر از مقدار تشویقی از پیش تعیین شده را داشته باشد (بیشتر از
N در مثال بالا ) . یک قاعده سرانگشتی مناسب این است که اجازه دهد تا به اندازه دو برابر مقدار ریسکی (یعنی 2 M ) بیشتر از مقدار عادی کسب کند.

طرحهای تشویقی فردی
طرحهای تشویقی فردی آنهایی است که به کارمند با توجه به دست‌یابی به استانداردهای عملکردی و یا پیشی گرفتن از آن پرداخت می‌شود . تنها هنگامی می‌توان از این تشویقها استفاده کرد که معیارهای و مقیاسهای دقیق و قابل اتکای عملکردی داشته باشیم . نخستین اهداف این نوع پرداخت این است که اولاً عملکرد فردی را افزایش می‌دهد و ثانیاً به سیستم پرداخت اجازه می‌دهد تا به کارکنان بهتر و موفقتر توجه بیشتری شود .
دو شرط اساسی برای موفقیت تشویق فردی موجود است: اولاً سازمان باید سهم فردی هر کس را از کار گروهی جدا کند ، ثانیاً به هر کارمند اجازه دهد تا به صورت مستقل و دلخواه کار بکند .
یک طرح اولیه این بود که به کارکنان فقط بر اساس بازداده خود آنها ، به تنهایی‌، پرداخت شود . مثلاً فروشندگان دوره گرد که پرداختشان شامل تنها یک مقدار کارمزد بر اساس ارزش یا تعداد فروش بود . اما امروزه معمولتر است که از ترکیبی از حقوق پایه “و جزء پرداختی متغیر” استفاده شود . به عنوال مثال در حال حاضر به نمایندگان فروش مقداری حقوق به اضافه کمیسیون پرداخت می‌شود . نکته مورد توجه چگونگی ترکیب این دو مقدار است. اگر مقدار ثابت بالا باشد بهتر است که تا هنگام نزدیکی به اهداف جزء متغیر پرداخت نشود، ولی اگر جزء ثابت کم باشد می‌توان حتی با اولین واحدهای مقدار متغیر را پرداخت کرد .
طرحهای تشویقی فردی می‌توانند بر اساس اینکه اهداف عملکردی کارکنان از چه راهی تعیین می‌شود، طبقه بندی شوند‌. به طور کلی سه معیار برای هدف گذاری عملکرد وجود دارد :
_ الگوی داخلی : عملکرد باید مساوی یا بیشتر و بهتر از عملکردهای قبلی سازمان باشد . این نوع هدف گذاری می‌تواند از قسمت فروش تا کارمندان به کار گرفته شود . نکته مهم اینکه برای سیستم‌های تشویقی بر پایه بهبود عملکرد نسبت به گذشته ، داده های اساسی در دسترس باشد تا استانداردهای عملکردی مورد نیاز ایجاد شود .
_ الگوی خارجی : عملکرد مورد نظر باید برابر یا بهتر از عملکرد در سازمان دیگر باشد‌. این نوع مقیاس معمولتر و همه گیرتر است و به طور معمول برای کارمندان مدیریتی ، فنی و حرفه ای استفاده می‌شود .هدف ،افزایش ارتباط عملکرد با یک استاندارد صنعت یا مقایسه با گروهی از سازمانهاست .
_ اهداف بازرگانی استراتژیک : عملکرد نسبت به اهداف بازرگانی تعیین شده برای سازمان سنجیده می‌شود . مدیران میانی و ارشد معمولاً دارای اهداف عملکردی خود بر پایه اهداف استراتژیک سازمان هستند. ملزومات عملکردی بر اساس مسئولیت ویژه هر مدیر تغییر می‌کند و از خروج سرمایه از واحدهای بازرگانی یا بازگشت سرمایه تا سود ویژه یا ارزش سهام تغییر می‌کند .
برنامه های پرداخت تشویقی فردی معمولترین نوع تشویق مورد استفاده در سازمانهاست. مزایا و معایب آن در زیر ذکر شده است :

مزایا :
1. بین پرداخت فردی و سهم در کار، پیوندی واضح ایجاد می‌کند.
2. از کارکنان با عملکرد بالا حمایت می‌کند.
3. اثر مهمی بر شاخصهای عملکردی کلیدی مانند بهره وری، کیفیت و فروش دارد.
4. هزینه های پرداختهای جبرانی کل را به اهداف سازمانی مرتبط می‌کند .

معایب :
1. ممکن است فردگرایی و رقابت بی فایده را افزایش دهد .
2. نیازمند یک سیستم جامع و قابل اتکا برای سنجش عملکرد است.
3. ممکن است به عملکردهای خوب قبلی که بدون این سیستم به وجود می‌آید، پایان دهد .
4. ممکن است اگر عملکرد خوب یک کارمند با عملکرد بد دیگری خنثی شود، هیچ بهبودی برای سازمان به دست نیاید .
اصول کلیدی زیر برای طراحی یک طرح تشویقی فردی باید در نظر گرفته شود‌:
1. طراحی ساده و اهداف روشن : یک طرح باید برای مشارکت و درک ساده باشد و باید بر پایه اهداف عملکردی قابل سنجش بنا شود . هدف طرح تشویقی فردی تمرکز کارمند بر اهداف خاص است، پس سادگی و وضوح اجباری است .
2 . منبع مشخص تامین مالی : طرح تشویقی چگونه تامین مالی می‌شود ؟ یک طرح خوب ممکن است از طریق بهره وری بالا یا کمتر شدن هزینه ها تامین مالی شود .طرحهایی که دارای منبع مالی مشخص و مناسبی نیستند، یک هزینه اضافی‌اند و ممکن نیست در میان یا بلند مدت موفق شوند .
3. سیستم‌های مدیریت و پیگیری عملکرد‌: سیستم‌های تشویقی مناسب به وسیله سیستم‌های مناسب پیگیری داده که کارمندان را قادر به نظارت به پیشرفتشان می‌کنند، حمایت می‌شوند . سرپرستان و مدیران باید با بازخورد و همکاری مفید این سیستم‌ها را تقویت کنند تا کارمندان در کسب فرصتها به حداکثر موفقیت برسند .
4. پاداش مکرر : بهترین طرحها، آنهایی هستند که به کارمندان به صورت متوالی و مکررا پرداخت می‌کنند . نزدیک کننده پیوند بین عملکرد و تشویق ، سیستم موثرتری در بهبود و حفظ تمرکز و جهت گیری فردی خواهد داشت .
5. پرداخت برای عملکرد : اکثر طرحهای موفق بر پیوند بین تشویق و عملکرد تاکید دارند . به طور مشابه طرحهای قابل قبول منحصرا بر پایه نتایج کسب شده هستند. تمام کارکنان سریعا متوجه می‌شوند که پاداش وجود دارد اما به شرطی که آنها به اهداف عملکردی برسند یا از آن پیشی بگیرند . برعکس هیچ جایزه ای برای عملکرد ضعیف وجود ندارد .
6.مرور دوره ای : لازم است که یک طرح به منظور کسب اهداف ادامه پیدا ‌کند. مرور دوره ای یک طرح از دید بازرگانی یعنی یک فرصت برای ارزیابی هزینه های آن و متعادل کردن آن به سمت افزایش بهره وری یا کاهش هزینه . همچنین این مسئله اهمیت دارد که آیا کارکنان از طرح حمایت می‌کنند و آیا این طرح برای آنها پاداشهای مناسبی دارد .

 

پرداختهای تشویقی گروهی
اصول کلیدی که قبلاً برای پرداختهای تشویقی فردی بیان شد، برای گروه ( مثلا تیم‌های کاری و گروههای پروژه ) هم کاربرد دارد . تمرکز بر روی این نوع تشویق در دهه گذشته افزایش یافته است . این نوع تشویق عکس العملی است، نسبت به چندین تغییر مهم در طراحی و مدیریت کاری . فناوریهای پیچیده و محیط های رقابتی منجر به اتکای بیشتر در بعضی از صنایع به تیم‌های پروژه که دارای اهدافی خاص هستند شده است . همچنین یک روند جهانی کوچک سازی در شرکتهای عمومی و خصوصی، باعث کاهش سطوح مدیریتی و ایجاد ساختارهای سازمانی تخت ترشده است که در نتیجه بر کار تیمی و خودمدیریتی تمرکز دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که اثر بخشی گروههای کاری شدیداً با مشارکت کارکنان وسبک حمایت مدیریتی مرتبط است.
در چنین محیطی تشویقهای گروهی می‌تواند یک پیوند بسیار موثر بین عملکرد و پرداخت ایجاد کند . یک جنبه مهم تشویقهای گروهی توانایی آنها برای افزایش انعطاف پذیری در ماموریت شغلی با تمرکز بیشتر بر گروه است تا فرد . این عمل دید گروهی قوی‌تری را نسبت به دید فردی ایجاد می‌کند . اهداف عملکردی گروههای کاری شبیه به طرحهای تشویق فردی و مرتبط به اهداف بهره وری و مالی و دیگر اهداف ویژه است.

مشارکت در دستاورد
مشارکت در دستاورد یک سیستم تشویق گروهی است که بهبود بهره وری را با کارکنانی که آن را به وجود آورده اند. تسهیم می‌کند . این، یکی از رو به رشدترین سیستم‌های تشویق برای عملکرد است. طرح شامل بهبودهای به دست آمده در عملکرد بر اساس داده های توافق شده ، محاسبه اثر مالی این بهبود ها (معمولاً به صورت کاهش هزینه ها ) و سهیم شدن دستاوردهای مالی با کارکنان است. هدف ایجاد جو کاری است که در آن کارمندان از افزایش بهره وری سازمان سود مالی می‌برند . بنابراین افزایش بهره وری و پاداشهای کارکنان به صورت واضحی به هم پیوند می‌خورند .
اولین طرح مشارکت در دستاورد طرح اسکنلن (
Scanlon plan ) است که بعد از مرگ جو اسکنلن یکی از مقامات رسمی اتحادیه کارگران فولاد امریکا ، به این نام نامیده شد . اسکنلن سیستم مشارکت با هدف افزایش بهره وری و بهبود فرایندهای عملیاتی که باعث افزایش سود می‌شود را پیشنهاد کرد.
طرح اسکنلن بر این مسئله تاکید دارد که مدیریت مشارکتی و مشارکت کارکنان یک جنبه حیاتی در طرحهای مشارکت در دستاورد است. تحقیقات نشان می‌دهد که ارتباط بین بهره وری و پرداخت در جایی شدید است که تعهد به مشارکت کارکنان و سبک حمایت‌کننده مدیریت مشارکتی وجود داشته باشد .
این طرح بهره وری را این‌گونه معرفی می‌کند : هزینه های پرداخت حقوق به‌ازای هر واحد فروش . دستاورد مالی ( افزایش بهره‌وری ) با دست‌یابی به سطوح تولید و یا پیشی گرفتن از آن ، همراه با هزینه های پرداخت حقوق کمتر از مقدار تعیین شده به دست می آید . هر آنچه به‌عنوان سود مالی به دست می‌آید بین سازمان و کارکنان تقسیم می‌شود . یک نوع تقسیم عبارت است از 75% برای کارکنان و 25% برای سازمان . پرداختها به کارکنان بر اساس دوره زمانی معین و مشخص است ( مانند یک ماهه یا سه ماهه ) . اما در پایان دوره تمامی سهم کارکنان پرداخت نمی‌شود و مقداری از آن برای دوره هایی که سود وجود ندارد، پس انداز می‌شود .هدف از این کار منظم بودن پرداختها در طول سال است . مقدار باقی مانده در پایان سال به کارکنان پرداخت می‌شود .
طرح اسکنلن تنها یک نمونه از طرحهای مشارکت در دستاورد مالی است . طرح راکر که بعد از مرگ اقتصاددان امریکایی
Allan Rucker به این نام نامیده شد، دستاوردهای به دست آمده را بر اساس یک فرمول ارزش افزوده محاسبه می‌کند . طرحهای ایمپراشیر ( Improshare ) به طور مشابه سودها را بر پایه ساعات استاندارد برای تولید ( بر پایه محاسبات مهندسی صنایع ) در مقابل ساعات واقعی انجام شده، می‌سنجد .
به طور کلی یک حرکت عمومی از فرمولهای از پیش تعیین شده به سمت رویکردهای طراحی دلخواه که رابطه بین عملکرد و پرداخت را برای گروههای کاری به وجود می‌آورد، وجـــود دارد . این روند نشان می‌دهد، هر شــرایط کاری با دیگـــری متفاوت است و هـــدف برجسته ای برای کارکنان وجود دارد تــا از مهارتها و استعدادهای خودشان برای حل مشکلات و چالشهای موجود در محیط کارشان استفاده کنند .

پرداخت برای کیفیت و خدمت به مشتری
از تشویقهای گروهی به طور روزافزونی به عنوان وسیله پاداش تیمهای کاری در عوض دست‌یابی به کیفیت و خدمت به مشتری استفاده می‌شود . معمولاً شرکتهای تولیدی بر کیفیت محصول و شرکتهای خدماتی مانند بانک بر خدمت به مشتری تاکید می‌کنند . هر عضو تیم سهم برابری از کل پرداخت تشویقی تیم که برای دست‌یابی به اهداف از پیش تعیین شده در کیفیت و خدمت دریافت می‌کند، می‌گیرد .
نقش تشویقها و معیارهای عملکردی ( به خصوص ارزیابی عملکرد فردی و تشویقهای فردی ) یک موضوع مورد بحث در مدیریت کیفیت جامع است . دمینگ پایه گذار
TQM همیشه پیشنهاد می‌کرده است که ارزیابی عملکرد و پرداخت بر اساس شایستگی فردی با بهبود کیفیت مرتبط است . یک عقیده اساسی TQM بر این است که فرایند یا سیستم کار یک تعیین کننده اولیه عملکرد و در نتیجه منبع اصلی هرگونه مغایرت با استانداردها است.بر پایه نظر دمینگ، تلاش برای سنجش و تشویق عملکرد فردی از نیاز به تلاش تیمی می‌کاهد . TQM وابستگی بین همکاران ، تجهیزات و رویه ها و دیگر عوامل که به طور مثبت یا منفی بر عملکرد تاثیر می‌گذارد را در نظر می‌گیرد . دمینگ ارزیابی عملکرد فردی و طرحهای پاداش بر اساس شایستگی فردی را این‌گونه توصیف می‌کند: “ یک بیماری کشنده برای مدیریت‌“‌.
دیگران بحث می کنند که عملکرد مالی سازمان و
TQM به هم مرتبطند ، بنابراین می‌گویند که بین کیفیت و پرداخت یک پیوند واضح و روشن وجود دارد .بنابراین ، با تمرکز گسترده بر کیفیت و خدمت ، شرکتهای بسیاری از تشویقهای گروهی استفاده کرده اند . هدف ایجاد رابطه و پیوند بین پرداخت و کیفیت از طریق سیستم‌های پاداش گروهی ویژه است. این رویکرد دو مزیت عمده دارد : اولاً تاکید TQM بر عملکرد تیمی یا گروهی یک پایه ساده و عقلانی برای یک سیستم تشویقی است. ثانیاً سیستم‌های تشویقی می‌توانند بخوبی به شاخصهای عملکردی کیفیت (‌مانند کاهش نقصها ) و شاخصهای عملکردی خدمت (مانند کاهش شکایات مشتریان ) پیوند بخورند .

مزایا و معایب پرداختهای گروهی
مزایا :
1. کار تیمی را به وسیله پیوند دادن جوایز به عملکرد گروهی تشویق و تقویت می‌کند .
2. افزایش فشار به کارکنان ضعیف تا وضعیت خود را بهبود بخشند .
3. اجازه استفاده بهتر از اعضای تیم و همچنین انعطاف پذیری بیشتربه کارکنان را می‌دهد .
4. یک پیوند واضح بین تشویق و عملکرد گروهی ایجاد می‌کند .
5. می‌تواند به راحتی طراحی و اداره شود البته هنگامی که شاخصهای عملکردی کلیدی تعریف شده است.
معایب :
1. کاهش تاکید بر عملکرد فردی که به کارکنان ضعیف اجازه می‌دهد تا در گروه حل شوند .
2. گاهی اوقات باعث می‌شود که پرداخت برای عملکردهایی که بدون برنامه تشویقی به دست می آمدند، پایان بپذیرد .

تمرکز بر اهداف بازرگانی استراتژیک
اولین مرحله طراحی سیستم تشویقی تعریف معیار عملکرد مورد نیاز است. هدف، ایجاد یک مسیر دید مستقیم برای کلیه کارکنان تحت سیستم تشویقی است. سوالی که از هر سطح سازمان پرسیده می‌شود این است که چگونه بخش یا گروه کاری می‌تواند اثر بیشتری بر ارزش سهم و سود داشته باشد‌.
یک بخش تولیدی به وسیله افزایش بهره‌وری عملیاتش می‌تواند بر سود و در نتیجه بر ارزش سهام اثر بگذارد. بنابراین شاخصهای عملکردی آن بهتر است که بر روی موضوعاتی مانند هزینه و کارایی تاکید کند . به صورت مشابه ، بخش فروش می‌تواند با اثر بر حاشیه سود ناخالص و مقدار فروش بر سود تاثیر بگذارد . شاخصهای عملکردی برای کارکنان فروش باید این موضوع را نشان دهد .

 

ایجاد و توسعه یک چارچوب جامع جبران خدمت
سیستم‌های تشویقی نیازمند یکپارچه شدن با یک چارچوب کلی جبران خدمت است. باید در مرحله طراحی موضوع حقوق پایه در نظر گرفته شود و اینکه چطور حقوق پایه باید با پرداخت تشویقی ترکیب شود‌. پرداخت کل (حقوق پایه به اضافه مقدار تشویقی ) باید برای هر کارمند چگونه باشد‌؟ آیا فقط باید یک نوع سیستم تشویقی باشد ؟ یا اهداف چندگانه برای برنامه های تشویقی وجود دارد ؟

حتمی کردن تقویت رفتار مطلوب
هدف یک سیستم تشویقی تقویت اهداف بازرگانی استراتژیک و اولویتهای سازمان برای کارکنان است. بنابراین این نکته حیاتی است که این فرایند روشن باشد، یعنی:
اولاً اهداف عملکردی به طور واضح و صریح بیان شوند .
ثانیاً ماهیت تشویق تعریف شده باشد .
ثالثاً تناوب پرداخت باید به صورتی باشد که به طور مداوم پیغام سازمان را تقویت کند .
قانون عمومی برای تناوب پرداخت این است که کارکنان با پرداختهای کمتر باید حداقل ماهانه این پرداختها را دریافت کنند؛ ترجیحا همراه با پرداختهای معمول ماهانه خود . مدیران و کارکنان حرفه ای باید به صورت سه ماهه یا شش ماهه تشویق شوند و مدیران اجرایی ارشد به صورت سالانه .

تامین مالی
دو راه برای تامین مالی یک پرداخت تشویقی وجود دارد . اول : این مقادیر می‌تواند از طریق افزایش سود و یا کاهش هزینه که به وسیله تحقق اهداف به دست آمده است تامین شود . دوم : این مقادیر می‌تواند یک هزینه اضافی برای سازمان باشد‌. بعضی از طرحهای تشویقی به صورت یک هزینه اضافی باقی می‌مانند ، مگر اینکه یک کاهش متناسب با آن در مورد دیگر هزینه ها ایجاد شود؛ مانند هزینه های حقوق پایه . این رویکردی است که سازمانها گاهی اوقات برای ایجاد آن از سیستم پرداخت تضمین نشده استفاده می‌کنند .

تناسب با فرهنگ سازمان
پرداخت بر اساس عملکرد هنگامی بسیار موثر است که سبک مدیریتی و فرهنگ موجـــود را تقویت کند . این تقویت نیازمند توجه به موضـــوعاتی مانند تمرکزگرایی و تمرکـز‌زدایی‌، درجـه کنترل کارکنان یا استقلال آنها در کار و دیگر ویژگیهای سازمان است.

منابع

1.گری دسلر، مبانی مدیریت منابع انسانی ، ترجمه دکتر سید علی پارساییان و دکتر محمد اعرابی، انتشارات دفتر پژوهشهای فرهنگی ، 1378
2. نسرین جزنی ، مدیریت منابع انسانی ، نشر نی ، 1375
3. شیمون ال ، دولان و رندال اس، شولر ، مدیریت امورکارکنان و منابع انسانی ، ترجمه محمد طوسی و محمد صائبی ، انتشارات مرکز آموزش مدیریت‌، 1376
4. سعادت ، اسفندیار ، مدیریت منابع انسانی ، انتشارات سمت ، 1382
5. انصاری ، قاسم ، “ تشویق اهرمی قوی در اختیار مدیران “ ، مجله تدبیر

_ شهرام خلیل نژاد: دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی

منبع:مجله تدبیر -شماره ۱۸۲



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 15 خرداد 1389  ساعت 1:06 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

امروزه اعتقاد بر این است که نباید به کاری کمتر از آنچه عاشقش هستیم اشتغال ورزیم.
شعر بگویید، دنیا را با کشتی بگردید و خلاصه هر کاری که به آن عشق می‌ورزید، انجام دهید، خواهید دید پول به دنبالش سرازیر می‌شود.ما به خودمان می‌گوییم که زندگی کوتاه‌تر از آن است که ساعت‌های کاری‌مان را به کاری که ایده‌آل‌مان نیست، بگذرانیم و به تحقیقات خود برای یافتن یک محیط کاری عالی ادامه ‌دهیم. خطر این است که اگر تقاضای ما برای یافتن کار ایده‌آل، تمرکزمان را به سوی آینده سوق دهد، زندگی شگفت‌آور و فوق‌العاده امروز را که در این لحظه در اختیارمان است، از دست خواهیم داد.
واقعیت این است که در دنیای بیرون، شرایطی وجود دارد که ما را از جست‌وجو برای یک کار ایده‌آل و عالی، منصرف می‌کند. بسیاری از ما مسوولیت‌های مهم و بی‌نظیری در قبال افراد خانواده یا مسیر زندگی داریم.دیگران، هنوز با خود، به گفت‌و‌گوی مناسب و موثری در این زمینه نرسیده‌اند. برخی از ما چنان در زندگی‌های شخصی، تحت فشار و استرس هستیم که حقیقتا نه وقت و نه انرژی کافی برای یافتن یک خط کاری جدید در خود می‌بینیم. زمانی که ما انتخاب می‌کنیم به کاری که انجام می‌دهیم عشق بورزیم، قادر خواهیم شد بر کمبودهایی چون عدم سرزندگی، پوچی و ناکاهلی‌هایی که هر روز با آن سر و کار داریم، فائق آییم. این موضوع تا چه حد اهمیت دارد؟ تا حدی باور نکردنی، به‌ویژه زمانی که شما می‌دانید مردم حدود 75 درصد از ساعات بیدار باش خود را به فعالیت‌های کاری اشتغال دارند. برای مثال اگر از یک فرد معمولی شاغل سوال کنیم که 24 ساعت شبانه‌روز خود را چگونه می‌گذراند متوجه می‌شویم که شغل او بیش از هر فعالیت دیگری وقتش را می‌گیرد. کار در کارخانه یا اداره و رفت و برگشت به محل کار شاید تا نیمی از وقت شبانه‌روز او را اشغال کند و اگر نگاهی به پشت صحنه این مشاغل بیفکنیم با مطالعه یا کار بیشتری که مثلا یک معلم برای تنظیم مطالب در کلاس خود در خانه انجام می‌دهد، یا محاسباتی که یک مهندس نمی‌تواند در دفتر کاری‌اش به اتمام برساند و به خانه می‌آورد و یا پرونده‌ای که یک وکیل در منزل روی آنها کار می‌کند، روبه‌رو می‌شویم.حتی پاره‌ای از اوقات فراغت و تفریح فرد هم ممکن است به برنامه‌ریزی و اندیشه در مورد مسائل کاری‌اش صرف شود.
با همه اینها برای افرادی که به کار خود علاقه‌مند هستند و از آن لذت می‌برند مفهوم کار و تفریح یکی است. باید به این نکته توجه داشت که اهمیت کار به زمانی که به خود اختصاص می‌دهد مربوط نیست بلکه کار عامل قدرتمندی در تامین نیازهای اقتصادی، اجتماعی و روانی انسان است. انگیزه‌های غیراقتصادی کار که از اهمیت مساوی و گاه بیشتری برای فرد و اجتماع برخوردارند، کمتر بیان می‌شوند و شاید برای اکثر مردم ناشناخته هستند. کار علاوه بر تامین نیازهای مادی، پاسخگوی نیازهایی مثل نیاز به کسب موفقیت، نیاز به تایید و پذیرش دیگران، نیاز به ایجاد روابط شخصی و اجتماعی، نیاز به مفید بودن و خدمت کردن به دیگران، احساس ارزشمندی و مسوولیت‌پذیری و ... است.ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که سریعا در حال تحول است. در این میان برنده کسی است که می‌تواند خود را با این تغییر و تحول انطباق دهد و بازنده کسی است که قادر به انطباق و سازگاری نیست و نمی‌تواند برای خود برنامه‌ریزی کند و تصمیم بگیرد.
در دنیای امروز برای انجام هر شغلی باید آموزش خاص آن شغل را دید.روال بازار کار نشان می‌دهد که نداشتن آگاهی و تخصص کافی و از دست دادن امکانات آموزشی باعث سرگردانی و اتلاف وقت و نیروی جوانی خواهد شد. برنامه‌ریزی گام به گام شما را با مهارت‌های مرتبط با هدف کاری خود در آینده آشنا می‌سازد.
مراحل یک برنامه‌ریزی روشمند
1ـ بیان هدف
2ـ شناسایی راه‌حل‌های گوناگون برای رسیدن به هدف
3ـ سنجیدن راه‌حل‌ها
4ـ انتخاب بهترین راه‌حل
5ـ به اجرا گذاشتن آن راه‌حل
6ـ ارزیابی پیشرفت
عوامل موثر در تصمیم‌گیری و در نهایت برنامه‌ریزی درست
لازمه یک برنامه‌ریزی موفق، آگاهی همه‌جانبه و دقت‌نظر در تصمیم‌گیری و تشکیل هدف‌هاست زیرا فرد با انتخاب هر گزینش حیطه انتخاب و اختیارات دیگر را بر خود محدودتر می‌سازد، طوری که بازگشت به عقب، گاه غیرممکن و یا لااقل متضمن خسارت بسیار است.امروزه انسان در لحظه‌هایی رشد می‌کند که تصمیم می‌گیرد. به‌عبارت دیگر یک شرط رشد و تکامل، برخورداری از مهارت‌های لازم برای تصمیم‌گیری، استفاده از تجارب افراد آگاه، کسب راهنمایی و مشورت با آنان است.تصمیمات ما در هر مرحله از زندگی، ناشی از آن چیزی است که هستیم و نیز متاثر از آن چیزی که می‌خواهیم باشیم.
ساخت وجودی و شخصیت ما، تجارب قبلی زندگی ما، احساسات و افکار ما راجع به خودمان، ترس‌ها و آرزوهای ما، امکانات محیطی و راه‌حل‌هایی که تصور می‌کنیم در اختیار داریم، مهارت ما در تصمیم‌گیری و عوامل بسیار دیگری، همه با هم به‌نحوی پیچیده دست‌اندرکارند تا بر تصمیمات و گزینش‌های ما اثر بگذارند.
این تاثیرات غالبا در سطحی ناخودآگاه صورت می‌گیرد، طوری که ما از اثر آنها بر گزینش‌هایمان بی‌اطلاع هستیم. چنین عواملی نه‌تنها در تصمیم‌گیری ما موثرند، بلکه تعیین‌کننده امکانات و راه‌حل‌هایی می‌باشند که تصور می‌کنیم در دسترس ما هستند، چنان‌که ممکن است احتمال موفقیت در هدف معینی را به‌علت احساس عدم کفایت رد کنیم. به عبارت دیگر، در گرفتن یک تصمیم حقایق، مهارت‌ها و توانایی‌های شخص در احساسات، تمایلات، طرز تفکر و نگرش‌ها ادغام می‌شوند.یک عامل دیگر، سودمندی یک راه‌حل باارزش است. البته باید به یاد داشت که سودمندی یک راه‌حل، بستگی به ارزیابی هر فرد از میزان جذابیت آن راه‌حل برای او دارد. آنچه که برای یک شخص ارزنده محسوب می‌شود، ممکن است برای دیگری جالب نباشد و عامل موثر دیگر، در تصمیم‌گیری درجه احتمال یعنی دانستن احتمال موفقیت یک راه‌حل است.
مشکلات تصمیم‌گیری
اگر از حق نگذریم، تصمیم‌گیری نه فقط کار آسانی نیست، بلکه به‌دلایل زیر در مواردی سخت و دردناک نیز هست؛تعارض: وقتی راه‌حلی از هر نظر بهتر از راه‌حل‌های دیگر است، تعارض در تصمیم‌گیری بین راه‌حل‌ها وجود ندارد اما معمولاً یک راه‌حل از بعضی جهات و راه‌حل یا راه‌حل‌های دیگر از جهات دیگر بهترند. از این رو، در انتخاب راه‌حل‌ها شخص دچار تردید و تعارض می‌شود.در چنین شرایطی باید درجه سودمندی و احتمال هر راه‌حل را سنجید تا راه‌حلی که برای فرد ارزش بیشتری دارد، مشخص شود.ریسک یا خطر احتمالی: عامل ریسک یا خطر احتمالی تقریبا همیشه در تصمیم‌گیری‌ها وجود دارد زیرا معمولاً تصمیم‌گیرنده نتیجه انتخاب هر راه‌حل را نمی‌داند. مشکل، انتخاب راه‌حلی است که بالاترین احتمال سودمندی را ارائه دهد. بنابراین، گزینش از بین راه‌حل‌هایی که دربردارنده خطر احتمالی یا احتمال ضرر هستند، باید به‌نحوی صورت گیرد که بالاترین شانس برای کسب نتیجه مثبت به‌دست آید.عینیت و ذهنیت: اگرچه بسیار شنیده‌اید که باید در موقع تصمیم‌گیری عاقلانه، واقع‌بین و عینی‌نگر باشید؛ این به این معنا نیست که تصمیم‌گیری شما نباید متاثر از احساسات شما باشد. نشانه‌های عینی‌بودن اگر هم وجود داشته باشند، بسیار معدودند. آنچه که به اصطلاح عینیت یا واقع‌بینی گفته می‌شود، نمی‌تواند از ذهنیت یا عوامل عاطفی شما جدا باشد. در هر تصمیمی، هر دو عامل وجود دارد.به‌کارگیری اطلاعات: مهم‌ترین مشکل تصمیم‌گیری، گرفتن آن نیست، بلکه دسته‌بندی و ارزیابی اطلاعات مربوط به آن تصمیم است. برای اکثر تصمیمات بیش از یک راه‌حل وجود دارد و معمولاً محاسبه نتایج هر یک کار سختی است. برای دسته‌بندی‌کردن اطلاعات مربوط به هر راه‌حل و نتایج احتمالی آن می‌توانید با استفاده از شیوه کاهش تعداد حقایق مورد بررسی در هر زمان اطلاعات بی‌شمار خود را دسته‌بندی کنید. به عبارت دیگر با اندیشیدن به فقط چند عامل در یک زمان و نادیده‌گرفتن بقیه عوامل، بار خود را سبک کنید.
خصوصیات شخصیتی
نیازها و خواسته‌های هر فرد که ویژگی‌های شخصیتی او را می‌سازند، بر تصمیمات او اثر می‌گذارند. مثلا در برخی از افراد، انگیزه کسب موفقیت بیشتر از دوری از شکست است و برای برخی دیگر، عکس این قضیه صحت دارد.برخی از افراد فکر می‌کنند هدفی که کسب آن مشکل‌تر است، جالب‌تر است! در دنیای ما، رسیدن به هدف‌هایی که عده زیادی آن را ارزنده می‌دانند، معمولاً مشکل است.
توالی تصمیمات
تصمیمات زندگی غالبا به‌دنبال یکدیگر و به‌توالی رخ می‌دهند. معمولاً اطلاعات سودمند برای تصمیمات بعدی، مربوط به نتایج تصمیمات قبلی است. به بیان دیگر، یک تصمیم واحد با تصمیمات قبلی و بعدی خود ارتباط دارد، بنابراین تصمیماتی که اکنون می‌گیرید با آنهایی که باید به‌زودی گرفته شوند و آنهایی که در آینده گرفته می‌شوند، جدا و مستقل از یکدیگر گرفته نمی‌شوند.از مهم‌ترین تصمیماتی که انسان باید در زندگی بگیرد، می‌توان به انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل، انتخاب همسر و... اشاره کرد.تصمیماتی از قبیل اینکه کدام فعالیت فوق‌برنامه را انتخاب کنم یا اوقات فراغت خود را چگونه بگذرانم، با چه کسی به خرید بروم، ایام تعطیل به کدام شهر سفر کنم، چه مدل کفش یا لباس را انتخاب کنم و... از درجه ریسک و اهمیت کمتری برخوردار هستند زیرا در صورت اشتباه، معمولاً جبران‌پذیر و قابل برگشت می‌باشند اما تصمیمات مهم زندگی به‌طور کلی غیرقابل برگشت هستند و یا بازگشت آنها متضمن اتلاف عمر، انرژی، وقت و خسارت‌های دیگر است.بنابراین لازمه یک برنامه‌ریزی موفق، آگاهی همه‌جانبه و دقت‌نظر در تصمیمات گرفته شده و شکل‌دهی به اهداف درازمدت خود می‌باشد.فرد با انتخاب گزینش حیطه انتخاب و اختیارات دیگر را برخورد محدود‌تر می‌سازد، طوری که بازگشت به عقب گاه غیر‌ممکن و یا لااقل متضمن ضررهای بسیار است. در نهایت ادیسون برای جوانان 3 توصیه دارد: کار، کار، کار.
فراموش نکنیم که...
ـ تصمیم‌گیری‌های حیاتی، آسان نیست.
یادتان باشد که تصمیم‌گیری هنر است. هرچه بیشتر تمرین کنید خبره‌تر خواهید شد.
- برنامه‌ریزی که در پس تصمیم‌گیری عملی خواهد شد و شما را وادار می‌سازد که زمان بیشتری را صرف برنامه‌ریزی و زمان کمتری را صرف انجام فعالیت‌های اجرایی عادی کنید.
- برنامه‌ریزی خوب شامل کنترل‌های لازم برای اجرای موفقیت‌آمیز برنامه نیز هست، درست است که برنامه‌ریزی درازمدت ممکن است تغییر کند، اما این کار به همه فعالیت‌های روزمره جهت می‌دهد.
- برنامه‌ریزی کمک می‌کند تا نتایج دقیق حاصل از اجرای هر وظیفه خاص را مشخص سازید. اگر برنامه‌ریزی مناسبی انجام شود و اگر هر فرد در سازمان نسبت به مسوولیت خود در قبال هر وظیفه معینی آگاه باشد، احتمال موفقیت در عرصه‌های مختلف بیشتر است.
- برنامه‌ریزی برای رشدکردن و کسب موفقیت هرگز کاری پیش‌پا افتاده و خسته‌کننده نیست. تغییر، لازمه رشد است و رشد به افراد خلاق و مستعد نیاز دارد تا شرایط بهتری ایجاد نمایند.
- در زندگی مخصوصا وقتی که نوبت به تصمیم‌گیری می‌رسد باید مبتکر باشید. باید به خود و به توان خود در تصمیم‌گیری درست شدیدا اعتقاد داشته باشید. قدرت تصمیم‌گیری است که شما را از دیگران متمایز می‌کند.
- در تصمیم‌گیری از تجربیات و رهنمود‌های گذشته استفاده کنید اما یادتان باشد که در هیچ دو موردی تصمیمات دقیقا یکسان نیست. درست است که مسائل ممکن است مشابه باشند اما عوامل بیرونی و موقعیت موثر بر آنها متفاوت است.
- مسائل کلیدی در هر زمان از زندگی عبارت است از مسائلی که در مورد آنها تجربیات گذشته کم است یا اصلا وجود ندارد تا بتوان از آن راهنمایی گرفت.هنگامی که وضعیت مساله‌سازی، تازگی دارد و آشنایی قبلی با آن نداریم، جهت‌یابی متفاوتی لازم می‌آید. برای موفقیت باید بتوانید مسائل را در زمینه‌های ناآشنا حل کنید.
- سروکار داشتن با ابهام و عدم قطعیت از ویژگی‌های تصمیم‌گیری است. درباره تصمیم‌گیری می‌باید ذهنیتی مثبت داشته باشید.
تصمیم‌گیری مسوولانه
برای داوری‌های درست در تصمیم‌گیری‌های روزانه، مدیر باید همواره نگرشی متعادل درباره زندگی، کسب و کار و جامعه داشته باشد.
در کسب و کار، تصمیم‌گیری یک امر حیاتی است. قبل از آنکه هر کاری صورت گیرد، باید تصمیمی گرفته شود. این سخن حتی زمانی که گروهی از افراد با هم به کاری می‌پردازند، صادق‌تر است. در اداره کردن کارکنان نیز، تصمیم‌گیری ماهرانه یک راز مهم کامیابی است. هنگامی که در دوراهی مهمی ایستاده‌اید و گروهی از مردم در انتظارند تا شما راه آنان را برگزینید، شما به راستی نمی‌توانید دو دل باشید و از گرفتن تصمیم دوری جویید. ناتوانی مدیران در دست زدن به اقدامات قاطع و فوری می‌تواند زیان‌های مالی بسیار به بار آورد و به روحیه کارکنان سخت آسیب برساند.هر راهی که برگزینید، کارکنان شما دست کم پی خواهند برد که به چه سویی خواهند رفت و با دلیری و شوق بیشتر در آن جهت گام بر‌خواهند داشت.
به ویژه در این روزگار پر از دگرگونی‌های پیاپی که هر کسب و کاری با رقیبان پرخاشگر و پرتحرک سروکار دارد، بسیار مهم است که تصمیمات با اندیشه بیشتر و به اجرای سریع آنها بینجامد اگرچه در اوضاع و احوال اینچنینی، نیاز به سرعت عمل بدان معنا نیست که یک شخص بتواند مسوول همه تصمیم‌ها باشد. چنین کاری در عملیاتی بسیار کوچک می‌تواند شدنی باشد، ولی در شرکت‌های دارای هزاران یا ده‌ها کارمند، رئیس شرکت نمی‌تواند به طور فردی هر تصمیمی را بگیرد.بنابراین تصمیم‌گیری باید به گونه‌ای واقعی به دیگران واگذار شود. رئیس شرکت توقع دارد زیردستان او موضوع‌های مهم را به وی آگاهی دهند، ولی در غیر این صورت انتظار آن است که آنان با در نظر گرفتن سیاست‌های کلی و بنیادی شرکت تصمیم‌های مربوط به کار خود را بگیرند. چنین راهبرد و تدبیر کلی به چرخه تصمیم‌گیری شتاب می‌بخشد. افزوده بر آن، اگر تصمیم‌گیری به مدیران در هر رده سازمانی واگذار شود، از رئیسان بخش به رئیسان قسمت، از رئیسان قسمت به کارکنان سرپرستی و از سرپرستان به کارگران عملیات، چرخه تصمیم‌گیری به فرعی در سراسر شرکت به کار خواهد افتاد و پاسخ دادن سریع و درست را به هر موقعیتی که پدید آید، آسان‌تر خواهد کرد. من این روش را «مدیریت مستقل» می‌نامم. البته رئیس شرکت به طور اصولی باید بدین‌شیوه عمل کند ولی در این نظام رئیسان بخش‌ها، رئیسان قسمت‌ها و کارکنان ارشد ستادی نیز باید آماده باشند تا درباره موضوع‌های مربوط به قلمرو کار خویش به‌طور مستقل به کارگردانی بپردازند. حتی در پایین‌ترین رده، کارکنان وظیفه‌هایی دارند که باید درباره چگونگی اجرای آنها خودشان تصمیم بگیرند.
شرکت‌ها از ترویج شیوه مدیریت مستقل سود خواهند برد زیرا زمانی که این شیوه از سوی همه کارکنان به خوبی فهمیده و عمل شود، همگان به کار بیشتر خواهند پرداخت و استعداد و توانایی‌های آنان به بهترین صورت پرورده خواهد شد.با این همه، گاه و بیگاه موضوع‌های مهمی پیش خواهد آمد که باید آنها را با مقام بالادست در میان نهاد و برای تصمیم‌گیری درباره آنها نیاز به کمک و یاری دیگران است.
بنابراین اعضای یک شرکت از قدرت و اختیار تصمیم‌گیری متناسب با جایگاه شغلی خود در سازمان برخوردار خواهند بود. در چنین حالت‌هایی تصمیم‌گیری سریع، به‌گونه‌ای که شرح داده شد، ضروری است. اگر دستیابی به راه چاره‌ای فوری ممکن نشود ـ این ضرورت در میان باشد که موضوع با ژرفای بیشتر مورد بررسی قرار گیرد و نظر شخص سومی نیز پرسیده شود ـ موضوع را نباید همچنان معلق گذاشت، بی‌آنکه روشن گردد چه وقت درباره آن تصمیم گرفته خواهد شد. هرگاه تصمیم‌ها چنان باشند که باید هرچه زودتر به آنها پرداخت، سرعت تنها کافی نمی‌تواند باشد. داوری درباره چگونگی کنش‌هایی که در پس آن می‌باید انجام گیرد، باید درست و قطعی باشد.
به‌رغم هر سرعتی که در گرفتن تصمیم به‌کار برده می‌شود، اگر آن تصمیم، تصمیمی نادرست باشد چیزی دستگیر نخواهد شد.
انسان چگونه تصمیم‌های درست می‌گیرد؟ این به واقع موضوعی بسیار دشوار است. هیچ‌کدام از ما از قدرت خدایی بهره‌ای نداریم. بنابراین نمی‌توانیم همواره تصمیمات درست بگیریم. با این همه، هیچ‌کدام نمی‌توانیم وظیفه‌های خود را به عنوان مدیر به انجام برسانیم، بی‌آنکه تصمیم‌هایی را به سرعت و به درستی بگیریم.
بدین‌منظور، مدیران باید بر تجربه و بصیرت تکیه کنند و با توجه به اوضاع و احوال ویژه‌ای که بر هر موضوعی حاکم است، به نتیجه‌گیری‌هایی برسند. در این چرخه، مهم‌ترین ابزارهایی که شخص می‌تواند در اختیار بگیرد، عبارتند از نگرشی متعادل درباره زندگی، فلسفه‌ای روشن درباره کار و آگاهی و درک واقع‌بینانه درباره جامعه. به‌طور معمول پروراندن دیدگاه‌هایی آگاهانه درباره زندگی و جامعه، انسان را مجهز می‌کند تا تصمیم‌های درستی بگیرد. بدون چنین استعدادی برای آگاهی و بصیرت، تصمیم‌های هر مدیری می‌تواند اتفاقی و مصلحت‌آمیز گرفته شود و نتواند زیردستان را به اعتبار آن قانع سازد.
برای نمونه به مثال زیر توجه فرمایید:
رقابت در صنعت شما بسیار شدید است و در حالی که بر شدت رقابت افزوده می‌شود، رقیبان شما می‌کوشند کالای خود را زیر قیمت تمام شده بفروشند. مشتریان ثابت شما به نمایندگی‌های فروش شما گفته‌اند که قیمت‌های شما بسیار گران است و اگر شما تخفیف بیشتری نسبت به دیگران ندهید با شرکت شما دیگر معامله نخواهند کرد. این سخن به‌راستی نمایندگی‌های فروش شما را پریشان می‌کند و می‌شتابند به سوی شما که رئیس شرکت هستید، بلکه قیمت‌های خود را کاهش دهید.در پرتو چنین اوضاع و احوالی، شما نمی‌توانید به آسانی تسلیم شوید و به فروشندگان خود بگویید که کالا را با ضرر بفروشند. از سوی دیگر، برای متقاعد کردن آنان به این دلیل که شرکت باید در فروش کالای خود سود به‌دست آورد، دشواری خواهید داشت. تصور می‌رود آنان پاسخی تند بدهند و بگویند گاهی لازم است فروش با زیان همراه باشد. شاید نیاز به توضیحی بیشتر باشد تا آنان بتوانند موضع شما را دریابند.این توضیح می‌تواند چنین باشد: «اگر ما سود سرشار می‌بردیم، من بی‌درنگ با کاهش قیمت‌ها موافقت می‌کردم اما قیمت‌های ما برپایه نظارت کامل هزینه و عملیات منطقی و عقلانی استوار است که در آن مبلغی اندک که نشان از سود معقول دارد، گنجانده شده است. نیمی از آن سود به صورت مالیات به دولت و جامعه داده خواهد شد، نیم دیگر به صاحبان سهام و به پژوهش و پدیدآوردن کالای تازه اختصاص می‌یابد. بدین‌معنا هنگامی که شرکت ما سودی معقول به دست می‌آورد، همه از آن بهره‌مند می‌شوند و جامعه در کل غنی‌تر و بارورتر می‌گردد.
اگر همه از پول درآوردن دست بکشند، کشور به حالت توقف درمی‌آید و هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم هزینه زندگی خود را تامین کنیم. ما وظیفه داریم که فرآورده‌های خود را از راه عقلایی‌کردن عملیات تولید به قیمت معقول فراهم آوریم ولی در همان حال ما وظیفه داریم که سودی معقول به‌دست آوریم و آن سود را در دولت و جامعه خود به‌طور کلی از نو سرمایه‌گذاری کنیم.
اگر همه از این مسوولیت‌ها دست بکشند، به سر کشور و جامعه چه خواهد آمد؟
من اطمینان دارم شما با من موافق هستید که ما نمی‌توانیم کالای خود را با کاهش بی‌اندازه قیمت بفروشیم.
با توضیح موضوع بدین شیوه، نمایندگی‌های فروش با امیدواری پی به نقطه‌نظر شما خواهند برد و با اندکی تشویق و دلگرمی، مصمم و استوار با توضیح موضع شرکت به سوی خریداران باز خواهند گشت.
همان‌طور که نمونه‌های قبل نشان می‌دهد، مدیران و به‌واقع کسانی که مسوولیت اداره دیگران را بر دوش دارند، باید همواره داوری درست را پرورش دهند و بکوشند تا چشم‌اندازی متعادل از زندگی، کسب و کار و جامعه به‌دست آورند. مدیران با تصمیم‌گیری روزانه و با کوشش پیوسته برای بهتر کردن خود بدین‌سان، با وجود لغزش‌های اتفاقی که در راه پدید خواهد آمد، بی‌تردید در توانمندی برای دستیابی به داوری‌های درست رشد خواهند کرد.رشد شخصی هر مدیری به رشد زیردستان وی خواهد انجامید.
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
روزی در جنگلی، مسابقه‌ای بین یک خرگوش و یک لاک‌پشت برگزار گردید. خرگوش با توجه به جثه و شرایط جسمانی خود به سرعت از لاک‌پشت پیشی گرفت و هنگامی که به پشت سر خود نگاه کرد متوجه شد که فاصله زیادی از رقیب خود پیدا کرده است به همین سبب به خود مغرور شد و تصمیم گرفت در گوشه‌ای استراحت کند و چرتی بزند.
غفلت خرگوش مدتی به طول انجامید و در این مدت، لاک‌پشت آرام‌آرام و بی‌وقفه مسیر مسابقه را طی کرد و به نزدیکی‌های خط پایان رسید.این بار با توجه به توقف خرگوش تند پا، لاک‌پشت فاصله زیادی از او جلو افتاده بود، در این هنگام خرگوش ناگهان از خواب غفلت بیدار شد و به مقصد نهایی چشم دوخت! اما دیگر دیر شده بود و تلاش و کوشش خرگوش به جایی نرسید و بازی را باخت!
هنگامی که خرگوش از خواب بیدار شد و دریافت که لاک‌پشت از او جلو افتاده، سعی کرد هر طور شده خودش را به او برساند و مسافت عقب مانده را جبران کند ولی اندیشه‌ای مانع این کار شد. او با خود می‌اندیشید که اگر بخواهد از لاک‌پشت سبقت بگیرد، باید ابتدا خود را به محل فعلی او برساند و طی این مدت لاک‌پشت باز جلوتر خواهد رفت و برای جبران آن، باید خود را به محل جدید برساند که تا آن زمان، باز لاک‌پشت به محل جلوتری خواهد رفت!
این گفت‌وگو و جنجال ذهنی و این تصور که هیچ‌گاه نمی‌تواند به لاک‌پشت برسد، تمام فکر خرگوش را اشغال کرد و هرگونه تصمیمی را از او سلب نمود.در نتیجه نتوانست قدمی پیش بگذارد و از فکر رسیدن به لاک‌پشت و بردن مسابقه منصرف شد و شرمسارانه تن به باختن داد!
از این داستان معروف 2 نتیجه‌گیری مهم برداشت خواهد شد که؛
1ـ گام‌های کوچک و پیوسته، به مراتب موثرتر از حرکت‌های سریع و عجولانه می‌باشد، غرور و غفلت بی‌جا پیامدی جز پشیمانی و ندامت نخواهد داشت!
2ـ اگر دائم به نتوانستن یا نشدن فکر کنیم و توجهمان را به شکست معطوف نماییم، قدرت تصمیم‌گیری و حرکت از ما سلب می‌شود و هرگز موفق نخواهیم شد.
27 نکته سودمند
* من فکر می‌کنم پس هستم.
* درباره کارهای به ظاهر غیرممکن هم فکر کنید.
* هیچ‌گاه از سایه‌ها نترسید، زیرا به این معنی هستند که در همین نزدیکی باید نور باشد.
* شما نمی‌توانید کارها را متفاوت انجام دهید تا زمانی که آنها را متفاوت نبینید.
* همانند بازی شطرنج برای مهره‌های اصلی مبارزه کنید و برای رسیدن به این هدف بیرون رفتن سرباز اهمیتی ندارد. یادتان باشد توجه زیاد به مسائل جزئی شما را از پرداختن به مسائل اصلی باز می‌دارد.
* در زمان تجزیه و تحلیل و تصمیم‌گیری صبور باشید و در زمان اجرا بی‌صبر.
* بهترین عکس‌های جهان هم اگر در داخل دوربین باشد، به درد نمی‌خورد.
* اشتباه بزرگی که بسیاری در برنامه‌ریزی مالی خود مرتکب می‌شوند این است که روی کل حقوق خود و قبل از کسر کردنی‌هایی مانند مالیات بر درآمد، حساب می‌کنند. قاعده مهم در این بین آن است که حقوق ناخالص را از ذهن خود پاک کنید و فقط روی حقوق خالص خود حساب کنید.
* بسیاری از مردم، بیشتر به درست انجام شده نحوه کارها توجه دارند تا به درست بودن اصل خود آن کارها.
* یک مدیر خوب کسی است که حداکثر استفاده را از امکانات موجود ببرد.
* یک مدیر بهتر کسی است که حداکثر بهره را از کاری که انجام می‌دهد ببرد.
* یک مدیر باز هم بهتر کسی است که کار خود را به خوبی اداره کند.
* و بالاخره بهترین مدیر کسی است که تخم اندیشیدن را در ذهن افراد خود بکارد.
* یک شرکت در واقع سایه بلند مدیر مدبر آن است.
* نگران نباشید که دیگران درباره شما چه فکری می‌کنند زیرا آنها نیز نگران آن هستند که شما درباره آنها چه فکر می‌کنید.
* دست به کارهای بزرگ بزنید ولی مواظب باشید دچار اشتباهات بزرگ نشوید.
* بسیاری از تجارب بزرگ بدون داشتن مدرک فوق‌لیسانس مدیریت بازرگانی (
MBA ) هم به موفقیت رسیده‌اند اما بدون عقل و درایت هرگز.
* بین حرف تا عمل یک چیز کهنه می‌شود و آن یک جفت کفش خوب است.
* با سکوت می‌توان عیوب دیگران را شنید و عیوب خود را پنهان کرد.
* جهت مهم‌تر از سرعت است ما آنقدر مشغول نگاه کردن به سرعت‌سنج خود هستیم که از اتفاقات مهم اطراف خود غافل می‌مانیم.
* با تغییرات، تغییر نکنید، بلکه قبل از تغییرات تغییر کنید.
* اگر شما در زمان مناسب بذرافشانی نکنید، آنگاه نخواهید توانست در فصل برداشت، برداشتی کنید.
* افزایش کارایی فرد، بدون تذکر دادن اشتباهاتش کار آسانی نخواهد بود.
* صدا تبدیل به موزیک می‌شود، اگر فرد آموزش دیده‌ای آن را ایجاد کند آموزش ضروری است.
* هیچ‌گاه نگذارید کاری را که یک نفر می‌تواند انجام دهد، دو نفر انجام دهند.
* آموزش نیاز به نگرش مثبت دارد.
منابع
1 - نخست انسان، سپس کالا، ترجمه دکتر محمدعلی طوسی، نشر پویش
2 - حکایت‌های بهره‌وری، حسین پورآقاسی، نشر امید فرزانگان
3 - ماهی! ترجمه مامک بهادرزاده، نشر پیک آوین
4 - اندیشه‌های مدیریت، ترجمه سیدعباس مجتهدی، نشر پیک سحر
5 - برنامه‌ریزی تحصیلی و شغلی، برنامه‌ریزی محتوا و نظارت بر تالیف: دفتر برنامه‌ریزی و تالیف آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و کار دانش
6 - کارآفرینی، از انتشارات سازمان بین‌المللی کار، برگردان وزارت کار و امور اجتماعی ایران. 
 بابک بهی - بنفشه بهی - تهران امروز

به نقل از هفته نامه بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 15 خرداد 1389  ساعت 1:04 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
کارآفرین رویدادها و نتایج بلند مدت را شکل می‌دهد
روزگاری بود که ژوزف شومپیتر «کارآفرین» را موتور محرک و پیش‌برنده اقتصاد جامعه می‌دانست. از آن روزگا تا امروز دگرگونی‌های پر شماری در عرصه فن و دانش رخ داده و اندیشه‌های تازه‌ای بر پایه این تحولات پدیدار شده است. از جمله اینکه در کنار افراد کارآفرین، اکنون سازمان‌های کارآفرین نیز قد برافراشته و به نوبه خود چرخ‌های اقتصاد جامعه را روان‌تر می‌چرخانند. نوشته حاضر پس از بررسی تعریف کارآفرینی و تکنولوژی اطلاعات،‌ ویژگی‌های سازمان‌های کارآفرین دنیای امروز را که استفاده از تکنولوژی روز اطلاعات را به مثابه یک صنعت ممتاز به خود اختصاص داده‌اند را یادآوری می‌کند.
کارآفرین
تنها عامل ثابت در دنیای امروز تغییر است. تغییرات عمده چند دهه اخیر شامل ظهور تکنولوژی پیشرفته اطلاعات، جهانی شدن تولید و پیدایش شاهراه‌های اطلاعاتی است. تکنلوژی اطلاعات یکی از عامل‌های مهم پیشرفت در قرن 21 است. تکنولوژی اطلاعات موجب ایجاد دگرگونی و تحول در روش‌های زندگی، آموزش و کار و سازمان‌ها خواهد شد.
یکی از موارد استفاده تکنولوژی اطلاعات،‌ در سازمان‌ها است. امروزه سازمان‌ها نیز به سرعت در حال تغییر و تحول از لحاظ ساختاری، رسمیت و غیره می‌باشند این می‌طلبد که از ابزار نوین برای مهار این تغییرات استفاده کرد.
سازمان‌ها با استفاده از فناوری اطلاعات توانا می‌شوند، وظایفشان را ساده‌تر انجام داده و روش کار خود را متحول می‌سازند. در سازمان‌های کارآفرین که اساس و پایه‌ی آن بر خلاقیت و نوآوری استوار است نیز فناوری اطلاعات موجب کم شدن مراحل اداری و پیچیدگی کارها می‌شود.
تکنولوژی اطلاعات
در فرهنگ آکسفورد تکنولوژی اطلاعات مطالعه با استفاده از سیستم‌ها (به ویژه کامپیوترها تجهیزات مخابراتی و ارتباطی) برای ذخیره‌سازی،‌ بازاریابی و ارسال اطلاعات معنا شده است. اما با توجه به دگرگونی‌های فراوان و نگرش‌های متفاوت،‌ تعریف‌های دیگری از فناوری اطلاعات نیز شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود :
- فناوری اطلاعات عبارت است از : گردآوری، سازماندهی، ذخیره و نشر اطلاعات اعم از صوت،‌ تصویر، متن یا عدد که با استفاده از ابزار رایانه‌ای و مخابراتی صورت پذیرد.
- فناوری اطلاعات نه تنها به توانایی‌های پردازش داده‌ها توسط رایانه،‌ بلکه به مهارت‌های انسانی و مدیریتی در بهره‌برداری از آنها دلالت دارد. بنابراین فناوری اطلاعات نه تنها شامل رایانه و دیگر تجهیزات بلکه توانایی‌ها و اقدامات در نحوه انجام کار می‌شود.
- فناوری اطلاعات تکنولوژی‌ای است که برای ذخیره کردن و ارتباط برقرار کردن و دستکاری کردن اطلاعات استفاده می‌شود.
با توجه به تعاریف یاد شده معلوم می‌شود موضوعاتی مانند ذخیره کردن اطلاعات، سازماندهی کردن اطلاعات، گردآوری اطلاعات،‌ نقاط مشترک است. بنابراین می‌توان گفت : «تکنولوژی اطلاعات از گردآوری، ذخیره کردن و سازماندهی کردن اطلاعات بر روی ابزار و تکنولوژی‌های موجود است.»
کارآفرینی
در قرن شانزدهم میلادی واژه فرانسوی
Entreprendre (کارآفرینی) اولین بار برای افرادی به کار برده شد که در مأموریت‌های نظامی خود را به خطر می‌انداختند. بعدها این واژه به کسانی اطلاق شد که مخاطره یک فعالیت اقتصادی را می‌پذیرفتند و آن را سازماندهی، تقبل و اداره می‌کردند.
اصطلاح کارآفرین (
Enteprendre ) در معنا و مفهوم فعلی را اولین بار «ژورف شومپیتر» به کار برد این اقتصاددان اتریشی‌الاصل ساکن آمریکا بر این باور بود که رشد و توسعه اقتصادی در یک نظام زمانی میسر خواهد بود که افرادی در بین سایر آحاد جامعه با خطرپذیری، اقدام به نوآوری می‌کنند تا روش‌ها و راه‌حل‌های جدید جایگزین راهکارهای ناکارآمد و کهن قبلی شود.
تفکرات و آرای وی با انقلاب اطلاعات و شروع عصر فراصنعتی از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار شد. زیرا کاآفرین به عنوان عاملان تغییر و فرآیند کارآفرینی به عنوان فرآیند تغییر و تحول در نظام اقتصادی مورد توجه قرار گرفت.
کارآفرینی شومپیتر دارای سه ویژگی است :
- کارآفرینی قابل درک است،‌ اما نمی‌توان با به کار بردن قوانین معمولی و استنباط از حقایق موجود به طور عملی آن را پیش‌بینی کرد.
کارآفرینی رویدادهاو نتایج بلند مدت را شکل می‌دهد تا موقعیت‌های مطلوب و موقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی را تغییر دهد.
کثرت و تکرار رویدادهای کارآفرینانه به کیفیت نسبی نیروها، تصمیمات فرد، اقدامات و الگوهای رفتاری بستگی دارد.
با توجه به تعاریف انجام شده اساس فرآیند کارآفرینی، کارآفرینان هستند و این افراد دارای ویژگی‌های خاصی هستند. تامپسون ترکیب یافته‌های تحقیقات کلیدی 10 نکته اساسی را درباره کارآفرینان و کارآفرینی بیان می‌کند :
1- کارآفرینان افرادی هستند که خود را از دیگران متمایز می‌سازند.
2- کارآفرینی موضع‌یابی و بهره‌برداری از فرصت‌هاست.
3- کارآفرینان منابع مورد نیاز را برای بهره‌برداری از فرصت‌ها می‌یابند.
4- کارآفرینان ارزش افزوده ایجاد می‌کنند.
5- کارآفرینان شبکه‌سازان (اجتماعی و مالی) خوبی هستند.
6- کارآفرینان دارای دانش کاربردی هستند.
7- کارآفرینان سرمایه (مالی،‌ اجتماعی و هنری) خلق می‌کنند.
8- کارآفرینان مدیریت ریسک‌پذیر دارند.
9- کارآفرینان در مواجهه با ناملایمات دارای قاطعیت و اراده هستند.
10- کارآفرینی شامل خلاقیت و نوآوری می‌شود.
کارآفرینی درون‌سازمانی
کارآفرینی درون‌سازمانی فرآِیندی است که کارآفرینان سازمانی (افرادی که درون یک سازمان کارآفرینی می‌کنند) از طریق آن سبب دگرگونی می‌شوند. کارآفرینی درون سازمانی پروسه ای است که از آن طریق محصولات، فرآیندها و ایده‌های جدید در سازمان به اجرا گذاشته می‌شود و توسعه می‌یابند.
کارآفرینی درون‌سازمانی تنها در سازمان‌های کارآفرین دیده نمی‌شود بلکه در سازمان‌های سنتی و بوروکراتیک (غیر کارآفرین) نیز می‌تواند اتفاق بیفتد، اما به قدری نادر و بی‌اثر است که نمی‌تواند سازمان را در محیط‌های پیچیده، پویا، رقابتی و نامطمئن،‌ موفق و ابقا کند.
فرآیند کارآفرینی درون‌سازمانی
مرحله اول : معین کردن مشکل یا مسئله (طوفان فکری) و تشخیص و تعیّن موضوع مشکل یا ایده.
مرحله دوم : اتحاد موقتی (حمایت مالی و قانونی مدیران)
مرحله سوم : تجهیز و تکمیل (در این مرحله جهت تجهیز و تکمیل ایده‌هایشان در واقع به سمت درون پروژه تیم کاری و رقبا توجه می‌شود)
مرحله چهارم : ترک و جانشینی
پس از اینکه پروژه موفق به تجهیز و تکمیل شده باشد در این مرحله معمولاً کارآفرینان علاقه‌ای به ماندن در این وضعیت را ندارند و ادامه کار را به دیگری واگذار می‌کنند.
ویژگی‌های سازمان‌های کارآفرین
سازمان‌های کارآفرین سازمان‌هایی هستند که در آنها افراد کاآفرین فعالیت دارند و در این سازمان‌ها خلاقیت و نوآوری حرف اول را می‌زند. با توجه به ویژگی‌هایی که از افراد کارآفرین گفته شد سازمان‌های کارآفرین نیز بایستی دارای ساختارهای خاصی باشند تا باعث نشود خلاقیت ونوآوری در بین افراد سازمان از بین برود. سازمان‌های کارآفرین در مقایسه با سازمان‌های سنتی با بوروکراتیک دارای ویژگی‌های خاصی هستند که در زیر به آنها اشاره خواهیم کرد.
غیر رسمی بودن
رسمی بودن سازمان بستگی به میزان دستور‌العمل‌ها،‌ شرح وظایف، راهنماها، روش‌ها، مقررات و سیاست‌های مکتوب سازمان دارد. هرچه این اسناد و مدارک بیشتر باشد، سازمان‌ رسمی‌تری است. سازمان‌های کارآفرین مخالف محدود کردن کارکنان از طریق دستورالعمل‌ها، قوانین و آیین‌نامه‌های رسمی هستند چون معتقدند هرچه افراد آزادتر باشند،‌ خلاقیت بیشتری خواهند داشت.
تخصصی نبودن
تخصصی بودن را اگر به این معنا بدانیم که تا چه اندازه کارها و فعالیت‌های سازمان به وظایف جداگانه و تخصصی تقسیم شده‌اند، باید اذعان کرد که سازمان‌های کارآفرین بسیار کم تخصصی هستند. به این ترتیب که هر یک از کارکنان چند وظیفه را به عهده دارند و دامنه وسیعی از کارها را انجام می‌دهند.
نداشتن استاندارد
در سازمان‌های کارآفرین،‌ انجام امور و وظایف به شیوه مشخص و یکسان، بسیار کم است. این نوع سازمان‌ها اساساً نتیجه‌گرا هستند و به منظور شکوفایی خلاقیت افراد،‌ قضاوت و ارزیابی عملکرد کارکنان را بر اساس نتایج به دست آمده به نظر می‌گیرند،‌ نه روش انجام کارها.
کمرنگ بودن سلسله‌ مراتب
در سازمان‌های کارآفرین سلسله مراتب اختیارات به این معنا که افراد باید گزارش کار خود را فقط به افراد مشخصی بدهند و مدیران حیطه کنترل محدودی داشته باشند که طبیعتاً سطوح سازمانی زیادی به همراه خواهد داشت،‌ کمرنگ‌تر است و خیلی اوقات سلسله مراتب فدای سرعت عمل و نوآوری می‌شود.
در سازمان‌های بزرگ سلسله مراتبی، ایده‌های تازه از این گروه به گروه دیگر دست به دست می‌شود و در حالی که شرایط محیط مرتب در حال تغییر،‌ توسعه و دگرگونی است،‌ ارائه دهنده‌ ایده، (کارآفرین) با وجود علاقه و عشقی که به موضوع دارد اما به تدریج از آن دور گشته و به مرور از تعهد و جذابیتش نسبت به موضوع کاسته می‌شود در حالی که در سازمان‌های کارآفرین به دلیل کوچک بودن، علاقه‌ای به ایجاد دوایر متعدد و انجام امور در مناطق جغرافیایی مختلف ندارند.
عدم تمرکز
تمرکز به این معنا که تصمیمات در سطوح بالای سازمان گرفته شود،‌ اساساً در سازمان‌های کارآفرین دیده نمی‌شود زیرا این گونه سازمان‌ها نیاز دارند تا نسبت به تغییرات محیطی و خواسته‌های مشتری واکنش سریع نشان دهند از این رو بسیاری از تصمیمات در سطوح پایین اتخاذ می‌شود.
نهادینه کردن تغییر و نوآوری
یکی از نشانه‌های توسعه یافتگی انسانی این است که همواره افکار جدید را تولید و به کار گیرد و به تعبیری خلاق و نوآور باشد. زمینه و محور خلاقیت وجود اطلاعات را با همدیگر ترکیب و مجموعه‌های جدیدی را ساخت که دارای ویژگی و کاربردهای جدید هستند. نهادینه شدن تغییر و نوآوری بستگی به برخورد انسان با اطلاعات تولیدی دارد. در یک فرآیند تعاملی تکنولوژی اطلاعات و انسانی بر روی همدیگر اثر گذاشته و اگر خوب عمل شود تغییر و نوآوری نهادینه می‌شود.
تغییر و نوآوری اساس و پایه سازمان‌های کارآفرین است بنابراین برای توسعه‌یافتگی افراد موجود در سازمان‌ می‌توان از این تکنولوژی به صورت مفید استفاده کرد.
نتیجه‌گیری
با توجه به مطالب گفته شده در این مقاله می‌توان چنین گفت که تکنولوژی اطلاعات باعث رشد و تغییرات اساسی در ساختار سازمان‌ها شده است و باعث به وجود آمدن روش‌های نوین شده و باعث دگرگونی اساسی در سازمان‌های کارآفرین شده است و باعث شده تا سازمان‌های کارآفرین از لحاظ مکانی نیز تغییراتی پیدا کند.
منبع:نشریه کارآفرین


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 15 خرداد 1389  ساعت 1:04 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقدمه:

اشتغال به عنوان یک فعالیت ضروری برای گذراندن زندگی فردی و اجتماعی تلقی شده و تأکید بر آن است که همه انسانها با هر وضعیت و موقعیتی باید در همه زمانها کار کنند.از طریق اشتغال انسان بین خود و دنیای پیرامون رابطه منطقی و پویا برقرار می سازد وتأکید فراوان در دین مبین اسلام بر کارکردن و تذکر آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اصل 43 مبنی بر«تأمین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند» مؤید این ادعاست. متأسفانه در حال حاضر، بحران بیکاری (هم در افراد عادی و هم در بین معلولین) در جامعه ما شدید است و به طراحی و اجرای برنامه های دقیق و سنجیده برای غلبه بر این وضعیت نابسامان ضرورت دارد(شفیع آبادی،1382) و ارزیابی توانمندیهای شغلی این افرادبه منظور اشتغال مناسب و به صرفه یکی از این بر نامه هاست که برای اهداف متفاوتی مورد استفاده قرار گرفته و ممکن است بر اساس فرهنگ یک کشور و سیستم اجتماعی آن متفاوت باشد. ارزیابی شغلی ممکن است برای مشخص کردن پتانسیلهای افراد، محتوای برنامه های آموزشی شغلی، توانمندی های شغلی آنها یا توانایی مطابقت با محیطهای مختلف کاری، به کار رود. .ارزیابی توانمندیهای شغلی افراد اعم از عادی ومعلول و روشهای آن موضوع مهمی است که در این مقاله به آن می پردازیم.

ارزیابی توانمندیهای شغلی جویندگان کار
بر اساس دیدگاه های صاحبنظران در علوم مختلف، ارزیابی و سنجش توانمندیهای کارجویان قبل از اشتغال به منظور بهره برداری صحیح از توانمندیهای نیروی کار صورت گرفته و افراد را در زمینه آموزش های واقعی شغلی و انتخاب های شغلی بر اساس علائق، استعدادها و توانائیهای آنها و واقعیت بازار شغلی کمک خواهد کرد . از سوی دیگر یکی از وظایف اساسی مدیران منابع انسانی سازمانهای فعال ، انتخاب مناسبترین افراد برای تصدی مشاغلی است که بلا متصدی هستند. ارزیابی شغلی به مدیران در استفادة موثرتر از منابع انسانی و همچنین به کارمندان در زمینه انتخابهای بهتر کمک می کند. در اکثر موقعیتها، ارزیابی شغلی بوسیله تیمهای چندگانه شامل متخصصینی در  زمینه های شغل درمانی، روانپزشکی یا توانبخشی دارویی، روانشناسی اجتماعی، هدایت شغلی، آموزش و توانبخشی، که بستگی به شرایط افراد دارد، انجام می پذیرد و ممکن است از افرادی با تخصص فنی نیز استفاده شود. در بعضی کشورها یک ارزیاب شغلی  متخصص و آگاه به مسائل اشتغال افراد عادی و ناتوان، ارزیابی شغلی را هدایت می کند. معمولاً این ارزیابی ها بوسیله سنجشهای انجام شده روانشناسان،گروه پزشکی و افراد دیگر مرتبط با ناتوانائیهای فرد تکمیل می شوند. پرسنل ارزیابی و سنجش شغلی درباره بازار کار  و فرصتهای آموزشی نیز باید از دانش کافی برخوردار بوده تا در این زمینه توصیه های واقعی ارائه دهند.

  
چه مواردی ارزیابی می شود؟
به طور دقیق، ارزیابی شغلی معمولاً با توجه به همبستگی بین توانائیهای فرد، مهارتها و نیازهای شغلی در نظر گرفته می شود. اگرچه مسائل دیگری غیر از مهارتها و استعدادها موفقیت شغلی را تحت تاثیر قرار می دهند لکن بیشتر ارزیابیهای شغلی یک گرایش کل نگر را در نظر می گیرند. این موارد قسمتی از یک ارزیابی شغلی جامع را در بر می گیرند: تاریخچه ای از وضعیت سلامتی، آموزش های قبلی، اشتغال، رشد اجتماعی، مهارتهای زندگی مستقل ، دانش از دنیای کار ، توانمندیها و استعدادها ، مهارتهای فنی شغل ، رفتارهای عمومی اجتماعی ، مهارتهای جستجوی شغل ، آمادگی های شغلی ، نیازهای ویژه.

تکنیکها و روشهای مورد استفاده در ارزیابی شغلی
ارزیابی  شغلی از تکنیکها و روشهای متفاوتی برخوردار بوده وشامل موارد زیر است:
1- اطلاعات تاریخچه و گزارشهای دیگر افراد و متخصصان
2- مصاحبه با افراد ناتوان و خانواده هایشان و اطرافیان
3- چک لیستهایی برای استفاده متخصصین و افراد مورد سنجش
4- مشاوره ها و کاوش های حرفه ای برای مشخص کردن اهداف
5- آزمونهای مداد کاغذی و استاندارد شده روان سنجی و روان شناسی
6- نمونه ها وتکالیف کاری واقعی یا ساختگی برای مقایسه عملکرد کاری با سایرین
7- سنجش موقعیتی(ایفای نقش) که شامل قرار دادن فرد در یک موقعیت کاری واقعی و موقعیتهای آموزشی برای سنجیدن عملکردش

ارزیابی مسائل روانی واجتماعی جویندگان کار
عوامل روانی و اجتماعی به رفتارها، نگرشها و شیوة زندگی اشاره دارد که می توانند در موفقیت افراد در حیطه آموزشی و شغلی دخالت داشته باشند ، بعضی از این عوامل شامل این موارد است: انگیزه ، خود پنداره ، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی ، زندگی اجتماعی ، تقویتهای خانوادگی ، قدرتها و ثبات فردی ، ویژگی های شخصیتی،  مهارتهای حل مسأله ، اهداف زندگی ، موقعیت اقتصادی و مالی.
بسیاری از این عوامل و اهمیت آنها در محل کاری وابسته به فرهنگ هستند. با این وجود قطعاً آنها می توانند در موقعیت شغلی مهم باشند. عوامل روانی اجتماعی می تواند بوسیله این ابزار سنجیده شوند:1- مصاحبه2 – آزمونهای روانشناختی و شخصیت3- آزمونهای استعداد و رغبت4- بررسی اطلاعات تاریخچه ای

ارزیابی مهارتهای زندگی مستقل
مهارتهای زندگی مستقل شامل این موارد است: مراقبت از خود، آراستن، مدیریت زمان و زمان بندی و مدیریت استرس ، توانایی ادارة مالی، توانایی استفاده از حمل و نقل، توانایی نگهداری از خانه، که از طریق این روشها سنجیده شوند: 1- مصاحبه2- مشاهده3- آزمونهای طراحی شده در این زمینه 4- ایفای نقش در این زمینه

ارزیابی علائق
چیزهایی که فرد دوست می دارد انجام دهد، جزء علایق فرد قرار دارند. چندین روش برای اندازه گیری علائق وجود دارد:مصاحبه، پرسشنامه علائق،فعالیتهای کاوشی شغلی گوناگون،سنجشهای موقعیتی یا قرار دادن فرد در موقعیت مورد نظر.که از بین اینها مصاحبه وپرسشنامه علائق مهمتر به نظر می رسند.فنون مصاحبه می تواند در مشخص کردن علائق شغلی مورد استفاده قرار گیرند و شامل سوالهایی دربارة کارهای گذشته،کارهای مدرسه ای، سرگرمیها، تجارب کاری چه رسمی چه غیر رسمی می باشد. بسیاری از کشورها دارای پرسشنامه های علائقی هستند که در مشخص کردن سطوح علائق مورد استفاده قرار می گیرند. بعضی از آنها پرسشنامه های تصویری هستند که برای افراد بی سواد مورد استفاده قرار می گیرند. بقیه آزمونهای مداد کاغذی هستند که از افراد می خواهد به بخشهای مختلف پاسخ دهند.

ارزیابی چه توانائیها و استعدادهایی مورد نیاز است ؟
توانائیها و استعدادها اشاره دارد به ظرفیتها و قابلیتهای ذاتی، این در حالی است که مهارتها به چیزهایی که فرد یاد گرفته است اشاره می کند. موفقیت در یاد گرفتن مهارتها وابسته به استعدادها و توانائیهاست. مثالهایی از استعدادها شامل هوش و توانائیهای شناختی، کلاسی، عددی، قضایی، ادراک دفتری، هماهنگی حرکتی، چالاکی انگشتان و دستها، هماهنگی پاها، دستها و چشمها، تمایز رنگها و غیره است. قابلیتهای فیزیکی، توان و تحمل و طاقت اشاره به حوزه دیگری از ظرفیتها دارد.
هوش: معمولاً از طریق آزمون
IQ بهره هوشی اندزه گیری می شود. معمولاً اینگونه تستها را روانشناسان اجرا می کنند. سایر توانائیهای شناختی از قبیل توانائی یادگیری، حافظه، تمرکز و علت یابی ممکن است نیاز به یک روانشناس یا عصب شناس برای یک سنجش مناسب داشته باشند.
 استعداد: معمولاً بوسیلة آزمونهای مخصوص سنجش استعداد اندازه گیری  می شود. البته بعضی از استعدادها می توانند از طریق نمونه های کاری یا ابزارهای دیگر سنجیده شوند.
چالاکی و هماهنگی و توانائیهای دستی: به استعدادهای گوناگونی که برای استفاده از بدن و انجام تکالیفی مثل استفاده از ابزار و تجهیزات، صنایع دستی و غیره لازم هستند، اشاره دارند
ظرفیتهای عملکردی و فیزیکی: اشاره به توانایی فرد در انجام اموری از قبیل نشستن، بلند شدن، بلند کردن و غیره دارد. این قبیل سنجشها برای افرادی با ناتوانائیهای ویژه لازم است و بوسیلة فیزیوتراپها، پزشکان و در بعضی موارد بوسیلة ارزیاب متخصص و آموزش دیده با استفاده از نمونه های کاری موجود در بازار انجام می گیرد.
 تحمل کاری: اشاره به این دارد که به چه مدت و تا چه سطح از فشار، بدن فرد می تواند کار کند. به طور مثال آیا فرد می تواند روزی 8 ساعت کامل کار کند؟ این نوع سنجش معمولاً بوسیلة یک فیزیوتراپ مجرب و ماهر و یا در یک سنجش موقعیتی مثل کارگاه آموزشی انجام می شود.
چه مهارتهایی اندازه گیری می شوند و چگونه این سنجش انجام می پذیرد؟
مهارتها به فعالیتهایی اشاره دارد که فرد یاد گرفته است انجام دهد. رشد موفق در مهارتها معمولاً بر پایه وجود توانائیهای شخص، آموزشهای موفق و تجارب زندگی است. مهارتهای فنی شغلی مثل کار عمومی و مهارتهای زندگی برای موفقیت در شغل لازم هستند.
 
ارزیابی نیازهای ویژه
در حین فرایند ارزیابی، باید مشخص شود که افراد به چه نوع تجهیزات و تکنولوژی یاورانه ای برای زندگی مستقل، آموزش و اشتغال نیازمندند.خدمات حمایتی یا تجهیزات کمکی باید توسط ارزیاب یا کارگزینی که در کار کردن با افراد و کارکنان ناتوان متخصص است برای ایجاد تعیّن ها و سازگاری های لازم صورت پذیرد.ممکن است افراد  نیاز به سازگاریهای گوناگونی در شرایط ارزیابی داشته باشند. مشخصاً افراد نابینا و کسانیکه در بینایی  ضعف دارند نیاز به نوشته های چاپ شده بزرگتر و تقویت شده یا به صورت بریل دارند تا بتوانند فعالیت ها و آزمونهای مشخصی را کامل کنند. افرادی که دارای ناتوانی ویژه ای هستند در کامل کردن انواع مخصوصی از آزمونهای روانی یا آنهایی که دارای محدودیت زمانی هستند ناکارآمد می باشند. ارزیابی شغلی جویندگان کار عادی و ناتوان، حوزه بسیار تخصصی است و امروزه بسیاری از مردم اظهار می دارند که آزمونها وقتی که  با حمایت های مناسب ، آمیخته شوند، می تواند راهی برای غربال کردن افراد در آموزش، مشاغل و برنامه ها باشند.

نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات
با توجه به گسترش فناوری اطلاعات،افزایش رقابتها و تغییر در ماهیت کار و اجزای تشکیل دهنده کار، لزوم اهتمام به روشهای غربالگری نیروی انسانی و ارزیابی توانمندیهای شغلی در سازمانها ضرورت بیشتری می یابد واهمیت آن برای  افراد عادی و ناتوان  بر کسی پوشیده نیست، و واضح است که ارزیابی شغلی افراد عادی در مسیر اجرا آسان تر از افراد معلول است.به هر حال در کشور عزیزمان ایران، تلاش های زیادی برای برگزاری دوره های آمادگی شغلی برای افراد عادی و معلول از سوی متصدیان امر مربوطه به خصوص وزارت کار، جهاد دانشگاهی و بهزیستی انجام پذیرفته،که جای تقدیر دارد و در پایان ذکر چند پیشنهاد کاربردی به این دستگاهها ، مهم به نظر می رسد.
1- استفاده از تجربیات سایر کشورهای پیشرفته در زمینه دوره های آمادگی شغلی وارزیابی های شغلی از جمله کشورهای ، کانادا، انگلیس ، استرالیا و آمریکا .
2- مشاوره با اعضای هیأت علمی دانشگاههای کشور، مربیان، روانشناسان، همچنین مراکز فنی و حرفه ای برای توسعه خدمات ارزیابی شغلی
3-  هنجار یابی و استاندارد کردن روشهای ارزیابی اعم از آزمونهای روانی و مصاحبه ومشاهده  
رحمان مهدی نژاد قوشچی کارشناس ارشد مشاوره شغلی

منبع:هفته نامه بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 14 خرداد 1389  ساعت 1:02 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی و نکات کسب و کار
مترجم:نبی اله حسینی-مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی
آیا شما روش یا استراتژیی برای ثبت ایده ها در موقع اتفاق افتادن آنها دارید؟ اگر جواب منفی است پس باید داشته باشید. ایده ها چیزهای زودگذری هستند که بدون هیچ گونه اطلاع رسانی از ذهن ناخودآگاه شما میجوشند و سپس به همان سرعت ناپدید میشوند. شاید هیچگاه دیگر به خاطرتان نیاید.
چارلز کیو (
Charles Cave )که متخصص خلاقیت است میگوید: "ایده ها در اطراف شما هستند و آنها میتوانند خیلی سریع ظاهر یا ناپدید شوند. باید نسبت به دنیای اطرافتان دریافت پذیر باشید. زمان هایی اتفاق میافتد که شما بخشی از یک گفتگو را میشنوید و یا یک علامت جالبی میبینید. اگر که شما آن فکر را ثبت نکرده باشید در چندین دقیقه از بین خواهد رفت. تصور کنید که ایده های شما مانند پروانه هایی هستند که به بیرون پرواز میکنند. شما به یک تور احتیاج دارید تا آنها را بگیرید و نگذارید فرار کنند."
خوشبختانه، ایده ها را میتوان به آسانی گرفت و ثبت کرد. ابزار های زیادی در دسترس شما وجود دارند که از آنها میتوانید برای ذخیره کردن تفکرات و ایده هایتان استفاده کنید. در اینجا 10 تا از رایج ترین و موثرترین آنها به همراه فواید و نقایصشان آمده است.
1. دفتر یادداشت
دفتر ها یکی از بهترین راه های ثبت ایده های هستند و احتمالا رایج ترین ابزار این کار میباشند. این ها همچنین دارای تاریخچه موفقیت آمیزی هستند مثلا لئوناردو داوینچی و توماس ادیسون از بزرگترین معتقدان این روش بودند که صدها دفتر را با ایده هایشان در طول عمر خود پر نمودند.
بعضی از مردم هستند که دفترهای خط دار را ترجیج میدهند بویژه اگر که بخواهند لغات را یادداشت کنند. دیگران که خلاق ترند صفحات بی خط را ترجیح میدهند و آنگاه خواهند توانست تا ترکیبات مختلفی از لغات، طرح ها و تصاویر را ثبت کنند. یکی از محصولات منحصر به فردی که هر دو نوع لغت و طرح را در بردارد
Beinfang notesketch نام دارد که دفتری فنری شده است شامل صفحاتی با مناطق خط دار و بی خط.
فواید:
دفترها قالبی انعطاف پذیر و قابل حمل دارند. همچنین میتوان به سرعت از آنها برای ثبت ایده ها استفاده نمود. برخلاف کامپیوتر ها که چندین دقیقه طول میکشد تا بعد از روشن شدن آماده کار شوند، دفتر ها بلافاصله آماده ثبت ایده های شما هستند. نقایص:
اگر که قابلیت نقل و انتقال بالا برای شما مهم است دفترها مانند بقیه ابزار ثبت کننده مفید نخواهند بود. به علاوه این امکان وجود ندارد که به آسانی در دست نوشته ها جستجو کنیم، که این موجب میشود کاربرد آنها برای ثبت مقدار زیادی از ایده ها محدود شود.
2. همیار های شخصی دیجیتال یا
PDA ها
PDA ها یکی از روش های مورد علاقه من برای ثبت ایده هایم هستند. من همیشه یک H-P iPaq با خودم حمل میکنم. هر دفعه که اندیشه ای سر میزند میتوانم از iPaq برای نوشتن هرچه سریع تر آن و یا کلمات کلیدی آن استفاده کنم. سپس بعد از اینکه PDA ام را به لپ تاپ ( Laptop ) شخصی ام متصل کردم خواهم توانست که ایده هایم را عمیق تر کنم.
فواید:
کامپیوترهای دستی مانند
iPaq و Palm بسیار قابل حمل نقل هستند. بر خلاف برخی دیگر ابزارهای ثبت کننده، PDA ها را طوری طراحی میکنند تا براحتی در جیب شما جای گیرد. هنگامی که آنها را روشن میکنید آماده هستند تا به کار ثبت پرداخته شود. آنها مانند کامپیوتر های معمولی مدت طولانی برای شروع احتیاج ندارند. یکی از بزرگترین مزیت های این روش آنست که ثبت الکترونیکی ایده ها باعث میشود که عمل جستجو خیلی راحت تر از روی کاغذ انجام گیرد.
نقایص:
PDA ها برای ثبت لغات خیلی مناسبند اما در مورد ایده هایی که تصویر دارند ضعیف میباشند. همچنین، از آنجا که بیشتر PDA ها به یک قلم سوزنی خاص برای برای وارد کردن نوشته ها نیاز دارند، پس نوشتن با دست خط ناخوانا باعث توقف جریان خلاقیت شما میشود. در آخر، یک PDA از گران ترین ابزارها برای ثبت ایده هستند – اما به نظر من ارزش سرمایه گذاری را دارند.
3. کارت های شاخص
من سال ها از این روش استفاده کرده ام و در مورد خودم خیلی خوب جواب داد. کارت های شاخص بادوام هستند و حمل تعدادی از آنها آسان است و بدین ترتیب میتوانید تقریبا در هرکجا ایده تان را ثبت کنید. همچنین، هرگاه که تعدادی از ایده ها را روی کارت های شاخص ثبت کردید میتوانید آنها را روی یک میز پخش کنید، حرکت دهیدشان و ایده های مرتبط را گروه کنید. یا اینکه با ترکیبات اتفاقی کارت ها باعث تحریک ایده های دیگری شوید.
فواید:
کارت های شاخص کوچک هستند، بادوام و قابل حمل. همچنین، برای ثبت لغات و تصاویر به یک اندازه مناسب میباشند. آنها ارزان قیمت هم هستند و تقریبا هرجا میتوانید آنها را بخرید.
نقایص:
برای اینکه از این سیستم ثبت ایده استفاده بیشتری ببرید، احتیاج است که ایده ها یتان را از روی کارت های کاغذی شاخص دار به یک فرم الکترونیکی مانند یک پردازشگر لغت انتقال دهید. این بخاطر آنست که کارکردن با ایده ها در یک فرم دیجیتال آسانتر است. اما هنگامی که شما مقادیر زیادی از کارت های شاخص را جمع آوری میکنید خواهید فهمید که پیدا کردن زمانی برای رونویسی آنها یک چالش بزرگ است. این برای من اتفاق افتاده است و همان دلیلی است که باعث شد دیگر از این روش برای ثبت ایده هایم استفاده نکنم.
4. ضبط صوت
ضبط صوت یکی از موثرترین ابزارهای ثبت ایده هاست. شرکت های متعددی انواعی از آنها را ساخته اند که قادرند در جیب شما جای بگیرند. هر وقت که ایده ای آمد شما میتوانید ضبط را به سرعت در بیاورید و ثبتش کنید. حتی میتوانید اگر در نصفه های شب ایده ای سراغتان آمد یا اینکه تازه از خواب بیدار شده باشید آن را ثبت کنید. البته با این فرض که در آن موقع بتوانید واضح حرف بزنید!
فواید:
ضبظ صوت ها خیلی کوچک و قابل حمل هستند پس شما میتوانید آن را هر جا که خواستید ببرید.
نقایص:
با استفاده ار این روش، ایده ها به صورت صوت ذخیره میشوند. برای نتیجه بهتر باید آنها را روی یک ورق یا داخل پایگاه اطلاعاتی کامپیوتری تان رونویسی کنید که زمان بر است. یک راه امکان پذیر اینست که ضبط صوت دیجیتال بخرید که میتواند صدایتان را به کامپیوتر انتقال دهد و سپس با نرم افزار های تشخیص صدا مانند
Dragion Naturally Speaking یا IBM’s ViaVoice به نوشته تبدیل شوند.

5. ذهن نگاشت
ذهن نگاشت، که خود شما میتوانید آن را دست کنید و یا از برنامه های نرم افزاری مانند
MindManager یا Inspiration استفاده کنید، از بهترین راه های ثبت ایده است. این به خاطر آنست که آنها کار خارق العاده ای به صورت نفوذ در قدرت کاری مغز شما را انجام میدهند. همچنین، به این دلیل که شما ذهن نگاشت تان را تنها با کلمات کلیدی پر میکنید، برای انتقال ایده ها از مغزتان به یک صورت قابل لمس راهی سریع و موثر خواهد بود. ذهن نگاشت ها یکی از راه های پرقدرت و ثابت شده هستند که میتوانند ایده ها و اطلاعات را با مردم دیگر به اشتراک بگذارند. به علاوه، آنها فقط وسیله نیستند بلکه زمینه هم هستند که نشان میدهند بین ایده هایتان چه ارتباطاتی وجود دارد.
فواید:
ذهن نگاشت به راحتی قابل یاد گیری هستند و راهی سریع و سهل برای ثبت ایده های شما به صورت قالبی سرگرم کننده مجازی میباشند.
نقایص:
ذهن نگاشت اصلا مانند بقیه ابزارهایی که تا اینجا مرور شدند مثل کارت های شاخص،
PDA یا ضبط صوت قابل حمل نیستند.

6. پیغام صوتی به خود
یکی دیگر از روش های ساده ولی موثر برای ثبت ایده ها اینست که پیغام صوتی برای خودتان بگذارید. به عبارت دیگر، شما ایده خود را برای صندوق پستی صوتی تان میخوانید، همانطور که مشتری یا همکارتان برایتان میگذارد. اگر که مداد یا خودکار نداشته باشید یا هیچ وسیله دیگری برای ثبت در دست نباشد این تکنیک خیلی عالی است.
فواید:
این تکنیکی است که بیشتر تاجران نوعی از آن را استفاده میکنند مانند گوشی های همراه. اما در اینجا استفاده خلاقانه ای از آن شده است. این تکنیک را هر جایی که تلفن در دسترس باشد میتوانید بکار گیرید.
نقایص:
وقتیکه ایده تان را به یک پیغام گیر میدهید تنها راهی که میتوانید از آنها استفاده کنید اینست که آنها را بنویسید یا در کامپیوتر تایپشان کنید. همچنین شما همیشه دسترسی فوری به تلفن ندارید تا بتوانید ایده خود را در صندوق صوتیتان ثبت کنید.

7.فچ
یکی از چیز هایی که همیشه در اتاق های کنفرانس تمام دنیا پیدا میشود فچ است. این را مرتبا به عنوان یک ابزار برای ثبت ایده ها در نشست های طوفان ذهنی گروهی و دیگر انواع جلسات بکار میبرند. این وسیله کارش را خیلی خوب انجام میدهد که اعضای تیم را قادر میسازد تا به سرعت ایده هایشان را ثبت کنند و ایده های بقیه را ببینند. یکی از دیگر کاربردهایی که شاید به ذهنتان نرسد اینست: چرا یک فچ در اداره خود نداشته باشید آنهم درست نزدیک میز کارتان و در دسترس برای اینکه هرگاه ایده ای آمد ثبت شود. اندازه و محل برجسته اش به شما کمک میکند که ایده هایتان را جلوی خود داشته باشید. همچنین برای ثبت ایده ها در طول یک جلسه کوچکِ دو سه نفره خیلی مناسب است.
فواید:
استفاده از فچ ها خیلی راحت است، نسبتا کم قیمت هستند ومتعلقات کمی دارند. ( همه ی چیزی که احتیاج دارید یک فچ است و چند نشانه گذار رنگی) . سرعت ثبت ایده ها خیلی خوب است. این تکنیک یک راه خیلی موثر برای تشویق همکاری در گروه ها است که شرکت کننده میتوانند ایده های جدید را بر روی آنهایی که از قبل در فچ نوشته شده بنویسند.
نقایص:
میزان تاثیر استفاده از یک فچ برای ثبت ایده ها ممکن است خیلی به شخصی که برای نوشتن انتخاب میشود بستگی دارد. برخی اوقات اگر که گروه شروع کند و ایده های زیادی را تولید کنند نویسنده نمیتواند به سرعت کافی آنها را بنویسد. همچنین یک نویسنده کم تجربه ممکن است ایده ها را همانطور که ارائه میشوند ننویسد. به دلیل محدودیت فضا، یک توصیف 20 لغتی از ایده ارزشمند، در فچ به 3 الی 4 لغت تبدیل میشود. یا اینکه نویسنده میتواند هنگام نوشتن، آن را مطابق میل خودش بنویسد. در نتیجه، برخی از نکات ظریف ایده ممکن است در این فرایند گم شود.
به خاطر اندازه تقریبا کوچک فچ ممکن نیست که آن را در جلسات بزرگتر بکار برد چون از فاصله 20 فوتی خواندن کلمات سخت میشود و یا هنگامی که ایده های زیادی وجود دارند کاربردی نیست. اگر هر ورق که کامل شد را به دیوار اتاق کنفرانس نزنیم تا همه ببینند آنوقت ایده ها هنگامی که ورق دیگری را برای نوشتن میآوریم دیده نخواهند شد. شما میتوانید بر این مشکل فایق آیید به این صورت که یک نرم افزار ذهن نگاشت با یک لپ تاپ و پروژکتور بیاورید تا هر وقت ایده ای مطرح شد نویسنده به سرعت آن را در ذهن نگاشت ثبت کند که روی پرده نمایش هم نشان داده خواهد شد و همه خواهند دید. همه ایده ها روی صفحه قابل مشاهده خواهند بود و این یک مزیت بزرگ نسبت به فچ ها است.
در آخر، کسی مجبور است که همه این ایده های نوشته شده را به صورت الکترونیکی تبدیل کند که اگر ایده های زیادی بوده باشد زمان بر است. همچنین این امکان وجود دارد که کسی که میخواهد ایده ها را منتقل کند در طول این فرایند اشتباهاتی هم مرتکب شود.

8. کاغذ های بلوکی
این بلوک ها، کاغذ های بازیافت شده هستند که به صورت لوله های بزرگ درمیآیند. میتوان آنها را به صورت نوار های بلند افقی به دیوار میخ کرد. بر خلاف فچ که فضای محدودی برای ثبت ایده ها دارد، یک نوار بزرگ کاغذ بلوکی برای شما فضایی زیادی ایجاد میکند که ایده ها را بنویسید. برخی شرکت ها این کاغذ ها بلوکی را به دیوار های راهرو آویزان کرده اند تا کسانی که عبور میکنند تشویق شوند مسئله را بخوانند و ایده هایشان را بنویسند. این استراتژی خوبی است تا کارکنان بیشتری را برای تولید ایده درگیر کنیم.
فواید:
کاغذ های بلوکی بخوبی میتوانند مقدار قابل توجهی از ایده ها را در خود جای دهند چونکه پرده خیلی بزرگی دارند و تمامی کارهای قبلی را نیز میتوان رویت نمود که میتواند ایده های جدیدی را شروع کند. وقتی که تیم شما ایده پردازی طوفان ذهنی را کامل کردند شما میتوانید با استفاده از خال های رنگی، کارکنان را برای رای دادن به ایده هایی که بیشتر دوست دارند وادار کنید.
نقایص:
بلوک های کاغذی همه ی محدودیت های ثبت کننده های کاغذی را دارند: برای به اشتراک گذاشتن ایده های تولید شده، کسی باید آنها را دیجیتال کند. همچنین لوله های این کاغذ ها خیلی قابل حمل نیستند که استفاده پذیری آنها را به عنوان ابزار شخصی ثبت کننده ایده محدود میکند. به خاطر اندازه شان، قدرت واقعی آنها فقط برای کارهای گروهی مناسب است.

9. خودکار و دفتر یادداشت جیبی
این تکنیک یکی دیگر از روش های مورد علاقه من است. در طول سالها، من از انواع مختلفی از خودکار و دفترچه های جیبی استفاده کرده ام. چونکه آنها براحتی در جیب جای میگیرند.

فواید:
خودکار و دفترچه جیبی خیلی به ویژگی های ایده ال یک ابزار ثبت کننده ایده نزدیک هستند: بسیار قابل حمل هستند و براحتی در جیب جای میگیرند یعنی که برای بردن آن به هر جا که بخواهید مشکلی نیست.
نقایص:
همانند بقیه ابزار های کاغذی، احتمالا شما میخواهید که دست نوشته هایتان را به صورت دیجیتالی ذخیره کنید. همچنین بسته نوع دفترچه ای که میخواهید استفاده کنید صفحات ممکن است پاره شوند یا آسیب ببینند. بدتر از آن، صفحه های شل ممکن است گم شوند که موجب میشود دنباله مسیر یک نوشته مهم یا ایده تان از بین رود.

10. بانک ایده
این دستگاه ثبت ایده شامل همه ابزار هایی میشود که میتوانید برای ذخیره کردن ایده هایتان در یک جای امن استفاده کنید: هر چیزی از قبیل جعبه ای برای کارت های شاخص تا برنامه های نرم افزاری مثل اکسس ماکروسافت. فایده این روش اینست که تمامی ایده های شما را در یک جا نگه میدارد که در آینده بتوانید براحتی آنها را بازیابی کنید. حتی کارت های شاخص میتوانند به موضوعات عمومی تقسیم شوند یا به نوع ایده. یک بانک ایده به شما امکان میدهد به سرعت تمام ایده هایتان را جستجو کنید که این وقتی صدها یا هزار ها ایده داشته باشید مزیت بزرگی به حساب میآید.
فواید:
برای اکثر ایده های خودتان بهترین کار اینست که آنها را سازمان دهی کنید و سهل الوصولشان نمایید. چرا که هیچ وقت نمیدانید چه موقع یک ایده ای را که 6 ماه قبل نوشته اید ممکن است هفته آینده بدردتان بخورد. یک بانک ایده زمان شما را صرفه جویی میکند چون امکان جستجو را فراهم میآورد و پیدا کردن ایده ای که یک هفته پیش یا یک سال پیش آمده است را بهبود میبخشد. نرم افزارهایی مانند
InfoSelect خیلی قدرتمند هستند چونکه شما را قادر میسازند ایده هایتان را به صورت الکترونیکی در یک قالب متنی آزاد ذخیره کنید و سپس جستجو بر حسب کلمات کلیدی روی آن انجام میگیرد.

نقایص:
برای بهترین بهره وری شما باید خیلی منظم باشید و ایده هایتان را سازمان یافته ذخیره کنید.

نتیجه گیری
همانطور که میتوانید ببینید، ابزار ها و تکنیک های زیادی وجود دارند که میتوانید برای ثبت ایده هایتان استفاده کنید. برخی به صورت انفرادی مناسب است در حالی که برخی دیگر مناسب تیم ها است. بعضی از آنها احتیاج به متعلقات و سرمایه کمتری دارند در حالیکه بعضی دیگر پیچیده هستند. اما همه آنها یک هدف مشترک دارند: تا به شما کمک کنند ایده های زودگذرتان را ثبت کنید تا در آینده از آنها بهره ببرید.
پیشنهاد من اینست که هر کدام از این تکنیک ها را که میتوانید امتحان کنید و تعیین کنید که کدام برای شما مناسب تر است و آنها را به عنوان بخشی از فهرست خلاقیت خود نگه دارید. موفق باشید!
منبع: روزنامه تفاهم


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 14 خرداد 1389  ساعت 12:58 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کار افرینی
خبرگزاری فارس: معاون نظارت و توسعه تعاونی‌های وزارت تعاون ضمن تأکید بر اینکه روند رو به رشد فعالیت‌های
تعاونی متوقف نشده است، گفت: قبول پروژه‌های کلان اجرایی در سطح ملی هیچ هزینه‌ای را بر تعاونی‌ها و تعاونگران تحمیل نمی‌کند.

عبدالمجید غریب‌رضا در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس اظهار داشت: وظیفه ذاتی بخش تعاون بر اساس قانون تشکیل وزارت تعاون مصوب سال 70 مجلس شورای اسلامی، ایجاد فرصت‌های شغلی جدید و تحقق عدالت اجتماعی است.
وی ضمن تأکید بر اینکه مواد اولیه قانون تعاون، وزارت تعاون را مکلف به ایجاد فرصت‌های شغلی جدید و پایدار، پیشگیری از تجمیع ثروت نزد افرادی خاص، جلوگیری از تبدیل شدن دولت به کارفرمای مطلق و تحقق عدالت اجتماعی کرده است، ادامه داد: وزارت تعاون ضمن عمل به وظایف ذاتی خود باید تدابیر اجرایی در بخش تعاون را به گونه‌ای تعریف و اجرا کند که تعاونیهای راکد و نیمه‌فعال را نیز تحت حمایت قرار دهد.
وی با اشاره به اینکه توسعه عدالت اجتماعی با هدف تسهیل در دسترسی مردم به امکانات رفاهی اعم از تأمین مسکن و کالاهای مصرفی در زمره وظایف اصلی بخش تعاون قرار گرفته است، افزود: بخش تعاون در واقع یکی از محورهای اقتصادی کشور و از تجمیع منابع خرد مردم شکل گرفته است که البته به لحاظ تأثیرگذاری نقش بسزایی در اقتصاد ملی دارد.
معاون نظارت و توسعه تعاونیهای وزارت تعاون در پاسخ به تحلیل خبرنگار فارس مبنی بر این موضوع که به نظر می‌رسد وزارت تعاون در قبول پروژه‌های تکلیفی "بروژه مسکن مهر، توزیع سهام عدالت و اشتغالزایی " ضمن سطحی‌نگری روند فعالیتی بخش تعاون را به بیراهه سوق داده و متناسب با ظرفیت‌ها و پتانسیل موجود بخش تعاون در عرصه ظاهر نمی‌شود و اینکه پذیرش پروژه‌های مزبور و اجرایی کردن آنها که مستلزم صرف هزینه‌ها و پتانسیل‌های بالایی است هیچ ارتباط تنگاتنگ و توجیه‌پذیری با وظایف ذاتی وزارت تعاون که حمایت، نظارت بر عملکرد تعاونی‌ها و صرف منابع اعتباری در جهت توانمندسازی تعاونی‌هاست؛ ندارد، گفت: معتقدم تحلیلی که از افت بازدهی در بخش تعاون و آخرین وضعیت تعاونی‌ها ارائه می‌دهید صحیح نیست چرا که ورود وزارت تعاون در پروژه‌های ساخت و واگذاری مسکن، توزیع سهام عدالت و امر اشتغالزایی اتفاق جدیدی نیست که بر خلاف سیاست‌های ذاتی بخش تعاون تعریف شود.
وی تصریح کرد: تمامی پروژه‌هایی که در قالب پروژه‌های ملی توسط بخش تعاون اجرایی شده است در راستای وظائف اصلی بخش تعاون و اهداف غایی این بخش تعریف و در دستورکار قرار گرفته است بنابراین صرف زمان و هزینه برای تحقق آنها جزء مسئولیت‌های وزارت تعاون است.
غریب‌رضا در پاسخ به این سؤال که آیا مفهوم گفته‌های شما دال بر عدم افت بازدهی تعاونی‌های سراسر کشور است؟ خاطرنشان کرد: وزارت تعاون به لحاظ حمایت از تعاونیهای تحت پوشش به وظائف خود عمل کرده است به عبارتی قبول پروژه‌های کلان اجرایی در کشور به مفهوم غفلت از وضعیت و عملکرد تعاونیهای موجود و تازه تأسیس نباید تلقی شود چرا که واگذاری پروژه‌های مزبور به بخش تعاون حکایت از توان و ظرفیت بالای وزارت تعاون دارد.
وی با اشاره به اینکه توانمندسازی اقشار مختلف کشور با تأکید بر خانه‌دار شدن و ایجاد اشتغال پایدار جزء تکالیف قانون اساسی و در زمره وظایف بخش تعاون است، گفت: علت ورود وزارت تعاون در پروژه‌های کلان اجرایی کشور، بهره‌وری حداکثری از پتانسیل‌ها و مشارکت‌های مردمی است در حالی که ممکن است دیگر دستگاه‌ها از ظرفیت‌های لازم به منظور مشارکت‌گیری لازم برخوردار نباشند.
معاون نظارت و توسعه تعاونی‌های وزارت تعاون گفت: در مجموعه وزارت تعاون با توجه به ماهیت حقوقی وظایف و ظرفیت‌های مشارکتی مردم، پروژه‌های اجرایی تعریف و در خصوص آنها تصمیم‌گیری می‌شود که عدم ورود به این عرصه‌ها سؤال برانگیز است نه ورودمان چرا که در شرایطی کنونی فعالیت‌های تعاونی ادامه‌دار و پیوسته است و دلیلی جهت نگرانی برای احراز سهم 25 درصدی بخش تعاون از اقتصاد ملی نیست.
وی پاسخ به این سؤال که با استناد به صحبت‌های شما سهم سه تا پنج درصدی بخش تعاون بعد از ابلاغیه مقام معظم رهبری مبنی بر توانمندسازی تعاونگران و افزایش سهم بخش تعاون از اقتصاد ملی، تا کنون چند درصد افزایش یافته است را به جلسه حضوری ارجاع داد.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 14 خرداد 1389  ساعت 10:33 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کار افرینی
اولین کنفرانس کارآفرینی کیترینگ مواد غذایی و صنایع وابسته هشت و 9 مردادماه جاری برگزار می‌شود.
 ایجاد ساختار جدید برای انجام امور تهیه، تولید، توزیع و ایجاد یک مزیت رقابتی برای کسب و کار و همچنین نقش کارآفرینی صنعت و خدمات کیترینگ و توسعه کارآفرینی با بومی‌سازی سیستم‌ها و تکنولوژی‌های نوین از دستاوردها و اهداف برگزاری این کنفرانس است.
به همین منظور به بررسی وضعیت این صنعت در کشور و نقش آن در توسعه اشتغال می‌پردازیم:
کترینگ یا خدمات غذایی
آیا تا به حال فکر کرده اید که در جهان حرفه هایی که با مواد خوراکی در ارتباط هستند بیشترین اشتغالزایی را دارند؟
در سراسر جهان بالاترین تعداد افراد به حرفه هایی که در ارتباط با خدمات غذایی می باشد مشغول به کار هستند. هیچ حرفه ای از آنهایی که در صنعت کترینگ مشغول به کار هستند پرمسوولیت تر و ارزشمندتر که مورد نیاز همه افراد جامعه است، وجود ندارد. و در هیچ حرفه ای به اندازه خدمات غذایی رقابت و سلیقه های گوناگون وجود ندارد. مردم به هیچ حرفه ای در جهان آنقدر توجه ندارند که به کترینگ از نظر شکل، تزیین، مزه ، بهداشت، و نوع سرو توجه می کنند.
دلیل عمده آن این است که برای حیات بشر نیاز است. صنعت کترینگ بزرگترین صنعت جهان و بزرگترین گردش مالی جهان را در اختیار دارد. به جرات می توان گفت هیچ حرفه ای در جهان وجود ندارد که بتواند این تعداد افراد را مشغول به کار کند. یکی از بزرگترین و ارزشمندترین و با مسوولیت ترین حرفه ها همان خدمات غذایی است که شامل انواع رستوران ها ، اغذیه فروشان ، نوشابه سازان، تولیدکنندگان و فرئشندگان مواد غذایی و شغلهای متعدد مواد خوراکی و اگر دارو را هم به آن اضافه کنیم متوجه خواهیم شد که هیچ حرفه ای این تعداد را جذب کار نکرده است و نخواهد کرد. اگر تولیدکنندگان (کارخانجات) تجهیزات و تشکیلات برای تولید مواد غذایی و کشاورزان که در جهت تولید مشغول به کار هستند و سیستم حمل و نقل از مزارع تا کارخانه و از کارخانه به عمده فروشان و از عمده فر وشان به خرده فروشان و سپس تولیدکنندگان و آماده سازان برای مصرف کنندگان و بازرسان، کنترل کنندگان را هم به این تعداد اضافه کنیم خواهیم دید هرگز صنعتی به این وسعت از نظر اشتغال در جهان وجود ندارد و هیچ صنعتی تا این حد و حدود به هم وابسته نیستند و تمام مردم در همه گروه های سنی نیازمند و وابسته این صنعت می باشند.
تولیدکنندگان وابسته و محتاج به فروشندگان هستند، اگر تولیدی خوب نباشد فروشنده هر چه قدر قوی و خلاق باشد نمی تواند آن محصول را به طور مرتب به فروش برساند و چنانچه تولید عالی و خوب باشد و لی فروشنده در کارش مهارت نداشته باشد آن تولید مرغوب به فروش نخواهد رسید.
در تمام هتلها که دارای رستوران می باشند، بالاترین بخشی که تعداد بیشتری پرسنل به خود اختصاص داده بخش کترینگ (
Catering )  یا همان خدمات غذایی می باشد . همان طور که در تمام جهان بیشترین تعداد اشتغال مربوط به صنایع غذایی است. در بخش خدمات غذایی هتلها، گارسونها بالاترین تماس را با مشتریان دارند و آنها تنها سرو کننده غذا نیستند، بلکه نماینده و فروشنده تولیدات هتلها هستند و هرچه در فروشندگی مهارت داشته باشند باعث فروش بیشتر تولیدات هتل و رضایت مشتری شده اند و چنانچه گارسون ها فروشنده خوبی نباشند رزو به روز شاهد کاهش فروش تولیدات و از دست دادن مشتریان خواهیم بود.
نقش اثربخشی این فروشندگان و مرغوب بودن تولیدات است که تولید را افزایش می دهد و میهمانان هتل را دائمی می کند . بخش کترینگ هتل یا گروهی که در بخش کترینگ فعالیت دارند می بایست احساس مشترک ، مهارت ، تعهد ، تعصب کاری، سرعت و همکاری مطلوب و صمیمانه را داشته باشند تا بتوانند موفق باشند. این گروه عبارتند از :
1- خرید (تدارکات)
2- تولید (آشپزخانه)
3- عرصه (نوع فروش و نمایش)
4- فروش(گارسون
Waiter )
5- تجهیزات (آماده سازی)
6- مدیریت
این شش بخش هر یک در موفقیت یا عدم موفقیت بخش دیگر تاثیر می گذارد و هریک از آنها می بایست مهارت های لازم را برای موفقیت گروه داشته باشد و هر یک در زمان خود بتواند نقش خود را ایفا نماید. مهارت نداشتن هر یک از این گروه ها، یا احساس مسوولیت نکردن هر یک از این بخشها می تواند تاثیر عمیقی روی دیگر بخشها بگذارد. مثلا ً اگر وسایل پخت و پز آشپز درست انتخاب نشود و از تولیدات نامرغوب تهیه شود هرگز نمی تواند غذای مطلوب و خوشمزه آماده کند. یا اگر تدارکات جنس مرغوبی جهت تولید خریداری نکند آشپز نمی تواند غذای لذیذ و مطلوبی تهیه کند و گارسون هر چقدر در فروشندگی مهارت داشته باشد و با تواضع با میهمانان برخورد نماید و به درستی انجام وظیفه کند ولی سازگاری با خرید و تولید نداشته باشد تاثیر منفی روی گروه خواهد داشت. مسوولین این بخش ها به دلیل اینکه هر روز با سلایق گوناگون و متنوع روبرو هستند باید با خواست میهمانان خدمات ارائه داده و حس صداقت و همکاری نزدیک و وفاداری، با مدریت و مهارت های لازم برای تنوع ، ابتکار و خلاقیت را داشته باشد تا بتواند موفق شود.
خلاقیت، ابتکار و نوآوریست که باعث جلب و جذب میهمان و افزایش درآمد می شود و از رقبا پیش می افتد. بسیاری از تولیدکنندگان هرگز مصرف کنندگان و فروشندگان کالا را نمی بینند ولی فعالیت خوب آنها باعث تولید بیشتر آن کالا خواهد بود و اگر فروش نباشد تولید در کار نخواهد بود. فروش است که مقدار تولید را تعیین می کند ، در نتیجه تولیدکنندگان این صنعت اگر بخواهند در عرصه ی رقابت حضور داشته باشند با مشتریان قدیم را حفظ و مشتریان جدیدی را اضافه کند و تولید را بالا و سودهای سرشاری کسب کنند، می بایست کیفیت تولید را هر روز مطلوب تر نمایند، نه اینکه فکر کنند چون فروش بالاتر رفته نیازی به مشتری ندارند، در حالیکه اگر فروش بالا رفته به دلیل نوع خدمات و تولیدات و قیمت مناسب بوده است .
کسانی که بخواهند در این صنعت که در جهان بالاترین تعداد افراد را به خود جلب کرده بمانند و رقابت کنند می بایست به کیفیت، کمیت، قیمت وسرعت توجه کنند تا بتوانند رقابت کرده و تولید را روز به روز افزایش دهند .
مشاهده می شودکه رستوران هایی که برای شروع فعالیت خود ابتدا سرویس و خدماتی مطلوب، جنس مرغرب، بهداشت، سرعت، ادب و رفتار خوبی از خود نشان می دهند و هزینه می کنند که مشتریان بیشتری جلب کنند ، همین که تعداد مشتری زیاد شد فکر می کنند نیاز به بازاریابی ندارند به همین دلیل از خدمات سرویس دهی و کیفیت و کمیت غذا کم می کنند و قیمتها را افزایش می دهند، با این کار مشتریانی که زحمت کشیده و جلب کرده اند را روزبه روز از دست می دهند و به رقبا می سپارند. این از ناآگاهی مدیران این رستوران ها است، همانطوری که برای شروع کار بیشتر آنهایی که غذا را با سرویس به صورت رایگان به درب منازل می فر ستند ، همین که مشتری زیاد شد یک منبع درآمد برای خود و حقوق کارمند
Deliviry Schedule را هم می خواهند از مشتریان تامین کنند. این گونه مدیریت ها نه تنها مشتریان را جلب نمی کند بلکه آنها را  دفع می کند.  مدیرانی موفق هستند که از کمیت و کیفیت تولید کم نکنند و با قیمت مناسب ارائه دهند، مردم توجه زیادی به سرویس دهی، کیفیت، کمیت و قیمت دارند. همانطوری که بی اعتمادی مردم از رستوران های بین راهی رونق و کسب و کار تولیدکنندگان غذاهای آماده شده را به شدت زیاد کرده است.
یکی از نکاتی که تولیدات غذاهای آماده توجه خریداران را به خود جلب کرده است  نوع بسته بندی جالب توجه آنها است، هرچند طعم و مزه غذاهای آماده به اندازه غذاهای دست پخت منزل و یا رستوران های خوب نیست، اما اطمینان از غذای آماده و محصول بسته‌بندی از نظر بهداشتی با برچسب پروانه بهره‌برداری و راحت بودن بعضی از غذاهای آماده برای همراه بردن در سفر تا حدودی اعتماد مصرف کننده را جلب کرده است واز نظر قیمت شباهتی با انواع غذاهای بین راهی ندارد و روز به روز به تعداد مشتریان غذاهای بسته بندی آماده افزوده می شود، به خصوص برای افراد مجرد یا آنها که فرصت پخت و پز ندارند، این افراد ترجیح می دهند از غذاهای آماده استفاده کنند. در میان غذاهای آماده از انواع 
Sandwich ساندویچهای بسته بندی موجود با بسته بندی مناسب که می تواند به مدت چند روز سالم در اختیار مسافرین باشد و یا غذاهای آماده طبخ یا انواع کنسروها می توان نام برد.
در این میان رستوران های موفق 
Fast Food سعی می کنند هر روز مشتریان را بیشتر و بیشتر کنند، اغلب به طرق مختلف از جمله تبلیغات در اینترنت انجام می دهند زیرا بیشترجوانان مخاطبان آنها هستند. رستوران های Fast Food برای جلب مشتریان به خصوص کودکان هدایایی برای آن‌ها در نظر می گیرند و هرگز کیفیت و کمیت غذا را تغییر نمی دهند و سعی بر این دارند روز به روز مشتریان خود را از نظر سرویس دهی ، کیفیت و کمیت راضی تر کنند وآنقدر فروش را بالا برده اند که در سراسر جهان شهرت دارند و سودهای هنگفتی می برند و حتی برای دادن نمایندگی و استفاده از آرم آنها مبلغ کلانی مطالبه می کنند و شرایط سختی را خواستارند که مبادا به آوازه و شهرت آنها که سالها برای آن زحمت کشیده اند صدمه ای وارد شود.
با توجه به این که در برخی از کشورها تبلیغات
Fast Food ها که برای جلب کودکان به میل انواع بستنی ها، همبرگر و . . . عرضه می شود ممنوع است، ولی آنها به دلیل حفظ کیفیت، خدمات و سرویس دهی نه تنها فروششان کم نشده بلکه بسیار بالاتر هم رفته است و با آنکه برای بسیاری از مشتریان عادت شده که اگر برای خرید بیرون می روند ، غذای خود را در این مکان ها صرف کنند و اگر کمی هم قیمت را افزایش دهند تاثیر چندانی روی فروش آنها نخواهد داشت و شاید هم درآمد بالاتری را داشته باشند ولی آنها به ندرت قیمت و سرویسی که به مشتریان ارائه می کنند را تغییر می دهند.

منبع:بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:50 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کار افرینی
امروزه مقوله کارآفرینی ازسوی بسیاری ازکشورهاوممالک جهان بعنوان یکی ازمقولات مهم وتحول آفرین آغازهزاره سوم موردتوجه وعنایت خاص واقع گردیده وازآن بعنوان مزیت وشایستگی رقابتی بنگاهها،ملتها وکشورها ونیز استراتژی مهم توسعه ازجانب اقتصاددانان وصاحب نظران مختلف نام برده شده است.

این جایگاه ازآن جهت برای کارآفرینی تعریف گردیده است که همه روزه بیش ازپیش شاهدپیشرفت های بااهمیت وحیاتی درعرصه های مختلف حیات ملی کشورها که ریشه ومنشا درفعالیت های اصیل کارآفرینانه دارد می باشیم به گونه ای که اثرات،تبعات ونتایج بی بدیل وارزشمند کارآفرینی از آن تداعی الگوی کارآمدی وعامل اصلی شکوفایی،رشد وتوسعه بویژه درابعاداقتصادی واجتماعی رادراذهان وباورها مطرح نموده است تا بدانجا که میتوان ادعانمودآن منجی جوامع درحال توسعه درهنگامه ی حساس وپرفراز ونشیب وبشدت متغیر جامعه اطلاعاتی می باشد.

شواهدحاکی ازآن است درجاهایی که الگو واستراتژی کارآفرینی جایگزین وراهبرد اصلی برون رفت ازمشکلات ومعضلات ونیزپاسخ مناسب به الزامات وضروریات برآمده ازدل امواج خروشان تحولات شتابناک جامعه موج سوم وچالش های فراروی کشورها ونظام های اقتصادی حاکم برآنهادرمواجهه با پدیده جهانی شدن،انتخاب گردیده نتایج ودستاوردهای بسیارشگرف واعجازآمیزی راتحصیل نموده اند. نتایجی که حتی منجر به تغییر درقطب بندیهای سیاسی-اقتصادی وبوجودآمدن بلوک های جدیداقتصادی وبازتعریف بسیاری ازمفاهیم مهم گردیده ونیزباعث مطرح شدن برخی ازاصطلاحات جدیدنظیر"ببرهای اقتصادی آسیا"شدهاست.
مقاله حاضر تاثیر این امر بر اقتصاد ایران رابر می شمرد. این مهم ازآن جهت بیشتر مورداقبال دولتمردان وسیاستگذاران جهانی واقع گردید که ازکارآفرینی بصورت یک رویکردنوین اقتصادی درارتقای بهره وری،استفاده ازفرصت ها وظرفیتهای بلااستفاده،بکارگیری منابع وسرمایه های معطل وسرگردان ونشان رفتن به سمت راهکارهای جدید ونوآورانه ونیز ازکارآفرینان به انسانهای پرتوان،عاشق،تلاشگر،مخاطره پذیروبسان "غزال های تیزپا"درپشت سرنهادن موانع وعبور از آنها نام برده شدکه باعث ایجادتحول گسترده وبنیادین دربسیاری ازعرصه های موردنظر می گردند.

لذا میتوان اذعان نمودباتوجه به وجود مختصات وویژگی های منحصربفردی که اقتصادکارآفرینی درمقایسه با دیگرگونه های اقتصادی حایزآن است نظیر ایجاداشتغال مولد وکارآمد،تحرک عوامل اقتصادی،انتقال وبکارگیری تکنولوژیهای نوظهور،بهبودبسیاری ازشاخص های اقتصادی وجایگزینی الگوهای نوین آن،ازآن بعنوان مدلی کارآمد ومتناسب باالزامات،شرایط وچالش های فراروی کشورها واقتصادهای درحال توسعه میتوان نام برد.چه اینکه غالب کاستی ها،مشکلات وتنگناهای اقتصادی دراین ممالک نشات گرفته ازعدم بکارگیری همه ی عوامل اقتصادی،پائین بودن سطح بهره وری،بی توجهی به فرصت های جدید،عدم اقبال به معجزات تکنولوژیهای نوظهور،عدم اشتغال همه ی نیروها وسرمایه های انسانی وپاره ی دیگرازمشکلات ازاین دست می باشد که همه وهمه به یمن القای روح کارآفرینی وحاکمیت فرهنگ واقتصاد کارآفرینی قابل حل میباشدچراکه آن چیزی که حقیقتا میتواند موجد تحرک،پویایی،شکوفایی وجوشش وخیزش عمومی دراین ممالک درراستای اعتلای جایگاه واقعی شان گردد کارآفرینی است.

کارآفرینی همچنین به بسیاری ازپدیده های مذموم وصورنامتجانس وزشت نظیرقاچاق،اقتصادسایه،ناامنی های اجتماعی،رشوه وارتشاودیگرمصادیق فسادکه جامعه راازهستی ساقط می نمایدوباعث تنزل منزلت وکرامت انسانی میگردد پایان می دهد.

نمونه های زیادی ازکشورهای درحال توسعه که امروزه بواسطه اعجاز کارآفرینی به جایگاه های بسیاررفیع وکلاس های جهانی نایل گردیده اند دراقصی نقاط عالم همچنان روبه تزایدنهادند،اقتصادهایی که به جهات زیادی مشابهت هایی بااقتصادملی ایران دارند،اکنون توانستند باتکیه برمزایای موجوددرکارآفرینی وازطریق بسط وگسترش آن گام های بلندتوسعه وشکوفایی راحایزگردند.کشورهایی نظیر بسیاری از ممالک جنوب شرق آسیاوحتی ممالک بسیارکوچک وجزیره ای نظیر سنگاپور،تایوان،مالزی،هنگ کنگ که به ببرهای آسیایی معروف گردیدندبواسطه کارآفرینی پاجای پای غول های بزرگ اقتصادی جهان نهاده اند.این درحالی است که اقتصاد ملی ماازامتیازات وپشتوانه های قوی ومتعالی همچون نیروی انسانی بسیارفرهیخته وبااستعدادوذخایر ومنابع سرشاربرخورداراست.

باتوجه به تجارب بدست آمده ازبکارگیری همه جانبه الگوهای کارآفرینی ازسوی این کشورها وباعنایت به مختصات وویژگی های موجوددرایران ونیزظرفیت های غنی وسرشارانسانی نظیرجوانان برومند ،زنان ومردان فرهیخته ،روستانشینان سخت کوش ودلیرمردان ایلات وعشایرمیتوان ازکارآفرینی بعنوان گزینه برتروارجح ونیزاولویت استراتژیک توسعه وبرون رفت ازوضعیت فعلی ورسیدن به مطلوب واقعی ،آنچنانکه درسندچشم انداز کشورپیش بینی گردید نام برد.

حتی میتوان ادعانمودکه با وجودظرفیت های زیادبلااستفاده وعوامل اقتصادی سرگردان ومعطل دراقتصادایران روی آوری به اقتصاد کارآفرینی به مراتب بیش از دیگرکشورهای جهان دستاوردهای ملموس تر وارزشمندتری رادرپی خواهدداشت که منشا تغییرات عظیمی درروند توسعه وپیشرفت میگرددومیتوان از آن به اعجاز وشگفتی نام برد.چراکه تلفیق وترکیب وهماهنگ سازی ویژگی ها وخصوصیات غنی کارآفرینی باتوانمندیهای بالقوه ملی ومنابع سرشار وعظیم ومواهب گرانسنگ خدادادی بهمراه جهت گیری اقتصادی جدید منجمله سیاست های متعالی اصل44 قانون اساسی کشور وتوجه به ظرفیت ها وجایگاه بخش خصوصی وتعاون ونیزابراز علاقه محافل علمی ودانشگاهی کشوربعنوان بال علمی وتوسعه دهنده فرهنگ وتکنولوژی های جدید میتوان ادعا مذکور راتحقق یافته پنداشت اگربرخی ازمسایل زیربنایی وپاره ای از ناهماهنگی مدیریتی برطرف گرددآنگاه شاهدتحولی بنیادین وانقلابی درفضای اقتصادملی خواهیم بود.

تاکیدمیگرددبدلیل وجود پاره ای از ویژگی های منحصربفرددرایران ازجمله اقلیم بسیارمتنوع ومناسب،منابع وذخایرعظیم ارضی،ذخایراستراتژیک،سرمایه های انسانی بسیارقابل وشایسته،سرمایه های اجتماعی گرانبار،میل وعطش روبه تزاید جوانان برومند ایرانی برای کسب رتبه های برتر جهانی درابعادمختلف،بسترهای فرهنگی وارزشی گرانقدر وموقعیت بسیارحساس ژئوپلتیک ایران دردنیا ومنطقه،برخورداری ازجاذبه های طبیعی واکوتوریسم جذاب وبرخورداری منحصربفردازبرخی ازامکانات زیستی نسبت به دیگرممالک جهان ،تنها باکمک همت والای کارآفرینان ایرانی که ظرفیت حضوردرکلیه عرصه های ملی وجهانی رادارند وباحمایت همه جانبه وپشتیبانی اصولی وفراهم نمودن بسترهای مناسب کسب وکار وترویج موج عظیم کارآفرینی درکلیه لایه های اجتماعی ازجمله کارآفرینی زنان وروستایی بمنظوردستیابی به الگوهای بهینه اقتصادی،اجتماعی وحصول رهاوردهای مهم آن به راه انداخت.این مهم زمانی اتفاق خواهدافتاد که به اهمیت زایدالوصف بسیاری از پتانسیل ها،ظرفیتها وامکانات موجوددرکشور پی برده وبسیج همگانی درراه ترغیب ،ترویج وتهییج موج کارآفرینی نماییم.

به نقل از صندوق تحقیق و توسعه صنایع و معادن



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:48 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
کشور آلمان با بیش از هشتاد و دو میلیون
نفر جمعیت، 16 ایالت و مساحتى حدود 357023 کیلومترمربع یکى از بزرگترین کشورهاى اروپا است. کشور آلمان در نیمکره شمالى و در اروپاى مرکزى واقع است و با کشورهاى دانمارک، هلند، بلژیک،لوکزامبرگ، فرانسه، سویس، اتریش و چک و لهستان همسایه است . زبان رسمى کشور زبان آلمانى و مذهب آن دین مسیح (در بین 8/92% مردم  ( مى‌باشد .
اقتصاد آلمان
اقتصاد آلمان سومین مقام را در دنیا دارد و سپرده هاى آن یک چهارم تولید ناخالص داخلى اروپاست. آلمان بزرگترین شریک تجارى ایران و آمریکا و پنجمین شریک تجارى اروپا است .
تولید ناخالص داخلى در سال‌هاى 2002 و 2003 به ترتیب 26690، 27060 میلیارد دلار بوده، که این آمار، رشد قابل توجهى را نسبت به سال‌هاى ماقبل خود نشان مى‌دهد. اقتصاد بازار اجتماعى آلمان، به طور وسیعى متکى به معیارهاى بازار آزاد است. اما شرایط نیروى کار، دستمزد و تصمیم هاى اقتصادى تا حدود زیادى با مشارکت نظر دولت، تجار و همچنین نیروى کار تعیین مى‌شود. با این حال در سال‌هاى اخیر بیکارى نرخ بالایى به میزان بیش از 11 درصد داشته است. از طرفى هزینه‌هاى بالاى نیروى کار و نیاز به سرمایه گذارى خارجى، دولت را مجبور به اتخاذ برنامه‌هاى جدید براى تبدیل آلمان به محیط تجارى رقابتى در سطح جهانى کرده است . عوامل دیگرى نیز وجود داشته که دولت آلمان را وادار به افزایش عواید عمومى خود و کاهش هزینه‌هاى ورود به بازارهاى جهانى جدید تجارى از جمله فن‌آورى اطلاعات نموده است .
وجود بنگاه‌هاى متعدد اقتصادى و بازار فناورى اطلاعات
در کشور آلمان نزدیک به ۵۰۰ هزار بنگاه اقتصادى وجود دارد. بیش از ۹۰ درصد از این تعداد را بنگاه‌هاى کوچک و متوسط تشکیل مى‌دهند. بخش قابل توجهى از بنگاه‌هاى آلمان بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر پرسنل دارند. این کشور مهم‌ترین بازار فن‌آورى اطلاعات در اتحادیه اروپا و پس از آمریکا و ژاپن دومین بازار بزرگ فن‌آورى اطلاعات جهان به شمار مى‌آید .
ارزش بازار اتحادیه اروپا در مجموع نزدیک به یک چهارم این مقدار به آلمان اختصاص دارد .
بازار فن‌آورى اطلاعات آلمان را مى‌توان به سه بخش عمده تقسیم کرد :
a)
خدمات مرتبط با فن‌آورى اطلاعات بیش‌ترین سهم را به خود اختصاص داده ‌است .
b)
سخت افزار در مکان دوم است .
c)
نرم افزار  در جاى‌گاه سوم قرار دارد .
نیروى انسانى متخصص IT در آلمان
در حال حاضر کشور آلمان با کمبود نیروى متخصص در زمینه IT مواجه است. با توجه به این‌ مشکل، اکثر شرکت‌هاى آلمانى ترجیح مى‌دهند تا به جاى تولید نرم‌افزار از بسته‌هاى نرم‌افزارى آماده استفاده نموده و یا آنها را در خارج از کشور آلمان تولید کنند. هم‌چنین فضاى واردات نرم‌افزار و خدمات فن‌آورى اطلاعات در این کشور بسیار مناسب بوده و هیچ‌گونه محدودیت تجارى در این زمینه وجود ندارد. لذا یکى از بازارهائى که شرکت‌هاى ایرانى مى‌توانند در آن نسبت به اخذ پروژه‌هاى کارى فعالیت کنند، بازار فناورى اطلاعات کشور آلمان مى‌باشد .
بازار نرم‌افزار آلمان
با وجود رشد اقتصادى پایین کشور آلمان، بازار فن‌آورى اطلاعات روند رو به رشد خود را ادامه داده است. در این میان بخش نرم‌افزار بیشترین رشد را داشته، به گونه‌اى که این امر سبب گردیده تا بازار نرم‌افزار آلمان بازار جذابى براى حضور شرکت‌هاى خارجى باشد .
رقابت در بازار نرم‌افزار آلمان بشدت زیاد است. عمده شرکت‌هاى نرم‌افزارى حاضر در بازار را شرکت‌هاى فرانسوى، انگلیسى و آلمانى تشکیل مى‌دهند. با این حال این بنگاه‌ها در کشور خود نقش تأمین‌کننده اصلى را ایفا نمى‌کنند. لازم به ذکر است که بیش از ۸۰% نرم‌افزارها از سایر کشورها وارد مى‌شود .
سهم عمده این بازار در اختیار چند شرکت نر‌م‌افزارى (نظیر SAP ، Microsoft ، SAS ، IXOS ، Autodesk) قرار دارد که غالباً بسته‌هاى نرم‌افزارى را به فروش مى‌رسانند. موفقیت این بنگاه‌ها در استانداردسازى، شهرت بین‌المللى و کانال‌هاى فراوان توزیع جهانى آنها نهفته است .
همان‌گونه که ذکر شد بخش عمده خدمات نرم‌افزارى کشور آلمان توسط شرکت‌هاى خارجى ارائه مى‌شود . شرکت‌هاى نرم‌افزارى حاضر در بازار آلمان به دلیل نبود نیروى انسانى متخصص، علاقه‌مند به استفاده از نیروى انسانى سایر کشورها هستند. نکته اى که در این میان وجود دارد حضور نسبتاً کم‌رنگ هندى‌ها (که در ارائه خدمات نرم‌افزارى سهم قابل توجهى در بازار جهان دارند) در بازار آلمان است. شاید یکى از علل این امر تمایل شرکت‌هاى هندى به همکارى با کشورهاى انگلیسى زبان باشد. با توجه به این که زبان کشور هند نیز انگلیسى است .
بسیارى از مردم اروپاى مرکزى با زبان‌ آلمانى آشنا هستند. لذا متخصصان بازاریابى، آلمان را نقطه شروع بسیار خوبى براى دسترسى به بازارهاى اروپاى مرکزى موسوم به ببرهاى اروپا (لهستان، بلغارستان و جمهورى چک ) مى‌دانند. ضمن آن که فرصت‌هاى خوبى براى دستیابى به بازارهاى کشور اتریش و بخش آلمانى زبان کشورهاى سوییس و بلژیک فراهم مى‌آید .

به نقل از بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:27 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

اگر بخواهیم درباره اصول بازاریابی صحبت کنیم، بلافاصله مبانی ونکاتی خاص به ذهنمان می‌آیند که بسیار درباره‌شان شنیده‌ایم یا در کسب و کارمان به کار برده‌ایم. شناسایی بازار هدف، تبلیغات گسترده، بهره‌گیری از توصیه‌های مشاوران و مربیان بازاریابی و کسب و کار به همراه مدیریت منابع مالی، از این دست نکات هستند. ولی در این بین جزییات‌ریزی هم وجود دارند که می‌توان آن‌ها را زیرمجموعه‌ای از اصول پایه و کلی دانست. ظرایف مزبور در متن قواعد اصلی جای گرفته‌اند و بسیاری اوقات از نظرها پنهان می‌مانند. بازاریابان متعددی از آنها غافل شده علی‌رغم تدوین طرحی مناسب و مطابق با اصول پایه، موفق نمی‌شوند.در این‌جا بعضی از مهمترینشان را خواهیم آورد:
1- بازار کسب و کار مدام در حال تغییر است و عده‌ای از کسب و کارها هستند که از این دگرگونی‌ها بسیار متاثر شده تا مرز فروپاشی پیش رفته، گاه مجبور می‌شوند از ادامه راه منصرف شوند. یکی از تاکتیک‌های مقاومت در مقابل تغییر و تحولات بازار، بهره‌گیری از روش‌های متعدد بازاریابی و عرضه چند محصول و چند نوع خدمات است. زمانی که یکی از کالاها و خدمات شما فروش نرود و بازارش کساد باشد، گزینه یا گزینه‌های دیگری هم هستند که کسب و کارتان را نجات دهند. این نکته در مورد روش‌های بازاریابی هم بدین ترتیب صدق می‌کند.
2- جذب مشتری جدید مهم است ولی آن کسی که می‌تواند هم خودش مشتری جدید باشد و هم مشتریان احتمالی را جلب نماید، همین مشتری و خریدار کنونی است. همواره با آنها در تماس باشید و با تهیه فرآورده‌های جدید و عرضه خدمات نوین، یک بار دیگر مشتری جدید خلق کنید. به علاوه رضایتمندی و خرسندی این‌ها، پروسه قدرتمند تبلیغات کلامی و دهان به دهان مشتریان را به کار می‌اندازد.
3- اغراق را کنار بگذارید و به هیچ وجه اعداد و ارقام و نتایج شگفت‌انگیز اعلام نکنید- حتی اگر درست باشند. وقتی که مردم این نتایج را بشنوند، تردید پیدا می‌کنند و آن‌ها را دروغ می‌پندارند. شک و تردید مشتریان بالقوه هم یعنی کاهش فروش.
4- زمانی که می‌خواهید اعداد و ارقامی اعلام کنید، صورت اعشاری را به کار بگیرید. مثلا عبارت «مشتریان ما توانستند 7/27 درصد از حقوق ماهیانه‌شان را پس‌انداز کنند که ...» از جمله «مشتریان ما توانستند 20 درصد از ...» باور پذیرتر است. اعشار حکایت از دقت دارند. حتی اگر نتیجه محاسبات شما همان 20 درصد است، باز هم این عدد را به کار نبرید. وقتی که خریداران و مشتریان بالقوه رقمی اعشاری را می‌بینند، این‌طور به ذهنشان می‌آید که این شرکت برای مشتریانش ارزش قایل بوده نتایج کارهای خودشان و سود و زیان مشتریانش را به دقت محاسبه و بررسی کرده است.
5- هر کسب و کاری محصولات و خدماتش را به مشتریان هدف عرضه می‌کند تاخریداران کسب و کارش را جذب نماید. ولی همه آن‌ها موفق نشده به فروش دلخواه و لازم نمی‌رسند. زمانی عرضه یک کالا و خدمات به خرید آن تبدیل می‌شود که مشتری نتواند مقابل آن تاب بیاورد و مقاومت کند. «تخفیف» کلیدی است که می‌تواند معمای بسیاری از عرضه‌های ناموفق را حل کند. وقتی که شما بسته‌ای از محصولاتتان را با قیمتی پایین‌تر از مجموع قیمت‌های آنان، ارائه می‌کنید، مشتری سخت علاقه‌مند شده امکان این که از شما خرید کند بالا می‌رود. تخفیف و قیمت پایین، وجود چند کالای مکمل در یک بسته و هدیه‌ای کوچک به عنوان تشکر از خرید، انگیزه‌های نیرومندی برای مشتری بالقوه هستند تا کیف پولش را باز کند و این بسته «فوق‌العاده» را به خانه ببرد.
6- اگر حلقه‌هایی از عرضه‌های مکمل را پشت سرهم عرضه کنید، خالی از فایده نخواهد بود. سری اول از عرضه یک کالا و خدمات که با تخفیف و مزایایی ویژه ارائه می‌شود، تا روز و تاریخ معینی ادامه خواهد داشت. پس از آن رشته دیگری از کالا و خدمات متفاوتی که با محصولات قبلی مرتبط است. این دوره هم در بازه زمانی مشخصی جریان خواهد داشت. مشتریانی در دوره نخست هم خرید کرده‌اند، از تخفیف بیشتری برخوردار خواهند شد، این روند همچنان ادامه خواهد داشت. به این ترتیب کارتان راحتتر خواهد شد. نیازی به ابداع کالا و خدمات جدید نخواهید داشت، هم مشتریان کنونی را حفظ می‌کنید و هم مشتریان بالقوه را به خریدار.
7- در مطالعات و مقالات بازاریابی همواره از «بازار هدف» صحبت می‌شود و بر اهمیت انتخاب درست و مناسب آن تاکید بسیار دارند. ممکن است که شما بازار هدفی انتخاب نموده باشید و حتی مشتریان بالقوه زیادی هم به کسب و کارتان علاقه نشان دهند ولی بزرگترین مشکل اینست که آن‌ها نمی‌توانند چیزی بخرند چون پول کافی ندارند! این نشان می‌دهد که بازار هدف را درست انتخاب نکرده‌اید. علاقه و توجه و نیاز مشتریان احتمالی وقتی کارساز خواهد شد که آن‌ها توان مالی خرید را داشته باشند.
8- اگر می‌خواهید برنده باشید باید متمایز باشید. مشتریان کسب و کاری را انتخاب می‌کنند که با دیگرانی که اطراف خود می‌بینند، فرق داشته باشند، تفاوت در قیمت، کیفیت کالا، شیوه عرضه خدمات، نحوه پرداخت، وجود سرویس‌ تحویل کالا، خدمات پس از فروش، سیستم پاسخگوی تلفنی و گارانتی از فاکتورهایی هستند که می‌توانند مشتری بالقوه را از فروشگاه رقیب به سوی شما بکشاند و برعکس.
9- پیام‌های تبلیغاتی، ایمیل‌های پاسخ به مراجعان، کارت پستال‌هایی که برایشان می‌فرستید و پیام‌های تبریک مناسبت‌های خاص و آگهی‌های بازاریابی، برای علاقه‌مند کردن مشتریان به کار می‌روند. اگر مشتری حس کند که این گفته‌ها فقط برای «او» نوشته‌ شده‌اند و این اوست که برای این کسب و کار مهم است، بیشتر علاقه‌مند خواهد شد. یک متن رسمی که فقط اطلاعات داده باشد، تاثیری به مراتب کمتر خواهد داشت. بنابراین می‌توانید قدری از چهارچوب قواعد رسمی نگارش پافراتر بگذارید و به شیوه‌ای شخصی‌‌تر بنویسید.
10- پروسه‌های بازاریابی و تبلیغاتی هرگز دربار اول جواب نمی‌دهند. چرا که ممکن است روش اشتباهی در پیش گرفته باشید یا بدتر از آن بازار هدفتان نادرست باشد. یا رقیبان خیلی از شما قویتر باشند وباید مدت‌ها به سختی تلاش کنید تا به خواسته‌ تان برسید. یکی از روش‌های پیگیری اینست که نام و نشانی ایمیل یا آدرس پستی مشتریان بالقوه‌ای که در ‌ابتدا با ‌آنها ارتباط برقرار کردید را ثبت کرده با آنها در تماس باشید. امتیازات، تخفیف‌ها، کالاها و خدمات جدید و گارانتی و... را به آنها معرفی کنید. در فواصل زمانی منظمی خود را به این مشتریان بالقوه نشان داده ناامید نشوید. پشتکار و دقت و صبر، از مشخصات برجسته یک بازاریاب موفق است.
BY: Bob Leduc
مترجم: آذین صحابی
مرجع: روزنامه تفاهم


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب