دلیل طولانی شدن حکومت فرعون و عدم اجابت دعای موسی و هارون ع

 

حق مردم بر حق خدا مقدم است

 

ماجرای فرعون و موسی و خداوند

**     ***       *****

سید بن طاووس(عالم شیعی قرن هفتم) در کتاب الملاحم و الفتن (ص۳۵۹ - ۳۵۸) می‌گوید:

 

در روایت است که روزی موسی و هارون به خدا گفتند:

چرا به فرعون عمر دراز دادی و تا مدت‌ها نفرین ما را در حق او اجابت نکردی؟

 

خدا گفت:

فرعون، یک عیب داشت و یک حُسن.

 

عیب او این بود که دعوی خدایی می‌کرد، و حُسن او این بود که شهرها را آباد و راه‌ها را امن و سفره‌ها را رنگین کرده بود.

 

از دعوی_خدایی او زیانی به من نمی‌رسید اما فرمانروایی او به سود مردم بود.

 

پس من از حق خویش گذشتم تا مردم آسوده باشند.

 

رضا بابایی

 

@RezaBabaei43

قد ذكرنا عند حديث مدة ملك فرعون من هذا الكتاب على الحاشية من كتب الفتن أول منتخب المنن ما أن رأينا المكاتبة به إلى صاحب الديوان الممالك المعظمة الشمسي، فنذكر أن من أسباب طول مدة مملكة فرعون وتأخير دعاء موسى وهارون عليهما السلام عليه:

ما رويناه في بعض تفاسير قوله تعالى: (ربنا إنك آتيت فرعون – یونس 88 )، و أنه أوحى إليهما أن فرعون يؤمن البلاء و يرفق بالعباد و يحب الأيادي، فأطلت في عمره لذلك، و لا يضرني أنه يدعي الإلهية.

الكتاب: الملاحم والفتن – ص 358 و 359

المؤلف: السيد ابن طاووس

الجزء: الوفاة: ٦٦٤ المجموعة: مصادر الحديث الشيعية ـ القسم العام

https://t.me/beshnofekrkon

و قال موسي ربنا انك آتيت فرعون و ملاه زينة و اموالا في الحياة الدنيا ربنا ليضلوا عن سبيلك ربنا اطمس علي اموالهم و اشدد علي قلوبهم فلا يؤمنوا حتي يروا العذاب الاليم – یونس 88

موسي گفت : اي پروردگار ما ، به فرعون و مهتران قومش در اين جهان زينت و اموال داده اي ، اي پروردگار ما ، تا ديگران را از طريق تو گمراه كنند اي پروردگار ما ، اموالشان را تباه ساز و دلشان را سخت كن ايمان نمي آورند تا آنگاه كه عذاب دردآور را بنگرند



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 27 بهمن 1397  ساعت 1:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب

آيا فكر كرده ايم براي تفكر مثبت چه چيزي مهم است ؟

مهم اینست که :

  1.  واقعیتها را بپذیریم همانجور که هستند ، بی هیچگونه فیلتر ، عینک و یا روتوش کردن .

 

  1. از پنجره قالبهايي که توسط جامعه به ما القا شده به دنیا ، زندگی و خودمان ننگریم .

 

  1. با فرمولهای ذهنی خود كه نتيجه قالبهاي القايي جامعه است ، زندگي خود را شبيه سازي نكنيم .

 

  1.  آنچه که اتفاق افتاده و کاری از دست ما برای تغییرش بر نمی آید ، صرفا بعنوان یک زنگ هشدار تلقی كرده ، کسب آگاهی كنيم و از آن عبور نمايیم .

 

  1.  آن بخش از زندگي كه در اختیار ماست ، بهترین تلاش را برای بهترین نتیجه بکنیم  .

 

  1.  هر نتیجه ای که بدست می آید بپذیریم ، چون نتیجه تفکر و تلاش خود ماست . ( نه تقدير و شانس و ... )

 

  1.  دست از مقایسه خود با دیگران و رقابت با آنها برداریم که هستی دارائیش بی نهایت است .

 

  1.  بدانیم بدست آورده هامان دارائی ابدی ما نیستند و از دست داده هامان نيز سرمایه های جاودان ما نبوده اند .

 

  1. دنیا را خیلی جدی نگیریم که گویی میدانی برای بازی ماست و پاداش آن ، همان امکان بازی کردن ماست .

البته نقش افراد در بازی ، به سبب ویژگیها و توانائیهای هر کس و تاکتیک هستی ، متفاوت بوده و هر کس در همان جایی که قرار است باشد ، بهترین مهره است نه در جای دیگران قرار گرفتن .

  1. با چیزی و کسی نجنگیم و از اینکه امکان بازی کردن را به ما داده اند خوشحال باشیم .
  2. زمان بازی، محدود به عمر ماست ، آنگونه بازی کنیم که در پایان بازی ، بدون حسرت ، آن را رها کرده وارد میدان دیگر شویم .

 

  1.  هستی متشکل از مراحل مختلف حیات و زیستن ماست ، اعم از مادی و جسمانی زمینی و روحانی بعد از آن، پس نگران این دنیا نباشیم ، که هستی هرگز بدون ما تمام نخواهد شد ، بنابراين جای جبران هر اتفاقی هست ، چرا که هستی در چنبره عدالت ( قانون کارما ) پیچیده شده است .
  2. آنچه كه در بين پديده ها و اجزائ هستي حقيقت دارد ، كششي بي نهايت است كه در دنياي فيزيك به جاذبه تعبير مي شود و در جهان انساني ، با عشق بيان مي گردد . پس مراقب باشيم در دنياي مجازي خود ساخته از قضاوتها ، رقابتها و نفرتها در نغلتيم .

محمد صالحي – 25/1/96

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 13 بهمن 1397  ساعت 3:59 PM نظرات 0 | لينک مطلب

ای خدای من

 

مرا چه می شود ! و کدامین حجاب است ،

که چشمان مرا در خود به اسارت گرفته است ؟ 

که تو هر لحظه در حضوری ، و من اما ، در غیبتی مدام !

 

خدایم ، ای زیبای_خفته در دل من !

چگونه است که دلم گواهی حضور تو را می دهد ،

و من اما ،

هنوز تو را درغیبت کبرا می دانم و به انتظار ظهورت نشسته ام ؟ !

 

خدایم !

آیا من چونان ماهی ای ، غرق در دریایم ،

اما به جستجوی دریا ، در تلف کردن زیستنم ، جز شتاب نمی دانم ؟!

 

ای خدای زیبای من !

ولی فهمیده ام که آنقدر لطیفی ، که چون نسیمی خنک ،

وجودم را در خنکای وجودت غرقه کرده ای ولی من حس نمی کنم !

 

و همین که فهمیده ام :

                    که تو هستی !

                             و همه هستی را درحضورخودت غرقه کرده ای ،

 

مرا کافیست که روحم آرام کند ،

                                 و بی جستجوی تو ،

                                       مرا به زیستن در حضور تو ،

                                                                      شادمانه مدام نماید .

 

محمد صالحی - ۲۱/۱/۹۶

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 7 بهمن 1397  ساعت 2:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net