نگاه جامعه به جايگاه زن بر مبناي نظام سنتي ، او را به كالايي صرف تبديل كرده است !

خواهشمند است مطلب زير را بدون نگاه جنسيتي مطالعه فرماييد :

جامعه امروز ما با معضل بسیار بررگی به نام طلاق عاطفی مواجه شده است .

چرا ؟                      

یک دلیل مهم :

پس از انقلاب ، زن از جایگاه حداقلی حضور در خانه با وظایف همسری و مادری ، به جایگاه حداکثری جدیدی در جامعه منتقل شد ، ولی برای تطابق واقعی زن و مرد در این تغییر جایگاه زن ، هیچ ساز و کاری طراحی نشد .

بجز آن که همان قوانین سنتی قبلي را با عاریتی جدید از غرب ، ابزاري كردند برای نگه داری این جایگاه جدید .

و روز به روز کمبود زن در زندگی مشهودتر شد بي هيچ ساز و كار حقوقي ، روانشناسي و جامعه شناسي .

.............................

در اين شرايط جديد :

 وظایف همسری و مادری ، نوعا نوکری تلقی شده .

پول به عناوين مختلف مهريه ، نفقه ، مزد كار در منزل و ... معياري بي بديل در تصميم گيريها گرديده است .

زن با توانایی مالی كه بدليل كار در بيرون ، پيدا كرده و چون وظیفه مشارکت هزینه ای در زندگی ندارد ، منزل جدا و امکانات جدا و مسافرت های جدا ، تهیه می کند و البته از مرد هم دایم مطالبه بدهی هایش .

قانون عاریتي از غرب هم كه نصف اموال مرد را متعلق به زن می داند بدون توجه به آن قسمت قضيه كه زن در غرب شريك هزينه و سود زندگيست ، زندگي را يكسويه به سمت ماديات سوق داده است .

حال سوال اينجاست كه :

آیا در اين زندگي دیگر جایی برای حب و محبوب و یگانگی و نورچشم و دلچسبی میماند ؟

مگر آنکه بياييم و نگاه جديدي به زن كرده و ساختار جديدي با مسئوليتهاي مربوطه طراحي كنيم و ان اينكه زن را از نفقه خور بودن به شریک مرد در زندگی تغییر جایگاه دهيم و ..... و او بجای رقابت بر سر تصاحب جایگاه مرد ، به عنوان یک شریک در همه امور مدیریت و هزینه و  درآمد و .... به جایگاه خود نگاه کند .

در اينجا مختصرا ويژگيهاي دو نگاه سنتي و نگاه پيشنهادي ارائه مي شود :

  1. جایگاه زن در نظام سنتي : زن کالایی بیش نیست !!!! ( نگاه فقهي به زن )
  • ، او را به کالایي مادی تبديل كرده است که خود را در معرض فروش می گذارد ؟
  • ، او را به یک محتاج تبديل كرده که باید کسی حمایت مالیش را بکند ؟
  • مالكيت بر درآمدش ؛ بدون مشارکت در هزینه های زندگی ، چه مفهومی جز غیر از جمع کردن مال و ثروت برای روزهای جدایی دارد ؟
  • وقتی همواره برای هر کار در خانه ، میتواند مطالبه مزد بکنه ، آیا غیر از یک مزد بگیر ، تداعی می شود ؟
  • وقتی قرار است نیمی از درآمد مرد مال او باشد ، آیا غیر از کسی است که برای تصاحب مال مرد لحظه شماری میکند؟ ( قانون عاريتي از غرب )

 

و همه اينها یعنی :

مرد ، زنی را میخرد که :

  • خرج او را بدهد .
  • مزد کارهای اورا بدهد .
  • ماشین و لباس و مسکن و ... برایش تهیه کند .
  • از درآمدش حرفی نرند .
  • نیمی از دارایی اش را هم بدهد .

که چه بدست آورد ؟

وقتی پول تنها واسطه این زندگیست ، دیگر زندگی چه مفهومی دارد ؟

زنی آمده تا بر شانه های مرد بایستد و به خواسته های مادی خود برسد .

آیا چنین مردی احمق نیست که ازدواج می کند ؟

 

  1. نظام پيشنهادي : زن شریک مرد ( برداشتي اخلاقي از قرآن )

1- زن و مرد ارزش ذاتی یکسان دارند .

انا خلقناکم من ذکر و انثی – قرآن كريم ، حجرات ، آيه 13

2- زن و مرد ، وسیله همپوشانی یکدیگرند . ( بنابر این دارای شان خانوادگي ، احتماعی و حرمت یکسانی هستند . )

هن لباس لکم و انتم لباس لهن - قرآن كريم ، بقره ، آيه 187

3- زن و مرد در حقوق اجتماعی ، مانند دیه ، ارث ، قضاوت ، حق طلاق و .... مساویند .

انا کرمنا بنی آدم – قرآن كريم ، اسرا ، آيه 70

بنابراين :

  1. در این حوزه اخلاق و مبحث تساوی زن و مرد ، باید به همه نتایجش كه ذيلا آمده پایبند بود :
  • تغییر جایگاه زن از کالای قابل معامله ، به شریک و همراه مرد
  • گذر از ابزارهای کالایی و معامله ای ، مانند قباله ، مزد کار در خانه ، نفقه و ...
  • ورود به حوزه شراکت و پایبندی به اصول آن مانند :

 مشارکت در هزینه ها ، مشارکت در تصمیمات ، مشارکت در وظایف ، مشارکت در مدیریت ( نه همراهی صرف ) ، مشارکت در غم و شادی یکدیگر ، مشارکت در سود و زیان ، مشارکت در سرمایه گذاریها و  درآمدها و ......

و تبعا :

  1. زن ومرد بعنوان دو شریک در شکل دهی زندگی مشارکت مي کنند ، دیگر کسی همه کاره نیست .
  2. غم و شادی ، سود و زیان ، لذت و ناراحتی ، عناوین مشترک زندگیست .
  3. بنابر این ، نفقه و قباله و ... دیگر عناوین به تاریخ پیوسته خواهند شد .
  4. هر چه دارند ، وسط میگذارند تا شراکت خود را متعالی تر کنند .
  5. نبود هر کدام ، دیگری را آزار می دهد .
  6. رضایت دیگری ، رونق مشارکتشان خواهد بود .
  7. تصمیمات و منافع فردی ، بی معنا خواهد شد .

نتیجه :

آن وقت است که صحبت از :

عشق و محبت و وفاداری ، معنا پیدا می کند .

دیگر کسی خریدار نبوده که حق فسخ و طلاق هم داشته باشد .

دیگر کسی کارفرما نیست که مزد بدهد یا ندهد .

 

هر چه هست :

همسانی و همراهی و عشق است و بس .

 

و نتیجه نهایی این نوع زندگی :

آرامش است و لذت و تعالی

خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها و جعل بينکم مودة و رحمة  . قرآن كريم ، روم ، 21

 

تذكر 1: زناني كه شاغل نيستند ، به تبع آورده خود در نظام مشاركتي خانواده ، از قبيل همسري ، مادري ، نظم زندگي ، تزريق آسايش و لطافت زنانگي به زندگي و .... و نهايتا آرامش خانواده كه منجر به پيشرفتهاي مادي و معنوي مي شود ، شريك مرد در زندگي شده و از همان مزاياي شراكت برخوردار خواهند شد .

تذكر 2 : براي عملياتي كردن پيشنهاد فوق بايد كميته اي تخصصي شامل كارشناساني از حوزه هاي جامعه شناسي ، روانشناسي و حقوق تشكيل و راهكارهاي لازم ارائه گردد .

 

15/10/93

محمد صالحی

http://telegram.me/andishe_zendegi/

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 22 آبان 1396  ساعت 09:55 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net