و خداوند انسان را به شکل خود آفرید 1

 

روحش را مانند صفحه ای پاک ولی به وسعت هستی به او هدیه داد .

 

و خودش را نشانش داد .

 

و قلم وجود بدستش داد .

 

و گفت : مرا در صفحه روحت نقش کن .

 

و هر لحظه با هم در گپ و گفت .

 

گاهی خدا از اشتباه کشیدن های او خنده اش می گیرد ، که :  من اینم که تو کشیدی شیطون ؟

 

و گاهی هم تقلب میده و دستش رو می گیره .

 

و گاهی وقتام ، باهاش کنار میاد و میگه همین که کشیدی ، قبوله .

 

و خدا بخود میباله از اونایی که خودش خلق کرده .

 

و به هر تصويري که از هر کدوم میبینه ، نقشی از خودش میدونه که اون دیده و تصور کرده .

 

یکی مسلمونه

     یکی مسیحیه

        یکی یهودیه

                یکی بوداییه

                        یکی هندوه

                                یکی شینتوایه

و یکی هم .....

 

هر کدام داره تصویری رو نقش میکنه که میبینه و تصور میکنه .

و این به عدد آدما میتونه متفاوت و متعدد باشه .

  1. ان الله خلق آدم علی صورته – پيامبر (ص) ، فتوحات مکیه ج 2 ص 490

محمد صالحی - میلاد حضرت عیسی  (ع) – 93



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 30 آذر 1394  ساعت 07:52 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

در کلام زیبای عیسی (ع)

تعالیم و پیامهای پیامبران ، برای تزکیه انسانهاست . آنجا که حضرت حق می فرمایند :

هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم اياته و يزکيهم . 1

" او کسى است که در ميان جمعيت درس نخوانده ، رسولى از خودشان برانگيخت که آياتش را بر آنها مى‏خواند و آنها را تزکيه مى‏کند ."

 و همه از یک مبدا ، و آن هم خداوند حکیم ، صادر شده ، بنابر این هر پیامبری ، کتاب قبلی را تصدیق می کند . آنجا که خداوند می فرماید :

و انزلنا اليک الکتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الکتاب و مهيمنا عليه 2

" و اين کتاب [= قرآن‏] را به حق بر تو نازل کرديم، در حالى که کتب پيشين را تصديق مى‏کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛"

 

ذیلا در سالروز ولادت عیسی (ع) ، به گوشه ای از پیامهای اخلاقی ایشان ، نظر بیفکنیم :

 

  1. اگر تنها ، آنان را محبت کنید که شما را محبت می کنند ، چه پاداشی خواهید داشت ؟ که مردمان پست نیز چنین کنند . 3
  2. و اگر تنها برادران خود را درود گوئید ، چه برتری بر کافران دارید ؟ زیرا اینان نیز چنین کنند .4
  3. هنگام دعا ، عباراتی توخالی تکرار نکنید ، آنگونه که بت پرستان می کنند ، زیرا آنان می پندارند به سبب زیاده گفتن ، دعایشان مستجاب می شود . 5
  4. اگر خطاهای مردم را نبخشید ، پدر شما ( خداوند ) نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید . 6
  5. بر زمین ، گنج میندوزید ، جایی که بید و زنگ ، زیان می رساند ، و دزدان نقب می زنند و سرقت می کنند . 7
  6. بلکه گنج خود را در آسمان بیندوزید ، آنجا که بید و زنگ زیان نمی رساند و دزدان چاله نمی کنند و سرقت نمی کنند . 8
  7. زیرا هرجا ، گنج توست ، دل تو نیز آنجا خواهد بود . 9
  8. پس به شما می گویم ، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید، یا چه بنوشید ، و نه نگران بدن خود ، که چه بپوشید . آیا زندگی ، از خوراک ، و بدن ، از پوشاک مهمتر نیست ؟ 10
  9. پرندگان آسمان را بنگرید که نه می کارند و نه می دروند و نه در انبار ذخیره می کنند و پدر آسمانی ( خداوند ) به آنها ، روزی می دهد . آیا شما بس با ارزشتر از آنها نیستید ؟ 11
  10. کیست از شما ، که بتواند با نگرانی ، ساعتی به عمر خود بیفزاید ؟ 12
  11. پس نگران فردا نباشید ، زیرا فردا ، نگرانی خود را خواهد داشت . مشکلات امروز ، برای امروز کافیست . 13
  12. داوری نکنید ، تا بر شما داوری نشود . 14
  13. زیرا به همانگونه که بر دیگران ، داوری کنید ، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید ، برای شما وزن خواهد شد . 15
  14. چرا پرکاهی را در چشم برادرت می بینی ، اما از کنده ای که در چشم خود داری غافلی ؟ 16
  15. بخواهید تا به شما داده شود . بجویید تا بیابید . در بزنید تا به روی شما باز شود . 17
  16. با مردم همانگونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند . این است خلاصه تورات و نوشته های پیامبران . 18
  17. فقط با عبور از در تنگ ، می توان به حضور خدا رسید . جاده ای که به طرف جهنم می رود خیلی پهن است و دروازه اش نیز بسیار بزرگ ، و همه کسانی که به آن راه می روند ، براحتی می توانند داخل شوند . 19
  18. اما دری که به زندگی جاودان باز شود ، کوچک است و راهش نیز باریک ، و تنها عده کمی می توانند به آن راه یابند . 20

زیرنویسها :

 

  1. قرآن – سوره جمعه آیه 2
  2. قران – سوره مائده آیه 48
  3. انجیل متی فصل5 آیه 46 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 32
  4. انجیل متی فصل5 آیه 47 – لوقا فصل 6 آیه 33
  5. انجیل متی فصل6 آیه 7
  6. انجیل متی فصل6 آیه 15
  7. انجیل متی فصل6 آیه 19
  8. انجیل متی فصل6 آیه 20 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 33
  9. انجیل متی فصل6 آیه 21 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 34
  10. انجیل متی فصل6 آیه 25 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 22
  11. انجیل متی فصل6 آیه 26 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 24
  12. انجیل متی فصل6 آیه 27
  13. انجیل متی فصل6 آیه 34
  14. انجیل متی فصل7 آیه 1 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 37
  15. انجیل متی فصل7 آیه 2
  16. انجیل متی فصل7 آیه 3
  17. انجیل متی فصل7 آیه 7 – انجیل مرقس فصل 11 آیه 24
  18. انجیل متی فصل7 آیه 12 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 31
  19. انجیل متی فصل7 آیه 13 – انجیل لوقا فصل 13 آیه 24
  20. انجیل متی فصل7 آیه 14

تحقیق : محمد صالحی – 8/ 10/ 90 مصادف با ولادت عیسی (ع)

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 28 آذر 1394  ساعت 04:27 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

من در هیاهوی این دیار غریب

گم کرده راهم و قلبم نمی زند

 

چشمم سویی کشد و پایم روانه نیست

 دل شاد از تهی شدن و خندانه می رود

 

اینگونه غرق اشتیاقم و دردی بزرگ

روحم نشانه رفته و درمان نمی خرد

 

بازم  خوشم به همین حد بیگانگی

خود را به خدایم سپرده ام و او همی برد

 

 

محمد صالحی

26/9/94



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 28 آذر 1394  ساعت 08:07 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

دكتر سلام! روح و تنم درد می كند

 

چشمم، دلم، لبم، بدنم درد می كند

 

 

ذوق سرودنم، كلماتِ نوشتنم

 

دكتر! تمام خویشتنم درد می كند

 

 

احساس شاعرانگی ام، تیر می كشد

 

حال و هوایِ پر زدنم درد می كند

 

 

دكتر! نگفته های زیادی ست در دلم

 

لب وا كه می كنم، سخنم درد می كند

 

 

می خواستم كه لال بمانم، به جان تو!

 

دیدم سكوت در دهنم درد می كند

 

 

کیومرث مرادي

محمد صالحی – 25/10/93

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 25 آذر 1394  ساعت 08:20 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

به مناسبت 26 آذر هفته بزرگداشت و فوت مولانا

طلوع شمس و ظهور مولانا

در دیداری که در روز بیست و ششم جمادی الاخر ۶۴۲ هجری بین شمس

و مولانا صورت گرفت  شمس به مولانا گفته بود :

از راه دور به جستجویت آمده ام ، اما با این بار گران علم و پندارت چگونه به

ملاقات خدا می توانی رسید؟

و  مولانا به او پاسخ داده بود:

مرا ترک مکن درویش
 با من بمان و این بار مزاحم را ا ز شانه های خسته ام بردار!

شمس به او آموخت که خود را از قید و بند علم فقیهان برهاند و قیل و قال

خاطر پریش طالبان علم را در درون خود خاموش سازد.

همه می خواهند بدانند که شمس چه داشت که مولانا همه حیثیت فقیهانه

و ناموسهای گرانقدر خود را به پای او ریخت؟

شاید شمس همان تلنگری بود که مولانا به آن احتیاج داشت . همان رخنه و

روزنه ایی بود که باید در مولانا ایجاد میشد تا پشت سَد عظیم علم و دانش

نماند .
او سنگین و فربه شده بود مانند درخت پر بار تنومند .

سنگینی فقاهت و کسب علوم مانع حرکت او بود!

علم چون بر دل زند یاری شود   ....   علم چون بر تن زند باری شود

نتیجه حرکت او ، ابتدا شوریدگیهای عاشقانه او بود که در دیوان شمس تجلی

یافت و دیگر کتاب ،  مثنوی بود که بعد از رفتن شمس وپخته شدن مولانا در

فراق شمس به تقریر درآمد.

دل از من بُرد و روی از من نهان کرد  ....   خدا را با که این بازی توان کرد

شب تنهاییم در قصد جان بود         ....    خیالش لطف های بیکران کرد

میان مهربانان کی توان گفت          ....    که یار ما چنین گفت و چنان کرد

از همه مهمتر ، شمس به او گفت که اصل جویندگی مهّم است و در اصل

جویندگی به خدا خواهی رسید.

 یعنی خدا در طلب است نه در مطلوب!

طوری که مولانا بزرگترین جستجوگر عشق شد!

در راه طلب رسیده ای می باید  ...   دامن ز جهان کشیده ای می باید

و برای پیدا کردن این عشق ، همه چیزش را گم کرد .

در حقیقت مولانا وقتی شمس را پیدا کرد همه چیزش را گم کرد!

عشق با یک اشارت دنیای او را دگرگون کرد ، آداب و سنتهای او دگرگون شد.

هر چند که ظاهر شمس خشن و تند بود و بسیار رُک و درشت گو بود

اما مولانا در او گوهری را کشف کرده بود که دیگران قادر به درک آن نبودند

و آن درمانگریهای تلخ شمس بود!

شمس تمام وجود مولانا را به جنبش درآورد...

یعنی مولانا را از قوه به فعل درآورد.

شمس او را به بیرون از هنجارها و روزمره گی ها کشاند تا بتواند عشق را

در یابد.

شاید عالم پُر از شمس باشد ولی کو مولانایی که الهام بگیرد!

شمس سمبل الهام بخشی است و مولانا بهترین الهام گیرنده!

آن دلبر من آمد بر من   ...   زنده شد از او بام و در من

تازه شد از او باغ و بر من  ....  شاخ گل من نیلوفر من



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 24 آذر 1394  ساعت 11:07 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

فایده زندگی اخلاقی بدون اعتقاد به خدا و معاد

کسانی که بدون اعتقاد به خدا و زندگی پس از مرگ، اخلاقی زیستن را انتخاب کرده اند، چه چیزی به دست می آورند؟

جواب :
بزرگ ترین خصیصه یک زندگی انسانی این است که عقلانی باشد.

عقلانیت هم اینگونه اقتضا می کند انسان دست به کاری بزند که سودش بیش از زیانش باشد.

بنابراین اخلاقی زیستن انسان از نظر عقلی باید سودی داشته باشد که به از دست دادن مطلوبیت های اجتماعی غلبه کند.

در تئوری دینی البته سود حاصل از زندگی اخلاقی، اجر اخروی است،

اما تئوری های دیگری نیز در این زمینه موجود است ، تئوری افلاطون در این باره می گوید روح آدمی در عمق خود به حقیقت، خیر و جمال نیاز دارد.

انسانی که البته بیشتر شیفته حقیقت است، از نظر افلاطون به علم و فلسفه کشش بیشتری دارد. کسی به جمال می گرود، هنرمند خواهد شد، اما سوال اینجاست کسی که به خیر گرایش عمیق قلبی دارد، چگونه خود را ارضا می کند؟

این نیاز تنها از راه اخلاقی زیستن ارضا می شود.

چنین انسانی هرچه اخلاقی تر زندگی می کند، بیشتر لذت می برد.

انسان اصولاً برای لذت بردن از خیلی چیزها حاضر است چیزهای دیگری را از دست دهد، مانند کسی که عاشق معشوق خود است و حاضر است برای رسیدن به او یا یک لحظه بودن با او، همه زندگی اش را بدهد. هستند کسانی که آنقدر عاشق خوبی ها می شوند که حاضرند در راه آن ثروت و مقام و محبویت خود را فدا کنند.

توماس آکوئیناس، از بزرگان تاریخ مسیحیت در این رابطه گفته است از نظر من همه هستی در برابر خوب زیستن، مانند پر کاهی است در برابر گردباد.

منبع:سخنرانی اخلاق دینی، اخلاق عرفی – مصطفي ملكيان



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 24 آذر 1394  ساعت 09:29 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

چطور مورد پسند خواستگار باشیم؟

 


خواستگاری کردن هر پسری از هر دختری دلیلی بر ازدواج صد در صد این دو نفر نیست. اگر شما هم جزو دسته دخترهایی هستید که خواستگارانی دارید ولی فکر می کنید مورد پسند آنها قرار نمی گیرید بهتر است با ما همراه شوید.

خواستگاری کردن هر پسری از هر دختری دلیلی بر ازدواج صد در صد این دو نفر نیست. اگر شما هم جزو دسته دخترهایی هستید که خواستگارانی دارید ولی فکر می کنید مورد پسند آنها قرار نمی گیرید بهتر است با ما همراه شوید.

چرا خواستگارام منو نمی پسندن

دختری هستم ۲۴ ساله که خواستگاران زیادی دارم؛ اما نمی دانم چرا هر کدام که می آیند من را نمی پسندند. با این که سعی می کنم به بهترین نحو ممکن باشم و ظاهر خوبی هم دارم. اطرافیان هم همیشه بابت این قضیه به من کنایه می زنند. از این موضوع به شدت ناراحتم. لطفا راهنمایی ام کنید.

مخاطب عزیز! در بسیاری از پاسخ هایی که من و همکارانم به مخاطبان در این صفحه ارائه کرده ایم به این نکته اساسی اشاره شده است که در امر انتخاب همسر، مجموعه ویژگی هایی با عنوان هم کفو بودن یا تطابق نسبی معیارها و ملاک های اولیه در ازدواج دخیل هستند.

بنابراین هر شخص برای انتخاب همسر و شریک آینده اش ملاک هایی دارد و بر اساس آن دست به انتخاب می زند.

هنوز دیر نشده است

بیش از حد نگران بالا بودن سن تان نباشید چراکه نگرانی باعث می شود در انتخاب هایتان درست نتوانید شرایط را تخمین بزنید و دچار مشکل و گاهی دچار عجله کردن های بیجا شوید.

برداشت اشتباه نکنید

به طور کلی آشنایی هایی که به قصد ازدواج صورت می گیرد، اعم از خواستگاری سنتی، آشنایی در محل تحصیل یا کار یا معرفی توسط دوستان و آشنایان، از بعضی لحاظ ها شرایط یکسانی را دارد؛ یعنی در همه این شرایط دو نفر یکدیگر را می بینند، صحبت و معاشرت می کنند و نهایتا پس از دستیابی به شناخت، تصمیم نهایی خود را مبنی بر قبول یا رد شرایط مورد نظر برای ازدواج اعلام می کنند.

منظور این است که همه این آشنایی ها، به ازدواج منجر نخواهد شد و بنا نیست با هر بار رد شدن این احساس درون شما ایجاد شود که با وجود ویژگی های خوب و مناسب مورد انتخاب واقع نشده اید، زیرا در ابتدا اشاره کردیم هر شخص معیارها و ملاک های مختص به خود را دارد.

شاید بهتر باشد برای بالا بردن اعتماد به نفس و شناخت بیشتر خود از دوره های آموزشی مراکز روان شناختی بهره بگیرید.

به همه اجازه خواستگاری ندهید

برای کاهش آسیب و ایجاد احساس طرد شدن، لازم است این موضوع را مدنظر قرار دهید: قرار نیست شما همه افرادی را که به هر طریقی جهت آشنایی پیشنهاد ازدواج می دهند، به عنوان خواستگار بپذیرید.

این امر مستلزم این است که با توجه به ملاک های اولیه خود و در میان گذاشتن آن ها با رابط و معرف، حجم بالای رفت و آمد خواستگاران را کاهش دهید. خواستگارانی را برای آشنایی بپذیرید که حداقل ۳ ملاک از ۵ ملاک اصلی شما را دارند.

ملاک ها شامل تناسب خانواده های دوطرف، فردیت و بلوغ های چندگانه، تناسب سنی، میزان تحصیلات ، ایمان و دینداری و ... است. بررسی چند ملاک اولیه که با یک پرسش و پاسخ قابل دسترسی است در همان تماس ابتدایی، کار ساده ای است.

ملاک هایتان را یک بار دیگر بررسی کنید

مشکل دیگری که نه تنها شما بلکه دیگر افراد نیز با آن روبه رو هستند سردرگمی و بلاتکلیفی جوانان در امر ازدواج و مشخص نبودن تکلیف خودشان است که این مسئله تا حد زیادی با نداشتن شناخت از خود و انتخاب ملاک های نادرست در امر ازدواج مرتبط است.

از آن جا که در سوال تان توضیحات زیادی ارائه نکرده اید احتمالات زیادی وجود دارد که باعث می شود به طور مکرر با این موضوع روبه رو شوید. مدنظر داشتن ملاک های ظاهری، رفتارهای ناپخته یا مکانیکی، تناقض در رفتار و گفتار و بسیاری دیگر از عوامل، ممکن است در این امر دخیل باشد که جز با بررسی حضوری و کمک مشاور به نحو دیگری قابل بررسی نخواهد بود.

 

اينترنت

محمد صالحی – 5/8/94



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 24 آذر 1394  ساعت 08:16 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

گفتند :

غير معشوق ار تماشايي بود

عشق نبود ....

 

من گويم :

ولي هر چه تماشايي دل شد بپسند

كه تو را ديگر

نه نشاني خواهد بود

و نه برگشتي

 

محمد صالحي

22/9/94

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 23 آذر 1394  ساعت 08:22 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

زنانی که مردان را فراری میدهند!


فکرش را هم نمی‌کنید که یک کار ساده یا جمله بی‌اهمیت، چطور می‌تواند روی قضاوت همسرتان تاثیر بگذارد، اما اشتباه می‌کنید. درست است که مردها حسشان را بروز نمی‌دهند اما باور کنید که با همین کارهای ساده، نظر‌شان در مورد شما از این رو به آن رو می‌شود.


مردها حساس‌تر از چیزی هستند که شما فکر می‌کنید و جملات و کارهای ساده گاهی اوقات در ذهنشان از شما یک هیولا می‌سازد؛ هیولایی که آنها را درک نمی‌کند، خودخواه است و نمی‌تواند آرامش را به‌خانه‌شان بیاورد. اگر نمی‌خواهید خوشبختی شما به دلیل نادیده گرفتن این ریزه‌کاری‌ها از دست برود، نگاهی دوباره به رفتارهایتان بیندازید و سعی کنید دنیا را از دریچه نگاه همسرتان ببینید.

زن غرغرواین نوع انتقاد را متوقف کنید

انتقاد از زن‌های دیگر و تلاش برای تخریب چهره‌ آنها، راهی است که خیلی از زن‌ها می‌خواهند با کمك آنها زندگی‌شان را نجات دهند. بسیار از زن‌ها فکر می‌کنند، تحقیر خانم‌های دیگر در مقابل همسرشان و برجسته نشان دادن عیب‌های آنها می‌تواند تصور همسرشان را نسبت به زن‌های دیگر تغییر دهد.

اما این جملات منفی، دقیقا همان حرف‌هایی است که مردها از شنیدن‌شان بیزارند. نگاهی به رفتارهایتان بیندازید. اگر شما هم پیش از این چنین اشتباهاتی را مرتکب می‌شدید، از همین لحظه برای تغییر آن تلاش کنید. مردها اهمیت نمی‌دهند که شما چه نظری در مورد خانم‌های دیگر دارید.

آنها دنیا را همانطور که خودشان می‌خواهند می‌بینند؛ پس با انتقال این قضاوت‌های اغراق شده، توجهشان را به موضوعی که از آن هراس دارید، جلب نکنید. قضاوت شما نمی‌تواند وفاداری همسرتان را کم و زیاد کند. پس اگر به موضوعی شک دارید، به‌جای ابراز تنفر از زن‌های دیگر، ریشه مشکل را پیدا کرده و ارتباط‌تان را اصلاح کنید.

 

شما جاسوس نیستید

یکی از اتفاقات بدی که می‌تواند برای یک مرد بیفتد این است که ناگهان ببیند همسرش در حال جستجو در وسایل شخصی مثل کیف و موبایل است و در میان ای‌میل‌ها و شبکه‌های اجتماعی گردش می‌کند. چه کسی به شما این اجازه را داده که می‌توانید وارد حریم شخصی همسرتان شوید و همه وسایل شخصی او را زیر و رو کنید؟ چرا فکر نمی‌کنید این یک رفتار کاملا غیراخلاقی است.

به یاد داشته باشید که چنین رفتارهایی نه تنها او را پنهان‌کارتر می‌کند بلکه کم کم چیزهایی را هم که به شما می‌گفت دیگر نمی‌گوید چرا که به شما اعتماد ندارد و دیگر احساس امنیت نمی‌کند. یادتان باشد او باشماست، دوست‌تان دارد اما به حریم شخصی خودش نیاز دارد و شما باید به او احترام بگذارید..

اگر می‌خواهید زندگی خوبی داشته باشید، به‌جای اینکه مدام منتظر یک دسته گل رز و پیامک‌های خارق‌العاده باشید، سعی کنید موقعیت‌های جدی و موقعیت‌های عاشقانه را از هم جدا کنید و به همسرتان فرصت بدهید که در کنار عاشق شما بودن، برای زندگی عادی هم فرصت داشته باشد

اغراق نکنید

مردها از اینکه به‌عنوان تنها پشت و پناه شناخته شوند بیزارند. بیشتر مردها به دنبال یک زن معمولی هستند؛ زنی که معمولی رفتار می‌کند و نیازهایی عادی هم دارد.

آنها دوست ندارند هر روز پیامک‌های عجیب و غریب و زیاد از حد شاعرانه را دریافت کنند و از اینکه همسرشان بی‌وقفه از آنها محبت بخواهد هم خوش شان نمی‌آید. درواقع مردها به همان اندازه از زن‌های وابسته و بیش از حد عاطفی بدشان می‌آید که از زن‌های خیلی مستقل و سرد.

پس اگر می‌خواهید زندگی خوبی داشته باشید، به‌جای اینکه مدام منتظر یک دسته گل رز و پیامک‌های خارق‌العاده باشید، سعی کنید موقعیت‌های جدی و موقعیت‌های عاشقانه را از هم جدا کنید و به همسرتان فرصت بدهید که در کنار عاشق شما بودن، برای زندگی عادی هم فرصت داشته باشد.

 

جیغ ممنوع!

با خنده‌ و صدای بلند حرف‌زدن و مدام با نفس‌ بریده‌بریده‌ (براثرخنده‌) ماجراهای نه چندان جالب را تعریف‌کردن همیشه خوشایند نیست. بیشتر مردها در این زمان مدام در این فکر هستند که چه زمان این صحبت‌های آزاردهنده تمام می‌شود؛ شاید خودتان هم دیده باشید که گاهی اوقات مردها خودشان دور هم جمع هستند با هم می‌گویند:«فلانی چطور زنش را با آن همه سر و صدا  تحمل می‌کند؟»

چرا باید فضای آرام خانه با حرف‌های بیهوده و بلند و جیغ‌ آلوده شود. برای موضوعی که مهم نیست نباید خیلی شلوغ کنید. در حقیقت صدای بلند و زیاد حرف‌زدن در مورد چیزهای بی‌معنی برای همه آزاردهنده است و چندان زن و مرد نمی‌شناسد.

 

وابستگیمثل دوقلوهای به هم چسبیده نباشید

بعضی زن‌ها فکر می‌کنند زندگی مشترک یعنی زندگی کردن مثل دوقلوهای به‌هم چسبیده. آنها انتظار دارند همسرشان از همان لحظه‌ای که از محل کارش خارج می‌شود، دربست در اختیار‌شان باشد و با این کار عشقش را به این زندگی ثابت کند.

خود این زن‌ها هم زندگی‌شان را محدود به همسرشان می‌کنند و چون از همه فرصت‌ها و خواسته‌هایشان می‌گذرند، چنین انتظاری را از همسرشان هم دارند. اما واقعیت این است که کسی از آنها نخواسته از فرصت‌هایشان بگذرند.

یک مرد معمولی، دوست دارد همسرش یک زندگی عادی و همچنین دوستانی داشته باشد كه گاهی با آنها وقت بگذراند. گاهی به تنهایی احتیاج داشته باشد و به فکر آینده و پیشرفتش هم باشد. یک مرد معمولی خودش هم به همین شیوه زندگی می‌کند و اگر کسی انتظاری جز این داشته باشد، خیلی زود با او به مشکل برمی‌خورد.

 

وقتی مدام به او زنگ می‌زنید

مردانی هستند که می‌گویند از اینکه همسرشان هر 10 دقیقه یک‌بار تلفن می‌زند و مدام پیامک‌های بی‌معنی می‌فرستد کلافه شده‌اند؛ از اینکه در تمام طول روز همسرشان زنگ می‌زند و مکان آنها را چک می‌کند اذیت می‌شوند، از اینکه باید برای هر چیز کوچکی جواب پس بدهند احساس ناامنی می‌کنند.

مردها وقتی مشغول کاری هستند توجه بیش از اندازه را دوست ندارند. ممکن است در ابتدا درباره تماس‌ها و توجهات بیش از اندازه همسرشان اعتراضی نکنند ولی به مرور کلافه می‌شوند و حتی گاهی با روش‌های متفاوت سعی می‌کنند از جواب‌دادن طفره بروند.

یادتان باشد لازم نیست شما به عنوان یک زن هر چیز کوچک و هر حرکتی که می‌کنید را به همسرتان گزارش دهید و بالطبع او هم دوست ندارد همه چیز را به شما گزارش دهد؛ اینکه کجا هست الان به چه چیزی فکر می‌کند. به او زمان بدهید که گاهی شما را نداشته ‌باشد و دلش برای‌تان تنگ شود.

 

در مقابل جمع از او بد نگویید

مردها دوست ندارند جلوی جمع از آنها بد بگویید به‌خصوص در میان اعضای خانواده و دوستان خودشان.

اگر شما شروع کنید در مقابل دیگران از همسر یا نامزدتان بد بگویید اولین چیزی که به ذهن آنها می‌رسد این است که شما چقدر نادانید که با مردی زندگی می‌کنید که رفتارهایش را نمی‌پسندید. یادتان باشد تنها چیزی که دیگران باید از شما و زندگی شخصی‌تان بشنوند این است که چقدر همسر خوبی دارید و در کنار هم خوشبختید. مردتان را تحسین کنید و مطمئن باشید که او همیشه قدردان خواهد بود.

 

فرآوری: نسرین صفری

            اينترنت

محمد صالحی – 14/3/89

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 22 آذر 1394  ساعت 08:01 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

بررسی اجمالي كتب تحریف‌ساز عاشورا 5
6- اسرار الشهاده
اسرار الشهاده ، از فاضل دربندی ، دیگر کتاب تحریف‌ساز در مورد واقعه عاشوراست و کاستی‌ها و ناراستی‌های آن ، بیشتر از آن است که به شمار آید.  
نویسنده کتاب ، فاضل دربندی (متوفای 1286ق) است که بیش از هر چیز عاشق عزاداری بود و در عشق به عاشورا سر از پا نمی‏‌شناخت و در این کار تا می‏‌توانست غلوّ و افراط می‏‌کرد .
شهيد مطهري در منبع فوق مي نويسد :
در شصت ، هفتاد سال پیش مرحوم ملا آقای دربندی پیدا شد . تمام حرفهای روضة الشهداء را باضافه چیزهای دیگری پیدا کرد و همه را یکجا جمع کرد و کتابی نوشت بنام اسرارالشهاده ، واقعا مطالب این کتاب انسان را وادار می کند که به اسلام بگرید .
محدث نوری ( 1254ـ1320ق ) که خود معاصر با نویسنده این کتاب بوده است ، در كتاب لؤلؤ و مرجان ، ص185می‏‌نویسد :
 اخبار ضعیفة بی‏‌اصل و مأخذ ، با این اسباب وهن ، اگر به جهت بعضی از اغراض فاسده مثل اظهار کثرت تتبع و اطلاع ، و آوردن مطالب تازه ، و برتری بر مقاتل سابقه در کتابی جمع شود ، مسنائی ( همانند كتاب اهل يهود ) برای این مذهب پیدا می‏‌شود که نتیجه واضحه و ثمره ظاهره آن ، توهین بزرگی بر مذهب و ملت جعفریه خواهد بود و اسباب سخریه و استهزاء و خنده به دست مخالفین خواهد بود و موجب خواهد شد که آنها سایر احادیث و منقولات امامیه را با این اخبار موهونه و قصص کاذبه قیاس کنند.
کار به جایی رسید که مخالفان در کتاب‌های خود نوشتند که شیعه بیت کذب است و اگر کسی منکر شود، کافی است که آنها برای اثبات ادعای خود در این دعوا کتاب اسرار الشهاده را به میدان آورند .  
بخشي از تحريفات موجود در كتب فوق الذكر :
1- داستان دختر سه ساله در خرابة شام
2- افسانة عروسی قاسم
3- امام حسین(ع) ده هزار سواره را در روز عاشورا کشت
4- تعارف امام حسین(ع) و اسبش با همدیگر بر سر آب خوردن پس از فتح فرات و بالاخره محروم ماندن هر دو
5- زبان حال ذلت‏‌بار و مرثیة مجعول و غلیظ قتلگاه
6- بازگشت اهل‏‌بیت از شام به کربلا
تذكر : منبع اصلي مورد استفاده ، مقاله « تحریف‌شناسی تاریخ امام حسین(ع) با رویکردی کتاب‌شناسانه » از محمد صحتی سردرودی پژوهشگر حوزه عاشوراشناسی است .
محمد صالحی – 5/8/94



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 16 آذر 1394  ساعت 07:44 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

بررسی اجمالي كتب تحریف‌ساز عاشورا 4

4- منتخب طریحی یا کتاب الفخری
این کتاب منتخب طریحی یا کتاب الفخری  که به فخرالدین طریحی نجفی (1085ـ979ق) نسبت داده می‏‌شود ، برای مقتل‏‌خوانان و مرثیه‏‌سرایان نوشته شده است تا دستشان در گریاندن مردم، هر چه بیشتر باز باشد. منتخب را نه می‏‌توان تاریخ یا مقتل نامید و نه می‏‌توان آن را کتاب حدیثی یا روایتی خواند، بلکه مجموعه‏‌ای است از مراثی و مطالب گریه‏‌آور که در قالب نثر خطابی و شعر، گردآوری شده است.
از متن کتاب پیداست که مؤلف، آن را نخست در مجالسی که شبانه‏‌روز در دهة محرم برپا می‏‌شد، در حال و هوای روضه‏‌خوانی برای مردم خوانده و سپس در قالب مجالس‏‌نگاری آن را تألیف کرده است.
5- تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء
کتاب « تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء » اثر ملا رضی قزوینی (زنده در 1134ق) است که فقط با همین یک کتابش شناخته می‏‌شود . اثر دیگری از وی نمانده است. در کتاب‌های تراجم نیز تنها از این کتاب وی، سخن رفته و گفته شده است که وی روضه‏‌خوان بود.
کتاب به سبک الملهوف یا لهوف سید ابن طاووس نوشته شده و به نوعی شرح لهوف شمرده می‏‌شود. مؤلف، افزون بر لهوف ، بیشتر از بحارالانوار و منتخب طریحی نقل می‏‌کند . اما بیشترین تأثیر را پس از لهوف از عقاید طریحی پذیرفته و نه فقط از منتخب طریحی که از مقتل طریحی نیز ـ که خود کتابی دیگر و مخطوط است فراوان نقل کرده است .
ادامه دارد :



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 15 آذر 1394  ساعت 07:25 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

بررسی اجمالي كتب تحریف‌ساز عاشورا 3

3- روضه الشهدا :

کتاب « روضة الشهدا » از ملاحسین واعظ کاشفی (متوفای 910ق) است .

 در این‌که روضة الشهداء از کتاب‌های تحریف‏‌ساز پیرامون عاشوراست ، تردیدی نیست و گستره تأثیرگذاری آن در این دایره بسیار بیشتر از کتاب‌های دیگر است .

شهيد مطهري در كتاب حماسه حسيني ج 1 ص 20 به بعد مي نويسد :

اولین کتابی که در مرثیه به فارسی نوشته شده ، قبل از این کتاب ، مردم به منابع اصلی مراجعه می کردند .

 من نمی دانم این بی انصاف چه کرده است !
وقتی که این کتاب را خواندم دیدم حتی اسمها جعلی است ! یعنی در اصحاب امام حسین ( ع ) اسمهایی را ذکر می کند که اصلا وجود نداشته اند ، در میان دشمن هم اسمهایی را می گوید که همه جعلی است .داستانها را بشکل افسانه درآورده است .

این کتاب چون اولین کتابی است که بزبان فارسی نوشته شد ، لذا مرثیه خوانها که اغلب بی سواد بودند و به کتابهای عربی مراجعه نمی کردند ، همین کتاب را می گرفتند و در مجالس از رو می خواندند .

اینست که امروز مجالس عزاداری امام حسین ( ع ) را روضه خوانی می گوئیم .

در زمان امام حسین ( ع ) و حضرت صادق (ع) و امام حسن عسکری ( ع ) اصطلاح روضه خوانی رایج نبوده و بعد، در زمان سید مرتضی و خواجه نصیرالدین طوسی هم روضه خوانی نمی گفته اند .

از پانصد سال پیش به این طرف اسمش روضه خوانی شده ، روضه خوانی یعنی خواندن کتاب روضة الشهداء، یعنی خواندن همان کتاب دروغ . از وقتی که این کتاب بدست مردم افتاد ، کسی تاریخ واقعی امام حسین (ع) را مطالعه نکرد.

ادامه دارد



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 14 آذر 1394  ساعت 01:29 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

بررسی اجمالي كتب تحریف‌ساز عاشورا 2

2- نورالعین فی مشهد الحسین
این کتاب که نام کامل آن «نورالعین فی مشهد الحسین» است برای نخستین بار 200 سال پیش یعنی در سال 1298ق در مصر چاپ شده و پس از آن نیز بیش از ده بار در بمبئی و مصر و بغداد تجدید چاپ یا افست شده است .
این کتاب به مردی که نام او ابراهیم بن محمد بن ابراهیم بن مهران نیشابوری اسفراینی و مذهبش شافعی و اشعری است و در سال 417 تا 418 درگذشته است، نسبت داده شده و به نام وی چاپ شده است.
اما بزرگ کتابشناس معاصر،  استاد علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (قدّس سره) این انتساب را به شدت رد كرده و در جایی نوشته است: «من احتمال بیشتر می‌‏دهم که این کتاب ساختگی و منسوب به اسفراینی است؛ چرا که اسلوب آن با آثار قلمی قرن چهارم نمی‏‌سازد.»
بنابر اين :
1. نویسنده یا پردازنده این کتاب ساختگی و هزل‌مانند ، تا حال معلوم نشده است . و معلوم نیست که مولود کیست و با چه انگیزه‏‌ها و یا اغراضی تولید شده است.
2. این کتاب همزمان با انتشار آن در سال 1298ق یا کمی بیشتر از آن تولید شده است و هیچ تناسبی به عصر اسفراینی که در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم می‏زیست ندارد و سبک و سیاق قلمی و اسلوب نگارشی که در آن دیده می‌شود، هرگز با آن سبک و سیاقی که در آثار به جای مانده از قرن چهارم و پنجم سراغ داریم، سازگاری ندارد. حاصل سخن اینکه، این کتاب با این سستی و سبکی که دارد، هرگز قابل استناد و دارای اعتبار نیست.
شهید قاضی طباطبایی نیز آن را « از کتب بسیار ضعیف و غیر قابل اعتماد» و « مجعوله وضعیفه و مجهول المؤلف» وصف کرده و نوشته است: «مقتل اسفراینی پر از جعلیات و نقلیات قصه‌‏سرایان است.»
ادامه دارد :



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 14 آذر 1394  ساعت 07:59 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

بررسی اجمالي كتب تحریف‌ساز عاشورا 1

کتاب‌هایی که پیرامون عاشورا و زندگانی امام حسین(ع) نوشته ‏شده‌، بسیار است؛ اما برخی از آنها كه ريشه اصلي تحريفات هدف امام (ع) شده اند عبارتند از :
1- « مقتل الحسین » منسوب به ابومخنف
2- « کتاب نورالعین فی مشهد الحسین »
3- « روضة الشهدا » از ملاحسین واعظ کاشفی (متوفای 910ق)
4- منتخب طریحی یا کتاب الفخری منسوب به فخرالدین طریحی نجفی (1085ـ979ق )
5- « تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء » اثر ملا رضی قزوینی (زنده در 1134ق)
6- اسرار الشهاده ، از فاضل دربندی
1- «مقتل الحسین» منسوب به ابومخنف
اصلِ کتاب که ابومخنف در مقتل امام حسین(ع) نوشته ، از گزند روزگار در امان نمانده و به دست ما نرسیده است. بخش‌های به جا مانده نیز بیشتر از طریق دیگران (غیر شیعیان به ویژه مورخ نامدار، ابوجعفر طبری) روایت شده است که در جای خود بسیار مغتنم و مفید است .
اما آنچه پیشتر در جلد «عاشر بحار» منتشر شده بود و بارها نیز با عناوین مختلف به صورت مستقل چاپ شده است، اعتباری ندارد و استناد به آن نشاید و نباید کرد، بلکه باید دید چگونه و از طریق چه کسانی روایت می‏‌شود.
با اینکه بسیاری از کتاب‏شناسان و حدیث‏‌پژوهان شیعی به مجعول بودن و غیر‌قابل استناد بودن آن تصریح کرده‏‌اند، با شگفتی می‏‌بینیم که ترجمه فارسی آن ـ افزون بر ترجمه‏‌های دیگر ـ با عنوان «مقتل الحسین(ع) یا اولین تاریخ شیعه از واقعه کربلا و قیام مختار» منتشر شده است.

ادامه دارد :



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 14 آذر 1394  ساعت 07:55 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری  - 20 صفر ( اربعین شهیدان کربلا ) به بعد

  • ورود  جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى به كربلا و زيارت  قبر مطهر امام حسين(ع) . او نخستين زايرى بود كه با موفق به زيارت قبر آن حضرت گرديد .
  • حرکت کاروان اسرا به سوی شهر پیامبر(ص) ،  و این به معنای عدم رفتن اسرا به کربلاست . ( با حفاظت 500 سرباز حکومت )
  • دستور امام سجاد(ع) برای برپایی چادر در ورودی مدینه و مرثیه سرایی برای شهیدان کربلا
  • استقبال پرشور و غمگنانه مردم مدینه از کاروان اسرا
  • ورود کاروان اسرا به مدینه به همراه مردم عزادار .

منابع :

1-      تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده

2-      تاریخ ابن اثیر، ج 2،

3-      احتجاج طبرسی، ج 2

4-      ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول

5-      منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1

6-      حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1

سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت

تحقيق : محمد صالحی – 17/ 9 / 90 – مصادف با دوازدهم محرم - شهادت امام سجاد(ع)



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 10 آذر 1394  ساعت 03:02 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 5

و در يك كلام :

هر سه هدف فوق الذكر ، كه تقريبا از 400 سال پيش به اين طرف در كتب روضه الشهدا ي كاشفي ( متوفي 910 هق) ، منتخب طریحی یا کتاب الفخری ( متوفي 1085 هق) ، تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء اثر ملا رضی قزوینی ( زنده در 1134 هق ) و اسرار الشهاده از فاضل دربندی ( متوفي 1286 هق )بصورت پرتكرار ذكر شده است ، نه تنها با هدف مورد بيان حضرت امام حسين(ع) تناسبي نداشته بلكه به صراحت مقصود ايشان را از مبارزه با فساد و اصلاح جامعه ، بلاموضوع كرده و هيچگونه دليلي براي الگو گرفتن از ايشان براي دوستدارانش باقي نمي گذارد .

زیرنویسها :

  1. طبرسى، امین الاسلام فضل بن حسن، إعلام الورى، ص400،
  2. مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188; بحارالانوار ، ج‏44، ص‏329.
  3. تاريخ طبري، ج 5، ص 403، الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.
  4. شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج1، ص 197، انتشارات نسیم حیات
  5. ... فلما توفي الحسن و مضى ، فتح الحسین ع الخاتم الثالث فوجد فيها أن قاتل فاقتل وتقتل ، و اخرج بأقوام للشهادة لا شهادة لهم إلا معك .......  اصول کافی – جلد 1 ، ص  280
  6. ... فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْحَنَفِيَّةِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ فَمَا مَعْنَى حَمْلِكَ هَؤُلَاءِ النِّسَاءَ مَعَكَ وَ أَنْتَ تَخْرُجُ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَدْ قَالَ لِي إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا ....  اللهوف على قتلى الطفوف، ص 64
  7. سوره بقره آيه 195 ( خود را بدست خود به هلاكت و مرگ نيندازيد ( بلكه ) به سوي انجام كارهاي نيكو برويد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد .)
  8. قال «ص» يا حبيبي يا حسين كأني أراك عن قريب مرملا بدمائك مذبوحا بأرض كربلا من عصابة من أمتي و أنت مع ذلك عطشان لا تسقي .. حبيبي يا حسين ان أباك و أمك و أخاك قدموا علي و هم مشتاقون اليك و ان لك في الجنات لدرجات لن تنالها الا بالشهادة . الفتوح - ابن اعثم كوفي ص 532 و 533
  9. سوره تغابن ، آیه 9 (- و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مى‏بخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مى‏کند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم  است! )

 

تحقيق : محمد صالحي   20 / 8 /94



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 10 آذر 1394  ساعت 07:50 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 4

  1. هدف سوم : امام به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .

امام(ع) شب قبل از ترك مدينه پيامبر(ص) را در خواب ديد كه به او فرمود :

" .. حسين من! گويا مي بينم در نزديكي به زمين كربلا به خون خويش خواهي غلطيد، جمعي تو را مي كشند در حال تشنگي، ..... اي حسين عزيزم! پدر و مادر و برادرت نزد من آمده اند و همه مشتاق ديدار تو هستند. بدان كه در بهشت درجاتي را براي تو زينت داده اند كه جز از راه شهادت بدان نائل نمي شوي. " 8

اين هدف نيز ، نه تنها با هدف اعلام شده امام(ع) منافات دارد بلكه قابليتها و شروط الگوپذيري را نيز ندارد چرا كه :

اولا ، اين مورد ، فقط پيشگويي پيامبر(ص) براي امام است و قرار نيست براي كس ديگري تكرار شود و جالب اينجاست كه معلوم نيست تكليف اصحاب امام(ع) نيز كه به شهادت رسيده اند چه مي شود .

ثانيا ، خداوند درآيه " و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم  9 " جهت رسيدن بندگانش به درجات بالاي بهشت و فوز عظيم ، شرط ايمان و عمل صالح را بيان كرده است و بنابراين لزومي به پيروي از امام(ع) مبني بر خود را به كشتن دادن نيست .

ادامه دارد

تحقيق : محمد صالحي   20 / 8 /94



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 10 آذر 1394  ساعت 07:47 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3

  1. هدف دوم : امام(ع) ، يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده

در حديث ملقب به " حديث لوح " مي خوانيم :

"... وقتي امام حسن(ع) فوت كردن پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است : تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و ... " 5

 

و يا حديث " قد شائ " داريم :

امام(ع) به محمد حنفيه فرمود : بعد از رفتن تو ، رسول خدا (ص) پیش من آمده و فرمودند: اى حسين ! خارج شو ! که همانا خداوند مى‏خواهد تو را كشته ببيند. . ( و همچنين ) خداوند مى‏خواهد آنان ( خانواده ات ) را نیز در كسوت اسارت ببيند. 6

اولا ، اين هدف نيز با هدف اعلام شده امام(ع) هيچ تطابقي و يا حتي تناسبي ندارد .

ثانيا ، بر اساس معيار دوم كه لزوم الگوپذيري آن بود ، هيچ كدام از شروط آن را ندارد چرا كه :

  • دستور خدا جهت به كشتن دادن خود ، نه تنها براي كس ديگري تكرار نشده كه طبق آيه "  و لا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة و أحسنوا إن الله يحب المحسنين 7 "  هر شخص موظف به حفظ جان خود مي باشد .
  • ضمنا در حديث فوق هيچ دليلي براي اينكه امام(ع) خود را به كشتن بدهد ، جز تبعيت از دستور خدا اعلام نشده كه بتوانيم قابليت عمومي بودن و يا ضرورت نيازش را مورد بررسي قرار دهيم .

 

ادامه دارد

تحقيق : محمد صالحي   20 / 8 /94

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 9 آذر 1394  ساعت 09:41 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2

ب) اهداف پرتكرار در زبان مناديان كربلا جهت حركت امام(ع)

  1. قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت‏ باشد !
  2. يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده .
  3. به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .

ج ) بررسي درستي اهداف فوق الذكر

با نگاهي اجمالي به اهداف فوق ، ديده مي شود كه رابطه واضح و قابل تاييدي با هدف بيان شده امام(ع) ندارند ، لذا همانطور كه در مقدمه بيان شد ، براي صحت سنجي آنها ، از دو معيار مذكور در بند الف كمك گرفته شده و نهايتا هر سه هدف مورد خدشه و رد خواهد شد .

البته لازم به ذكر است كه هر سه هدف ، هم از نظر سندهاي روايي و هم وجود نقض هاي صريح تاريخي كه در مسير حركت امام بوقوع پيوسته مخدوش و مردود بوده اند و ليكن در اين بحث مختصر ، از نگاه معيار الگوپذيري اهداف فوق الذكر مورد مناقشه قرار گرفته و مردود مي شوند .

  1. هدف اول : امام(ع) ، قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت‏ باشد !

امام رضا ـ ع ـ فرمودند: « ای پسر شبیب اگر گریه می کنی برای چیزی، پس برای حسین بن علی ـ ع ـ گریه کن که او را مانند گوسفند ذبح کردند .... . ای پسر شبیب اگر گریه کنی بر حسین ـ ع ـ تا آب دیده بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را بیامرزد، خواه اندک باشد، خواه بسیار..» 4

اولا ، اين هدف با هدف اعلام شده امام(ع) كه براي اصلاح مفاسد امت ( عمومي و خصوصي ) حركت كرده است نه تنها سنخيتي ندارد بلكه تلويحا در تضاد با آنست ، چرا كه شخص مي تواند هر فسادي را مرتكب شده ولي بدليل شفاعت امام(ع) ، چند قطره اشك هزينه كند و مطمئن گردد كه بخشيده مي شود .

ثانيا ،با توجه به معيار لزوم الگوپذيري آن ، به هيچ وجه نه قابل تكرار بوده و نه عمومي است و نه مورد نياز ، چرا كه :

قرار است امام(ع) با شفيع شدن خود ، دستگاه جديدي ( غير از روش اعلام شده در قرآن كريم كه توبه و اصلاح و جبران است )، در بخشش گناهان امت بوجود بياورند و قطعا نه تنها قابل تكرار براي ديگران نيست كه اگر تكرار پذير باشد ، نقض غرض شده و امام(ع) را از ارزش و اعتباري كه اين هدف قرار است براي ايشان ايجاد كند ساقط مي نمايد .

ادامه دارد

 

تحقيق : محمد صالحي   20 / 8 /94

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 9 آذر 1394  ساعت 09:38 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1

مقدمه :

یکی از معضلات تاریخی که گریبانگیر واقعه کربلا شده هدف هایی است که توسط دشمنان و یا  صحیح تر بگوئیم توسط شیعیان جاهل و یا غالی ، برای آن ساخته و پرداخته شده است .

خوشبختانه ، برای رفع معضل فوق ، دو معیار کاملا صریح و مشخص توسط شخص امام(ع) در اختیار ما قرار داده شده  و همین است که او را چراغ راه هدایت می نمایاند .

آنجا که می فرماید :

ان الحسین مصباح الهدی 1

الف ) دو معیار امام(ع) :

  1. بیان صریح هدف نهضت توسط شخص ایشان
  2. اعلام قابلیت الگوگیری از ایشان توسط دیگران

 

  1. هدف اعلام شده توسط امام : اصلاح جامعه از فساد و بدعتهای موجود

 " ... هذا ما اوصى به الحسين بن على الى اخيه محمد بن الحنفية ، ... و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابى‏طالب .. . " 2

" .. ، اين وصيت حسين به برادرش محمد حنفيه است ؛ .. . حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم .... "

  1. الگو بودن حضرت امام(ع) برای آیندگان :

لكم فِيَّ اسوة 3

زندگي من الگويي براي شماست ( آنچه در من مي جوئيد جهت الگو گرفتن باشد .)

براي آنكه بتوان چيزي را نمونه قرار داد لازم است سه شرط داشته باشد :

  1. قابل تكرار باشد .
  2. عمومي باشد .
  3. تكرار آن مورد نياز باشد .

ادامه دارد   

 

تحقيق : محمد صالحي   20 / 8 /94

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 9 آذر 1394  ساعت 09:23 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :2
  •    
  • 1  
  • 2  
Powered By Rasekhoon.net