ابراهیم ، پیامبری که هرگز از پرسشگری و حتی جدال برهان خواهی از خداوند باز نایستاد

آنگونه که از قرآن بر می آید ، ابراهیم(ع) در خانواده ای بدنیا آمد که برحسب اعتقاد پیشینیان خود ، مقلدگونه بت می پرستیدند 1 .

اما او بدلیل روح آزاد و عقل پرسشگر خود نتوانست با آنها همنوا شده و با آنها به یک جدال برهان خواهی پرداخت و آنها را بر شیوه گمراهی دانست . 2

در این راه به جستجوی پاسخ سوالهای خود برای شناخت هستی و شعور حاکم بر آن به سرزمینهای مختلف با نحله های مختلف دینی قدم گذاشت و در تجربه ایمانی آنها شریک شد .

اما عقل نقاد و سیلان روح آزاده او ، به هیچ کدام آنها قانع نشد و از همه آنها دل برید 3 و لحظه ای تا رسیدن به حقیقت توحیدی ملک و ملکوت از جستجو نایستاد 4 .

و آنگاه نیز که در مقام پیامبری به همنشینی در خلوت الهی رسید ، هرگز خود را تسلیم بی چون و چرای آنچه از او می شنید نکرد .

چه آن سخن که در معاد جسمانی مردمان از خداوند شنید و علیرغم ایمانش به او و اعتماد به قدرت بیکرانه اش ، از او برهانی خواست که قلبش به اطمینان رسد و روح جستجوگرش آرام یابد 5 .

و چه آنگاه که بر عذاب قوم لوط ، علیرغم آن همه ناهنجاریهای اخلاقی شان ، ابتدا با ماموران الهی به سخن پرداخت ، شاید به انصرافشان وادارد 6 و آنگاه که از محاجه با آنها مایوس شد ، با خدا در مقام مجادله نشست و از او رحمتش را بر آنان خواست مگر آنکه برهانش او را مجاب کند و خداوند نیز چنان کرد 7 .

همراهی خداوند با روح آزاده و ذهن پرسشگر ابراهیم ، نشان از شان والای الوهیت و بی نیازیش به ایمان بی اندیشه حتی پیامبرش دارد .

و پس این همه پرسش و جستجو و یافتن بود که خداوند او را لایق مقام امامت و پیشوایی مردمان دانست 8 ، آنگونه که خلوص و عقلایی بودن توحید او را تراز ایمان توحیدی آیندگان قرار داد 9 .

زیرنویسها :

  1. اذ قال لابيه و قومه ما تعبدون ، قالوا نعبد اصناما فنظل لها عاكفين ، قال هل يسمعونكم اذ تدعون ، او ينفعونكم او يضرون ، قالوا بل وجدنا آباءنا كذلك يفعلون ، قال ا فرايتم ما كنتم تعبدون ، انتم و آباؤكم الاقدمون – شعرا 70 تا 76

آنگاه كه به پدر و قوم خود گفت : چه مي پرستيد ؟ گفتند : بتاني را مي پرستيم و معتكف آستانشان هستيم ، گفت : آيا وقتي آنها را مي خوانيد صدايتان را مي شنوند ؟ يا براي شما سود و زياني دارند ؟ گفتند : نه ، پدرانمان را ديده ايم كه چنين مي كرده اند ، گفت : آيا مي دانيد كه چه مي پرستيده ايد ، شما و نياكانتان ؟

  1. و اذ قال ابراهيم لابيه آزر ا تتخذ اصناما آلهة اني اراك و قومك في ضلال مبين – انعام 74

و ابراهيم پدرش آزر را گفت : آيا بتان را به خدايي مي گيري ؟ تو و قومت ، را به آشكارا در گمراهي مي بينم .

  1. فلما جن عليه الليل راي كوكبا قال هذا ربي فلما افل قال لا احب الآفلين فلما راي القمر بازغا قال هذا ربي فلما افل قال لئن لم يهدني ربي لاكونن من القوم الضالين فلما راي الشمس بازغة قال هذا ربي هذا اكبر فلما افلت قال يا قوم اني بري ء مما تشركون اني وجهت وجهي للذي فطر السماوات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين – انعام 76 تا 79

چون شب او را فرو گرفت ، ستاره اي ديد گفت : اين است پروردگار من چون فرو شد ، گفت : فرو شوندگان را دوست ندارم . آنگاه ماه را ديد كه طلوع مي كند گفت : اين است پروردگار من چون فرو، شد ، گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود . و چون خورشيد را ديد كه طلوع مي كند ، گفت : اين است پروردگار من ، اين بزرگ تر است و چون فرو شد ، گفت : اي قوم من ، من از آنچه شريك خدايش مي دانيد بيزارم ، من از روي اخلاص روي به سوي كسي آوردم كه آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشركان نيستم .

  1. و كذلك نري ابراهيم ملكوت السماوات و الارض و ليكون من الموقنين – انعام 75

بدين سان به ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را نشان داديم تا از اهل يقين گردد .

  1. و اذ قال ابراهيم رب ارني كيف تحي الموتي قال ا و لم تؤمن قال بلي و لكن ليطمئن قلبي - بقره 260

ابراهيم گفت : اي پروردگار من ، به من بنماي كه مردگان را چگونه زنده ، مي سازي گفت : آيا هنوز ايمان نياورده اي ؟ گفت : بلي ، ولكن مي خواهم كه دلم آرام يابد .

  1. و لما جاءت رسلنا ابراهيم بالبشري قالوا انا مهلكوا اهل هذه القرية ان اهلها كانوا ظالمين ، قال ان فيها لوطا قالوا نحن اعلم بمن فيها لننجينه و اهله الا امراته كانت من الغابرين – عنکبوت 31 و 32

چون فرستادگان ما ابراهيم را مژده آوردند ، گفتند : ما مردم اين قريه ، راهلاك خواهيم كرد ، كه مردمي ستمكاره هستند . گفت : لوط در آنجاست گفتند : ما بهتر مي دانيم چه كسي در آنجاست او و خاندانش را جز زنش را كه در همان جا خواهد ماند نجات مي دهيم .

 

  1. فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب ، يا ابراهيم اعرض عن هذا انه قد جاء امر ربك و انهم آتيهم عذاب غير مردود – هود 74 تا 76

چون وحشت از ابراهيم برفت و شادماني جايش را بگرفت ، با ما در باره قوم لوط به مجادله برخاست . ابراهيم بردبار است و نازكدل است و فرمانبردار است . اي ابراهيم ، از اين سخن اعراض كن فرمان پروردگارت فراز آمده است وبر، آنها عذابي كه هيچ برگشتي ندارد فرود خواهد آمد .

  1. و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما – بقره 124

و پروردگار ابراهيم او را به كاري چند بيازمود و ابراهيم آن كارها را به تمامي به انجام رسانيد خدا گفت : من تو را پيشواي مردم گردانيدم .

  1. و قالوا كونوا هودا او نصاري تهتدوا قل بل ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين – بقره 135

گفتند : يهودي يا نصراني شويد تا به راه راست افتيد بگو : ما كيش ، يكتاپرستي ابراهيم را برگزيديم و او مشرك نبود .

محمد صالحی – 2/9/96

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 1 بهمن 1396  ساعت 04:39 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net