تا حالا به لحظه تحویل بهار 1450 فکر کردید!!!

 

 

 

همه بلند میشن، روی همدیگر رو می بوسن ، شادی می کنن و اون وسط یک مهربون از جمع جدا میشه و با یک دستش قاب عکسی را می بوسه و روش دست می کشه و میگه

روحت شاد مامان بزرگ،

روحت شاد پدر بزرگ !

 

میدونید اون عکس کیه ؟

 

 

اون ، عکس من و شماست!!!

 

تبدیل شدیم به یک خاطره خوش اگر خیلی خوش شانس باشیم.

 

 این واقعیت روزگار من و شماست .

 

 50 سال دیگر فقط یک خاطره ایم تو یک قاب عکس خاک گرفته ، همین،

 واقعا همین....

 

چرا حرص،

چرا دل شکوندن ،

چرا تظاهر،

چرا چاپلوسی و دروغ ...

 

 بیاید مهربون باشیم ،

شاد باشیم ،

به دوستامون بیشتر برسیم ،

کینه ها رو دور بریزیم ،

همین الان دلی بدست بیاوریم،

اون سال چه بخواهیم چه نخواهیم میرسه ،

پس بهتره خاطره ای خوش باشیم .  ......!!!!!!!!!!!

 

پیشاپیش سال نو بر شما مبارک 🌺

 

 

️ https://telegram.me/eshghonava



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 29 اسفند 1396  ساعت 02:23 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

آیا سرنوشت نهایی انسان "بی حزن و خوف بودن " است یا "معلق بودن بین خوف و رجا " ؟

در فهم سنتی مردم ، خوف و رجا ، ترس از خدا و امید به او معنا گرفته و روش تربیت دینی آنها ، معلق بودن بین آن دو تعریف گشته است !

و در این فهم ، به آیه 16 سوره سجده ، که احوال مومنان را ، خواندن خداوند بگونه ای که معلق بین خوف و طمع (رجاء) می باشد ، متوسل شده اند .

يدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ينفقون 1

آیا حقیقت مطلب اینگونه است ؟

خداوند در بدو خلقت انسان ، طی مجادله ای که با فرشتگان می کند ، اعلام می دارد که موجودی را می خواهد به جمع مخلوقات اضافه کند که نه تنها ، هر ناهنجاریی از او سر خواهد زد 2 ، بلکه بدلیل جسارت و شجاعتش در پذیرش مسیر سخت کمال 3 ، خدا را به تبریک گفتن به خودش واخواهد داشت 4.

از سویی دیگر ، خداوند به صراحت به این انسان اعلام می دارد که به هیچ ایمان و کفری نیاز ندارد 5 .

حال چگونه است که بر سر راه انسان بنشسته باشد تا بر خطاهای انسانیش ، مهر تخلف و گناه بزند و به تیغ عذاب بسپارد ؟

در حالی که ، جای جای قرآن ، ندا در داده که ذات من بخشندگی و مهربانی است و ناامیدی شما از رسیدن به کمال مطلوب و آرامش جاوید الهی را نمی پسندم 6 .

پس چگونه است که انسان باید در ترس زندگی کند ولی خود را به بخشش خدا امیدوار نماید ؟ چرا که او مانند طلبکاری نیست که دایم بدنبال رسیدن به طلب خود است که او غنی عن العالمین است ، بلکه مانند مادر مهربانی است که هم شادی فرزندش را دوست می دارد و ابزار آن را برایش فراهم می کند و هم مراقب اوست که اگر مشکلی پیش آمد به کمکش بشتابد .

و این نگاهست که انسان را ترغیب به جلو رفتن می کند نه از ترس اشتباه کردن، متوقف شود .

پس خوف و رجا قرانی چیست ؟

خوف ، ترس از راه های متعددی است که بر سر راه انسان قرار دارد و کم آگاهی او از ملاکهای انتخاب درست و یا عدم توانایی نفسانی در رها کردن بعضی از آنها .

 و رجا ، امید به ناظر و حامی مهربانی است که جز سعادت ما نمی خواهد و قطعا کمکمان می کند و حتی اگر اشتباه کنیم بزودی متنبهمان کرده و بدلیل اراده ای که در یافتن راه درست بکار گرفته ایم ، راهمان روشن خواهد کرد 7 .

و دیگر سخن اینکه ، خوف ، ترس از گذشته ایست که اشتباهات متعددی را دربرداشته و بازدارنده ما از اقدام مجدد و جلو رفتن است ، اما رجا ، می گوید دست از آنها بردار 8 و امیدوار به خداوندی باش که تو را در این راه تنها نخواهد گذاشت و اگر به جای سرزنش و ترس ، به اشتباهات خود فکر کنی و دنبال یافتن راه صحیح باشی ، خداوند راه های رسیدن به تعالی را برایت هموار خواهد کرد 9.

در حقیقت ، خوف و رجا ، یک نگرش انگیزشی است که از اشتباه کردن مهراس ، که هستی تو را راه نشان خواهد داد . و این در مراحل اولیه سیر کمالی انسان ، که با عناوین مراقبه و جهاد اکبر شناخته شده است ، کاربرد بی بدیل دارد .

به گذشته ات بیندیش ، از اشتباهاتت درس بگیر و راه را ادامه بده که هدایتگر هستی تو را همراهست .

اما ، انسانی که به عالی ترین مراحل شناخت که همان اتصال به آگاهی متعالی است رسید و خداوند را شعور برتر هستی و مهربانترین ناظر و حامی در لباس یک عاشق دید که جز محبت و خیر از او سر نمی زند ، دیگر نه خوفی دارد و نه حزنی و آنجاست که به مرحله بی طلبی و شادمانی جاودانه می رسد 10.

زیرنویسها :

  1. سجده 16
  2. و اذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفة قالوا و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال اني اعلم ما لا تعلمون – بقره 30
  3. انا عرضنا الامانة علي السماوات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه كان ظلوما جهولا – احزاب 72
  4. انشاناه خلقا آخر احسن الخالقين – مومنون 14
  5. و من كفر – آل عمران 97
  6. قل يا عبادي الذين – زمر 53
  7. يهدي من يشاء الي صراط مستقيم – بقره 142
  8. کل بنی آدم خطاء و خیر الخطائِين التوابین - پیامبر(ص) - سنن ابن ماجه، حديث شماره: 4251
  9. و و ان الله لمع المحسنين – عنکبوت 69
  10. فرحين بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون – آل عمران 170

 

محمد صالحي – 20/9/96

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 26 اسفند 1396  ساعت 11:57 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

آیا خداوند ، شادمانان را دوست ندارد ؟

از دیگر اعتقادات سنتی مردم که سالهاست فضایی آکنده از ناشادمانی را بر خود تحمیل کرده و آن را تبعیت از خداوند و شرط ورود به بهشت خوانده اند ، برخاسته از برداشت بسیار غلط از آیه تقطیع شده زیر می باشد :

ان الله لا يحب الفرحين – قصص 76

خدا شادمانان را دوست ندارد .

در حالی که اگر به کل آیه فوق و همچنین دو آیه بعد دقت شود ، مشخص می شود که ، فضای آیه ، در بیان گفتمانی است که بین قارون ، که سرمستانه و مفسدانه از ثروت خود می گوید و خوشحالی می کند و مردمانی که از رفتار پر از بخل و مستی از ثروت او به تنگ آمده ، شکل گرفته و به او گوشزد می کنند که ، ( از این وضعیت متکبرانه و بخل گونه خود ) خوشحال مباش که خدا اینگونه خوشحالان سرمست را دوست ندارد .

ان قارون كان من قوم موسي فبغي عليهم و آتيناه من الكنوز ما ان مفاتحه لتنوا بالعصبة اولي القوة اذ قال له قومه لا تفرح ان الله لا يحب الفرحين – قصص 76

و در ادامه آیه ، همان مردمان ، مشفقانه به او نصیحت کرده که لازم نیست همه ثروت خود را انفاق و یا رها کنی ، بلکه به اندازه نیاز دنیوی خود بردار ، اما به یاد داشته باش که سرای جاوید اینجا نیست و بخاطر آرامش خود در آنجا ، از ثروت خود ، نیکوکارانه به مردم ببخش و الا رفتار فسادآلوده ات ، مورد تایید و پذیرش خداوند نخواهد بود و آن سرای جاوید را به جهنم خود بدل خواهی کرد .

و ابتغ فيما آتاك الله الدار الآخرة و لا تنس نصيبك من الدنيا و احسن كما احسن الله اليك و لا تبغ الفساد في الارض ان الله لا يحب المفسدين – قصص 77

بنابراین چه فرض را بر این بگذاریم که اطرافیان قارون ، بر اساس فهم خود از آموزه های موسی(ع) ، به قارون چنان گفته اند و چه اینگونه باشد که خداوند ، منظور خود را به زبان قصه و در گفتمان فوق الذکر بیان کرده باشد ، از صراحت آیه فهمیده می شود ، که خداوند در حال بیان معیاری برای ناشادمانی مردمان نبوده ، بلکه از خوشحالی و سرمستی انسانهایی که از هر راهی حتی نامطلوب ، ثروتهای فراوان جمع کرده ، و بخل صفتانه زندگی می کنند و بر نیازمندان انفاق نمی کنند ، اظهار ناشادی کرده و گفته که این گونه افراد ، محبت من را از دست خواهند داد .

محمد صالحي – 20/9/96

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 19 اسفند 1396  ساعت 07:24 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

 

آیا خداوند امر به خنده کم و گریه زیاد کرده است ؟

یکی از اعتقادات سنتی مردم که سالهاست فضایی آکنده از ناشادمانی را بر خود تحمیل کرده و آن را تبعیت از خداوند و شرط ورود به بهشت خوانده اند ، برخاسته از برداشت بسیار غلط از آیه بریده شده زیر می باشد :

.... فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيرا .... 1

بايد كه اندك بخندند و فراوان بگريند .

متاسفانه ، بدون توجه به شان نزول آیات و فضای گفتمان پیامبر با مخاطبین ، که در آیات قبل و ادامه آیه بیان شده ، بخش ناقص آیه فوق را گلچین کرده و با برداشت نادرستی که به آنها القا می شود ، ذهن خدا را خوانده و معیاری برای زیست مردم می دهند .

در حالی که ، همانطور که ظاهر آیه نشان می دهد ، دستور عمومی به مردم و تعیین معیاری برای گریه و خنده های آنها نیست ، بلکه ضمیر غایب مستتر در آن ، بیانگر مخاطبانی از گروه مشخصی هستند که در آیات قبل ، توصیف آنها به تفصیل رفته و ذیلا آورده شده است :

مخاطبان آیه :

  1. مسخره کنندگان مردم فقیری که در حد استطاعت خود ، به دیگران انفاق می کنند . 2
  2. کافرانی که رفتارشان فاسقانه است . 3
  3. و آنانی که از همراهی پیامبر در جنگ و دفاع از مدینه ، سرباز زده و از این تخلف خود شادمانند . 4

و دلیل چنین برخورد مذمت گونه خداوند با آنها نیز ، در ادامه آیه فوق بیان گردیده که چنین است :

جزاء بما كانوا يكسبون 5

( و این دستور کنایه ای خداوند ) به سزاي اعمالي است كه انجام داده اند .

بنابراین ، خداوند در بیان یک معیار دینی برای رفتار عمومی مردم با عنوان " الزام به خنده کم و گریه زیاد " نبوده ، بلکه برای مذمت کردن و توبیخ کسانی است که ، پیامبر و یاران باوفای او را به سخره گرفته و از دفاع از شهر و ناموس جمعی خود ، سرباز زده و گردن فراز کرده ، خنده شادی سر داده اند .

گویی خداوند ، در حال بیان یک قاعده ای از زبان مردم است که ، اینگونه افراد اگر عاقل باشند ، می فهمند که بجای خندیدن تمسخرآمیز ، باید بر کرده خود زار زار گریه کنند .

زیرنویسها :

  1. توبه 82
  2. الذين يلمزون المطوعين من المؤمنين في الصدقات و الذين لا يجدون الا جهدهم فيسخرون منهم سخر الله منهم و لهم عذاب اليم – توبه 79
  3. استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم ذلك بانهم كفروا بالله و رسوله و الله لا يهدي القوم الفاسقين – توبه 80
  4. فرح المخلفون بمقعدهم خلاف رسول الله و كرهوا ان يجاهدوا باموالهم و انفسهم في سبيل الله و قالوا لا تنفروا في الحر قل نار جهنم اشد حرا لو كانوا يفقهون – توبه 81
  5. توبه – 82

محمد صالحي – 20/9/96

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 8 اسفند 1396  ساعت 06:50 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

من امروز ،

کجاوه ای که با سرمایه سالهای عمر تمام شده ام ساخته بودم ،

و از حسرت همان سالها پر کرده بودم ،

و همواره سوار بر آن ،

در عالم خیال ،

به سیاحت بودم را ،

شکستم . 😍

 

دیگر باره ،

چون اولین روز زندگیم ،

پای در جاده زندگی گذاشتم  .

 

نه گذشته ای برای حسرت خوردن ،

مرا آزار می داد ،

و نه آنقدر احساس خستگی عمر برباد رفته داشتم ،

که کجاوه ای نیازم گردد .

 

پروانه ای دور سرم چرخید ،

چهچه ی بلبلی غرقم کرد ،

و بوی گلی ،

مشامم را چنان پر کرد که از مستی اش ،

چونان بلبل به خواندن شدم ،

و همچون پروانه ای به رقص آمدم .

 

و اینک ،

به مستی چنان خو کرده ام ،

که گل و پروانه و بلبل ،

همه را در خود دارم .

 

دیگر نه از گذشته ،

خبری می دانم ،

 

و نه چشم بر آرزویی ،

که مستی این روزهایم را به غارت خود ببرد .

 

و همین است مرا بس ،

که پر از بودن و شادمانی شده ام .

 

محمد صالحی - ۲۹/۷/۹۶

 

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 5 اسفند 1396  ساعت 03:24 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

آیا انسان در رنج آفریده شده است ؟

در فهم عامه از آیه " لقد خلقنا الانسان فی کبد " 1 ، چنین القا شده است که ، خداوند انسان را در رنج آفریده و جز این نمی خواهد و هیچ گزیری از آن نیست ، ولی در عوض ، در صورت تحمل ، بهشت را به او خواهد داد .

حال سوال اینست که ، خدایی که ذاتش جز محبت نیست 2 و انسان را فارغ از هر آیین و نژاد دوست می دارد ، چگونه می تواند محبوب خود را به رنج بیندازد و بر رنج او نظاره گر شود ؟

آنچه که از آیات فوق و مشابه آن در سرتاسر قرآن فهمیده می شود ، غیر از این را به ما می رساند و دلیل بد فهمی سنتی ما ، فهم نادرست معنای " کبد " می باشد .

در حالیکه اگر به فرهنگ های لغت و از جمله المنجد مراجعه کنیم ، " کبد " را نه رنج دیدن ، که با مشکلات دست و پنجه نرم کردن و آن را حل کردن ، معنا کرده اند .

بنابراین همانطور که استاد بازرگان 4 در تفسیر آیه نوشته اند ، " کبد " به معنای رنج نیست ، بلکه بمعنای قبول رنج و سختی برای رسیدن به مطلوب و ارزشهای متعالی است .

 

گویی این آیه ، آیه دیگر را که در آن ، سرباز زدن موجودات مختلف از پذیرفتن امانت الهی را بیان داشته و شجاعت و جسارت انسان را در پذیرش آن به رخ کشیده است 5 ، مجددا با رویکردی دیگر ، که انسان با مطلع شدن از جایگاه بس زیبا و شادمانه جاوید الهی 6 ، حاضر به پشت سر گذاشتن سختیهای راه و مراحل مختلف سیر کمالی شده است را ، به او یادآوری و از داشتنش افتخار می کند .

و این قبول سختی های راه ، که رنجِ دست کشیدن از آسایش و لذات زودگذر دنیایی را با خود همراه می کند، نشان دهنده عزم ذاتی انسان برای متعالی شدن است ، که نتیجه این راه ، همان فرحین اهدایی خداوند است 7 . نه به معنای توجیه مشکلات و رنجهایی است که بشر ، بخاطر اشتباهات خود و یا بخاطر داوریهای منفی خود ، برای خود می آفریند .

زیرنویسها :

  1. سوره بلد 4
  2. كتب علي نفسه الرحمة – انعام 12
  3. یابن آدم انی احبک فانت ایضا احببنی - المواعظ العدديه ، الباب الثاني عشر ، الفصل الثاني ص 255
  4. تفسیر کامل قرآن با بیانی بسیار شیوا ، منطقی و آسان فهم– استاد عبدالعلی بازرگان
  5. انا عرضنا الامانة علي السماوات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه كان ظلوما جهولا – احزاب 72
  6. علم آدم الاسماء كلها – بقره 31
  7. فرحين بما آتاهم الله من فضله – آل عمران 170

محمد صالحي – 20/9/96

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در پنج شنبه 3 اسفند 1396  ساعت 08:21 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net