فشرده کردن روزه در یکماه ، هدف تربیتی تزکیه ای آن را تامین نمی کند

با نگاهی اجمالی به متن قرآن ، متوجه می شویم که هدف اولیه خداوند از ارسال رسولان ، تزکیه انسانها از آلودگیهای دنیوی و آراستنشان به کمالات معنوی بوده است :

لقد من الله علي المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم – آل عمران 164

بگونه ای که در این راستای استعلای روح و تخلق به اخلاق الهی ، هر چه بیشتر به خدمت به مردم بپردازند :

و هو الذي خلق السماوات و الارض في ستة ايام و كان عرشه علي الماء ليبلوكم ايكم احسن عملا – هود 7

از طرف دیگر ، وقتی سخن از هر عبادت به میان می آورد ، غایت معنوی آن را نیز مطرح می کند که مباد به شکل مناسکی خشک و بی روح و آزار دهنده تبدیل نشود :

اقم الصلاة ان الصلاة تنهي عن الفحشاء و المنكر – عنکبوت 45

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون – بقره 183

حال سوال اینجاست که آیا شیوه های موجود در طراحی روش اجرای عبادات ، بدون توجه به سنخ روانی انسانها و شرایط مختلف سنی و یا ایمانی آنها ، در راستای اهداف فوق بوده و منتج به آنها می شود ؟

وقتی که به شکل مناسکی نماز نگاه می کنیم ، از آنجا که 5 بار در روز تکرار می شود ، امکان کارکرد غفلت زدایی از انسان و بازدارندگی او را از بعض تخلفات ، بخوبی می توانیم مشاهده کنیم .( هر چند به نظر می رسد باید نسبت به احکام نماز صبح تجدید نظرهایی بشود)

همانطور که در صدر اسلام ، که مسلمانان هنوز به حدی از بلوغ فکری نرسیده بودند که بتوانند از مشروبات صرفنظر نمایند ، خداوند بجای تحریم آن ، با طراحی نماز بگونه ای که خود بخود مصرف آنها را کم نماید ، روش تربیتی و تزکیه ای زیر را پیاده نمود :

  1. با دستور به اینکه " وقتی که مستی ، به نماز نایست چرا که شرط نماز ، گفتن کلماتی است از روی شعور و آگاهی "

يا ايها الذين آمنوا لا تقربوا الصلاة و انتم سكاري حتي تعلموا ما تقولون – نسا 43 

  1. در روز 5 بار به نماز بایست .

و این تکرار 5 بار نماز در روز ، خود بخود باعث می شد که شخص مسلمان شرابخور ، کمتر فرصت خوردن آن را پیدا کند و بتواند با هشیاری کامل به نماز بایستد .

و خود این امر یکی از مزایای شیوه عبادت اسلامی ، نسبت به هفته ای یکبار در کلیسا حاضر شدن است ، چرا که هر چه جوامع پیشرفته تر شده و مشغله های بیشتری پیدا می کنند ، امکان غفلتهای بیشتری برایشان بوجود می آید ، و برای نجات از آن ، یادآوری و اتصال های مکرر ، بهترین نسخه درمانی آن است .

همانطور که پیامبر(ص) دچار چنین شرایطی می شدند و روزی 70 بار استغفار می کردند :

انه لیغان علی قلب و انی استغفر الله فی کل یوم سبعين مره - مستدرک الوسائل ج 5 ص 330

با توجه به این نکته مهم ، چنین به نظر می رسد که اگر هدف معنوی روزه ، ارتباط انسان با خداست بگونه ای که دایم خود را در حضور بیابد و از تخلفها شرم کند ( تقوا ) ، این هدف ، با رها کردن انسان مسلمان در 11 ماه سال و تحت فشار قرار دادن او در یکماه رمضان ، نه تنها محقق نمی شود ، بلکه منجر به یک غفلت تقریبا دایمی ( 11 ماهه ) او شده ، بگونه ای که در همان ماه رمضان هم ، سعی می کند به لطایف الحیل از زیر آن شانه خالی کند ، چرا که هیچ اثری از آن بجز سختی های ظاهری ندیده است .

و ما امروزه شاهد روند بشدت رو به رشد این معضل و فرار از روزه می باشیم ، بگونه ای که بعضی از فقها ، برای جلوگیری از لوث شدن آن بدلیل انجام ندادن روزه توسط خیل کثیری از مردم ( خاصه قشر جوان ) ، تلاش وافری کرده اند که راه های فرار از آن را چنان طراحی کنند که تقریبا همه آن روزه خواران را شامل شده و همه بنام تکلیف آن را بجا نیاورند . ( به اسم مریض و مسافر و دانشجو و حامله و شیر ده و کارگر سخت کار و ... ) .

و چنین به نظر می رسد که با ادامه این روش ، بجایی می رسیم که دیگر برای امکان روزه گرفتن ، باید ارایه شرایط کنیم ، نه شرایط نگرفتن ، گویی که اصل بر نگرفتن می شود مگر اینکه شرایطی خاص و نادر محقق شود !!!

و متاسفانه این نتیجه ی نگاه صرفا فقهی برای تعیین قالبهای مناسکی عبادات است ، بدون توجه به اهداف معنوی و اخلاقی آنها .

بر اساس تحلیل فوق ، که انسان نیازمند یک مراقبه دایمی برای بازدارندگی از افتادن در غفلتهای مکرر است ، طرح روزه یکماه ، بصورت فشرده در ماه رمضان و رها کردن 11 ماه باقیمانده ، هیچ تاثیر مثبت و مطلوبی نخواهد داشت و عملا چنین  بی تاثیری در جوامع مسلمان بوقوع پیوسته است .

بدین سبب ، لازم است که فقهای محترم ، یکبار و برای همیشه ، توجهی عمیق به اهداف تربیتی، معنوی و اخلاقی قرآن کرده و احکام خود را بی رحمانه ، از این فیلتر مهم الهی عبور داده و به طراحی شیوه های نوین دست یازند .

و چنین به نظر می آید که مرحوم استاد منتظری نیز به این امور توجه داشته اند که از کلمه " ظاهرا " در جمله زیر استفاده کرده اند :      " ظاهرا احكام عبادي از اين نوع است كه راه انحصاري براي رسيدن به هدف است، و اندكي تخلف از آن امكان رسيدن به هدف را به شدت تقليل ميدهد يا منتفي ميگرداند. اسلام دين فطرت - ص 702 تا 705 )

هر چند استفاده از کلمه " ظاهرا " ، نه فقط امکان تغییر در کمیت و نحوه اجرای احکام را تداعی می کند ، بلکه امکان تغییر درشکل آنها را نیز به ذهن متبادر می نماید . ( والله اعلم )

با توجه به مطالب فوق ، اگر به زمان نزول آیه روزه که در سال 9 هجری اتفاق افتاده ، و نیز شیوه روزه داری مسلمانان در سالهای قبل از آن که بقول استاد ترکاشوند 1 : 3 روز در هر ماه آنهم بصورت اختیار  بین گرفتن روزه ، یا اطعام فقرا بوده ، توجه کنیم ، متوجه می شویم که پیامبر اسلام به امر فوق کاملا واقف بوده و روش تربیتی خود را در طراحی احکام مختلف بکار می گرفته است و قاعدتا در سال 9 هجری نیز نمی توانسته آن را بهم بزند و شیوه فشردن روزه را در یک ماه ارایه نماید ( چرا که عقلانی نمی نماید ) .

و نکته جالب اینکه ، هدف پیامبر(ص) از همدلی و همراهی مردم در فقر زدایی نیز ، در آن 11 ماه بخوبی محقق می شود . ( همانطور که احکام و توصیه های دیگر از قبیل زکات و انفاق و کفارات و خمس و .... نیز در همین راستا بوده اند .)

و همچنین دیگر نیازی به تاویل " یطیقونه " به " لایطیقونه " نیست ، چرا که در آن 11 ماه ، حکم تخییر روزه ، مشکل مصادیق " یطیقون " را که افراد توانا بر روزه هستند را حل کرده و تعارضی با اصل روزه پیدا نمی کند که بخواهیم با انواع روشها ، روزه نگرفتن مردم را حل کرده و شرعی نشان دهیم .

و اینجاست که به نظر می رسد ، پس از پیامبر اسلام(ص) برداشت درستی از آیه فوق انجام نگرفته است ، زیرا که منظور آیه ، می تواند رعایت همان 3 روز روزه در ماه رمضان بوده باشد ، با این تفاوت که در ماه رمضان ، از تخییری ( اختیار بین روزه و اطعام فقرا ) به تعیینی ( وجوب روزه) تغییر می کند .

اگر چنین تغییری در فتاوای فقهی لحاظ شود ، نه تنها یک مراقبه دایمی به همراه عبادت نماز ، بوجود می آید و دیگر کسی را بدلیل سختی بی مورد روزه ، به دین گریزی ترغیب نمیکند ، بلکه دیگر نیازی به وضع هر روزه فتاوای فرار از روزه و کلاه شرعی های عجیب و غریب نخواهد شد .

 

نکته مهم : بر اساس نظر استاد ترکاشوند ، مدت روزه مورد نظر در آیه فوق ( 183 بقره ) ، به قرینه " ایاما معدودات " در آیه 203 بقره ، 3 روز می باشد که مطابق با تعداد روزه در ماه های دیگر بوده و نمی توان گفت که این تعداد بر اساس دو آیه بعد از خودش ( 185 بقره ) و بر اساس عبارت " شهر رمضان " منسوخ شده و به یک ماه افزایش یافته است ، چرا که بدلیل همزمانی و یکسان بودن شرایط نزول این آیات ، هیچ منطق عقلی نمی تواند نسخ را بپذیرد ، و تنها تفاوت در واجب کردن تعینی روزه بدلیل حرمت نزول قرآن در ماه رمضان است ، و این وجوب با حذف " یطیقونه فدیه .." در ادامه آیه 185 ، تصریح شده است .

محمد صالحي – 31/2/97

https://t.me/beshnofekrkon/1188

http://mahsan.rasekhoonblog.com

  1. https://telegram.me/baznegari/308

مطالب مرتبط :

آیا شیوه اجتهادی فقهای اسلام منطبق بر شیوه خداوند است ؟

https://t.me/beshnofekrkon/992

آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟

https://t.me/beshnofekrkon/391

من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدید نظرهایی بشود – استاد شبستری

https://t.me/beshnofekrkon/776

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 14 خرداد 1397  ساعت 01:57 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net