این بدن  سرانجام  با مرگ متلاشی می شود....

 

قبل از آنکه متلاشی شود،عشق را به آن هدیه دهید.

 

هر چیز دیگری که کسب کنید،گرفته خواهد شد.

 

قبل از گرفتن ، چرا آن را قسمت نمی کنید؟...

 

این تنها راه صاحب شدن آن است.

 

اگر بتوانید قسمت کنید و آنگاه واگذار نمایید،

در این صورت استادید.

 

بالاخره روزی از شما گرفته خواهد شد.

 

چیزی برای ابد نزد شما باقی نمی ماند.

مرگ همه چیز را نابود میکند.

 

پس اگر درست از من اطاعت کنید نزاع فقط بین مرگ وعشق در میگیرد .

 

واگر بتوانید رها شوید ، مرگ وجود نخواهد داشت.

 

چون پیش از اینکه از شما گرفته شود، خود قبلا آن را واگذار کرده اید.

 

آن را هدیه نموده آید، پس مرگی وجود ندارد.

 

@oshoi

#اشو

#شهامت

 

@eshghonava

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 29 آبان 1396  ساعت 12:40 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

چرايي ارسال پيامبران(ع) -1

از ديرباز اين سوال مطرح بوده كه پيامبران براي چه آمده اند ؟

  1. آيا براي برپايي يك نظام سياسي جديد با قوانيني جديد جهت ايجاد يك منظومه حقوقي، خانوادگي ، اقتصادي و حكومتي اختصاصي نوبنياد بوده است ؟
  2. و يا براي سوق مردم به سمت يك جامعه اي ايماني اخلاقي و پوياي مبتني بر توحيد بوده است ؟

در صورت پذيرش نظر اول ، همه تلاشهاي دين مداران از عصر نزول تا امروز ، كشف قوانين مستتر در دعوت پيامبر براي اثبات و تثبيت آنها در هر زمان و زمينه اي خواهد شد ، بدون آنكه حتي نيم نگاهي به عقلانيت جامعه داشته باشند و يا به مغايرتهاي اخلاقي آنها بيانديشند و يا مظالمي كه از ناحيه آنها به فرد و جامعه و حتي اصل دعوت پيامبر وارد مي شود ، را مورد توجه قرار دهند .

در اين نگاه كه فقه متولي آن مي شود ، هر تحقيق و يا سخني با عنايت به محوريت احكام ( چه موجود در عصر نزول و چه استخراج شده از ذهن فقها بر مبناي معيارهاي خود تعريفي آنها ) پيش مي رود و احكام است كه موضوعيت پيدا مي كنند .

اما در صورت پذيرش نظر دوم ، همه تلاش دين مداران بر اين متمركز مي شود كه قالب كلي دعوت پيامبر ، كه توحيد ، معنويت و اخلاق است را از لابلاي آيات قرآن و سيره او استخراج و پرورش داده و با توجه به ابزارهاي علمي و فرهنگي زمانه به جامعه تزريق كنند و سرگشتگي بشر را در بين سوالها و اضطرابات دروني خود در اين دنياي صنعتي مادي كه آرامش دروني او را با چالشي جدي مواجه كرده ، از بين برده و معناي جديدي از جاودانگي و عشق به او القا كنند .

در اين نگاه ، هيچ حكمي موضوعيت نداشته و بلكه هر تلاشي در تحقيق و بررسي متون و سيره ، با عنايت به محوريت " اهداف عالي ايمان و اخلاق " به بار مي نشيند و تبعا هر حكمي ( چه قديمي و چه جديد ) تنها در حد طريقيت رسيدن به آن اهداف ارزش پيدا مي كنند و هر زماني كه در مواجهه با عقلانيت و اخلاق و عدالت زمانه ، نتوانند نقش خود را ايفا كنند ، بدون هيچگونه شك و يا ابهام و يا ترسي ، جاي خود را به قوانين جديد مي دهند .

از آنجا كه جامعه بشري ، در قرون گذشته به بلوغ انديشه و عقلانيت كافي نرسيده بود ، جايي براي سخن گفتن از دين و نوع نگاهي كه مي توان به آن داشت نبوده است ( غير از استثنائاتي كه معمولا منجر به حذف صاحبان آنها مي شده است . ) .

اما در اين چند دهه اخير ، كه عقلانيت و انديشه ، از ويژگيهاي برجسته بشري شده است ، قالبهاي فكري گذشته ، كه اديان مختلف ابراهيمي و غير ابراهيمي از نمادهاي خاص آنهاست ، بشدت مورد ترديد و نقد جدي قرار گرفته است .

و در اين آزمون عقلانيت و اخلاق ، نگاه اول به دين ، كه نگاه احكام محور بوده است ، به بن بست عجيبي برخورد كرده و عليرغم دست و پازدنهاي مختلف ، حتي با پوشيدن لباس مدرنيته به آن ( با اصطلاحات جديد حقوقي و اقتصادي و سياسي و .. ) نه تنها به جايي نرسيده است ، بلكه بيشتر به گريزان كردن نسل نو جامعه از حتي اصل دين منجر شده است .

و ليكن از آنجا كه انسان موجودي دو بعدي بوده ، كه بعد معنويت و روحانيت اوست كه در صورت هدايت درست آن ، به زندگي او معنا مي بخشد و مي تواند به اضطرابهايش پايان دهد ، دين هرگز قابل حذف از زندگي و يا حتي انديشه او نبوده است .

در اينجا بود كه دين مداران اين چند دهه ، بعنوان نو انديشان ديني ، وارد عرصه شده و نگاه دوم به دين ، كه مبتني بر ايمان و اخلاق ميباشد را زنده كرده و بر آن پاي مي فشارند و روز بروز جاي خود را در بين نسل نو انديش ، بيشتر باز كرده است .

ادامه دارد :

چرايي ارسال پيامبران - 2

محمد صالحي – 5/8/95

hhttp://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 27 آبان 1396  ساعت 07:37 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

گاه گاهی بود و تنهایی و من 

و زمانی که دلم پر سرگردانی بود .

 

نه کسی بود تا دلم را پناه دهد

و نه من آن کس که پشت هر دری زنگی به صدا در آورم .

 

تنها بودم و در تنهایی خود سرگردان

نه آن دور دستها پیدا بود که امید به آن بندم ،

و نه اینجا که بودم جایی برای ماندن داشت .

 

آسمان ابری بود و هوا طوفانی ،

و بیابانی خشک که جز وحشت از ماندن و رفتن با خود نداشت .

 

مانده بودم ، شاید کسی بیاید و در پناهم گیرد .

اما گویی روزگار ، بازی جز آن بلد نبود !

که مرا هر لحظه غمی دیگر بیفزاید  .

 

زمان می گذشت و مرا پیرتر می کرد ،

و روانم هر چه بیشتر رنجورتر می نمود .

 

سالها بود که فهمیده بودم ،

از ماندن مرا سودی حاصل نمی شود ،

اما اراده رفتن هم در من مرده بود .

 

تا اینکه در اتفاقی خاص ، چشمم بر گذشته ام افتاد !

همیشه همینجا بودم ،

و همین بودن و تنهایی و ترس !

 

از آن گذشته ی پر از پوچی و تنهایی ترسیدم ،

آنسان که به یکباره رو بسوی آن دور دستی که نمی دانستم کجاست ،

و شاید تنهاییم را پر می کرد ،

گریختم .

 

و هنوز هم در حال دویدن

که مباد هیولای گذشته مرا دریابد و درخود گیرد .

 

تو بگو تا کجا باید بدوم ؟

و کدامین دوردست است که مرا غم می زداید و از ترس تنهایی می رهاند ؟

 

و اصلا ،

آیا چنین اندیشه ، باطل نیست ؟

که از گذشته ی دیگر نبوده ، هراسان بگریزیم !

و به دوردست هرگز نیامده ، امید ببندیم که دلخوش گردیم !؟

 

دوباره غمم گرفت و سکونم داد !

نه پشت سر ، مرا سرمایه بود ، که چون غروبی بیش به چشمم نمی آمد !

و نه رویم بسوی طلوع مهری ، که به شرق بینم .

 

در همان قرار قبل که بودم ، درافتادم .

اما اینک ، سرگردان بی خبر نبودم  !

نه در هراس بودم ، نه در گریز .

به لحظه های مانده عمر ، به تنها داشته خود ،

دلخوش کردم و طرحی دگر بیانداختم .

خوش داشتم و خوش گشتم و باعشق ، دلشاد به آنچه بودم و می توانم بود .

 

محمد صالحی - ۲۴/۷/۹۶

https://telegram.me/naghmehsokout

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 24 آبان 1396  ساعت 02:09 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

نگاه جامعه به جايگاه زن بر مبناي نظام سنتي ، او را به كالايي صرف تبديل كرده است !

خواهشمند است مطلب زير را بدون نگاه جنسيتي مطالعه فرماييد :

جامعه امروز ما با معضل بسیار بررگی به نام طلاق عاطفی مواجه شده است .

چرا ؟                      

یک دلیل مهم :

پس از انقلاب ، زن از جایگاه حداقلی حضور در خانه با وظایف همسری و مادری ، به جایگاه حداکثری جدیدی در جامعه منتقل شد ، ولی برای تطابق واقعی زن و مرد در این تغییر جایگاه زن ، هیچ ساز و کاری طراحی نشد .

بجز آن که همان قوانین سنتی قبلي را با عاریتی جدید از غرب ، ابزاري كردند برای نگه داری این جایگاه جدید .

و روز به روز کمبود زن در زندگی مشهودتر شد بي هيچ ساز و كار حقوقي ، روانشناسي و جامعه شناسي .

.............................

در اين شرايط جديد :

 وظایف همسری و مادری ، نوعا نوکری تلقی شده .

پول به عناوين مختلف مهريه ، نفقه ، مزد كار در منزل و ... معياري بي بديل در تصميم گيريها گرديده است .

زن با توانایی مالی كه بدليل كار در بيرون ، پيدا كرده و چون وظیفه مشارکت هزینه ای در زندگی ندارد ، منزل جدا و امکانات جدا و مسافرت های جدا ، تهیه می کند و البته از مرد هم دایم مطالبه بدهی هایش .

قانون عاریتي از غرب هم كه نصف اموال مرد را متعلق به زن می داند بدون توجه به آن قسمت قضيه كه زن در غرب شريك هزينه و سود زندگيست ، زندگي را يكسويه به سمت ماديات سوق داده است .

حال سوال اينجاست كه :

آیا در اين زندگي دیگر جایی برای حب و محبوب و یگانگی و نورچشم و دلچسبی میماند ؟

مگر آنکه بياييم و نگاه جديدي به زن كرده و ساختار جديدي با مسئوليتهاي مربوطه طراحي كنيم و ان اينكه زن را از نفقه خور بودن به شریک مرد در زندگی تغییر جایگاه دهيم و ..... و او بجای رقابت بر سر تصاحب جایگاه مرد ، به عنوان یک شریک در همه امور مدیریت و هزینه و  درآمد و .... به جایگاه خود نگاه کند .

در اينجا مختصرا ويژگيهاي دو نگاه سنتي و نگاه پيشنهادي ارائه مي شود :

  1. جایگاه زن در نظام سنتي : زن کالایی بیش نیست !!!! ( نگاه فقهي به زن )
  • ، او را به کالایي مادی تبديل كرده است که خود را در معرض فروش می گذارد ؟
  • ، او را به یک محتاج تبديل كرده که باید کسی حمایت مالیش را بکند ؟
  • مالكيت بر درآمدش ؛ بدون مشارکت در هزینه های زندگی ، چه مفهومی جز غیر از جمع کردن مال و ثروت برای روزهای جدایی دارد ؟
  • وقتی همواره برای هر کار در خانه ، میتواند مطالبه مزد بکنه ، آیا غیر از یک مزد بگیر ، تداعی می شود ؟
  • وقتی قرار است نیمی از درآمد مرد مال او باشد ، آیا غیر از کسی است که برای تصاحب مال مرد لحظه شماری میکند؟ ( قانون عاريتي از غرب )

 

و همه اينها یعنی :

مرد ، زنی را میخرد که :

  • خرج او را بدهد .
  • مزد کارهای اورا بدهد .
  • ماشین و لباس و مسکن و ... برایش تهیه کند .
  • از درآمدش حرفی نرند .
  • نیمی از دارایی اش را هم بدهد .

که چه بدست آورد ؟

وقتی پول تنها واسطه این زندگیست ، دیگر زندگی چه مفهومی دارد ؟

زنی آمده تا بر شانه های مرد بایستد و به خواسته های مادی خود برسد .

آیا چنین مردی احمق نیست که ازدواج می کند ؟

 

  1. نظام پيشنهادي : زن شریک مرد ( برداشتي اخلاقي از قرآن )

1- زن و مرد ارزش ذاتی یکسان دارند .

انا خلقناکم من ذکر و انثی – قرآن كريم ، حجرات ، آيه 13

2- زن و مرد ، وسیله همپوشانی یکدیگرند . ( بنابر این دارای شان خانوادگي ، احتماعی و حرمت یکسانی هستند . )

هن لباس لکم و انتم لباس لهن - قرآن كريم ، بقره ، آيه 187

3- زن و مرد در حقوق اجتماعی ، مانند دیه ، ارث ، قضاوت ، حق طلاق و .... مساویند .

انا کرمنا بنی آدم – قرآن كريم ، اسرا ، آيه 70

بنابراين :

  1. در این حوزه اخلاق و مبحث تساوی زن و مرد ، باید به همه نتایجش كه ذيلا آمده پایبند بود :
  • تغییر جایگاه زن از کالای قابل معامله ، به شریک و همراه مرد
  • گذر از ابزارهای کالایی و معامله ای ، مانند قباله ، مزد کار در خانه ، نفقه و ...
  • ورود به حوزه شراکت و پایبندی به اصول آن مانند :

 مشارکت در هزینه ها ، مشارکت در تصمیمات ، مشارکت در وظایف ، مشارکت در مدیریت ( نه همراهی صرف ) ، مشارکت در غم و شادی یکدیگر ، مشارکت در سود و زیان ، مشارکت در سرمایه گذاریها و  درآمدها و ......

و تبعا :

  1. زن ومرد بعنوان دو شریک در شکل دهی زندگی مشارکت مي کنند ، دیگر کسی همه کاره نیست .
  2. غم و شادی ، سود و زیان ، لذت و ناراحتی ، عناوین مشترک زندگیست .
  3. بنابر این ، نفقه و قباله و ... دیگر عناوین به تاریخ پیوسته خواهند شد .
  4. هر چه دارند ، وسط میگذارند تا شراکت خود را متعالی تر کنند .
  5. نبود هر کدام ، دیگری را آزار می دهد .
  6. رضایت دیگری ، رونق مشارکتشان خواهد بود .
  7. تصمیمات و منافع فردی ، بی معنا خواهد شد .

نتیجه :

آن وقت است که صحبت از :

عشق و محبت و وفاداری ، معنا پیدا می کند .

دیگر کسی خریدار نبوده که حق فسخ و طلاق هم داشته باشد .

دیگر کسی کارفرما نیست که مزد بدهد یا ندهد .

 

هر چه هست :

همسانی و همراهی و عشق است و بس .

 

و نتیجه نهایی این نوع زندگی :

آرامش است و لذت و تعالی

خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها و جعل بينکم مودة و رحمة  . قرآن كريم ، روم ، 21

 

تذكر 1: زناني كه شاغل نيستند ، به تبع آورده خود در نظام مشاركتي خانواده ، از قبيل همسري ، مادري ، نظم زندگي ، تزريق آسايش و لطافت زنانگي به زندگي و .... و نهايتا آرامش خانواده كه منجر به پيشرفتهاي مادي و معنوي مي شود ، شريك مرد در زندگي شده و از همان مزاياي شراكت برخوردار خواهند شد .

تذكر 2 : براي عملياتي كردن پيشنهاد فوق بايد كميته اي تخصصي شامل كارشناساني از حوزه هاي جامعه شناسي ، روانشناسي و حقوق تشكيل و راهكارهاي لازم ارائه گردد .

 

15/10/93

محمد صالحی

http://telegram.me/andishe_zendegi/

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 22 آبان 1396  ساعت 09:55 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

اُشو ما چطور می توانیم پدر یا مادر خوبی باشیم ؟

 

به عقیده ی من سرگذشت خود را با فرزندانتان در میان بگذارید. به آنها بگویید که توسط پدر و مادرتان شرطی شده اید. در محدوده یی معین و بر طبق آرمانهایی معین زندگی کرده اید و بخاطر همین قید و بندها کاملا زندگی را از دست داده اید و دلتان نمیخواهد زندگی فرزندانتان را تباه کنید.

 

پدر و مادر به دل و جرات و عشق فراوانی نیاز دارند که به فرزندانشان بگویند تو احتیاج داری از بند ما آزاد باشی. از ما پیروی نکن بر هوش خودت تکیه کن.

حتی اگر گمراه شوی بهتر از آن است که برده باشی و همیشه درست بمانی.

بهتر است خودت مرتکب اشتباه شوی و از آن اشتباهات درس بگیری، تا اینکه پا جای پای دیگری بگذاری و اشتباه نکنی.

چرا که آن موقع هرگز چیزی جز اطاعت و دنباله روی یاد نمی گیری و این سم است سم خالص.

 

به فرزندانت عشق بورز و از آزادی آنها لذت ببر.

بگذار مرتکب اشتباه شوند. کمک کن دریابند که کجا مرتکب اشتباه شده اند. به آنها بگو مرتکب اشتباه شدن گناه نیست چون از این راه چیزهای زیادی میاموزید. اما دوباره مرتکب همان اشتباه نشوید چون اینکار از شما یک احمق میسازد.

باید به فرزندان کمک کرد به بدنشان، به نیازهایشان گوش بدهند. مراقب باشید که توی چاه نیفتند. عملکرد انضباط و سخت گیری منفی است.

بنابر این به آنها دستور ندهید که نروند بلکه برایشان توضیح دهید.

به آنها اطاعت و فرمانبرداری را القا نکنید، بگذارید به اختیار خودشان انتخاب کنند. به شکلی ساده کل موقعیت را برایشان توضیح دهید.

 

بچه ها بسیار حرف شنوی دارند؛ اگر با آنها محترمانه برخورد کنید آماده ی شنیدن حرفهای شما هستند؛ آماده اند تا شما را درک کنند. بعد آنها را با درک خودشان تنها بگذارید.

و این مسئله چند سال اول است آنها بزودی عادت میکنند که از هوش خودشان کمک بگیرند.

دیگر هیچ احتیاجی به محافظت و مراقبت شما نیست.

آنها بزودی می توانند با دست خود گلیمشان را از آب بیرون بکشند.

 

#اشو

#کودک_نوین

@eshghonava

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در جمعه 19 آبان 1396  ساعت 02:37 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

#چرا_ما_زندگی_نمیکنیم ؟

 

⭕️ ما آدمها به جای آنکه #زندگی کنیم و باشیم فقط در حال #جمع_کردن و " داشتن " هستیم.

 

ما به پدیده ها به چشم #مایملک نگاه می کنیم و به آنها چنگ می زنیم تا پیش خودمان نگه داریمشان.

 

ما به جای آنکه دنبال #دانستن باشیم ، دنبال جمع کردن #اطلاعات هستیم.

 

به جای آنکه از #پول لذت ببریم، دنبال #ذخیره کردن برای آینده هستیم.

 

 به جای آنکه به بچه هایمان #فرصت حضور و زندگی کردن بدهیم، سعی می کنیم مثل یک #دارایی آنها را داشته باشیم، تا آنطور که ما می خواهیم #زندگی کنند و به آنچه ما #باور داریم، ایمان بیاورند  ....

 

به جای آنکه از #لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم ، سعی می کنیم با #عکس_گرفتن، آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم و... شاید یک #نتیجه این تمایل ما به داشتن و نگه داشتن، این باشد که مرتب دنبال #ثبات می گردیم.

 

 می خواهیم همه چیز را به #بهترین_حالت آن حفظ کنیم.

 

دوست داریم همیشه #جوان بمانیم و سالم.

 

دوست داریم #وسایلی که به ما مربوط است ، نو و #سالم باقی بمانند  ...

 

 در همه اینها ما دنبال " #ثبات" و " #قرار" هستیم ، و از این بابت متحمل #اضطراب و رنج می شویم .

 

اگر #جرات داشته باشیم این #قانون را بپذیریم که دنیا #بی_ثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به #آرامش بزرگی می رسیم.

 

" همه چیز گذرا و #فانی است ، فقط #اوست که می ماند "

 

 و چون #مولانا این قانون را از #شمس آموخته بود، به یک #شادی و آرامش عمیق رسیده بود.

 

 ما برای آنکه " #قرار" را حفظ کنیم ، بی  قرار می شویم.

 

یکی از نتایج #ملاقات_شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها #اصل_ثابت جهان، بی ثباتی است.

 

فقط #بی_ثباتی است که ثبات دارد و ما مدام در حال #نقض این مهم ترین قانون جهان هستیم  .

 

#مدام می خواهیم قرار و ثبات را حفظ کنیم در حالی که اصل جهان بر بی ثباتی و تغییر است.

 

#از_همین_لحظه_ها_لذت_ببر.

 

#اریک_فروم

 

🍁 https://telegram.me/eshghonava



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 17 آبان 1396  ساعت 09:45 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

استاد ملکیان: شخصیت پرستی بت پرستی است!

 

اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحداً لا اله الا الله هم سبحانه عما یشرکون» (توبه / 31) قرآن می‌فرماید که یهود و نصاری عالِمان دین خود را می‌پرستیدند، پس می‌شود روحانیت‌پرستی کرد. روحانیت‌پرستی هم یک نوع بت‌پرستی است. هر چیزی را می‌شود پرستید.

 

و اتفاقاً در ذیل همین آیه «اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباٌ من دون الله» صحابی‌ای از امام باقر(ع) یا امام صادق(ع) می‌پرسد که آیا واقعاً علمای یهود و نصاری به مردمشان می‌گفتند ما را بپرستید؟ آن وقت حضرت قَسَم می‌خوردند و می‌گویند «لا والله»‌به خدا قسم اینگونه نبوده است. علمای آنها به ایشان نمی‌گفتند ما را بپرستید و اگر هم می‌گفتند، آنها قبول نمی‌کردند که عالمان دینشان را بپرستند؛ آن وقت صحابی می‌پرسد پس منظور چیست؟ قرآن دارد می‌گوید که علمای خودشان را می‌پرستیدند!

 

آن وقت حضرت در جواب می‌گویند، این که قرآن می‌گوید علمای خودشان را به جای خدا یا علاوه بر خدا می‌پرستیدند، معنایش این است که رفتاری با علمایشان می‌کردند که فقط باید با خدا این رفتار را می‌کردند. بعد توضیح می‌دهند و می‌گویند فقط خداست که باید بدون پرس و سوال سخنش را شنید و پذیرفت. اینها با علمای خودشان همین رفتار را می‌کردند، بدون اینکه بپرسند آخر دلیلتان چیست؟ می‌گویند چون عالِم دین این را گفته است، باید آن را پذیرفت. نباید با عالِم دینی همان رفتاری را که با خدا می‌کنید، داشته باشید، چرا که فقط خداست که «لا یُسئلُ عَما یَفعَلُ» فقط خداست که مورد سوال قرار نمی‌گیرد، اگر با امر یا فرد دیگری همین رفتار را داشتی، شما او را پرستیده‌ای.

 

همه‌‌مان جنگل درون خود را پر از خدایان دروغین کرده‌ایم؛ شخصیت‌پرستی، خداپرستی نیست، بلکه بُت‌پرستی است و متاسفانه این شخصیت‌پرستی در زندگی ما وجود دارد و به عالِمان دینی هم اختصاص ندارد، شما اگر استاد خودتان را هم بپرستید، فرقی نمی‌کند، ما از پرستش منع شده ایم، نه از پرستش خاص، ما از هر پرستشی منع شده‌ام، ما باید فقط یک پرستنده و معبود داشته باشیم، البته اگر متدین هستیم.

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 16 آبان 1396  ساعت 06:19 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

#عشق ،

#برای_هم بودنست ،

نه #مال_هم شدن .

 

که #برای_هم بودن ،

#بخشش را هدیه مان می کند .

 

ولی #مال_هم شدن ،

به #اسارت می انجامد .

 

لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون - آل عمران ۹۲

 

به #شادکامی_حقیقی نمی رسیم ،

مگر آنکه از #دوست_داشته هامان به دیگری #ببخشیم .

 

و این‌ یعنی #لبریزگی_عشق .😍

 

محمد صالحی - ۲۳/۴/۹۶

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در پنج شنبه 11 آبان 1396  ساعت 02:41 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

پاسخ به نقد دوم خانم محمد زاده

پس از پاسخ ما (  http://telegram.me/beshnofekrkon/1002 ) به مدعای خانم محمد زاده ، ایشان مجددا پاسخی نوشته و بر مدعای خود مبنی بر عدم صحت پیشنهادهای سه گانه امام حسین تاکید کردند . (  https://t.me/baznegari/201 )

در اینجا به اختصار مطالب قبلی آورده می شود :

  • پیشنهاد مذاکره مستقیم با یزید در راستای پیشنهاد ترک مخاصمه ، عاقلانه می نماید .
  • یزید نسبت به اوایل حکومت خود که بی تجربه بود و برای تحکیم قدرت خود دستور حذف مخالفین را در صورت عدم بیعت داد ، در این مدت 6 ماهه ، با توجه به اتفاقاتی که افتاد (مخالفت نظامی عبداله زبیر در مکه ، پیدایش جریان سیاسی – نظامی کوفیان علیه حکومت و هم چنین افشاگریهای امام و فرار از مدینه و مکه برای عدم بیعت ، او را هشیارتر کرده بود که تا می تواند کمتر به ایجاد جریانهای نظامی مخالف دامن بزند .
  • با توجه به بند فوق ، امام در تحلیلهای هوشمندانه خود به این نتیجه رسیده بود که در صورت مذاکره با یزید ، او اقدام به اخذ بیعت اجباری و کشتن امام نمی کند و قطعا امام بسوی مرگ ذلیلانه در اسارت نمی رود .

 

اما توضیحات و مستندات اضافی :

 

  1. هر دوی ما در این ادعا که امام قصد بیعت با یزید نداشت متفقیم ، فقط ایشان معتقدند که امام روز 8 محرم نه تنها پیشنهاد رفتن نزد یزید نداده ، بلکه هیچ پیشنهادی نبوده است ولی ما معتقدیم که امام بدلیل انتخاب مشی جلوگیری از برخورد نظامی ، حداقل در 5 مرحله ، انصراف خود را از ادامه راه اعلام و درخواست اجازه برای ترک منطقه را نمودند .

 

  1. اما ادعای دوم ما : از دلایل مهم هشیارتر شدن یزید این است که :

 

 

  1. با آن که در اول حکومت جز اخذ بیعت از مخالفینو یا قتل را نمی پذیرد ( هر چند در طبری سخن از کشتن نیست ج 7 ص 2905) ولی در جریان مواجهه با اسرا ، نه تنها بیعت را مطرح نکرد بلکه آنها را با احترام و در حفاظت 500 ?سرباز به مدینه برگرداند . ( طبری ج 7 ص 3574 )
  2. معمولا در عرف دیپلماتیک ، حاکم ، شدیدترین اقدامات بر علیه سران مخالفین را به والیان خود می سپارد تا در صورت لزوم ، حتی عکس آنها عمل کرده و همه چیز را گردن آنها بیندازد . ( خود مبرا کردن یزید از حادثه کربلا - الطبری ج 3 ص 337 )
  3. پس از رسیدن سرهای هانی و مسلم به شام ، یزید طی نامه ای به ابن زیاد ضمن دستور مراقب حسین بودن ، او را از جنگ ابتدایی بازداشت .ترجمه اخبار الطوال ص 290
  4. حتی بعض یاران امام هم اطمینان داشتند که یزید با امام برخورد حذفی نمی کند . ( سخن زهیر در عاشورا - ابن اثیر ج5 ص 374 )
  1. ایشان میگویند که امام را تحت الحفظ می بردند بنابراین فرصت افشاگری نمی یافت ، ولی سخن اینجاست که امام 4 ماه در مکه افشاگری کرده بودند ، جریان عدم بیعت او در کوفه و بصره و ... پیچیده بود و قطعا موقع رفتن به شام برای مذاکره ، حتی تحت الحفظ ، بدون خانواده نمی رفتند و این امر باعث سوال برانگیز شدن موضوع برای شامیان شده و پیامدهایی که از ورود اسرا بوجود آمد ، اینجا نیز متصور است .

 

  1. ایشان می فرماید امام حتی پیشنهاد مذاکره هم نداده است .

سوال من اینست که آیا نوشته اکثر مورخین مبنی بر درخواست چندین بار مذاکره با عمر سعد در روز 8 محرم را می پذیرند ؟ ( طبری ج7 ص 3008 ) مگر چه امر مهمی بوده است که به تکرار درخواست مذاکره می کنند ؟

جز آنکه به وخامت اوضاع واقف شده و می دانند که شرایط بوی مرگ می دهد .

قطعا دلیل اصلی ، هدایت عمر سعد نبوده چون یکبار دعوت او به پیوستن به امام و نپذیرفتنش کافی بود که امام پی به بی نتیجه بودن آن برده باشند .

و اگر بگوییم برا ی مجاب کردن عمر سعد مبنی بر اجازه بازگشت بوده است ، این سوال پیش می آید که چرا امام از عدم پذیرش درخواستش در مواجهه با حر و سپس با نماینده عمر سعد روز سوم و حتی در اولین جلسه در روز 8 با خود عمر سعد نفهمیدند که تکرار آن بیفایده است و عمر سعد از خود اختیار ندارد .

مگر آنکه بگوییم ، امام این را می دانسته و بلکه خواسته تا او را مجاب کند که از مقام مافوق خود بخواهد که با پیشنهاد ترک مخاصمه امام موافقت کند .

نکته مهمی که اینجا مطرح است اینست که امام قبلا چند بار درخواست بی نتیجه بازگشت داده بود ، پس الان بدنبال راه حل جدیدتری بود که احتمال زنده ماندن در آن بمراتب بیشتر بود . ( راه حل صلح جویانه تر )

و آن اینکه اگر از رها کردن من می ترسید ، من حاضر به مذاکره هستم ولی نه با ابن زیاد که قبلا خباثت خود را در قتل هانی و مسلم ، علیرغم امان دادن نشان داده بود (طبری ج 7 ص 3025 ) ، بلکه با خود یزید .

 

بهر حال امامی که 2 بار در مواجهه با حر ( طبری ج 7 2991 ) ، یکبار به فرستاده عمر سعد در روز 3 ( طبری ج 7 ص 3004 ) و حتی در روز عاشورا ( طبری ج 7 ص 3022 ) درخواست بازگشت می کند و حتی اجازه شروع جنگ را به کسی نمی دهد ( طبری ج 7 ص 3001 و ص 3022 ) ، آیا در روز 8 محرم که از هر طرف بوی مرگ می آید ( حتی با بستن آب – طبری ج 7 ص 3006) ، در آن مذاکرات چند نوبتههیچ پیشنهادی نبوده و یا تکرار همان پیشنهادهای قبلی بوده است ؟

 

 

و آیا اصلا درخواست مذاکره با عمر سعد و طرح پیشنهادهای قبلی و جدید ، کار غیرعاقلانه ای بوده است ؟  ( حتی برای 20 روز ( فاصله زمانی تا شام ) از معرکه کربلا خارج شدن که آرزوی قلبی امام بود (هَيْهاتَ لَوتُرِكَ اْلقَطا لَنامَ – الطبری ج 5 ص 420 و منتهی الامال)  و احتمال هر فرجی بعد از آن ؟ )

 

و اگر گفته شود که چون امام از درخواستهای قبلیش نتیجه ای نگرفته بود ، لذا دلیلی بر تکرار مجدد نبود ، جواب اینست که چرا امام حداقل دوبار دیگر در روز عاشورا ، درخواست ترک مخاصمه را تکرار فرمود در حالیکه شرایط بسیار مایوس کننده تر و کشنده تر شده بود ؟

 

 

محمد صالحی – 6/8/96

  •  


 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 10 آبان 1396  ساعت 08:21 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

امام حسین پیشنهاد بیعت با یزید نداده است

در بعض کتب از جمله ارشاد شیخ مفید ، به ملاقاتهای امام حسین(ع) با عمر سعد در روز 8 محرم در کربلا اشاره شده و البته آنچه که از آن ملاقاتها به ما رسیده سه پیشنهادی است که عمر سعد در نامه اش به ابن زیاد از زبان امام حسین نوشته است .

در پیشنهاد سوم ، بیعت امام با یزید در شام مطرح شده است ( ارشاد، ج2، ص87) .

اخیرا در نوشته دوست و محقق عزیز جناب ترکاشوند نیز این مطلب ذکر شده و البته با نقل طبری که صراحت به بیعت ندارد (عزیمت به شام و مذاکره با شخص یزید، و پذیرش آنچه از آن گفتگو بیرون آید - طبری ج ۷ ص ۲۹۷۴ ترجمه پاینده – راز تحوّل حُرّ  https://t.me/baznegari/181 )

ولی دوستانی بر ایشان خرده گرفته که چرا پیشنهاد بیعت را امری صحیح پنداشته است (پیشنهادهای سه‌گانه واقعیت ندارد https://t.me/baznegari/197 )

در این مجال بدلایل زیر ، به چند نکته اساسی اشاره شده و پذیرفته می شود که پیشنهاد رفتن امام نرد یزید امر محتمل و عاقلانه ای می نماید ، هر چند بیعت نه از آن استنباط می شود و نه در سیره امام چنین بوده و نه شرایط سیاسی آن موقع ، اقتضای نیاز به چنین پیشنهادی می کرده است .

  1. نقل به مضمون نه نقل به لفظ

همگان اذعان دارند که احادیث پیامبر(ص) و روایات تاریخی ، پس از یک دوره حداقل 100 ساله به دست مورخین و یا محدثین رسیده و لذا همه آنها در حافظه مردم بوده و منقولاتی بیش نبوده اند .

و قطعا در این انتقال ، مضامین مورد توجه ناقل بوده و چه بسا بدلیل کثرت منقولات و یا گذشت زمان ، خود الفاظ اولیه فراموش شده و یا حتی بدلیل حب یا بغض زیاد ، در مضامین نیز دخل و تصرفی شده است .

لذا ، محور قرار دادن الفاظ یک روایت ( حدیثی یا تاریخی ) برای بحث و استنباط قطعی ، کاریست ناصحیح . و طبیعتا ، بحث حول الفاظ پیشنهادات امام ، محققانه نمی نماید .

بدین منظور ، لازم است از شواهد و قراین موجود به کنکاش و استنباط درست رسید .

  1. هدف امام در مشی سیاسی اش ، پالایش اندیشه دینی مردم و اخلاق اجتماعی بود . ( نه بعنوان دستور از بالا توسط خداوند ، بلکه فهم دینی و منش سیاسی او چنین اقتضا می کرد. )

https://t.me/beshnofekrkon/971

لذا امام در دوره شش ماهه آخر عمر ( در حکومت یزید ) به هیچوجه تصمیم و یا مشی سیاسی جدیدی اتخاذ نکردند .

  1. در مشی فوق ، دوری از بیعت ( حتی با معاویه در زمان امام حسن ( کامل بن اثير، ج 3، ص 405 - موسوعة کلمات امام حسين، ص 200 ) ) یکی از برجسته ترین تصمیمات امام بود .
  2. با توجه به آنکه امام پیگیری اهداف اصلاحی خود را از مهمترین وظایف خود می دانستند لذا در هر شرایطی از مواجهه مستقیم نظامی که منجر به آسیب جدی و کشته شدن خود و خانواده اش بشود پرهیز می کردند .
  3. لذا اعلام 5 مرحله مبنی بر انصراف از ادامه حرکت بسمت کوفه ( دو بار در برخورد با حر قبل از کوفه – دوبار در روزهای سوم و هشتم محرم و نیز در سخرانی روز عاشورا - الطبری ج 5 ص 425 ) که امر مسلمی بین همه محققین است ، پیشنهاد رفتن نزد یزید را نیز قابل پذیرش می کند .
  4. وقتی امام به منطقه کربلا وارد شده و 8 روز از آن گذشته است ، می داند که اخبار آن و دلیل امام بر مخالفت با سیاستهای حکومت و هدف اصلاحی او ، به اکثر نقاط خلافت رسیده است ، بنابراین :

امام عمده وظیفه افشاگری از تخلفات سیاسی حکومت و بدعتهای دینی آن را به ثمر رسانده بود .

و از طرف دیگر می دانست که یزید بدو دلیل زیر دست به کشتن او نمی زند  :

  • پخته تر شدن او نسبت به اوایل حکومتش که دانسته است که سخت گیریهای سیاسی باعث از دست رفتن آرامش کشور شده و احتمال مخالفتهای نظامی را بالا می برد .
  • جلوگیری از خراب شدن وجهه خود حتی نزد شامیان که اطلاع چندانی از خاندان رسالت نداشته و دین خود را مرهون خاندان اموی بودند .  ( سخنان یزید با امام سجاد - طبری ج 7 ص 3574 ترجمه پاینده )

 

با توجه به این دو امر :

یزید یا از امام درخواست بیعت نمی کرد و صرفا بر یک توافق مصالحه ای که امام دست به مخالفت علنی منجر به آشوب نزند ، متوقف می شد .

و یا اگر امام مخالفت می کرد ، برخورد حذفی با او نمی کرد .

همانگونه که بدلیل انتشار خبرهای مربوط به اسرا که از خاندان رسالتند و .. با آنها برخورد خوش کرد و به بیعتشان نخواند و .. .( طبری ج 7 ص 3574 ترجمه پاینده )

 

با این اوصاف امام می دانست که مذاکره مستقیم با یزید ، به همان دلایل بالا ، می تواند جان او و همراهانش را نجات داده و او می تواند به فعالیتهای اصلاحی خود ادامه دهد لذا پیشنهاد سوم مبنی بر رفتن به شام و مذاکره مستقیم با یزید امری محتمل و عاقلانه است که با مشی سیاسی امام نیز مغایرتی ندارد .

 

محمد صالحی – 2/8/96

https://t.me/beshnofekrkon/971

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 6 آبان 1396  ساعت 01:57 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب
 

نظرات فقهي مرحوم قابل

1-  بجاي خمس اصطلاحي ، انفاق و زکات واجب است و کسی که فردی برخوردار است از باب « وجوب انفاق » باید یک پنجم مازاد را بپردازد . و مالیات های دولتی می تواند با ادای زکات جایگزین شود .

2-  کسی برخوردار ناميده ميشود که در آمدی مازاد بر هزینه هاي ازدواج ، تحصيل ، شغل و مسكن خود و فرزندانش  دارد ( در حد متعارف و متوسط جامعه ای که در آن زندگی می کند ) . ضمنا سرمایه ی لازم برای کار و شغلی که در پیش می گیرد تا هزینه ی زندگی خود و افراد تحت تکفل خود را به صورت مستمر تأمین کند نيز جزو هزينه محاسبه مي شود .

3-  بهره گرفتن از حیوانات حلال گوشتی که غیر مسلمان آن را برای عرضه به بازار محصولات خوراکی، ذبح کرده است مجاز است .

4-  اهل کتاب طاهرند ، بلکه هر انسانی طاهر است . انسان نجس وجود ندارد .

5-  ازدواج با پیروان شرایع الهی و هر انسانی که حق طلب و ملتزم به مبانی عقلانی و منطقی است جایز است .

6-  ازدواج موقت دخترانی که به بلوغ رسیده اند و دارای رشد فکری هستند با شرط عدم انجام عمل زناشویی ، حتی بدون اذن پدر جایز است . البته گرفتن اجازه از پدر یا مادر مستحب است.

7-  در ازدواج موقت ، صرف توافق دو طرف و رضایت آنان و تعیین محدوده ی زمانی آن (که با رضایت یکدیگر قابل تمدید است) کفایت می کند و احتیاجی به گفتار یا رفتار خاص دیگر (مثل آنچه در ازدواج دائم وجود دارد) نیست.

8-  در ازدواج موقت ، اگر زناشویی با وسایل پیشگیری انجام شود و یا اساسا به هر گونه ای که علم به عدم حاملگی حاصل شود ، لزوم مراعات عده از زن ساقط می شود و می تواند بلافاصله با مرد دیگری ازدواج کند .

9-  نجاسات به موارد آلوده کننده کاهش یافته و مطهرات نیز ، به تبع آن تغییر می کند .

10-  برای تطهیر مخرج بول لازم نیست حتما با آب شسته شود . اگر با شکل دیگری ( مانند دستمال کاغذی ) هم عین نجاست ازاله شود، کفایت می کند و با آن می توان نماز خواند .

11-  مشروبات الکلی ، علی رغم حرمت نوشیدن آنها نجس نیستند .

12-  زنان برای قضاوت ، افتاء ، مدیریت جامعه و امامت نماز مجاز هستند .

13-  لازم است مناسبات دیه زن و مرد با توجه به نقش متفاوت اقتصادی آنها در عصر حاضر نسبت به عصر نزول ، تغییر کند .

14-  جدایی از همسر برای زن ،که با عنوان « خلع » شناخته می شود حق اوست و با مراجعه ی وی به قاضی و تأکید بر تصمیم به جدایی ، نهایی می شود و قاضی ملزم به تأیید جدایی آنان است. (پس از بازگرداندن مقدار موجودی مهریه ای که گرفته )

15-  پوشش بدن برای زن واجب بوده ، ولي پوشش سر و گردن مستحب شرعي است  .

16-  اگر منجمین به شکل دقیق علمی حلول ماه را خبر دادند در همه جای دنیا موظفیم به نظر آنها عمل کنیم.

17-  مربی و مربیه نسبت به کودکانی که از روزها یا ماههای آغازین زندگی تحت تربیت یا کفالت قرار می گیرند و در صورت کفالت اصطلاحا به فرزند خواندگی گرفته می شوند و مادر یا پدر خوانده کودک شمرده می شوند محرم است .

18-  برخی حیوانات که در فقه شیعه حرام دانسته شده است مثل خرگوش ، حلال است .

19-  وضو ( یا غسل ) با لاک ناخن برای بانوان جایز است .

20-  ملاک تشخیص حرام اصوات از حلال آنها ، زشتی یا بی آلایشی آن است . در این مقیاس ، عقلاً زن یا مرد بودن افراد مطرح نیست .

کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها – مرحوم آيه الله قابل

محمد صالحی – 13/1/ 92

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در پنج شنبه 4 آبان 1396  ساعت 12:52 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

🍁🍁سیری در مبانی فقهی مرحوم احمد قابل  🍁🍁

       " بمناسبت پنجمين سالروز پرواز به ميهماني حضرت عشق "

❤️تولد : 9 مهر ماه 1337 -   💔 فوت : 1 آبان ماه 1391

تحصیلات حوزوی : اجتهاد از سال 1377 با حكم مرحوم آيه الله منتظري

🍁الف ) اصول و مبانی سه گانه فقهی مرحوم قابل

ایشان در تحقیقات اجتهادی خود به شریعت عقلانی می رسد . نکته عقلانیت ، در میان روشنفکران دینی ، سابقه داشته اما وجه ممیزه قابل ، نسبت به دیگران این است که او خوانش دین را و مشخصا خوانش فقه را از منظر عقلانی می نگرد .

کتاب او در این زمینه ، شریعت عقلانی بوده که در 12 بخش و 37 قسمت نگاشته اینترنتی شده است . او در این کتاب ، به سه اصل اساسی زیر که دو اصل دوم و سوم آن ، انحصاری برجسته خود اوست اتکا داشته و فتاوای خود را با نگاه تسامح و تساهل به دین ، ارائه کرده است . 1

❤️اصل اول : عقل ،حجت اصلی و اولی است و شرع ، حجت فرعی و ثانوی ؛ لذا شرع تنها در منطقة الفراغ عقل ، حق اظهار نظر دارد :

•  💐عقل، حجت مستقل باطنی است که خداوند برای بشر قرار داده است و « پیامبران الهی » و شرایع آنان ، حجت ظاهری‌اند و تنها در منطقة الفراغ عقل ، حق اظهار نظر دارند و در سایر موارد ، موظف به تأیید و تأکید حکم عقل می‌باشند . بنا بر این ، عقل ،حجت اصلی و اولی است و شرع ، حجت فرعی و ثانوی.  ( شریعت عقلانی ، 6 ، بخش 5 )

• 💐 منطقةالفراغ عقل جایی است که عقل مشترک بشری، نسبت به گزینه‌های موجود یا محتمل، هیچگونه گرایش یگانه و مستقل مثبت یا منفی الزامی ندارد و طبیعتا نسبت به آنها «بی تفاوت» است. ( شریعت عقلانی ، 9 ، بخش 24 )

• 💐 باتوجه به سکوت عقل در چند و چون مسائل عبادی ( نماز ، روزه و حج ) ، یعنی عدم اظهار نظر قطعی عقل ، در نفی یا اثبات راهکارهای پیشنهادی شرع ، حضور نسبتا مستقل و غیرقابل انکار شریعت را در این حوزه نمی‌توان انکار کرد .  ( شریعت عقلانی ، 9 ، بخش 24 )

•  💐در حوزه‌ی مسائل غیرعبادی ، رویکردهای شرعی با معیارهای موردنظر عقلای زمان نزول وحی یا زمان حضور اولیاءخدا، هماهنگی داشته و مبتنی بر « مدارا با عقلانیت بشر در هر زمان » بوده ولی اگر با عقلانیت مشترک بشر امروز سازگار نباشد و برخلاف رویکرد آنان ارزیابی شود و قدرت استدلال کافی برای قانع کردن عقلاء رانداشته باشد، لزوما باید تغییر کند . در این صورت، معلوم می‌شود که حکم شریعت محمدی در آن موارد، ثابت نبوده و موارد مورد نظر، از احکام متغیر شریعت بوده است . ( شریعت عقلانی ، 9 ، بخش 24 )

❤️اصل دوم : اصل اصاله الاباحه عقلیه است ، یعنی اصل جواز و اباحه است ( در مقابل اصالة الحظر عقلی . )

• 💐 نتیجه‌ی عملی مبنای اصالة الإباحة العقلیة این است که بهره‌گیری از همه‌ی مواهب طبیعت و توان آدمی ، به حکم عقل مجاز است و جز با دلایل اطمینان‌آور ، نمی‌توان آدمی را از چیزی محروم کرد . ( شریعت عقلانی ، 5 ، بخش 4)

•  💐از نظر قرآن ، تمامی پیروان شرایع الهی ، حقیقتا مسلمان شمرده می شوند ، هرچند نام خود را « یهودی ، زرتشتی ، صابئی ، بودایی ، مسیحی ، یا چیز دیگری » بگذارند . ( شریعت عقلانی ،12، بخش 37 ، بند 14)

• 💐 اساس دین یگانه ی خدای یکتا ، که تمامی پیروان شرایع ؛ نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد ، به آن فرا خوانده و می خوانند ، چیزی جز ؛ « ایمان به خدا ، ایمان به آخرت ( پندار نیک ) و عمل صالح ( گفتار و کردار نیک ) » نبوده و نیست . ( شریعت عقلانی ،12، بخش 37 ، بند 13)

• 💐 به همین خاطر است که بین " دین و شریعت " باید تفکیک کرد ، هرچند در برخی متون ، با تسامح ، از عنوان « دین » به جای « شریعت » بهره گرفته شده است . ( شریعت عقلانی ،12، بخش 37 ، بند 14)

❤️اصل سوم : اصل مداراست . مدارای فقها با عقلانیت بشر در هر زمان .

•💐  یکی از مسائل شریعت محمدی(ص) که اساس آن در فقه شیعه بسیار محکم و رایج است ، بحث « تقیه » ( به عنوان نوعی مدارا ) است . ( شریعت عقلانی ،7، بخش 14)

•💐  تقیه‌ی مداراتی تا وقتی که جامعه‌ی بشری ، زمیه‌ی پذیرش احکام شرعی را پیدا نکند ، ادامه می‌یابد و هر گاه و به هر نسبت که امکان پذیرش آنها پیدا شود ، طرح و به کار بستن آنها مجاز خواهد بود. ( شریعت عقلانی ،7، بخش 14)

•💐 رویکردهای اصیل تمامی یا اکثر این شرایع ، توحیدی است و اعتقاد به عالم دیگر در آن آشکار است.

* 💐اگر در آیین بودا سخنی از خدا نیامده است ، درست به این خاطر بوده که مردم آن سرزمین ، از کثرت خدایان، نسبت به لفظ و مفهوم خدا اشباع شده بودند و مشکل اصلی آنان اعتقاد به خدا نبود بلکه مشکل اصلی ، کمبود شدید معنویت در روابط انسان با همنوعان و مجموعه‌ی هستی بود . ( شریعت عقلانی ،6، بخش 8)

1-  مجاهدت های علمی احمد قابل ، استاد دکتر محسن کدیور
منبع : كتاب شريعت عقلاني مرحوم استاد قابل

محمد صالحی – 13/1/ 92

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 1 آبان 1396  ساعت 09:25 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :2
  •    
  • 1  
  • 2  
Powered By Rasekhoon.net