جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 3

8- 🍁 اعتقاد به رعایت حقوق مردم در حرکت خود

•  هر چند امام معتقد بودند که برای اصلاح یک جامعه ، کاراترین روش ، گرفتن حکومت می باشد ولی از آنجا که آن را نه از حقوق الهی خود ، که از حقوق مردم می دانستند ، پس از دریافت نامه های متععد کوفیان ، نامه ای به آنها نوشتند تا از اراده قطعی آنها مطمین شوند :

" اينك ... شخص مورد اعتماد از خانواده خود را به سوى شما گسيل داشتم و به او دستور دادم كه مرا از وضعيت ..و راى شما مطلع گرداند ، پس اگر براى من بنويسد كه ، نظر بزرگان ... شما بر همان چيزى استقرار يافته كه فرستادگان شما به اطلاع من رساندند و در نامه هايتان خواندم ، به سرعت‏ به سوى شما خواهم آمد ان شاءالله ."  13

•  و با رسیدن پاسخ مسلم كه :

             نیروهای مردمی کوفه با شما هستند ، پس با رسیدن نامه من با تعجیل ، به کوفه حرکت کنید . 14

امام بسوی آنها حرکت کرده و آنگاه بود که سخن از عدم لیاقت یزید و لیاقت خود در امر ولایت بر مردم ، به زبان راندند :

" شما آگاهيد كه اين قوم ـ بني اميه ـ پيروي از شيطان را برگزيدند و از اطاعت خدا روي برتافتند ، فساد و تباهي را آشكار و حدود الهي را تعطيل نمودند و فيي ء را به تصرف خود درآوردند ، حرام خدا را حلال و حلالش را حرام نمودند و حال آنكه من به اين امر ـ سرپرستي و حكومت بر مردم و جانشيني پيامبر (ص) ـ سزاوارترم ؛ به دليل جايگاهم نسبت به رسول خدا ."  15

9-  🍁خروج  ناگهانی از مکه جهت حفظ حرمت خانه خدا

بعد از گذشت 125 روز در مکه ، وقتی خبر طرح ترور خود در مراسم حج در موقع احرام را شنیدند ، در حالیکه دو روز به عید قربان مانده بود ، از ادامه حج منصرف شده و بسرعت از آنجا خارج شدند ، که مبادا دشمن با استفاده از حرمت حمل سلاح در مراسم احرام ، نسبت به تعرض و قتل ایشان اقدام کرده و حرمت خانه خدا را بشکند و در جواب بعض دوستان  علت خروج خود را چنین می فرمایند :

" اى اباهرم ! بنى اميه با فحاشى و ناسزا گويى احترام مرا درهم شكستند ، من راه صبر و شكيبايى را در پيش ‍ گرفتم . و ثروتم را از دستم ربودند ، باز هم شكيبايى كردم ولى چون خواستند خونم را بريزند ناچار به فرار شدم ."  16

10-   🍁پرداخت کرایه شتران مسیر کوفه

امام در مسیر کوفه با کاروانی یمنی روبرو شده که چند شتر از آنها برای حمل بارها و اصحاب کرایه کرده و پیشنهاد کرد تا هر کجا که او را همراهی کنند کرایه آنها محفوظ است و داده خواهد شد که تعدادی قبول کرده و با امام همراه شدند . 17

زيرنويسها : 👎👎

13-  " و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " - الطبری ج 5 ص 353 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2935 )

14-  " عجل الاقبال حین یاتیک کتابی فان الناس کلهم معک  " - الطبری ج 5 ص 375 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982 )

15-  فقد علمتم انّ رسول اللّه ـ (ص) ـ قد قال في حياته : من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله و قد علمتم ان هؤلاء القوم قد لزموا طاعة الشيطان و تولّوا عن طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا بالفيي ء و اَحَلّوا حرام اللّه و حرموا حلاله و انّي احق بهذا الامر لقرابتي من رسول اللّه ـ (ص ) ـ "  الفتوح ، ج 5 ، ص 91

16-  يا اَباهِرهٍ! اِنَّ بَنِى اُمَيَّةَ شَتَمُوا عِرْضِى فَصَبَرْتُ وَاَخَذُوا مالى فَصَبَرْتُ وَ طَلَبُوا دَمِى فَهَربْتُ ... -  مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 226.  لهوف ، ص 62 - ابن اعثم ص 873

17-  فلقي عيرا قد أقبلت من اليمن، فاستأجر من أهلها جمالا لرحله وأصحابه، وقال لأصحابها: " من أحب أن ينطلق معنا إلى العراق وفيناه كراءه وأحسنا صحبته، ومن أحب أن يفارقنا في بعض الطريق أعطيناه كراء على قدر ما قطع من الطريق " فمضى معه قوم وامتنع آخرون. الارشاد ج 2 ص 68

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی

قسمت اول :
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 1

ادامه دارد :

جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 4



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 28 مهر 1395  ساعت 05:29 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 2

4- 🍁عدم توسل به دروغ جهت فرار از دستور بیعت

وقتی امام با دستور ولید مبنی بر الزام یزید به اخذ بیعت مواجه می شوند ، علیرغم تصمیم به عدم بیعت ، برای رهاسازی خود از آن شرایط سخت ، به هیچ دروغی متوسل نشده ، بلکه می فرمایند :

" اینکه گفتی بیعت کنم ، کسی همانند من به نهانی بیعت نمی کند ، گمان ندارم به بیعت نهانی من بسنده کنی و باید آنرا میان مردم علنی کنیم . "

و ولید پذیرفت که تا فردا به تاخیر افتد . 9

5- 🍁 شفاف سازی هدف خود بعنوان اصلاحات نه شورش

امام قبل از خروج از مدینه ، وصیتنامه ای نوشته و به برادر خود محمد حنفیه می دهد که ضمن خنثی سازی احتمال ترور ایشان توسط حکومت به بهانه خارجی بودن ، هدف انسانی اخلاقی خود را چنین می فرمایند :

" حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم ." 10

6- 🍁 مشورت با یاران و خود داری از خود رایی

•  وقتی اما قصد خروج خود را از مدینه با محمد حنفیه مطرح کرد ، محمد فرمود :

به مکه‌ برو ، اگر امنیت‌ یافتی‌ چه‌ بهتر و گرنه‌ به‌ کوه¬ها و شهرهای‌ مختلف‌ مسافرت‌ کن‌ ...
 امام‌ فرمود:
" ای‌ برادر ، به‌ حق‌ خیرخواهی‌ و دلسوزی‌ کردی‌ ، امیدوارم‌ نظر تو استوار و با موفقیت‌ همراه‌ باشد. "

•  پس از شنیدن خبر شهادت مسلم و هانی در نزدیکیهای کوفه ، جلسه مشورتی با یاران همراه خود تشکیل داده و وقتی ، نظر اکثریت آنها به ادامه حرکت بود ، به آن عمل کردند . 11

7-  🍁بردن خانواده جهت حفظ حرمت آنها

از آنجا که امام احتمال این را می دادند که در صورت خروج از مدینه بدون خانواده ، امکان تعرض حکومت به خانواده ایشان ، برای تحت فشار قرار دادن و تسلیم او وجود دارد ، خانواده را با خود همراه کرده تا ضمن تقویت دلیل عدم شورشی بودن خود ، بتواند از کیان و حرمت خانواده خود نیز دفاع کند . 12

زيرنويسها : 👎👎

8-  أما مَا سألتني من البيعة فإن مثلي لا يعطي بيعته سرا، وَلا أراك تجتزئ بِهَا مني سرا دون أن نظهرها عَلَى رءوس الناس علانية، قَالَ: أجل  - الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )

9-  و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابى‏طالب . - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188 -  بحارالانوار ، ج‏44، ص‏329.

10-  فإني ذاهب يَا أخي، قَالَ: فانزل مكة فإن اطمأنت بك الدار فسبيل ذَلِكَ، وإن نبت بك لحقت بالرمال، وشعف الجبال، وخرجت من بلد إِلَى بلد حَتَّى تنظر إِلَى مَا يصير أمر الناس، وتعرف عند ذلك الرأي، فإنك اصوب ما تكون رأيا وأحزمه عملا حين تستقبل الأمور استقبالا، وَلا تكون الأمور عَلَيْك أبدا أشكل منها حين تستدبرها استدبارا،
قَالَ:یا أخي، قَدْ نصحت فأشفقت، فأرجو أن يكون رأيك سديدا موفقا . الطبری ج 5 ص 398 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2986 )

11-  کتاب شهید جاوید مرحوم صالحی ص 406

12-  " و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " - الطبری ج 5 ص 353 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2935 )

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی

http://mahsan.rasekhoonblog.com
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 1

ادامه دارد :

جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 3



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 28 مهر 1395  ساعت 07:20 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

ليوانهاي ما پر است

 

انسان بايد وجود خود را كاملا خالي كند.

 

 تنها در اين صورت است كه فضايي در وجودش ايجاد مي شود تا خداوند در او فرود آيد.

 

 ما چنان از چيزهاي زايد و دور ريختني ها انباشته هستيم كه اگر خدا بخواهد بر ما نازل شود در وجود ما جايي خالي براي فرود آمدن نخواهد يافت.

 

 ليوانهاي ما پر است.

 

حتي براي يك قطره كوچك نيز جايي نيست.

 

 بايد ليوانهايمان را كاملا خالي كنيم.

 

 همين كه وجودت را خالي كني و چيزي را در درون خود نبيني ، ناگهان همه چيز نوراني مي شود.

 

 هزاران گل در وجودت شكوفا مي شوند.

 

 سرشار از رايحه هاي دل انگيز و نغمه هاي دلنشين مي شوي.

 

نغمه اي كه هرگز نشنيده اي ، رايحه اي كه متعلق به زمين نيست.

 

 اينگونه تو رها مي شوي.

 

 رها از زندگي، رها از مرگ، رها از خود زمان.

 

بخشي از جريان ابدي هستي مي شوي.

 

 اما براي اينكه  #خدا_هست شود تو بايد كاملا  #نيست_شوي.

 

#اﺷﻮ

لا اله الا الله

همه چیز را و حتی خودت را رها کن ، که جز او چیزی نیست .

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 27 مهر 1395  ساعت 01:44 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 1

مقدمه :

•  پیامبر(ص) هدف عملی بعثت خود را دعوت به اخلاق و تمامیت بخشی مکارم اخلاقی در تار و پود جامعه انسانی معرفی کردند :

" انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " 1

•  و خود در اتصاف به آنها ، در عالی ترین سظوح اخلاقی قرار گرفتند :

" و انك لعلي خلق عظيم " 2

•  و بعنوان یک الگوی عملی ، نمونه ای شدند برای امکان فعلیت بخشی به دعوت اخلاقی خود :

" لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة " 3

•  و در سیر تاریخی دعوت خود ، عترت خود را بعنوان الگوهای گرانسنگ خود به بشریت تشنه اخلاق معرفی کردند :

" انى قد خلفت فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا : كتاب الله و عترتى اهل بيتى " 4

•  و در آن بین ، یکی از آنها ، امام حسین(ع) بوده که در توصیف خود چنین می فرمایند :

 " لكم فِيَّ اسوة " 5

آنچه که در بررسی نهضت امام (ع) ، در تواریخ و کتب مختلف مشاهده می شود ، همه گونه ویژگیهای عبودیت و سیاست و عقلانیت امام برجسته شده ولی اصلی ترین شاخصه ایشان که او را به الگویی تمام عیار در اخلاق انسانی بدل کرده است ، فقط در لابلای متون و آنهم فرع حرکت ایشان ، دیده می شود .

در این مجال به بخشی از تصمیمات و رفتارهای امام و تربيت شدگانش ، در مدت امامت ایشان پرداخته می شود ، باشد که چهره اخلاقی ایشان که همان هدف بعثت پیامبر(ص) در الگو سازی بوده است را بهتر بشناسیم :

1-🍁  پایبندی اخلاقی به قرارداد صلح برادرش با معاویه

با رحلت امام حسن(ع) ، کوفیان در نامه ای به امام(ع) ، ضمن بی اهمیت خواندن قرارداد مصالحه ، از ایشان خواستند که معاهده را بشکند و به پشتیبانی آنها ، با حکومت معاویه به مقابله برخیزد ، ولی امام(ع) ضمن حمایت از تصمیم برادر خود ، محترمانه به درخواست آنها جواب منفی می دهد :

       " اميدوارم كه برادرم در آنچه كرد خداوندش موفق مى‏داشت ، اما من امروز چنين انديشه‏اى ندارم ، خدايتان رحمت فرمايد .... " 6

2- 🍁 وفای به قول برای رفتن به کاخ ولید ( حاکم مدینه )

ولید پس از فوت معاویه و دستور یزید مبنی بر اخذ بیعت از امام و عبدالله بن زبیر ، پیکی پیش آنها فرستاد که به دار العماره بیایید ، با شما کاری دارم .

آنها به او گفتند :

" برو هم اکنون می آییم ." 7

و امام پس از آن با رعایت موارد تامینی ، به دار العماره رفتند . ( در حالیکه عبداله بن زبیر از مدینه بسوی مكه فرار کرد . )

3-  🍁رعایت ادب عرفی پس از شنیدن فوت معاویه

وقتی امام وارد دار العماره شدند و خبر فوت معاویه را از زبان ولید شنیدند فرمودند :

" انا لله و انا الیه راجعون ، خدا معاویه را رحمت کند و ترا پاداشی بزرگ دهد ." 8

زیرنویسها :  👎👎

1-  مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١
2-  قلم 4
3-  احزاب 21
4-  تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 – ترجمه تاریخ یعقوبی ج1 ص 500 به بعد
5-  تاريخ الطبري، ج 5، ص 403 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 ) - الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.

6-  " اما اخى فارجو ان يكون الله وفقه و سدده فيما ياتى و اما انا فليس راى اليوم ذاك فالصقوا رحمكم الله بالارض و اكمنوا فى البيوت و احترسوا من الظنة مادام معاوية حيا فان يحدث الله به حدثا و انا حى كتبت اليكم برايى‏ " .  ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص‏203 ترجمه ص 269

7-  فَقَالَ: أجيبا، الأمير يدعوكما، فقال لَهُ: انصرف، الآن نأتيه . الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )

8-  فَقَالَ حُسَيْن: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ! و رحم اللَّه مُعَاوِيَة، و عظم لك الأجر! - همان

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی

http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 2



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 27 مهر 1395  ساعت 08:50 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

اگر دو چیز را یاد بگیریم ، هیچگاه کسی باعث آزار دیگری نخواهد شد :

 

۱- دنیا محل رقابت هیچ کس با دیگری نیست ، بلکه جاده ایست برای عبور ، که همه باید بسلامت از آن بگذرند . ۱

 

رقابت کردن ، یعنی خود را نسبت به دیگری ترجیح دادن و اگر همه اینگونه فکر کنند ، دنیا نه جاده عبور ، که محلی برای جنگ بر سر باطلی بنام حق من و او خواهد شد .

 

۲- ما برای قضاوت کردن کسی، اینجا نیامده ایم

 

 که قضاوت ، زشت ترین کاریست ، که هر کس خودش را برتر از دیگران می داند و این همان فرعونیتی است که در لباس خدا بر تن ، بجان یکدیگر می افتیم .

 

و بقول حافظ عزیز :

 

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 

۱- امام علی(ع):

الدنیا دار ممر لا دار مقر

 

۲- قرآن کریم :

ان الینا ایابهم ثم ان علینا حسابهم

 

محمد صالحی - ۱۸/۶/۹۵

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 26 مهر 1395  ساعت 07:41 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مداراي امام علي(ع) با مخالفين و پذيرش راي آنها

 

یکی از دیدگاه‌های مرحوم صالحی نجف آبادی در مسائل اجتماعی، عنایت او به «تحمل مخالف» در سیره امیرالمومنین علی(ع) است. او در این‌باره بحثی دارد که خلاصه آن چنین است:

 

در سیره حضرت علی(ع) موارد بسیاری دیده می‌شود که کسانی در عقیده دینی یا سیاسی یا فقهی با امام(ع) مخالف بودند ؛ ولی امام آنان را تحمل می‌کرد و به خاطر داشتن عقیده مخالف ، آنان را مورد بی‌مهری قرار نمی‌داد ؛ از جمله :

  1. نپذيرفتن نظر امام در مورد جنگ با معاويه توسط خواجه ربيع

امیرالمومنین(ع) پس از مشورت با اصحابش تصمیم گرفت با معاویه بجنگد و به نمایندگان خود در سایر کشور نوشت ، آماده حرکت برای جبهه جنگ با معاویه شوند.

اما دو گروه در صحت جنگ امام(ع) با معاویه تردید کردند و گفتند چون ما در صحت این حرکت شک داریم پیشنهاد می‌کنیم ما را به جبهه دیگری غیر از آنچه نظرتان است، اعزام بدارید.

امیرالمومنین(ع) نه تنها از پیشنهاد آنان ناراحت نشد بلکه فرمود:

«مرحبا و اهلا هذا هو الفقه فی الدین و العلم بالسنه من لم یرض بهذا فهو خائن جبار (جائر)؛

چنین پیشنهادی همان فقه در دین و علم به سنت است و هرکس بدان راضی نباشد خائن و زورگو است.» (شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، ج3، ص186)

 این دو دسته ، از اصحاب عبدالله بن مسعود بودند که در میان آنها دو چهره سرشناس دیده می‌شدند؛ یکی ابوعبیده سلمانی و دیگری ربیع خنین زاهد معروف که به خواجه ربیع شهرت دارد.

از این متن تاریخی چند مطلب استنباط می‌شود :

  • الف- حضرت‌علی(ع) مردم را در اظهارنظر برخلاف نظر خود آزاد گذاشت و نظر مخالف را تحمل کرد؛ بی‌آن که صاحب‌ نظر مخالف را متهم به انحراف از اسلام نماید.
  • ب- در تشخیص موضوع ،‌ امام(ع) نظر خود مردم را ملاک عمل آنان قرار داد؛ نه نظر خویش را.
  • ج- امام(ع) در تشخیص حق و باطل نظر خود را بر مردم تحمیل نکرد.
  • د- افرادی که در صحت تشخیص امام تردید کردند؛ از طرف آن حضرت متهم به انحراف نشدند، بلکه امام(ع) همین تردید و کنجکاوی را به عنوان فقه در دین و علم به سنت تلقی فرمود و آنان را آزاد گذاشت تا خود فکر کنند و صحیح را از ناصحیح تشخیص دهند.

 

  1. مخالفت با نظر امام در مورد جنگ با معاويه

هنگامی که حضرت علی(ع) در کوفه مسأله جنگ با معاویه را به مشورت گذاشت و بزرگان یاران امام(ع) از قبیل مالک‌اشتر و قیس بن سعد و هاشم بن عقبه و همفکرانشان جنگیدن با معاویه را پیشنهاد کردند.

گروهی از قبیله غطفان و بنی‌تمیم به مجلس امام(ع) وارد شدند و عبدالله‌بن معتم‌عبسی و حنظله بن‌ربیع تمیمی به نمایندگی آنان سخن گفتند و مخالف نظر امام(ع) سخن گفتند و افراد دیگری از آن گروه‌ هم همانند آنها سخن گفتند.

آنگاه مالک بن حبیب از همفکران امام(ع) گفت: یا امیرالمؤمنین من شنیده‌ام که این حنظله با معاویه مکاتبه دارد، او را به ما تسلیم کن که زندانش کنیم تا این جنگ تمام شود و شما از جبهه برگردید.

 و نیز دو نفر از قبیله عبدالله بن معتم برخاستند و گفتند: یا امیرالمؤمنین! ما شنیده‌ایم این سخنگوی ما با معاویه مکاتبه دارد ؛ پس یا خود شما او را زندانی کنید یا او را به ما تسلیم کنید که زندانش کنیم تا این جنگ تمام شود و شما از جبهه برگردید .

آنگاه حنظله و عبدالله بن معتم به آنان گفتند: این است پاداش کسی که برای شما خیرخواهی کند و رأی خود را درباره آنچه بین شما و دشمنان می‌گذرد خالصانه اظهار کند؟!

در اینجا حضرت علی(ع) به حنظله و عبدالله فرمود :

«الله بینی و بینکم و الیه اکلکم و به استظهر علیکم اذهبوا حیث شئتم؛

خداوند میان ما و شما حاکم است و کار شما را به او واگذار می‌کنم و از او علیه شما کمک می‌طلبم ، شما آزادید هر کجا می‌خواهید بروید.» (شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی الحدید،ج3، صص 175 و 176).

این دو نفر بعداً با دو گروه گریختند و به معاویه ملحق شدند؛ ولی با دو گروه خود ، از معرکه جنگ دور شدند و در جنگ صفین شرکت نکردند.

از این مطلب کوتاه تاریخ چند مطلب استفاده می‌شود :

  • الف- عده زیادی از شهروندانی که زیر سایه حکومت علی(ع) زندگی می‌کردند، با کمال آ‌زادی در محیطی که خود امام و بزرگان اصحابش همه می‌گویند : باید با معاویه بجنگیم ، نظر خود را برخلاف امام و بزرگان اصحابش اظهار می‌کنند و بدون هیچگونه ترس و وحشتی می‌گویند:

فعلاً صلاح نیست با معاویه بجنگیم و باید با وی مکاتبه کنیم، چون نمی‌دانیم پیروزی با چه کسی خواهد بود و امام(ع) این رأی مخالف را تحمل می‌کند و صاحبان نظر مخالف را مؤاخذه نمی‌کند و این مخالفان با کمال آزادی در فضای حکومت آن حضرت تنفس می‌کنند.

 

  • ب- با آن که کسانی در جلسه عمومی به امام گفتند: ما شنیده‌ایم حنظله و عبدالله با معاویه مکاتبه می‌کنند و پیشنهاد زندان کردن آن دو را مطرح کردند ، امیرالمؤمنین آنان را زندانی نکرد و حتی مورد بازجویی هم قرار نداد و به اصل برائت عمل کرد.

 

  • ج- با این که مسأله جاسوسی خیلی مهم و حساس است و به حیات کل امت مربوط می‌شود و اگر مکاتبه آن دو نفر با معاویه واقعیت داشت ، می‌توانست ضربه سختی به امت اسلامی و جبهه حق بزند؛ در عین حال آن حضرت به محض متهم بودن آن دو از آنان سلب آزادی نکرد.

از اینجا معلوم می‌شود آزادی فرد و احترام به حقوق انسان ، در نظر امام آن قدر مهم است که به محض صرف دو گزارش به نام «مصلحت امت»، امام(ع) اقدامی علیه آن دو روا نمی‌دارد.

در اینجا طبعاً سؤالی پیش می‌آید که آیا مصلحت امت بر مصلحت افراد مقدم نیست؟

و آیا بهتر نبود چند نفر از سران این گروه که سرانجام به سوی معاویه رفتند- اگر چه در جنگ شرکت نکردند- ، بازداشت می‌شدند و برای حفظ کیان حکومت امام برای مدتی از چند نفر سلب آزادی می‌شد و بالأخره آیا بهتر نبود که آزادی چند نفر فدای مصلحت امت شود؟

در جواب این سؤال باید گفت: معلوم است که مصلحت امت بر مصلحت فرد مقدم است؛ ولی باید این مطلب بررسی شود که آ‌یا بازداشت یک عده از کسانی که در یک مسأله نظامی سیاسی برخلاف نظر رجال حکومت نظر داده‌اند و دو نفر از سران آنان متهم به رابطه داشتن با دشمن شده‌اند، در نهایت به زیان امت نخواهد بود؟

 باید ببینیم بازداشت یک عده از این افراد چه سودی دارد و چه زیانی؟

سودی که از این بازداشت تصور می‌شود، جلوگیری از اقدام احتمالی این عده بر ضد نظام حاکم است و زیانی که در بردارد؛ یکی سلب آزادی از افرادی که جرمی برای آنان ثابت نشده است و به تعبیر دیگر تجاوز به حقوق افرادی که «اصل برائت» آنان را بی‌گناه می‌شناسد و دیگر رعب و وحشت در جامعه که نتیجه مستقیم آن نفرت و سلب اعتماد مردم از نظام حاکم است.

سودی که از بازداشت یک عده به دست می‌آید یک سود احتمالی است، زیرا اقدام این عده مفروض بر ضد حکومت حتمی نیست.

پس سودی هم که برای بازداشت این عده تصور می‌شود، حتمی نیست، ولی زیان آن حتمی است...

 

 منبع : مقاله نادیده های مکتوب ، به قلم استاد محمد علی کوشا ( بر اساس ديدگاه هاي مرحوم استاد صالحي نجف آبادي )

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 26 مهر 1395  ساعت 07:39 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

از یه جایی به بعد ،

آدم دلش میخواد ،

هیچکس مزاحمش نباشه ، همسر ، بچه ، دوستاش ،

و حتی خودش .

 

دلش میخواد ،

خودش رو ببره بزاره تو پستوی خونه .

 

بعد یهو پاشه ،

یه نگاه به اینور ، یه نگاه به اونور ،

اون وقت برگرده ، دست خودشو بگیره راه بیفته .

 

فقط بره ،

جاش مهم نیس .

 

گاهی خودش ،

دستشو بکشه و فرار کنه ؛

بعد دنبالش کنه ، بگیرتش ، نهیبی بزنه ،

که اگه دوباره بری ، رهات می کنم و تنهایی میرم .

 

گاهیم اونه که دستشو می کشه ،

و هر چیم نخواد بره ،

می کشه و می کشه و اونم دیگه ،

چاره ای جز رفتن نداره .

 

یهو نگاه می کنه ، می بینه ،

اونی که داره می کشه و میبرتش ،

کس نیس جز دلش .

 

از اینجا به بعده که فقط میره .

کجا ،

اونش دیگه مهم نیست .

 

چرا که ، دله که با یکی دیگه ،

قرار گذاشته ؛

و اونم داره اینو می بره .

 

و هر دو ،

شادند و سرخوش و پرشور .

 

اون وقته که دوباره برمی گرده و ،

به یمن عشقش ،

همه رو دوس می داره .

 

باشون می خنده و هر کی می بینتش ،

در محبت و عشقش ، حال می کنه .

 

و دیگه تمام .

 

آره ،

و از اینجا به بعده که ،

همش عشقه و شادمانی و زندگی .

 

محمد صالحی - ۸ /۷/ ۹۵

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 25 مهر 1395  ساعت 08:37 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

قبولی طاعات و تعقل

" نماز خواندن بسیار، صدقه دادن زیاد، انجام مکرر حج و سایر عبادات و اعمال خوب وقتی ارزش دارد که بر اساس تعقل باشد و الا ارزش ویژه‌ای برای فرد در پی ندارد. "

 

* متن روایت: مرحوم ثقة الاسلام کلینی [۱] از علی بن ابراهیم از پدرش از یحیی بن مبارک از عبدالله بن جبلة از اسحاق بن عمار روایت کرده است که به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم:

جُعِلْتُ فِداكَ! إِنَ‏ لی‏ جاراً كَثيرَ الصَّلاةِ، كَثيرَ الصَّدَقَةِ، كَثيرَ الْحَجِّ، لا بَأسَ بِهِ‏..

قالَ: فَقالَ عليه‌السلام: «يا إِسْحاقُ، كَيْفَ عَقْلُهُ؟»

قالَ: قُلْتُ لَهُ‏: «جُعِلْتُ فِداكَ! لَيْسَ لَهُ عَقْلٌ.»

قالَ: فَقالَ: «لا يَرْتَفِعُ‏ بِذلِكَ‏ مِنْهُ».

* ترجمه: اسحاق بن عمار الصیرفی گفت که به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: «فدایت شوم!همسایه‌ای دارم که بسیار نماز می‌خواند و بسیار صدقه می‌دهد و بسیار حج می‌گذارد که اشکالی به او نمی‌بینم.»

امام علیه‌السلام فرمودند: «ای اسحاق! تعقلش چگونه است؟»

عرض کردم: «فدایت شود! تعقل (درستی) ندارد.»

فرمودند: «این (کارها) درجه‌اش را بالا نمی‌برد.»

* بررسی سند: یحیی بن مبارک به واسطه توثیق می‌شود و سایر روات این روایت همه از ثقات‌اند، لذا حدیث معتبر است و می‌توان به آن استناد کرد.

* توضیحات: این حدیث نیز مانند احادیث مشابه خود که در شماره‌های گذشته هم یک مورد آن را بررسی کردیم، تصریح دارد که نماز خواندن بسیار، صدقه دادن زیاد، انجام مکرر حج و سایر عبادات و اعمال خوب وقتی ارزش دارد که بر اساس تعقل باشد و الا ارزش ویژه‌ای برای فرد در پی ندارد.

در این‌گونه روایات و نیز در آیات بسیار می‌بینیم که اصل و اساس هر چیزی بر عقل و تعقل بنا نهاده شده است و اگر این ریشه و اساس خراب باشد، حتی اگر بنایی زیبا و مجلل بنا نهاده شده باشد، در نظر خداوند متعال ارزشی ندارد.

از جمله مواردی که تعقل در آن جایگاه مهمی دارد، تقلید از بزرگان و اجلای دینی است. بدین صورت که اگر این‌گونه تقلیدها از روی تعقل باشد، کار پسندیده‌ای است اما اگر از روی تعقل نباشد، کورکورانه بوده و طبیعتا خارج از شأن انسانیت است.

به عنوان مثال بنا به نظر عموم حکما، اگر کسی دلایل سخنی را دانست و فهمید که آن‌چه تصور می‌کرده نادرست بوده اما این نتیجه موافق طبعش نبود، اگر به صرف این‌که بعضی از بزرگان موافق نظر او را گفته‌اند، از تحقیق و پذیرش آن‌چه درست به نظرش می‌رسد، سر باز زند، به میزان تعصبی که به خرج داده است، از دایره عقل و تعقل خارج شده و نه تنها به دامنه تقلید غیر شرعی وارد شده بلکه شاید از مصادیق این فرمایش الله تعالی باشد که:

«اتَّخذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَنَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ . . .» [۲]

آن‌ها دانشمندان و باتقوایان خود را به جاى الله به پروردگاری گرفتند . . .


[۱]كافي – کتاب العقل و الجهل، حدیث ۱۹

[۲]– سوره توبه، آیه ۳۱٫

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 25 مهر 1395  ساعت 07:24 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

قطره اي از درياي خدا

 

تو از ماده اي تشكيل يافته اي كه خدا ناميده مي شود.

 

 البته تو از اين نكته آگاه نيستي ولي ناآگاهي تو هيچ فرقي به حال موضوع نمي كند.

 

چه آگاه باشي چه ناآگاه، ‌چه خواب باشي چه بيدار، تو الهي هستي.

 

و كسي كه در اين لحظه خواب است مي تواند لحظه اي ديگر از خواب برخيزد.

 

 اگر ما بتوانيم قطره اي كوچك را بفهميم از تمام آبهايي كه در همه جا وجود دارد سر در خواهيم آورد.

 

 و هر انساني قطره اي از درياي خداست.

 

 اگر ما بتوانيم يك انسان را بفهميم... و ساده ترين و نزديك ترين انسان به تو خود تو هستي.

 

 آنگاه كه راز برملا شود و دروازه ها به رويت گشوده گردند پي خواهي برد كه تو قطره اي ازهمان واقعيت نهايي هستي كه در كل هستي گسترده است.

 

 آنگاه، هيچ مرگ، ترس، زياده خواهي و ميل و ارزويي وجود نخواهد داشت. تو در نهايت آزادي، شادماني و خير و بركت به سر خواهي برد.

 

#اﺷﻮ

#مراقبه_های_روزانه

@oshoi

من عرف نفسه فقد عرف ربه - پیامبر(ص)

 

هر کس به حقیقت وجودی خویش آگاه شود ، به خدا آگاه شده است .

 

https://telegram.me/eshghonava

 

ا تزعم انک جرم صغیر 

و فیک انطوی العالم الاکبر  - امام علی(ع)

 

آیا خود را جرمی کوچک در این جهان می پنداری ؟

در حالیکه درون تو جهانی بوسعت هستی نهفته است .

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 24 مهر 1395  ساعت 09:57 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

چرا مردم کوفه از بیعت خود با امام حسین(ع) برگشتند؟

آنچه در عراق و خصوصا کوفه پیش آمد تعریف مخصوصی دارد و از دو عنصر تشکیل شده که باید به خوبی آنها را درک و تحلیل کرد.

اول: عبیدالله بن زیاد رهبران نهضت مانند سلیمان بن صُرد خزاعی و همتایانش را در بند کرده بود، مغزهای متفکری که مردم را به سمت و سوی قیام رهبری می کردند همگی در زندان قرار داشتند.

وقتی حرکت و جنبشی مردمی عقل متفکری برای خط دادن به آنها نداشته باشد احتمال اینکه مسیر جنبش تغییر کرده یا حرکت به بازی گرفته شود فراوان است.

چون غالبا جنبش های مردمی، حرکت هايى  عاطفی و انفعالی هستند و در چنین جوی تهدید و تطمیع کارساز خواهد بود.

در همین عصر حاضر می توانیم مشاهده کنیم که چگونه ترس  و طمع در مواجهه با قضایای بزرگ موثر واقع می شود و مردم به هنگام ترس صحنه را ترک کرده و فرار می کنند و در هنگام ترغیب ایستادگی  و مقاومت می کنند.

دوم: عموم مردمی که در اين جنبش مشاركت كرده بودند، صرفا ارتباط عاطفی با آن داشتند و قضیه محبت با اهل بیت(ع) مطرح بود، آنها بر غم های پیش آمده و مصیبت های وارده تاسف می خوردند ولی قیام نیاز به رهبری زیرکانه داشت.

از طرفی  ديگر مدام از سوی دشمن تهدید می شدند که اگر توان ایستادنی هم بود تبدیل به رفتن می شد.

در این شرایط بسیار روشن بود که مردم کوفه در فضایی عاطفی و انفعالی به سر می بردند.

از طرفی علاقه به امام حسین(ع) داشتند و از سویی باید دستور و حکم اموی را نادیده می گرفتند.

 

پيام عاشورا، ص١٥٩

كانال تلگرام علامه فضل الله

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 24 مهر 1395  ساعت 09:34 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

نقل یک خاطره شیرین و آموزنده از استاد شهید مطهری درباره تحریفات واقعه عاشورا:

 

🔸نقل می‌كنند كه یكی از علمای بزرگ در یكی از شهرستان‌ها تا اندازه‌ای درد دین داشت و همیشه به این دروغ‌هایی كه روی منبر گفته می‌شد اعتراض می كرد و تعبیرش هم این بود كه می‌گفت این زهرماری‌ها چیست كه بالای این منبرها می‌گویند؟

 واعظی به  او گفت اگر اینها را نگوییم اصلا باید در دکان را تخته كنیم.

آن آقا جواب داد اینها دروغ است و نباید گفته شود.

از قضا چندی بعد خود این آقا بانی شد و مجلسی در مسجد خودش تشكیل داد و همان واعظ را دعوت كرد.

ولی قبل از شروع منبر به واعظ گفت من می‌خواهم به عنوان نمونه یك مجلسی ترتیب بدهم كه در آن، روضه دروغ نباشد و تو هم مقید باشی كه جز از كتاب‌های معتبر، هیچ روضه‌ای نخوانی و یا به تعبیر خودش گفت كه از آن زهرماری‌ها نباید چیزی بگویی.

واعظ هم گفت چون مجلس مال شماست، اطاعت می شود.

شب اول خود آقا در محراب رو به قبله نشسته بود، منبر هم كنار محراب بود، آقای واعظ صحبت‌هایش را گفت و موقع خواندن روضه شد.

شروع كرد به خواندن  روضه و خود را مقید كرده بود كه جز روضه راست چیزی نگوید اما هرچه گفت مجلس تكان نخورد و مجلس همین طور یخ كرده بود.

آقا دید عجب، این مجلس مال خودش هست بعد مردم چه می‌گویند، تصور می‌کنند که لابد آقا نیتش پاك نیست كه مجلسش نمی‌گیرد.

اگر آقا خودش نیتش درست باشد، اخلاص نیت داشته باشد، حالا كربلا شده بود.

دید كه آبرویش می رود به فکر رفت که چه بكند؟

یواشكی و زیر چشمی به واعظ گفت یك كمی از آن زهرماری‌ها قاطی كن.

 

این انتظاری كه مردم برای كربلا شدن دارند، خود دروغ‌ساز است و لهذا غالب جعلیاتی كه وارد شده است مقدمه گریز زدن بوده است، یعنی برای این که بشود گریزی زد و اشک مردم را جاری كرد یك جعل صورت گرفته و غیر از این چیزی نبوده است.

 

📝حماسه حسینی ج1/ص63

به کانال استاد شهید مطهری بپیوندید🔻



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 11:48 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

باورهای قدیم و اندیشه های نو, [۱۱.۱۰.۱۶ ۱۹:۱۱]
فواصل شهرهاي مسير حركت امام حسين

مدينه تا مكه :  430 كيلومتر ( 28 رجب تا 3 شعبان – 35 روز )

اقامت در مكه : 3 شعبان تا 8 ذي الحجه -  4 ماه و 5 روز

مكه تا كربلا : حدود 1400 کیلومتر ( از 8 ذی حجه تا 2 محرم - 23 روز)

كربلا تا كوفه :  70 كيلومتر ( 11 محرم تا 12 محرم )

اقامت در كوفه : 4 روز

كوفه تا شام :  923 كيلومتر از باديه  - 1200 تا 1300 از كناره فرات – 1450 از كنار دجله ( 16 محرم تا 1 صفر – 18 روز )

اقامت در شام : 1 صفر تا 20 صفر – 20 روز

شام تا مدينه : 1230 كيلومتر ( 21 صفر تا ... )  

حرکت پُر رنج خانواده امام علیه‌السلام و همراهان، از مدینه آغاز و به مدینه نیز ختم شد و حداقل مسیری‌ که این بزرگواران طی‌کرده‌اند (با فرض رفتن از کوفه به دمشق از کوتاه‌ترین مسیر، یعنی ‌راه بادیه، و عدم احتساب رفتنِ مجدّد به کربلا)، حدود 4100 کیلومتر است،

با این محاسبه:

431 کیلومتر (از مدینه به مکّه) +

 1447 کیلومتر (از مکّه به کربلا) +

 70 کیلومتر (از کربلا به کوفه) +

 923 کیلومتر (از کوفه  به دمشق از راه بادیه) +
   
 1229 کیلومتر (از دمشق به مدینه)

= 4100 کیلومتر است.

و ظاهرا 32 منزل از كوفه تا شام اطراق كرده اند .

اسراي اهل بيت روز دوازدهم محرم وارد کوفه شدند و روز شانزدهم خارج شده و روانه شام گشتند.

اين کاروان با سرعت زياد و تحت تدابير شديد امنيتي در روز اول صفر وارد شام شدند .

و در روز 20 صفر از شام به سمت مدينه خارج شدند .

و في اليوم العشرين منه كان رجوع حرم سيدنا و مولانا أبي عبدالله علیه¬السلام من الشام إلى مدينة الرسول‏ .
شيخ مفيد، مسار الشيعه، قم، كنگره شيخ مفيد، 1413، اول،ص 46  و شيخ طوسي، مصباح المتجهد، بيروت، موسسة الشيعه، 1411، اول، ص 787

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 19 مهر 1395  ساعت 07:31 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

آغوش بگشا تا بي درنگ خدا را در بر گيري .

آغوش #خدا هميشه باز و همواره پذيراي ماست .

مشكل از جانب ماست.

#خورشيد برآمده ولي ما با چشماني بسته نشسته ايم.

خورشيد بينوا چه مي تواند بكند؟ پرتوافشاني مي كند اما ما در #تاريكي به سر مي بريم.

و گشودن چشمها كاري است بس آسان. به محض اينكه چشمانت را بگشايي تاريكي ناپديد مي شود!

دنياي #درون نيز اينگونه است.

خدا هميشه حاضر ،‌ در #دسترس و آماده است تا تو را از عشق و از شور و نشاط سرشار سازد. 1

آماده است تا تو را غرق نعمت كند.

اما تو بسته هستي. آماده دريافت از خدا نيستي.

 

ما در سلولي كوچك ، بسته و بدون در و پنجره زندگي مي كنيم.

گمان مي كنيم كه اينطوري امن تر و راحت تر است.

اما اين نه راحتي است نه امنيت، بلكه مرگ است.

زندگي در گورستان است.

اشو

ابرهای سپید

  1. و اذا سالك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان فليستجيبوا لي

چون بندگان من در باره من از تو بپرسند ، بگو كه من نزديكم و به دعوت كسي كه مرا بخواند جواب مي دهم پس (به)  آنها (بگو) كه به دعوت من نيز جواب دهند .

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 07:40 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 9

زيرنويسها :

  1. اعلام الورى طبرسى , ص 213 – ( يا نقل سوم شعبان سال چهارم بعد از هجرت – كتاب : مصباح المتهجد- ص 758 )
  2.  ارشاد – ص198
  3. مقاتل الطالبين ص 35 – بحارالنوار ج 44 – ص 40
  4. بحار الأنوار ج 44 ص 65 ، الغدير ج 11 ص 6
  5. ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص ‏205- تاريخ ابن كثير، ج ‏8 ، ص‏164
  6. ابو حنيفه دينورى، الاخبار الطوال، ص ‏205 و 206
  7. ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال، ص‏203.
  8. همان .
  9. بحار الأنوار ج 44 ص 65 ، الغدير ج 11 ص 6
  10.  مقتل خوارزمى , ج 1, ص 184 - لهوف , ص 20
  11.  تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 215؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 14
  12. الطبرى ج 5 ص 340. ، انساب الاشراف بلاذري - ذكر ما كان من أمر الحسين بْن علي سخن 1035
  13. مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188; بحارالانوار ، ج‏44، ص‏329.
  14. تاريخ طبرى، ج‏3، ص‏ 278
  15. الفتوح، ج 5، ص 91؛ مقتل خوارزمي، ج 1، ص 234؛ بحارالانوار، ج 44، ص 381.
  16. تاريخ طبرى، ج‏7، ص‏235
  17. مقتل ابو مخنف ص 51، طبرى ، ج 7، ص 278
  18. تاريخ طبري ، ج 3، ص 280 ؛ مثير الاحزان، ص 27 ؛ بحارالانوار، ج 44، ص 340.
  19. ارشاد شیخ مفید ص 203 ،
  20. تاريخ طبري، ج 4، ص 301 (5/402).
  21. ارشاد مفيد، ج 2، ص 67
  22. ارشاد مفید ص 205 و 206 و تاریخ طبری ج4 ص 303-304 و مقتل ابومخنف ص 84
  23.  
  24. تاريخ الطبري، ج 4، ص 304
  25.  
  26.  
  27.  
  28. مقتل ابو مخنف ص 96
  29. تاريخ الطبري ، ج 4، ص 313
  30. مقتل ابومخنف ص 117-118
  31. تاریخ الطبری، ج 4، ص 323
  32. احتجاج، ص 336 ؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 110 ؛ بحارالانوار، ج 44، ص 83
  33. مقتل ابو مخنف ص 118

    منابع :
  1. كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي همراه با چند مقاله ديگر : مقالات " تطبيق قيام امام حسين (ع)با موازين فقهي" و" دو سوال درباره قيام امام حسين (ع) " –
  2. مراحل شکل‏گیری قیام خونین سیدالشهداء (ع) – پدیدآورنده : محمدتقی سبحانی‏نیا - http://hawzah.net/Hawzah
  3. نگاهی اجمالي به مراحل قیام امام حسین (ع) – – http://mahsan.parsiblog.com/-923054.htm
  4. زندگینامه امام حسین ( ع) - http://www.emam12.com/modules.php?name=News&file=article&sid=16
  5. جايگاه تكليف الهى و بيعت در قيام امام حسين عليه السلام - - فصلنامه حكومت اسلامى- شماره 25
  6. مفاد صلح نامه امام حسن علیه السلام و معاویه - http://www.khabaredoost.blogfa.com/post-36.aspx
  7. درسهايي از نهج البلاغه – ج2 – ص 62 –
  8. زندگانى امام حسين (ع) - www.balagh.net

 

تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم 

http://mahsan.rasekhoonblog.com

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 07:25 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 8

 

  1. و در يك كلام :
  1. امام حسين (ع ) پس از برادرشان ده سال امامت را بر عهده داشتند .
  2. حدود مدت مذكور را در بسر برده و را در گذراندند .
  3. بدليل بين امام حسن ( ع ) و معاويه ، كه به واگذار شده بود ، و امام و قابل توجهي در انجام آن توسط معاويه مشاهده نكردند ، خاصي عليه معاويه انجام ندادند .
  4. پس از معاويه ، كه را براي حكومت بعد از خود انتخاب كرد ، امام علني خود را اعلام نمود ، ولي صرفا در آن بود و اقدام نكردند .
  5. نيز با مخالفت امام برخورد قهري نكرد .
  6. پس از معاويه ، در اولين اقدام ، از امام صادر كرد .
  7. امام ضمن جدي ، تصميم به آن ، با ترك مدينه و و حركت ارشادي خود گرفتند .
  8. ، با اطلاع از حركت سياسي امام ، با نامه نگاري هاي فراوان ، خواستار حضور ايشان در كوفه و گرفتن رهبري جامعه آنجا شدند .
  9. امام به دليل حضور و خواست عمومي در عملي كردن خود ، براي اطمينان از اين امر ، را به كوفه فرستادند .
  10. پس از مسلم به كوفه و مردم با ايشان ، براي امام و دعوت ايشان به به كوفه ارسال كردند .
  11. امام ، پس از اين نامه ، حجت را تمام شده ديدند و حركت خود را ، براي برقراري يك نظام عدل در كوفه ، تسريع كردند .
  12. با نزديك شدن امام به كوفه ، ، از فرماندهان ارشد ابن زياد ، را گرفته و وضعيت كوفه را براي ايشان تشريح كردند .
  13. امام ، بدليل كمبود ياور و عقب نشيني كوفيان از درخواست خود از حضور امام ، شرايط را مناسب نديده و قبل از نماز ظهر و بعد از نماز عصر ، در دو سخنراني ، به صراحت ، بيان مي كنند ، كه من سرخود به اين راه نيامده ام ، بلكه به درخواست اكثريت كوفيان ، به اين امر اقدام نمودم ؛ و حال در صورت انصراف آنها از اين امر ، اجازه برگشت مي خواهم .
  14. ، بدستور ابن زياد ، از پذيرفتن پيشنهاد امام خودداري و ايشان را تحت الحفظ به سمت كربلا حركت داده و از كوفه كه مي توانست آبستن حوادثي باشد دور مي كنند .
  15. ، از آنجا كه احتمال جنگ و كشته شدن خود و ياران و خانواده خود را مي دادند ، و مطمئن به عدم تحقق اهداف خود شده بود ند ، پيشنهاد خود را در سه مرحله ديگر ، به فرستاده عمرسعد – به خود عمر سعد – و حتي روز عاشورا ، مبني بر اجازه بازگشت به مكه و يا حتي منطقه اي ديگر مطرح مي كنند .
  16. ، بر اساس دستور يزيد ، از عمر سعد مي خواهد كه كار را در همين جا تمام كرده و يا " بيعت ايشان " را بگيرد و يا " او را به قتل " برساند و غائله را خاتمه دهد .
  17. امام ، بدليل اين كه بيعت را مشروعيت بخشيدن به " حكومت غير مردمي و ظالمانه " يزيد و تاييد " اعمال خلاف دين " او مي دانست ، جنگ با لشكريان يزيد را حتي در صورت كشته شدن ، بر ذلت بيعت ترجيح داده و  با فدا كردن تمام هستي خود و فرزندانش حماسه اي آفريد و با نرفتن به زير بار ظلم و ستم و با نپذيرفتن ذلت و خواري ، پيشواي هر انسان آزاده و سرمشق جاودانه تاريخ شد .

 

تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم 

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

ادامه دارد :

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 18 مهر 1395  ساعت 07:23 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 7

 

مرحله چهارم : دفاع اضطراری و قهرمانانه برای نپذیرفتن ذلت تسلیم

در این مرحله چون امام را مخیر کرده بودند بین دو امر " ذلت تسلیم یا کشته شدن " ، ایشان جنگ جوانمردانه را برای دفاع از شرافت و حقانیت خود و اهداف خود انتخاب و عاشقانه آنرا می پذیرند .

      آنجا كه خطاب به لشكريان كوفي مي فرمايند :

     " اَلا و انّ الدّعي ابن الدّعي قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة اَبي اللّه ذلك و رسوله و المؤمنون و حجور طهرت و جدود طابت ان يؤثر طاعة اللئام علي مصارع الكرام . " 32
     " آگاه باشيد كه اين حرامزاده فرزند حرامزاده مرا مخيّر گذاشته است بين انتخاب مرگ يا ذلت و خواري ، و حال آنكه او هرگز به خواسته اش درباره من نخواهد رسيد و هرگز خواري و ذلت را بر نخواهم گزيد ؛ زيرا خداوند ابا دارد كه ذلت را نصيب رسولش و مؤمنان و آناني كه از رحِمهاي پاك و صُلبهاي طاهرند نمايد و اطاعت از لئيمان را به جاي فروتني در مقابل انسانهاي بزرگوار بر آنها نمي پسندد. "
 البته امام می دانستند اگر تسلیم هم بشوند ، سرانجام همانند مسلم ، توسط ابن زیاد کشته خواهند شد .

     آنجا كه امام در سخنرانی روز عاشورا مي فرمايند :

    "  قیس از لشکریان یزید گفت : تسلیم ابن زیاد شو در امان میمانی ، امام فرمودند : مسلم را نیز امان دادند و کشتند ، تو می خواهی من تسلیم شوم آنگاه مثل مسلم خونم را بریزید .... بخدا قسم هرگز دست ذلت به اینان نمی دهم ." 33

تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم 

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

ادامه دارد :

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 8

 

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 07:31 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

زندگی بی پایان است

 

هرجا که باشید، همیشه در آغاز کارید.

 

به همین دلیل، زندگی اینقدر زیبا، جوان و تازه است.

 

به محض اینکه فکر کنید چیزی #کامل شده است، #مرده اید؛

کمال مطلق یعنی مرگ.

 

کمال گرایان، در حال خودکشی اند.

 

هیچ چیز به کمال مطلق نمی رسد.

 

 هیچ چیز نمی تواند به کمال برسد؛ زیرا زندگی جاویدان است.

 

همیشه قله های جدیدی در انتظار شماست.

 

 پس از فتح هر #قله ای، #قله ای جدید شما را بسوی خود فرا می خواند.

 

همیشه به یاد داشته باشید که هرجا که هستید، تازه در آغازید.

 

 پس همیشه بکر و تازه، همانند یک کودک باقی بمانید و هنر زندگی همین است، همیشه تازه، جوان و جدید باقی ماندن.

 

 به یاد داشته باشید که هر لحظه دری جدید باز می شود.

 

غیر منطقی به نظر می رسد؛ همیشه فکر می کنیم که اگر آغازی وجود دارد، باید پایانی نیز وجود داشته باشد.

 

 ولی چه می توان کرد! زندگی از منطق بویی نبرده؛ شروع دارد، ولی بی پایان است.

 

هرچه واقعا زنده است؛ پایانی ندارد.

#اﺷﻮ

کل یوم هو فی شان - رحمن ۲۹

 

خداوند در هر لحظه ، از هستی خلقتی نو می آفریند و هستی ، دائم در حال زایشی جدید است ، پس زندگی یعنی یک نو شدن مدام .

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 17 مهر 1395  ساعت 07:27 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 6

مرحله سوم : کوشش برای جلوگیری از درگیری نظامی و خونریزی ناموجه و تلاش برای ترک مخاصمه و برگشتن به حجاز .

( از زمان محاصره تا قبل از شروع جنگ در روز عاشورا )

در این مرحله ، شرایط کاملا نظامی شده و امکان پیگیری ورود به کوفه و تشکیل حکومت بسیار ضعیف شده که امام تصمیم می گیرند ، به هر قیمتی شده تسلیم نشده و به کوفه نزد ابن زیاد نروند .

تا آن زمان امام حسين (ع) ـ با دعوت كوفيان در راستاي انجام تكليف شرعي خود نسبت به مبارزه عملي با حاكمي فاسق و ستمگر ، عازم كوفه شده بود ؛ اما پس از ملاقات با لشكر حُرّ ، ديگر تكليفي متوجه امام نبود . از اين رو آمادگي خود را نسبت به بازگشت از همان مسيري كه آمده بود يا حتي به منطقه اي دور افتاده از حدود و مرزهاي قلمرو اسلامي اعلام نمود ؛ اما حرّ مي خواست امام را دستگير كند و به نزد عبيداللّه ببرد و اين ، چيزي بود كه امام از پذيرش آن سرباز زد .

     حُر به امام عرض كرد:

    " اريد أن أنطلق بك الي عبيداللّه بن زياد " 24

     " مي خواهم تو را به نزد عبيدالله بن زياد ببرم. "

      و امام در پاسخ او فرمود:

     " اذن و اللّه لا اتّبعك. " 25

    " در اين صورت به خدا سوگند كه از تو تبعيت نمي كنم. "

و امام بهترین حالت را اين مي ديدند كه بتوانند از راه آمده بازگردند و بالتبع جنگ ناعادلانه ای سرنگرفته و خونریزی نشود .

شاهد بر این مدعا ، حداقل 5 مرتبه ، پیشنهاد ترک مخاصمه و برگشتن به حجاز توسط امام می باشد .

  1. قبل از نماز ظهر در حضور حر و نیروهایش

" و ان لم تفعلوا و کنتم لمقدمی کارهین و لقدومی علیکم باغضین انصرفت منکم الی المکان الذی جئت منه الیکم " 26

" اگر از آمدن من ناراضى هستيد به مكانى كه از آنجا آمده‏ام مراجعت‏خواهم نمود . "

  1. بعد از نماز عصر همان روز 

 " و ان أنتم کرهتمونا وجهلتم حقنا و کان رأیکم غیر ما أتتنی کتبکم و قدمت به علی رسلکم انصرفت عنکم "27

" اگر از ما روى بگردانيد و حق ما را نشناسيد و راى شما درحال حاضر غير از آن باشد كه در دعوت نامه هايتان نوشته بوديد، من از همين جا مراجعت كرده به سوى شما نخواهم آمد ."

  1. پاسخ به فرستاده عمر سعد در کربلا در بیان علت حضورش در کربلا

" کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم " 28

" ... اما اگر مرا خوش نمي داريد از آمدن به سوي شما منصرف مي شوم."

  1. در در کربلا انجام دادند . كه در عمرسعد به ابن زياد چنين منعكس شده است :

" امّا بعد فانّ اللّه قد اطفأ النائرة و جمع الكلمة و اصلح امر الأمّة هذا حين قد اعطاني ان يرجع الي المكان الذي منه أتي اَو ان نسيّره الي ايّ ثغر من ثغور المسلمين شئنا. " 29
" اما بعد ، همانا خداوند آتش فتنه را خاموش كرد و وحدت كلمه را ايجاد ساخت و امر امت را اصلاح نمود و اين زماني آشكار شد كه ـ حسين ـ از من خواست كه به سوي آن مكاني كه از آنجا آمده است بازگردد يا ما او را به سوي هر يك از مرزهاي مسلمانان كه بخواهيم تبعيد كنيم . "

  1. ضمن پرمعنی و هیجان آور در روز  

" فانظروا هل یحل لکم قتلی ؟ ... اما فی هذا حاجز لکم عن سفک دمی ؟ .... اتطلبونی بقتیل منکم قتلته ؟  " 30

و " ایّها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض " 31

" اي مردم ! اگر دعوت شما از من از روي اكراه بوده است به سوي محل اَمن خويش باز مي گردم . "

 

تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم 

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

ادامه دارد :

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 7

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 14 مهر 1395  ساعت 02:59 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 5

 

مرحله دوم : تصمیم گیری برای تشکیل حکومت و حرکت بسوی کوفه و همچنین مصون ماندن از تعرض دشمن .

 ( از هنگام حرکت امام بسوی کوفه تا زمان محاصره  )

امام روز 8 ذی الحجه سال 60 هجری از مکه بسوی کوفه حرکت کرد و راه خود بسوی براندازی حکومت ظلم یزید و تشکیل حکومت عدل اسلامی را آغاز نمود .

در همان روز مسلم در کوفه علیه ابن زیاد خروج کرد و فردای آن روز ( روز عرفه ) بدستور ابن زیاد کشته شد .

خبر به امام رسید . ایشان با یاران خود به مشورت نشست و سخناني به زبان آورد كه نشان مي دهد كه ايشان از اوضاع پيش آمده ، شرايط را سخت تر و امنيتي تر  پيش بيني مي كند كه احتمال دارد بعضي بدلايل محافظه كارانه ، نخواهند خطر ريسك آن شرايط را بپذيرند ، لذا بصراحت ضمن بيان اوضاع جديد ، از آنها مي خواهد كه ، اگر تصميم آنها مقطعي و احيانا به اميد امتيازات بعدي سياسي ، آنهم بدون تحمل خطرهاي آن بوده است ، بر گردند ؛ از جمله آنها ، سخن آن حضرت با اصحاب و ياران خود در منزل ثعلبيه است كه پس از خبر شهادت مسلم و عبداللّه بن يقطر ايراد فرمود :

       آنجا كه مي فرمايد :
       " ايّها الناس... و قد خذلتنا شيعتنا و قُتِل مسلم و هاني و قيس بن مسهر و عبداللّه بن يقطر،فمن اراد منكم الانصراف فلينصرف. »19
      " اي مردم آگاه باشيد ، همانا پيروان و شيعيان ما ، ما را خوار كردند و مُسلِم ، هاني و قيس بن مسهّر و عبدالله بن يقطر به شهادت رسيدند ، پس هر كس از همراهي ما پشيمان شده مي تواند بازگردد . "
اما از آنجا كه امام هنوز به عقب نشيني و يا كوتاهي كوفيان مطمئن نشده و اعتقاد داشتند مي توانند هدف خود را در مبارزه با ظلم يزيد و ياري مردم ، از همان مسير بسوي كوفه دنبال كنند ،

       آنجا كه در يكي ديگر از سخنانشان مي فرمايند :

     "فان نزل القضاء بما نحب فنحمد اللّه علي نعمائه... و ان حال القضاء دون الرّجاء فلم يتعدّ من كان الحقّ نيّته و التقوي سريرته. "20
   " اگر قضاي الهي براساس آنچه ما دوست داريم محقق شود او را به خاطر نعمتهايش سپاس مي گوئيم ، و اگر برخلاف آنچه ما اميدواريم رُخ دهد ، آن كسي كه نيتش پيروي از حق بوده و پرهيزكاري و تقوا را پيشه خود ساخته است تجاوزكار نخواهد بود. "
 و رای غالب نيز ، رفتن به سمت کوفه بود ، چرا که اعتقاد داشتند که شرایط رهبری و جایگاه امام  فراتر از مسلم بوده و می توانند حرکت مردم کوفه را منسجم کرده و به انجام برسانند ؛ بسوي كوفه حرکت کردند.21.

کاروان امام در نزدیکی کوفه توسط لشکر 1000 نفری حر ابن یزید ریاحی محاصره می شوند .

از آنجا که حر ، فردی سالم و محترم بود با امام خوشرفتاری کرده و امام تصمیم می گیرند آنها را از هدف خود آگاه کنند . ایشان در دو نوبت برای لشکریان حر سخنرانی کرده ( پیش از نمازظهر و بعد از نماز عصرکه همگان به امامت امام خواندند ) .

       و سپس امام اعلام کرد :

         " نحن اهل البیت اولی بولایه هذاالامر علیکم من هولائ المدعین ما لیس لهم .... و ان کرهتمونا ... انصرفت عنکم " 22

         " ما اهل بيت به ولايت اولي تر يم تا اين موجودين . من بسوی شما نیامدم مگر بعد از دعوت شما کوفیان با نامه هایتان . حال اگر حاضر نیستید با من هم پیمان شوید ، من برمی گردم . "

در این جا حر اظهار بی اطلاعی کرده و می گوید من دستور دارم شما را به کوفه ببرم . امام ناراحت شده و تصمیم به بازگشت به حجاز می گیرند که پس از یک مشاجره ، قرار بر آن می شود که امام نه تسلیم شده به کوفه برود و نه به حجاز بازگردد ، بلکه بسمت یک مسیر سومی حرکت کنند تا دستور جدید از ابن زیاد برسد .23

 

تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم 

http://mahsan.rasekhoonblog.com

ادامه دارد :

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 6

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 14 مهر 1395  ساعت 07:40 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :4
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
Powered By Rasekhoon.net