وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری  - 20 صفر ( اربعین شهیدان کربلا ) به بعد

•  ورود  جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى به كربلا و زيارت  قبر مطهر امام حسين(ع) . او نخستين زايرى بود كه با موفق به زيارت قبر آن حضرت گرديد .

•  حرکت کاروان اسرا به سوی شهر پیامبر(ص) ،  و این به معنای عدم رفتن اسرا به کربلاست . ( با حفاظت 500 سرباز حکومت )

•  دستور امام سجاد(ع) برای برپایی چادر در ورودی مدینه و مرثیه سرایی برای شهیدان کربلا

•  استقبال پرشور و غمگنانه مردم مدینه از کاروان اسرا

•  ورود کاروان اسرا به مدینه به همراه مردم عزادار .

منابع :

1-  تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2-  تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3-  احتجاج طبرسی، ج 2
4-  ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول

5-  منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6-  حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7-  سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت 

مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا

تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم  

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 29 آبان 1395  ساعت 07:56 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

 

 

ب ) و اما بررسی اجمالی نهضت امام(ع) :

 

  • هدف امام : اصلاح جامعه از رذایل اخلاقی و حکومت از بدعتها و بی عدالتیها ( انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188 )
  • ابزار امام : امر به معروف و نهی از منکر ( اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188 )

 

ج) روشهای امر به معروف و نهی از منکر :  آنچه که در اعتقاد و سیره پیامبر(ص) و امامان قبلی و سیره امام(ع) دیده می شود ، روشهای امر به معروف و نهی از منکر را در سه مرحله زیر نشان می دهد :

 

  1. آگاهی بخشی فردی و اجتماعی از فضایل و اخلاقیات و رفتارهای مقابل آن بعنوان رذایل اخلاقی ( هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة – جمعه 2 )
  2. آگاهی بخشی از تخلفات حکومت و عالمان وابسته به آن ( من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله – پیامبر(ص) ، الفتوح ، ج 5 ، ص 91 )
  3. و در آخرین مرحله امر به معروف و نهی از منکر ، استفاده از ابزار حکومت ، که اختصاص به شرایط ویژه ( درخواست و حمایت عمومی مردم ) دارد . ( لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَلاَّ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )

 

د) هزینه های اقدام برای رسیدن به هدف فوق الذکر :

 

  • گذشتن از آسایش و زندگی عادی و پذیرش فشارها و محرومیتهای حکومت
  • از جان خود گذشتن

 

که هزینه دوم نیز با توجه به ارزش حیات انسانی و اهمیت هدف اصلاحات ، به دو مرحله تقسیم می شود :

 

  • در صورت مواجهه با حکومت و فراهم بودن شرایطی که بتوان از هجوم آن نجات پیدا کرد و به آگاهی بخشی و تداوم مسیر بسوی هدف ادامه داد ، اقدام برای زنده ماندن عزت مندانه (کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم - الطبری ج 5 ص 411 )
  • و در صورت مواجه شدن با پذیرش ذلت و بردگی و بندگی ذلیلانه چند صباح عمر ، جان را بر سر هدف گذاشتن و با شهادت ، . ( . - مقتل خوارزمي، ج 2، ص 7 )

 

ن) و در یک کلام :

 

  1. امام حسین(ع) ، نه از روی هوای نفس و یا قدرت طلبی ، که در راستای هدف رسالت پیامبر(ص) و سیره پدر و برادرش ، اقدام به نهضتی اصلاح طلبانه نمودند .
  2. بر اساس موازین و روشهای منطقی ، ابزارهای لازم برای آگاهی بخشی مردمی را ، با پذیرش همه گونه هزینه های مادی و جانی آن ، بکار گرفتند .
  3. در طی این راه پر خطر ، وقتی با اقبال عمومی و درخواست آنها برای حمایت از هدف خود مواجه شد ، حجت را بر خود تمام شده دید و تصمیم به استفاده از آخرین و عالی ترین ترین ابزار رسیدن به هدف خود گرفت ، که ورود به مرحله فراهم كردن شرايط لازم براي تشکیل حکومت عدل بود . ( توجه شود که حتی اگر قصد اولیه برخورد با حکومت را نداشتند ، ولی تشکیل یک اپوزیسیون در میان جامعه خلافت ، به معنای مخالفت با حکومت تلقی شده و از طرف حکومت اقدام به سرکوب می شد که نتیجه اش همان تقابل با حکومت و در صورت پیروزی ، تشکیل حکومت بود . )
  4. و لیکن در هنگامی که از امکان برخورداری از پشتیبانی مردم نا امید شدند ، از عملیاتی کردن این مرحله منصرف شده و همه تلاش خود را برای نجات جان خود و همراهان بکار گرفته تا ضمن حصول این نتیجه ارزشمند، بتوانند به هدف خود نیز ادامه بدهند .
  5. در ادامه تلاشهای خود ، وقتی که از نجات خود و همراهان نا امید گشتند و خود را در محاصره نظامی دشمن دیدند و سر دو راهی پذیرش ذلت و ادامه دادن عمر چند صباحی دیگر ولی تحت شدیدترین تعرضات امنیتی ، و یا جنگیدن تا شهادت قرار گرفتند ، راه دوم را برگزیدند و آزادگی و اخلاق و کرامت انسانی را بعنوان پیام جاودانه نهضت خود به تاریخ سپردند . ( لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا – امام علی(ع) نامه 31 وصيت به فرزندان )

 

تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی

هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 1

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 26 آبان 1395  ساعت 08:38 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

هدف امام حسین(ع) در نهضت خود

قرنهاست که سرگذشت راهبران دینی ، از پیامبر(ص) گرفته تا ایمه(ع) و دیگر عالمان ، در صدها کتاب ولی مضامین تکراری و بیشتر با نگاه های قدسی و فوق انسانی و ماورایی نوشته شده است .

شاید در گذشته این نوع نگاه ، پذیرفته و حتی قابل افتخار بود ، اما نسل امروز ، یاد گرفته که هویت واقعیش در نشخوار گذشته نیست ، بلکه در اندیشیدن و پرسش و نقد است که می تواند ادعای زیستن انسانی کند .

بنابراین اگر میخواهیم از داشته های گذشته سخن بگوییم باید بدانیم که نسل امروز سخنان تازه می خواهد .

و این نه به معنای آنست که همان مضامین گذشته را در قالبهای جدید بیان کنیم ، که قطعا سازگاری لازم را نخواهد یافت و خیلی زود با قالبهایش دور ریخته خواهد شد .

و نه به معنای آنست که حرف های امروزی را به گذشته تحمیل کنیم و بخواهیم از آنها ، تئوریهای امروزی را اثبات نماییم ، که این نیز با توجه به تغییرات مدام ارزشها و نظریه های امروزی ، باعث انزوا و ناکار آمدی آن مضامین گذشته خواهد شد .

مثل آنکه بخواهیم ، دموکراسی را از لابلای آیات و روایات عصر نزول در آوریم و بقول معروف ، آنها را مصادره بمطلوب کنیم و دیر نیست که شاید این طرح حکومتی به طرحی نو و متفاوت ، تغییر شکل و یا حتی ماهیت بدهد و آنگاهست که همان آیات و روایات به جمود و انزوا خواهند رفت .

بنابراین بیشتر باید به لوازم فهم متون از قبیل ادبیات عصر گوینده و خواننده ، پیش فرضهای خواننده ، شرایط اجتماعی و اقتضائات زمان و زمینه گوینده و ..  توجه لازم بشود و به اصل پیام آن متون رسید تا به پوسته و ظواهر آنها که از همان اقتضائات زمان و زمینه است چسبید .

یکی از وقایع تاریخی بسیار تاثیرگذار در سرنوشت تاریخی ما ، نهضت امام حسین(ع) بوده که صدها سال بر تعبد و تشرع و ماورایی آن تکیه شده و عمدتا پیام قابل توجهی برای الگو گیری از آن ، یا گرفته نشده و یا به فراموشی سپرده شده است .

در این مجال مختصر ، نگاهی دوباره و متفاوت به نهضت امام شده و سعی می شود دور از تعصبات دینی و یا تعبدات شرعی و یا تسامحات مدرن ، به پیامهای مهم آن پرداخته شود :

وقتی از امام حسین(ع) سخن می کنیم ، نمی توانیم تاثیر آموزشهای پیامبر(ص) و پدر و برادرش(ع) را نادیده بگیریم .

الف ) چهار اصل مهم ، در سیر آموزه های آنها هویداست :

  1. ، هدف غایی دعوت و عمل پیامبر و ائمه قبلی است . ( بعثت لاتمم مکارم الاخلاق – مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١ )
  2. هدف غایی زندگی ، سیر بسوی مقصود الهی و کمال معنوی انسانی است . (يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي – فجر آیات 26 تا 30 )
  3. ، بطور مطلق ، ارزش زیستن ندارد ، مگر با تحقق شرایط ایمانی اخلاقی آن . ( قل متاع الدنيا قليل و الآخرة خير لمن اتقي و لا تظلمون فتيلا – نسا 77 )
  4. ، حق مشروع مردم است . ( لیقوم الناس بالقسط – سوره حدید آیه 25 )

در توضیح موارد فوق در زندگی امام(ع) ، باید زوایدی که نه تنها بدرد شفاف کردن آن نمی خورد ، که در خرافه سازی عقاید و یا بی اثر کردن آنها ، نقش بسزایی دارد ، را دور ریخت .

بطور مثال اینکه به پاره ای عقاید در مورد امام بچسبیم ( چه درست باشند و چه قابل نقد ) مانند داشتن علم لدنی ایشان و یا پیشگوییها برای ایشان ، هدف و روش او را در هر مرحله ، بشدت تخدیر کرده و چیز معقولی برای الگو گیری آیندگان باقی نمی گذارد ؛ چرا که امام خود را الگوی دیگران معرفی کرده است . ( لكم فِيَّ اسوة - تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 )


ادامه دارد :

هدف امام حسین(ع) در نهضت خود - 2

تحقیق : محمد صالحی – 21/7/95 مصادف با عاشورای حسینی

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 26 آبان 1395  ساعت 08:37 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

اخلاق در غرب ! – 6 – گزيده اي از رفتارهاي فردي و اجتماعي آنها

1-  پيش سلام شدن در همه جا  :

با هر شخص در هر مكاني كه روبرو مي شويم ، بطور معمول ، شخص ملاقات شونده بدون توجه به موقعيت اجتماعي و يا خودي يا غير خودي بودن ما ، در سلام پيش قدم شده ، آنهم با رويي گشاده و صدايي رسا ؛ از جمله در رستورانها ، فروشگاه ها ، گيتهاي كنترل پرواز ، باجه هاي بليط  و ....

2-  رعايت قوانين ( بخصوص راهنمايي و رانندگي ) به عنوان يك فرهنگ اجتماعي   :

شهروندان غربي ، بخصوص آلماني ، بطور عام ، كليه مقررات و قوانين اجتماعي را به عنوان مبنايي براي استقرار نظم و آرامش رعايت كرده و به كسي اجازه تخلف نمي دهند ( البته كاملا محترمانه ) .

مانند رعايت چراغ قرمز ، لايي نكشيدن بين خط هاي مختلف ، عدم سبقت نابجا ، رعايت حداقل فاصله مجاز بين ماشين ها حتي در ترافيك و يا پشت چراغ قرمز ، رعايت خط هاي مخصوص دوچرخه و عابر پياده ، حتي مواقعي كه ترددي در آنها نيست و .... .

3-  احترام و اعتقاد به محيطي شاد و آرامش بخش  :

براي ساخت و ساز در اماكن عمومي ( چه شخصي و چه توسط مسئولين شهري ) ، بطور بسيار عام و برجسته ، استفاده از طرح و رنگ هاي شاد و آرامش بخش و هماهنگ در ساختمانها ، برجها ، فروشگاه ها و حتي سنگ فرش هاي مختلف در جاهاي  پرتردد شهر و كوچه ها و يا ورودي موزه ها و ... امري است كه به صورت يك فرهنگ اجتماعي ، براي  همگان ملكه شده است .


4-  تحمل ديگران در هر شرايط و پذيرفتن رفتارهاي قانوني آنها  :

 ويژگي بارزي كه در رفتار فردي آن جوامع مشاهده مي شود ، عدم استفاده از كلمات " زود باش " ، " تمامش كن " ، " خسته ام كردي " ، " بروكنار عجله دارم " و .... مي باشد .  

كه اين امر در هر جايي مشهود و نوعا هيچ كسي آنها را بكار نمي برد ، از جمله  فروشندگان ، گارسنها ، مردم در حال عبور از خيابانها  و يا پل ها و يا  پله ها و ...

5-  شخصيت افراد به احترامي است كه خود براي خود قائلند:

در جوامع غربي ، هر كس ، آنچه را كه دوست دارد و راحت است ( والبته قانوني ) انجام مي دهد و كاري ندارد كه ديگران چه مي گويند ، و البته ديگران هم دخالتي و يا حتي توجهي به كارهاي او ندارند ؛ مانند ابراز احساسات در خيابانها ، ورزش و نرمش در انظار ( بدون مزاحمت براي ديگران ) ، غذا و يا چيزي در مسير خوردن و ...

6-  رعايت حق ديگران  :

 به محض  ورود به مراكز خريد ، رستوران ها ، بانك ها ، گيشه هاي بليط و يا هر جاي ديگر متوجه خواهيم شد كه ، شخصي كه زودتر مراجعه كرده از حق تقدم برخوردار بوده ، بدون آن كه به پرستيژ و يا موقعيت اجتماعي او يا مراجعين ديگر توجه شود .

7-  كمك به يكديگر :

 در آن جوامع ، كمك به دیگران ، در هر شرايطي ، به عنوان يك رفتار ارزشي فردي كه براي آنها فرهنگ شده ، بدون هيچ گونه منت و يا انتظار جبران ، قابل تحسين است .

8-  رعايت جايگاه همسران توسط طرفين  :

يكي از امتيازات رفتاري  كه  زيبايي خاصي در آن مشاهده مي شود آنست كه ، هرهمسرجايگاه و حرمت طرف مقابل خود را بدون ضايع شدن حق بچه ها رعايت كرده به گونه اي كه مثلا وقتي در رستوراني براي خوردن غذا حاضر مي شوند ، حتما زن و شوهر ( در هر سني ) ، كنار هم نشسته و بچه ها در سمت ديگر ميز مي نشينند و اگر احيانا يكي از بچه ها اين مسئله را رعايت نكرد ، همسر ( بخصوص خانم ) ضمن تذكر مودبانه به بچه ، او را به طرف ديگر راهنمايي و متذكر مي گردد كه جايگاه من و بابا را رعايت كن .

9-  توجه دائم به يكديگر :

از هر جايي ( مثل ايستگاه ، مترو ، خيابان ، رستوران و .. ) عبور مي كني متوجه خواهي شد كه ، همسران و يا دوستان بطور پيوسته و دائم و خيلي راحت و بطور رو در رو در حال مكالمه و صحبت هستند . و اين نشان از اهميت قائل شدن براي شخصيت طرف مقابل و نظرات او بوده بگونه اي كه از هم كلامي با هم نه تنها خسته نشده كه خوشحال و راضي هم هستند .

محمد صالحی 9/10/88
اخلاق در غرب ! 1- امانت داري
http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 26 آبان 1395  ساعت 07:28 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

اخلاق در غرب ! – 5 – استفاده بهینه از فرصتها

الفرصه تمر مر السحاب ، فانتهزوا فرص الخیر – امام علی ( ع ) – حکمت 20

فرصتها همانند ابر بی صدا و آرام می گذرند ، پس فرصت های نیک را غنیمت شمرید .

5 - استفاده بهینه از فرصتها

وقتی وارد جامعه آلمان می شویم ، چیزی که در همه جا و هر لحظه ، خودنمایی کرده و همواره با آن مواجه هستیم ، استفاده بهینه از فرصت های بدست آمده ، جهت مطالعه می باشد .

عمدتا ، کسی در خیابان بیکار دیده نمی شود و همگان ، با گام هایی بلند و سریع بسویی در حرکتند .

وقتی وارد رستورانی برای سرو غذا شده و فرصت تنهایی پیدا می کنند ، و یا موقعی که در ایستگاهی منتظر وسیله نقلیه ای می گردند ، و یا هنگامی که وارد قطار( چه شهری و چه بین شهری ) شده ، و یا آن زمان که سوارهواپیما می شوند ، هر کس ، چه پیر و چه جوان ، کتابی از کیف خود بیرون آورده و مشغول خواندن آن می گردد .

و یا آن کس که نوت بوکی داشته ، آن را روشن کرده و متناسب با نیاز خود به کار می گیرد ( حتی استفاده از اینترنت وایرلس در جاهایی که اتصال برقرار است ) .

و البته آن که فردی که کتاب و یا چیز دیگری دراختیار ندارد ، مجله و یا روزنامه هایی که در آن محل وجود دارد را مورد استفاده و مطالعه قرار می دهد .

و این است استفاده بهینه از زمان و فرصت هایی که معمولا به نام " زمان مرده " خوانده شده و تلف می گردد ولیکن معصومین ( س ) به غنیمت شمردن آنها سفارش و امر نموده و هشدار که مباد آنها را از دست بدهیم ، که مدت عمر کوتاه بوده و فرصتی برای جبران مافات نیست .

محمد صالحی 29/9/88
اخلاق در غرب ! 1- امانت داري

اخلاق در غرب ! – 6 – گزيده اي از رفتارهاي فردي و اجتماعي آنها
http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 25 آبان 1395  ساعت 07:42 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

اخلاق در غرب – 4 – احترام و وفای به عهد و قرار

یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود – سوره مائده ، آیه 1

ای کسانی که ایمان آورده اید قول و قراردادهای خود را محترم شمرده به آنها وفا کنید .

4 - احترام و وفای به عهد و قرار

طبق هماهنگی هایی که مدیرعامل یکی از شرکتهای مطرح بین المللی اتریشی (  K . T ) ، با مسئولین یک کارخانه صنعتی بزرگ فولاد در لهستان انجام داده بود ، قرار بود تا ما از آلمان و ایشان از اتریش پرواز کرده و در فرودگاه کراکف لهستان به هم ملحق شده و با راهنمایی ایشان به کارخانه مذکور جهت بازدید و مذاکره برویم .

با رسیدن به فرودگاه کراکف ، متوجه شدیم که ایشان زودتر از ما رسیده و منتظر ماست .

پس از سلام و احوالپرسی و استقبال گرم  ، سوار ماشینی شدیم که ایشان جهت رفتن به کارخانه که حدود 150 کیلومتر دورتر بود ، کرایه کرده و خود نیز رانندگی آنرا به عهده داشت .

در طول مسیر ، متوجه شدیم که ایشان برای پرواز از اتریش به کراکف در زمان مقرر ، جایی در پرواز پیدا نکرده ، به همین دلیل برای آن که قبل از ما به کراکف رسیده و منتظر ما شود ( چرا که ما به آن محل آشنایی نداشته و نوبت اولی بود که به آنجا می رفتیم ) ، پرواز به کشور چک را انتخاب و سپس از آنجا به کراکف لهستان پرواز می کند و خوشحال از آنکه به موقع سر قرار حاضر گردیده و بالتبع ما دچار سرگردانی نشده ایم . ( جالب این که نه منتی بر دوش ما گذاشت و نه با فخر آنرا بیان کرد )

پس از انجام بازدید ، به همراه ایشان به فرودگاه کراکف بازگشته و ایشان موقع رفتن ما به سمت بخش کنترل پرواز ، پس از خداحافظی ، بیان کردند که 10 دقیقه منتظر مانده ، در صورتی که اشکالی بوجود نیاید و شما به سمت هواپیما رفتید ( و تبعا مشکلی نداشته و به ایشان مراجعه نکرده ایم ) من هم از آنجا خواهم رفت .

و این است تعهد و احترام به قول و قراری که با دیگران بسته ایم و خداوند امر صریح به آن کرده است .

محمد صالحی 29/9/88
اخلاق در غرب ! 1- امانت داري

اخلاق در غرب ! – 5 – استفاده بهینه از فرصتها
http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 24 آبان 1395  ساعت 07:52 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

اخلاق در غرب ! – 3 - کمک به همنوع

تعاونوا علی البر و التقوی ... – سوره مائده ، آیه 2

3 – کمک به همنوع :

در هتل  EUROPA HOTEL در شهر فرانکفورت اقامت داشتم ( سال 2009 م ) .

هنگام عزیمت به ایران ، دو عدد ساک و چمدان داشتم که بدلیل سنگینی نمی توانستم آنها را تا ایستگاه قطار با خود حمل کنم .

از مدیر هتل خواستم که یک گاری دستی برایم تهیه کرده تا وسایلم را به ایستگاه برده و آنرا برگردانم .

ایشان اظهار داشتند که : " ما چنین وسیله ای در هتل نداریم " ، و در فکر فرو رفتند .

وقتی دیدند که من دستم درد می کند و واقعا به یک وسیله یا کمک احتیاج دارم ، به یکباره به سمت کاپشن خود رفته ، آنرا پوشیده و علیرغم مخالفت من ، چمدان مرا برداشته و گفتند : " راه بیفت که از قطار جا نمانی ! "

من خجالت زذه با ساک دیگر راه افتادم .

ایشان در راه وقتی دیدند که ساک هم برایم سنگین است ، چمدان را بدست چپ خود داده و یکی از بندهای ساک را نیزگرفته و به همراه من ، تا محل سوار شدن قطار که حدود 350 تا 400 متر و چندین مسیر پله ای  بود آمدند .

وقتی که کمک کردند وسایلم را بداخل قطار ببرم و مطمئن شدند که مشکلی نیست ، بدون هیچ منتی ، خداحافظی کرده و به هتل خود بازگشتند .

و این است ، امر الهی"  کمک به همنوعان خود " ، آنجا که می فرماید :

تعاونوا علی البر و التقوی ... – سوره مائده ، آیه 2

به یکدیگر بر مبنای نیکی و تقوی کمک کنید . ( و هرگز به همدیگر فخر نفروخته و یا منت از بابت کمک خود نگذاشته که خارج از دایره نیکویی و تقوا ست . )

محمد صالحی 27/9/88

اخلاق در غرب ! 1- امانت داري

اخلاق در غرب – 4 – احترام و وفای به عهد و قرار
http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 23 آبان 1395  ساعت 07:34 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

اخلاق در غرب ! – 2 - اعتماد و اکرام مهمان


همانطور که در قسمت  " اخلاق در غرب ! – 1 – امانت داری " گفته شد ، ویژگی های مثبتی در رفتار دیگران غیر مسلمان دیده می شود که به تعبیر امام علی ( ع ) رعایت عملی دستورات قرآن و معصومین ( س ) می باشد .

در این قسمت ، موضوع اعتماد و اکرام مهمان را یادآوری می کنم :

2 – اعتماد و اکرام مهمان

دوستی  می گفت :

اواخر سال 1383 خ ( 2004 م ) برای یک ماموریت ( با هواپیمای Iran Air  ) به شهر Trieste ایتالیا رفته بودیم .

پس از دریافت بار در فرودگاه  ، مشاهده کردم که " زیپ جيب كناري ساک من پاره شده " و هم چنین " يكي از چرخهای چمدان همکارم شكسته است " .

شخصي كه براي راهنمايي به پيشواز ما آمده بود مارا به مسئول ایتالیائی مربوطه در فرودگاه معرفي و موضوع را با او در ميان گذاشت .

ایشان ، ضمن برخورد مودبانه با ما ، وقتي ديد زیپ ساکم پاره شده  و محتويات داخل آن مشخص شده است از من سوال كرد :

" آیا پول نقد هم در اين قسمت از ساک داشته ای كه گم شده باشد ؟ "

جواب دادم : خیر

پس از اطمینان از این موضوع ، به من و دوستم محترمانه گفت :

" فردا ساعت فلان در هتل منتظر باشید ، یک ماشین جهت بردن شما به یک فروشگاه ساک و چمدان و جبران خسارت می آید " .

با شک و تردید به هتل رفته ، ولی ناباورانه ، فردا در همان ساعت مقرر ، ماشین مذکور ، به درب هتل مراجعه و ما را با حداكثر احترام به یکی از بزرگترین فروشگاه های ساک و چمدان شهر برد .

ساک و چمدان ما را به گوشه ای گذارد ه و یک ساک و چمدان نو با قیمتی چند برابر ساک و چمدان های خودمان و با امکاناتی بیشتر ، به ما تحویل و سپس ما را به هتل باز گرداند .

و این است صفت نیکوی اعتماد به شخصیت انسانی افراد ( حتی غریبه ها و غیر خودی ها ) و ارزش گذاری برای مهمان و مشتری که در اسلام به شدت ، نه تنها توصیه که به آن امر گردیده است 1و 2 و 3 .


زیر نویسها :

 
1-  يا ايها الذين امنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم ولا تجسسوا ... واتقوا الله ان الله تواب رحيم . حجرات ، آیه 12

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد ، چرا كه بعضى از گمانها گناه است ; و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد ....; تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه ‏پذير و مهربان است !

       2-  كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد ، بايد مهمانش را اكرام كند. وسائل‏الشيعه ، ج 16 ، ب 40 ، ص‏460
 
       3- يكى از وصيت‏هاى پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله به حضرت على‏عليه السلام اين بود : تو را وصيت مى‏كنم به خوب همسايه‏دارى و اكرام كردن مهمان و پذيرايى‏از آنها . بحارالانوار ، ج 74 ، ص 411 ، ح 22


محمد صالحی – 20 / 9 / 88

اخلاق در غرب ! – 3 - کمک به همنوع

اخلاق در غرب ! 1- امانت داري
http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 22 آبان 1395  ساعت 07:59 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

اخلاق در غرب !  امانت داري - 1

الله الله فی القرآن لایسبقکم بالعمل به غیرکم – امام علی ( ع ) 1

مسلمانان ! خدا را ، خدا را مد نظر قرار داده ، مباد بیاید روزی که غیر مسلملنان در عمل به مبانی عملی قرآنی بر شما پیشی گیرند !

مقدمه :

آنچه که ما در قرآن و احادیث می بینیم ، چراغ فروزانی است برای نمایش صراط مستقیم الهی که انسان با انجام فضایل اخلاقی و دوری از رذایل به مقصد خدایی برو د 2  .

ما امروز چیزهایی از رفتارهای غیر خودیهای کشورها و مذاهب دیگر می بینیم که بسیارشان ، همان معروف هایی است که رسول مکرم ( ص ) و حضرات ائمه معصوم ( س ) ، امر کرده اند و ما بعضا یا به فراموشی سپرده ایم و یا در غفلت خود ، به انجام آنها نمی پردازیم .

در سلسله مطالب آتی ، بعض رفتارهایی که در غرب ، به عنوان ملکه اخلاقی در آن جوامع فرهنگ شده است ، بطورخلاصه و بصورت مصداق هایی که در حال انجام است ، بیان می شود :

1 – امانت داری

5 سال پیش ( سال 2004 م – 1383 خ ) ، برای کاری یک هفته ای با 3 نفر از همکاران به فرانکفورت آلمان رفته بودیم .
یک روز قبل از برگشت ، به یک رستوران رفته و غذا خوردیم ولی متاسفانه دوربین خود را آنجا جا گذاشتیم .

پس از متوجه این امر شدن ، با مدیر رستوران تماس و ایشان اظهار داشتند که شخصی ( متاسفانه ایرانی خطاکار) ، پس از شما در محل شما حضور داشت و احتمال می دهم توسط او برده شد ه باشد ، شما بروید تا ایشان مجددا هرگاه جهت سرو غذا آمد از او جستجو کرده و می گیرم و به شما برمی گردانم .

فکر کردیم ، قضیه ، سرکاری است ، بخصوص وقتی که پس از يك روز مراجعه ، جواب مثبتی از او نگرفتیم و با این بدبینی و ناسزا در دل ، به ایران باز گشتیم .

ما دیگر کاری با آلمان نداشته و راهی نیز برای یافتن دوربین نداشتیم و امید نیز از آن کنده بودیم .

5 سال بعد ( سال 2009 م – 1388 خ ) ، مجددا براي يك سفر كاري ديگر ، به فرانکفورت رفتم .

در انتهاي ماموريتم به همان رستوران رفته ، ناهاري ميل كرده و با تردید ، جریان دوربین را مطرح کردم و با ناباوری از مدیررستوران شنیدم که گفت :

" من دوربین شما را نزد همان شخص ایرانی که 5 سال پیش گفته بودم پیدا کردم ، اما متاسفانه هیچ راهی برای پیدا کردن صاحب آن نداشتم ، نه آدرسی ، نه شماره تلفنی ، نه آشنایی .

مدت ها منتظر مراجعه کسی بودم ، ولی با این حال آنرا در منزل نگه داشته و به همگان از دوستان در رستوران و خانواده ، ماجرا را جهت پیدا کردن سر نخ اعلام کردم .

تا اینکه الان پس از 5 سال ، امیدم به پیدا شدن صاحب دوربین به واقعیت پیوست و من از بار امانت آن راحت شدم .

سپس به منزل تلفن کرده و 10 دقیقه بعد توسط پسر مدیر رستوران ، دوربین ، صحیح و سالم بدون هیچ گونه منت و یا از خود تعریف کردن و یا بدگویی از شخص ایرانی سارق دوربین ، به من سپرده شد ، و من نیز ضمن تشکر و خداحافظی از او جدا شدم ."

شاید به ذهن خیلی ها ، این امر بعید آید ، چرا که حتی در خوش بینانه ترین حالت ، وقتی نه شکایتی از رستوران شده بود ، نه پرونده قضایی سرقت در جریان بود ، نه شخصی از ایران و یا حتی همان آلمان پیگیر موضوع بود ، و نه آدرس و شماره تلفنی بین رستوران و صاحب دوربین رد و بدل شده بود ، دیگر کدام عقل ، حکم به نگهداری دوربین بیش از یک سال می کند3.

آری این است ، همان صفت " امانت داری " که خداوند به عنوان یکی از عالی ترین ملکات اخلاقی به آن امر کرده و پیامبر اسلام ( ص ) نیز بدلیل همین صفت متعالی ، لقب محمد امین بخود گرفته بود .


زیر نویسها :

1 - نهج البلاغه، نامه 47

2 – تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129-

3 – در احکام شرعی داریم : پس از پیدا کردن چیزی ، تا مدت یک سال بدنبال صاحب آن بگرد و پس از نا امید شدن ، آنرا فروخته و به نام صاحبش صدقه بده و یا بهتر که آنقدر نگه دار تا صاحبش پیدا شود .

محمد صالحی – 20 / 8 / 88

اخلاق در غرب ! – 2 - اعتماد و اکرام مهمان

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 19 آبان 1395  ساعت 08:01 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

یک چیز را از آب بیاموز :

 

آب با دیواره های سنگی بزرگی برخورد می کند ،

اما با آنها مبارزه  نمی کند .

 

در سکوت جریان می یابد و به آرامی به راهش ادامه می دهد .

 

اگر سنگ خیلی بزرگ باشد از کنارش رد می شود ،

 

اما کم کم ...

گرانیت در آب حل می شود .

سنگهای بزرگ به سنگریزه تبدیل می شوند .

 

در نهایت آب برنده می شود .

و این زیبایی انرژی زنانه است .

 

مانند صخره نباش !

مانند آب باش !

" نرم و زنانه باش " 

و پیروزی از آن توست .

 

وقتی می گویم آب شو منظورم همین است  :

حل شو .

 

آب تهاجمی نیست ، مبارزه نمی کند ،

 راهش را بدون مبارزه پیدا می کند ،

پیروزی بدون تسلط یافتن .

#اشو

#سخت_نگیر

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 18 آبان 1395  ساعت 07:41 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

آيا همه قرآن ، همان اوايل بعثت بر پيامبر نازل شده است ؟ ( نزول دفعي )

 

يكي از آياتي كه در قرآن براي اثبات نزول دفعي ، به آن استناد ميشود آيه 114 سوره طه مي باشد :

وَ لَاتَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا

«در ( خواندن ) قرآن ـ پیش­از آنکه وحیش به­سوی تو انجام پذیرد ـ شتاب مکن و بگو خدای من ، مرا دانش افزای»

در تفسير آيه فوق دو نظر ارائه شده است :

  1. اي پيامبر(ص) ، پيش از آنكه سخنان فرشته وحي تمام شود ، شتاب در خواندن آيات خوانده شده نكن . ( )

با اين ديدگاه ، پيامبر(ص) ، از كل وحي اطلاع نداشته ، مگر زماني كه آيات نازل مي شده است .

  1. اي پيامبر(ص) ، در خواندن وحي شتاب نكن . (

با اين ديدگاه ، پيامبر(ص) ، از كل وحي ، قبل از نزول تدريجي آيات ، اطلاع داشته است .

در ادامه به نظر استاد سيد محمد حسيني طباطبايي پرداخته مي شود :

 درتفسیر مزبور گفته­اند که رسول­خدا(ص) به ­هنگام وحی ـ پیش ­از آنکه سخنان فرشته تمام شود ـ همراه با او، آیات قرآنی را می­خواند . آنگاه این آیۀ کریمه نازل شد و او را از شتاب در قرائت نهی نمود .

چنانکه درتفسیر «مجمع­البیان» آمده است: [معنای آیه اینست که: پیش ­از فراغت جبریل از ابلاغ قرآن، درخواندن ­آن شتاب مکن زیرا که پیامبر (ص) به همراه فرشته ، قرآن را می­خواند مبادا آن را فراموش کند. و این سخن، نظیر گفتار خدایتعالی است ­که فرمود: لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ (القیامت/ 16). قول مذکور از ابن عبّاس و حسن بصری و جُبّائی گزارش شده است] 1

 تفاسیر جدید نیز این قول­ را برگزیده­اند . ( و اين نظر دال بر عدم اطلاع پيامبر از آيات ، قبل از وحي هر كدام از آنهاست .)

امّا در تفسیر «المیزان» پس­از نقل قول مزبور می­نویسد:

«اگر (برای پیامبرص) دانشی از قرآن پیش ­از نزول آن وجود نداشت نمی­توانست در خواندن چیزی که هنوز نازل نشده شتاب ورزد »! 2

و اما نقد نظر علامه :

در این تفسیر ، نویسنده می­خواهد بگوید که چون رسول­ خدا(ص) درخواندن وحی شتاب می­ورزید، بنابراین پیش ­از نزول آیات از آن‌ها آگاهی داشت!

و این سخن عجیبی است­ که با مدلول آیۀ موردبحث نمی­سازد ، زیرا که رسول ­خدا(ص) فرمان یافت تا شتاب نورزیده و پس­ از «پایان گرفتن وحی» آن را بخواند (نه همراه با قرائت جبریل ع) و درصورتیکه پیامبرص از مفاد وحی آگاه بود ، قید پایان ­گرفتن (مِن قَبلِ أن یُقضی إلَیکَ وَحیُهُ) لازم نمی­آمد ، بلکه می­فرمود پیش ­از آنکه وحی به ­تو رسد، شتاب نورز و آن را مخوان ( وَ لا تَعجَل بِالقُرآنِ مِن قَبلِ أن یُوحی إلَیکَ)!

علاوه براین ، آیات متعدّدی در قرآن کریم به ­نحو اطلاق دلالت دارند بر اینکه پیامبر أکرم(ص) پیش­ از نزول وحی از مفاد آن بی­اطّلاع بود و رویدادهایی ­که در صدر اسلام پیش آمد مانند «حادثۀ إفک» و «پرسش دربارۀ أصحاب کهف» و «فترۀ وحی» و امثال این‌ها ، همگی گواه بر این­معنا شمرده می­شوند.

خدایتعالی می­فرماید: وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا (النساء/ 113) (خدا چیزهایی به تو آموخت که آنها را نمی­دانستی و فضل خدا بر تو بزرگ است).

زیرنویس:

1- تفسیر مجمع البیان، ج16، ص 147. («مَعناهُ لا تَعجَل بِتِلاوَتِهِ قَبلَ أن یَفرُغَ جِبرائیلُ ع مِن إبلاغِهِ فَإِنَّهُ (ص) کانَ یَقرَءُ مَعَهُ وَ یَعجَلُ بِتِلاوَتِهِ مَخافَةَ نِسیانِهِ.... وَهذا کَقَولِهِ: (لا تُحَرِّک بِهِ لِسانَکَ لِتَعجَلَ بِهِ) عَنِ ابنِ عَبّاسٍ وَ الحَسَنِ وَالجُبّائی».)

2- تفسیر المیزان، ج14، ص 232. («فَلَولا عِلمٌ ما مِنهُ بِالقُرآنِ قَبلَ ذلِکَ لَم یَکُن لِعَجَلِهِ بِقِراءَةِ ما لَم یَنزِل مِنهُ بَعدُ» )

مصطفي طباطبايي

 

محمد صالحي – 15/4/95

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 18 آبان 1395  ساعت 07:39 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

عشق چنان تحولي در آدمي ايجاد ميكند كه :

روح را لطيف ،

قلب را مهربان ،

دستها را بخشنده ،

چشمها را براق ،

پاها را استوار ،

زبان را آرام ،

گوشها را بسته ،

و همه وجود را به غليان و سيلان وا ميدارد .

 

و آنگاه است كه ،

چون چشمه جوشان خورشيد ،

محبت و عشق را به همه هستي مي پراكند .

محمد صالحي 12/11/94

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 17 آبان 1395  ساعت 08:29 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

آيا خداوند كسي را عذاب مي كند يا دوري از او ، خودش عذاب است ؟

سالهاست كه در ذهن مردم اينگونه متصور شده كه خداوند شخصيتي بس پر از هيبت و جباريت و انتقام است كه در انتظار شلاق زدن بنده ايست كه راه به خلاف برود .

در اين نگاه ، خداوند از هستي و بنده هايش جدا بوده و در اعلي علييني زيست ميكند در كسوت اربابي و همه كسان بايد دايم در ترس از چشمان تيزبينش گامي به كج نگذارند و حتي فكري به غلط نكنند .

اما آنچه كه در وصف قرآني مي بينيم و در كلام رسولانش شنيده ايم و در بيان عارفاني كه او را در كشف و شهودي عاشقانه يافته اند ، وجود دارد ، خداييست سراپا مهر و سرشار از شوق ديدار .

در ادامه ، به قرآن ، نگاهي دوباره به اجمال مي افكنيم :

  1. تمام هستي در يك سير كمالي هماهنگ ، به مقصودي معلوم ، در سير مدام است :

تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شي‏ء الا يسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبيحهم 1

آسمانهاى هفتگانه و زمين و کسانى که در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند؛ و هر موجودى ، تسبيح و حمد او مى‏گويد ؛ ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد .  

  1. مقصود آن سير ، چيزي جز شادماني و آرامش در پي ندارد :
  • يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي 2

اي روح آرامش يافته ؛ خشنود و پسنديده به سوي پروردگارت بازگرد و در زمره بندگان من داخل شو ، و به بهشت من در آي .

  • فرحين بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون 3

از فضيلتي كه خدا نصيبشان كرده است شادمانند و به آنها كه در پي شان هستند و هنوز به آنها نپيوسته اند بشارت مي دهند كه بيمي بر آنها نيست و اندوهگين نشوند .

  1. دعوت خداوند از انسان براي حضور در محفل خود ، چيزي جز رسيدن به حيات دايمي و زيست روحاني جاويدان نيست :

يا ايها الذين امنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما يحييکم 4

اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت کنيد هنگامى که شما را به سوى چيزى مى‏خواند که شما را حيات مى‏بخشد!

  1. كه اين دعوت نپذيرفتند و راه به كج راهه كشاندند ، گويي سرابي را در عوض محفل زيبا و سرمست از حضور خداوند ، گزيده اند :

والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الضمئان مائا حتی اذا جائه لم یجده شیئا و وجد الله عنده 5

 کسانى که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در يک کوير که انسان تشنه از دور آن را آب مى‏پندارد ؛ امّا هنگامى که به سراغ آن مى‏آيد چيزى نمى‏يابد ، و خدا را نزد آن مى‏يابد که حساب او را بطور کامل مى‏دهد .

  1. و اين به سراب خو كردگان ، در آن كج راهه ، چيزي جز خسران و سختي و رنج ، عايدشان نخواهد شد :
  • و من يتخذ الشيطان وليا من دون الله فقد خسر خسرانا مبينا 6

و هر كس كه به جاي خدا شيطان را به دوستي برگزيند زياني آشكار كرده است .

  • فاعبدوا ما شئتم من دونه قل ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم و اهليهم يوم القيامة الا ذلك هو الخسران المبين 7

بپرستيد هر چيز ديگري را جز او ؛ بگو : زيان كنندگان كساني هستند كه در روز قيامت خود و خاندانشان را از دست بدهند بهوش باشيد كه اين زياني آشكار است .

  1. و چه عذابي از اين بالاتر ، كه وقتي زمان بازي دنيا تمام شد ، محفل سرمستي و عشق و شادماني الهي را ببيند و راهي و چاره اي براي ورود در آن نمي يابد :

ا فمن اتبع رضوان الله كمن باء بسخط من الله و ماواه جهنم و بئس المصير 8

آيا آن كس كه به راه خشنودي خدا مي رود ، همانند كسي است كه موجب خشم او مي شود و مكان او جهنم ، آن سرانجام بد است ؟

  1. و اين جهنم نه عذابيست كه خداوند به او مي دهد ، كه دوري از رحمت و شادماني بهشت برين الهي است كه در حسرتش ميسوزد :

قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم علي ظهورهم الا ساء ما يزرون 9

زيان كردند آنهايي كه ديدار با خدا را دروغ پنداشتند و چون قيامت ، به ناگهان فرا رسد ، گويند : اي حسرتا بر ما به خاطر تقصيري كه كرديم ؛ اينان بار گناهانشان را بر پشت مي كشند ؛ هان ، چه بد باري را بر دوش مي كشند .

  1. و اما خداوند رحمان ، آنقدر سرشار از مهرباني و گذشت و نيز لبريز از شوق ديدار بنده خود است كه بهر بهانه اي دنبال بخشيدن خطاي كج راهه اوست ، كه بيشتر از آن همه خسران ناشي از دور افتادن از قرب او ، درد مضاعف نكشد :
  • نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم 10

به بندگانم خبر ده كه من آمرزنده و مهربانم .

  • قال رب اني ظلمت نفسي فاغفر لي فغفر له انه هو الغفور الرحيم 11

گفت : اي پروردگار من ، من به خود ستم كردم مرا بيامرز ؛ و خدايش بيامرزيد زيرا آمرزنده و مهربان است .

 

و در يك كلام :

  • خداوند ، انسان را خلق كرد و به او اختيار داد و مي دانست در اين اختيار ، راحت ترين راه رسيدن به آرزوهايش را انتخاب خواهد كرد ، هر چند آرزوهايي باشد كه هيچ اثر جاودان روحاني براي او نداشته و تنها زماني را در اين دنياي پر از سراب ، خوش باشد .

قال اني اعلم ما لا تعلمون – بقره 30

( و خداوند در اعتراض ملائك به خلقت انسان ) گفت : آنچه من مي دانم شما نمي دانيد .

  • و اما آنها كه راه رسيدن به شادي حقيقي كه همان ظهور حضور خداوند در قلب آنهاست را برگزيدند چيزي جز آن نميابند و اين همان بهشتي است كه خداوند به همگان وعده داده است .

وعد الله المؤمنين و المؤمنات جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها و مساكن طيبة في جنات عدن و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم 12

خدا به مردان مؤمن و زنان مؤمن بهشتهايي را وعده داده است كه جويها در آن جاري است ، و بهشتيان همواره در آنجايند و نيز خانه هايي نيكو در بهشت جاويد ولي خشنودي خدا از همه برتر است كه پيروزي بزرگ ، همان خشنودي خداوند است .

  • ولي آنها كه راه به كج راهه كشاندند ، به چيزي از جنس جاودانگي نايل نشده و روزي خواهد رسيد كه همه چيز به فنا رفته مي بينند و سرتاپا حسرت خواهند شد .
  • و چه عذابي دهشتناكتر از اين همه خسران و حسرت كه در بيكرانه تاريكي از دوري از محفل قرب ، سرگردان شده ، تا كي درد و رنج اين دوري ، زنگارهاي زشت روحشان بزدايد و پاك شده ، خود در مسير رسيدن به آن مقصود نهايي بيابند .

زيرنويسها :

  1. سوره اسرا – آیه 44
  2. سوره فجر آيات 27 تا 30
  3. سوره آل عمران آيه 170
  4. سوره انفال 24
  5. سوره نور ، 39
  6. سوره نسا 119
  7. سوره زمر 15
  8. سوره آل عمران 162
  9. سوره انعام 31
  10. سوره حجر 49
  11. سوره قصص 16
  12. سوره توبه آيه 72

محمد صالحي – 24/5/95 مصادف با ولادت امام رضا(ع)

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 16 آبان 1395  ساعت 04:46 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

آرام بودن در يك صومعه و مسجد كاري است بس آسان.

اما اين آرامش مرده است.

بايد بتوانيم هنر آرام بودن را در ميان پريشان احوالي بياموزيم

 و در آن موقع سكوتمان حقيقي، معتبر و زنده خواهد بود

و زندگي به ماجرايي بزرگ تبديل مي شود.

خدا تنها از آرامشي زنده به ديدارمان مي آيد.

 پس در دنيا باش و از دنيا مباش.

 در دنيا زندگي كن ، اما نگذار دنيا در تو رخنه كند.

 حركت كن ، از دنيا بگذر ، اما از آن تاثير نپذير.

اين كار شدني است.

 و با وقوع اين معجزه ، طعم سر مستي را خواهي چشيد.

 

#اشو_مراقبه

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 16 آبان 1395  ساعت 10:45 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مقدمه کتاب «تفسیر مُدام از دین»

در مقالة « قرائت نبوي از جهان » گفته‌ام ، قرآن روايت هستي است و محمد(ص) روايتگر آن.

پيامبر اسلام، طبيعت، انسان، تاريخ و جامعه را براساس « خدامحوري » به صورت قرآن روايت کرده است و اين روايت ، گونه‌اي « تفسير » است و پيامبر ، تجربه مي‌کرد که اين تفسير ، با امداد الهي (وحي) صورت مي‌گيرد.

مسلمان کسي است که در روايت محمّد شريک مي‌شود و هستي را خدامحور روايت می‌کند.

منظور من از « دين » در عنوان اين کتاب ، همين روايت خدامحور از هستي است. اين روايت ، يک دين است که کسانی آن را می‌پذيرند و خود را به لوازم نظری و عملی آن پاي‌بند می‌سازند و با اين دين متديّن می‌گردند.

اين دين ، گونه‌ای زيستن است که چه در مقام نظر و چه در مقام عمل همواره با تفسير همراه است.

اين دين « روايتگری » است و روايتگر ، اگر روايتگری خود را دائماً برای خود و برای ديگران تفسير نکند روايتگر نمی‌ماند.

در تاريخ اسلام با روايت نخستين ، يعنی روايت محمد از هستی ، مواجهه‌های گوناگون به عمل آمده است.

در بخش عمده‌ای از اين مواجهه‌ها ، فلسفه، کشف عرفانی و يا جمود در الفاظ کتاب و سنت ، به جای روايت نشانده شده است.

به نظر نگارنده، راوی نخستين يعنی حضرت رسول ، نه فلسفه می‌گفت، نه کشف عرفانی می‌کرد و نه بيست و سه سال مشغول تحويل گرفتن مجموعه‌ای از الفاظ و معانی از جبرئيل بود.

او بنا بر دعوی خودش در قرآن ، قرائت هستی می‌کرد . همه چيز از « إقرأ باسم ربّک الّذی خلق »[1] آغاز شده بود که بنابر روايات مشهور اولين آيه قرآن است.

او از بعثت تا رحلت ، مشغول خواندن (قرائت) هستی به نام خدا بود و مسلمان کسی است که تابع محمد می‌شود و کار او را می‌کند.

نگارندة اين سطور ، شخصاً چنين تجربه می‌کند که روايت هستی به نام خدا ، يک کوشش مدام وجودی است و نه يک اعتقاد ثابت نظری.

تجربه می‌کنم که اين کوشش وجودی که يک تفسير مدام از بودن خود و بودن جهان است ، هميشه با بدفهمی همراه است و کار مستمر من بايد اين باشد که خروارها عايق و مانع را که موجب اين بدفهمی می‌شوند کنار بزنم.

اين کنار زدن، عيناً همان عمل تفسير است. فکر می‌کنم هر شخص ديگر هم که دين را وجودی می‌فهمد همين تجربه را دارد.

البته کارهای آدمی ، مرهون زمان‌ها و مکان‌ها است. اگر حادثه‌هايی پيش نيايند سخن‌هايی گفته نشوند پرسش‌هايی سربرنياورند معلوم نمی‌شود تفسير هرکس، از موضوعات بسيار متنوع مربوط به دين چيست و کدام است.

آنچه در اين کتاب می‌خوانيد در واقع، تفسيرهايی است درباب موضوعات گوناگون مربوط به دين که در سه سال گذشته در فرصت‌های مختلف به صورت سخنرانی،‌ مصاحبه يا مقاله و يادداشت انجام يافته است.

 محمد مجتهد شبستری                1390/8/6

 [1] - آية اول سورة العلق در قرآن کريم.

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 16 آبان 1395  ساعت 07:33 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

به راه ادامه دهیم و توقف نکنیم

 

زندگی مثل یک جاده پر پیچ و خم و پستی بلندی های غیر قابل پیش بینی است .

یکی سخت است و تند و دیگری راحت و آرام .

 

با بدنیا آمدن ، بناچار در آن جاده قرار می گیریم و چاره ای جز رفتن نیز نخواهیم داشت .

 

پس هربار که با پیچ جاده و یا سربالايي روبرو می شویم ،

 با خود بگوییم ، این هم یکی دیگر از آن پستی بلندیهای محتوم زندگیم بود و از آن بگذریم ،

 و بیاد آوریم که قطعا ده ها پستی بلندی دیگر در راه زندگی خود خواهیم داشت .

 

به راه ادامه دهیم و توقف نکنیم .

 

اگر تسلیم سربالایی جاده شدیم و توقف کردیم ، به پایین پرتاب خواهیم شد .

و اگر با پیچ و خم آن کنار نیامدیم ، اجباری جز پرتاب به بیرون نخواهیم داشت .

 

همه این سختیها تمام خواهد شد و آنگاه شادمانی ابدی ، از آن کسانی خواهد بود ، که در راه ،

بخاطر هر سختی و درد و رنج پیچ و خم و پستی و بلندی آن ،

نا امیدانه ، نه عقب کشیدند و نه توقف کردند و نه جنگیدند ،

بلکه با قبول همه آن موانع ، هشیارانه از همه آنها عبور کردند و با هر عبور ،

خنده ای سر دادند و به راه ادامه دادند .

 

  • الدنیا دار ممر لا دار مقر - حکمت ۱۳۳ نهج البلاغه

دنیا جاده گذر است نه ایستگاه سکون .

  • فان مع العسر یسرا ، ان مع العسر یسرا - سوره شرح آیات ۵ و ۶

آسانی و شادمانی ، در حضور سختیها معنا میابد .

محمد صالحی - ۲/۷/۹۵

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 15 آبان 1395  ساعت 01:24 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

ساکت باشید

 

همين كه قضاوت كنيد، جدايي به وجود مي آيد. ساكت باشيد.

مي خواهيد درست در وسط جمله خود سكوت كنيد و بر خلاف ادب است.

حال قضاوت به ميان مي آيد.

از اينكه ديگران در مورد شما چه فكري خواهند كرد،‌ خجالت زده مي شويد.

اگر ناگهان ساكت شويد،‌ شما را درك نخواهند كرد.

پس بايد به نوعي و هرطور كه شده است، جمله تان را كامل كنيد.

تظاهر مي كنيد علاقه مند هستيد، ‌اما عاقبت فرار مي كنيد.

اين كار خيلي پر خرج است.

در حاليكه واقعا لازم نيست آنرا انجام دهيد.

فقط بگوييد كه ديگر ميل به گفت و گو نداريد.

مي توانيد معذرت بخواهيد و ساكت شويد.

به سبب ساكت شدن‌، خودتان را محاكمه نكنيد.

كل وجودتان مي خواهد ساكت باشد.

پس خواستتان را دنبال كنيد.

در تماميت وجودتان سايه اي شويد و هرجا كه مي رويد، دنبالش كنيد؛ زيرا هدف ديگري وجود ندارد.

سپس احساس مي كنيد كه آسايش عميقي شما را احاطه كرده است.

 

اﺷﻮ

#مراقبه_روزانه

 

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 15 آبان 1395  ساعت 08:19 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

پیامبران نیامده اند چیز جدیدی یاد بشر بدهند

پیامبران نیامده اند چیز جدیدی به بشر ياد دهند ، بلکه آمده اند :

  • به او یاد آوری کنند ، به آنچه را در درون خود دارد :

فذكر انما انت مذکر (غاشيه آيه 21 )

پس بياد مردم بياور ، كه تو فقط براي هشيار كردنشان  هستي .

  • و به عقلش بخوانند ، تا به تقلید کسی نرود و به خرافات کسانی باور نکند .

ارسل الیهم رسله … یثیروا لهم دفائن العقول ( خطبه اول نهج البلاغه )

 خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد ....تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته ، برانگيزاند .

  • اینکه فکر کنیم آنها آمده اند یک سیستم خاص و نو بنا کنند بسی اشتباه است .

چرا که هیچ عقل سلیمی نمی تواند به یکباره  از همه گذشته خود فرار کرده و به چیز جدیدی که از آن بی اطلاع بوده ایمان بياورد .

نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه ( آل عمران آيه 3 )

اين كتاب را كه تصديق كننده كتابهاي پيش از آن است به حق بر تو نازل كرد .

 

و امروز آنچه که از پیامبر به ما ارزاني شده است ، همان دو اصل فوق است :

۱ - ریشه همه اخلاقیات و معنویات ، در درون انسانست و اگر خود را از اسارت شهوات و تمایلات نفسانی و بیرونی آزاد کند ، حتما به سرمایه روحانی درونی خود هشیار خواهد شد .

و نفس و ما سويها ، فالهمها فجورها و تقويها ( شمس آيات 7 و 8 )

و سوگند به نفس و آن كه نيكويش بيافريده ، سپس زشتيها و زيبائيهايش را به او الهام كرده .

 

۲ - گنجینه عظیم عقل ، سرمایه پنهانی است که خداوند به بشر هدیه داده است و آنچه خداوند بر ما می پسندد بازگشت به آن گنجینه و بهره گیری کامل از آنست .

و ما الحياة الدنيا الا لعب و لهو و للدار الآخرة خير للذين يتقون ا فلا تعقلون ( انعام آيه 32 )

حيات دنيا بازيچه اي بيش نيست ( براي شادبودن و از آن گذشتن كه راه تا خداگونگي و جاودانه شدن ، در آنست) و قطعا مقصود جاودانه ، بهترين گزينش آنهاييست كه فريفته بازيچه هاي دنيايي نشده اند . پس چرا تعقل نميكنيد ؟

محمد صالحي – 1/7/95

 

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 15 آبان 1395  ساعت 08:16 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

چگونه در  زندگی مشترک عمل  کنیم؟

 

👌1.دكمه قرمز همسرتان را زودتر پيدا كنيد.

 

داشتن زندگي مشترك بدون تنش و بحث مداوم و بي نتيجه، براي بعضي از همسران به آرزو تبديل شده است. زن و شوهرهايي كه با رعايت چند توصيه مي توانند به زندگي شان رنگ آرامش بزنند اما آنقدر اين كار را نكرده اند كه راه حلي بهتر از طلاق نيافته اند. بنابراين بعد از خواندن نكته به نكته اين مطلب، براي عمل كردن به اين توصيه ها برنامه ريزي كنيد تا آرامش را در زندگي مشترك احساس كنيد.

 

👌2.اگر شنيديد فكر كنيد نشنيديد!

 

گاهي همسرمان عصبي است و حرف هايي مي زند كه خودش هم واقعا به آن حرف ها اعتقادي ندارد؛ اگر آن حرف ها را معيار رفتار خودمان قرار بدهيم، وارد بازي قدرت مي شويم كه كمكي به زندگي مشترك و افزايش صميميت ما نخواهد كرد. وقتي مي دانيد همسرتان حرف خودش را باور ندارد چه دليلي وجود دارد كه بخواهيد به او ثابت كنيد اشتباه كرده است!

 

👌3.جنگ منجر به شكست را شروع نكنيد.

 

درباره اختلاف هاي خودتان مي توانيد بدون سرزنش، تحقير و انتقاد با هم گفتگو كنيد اما تلاش براي تغيير همه رفتارهاي همسرتان به معني زندگي مشترك نيست، به معني يك جنگ منجر به شكست است. همه نظرات ديگران را جدي نگيريد. اين كه اطرافيان درباره شما و همسرتان چه قضاوتي دارند مهم نيست! مهم اين است كه از زندگي مشترك با همسرتان لذت ببريد و به توصيه هاي غيرمنطقي ديگران توجه نكنيد.

 

👌4.اجازه دهيد همسرتان اشتباه كند

 

معمولا اگر به همسرتان آزادي اشتباه كردن بدهيد، محيط زندگي تنش كمتري پيدا مي كند اما بهتر است بازخورد و رفتار شما بدون تنش باشد تا همسرتان دوباره آن اشتباه را تكرار نكند.

 

 

👌5.به دكمه حساسيت زا دست نزنيد.

 

بعد از اين كه چند ماهي از شروع زندگي مشترك بگذرد، دكمه قرمز همسرمان را پيدا مي كنيم و مي فهميم كه با كدام دكمه عصباني، با كدام دكمه بي حوصله و با كدام دكمه ناراحت مي شود.

 

استفاده از دكمه هاي قرمز براي باج گيري، انتقام، تنبيه، سرزنش، حال گيري و ... شما را وارد بازي قدرت مي كند و بازي قدرت جايي شروع مي شود كه صميميت و در نتيجه شادي تمام مي شود.

 

👌6.اشتباهاتتان را بپذيريد.

 

اگر هر  پذيرفته باشيد كه جدل بي فايده است بعد از اندكي بحث و جدل و مناظره دست از فهماندن مسئله برمي داريد و به جاي جنگ كلامي قدرت، دنبال راه حل موثرتري مي گرديد. استفاده از زبان براي بيان مفاهيم به سوءتفاهم دامن مي زند و دخالت احساس و هيجان به طور پنهان و آشكار، ماجرا را پيچيده تر مي كند.

 

👌7.پنهان كاري را فراموش كنيد.

 

اگر همسرتان به اشتباه فكر مي كند شما به او خيانت كرده ايد، لازم نيست براي اثبات وفاداري، خودتان را بكشيد بلكه كافي است شفاف و روراست باشيد؛ هم در مسائل مالي، هم در مسائل ديگري كه براي همسرتان مهم است.

 

👌8.قبل از حرف زدن فكر كنيد.

 

ممكن است بدون فكر كردن، به همسرتان حرفي بزنيد و چهل سال بعد همسرتان به شما بگويد كه تو هماني هستي كه فلان جمله را گفتي! البته نتيجه گفتن يك حرف اشتباه در اين حد مسئله مهمي نيست، مهم اين است كه وقتي حرف مي زنيد، بعد اصرار داريد سر حرف تان باقي بمانيد و بازي كودكانه «لجبازي» شروع مي شود.

 

🌹🍂کانال روانشناسی زندگی آرام🍂🌹

https://telegram.me/eshghonava

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 12 آبان 1395  ساعت 10:25 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مخالفت عده ای با صلح حديبيه و مشورت پيامبر با همسرش

مسلمانان در رمضان سال 6 هجري قمري ، جهت حج عمره ، بسوي مكه حركت و در نزديكي آن اطراق كردند ولي بدلايل مختلف و پذيرفتن اسلام توسط بعضي از سران قريش از جمله خالد بن وليد و توافقي كه بين پيامبر و قريش انجام شد ، قرار شد كه مسلمانان در آن سال از حج خود صرفنظر كنند و سال بعد به آن اقدام نمايند .

تاكنون ، تمامى سياستها بر اساس جنگ با مشركان پيش رفته و شايد مسلمانها فكر نمى‏كردند كه مى‏توان با مشركان صلح هم كرد .

به همين دليل، پس از پذيرفته شدن صلح ، شمارى از اصحاب درباره موضع پيامبر(ص) و اينكه چرا در دين خود اطهار خوارى و حقارت كنيم؟ اظهار ترديد كردند .

زمانى كه صلحنامه نوشته شد ، رسول خدا (ص) به مردم دستور داد تا شتران خود را قربانى كنند و سرهاى خود را بتراشند .

اما كسى از جاى خود برنخاست.

رسول خدا (ص) مجدداً فرمان خود را تكرار كرد ، اما كسى او را اجابت نكرد .

بار سوم نيز كه مردم فرمانش را پيروى نكردند .

حضرت بر ام سلمه  همسر خود  وارد شد و با ناراحتي فرمود :

آيا نمي بيني كه به مردم امر مي كنم ولي فقط مي شنوند و بصورتم نگاه مي كنند ولي هيچ اقدامي نميكنند ؟!

( الا تَرَيْنَ الى الناس بالامر فلا يفعلونه و هم يسمعون كلامى و ينظرون فى وجهى )

ام سلمه به حضرت عرض كرد : شما خود شترانتان را قربانى كنيد ، مردم نيز به دنبال شما چنين خواهند كرد!

رسول خدا (ص)  چنين كرد.

منبع : المغازى، ج 2، ص 613

محمد صالحي – 28/6/95

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 12 آبان 1395  ساعت 08:02 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :4
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
Powered By Rasekhoon.net