لزوم تغییر ساختار خانواده از سنتی به جدید

آنچه در سخنرانی زیر بیان شده است :

خانه از پای بست ویران است

خواجه در بند نقش ایوانست

زندگی مامنی است که قرار است حق زیستن انسانی دختر و پسر با رفع نیازهای مختلف جنسی ، مادی و معنوی آنها محقق شده و آنها را در رسیدن به آرامش و شادکامی کمک کند .

حال سوال اینجاست که :

آیا شرایط فعلی عقد ازدواج و ساختاری که برای خانواده و جایگاه نامشخص زن و مرد در آن ، تعریف شده ، هدف فوق را رصد می کند یا برعکس ، باعث گسست عاطفی بیشتر آنها و فروپاشی هر چه بیشتر خانواده ها شده است ؟

الف ) آسیب شناسی مبتنی بر نگاه جامعه شناختی ، نه نگاه روانشناسانه فردی محور

  1. از اول انقلاب ، زن اجازه خروج از منزل ، بدون کنترل سنتی مرد را پیدا کرد و با تحصیل و کار ، توان مالی و اعتبار اجتماعی بدست آورد . و مطالباتش بشدت بالا رفت . و طبیعتا در زندگی او .
  2. برای استیفای حقوق زن ، چارچوب و ساختار سنتی خانواده حفظ شد ، اما مرد در بسیاری موارد خلع سلاح شده و زن به ابزارهایی که هیچ نسبتی با آن ساختار ندارد و متعلق به جامعه مدرن است ، مجهز شد .
  3. اتفاقی که افتاد ، ایجاد فضای رقابت ناسالمی بود که مرد احساس اضمحلال و به حاشیه رفتن کرد و زن احساس قدرت . جایگاه مرد ضعیف شد و جایگاه زن بالا رفت و خانواده بی همسران شد .
  4. نتیجه قطعی این اتفاق : اساسی ترین معضل جامعه ما : گسست عاطفی بین زوجین
  5. : آمار حداقل 75 درصدی طلاق های عاطفی و آمار 15 میلیونی مجردینی که قصد ازدواج ندارند .
  6. حالا با دو طیف مجرد و یا متاهل سرخورده با نیازهای مختلف عاطفی و جنسی روبرو هستیم .
  7. چه می شود ؟ جز رابطه های پنهانی ( رفاقتهای متداول ) و یا آشکار ( ازدواج سفید ) ،

 ب) راه حل :

  • راه حل های روانشناسانه : در این روش ، راه حلهای اساسی ارایه نشد جز مشاوره های فردگرا

تعداد مشاورین و جلسات مشاوره و .. بیش از چندین برابر شد ولی آمارهای طلاق عاطفی تا طلاق قطعی به همان شدت افزایش یافته است .

نتیجه : نشان از عدم تطابق راه حلهای فوق با معضلات فوق الذکر دارد . هر چند بسیاری از مشاوره ها و سمینارها و نشستها نیز ، سمت و سوی تجاری گرفته اند .

  • لزوم راه حل های جامعه شناختی

مشکل را باید از بیرون نگاه کرد و علایم بیرونی آنرا که جامعه را درگیر کرده، ریزبینانه بررسی کرد( نگاه جامعه شناسانه) .

در این نگاه جامعه شناختی ، زن و مرد دیگر دو فرد با خصوصیات فردی تاریخی ( یکی دهنده و دیگری گیرنده و .. ) نیستند بلکه هر دو ، به دو مولفه مساوی در امور اجتماعی ، مدیریتی ، اقتصادی ، آموزشی و همه نهادهای جامعه تبدیل شده اند که بشدت ، جایگاه آنها را در نظام سنتی خانواده متحول کرده که عمدتا تصویری رقابتی از آنها از بیرون مشاهده می شود .

بنابراین تا روانشناس و جامعه شناس و حقوقدان دست به دست هم نداده و تحقیقات وسیعی در این زمینه با رویکرد بازتعریف ساختاری جدید متناسب با شرایط کاملا متحول شده اجتماعی زن و مرد نداشته باشند ، مشاوره های فردگرایانه ، مانند هم اکنون ، ره به جایی نخواهد برد .

  • ساختار سنتی و ساختار پیشنهادی جدید
  • لوازم نظام سنتی فقهی = مهریه ، نفقه ، مزد زن در خانه ، حق تملیک بر اموال زن ، لزوم اذن خروج زن ، حق طلاق مرد و ...  = زن کالایی است مادی با قراردادهای تجاری
  • نظام جدید \پيشنهادی = مشارکت زن و مرد در همه هزینه ها ، سرمایه گذاریها ، سودها ، سرمایه لازم برای فرزندان در صورت طلاق و مشخص کردن مسیولیت هر یک در نظام مشارکتی مذکور
  • همه ما متوجه کاستیهای حقوقی زیادی برای زنان شده ایم مثل حقوق مدنی ( دیه ، شهادت ، قضاوت و .. ) و یا حقوق خانوادگی ( ارث ، حق طلاق ، خروج از خانه ، تحصیل و کار و .. ) .
  • ولی توجه نداریم که ،
  • در حالیکه مطالبات ما در این موارد حقوقی ، مربوط و متناسب با نظام خانوادگی عصر جدید است . و نمی توان در آن ساختار عصر نزول قرار داشت ولی مطالبه حقوق مدرن کرد .
  • پس گذر از ساختار سنتی عصر نزول و تغییر آن به ساختاری جدید که در آن حقوق مختلف زن و مرد قابل تعریف و استیفا باشد از ضروریات توجه متخصصین جامعه شناسی ، روانشناسی و حقوق به آن می باشد

در کلیپ سخنرانی زیر اشکالات مختلفی بررسی شده است هر چند در جلسه تکمیلی به سوالهای بیشتر خواهم پرداخت .

https://t.me/beshnofekrkon/1051

محمد صالحي – 4/10/96

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در پنج شنبه 28 دی 1396  ساعت 10:53 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

انسان بايد دوباره يك كودك شود.

تنها آنگاه از زيبايي و شگفتي هستي به راستي آگاه مي شود.

بهت و شگفتي كودكانه سرآغاز دينداري است.

اما اغلب چنين مي شود- حتما بايد چنين شود، گريزي از آن نيست.

يك شر تقريبا لازم است- كه پاكي و سادگي هر كودكي آلوده شود.

زيرا بايد او را پرورش و آموزش داد.

او بايد زبان، رياضي و جغرافي بياموزد.

بايد برخي مطالب اساسي را بياموزد. بايد در يك رشته متخصص شود- يك دكتر، يك مهندس يا يك دانشمند شود.

ضروريات زندگي بگونه اي است كه كودك را نمي توان به حال خود رها كرد.

و تمام اين آموزش و پرورشها ، پاكي و سادگي كودك را از بين مي برند و او را به يك دانشور تبديل مي سازند.

كودك از معلومات انباشته مي شود و لذت بهت و شگفتي را از دست مي دهد، زيرا اكنون گمان مي كند كه مي داند.

پس بهت و شگفتي به چه كار آيد؟

ديگر هيچ چيزي او را شگفت زده نمي سازد- و اين نوعي مرگ روحي است.

او به انساني بسيار مفيد براي دنيا تبديل مي شود.

زيرك، فريبكار و قدرتمند مي شود.

چون داراي برخي سودمنديها در دنياست، به كالايي تبديل مي شود كه مي توان آنرا در محلهاي تجاري و بازار خريد و فروش كرد.

هرقدر دانش بيشتري اندوخته باشد، قيمتش بالاتر مي رود.

اما در اين ميان، چيزي بسيار با ارزش از دست مي رود كه بايد دوباره آنرا به دست آورد.

#اشو

@oshoi

https://telegram.me/eshghonava

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در سه شنبه 26 دی 1396  ساعت 03:21 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

خدایا !

عمری در طلب وصال تو ،

شهر به شهر و کو به کو ،

دویده ایم و گشته ایم .

 

لیک چه حاصل شد ، جز رنج طلب مدام تو ؟!

 

اما مگر تو خود نگفته ای ،

که به هر جا رو کنی ، همانجا منم ؟

 

و مگر بر هر ذره عالم ،

برگ شناسنامه ای نزده ای ،

که این است من خدا  ؟

 

خداوندا !

پس چرا من در این همه طلب نمی یابمت ؟!

 

نکند آیا ،

طلب من ، حجاب من شده است ؟!

 

پس خدایا !

از جستن می ایستم و یک طلب بیش نمی کنم :

و آن اینکه طلب را ز من بگیر ،

که تو بی طلب اینجا و آنجا هماره ای .

 

اینما تولوا فثم وجه الله - بقره ۱۲۵

 

محمد صالحی - ۳۰/۹/۹۶

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 25 دی 1396  ساعت 07:15 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

انسان والا و واقعيت سكس - 3

 

در امور روزمره، آنان تجارب متنوعي دارند ___ خريد ، اداره، تجارت، به دست آوردن پول و شهرت ___ ولي اين تنها تجربه ي آميزش جنسي است كه آنان را به ژرف ترين عمق وجودشان نزديك مي كند.

 در آن اعماق، دو چيز برايشان رخ مي دهد.

نخست: در لحظه ي انزال، نفس ناپديد مي شود. بي نفسي egolessness سربرمي آورد.

براي يك لحظه، نفسي وجود ندارد، براي يك آن، حتي اثري از "من هستم" وجود ندارد.

آيا مي دانستيد كه در تجربه ي مذهب نيز، "من" كاملاً ازميان برمي خيزد؟ و در مذهب نيز همچنين نفس در آن تهيا nothingness محو مي گردد؟ در آميزش جنسي، نفس به طورموقت محو مي شود، شخص از ياد مي برد كه هست يا نيست، احساس "من بودن" براي لحظه اي ازبين مي رود.

دومين چيزي كه رخ مي دهد اين است كه براي مدتي، زمان نيز وجود ندارد.
بي زماني timelessness برمي خيزد.

اين دو، مهم ترين عناصر تجربه ي مذهبي هستند: بي نفسي و بي زماني.

و اين دو عنصر دليل وجود اين كشش ديوانه وار به سوي سكس است.

آن ولع ابداً براي بدن زن يا بدن مرد نيست.

آن ولع و شوق براي چيز ديگري است __ براي چشيدن بي نفسي و بي زماني است.

ولي چرا اين ولع براي بي نفسي و بي زماني وجود دارد؟ زيرا به محضي كه نفس ناپديد شود، لمحه اي از روح ديده مي شود.

به محضي كه زمان ناپديد شود، لمحه اي از خداوند وجود خواهد داشت. آن لمحه فقط براي يك لحظه است،

در پس اين ولع به يقين چيز ديگري نهفته است كه بايد درك شود.

در پس اين ولع براي سكس، يك تجربه مذهبي و معنوي وجود دارد.

اگر بتوانيم از آن تجربه آگاه شويم، مي توانيم به فراسوي سكس برويم. اگر نه، در سكس خواهيم زيست و در سكس از دنيا خواهيم رفت.

اگر بتوانيم آن تجربه را درك كنيم... آذرخشي در ميان تاريكي شب خواهد درخشيد.
در پديده ي سكس آذرخشي مي درخشد، ولي آن آذرخش از فراسوي سكس مي آيد.

اگر بتوانيم به اين تجربه ي ماورايي دست بيابيم، مي توانيم از سكس به وراي آن برسيم، نه هرگز پيش از آن.

كساني كه كوركورانه با سكس مخالفت مي كنند هرگز قادر نيستند به اين تجربه دست بيابند.

آنان هرگز قادر نيستند دريابند كه اين آرزوي سيري ناپذير در ما، اين ولع در ما واقعاً براي چيست؟

مايلم تاكيد كنم كه اين كشش قوي و تكرار شونده براي سكس، براي تجربه كردن لحظه اي از حالت سامادي samadhi،  فراآگاهي و بي ذهني no-mind است كه با خود مي آورد.

و فقط وقتي مي توانيد از سكس رها شويد كه بدون آميزش جنسي، شروع به تجربه ي سامادي، بي ذهني كنيد. از همان روز شما از سكس رها خواهيد شد.

اگر اين تجربه كه شخص توسط سكس به آن مي رسد بتواند از راه هاي ديگر به دست آيد، ذهن انسان به طور خودكار از شتافتن به سوي سكس باز مي ماند و جهتي تازه را پي مي گيرد.

براي همين است كه مي گويم انسان ها نخستين تجربه از فراآگاهي و بي ذهني را در تجربه ي جنسي به دست آورده اند.

ولي اين تجربه اي بسيار پرهزينه است.

دوم اينكه اين تجربه لحظه اي بيش دوام نخواهد داشت: پس از يك لمحه ي گذرا، دوباره به همان وضعيت قبلي باز مي گرديم.

براي يك لحظه به سطحي متفاوت صعود مي كنيم، در يك آن به ژرفايي منحصربه فرد مي رسيم، يك تجربه ي غايي، يك اوج. ولي هنوز خودمان را در آنجا مستقر نكرده ايم كه شروع مي كنيم

به پايين آمدن و سقوط از آن اوج.

مانند موجي است كه به آسمان صعود كرده باشد : هنوز برنخاسته است و هنوز مكالمه اي تمام با بادها نداشته است كه شروع مي كند به فروافتادن.

 

تا زماني كه ذهن انسان در مايع گونگي انرژي جنسي جاري باشد، بارها و بارها برمي خيزد و فرو مي افتد، در تمام عمرش اين روند ادامه دارد.

ولي آن تجربه كه اين جاذبه ي قوي براي آن وجود دارد، همان تجربه بي نفسي است:

"باشد كه نفس به نوعي ناپديد شود تا بتوانم روح را بشناسم.

باشد كه زمان به نوعي ناپديد شود تا من بتوانم جاودانگي را، بي زماني را بشناسم، تا بتوانم آن چيزي را كه وراي زمان قرار دارد، آنچه را كه بي انجام و بي آغاز است بشناسم."

و در تلاش براي كسب اين تجربه است كه تمام دنيا حول محور سكس گردش مي كند.

ولي وقتي كه فقط در مخالفت با اين پديده بايستيم چه روي خواهد داد؟

آيا به آن تجربه كه در سكس همچون يك لمحه روي مي دهد دست خواهيم يافت؟ نه.

وقتي با سكس مخالفت كنيم، مركز آگاهي ما خواهد شد: از آن رها نخواهيم شد، توسط آن به زنجير كشيده
مي شويم.

قانون تاثير معكوس به جريان مي افتد و ما در قيد سكس گرفتار خواهيم شد.

آنوقت مي كوشيم از سكس فرار كنيم، ولي هرچه بيشتر سعي مي كنيم، بيشتر در زنجير آن گرفتار خواهيم بود.

انسان والا و واقعيت سكس - 1

                  كتاب " از سكس تا فراآگاهي – ص 47 تا 58 – اشو "

محمد صالحي – 11/5/88

كانال نواي عشق          

@eshghonava

بلاگ اينترنتي

http://mahsan.rasekhoonblog.com

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 23 دی 1396  ساعت 08:57 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

انسان والا و واقعيت سكس - 2

 

چرا انسان نبايد درباره ي اينگونه موارد حرف بزند؟ وقتي كه اين انرژي در ما موروثي است، چرا نبايد در موردش حرف بزنيم؟ چرا نبايد آن را بشناسيم و تشحيص بدهيم؟

 

بدون درك و شناخت آن، بدون فهم رفتارهاي آن، چگونه مي توانيم اميد داشته باشيم كه به مراحل والاتر صعود خواهيم كرد؟

 

ما مي توانيم با درك آن، آن را دگرگون كنيم، مي توانيم بر آن چيره شويم، مي توانيم آن را تصعيد و پالايش كنيم.

 

 تازمانيكه اين چنين نشود، ما در چنگال هاي آن مي گنديم و مي ميريم و هرگز قادر نخواهيم بود از آن رها شويم.

 

توجه مذهب به تبديل انرژي انساني هست. مذهب مي خواهد تا آنچه در فرديت شخص نهفته است به طور كامل به تجلي درآيد.

 

مذهب مايل است كه زندگي انسان يك زيارت شود، زيارتي از پست به والا، از ماده به الوهيت.

 

حقايق لخت زندگي بايد درك شوند، ولو اينكه به نظر زشت بيايند.

 

نخستين نكته اي كه بايد درك شود اين است كه انسان از سكس به دنيا مي آيد.

 

تمامي وجود انسان از انرژي جنسي سرشار است. خود انرژي زندگي، انرژي جنسي است.

 

اين انرژي جنسي چيست؟ چرا اينگونه با قوت زياد زندگي ما را به نوسان در مي آورد؟

 

پيران و  قديسان شما هزاران سال است كه آن را منع كرده اند، ولي به نظر مي رسد كه در انسان ها كمترين تاثيري نداشته است.

 

هزاران سال است كه به ما موعظه كرده اند كه بايد از سكس دوري كنيم و تمام افكار جنسي را از خود برانيم و حتي نبايد خواب هاي جنسي ببينيم!

 

ولي اين روياها انسان ها را ترك نكرده اند __ نمي توانند اينگونه انسان را ترك كنند.

 

من در شگفت بوده ام __ من با زنان خودفروش برخورد داشته ام، آنان هرگز چيزي در مورد سكس نمي پرسند.

 

آنان در مورد روح و خدا جويا هستند.

 

من همچنين با بسياري از مرتاضين و سالكين و مردان مقدس برخورد داشته ام، و هروقت باهم تنها بوده ايم آنان در مورد چيزي به جز از سكس سوال نمي كنند!

 

من از درك اين نكته حيرت كرده ام كه مرتاضين و مردان به اصطلاح مقدس شما كه هميشه در مخالفت با سكس موعظه مي كنند، به نظر مي رسد كه در ذهن هايشان وسواس سكس را دارند و با آن مشكل دارند.

 

آنان در جمع از روح و از خداوند مي گويند، ولي در درون، آنان نيز همچون همه دچار مشكل هستند. بايد هم چنين باشد، طبيعي است.

 

تمام دنيا همه كار مي كند تا اين آموزش صورت نگيرد. والدين سعي دارند كودكانشان را از دانستن در مورد آن منع كنند و آموزگاران همين تلاش را دارند.

 

پس اين كشش عظيم سكس چيست؟ اين جاذبه ي طبيعي براي آن چيست؟

 

البته  اسراري در آن نهفته است كه لازم است كه درك شود. شايد آنگاه قادر باشيم به فراسوي جنسيت برويم.

 

 نخستين نكته اين است كه جاذبه ي سكس در وجود انسان ها درواقع كششي براي سكس نيست.

 

آن خواسته ي جنسي كه در هسته ي دروني انسان هاست، درواقع يك خواسته ي جنسي نيست.

 

براي همين است كه پس از هر آميزش جنسي، آنان به خود فرو مي روند، احساس ناشادي و افسردگي مي كنند.

 

 آنان مي پندارند كه چگونه از آن خلاص شوند، زيرا چيزي در آن پيدا نمي كنند.

 

شايد آن جاذبه براي چيزي ديگر باشد.

 

و آن جاذبه يك اهميت بسيار مذهبي در خودش دارد.

 

جاذبه اين است.... به جز در تجربه ي جنسي، انسان ها در زندگي معمولي شان قادر نيستند به اعماق وجودشان دست پيدا كنند.

 

ادامه دارد :

انسان والا و واقعيت سكس - 3

انسان والا و واقعيت سكس - 1

محمد صالحي – 11/5/88

 

كانال نواي عشق           

@eshghonava

بلاگ اينترنتي

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 20 دی 1396  ساعت 07:04 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

انسان والا و واقعيت سكس - 1

 

چگونه به يك انسان والاتر زندگي ببخشيم؟

 

ما به جاي حرمت نهادن به سكس از آن فحش و ناسزا ساخته ايم.

 

ما حتي مي ترسيم در موردش حرف بزنيم.

 

حقيقت اين است كه هيچ چيز مهم تر از اين اشتياق در زندگي انسان وجود ندارد.

 

ولي ما آن را پوشانده و سركوب كرده ايم . و انسان ها با پوشاندن و سركوب آن از جنسيت رها نشده اند.

 

برعكس به وضع فجيع تري وسواس سكس يافته اند . اين سركوب نتيجه اي معكوس دارد.

 

آيا تاكنون مشاهده كرده ايد كه ذهن توسط همان چيزي كه مي كوشد از آن دوري كند، جذب و هيپنوتيزم مي شود؟

 

مردماني كه به انسان ها آموختند كه با سكس مخالف باشند مسئول وسواس جنسي مردم هستند .

 

اين جنسيت گرايي افراطي و بيش از حد كه در انسان ها وجود دارد نتيجه ي همان آموزش هاي غلط آنان است.

 

اين دنيا فقط وقتي از سكس رها مي شود كه ما قادر باشيم مكالمه اي معمولي و سالم در موردش داشته باشيم. ما فقط از طريق درك كامل سكس است كه مي توانيم به وراي آن برويم.

 

مردم مي پندارند كه با بستن چشم هايشان بر روي سكس، با ناديده انگاشتن آن، سكس ازبين خواهد رفت.

 

بشريت نه تنها چشمانش را بر روي آن بسته است، بلكه وارد انواع جنگ ها با آن شده است.

 

نتايج زيان بار اين جنگ با سكس در سراسر دنيا به خوبي مشهود است.

 

نودوهشت درصد از بيماري هاي رواني انسان به سبب سركوب نيروي جنسي است.

 

اگر به ادبيات انسان ها نگاه كنيم... اگر يك موجود فضايي از كرات ديگر بيايد يا ميهماناني از كره ي ماه يا مريخ به اينجا بيايند و به ادبيات ما نگاه كنند، كتاب هاي ما را بخوانند و شعرهاي ما را گوش بدهند و نقاشي هاي ما را ببينند، در شگفت خواهند شد.

 

آنان از اين تعجب خواهند كرد كه تمام هنر و ادبيات ما حول محور سكس است.

 

" چرا تمام اشعارو داستان هاي انسان ها از سكس اشباع شده است؟ چرا روي جلد هر مجله تصوير زني برهنه قرار دارد؟

 

چرا تمام فيلم ها انسان هاي برهنه را نشان مي دهند؟" آنان حيرت خواهند كرد.

 

يك ميهمان فضايي در شگفت خواهد شد كه چرا انسان ها به هيچ چيز ديگر غير از سكس فكر نمي كنند؟

 

حيرت آنان بيشتر خواهد شد اگر با يك انسان ملاقات كنند و با او سخن بگويند، زيرا آن انسان فقط از روح، از خداوند، از بهشت و رستگاري سخن خواهد گفت و يك كلام هم در مورد سكس نخواهد گفت!

 

درحاليكه تمام شخصيت و محيط اطراف او سرشار از سكس است.

 

آنان در شگفت خواهند شد كه چرا هزار و يك تلاش ديوانه وار براي ارضاي چيزي انجام مي گيرد، ولي حتي

يك كلام هم در موردش سخن گفته نمي شود!

 

بدون اينكه اين انرژي حياتي اساسي را درك كنيم، تلاش ها و آموزش هاي ما براي سركوب كردن و منضبط ساختن آن فقط مي تواند به ما كمك كند كه ديوانه و بيمار شويم. ولي ما هيچ توجهي به اين نكته نكرده ايم.

 

انسان ها هيچگاه به قدر امروز بيمار، عصبي ، مفلوك، ناشاد و مسموم نبوده اند.

 

انسان ها مقدار زيادي سم در درون خود انباشت كرده اند.

 

و دليل عمده ي اين انباشت سازي سم اين است كه ما طبيعت خودمان را نپذيرفته ايم.

 

ما كوشيده ايم تا طبيعت خودمان را سركوب كرده و با زور آن را بشكنيم.  هيچ تلاشي براي متحول كردن و پالايش اين انرژي انساني انجام نشده است.

 

تا زماني كه اين ديوار، اين فاصله بين زن و مرد وجود دارد، اين زمين، اين دنيا هرگز نمي تواند سالم باشد.

 

تا زمانيكه اين آتش سوزان در درون ما شعله ور است و ما همچنان روي آن محكم نشسته ايم، اين دنيا هرگز روي صلح و آرامش نخواهد ديد.

 

به شما مي گويم، اگر اين آتش را درك كنيد، يك دشمن نيست، يك دوست است.

 

يك ذره ي بسيار كوچك از انرژي جنسي انسان، شخصيتي والا همچون ماهاتما گاندي را در خود پنهان دارد.

 

ولي ما حتي آماده نيستيم كه سعي كنيم سكس را بفميم. ما حتي قادر نيستيم به قدر كافي شهامت پيدا كنيم كه در مورد انرژي جنسي سخن بگوييم.

 

ادامه دارد :

انسان والا و واقعيت سكس - 2

 كتاب " از سكس تا فراآگاهي – ص 47 تا 58 – اشو "

 

 

محمد صالحي – 11/5/88

 

كانال نواي عشق          

@eshghonava

بلاگ اينترنتي

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 18 دی 1396  ساعت 11:49 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

🌹چون #آبی باش که در رودخانه ای در جریان است .

 

اینکه #قبلا از کجاها رد شده ای و یا #بعدا به کجاها می روی فکر نکن .

 

بفکر #الان باش که در حال #جریان هستی و همه #انرژیت را برای #جاری بودن و #لذت بردن #متمرکز کن .

 

آنگاهست که حتی #موانع هم ، وسیله ای برای #بازی تو می شوند .

وقتی که #دورشان‌ میزنی ، و یا از آنها #بالا میروی و یا گاهی هم آنقدر میکوبی تا #سوراخشان میکنی .

 

محمد صالحی - ۹/۵/۹۶

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 16 دی 1396  ساعت 06:29 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

انسان مومن ، بدون عمل صالح ره بجایی نخواهد برد !

مرجع اصلی و منبع غنی اعتقادات اسلامی ما که پاسخی است به سوالهای هستی شناسی ما و رهیافتی است به عبور از تاریکیهای جهل و سرگردانی ، قرآن بوده و بی شک در آنچه که برای امر هدایت آورده نقصانی وجود ندارد 1 .

یکی از سوالات و نگرانی های بشر در طول تاریخ ، چگونگی و شرایط رستگاری او در پس این عمر کوتاه دنیوی بوده است .

خداوند در رهنمونی انسان به پاسخ این سوال ، دو شرط اساسی زیر را ، بدون وابسته کردن آن به شریعتی شناسنامه ای ، بیان داشته است :

ایمان ( به خدا و جهان پس از مرگ ) و عمل صالح 2 .

و رسما اعلام می کند که جهان هستی سراسر بهشت آفرین است و انسان را چنین بهشتی داده است مگر آنکه خود او با عدول از دو شرط فوق ، آن را از دست بدهد و با سرمایه گذاریهای زیان ده دنیوی ، در زمره زیانکاران قرار گیرد 3 .

حال سوال اینست که اگر کسی مومن باشد ولی صرفا دربند فرم و قالب عبادات آئینی از قبیل نماز و روزه و حج باشد بگونه ای که منجر به صفای درون و جوشش رفتار اخلاقی در بیرون نشود آیا به رستگاری نایل خواهد شد ؟

خداوند در پاسخ به این سوال اساسی بشر ، از زبان آنان که دنیا را بی عمل صالح تمام کرده و پای به عالم برزخ گذاشته ، فریاد حسرتشان را اینگونه بیان می دارد :

چون يكيشان را مرگ فرا رسد ، گويد : اي پروردگار من ، مرا بازگردان شايد ، كارهاي شايسته اي را كه ترك كرده بودم به جاي آورم.. 4

و اینجاست که خداوند به صراحت بیان می کند که حتی برای مومنان و بجای آورندگان اعمال آئینی ، عمل صالح و زیست اخلاقی است که ضامن رستگاری آنهاست و در غیر آن صورت ، بقول معلم بزرگ قرآن امام علی(ع) در پس این دنیا ، راهی بس طولانی ولی بدون توشه را پیش رو خواهند داشت . 5

و قطعا انسانی که توشه ای از خدمت به مردم و زیستن اخلاقی برنداشته باشد ، با انبان خالی پای در آستان الهی گذارده و در ورود به بهشت برین ، بهایی بدست نخواهد داشت و زیان کارانه راهی بجز دره حسرت جهنم گونه  خود نخواهد گزید 6 ، ولی آنان که با هر خدمت انسانی و عمل اخلاقی ، سکه ای به انبان خود فرستاده اند ، جز بهشت شادمانی نمی یابند 7 .

زیرنویسها :

  1. نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شي ء و هدي و رحمة – نحل 89
  2. ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون – بقره 62
  3. ان الانسان لفي خسرالا الذين آمنوا و عملوا الصالحات – عصر 2 و 3
  4. حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحا فيما تركت – مومنون 99 و 100
  5. آه من قلة الزاد و طول الطريق و بعد السفر و عظيم المورد – حکمت 77
  6. و من خفت موازينه فاولئك الذين خسروا انفسهم – مومنون 103
  7. فمن ثقلت موازينه فاولئك هم المفلحون – مومنون 102

 

محمد صالحی – 2/9/96

https://telegram.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در چهارشنبه 6 دی 1396  ساعت 09:12 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

مواظب باشید جای یکدیگر را در زندگی نگیرید :

 

زمانی که #مسئوليت پذيری يکی از زوجين بيشتر از ديگري باشد، طرف مقابل به #وظايف خود عمل نميکند؛

 

مثلا وقتی مرد یا زنی ميبيند همسرش تمام #کارها را انجام ميدهد، کم کم یا بدلیل عدم تعهد و یا #احساس تحقیر شدگی ، از زير بار #مسئوليت شانه خالی و سعی ميکند تا جايی که امکانش هست تمام کارها را به همسر خود واگذار کند.

 

آنچه مهم است ، اینکه زن و شوهر نگاهی #مشارکتی در همه امور زندگی ( مادی ، تربیتی ، هزینه ، سود و .. ) داشته باشند و هر کدام مطابق با آن و #توانائیهای خود و عرف جامعه ، #مسئولیتهای مشخصی را پذیرفته و در قبال بهتر انجام شدنشان ، #تعهد کافی داشته باشند .

 

بنابراين هیچکدام نبايد #وظایف دیگری را به عهده بگيرند ، مگر به شکل #کمک کردن بی منت و البته با رضایت و عشق .

 

گاهي اوقات زن يا مرد، تمام #وظايف يکديگر را انجام ميدهند چون فکر ميکنند طرف مقابل شان به درستی #نميتواند آن کار را انجام دهد.

 

و البته خیلی وقتها ، #نتیجه ای جز ایجاد حس #حقارت و توهین در طرف مقابل ندارد .

 

پس #توجه داشته باشیم که :

 

معمولا اين نوع زندگی ها به #جابجايی نقش های زن و شوهر منجر می شود تا #کمک به یکدیگر ، و آنگاهست که زندگی بجای پیشرفت ، در مسیر ماندگی و #رکود قرار گرفته و زن و شوهر به ورطه #طلاق عاطفی سقوط می کنند .

 

يکی از #نکاتی که در ارتباط با مسئوليت طرفين بايد رعايت شود، اين است که #مواظب باشيم کمک ما در ذهن همسرمان، #جابجايی نقش و #اهانت به او تلقی نشود.

 

اين مسئله خيلی مهم است و بايد از ابتدا به صورت #شفاف آن را مطرح کنیم.

 

محمد صالحی - ۵/۹/۹۶

 

https://telegram.me/eshghonava

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 3 دی 1396  ساعت 07:39 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

زندگی و مرگ

 

💥 هستی در حرکتی است پیوسته و دائم از خدا تا به خدا .

 

💥و دنیا چونان قطاریست در حرکت مدام و بی وقفه در آن هستی .

 

💥 تولد ، سوار کردن مسافری جدید در یکی از کوپه های آن قطار است .

 

💥و مرگ ، پیاده کردن آن مسافر از قطار دنیاست ، و سوار کردن بر مرکب سرای دیگر  .

 

💥اینکه در قطار دنیا با چه کس دوست شدیم و خوش بودیم و یا با کدامین شخص جنگیدیم ، مهم نیست ، باید پیاده شویم ؛  ولی برای سوار شدن بر مرکب بعدی ، اول برگه وضعیتمان را در قطار دنیا چک می کنند و بعد نوع وسیله و همراهانمان را برایمان انتخاب می کنند .

 

محمد صالحی - ۱۶/۹/۹۶

 

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در جمعه 1 دی 1396  ساعت 07:32 ق.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net