عاشق کسی شو که دوست داری با او جاودانه شوی .

 

چرا که بقول آلبرکامو :

دوست_داشتن یک موجود در اینست که پیر شدن با او را بپذیریم .

کالیگولا ترجمه ابوالحسن نجفی

 

و این یعنی ، چیزی در وجود محبوب وجود دارد که ورای_جسم او ، مرا با آن پیوند زده و من دوست دارم تا ابد با آن چیز بمانم ، چیزی که در برابر مرگ و زوال مصون و مقاوم است .

 

و شاید ، این همان درد جاودانگی است که مرا از ترس زوال پذیری عالم و مرگ ، بسوی اویی می کشاند که دوست دارم و امید وارم ، جاودانه بماند .

و درست همینجاست که وقتی عاشق ، روح خود را در وجود معشوق مستحیل میابد ، آنگاه است که در حساس ترین لحظه انتخاب بین او یا معشوق ، حاضر می شود جسم خود را نیز فدای او نماید ، تا بتواند از آن لحظه به بعد خود را در وجود معشوق جاودانه کند .

اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی - حلاج

 

محمد صالحی - ۱۷/۲/۹۷

 

https://telegram.me/naghmehsokout



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در پنج شنبه 31 خرداد 1397  ساعت 04:03 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

چند سوال از فقهای بزرگوار ( به بهانه اختلاف در عید فطر )

اختلاف در فتاوای فقهی ، امری است اجتناب ناپذیر و ظاهرا در مسایل فردی ضرر معتنابهی به فرد و یا جامعه و در نهایت به اعتبار دین نمی زند ، اما اختلافات فتوایی فقها در مسایل و موضوعات مختلف اجتماعی ، خسارات جبران ناپدیری هم به روابط اجتماعی افراد و خانواده ها وارد نموده و هم حرمت خود دین را از اعتبار و ارزش ، بخصوص بین نسل جوانی که درگیر و شاهد انواع دین گریزیها و دین ستیزیهاست انداخته است .

متاسفانه عید فطر امسال نیز شاهد این اختلاف در اعلام عید و دو دستگی مردم و تشدید اختلافات درون خانوادگی و اجتماعی افراد و اهانتهای مختلف به اصل دین و جایگاه فقه بودیم .

در این مجال ، قصد دفاع از یک فقیه و یا مذمت دیگری نیست ، بلکه سوالهایی اساسی برای من بعنوان یک مسلمان معتقد به اصالت قرآن بوجود آمده که لازم می دانم از فقهایی که خود را متصدی امر دینی مردم می دانند بپرسم ، هر چند در موارد متعدد ، نقدهای خود را بی پاسخ یافته ام :

  1. آیا هدف از ارسال مکرر پیامبران ، ایجاد وحدت بین مردم و رفع اختلاف بین آنها ( چه اعتقادی و چه امور اجتماعی و زیستی ) نبوده است ؟ ( فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه – بقره 213 ) و آیا خداوند قدرت خود را در وحدت اجتماعی بروز نداده و از تفرقه پرهیز داده است ؟ ( ان يد الله مع الجماعة، و اياکم و الفرقة! – نهج البلاغه ، خطبه 127 ( دشتی ) ) ، بنابراین با کدام مجوز قرآنی ، چنین اصل قرآنی را به وسیله یک فتوایی که از فرعیات درجه چندم است ، هدف قرار داده منهدم می کنیم ؟
  2. آیا حتی وحدت اجتماعی ، آنگونه برای خداوند در درجه اهمیت و اولویت قرار نداشت ، که به صراحت به پیروان همه ادیان امر می کند که هرگونه اختلاف ( عقیدتی و .. ) را کنار بگذارید و حول تنها مشترک خود که توحید است ، تمرکز خود را حفظ کنید و این امر آنقدر برای خداوند مهم بوده که پیامبر را موظف می کند که برای اجرای چنین کار خطیری پیشقدم بشود ؟ ( قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون – آل عمران 64 ) ، حال با کدام دستور قرآنی ، در موضوعی دست چندم ، نه بین مسلمانان سنی و شیعه ، که بین شیعیان اختلاف می اندازیم ؟
  3. آیا در رساله خود فقها نیامده که برای ثبوت اول ماه ، می توان به ادعای دو عادل اعتماد کرد و یا خیل کثیری بر آن متفق باشند ، حال سوال اینست که آیا بین آن همه مجتهد رساله دار و یا مجتهدین دیگر ، که اکثرا از شاگردان و یا هم درسان یکدیگرید ، دو نفر عادل که مدعی اثبات اول ماه برای آنها شده اند وجود ندارد که اینگونه خودمحورانه اختلاف می کنید و جمع کثیری از مردم را با مشکلات متعدد خانوادگی و اجتماعی می نمایید ؟
  4. آیا خود شما در رساله هاتان نیاورده اید که تعیین موارد اینچنینی بعهده خود مکلف بوده و در شان فقیه نیست ؟ پس چگونه است که در استعلام مقلدان خود نمی گویید که به ما مربوط نبوده ، بلکه هر کس خودش باید به اطمینان برسد ؟ آیا این نشان از این ندارد که می خواهید گستردگی تاریخی سایه خود را بر هر چیزی از زندگی مردم حفظ کرده ، هر چند هر گونه مشکلی برای آنها بوجود بیاید و یا هر اهانتی به ساحت دین وارد شود ؟
  5. آیا این رویکرد اختلافی فقیهانه در فتاوا ، شامل سخن امام علی(ع) نمی شود که اختلاف آنها را بشدت مذمت کرده و می فرماید : آيا خداي سبحان، آنها را به اختلاف امر فرمود که اطاعت کردند؟ يا آنها را از اختلاف پرهيز داد و معصيت خدا نمودند؟ آيا خداي سبحان، دين ناقصي فرستاد و در تکميل آن از آنها استمداد کرده است؟ آيا آنها شرکاء خدايند که هر چه مي‏خواهند در احکام دين بگويند، و خدا رضايت دهد؟ آيا خداي سبحان، دين کاملي فرستاد پس ، پيامبر (ص) در ابلاغ آن کوتاهي ورزيد؟ ( افامرهم الله ـ سبحانه ـ بالاختلاف فاطاعوه! ام نهاهم عنه فعصوه! الحکم القرآن ام انزل الله سبحانه دينا ناقصا فاستعان بهم علي اتمامه! ام کانوا شرکاء له فلهم ان يقولوا وعليه ان يرضي؟ ام انزل الله سبحانه دينا تاما فقصر الرسول (ص) عن تبليغه و ادائه - خطبه 18
  6. آیا شما فقهای عزیز ، چه مدت از عمر شریف خود را بدون لباس و شهرت ، بین مردم و بخصوص نسل جوان سپری کرده اید و جدای از اعمال حاکمیت که منتسب به اسلام است ، اثرات بسیار منفی و مخرب اینگونه فتاوا را که بنیان اعتقادی آنها را سست کرده و بقول مرحوم استاد منتطری به دین گریزی و البته امروزه به دین ستیزی سوق داده ، از نزدیک مشاهده کرده اید ؟

عزیزان بزرگوار :

در عصری زندگی می کنیم که موضوعات بسیار نو و متعدد و قابل توجهی در زندگی مردم و روابط اجتماعی آنها بوجود آمده که در صورتی که به آنها آنهم از مبادی عقلایی پرداخته نشود و مدعیان دین ، دین را از این فربهی موضوعات مختلف و بعضا بی اهمیت فقهی نرهانند ، و قرآن را به جایگاه اصیل خود بازنگردانند ، دیر نیست که دیگر جایی برای زندگی دین مدارانه در بین مردم ، نخواهیم یافت ، همانگونه  که امروز بدلیل رفتارهای غلط روحانیون (  بقول مرحوم استاد منتظری ) ، دین گریزی چنان بر همه جامعه سایه انداخته که در بهترین شرایط و حفظ حرمت گوینده ، حتی سخن گفتن از عبادات را برنتافته و پشت کرده و می روند.

گویی کسی کاری به خطابهای جهانی خداوند در قرآن نداشته ( یا ایهاالناس ) و دغدغه ای هم برای جذب غیرمسلمان به اسلام پیامبر(ص) ندارد ، و البته با این شیوه های سنتی مواجهه با علم و انسان در این عرصه عقلانیت مدرن هم سخنی برای عرضه ندارند ، لااقل چشم باز کنیم و فکری بر این همه ریزش و دین گریزی فرزندان خود بکنیم !

بیاییم به قرآن برگردیم و مراقب باشیم اصول مسلم ایمانی و اخلاقی آن را فدای نگاه های فقهی که منابعی بجز قرآن دارند ، نکنیم و الا مصداقی بهتر از خود ما برای این سخن امام علی(ع) نخواهیم یافت که روزی می آید که در بین مدعیان قرآن ، مظلومتر و خوارتر از خود قرآن وجود نداشته باشد . (و انه سياتي عليکم من بعدي زمان .. فالکتاب يومئذ و اهله طريدان منفيان .... فلم يبق عندهم منه الا اسمه، و لا يعرفون الا خطه و زبره  - خطبه 147 )

 

محمد صالحی – 27/3/97

آیا فرقه های‌مختلف مذهبی از نظر خداوند به رسمیت شناخته شده اند ؟

https://t.me/beshnofekrkon/1003

آیا شیوه اجتهادی فقهای اسلام منطبق بر شیوه خداوند است ؟

https://t.me/beshnofekrkon/992

مهجوريت قرآن در حوزه هاي علميه – علامه طباطبايي

https://telegram.me/beshnofekrkon/336

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 26 خرداد 1397  ساعت 01:19 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

فشرده کردن روزه در یکماه ، هدف تربیتی تزکیه ای آن را تامین نمی کند

با نگاهی اجمالی به متن قرآن ، متوجه می شویم که هدف اولیه خداوند از ارسال رسولان ، تزکیه انسانها از آلودگیهای دنیوی و آراستنشان به کمالات معنوی بوده است :

لقد من الله علي المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم – آل عمران 164

بگونه ای که در این راستای استعلای روح و تخلق به اخلاق الهی ، هر چه بیشتر به خدمت به مردم بپردازند :

و هو الذي خلق السماوات و الارض في ستة ايام و كان عرشه علي الماء ليبلوكم ايكم احسن عملا – هود 7

از طرف دیگر ، وقتی سخن از هر عبادت به میان می آورد ، غایت معنوی آن را نیز مطرح می کند که مباد به شکل مناسکی خشک و بی روح و آزار دهنده تبدیل نشود :

اقم الصلاة ان الصلاة تنهي عن الفحشاء و المنكر – عنکبوت 45

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون – بقره 183

حال سوال اینجاست که آیا شیوه های موجود در طراحی روش اجرای عبادات ، بدون توجه به سنخ روانی انسانها و شرایط مختلف سنی و یا ایمانی آنها ، در راستای اهداف فوق بوده و منتج به آنها می شود ؟

وقتی که به شکل مناسکی نماز نگاه می کنیم ، از آنجا که 5 بار در روز تکرار می شود ، امکان کارکرد غفلت زدایی از انسان و بازدارندگی او را از بعض تخلفات ، بخوبی می توانیم مشاهده کنیم .( هر چند به نظر می رسد باید نسبت به احکام نماز صبح تجدید نظرهایی بشود)

همانطور که در صدر اسلام ، که مسلمانان هنوز به حدی از بلوغ فکری نرسیده بودند که بتوانند از مشروبات صرفنظر نمایند ، خداوند بجای تحریم آن ، با طراحی نماز بگونه ای که خود بخود مصرف آنها را کم نماید ، روش تربیتی و تزکیه ای زیر را پیاده نمود :

  1. با دستور به اینکه " وقتی که مستی ، به نماز نایست چرا که شرط نماز ، گفتن کلماتی است از روی شعور و آگاهی "

يا ايها الذين آمنوا لا تقربوا الصلاة و انتم سكاري حتي تعلموا ما تقولون – نسا 43 

  1. در روز 5 بار به نماز بایست .

و این تکرار 5 بار نماز در روز ، خود بخود باعث می شد که شخص مسلمان شرابخور ، کمتر فرصت خوردن آن را پیدا کند و بتواند با هشیاری کامل به نماز بایستد .

و خود این امر یکی از مزایای شیوه عبادت اسلامی ، نسبت به هفته ای یکبار در کلیسا حاضر شدن است ، چرا که هر چه جوامع پیشرفته تر شده و مشغله های بیشتری پیدا می کنند ، امکان غفلتهای بیشتری برایشان بوجود می آید ، و برای نجات از آن ، یادآوری و اتصال های مکرر ، بهترین نسخه درمانی آن است .

همانطور که پیامبر(ص) دچار چنین شرایطی می شدند و روزی 70 بار استغفار می کردند :

انه لیغان علی قلب و انی استغفر الله فی کل یوم سبعين مره - مستدرک الوسائل ج 5 ص 330

با توجه به این نکته مهم ، چنین به نظر می رسد که اگر هدف معنوی روزه ، ارتباط انسان با خداست بگونه ای که دایم خود را در حضور بیابد و از تخلفها شرم کند ( تقوا ) ، این هدف ، با رها کردن انسان مسلمان در 11 ماه سال و تحت فشار قرار دادن او در یکماه رمضان ، نه تنها محقق نمی شود ، بلکه منجر به یک غفلت تقریبا دایمی ( 11 ماهه ) او شده ، بگونه ای که در همان ماه رمضان هم ، سعی می کند به لطایف الحیل از زیر آن شانه خالی کند ، چرا که هیچ اثری از آن بجز سختی های ظاهری ندیده است .

و ما امروزه شاهد روند بشدت رو به رشد این معضل و فرار از روزه می باشیم ، بگونه ای که بعضی از فقها ، برای جلوگیری از لوث شدن آن بدلیل انجام ندادن روزه توسط خیل کثیری از مردم ( خاصه قشر جوان ) ، تلاش وافری کرده اند که راه های فرار از آن را چنان طراحی کنند که تقریبا همه آن روزه خواران را شامل شده و همه بنام تکلیف آن را بجا نیاورند . ( به اسم مریض و مسافر و دانشجو و حامله و شیر ده و کارگر سخت کار و ... ) .

و چنین به نظر می رسد که با ادامه این روش ، بجایی می رسیم که دیگر برای امکان روزه گرفتن ، باید ارایه شرایط کنیم ، نه شرایط نگرفتن ، گویی که اصل بر نگرفتن می شود مگر اینکه شرایطی خاص و نادر محقق شود !!!

و متاسفانه این نتیجه ی نگاه صرفا فقهی برای تعیین قالبهای مناسکی عبادات است ، بدون توجه به اهداف معنوی و اخلاقی آنها .

بر اساس تحلیل فوق ، که انسان نیازمند یک مراقبه دایمی برای بازدارندگی از افتادن در غفلتهای مکرر است ، طرح روزه یکماه ، بصورت فشرده در ماه رمضان و رها کردن 11 ماه باقیمانده ، هیچ تاثیر مثبت و مطلوبی نخواهد داشت و عملا چنین  بی تاثیری در جوامع مسلمان بوقوع پیوسته است .

بدین سبب ، لازم است که فقهای محترم ، یکبار و برای همیشه ، توجهی عمیق به اهداف تربیتی، معنوی و اخلاقی قرآن کرده و احکام خود را بی رحمانه ، از این فیلتر مهم الهی عبور داده و به طراحی شیوه های نوین دست یازند .

و چنین به نظر می آید که مرحوم استاد منتظری نیز به این امور توجه داشته اند که از کلمه " ظاهرا " در جمله زیر استفاده کرده اند :      " ظاهرا احكام عبادي از اين نوع است كه راه انحصاري براي رسيدن به هدف است، و اندكي تخلف از آن امكان رسيدن به هدف را به شدت تقليل ميدهد يا منتفي ميگرداند. اسلام دين فطرت - ص 702 تا 705 )

هر چند استفاده از کلمه " ظاهرا " ، نه فقط امکان تغییر در کمیت و نحوه اجرای احکام را تداعی می کند ، بلکه امکان تغییر درشکل آنها را نیز به ذهن متبادر می نماید . ( والله اعلم )

با توجه به مطالب فوق ، اگر به زمان نزول آیه روزه که در سال 9 هجری اتفاق افتاده ، و نیز شیوه روزه داری مسلمانان در سالهای قبل از آن که بقول استاد ترکاشوند 1 : 3 روز در هر ماه آنهم بصورت اختیار  بین گرفتن روزه ، یا اطعام فقرا بوده ، توجه کنیم ، متوجه می شویم که پیامبر اسلام به امر فوق کاملا واقف بوده و روش تربیتی خود را در طراحی احکام مختلف بکار می گرفته است و قاعدتا در سال 9 هجری نیز نمی توانسته آن را بهم بزند و شیوه فشردن روزه را در یک ماه ارایه نماید ( چرا که عقلانی نمی نماید ) .

و نکته جالب اینکه ، هدف پیامبر(ص) از همدلی و همراهی مردم در فقر زدایی نیز ، در آن 11 ماه بخوبی محقق می شود . ( همانطور که احکام و توصیه های دیگر از قبیل زکات و انفاق و کفارات و خمس و .... نیز در همین راستا بوده اند .)

و همچنین دیگر نیازی به تاویل " یطیقونه " به " لایطیقونه " نیست ، چرا که در آن 11 ماه ، حکم تخییر روزه ، مشکل مصادیق " یطیقون " را که افراد توانا بر روزه هستند را حل کرده و تعارضی با اصل روزه پیدا نمی کند که بخواهیم با انواع روشها ، روزه نگرفتن مردم را حل کرده و شرعی نشان دهیم .

و اینجاست که به نظر می رسد ، پس از پیامبر اسلام(ص) برداشت درستی از آیه فوق انجام نگرفته است ، زیرا که منظور آیه ، می تواند رعایت همان 3 روز روزه در ماه رمضان بوده باشد ، با این تفاوت که در ماه رمضان ، از تخییری ( اختیار بین روزه و اطعام فقرا ) به تعیینی ( وجوب روزه) تغییر می کند .

اگر چنین تغییری در فتاوای فقهی لحاظ شود ، نه تنها یک مراقبه دایمی به همراه عبادت نماز ، بوجود می آید و دیگر کسی را بدلیل سختی بی مورد روزه ، به دین گریزی ترغیب نمیکند ، بلکه دیگر نیازی به وضع هر روزه فتاوای فرار از روزه و کلاه شرعی های عجیب و غریب نخواهد شد .

 

نکته مهم : بر اساس نظر استاد ترکاشوند ، مدت روزه مورد نظر در آیه فوق ( 183 بقره ) ، به قرینه " ایاما معدودات " در آیه 203 بقره ، 3 روز می باشد که مطابق با تعداد روزه در ماه های دیگر بوده و نمی توان گفت که این تعداد بر اساس دو آیه بعد از خودش ( 185 بقره ) و بر اساس عبارت " شهر رمضان " منسوخ شده و به یک ماه افزایش یافته است ، چرا که بدلیل همزمانی و یکسان بودن شرایط نزول این آیات ، هیچ منطق عقلی نمی تواند نسخ را بپذیرد ، و تنها تفاوت در واجب کردن تعینی روزه بدلیل حرمت نزول قرآن در ماه رمضان است ، و این وجوب با حذف " یطیقونه فدیه .." در ادامه آیه 185 ، تصریح شده است .

محمد صالحي – 31/2/97

https://t.me/beshnofekrkon/1188

http://mahsan.rasekhoonblog.com

  1. https://telegram.me/baznegari/308

مطالب مرتبط :

آیا شیوه اجتهادی فقهای اسلام منطبق بر شیوه خداوند است ؟

https://t.me/beshnofekrkon/992

آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟

https://t.me/beshnofekrkon/391

من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدید نظرهایی بشود – استاد شبستری

https://t.me/beshnofekrkon/776

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در دوشنبه 14 خرداد 1397  ساعت 01:57 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب

درگیری فیزیکی دو پیامبر(موسی(ع) و هارون(ع)) – ترجیح توحید یا وحدت ؟

وقتی که قوم بنی اسراییل از دست فرعونیان نجات یافتند ، حضرت موسی(ع) بدلیل همان روحیه شتابزدگی که در هر کاری داشت ( که یکی از آنها برخورد تند و عجولانه او در دوران جوانی با آن فرد قبطی و کشتن او بود 1 ، بگونه ای که خداوند او را در برخورد با فرعون به آرام گویی و نرمخویی امر میکند 2 ) ، قبل از انجام یکسری کارهای فرهنگی اولیه و آماده کردن قومش برای پذیرش نظم جدید اجتماعی 3 ، با گروهی از برجستگان بنی اسرائیل به کوه طور رفت ، تا الواح تورات را برای تنظیم اساسنامه اداره آن جامعه ، از درگاه خداوند بگیرد .

قبل از رفتن ، هارون(ع) را که شریک او در امر نبوت بود جایگزین خود در اداره امور بنی اسرائیل کرد و سپس به آنها فرمود :

من سی روز از میان شما غایب می شوم ، جانشین من برادرم هارون است. در پرتو راهنمایی‌های او به زندگی ادامه دهید تا من بازگردم 

و به هارون(ع) نیز توصیه های لازم را برای اداره جامعه نوپای بنی اسرائیل بر مبنای رویه مدارا و اصلاح گری ، نه زور آزمایی با آنها ، ابلاغ نمود 4 .
موسی (ع) بهمراه همراهان خود ، به کوه طور رفت و به مناجات پرداخت. سی شبانه روز به پایان رسید و خداوند ده روز دیگر را به آن افزود و مجموع آن چهل روز گردید.


از آنجا که قوم بنی اسرائیل بدلیل سرعت اتفاقاتی که پیش آمده بود و فرصتی برای آگاهی بخشی لازم از سوی موسی(ع) در هدف خود بوجود نیامده بود ، برداشت درستی از دعوت اصلاحی او در اندیشه توحیدی خود نداشته و حرکت او را بیشتر به یک قیام اجتماعی در حذف فرعون و بازگرداندن حکومت به خود آنها تلقی می کردند و لذا هنوز دلبسته رسوم عبادی خود بودند.

همین امر باعث شد که وقتی موسی(ع) از آنها دور شده و در موعد مقرر بازنگشت و آنها روحیه تندخویی او را در هارون(ع) ندیدند، با او به مخالفت برخاسته و حتی تا کشتن او نیز پیش رفته تا آنکه او جهت حفظ وحدت اجتماعی آنها ، از اصرار خود بر توحید ، دست کشید و آنها به شیوه گذشته خود در عبادت مشرکانه خداوند ، در برابر گوساله سامری ، بازگشتند. 5

بازگشت موسی(ع) و برخورد شدید او با قوم خود و هارون(ع)

وقتی خداوند ماجرای گمراهی قوم توسط سامری را به موسی (ع)  وحی کرد، او با ناراحتی و خشم از کوه طور به سوی قوم خود بازگشته و آنها را زیر رگبار سرزنش خود قرار داد .

و سپس در نهایت اعتراض ، الواح تورات را بر زمین زده و رو سوی برادرش هارون کرده ، از شدت خشم، سر و ریش او را گرفته بسوی خود کشید و گفت: « چرا وقتی که دیدی آنها گمراه شدند، از من پیروی نکردی؟ آیا از من نافرمانی نمودی؟» 6 و 7
هارون(ع) که فردی آرامتر و نرمخوتر از او بود گفت : «ای فرزند مادرم! ریش و سرم را مگیر، من ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی، و سفارش مرا به کار نبستی » 8  و الا من هر کاری را که میتوانستم ،در جلوگیری از این اتفاق انجام دادم 9 ولی آنها چنان در تصمیم خود محکم و متحد شده بودند که حتی به قتلم نیز تهدید کردند . 10
موسی (ع) متوجه سامری شده و پس از سرزنش های فراوان و نابود کردن گوساله او ، وی را از بین خود اخراج نمود . 11

 

توضیح :

  1. روش و جزییات مدیریت یک جامعه ، امری عقلایی بوده که مبتنی بر وحی الهی نیست ، بلکه بر تحلیل حاکمیت از شرایط اجتماعی آن جامعه و برنامه ریزی آن برای امور مختلف فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و نهایتا تصمیم عقلایی در اولویت بندی و ترجیح یکی بر دیگری استوار است . 12
  2. ترجیح موسی(ع) در اداره جامعه بنی اسراییل ، پاسداری از توحید بود ، در حالیکه هارون(ع) ، طبق تحلیل عقلایی خود ، وحدت آنها را ، اولویت اصلی تصمیمات خود می دانست ، چرا که می دانست با فشار بر آنها و فروپاشی جامعه نوپای بنی اسراییل ، و یا با کشته شدن خود ،  دیگر موضوعیتی برای دعوت به توحید وجود نخواهد داشت . 13
  3. اینگونه تفاوتها و اختلاف نظرها در امور اجتماعی و سیاسی یک جامعه ، در صورتی که منجر به تصمیمات عقلانی تر شورایی بشوند ، نشانگر پویایی عقلانیت آن جامعه است . 14

زیرنویسها :

  1. و دخل المدينة علي حين غفلة من اهلها فوجد فيها رجلين يقتتلان ...  فوكزه موسي فقضي عليه – قصص 15
  2. اذهبا الي فرعون انه طغي فقولا له قولا لينا لعله يتذكر او يخشي – طه 44 و 45
  3. و ما اعجلك عن قومك يا موسي – طه 83
  4. و واعدنا موسي ثلاثين ليلة و اتممناها بعشر فتم ميقات ربه اربعين ليلة و قال موسي لاخيه هارون اخلفني في قومي و اصلح و لا تتبع سبيل المفسدين – اعراف 142
  5. و اتخذ قوم موسي من بعده من حليهم عجلا جسدا له خوار  – اعراف 148
  6. و لما رجع موسي الي قومه غضبان اسفا قال بئسما خلفتموني من بعدي ا عجلتم امر ربكم و القي الالواح و اخذ براس اخيه يجره اليه قال ابن ام ان القوم استضعفوني و كادوا يقتلونني فلا تشمت بي الاعداء و لا تجعلني مع القوم الظالمين – اعراف 150
  7. قال يا بن ام لا تاخذ بلحيتي و لا براسي اني خشيت ان تقول فرقت بين بني اسرائيل و لم ترقب قولي – طه 94 
  8. همان 7
  9. و لقد قال لهم هارون من قبل يا قوم انما فتنتم به و ان ربكم الرحمن فاتبعوني و اطيعوا امري – طه 90
  10. همان 6
  11. قال فاذهب ...  لنحرقنه ثم لننسفنه في اليم نسفا – طه 97
  12. امرهم شوري بينهم – شوری 38
  13. همانگونه که پیامبر اسلام(ص) ، در زمان حکومت خود ، به سیستمها و نظامات موجود اجتماعی جامعه ، دست نزده و صرفا در مواردی که اعتراضاتی واقع می شد ، اقدام به اصلاحاتی کرده و یا در موارد نادری ، نسبت به وضع قانونی جدید اقدام کردند . ( مثل قوانین ظهار ، عده ، حد و ارث )
  14. و شاورهم فی الامر - آل عمران 159 - دستور خداوند به پیامبر(ص) در اداره جامعه ، براساس مشاوره با مردم ( کمیته های تخصصی منتخب )

 

محمد صالحي – 19/11/96

https://t.me/beshnofekrkon

http://mahsan.rasekhoonblog.com



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 5 خرداد 1397  ساعت 01:16 ب.ظ نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net