از نظرگاه قرآن اعتراض حتی به خداوند آزاد است

عقل موهبتی است که خداوند با آن هستی را آغاز کرده و به هر یک از مخلوقات خود به فراخور وجودیشان بخشیده است .

و با وجود عقل است که شعور و آگاهی موضوعیت میابد .

و آنگاه که قرار است شعور به آگاهی منتج شود، فهم است که زاییده شده و در این فهمیدن است که تفاوتها و اختلافات ظهور می کنند .

و اینجاست که ما شاهد بالاترین اختلافات در فهم هایی می شویم که بین فرشتگان و یا انبیا با خداوند بوقوع پیوسته و آنها را به اعتراض واداشته است .

و بیان این اعتراضات در قرآن به معنای اعتباری است که خداوند به تفاوت فهمهای مختلف تا حد اعتراض قایل شده ، چرا که خود اینگونه به خلقت ، شکل و صورت داده و جز اینگونه نیز نمی پسندد :

و الذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا 1

و خوبان مورد تایید خداوند ، کسانی هستند كه چون به آيات پروردگارشان اندرزشان دهند ، در برابر آن چون كران و كوران نباشند .

 

در این مجال چند نمونه اعتراض به خداوند و رسولش بیان می شود :

  1. اعتراض فرشتگان به خلقت انسان

و اذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفة قالوا ا تجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك . 2

و چون پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين خليفه اي مي آفرينم ، گفتند : آيا كسي را مي آفريني كه در آنجا فساد كند و خونها بريزد ، و حال آنكه ما به ستايش تو تسبيح مي گوييم و تو را تقديس مي كنيم ؟

و خداوند اما ، چوب تنبیه بر آنها نزد که چرا بر من معترضید ، بلکه سخنی گفت که شما از قصد من و آنچه قرار است با آن مخلوق اتفاق افتد ، مطلع نیستید و من نیز نمی توانم برایتان بگویم ؛ چرا که شما را در آن مقام نمی بینم که بتوانید بفهمید ، مگر آنکه با وقوعش ، متوجه شوید .

قال اني اعلم ما لا تعلمون 3

گفت : آنچه من مي دانم شما نمي دانيد .

  1. اعتراض ابراهیمِ پیامبر(س) نسبت به عذاب قوم لوط

وقتی که فرشتگان عذاب برای اجرای آن بسوی قوم لوط روانه بودند ، ابراهیم(س) سعی کرد تا مانعشان شود اما وقتی حریفشان نشد ، دهانش را به  اعتراض به خداوند گشود :

فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب ، يا ابراهيم اعرض عن هذا انه قد جاء امر ربك و انهم آتيهم عذاب غير مردود 4

چون وحشت از ابراهيم برفت و شادماني جايش را بگرفت ( در موضوع عطای فرزند )، با ما در باره قوم لوط به مجادله برخاست . ابراهيم بردبار و نازكدل است و فرمانبردار است . اي ابراهيم ، از اين سخن اعراض كن فرمان پروردگارت فراز آمده است وبر، آنها عذابي كه هيچ برگشتي ندارد فرود خواهد آمد .

  1. اعتراض سعد بن عباده به حکم خدا در مورد زنا و لزوم شهادت 4 نفر

قرآن ، جهت عدم اشاعه تخلفات جنسی در جامعه ، برای افشا کننده های موارد احتمالی که نتوانند 4 شاهد بیاورند ، مجازات های خاصی را وضع نمود که آیه زیر ناظر به آن می باشد :

و الذين يرمون المحصنات ثم لم ياتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانين جلدة و لا تقبلوا لهم شهادة ابدا و اولئك هم الفاسقون 5

كساني را كه زنان شوهردار را به زنا متهم مي كنند و چهار شاهد نمي آورند ،هشتاد ضربه بزنيد ...

 

پس از نزول آیه فوق، « سعد بن عباده » نسبت به احتمال وقوع زنای محصنه و #عدم_امکان وجود 4 شاهد در محل ، #معترض شد و خداوند نیز بجای تنبیه او ، حکم را تعدیل نمود :

و الذين يرمون ازواجهم و لم يكن لهم شهداء الا انفسهم فشهادة احدهم اربع شهادات بالله انه لمن الصادقين و الخامسة ان لعنت الله عليه ان كان من الكاذبين و يدرؤا عنها العذاب ان تشهد اربع شهادات بالله انه لمن الكاذبين 6

  1. اعتراض یک زن به پیامبر(ص) در قانون طلاق ناعادلانه ظهار

در عصر نزول ، هر گاه مردی بهر دلیلی از زن خود راضی نبود می توانست او را با جمله < انت عليّ كظهر امي > بشکلی ناعادلانه طلاق داده و او و فرزندانش را بی سرپرست کند .

روزی زنی که در چنین دامی دچار شده بود و خود و فرزندانش را از دست رفته می دید بر پیامبر(ص) وارد و بشدت به آن قانون اعتراض کرد تا آنجا که خداوند وارد عرصه ماجرا شده و به نفع زن ، قانون فوق را لغو نمود :

قد سمع الله قول التي تجادلك في زوجها و تشتكي الي الله و الله يسمع تحاوركما . ان الله سميع بصير الذين يظاهرون منكم من نسائهم ما هن امهاتهم ان امهاتهم الا اللائي ولدنهم و انهم ليقولون منكرا من القول و زورا و ان الله لعفو غفور 7

زیرنویسها :

  1. فرقان 73
  2. بقره 30
  3. همان
  4. هود 74 تا 76
  5. نور 4
  6. نور 6 و 7 و 8 ( تفسیر نمونه )
  7. مجادله 1 به بعد

 

محمد صالحي – 8/9/97

https://telegram.me/beshnofekrkon



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در پنج شنبه 23 اسفند 1397  ساعت 1:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب

زندگی در لحظه اکنون

 

زندگی تنها سریال مستند بلندیست که فیلمنامه آن در طول بازی و اجرای آن ، بصورت آنلاین تولید و نوشته می شود و اکثر بازیگرانش نیز در طول اجرا ، و خود خواسته بدون توجه به خواستهای ما ، وارد آن شده بازی خود را می کنند و می روند .

 

تنها بازیگری که می تواند نقش خود را از پیش بنویسد و با اختیار خود به اجرا بپردازد خود مائیم .

 

مراقب باشیم که بازی دیگران ما را به بیراهه نکشاند ، بلکه در مواجهه با هر کدام از آنها ، نقشی را به اجرا بگذاریم که از جاده اصلی که برای معنای زندگی و ارزشهای خود انتخاب کرده ایم خارج نشویم .

 

معنایی که به فیلمنامه زندگیمان ، شور و عشق و طراوت و شادمانی ببخشد .

 

و ارزشهایی که در هر اجرا علیرغم سختیهای آن بر لبانمان لبخند رضایت بنشاند .

 

و وقتی سریال با نمایش کلمه " پایان " تمام شد ، هم خود از نقش خود راضی باشیم و هم داوران بر آن آفرین گویند .

 

و چه شکوهمند است هنرمندانه زیستن در بازی زندگی ای که هر آن در حال خلق صحنه همان لحظه هستیم . ( زیستن در حال )

 

یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی - فجر ۲۷ تا ۳۰

 

فرحین بما آتاهم الله - آل عمران ۱۷۰

 

ما هذه الحیاه الدنیا الا لهو و لعب - عنکبوت ۶۴

 

کل یوم هو فی شان - رحمن ۲۹

 

محمد صالحی - ۲۷/۹/۹۷

 

☄️ https://telegram.me/beshnofekrkon



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در شنبه 18 اسفند 1397  ساعت 12:38 PM نظرات 0 | لينک مطلب

چرا دایم نگرانیم و مضطرب ؟

یکی از مهمترین ویژگیهای عصر صنعت و تکنولوژی ، آویزان شدن بیش از حد بر علم و عقل بود و رها پنداشتن انسان در هستی و القا این اصل موهوم که خوشبختی را مساوی خوش بودن ناشی از بهره بردن از لذات مختلف و متعدد مادی دنیایی دانستن .

در این طرح مدرنیته برای انسان و زندگی او در دنیایی صنعتی – تکنولوژیک که او را سرشار از سراسیمگی برای درآمد بیشتر تا رسیدن به فاکتورهای کامیابی مادی کرده است ، سرنوشت او را به شکلی رقم زده که دایم در حال دویدن و پرکردن اوقات خود بوده بگونه ای که لحظه ای برای استراحت و مطالعه و فرو رفتن در خود برای کشف درون خود از قابلیتها ، تواناییها ، احساسات و عواطف و... خود نمی یابد.

وقتی که به این فرایند همگانی زندگی ها نگاه می کنیم ، تنها واقعیتی که به فراموشی سپرده شده و گویی هرگز وجود ندارد ، لحظه اکنون است ، لحظه ای که برای دیروز ، آینده بوده و بزودی نیز دیروز می شود و همین امر باعث شده که پیوسته در رنج گذشته و آینده بسر بریم .

رنجی که یا ناشی از دو از امر زیر در گذشته است :

  • آنچه در گذشته بر ما رفته و ما از آن خاطره خوشی نداریم و به سرمایه زباله ای ذهنی خود تبدیلش کرده ایم ( مانند شکستها ، زیانها ، از دست رفته ها و ... )
  • آنچه در گذشته بر ما رفته و ما از آن خاطره خوبی داریم و حسرت آن را می خوریم ( مانند مسافرتی شاد ، موفقیتی دلچسب ، تولدی نو و ... )

و یا ناشی از دو امر زیر در آینده است :

 

  • ترس از آنکه نکند دوباره آن خاطرات بد تکرار شود ( شکست بخورم ، زیان ببینم ، کسی بمیرد و .... )
  • آرزوی تکرار مجدد آن خاطرات خوب و بعضا غیر قابل تکرار و یا مشابه آنها در زندگی دیگران ( شغل ، منزل ، ماشین ، پیروزی ، تولد و ... )

 

متاسفانه گذشته بجای آنکه آگاهی مارا به شرایط ناپایدار و ناماندگی دنیا بیشتر کند و تجربه فناپذیری هر آنچه از جنس دنیای مادی است را در ما بیشتر بنشاند ، مارا تبدیل به مخزنی از سرمایه های رسوبات خاطرات خود کرده است که دایم در حال هزینه کردن از آن پس انداز رسوبات گذشته ، برای زندگی خود هستیم .

بطور مدام یا تمام انرژی روانی خود را در حسرت از دست داده ها و از دست رفته های خود در گذشته هدر می دهیم و یا در آرزوی تکرار خوبها و برآوردن ناکامیهای گذشته در آینده بسر می بریم و شادی خود را منوط به تحقق آن آرزوها کرده ایم .

 

اما آیا این تکرار مدام فرایند فوق در زندگی چند ده ساله هر انسان بالغ و به تعداد انسانها ، چقدر او را در رسیدن به خوشبختی و شادکامی موفق کرده است ؟

جز افزونی روزبروزه و عام افسردگی در جهان و بخصوص در غرب متمدن و برخوردار از همه مواهب مادی زندگی !؟ ( کتاب خوش بینی آموخته شده ، ص 15 و 16 ، دکتر سلیگمن )

امام علی(ع) ، راه بی رنج زیستن را زندگی در حال می داند که نه بر از دست رفته ها نومیدانه حسرت خوریم و نه بر داشته ها چنان آویزان شویم که فراموش کنیم جنس اینها نیز ناماندنی است :

الزهد کله بين کلمتين من القرآن قال الله سبحانه-  لکيلا تاسوا على‏ ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم 3 - و من لم ياس على الماضي و لم يفرح بالآتي-  فقد اخذ الزهد بطرفيه - حکمت 439

 

و همین اصل مهم از بهترین دستاوردهای فلسفه اگزیستانسیل و روانشناسی مثبت گراست که شاخه ای به نام ذهن آگاهی را مطرح کرده و به انسان گوشزد نموده که :

  • ذهن محل ذخیره اطلاعات گذشته ما و شگردش مقایسه و قضاوت کردن است .
  • تو مساوی ذهن خود نیستی بلکه تو فراتر از آن هستی ، که در هر لحظه می توانی از اطلاعات ذهنت بطور خواسته و ارادی استفاده کنی و یا خود را رها شده در اختیار او قرار دهی .
  • در صورت جدا کردن خود از فعالیت ذهن ، تو فقط تبدیل به یک مشاهده گر امور و اتفاقات می شوی و از خوب و بد کردن آنها که از نتایج قضاوتهای ذهن است رها می شوی .
  • با این امر ، بسیار رنجهای تو که ناشی از قضاوتهای ناخواسته ذهن است ، از بین رفته و باعث هشیارترشدن و بهتر دیدن زیباییهای زندگی می شود .
  • با تکرار این عمل مراقبه گونه ، ذهن خود بخود تبدیل به یک ابزار ذخیره آنهم خاطرات و اطلاعات بی رنگ و قضاوت شده و از مرکز فرماندهی و تصمیم گیری خارج می شود .
  • و اینجاست که وقتی عوامل رنج انسان از بین رفت ، علیرغم همه سختیهای این جهانی ، آرامش و شادی بر او فرو می ریزد .

 

فرحين بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الا خوف عليهم و لا هم يحزنون – آل عمران 170

 

محمد صالحی – 22/9/97

 

علل همه گیری افسردگی در کشورهای توسعه یافته – دکتر سلیگمن

 

اجمالی بر ذهن آگاهی

 

 

 



 نگاشته شده توسط محمد صالحی در یک شنبه 5 اسفند 1397  ساعت 10:47 AM نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net