نگاه نو
حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. امام خامنه ای (مدظله العالی) 
 
نویسنده وبلاگ

از اصول اقتصادی اسلام که سلامت اقتصاد و جامعه را تضمین می کند، اصل گردش سالم اقتصاد با اجرای هدفمندی یارانه ها و کمک های نقدی و غیرنقدی دولت از منابع ملی و ثروت عمومی است.

خداوند در آیه ۷ سوره حشر، با اختصاص دهی بخشی از منابع و ثروت به عنوان «فی» و «انفال»، بر آن است تا دولت و نظام اسلامی بتواند شرایط زیستی عادلانه ای برای همه افراد امت و شهروندان فراهم آورد. از آن جایی که صاحبان ثروت از امکانات و قدرت بیش تری برای بهره مندی از ثروت برخوردارند، اگر ثروت و منابع عمومی جامعه مدیریت نشود، ثروت همواره در میان طبقه ممتاز و برتر جامعه یعنی ثروتمندان دست به دست می شود و گردش ناسالم و محدودی از ثروت تحقق می یابد. برای این که جریان گردش ثروت به گونه ای باشد که همه افراد جامعه بهره مند شوند، لازم است تا دولت با بهره گیری از همه امکانات، به توزیع عادلانه ثروت ملی و عمومی بپردازد.

اما مفهوم توزیع عادلانه ثروت ملی و عمومی به این معنا نیست که همه اقشار و طبقات اجتماعی بطور یکسان و برابر از ثروت ملی بهره مند شوند، بلکه جامعه هدف در طرح هدفمندی یارانه ها چنان که از همین آیه ۷ سوره حشر و آیات دیگر فهمیده می شود، اقشار ضعیف و آسیب پذیر جامعه از جمله مساکین، در راه ماندگان، ناتوانان و بینوایان است.

در این آیه برخی از اقشار به عنوان جامعه هدف از اجرای طرح هدفمندی ثروت ملی، مطرح شده اند که از جمله آن ها خدا، رسول و ذی القربی هستند. اما هنگامی که به آموزه های دیگر قرآنی مراجعه می شود، به خوبی معلوم می شود که مراد از این نام ها، شخص نیست بلکه شخصیت حقوقی است. به این معنا که بخشی از ثروت ملی و انفال در اختیار این سه شخصیت حقوقی قرار می گیرد تا در موارد خاص و پیش بینی شده هزینه شود. از جمله این که بخشی از اموال عمومی در اختیار دولت اسلامی گذاشته می شود تا در حوزه تبلیغ دین هزینه شود و بخشی نیز در اختیار رهبران دینی و اجتماعی و سیاسی قرار می گیرد تا بتوانند با بهره مندی از قدرت اقتصادی در کنار قدرت دینی و سیاسی و اجتماعی، اهداف عالی جامعه ایمانی را تحقق بخشند.

همان گونه که جمع کنندگان زکات به عنوان کارگزاران دولت بهره ای از زکات می برند تا به این کار مهم اقدام کرده و با گردآوری مالیات ها، بودجه ملی و ثروت عمومی را تامین کنند، همچنین شخصیت های حقوقی پیش گفته بخشی از ثروت ملی را در اختیار می گیرند تا در مسیر حکومت داری به کارگیرند. بنابراین مراد از ذوی القربی، همان امامان معصوم(ع) و در زمان غیبت، حاکم شرع و ولی فقیه است که به سبب منصب ولایت و امامت از حق ثروت عمومی و ملی برخوردار می باشند. از این رو اموالی که به عنوان منصب امام در اختیار هر امام معصومی قرار می گیرد، میان ورثه آنان تقسیم نمی شود و به امام بعدی واگذار می شود. همین مسئله در مورد مراجع و حکام شرع و ولی فقیه جاری است.

بنابراین، اموال عمومی به دو بخش عمده دسته بندی می شود، بخشی به اقشار هدف در طرح هدفمندی یارانه ها و ثروت ملی داده می شود و بخشی در اختیار رهبران و دولت اسلامی باقی می ماند تا هزینه های جاری کشور و دولت را از طریق آن بپردازند و به عمران و آبادانی بخشهای مختلف جامعه اقدام کنند.

با اجرای طرح هدفمندی یارانه ها از ثروت ملی و دولت، تلاش بر آن است تا شرایط زیستی مناسب و عادلانه ای برای دیگر طبقات اجتماعی ضعیف از نظر اقتصادی رقم بخورد. از این رو خداوند ضبط و ثبت ثروت های عمومی در قالب «انفال» و «فی» و صرف آن را در طبقات آسیب پذیر جامعه به معنای گردش سالم اقتصاد در جامعه ایمانی معرفی می کند، زیرا در این صورت، ثروتمندان نمی توانند با مصادره و تصاحب اموال عمومی، ثروتمندتر شوند و شکاف طبقاتی روز به روز افزون تر گردد.

البته منابع ملی و ثروت عمومی، تنها از طریق ثبت و ضبط منابعی چون انفال و فی و غنایم و مانند آن، فراهم نمی آید، بلکه از طرق دیگری چون گرفتن مالیات و زکات و خمس نیز فراهم می گردد. به این معنا که دولت موظف است برای مدیریت اقتصاد و گردش سالم آن در جامعه، بخشی از ثروت و دارایی ثروتمندان را به شکل مالیات بگیرد و در اختیار فقیران جامعه قرار دهد. چنان که برخی از فقیهان گفته اند، زکات و خمس اختصاص به موارد گفته شده در آیات ندارد، بلکه زکات و خمس به همه درآمدهای شخص تعلق می گیرد. مالیات هم جای خود دارد که دولت در قبال خدماتی که ارائه می دهد می تواند مبالغی را به عنوان مالیات از افراد جامعه دریافت کند.

هم چنین خداوند بر ثروتمندان واجب و لازم دانسته است که بخشی از درآمد خویش را به طور مستقیم صرف نیازمندان و سائلان نمایند و با توجه به آیه۱۹ سوره ذاریات و آیات دیگر برمی آید که در درآمد هر شخصی، حقی برای این دو دسته وجود دارد.

به سخن دیگر، آموزه های اقتصادی و احکام و دستورهای آن، به هدف مدیریت ثروت و جریان اقتصاد سالم آن است تا هرگز گروهی به عنوان مرفهان بی درد واشرافیت دولتی و غیردولتی شکل نگیرد و ثروت و منابع زمین در اختیار همگان قرار گیرد.




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 12:13 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

" وقتي سخن از اقتصاد به ميان مي‌آيد، منظور اينست كه در انجام هر فعالتي، نوعي "ارزش افزوده " توليد شود. اساساً فلسفه وجودي انسان، ايجاد ارزش افزوده است و ما مي‌توانيم از اقتصاد، حتي براي زندگي معنوي خودمان نيز درس‌ بگيريم.
" مثلاً يك معلم چگونه مي‌تواند مجاهده اقتصادي انجام دهد؟ وقتي يك معلم با به‌كارگيري استعداد و خلاقيت‌ خود و با شيوه‌هاي آموزشي مناسب، بهره‌وري دانش‌آموزان را از تحصيل، بالا ببرد به نحوي كه آنها در مدت زمان كمتري، درس را بياموزند و يا اينكه مطالب را طوري آموزش دهد كه آنها ديگر به آموزشكده‌ها و كلاس‌هاي كمكي كه مستلزم صرف وقت و هزينه بيشتراست نياز نداشته باشند، در آن صورت آن معلم در جهاد اقتصادي مشاركت كرده است.
" اگر يك مدير مدرسه، فعاليت مجاهدانه داشته باشد، ممكن است بتواند كارهاي معمول خود را در چند ساعت انجام دهد، در اين صورت مابقي وقت خود را مي‌تواند براي افزايش بهره‌وري صرف نمايد.

حجت الاسلام پناهيان




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 12:11 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

 حجت الاسلام پناهيان در پاسخ به اين سؤال كه "چگونه فرزندانمان را تربيت كنيم كه در كار اقتصادي جديت داشته باشند؟ " گفت: در حال حاضر نظام آموزشي ما براي اين منظور مناسب نيست و براي اينكه فرهنگ جهاد اقتصادي در جامعه ما رواج پيدا كند و فرزندان ما اهل فعاليت اقتصادي بشوند، مي‌توان گفت به يك آموزش و پرورش ديگري نياز داريم. در واقع اين نقيصه بزرگ در آموزش و پرورش ما بايد برطرف شود.
" امروزه در نقاط مختلف دنيا، در مقاطع تحصيلي گوناگون، اصول فعاليت اقتصادي را به دانش آموزان تعليم مي‌دهند. اين كار به شيوه‌هاي جديد از جمله به‌صورت بازي و يا سرفصل‌هاي درسي طبق اهداف رفتاري خاص اقتصادي، به محصلين، آموزش داده مي‌شود. به اين ترتيب، با برنامه‌هاي مختلف آموزشي، كودكان خود را از لحاظ اقتصادي توانمند بار مي‌آورند.
" البته اين مسأله محدود به آموزش و پرورش نمي‌شود بلكه والدين نيز مي‌توانند در رفتارهاي خود با فرزندانشان، به‌گونه‌اي عمل نمايند كه فرزندانشان اهل توليد و بهره‌وري، بار بيايند و در كسب ارزش افزوده، توانمند شوند.




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 12:09 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

در اسلام علاوه بر كسب روزي حلال، به پُركاري و تلاش سرسختانه اقتصادي نيز توصيه شده است. روزي امام صادق(ع) به شدت مشغول فعاليت كشاورزي بودند و سخت عرق مي‌ريختند. از اين بابت فردي به حضرت اشكال گرفت. ايشان فرمودند: سخت كوشي انسان، او را شامل يك رحمت ويژه از سوي پروردگار خواهد كرد كه من نيز به اين نگاه ويژه و اين رحمت خداوند نيازمند هستم. (رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّه ع وَ بِيَدِه مِسْحَاةٌ وَ عَلَيْه إِزَارٌ غَلِيظٌ يَعْمَلُ فِي حَائِطٍ لَه وَ الْعَرَقُ يَتَصَابُّ عَنْ ظَهرِه فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَعْطِنِي أَكْفِكَ فَقَالَ لِي إِنِّي أُحِبُّ أَنْ يَتَأَذَّى الرَّجُلُ بِحَرِّ الشَّمْسِ فِي طَلَبِ الْمَعِيشَةِ/كافي/5/76) عن الفضلِ بنِ أبي قُرَّةَ: دَخَلنا على أبي عبدِ اللّه عليه السلام و هو يَعمَلُ في حائطٍ لَه فقُلنا: جَعَلَنا اللّه فداكَ، دَعنا نَعمَلْ لكَ أو تَعمَلْه الغِلمانُ، قالَ: لا، دَعُونِي فإنّي أشتَهي أن يَرانِيَ اللّه عزّوجلّ أعمَلُ بِيَدِي، و أطلُبُ الحَلالَ في أذى نَفْسِي(من لا يحضره الفقيه : 3/163/ 3595) رسول خدا(ص): إنَّ اللّه تعالى يُحِبُّ أن يَرى عَبدَه تَعِبا في طَلَبِ الحَلالِ(كنزالعمال/9200|ميزان الحكمه/7409)
" اگر كسي طوري كار كند كه خسته نشود يا اصطلاحاً به او سخت نگذرد، اين رحمت ويژه الهي شامل حال او نخواهد شد. در روايات ما كسي كه براي كسب درآمد به سختي تلاش مي‌كند، در كنار مجاهد في سبيل الله قرار داده شده است.
" به طور كلي هرگاه ما توانستيم، ارزش افزوده‌اي توليد كنيم، بايد بدانيم كه خداوند به‌خاطر اين كار، ما را به ديده رحمت مي‌نگرد.




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 12:09 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

قرآن دست کم از ۷ عامل معنوی در حوزه رشد اقتصادی و شکوفایی آن سخن به میان آورده است. به نظر می رسد که این عوامل می تواند به عنوان عوامل کلی و اصلی قلمداد شوند و یا می تواند (در برخی موارد) به عنوان عامل مصداقی و جزیی از یک عامل اصلی به شمار آید. با این همه برای روشن شدن مطلب و دیدگاه و نگرش قرآن به این مسئله همان گونه که قرآن تاکید ورزیده است به این عوامل به صورت جداگانه پرداخته می شود.
هرچند که بتوان آن ها را در شکل خاصی دسته بندی کرد و عوامل را به عنوان عوامل اصلی و برخی دیگر را به عنوان مصادیق و موارد جزیی آن کلی و یا کل قلمداد کرد.دست کم این روش به ما یاری می دهد که تاکید و نقش ویژه ای برای این عوامل معنوی درنظر گیریم و در عمل اقتصادی بر آن ها تاکید ورزیم.

عامل معنوی استغفار:
استغفار به درگاه خداوند و توبه و بازگشت به سوی او و درخواست عفو و گذشت و پوشاندن خطاها و اشتباهات از سوی خدا از عوامل مهم و اساسی است که قرآن به عنوان عامل اصلی رشد و شکوفایی اقتصادی بر شمرده است.
اگر براین باور باشیم که خداوند در همه هستی در همه حالات و زمان ها تصرف می کند و مدیریت و تدبیر اوست که عالم را نگه داشته و به پیش می برد و این که اوست که مالک و مدبر و حاکم است و چیزی بیرون از دایره حکومت و مدیریت او تحقق نمی یابد، آن گاه است که به آسانی نقش استغفار درافزایش رشد اقتصادی مورد تاکید قرار می گیرد.
خداوند در آیه ۳ سوره هود به عنوان ربوبیت از نقش خود در همه حوزه ها به ویژه حوزه اقتصادی و افزایش رشد اقتصادی سخن گفته است و از مردمان می خواهد برای جلب رضایت الهی به سوی خدا بازگشت کرده و با استغفار و توبه، از متاع های دنیوی بهره مند گردید.
در آیات ۵۲ سوره هود و ۱۰ و ۱۱ سوره نوح به این مسئله باز تاکید می شود تا انگیزه ها در بازگشت به سوی خدا حتی برای دست یابی به آسایش و رفاه اقتصادی تقویت گردد.
به هرحال برای افزایش بارندگی و دست یابی به آب فراوان و یا خاک مناسب و پاک و طیب مسئله استغفار و توبه امری است که در آموزه های قرآنی بر آن تاکید و پافشاری می شود تا میان ماده و معنویت و دین و دنیا پیوندی محکم و استوار ایجاد نماید.
عامل معنوی ایمان:
دومین عاملی که به عنوان عامل معنوی شکوفایی و رشد اقتصادی در آیات و آموزه های قرآن بدان اشاره می شود، عامل ایمان به خدا و معارف وحیانی آن است. (اعراف آیه ۹۶)
ناگفته نماند که در تحلیل و تبیین قرآن همان طور که عوامل یاد شده و نیز دیگر عواملی که بیان می شود، می تواند به شکل بیان کل بعد از جزء و یا بیان کلی پس از جزیی و یا بالعکس باشد هم چنین باید دانست که مثلا عامل ایمان دراین تفسیر همانند عامل استغفار و حتی دیگر عواملی که گفته می شود، به عنوان عامل استقلالی شمرده نمی شود.از این رو هریک از آنان در کنار و یا به صورت مجموعی می تواند تاثیرگذار باشد. اگر شخصی ایمان نداشته باشد نمی تواند به خدا بازگردد و استغفار نماید و یا در حوزه عمل رفتار خویش را برپایه آموزه های وحیانی سامان دهد.
از این روست که این عوامل هرچند که به طور جداگانه و مستقل مورد بحث و بررسی قرار می گیرد ولی این گونه نیست که عاملی مستقل باشند و به تنهایی در حوزه رشد اقتصادی تاثیرگذار باشند؛ با این همه همواره میان این عوامل ارتباط و پیوندی محکم و سببی وجود دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت.
عامل پای بندی به آموزه های وحیانی:
پای بندی و عمل به آموزه وحیانی الهی از اسباب بهره مندی از توسعه اقتصادی و دست یابی به شکوفایی و رشد اقتصادی دانسته شده است.
بنابراین اگر جامعه ای به قوانین و تعالیم وحیانی مانند تعالیم و آموزه های قرآن عمل نکند نمی تواند انتظار داشته باشد که به رشد و شکوفایی اقتصادی درست و واقعی دست یابد.
در تحلیل قرآن عمل به آموزه های وحیانی (تورات و انجیل و قرآن) عاملی مهم برای دست یابی به توسعه اقتصادی دانسته شده و در آیه ۶۶ سوره مائده به این مهم اشاره و تاکید شده است.
عامل تقوا:
تقوا در همه حوزه ها تاثیرگذار است. از این رو در تحلیل قرآنی رعایت آن از عوامل مهم دست یابی جوامع به توسعه اقتصادی دانسته شده است و از مردمان خواسته شده تا با بهره گیری از تقوای الهی به شکوفایی اقتصادی خویش کمک کنند و از بحران های اقتصادی رهایی یابند. (اعراف آیه ۹۶)
تاکید قرآن در آیه ۲ و ۳ سوره طلاق بر تقوا به عنوان عاملی برای رهایی از بحران های اقتصادی نشان می دهد که بسیاری از بحران ها و کمبودهای اقتصادی برخاسته از عامل فقدان تقواست؛ زیرا تقوا به معنای مهار و مدیریت نفس بر پایه فطرت و آموزه های وحیانی است و جامعه ای از پلیس داخلی و درونی بهره مند گردد هرگز در هیچ حوزه ای تجاوز و ظلم و تعدی نمی کند و حقوق دیگری را پایمال نمی سازد.این گونه است که جامعه از فواید و منابع زمین و آسمان بهره مند می گردد و با دست در دست هم گذاشتن و یاری یکدیگر بحران ها برطرف و رفاه و آسایش گسترش می یابد و اقتصاد شکوفا می گردد.
عامل استقامت و پایداری بر دین:
ملازمت با دین حق و پایداری در عمل به قوانین وحیانی به عنوان مهم ترین عامل در حوزه شکوفایی اقتصادی دانسته شده است. این نیز همانند تقوا موجب می شود تا جامعه دچار ظلم و تعدی و تجاوز به حقوق دیگران نشود و هرکس به آن چه حق اوست قانع گردد و این گونه است که جامعه از اقتصاد خوب و شکوفایی برخوردار می شود. (جن آیه ۱۶)
عامل امنیت: هیچ کس نمی تواند عامل امنیت را در شکوفایی اقتصادی و رشد آن نادیده گیرد. این مطلب به گونه ای روشن و واضح است که در اقتصاد نوین نیز بر عامل امنیت تاکید می شود.
جامعه ای که با بحران امنیت مواجه است هرگز این امکان را نمی یابد تا از اقتصاد سالمی برخوردار گردد و تبادلات اقتصادی و گردش سرمایه به درستی در آن جریان یابد. از این رو امنیت سنگ زیرین شکوفایی اقتصادی هر جامعه شمرده شده است. قرآن نیز در آیه ۱۲۶ سوره بقره از جامعه ای سخن می گوید که در آن امنیت وجود دارد و هرگونه تبادل اقتصادی و گردش سرمایه به آسانی و در امنیت کامل انجام می شود.
در آیه ۱۱۲ سوره نحل مصداق جامعه برتر قرآنی را جامعه با ثبات و دارای امنیت برمی شمارد که هرگونه مواهب اقتصادی به طور گسترده در آن وجود داشته و به انسانی در رفت و آمد است و گردش سرمایه با هیچ خطری مواجه نیست.
عامل انفاق: بی گمان گردش سرمایه زمانی به درستی در جامعه ای انجام می شود که همه از مواهب اقتصادی بهره مند گردند و کسانی که به عللی ناتوان از کسب درآمد و جلب منفعت هستند نیز از مواهب آن استفاده کنند.
از این رو، مسئله انفاق در کنار تولید و افزایش سرمایه مطرح می شود. اگر افرادی در جامعه به هر علتی ناتوان از بهره مندی از رزق و روزی شوند جامعه دچار بحران متعدد می شود و در نهایت امنیت اقتصادی با مشکل دچار خواهد شد.برای دست یابی به امنیت اقتصادی و امور دیگر انفاق و واگذاری بخشی از سرمایه به افراد نیازمند راهکاری است که قرآن بیان می کند.
بنابراین در آیه ۲۷۶ سوره بقره و نیز ۳۹ سوره روم و آیه ۳۹ سوره سبا و ۷ سوره طلاق به این عامل توجه می دهد و بر استفاده از آن برای افزایش بهره وری و رشد و توسعه اقتصادی تاکید می کند.
این عوامل، اموری است که قرآن به عنوان عوامل رشد و توسعه اقتصادی بر آن ها تاکید می ورزد. بیان این مطالب و به کارگیری آن می تواند ما را برای دست یابی به جامعه برتر قرآنی و جامعه نمونه و شاهد یاری دهد و اقتصاد اسلامی را معنا و مفهوم واقعی بخشد و از اقتصاد غیراسلامی بازشناساند.




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 12:06 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

اقتصاد در نگرش اسلامی به گونه ای تعریف و تبیین می شود که ارتباط تنگاتنگ و استواری با معنویت می یابد.

از این رو، اقتصاد اسلامی دارای هویت خاص می شود و تفاوت محسوسی با شیوه ها و روش ها و حتی اهداف اقتصاد غیراسلامی پیدا می کند. بنابراین سخن گفتن از اقتصاد اسلامی نه تنها معنا و مفهوم می یابد بلکه تفاوت هایی را سبب می شود که می بایست در حوزه عمل اقتصادی و فعالیت های اقتصادی خود را نشان دهد.
اگر این تفاوت در حوزه عمل اقتصادی ظهور و بروز ملموس و محسوسی نداشته باشد می بایست در ماهیت آن چه به عنوان اقتصاد اسلامی نام گذاری می شود تشکیک و تردید روا داشت.
از این جاست که وقتی در بحث عوامل رشد اقتصادی از معنویت و تأثیر آن به عنوان عاملی سخن گفته می شود، معنا و مفهومی درست می یابد.
در این نوشتار کوتاه با این بینش و نگرش، آیات و آموزه های وحیانی قرآنی تحلیلی و تبیین می گردد و بر مسایلی از این دست تأکید می شود.

 

در تحلیل قرآنی برخورداری ها و نعمت های اقتصادی به عنوان نشانه های الهی دانسته می شود، (سبا آیه۱۵) و سعادت واقعی انسان (آسایش و رفاه اقتصادی و آرامش روحی و امنیت اجتماعی) در سایه سار یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از فسادانگیزی به مفهوم گسترده آن تأمین و تحقق می یابد (اعراف آیه۸۵ و نیز هود آیه۸۴و ۸۶) چنان که اگر اقتصاد و ثروت اقتصادی مایه قوام و تحکیم جامعه است (نساء آیه۸) می بایست روابط اقتصادی جامعه همپای مسایل اعتقادی و عبادی مورد تأکید قرارگیرد (اعراف آیه۸۵ و نیز هود آیه۸۴ و ۸۷ و نیز شعراء آیه ۱۷۷و ۱۸۸و ۱۸۳) و امور اقتصادی و معیشتی مردم در همان حد و اندازه مسایل اعتقادی و عبادی مورد توجه قرارگیرد (بقره آیه۳ و ۴۱و ۴۳و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷ و نساء آیه۳۹ و انفال آیه۲ و ۳ و ده ها آیه دیگر).

 

این گونه است که در تحلیل و تفسیر قرآنی از اقتصاد، جمع میان اقتصاد و معنویت و نیز دنیا و آخرت نه تنها امری ممکن و شدنی بلکه امری مطلوب شمرده می شود. (بقره آیه۲۰۱ و نساء آیه۱۳۴ و مانده آیه۶۵و ۶۶)

 

با این همه تأکید می شود که نمی بایست اقتصاد با این همه ارزش و اهمیت به عنوان هدف نهایی و غایی کار و تلاش انسان قرارگیرد و تنها به عنوان هدف میانی و به سخن دیگر هدفی ابزاری مورد تحلیل و تببین و توصیه قرارگیرد.

 

بنابراین ابزارهای اقتصادی در هر شکل آن، برای تحصیل امور معنوی و آخرتی می بایست به کار گرفته شود. (قصص آیه۷۷)

 

از این روست که در آموزه های وحیانی اهداف و ارزش های والای معنوی می بایست بر امور اقتصادی مقدم و ترجیح داده شود (توبه آیه۲۴) و در معنویت زایی و افزایش روحیه معنویت گرایی فردی و اجتماعی افراد جامعه از اقتصاد به عنوان ابزاری کارآمد بهره گرفته شود. (صف آیه۱۰تا ۱۲)

 

به هر حال در تحلیل و تبیین قرآنی میان معنویت و اقتصاد و دین و دنیا آن چنان ارتباط وثیق و محکمی برقرار است که نمی توان در تبیین علل و عوامل رشد اقتصادی آن را نادیده گرفت.


¤عوامل رشد اقتصادی در قرآن:

هنگامی که از عوامل اقتصادی سخن گفته می شود می بایست به دو دسته عوامل مادی و معنوی اشاره کرد. بنابراین در این جا بر پایه این بینش و نگرش به تحلیل عوامل پرداخته شده و هر دو دسته را به طور جداگانه مورد تحلیل و بررسی قرارمی دهیم.


عوامل مادی رشد اقتصادی:

قرآن به سه مسئله به عنوان عوامل اصلی در حوزه عوامل مادی رشد اقتصادی توجه می دهد که دو امر آن بیرون از حوزه انسان و مرتبط به عوامل بیرونی است و تنها یکی از این عوامل به حوزه انسانی به شکل مستقیم ارتباط پیدا می کند.

 

این عوامل مادی انسانی و غیرانسانی عبارتند از:عامل مادی آب: و از جایی که حیات در زمین بر پایه آب پدیدار می شود و هر چیزی که از زندگی بهره مند است با آب این مایه حیاتی مرتبط می باشد و خداوند به صراحت و روشنی بیان می کند که «و جعلنا من الماء کل شی حی، هر چیزی که نام هستی می برد از آب قرارداده ایم، نقش آب در زندگی اقتصادی و رشد آن به خوبی روشن می شود.

 

قرآن در آیه۵۲ سوره هود توضیح می دهد که آب مناسب، کافی و فراوان از عوامل مهم دست یابی به رشد اقتصادی و شکوفایی آن است.

 

از این رو به انسان سفارش و توصیه می کند که برای دست یابی به رشد و شکوفایی اقتصادی با استغفار و بازگشت به خدا زمینه را برای افزایش بارندگی و دست یابی به آب کافی و مناسب فراهم آورید.

 

آیات دیگری چون آیه ۱۰تا ۱۲ سوره نوح نیز همین مسئله را مورد تأکید و تأیید قرارمی دهد و میان افزایش بارندگی و فراوانی آب و رشد اقتصادی به عنوان رابطه متغیر توجه می دهد.

 

به سخن دیگر رابطه علی و معلولی و یا سبب و مسببی میان آب فراوان و رشد اقتصادی در این آیات به خوبی نمایانده می شود.

 

عامل زمین: اگر آب به اندازه کافی و فراوان وجود داشته باشد ولی بستری خوب و مناسب برای استفاده از آن وجود نداشته باشد امکان آن نیست تا از زمین چیزی بروید که به کار آدمی آید و از آن در تولید و بهره بری اقتصادی استفاده کند.

 

از این رو به زمین مناسب و مرغوب به عنوان دومین عامل مهم مادی اقتصادی در آیه۵۸ سوره اعراف اشاره می کند و توضیح می دهد که زمین مناسب و پاک است با رویش گیاهان مختلف می تواند اقتصاد را شکوفا کند و به رشد و توسعه آن کمک نماید. در آیه۱۵ سوره سبا با اشاره به رشد اقتصادی کشور سبا از زمین به عنوان علت شکوفایی اقتصادی آن یاد می شود.

 

عامل کار: اگر دو عامل پیشین مادی ارتباطی با حوزه انسانی نداشت و امری بود که می توان آن ها را بیرون از حوزه انسانی ارزیابی و تحلیل کرد، ولی این عامل اخیر ارتباط تنگاتنگ میان رشد اقتصادی و انسانی به عنوان عامل مادی مورد توجه قرارگرفته است.

 

قرآن در آیه۱۵ سوره ملک کار و تلاش بر روی زمین از سوی انسان را عامل تأمین روزی و زندگی انسانی برشمرده و از مردم می خواهد که به عامل کار توجه داشته و برای رشد و شکوفایی اقتصادی از تنبلی و تکاهل خودداری ورزیده و با کار و تلاش خویش رفاه و آسایش را به زندگی خود وارد سازید.به کار برون این واژه می توان برای بیان این منظور بوده است، عوامل آب و زمین آن نیست که ارتباطی با حوزه انسانی نداشته باشد؛ بلکه در آیات قرآن این عامل نیز به طور مستقیم به انسان ارتباط داده شده است.به این معنا که بینش و نگرش انسان و رفتارهای وی می تواند تأثیر شگرفی بر عوامل پیشین داشته باشد.

 

به عنوان نمونه در عامل آب مسئله استغفار و بازگشت انسان به خدا به عنوان عامل فراوانی آب مطرح شده است که فراوانی آب خود به عنوان عامل رشد و شکوفایی اقتصادی مطرح می باشد.

 

بنابراین به طور غیرمستقیم عامل مادی اقتصادی با عامل انسانی و حتی عامل معنوی ارتباط تنگاتنگی می یابد و هم چنین در مسئله زمین، بینش و نگرش و کنش های انسانی می تواند آثار مخرب و یا سازنده ای در نوعزمین ایجاد کند و تأثیرات خود را بنمایاند.

 

از این روست که قرآن در آیه۱۵ سوره سبا عامل زمین را با انسان و نیز معنویت پیوند می دهد و از مسئله شکر و کفر به عنوان عوامل پدیداری زمین مناسب و یا نامناسب سخن به میان می آورد.

 

این گونه است که عوامل مادی انسانی با انسان و رفتارهای وی ارتباط داده می شود و عامل مادی با عامل معنوی پیوند استواری می خورد.




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 12:04 PM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

کتاب معنویت و اقتصاد


معنویت و اقتصاد (مقایسه‌ای تطبیقی بین نظام اقتصادی اسلام و سرمایه‌داری)نویسنده : هادوی‌نیا - علی‌اصغر
محل نشر : تهران
تاریخ نشر : ۱۳۸۱/۰۳/۰۴
رده دیویی : ۲۹۷.۴۸۳۳
قطع : رقعی
جلد : شومیز
تعداد صفحه : ۱۷۶
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ : ۱
تیراژ : ۳۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۷۳۲۹-۶۰-۱

در این کتاب به برخی از عناصر, اهداف, مبانی فلسفی, مبانی مکتبی, و احکام و حقوق دو نظام اقتصادی 'سرمایه‌داری 'و 'اسلام 'اشاره شده سپس مثوبه معنویت و اقتصاد 'با این موضوعات, شرح و ارزیابی می‌شود' :مفاهیم و روابط', 'بررسی ارکان نظام‌های اقتصادی', 'انسان اقتصادی در نظام‌های اقتصادی 'و 'عملکردها و الگوهای رفتاری نظام‌های اقتصادی .'




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 11:57 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

امروزه تبلیغات به عنوان یک صنعت در دنیا شناخته شده است این صنعت در دنیا به تولید کننده انگیزه کاری می دهد و تبلیغات سالم می تواند بازار سالم ایجاد کند به قول کارشناسان اگر کالایی کیفیت خوبی نداشته باشد هر قدر هم که تبلیغات جذاب و خوبی داشته باشد نمی تواند به نتیجه برسد یعنی شاید با تبلیغات بتوان یک بار خریدار را وادار به خرید کرد ولی برای همیشه نمی توان این کار را کرد .

تبلیغ در کلام از مصدر بلغ به معنی آگاهی دادن یا مطلع کردن می باشد و به کسی که در این راه فعالیت می کند مبلغ یا تبیغاتچی گفته می ود هارولد لاسول جامعه شناس آمریکایی می گوید : تبلیغات در معنی گسترده آن ، فن تحت تاثیر قرار دادن عمل انسان از طریق دستکاری تصورات یا بازنمده هاست ، همچنین تبلیغ کوششی است تعمدی و حساب شده که به منظور شکل دادن به دریافت ، دستکاری کردن ادراک و همسو کردن رفتار مخاطبان با نیت مورد نظر مبلغ صورت می گیرد .

 

توسعه اقتصادی ، پیشرفت های صنعتی ، سهولت ارتباطات بین المللی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی در سطح گسترده در قرن کنونی تبلیغات و ضرورت توجه به آن مطرح ساخته است اگر چه اولین اثر تبلیغاتی شناخته شده در جهان به سه هزار سال پیش تعلق دارد که در شهر تبس یونان بدست آمده است و حاوی اعلان پاداش برای دستگیری برده ای بر روی کاغذ پاپیروس است اما تبلیغات به مفهوم امروزی آن از قرن هفدهم و هیجدهم زمانی که شهرنشینی همزمان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و افزایش تولید انبوه رایج شد به عنوان یکی از ضرورتهای ارتباطی در جهان مطرح گردید . در اواسط قرن ۱۷ روزنامه مرکوری Marcuries به صورت هفتگی رد انگلستان به چاپ می رسید و اولین آگهی معرفی قهوه در سال ۱۶۵۲ و شکلات ۱۶۵۷ و چای ۱۶۵۸ میلادی در این روزنامه منتشر شد و اولین آگهی که ایجاد رقابت بین کالا را شروع کرد در ۱۴ سپتامبر ۱۷۱۰ میلادی در روزنامه تاتلر در آمریکا شروع شد که به معرفی یک نوع دارو پرداخته بود گرچه پیش از این روزنامه بوستن در ۲۴ آوریل ۱۷۰۴ میلادی در آمریکا اقدام به درج آگهی نمود درج آگهی تبلیغاتی در ایران از سال ۱۲۶۷ هجری قمری یعنی ۱۴ سال پس از انتشار اولین روزنامه کشور (کاغذ اخبار) و ۱۵ سال پس از رواج کاربرد آگهی در مطبوعات غربی رایج شد و برای اولین بار درج آگهی در زونامه اطلاعات در دهه اول ۱۴ هجری شمسی اغاز شد شروع درج تبلیغات تجاری به معنای واقعی آن در سال ۱۳۲۵ شمسی در روزنامه کیهان بوده است .

 

● نقش تبلیغات در توسعه اقتصادی

 

امروزه تبلیغات به عنوان یک صنعت در دنیا شناخته شده است این صنعت در دنیا به تولید کننده انگیزه کاری می دهد و تبلیغات سالم می تواند بازار سالم ایجاد کند به قول کارشناسان اگر کالایی کیفیت خوبی نداشته باشد هر قدر هم که تبلیغات جذاب و خوبی داشته باشد نمی تواند به نتیجه برسد یعنی شاید با تبلیغات بتوان یک بار خریدار را وادار به خرید کرد ولی برای همیشه نمی توان این کار را کرد . این کیفیت است که تعیین کننده نهائی است . امروزه تبلیغات به عنوان یک ضرورت در جامعه ایران مطرح است که به معرفی کالاها و تولیدات و در خدمت براورده ساختن نیازهای ضروری زندگی انسان قرار دارد تبلیغات باید در خدمت رونق بخشیدن به حرکت چرخ های اقتصادی یا شناساندن محصول و . . . باشد . تبلیغات در حقیقت زبان و وسیله ارتباط بنگاه اقتصادی با جامعه است و قطع تبلیغات به نوعی مرگ کالا محسوب می شود که اگر ناآگاهانه ، تقلیدی ، سفارشی ، و با دید غیر کارشناسی و غیر تخصصی انجام شود ، چاهی است که کالا و صاحبش را در خود فرو می کشد بر عکس یک تبلیغ خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند . تبلیغ گسترده و علمی باعث می شود که کالای ایرانی در برابر رقیب خارجی بازار بیشتری بیابد و به فروش برسد و کارخانه دار با شکست مواجه نگردد و جامعه نیز مواجه با خیل عظیم بیکاران نشود . نقش تبلیعات و آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزدیک تر کرده و باعث ایجاد ارتباط گردد دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند که تبلیغات در مردم انگیزه های قابل ملاحظه ای در افزایش سطح زندگی مردم داشته است . زیرا تبلیغات در مردم انگیزه های فراوانی برای خرید کالا ایجاد می نماید و تقویت این انگیزه باعث می گردد تا آنان برای بدست آوردن دستمزد و درآمد بیشتر میزان کار و تلاش خود را افزایش داده تا از این طریق بتوانند ضمن بر طرف نمودن احتیاجات ضروری و نیمه ضروری ، کالاهای لوکس و تجملی نیز خریداری نمایند که این امر موجب رونق کسب و کار ، تجارت ، اشتغال و کاهش بیکاری می گردد به نوعی تبلیغات باعث بازگشت سرمایه و جاری شدن خون در رگ تولید و حیات اقتصادی کشور می گردد . دکتر علی اکبر فرهنگی استاد مدیریت و ارتباطات می گوید : از تبلیغات می توان به خوبی برای اطلاع رسانی بازار گشائی و پاسخ دادن به نیازهای مصرف کنندگان استفاده کرد اما در عین حال باید از مصرف زدگی و مصرف گرایی لجام گسیخته پرهز نموده و از تبلیغات برای استقرار شرایط انسانی و عقلانی و ایجاد روابط منطقی استفاده کرد . تبلیغ در مردم ضمن ایجاد علاقه و تشویق به خرید کالا ، اگاهی و هوشیاری آنان را نیز در این زمینه افزایش می دهد . تبلیغ و تبلیغات می تواند در بالابردن توسعه فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی جامعه نقش بسزایی داشته باشد . نکته ای که باید در تبلیغات به آن توجه کنیم این است که تبلیغ یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جوئی در وقت برای مصرف کننده و راهی برای رسیدن به یک هدف نهائی پیام دهنده می باشد از طرف دیگر تبلیغ راهی برای رساندن پیام به دیگران از طریق ایجاد روابط منطقی به منظور تغییر دگرگونی در بینش ، تفکر ، خواسته ها و رفتار می باشد .

 

باید به این نکته توجه داشت که تبلیغات صنعت و حرفه ای است که اگر صحیح به آن پرداخته شود می تواند در ایجاد اشتغال نقش به سزایی را داشته باشد و مشاغل جدیدی را به وجود آورد . و از سوی دیگر به سبب ایجاد رقابت برای افرادی که در این رشته فعالیت می کنند ، باعث رشد تولید ، صنعت ملی و توسعه اقتصادی گشته و تولیدات غیر نفتی را بالا می برد . این موضوع به امر صادرات به جهت بالا رفتن کیفیت نیز کمک می نماید . تبلیغات یک صنعت عظیمی است که از علوم متفاوتی شامل : روانشناسی ، مردم شناسی . جتمعه شناسی ، رفتار شناسی مدیریت سازمانی ، اقتصاد ، مدیریت صنعتی علوم مرتبط با تولید ، بسته بندی ، گرافیک ، طراحی ، نقاشی ، حسابدرای و . . . که هر کدام در محل عملیاتی خود بسیار مهم و اثر گذار می باشند بهره می گیرد و تبلیغات تجاری یک جزء لازم برای اقتصاد ممالک می باشد . تبلیغ سبب رونق اقتصادی ، رونق اجتماعی ، ایجاد شغل ، تحول در بازار ، سیر تکامل اجتماعی و بالا رفتن فرهنگ مصرف صحیح می گردد . امروزه تبلیغات در غرب در دو بعد مطرح است تبلیعاتی که به عنوان پروپاگانا نم می برند و به تبلیغات سیاسی و اجتماعی معروف است هیچ انگیزه تجاری و سود مالی در آن نهفته نیست صرفاً دنبال منافع معنوی یا سیاسی است . نوع دیگر تبلیغات تجاری یا Advertising به معنی آگاهی دادن است .

 

بازاریابی و تبلیغ هر دو برای فروش بیشتر ، مستمر و صحیح فعالیت می نمایند حفظ نگهداری مخاطبین (مشتریان) جلب مشتریان جدید ، آگاهی صحیح و منطقی دادن به آنها از وظایف تبلیغات است . در حقیقت تبلیغات یک منبع کسب اطلاعات و صرفه جویی در وقت برای مصرف کننده می باشد . مدیران و مجریان تبلیغ باید به شاخصه های مهم انتشار یک پیام توجه کنند حوزه انتشار پیام ، زمان انتشار پیام ، ابزار انتشار پیام ، موقعیت انتشار و تکرار پیام های تبلیغی از جمله این شاخصه های مهم تبلیغی است ، یک تابلو تبلیغاتی با پیام جذاب و هزینه ای اندک می تواند از بسیاری از مشخصه های یک پیام ارتباطی برخوردار باشد به شرط آن که از ویژگی های بهینه بهره مند گردد .البته باور کردنی نیست که سالانه شرکتهای تولیدکننده کلالا وخدمات در سطح بین المللی و سطح ملی چه رقم بالایی هزینه می کنند تا به جمعیت میلیاردی ساکن دهکده جهانی بقبولانند که آنچه تولید کرده اند همانی است که خواسته اند بسیار بیش از آن شرکت های عظیم تولید کننده کالاهای مصرفی تابلوهای تبلیغاتی عریض و طویل خود را به چشم جهانیان بنمایانند این شعار کشف شده بود که همیشه حق با مشتری است یک آژانس تبلیغاتی موظف است در سطح وسیعی به فعالیتهای تحقیقی دست بزند مانند بررسی خصوصیات مختلف بازار ، تجزیه و تحلیل بازار از نظر اقتصادی ، تخمین وسعت بازار .

 

بررسی موقعیت شرکت مورد نظر در صنعت ، گروه بندی مصرف کنندگان بر اساس مقدار مصرف چگونگی مصرف ، عادات موثر در مصرف ، استفاده از روش های مناسب تبلیغ از جمله هدایای تبلیغاتی فیلم ها ، طرح ها و پوسترهای تبلیغاتی و نیز برنامه ریزی و زمان بندی انجام تبلیغات با راههای برقراری رابطه موثر با مصرف کنندگان می باشد . در یکی از تعاریف تبلیغات بازرگانی عبارت است از پیش بینی و تهیه پیام های سمعی و بصری که در ازاء پرداخت بهای نشریک یا چند عامل تبلیغاتی به اطلاع مردم رسانیده شود این پیام ها حامل خبری از خصوصیات و امتیازات یک کالا یا خدمت با یک فکر یا شیوه عمومی خواهند بود که اطلاع از آنها موجب افزایش فروش کالا یا استقبال عمومی از خدمت و فکر مورد نظر است علاوه بر این در عمر مصرف و تولید انبوه بخش مهمی از هدف تبلیغات مطلع کردن مردم نسبت به تازه های تولید است و هدف اصلی آن معرف یک کالا و فروش ان است هزینه تبلیغات یک هزینه سربار نیست و تبلیغات خرج خودش را در می آورد . نقش آگهی در دنیای تجارت این است که خریدار و فروشنده را به هم نزدیک کند یک اگهی خوب ابتدا توجه مخاطب را جلب و سپس او را بدان محصول علاقمند می کند استفاده از یک عضو هنری واحد ، بیشترین تاثیر را دارد به خصوص در آگهیکوچک که جا و فضا ، ارزش بیشتری دارد . وقتی که همه اطلاعات جمع آوری شد باید آن اطلاعات را به منظور تدوین یک استراتژدی فروش تحلیل کنید . یک شرکت طراحی اگهی باید به مواردی چون جلب نظر مشتری ، نفع مشتری انگیزه خریدار و خرید توجه کند در این زمیه باید از نیازهای عقلانی و احساسی هر دو استفاده شود .

 

در یک تعریف تبلیغات تجاری نوعی از ارتباطات است که با هدف معرفی جلب توجه و یا تشویق نسبت به کالا ، خدمت ، نیاز موسسه و یا آموزه ای از سوی شخص حقیقی یا حقوقی معینی با استفاده از وسایل گوناگون خطاب به توده گروه یا فرد انجام می شود اگر کارخانهای تولید بالا داشته باشد اما از طریقه و ارائه محصول و بازار و تعیین بازار مصرف و آشنا کردن مشتریان با محصول جدید در برنامه کاری خود قرار ندهد موفق نخواهد شد در تبلیغات باید منافع ملی ، مصالح ملی ، اموزش . جلب مشارکتهای عمومی را در روند توسعه در نظر گرفت تبلیغات بایددائمی ، مستمر و با ظرافت باشد نه مقطعی ودر موقع بحران .

 

عمده ترین اهداف تبلیغات می تواند به شرح ذیل باشد :

 

الف) اشنایی مخاطب با کالا

 

ب) ایجاد تصور خاص مثبت در ا نسبت به کالا و ترغیب او به مصرف آن ، برای بدست آوردن وانجام رساندن هر یک از این مراحل به طور کامل باید اطلاعات لازم را از طریق تحیقات بدست آورد اطلاعات در باره این که :

 

▪ چه باید گفت (محتوای پیام )

 

▪ چگونه باید گفت (ابزار و شرایط تبلیغ)

 

▪ اثر چه بود (تاثیر تبلیغ)

 

ما باید در تبلیغ نشان بدهیم دوستی هستیم که برای کمک آمده ایم تا برای تحیمل عقیده خود . به وقل ایزنهاور که در حدود ۵۰ سال قبل گفت : بزرگترین جنگی که در پیش داریم نبرد برای تسخیر افکار انسان هاست . سیسرو خطیب و سیاستمدار رومی در مورد تاثیر پیام گفته است : اگر می خواهی مرا متقاعد کنی باید اندیشه های مرا بشناسی احساس مرا حس کنی و با کلماتی که من حرف می زنم حرف بزنی .

 

این نکه را نیز در نظر داشت که تبلیغ هنر ، علم و صنعت است . دکرت علی محمد اربابی در کتاب تبلیغات تجاری از انتشارات داشنکده علوم ارتباطات اجتماعی سال ۱۳۵۰ می گوید : تبلیغ شامل پیام های دیدری ، گفتاری است که از طریق وسایل تبلیغاتی با پرداخت وجه مردم را به طریقی به یک نوع محصول یک خدمت ، یک فرک و . . . علاقمند می نماید و یا تبلیغات به کلیه اشکال ترغیب عمومی برای ایجاد تقاضا و بازار اطلاق می گردد که به واسطه ان ، افکار و تمایلات مردم را تحت تاثیر قرار داده ، مردم را به خرید کالا یا خدمت مورد نظر مبلغان تشویق می نماید . فروش فوری و رضایتبخش تولیدات تولین هدف تبلیغات است بنابراین آگهی باید گویا باشد برای این که جلب توجه نماید عنوان آگهی باید قوی و موثر باشد مخصوصا باید دید با چه نوع عنوان و عکسی می توان مردم را تحت تاثیر قرار دهد در نوشتن آگهی باید از تکرار و ذکر جملات مکرر و کلمات زاید و بی فایده خودداری نمود آگهی باید حاوی پیشنهاد تازه و ایجد حیثیت و شهرت کند ویلیام وایت یکی از نویسندگان آمریکا طی یک سلسله مقالات در سال ۱۹۵۰ در مجله معروف فورچون چاپ کرد و بعدها همان کتاب آیا کسی گوش می هد / را منتشر نمود می گوید : هیچ موسسه ای نمی تواند تنها با تعریف و تمجید و نشر آگهی های توخالی به جایئی برسد و اعتماد و تفاهم مردم را جلب کند جلب تفاهم در صورتی امکان پذیر است که موسسه با طبقات مردمی که با ان سرو کار دارند موضوعات مورد علاقه مشارکت نزدیک داشته باشد زیرا تجربه مشترک تنها پایه و اساس محکم و استوار برای ایجاد تفاهم است در هر کاری باید ارزشهای انسانی را ملحوظ و مورد نظر داشت تا بتوان در فکر و قلب و مغز دیگران نفوذ کرد .

 

تبلیغات بازرگانی باید

...... ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 11:53 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

چکيده: اقتصاد اسلامي داراي مشخصات متنوع و مختلفي است، در اينجا به بيان چهار نوع مشخصة كلي اقتصاد اسلامي مي‌‌پردازيم. اين مشخصه‌هاي كلي، اقتصاد اسلامي را از ديگر مكتب‌هاي اقتصادي تفكيك مي‌‌كند.

نوع اول: مشخصات فلسفي يا به تعبير ديگر مفاهيم مبنايي اقتصاد اسلامي است.

نوع دوم: مشخصات فقهي يا به تعبيري ديگر منابع اقتصاد اسلامي است.

نوع سوم: مشخصات حقوقي اقتصاد اسلامي يا به تعبيري ديگر حقوق اقتصادي است.

نوع چهارم: مشخصات تحليلي اقتصادي است.

با در نظر گرفتن هر يك از اين چهار مشخصه، اقتصاد اسلامي فرق اساسي و ماهيتي با ديگر مكاتب اقتصادي پيدا مي‌‌كند.

 

موضوع بحث، مشخصات اقتصاد اسلامي است. سعي كردم به طور خلاصه و فشرده سرخط‌هاي اصلي و شاخص‌هاي اساسي اقتصاد اسلامي را مطرح كنم. البته اين عنوان، بسيار گسترده است و بحث‌هاي زيادي را مي‌‌طلبد، ولي ما در اينجا ناچار از اختصار و اكتفا به طرح عناوين كلي بحث هستيم.

اقتصاد اسلامي داراي مشخصات متنوع و مختلفي است، در اينجا به بيان چهار نوع مشخصة كلي اقتصاد اسلامي مي‌‌پردازيم. اين مشخصه‌هاي كلي، اقتصاد اسلامي را از ديگر مكتب‌هاي اقتصادي تفكيك مي‌‌كند.

نوع اول: مشخصات فلسفي يا به تعبير ديگر مفاهيم مبنايي اقتصاد اسلامي است.

نوع دوم: مشخصات فقهي يا به تعبيري ديگر منابع اقتصاد اسلامي است.

نوع سوم: مشخصات حقوقي اقتصاد اسلامي يا به تعبيري ديگر حقوق اقتصادي است.

نوع چهارم: مشخصات تحليلي اقتصادي است.

با در نظر گرفتن هر يك از اين چهار مشخصه، اقتصاد اسلامي فرق اساسي و ماهيتي با ديگر مكاتب اقتصادي پيدا مي‌‌کند.

مشخصات فلسفي يا مفاهيم مبنايي اقتصاد اسلامي: در اين باره مقدمتاً اين نكته را بايد بگوييم كه مسائل اقتصادي ارتباط تنگاتنگ و ريشه‌اي با مباني و مفاهيم مبنايي جهان بيني‌ها و ايدئولوژي‌ها دارد. گر چه اقتصاد دانان خيلي سعي كرده‌اند مسائل اقتصادي را بعنوان علم اقتصاد مجزا از مباني فلسفي جهان بيني‌ها و ايدئولوژي‌ها مطرح كنند، ولي بر خلاف نظر اقتصاددانان، به تدريج به اين واقعيت پي برده شد كه جهان بيني و اعتقادات و مفاهيمي كه جامعه و افراد به آن‌ها اعتقاد دارند فوق العاده در مسائل اقتصادي مؤثرند. خيلي از بحث‌هاي اقتصادي مبتني بر تحليل‌هاي اعتقادي يا به اصطلاح مبتني بر يك سلسله پيش فرض‌هاي اعتقادي است. مثلاً وقتي انسان اقتصادي را تعريف مي‌كنند، انسان را داراي مفهوم مشخصي از سود، زيان و مسائل ديگر فرض مي‌‌كنند و بعد تحقيقات اقتصادي فراواني را بر اساس اين پيش فرض‌ها كه صرفاً مربوط به جهان بيني يك مكتب در مورد انسان است، پي ريزي مي‌‌كنند. در اقتصادهاي چپ گرا يا سوسياليستي، اين مسأله روشن تر است و رابطة مسائل اقتصادي را با مسائل فلسفي خيلي صريح مطرح كرده‌اند. گر چه به شكلي كه آنان مطرح كرده‌اند مورد انتقاد ديدگاههاي اسلامي است، ولي اصل رابطه درست است. نمي‌توان مسائل اقتصادي را مجزا از مباني فلسفي دانست و براي اعتقادات نقشي در مسائل اقتصادي و حتي مكانيزم‌هاي اقتصادي قائل نشد. تمام مسائل اقتصادي تحت تأثير مفاهيم مبنايي اعتقادات و ايدئولوژي‌ها قرار دارد.

براساس اين مقدمه‌اي كه ذكر شد جايگاه مشخصات فلسفي يا مقدمات مبنايي اقتصاد اسلامي روشن مي‌‌شود. قهراً هر اقتصادي نياز به شاخص‌هاي مبنايي و فلسفي دارد و متكي بر مباني فلسفي است. حتي اقتصادهايي كه سعي مي‌‌كنند خودشان را مجزاي از ايدئولوژي‌ها مطرح كنند - اقتصادهاي نظام سرمايه‌داري - آن‌ها هم مبتني بر يك سلسله مفاهيم مبنايي است كه به عنوان پيش فرض‌هاي مسلم پذيرفته شده است. آنچه را كه سرمايه‌داري در مورد آزادي‌ها و حقوق طبيعي مطرح مي‌‌كند، همه در حقيقت مربوط به مقولات جهان بيني و انسان شناسي و جامعه شناسي است. مفاهيم مبنايي حتي در تحقيق‌هاي اقتصادي كه سعي مي‌‌شود به صورت هندسة اقتصاد و علم اقتصاد و مجزا از مباني فلسفي مطرح شود، نيز مستتر است. البته اين سخن بدان معنا نيست كه تحقيق‌هاي علمي اقتصادي كه آنان مطرح مي‌‌كنند، تحقيق علمي نباشد؛ خود آن تحقيق علمي است، ولي متكي بر مفاهيم و پيش فرض‌هاي فلسفي و جهان بيني‌هايي است و اين مفاهيم مبنايي در عملكرد و صحت و سقم آن نظرية علمي مؤثرند.

لهذا اين مفاهيم مبنايي از مشخصه‌هاي هر نظام اقتصادي است كه در بررسي يك نظام اقتصادي نبايد ناديده گرفته شود و نبايد مسايل دروني علم اقتصاد، مجزا از اين مشخصه ديده شود. مخصوصاً وقتي مي‌‌بينيم تأثير اين مفاهيم و اعتقادات و جهان بيني‌ها در مسائل اقتصادي، گاهي خيلي بيشتر از تأثير مكانيزم‌هاي اقتصادي و قضاياي علم اقتصاد و روابط علت و معلولي اقتصادي است.

بيان اين مقدمه براي توضيح اين نكته بود كه مشخصات فلسفي يا مفاهيم مبنايي اقتصاد اسلامي، يك بحث اجنبي از مفاهيم اقتصادي نيست، بلكه يكي از اركان مشخصه‌هاي نظام اقتصادي اسلام و هر نظام اقتصادي ديگري است. حال به اختصار به تشريح اين مشخصات فلسفي مي‌‌پردازيم، سعي كرده‌ام فقط به رئوس مطالب اشاره شود. در مشخصه‌هاي فلسفي يا مفاهيم مبنايي اقتصاد اسلامي، سه مشخصة اصلي وجود دارد:

ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 11:49 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0


 

تفاوت اساسی اقتصاد اسلامی با سایر مکاتب اقتصادی در این است که اقتصاد اسلامی بر وحی مبتنی است در حالی که نظریه‌ پردازان اقتصاد سرمایه‌ داری حول محورهای مطلوبیت، سود و رفاه مادی می‌چرخند در نظریه اقتصاد سرمایه‌داری مبنای رفتار انسان در جایگاه مصرف‌کننده، حداکثر سازی مطلوبیت و در جایگاه تولیدکننده بهینه‌سازی تولید به هدف حداکثر کردن سود است.

افق زمانی در اقتصاد سرمایه‌داری، کوتاه مدت است، از معاد و توجه به آخرت اثری دیده نمی شود نگرش به خالق مبتنی برفلسفه رئالیسم و قطع رابطه با مبدأ است. نقش خالق به حدّ سازنده ساعت استراسبورگ کاهش یافته که پس از ساخت و تنظیم آن را رها کرده است. به رفتارهای انسان بریده از مبدأ و معاد و به صورت بخشی توجه می‌شود در حالی که اقتصاد اسلام در همه مراحل تولید وتوزیع و مصرف، انسان را به مبدأ و معاد متوجه می‌نماید و راه تکامل مادی و معنوی را برای بشر هموار می‌سازد.
سؤالی که ذهن بسیاری از پژوهشگران را به خود واداشته این است که آیا قرآن که تبیان کل شی است آیا در زمینه اقتصاد هم اشارتی دارد یا خیر؟
برخی از محققین در پاسخ این سؤال به آیاتی که از منابع تولید مثل زمین و آب و … نام برده شده و یا آیات زکات اکتفا نموده‌اند و رابطه قرآن و اقتصاد را در همین مقدار که قرآن به کلیاتی از مسائل اقتصاد اشاره دارد می‌دانند لکن با تأمل بیشتر، شاهد هدایت قرآن در صحنه فعالیت‌های اقتصادی خواهیم بود که به جهت اعتقاد به ذکر یک آیه در هر مورد بسنده می‌نمائیم.
۱ . تجلی توحید در اقتصاد:
قرآن همه منابع و ابزارهای تولید و فرایند شکل‌گیری آن را مخلوق خدا می‌داند،
«وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ… »(۱). و اوست که بادها را پیشاپیش (باران) رحمتش مژده رسان می فرستد… .
۲ . توجه به معاد در اقتصاد:
بنابر تأکید قرآن اعمال انسان در روز قیامت ارزیابی و محاسبه می‌شود و هر کس متناسب با رفتارش در دنیا جزا می‌بیند ترس از عذاب اخروی در تصحیح رفتارهای انسان از جمله رفتارهای اقتصادی او مؤثر است.
«وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ… أَلَا یَظُنُّ أُولَئِکَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ*لِیَوْمٍ عَظِیمٍ»(۲).
وای بر کم فروشان… آیا آنها گمان نمی‌کنند که در قیامت برانگیخته می‌شوند.
۳ . عدالت در فعالیت‌های اقتصادی :
اصل عدل در آیات متعدد قرآن همراه با مسئله توحید و نبوت و معاد مورد اشاره قرار گرفته است و در مسائل اقتصادی نیز به آن توصیه گردیده است.
«أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ* وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ»(۳). تا مبادا از اندازه در گذرید و وزن را به انصاف برپا دارید و در سنجش مکاهید.
۴ . اقتصاد در پرتو تزکیه:
وقتی به تصرف در نعمت‌های الهی سفارش می‌کند به دنبال آن به رعایت تقوا می‌خواند.
« وَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَیِّباً وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِیَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ»(۴). و از آنچه خداوند روزی شما گردانیده حلال و پاکیزه را بخورید و از آن خدائی که بدو ایمان دارید پروا دارید.
۵ . نگرش به ثروت:
اگر چه علاقه به مال و ثروت برای انسان فطری است لکن قرآن او را به ثروت آخرت هم متوجه می‌سازد.
«زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء… ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ »(۵). دوستیِ خواستنیهای گوناگون از زنان برای مردم آراسته شده… (لیکن) این جمله مایه تمتع زندگی دنیاست و (حال آنکه) فرجام نیکو نزد خداست.
قرآن ثروتی راکه مالک آن را فضل الهی بداند و از آن به دیگران نیز نفع برساند مورد تحسین قرار می‌دهد. و از سوی دیگر سلیمان و داود و ذوالقرنین به نیکی یاد می‌کند که می‌گویند «هذا رحمةمن ربّی»
و با نگرش قارون و فرعون که می‌گویند:« قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِی »؛(۶)به مبارزه برمی‌خیزد.(قارون) گفت: این ثروت را بوسیله دانشی که نزد من است بدست آورده ام… .
۶ . تشویق به تولید :
قرآن پی در پی آمدن لیل و نهار را ایجاد زمینه برای حرکت و تولید به حساب می‌آورد جمله لتبتغوا من فضله در آیات بسیاری تکرار شده است.
« وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ »(۷). و از رحمتش برایتان شب و روز را قرار داد تا در این (یک) بیارمید و (در آن یک) از فزون بخشی او (روزی خود) بجوئید باشد که سپاس بدارید.
۷ . فراوانی منابع دنیا :
بر خلاف دیدگاه اقتصاددانان که منابع اقتصادی را محدود و آینده را تیره و تار می‌بینند قرآن از منابع نامحدود سخن می‌گوید
« وَآتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا »(۸).و از هرچه از او خواستید به شما عطا کرد و اگر نعمت خدا را شماره کنید، نمی توانید آن را بشمار در آورید.
۸ . عوامل تولید:
قرآن در آیات متعدد انسان‌ها را به تفکر و تدبیر در فرایند شکل‌گیری عوامل تولید فرا می‌خواند
«وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ* فَأَنشَأْنَا لَکُم بِهِ جَنَّاتٍ مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ لَّکُمْ فِیهَا فَوَاکِهُ کَثِیرَةٌ وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ * وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَیْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآکِلِینَ»(۹). و از آسمان، آبی به اندازه (معین) فرود آوردیم، و آن را در زمین جای دادیم، و ما برای از بین بردن آن مسلماً توانائیم ـ پس برای شما بوسیله آن باغهائی از درختان خرما و انگور پدیدار کردیم که در آنها برای شما میوه های فراوان است و از آنها می خورید. ـ و از طور سیناء درختی بر می آید که روغن و نان خورش برای خورندگان است.
و در مورد داود تعلیم ساختن زره را به او مورد اشاره قرار می‌دهد.
« وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ.. أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِی السَّرْدِ»(۱۰). و آهن را برای او نرم گردانیدیم ـ (که) زره های فراخ بساز و حلقه ها را درست اندازه گیری کن.
۹ . سرمایه‌گذاری :
در داستان حضرت یوسف از برنامه‌ریزی بلند مدت پانزده ساله در سرزمین مصر و تهیه عوامل تولید و به کارگیری آن در انباشت گندم درون انبارهای ساخته شده، سخن به میان آمده است.
«قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ… وَفِیهِ یَعْصِرُونَ»(۱۱).گفت هفت سال پی در پی می کارید… و در آن آب میوه می گیرند.
۱۰ . بهره ‌وری :
قرآن یکی از عوامل مؤثر در بهره‌وری را اعتقاد به خدا و تقوی معرفی می‌نماید
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ… . »(۱۲). و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گرائیده بودند، قطعاً برکاتی از آسمان و زمین برایشان می گشودیم.
۱۱ . موانع تولید و رشد :
قرآن مجید کفران نعمت، اعراض از خدا، کفر، طغیان، ظلم، فسق، خوردن مال دیگران و…. از عوامل کاهش و سلب نعمت می‌شمارد.
«وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً…فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ»(۱۳). و خدا شهری را مثل زده است که امن و امان باشد… و خداوند هم به (سزای) آنچه انجام می دادند، طعم گرسنگی را به (مردم) آن چشانید.
۱۲ . رعایت ارزشها در تولید :
در تولید فراورده‌ای گوشتی ذکر نام خدا به عنوان یکی از مسائل شرعی مورد تأکید قرار گرفته است.
«وَلاَ تَأْکُلُواْ مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ…»(۱۴). و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخورید… .
۱۳ . نقش وحی در تولید :
از آیات قرآن می‌توان استفاده نمود که صنعت کشتی‌سازی، زره‌سازی، ذوب فلزات، ریخته‌گری و… با اتکاء به منبع وحی به بشر آموزش داده شده است.
«وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا »(۱۵).کشتی را در حضور ما و مطابق وحی ما بساز.
« وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّکُمْ »(۱۶). به خاطر شما ساختن زره را به او تعلیم دادیم.
۱۴ . جنبه‌های منفی غنا و ثروت :
اکثر مفاسد اجتماعی از قشرهای مرفّه سرچشمه می‌گیرد و آنان همواره در صف اول مبارزه با انبیاء بوده‌اند.
«وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ… »(۱۷). و اگر خدا روزی را بر بندگانش فراخ گرداند،‌ مسلّماً در زمین سر به عصیان بر می دارند… .
۱۵ . مسئولیت دولت در توزیع ثروت :
یکی از مسئولیت‌های دولت اسلامی گرفتن زکات و خراج و انفال و … و توزیع آن بین اقشار آسیب‌پذیر جامعه است.
«مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى… . »(۱۸). آنچه خدا از (دارائی) ساکنان آن قریه ها عاید پیامبرش گردانید از آنِ خدا و از آنِ پیامبر (او) و متعلّق به خویشاوندان نزدیک (او) و یتیمان و… .
۱۶ . توزیع تکوینی ثروت :
قرآن تصریح می‌کند که خداوند روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد گسترده یا محدود می‌سازد
« لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ»(۱۹). کلیدهای آسمانها و زمین از آنِ اوست برای هر کس که بخواهد روزی را گشاده یا تنگ می گرداند.
۱۷ . پرداخت زکات :
در قرآن زکات به موارد مختلف اعم از انفاقات واجب و مستحب اطلاق شده است و نقش آن در توزیع ثروت بر کسی پوشیده نیست و خداوند آن را در آیات متعدد کنار نماز قرار داده است پرداخت آن دلیل بر تقوی شمرده شده است.
« الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»(۲۰). آنان که به غیب ایمان می آورند و نماز را برپا می دارند و از آنچه به ایشان روزی داده ایم انفاق می کنند.
۱۸ . کفارات (مجازات‌های مالی)
یکی از عوامل مؤثر در توزیع ثروت مجازات‌های مالی است که خداوند در موارد خاصی از قبیل قتل، حنث نذر، عهد افطار روزه رمضان و .


ادامه مطلب

[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 11:48 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

بنا به تأكید قرآن، اعمال انسان در روز قیامت مورد ارزیابی و محاسبه قرار گرفته، به هر كس متناسب با رفتاری كه در دنیا داشته است، جزا داده می شود. یاد قیامت و خوف از سوء الحساب در یوم الحساب، نقش مؤثری در تصحیح رفتارهای انسان از جمله رفتارهای اقتصادی او دارد. مسلّماً مراقبت درونی مداوم توسط افراد، عاملی مهم برای تحقق رفتارهای عادلانه و به حق اقتصادی است، این امر تأثیر بسزایی در سلامت و رشد اقتصادی و برقراری رفاه و آرامش عمومی و حفظ كرامت انسان ها دارد.

طبیعی است با ورود به عرصه زندگی و اعتقاد به ادامه زندگی پس از مرگ، افق زمانی تغییر می كند و نه تنها از كوتاه مدت به بلند مدت، كه به ابدیت تبدیل می شود. اعتقاد به این كه انسان پس از مدتی كوتاه، آن هم به صورت نامشخص به نیستی تبدیل شود، با این اعتقاد كه فرصتی كوتاه در اختیار است و باید توشه ابدی برای خود فراهم ساخت، به شدت در رفتار انسانی تأثیر متفاوت خواهد داشت. با نگرش به معاد، دیگر بهترین نظریه مصرف، نظریه «مصرفمودیگلیانی» نخواهد بود. او دوران عمر را به سه دوره پیش از بلوغ، بلوغ و دوران بازنشستگی تقسیم می كند; در دوران بلوغ است كه باید درآمد كسب كرده، علاوه بر مخارج ایّام بلوغ، قرض پیش از بلوغ و هزینه دوران بازنشستگی را نیز تأمین كرد

با تغییر افق زمانی و دیدگاه «الدنیا مزرعهٔ الآخرهٔ»، بسیاری از واژه های اساسی اقتصادمفاهیمی وسیع تر به خود می گیرند، به ویژه مفاهیمی همچون «مطلوبیت» و «سود» كه از مفاهیم مبنایی در اقتصاد هستند، ساختار انگیزش را تشكیل می دهند. نیروی محرّك مصرفْ مطلوبیت، و هدف مصرف كننده حداكثر كردن آن است و انگیزه كار و تلاش های تولیدی كسب سود، و هدف تولیدكننده حداكثر نمودن آن می باشد.

با اعتقاد به معاد، متعلّق «لذت» و مفهوم «سود» تفاوت اساسی پیدا می كند. نه تنها افراد معتقد به معاد منافع جهان پس از مرگ را نیز مورد عنایت قرار می دهند، بلكه به دلیل ابدیت حیات اخروی و مخلّد بودن انسان در آن جا، اهمیت بیش تری به آخرت می دهند. به همین دلیل، صله رحم، احسان، انفاق، رعایت حقوق دیگران و تولید بی عیب و نقص (اتقان در تولید)، خواه نظام نظارت كننده ای باشد یا نباشد، توجیه جدّی پیدا می كند، فعالیت های اقتصادی رنگ و بوی عبادی به خود می گیرد و پاداش های اخروی، انگیزه را برای فعالیت ها تشدید می سازند. همچنان كه عقوبت های سنگین اخروی فرد را از تعرّض به حقوق دیگران و ارتكاب جرایم، از جمله جرایم اقتصادی، باز می دارند.

قرآن كریم از روش انذار به عذاب های اخروی و وعده پاداش اخروی برای تحقق رفتارهای بهینه اقتصادی استفاده كرده است. در آیات ۱ تا ۷ سوره «مطفّفین» در خصوص تصحیح و سلامت مبادلات اقتصادی در جامعه با تأكید هرچه تمام تر، مسأله قیامت را متذكّر شده، می فرماید: «ویلٌ للمطفّفینَ الّذینَ اذا اكتالوا علی الناسِ یستوفون و اذا كالوهم او وزنوهم یخسرونَ الا یظنُّ اولئك انّهم مبعوثون لیوم عظیم یومَ یقومُ الناسُ لربِّ العالمین كلّا انَّ كتابَ الفجّارِ لفی سجّین و ما ادریك ما سجّینٌ» (مطففّین: ۷ـ۱); وای بر كم فروشان! آنان كه وقتی برای خود پیمانه می كنند، حق خود را به طور كامل می گیرند، اما هنگامی كه می خواهند برای دیگران پیمانه یا وزن كنند، كم می گذارند. آیا آن ها گمان نمی كنند كه برانگیخته می شوند، در روزی بزرگ؟! روزی كه مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می ایستند. چنین نیست (كه آن ها درباره قیامت می پندارند)، به یقین نامه اعمال بدكاران در سجین است.

از این آیات برمی آید كه بروز مفاسد اقتصادی نشان از عدم اعتنا به معاد دارد و بنابراین، می توان گفت كه از دیدگاه قرآن كریم، توجه به روز قیامت و روز محاسبه اعمال عاملی مهم برای جلوگیری از مفاسد اقتصادی است.




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 11:40 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

مقدمه 
اندیشه های اقتصادی امام موسی صدر از دیدگاه اقتصاددان ها و علمای دینی: این نوشتار تلاشى است براى شناختن، استنباط و ارائه آراء و دیدگاههاى امام موسى صدر در دوران اقامت در ایران و لبنان با استفاده از مقالات منتشر شده، سخنرانی هاى ایراد شده و اقدام هاى صورت گرفته و بالاخره مؤسسات و سایر آثار و یادگارهاى باقیمانده از ايشان اين منابع در مجموع نشان مى ‏دهند كه امام موسى صدر دین اسلام را آئین زندگى تلقى ميكند كه به همه جوانب حیات بشر نظر و براى آن برنامه دارد از جمله مكتب اقتصادى اسلام براى از میان برداشتن فقر و برقرار ساختن عدالت راه و روشى دارد كه متفاوت از مكاتب سرمایه‏دارى و سوسیالیستى است اگرصاحبان عوامل تولید را  براى سهولت به دو گروه كارگران و سرمایه داران تقسیم كنیم ، امام صدر نشان مى ‏دهد كه حقوق و امتیازاتى كه مكتب اسلام هنگام بستن قراردادهاى استخدام با بنگاه ها برای ایشان وضع كرده موجب فزونى امتیازات و حقوق مكتسبه نیروى كار بر صاحب سرمایه مى ‏شود با تداوم فعالیت هاى اقتصادى و بستن مكرر این قراردادها ، امتیازات حقوقى نیروى كار هنگام توزیع مجدد درآمد مزیتی نسبی برای او فراهم مي آورد شهيد محمد باقر صدر نیز همین امتیاز را هنگام  توزیع قبل از تولید و توزیع بعد از تولید  براي نیروى كار قایل هستند به علاوه، برنامه زكاتى كه در اسلام پیش بینى شده ، به تعبیر امام موسى صدر، یك برنامه مالیاتى براى تأمین مخارج فعالیت ها و مدیریت دولت نیست ، بلكه روشى است برای ایجاد توازن درآمد درجامعه تا جائى كه براى همه افراد رفاه نسبی تأمین شود .

علاوه براین نظریه به نظر مى ‏رسد كه امام موسى صدر براى توسعه اقتصادى مسلمانان راهى مستقل و متفاوت از مكاتب سرمایه دارى و سوسیالیستى پیشنهاد مى ‏كنند كه بر هدایت و پرورش استعدادهاى انسانى و افزایش انباره آن در اقتصاد كشور مبتنی است انباشت و تراكم سرمایه انسانى درمكتب اسلام موجب تداوم رشد اقتصادى و اشتغال منابع بشرى و محافظت از محیط زیست می شود و مآلاً رفاه و سعادت كل جامعه را تأمین مى ‏كند اين راه توسعه اقتصادى در سیره مبارك پیامبر اسلام براى پیشبرد اقتصاد  مسلمانان نیز مشاهده مى‏شود .


ادامه مطلب

[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 8:07 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

اطلاعات بين المللي درباره حجم و ميزان توليد علم نشانگر نابرابري هاي بسياري بين کشورها است، که از نابرابري هاي اقتصادي نيز فراتر هستند. جدول شماره يک نسبت بين محققان فعال و جمعيت، تعداد بيشترين مقالات مورد ارجاع قرار گرفته هر محقق و توليد ناخالص داخلي(GDP)واقعي براي هر فرد از 88 کشور نمونه در سال 1987را نشان مي دهد. اين آمار توصيفي نشانگر آن است که بين کشورها نابرابري هاي قابل توجه اي با توجه به هر دو مولفه علم و اقتصاد وجود دارد.

آمارهاي توصيفي براي توليد ناخالص داخلي هر فرد و شاخصهاي علمي 88 کشور – سال 1987  
   ضريب تغيير  ميانگين  بيشينه  کمينه
 توليد ناخالص واقعي به ازاي هر فرد جمعيت (دلار امريکا)  0.823  6931.8  22300  336
 تعداد محققان در يک ميليون نفر جمعيت  1.537  0.44  2.76  0.002
 تعداد مقالات با ارجاع زياد ( مقالات با بيش از 40 ارجاع)  2.437  5.21  80  0

مقايسه بين شاخص هاي علمي و اقتصادي توسعه نشان مي دهد که نابرابري اقتصادي در جهان، کشورها را به دو گروه کشورهاي با درآمد زياد و کم تقسيم مي کند؛ به طوريکه در مورد زيربناهاي علمي تعداد زيادي از کشورهاي با درآمد کم نقش ناچيزي بازي مي کنند و در نقطه مقابل، دسته کوچکي از کشورها با ميزان توليدات علمي گسترده و پر اهميت قرار دارند.
 چهره ديگر اين نابرابري که توسط ادبيات پژوهشهاي تجربي نشان داده مي شود، بازگشت در حال افزايش سرمايه است. براي مثال محققان در سال 1999 بين تعداد دانشمندان پژوهشگر به ازاي هر فرد و ميانگين تعداد مقالات مورد ارجاع قرار گرفته به ازاي هر دانشمند در 21 کشور صنعتي در سال 1987همبستگي 0.86 پيدا کردند. به بيان ساده در صورتيکه رشد بخش علمي از حد معيني گذر كند، بازگشت سرمايه  افزاينده اي وجود خواهد داشت.
هرچند در ادبيات تحقيق هيچ تحليل روشني از مکانيزمي که نابرابري علمي ميان کشورها را ايجاد مي کند وجود ندارد، وجود ميزان رو به رشد بازگشت سرمايه مي تواند تفاوت مشخص بين اندازه و بهره وري بخش علم در کشورهاي مختلف را توضيح دهد. فرضيه ما آن است که سرمايه بازگشتي رو به افزايش و نابرابري کشورها درتوليد علمي نشات گرفته از "سازمان علم باز" (Open Science) مي باشد؛ اين سازمان بر پايه جريان پيچيده اي است كه به عنوان مهمترين خصوصيت، توليدات خود جريان را تقويت مي كند. اين برنامه باعث ايجاد سيستم پاداشي مي شود که نقش مهمي را به پاداش اجتماعي، مثل پرستيژ اجتماعي و اعتبار در بين همكاران واگذار مي کند. ما فکر مي کنيم راههايي که دانشمندان از طريق آن به اعتبار و احترام اجتماعي دست پيدا مي کنند مي تواند مسبب واقعي افزايش سرمايه هاي بازگشتي و تفاوت كشورها در زير بناهاي علمي باشد.
سازمان علم و هنجارهاي رفتاري آن پيشرفت علم را در کشورهاي غربي به خوبي توصيف مي كند و مي تواند به عنوان يکي از اصلي ترين دلايل رشد اقتصادي آنان در نظر گرفته شود. اين فرضيه تا درجه زيادي توسط ادبيات تاريخ اقتصادي کشورهاي توسعه يافته تاييد مي شود. يکي از مهمترين اشکالي که صنعتي ترين کشورها را از مابقي آنها جدا مي کند، زير بناهاي علمي آنهاست. معجزه اقتصادي دنياي غرب مي تواند به مقدار زيادي به تاکيد بر علم به عنوان يک نهاد قوي براي جست و جو در رازهاي طبيعت نسبت داده شود. اين بازده اساسا به دليل خلق نهادهايي براي انجام همزمان دو کارکرد:  1. ميزباني و  2. پاداش دادن به دانشمندان، به همراه تخصص گرايي فزاينده در پژوهش و پديدآمدن هنجار در درون جامعه علمي است.  ادبيات جامعه شناسي قوانين و هنجارهاي رفتاري که در دنياي علم دانشگاهي غالب هستند را بررسي کرده است. اين هنجارها به طور زيربنايي توسط مرتون(1957) تحليل شده است. عام گرايي، کل گرايي (جهاني بودن)، بي طرفي، اصالت (ابتکار) و شک سازمان يافته هنجارهاي سازمان علم هستند. از تاثير و تاثر اين هنجارها ساختار تشويق کننده مشخصي بيرون مي آيد که طبيعتي چند بعدي دارد. اين ساختار شامل پاداش واقعي، مثل دستمزد و جوايز پولي و غيره و پاداشهاي غير واقعي (يا اجتماعي) مثل اعتبار اجتماعي، شهرت بيشتر در بين همکاران، اپونيمي1 و ... مي شود. پاداشهاي اجتماعي، مخصوصا براساس منبعي که از آن مي آيند دو شکل عمده به خود مي گيرند: يکي به رسميت شناخته شدن  و كسب اعتبار بالا در جامعه علمي است که از نشريات و نوآوري هاي مهم سرچشمه مي گيرد؛ دوم فداکاري براي پژوهش است که به ويژگي هاي روانشناختي افراد و اشکال فرهنگي بستگي دارد.

مدل: 
ما سعي کرده ايم مدلي از رشد درونزاد (نوعي اقتصاد خرد از دانش) طراحي کنيم. در اين مدل بخش مولد اقتصاد با دو مولفه ساخته مي شود: توليد علم و توليد کالاهاي مصرفي. سرمايه اي وجود ندارد و تنها وروديهاي توليد، دانش و کارگران هستند. همچنين مدل ما عناصري از قبيل زمان، حالت دانش، اشکال کار ( کار در بخش پژوهشهاي پايه و بخش رقابت)، اعتبار اجتماعي، مولفه هاي فناوري، نوآوري در دانش و اکتشافات علمي را دربر مي گيرد. 
بخش علم در اين اقتصاد، دانش پايه و زيربنايي جديد را توليد مي کند که نوعي کالاي عمومي است که مي تواند آزادانه براي توليد کالاي نهايي به کار رود.
سيستم پاداش بخش علم يکي از اساسي ترين عناصر بخش علمي است که در مدل ما مورد توجه قرار گرفته. نظام پاداش دهي يکي از ويژگيهاي بحث انگيز جهان دانشگاهي است. اين نظام برپايه ارزش والايي قرار دارد که دانشمندان به سبب اولويت در کشف به آن دست پيدا مي کنند. علم يک نهاد است که به طور ريشه اي به عنوان يک «ارزش والا» تعريف مي شود و «به اصالت شناخته شدن يک فرد» را به مرکز توجه بدل مي کند (مرتون 1975). به عنوان نتيجه اي از اين هنجار، محققان براي آنکه اولين فرد توليد کننده يک پيشرفت علمي باشند و از جامعه علمي پاداش بگيرند با يکديگر رقابت مي کنند. پاداش علمي حتي در صورتيکه ابداعي صورت نگيرد به تکرار و تکثير ساده فعاليتهاي پژوهشي نيز تعلق مي گيرد. ويژگي مهم ديگر سيستم پاداش در علم، طبيعت چندبعدي آن است. معمولا اين سيستم  از پاداش واقعي که اغلب توسط دولت در نظر گرفته مي شود (حقوق بالاتر، جوايز نقدي، حق امتياز اختراعات واکتشافات و ابداعات، حق مشاوره و حق الزحمه ايراد سخنرانيها) تشکيل مي شود اما همچنين دربردارنده پاداشهاي اجتماعي است که عمدتا از طرف همتايان و همکاران محقق اعطا مي شود. بسياري از جامعه شناسان علم  بر اين نکته  انگشت گذارده اند که پاداش اجتماعي مهمترين بخش پاداش علمي است. 
اما قدرداني اي که دانشمند به آن نائل مي آيد بيش از آنکه ستايش عمومي باشد،  به رسميت شناخته شدن توسط همتايان است که اغلب داراي اشکال زير است: مورد ارجاع قرار گرفتن کارهاي آنان، احترام همکاران2 ، عناوين تجليلي و غيره.  تثبيت پايگاه اجتماعي يک فرد در نظر همتايان بسيار بيشتر از ديگر اعضاي جامعه اهميت دارد. اين موضوع در ميان دانشمندان مصداق پررنگ تري پيدا مي کند، زيرا آنان شناخته شدن توسط همکارانشان را بسيار با ارزشتر از ديگر گروههاي اجتماعي ارزيابي مي کنند.
در بخش مصرف کالاي پژوهشي،کارکنان تکنولوژي را از پژوهشهاي دانشگاهي به طور رايگان دريافت مي کنند، اما بر روي حقوق خود ماليات مي پردازند که دولت آن را در انجام پژوهشهاي پايه سرمايه گذاري مي کند. براي سرمايه گذاري در توليد دانش به وسيله بخش پژوهش، دولت بر کل بخش مصرف ماليات وضع مي کند. 
مدل ما، نشانگر آن است که بين مزاياي دانشمند بودن و اندازه جامعه علمي، يک ازتباط غيرخطي وجود دارد.  اين ارتباط از تاثير متقابل دو نيرو به وجود مي آيد كه در خلاف جهت يكديگر عمل مي كنند. نيروي مثبت ناشي از اعتبار اجتماعي دانشمندان است که به طور مثبت با اندازه پژوهش هاي پايه ارتباط دارد. نيروي  منفي ناشي از رقابت بين دانشمندان و اولويت بندي بين آنهاست.  از چنين مدل ديناميک غير خطي، يک تنوع غني از ميزان درآمد به دست خواهد آمد. به ويژه هنگامي که ميزان منابع سرمايه گزاري شده در پژوهش کم و پاداش اجتماعي زياد است، حالت پايداري پديدار مي شود که به نظر مي رسد توصيف مناسبي از رابطه بين علم و رشد در کشورهاي داراي درآمد کم و در اقتصادهاي به شدت صنعتي شده فراهم مي کند. مدل نشان مي دهد که در يک طرف اقتصادي با بخش علم محدود، حالتي که پژوهشگران مقدار کمي تلاش صرف فعاليتهاي پژوهشي مي کنند و رقابت ضعيف است،  وجود دارد  و در طرف ديگر اقتصادي با بخش بزرگ علم و پيشرفت سريع دانش. در اين حالت دوم که تعادلي ايده آل را مي سازد، جامعه علمي با رقابت سخت ميان پژوهشگران مشخص مي شود و اعضايي را که يافته هاي جديد بدست آورند با اعتبار بالا پاداش مي دهد.
به نظر مي رسد تعادل پايين مبين نوعي از فقر پايدار يا تله فقر (Poverty Trap) است زيرا در اين حالت هم بهره وري دانشمندان و هم نرخ رشد پايين است و چنين تعادلي هنگامي که بخش علم و در نتيجه اقتصاد در سطح پاييني از رشد قرار دارند، شکل مي گيرد. افزايش حاشيه اي در منابع سرمايه گزاري شده در پژوهش ممکن است ضمن آنکه بهره وري دانشندان را پايين مي آورد، تاثيرات مخربي بر رشد علمي داشته باشد. به نظر مي رسد تنها سياست هاي هدفمند براي قوي ساختن پاداش اجتماعي برگرفته از فداکاري براي علم، مثلا از طريق بهبود بخشيدن به فرايندهاي انتخاب افراد در جامعه علمي، مي تواند به خوبي کار کند. در عوض در حالت تعادل رشد بالا، سياست هايي که سود اجتماعي و واقعي برگرفته از يک کشف جديد را افزايش مي دهند، بر بهره وري دانشمندان تاثير مثبت دارند، در حالي که تقويت پاداش اجتماعي براي دانشمندان فقط براي فداکاري در علم، ممکن است تاثير مخربي بر اندازه جامعه علمي بگذارد.

بحث و نتيجه گيري:
مدل ما به نوعي از نظام مشوق کار علمي مي پردازد که اساسا بر پايه پاداشهاي اجتماعي قرار دارد و مي تواند نتايج مثبت و افزايش بازگشت سرمايه را به دنبال داشته باشد. يک نگاه کلي به نتايج ما نشان مي دهد که ساختار مشوق دانش، تاثيرات بسيار پيچيده اي روي ميزان «توليد و اندازه بخش علم» دارد. فراتر از آن، ميزان تاثير گذاري انواع مختلف پاداشها به سطح توسعه يافتگي که در حال حاضر بخش علمي به آن دست يافته است، بستگي دارد. براي مثال، پاداشهاي اجتماعي که از ابداع به دست مي آيند تنها نوعي از پاداش هستند که اجازه مي دهند دانش در هر دو بعد اساسي زير گسترده تر شود: تلاش دانشمندان براي کار پژوهشي و اندازه علم. با اين حال، اين پاداشها مي توانند باعث ظهور نوعي تعادل شوند که جامعه را به دام تله فقر بيندازد زيرا تاثيرات عميق خود را از دست داده اند.
از اينرو، حتي اگر پاداشها عميقا در گسترش بخش علم مشارکت کنند ممکن است يکي از مهمترين دلايل نابرابري شديد موجود در بخش علم کشورهاي مختلف باشند: آنها ممکن است مقدار زيادي از منابع واقعي را به کار نگيرند و فرصت فائق آمدن بر پيچيدگي و سختي تلاشهاي نظارتي را از ما بگيرند. همچنين پاداشهاي اجتماعي که از فداکاري دانشمندان در راه علم به دست مي آيند دو اثر عمده دارند: از يکسو، آنها تنها ابزارهاي موثر در گسترش علم در مراحل ابتدايي رشد آن هستند و از سوي ديگر، آنها يکي از دلايل ايجاد تعادل چندگانه و در نتيجه تله فقر به شمار مي روند. در نهايت، مشوقهاي واقعي بيش از يک تاثير دارند که به درجه توسعه يافتگي بخش علم بستگي دارد. در حالت تعادل بالا، آنها ممکن است تعداد محققان را افزايش بدهند اما اين افزايش به قيمت کاهش تلاشهاي محققان تمام خواهد شد. در حالت تعادل پايين افزايش مرزي و حاشيه اي آنها ممکن است حتي اندازه جامعه علمي را کوچک کند، در حاليکه افزايش قابل توجه در تعدادشان اجازه مي دهد که از تعادل پايين جلوگيري شود. اين تاثيرات متفاوت پاداشها در گسترش بخش علم تا حد زيادي در تاريخ علم و در فرايند نهادينه شدن دانشگاههاي مدرن اثبات شده است.
سازمان پژوهشهاي بنيادين و زيربنايي براي کارکنان خود هم مشوق هاي واقعي و هم غير واقعي فراهم مي کند. دولت توليد دانش جديد را که يک کالاي عمومي براي بهبود فناوري شرکتها به حساب مي آيد، با استفاده از منابعي که از بخش خصوصي به دست مي آيد، سازماندهي مي کند. دانشمندان براي به دست آوردن اولويت انجام کشف جديد و برخورداري از پاداش واقعي و اعتبار در جامعه علمي با يکديگر رقابت مي کنند. همچنين دانشمندان در پي به دست آوردن پايگاه بالاتر اجتماعي درجامعه علمي، انگيزه هاي شغلي پيدا مي کنند. ديناميک مدل اقتصادي نشان مي دهد که دو تعادل ايستاي پايدار محلي (two locally stable stationary equilibrium) مي تواند رخ بدهد. اين دو تعادل (که همان معادلاتي هستند که ما به دست آورده ايم) مي توانند حالت دو قطبي را که در رشد اقتصادي بين المللي ديده  مي شود توضيح بدهند. يکي تجربه کشورهاي کم درآمد است که در آنها نهادهاي علم و تکنولوژي به اندازه کافي توسعه نيافته و به مرحله رقابتي نرسيده اند. حالت ثابت ديگر  متعلق به «کشورهاي کاملا صنعتي» است که در جستجوي پيشرفتهاي علمي نقش رهبري دنيا را ايفا مي کنند. اين تفاوت واضح، مي تواند آن دو حالت تعادل را با استفاده از نقش ساختارهاي مشوق به خوبي توصيف کند. درحالت  ثابت رشد پايين، تشويق براي افزايش حاشيه اي پاداش واقعي و پرستيژ اجتماعي مربوط به نوآوري، تاثير منفي بر رشد دارد، در حالي که سياست عمومي بايد به انتخابهاي بهتري از دانشمندان با فداکاري مخصوص براي پژوهش اعتماد کند، و برعکس آن در حالت ثابت رشد بالا (high steady state) صحيح است.

1 ضميمه کردن نام يک دانشمند به همه يا بخشي از آنچه او کشف کرده است: مانند سيستم کپرنيکي(مرتون 1957). اين يکي از بزرگترين اشکال رسميت بخشي است: جاودانه کردن نام يک انسان با ضميمه کردن آن به يک ايده.
2 چارلز داروين يکبار گفت: «عشق من به علوم طبيعي...به سبب جاه طلبي ام براي به دست آوردن احترام همکارانم در زمينه علوم طبيعي به شدت رشد کرد» (مرتون 1957)




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 8:03 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

ماهیت و کارکرد پول یکی از مباحث مهم اقتصادی است که فصلی بزرگ را در تاریخ اندیشه اقتصادی به خود اختصاص داده است؛ این امر به خصوص از این جهت مهم است که نحوه درک ماهیت و کارکرد پول در اقتصاد در نوع سیستم پولی و نحوه مدیریت سیستم پولی اثری مهم دارد؛

قطعا پاسخ به این سوال که آیا پول در عملکرد واقعی اقتصادی تاثیرگذار می‌باشد یا خیر و اینکه اگر پول تاثیرگذار است، اقتصاد را چگونه تاثیر خود قرار خواهد داد، به نحو تعیین‌کننده‌ای در نوع سیستم پولی و نحوه مدیریت آن اثرگذار می‌باشد. بر این اساس و با توجه به اهمیت موضوع پول و تاثیر آن بر اقتصاد به خصوص در اقتصاد ایران، در این مقاله به تحلیل و بررسی تحول درک پول در سیر تاریخ اندیشه اقتصادی و نتایج آن در امر مدیریت سیستم پولی و سیاست‌گذاری پولی خواهیم پرداخت.
در بخش اول به درک مرکانتیلیستی، کلاسیکی و مکتب اتریشی از پول پرداختیم. اکنون ادامه ادامه بحث را پی می‌گیریم.
فهم کینز از پول
کینز نیز در صدد رد تفکیک کلاسیکی و پیوند دادن پول و بخش واقعی اقتصاد بود. کینز جهت پیوند دادن پول و عملکرد بخش واقعی اقتصاد، انتظارات و پیش‌بینی عوامل اقتصادی را از طریق مفهوم رجحان نقدینگی و تقاضای سفته‌بازی پول وارد نظریه عمومی خود درباره نرخ بهره مي‌كند. بر این اساس تفکیک کلاسیکی میان بخش واقعی و بخش پولی اقتصاد، بلکه این همانی تصمیم به پس‌انداز و تصمیم به سرمایه‌گذاری فرو می‌پاشد. روشن است که نرخ بهره نمی‌تواند پاداش پس‌انداز یا انتظار صرف باشد؛ زیرا هرگاه کسی پس‌اندازهای خود را به شکل پول نقد بیاندوزد، بهره‌ای به دست نمی‌آورد، هرچند درست به همان مقدار پیشین پس‌انداز کرده باشد. برعکس، تعریف محض نرخ بهره کلمه به کلمه به ما می‌فهماند که نرخ بهره پاداش انصراف از نقدینه برای دوره مشخص است. [کینز، ص 196] کینز روشن مي‌شود که همانطور که کارآیی نهایی سرمایه را « بهترین » نظر تعیین نمی‌نماید، بلکه به وسیله ارزیابی‌های بازار بر پایه عوامل روانی جمعی معین مي‌شود، به همان ترتیب نیز پیش‌بینی‌های مردم درباره آینده نرخ بهره که به وسیله عوامل روانی جمعی تعیین می‌گردد، روی رجحان نقدینگی تاثیر دارد. [کینز، ص 200] اهمیت پول اساسا ناشی از این است که رشته پیوند میان حال و آینده می‌باشد.
بدین‌ترتیب «عوامل روانی جمعی»، پاشنه آشیل نظریه پس‌انداز- سرمایه‌گذاری و نیز تفکیک واقعی - پولی کلاسیکی است؛ چرا که در فضای عدم اطمینان، بی‌اطلاعی و جهل که ما را فرا گرفته است و کینز تجربه‌گرا بر آن تاکید می‌ورزد، عوامل روانی جمعی به این نتیجه می‌انجامد که دیگر تصمیم به پس‌انداز الزاما به منزله تصمیم به سرمایه‌گذاری نیست، چرا که شاید رجحان ما این باشد که پس‌اندازهای خود را به صورت پول نقد نگاه داریم تا آن را در اختیار قرار دهیم تا تبدیل به سرمایه‌گذاری شود.
اشکال از اینجا برمی‌‌خیزد که عمل پس‌انداز متضمن این امر نیست که به جای مصرف حال، مصرف اضافی معینی را قرار دهیم که برای تدارک آن درست همان‌ اندازه فعالیت فوری اقتصادی لازم باشد که مصرف حالی معادل با مقدار پس‌انداز شده نیاز دارد؛ بلکه متضمن تمایل به ثروت فی‌حد ذاته، یعنی قدرت مصرف یک کالای نامعین در یک زمان نامعین است. این اندیشه باطل و در عین حال تقریبا مورد قبول عموم که عمل پس‌انداز انفرادی برای تقاضای موثر به اندازه عمل مصرف انفرادی، مساعد و خوب می‌باشد، زاییده سفسطه است... .[کینز، ص 246] این نظرگاه دقیقا در تقابل مستقیم با نگرش کلاسیک مبنی بر این است که جایگزینی مصرف آینده به جای مصرف حال، نیازمند همان میزان سرمایه‌گذاری جهت پاسخگویی به تقاضای مصرفی آینده می‌باشد، که در نظریه بازار سرمایه کلاسیکی مستتر می‌باشد.
از طرف دیگر عوامل روانی جمعی از طریق رجحان نقدینگی و به دنبال آن تقاضای سفته‌بازی پول، بدین نتیجه می‌انجامد که پول دیگر خنثی نیست؛ پول چیزی بیش‌تر از یک حجاب است و می‌تواند بربخش واقعی اقتصاد تاثیر بگذارد؛ در نتیجه تفکیک کلاسیکی واقعی – پولی از هم فرو می‌پاشد. کینز در نقد و طرد نظریه بهره کلاسیک می‌گوید: پیچیدگی و ابهامی که در بررسی مارشال از این موضوع (بهره) یافته‌ایم، به عقیده ما اساسا ناشی از این است که مفهوم «بهره»، که متعلق به اقتصاد پولی است، در رساله‌ای (اصول اقتصاد مارشال) وارد شده است که پول را به حساب نمی‌گیرد. [کینز، ص 222‌] از نظر کینز نرخ بهره پدیده‌ای پولی است و در بازار پول تعیین می‌گردد و در تعیین آن، تقاضای سفته‌بازی برای پول دارای اهمیتی درخور توجه است.
کینز با اعتماد به نفسی در خور تحسین می‌گوید: اکنون برای نخستین بار پول را در یک سلسله روابط علت و معلولی وارد ساخته‌ایم و می‌توانیم با اولین نگاه اجمالی طرز تاثیر تغییرات مقدار پول را در دستگاه اقتصادی دریابیم. البته اعتماد به نفس کینز عاری از سرسختی و اطمینان تام و تمام عقلگرایانه کلاسیکی است، کینز محدودیت‌های اثرگذاری پول بر عملکرد اقتصادی را مورد بررسی قرار می‌دهد: با این‌همه اگر به قبول این نظر اغوا شویم که پول به منزله نوشیدنی است که دستگاه اقتصادی را به فعالیت برمی‌انگیزد، لازم است یادآور شویم که بین فنجان و لب، چه بسا احتمال لغزش و سقوط باشد. زیرا به شرط ثبات سایر شرایط، با آنکه می‌توان انتظار داشت که افزایش مقدار پول، نرخ بهره را کاهش دهد، هرگاه رجحان نقدینه مردم بیشتر از مقدار پول ازدیاد یابد، این امر به وقوع نمی‌پیوندد و با آنکه احتمال می‌رود در صورت ثبات سایر نتایج، تنزل نرخ بهره حجم سرمایه‌گذاری را افزایش دهد، اما اگر منحنی کارآیی نهایی سرمایه سریعتر از نرخ بهره تنزل نماید، این امر حادث نخواهد شد و باز به شرط ثبات سایر شرایط، اگرچه انتظار می‌رود که افزایش حجم سرمایه‌گذاری سطح اشتغال را بالا ببرد، اما اگر میل به مصرف تنزل نماید، این وضع پیش نخواهد آمد ... . [ کینز، ص 202 ] شاید بتوان عریان‌ترین صورت اهمیت پول در عملکرد اقتصادی و نیز بیان اهمیت تقاضای موثر در حفظ تولید و اشتغال را در عبارات مشهور کینز در مورد پول یافت: اگر خزانه‌داری آماده بود تا بطری‌های قدیمی را از اسکناس پر نماید و در اعماق مناسب خاک در معادن زغال سنگ متروک که با زباله‌های شهرها پر گردیده، دفن نماید و به موسسات خصوصی واگذارد تا بر پایه اصول آزموده آزادی کامل مجددا اسکناس‌ها را استخراج کنند، دیگر بیکاری وجود نخواهد داشت و احتمال می‌رود با توجه به آثار و نتایج آن، درآمد واقعی و ثروت به صورت سرمایه جامعه به طور محسوس بیشتر از میزان فعلی شود. در حقیقت خردمندانه‌تر آن است که خانه و امثال آن بسازیم، ولی هرگاه در این راه مشکلات سیاسی و عملی وجود داشته باشد، وسیله پیشین بهتر از هیچ است. [‌کینز، ص 157] نظریه پولی کینز در واقع از دو جهت نظریه کلاسیک‌ها را مورد حمله قرار می‌دهد؛ اول در رد تفکیک کلاسیکی میان بخش پولی و بخش حقیقی اقتصاد و به طور همزمان در رد قانون سی و تاکید بر اصل تقاضای موثر؛ پول نقش محوری را در نظریه کینز بازی نمی‌کند، لکن قطعا نقش مهمی در نظریه او ایفا می‌نماید.
پیروان کینز تحلیل اثرات حجم پول در عملکرد اقتصادی را از طریق مدل‌های IS-LM پیگیری نمودند. اگرچه از نظر کینزی‌ها سیاست‌های مالی برای تنظیم اقتصاد بر سیاست‌های پولی ترجیح دارد، اما تغییرات حجم پول – مگر در موارد خاص مانند دام نقدینگی – می‌تواند از طریق تغییر نرخ بهره و در نتیجه سرمایه‌گذاری، بخش واقعی اقتصاد را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین در چارچوب نظری کینزی، ایده کلاسیک‌ها مبنی بر خنثایی پول و تفکیک بخش واقعی و پولی جایگاهی نداشت. تحت حاکمیت بلامنازع تفکر کینزین‌ها در دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم، با وجود اینکه کینزین‌ها خط‌مشی سیاستی خود را عمدتا براساس سیاست‌های مالی تنظیم می‌نمودند، اما سیاست‌های پولی آسان جزو لاینفک خط‌‌مشی سیاستی آنان بود. کینزین‌ها سیاست پولی آسان را براساس تامین دو هدف عمده توصیه می‌نمودند: اول سیاست‌ پولی آسان در جهت تامین مالی هزینه‌ها و کسری‌های بودجه دولت و از طریق افزایش سطح قیمت‌ها و دوم از طریق کاهش و پایین نگه‌داشتن نرخ‌های بهره جهت کاهش فشار پرداخت بهره بدهی‌های دولت و نیز تحریک سرمایه‌گذاری بیشتر جهت افزایش تقاضای اقتصاد در جهت تامین اشتغال کامل. در نتیجه تسلط چنین تفکر اقتصادی، دولت‌ها برای مدت چند دهه، سیاست پولی آسان را به عنوان مکمل سیاست‌های مالی دنبال نمودند.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 8:02 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0

تافلر نظریه پردازی است که با طرح مسائل آینده تاثیر ونقش بسزایی در آینده نگری و آینده پردازی داشته است . مطالبی که ایشان در زیر از آنها بحث می نماید می تواند تاثیر بسیار زیادی بر روی مسائل اشتغال و تولید ناخالص داخلی و نگاه جدید ما به این مسائل باشد . قطعا اگر ما بطور سنتی به مسائل نگاه کنیم تا اینکه موشکافانه مطالب جدید را دنبال نماییم . این نوع نگرش می تواند بر روی آینده کشور ما تاثیر بگذارد بطور مثال اگر ما کار را به ماشین ها بسپاریم در وضعیت اشتغال ما چه تاثیری خواهد داشت . یا اگر اشتغال را ناپایدار در نظر بگیریم بر روی جذب نیروی دائم ما چه تاثیری خواهد گذاشت و.... واما نگاه تافلر:

منظورتان از اقتصاد غيرپولي چيست؟ و چرا معتقديد به شدت گسترش خواهد يافت؟
-
وقتي شغلي داريم و كار مي كنيم، وقتي مي خريم و مي فروشيم، وقتي سرمايه گذاري مي كنيم، وقتي از كارت اعتباري استفاده مي كنيم، در چارچوب اقتصاد پولي كار مي كنيم.اما اين پايان فهرست كارهايي كه انجام مي دهيم، نيست، بچه بزرگ مي كنيم، از سالمندان نگهداري مي كنيم، شير آب خراب را تعمير مي كنيم،در نقاشي اتاق به دوستمان كمك مي كنيم، آشپزي مي كنيم، خانه مان را تميز مي كنيم، گل كاري مي كنيم و گاه به افرادي پول مي دهيم تا كاري برايمان انجام دهند. در اين حالت در اقتصادي پولي هستيم و فعاليت هايي از اين دست به اعتقاد اقتصاددانان در توليد ناخالص داخلي ايجاد ارزش مي كند. اما اگر بخواهيم خودمان اين كارها را انجام دهيم، يا اگر بي پولي ناچارمان كند اين كارها را بكنيم، كوشش ما به توليد ناخالص داخلي نخواهد افزود و ارزشي به اقتصاد پولي اضافه نخواهد كرد.اقتصاد غيرپولي به همان اندازه اقتصاد پولي ارزش ايجاد مي كند. به نرم افزار منبع باز لينوكس و تأثير عظيم آن در سراسر جهان فكر كنيد. لانيس توروالدز اولين شخصي بود كه بدون دريافت پولي در اوقات فراغت اين محصول را توليد كرد و پس از آن تعداد زيادي از برنامه نويسان جذب آن شدند و به گسترش و اصلاح آن پرداختند، بدون آنكه پولي دريافت كنند. اين كار سبب شد بقيه تشويق شوند وقت خود را صرف توليد نرم افزارهاي ديگر كنند. اين فعاليت توليدي - مصرفي در اقتصاد غيرپولي روش توليد محصولات نرم افزاري را در اقتصاد پولي متحول كرده است.
* فعاليت توليدي _ مصرفي چيز جديدي نيست. حالا وجه تازگي آن چيست؟
- نكته جديد آن است كه فناوري هاي جديد فعاليت ها را از اقتصاد پولي به اقتصاد غيرپولي انتقال مي دهند. تعداد زيادي از شركت ها كارهايي را كه سابق براي كارمندانشان انجام مي دادند، از مشتريان خود مي خواهند. استفاده از دستگاه هاي خودپرداز بانكي با تمام قابليت هاي آن باعث مي شود تا تعدادي از كارمندان بانك بيكار شوند. اين فعاليت توليدي - مصرفي است. قبلاً نگاتيو عكس ها را به عكاسي ها مي داديم تا ظاهر كنند. امروزه اين كار را به راحتي در خانه انجام مي دهيم. خودمان ميزان قند بدنمان را اندازه مي گيريم. خودمان فيلم و موسيقي ديجيتال توليد مي كنيم.
تمام اينها تازه آغاز ماجراست. در آينده شاهد انفجار كارهاي بي مزد خواهيم بود. به زودي بيش از يك ميليارد نفر بالاي
۶۰
سال خواهند داشت. آنان كارهايي را كه پزشكان برايشان انجام مي دادند، خودشان انجام خواهند داد، مانند آزمايش ادرار و تشخيص بيماري ها. به اين ترتيب ما در اقتصاد پولي فناوري مي خريم و در اقتصاد غيرپولي به كار مي بريم. اين كار باعث ايجاد ارزش جديد در اقتصاد پولي مي شود. به زودي توليد كامپيوتري يك كارخانه در هر خانه تاسيس خواهد كرد.
سپردن كار به نيروي كار بيروني و شغل دوم
* آيا انتقال كار از توليدكننده به مصرف كننده، هزينه هاي جديدي را بر مصرف كننده تحميل خواهد كرد؟
- اين بيروني شدن كار را «شغل سوم» مي خوانيم. شغل اول آني است كه براي انجام آن از خانه بيرون مي رويد و هر ماه حقوق مي گيريد. شغل دوم مراقبت از خودتان، بچه ها، والدين يا خانه است. شغل سوم كاري است كه توليدكننده به مصرف كننده واگذار مي كند.چند سال پيش اگر مي خواستم ببينم محموله اي كه به
DHL يا fedex
داده بودم، در چه مرحله اي است، به كارمندي در فرانكفورت يا توكيو يا ممفيس زنگ مي زدم. امروز من كارمند خودم هستم پاي ميز كامپيوترم مي نشينم، شماره رديابي را وارد مي كنم و خودم بسته را رديابي مي كنم. كاري را مي كنم كه كارمند انجام مي داد و در قبال آن حقوق مي گرفت. وقتي از دستگاه خودپرداز استفاده مي كنيم، همين اتفاق مي افتد. اين كاري است كه كارمند بانك انجام مي داد.بنابراين در اين اقتصاد، شغل سوم، كاري است كه براي اين شركت ها مي كنيم، اما در قبال آن حقوق نمي گيريم. روشن است كه اين امر به فشار روحي روزانه ما مي افزايد و يك دليل آن است كه چرا هميشه به نظر مي رسد اوقات فراغت ما دائماً كمتر مي شود.
* و با انجام عمليات مالي در اينترنت، اطلاعات شخصي ارزشمندي را مي دهيم كه قبلا شركت هاي بازاريابي با تحقيقات به دست مي آوردند و بابت آن پول مي دادند. هر بار كه در گوگل جستجو مي كنيم، اين كار رديابي مي شود و تبليغ دهندگان محصولات خود را از اين طريق با علايق شما وفق مي دهند.- همين طور است. اين جنبه ديگري از شغل سوم است. در نظام مبتني بر اطلاعات، همه چيز در معرض ديد است. برخي طرفداران حقوق مصرف كنندگان خواهان دريافت پول در قبال خريد و استفاده از اطلاعات شخصي شان شده اند، اطلاعاتي كه پس از خريد در فروشگاه يا در اينترنت به جا مي ماند.

* آيا اشتغال متحول خواهد شد؟
- البته و نه فقط از طريق فعاليت توليدي- مصرفي. شايد از اين نظر شاهد پايان اشتغال باشيم. شغل هميشه وجود نداشته است. رابطه منظم بين كارگر و كارفرما كه معمولاً براساس شمار ساعات كار انجام شده در قبال حقوق معيني است، يك اختراع تاريخي جديد است. بيشتر نياكان ما شغل به اين مفهوم نداشتند. برده يا خدمتكار وجود داشت كه عمدتاً به طور فصلي كار مي كردند نه ساعتي.آنچه اكنون شاهد هستيم، تحول روابط رسمي كار به انواع ترتيبات شخصي است. كار به صورت طرح است كه به شخص يا به گروه داده مي شود. شخصي يا گروه نيز در ازاي مقدار معيني پول اين كار را مي كند. گروهي براي انجام كاري دور هم مي آيند، بعد پراكنده مي شوند و بعد در چارچوب گروه هاي ديگر براي طرح هاي ديگر گرد هم مي آيند. مي توان در قالب خانواده در خانه كار كرد، درست مثل دوران پيش از صنعت. مانند خانواده، تجربه و كار بسيار متنوع خواهد بود؛ هم از نظر ماهيت كار و هم محل انجام آن
.




[ دوشنبه 29 فروردین 1390  ] [ 7:59 AM ] [ mehdi bisheh ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 9 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9  

درباره وبلاگ

جهاد اقتصادی قطعه دیگری از پازل حضور پرشکوه ملت انقلابی ایران در عرصه پیشرفت و تعالی است که نتیجه ای جز سرافرازی و اقتدار در پی نخواهد داشت.
موضوعات
آمار سایت
کل بازدید : 541492 نفر
كل مطالب : 440 عدد
کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 8 فروردین 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 22 آبان 1393 
نظرات شما کاربران عزیز و دوستان صمیمی باعث شکوفایی و بهتر شدن وبلاگ می گردد . با تشکر مدیریت وبلاگ چه روزها که يک به يک غروب شد ، نيامــدي / چه بغض ها که در گلو رسوب شد ، نيامــدي / تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم / دوباره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نيامــــدي * مدیریت وبلاگ


پیوند های مفید