« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



در زندگی شغلی، گاهی اوقات وضعیتی پیش می آید که انسان از ازدیاد کار خسته و کلافه می شود. هیچ فکر کرده اید چرا چنین موقعیتی پیش می آید؟ در اینجا به چند خطوط راهنما (!) اشاره می کنیم که تمسک به آنها به ظاهر سبب کاهش حجم کار و در نتیجه راحتی شما می شود. ولی باطن امر چیز دیگری است:
▪ به کارهای روزمره متوسل شوید: حتی در صورتی که موقعیت به طور کامل با دفعات قبل تطبیق نکند، بپرسید: "دفعه ی پیش در این مورد چگونه عمل کردیم؟" یا " در تولید قبلی به چه چیز احتیاج داشتیم؟" (یافتن یک شیوهٔ معمول مانع از دشواری در تصمیم گیری می شود!)
▪ افق های زمانی را کوتاه کنید: آنچه را که امروز ملزم به انجام آن نیستید به فردا موکول کنید، رسیدگی برنامه بلندمدت را تا دو هفته بعد به تعویق بیندازید و درباره ی تعطیلات فکر کنید؟ (تعویق تصمیمات بلند مدت تر یکی از راه های کاهش بار اضافی کار به شمار می رود!)
▪ کارها را قطبی کنید: مشکلات را به دو نهایت سیاه یا سفید، خوب یا بد تقسیم کنید. مثلاً به زیردست خود بگویید: "نمی خواهم دلایل این کار را بدانم، فقط مایلم بدانم این کار شدنی است یا نه؟!
▪ به چیزهای کوچک دل خوش کنید: هنگام اغتشاش فکری – ناشی از دست و پنجه نرم کردن با انواع مشکلات – توجه خود را به مشکلی آسان تر معطوف کرده و غرق تفکر درباره ی موضوعهای بی اهمیت شده باشید؟ (اولویت دادن به موضوع های آسان حداقل موجب کاهش فشار روانی می شود!)
▪ انفعالی، و نه ابتکاری، عمل کنید: پیش از آن که تصمیم به تغییر بگیرید، به کارهای دم دستی پرداخته، یا به جای نفوذ بر حوادث قبل از بروز ، در زمان وقوع با آنها مواجه شوید؟ (اقدام انفعالی فهرست کارهای در دست انجام را کاهش می دهد، در حالی که برخورد ابتکاری کارهای مذکور را افزایش می دهد!)
▪ آتشی شوید: در مورد کارهای نسبتاً کم اهمیت –برای نشان دادن اینکه شما هنوز صاحب اختیار با اهمیت هستید – خشم و احساسات شدید خود را نشان دهید. (احساساتی شدن به عنوان سوپاپ اطمینان عمل می کند!)
▪ عقب نشینی کنید: خود را به صورت فیزیکی یا روحی از مرکز فعالیت کنار بکشید. به این صورت که خودتان را در دفترتان زندانی کنید، به سفری کوتاه بروید، یا چنین وانمود کنید که موضوع در هر حال فاقد اهمیت است. (صرف نظر کردن از مشکلات، موجب این تصور می شود که کار سنگینی نمانده است!)
▪ سخت کوشی کنید: کار همیشگی خود را، فقط با حجم بیشتر، انجام دهید و سخت تر و طولانی تر کار کنید. گزارش های بیشتری تهیه کنید، کمیته های بیشتری تشکیل داده، یا بازدیدهای بیشتری انجام دهید. (کوشش بیشتر حجم بار اضافی را کاهش می دهد!)
▪ از مشکلات فرار کنید: دست به رفتار افراطی، اغلب همراه با طنز یا بذله گویی بیجا زده یا با افراط در نوشیدن چای ...، کشیدن سیگار ...، یا رفتارهایی از این دست، از مشکلات فرار کنید؟
درهم شکنید: از پای درآمده و آن طور که معمول است روانه بیمارستان شوید. (بالاترین و آخرین شکل انصراف تحمیل شده به فرد!)
همه ی روش های ذکر شده، در ظاهر به نفع شما بوده و با بار اضافی کار مبارزه می کنند. اما واقعیت این است که آنها یا کار را به تعویق می اندازند، یا اینکه کارآیی نهایی یا موفقیت عملیات را کاهش می دهند. پیداست برخی از آنها نتایج نامطلوبی برای خود شخص به بار می آورند. 
 
افشین دبیری



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب
اولویت زودبازده‌ها یا فضای کسب و کار؟
آنچه که در محافل مختلف، نه به شدت ماه‌های اخیر اما همچنان مطرح می‌شود، لزوم گشایش اعتبارات بانکی برای رفع موانع بیکاری و تولید است. جهرمی وزیر کار نیز مکررا از این سیاست به عنوان اصلی‌ترین علت افزایش نرخ بیکاری نام برده است و خواستار بازگشایی هر چه سریع‌تر اعتبارات به روی بنگاه‌های زودبازده شده است. ورود به بازار کار متولدین سال‌های ۶۰-۶۵ و جست‌وجوی کار توسط آنها، ورود جمعیت فارغ‌التحصیل دانشگاهی بالاخص زنان و خشکسالی سال گذشته و وجود نیروی کار افغان از دیگر عوامل در افزایش نرخ بیکاری نام برده شده است. در واقع می‌توان عوامل متعددی را در افزایش نرخ بیکاری به ۱۰.۲ و کاهش ۳.۳ درصدی مشارکت اقتصادی کشور بیان کرد، همچون مهاجرت از روستاها به شهرها، تغییرات انگیزه پایتخت‌نشینی‌‌، مهاجرت تحصیل‌کرده‌های دانشگاهی به خارج، عوامل موثر بر رشد صنعت و... .
 

دولت نهم در طی برنامه چهارم توسعه اولویت خود را در سیاست کاهش نرخ بیکاری و افزایش اشتغال بر گسترش بنگاه‌های زودبازده گذاشته و آن را طرحی موفق در اشتغال‌زایی و کاهش نرخ بیکاری می‌داند. آنچه مسلم است طرح گسترش بنگاه‌های زودبازده حتی با نادیده گرفتن انحرافات آن، در فضای کسب و کار فعلی ما را در مسیر رشد به سمت اشتغال کامل قرار نخواهد داد و قرار دادن آن به عنوان اصلی‌ترین راهکار نیل به این هدف در برابر هزینه‌های انجام آن بدون اینکه ابتدا فضای کسب و کار مناسب را فراهم کرده باشیم سیاستی کارا و موفق در بلندمدت نخواهد بود. بهبود فضای کسب و کار همانند تجربه موفق بسیاری کشورها از جمله چین، هند، کره... توانسته است خود به عنوان عاملی پویا در رشد اشتغال عمل نماید. در فضای کسب و کار مجموعه‌ای از شاخص‌ها یعنی " شروع کسب و کار"، "اخذ مجوزها"،" استخدام"، "ثبت اموال"، "اخذ اعتبارات"، "حمایت قضایی"، "پرداخت مالیات"، "تجارت فرامرزی"، "لازم‌الاجرا شدن قرارداد" و "تعطیل کردن کسب و کار" در مجموع تعیین‌کننده شاخص بهبود فضای کسب و کار در یک کشور می‌باشند.

بنا به گزارش موسسه تامین مالی بین‌المللی (IFC) رتبه بین‌‌المللی ایران در شاخص فضای کسب و کار هم‌اکنون ۱۴۲ است که هدف‌گذاری شده تا پایان سال این رقم دو رقمی شده و حداقل به ۹۹ برسد. در این رابطه رتبه گرجستان از ۲۵ در سال ۲۰۰۷ به ۱۵ تا سال جاری یعنی ۲۰۰۹، اندونزی از ۱۳۳ به ۱۲۹، امارات از ۶۹ به ۴۶، تاجیکستان از ۱۵۳ به ۱۵۹، ‌مصر از ۱۵۲ به ۱۱۴، ترکیه از ۶۵ به ۵۹، عربستان از ۳۳ به ۱۶ و هندوستان ۱۳۳ به ۱۲۲ می‌باشد.

این رتبه‌بندی به تدریج به شاخصی معتبر برای سنجش اقتصاد کشورها تبدیل شده و با توجه به میزان روزافزون استقبال کشورهای مختلف و همچنین سرمایه‌گذاران، از نتایج گزارش‌های سالانه، میزان انتشار اخبار مربوطه به آن در رسانه‌های بین‌المللی روندی صعودی را طی می‌کند. ضمن آن ‌که انتشار سالانه این گزارش در تغییر محل سرمایه‌گذاری و یا استمرار حضور سرمایه‌گذاران در یک اقتصاد موثر بوده است. طبق اعلام سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران (وزارت امور اقتصادی و دارایی)، از نظر پروژه بررسی فضای کسب‌ و‌ کار (Doing Business)، رتبه ایران در سال ۲۰۰۵، از ۱۳۳ کشور ۱۰۸، در سال ۲۰۰۶، از ۱۵۵ کشور ۱۱۹، در سال ۲۰۰۷، از ۱۷۵ کشور ۱۳۱، در سال ۲۰۰۸، از ۱۷۸ کشور ۱۳۵ و در سال ۲۰۰۹ از ۱۸۱ کشور ۱۴۲ عنوان شده است این رتبه‌بندی در مورد کشور ما می‌تواند به یک هشدار تعبیر شود. به این معنی که هر چه سریع‌تر ‌باید نسبت به بهبود وضعیت اقدام کرد. به گفته رییس سازمان سرمایه‌گذاری‌های خارجی، برای دو رقمی کردن رتبه ایران در شاخص فضای کسب و کار و رساندن این شاخص از ۱۴۲ به حداقل ۹۹ تا پایان سال جاری برنامه‌ریزی شده است.

سوال اینجاست:

● چگونه ظرف مدت ۴ ماه باقی‌مانده به پایان سال اقدامات لازم برای بهبود رتبه ایران از ۱۴۲ به ۹۹ انجام خواهد شد؟ هر چند که به گفته مسوولین، برنامه‌ریزی آن از سال گذشته صورت گرفته ولی تاکنون که بهبودی مشاهده نگردیده آیا مطابق برنامه قرار است یک‌دفعه در این چهار ماه دگرگونی اساسی صورت گیرد؟

● آیا عملکرد کنونی نوید بخش دستیابی به رتبه دو رقمی شاخص بهبود کسب و کار می‌باشد؟

● آیا بسترها فراهم شده است؟

● شاخص سهولت کسب و کار در ایران در طی دوره ۳.۵ ساله دولت نهم با ۱۰ پله سقوط به رتبه ۱۴۲ رسید آیا با این تنزل امکان توسعه صنعتی در ایران، آن هم طی چهار ماه قابل دست یافتن است؟

به نظر می‌آید، هدف‌گذاری آرمانی بدون در نظر گرفتن شرایط گذشته، حال و آتی کشور از جمله وابستگی نفتی، دولتی بودن اقتصاد و... در سیاست‌گذاری‌ها به نوعی عرف مبدل شده است. آن طور که در پایان برنامه‌ها و عدم تحقق هدف، یک راه توجیه شکاف عملکرد از برنامه این می‌شود که برنامه غیراجرایی و شاخص‌های هدف بالا در نظر گرفته شده و این میزان عملکرد در این شرایط مطلوب است.

با گریزی بر نقدها، گزارشات و اخبار بین‌المللی و داخلی منتشر شده اخیر از عملکرد ایران و جایگاه جهانی و منطقه‌ای به سادگی می‌توان صحه بر رد این ادعا گذاشت. پایبندی به اجرای صحیح اصل ۴۴ و گسترش خصوصی‌سازی از اصلی‌ترین راهکارهای بهبود فضای کسب و کار در کشور است. تا کنون به واقع در این مدت چقدر در پیشبرد این مهم، موفق بوده‌ایم. در راستای تحقق اصل ۴۴ بخشی از سهام نهادهای دولتی در جهت نیل به خصوصی‌سازی در این مدت در بورس واگذار شده است. نقدها حاکی از این است که این طریقه عملکرد تنها مالکیت دولتی را شبه دولتی کرده، ارزش‌های مبنا در واگذاری سهام در بورس بسیار بالا بوده به طوری که اکنون در بسیاری موارد ارزش سهام خریداری شده به یک چهارم تقلیل یافته و سرمایه‌گذار خصوصی متحمل زیان بسیاری گشته‌اند، مدیریت دولتی در این طریقه همچنان دولتی است و انتقال مدیریت در کنار انتقال مالکیت آن چنان که باید صورت نگرفته است. آیا تنها با گسترش تعاونی‌ها و انتشار سهام عدالت و این چنین راهکارهایی بدون اینکه ابتدا پیش‌شرط‌های خصوصی‌سازی موفق و ایجاد رقابت در اقتصاد و کاهش تصدی‌گری دولت در بازار را فراهم کرده باشیم ما را در جهت بهبود فضای کسب و کار قرار می‌دهد؟

گزارشات بین‌المللی نیز گواه تنزل ما در بهبود فضای کسب و کار است: در گزارشی که در ۲۸ مهرماه تیتر صفحه اول نشریات بود رقابتی‌ترین کشورهای جهان به ترتیب آمریکا، سوئیس، دانمارک، سوئد و... و چین و تایوان و کره و هنک کنگ و هند نیز در رتبه‌های حدود سی بوده‌اند و ایران در رتبه بالای صد از این نظر قرار داشت. به علاوه در گزارشی که به تازگی منتشر شده ریسک ایران از رتبه ۱۲۵ به ۱۴۳ رسید. کشورهای کره شمالی، جزایر مارشال، زیمبابوه، کوبا، سومالی، افغانستان و میانمار از دیگر کشورهای پرریسک جهان در سپتامبر ۲۰۰۸ شناخته شده‌اند. این رتبه‌بندی در شرایطی اعلام شده که برای به دست آوردن امتیاز کلی ریسک کشوری، وزن‌هایی به ۹ گروه از شاخص‌ها شامل ریسک سیاسی (۲۵ درصد)، عملکرد اقتصادی (۲۵ درصد)، شاخص‌های بدهی (۱۰درصد)، بدهی نکول شده یا تمدید شده (۱۰درصد)، رتبه اعتباری (۱۰درصد)، دسترسی به تامین مالی بانکی (۵ درصد)، دسترسی به تامین مالی کوتاه مدت (۵درصد)، دسترسی به بازارهای سرمایه (۵درصد)، و محرومیت (۵درصد) تخصیص داده شده است. با این گزارشات آیا ما در جهت بهبود فضای کسب و کار که لازمه آن کاهش فضای ریسک در کشور و رقابتی نمودن آن است حرکت می‌کنیم؟آیا سیاست‌های ما منجر به افزایش سرمایه‌گذاری‌های مولد شده است؟ یا تنها گسترش صنعت و اشتغال‌زایی باید وابسته به گسترش اعتبارات بانکی باشد که با اعمال سیاست‌های ضد تورمی گسترش بیکاری را نتیجه دهد؟

همان طور که ذکر شد بهبود فضای کسب و کار دارای مولفه‌هایی است و برای ترقی این شاخص، بهبود در کل مولفه‌ها تاثیر گذارند و همان طور که ذکر شد برای تعالی فضای کسب و کار تمامی نهادهای سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، شهرداری‌ها، وزارت کار و تامین اجتماعی، قوه قضائیه، سازمان امور مالیاتی، سازمان توسعه تجارت ایران و... در حقیقت کل کشور در این امر سهیمند. بنابر این سعی در ارتقای فضای کسب و کار باید سرلوحه کار در تمام عرصه کشور باشد تا ما را به اهدافمان در رابطه با خصوصی‌سازی، کاهش تصدی‌گری دولت و تنزل بار تعهدات دولت، اشتغال‌زایی مولد، سرمایه‌گذاری مولد و... برساند که این نیز با برنامه‌ریزی اصولی با در نظر گرفتن شرایط اقتصاد داخل و خارج به طور کامل در زمان حاصل خواهد شد و نمی‌توان انتطار داشت در کوتاه‌مدت تنها به صرف گفتن و شعار به این مهم دست بیابیم.

   

            گزارش ( www.gozaresh.com )



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب
کارآفرینی، پلی است که نوآوری را به شکوفایی تبدیل می‌کند
محمدرضا زالی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران معتقد است که: کارآفرینی، پلی است که نوآوری را به شکوفایی تبدیل می‌کند.از نامگذاری امسال به نام نوآوری و شکوفایی برای توسعه کارآفرینی می‌توان بهره‌های فراوانی برد.در این گفت‌وگو به بررسی شرایط، موانع و مشکلات کار آفرینی در کشور پرداخته‌ایم.
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی «Entreprendre» به معنای " متعهد شدن " اسـت. بنابـر تعریف واژه‌نامه دانشگـاهی وبستر : کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطرات یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند. کارآفرینی عبارتسـت از فرآینـد ایجـاد ارزش از راه تشکیل مجموعهُ منحصر به فردی از منابع به منظور بهره‌گیری از فرصت‌ها. کارآفرین فردی است که یک شرکت را ایجاد و اداره می کند و هدف اصلی‌اش سود آوری و رشد است .
واژه کارآفرینی ترجمه‌ای از کلمه Enterpreneurship است، که باعث شده معنی آن مقداری همراه با ابهام باشد و از این ترجمه ایجاد کار و اشتغال‌زایی تفسیر شود. اما کارآفرینی دارای مفهومی ارزشمندتر از اشتغال‌زایی است .
در کشورهای توسعه یافته به کارآفرینی به عنوان راهبردی برای توسعه می‌نگرند و به دلیل جایگاه ویژه کارآفرینان در روند توسعه پایدار و رشد و شکوفایی اقتصادی، تلاش می کنند افراد را به فعالیت‌های کارآفرینانه هدایت کنند و در این راه به آموزش کارآفرینی و ترویج و تبلیغ آن اهمیت می‌دهند.
کارآفرینی در کشور ما تا چند سال پیش جایگاهی نداشت، در حالی‌که در کشورهای توسعه یافته از اواخر دهه ۱۹۷۰ به بعد به موضوع کارآفرینی توجه جدی شده ، و پس از آن نیز کشورهای در حال توسعه از اواخر دهه ۱۹۸۰ این موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند.
برای حل بسیاری از مشکلات کشورمان، می‌توان به کارآفرینی به عنوان یک راه حل موثر نگریست، کارآفرینان با توانمندی ویژه‌ای که در تشخیص فرصت‌ها و موقعیت‌ها و ایجاد حرکت در جهت توسعه این موقعیت‌ها دارند، می‌توانند دولت را در رسیدن به توسعه همه جانبه و حل مشکلات اقتصادی و تحولات اجتماعی یاری نمایند.
کارآفرینی هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. برخی از مدیران کشور معتقدند که معضل بیکاری با کارآفرینی رفع می‌شود، در حالی که کارآفرینی گاهی ضد اشتغال هم می‌شود؛ خلاقیت و نوآوری، پویایی، عشق به کار و تلاش مستمر، مخاطره پذیری، آینده‌نگری، ارزش آفرینی، آرمان‌گرایی ، فرصت‌گرایی ، نیاز به پیشرفت، مثبت اندیشی و رقابت‌مندی زیربنا و اساس زندگی کارآفرینانه است.
برداشت ناصحیح و متفاوت از کارآفرینی می تواند یکی از چالش‌های عمده گسترش فرهنگ کارآفرینی در کشور باشد، برداشت ناصحیح از مفهوم کارآفرینی با توجه به جوانان تحصیل‌کرده و بیکار در کشورمان موجب مشکلاتی خواهد شد که در نهایت ممکن است خطرناک باشد. بنا به نظر برخی از کارشناسان:"تعریف کردن کارآفرینی به اشتغال‌زایی و خوداشتغالی نه تنها اشتباه است بلکه بسیار خطرناک می‌باشد زیرا با این برداشت از کارآفرینی، طرح‌هایی کارآفرینانه شناخته می شوند و از حمایت‌های دولتی و رانت‌های اقتصادی برخوردار خواهند شد که تعداد بیشتری افراد را به کار گمارند. همچنین دولت بستری را جهت چنین فعالیت‌هایی طراحی و آماده می‌سازد که دقیقا مخالف جهت، معنا و حال و هوای کارآفرینی است."
خلاصه کردن کارآفرینی به اشتغالزایی موجب نادیده گرفتن پیامدهای مثبت و مهم آن خواهد شد. کارآفرینی همراه خود دارای ویژگی‌های مثبتی چون: بارور شدن خلاقیت‌ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه تکنولوژی، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است. باید با نگاهی جامع به کارآفرینی از همه پیامدهای مهم آن بهرمند شویم.هر چند اشتغالزایی یکی از رهاوردهای مهم کارآفرینی است.
بر همین مبنا و به منظور آشنایی هر چه بیشتر و بهتر با مفهوم کارآفرینی و اطلاع از موانع و چالش‌های آن با دکتر محمدرضا زالی استاد دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران ، مدیر پروژه دیده بان جهانی کارآفرینی(GEM) در ایران و نویسنده کتاب موانع و چالش‌های کارآفرینی گفت‌و‌گویی را انجام داده‌ایم . دکتر زالی در این گفت‌و‌گو با اشاره به نامگذاری سال ۸۷ و با تاکید بر نقش کارآفرینی در توسعه پایدار کشور گفت: کارآفرینی، پلی است که نوآوری را به شکوفایی تبدیل می‌کند. از نامگذاری امسال به نام نوآوری و شکوفایی برای توسعه کارآفرینی می‌توان بهره‌های فراوانی برد. می‌توان برای نهادینه شدن کارآفرینی در کشور ، ترویج خلاقیت و نوآوری از این فرصت و تدبیر رهبر معظم انقلاب استفاده کرد.
▪ کارآفرینی چیست ؟
ـ در مورد کارآفرینی و تعریف آن ، به اندازه‌ی کافی بحث شده است. هر چند باید اذعان کرد که تعاریف مختلف و متفاوتی از کارآفرینی ارائه شده است. ما این تعاریف را در کتاب ویژگی‌های شخصیتی کارآفرینان ایرانی جمع‌آوری و دسته بندی کرده‌ایم. تعریف عام و تعریف تخصصی ؛ تعریف عام کارآفرینی عبارت است از راه‌اندازی کسب و کار جدید و یا یک سازمان جدید که نوعا همراه با خطر پذیری و عدم قطعیت است. در واقع معنای عام کارآفرینی، ایجاد یک کسب و کار جدید است.
در تعریف خاص کارآفرینی شرایط متفاوت می‌شود و با تعریف پیچیده‌تر و کاملتری از کارآفرینی مواجه هستیم. در این تعریف صاحب‌نظران بر مباحثی چون ارزش آفرینی و شناسایی تاکید دارند. لذا تعریف خاص کارآفرینی عبارت است از : فرآیند شناسایی ، پیگیری، و بهره‌برداری از فرصت‌های شناخته شده به منظور حداکثرسازی ارزش ناشی از آنهاست. این ارزش می‌تواند اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی باشد. فرصت قلب کارآفرینی است. فرصت عبارت است از نیازهای پنهان و تامین نشده که افراد جامعه برای تامین آنها حاضرند هزینه‌اش را بپردازد.
▪ متاسفانه در کشورمان ، تا به حال به تعریف جامعی از کارآفرینی نرسیده‌ایم، تعاریف ارائه شده توسط مدیران اجرایی و مردم متفاوت و حتی گاهی غلط است. این برداشت‌های متفاوت از کجا ناشی می‌شود؟
ـ اصلی‌ترین و عمده‌ترین دلیل این تفاوت‌ها به نوپا بودن مبحث کارآفرینی در کشور باز می‌گردد، هنوز در ابتدای راه هستیم، در مقایسه با کشورهایی چون آمریکا و هند که سالیان طولانی در این حوزه تجربه دارند، عمر آموزش و پژوهش کارآفرینی در ایران هنوز به یک دهه نرسیده است. هر چند معتقدم با این عمر کم قدم‌های مناسبی برداشته شده است.
▪ ویژگی‌های فرد کارآفرین چیست؟
ـ در این باره به اندازه‌ی کافی اطلاع رسانی شده است، اما من می‌خواهم ویژگی‌های کارآفرینان ایرانی را تشریح کنم. این ویژگی‌ها حاصل مطالعاتی است که در این زمینه انجام داده‌ایم، هر چند با معیارهای جهانی تفاوت زیادی ندارد:
اولین ویژگی‌ توفیق طلبی است، کارآفرینان به موفقیت می‌اندیشند. و بیشتر از دیگران کار می‌کنند از این رو دوستدار پیشرفت و رشد هستند.
ویژگی دوم افراد کارآفرین خطر پذیری است، البته این خطرپذیری از نوع معقول و متاثر از فرهنگ ایرانی است، خطر پذیری و ریسک پذیری از ویژگی‌های عمده کارآفرینان است. در واقع کارآفرینان فعالیت و کارهای جدیدی را شروع می‌کنند علیرغم اینکه از نتیجه آن اطمینان کامل ندارند.
ویژگی سوم کار آفرینان به عملگرایی آنان باز می‌گردد. این افراد عملگرا هستند و به دنبال تئوری و مسائل این چنینی نیستند.
ویژگی‌ چهارم چالش‌ طلبی است، کار آفرینان به وضع موجود راضی نیستند و همیشه به دنبال انجام بهتر کارها هستند، از ویژگی‌های دیگر کارآفرینان ایرانی، رویاپردازی، سلاست فکری، تحمل ابهام و خلاقیت می‌باشد. این ویژگی‌ها‌ی هشتگانه مهمترین ویژگی‌های کار آفرینان ایرانی است که پس از مطالعه و تحقیق بدست آورده‌ایم. نتایج این تحقیق منجر به بومی سازی بخشی از دانش کارآفرینی در کشور شده است.
▪ چه تفاوتی بین مخترع و کارآفرین وجود دارد؟
ـ مخترع کسی است که یک ایده را به یک محصول اولیه تبدیل می‌نماید ولی این محصول ممکن است هیچ گاه تولید نشود و یا مخترع الزاما به دنبال این نیست که کسب و کاری را از این طریق ایجاد نماید و یا از این طریق ارزش آفرینی نماید. اما کارآفرینی فرآیند تشخیص فرصت و بهره برداری از آنها به منظور حداکثرسازی ارزش ناشی از فرصت می باشد. از این رو کارآفرین کسی است که فرصت کارآفرینانه را در قالب محصول یا خدمت جدید بکار گیرد.
▪ آیا کارآفرینی تقسیم‌بندی‌های خاصی دارد؟
ـ در یک دسته بندی کلی، کار آفرینی فردی و کار آفرینی سازمانی داریم. کار آفرینی فردی یا مستقل، راه اندازی یک کسب و کار جدید توسط یک فرد و یا یک گروه است. در کار آفرینی سازمانی یا شرکتی برای بهبود وضعیت یک سازمانی که در حال فعالیت است، مجموعه اقداماتی صورت می‌گیرد تا سازمان ارزش آفرینی بیشتر و بهتری داشته باشد.
نوع دیگری از دسته بندی وجود دارد که بر اساس نوع ارزش آفرینی تقسیم بندی می‌شوند: مثلا اگر ارزش آفرینی در عرصه اقتصادی باشد کار آفرینی اقتصادی نامیده می‌شود، اگر در عرصه‌ی فرهنگی و اجتماع باشد، کارآفرینی اجتماعی گفته می شود و در کارآفرینی تقلیدی نیز اساس تقلید از کارآفرینی انجام شده توسط فرد یا افراد دیگر است. در کارآفرینی اقتصادی، هدف اصلی کسب سود و انتفاع است درحالیکه در کارآفرینی اجتماعی، هدف غیرانتفاعی است مانند راه اندازی انجمن های خیریه یا انجمن های علمی، در کارآفرینی تقلیدی، کارآفرین از طریق کپی برداری یا الگوگیری از محصولات و خدمات نوین سایر کارآفرینان اقدام به راه اندازی کسب و کار می نماید. سرانجام کارآفرینی زنان نیز از جمله انواع کارآفرینی است که به مقوله زنان و فعالیت ها و چالش ها و موانع کارآفرینی از دیدگاه زنان می پردازد.
▪ بحثی که در کار آفرینی مطرح، بحث آموزش است، عده‌ای معتقدند که کار آفرینی امر ذاتی و غریزی است و فرد کارآفرین ذاتا" کار آفرین است، در مقابل عده‌ای هم می‌گویند که کار آفرینی قابل آموزش و اکتساب است و می‌توان ویژگی‌های کار آفرینانه را به افراد آموزش داد نظر شما چیست؟
ـ در علم مدیریت یک سوال قدیمی وجود دارد که می‌گوید مدیریت ذاتی است یا اکتسابی؛ تا مدت‌ها بحث بر این بود که مدیریت امری کاملا ذاتی است. رهبران مادرزادی رهبر به دنیا می‌آیند، چنین بحثی در کار آفرینی هم مطرح است. عده‌ای معتقدند که کار آفرینان کارآفرین متولد می‌شوند.
اما در عمل بر اساس تحقیقاتی که طی ۵۰ سال گذشته صورت گرفته است حکایت از موضوع دیگری دارد، همانطور که تحقیقات ثابت نکرده‌اند که مدیریت ذاتی است، در مورد کار آفرینی هم چنین نتیجه‌ی صادق است. هر چند نفی هم نشده که ذاتی نیست، واقعیت این است که می‌توان ویژگی‌های مختلف را به افراد آموزش داد، می‌توان ویژگی‌های کار آفرینی را اکتساب کرد، ۹۰ درصد کار آفرینی از طریق آموزش قابل اکتساب است، حدود ۱۰ درصد می‌تواند ذاتی باشد که این مقدار هم از به محیط و اجتماع مربوط است یعنی فرد در محیطی قرار گرفته که اجازه ریسک کردن و خط پذیری داشته و یا شاهد فعالیت‌های اطرافیان خود در این زمینه‌ها بوده است.
▪ موضوعی دیگر که این روزها بحث برانگیز است و شاید به تعاریف متفاوت از کارآفرینی باز می‌گردد، این است که این گونه تصور می‌شود که کار آفرینی مساوی با ایجاد شغل و به قولی اشتغال زایی است اما گمان من این است که کار آفرینی حتی گاهی باعث بیکاری هم می‌شود، نظر شما چیست؟
ـ قاعدتا بین کار آفرینی و اشتغالزایی ارتباطی وجود دارد، اما این دو مساوی هم نیستند. گاهی ممکن است با شروع یک کسب و کار جدید و یا شرکت جدید چند نوع شغل از بین برود و چندین نفر بیکار شود ، اما گاهی همزمان چندین شغل جدید به وجود می‌آید.
به طور کلی کار آفرینی الزاما مساوی با شغل آفرینی نیست اما می‌تواند یکی از مزایای آن شغل آفرینی باشد. در عین حال کارآفرینی می‌تواند باعث کاهش اشتغالزایی شود در واقع در برخی موارد کارآفرینی باعث می‌شود تا به جای انجام امور به صورت سنتی و دستی، کاملا مکانیزه شوند، این مساله سبب می‌شود تا چند نفر بیکار شوند، اما در نهایت باعث ارتقا کیفیت کالا و یا خدمات ‌شود که در نهایت باعث و پیشرفت توسعه می‌گردد.
▪ ارزیابی شما از شرایط فعلی کار آفرینی در ایران چیست؟
ـ ما در ابتدای راه نهضت کار آفرینی قرار داریم، باید نگاه بلند مدت به کار آفرینی داشته باشیم در شرایط فعلی محیطی کار آفرینانه در کشور شکل نگرفته است. طبق بررسی‌هایی که انجام داده‌ایم و موانع زیادی بر سر راه کار آفرینان وجود دارد، در عین حال فرصت های بالقوه کارآفرینی زیادی در کشور وجود دارد. از نظر شاخص‌های کار آفرینی آمار قطعی وجود ندارد، پروژه ۲۰۰۸ GEM در ایران در حال اجرا است به همین دلیل به صورت قطعی نمی‌توانیم در این زمینه بحث کنیم.
▪ GEM چیست؟
ـ GEM، دیده‌بان جهانی کارآفرینی، یک کنسرسیوم تخصصی کارآفرینی دانشگاهی است که ایران در مهر ماه سال ۸۶ عضو این سازمان شده است. هدف این کنسرسیوم کشف رابطه بین کارآفرینی و توسعه اقتصادی است. این سازمان به دنبال ارایه شاخص‌ها و استانداردهای جهانی کارآفرینی می‌باشد که با این شاخص‌ها بتوان کشورها مختلف را مقایسه و مطالعه کرد این کنسرسیوم با ۱۰ کشور در سال ۱۹۹۲ شروع به فعالیت کرده و در سال ۲۰۰۷ تعداد اعضای آن به ۴۷ کشور رسیده است.
▪ پروژه های گذشته و نتایج آن چگونه بوده است؟
ـ پروژه GEM هرساله در کشورهای عضو همزمان اجرا می شود. آخرین گزارش GEM مربوط به سال ۲۰۰۷ است.اما از آنجا که ایران در اواسط سال ۲۰۰۷ عضو GEM شده‌است، به همین دلیل مطالعات قبلی در این زمینه وجود ندارد، باید منتظر بمانیم تا شاخص های GEM در ایران در انتهای سال ۲۰۰۸ اعلام شود و بر آن مبنا اقدام نماییم و شرایط را بررسی کنیم.
البته طبق گزارش که بانک جهانی در سال ۲۰۰۸ در زمینه کسب و کار اعلام کرده است، ایران در میان ۱۷۴کشور حائز رتبه ۱۳۶ بود که نسبت به سال ۲۰۰۷ چهار رتبه تنزل داشته است و این نشان می‌دهد که شرایط بدتر شده است.
▪ به هر حال برای اطلاع از مشکلات موجود تابه حال تحقیقی در این زمینه صورت نگرفته تا به چالش ها و موانع کار آفرینی در کشور بپردازد؟
ـ در این زمینه، تحقیقی را در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران انجام داده‌ایم. بر این اساس از کارآفرینان برتر کشور در رابطه با موانع و چالش‌های توسعه کارآفرینی نظرسنجی کرده‌ایم، در این تحقیق سه موضوع را در زمینه موانع کار آفرینی بررسی کردیم.
۱) موانع و عوامل ضد انگیزشی که عمدتا شامل؛ مسائل فرهنگی، اجتماعی و فردی هستند.
۲) موانع مربوط به قوانین و مقررات دولتی
۳) موانع محیطی کسب و کار در ایران
در بعد عوامل ضد انگیزشی مواردی مانند خطر از دست رفتن سرمایه (خطر پذیری‌ مالی) وجود داشت، در این شرایط افراد به گمان اینکه در صورت خطر پذیری مالی احتمال بازگشت سرمایه ضعیف است در نتیجه گرایش به سمت کار آفرینی کم می‌شود.
عامل بعدی در این زمینه عدم تامین مالی کار آفرینان است، فرد کار آفرین ایده دارد اما سرمایه لازم برای ارزش آفرینی را ندارد،در نتیجه آنان که سرمایه دارد ریسک نمی‌کنند و افرادی که می‌خواهند ریسک کنند و کار آفرینی انجام دهند سرمایه ندارند. بوروکراسی حاکم بر ادارات به عنوان یکی از عوامل ضد انگیزشی مطرح بود. بحث فقدان امنیت اجتماعی از نظر کارآفرینانه هم مساله بعدی بود. از دیگر عوامل ضد انگیزشی می‌توان به عوامل فرهنگی هم اشاره کرد، در این بررسی، عوامل فرهنگی را به صورت ریز تحلیل کردیم و متوجه شدیم که شرایط و محیط خیلی مشوق کارآفرینی نیست. متاسفانه در فرهنگ ما، جایی برای مشوق خلاقیت، ایده‌پروری، ریسک‌پذیری نیست.
در دسته‌بندی مربوط به قوانین و مقررات بیشترین موارد، موانع قانونی ناشی از مقررات بانکی بود. ۷۶ درصد کارآفرینان در این تحقیق اعلام کرده‌اند که با مقررات بانکی مشکل دارند و این قوانین و مقررات مانع توسعه کارآفرینی در ایران است. قوانین مربوط به تجارت، قوانین مربوط به صادرات و واردات، قوانین شهرداری، قوانین محیط زیست و قانون کار عمده‌ترین چالش‌ها و موانع بر سر راه کارآفرینان هستند، مسایلی مثل قوانین مربوط به مالکیت معنوی در رتبه‌های آخر بود.
درباره محیط کسب وکار،‌ کارآفرینان معتقد بودند که محیط کسب وکار مطلوب نیست و مشوق کارآفرینی نمی‌باشد. به طور کلی مطابق نتایج این تحقیق، نارسائی های محیط کسب و کار برای شرکت های جدید و در حال رشد به ترتیب اهمیت عبارتند از:
۱) فقدان زیرساخت‌های تجاری، تخصصی و حرفه‌ای مورد نیازشرکت‌های جدید و در حال رشد؛
۲) عدم حمایت هنجارهای اجتماعی و فرهنگی از کارآفرینی؛
۳) نبود زیرساخت‌های مناسب فیزیکی برای شرکت‌های جدید و در حال رشد؛
۴) فقدان وجود حمایت مالی کافی برای شرکت‌های جدید و در حال رشد؛
۵) فقدان یا ناکافی بودن برنامه‌های دولتی برای کمک به شرکت‌های جدید و در حال رشد؛
۶) عدم تاکید نظام تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش و آموزش عالی) بر توسعه کارآفرینی؛
۷) نبود فضای آزاد بازار برای شرکت‌های جدید و در حال رشد؛
۸) فقدان یا ناکافی بودن سیاست‌های دولتی برای شرکت‌های جدید و در حال رشد؛
۹) عدم انتقال شایسته نتایج تحقیق و توسعه به شرکت‌های جدید و در حال رشد.
▪ ویژگی‌ها و شرایط جامعه با مدل‌ها و الگوهای کارآفرینی چه نسبتی دارند؟
ـ بهترین روش یا الگوی توسعه کارآفرینی در جامعه وجود ندارد که بتوان آنها را کپی برداری کرد و در یک جامعه دیگری با ویژگی های فرهنگی دیگری بکار برد. اما چهارچوب های کلی که در همه‌ی کشورهای که در توسعه کارآفرینی موفق بوده اند را می توان یافت. یکی از مهمترین عوامل موثر در توسعه کارآفرینی، ایجاد و توسعه شرایط چهارچوب کارآفرینانه (محیط ویژه کسب و کار) می باشد. آنچه که در زمینه محیط کسب و کار در جامعه ما وجود دارد، کمتر از متوسط است، مثلا" از نظر فضای آزاد بازار، ‌که شرکت‌ها بتوانند ایجاد شوند و فعالیت کنند و در فضای رقابتی قرار بگیرند، شرایط مطلوب نیست. کارآفرینان می‌گویند برای ورود به بازار مشکلی ندارند اما برای رقابت با شرکت‌های قدیمی مشکل دارند و شرایط شفاف نیست. به طور کلی در مولفه‌های اصلی کارآفرینی مانند آموزش، نگرش فرهنگی اجتماعی به کارآفرینی، ورود به حوزه کارآفرینی، پشتوانه مالی برای کارآفرینی و.. وضعیت از متوسط کمتر است و مطلوب نیست. نامناسب بودن فضای کسب و کار حکایت از دخالت دولت در بازار، وجود قوانین و مقررات دست و پاگیر، وجود دستگاه‌های نظارتی موازی و متعدد، ریسک بالای فعالیت‌های کسب و کار در ایران دارد. از این رو،‌ دولت‌ها نقش کلیدی در توسعه کارآفرینی ایفا می‌کنند.
به هر حال،‌ توسعه‌ی کارآفرینی در همه کشورها همواره با موانع جدی مواجه بوده است. از این‌رو، توسعه‌ی کارآفرینی در ایران نیز نیازمند عزم ملی است. توسعه‌ی کارآفرینی به عنوان یک مقوله فرابخشی، می‌بایستی در همه‌ی ارگان‌ها، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و دولتی مورد توجه قرار گیرد.
▪ برای اینکه از وضعیت موجود فاصله بگیریم و در کار آفرینی حرفی برای گفتن داشته باشیم، چه اقداماتی صورت گرفته است؟ آیا این اقدامات ثمربخش بوده است؟
ـ باتوجه به وضع موجود، باید نگاه جامع و بلندمدت به کارآفرینی داشته باشیم، برای نتیجه‌‌گیری خیلی زود است، هر چند برای تعالی و توسعه کارآفرینی در کشور اقدامات مناسبی صورت گرفته است. اقدامات فرهنگی چون؛ برگزاری جشنواره کارآفرینان برتر کشور، راه‌اندازی دانشکده کارآفرینی، دبیرخانه کاراد، پارک‌های علم و فناوری دانشگاه‌ها و تعیین روز ملی کارآفرینی از اقدامات مثبتی است که صورت پذیرفته و زمینه‌ساز حرکت به سوی فرهنگ کارآفرینی محسوب می‌شود.
باز هم تاکید می‌کنم که در آغاز راه هستیم، در حال حاضر باید به دنبال تربیت و آموزش کارآفرینان و مربیان کارآفرینی باشیم، آموزش‌های کارآفرینی باید کاربردی باشد تا ایده‌ها بتوانند تجاری‌سازی شوند. باید برای نهادینه سازی کارآفرینی در کشور فعالیت‌های بی‌شماری را انجام دهیم.
▪ برای اینکه به نهادینه سازی و فرهنگ سازی در کارآفرینی دست بیابیم، چه باید کرد؟
ـ برای توسعه و نهادینه‌سازی باید از فرهنگ ملی شروع کرد، فرهنگ ملی باید به گونه‌ای ارتقا یابد که خطرپذیری، خلاقیت، تشویق‌کردن، استقلال کاری و .. را تشویق و ترویج نماید. فرهنگ ملی برآوردی از فرهنگ‌ها و خرده فرهنگی‌هایی است که وجود دارد، باید تلاش کرد تا کارآفرینی به فرهنگ خانواده‌های ایرانی نفوذ کند و پذیرفته شود، کارآفرینی باید در مهدکودک‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها تدریس شود. باید به جای آموزش "بابا نان داد" به کودکانمان بیاموزیم که "بابا کار می‌کند" ، فرهنگ کار در اسلام تاکید فراوان شده است. در تحقیقی که از دانشجویان کارشناسی صورت گرفته، از هر ۱۵ نفر دانشجو فقط ۴ نفر کار می‌کنند و بقیه کار نمی‌کنند، در حالی‌که در کشورهای دیگر دانشجویان کار می‌کنند و باید هم کار کنند، نه فقط به بهانه کسب درآمد، بلکه برای آشنایی بیشتر با آداب و رسوم کار و تمرین برای فردا.
باید بازی‌های خلاق را در مهد کودک‌ها و مدارس ترویج کنیم، جشنواره‌ها کارآفرینی را در سطح مدارس برگزار نماییم. در آمریکا از هر ۱۲ فارغ‌التحصیل دانشگاه حداقل یک نفر کسب و کار جدید راه‌اندازی می‌کند، این نتیجه توجه به کارآفرینی و فرهنگ سازی در جامعه است.
در فرهنگ سنتی ما، بسیاری از آموزه‌های کارآفرینی وجود دارد، اما مدتی است که به فراموشی سپرده شده؛ تا همین چند سال پیش دانش‌آموزان در تابستان‌ها و حتی اوقات فراغت به شغل پدر می پرداختند یا کاری انجام می‌دادند و مهارتی می‌آموختند، اما این روزها به جای تشویق فرزندانمان به کار و تلاش، آنان را به کلاس‌های شنا و دیگر اقدامات صرفا سرگرم کننده تشویق می‌کنیم ،که همین مساله باعث می‌شود تا فرصت تجربه‌اندوزی آنان را از بین ببریم و در نهایت باعث می‌شویم تا فضای دیگری را تجربه نمایند،چنین شرایطی برای نسل آینده مناسب نیست، شرایط به گونه‌ای است که والدین حتی در دوران دانشگاه ،در انتخاب واحد هم به فرزندانشان کمک می‌کنند! با این شرایط نمی‌توان کارآفرینی را گسترش داد و به فکر آینده بود.
▪ به نکات جالب توجهی اشاره کردید، رسانه‌ها در ترویج و نهادینه کردن کارآفرینی چه نقشی دارند؟
ـ در بررسی‌هایی که دیده‌بان جهانی کارآفرینی(GEM) انجام داده است، به این نتیجه رسیده‌اند که هر چه توجه رسانه‌ای به کارآفرینی بیشتر باشد، تمام شاخص‌هایی کارآفرینی در بالاترین سطح قرار می‌گیرد. با تبلیغ و ترویج کارآفرینی و معرفی کارآفرینان برتر، در رسانه های عمومی قصد کارآفرینانه در جامعه افزایش یافته است. لذا رسانه‌ها، نقش کلیدی در توسعه و فرهنگ کارآفرینی در جامعه دارد، ابزار فرهنگ‌سازی، رسانه است.
▪ نقش رسانه‌ها را در این زمینه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ـ حضور شما در این محل و برگزاری چنین جلسه‌ای خود نشان از توجه رسانه به بحث کارآفرینی است،اما به هرحال توجه به کارآفرینی کم است. باید بیشتر از این به مقوله کارآفرینی توجه کرد، به همین منظور باید در سیاست‌های رسانه‌ای مرتبط با کارآفرینی تجدید نظر شود. توجه به کارآفرینی نباید مقطعی باشد بلکه می‌بایست یکی از اهداف رسانه‌ها ترویج کارآفرینی باشد.صدا و سیما باید در تولید و ساخت برنامه‌ها و فیلم‌ها، جایی را برای کارآفرینی و خلاقیت باز کنند. به گمان من؛‌ جای خالی تولیدات رسانه‌ایی مرتبط با کارآفرینی و خلاقیت در سینما و رادیو و تلویزیون کاملا" مشهود است.
▪ مقام معظم رهبری سال ۸۷ را سال نوآوری و شکوفایی نام‌گذاری کردند، از آنجایی که کارآفرینی با نوآوری ارتباط مستقیم دارد و در نهایت موجب شکوفایی می‌گردد، به نظر شما چه ارتباطی بین کارآفرینی و این نامگذاری وجود دارد و چه بهره‌ای می‌توان از نامگذاری برد؟
ـ کارآفرینی، پلی است که نوآوری را به شکوفایی و رشد و توسعه تبدیل می‌کند. از این نامگذاری برای توسعه کارآفرینی می‌توان بهره‌های فراوانی برد.می‌توان برای نهادینه شدن کارآفرینی در کشور ، ترویج خلاقیت و نوآوری از این فرصت و تدبیر رهبر معظم انقلاب استفاده کرد.
همین تکرار و تبلیغ این نام در جامعه، خود باعث ترویج نوآوری و شکوفایی می شود و در واقع نسلی از جامعه خود را با این مفاهیم درگیر خواهند کرد و آن را به کار خواهند بست.
▪ با فرض برطرف شدن موانع و چالش‌های بر سر راه ترویج کارآفرینی، پیامدهای توسعه کارآفرینی در جامعه چه خواهد بود؟
ـ اولین پیامد، ارتقا روحیه نشاط و نوآوری در کشور است، از مشکلات بیکاری کاسته می‌شود، کارآفرینی، امید را در دل مردم افزایش می‌دهد، از بار مسئولیت‌های فراوان دولت می‌کاهد، فرهنگ کار و گرایش به کار کردن را نهادینه می‌کند و از معضلات اجتماعی چون اعتیاد، بزهکاری و... جلوگیری می‌نماید، در حوزه اقتصاد باعث توسعه و تولید ثروت می‌شود. در یک کلام موجب توسعه پایدار می‌گردد.

 منبع :  خبرگزاری فارس


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب
رفع بیکاری، نیازمند پیگیری سیاست های کم هزینه
هیچ موضوعی بیشتر از مهاجرت جوانان ایرانی به کشورهای دیگر به منظور یافتن شغل ، هر ایرانی علاقمند به وطن را آزار نمی دهد بسیاری از جوانان ایرانی که از توانمندی های فراوانی برای خدمت به وطن برخوردارند. به علت مواجهه با مشکل بیکاری چاره ای جز مهاجرت نمی یابند و در کشورهای دیگر نیز کمتر این امکان فراهم می شود که شغلی متناسب با توانمندی و شخصیت خود پیدا کنند جوانان ایرانی که برای یافتن شغل به کشورهای دیگر می روند اغلب به مشاغلی سطح پایین روی می آورند که نه تنها برای آنان راضی کننده نیست بلکه برای وجهه ایرانیان نیز به عنوان مردمی دارای تمدن کهن و دیرینه وصله ای بسیار نامطلوب است این درحالی است که با ایجاد فرصت های شغلی مناسب برای جوانان می توان از خروج آنها از کشورهای دیگری به عمل آورد و از توانمندی های آنها در راستای خدمت به کشور استفاده کرد. البته مهاجرت جوانان بیکار تنها پیامد بیکاری نیست بیکاری معضلات دیگری هم در داخل کشور ایجاد می کند و آسیب های اجتماعی فراوانی در پی دارد.
 

اگر چه مسئولان نرخ بیکاری را در کشور تک رقمی اعلام می کنند یا حداکثر، آن را در فصول سرد زمستان که برخی مشاغل همچون کشاورزی و یا امور ساختمانی در رکورد به سر می برند، بین ۱۰ تا ۱۱ درصد می دانند اما آمارهای واقعی حکایت از نرخ بیکاری ۱۲ تا ۱۴ درصدی دارد. البته این میزان نرخ بیکاری ، میانگین کشوری آن را نشان می دهد و در برخی از استان های محروم، نرخ بیکاری از ۲۰ درصد نیز فراتر رفته است. در این میان دولت نهم و به ویژه وزیر کار و امور اجتماعی تلاش های فراوانی برای کنترل نرخ بیکاری یاکاهش نرخ آن انجام دادند. جهرمی وزیر کار دولت نهم که به جدیت در پیشبرد اهداف و برنامه های خود شهرت دارد با مطرح کردن پروژه بنگاه های کوچک و زودبازده تلاش فراوانی برای کنترل نرخ بیکاری انجام داد. هر چند بسیاری از کارشناسان اقتصادی، تزریق منابع مالی از بانک ها برای تقویت بنگاه های زوبازده را دارای اثری تورمی ارزیابی می کردند اما وزارت کار و امور اجتماعی، سیاست خود را با جدیت پیگیری کرد و حتی به مروز زمان افرادی همچون طهماست مظاهری رئیس کل وقت بانک مرکزی که اعتقاد چندانی به تزریق منابع مالی بانک ها برای تقویت بنگاه های زودبازده نداشت، به حاشیه رانده شدند. در این موضوع تردیدی نیست که اقتصاد دارای حلقه های به هم پیوسته ای است که اثرات مختلفی روی یکدیگر دارند و نمی توان حوزه های مختلف اقتصادی را جزیره هایی جداگانه و منفک از هم ارزیابی کرد.

بنابراین طبیعی است که مثلا بین تورم و تلاش برای کاهش نرخ بیکاری از طریق تزریق منابع مالی، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. اما مهم این است که آثار سو» آن را کاهش داد و با همکاری بین بخش و سیاست همه جانبه نگر که متاسفانه در این مقوله اخیر کمتر دیده شده رفع مشکلات اقتصادی را باجدیت بیشتری پیگیری کرد. بی انصافی است اگر اقدامات صورت گرفته برای کاهش نرخ بیکاری را در کشور طی سال های اخیر به کل نادیده بنگاریم. واقعیت این است که ایجاد اشتغال هزینه بر است و بهترین راهکار پیش روی ما، اشتغال زایی باهزینه پایین است، سیاستی که ایجاد بنگاه های کوچک وزودباده آن را پیگیری می کرد. در این موضوع تردیدی نیست که در اجرای هر سیاستی، مشکلات واشکالاتی هم وجود دارد چرا که دیکته نانوشته معمولا غلط ندارد اما باید دید این اشکالات چه میزان بوده و فوایدی که از راه پیگیری این سیاست ها عاید کشور شده تاچه حد قابل اعتناست به نظر می رسد وزارت کار، گام در مسیر صحیحی گذاشته که البته بی اشکال هم نیست. اما منتقدان می توانند با ارائه نظرات پیشنهادهای خود، این اشکالات را رفع کنند و با همکاری همه بخش ها شاهد کاهش نرخ بیکاری در کشور باشیم. ضمن اینکه توجه به این موضوع هم ضروری است که رفع مشکل بیکاری، به راحتی وظرف سه، چهار یا حتی پنج سال امکان پذیر نیست چرا که بیکاری حاصل یک پروسه سه- چهار ساله نیست که در مدت کوتاهی شاهد حل آن باشیم.

کشور ما که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل اتخاذ سیاست های نادرست اقتصادی که شکاف طبقاتی را افزایش داده بود، با معضلات فراوانی از جمله بیکاری و فقر مواجه بود. پس ازانقلاب نیز به دلیل برخورد شرایط نامساعد تحمیلی، از جمله ناآرامی ها و ترور های پس از انقلاب و نیز وقوع جنگ تحمیلی هشت ساله این مشکلات اقتصادی تداوم یافت و طبیعتا رفع مشکلات حاصل از این شرایط نامساعد به راحتی امکان پذیر نخواهد بود. حتی پس از پایان جنگ تحمیلی هم اگر چه دوره سازندگی آغاز شده اماتورم بالا در آن زمان هم، دستیابی به برخی اهداف را با مشکل مواجه کرده بود. البته خوشبختانه طی ده سال اخیر رویکردهای مثبتی برای حل مشکل بیکاری و افزایش اشتغال جوانان ایجادشده که به مروز زمان با رشد و تکمیل آن برنامه ها شاهد عدم افزایش نرخ بیکاری هستیم. اما این میزان در حدی نیست که بتواند معضل بیکاری را مهار کند. چراکه جمعیت جوانان کشور، روز به روز افزایش می یابد و بسیاری از نوزادانی که در اوایل دهه ۱۳۶۰ خورشیدی متولد شده اند اکنون در آستانه سنی قرار دارند که یافتن شغل مناسب مهم ترین دغدغه آنها است این دغدغه برای جوانان تحصیلکرده بسیار بیشتر است. جوانانی که از سن ۱۸ سالگی وارد دانشگاه شده و پس از فراغت از تحصیل در دوره کارشناسی خدمت سربازی را پشت سرگذاشته اند اکنون در جست وجوی شغل مناسب هستند. ساختاراقتصادی ایران به گونه ای شکل یافته که اشتغال در آن برای تحصیلکرده های دیپلم به تحصیلکرده های دارای مدرک لیسانس و بالاتر از آن است. به همین دلیل به نظر می رسد باید برای اشتغال زایی جوانان تحصیل کرده اقدامات مثبت بیشتری صورت گیرد. البته ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که رویکردهای کلی که در مورد ایجاد اشتغال در کشور در میان مدیریت اجرایی وجود دارد چندان رویکردهای صحیحی نیست و این موضوع دیگر ارتباطی با فعالان وزارت کار و امور اجتماعی ندارد.

مدیریت اجرایی کل کشور در صدد حل مشکل بیکاری و افزایش اشتغالزایی است اما بعضا مسیرهای نادرستی برای نیل به این هدف انتخاب می شود. به عنوان نمونه، در حالی که می توان باهزینه ای به مراتب کمتر - از جمله از طریق بنگاه های کوچک زودبازده - برای افراد زیادی اشتغال ایجاد کرد، اما برخی دولتمردان، به سمت ساخت مجتمع های بزرگ تولیدی با اولویت های پایین روی میآورند که هزینه های سنگینی دارد.

احداث مجتمع های پتروشیمی با هدف اشتغالزایی یکی از این سیاست های نادرست است البته مجتمع های پتروشیمی فواید زیادی برای اقتصاد کشور در بردارد امادر صورتی که این مجتمع ها در نزدیکی محل تامین خوراک ایجاد شود.

در غیر این صورت با صرف هزینه های سنگین- چه از طریق خط لوله وچه ازطریق باربری های زمینی و جاده ای- باید خوراک را به مجتمع ها رساندکه به هیچ وجه دارای صرفه اقتصادی نیست. به همین دلیل استدلال برخی از مدیران را که ساخت مجتمع های پتروشیمی را راهکار مناسبی برای اشتغالزایی می دانند نمی توان پذیرفت چرا که ایجاد اشتغال از این طریق هزینه های بالایی در مقایسه با روش های دیگر همچون بنگاه های زودبازده در پی دارد در حالی که می توان با بهره گیری از روش های مناسب با هزینه کمتر برای تعداد افراد بیشتری شغل ایجاد کرد. در حقیقت، ساخت مجتمع های پتروشیمی و مجتمع های دیگری از این دست ضروری است، اما نه به بهانه اشتغالزایی.

به هر حال امید است باوحدت رویه در اتخاذ سیستم های مطلوب برای ایجاد اشتغال به مرور زمان شاهد کاهش نرخ بیکاری و رفع معضلات اجتماعی حاصل از آن باشیم.



            روزنامه مردم سالاری ( www.mardomsalari.com )


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
فراغــت، کـار و بهـره‌وری
بشر، امروز‌ بیش از هر زمان دیگری، اوقات فراغت دارد. طبق پژوهشی که در آمریکا انجام شده است، بین سال‌های ۱۸۹۰ تا ۱۹۵۹، میانگین ساعات کار مردم، که در سال ۱۸۹۰ بالغ بر ۱۰۰ ساعت کار در هفته بوده، در سال ۱۹۵۹ به ۶۰ ساعت کاهش یافته، که در سال‌های اخیر از این مقدار نیز کاسته شده است. این کاهش ساعات کار و افزایش اوقات فراغت، لزوم توجه به این اوقات را آشکار می‌سازد. چارلز رایت بیل در مورد گذران زندگی، ارقامی (به طور میانگین) به دست داده است، که قابل توجه است:

انسان در طی سال، ۸۷۶۰ ساعت زمان در اختیار دارد که به طریق زیر سپری می‌کند: در هر شبانه‌روز، ۸ ساعت برای خواب، ۸ ساعت برای کار، ۲ ساعت در رفت‌وآمد، ۲ ساعت برای خورد و خوراک و ۱ ساعت برای پوشیدن و تعویض لباس. با انجام این محاسبات برای یک سال، ملاحظه می‌شود که در هر سال،‌ ۱۹۳۰ ساعت وقت آزاد برای هر فرد وجود دارد که ۲۲ درصد متوسط عمر یک انسان است. چنانچه این رقم را در مورد جمعیت فعال هر جامعه در نظر بگیریم، می‌توانیم به میزان نیروی اضافی و آزادی که در اختیار هر جامعه است، پی ببریم.
 

با توجه به موارد فوق، با افزایش زمان فراغت، گونه‌های نوینی از فراغت نیز مطرح می‌شود. به طوری که می‌توان گفت امروزه، فراغت پدیده‌ای جمعی تلقی می‌شود و با صنعتی شدن جوامع، پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و مشارکت نهادهای گوناگون در امر برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت، به صورت یکی از برنامه‌های مهم برای ملت‌ها و دولت‌ها درآمده است.

امروزه تحقیق و برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت در هر کشور فقط جزء وظایف دولت به شمار نمی‌رود، بلکه مراکز علمی، مسئولان برگزاری کنفرانس‌ها و سمینارهای منطقه‌ای و بین‌المللی نیز به فعالیت در جهت پژوهش و برنامه‌ریزی اوقات فراغت مشغول شده‌اند. یکی از این مراکز، «مرکز اروپایی اوقات فراغت و آموزش» است، که در سال ۱۹۶۸ با همکاری یونسکو تأسیس شد و از سال ۱۹۶۹ فعالیت خود را آغاز کرده است. فعالیت‌های این مرکز، به ایجاد جامعه‌شناسی جدیدی از اوقات فراغت با زیرشاخه‌های رسانه، جامعه‌شناسی، جهانگردی و ... منجر شده است که از نظر مفاهیم و موضوع‌ها، با دیگر خرده فرهنگ‌ها و به ویژه آنهایی که به مسایل مربوط به جوانان علاقه‌مند هستند، مربوط می‌شوند. از فعالیت‌های دیگر این مرکز، هدایت پژوهش‌ها در سطح ملی در کشورهای مختلف است. در بسیاری از کشورها، شمار متخصصان و مشاوران پژوهشی در امور اوقات فراغت با کمبود مواجه است. به همین دلیل، با فعالیت مرکز مذکور و بحث‌های جامعه‌شناختی در مورد اوقات فراغت در گردهمایی‌ها، درج مقاله در نشریة جامعه و اوقات فراغت، و تنظیم مجموعه‌ای از کتاب‌شناسی‌های این کشورها به صورت یک مجموعة بین‌المللی، در پژوهش‌ها و فعالیت‌های فرهنگی- آموزشی مربوط به اوقات فراغت هدایت می‌شوند.

از سوی دیگر، پی بردن به اهمیت اوقات فراغت و برنامه‌ریزی برای این اوقات توسط دولت‌ها، معایبی نیز در بر داشته است؛ از جمله آن‌که به جای توجه به مقاصد اصلی گذران اوقات فراغت، که همان حفظ سلامت، گسترش بهداشت، آمادگی دفاعی، ایجاد نشاط، کسب آگاهی‌های اجتماعی و شرکت در امور آموزشی است، از اوقات فراغت به عنوان عاملی برای تخدیر و سرگرم نگه‌داشتن ملل جهان توسط حکومت‌ها، به کمک وسایل ارتباط جمعی، سوء استفاده می‌کنند. بنابراین، باید توجه داشت، وظیفة پژوهشگران، ارزیابی و توجه به نحوة‌گذران اوقات فراغت و نهادهای برنامه‌ریزی این اوقات نظیر: رادیو، تلویزیون، مطبوعات و برنامه‌های رایانه‌ای است.

● اوقات فراغت از دید صاحب‌نظران

فراغت در فرهنگ‌های گوناگون جایگاه مختلفی دارد و در تعریف آن، اختلاف آرا مشاهده می‌شود. پاره‌ای، آن را آزادی از کار می‌دانند. در صورتی که برخی آن را نوعی عامل و ابزار کنترل اجتماعی تلقی کرده‌اند. برخی نیز آن را زمانی غیر از بیکاری می‌دانند. از تمام این نظرها می‌توان استنباط کرد که زمان فراغت زمانی است که فرد با توجه به علاقة شخصی و قابلیت خود سپری می‌کند. با این حال، بررسی آرای اندیشمندان و محققان برای شناخت گسترده‌تر اوقات فراغت ضروری است.

افلاطون در مدینة فاضله برای گذراندن اوقات فراغت تأکید زیادی بر موسیقی و ورزش دارد. اگوست کنت معتقد است اوقات فراغت لحظات امکان توسعه و پیشرفت انسان می‌باشد. انگلس پیشنهاد می‌کند که از ساعت‌های کار کاسته شود، تا اینکه به حد کافی، زمان آزاد برای شرکت در امور اجتماعی و عمومی باقی بماند. مارکس اوقات فراغت را در حقیقت فضای رشد و پیشرفت انسان تعریف می‌کند. برتراند راسل معتقد است فنون جدید این امکان را فراهم کرده است که اوقات فراغت تا حدودی از چارچوب امتیازهای طبقه‌های ممتاز خارج شده در بین تمام افراد سرشکن شود. «جی.بی.ناش» در کتاب «فلسفة فراغت و تفریح‌های سالم» در تعریف فراغت می‌گوید:‌ «فراغت مربوط به آن بخش از اوقات زندگی انسان می‌شود که از کار کردن آزاد است یا در خواب نیست و تفریحات سالم، مربوط به نحوة استفاده از این فراغت است. جرالد بی فنر در کتاب «سازمان تفریحات سالم در جامعه» اظهار می‌دارد که فراغت یک دوره یا قسمتی از زندگی بشر است و تفریحات سالم در این بین، بیان علاقه و نگرش فرهنگی اوست. وی معتقد است فراغت برای تمام افراد جامعه وجود دارد، لیکن آنچه مهم و اثرگذار است، شیوه‌های استفاده از آن می‌باشد. جرج دی باتلر در کتاب «مقدمة تفریحات سالم و بازی در جامعه» اشاره کرده است که تفریحات سالم و بازی در اوقات فراغت نقش بسیار اثرگذاری در زندگی جامعه دارد.

● انواع زمان و اوقات فراغت

هانری لوفربر، جامعه‌شناس فرانسوی، به طور کلی اوقات را به سه دسته تقسیم می‌کند:

۱) فرصت کار، که زمان تکلیف است؛

۲) وقت اضطرار، که اجباراً در انجام دادن اموری نظیر ایاب و ذهاب صرف می‌شود؛

۳) وقت آزاد، که فراغت نامیده می‌شود.

جامعه‌شناسان شوروی نیز زمان را به دو گروه تقسیم می‌کنند:

۱) زمان کار؛

۲) زمان خارج از کار، که خود به چهار دسته تقسیم می‌شود:

- زمانی که با کار روزانه ارتباط دارد، مثل ایاب و ذهاب برای کار؛

- زمانی که به انجام امور خانه اختصاص می‌یابد؛

- زمانی که برای کامیابی احتیاجات طبیعی بدن مثل تغذیه، خواب و استحمام صرف می‌شود؛

- زمانی که به اموری مانند مطالعه، فعالیت‌های اجتماعی، استراحت، ورزش، تماشای تلویزیون و ... اختصاص دارد و به عنوان اوقات فراغت نامیده می‌شود.

آنچه را که این صاحب‌نظران اوقات فراغت نامیده‌اند، نیز می‌توان به شیوه‌های گوناگون تقسیم نمود. اگر مکان را مبنای تقسیم‌بندی بگیریم، می‌توان دو حالت کلی را از هم جدا نمود: ۱- زمان فراغتی که در منزل سپری میشود و ۲- زمانی که خارج از منزل سپری می‌شود و طیف وسیعی از فعالیت‌ها، همچون فعالیت‌های ورزشی و جسمی گرفته تا دیدار از بناهای تاریخی، رفتن به موزه و تئاتر، پارک‌ها و ... را در برمی‌گیرد.

از نظر زمانی نیز می‌توان این گونه تقسیم‌بندی کرد:

۱) اوقات فراغتِ لحظه‌ای مانند وقتی که فرد پشت چراغ قرمز است؛

۲) اوقات فراغتِ ساعتی مثل ساعات بیکاری که در محل کار یا در اتوبوس صرف می‌شود؛

۳) اوقات فراغتِ روزانه بعد از انجام وظایف روزانه است،که معمول‌ترین اوقات فراغت محسوب می‌شود.

۴) اوقات فراغت هفتگی که معمولاً در پایان هفته یک و نیم یا دو روز کامل تعطیلی است.

۵) اوقات فراغت سالیانه که مثال مشخص آن تعطیلات عید نوروز یا مرخصی‌های سالانة کارکنان می‌باشد.

از سوی دیگر اوقات فراغت برحسب سن قابل تقسیم‌بندی است:

۱) اوقات فراغت ویژة کودکان قبل از ورود به دبستان که به دلیل کمی وظایف کودکان، به طور نامشخص به مدت طولانی است.

۲) اوقات فراغت کودکان و نوجوانان که معمولاً پس از انجام تکالیف مدرسه است.

۳) اوقات فراغت جوانان

۴) اوقات فراغت میانسالان

۵) اوقات فراغت سالخوردگان، که بیشتر افراد بازنشسته را شامل می‌شود.

البته بدیهی است می‌توان تقسیم‌بندی‌های دیگری برحسب جنس، شغل و حتی سلسله مراتب شغلی افراد به دست داد.

● کارکردهای اوقات فراغت

اوقات فراغت از طریق کارکردهای متفاوت نقش مؤثری در ایجاد تعادل در زندگی افراد دارد. باید توجه داشت انسان موجودی مکانیکی نیست که تغذیه وکار بتواند سلامت حیات ودوامش را تأمین کند. بسیاری از اوقات، کیفیت زندگی افراد به نحوة استفاده از اوقات فراغتشان مربوط می‌شود. از این رو، توجه به کارکردهای اوقات فراغت امری ضروری است. عمده‌ترین کارکردهای اوقات فراغت را می‌توان در موارد زیر برشمرد.

الف) استراحت و تجدید قوا یکی از ضروریات زندگی است. به نظر می‌رسد کسانی که بخش عمدة نیرویشان را صرف رسیدن به مقاصد شغلی یا تحصیلی نموده‌اند، به دلیل خستگی و رکورد جسمی و ذهنی، چندان موفق نبوده‌اند؛ بنابراین، فرصت استراحت غیر از زمان خواب، حتی اگر همراه با تخیل باشد، برای سلامتی روحی و جسمی، بخش ضروری از زندگی انسان است.

ب) از دیگر کارکردهای اوقات فراغت، تفریح است. باید توجه داشت آدمی در راه تفریح به دنیای تازه یا خیالی کشیده می‌شود و از انجام مجموعه‌ای از وظایف تکراری آزاد می‌گردد.

ج) اوقات فراغت فرصت‌هایی برای کسب اطلاعات و معلومات مشخص فراهم می‌آورد مطالعه و شرکت در کلاس‌های آموزشی و فرهنگی برخی از راه‌های رسیدن به این هدف است.

د) از طریق برنامه‌ریزی برای زمان‌های بیکاری، انسان قادر است به پرورش و شکوفایی شخصیت و همچنین بروز خلاقیت‌های فردی بپردازد. نوشتن مقالات تحقیقی و خالق آثار هنری، گاه نتیجة تلاش‌هایی است که در اوقات فراغت انجام شده است.

هـ) مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی و ... که اغلب به صورت داوطلبانه انجام می‌شود و توسعة فرهنگی، اجتماعی جامعه را فراهم می‌آورد.

● تحول در اوقات فراغت

پس از انقلاب صنعتی، همراه با مکانیزه شدن کارگاه‌ها و کارخانه‌ها و در پی آن با جایگزینی ماشین به جای انسان، نیاز به نیروی انسانی رو به کاهش نهاد. بنابراین، از ساعت کارکنان کاسته شد و زمان بیکاری افزایش یافت. به همین سبب، بر اوقات فراغت نیز افزوده شد. از سوی دیگر، با پیشرفت فناوری و گسترش ارتباطات، سرگرمی‌های تازه‌ای ظاهر شده است. به طوری که امروزه، بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی دنیا، با پخش برنامه‌های متنوع شبانه‌روزی، قادرند اوقات فراغت افراد را به خود اختصاص دهند. همچنین بازی‌های متنوع رایانه‌ای نیز توانسته است بسیاری از جوانان و جوانان را برای ساعت‌ها به خود مشغول کند.

علاوه بر پیشرفت‌های صنعتی،‌ پیشرفت‌های اجتماعی و اقتصادی نیز اثر فوق‌العاده‌ای بر روند اوقات فراغت گذاشته است. با افزایش سطح درآمد و در پی آن رفاه نسبی، از تلاش‌های جسمی زیاد برای امرار معاش کاسته شده و با افزایش سطح تحصیلات و تفکر، راه‌های جدیدی برای گذران اوقات فراغت پدید آمده است. مجموع این عوامل باعث شده، اوقات فراغت در جوامع امروزی ویژگی‌های متفاوتی داشته باشد، که به طور خلاصه عبارت‌اند از:

- اوقات فراغت، که روزگاری مختص اشراف بود، امروزه متعلق به همة افراد جامعه است و جنبة‌ عمومی و همگانی پیدا کرده است.

- در دنیای امروز،‌به اوقات فراغت و اثرات آن در زندگی، توجه بیشتری می‌شود. به طوری که دولت‌ها وحکومت‌ها نیز برنامه‌ریزی برای آن اوقات را از وظایف خود می‌دانند و به همین سبب می‌توان گفت، اوقات فراغت جنبة رسمی پیدا کرده است.

- پیشرفت فناوری، به ویژه فناوری وسایل ارتباط جمعی، شیوه‌های جدیدی برای گذران اوقات فراغت پدید آورده است. به طوری که کتاب و مطبوعات، تلویزیون و گسترش ماهواره‌ها سهم عظیمی را در پر کردن اوقات فراغت جوامع مختلف ایفا می‌کنند.

- امروزه نهادهای مختلف هر کدام نقش ویژه‌ای در غنی‌سازی اوقات فراغت نوجوانان و جوانان دارند و مراکز علمی و انجمن‌هایی نظیر انجمن اولیاء و مربیان، فرهنگسراها، خانه‌های فرهنگ محله و ... به نهادی شدن فعالیت‌های مربوط به اوقات فراغت کمک می‌کنند.

- افزایش اوقات فراغت در دنیای امروز رشد فرهنگ، هنر و شکوفایی استعدادها را پدید آورده است.

هرمز ندیمی معتقد است در جوامع امروزی، به طور کلی سه عامل به فراغت شکل می‌دهند:

۱) تحول فن

۲) میزان ثبات سنت‌ها

۳) سازمان اقتصادی-اجتماعی

منظور از تحول فن، گسترش فناوری وسایل ارتباط جمعی از قبیل مطبوعات، برنامه‌های متنوع و جدید رایانه‌ای، گسترش ماهواره‌ها و ... است. پایداری سنت‌ها نیز بافت فرهنگی جامعه و تأثیر آن بر اوقات فراغت را دربر می‌گیرد. به طور مثال، در جوامع سنتی معاشرت‌ها بخش عمده‌ای از گذران اوقات فراغت را محسوب می‌شود. در حالی که در جوامع صنعتی، بیشتر اوقات فراغت افراد در تنهایی و متأثر از فناوری و با بهره‌گیری از ابزار سپری می‌شود. بدیهی است نحوة گذران اوقات فراغت برای هر فرد، قشر و جامعه به سازمان اقتصادی، اجتماعی آن افراد مربوط می‌شود، زیرا روش‌های گوناگون گذران اوقات فراغت از نظر صرف وقت و هزینه یکسان نیستند.

● نحوة گذران اوقات فراغت

از دوره‌های مقدماتی و زندگی اولیة بشر، در هر دوره، انسان آثار و باقیمانده‌هایی از خود به جا گذاشته است که گویای رابطة نحوة گذران اوقات فراغت او و فرهنگی که در آن دوره وجود داشته. می‌باشد. این آثار و باقیمانده‌ها، به صورت‌های گوناگون هنری و فرهنگی دیده شده است. نقاشی و کنده‌کاری‌های بنی‌حسن در مصر قدیم نشان می‌دهد که مصریان قدیم علاوه بر کارهای روزمرة روزگار خود، وقت اضافی برای ابداع چنین آثاری داشته‌اند. از طرف دیگر، ناآگاهی، جهل و سوء استفاده از چنین فرصت‌ها و اوقات بیکاری در یک جامعه ممکن است مسائل و مصائبی به همراه داشته باشد. مثلاً، لهو و لعب، خوشگذرانی، بیکاری و تنبلی موجب زوال امپراتوری روم شد.

● تاریخچة نحوة گذران اوقات فراغت

زمان فراغت در تمام مراحل تاریخی زندگی بشر وجود داشته است. در گذشتة دورکار وبازی از یکدیگر جدا نبود، بلکه هر دو جزء آئین مذهبی بود و به خاطر تماس با ارواح بر پا می‌شد. به عبارت دیگر،‌ معنی آنها درزندگی، به رغم تفاوتشان، یکی بود. دراین موردوبلن معتقد است که جادوگران قبایل ازکار معاف بودند. در حالیکه دومازیه معتقد است که وظایف جادوگران برای جامعه، کاملاً ضروری بود. پس اصولاً درچنین شرایطی، زمان فراغت مفهوم نداشته است. برای طبقات اشراف هم، ازآنجاکه اصولاً کاری انجام نمی‌دادند ، زمان فراغت مفهوم نداشت و زندگی‌ آنها بیشتر با بیکاری سپری می‌شد، که با توجه به مفهوم فراغت امروزی، نه مکمل کار بود نه پاداش آن، بلکه جای کار را می‌گرفت.

دردورة رنسانس، بیشتر اوقات فراغت صرف امور مذهبی می‌شد. بعدها با انقلاب صنعتی، تحول عظیمی در اوقات فراغت نیز بوجود آمد. در اوایل انقلاب صنعتی ، ساعات کار به قدری زیاد بود که در عمل اوقات فراغتی باقی نمی‌ماند. دردهة ۱۸۴۰ میزان کار در کارخانه‌های تقریباً ۷۵ ساعت در هفته بود، ولی به تدریج از ساعات کار کاسته شد و متقابلاً ساعات فراغت افزایش یافت. به طوری که درحال حاضر ساعت کار بین ۳۶ تا ۴۴ ساعت است.

با بررسی نحوة زندگی ایرانیان درگذشته، به نظرمی‌رسد بیشترین اوقات فراغت صرف معاشرت‌ها می‌شده است که این معاشرت‌ها، خود باعث تبادل افکار، اندیشه‌ها و آگاهی‌ها از عقاید و نظریات دیگران بوده و نیز بر اطلاعات و دانش افراد می‌افزوده است. علاوه بر معاشرت‌ها، سیر و سفرنیزصورتی ازگذران اوقات فراغت بوده، که خود باعث آشنایی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها می‌شده است.

فعالیت دیگری که ایرانیان در اوقات فاغت به آن مشغول بودند، ورزش است. از دیرباز، ورزش و تربیت بدنی نزد ایرانیان مقام خاصی در پرورش روح و جسم و آماده ساختن آن داشته است.

● مروری بر تحقیقات

یکی از نخستین تحقیقات در مورد اوقات فراغت، به هواداری از زمان فراغت کارگران در اروپا، توسط پل لافارک که سوسیالیستی مبارز بود، نوشته شد. نام این رساله حق تنبل بودن بود. یکی دیگر ازنخستین تحقیقات در مورد اوقات فراغت در اروپا را تورستن وبلن با عنوان تئوری فراغت انجام داد. وی افرادی ازطبقة سرمایه‌داررامورد مطالعه قرار داد که نوع خاصی از فراغت را،که بیشتر به بیکاری شباهت داشت تجربه می‌کردند. بیکارانی که ثروت سرشاری داشتند و برای بدست آوردن جایگاه اجتماعی در مصرف زیاد‌ه‌روی می‌کردند.

اما فقط در سال‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بود که در اروپا و آمریکا جامعه‌شناسان نخستین پژوهش‌های تجربی درباره فراغت را انجام دادند. تعیین قانون ۸ ساعت کار در روز، به امیدها و نگرانی‌های اصلاح‌ طلبان دامن زد. اینان در اندیشه بودند که آیین وقت آزاد و اضافی مصرف خودسازی می‌شود یا بیهوده تلف خواهد گشت.

در سال ۱۹۲۴ دفتر بین‌المللی کار نخستین کنفرانس بین‌المللی را دربارة آزاد کارگران برپا کرد. ۳۰۰ نماینده از سوی ۱۸ کشور در این کنفرانس شرکت کردند. اعتقاد عموم شرکت‌کنندگان بر این بود که هر چه زمان کار کمتر شود، باید به فعالیت‌های اوقات فراغت نظم بیشتری داده شود. چندی بعد، در ایالات متحده، طرح‌های پژوهشی در این مورد به جریان افتاد که معروف‌ترین آنها طرحی بود که «رابرت و هلن لیند در فاصلة سال‌های ۲۹-۳۷ در مورد فعالیت‌های اوقات فراغت در گذشته و حال به انجام رساندند. در سال ۱۹۳۴، ژرژ، ا.لوندبرگ در مطالعه‌ای که از آن به بعد به صورت اثری

کلاسیک درآمد، اظهار نمود فراغت نقطة تعامل فعالیت‌هایی است که به طور کلی وسیله‌ای برای رسیدن به هدف‌های دیگرند. فراغت به خودی خود هدف محسوب نمی‌شود. بعد از جنگ جهانی دوم، جامعه‌شناسی اوقات فراغت ابعاد وسیع‌تری یافت. به نحوی که بر شمردن تک‌تک پژوهش‌هایی که در این باب انجام شده، امکان‌پذیر نیست. اما از جمله پژوهش‌های برجسته می‌توان به کتاب «جماعت تنها اثر دیوید رایزمن که در سال ۱۹۵۰ منتشر شد و نیز کتاب «فراغت در شهر» نوشتة «ژوفر دومازیه» که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد اشاره نمود.

ژوفر دومازیه در بررسی پژوهش‌های قبلی مربوط به اوقات فراغت به این نتیجه رسیده است که در بیشتر تحقیقات، اوقات فراغت به عنوان عامل تعیین شونده مطالعه شده است تا عامل تعیین‌کننده. به عبارت دیگر، تأثیر عوامل مختلف چگونگی گذران اوقات فراغت طبقه یا گروه خاصی بررسی شده است، اما تأثیر روزافزون فراغت بر کار و روابط اجتماعی، ساخت اجتماعی و فرهنگ نادیده گرفته شده است. در ذیل به برخی از این پژوهش‌ها اشاره می‌شود.

- در پژوهشی که در سال ۱۹۶۵ در فرانسه بر روی جوانان ۱۴ تا ۲۰ ساله صورت گرفت معلوم شد ۷۹ درصد آنان وقت‌گذرانی‌های خارج از خانه را بر وقت‌گذرانی‌های داخل خانه ترجیح می‌دهند و فقط ۲۱ درصد در خانه ماندن را به گردش رفتن ترجیح داده‌اند. از این تعداد، ۵۶ درصد هنگام ماندن در منزل مطالعه می‌کنند؛ ۵ درصد صفحة گرامافون گوش می‌کردند؛ ۲۱ درصد تلویزیون تماشا می‌کردند و ۳ درصد به رادیو گوش می‌سپردند.

- یافته‌های حاصل از تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از ۱۶۰۱ تن از افراد ۱۵ سال به بالا در سال ۱۳۶۵ نشان می‌دهد رایج‌ترین شیوة گذران اوقات فراغت مردم تهران تماشای تلویزیون بوده است. به طوری که ۷۹ درصد مردم تهران تلویزیون تماشا می‌کنند. سپس به ترتیب دور هم نشستن با افراد خانواده،‌ استراحت، گوش‌ کردن به رادیو، دید و بازدیدها از جمله فعالیت‌های دیگر بوده است.

- نتایج حاصل از تحقیق صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در مورد افراد ۱۵ تا ۵۰ سال و مسن‌تر، در سال ۱۳۶۶ نشان می‌دهد که ۷۱ درصد از گروه سنی ۱۵ تا ۵۰ سال و ۷۰ درصد از دانش‌آموزان دبیرستان در روزهای تعطیل به رادیو گوش می‌کنند. میانگین تعداد بینندگان تلویزیون در روزهای تعطیل برحسب سن و تحقیقات دبیرستانی یکسان بوده است(۸۷ درصد)

- نتایج تحقیقی که در سال ۱۳۷۰ در مورد نحوة گذران اوقات فراغت کارمندان اداره‌های آموزش وپرورش تهران انجام شد، نشان میدهد که ۵۵ درصد از کارمندان، اوقات فراغت خود را صرف رسیدگی به امور مربوط به خانواده، ۳۴ درصد، صرف شغل دوم و ۳۲ درصد اوقات فراغت را با تماشای تلویزیون سپری می‌کنند. در زمینة اهمیت ورزش،‌ آمار به دست آمده نشان می‌دهد که ۳۸ درصد کارمندان در ایام فراغت خود ورزش می‌کنند و از نتایج تحقیق چنان استنباط شده است که مشکلات عمدة کارمندان در زمینة اوقات فراغتشان به شکل مطلوب، مسائل و مشکلات اقتصادی بوده است و اکثریت آنان در حقیقت ساعات بسیار کمی برای فراغت دارند.

● تعادل کار- فراغت و بهره‌وری

همانگونه که ذکر شد تحقیقات انجام شده در کشورهای مختلف، از جمله ایران، بیشتر بر شیوه‌های گذران اوقات فراغت در اقشار مختلف تأکید دارد و اهمیت فراغت به منظور رشد فرهنگی-اجتماعی و رابطة آن با کار کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سالیان متمادی، تصور می‌شد کسانی‌ که ساعت‌های طولانی کار می‌کنند افراد کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سالیان متمادی ، تصور می‌شد کسانی که ساعت‌های طولانی کار می‌کنندافراد بسیارموفق و رو به ارتقا هستند. چون تمام فرصت‌های زندگی آنان توسط کار و فکر کار پر شد، لذا وفادار به سازمان و محل کار خود هستند . اما امروزه با بررسی‌های مختلف روان‌شناسان کار مشخص شده است که (هر چه کار در سطح بالاتر، فنی‌تر و متضمن اندیشه و تأهل باشد کیفیت کارمزد پرکار و کم فراغت افول می‌کند)

مسلماً کارمندی که هر شب تا دیر وقت بیدار می‌ماند و انبوهی از کارهای اداری را به خانه می‌برد و روزهای آخر هفته به محل کار خود می‌آید، تنها به عنوان فردی متعهد و مثبت شناخته نمی‌شود. امروزه مدیران روشن‌بین گاهی به این افراد با دیدی قویاً‌ منفی می‌نگرند. آنان را افرادی اشتباه کار، با قضاوتی نادرست و ضایع ‌کنندة فرصت‌های شغلی تصور می‌کنند که در نهایت برای سازمان زیان‌بار هستند . با دیدی ژرف‌نگر، افراد بسیار مشغول به کار و بدون فراغت، افرادی ناتوان در تقسیم کار هستند. چراکه مطمئناً فکر آزاد و خلاق ازکسی که از لحاظ روحی و جسمی خسته است، سر نمی‌زند.
 

            ماهنامه کار و جامعه ( www.lssi.ir )


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
چه شد كه همت مضاعف و كار مضاعف شد نام امسالمان؟ مگر ما خوب كار نمي كنيم و يا همت مان كم بلند است؟ و يا نه اضافه بر چيزي كه انجام مي دهيم مورد نيازمان است؟ نگاهي به وضعيت شاخصهاي بهره وري نيروي كار كشورمان در مقايسه با ساير كشورها نشان مي دهد كه بهره وري نيروي كار در كشور ما پايين است.

سوالي كه مطرح مي شود، اين كه آيا خود افراد بخوبي كارشان را انجام نمي دهند؟ و يا نه، سيستم هاي مديريتي توان بهره گيري از نيروي كار را ندارند؟ به نظر مي رسد كه متاسفانه هر دو نقص در كشور ما به اندازه كافي وجود دارد و به همين دليل ضمن اينكه خود و همه دوستان را به كار بيشتر و بهتر فرا مي خوانم، نكات بسيار مهمي را در خصوص مورد دوم كه ممكن است به دليل اهميت مورد اول مورد غفلت بمانند، بعرض مي رسانم تا بر اهميت سيستم ها در ارتقاي شاخصهاي كار تأكيد كرده باشم:

1- اين سيستم است كه وظيفه هر شخص را تعريف و نوع رابطه افراد را تبيين مي نمايد. حال در سازماني كه روابط افراد و وظايف هر يك به دقت مشخص نشده باشد، افراد سعي مي كنند در مواقعي كه تقسيم مسئوليت به درستي انجام نشده باشد، به دنبال دردسر نگشته و مسئوليت اين امور را بر عهده نگيرند، چرا كه اين گونه فعاليتها معمولا بي مزد و پر از زحمت و مسئوليت اند. حتما در برخي ادارات ديده ايد كه چند كارمند در كنار يكديگر نشسته و به صورت "سري" هر يك گوشه اي از يك فعاليت ار انجام مي دهند اند، ولي برخي پركارند و غير از وظايف خود، كارهاي بي متولي را داوطلبانه انجام مي دهند و برخي نيز تنبلند و تن به اين كارها نمي دهند، يكي از دلايل اين تفاوت، در تقسيم نا صحيح و ناعدلانه وظايف است.

2- شاخص هاي اندازه گيري كار، اولين نياز اندازه گيري ميزان فعاليت و اثربخشي آنهاست. شاخصها و معيارهاي پذيرش هر فعاليت، اهداف سازمان را به صورت ملموس و محسوس براي افراد بيان مي نمايند. مطمئنا در جايي كه كارها اندازه گيري نمي شوند، هيچ انگيزه اي جز وجدان براي كاركردن وجود نخواهد داشت و اين مسئله موجب زحمت انسانهاي مسئول و از زير كار رفتن انسانهاي تنبل خواهد شد. نمونه اين مشكل در بعضي پستهاي كاري كه بصورت موازي باهم قرار دارند، مشاهده مي شود، يعني چند نفر يك كار مشابه را مستقلا انجام مي دهند و كاهلي هر يك موجب درد سر ديگري خواهد شد. حقير اين مورد را در برخي بانكها كه چند صندوق دارند زياد مشاهده كرده ام.

3- در هر سيستم بايد مراجعي عمل ارزيابي فعاليت ها را بر اساس شاخصهاي تعريف شده انجام دهند. دقت در تعريف شاخصها بدون ارزيابي صحيح، بي فايده خواهد بود. ارزيابي در هر سيستمي ابزار عيب يابي به منظور اصلاح است و در صورتي كه عمل ارزيابي و انتخاب ارزياب ها بر اساس معيارهاي عادلانه و علمي صورت نگيرد، عملا هيچ نفعي از ارزيابي به سيستم نرسيده و احتمالا زيان هاي شديدي نيز متوجه آن خواهد نمود. نبود يا ضعف در ارزيابي ها، موجب بي انگيزگي در نيروي كار مي گردد و صرفا باعث زحمت انسانهاي با وجدان و پركار خواهد شد.

4- اگر در سيستمي همه مراحل فوق انجام شده و ارزيابي هاي دقيقي نيز صورت گرفته باشد، ولي بين پركار و كم كار تفاوتي قائل نگردد، عملا هيچ كاري صورت نگرفته است. اين مشكل متاسفانه در كشور ما بسيار بارز است، در كشور ما سياستهاي انگيزشي اعم از تشويق و تنبيه جايگاه شايسته اي ندارند، يا اصلا از آنها استفاده نمي شود و يا بدون استحقاق افراد از آنها سوء استفاده مي شود. اين مسئله را بارها در اطراف مان ديده ايم، چه بسا افرادي كه مستحق تنبيه اند، تشويق و چه بسا افرادي را كه مستحق تشويق اند، تنبيه مي شوند. اين مسئله كه از يكي از بهترين ابزارهاي تربيت و هدايت بشر در بنگاهها و سيستمهاي ما استفاده مي شود، مطمئنا چاره اي جز كاهش سطح بهره وري نخواهد داشت.

5- هر سيستمي مدام بايد در تمام موارد فوق، خود را به روز نمايد، يعني مدام شرح وظايف را بر اساس نيازهاي روز سازمان يا بنگاه طراحي نمايد، شاخصها بازتعريف و اصلاح گردند و سيستمهاي نظارتي و ارزيابي مدام تجهيز، مورد آموزش و ارتقا يابند. مطمئنا در سيستمهايي كه اين چرخه به صورت مداوم جريان نداشته باشد، افراد فرصت طلب، راهكارهاي فرار از كار را شناسايي نموده و بخوبي از ضعف مديريت و سيستمهاي نظارتي سوءاستفاده مي نمايند.

6- يكي از اموري كه باعث كاهش انگيزه در نيروي كار حتي از نوع مسئول و باوجدان كاري مي شود، كمبود اثربخشي فعاليت هاست. يعني در سازمانها و بنگاه هاي ما، فعاليتهاي بيهوده يا كم فايده زيادي وجود دارد كه صرفا توان نيروي كار را هدر مي دهد. اين مسئله موجب مي شود تا نيروي كاري كه به بي فايده بودن فعاليت هاي خود آگاه است، انگيزه لازم را براي فعاليت نداشته باشد. اين مسئله، در سازمانهايي كه حتي نيروهاي وارسته و كاري در فعاليتهاي خود دچار سستي هستند، شايع بوده و بايستي طراحي دقيق و كامل شرح وظايف و اختيارات افراد در سازمان مورد تجديد نظر قرار گيرد.

هدف از اين نوشته، اين بود كه اهميت برنامه ريزي، مديريت و نظارت را ياد آور گردم و به هيچ وجه در نقش مهم افراد در ايجاد انگيزه در خود و تقويت نقش وجدان در انجام شايسته تر كارها، هيچ ترديدي وجود ندارد.

منبع: خرد نيوز




 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:50 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف و کار مضاعف از مهم ترين مسائل حيات فردي و اجتماعي جامعه کنوني ما با توجه به تغيير و تحولاتي است که در چند سال گذشته شاهد آن بوده ايم ، محسوب مي شود.
اکنون تمامي بررسي ها و اظهار نظر ها پيرامون اين نام گذاري، بيشتر در حوزه اقتصادي کشور مي باشد اما خيلي از صاحبنظران معتقدند در خصوص اصلاح مباحث اخلاقي و سرنوشت ساز انسان نيز بايد اين شعار را سرلوحه کارهايمان قرار دهيم چرا که جامعه جهاني هم اين موضوع را در دستور کار خود قرار داده است .
خوشبختانه سال 1389 از سوي مقام معظم رهبري به نام همت و کار مضاعف ناميده شد و اين فرصتي شد تا مردم به فراخور حال خويش با اين دو موضوع فوق العاده مهم آشنا شوند.
مقام معظم رهبري در خصوص سال جاري و همت وکار مضاعف فرمودند:
من امسال را به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف نام گذاري مي کنم به اميد اينکه در بخش هاي مختلف، بخش هاي اقتصادي،بخش هاي فرهنگي،بخش هاي سياسي، بخش هاي عمراني و بخش هاي اجتماعي در همه عرصه ها، مسولين کشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گام هاي بلندتر و با همت بلندتر با کار بيشتر و متراکم تر راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود انشاالله نزديکتر شوند،ما به اين همت مضاعف نيازمنديم، کشور به اين کار مضاعف نيازمند است.
با توجه به اين موضوع که يک سري از اهداف برنامه چهارم توسعه محقق نشده و براي رسيدن به اهداف چشم انداز بيست ساله کشور هم نياز به کار و تلاش جدي وجود دارد، اين سخن مقام معظم رهبري براي همت و کار مضاعف مي تواند سرلوحه خوبي براي مسير تلاش هاي دستگاه هاي اجرايي و همچنين قانون گذار باشد، تا در سال جاري همزمان با جبران کاستي هاي گذشته ،با سياست گذاري مناسب دربرنامه پنجم توسعه گام هاي موثري را براي اجرايي کردن قوانين مرتبط برداريم .
در اين راستا نبايد فراموش کنيم که از طرفي در سال 89 بزرگترين جراحي اقتصادي کشور که همان قانون هدفمند سازي يارانه ها مي باشد، انجام خواهد گرفت که خود نيازمند همت و کار دو چندان است و اين امر نيز خود مصداق ديگري بر اهميت سخنان مقام معظم رهبري مي باشد.
اما، از عوامل فوق العاده مهمي که بستر بلند همت را در شخص و جامعه فراهم مي آورد، توجه رهبران جامعه به ابعاد مثبت مردم و تشويق آنها است که بي ترديد موجب بلند همتي ايشان مي شود.
همچنين باور به اين موضوع که ما مي توانيم و همچنين همبستگي ميان تمام اقشار جامعه از لازمه هاي همت مضاعف در سال کنوني با توجه به اتفاقات سال گذشته مي باشد.
لازم به ذکراست، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران هم در اين خصوص سخنان بسياري را فرموده اند که ذکر جند مورد از اين سخنان مي تواند در اجرايي کردن برنامه هاي کلان کشور ياري رسان مردم و دست اندرکاران باشد.
ايشان فرموده اند: اگر ملت با ما باشد، ما مي توانيم به واسطه ي قدرت ملت کارها را انجام دهيم.
بايد اول بيدار شويم به اينکه ما خودمان هم شخصيت داريم، ما مي توانيم کارهاي خودمان را انجام بدهيم.
اول هر چيزي باور است که ما مي توانيم اين کار را انجام دهيم.
اگر افکار شما آزاد شد و باورتان آمد که ما مي توانيم که صنعت مند و صنعتکار باشيم، خواهيم بود؛ اگر افکارتان و باورتان اين باشد که ما مي توانيم مستقل باشيم و وابسته به غير نباشيم، خواهيم توانست؛ اگر کشاورزان ما باورشان اين باشد که ما مي توانيم در کشاورزي به جايي برسيم که صادر کنيم و وابسته به غير نباشيم بلکه ديگران به ما محتاج باشند، مي توانند ووو....
اين سخنان بيانگر اين موضوع است که مقام معظم رهبري کاملا هم جهت و در راستاي سياست هاي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران گام بر مي دارد و بهره گيري از سخنان ايشان به دور ازسياسي کاري هاي مرسوم در تمام جهات فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي مثمرثمر خواهد بود و کشور مي تواند جهش مناسبي را در خصوص رشد اقتصادي پس از اين اقدام شاهد باشد .
مسلم سروندي


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:50 AM نظرات 0 | لينک مطلب

محمد‏مهدی تهرانی

«ما امسال را عرض كرديم "سال همت مضاعف و كار مضاعف". اين تشريفاتى نيست، نمايشى نيست؛ اين خط روشنى را به ما نشان مي‏دهد.» مقام معظم رهبری

جنس و نوع نامگذاری سال‏ها قطعا حرف‏هایی با خود دارد؛ حرف‏هایی که گاه سیاسیون به عمق آن می‏رسند و گاه بعد از سال‏ها تازه آن را درمی‏یابند. گاه نیاز است جهت‏گیری جدیدی شکل بگیرد؛ گاه ضرورت دارد یک باور فراموش شده زنده شود و گاه قرار است گفتمانی نوین، خویش را در پهنه‏ی فرهنگی کشورمان بازیابد و این همه در قالب یک شعار یا یک نام متبلور می‏شود تا چراغ راه مسئولین و مردم باشد.

مروری هرچند گذرا بر نامگذاری‏های سال‏های اخیر مبیّن همین معناست. آن‏گاه که در عصر سازندگی مصرف‏گرایی باب شد، رهبر‏انقلاب از ضرورت مقابله با ريخت‏و‏پاش، زياده‏روى و اسراف گفتند و در میان سیاستگذاری‏های نادرست کارگزارانی‏ها "عدالت اجتماعی" را به عنوان شعار سال مطرح کردند.

بعد از روی کار آمدن دولتی که در برلین می‏خواست امام را به موزه‏های تاریخ بسپارد، سال 78 را به نام "امام خمینی(ره)" مزین کردند و سال 79 را سال علی‏ابن‏ابیطالب نامیدند تا به این بهانه همه را به جایگاه ولایت توجه داده باشند و در عین حال حقوق پابرهنگان را به مسئولین وقت یادآوری کنند: «اميرالمؤمنين عليه‌السّلام در زندگى حكومتى خود، نسبت به عدالت، نسبت به حقوق ضعفا و درماندگان و پابرهنگان، بى‌اغماض و بى‌گذشت بود. ما هم بايد همين‏طور باشيم.»

در پیچ و تاپ این نامگذاری‏ها، گفتمانی جدید بدنه اجتماعی خود را باز می‏یافت و جانی دوباره می‏گرفت و دیگران این را نمی‏دانستند. سال‏ها یکی از پس دیگری آمدند. "سال عزّت و افتخار حسينى" برای جوانانی که می‏دانستند در مقابل تحمیل ها دیگر خبری از صلح امام حسن نیست، تعبیری به رنگ سرخ کربلا داشت؛ رنگ شهادت و شهادت‏طلبی.

در عین اینکه نامگذاری‏ها برای سالِ خاص خود موضوعیت داشتند، چون دانه های تسبیح با هم پیوند می‏خوردند تا روحیات و نگاه‏هایی جدید بیافرینند و سال‏ها بعد، "عدالت" و "دولت اسلامی" را مطالبه‏ای ملی کنند.

سال 82 سال "نهضت خدمت‌‌رسانى به مردم" لقب گرفت و سال 83 سال "پاسخگويى سه‏قوه به ملت ايران". از ورای همین نامگذاری‏ها و سخنان پی‏در‏پی رهبر‏انقلاب بود که گفتمان عدالتخواهی و خدمت متولد شد و در نهایت بازگشت به امام در سوم تیر رقم خورد. گزاره‏های این سال‏ها به پرچم نسلسوم انقلاب بدل شد و مطالبه‏ای جدید را آفرید؛ مطالبه‏ای که سوم تیر نمی‏شد در عکس‏ها و پوسترهای برخي كانديداها كه تلاش داشتند خود را گزينه اصلي اصولگرايان و حتي انتخاب ارجح رهبري معرفي كنند، جستجویش کرد.

در سال‏های بعد از روی کار آمدن دولت نهم، دغدغه انگار کمی متفاوت شد. دو عنوان "همبستگى ملى و مشاركت عمومى" و "اتحاد ملى و انسجام اسلامى" در سال های 84 و 86 یکپارچگی مردم و امت اسلام در مسیر آرمان‏ها را به نمایش می‏گذاشت. سال 85 یعنی "سال پیام اعظم" نیم نگاهی به جسارت‏ها و توهین‏ها به ساحت رسول مکرم اسلام داشت و دو سال بعد یعنی سال "سال نوآوری و شكوفايی" و "اصلاح الگوى مصرف" شاید بیشتر جهت‏گیری‏های اجرایی را دنبال می‏کرد.

و اکنون سال 89 از پس سالی پر از فتنه و آشوب سال "همت مضاعف و کار مضاعف" لقب گرفته است؛ سالی که مثل سال‏های گذشته جنس و نوع نامگذاری‏اش پرمعناست.

اگر تا پیش از این جریان ارزشی کشور آرایش مقابله با فتنه به خود گرفته بود، اکنون باید متوهمینِ ضد انقلاب را به خود بگذارد تا در حسرت نقد یا واکنشی هرچند کوچک بسوزند و هر روز هزار بار مرگ خود را طلب کنند.

آرایش کنونی متفاوت از سال گذشته است. اکنون "عدالت و پیشرفت" موضوعیت دارد. جنس نامگذاری این را به خوبی می‏فهماند که باید افق نگاه‏ها را بالاتر گرفت و زمین‏گیر شدگان میدان سیاست و جهالت را به خود واگذاشت؛ البته باید همچنان هوشیار بود؛ اما موضوع اول کشور دیگر قطعا فتنه نیست و نباید باشد.

انقلابی را آغاز کردیم و بعد از سال‏ها در یک حرکت متعالی به گفتمان انقلاب بازگشتیم؛ انقلابی که هنوز هم نیازمند نرم‏افزاری متناسب با کارویژه‏های خود است؛ انقلابی که افق تمدن‏اسلامی را در پیش رو دارد و برای آن افق، الگوهای دیکته شده برون‏مرزی برای اقتصاد و سیاست و فرهنگ نه فقط پاسخ نمی دهد بلکه سخن گفتن از آنها نیز خجالت‏آور است. دهه، دهه عدالت و پیشرفت است و انگار فتنه‏انگیزی‏ها کمی ما را از افق بازداشته و کمی کندی کردیم که این بار باید گام‏هایمان را تندتر کنیم و تلاشی مضاعف را کلید بزنیم.

اما نوع و نحوه نامگذاری، ریل‏گذاری جدیدی را چنانکه در برخی سال‏ها خصوصا سال‏های سازندگی و اصلاحات به نمایش می‏گذاشت، نشان نمی دهد. نوع نامگذاری خود صحه‏ای است بر اینکه جهت‏گیری‏هایی که اکنون در اولویت قرار دارند، جهت‏گیری‏هایی صحیحند و تنها باید قطار را با قدرت و همتی بلندتر در مسیر خود به پیش برد و این نکته مهمی است.

باید عزم را جزم کرد تا در این زمان اندک، تحقق اهداف بلندی که دولت نهم با آنها پا به تاریخ سیاسی ایران اسلامی گذاشت، آشکارتر شود. "ما می توانیم" سرفصل جوشش‏های جدید بود و اکنون نیز باید باشد. حرکت کافی نیست؛ باید دوید.

در این میان باید همه همدوش هم قرار بگیرند و نه رو در روی هم. فرصتی که از دولت دهم باقی است، باید طعم شیرین عدالت را به یادگار بگذارد و این، همه‏ی عدالتخواهان چه در مجلس و چه در دولتند که باید با تصمیم درست و همراهی و پشتکار کارنامه این سال‏ها را رونق دوچندان بخشند.

موضوع هدفمند‏کردن یارانه‏ها به عنوان یکی از برجسته‏ترین موضوعات روز کشور، یک ضرورت واقعی برای ایران اسلامی است. ضروری است مجلس و دولت گام‏هایشان را محکم کنند و با هم این بار را به مقصد برسانند. البته باید به نگرانی‏های مجریان قانون توجه کرد و خوب است بیش از پیش این توجه صورت پذیرد؛ اما آنچه در نهایت تصویب شده و می‏شود، نقشه راه همه است.

در حوزه های مختلف نیز وضع به همین منوال است. باید انقلابیون گام‏های بلندی را کلید بزنند و افق‏ها را مدام مرور کنند. جنس نامگذاری سال 89 آرایش مواجهه با فتنه را پایان یافته می‏داند و نوع نامگذاری آن، مسیر را متذکر می شود. و این سخن حضرت امیر است که فرمود: اِغتنمِ الفُرَص فَاِنّها تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب. فرصت‏ها را دریابید که چون ابر زودگذر عبور خواهند کرد.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:50 AM نظرات 0 | لينک مطلب
كار مضاعف و همت مضاعف (22 راه‌كار پيشنهادي در اجرايي كردن آن)
مقدمه:
يكي از سنت‌هاي نيكو و پسنديده‌اي كه در چند سال اخير هم‌زمان با آغاز سال جديد در كشور جريان مي‌يابد  نامگذاري سال جديد با عنوان و موضوعي خاص مي باشد .به گونه‌اي كه اين عنوان و موضوع از يك سو نشان دهنده دغدغه هاي مسئولان نظام در سال جديد نسبت به موضوع تعيين شده و از سوي ديگر ترسيم كننده و نقشه راه حركت‌هاي اجرايي و نيز استراتژي و راهبردهاي كلان در دستيابي به اهداف عاليه هدف‌گذاري شده مي باشد.

در اين راستا، امسال هم‌چون سنوات گذشته و در ادامه سريان اين سنت حسنه، از سوي رهبرمعظم انقلاب اسلامي سال كار مضاعف و همت مضاعف تعيين شده است. اگر نگاهي دقيق و موشكافانه در چرايي انتخاب اين عنوان از سوي معظم له داشته باشيم در خواهيم يافت كه چنين راهبردي با توجه به وضعيت و شرايط موجود (به خصوص بعد از انتخابات رياست جمهوري سال گذشته) بسيار پر معنا،لازم و ضروري به نظر مي‌رسد و حاكي از تدقيق و ظرافت نظر به همراه بودن با دلايلي كاملاً منطقي در انتخاب اين عنوان براي سال جديد بوده است.

با اين مقدمه، در اين مقال بر آنيم تا 22 راهكار و شيوه‌هاي عملياتي و اجرايي كردن اين عنوان را در حد توان و وسع فكري با هدف توسيع و بسط اين نگاه در تمامي حوزه‌ها به خصوص حوزه فرهنگي و تبيين دقيق‌تر و علمي‌تر موضوع، پيشنهاد نموده و گامي هرچند كوچك را در اين مسير تعيين شده در سال جاري برداريم:

  

1- احياي فرهنگ غني كار و تلاش و همت:

بهره گيري هوشمندانه از ظرافت‌ها و ارزش‌هاي فرهنگ عمومي جامعه كه ريشه‌اي عميق و دراز در فرهنگ مردم دارد، استفاده از اين موقعيت طلايي مي تواند روزنه و دريچه‌اي به سوي جامعه‌اي پويا و پيشرفته را در پيش روي ما قرار دهد. اگر نگاهي به فرهنگ عمومي جامعه ما از دير باز داشته باشيم

كار، تلاش و همت، هم‌واره درميان ايرانيان از ايران باستان گرفته تا به حال از جايگاه ويژه و والايي برخوردار بوده است. وجود تمدن بزرگ ايران با سبقه‌اي طولاني و با غناي بسيار بالاي فرهنگي، تاريخي و علمي حكايت از كار و تلاش اجداد و گذشتگان پر افتخار اين مرزو بوم دارد. قائل شدن جايگاه ويژه براي اين امر مهم حيات بشري موجب شده‌است تا فرهنگ كار و همت بلند مردان و زنان ايران زمين، خميرمايه بسياري از عناصر ادبي همچون شعر، ضرب المثل و حكايت و ... بزرگان علم و ادب و حكمت ميهن عزيز ما از دوران گذشته تا به حال گردد و بسياري از گفتارهاي ادبي به كار رفته نشان و نماد شأن و جايگاه ويژه كار و همت بوده است:

 

الف- در ارتباط با همت:

همت بلند دار كه مردان روزگار       از همت بلند به جايي رسيده اند

مرغ را پر مي‌برد تا آشيان               پر مردم همت است اين را بدان (مولانا)

مرد همت نه مرد تهمت باش            چو پيمبر نه‌اي زامت باش (ناصر خسرو)

هر كه همت او از دنيا قاصر باشد حسرت او به وقت مفارقت اندك بود(كليله ودمنه)

هر كه راه يك ذره همت داد دست كرد او خورشيد را ز آن ذره پست (عطار)

قدر همت باشد آن جهد دعا       ليس الانسان الا ما سعي (مولوي)

چو همت است چه حاجت به گرز مغفر كوب    چو دولت است چه حاجت به تير جوشن‌خاي؟(سعدي)

همت عالي زفلك بگذرد مرد به همت ز ملك بگذرد  ( خواجوي كرماني)

 

ب- در خصوص كار:

برو كار مي‌كن مگو چيست كار     كه سرمايه جاوداني است كار

نابرده رنج گنچ ميسر نمي‌شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد

علم با كار سودمند بود علم بي كار پاي بند بود (سنايي)

كار امروز تو چو ساخته نيست كار فردا چگونه خواهي ساخت (اديب صابر)

گفت پر كرد پادشاه اين كار كار پر كرده كي بود دشوار (نظامي گنجوي)

 كار در مملكت حسن فروشان به زر است (كاتبي)

 حكم خدا چو شوي كار بند فتح بيابي نشود كار بند (محمد پاشاه)

نشان داري كه گل از خار خيزد بكن كاري كه كار از كار خيزد (ناصر خسرو)

 كار امروز را به فردا افكندن از كاهلي تن است (تاريخ بيهقي)

كار جوهر مرد را زياد ميكند كار جهان بگذرد فسانه بماند (رفيع الدين لذباني)

 بحث احياي فرهنگ كار به عنوان راه‌كار جدي با هدف به روز رساني و نهادينه سازي توأم با و نيز ترويج و بسط آموزه‌‌هاي ناب فرهنگي و كهن اين مرزو بوم در حال حاضر به معناي ناديده انگاشتن و خلاء حضور اين فرهنگ در بين جامعه فعلي نمي باشدبلكه تنها هدف از طرح بحث غنابخشي و استحكام و پرمغز نمودن مطالب و محتواهاي نوين و نو ارائه شده به جامعه براي پذيرش و مقبوليت بيشتر در بين تمام لايه‌ها و سطوح فعلي جامعه ما مي باشد. پر واضح است كه در ارائه بحث و تهيه مطالب هر چه از سبقه ديرينه و پيشينه دانش و اطلاعات گذشتگان و ادوار گذشته بهره گيري شود زمينه غناي فكري و قوام و بسط بيش از

پيش آن فراهم‌تر و مقبوليت عام آن افزونتر خواهد شد.

 

2- هماهنگ‌سازي تمامي حوزه‌هاي دخيل در امر عملياتي نمودن كار و همت مضاعف:

موضوع وحدت رويه در بين آحاد جامعه از اهميت زيادي برخوردار بوده و عدم توجه جدي به آن مي‌تواند آسيب‌هاي جدي براي جامعه وارد سازد. هم‌آهنگي موجب تسريع، سرعت بخشي و مضاعف شدن حركت و تلاش در مسير توسعه كشور شده و به همين دليل ايجاد وحدت رويه در حوزه‌هاي ذيل الذكر مي تواند بسيار مؤثر و كارساز باشد:

 

الف- هماهنگي در حوزه سخت افزاري:

همچون پشتيباني مناسب در منابع مالي، تجهيزاتي و لجستيك كه اين امر تسريع در اجراي اين جريان در سال جديد را به همراه خواهد داشت همچنين دقت نظر بيش‌تر و تأمل عميق‌تر در تخصيص اعتبار و منابع مالي، برنامه ريزي اصولي در تهيه اقلام و تجهيزاتي كه زمينه ساز و تقويت كننده ابزار و لوازم انجام كار مضاعف و همت مضاعف مي‌باشند.

 

ب- نرم افزاري:

(برنامه‌ريزي و برنامه سازي و فعاليت‌هاي تبليغي، بهره‌گيري از رسانه‌هاي ارتباط جمعي، ابزار چند رسانه‌اي و كليه حوزه‌هاي نرم افزاري كه امكان فعاليت و كار در آن امكان پذير مي باشد.

 

ج- منابع انساني (كارآمدسازي نيروهاي دخيل در اين امر):

بهره‌مندي از محققان، كارشناسان و اقشار و افراد تأثير گذار جامعه در بهتر و علمي تر

اجرايي نمودن برنامه‌هاي تدارك شده در سال جاري.

 

 3- زمينه‌‌سازي براي ايجاد وحدت و همدلي بين تمام نيروهاي وفادار به انقلاب اسلامي حول محوررهبرمعظم انقلاب:

اين امر در جلو گيري از بخشي‌نگري در برنامه‌ريزي و اجرايي نمودن موضوع بسيار حائز اهميت مي باشد . بحث فراهم سازي زمينه‌هاي ايجاد بستر فراگير براي انجام كار و همت مضاعف لازمه مشاركت فعالانه تمام لايه‌ها و سطوح مختلف جامعه از هر عقيده، نظر و نگرشي مي‌باشد و ضرورت دارد تمام آحاد جامعه را در بر اين موضوع درگير شده و مضافاً اينكه انجام بعضي از امور نياز به ايجاد وحدت رويه بين تمام افراد جامعه دارد اين مهم نيازمند همدلي و هماهنگي فكري و ذهني بين تمامي افراد آن دارد. پس بسيار شايسته خواهد بود كه در سال جديد وحدت و اخوت بين تمام نيروهاي وفاداربه انقلاب و نظام حول محور رهبري ايجاد شود كه اين امر لازمه اجراي مناسب و شايسته عنوان كار وهمت مضاعف در جامعه اسلامي ما خواهد بود.

 

4- برنامه ريزي جهت ايجاد انگيزه براي عموم جامعه:

اتخاذ سازو كاري مناسب جهت ايجاد انگيزه براي عموم جامعه به ويژه براي كارمندان و كاركنان و اساتيد روحانيون دانشجويان طلاب، دانش‌آموزان و تمام فعالان و تلاشگران محققان و پژوهشگران عرصه فرهنگ، علم، دانش در تمامي بخش‌هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي در دو بُعد مشروحه ذيل مي تواند ثمر بخش باشد:

 

الف- انگيزه معنوي:

با توجه به اينكه جامعه ما يك جامعه دين مدار و مذهبي است. بهره گيري از آيات و روايات و نيز آموزه‌هاي ديني كه براي كار و همت جايگاه ويژه‌اي قايل بوده و براي آن پاداش و اجر اخروي در نظر مي‌گيرد. بيان اين مهم به شيوه‌اي بليغ و رسا به وي‍ژه از سوي اقشار معنوي تأثير گذار جامعه ميتواند در ايجاد انگيزه براي افراد جامعه بسيار مؤثر باشد.

 ب- انگيزه مادي:

پاداش معنوي بحثي است اخروي و در اين دنيا ملموس و مشهود نيست در كنار فراهم سازي بستر ارايه انگيزه معنوي توجه جدي به پرداختن پاداش مادي براي كساني‌كه به نحوي با اين موضوع درگير خواهند بود. موجب مضاعف شدن زمينه‌ترغيب و تشويق براي كار و تلاش بيشتر خواهد شد و با جديت بيشتر با موضوع برخورد خواهند نمود.

 

5- اطلاع رساني و ارائه گزارش عملكرد از روند اجرايي و مجموعه كارها و برنامه‌هاي انجام

شده در ارتباط با عناوين نامگذاري شده سالهاي قبل:

اين كار موجب خواهد شد تا از نگاه شعارگونه صرف نسبت به آن خودداري گردد و فعاليت‌هاي مثبت و مناسب صورت گرفته در اين خصوص در سنوات قبل، زمينه‌هاي داشتن نگاه صوري و شعاري را در سال جديد از بين ببرد.

 

6- ايجاد سامانه برنامه‌ريزي‌، هم‌‌آهنگي، هدايت، كنترل و نظارت:

با هدف دسترسي آسانتر و سهل الوصول نمودن مسيرهاي اهداف تعيين شده و هدف‌گذاري شده، ايجاد اين سامانه موجب خواهد شد تا از رهاشدگي موضوع خودداري شده و روند اجرايي كار به صورت منسجم، هماهنگ، كاناليزه شده و كارآمد پي‌گيري شود.

 

7- شناسايي موانع و راه‌بندهاي احتمالي:

اجراي هر برنامه و فعاليتي معمولا با يك سري مشكلات و موانعي خواسته و يا ناخواسته مواجه مي‌باشد. شناسايي دقيق و كارشناسي شده اين مشكلات احتمالي و چاره انديشي جدي براي آن توأم با ارايه راهكار و برخورد عقلاني و خردگرايي ضمن رفع موانع، موجب تسريع و سرعت بخشيدن به حركت تعيين شده در مسير توسعه نيز خواهد شد.

 

8- برنامه ريزي اصولي بر اساس نوع اقدام وعمليات ‌هاي تدارك شده (كوتاه مدت، ميان

مدت، بلند مدت):

برنامه ريزي داراي دو ركن اساسي مي‌باشد: الف – تعيين هدف ب- پيش بيني. هدف و راهبرد در سال جاري با پيام نوروزي رهبرفرزانه انقلاب اسلامي(مدظله العالي) به روشني مشخص شده . اقدام بعدي انجام پيش بيني هاي لازم براي اجراي دقيق و شايسته موضوع مي باشد براي اجراي مناسب و بهره گيري بهينه نيازمند برنامه‌ريزي مدون، اصولي و كارامد به صورت كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت خواهيم بود.

 

 9- بسط ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي و آموزه‌هاي معنوي در بين تمام سطوح و طبقات اجتماعي جامعه:

جامعه ما ارزش‌مدار و هنجارهاي حاكم بر آن داراي نكات مثبت فراوان مي‌باشد. كار و همت از موضوعات ارزشي از دير باز تا كنون بوده است. يكي از راه‌هاي عملياتي نمودن پيام نوروزي تكيه و بهره گيري از اين ظرفيت بالا در سطح جامعه مي باشد كه اگر به درستي و نحو مطلوب از آن استفاده گردد شاهد بالارفتن ميزان كارايي و كارآمد سازي در اجراي صحيح موضوع تعيين شده در سال جاري حواهيم بود.

 

10- بهره‌گيري از آموزش‌هاي عمومي از طريق رسانه‌هاي ارتباط جمعي:

به كارگيري هدفمند از رسانه‌هاي ديداري و شييداري و ارتباط جمعي به خصوص صدا و سيما، در كنارآموزش‌هاي تخصصي مديران و متوليان ذيربط. از اهميت زيادي برخوردار مي‌باشد. همانگونه كه حضرت امام خميني(ره) فرمودند. صدا و سيما به مثابه دانشگاه عمومي است. پس بايسته است در سال جاري شاهد ضبط و پخش برنامه‌هايي هدفمند و تأثير گذار جهت گسترش اين مهم در بين تمام سطوح جامعه كه از اين دانشگاه عمومي بهره‌مند هستند باشيم.

 

11- پايش مستمر، ارزشيابي و ارزش‌گذاري بر مجموعه فعاليت‌ها و تلاش‌هاي انجام شده:

بازكاوي و پايش مستمر و در صورت نياز، اصلاح و بازنگري فعاليت‌هاي تدارك ديده شده در طول سال ضمن نظارت پايدار بر فعاليت‌هاي تدارك شده موجب ارتقاء سطح كارايي و افزايش توان مضاعف و جلوگيري از هدر رفت زحمات كشيده شده در اين خصوص خواهد شد. در اين ارتباط مي توان از افرادي كه به نحوي از انحاء در برنامه ريزي، طراحي وعملياتي نمودن اين عنوان تلاش و كوششي مضاعف نموده اند.قدرداني به عمل آيد. (اگر در آغاز سال جاري چنين مراسم قدرداني براي افراد شاخص و فعال سال گذشته صورت پذيرد در ترغيب و تشويق افراد در جديت بخشي به اين مهم در سال جديد بسيار مثمر ثمر و پر فايده خواهد بود.)

 

12- تشكيل اتاق فكر، جلسات مشورتي براي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري با هدف بهبود بخشي به روند اجرايي موضوع:

بهره‌گيري خردمندانه و عقلايي از نظرات حاحب‌نظران و كارشناسان موجب كارايي بيش‌تر برنامه‌ها و فعاليت‌هاي تدارك ديده شده در اين خصوص در سال جديد را فراهم خواهد ساخت.

 

13- تلاش جدي در ريل‌گذاري و تعيين دقيق مسيرهاي دستيابي به نقاط هدف‌گذاري شده:

اتخاذ سازوكاري هدفمند در تدوين لوايح، طرح‌ها، قوانين و آيين نامه‌هاي لازم در جهت تعيين چارچوب و حدود ثغور و ضوابط قانوني مراحل برنامه ريزي، طراحي و اجرايي موضوع از لوازم ريل‌گذاري و تعيين دقيق مسير برنامه ريزي شده مي‌بلاشد. يكي از اشكالات و نواقصي كه معمولا در اجرايي نمودن بعضي نظرات و دستورات در بين جامعه به ويژه در بين دستگاه‌هاي اجرايي كشور بوجود مي‌آيد، خلاء و فقدان راهكار قانوني وآيين نامه‌هاي اداري مي باشد كه اين امر كندي كم تحركي را در مراحل اجرايي در پي دارد. به همين دليل چاره انديشي در اين خصوص متضمن پويايي و تحرك فعالانه دستگاهها و اشخاص حقيقي و حقوقي در اين خصوص خواهد شد.

 

14- بهره‌گيري از آيات و روايات و سخنان بزرگان و انديشمندان و...:

استفاده ازآيات الهي قرآن كريم (... فاذا فرغت فانصب...قرآن كريم سوره الشرح، آيه 7. ترجمه: پس هنگامي كه از كار مهمي فارغ مي‌شوي به مهم ديگري پرداز...) و احاديث قدسي، روايات و احاديث نبوي (پيامبر گرامي اسلام(ص): الكادّ لعياله كالمجاهد في سبيل الله.ترجمه: كار و تلاش براي خانواده مانند كسي است كه در راه خدا جهاد مي كند.) و ائمه اطهارسخنان بزرگان و فرزانگان براي نهادينه سازي بحث كار و همت در بين بسيار مؤثر خواهد بود.اگر رجوعي مدبرانه و با تامل در آموزه‌هاي ديني و نيز اشعار،منظومات و حكايات و امثال و.. بزرگان داشته باشيم در خواهيم يافت كه مطالب و اطلاعات ذي‌قيمت بسياري در ارتباط با كار و تلاش و همت وارد شده است. بهره گيري از آنها مي تواند ما را در جامعه‌اي كه دين‌مدار و حق‌محور بوده و از ميزان پذيرش والايي اين‌گونه آموزه ها در ميان مردم برخوردار است به درستي به سوي دستيابي اهداف تعيين شده رهنمون خواهد ساخت و از طرفي ديگر اين آموزه‌ها به فرهنگ سازي موضوعات فوق كمك شايان توجهي خواهد نمود.

 

15- اولويت بندي براي طرح‌ها، برنامه‌‌ها و پروژه‌هاي اجرايي:

براي طرح‌ها و پروژه‌هايي كه امكان و ظرفيت لازم براي افزايش و رشد توليدات و فعاليت را بدون افزايش بودجه در سال جاري دارند بايسته است تعيين اولويت شوند. با توجه به اينكه بودجه سالانه قبل از عنوان گذاري اين سال بسته شده است امكان تغيير و يا افزايش بودجه مضاعف براي بعضي از طرحها و كارها و بسيار سخت و يا غير ممكن است لازم است در اين خصوص با اولويت بندي بعضي از طرح‌ها و پروژه‌ها طوري كه به ديگر طرحها آسيب وارد نشود. مي‌توان گام اساسي در اين زمينه برداشت.

 

16- بهره‌گيري حداكثري و مضاعف از پايگاه‌ها، مراكز و تشكل‌هاي فعال ديني:

مساجد، حسينه‌ها، هيئات مذهبي، انجمن‌هاي اسلامي، كه داراي مخاطبان زيادي بوده و از جايگاه ويژ‌ه‌اي بر سطح جامعه برخوردار مي‌باشند از پايگاه‌هايي هستند كه مي‌توانند نقش مهمي در ترويج و بسط انديشه كار و همت مضاعف را در جامعه به عهده گيرند كه اين امر نياز به برنامه‌ريزي مضاعف و جدي در خصوص دارد.

 

17- ايجاد نگاهي جامع و فراگير نسبت به موضوع در هنگام عملياتي نمودن:

داشتن نگاهي جامع الاطراف همراه با توسعه و گسترش اين موضوعات به تمام عرصه‌هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي و پرهيز از بخشي نگري و جزء انديشي در برنامه‌ريزي و طراحي امور براي اجراي مناسب آن در سال جاري امري ضروري مي‌باشد( همت و كار مضاعف تنها در امور خدماتي و اداري و اقتصادي خلاصه و محدود نگردد. لازم است اين تفكر در تمام حوزه‌هايي كه جامعه با آن درگير مي‌باشند به خصوص در عرصه‌هايي كه با قشر نوجوان وجوان سروكار دارند مثل ميادين ورزشي، مراكز علمي و پژوهشي و... توسعه يابد.)

 

18- داشتن نگاهي واقع‌گرايانه و منطقي:

داشتن برخوردي واقع‌گرايانه و پرهيز از برنامه‌ريزي و اجراي برنامه‌هاي احساسي، غير منطقي و برداشت‌هاي جناحي و خطي و محدود و معدود سازي آن به مباحث و كارهاي كم‌ارزش و سطحي از اين عنوان، در صورت ملحوظ نداشتن و جدي نگرفتن اين مهم، شاهد وارد آمدن آسيب‌هاي جدي به اصل موضوع و اهداف مهم ترسيم شده براي آن خواهيم بود.

 

19- ارايه الگوها و مستندات:

ارايه الگو و مستندات قابل ارايه اعم از توليدات و برونداد و خروجي‌هادر زمينه‌هاي مختلف (فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و...) كه در سنوات گذشته حاصل و نتيجه كار و همت مضاعف مديران و كاركنان و دست اندركاران (اشخاص حقيقي و حقوقي) بوده است بايد توجه داشت كه طرح مباحث صرفا توصيفي و انتزاعي و عدم ارايه الگوي عملي از تأثيرگذاري زيادي برخوردار نبوده و بعضي مواقع موجب عدم جدي گرفتن موضوع در سطح جامعه خواهد شد.

همچنين معرفي تعدادي از افراد نخبه ساعي و همت بلند كه در زمينه‌ها و عرصه‌هاي مختلف، داراي موفقيت بوده و موفقيت آن‌‌ها نيز نتيجه و حاصل تلاش و كار مضاعف بوده است. اين امر مي‌تواند در انتقال تجربه و الگوسازي عملي و قابل مشهود براي جامعه و نيز استفاده بهينه و درست از فرصت و زمان در انجام اين مهم مثمر ثمر و پر فايده باشد. (مصاحبه مستقيم با اين افراد و نشان دادن آثار آنان و پخش آن در رسانه‌ها به خصوص صدا و سيما).

 

20- بهره گيري از ابزار و تكنولوژي چند رسانه‌اي:

در ترويج فرهنگ كار و نهادينه سازي آن در سطح جامعه، استفاده معدود از يك رسانه و محدود سازي در يك ابزار رسانه‌اي ديداري و يا شنيداري موجب خواهد شد تا از تمام پتانسيل و ظرفيت‌هاي موجود به درستي و كامل استفاده نگردد. و در نتيجه انتظار دسترسي تمام وكمال وسهل الوصول به سيبل هدف گذاري شده عملا ميسور نخواهد بود.

 

21- بهره‌گيري از فضاي مجازي وسايبري:

استفاده از فضاي مجازي و شبكه سايبر مي‌تواند حوزه فعاليت و ميدان عمليات اين پيام را بسيار گسترده‌تر و وسيع‌تر نمايد. امروزه نقش شبكه اينترنت و فضاي مجازي در ايجاد محيطي فراگير براي بسط و شيوع انديشه و موضوعات هدفمند بر كسي پوشيده نيست به خصوص اين‌كه غالب بهره‌مندان اين فضا را نيز جوانان و نوجوانان تشكيل مي‌دهند. به همين دليل خلاء حضور جدي در اين فضا و عدم طرح و بسط موضوع در آن مي‌تواند تا اندازه‌اي ما را در دستيابي به اهداف متصور شده دچار نقصان كند.

 

22- فضاسازي تبليغاتي در محيط شهري و اماكن و ميادين عمومي و خدماتي و...:

 استفاده از محيط‌هاي تبليغي سطح شهرها (ميادين، چهار راه‌ها، نقاط پر رفت و آمد، خيابان‌هاي اصلي)، اماكن عمومي، وسايل حمل ونقل عمومي مثل: ايستگاه‌هاي متر، قطارهاي شهري، اتوبوس شهري، تاكسي و نيز تبليغات جهت‌داردر ميادين ورزشي، ترمينال‌هاي مسافربري، بوستان‌ها و پارك‌ها مجتمع‌هاي فرهنگي و تجاري و اقتصادي و خدماتي و... در ترويج فرهنگ كار و همت مضاعف تأثير گذار بوده و شايسته است از اين فضاهاي تبليغي به نحو احسن و مطلوب بهره گيري شود.

محمدعلي موظف‌رستمي



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:50 AM نظرات 0 | لينک مطلب
انقلاب اسلامي ايران بزرگ ترين تحول قرن چهاردهم هجري قمري و بيستم ميلادي و نقطه عطف درتحولات جهاني است. امام خميني رضوان الله تعالي عليه در وصيت نامه خويش فرمودند: اين انقلاب بزرگ كه دست جهان خواران و ستمگران را از ايران بزرگ كوتاه كرد با تاييدات غيبي الهي پيروز گرديد و اگر نبود دست تواناي خداوند امكان نداشت.
 
ايشان در همين نوشتار انقلاب اسلامي ايران را « امانت الهي » و « هديه غيبي » و « تحفه الهي » و « پديده الهي » دانسته اند كه از جانب خداوند منان به ملت ايران عنايت شده است. بي ترديد اين نعمت بزرگ الهي نيازمند پاسداري و حفاظت است. بقا و دوام انقلاب اسلامي بدون تحقق شرايط و لوازم آن امكان پذير نيست. رهاكردن انقلاب در بين راه و كوتاهي در رساندن انقلاب به تمام اهداف بزرگ و بي پايان آن از آفات انقلاب است. خستگي انقلابيون تنبلي بي حالي نااميدي سستي و بي حوصلگي آنان خطر بزرگي است كه انقلاب را تهديد مي كند. حضور در تمام صحنه هاي انقلاب و سعي و كوشش همه جانبه و تلاش دائمي در راستاي پاسداري از انقلاب اسلامي و فراهم نمودن شرايط و عوامل تداوم آن و ظيفه و تكليف الهي عمومي است. روحيه انقلابي تلاش تحرك پويايي فعاليت و نشاط انقلابي عامل بقا و پايداري انقلاب و ضامن رسيدن به اهداف بلند و نهايي انقلاب است.
   

پيامبر و امامان عليهم السلام پيوسته مسلمانان رابه « عمل صالح » و تلاش و كوشش دعوت كرده اند. امام باقرعليه السلام نيز در رهنمودهاي الهي خويش همگان رابه « عمل » و « جهاد » و « اجتهاد » و « بيداري » و « بلند همتي » و « پايداري » و « صبر بر اطاعت » و « خود نگهداري از معصيت خدا » و « شكر نعمت » و « معرفت » فرمان داده اند و آنان را از « تنبلي » و « بي كاري » و « كم كاري » و « كسالت » و « سستي » و « بي حالي و بي حوصلگي » بازداشته اند.

نفي تنبلي و بي حوصله گي

تنبلي و بي حوصله گي ريشه بسياري از ناكامي ها و شكست هاست امام باقرعليه السلام در نكوهش تنبلي و بي حوصله گي فرموده اند: اياك و الكسل و الضجرفانهمامفتاح كل شر من كسل لم يودحقا و من ضجرلم يصبرعلي حق از تنبلي و بي حوصله گي بپرهيز و دوري كن كه آن دو حالت كليد هر بدي و سرآغاز هرشري است ! هركه تنبل شد حقي را ادا نمي كند و آن كه بي حوصله و بي قرار باشد بر هيچ حقي صبر نمي كند و شكيبايي نمي ورزد. انقلاب اسلامي با اوصاف پيش گفته نعمت بزرگي است كه حقوقي رابرگردن هرايراني و هرمسلمان مي نهد. اداي اين حقوق و شكيبايي بررعايت اين حقوق باخستگي و تنبلي و كم حوصله گي امكان پذير نيست. تنبلي و بي حالي انقلابيون و ضعف و بي حوصله گي اقشار و طبقات جامعه انقلابي ايران آفت انقلاب و مايه درماندگي و نابودي انقلاب است. باتنبلي و بي حالي مردم انقلاب اسلامي در برابر دشمنانش رها مي شود و بي پشتيبان مي ماند و اشرار با شرآفريني و ضربه زدن به انقلاب اسلامي مردم را از خير و بركت انقلاب محروم نمايد.

امام باقر عليه السلام در حديث ديگر هشدار داده و درباره خطر تنبلي و كسالت فرموده اند: الكسل يضر بالدين و الدنيا تنبلي به دين و دنيا ضرر و زيان مي رساند. در سخن پيشين تنبلي دست مايه هر شر و بدي و در اين سخن نيز زيان بار براي دين و دنياي انسان ها شمرده شده است بنابراين براي تداوم انقلاب بايد از آن دست برداشت.

نكوهش تسويف و تواني

مسلمانان از به آينده و اگذار نمودن كارها و سستي در انجام امور نهي شده اند. امام باقر عليه السلام فرموده اند: اياك والتسويف فانه بحر يغرق فيه الهلكي و اياك و التواني فيمالا عذر لك فيه فاليه يلجا النادمون از امروز و فردا نمودن در كارها دوري كن كه آن همانند دريايي است كه هلاك شونده در آن غرق و نابود مي گردد و از سستي در آن چه كه در آن براي تو عذري نيست بپرهيز كه پناهگاه و ماواي پشيمانان و علت پشيماني است.

مطابق اين رهنمود ارزنده امام پنجم كوتاهي از انجام به موقع هركار و به تاخير انداختن آن و امروز و فردا نمودن و واگذاري كارها به آينده و آيندگان علت نابودي و هلاكت است. واگذاشتن كارها به فردا همانند فرورفتن در درياي بي پايان و بي كرانه اي است كه هلاكت و غرق شدن را در پي دارد. «تسويف» عامل ازدست دادن فرصت هاي طلايي و محروم شدن از تحرك و نشاط انقلابي و ترك اقدامات لازم و ضروري است. «تواني» و ضعف و سستي نيزعامل پشيماني است. اگر انقلابيون از فرصت هاي گوناگون براي كوشش و تلاش در راه رساندن انقلاب به اهداف الهي اش بهره برداري ننمايند با سستي و ضعف افراد و اقشار انقلابي جامعه فرصت ها از دست مي رود و يا تبديل به تهديد مي گردد و درنهايت پشيماني انقلابيون رادرپي خواهدداشت.

ارزش عمل صالح جهاد و اجتهادو اطاعت

تمام سفارش ها و موعظه هاي الهي امام باقر عليه السلام در راستاي تشويق انسان ها به كار و تلاش است. ايشان در دعوت به سخت كوشي فرموده اند: عليكم بالورع و الاجتهاد بر شماباد به ورع و تقوي و تلاش و اجتهاد. آن حضرت در برتري و ارزش جهاد و كوشش نيز فرموده اند: لافضيله كالجهاد و لاجهادكمجاهده الهوي هيچ فضيلتي همانند جهاد نيست و هيچ جهادي نظير مجاهده باهواي نفس نيست «اجتهاد» و «جهاد» به معناي تلاش و كوشش تمام و كامل است. بنابراين كارو تلاش خستگي ناپذير و تمام كوشش خويش رابه كاربردن و همه سعي خويش رانمودن و انجام كارها با تمام نيرو و توان رسالت هر انقلابي متعهد است. سخت كوشي و فعاليت و كوشش دائمي درراه پاسداري از دستاوردهاي انقلاب و تحقق اهداف و آرمان هاي اسلامي انقلاب بالاترين فضيلت و ارزش است زيرا مستلزم مجاهده باهواي نفس و نبرد با وسوسه هاي شيطاني و مبارزه باتنبلي و بي حالي و بي عاري و ضعف و سستي است.

در تعريف امام باقر عليه السلام از «ايمان» دو ركن مطرح است اسلام اقرار است ولي ايمان «اقرار» و «عمل» مي باشد در وصاياي امام باقر عليه السلام به جابر جعفي نير فرزندان دنيا اهل غفلت و غرور و جهالت اند و فرزندان آخرت مومنان «اهل عمل» و زهدو علم و فقه و اعتبار (پندو عبرت گرفتن ) و فكرند و از ذكر و ياد خداوند خسته نمي گردند در وصاياي آن حضرت به ابوحمزه ثمالي نيز موازرت و مساعدت و كمك بر «عمل صالح» كوبنده استكبارجهاني و سلطان ستمگر و شيطان و سوسه گرشمرده شده است مطابق رهنمودي ديگر از امام باقر عليه السلام صابران براداي فرائض الهي و متصبران بر ترك محارم در روز قيامت به فرمان الهي در امان اند. جابرجعفي گفته است: هجده سال در خدمت امام باقر عليه السلام بودم در زمان خروج و لحظه وداع عرض كردم: مرا موعظه و راهنمايي نماييد. امام فرمودند: اي جابر پس از هجده سال باز هم راهنمايي كنم ! عرض كردم: آري ! شما دريايي هستيد كه هرگز خشك نمي شود و كران ناپيداست. سپس امام باقر عليه السلام فرمودند: اي جابر از جانب من به شيعيانم سلام برسان و به آنان بگو: هيچ خويشاوندي ميان ما و خداي عزوجل نيست و راه تقرب به خداوند اطاعت از اوست. اي جابر! هر كه خدا را اطاعت و فرمانبري نمايد و ما را دوست بدارد اهل ولايت است و هر كه خدا را معصيت و نافرماني كند دوستي ما به او سودي نمي رساند.

امام باقر عليه السلام به برخي شيعيان هشدار دادند: ان و لايتنالاتدرك الابالعمل همانا ولايت ما جز با عمل درك نمي شود. براساس اين هشدارهاي امام باقر عليه السلام ادعاي دوستي اهل بيت بايد با سعي و كوشش در راه اطاعت خداي متعال توام باشد چون محبت امامان و فرمانبرداري خداوند تفكيك ناپذيرند و باهم سودمند و موثرند.

همت بلند

امامان عليهم السلام راهنمايان بشريت به عزت و كرامت و دورانديشي و همت بلند و اهداف بزرگ بوده اند. امام باقر عليه السلام در سفارش هاي ارزنده خويش به جابر جعفي فرموده اند: لاشرف كبعدالهمه هيچ شرفي همانند دوري و بزرگي همت و بلندهمتي نيست. در همين وصايا نيز گفته اند: استجلب عز الياس ببعدالهمه عزت نااميدي و بي نيازي از مردم را با دوري و بزرگي همت جلب نما! مطابق اين رهنمودهاي امام باقر عليه السلام داشتن برنامه هاي بزرگ و اهداف بلند و دور كه همواره انسان را به سعي و كوشش همه جانبه وادار نمايد مايه شرافت و عزت و بي نيازي از بيگانگان است. همت بلند و تلاش مناسب مومنان در راه رسيدن به اهداف بزرگ انسان ها را به خودباوري و خودكفايي و رهايي از وابستگي به كافران و بي دينان مي رساند. امام باقر عليه السلام به گروهي ازشيعيان هشداردادند: ياطالب الجنه ما اطول نومك و اكل مطيتك و او هي همتك اي جستجوگر بهشت چقدر خوابت طولاني و چهارپايت خسته و درمانده و همتت سست ضعيف و وارفته است. در اين سخن امام باقر عليه السلام به طالبان بهشت يادآوري شده است كه بهشت با سخت كوشي و تلاش كامل و سعي تمام و بابيداري و مركب راهوار و آماده و همت عالي و بلند و هدف هاي بزرگ به دست مي آيد.

شكرنعمت و مرگ طمع

شكرنعمت علت افزايش نعمت است. انقلاب اسلامي يك نعمت بزرگ الهي است. شكرنعمت انقلاب اسلامي رمزبقا و تداوم انقلاب است. شكر هر نعمتي بايد متناسب و هماهنگ با آن نعمت باشد. حفاظت از آثار و بركات انقلاب اسلامي و نبرد با دشمنان آن و پيشگيري از انحرافات و نفوذ آفات و سعي و كوشش همگاني در راه رساندن انقلاب به همه اهداف مقدس بزرگ آن از مظاهر و جلوه هاي شكر نعمت انقلاب اسلامي است.

امام باقر عليه السلام درباره افزايش نعمت ها با شكر و زوال نعمت ها با كفران نعمت و ترك شكر فرموده اند: استجلب زياده النعم بعظيم الشكر و توسل الي عظيم الشكر بخوف زوال النعم و اطلب بقا العز باماته الطمع با بزرگي شكر زيادي نعمت ها را جلب نما و به بزرگي شكر براي ترس از زوال و نابودي نعمت ها توسل بجو و بقاي عزت را با نابودي و مرگ طمع طلب نما!

در اين حديث يادآوري شده است كه زيادي نعمت معلول شكر و زوال نعمت نيز محصول ترك آن است و عزت و استقلال و كرامت انسان ها بانابودي و مرگ طمع باقي ماند و با طمع ورزي عزت از بين مي رود. از اين رو طمع ورزي كارگزاران و كارمندان دولت اسلامي و طمع ورزي اقشار و طبقات جامعه و رفاه طلبي و زراندوزي و فرمانبرداري از طمع عزت كشور اسلامي ايران را در جهان متزلزل مي كند و به استقلال و شرف و كرامت مردم صدمه زند.

نقش علم و معرفت درعمل صالح

«عمل صالح» بيش از هر چيز ديگر در بقا و تداوم انقلاب اسلامي موثر است. بي ترديد عمل صالح انقلابي در گرو شناخت درست انقلاب است. شناخت عميق انقلاب اسلامي راهنماي عمل صالح انقلابي است. تنها با آگاهي از ماهيت انقلاب و شناخت اهداف ارزش ها و آرمان الهي آن عمل صالح و اقدامات شايسته سازنده و سودمند در جهت بقا و توسعه و كمال انقلاب اسلامي انجام مي شود. امام باقر عليه السلام فرموده اند:

لايقبل عمل الابمعرفه و لامعرفه الا بعمل و من عرف دلته معرفته علي العمل و من لم يعرف فلاعمل له

هيچ عملي جز با معرفت قبول نمي شود و معرفت جز با عمل نيست و هر كه بشناسد معرفتش او را بر عمل دلالت و راهنمايي مي نمايد و هر كه نشناسد پس عملي براي او نيست»

اين حديث بر پيوند استوار «معرفت» و «عمل» تاكيد دارد به گونه اي كه معرفت را راهنماي عمل صالح مي شمارد و عمل بي معرفت را بي ارزش مي داند به حدي كه عمل بي معرفت را هيچ مي بيند. از اين رو كوشش در راه شناخت صحيح انقلاب اسلامي براي عمل صالح انقلابي و اقدامات تاثيرگذار در بقا و دوام و تكامل انقلاب ضروري است.



منبع :http://chaei.blogfa.com/post-297.aspx


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:50 AM نظرات 0 | لينک مطلب
كشور جمهوري غنا در غرب قاره آفريقا واقع است. اين كشور با 21ميليون و 29هزار نفر جمعيت در شمال خليج گينه با كشورهايي همچون بوركينافاسو، توگو و كوته دلوويره همسايه است. ذخاير طلا، كاكائو و توليد چوب و الوار از جمله منابع درآمد اين كشور است. جمهوري غنا از جمله كشورهاي در حال توسعه آفريقا است كه پس از يكسري اصلاحات سياسي و تلاش براي ايجاد ثبات براي سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادي خود دست به دامان صندوق بين‌‌المللي پول و بانك جهاني شده است.
مقدمه
ساختار بخش مالي و تحقق سياست‌هاي پولي مستقيما بر كارآفريني تاثير دارد. براي ايجاد فرصت‌هاي شغلي بهتر در يك كشور آفريقايي همچون غنا، سياست بانك مركزي اين كشور بايد در راستاي تشويق سرمايه‌گذاري براي ايجاد اشتغال، تسهيل شرايط قابل تحمل براي توسعه اقتصادي و برقراري موسسات مالي اين كشور بررسي كرد. اين دو سياست كاملا در هم تنيده‌اند. بخش مالي اولين مجرايي است كه از آن ميان، سياست‌هاي پولي نتايج واقعي اقتصاد را رقم مي‌زنند و ميزان منابع در دسترس موسسات مالي را ارزيابي مي‌كند. بنابراين هرگونه سياست پولي بايد با اصلاحات بخش مالي به منظور كاهش فقر و حمايت از توسعه انساني هماهنگي داشته باشد.   

بانك مركزي غنا تلاش‌هاي خود را در مورد سياستگذاري پولي طي سال‌هاي اخير بر كنترل ميزان تورم متمركز كرده است. حفظ تورم در يك حد متعادل و با ثبات يك هدف مهم در سياست‌هاي كلان اقتصادي در اين كشور است. اگرچه در كشوري كه در آن كميت و كيفيت شغل‌هايي با حقوق و مزاياي كافي تا حدودي تنزل يافته باشد با توجه به ظرفيت‌هاي موجود بانك مركزي مي‌‌تواند با استفاده از ابزارها و به كارگيري سياست‌هاي جديد محيط را براي توسعه كسب و كار ضمن حفظ نرخ ارز و تعادل تورم در يك حد مناسب فراهم سازد.
به طور مشابه بخش مالي مي‌تواند براي حمايت از توسعه كميت و كيفيت فرصت‌هاي شغلي با دگرگوني‌هايي مواجه شود. به طور خلاصه، آنچه كه ضروري است ايجاد يك چارچوب براي سياست‌هاي بانك مركزي و بخش مالي است كه برخي نتايج واقعي همچون ايجاد اشتغال بيشتر ضمن كنترل تورم و تثبيت نرخ ارز را به دنبال داشته باشد.
رشد اقتصادي و شاخص‌هاي اقتصاد كلان
زماني كه ميزان اشتغال صرفا از راه توليد افزايش مي‌يابد، منافع رشد اقتصادي به طور گسترده توزيع مي‌شود. از اين رو اگرچه رشد اقتصادي ضروري است اما براي توسعه فرصت‌هاي شغلي كافي نيست. نرخ رشد اقتصادي كشور غنا در دهه‌هاي پس از استقلال اين كشور آنچنان كه نتايج نشان مي‌دهد نوسان شديدي داشته است. طي بحران‌هاي اقتصادي سال‌هاي دهه 1970 نرخ رشد سرانه توليد ناخالص داخلي اين كشور از حد متوسط نيز پايين‌تر بود. مقدمات اصلاحات اقتصادي و تعديل ساختار در سال 1983 به تثبيت محيط كلان اقتصادي كمك كرد. از آن زمان نرخ رشد سرانه توليد ناخالص داخلي مثبت شد و به طور قابل توجهي روند يكنواختي به خود گرفت. براساس داده‌هاي حساب‌هاي ملي، تخمين زده مي‌شود كه نرخ سرانه توليد ناخالص داخلي بين سال‌هاي 1984 تا 2003 به حد متوسط 2درصد دست يافته باشد.
در صورتي كه بخواهيم رشد اقتصادي به توليد فرصت‌هاي شغلي بيانجامد سرمايه‌گذاري در ظرفيت‌هاي مولد ضرورت دارد.
مطالعه مجموع سرمايه‌گذاري ناخالص به عنوان درصدي از توليد ناخالص داخلي در هر دو بخش دولتي و خصوصي كشور غنا بين سال‌هاي 1961 تا 2003 نشان مي‌دهد كه بعد از دهه 1960 سرمايه‌گذاري در غنا كاهش يافته و به پايين‌ترين حد خود در سال‌هاي قبل از آغاز اصلاحات اقتصادي رسيده است.
از سال 1983 ميزان سرمايه‌گذاري رشد كرده و سپس در دهه گذشته به ميزان ثابتي رسيده است.
طي 10 سال از 1994 تا 2003 سرمايه‌گذاري ناخالص به عنوان درصدي از GDP به طور متوسط به حد 8/22درصد رسيد.
اين ميزان بيشتر از نرخ سرمايه‌گذاري بسياري از كشورهايي است كه در آن زمان درآمد كمتري داشته‌اند. از اين جمله مي‌توان به كشور كنيا با نرخ سرمايه‌گذاري 6/15درصد، مالاوي با 9/12درصد، سنگال با 7/18درصد، كامبوج با 8/16درصد و پاكستان با 17درصد اشاره كرد.اين همچنين اندكي از نرخ متوسط 7/21درصدي سرمايه‌گذاري تمامي كشورهاي كم‌درآمد نيز بيشتر است.
تمركز بر اين گزارش اثر متقابل سياست پولي ساختار مالي رشد اقتصادي و اشتغال در كشور غنا را نشان مي‌دهد.
دو متغير كلان اقتصادي نقش محوري را در اين رابطه به طور موثر بازي مي‌كنند كه عبارتند از: نرخ بهره و نرخ ارز.
اشتغال و فقر در غنا
توسعه كمي و كيفي فرصت‌هاي شغلي مستقيما رشد اقتصادي را به كاهش فقر پيوند داده است.
خانوارهايي با درآمد كم، دارايي زيادي از خودشان ندارند در عوض بزرگ‌ترين منبعي كه فقرا در اختيار دارند، كارشان است.
بنابراين توسعه استراتژي‌هايي كه منابع اشتغال در كشور را بيشتر مي‌كند و منجر به رشد اشتغال مي‌شود، خود ابزار موثري براي كاهش فقر به شمار مي‌رود.
با وجود آمار قابل قبول سرانه رشد اقتصادي در سال‌هاي اخير، اقتصاد غنا براي توسعه فرصت‌هاي شغلي بهتر و جديد و به ‌كارگيري كامل‌تر نيروي كار كشور با شكست مواجه شده است.
برنامه اصلاحات اقتصادي در دهه1980 و اوايل دهه 1990، رشد سريع‌تر اقتصادي، توسعه مطلوب اشتغال بخش اعظمي از نيروي كار غنا را فراهم نكرده است. در عوض اكثريت فرصت‌‌هاي شغلي در زمره مشاغل كم‌درآمد كشاورزي و فعاليت‌هاي غيررسمي تداوم يافته‌اند. به علاوه اشتغال در بخش رسمي دولتي و مشاغل بخش‌خصوصي كاهش يافته است. بيكاري مزمن و اشتغالزايي كندتر از حد لازم و رشد متزلزل‌گونه انواع مشاغل همچنان ويژگي اصلي اقتصاد غنا را تشكيل مي‌دهد.
نيروهاي كار 15 تا 64ساله، 52درصد در بخش كشاورزي اقدام به خوداشتغالي كرده‌اند. 4/37درصد در بخش غيررسمي و غيركشاورزي مشغول به كار هستند و تنها 7/13درصد در بخش رسمي دولتي يا بخش‌خصوصي كار مي‌كنند. اين جدول نرخ مشاركت نيروي كار وضعيت زنان و مردان را نشان مي‌دهد.
اگرچه شواهدي وجود دارد كه تقسيم‌بندي جنسيت را در وضعيت نيروي كار ارائه مي‌نمايد، با اين حال شمار رسمي اشتغال سهم كمتري از اشتغال زنان را نسبت به مردان نشان مي‌دهد. زنان اغلب در بخش‌هاي غيررسمي، غيركشاورزي به صورت مستقل در شركت‌هاي فاميلي بدون دستمزد (يا تاخير پرداخت دستمزد) فعاليت مي‌كنند.پافشاري بر مشاغل غيررسمي و پرمخاطره، توانايي اقتصادي را براي بهره گرفتن از رشد اقتصادي در كاهش گسترده فقر وجه‌المصالحه قرار داده است. اگرچه نرخ فقر به طور متوسط كاهش يافته است اما زندگي فقيرانه خانواده‌ها در مناطق روستايي واقعا شايع‌تر شده است. بيشتر كاهش فقر در مناطق شهري اتفاق افتاده است. به علاوه نرخ فقر براي بخش اعظمي از جمعيت شاغل نيز همچنان در حد بالايي وجود دارد. سطح فقر در بين كارگران غيررسمي بخش كشاورزي نيز بالا است. همان‌طور كه اشاره شد، زنان اكثريت كارگران غيررسمي مستقل در بخش غيركشاورزي نيز و كارگران شركت‌هاي خانوادگي (بدون پرداخت دستمزد) را تشكيل مي‌دهند كه طبقه‌بندي مشاغل در بين آنها با نرخ فقر نسبتا زياد همراه است.
به طور خلاصه طي دوره اصلاحات اقتصادي در كشور غنا موفقيت‌هايي در تثبيت محيط كلان اقتصادي اين كشور به دست آمده است اما براي ايجاد تغييرات موثر در فعاليت‌هاي اقتصادي، توليد و توسعه فرصت‌هاي شغلي و كاهش سراسري فقر در كشور كافي نبوده است. دلايل زيادي وجود دارد كه چرا رشد اقصتادي در غنا نتايج بهتري به بار نياورده است. تمركز اين گزارش بر ارائه يكسري از اين عوامل است كه شكست در سياست‌هاي پولي و تجهيز منابع موسسات مالي در مسيري كه اهداف واقعي توسعه را حمايت كند، از آن جمله است.
سياست‌هاي پولي در غنا
سياست‌هاي پولي در كشور غنا براساس توافقات اين كشور با صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني براي دريافت وام و تلاش براي كاهش فقر تا حد زيادي با محدوديت مواجه شده است. براساس الزامات صندوق بين‌المللي پول به كاهش اعطاي اعتبارات به دولت و افزايش ذخائر ارزي، بانك مركزي غنا را به تمركز بر دست يافتن به تورم تك‌رقمي تشويق كرده است. در عين حال تمركز بر كاهش تورم و ديگر محدوديت‌هاي صندوق بين‌المللي پول اميد به رشد سريع اقتصادي و ايجاد اشتغال سراسري در اين كشور را كاهش داده است. به عنوان يك سياست پولي جايگزين، تمركز بيشتر بر متغيرهاي واقعي ازجمله رشد و پيشرفت اشتغالزايي و رشد سريع‌تر توليد ناخالص داخلي هر دو امكان‌پذير و ضروري هستند. اين در صورتي است كه كشور غنا بخواهد سرعت بيشتري به روند كاهش فقر و ايجاد توسعه پايدار بدهد. محدوديت‌هايي كه صندوق بين‌المللي پول براي تثبيت سياست‌هاي پولي تحميل كرده است بيانگر آن است كه هر چقدر اين سياست‌ها بر مقابله با تورم تمركز يابد و مهم‌تر انگاشته شود ساختار جايگزيني را در سياست‌هاي پولي پديد مي‌آورد كه مي‌تواند نقش سياست‌هاي پولي در رشد اشتغال و كاهش فقر را بالاتر ببرد.
برنامه‌هاي مالي
سياست‌هاي پولي در كشور غنا به شدت تحت‌تاثير توافقات فعاليت‌هاي كاهش فقر و رشد اقتصادي توسط صندوق بين‌المللي پول قرار گرفته و همچنين توافقات مربوط به توسعه اين كشور به نام استراتژي كاهش فقر به عنوان بخشي از ابتكار عمل اين كشور در خروج از جرگه كشورهاي شديدا فقير و در راستاي استراتژي حمايتي بودجه صندوق بين‌المللي پول سياست‌هاي پولي را متاثر ساخته است. براساس موارد مورد توافق در اين نوآوري‌ها، تمركز بر ثبات‌كلان در ميان‌مدت براي اطمينان از مديريت سياست هاي پولي و مالي در جهت ثبات قيمت ها، حفظ سطح نرخ بهره كه به هر دو عامل پس‌انداز و سرمايه‌گذاري ارتباط دارد و همچنين در جهت اطمينان از حفظ قدرت رقابت ارز و پايداري بار بدهي‌هاي مالي نقش عمده‌اي دارد. دولت غنا با همكاران خود راه رسيدن به توسعه، برخي از اهداف كلان اقتصادي را مد نظر قرار داده‌ است.از جمله اين برنامه‌ها ارائه راهكارهايي براي تراز پرداخت‌ها، كسري بودجه دولت و سياست‌هاي بانك مركزي به منظور كاهش بدهي در حد پايدار، حفظ نرخ رشد اقتصادي هم راستا با كسب منابع خارجي حاصل از صادرات، كمك‌هاي مالي و جريان سرمايه بوده است.
به طور گسترده كاهش تورم تا حد كمتر از 10درصد هسته مركزي اين برنامه‌ها بوده است. بنابر اين دو كليد اصلي در فرضيات مطرح شده اين برنامه‌ها عبارتند از: اول اينكه نرخ تورم 10-20درصدي براي رشد اقتصادي نامطلوب است و كاهش تورم به زير 10درصد نرخ رشد اقتصادي را كاهش نخواهد داد. دوم اينكه كاهش هزينه‌هاي دولت به حال اقتصاد مفيد است چرا كه افزايش هزينه دولت جايي براي سرمايه‌گذاري بخش‌خصوصي باقي نمي‌گذارد.اهداف اوليه و معيارهاي ساختار مالي توسط صندوق بين‌‌المللي پول برنامه‌ريزي شد. تحت استاندارد اين برنامه‌ها و شيوه‌هاي مالي ارائه شده، برخي سياست‌هاي پولي براي بانك مركزي و گسترش اعتبارات و ايجاد ذخاير ارزي مدنظر قرار گرفت. انگيزه اصلي براي ايجاد اين چارچوب‌ها اطمينان از توانايي برنامه‌ريزي كشورها براي كاهش بدهي‌هاي خارجي و پرداخت قرض از جمله بازپرداخت بدهي IMF است. اخيرا اهداف ديگري از جمله كاهش تورم، افزايش ذخاير ارزهاي خارجي و خلق فضاي سرمايه‌گذاري بخش‌خصوصي مورد تاكيد قرار گرفته است.از جمله اهداف مهم ديگر حفظ سقف خالص دارايي‌هاي داخلي (سقف اعتبارات داخلي) است كه مستقيما اعطاي بيش از حد اعتبار توسط بانك مركزي غنا را با محدوديت مواجه مي‌كند و همچنين حفظ حداقل ذخاير ارزي بين المللي است كه نيازمند سياست‌هاي پولي و مالي براي محافظت از حداقل سطح ذخاير ارزي است. اگر اين اهداف مورد تهديد واقع شوند به عبارتي اگر ميزان ذخاير ارزي خيلي كاهش يابد و يا اگر سقف خالص دارايي داخلي بالاتر رود بايد سياست‌هاي پولي شدت بيشتري يابد كه معمولا دراين حالت‌ها بايد نرخ بهره افزايش يابد و يا گسترش اعتبارات محدود شود. اگر چه در اين ميان شرايط مشخصي براي اجرايي كردن اين برنامه‌ها و سياست‌هاي پولي حتي در شرايط كاهش نرخ اقتصادي و افزايش بيكاري وجود ندارد.اهداف ضد تورمي نيز اخيرا با جديت بيشتري در دستور كار IMF در قالب رهنمودهايي براي بانك‌هاي مركزي از طريق الزامات و سياست‌هاي انقباظي قرار گرفته است.عملا برنامه‌هاي مالي كشور غنا براساس شيوه‌هاي جديد كلاسيك براي اجراي سياست‌هاي كلان اقتصادي پايه‌ريزي شده است كه بنابراين فرض رشد اقتصادي به دست آمده توسط سياست‌هاي پولي تحت تاثير قرار نگرفته است.در عين حال برنامه‌هاي مالي بر اين فرض استوار است كه سياست‌هاي پولي محدودكننده تورم را كاهش مي‌دهد بدون اينكه تاثير منفي درازمدتي بر رشد اقتصادي داشته باشد.مهم‌ترين شاهد و مستدل‌ترين تئوري‌ها بر اين باورند كه ايجاد محدوديت‌هاي بيش از اندازه بر سياست‌هاي پولي، اعتبارات و نرخ بهره بالا تاثير منفي بر رشد اقتصادي دارد.


منبع :http://www.donya-e-eqtesad.com



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب

راه‌کارهای تحقق شعار سال 1389 (2 )

نويسنده: محمد علی موظف رستمی

9)
بسط ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و آموزه‌های معنوی در بین تمام سطوح و طبقات اجتماعی جامعه :
جامعه ما ارزش‌مدار و هنجارهای حاکم بر آن دارای نکات مثبت فراوان می‌باشد. کار و همت از موضوعات ارزشی از دیر باز تا کنون بوده است. یکی از راه‌های عملیاتی نمودن پیام نوزی تکیه و بهره گیری از این ظرفیت بالا در سطح جامعه می باشد که اگر به درستی و نحو مطلوب از آن استفاده گردد شاهد بالارفتن میزان کارایی و کارآمد سازی در اجرای صحیح موضوع تعیین شده در سال جاری حواهیم بود .

 

۱۰ ) بهره‌گیری از آموزش‌های عمومی از طریق رسانه‌های ارتباط جمعی :

به کارگیری هدفمند از رسانه‌های دیداری و شییداری و ارتباط جمعی به خصوص صدا و سیما، در کنارآموزش‌های تخصصی مدیران و متولیان ذیربط. از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد . همانگونه که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند. صدا و سیما به مثابه دانشگاه عمومی است . پس بایسته است در سال جاری شاهد ضبط و پخش برنامه‌هایی هدفمند و تأثیر گذار جهت گسترش این مهم در بین تمام سطوح جامعه که از این دانشگاه عمومی بهره‌مند هستند باشیم .

۱۱ ) پایش مستمر، ارزشیابی و ارزش‌گذاری بر مجموعه فعالیت‌ها و تلاش‌های انجام شده :

بازکاوی و پایش مستمر و در صورت نیاز، اصلاح و بازنگری فعالیت‌های تدارک دیده شده در طول سال ضمن نظارت پایدار بر فعالیت‌های تدارک شده موجب ارتقاء سطح کارایی و افزایش توان مضاعف و جلوگیری از هدر رفت زحمات کشیده شده در این خصوص خواهد شد. در این ارتباط می توان از افرادی که به نحوی از انحاء در برنامه ریزی، طراحی وعملیاتی نمودن این عنوان تلاش و کوششی مضاعف نموده اند.قدردانی به عمل آید. (اگر در آغاز سال جاری چنین مراسم قدردانی برای افراد شاخص و فعال سال گذشته صورت پذیرد در ترغیب و تشویق افراد در جدیت بخشی به این مهم در سال جدید بسیار مثمر ثمر و پر فایده خواهد بود . (

۱۲ ) تشکیل اتاق فکر، جلسات مشورتی برای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری با هدف بهبود بخشی به روند اجرایی موضوع :

بهره‌گیری خردمندانه و عقلایی از نظرات حاحب‌نظران و کارشناسان موجب کارایی بیش‌تر برنامه‌ها و فعالیت‌های تدارک دیده شده در این خصوص در سال جدید را فراهم خواهد ساخت .

۱۳ ) تلاش جدی در ریل‌گذاری و تعیین دقیق مسیرهای دستیابی به نقاط هدف‌گذاری شده :

اتخاذ سازوکاری هدفمند در تدوین لوایح، طرح‌ها، قوانین و آیین نامه‌های لازم در جهت تعیین چارچوب و حدود ثغور و ضوابط قانونی مراحل برنامه ریزی، طراحی و اجرایی موضوع از لوازم ریل‌گذاری و تعیین دقیق مسیر برنامه ریزی شده می‌بلاشد. یکی از اشکالات و نواقصی که معمولا در اجرایی نمودن بعضی نظرات و دستورات در بین جامعه به ویژه در بین دستگاه‌های اجرایی کشور بوجود می‌آید، خلاء و فقدان راهکار قانونی وآیین نامه‌های اداری می باشد که این امر کندی کم تحرکی را در مراحل اجرایی در پی دارد. به همین دلیل چاره اندیشی در این خصوص متضمن پویایی و تحرک فعالانه دستگاهها و اشخاص حقیقی و حقوقی در این خصوص خواهد شد .

۱۴ ) بهره‌گیری از آیات و روایات و سخنان بزرگان و اندیشمندان و ...:

استفاده ازآیات الهی قرآن کریم (... فاذا فرغت فانصب...قرآن کریم سوره الشرح، آیه ۷. ترجمه: پس هنگامی که از کار مهمی فارغ می‌شوی به مهم دیگری پرداز...) و احادیث قدسی، روایات و احادیث نبوی (پیامبر گرامی اسلام(ص): الکادّ لعیاله کالمجاهد فی سبیل الله.ترجمه: کار و تلاش برای خانواده مانند کسی است که در راه خدا جهاد می کند.) و ائمه اطهارسخنان بزرگان و فرزانگان برای نهادینه سازی بحث کار و همت در بین بسیار مؤثر خواهد بود.اگر رجوعی مدبرانه و با تامل در آموزه‌های دینی و نیز اشعار،منظومات و حکایات و امثال و.. بزرگان داشته باشیم در خواهیم یافت که مطالب و اطلاعات ذی‌قیمت بسیاری در ارتباط با کار و تلاش و همت وارد شده است. بهره گیری از آنها می تواند ما را در جامعه‌ای که دین‌مدار و حق‌محور بوده و از میزان پذیرش والایی این‌گونه آموزه ها در میان مردم برخوردار است به درستی به سوی دستیابی اهداف تعیین شده رهنمون خواهد ساخت و از طرفی دیگر این آموزه‌ها به فرهنگ سازی موضوعات فوق کمک شایان توجهی خواهد نمود .

۱۵ ) اولویت بندی برای طرح‌ها، برنامه‌‌ها و پروژه‌های اجرایی :

برای طرح‌ها و پروژه‌هایی که امکان و ظرفیت لازم برای افزایش و رشد تولیدات و فعالیت را بدون افزایش بودجه در سال جاری دارند بایسته است تعیین اولویت شوند. با توجه به اینکه بودجه سالانه قبل از عنوان گذاری این سال بسته شده است امکان تغییر و یا افزایش بودجه مضاعف برای بعضی از طرحها و کارها و بسیار سخت و یا غیر ممکن است لازم است در این خصوص با اولویت بندی بعضی از طرح‌ها و پروژه‌ها طوری که به دیگر طرحها آسیب وارد نشود. می‌توان گام اساسی در این زمینه برداشت .

۱۶ ) بهره‌گیری حداکثری و مضاعف از پایگاه‌ها، مراکز و تشکل‌های فعال دینی :

مساجد، حسینه‌ها، هیئات مذهبی، انجمن‌های اسلامی، که دارای مخاطبان زیادی بوده و از جایگاه ویژ‌ه‌ای بر سطح جامعه برخوردار می‌باشند از پایگاه‌هایی هستند که می‌توانند نقش مهمی در ترویج و بسط اندیشه کار و همت مضاعف را در جامعه به عهده گیرند که این امر نیاز به برنامه‌ریزی مضاعف و جدی در خصوص دارد .

۱۷ ) ایجاد نگاهی جامع و فراگیر نسبت به موضوع در هنگام عملیاتی نمودن :

داشتن نگاهی جامع الاطراف همراه با توسعه و گسترش این موضوعات به تمام عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و پرهیز از بخشی نگری و جزء اندیشی در برنامه‌ریزی و طراحی امور برای اجرای مناسب آن در سال جاری امری ضروری می‌باشد( همت و کار مضاعف تنها در امور خدماتی و اداری و اقتصادی خلاصه و محدود نگردد. لازم است این تفکر در تمام حوزه‌هایی که جامعه با آن درگیر می‌باشند به خصوص در عرصه‌هایی که با قشر نوجوان وجوان سروکار دارند مثل میادین ورزشی، مراکز علمی و پژوهشی و... توسعه یابد . (

۱۸ ) داشتن نگاهی واقع‌گرایانه و منطقی :

داشتن برخوردی واقع‌گرایانه و پرهیز از برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های احساسی، غیر منطقی و برداشت‌های جناحی و خطی و محدود و معدود سازی آن به مباحث و کارهای کم‌ارزش و سطحی از این عنوان، در صورت ملحوظ نداشتن و جدی نگرفتن این مهم، شاهد وارد آمدن آسیب‌های جدی به اصل موضوع و اهداف مهم ترسیم شده برای آن خواهیم بود .

۱۹ ) ارایه الگوها و مستندات :

ارایه الگو و مستندات قابل ارایه اعم از تولیدات و برونداد و خروجی‌هادر زمینه‌های مختلف (فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و...) که در سنوات گذشته حاصل و نتیجه کار و همت مضاعف مدیران و کارکنان و دست اندرکاران (اشخاص حقیقی و حقوقی) بوده است باید توجه داشت که طرح مباحث صرفا توصیفی و انتزاعی و عدم ارایه الگوی عملی از تأثیرگذاری زیادی برخوردار نبوده و بعضی مواقع موجب عدم جدی گرفتن موضوع در سطح جامعه خواهد شد .
همچنین معرفی تعدادی از افراد نخبه ساعی و همت بلند که در زمینه‌ها و عرصه‌های مختلف، دارای موفقیت بوده و موفقیت آن‌‌ها نیز نتیجه و حاصل تلاش و کار مضاعف بوده است. این امر می‌تواند در انتقال تجربه و الگوسازی عملی و قابل مشهود برای جامعه و نیز استفاده بهینه و درست از فرصت و زمان در انجام این مهم مثمر ثمر و پر فایده باشد. (مصاحبه مستقیم با این افراد و نشان دادن آثار آنان و پخش آن در رسانه‌ها به خصوص صدا و سیما ).

۲۰ ) بهره گیری از ابزار و تکنولوژی چند رسانه‌ای :

در ترویج فرهنگ کار و نهادینه سازی آن در سطح جامعه، استفاده معدود از یک رسانه و محدود سازی در یک ابزار رسانه‌ای دیداری و یا شنیداری موجب خواهد شد تا از تمام پتانسیل و ظرفیت‌های موجود به درستی و کامل استفاده نگردد. و در نتیجه انتظار دسترسی تمام وکمال وسهل الوصول به سیبل هدف گذاری شده عملا میسور نخواهد بود .

21) بهره‌گیری از فضای مجازی وسایبری :

استفاده از فضای مجازی و شبکه سایبر می‌تواند حوزه فعالیت و میدان عملیات این پیام را بسیار گسترده‌تر و وسیع‌تر نماید . امروزه نقش شبکه اینترنت و فضای مجازی در ایجاد محیطی فراگیر برای بسط و شیوع اندیشه و موضوعات هدفمند بر کسی پوشیده نیست به خصوص این‌که غالب بهره‌مندان این فضا را نیز جوانان و نوجوانان تشکیل می‌دهند. به همین دلیل خلاء حضور جدی در این فضا و عدم طرح و بسط موضوع در آن می‌تواند تا اندازه‌ای ما را در دستیابی به اهداف متصور شده دچار نقصان کند .

۲۲ ) فضاسازی تبلیغاتی در محیط شهری و اماکن و میادین عمومی و خدماتی و ... :

استفاده از محیط‌های تبلیغی سطح شهرها (میادین، چهار راه‌ها، نقاط پر رفت و آمد، خیابان‌های اصلی)، اماکن عمومی، وسایل حمل ونقل عمومی مثل: ایستگاه‌های متر، قطارهای شهری، اتوبوس شهری، تاکسی و نیز تبلیغات جهت‌داردر میادین ورزشی، ترمینال‌های مسافربری، بوستان‌ها و پارک‌ها مجتمع‌های فرهنگی و تجاری و اقتصادی و خدماتی و... در ترویج فرهنگ کار و همت مضاعف تأثیر گذار بوده و شایسته است از این فضاهای تبلیغی به نحو احسن و مطلوب بهره گیری شود .
منبع : www.aftab.ir

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 12:49 AM نظرات 0 | لينک مطلب
نقش سرمایه اجتماعی در اجرای هدف کار مضاعف
ابهام مفهومی، تعاریف چندگانه دارد و فقدان اطلاعات لازم در زمینه سرمایه اجتماعی، مانعی بر سر راه تحقیقات نظری و عملی در مورد نقش سرمایه اجتماعی بوده است. سرمایه اجتماعی، از آن جا که مکمل سایر منابعی است که تحت کنترل افراد و سازمان ها می باشند، منبع مهمی برای افراد و سازمان به شمار می رود. ‏بسیاری از مطالعات به اثرات سرمایه اجتماعی در سطح یک شرکت یا صنعت بر عملکرد‏ پرداخته اند. اما مطالعات کمتری سرمایه اجتماعی را به بهره وری در سطح فردی مرتبط کرده اند. مطالعات محدود انجام شده در این زمینه، نشان‌دهنده تأثیر سرمایه اجتماعی بر کارآیی و بهره وری نیروی انسانی است. این تأثیر از راههای مختلفی امکان‌پذیر است. هزینه‌های پایین‌تر تعاملات، نرخ پایین‌تر جابه جایی افراد، تسهیم دانش و نوآوری و بهبود کیفیت محصولات، از جمله مواردی است که تأثیر سرمایه اجتماعی بر بهره وری را نشان می دهند. با این وجود، تأثیر دقیق سرمایه اجتماعی بر بهره‌وری قابل اندازه‌گیری نیست، زیرا هم سرمایه اجتماعی عوامل و متغیرهای بسیاری را شامل می‌شود که بسیاری از آنها کیفی هستند و اندازه‌گیریشان دشوار است و هم بهره‌وری متغیرهای زیاد را دربر می‌گیرد.


● مقدمه

نظریه‌های مختلف اقتصادی، انقلابی در عملیات سازمانی در دهه گذشته ایجاد کرده است. این انقلاب، شکلهای سنتی سرمایه‌ای، مانند: ساختمانها و تجهیزات را تحت تأثیر قرار داده، سرمایه‌های جدیدی را مطرح کرده است. این سرمایه‌های غیرملموس، نقش زیادی در توسعه و رشد سازمان دارند. اصطلاح سرمایه، روز به روز متغیرهای بیشتری را شامل می‌شود. برخی از آنها شامل سرمایه انسانی، سرمایه مشتری، سرمایه هوشی و سرمایه سلامتی است.

تحقیق روی آموزش و توسعه به عنوان سرمایه‌گذاری روی سرمایه انسانی، در اواخر دهه پنجاه میلادی و اوایل دهه شصت از راه محققان اقتصادی انجام شد. هر چند تعاریف اولیه تئوری سرمایه انسانی، دانش کارگر را براساس تحصیلات مدرسه‌ای رسمی می‌سنجید، ولی همبستگی سطوح تحصیلی با بهره‌وری ورشد اقتصادی، نشان داد که تحصیلات بیشتر همراه با تجربه کار در نهایت به بهبود بهره‌وری منجر می‌شود (۲۰۰۶:۱۱۷,Nafukho Brooks and).

به تازگی تئوری سرمایه اجتماعی از جامعه‌شناسی به عنوان یک نیروی بالقوه مؤثر بر عملکرد سازمانی، مشتق شد. سرمایه اجتماعی می‌تواند به عنوان منابع موجود در شبکه‌های اجتماعی که توسط افراد مورد استفاده قرار می‌گیرد و همچنین می‌تواند به عنوان سرمایه‌گذاری بوسیله افراد در روابط بین فردی مفید در بازارها، مورد نظر قرار گیرد. کلمن (۱۹۹۰) باور دارد که: در سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی، روابطی با ظرفیت قابل پیش‌بینی هستند و می‌توانند ارزشی را تولید کنند. برخلاف سرمایه انسانی و دارایی‌های سنتی سازمان، سرمایه اجتماعی منحصراً نتیجه روابط اجتماعی معنی داری است که افراد در طول زمان بر روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند (۲۰۰۵:۴,Sabatini).

یکی از اثرات سرمایه اجتماعی، افزایش بهره وری نیروی انسانی سازمانهاست. در سازمان های کسب و کار، سرمایه اجتماعی منبع مهمی از بهره وری به شمار می رود. برای این که کارها انجام گیرد لازم است که کارگران و متخصصان توصیه‌ها و پشتیبانی های دیگران را فراتر از ساختار سلسله مراتبی شرکت به کاربندند. هر چند سلسله مراتب، ابزار قدرتمند به کارگیری دیگران است، ولی دو ویژگی به طور بالقوه، کاربرد آنها را بی اثر می‏سازد:

اول، صرف نظر از اینکه روسا چقدر قدرتمند هستند و سازمان تا چه اندازه سلسله مراتبی است، زیردستان ممکن است بر بازده نهایی از راه تاخیر در اجرای دستورها، تأثیر بگذارند و با رفتارهای فرصت طلبانه، تا حدودی با تصمیمات مقابله کنند.

دوم، همانگونه که ماهیت مشاغل با گذر زمان کامل می شود، کارتیمی ضرورت می یابد. اعتماد صرف به ساختار فرماندهی و کنترل یا رویه های عملیاتی استاندارد، موفقیت را تضمین نمی کند (Greve and Benassi, ۲۰۰۳).

● تئوری سرمایه اجتماعی

تعداد زیادی از نویسندگان، تعاریفی را که از موضوع سرمایه اجتماعی ارائه شده است، به علت ابهام آن مورد انتقاد قرار داده‌اند. با وجود این، یکی از تعاریفی که مورد توافق قرار گرفته است توسط کلمن (۱۹۹۰) بدین‌گونه مطرح شده است: «سرمایه اجتماعی مجموعه‌ای است از روابط بین افراد و بین گروه‌ها که دستاوردهایی را به دنبال دارد که بدون این روابط، به دست آوردن آنها ناممکن است».

مفهوم سرمایه اجتماعی، تاریخ طولانی در علوم اجتماعی دارد، اما شهرت آن به دهه نود، با – مطالعات اولیه بوردیو، کولمن و بوتنام بر می‌گردد.

بوردیو، سه بعد سرمایه اقتصادی، فرهنگی واجتماعی را تشریح کرد. ایده بوردیو در مورد سرمایه اجتماعی بر کشمش طبقه‌ای تأکید دارد. روابط اجتماعی برای افزایش توانایی یک فرد برای برآوردن علاقه‌مندیهایش مورد استفاده قرار می‌گیرد و سرمایه اجتماعی منبعی می‌شود در منازعه‌های اجتماعی (۱۹۸۶:۲۴۵,Bourdieu).

سرمایه اجتماعی، برخلاف سرمایه انسانی یا سرمایه فیزیکی، مفهومی است که بسیار فراتر از دارایی‌هایی است که یک فرد در اختیار دارد و دارای روابط و زمینه‌هایی است که در آن، تعامل، نقش وظیفه‌ای اصلی را برعهده دارد. ضروری است ما به تعریف کلمن از روابط بین سه عامل توجه کنیم: شبکه‌ها، تعامل واعتماد. شبکه‌ها و تعامل، به ضرورت ناشی از اعتماد هستند. طبق گفته پالدام (۲۰۰۰) سرمایه اجتماعی ماهیتاً با اعتماد سرو کار دارد. در واقع اعتماد برای اینکه یک رابطه به تعامل بینجامد و برای یک فرد که می‌خواهد ارتباط موفقی با شبکه افراد بر قرار کند، ضروری است.

با این وجود، خطری که واژه سرمایه اجتماعی را مورد تهدید قرار می دهد، این است که این واژه تقریباً تمامی جنبه‌های رفتار سازمانی را پوشش می‌دهد که ممکن است ما به خوبی درک نکنیم و یا نتوانیم به درستی مورد ارزیابی قرار دهیم (۲۰۰۵:۴,Sabatini).

استوربرگ با بررسی خود از مسیر تکاملی تئوری سرمایه اجتماعی، خاطر نشان می‌کند، همانند تئوری سرمایه انسانی و توسعه منابع انسانی، تعاریف متناقض سرمایه اجتماعی را می‌توان در ادبیات مدیریت، جامعه‌شناسی و توسعه منابع انسانی یافت.

با بررسی سرمایه اجتماعی، اشمید و رابینسون دریافتند که روابط بر معاملات اقتصادی، محصولات، وفاداری و اشتیاق برای پذیرش ریسک تأثیرگذار است. مزایای سرمایه اجتماعی، کاهش هزینه‌های معاملات به این دلیل است که باعث تسهیل همکاری و هماهنگی می‌شود. در این مورد که اعتماد مترادف با سرمایه اجتماعی است و یا تسهیل کننده‌ای برای توسعه آن است، بحثها و تحقیقات زیادی در جریان است.

فوکویاما (Fukuyama) (۱۹۹۵) تحقیقات گسترده‌ای در مورد نقش اعتماد در سازمانها انجام داد و نتیجه گرفت اعتماد و آرمان مشترک در قلب، ایجاد و حفظ سازمانهایی است که به صورت موفقی اداره می‌شوند. به علاوه هامفری (Humphery) و اشمیتز (Schmitz) (۱۹۹۸) دریافتند که در آلمان، ژاپن و ایتالیا، اعتماد بین مؤسسات اقتصادی به عنوان منبع مزیت رقابتی است. نظریه پرداز مدیریت، چارلز هندی (۱۹۹۵) به نقشی که اعتماد در شرکتهای موفق دارد، اشاره می‌کند. برعکس، اعتماد پایین، کشش‌های صنعتی و روابط ضعیف نیروی انسانی می‌تواند به عنوان نتایج سرمایه اجتماعی منفی به شمار آید. با این وجود استارگس (Sturgess) (۲۰۰۰) باور دارد سرمایه اجتماعی نیازمند تحقیقات بیشتری است و باید تأثیر آن بر عملکرد سازمانی شفاف‌تر شود. بنابراین سازمان‌هایی که در توسعه منابع انسانی سرمایه‌گذاری می‌کنند نمی‌توانند نقش مهم سرمایه اجتماعی را نادیده بگیرند. کارکنان آموزش دیده و تحصیلکرده نیازمند محیطی هستند که به آنها انگیزه رشد و توسعه را بدهد، چنین محیطی تنها از راه سرمایه‌گذاری روی سرمایه اجتماعی محقق خواهد شد (۲۰۰۶:۱۱۷,Nafukho Brooks and ).

سرمایه اجتماعی مجموع منابع حقیقی یا مجازی است که دریک فرد یا گروه از راه شبکه‌ای ممتد از روابط کم و بیش نهادینه شده شناخت و آشنایی متقابل، به وجود می‌آید (۱۹۸۶,Bourdieu) از این رو سرمایه اجتماعی دو جزء دارد. اول آنکه منبعی است که به عضویت گروهی و شبکه‌های اجتماعی مرتبط است. در واقع میزان سرمایه اجتماعی که یک فرد دارای آن است به اندازه شبکه ارتباطات اجتماعی که وی می‌تواند به گونه مؤثر به وجود آورد، بستگی دارد. دوم آنکه به کیفیتی که از راه تجمیع روابط بین بازیگران ایجاد می‌شود (البته چیزی بیش از بحث کیفیت عام یک گروه) اشاره دارد. در اواخر دهه هشتاد، کلمن نگاه جدیدی را به تئوری سرمایه اجتماعی بوردو مطرح کرد. برطبق نظر کلمن، سرمایه اجتماعی از راه کارکرد آن ایجاد می‌شود و یک موجودیت مفرد نیست. اما از موجودیت‌های مختلف متنوعی که دو عنصر مشترک دارند، پدید می‌آید. سرانجام در اوایل دهه نود، مفهوم سرمایه اجتماعی موضوع اصلی مباحث علوم اجتماعی شد. در سال ۱۹۹۳ بوتنام، لئوناردی و نانتی پژوهش مشهوری در باب دولت محلی در ایتالیا انجام دادند که نتیجه به دست آمده مبتنی بر این بودکه عملکرد نهادهای اجتماعی و سیاسی به میزان بسیار زیادی تحت تأثیر مشارکت شهروندان در اموراجتماع یا آنچه سرمایه اجتماعی نامیده می‌شود، بوده است (۲۰۰۴:۲,Aspin).

دیدگاه‌های ابراز شده در مورد سرمایه اجتماعی به گونه بارزی از‌ آنچه که در ابتدا عنوان می‌شده با آنچه که در حوزه‌های عملی به کار گرفته می‌شود، متفاوت است. ‌اما همه آنها بر تواناییهای جنبه‌های معینی از ساختار اجتماعی برای تولید خروجی‌های مثبت برای اعضای گروه، یعنی آنهایی که از دنبال کردن هدف‌هاشان یک مزیت رقابتی به دست می‌آورند، توافق دارند.

● سرمایه اجتماعی در نظام اقتصادی

سرمایه اجتماعی چهار پیامد عمده به همراه دارد:

۱) کسب اطلاعات؛

۲) انتقال دانش، نوآوری و پراکندگی فناوری و رویه ها؛

۳) به کارگیری دانش مکمل و تلاش در حل مسائل و مشکلات؛

۴) واسطه گری.

این پیامدها ممکن است در طول زمان با توجه به نیازها و ویژگیهای آن هایی که به سرمایه اجتماعی دسترسی دارند، متفاوت باشد. سرمایه اجتماعی برای آغاز و پشتیبانی اقدام اقتصادی، حیاتی است، بنابراین پیامدهای مثبت آن می تواند در حوزه هایی مانند: شکل گیری صنعت، فرایندهای ابتکاری، همکاری های درون شرکتی و کارآفرینی مشاهده شود.

سرمایه اجتماعی به کارآفرینان کمک می کنید تا منابع را از حوزه های مختلف و به روشی نو جمع آوری کرده، و ترکیب کنند. همچنین سرمایه اجتماعی برای کارآفرینان یاری و مشاوره فراهم می آورد و به آن ها کمک می کند تا از راه شناخت محیط های وظیفه ای شان، عدم قطعیت را کاهش دهند. سرمایه اجتماعی همکاری و روابط درون شرکتی را، به ویژه در حوزه‌هایی که اعتماد متقابل، جایگزین و مکمل قراردادها می باشد، محقق می سازد. پژوهشها در حوزه های صنعتی نشان می‌دهند که به چه میزان وجود و عدم حضور سرمایه اجتماعی می تواند در دستیابی به رشد و نوآوری دارای اهمیت باشد.

سرمایه اجتماعی در فرایندهای نوآورانه، ازآن رو که فرصت هایی برای رفع نیازهای برطرف نشده و ترکیب منابع به روشهایی جدید فراهم می آورد، دارای اهمیت است. مطالعات نشان داده است که سرمایه اجتماعی بازده معنوی را در نظام‌های دانش محور تقویت می کند.

سرمایه اجتماعی، همچنین مشاوره‌های فنی را در دوران اشاعه نوآوری ها و انتقال دانش فراهم می سازد. با این حال سرمایه اجتماعی وجه منفی هم دارد. به عبارتی ممکن است به عنوان تعهدی که فرایندهای اجتماعی و اقتصادی را باز داشته یا محدود کند، به شمار آید. پژوهشهای جدید در مقابل پذیرش بی قید و شرط آن، با مطرح کردن جنبه‌های منفی اش هشدار می‌دهد.

نخستین و روشن‌ترین جنبه منفی آن، این است که به ارتباطات منفی می پردازد، که عبارت است از روابطی که در آن دست کم یک فرد قضاوت منفی موثری از یک فرد دیگر دریافت می کند. این چنین روابط منفی ممکن است مانع بهره‌گیری افراد از فرصتهای موجود شود و یا اینکه مسیر شغلی آنها را سد کند. دومین موضوع، که وضوح کمتری هم دارد، به هزینه فرصتها می پردازد. ساختار اجتماعی مشابهی که برای عده ای مفید و موثر تلقی می شود، ممکن است برای سایرین محدودیتی ایجاد کند.

سرمایه اجتماعی، نیازمند سرمایه‌گذاری و تداوم در طول زمان است. به دلیل الزامات قدیمی روابط قابل اعتماد، روآوردن به سایر روابط برای بهره‌گیری از فرصت هایی که از خرده نظام های مختلف به وجود می‌آید، دشوارتر است. این به خصوص برای بازیگرانی که در سازمان‌های پیچیده و درون پروژه های چند گانه به کار مشغولند، صادق است. سطح بالای سرمایه اجتماعی بین گروه های حرفه‌ای ممکن است آنها را از ساخت دهی مجدد شبکه‌های شخصی آن ها برای دستیابی به سطح مناسبی از هماهنگی باز دارد (Greve and Benassi, ۲۰۰۳).

● مشکل سنجش سرمایه اجتماعی

با وجود تحقیقات گسترده، تعریف سرمایه اجتماعی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. ابهام مفهومی، تعاریف چندگانه و فقدان اطلاعات لازم، مانعی بر سر راه تحقیقات تئوریک و عملی در مورد نقش سرمایه اجتماعی بوده است. این موضوع، مربوط به محدود بودن تحقیقات عملی در مورد سرمایه اجتماعی، به مسائل اقتصادی است.

هکمن (۲۰۰۰) باور دارد که در زمینه سرمایه اجتماعی، ایجاد روابط علی، به گونه‌ای ذاتی دشوار است. برخی‌ها مخالف این موضوع هستند و می‌گویند تفسیر داده‌های به دست آمده از سرمایه اجتماعی، تنها در حیطه اقتصادی انجام شده است و این نیز به دلیل ماهیت دانش علت و معلولی است. اطلاعات در مورد این پدیده آن قدر ضعیف است که نمی‌تواند تفسیرهای مختلفی که از آنها می‌شود را از بین ببرد. هیچ الگوریتم مکانیکی برای ایجاد حقایق خالی از پیش فرضهای ذهنی، وجود ندارد. به نظر می‌رسد ادبیات تجربی سرمایه اجتماعی، به ویژه به علت تعاریف مبهم از مفاهیم، سنجش ضعیف داده‌ها، عدم وجود شرایط مناسب و فقدان اطلاعات لازم برای دستیابی به نتایج قابل پذیرش یکسان، با ابهام زیادی همراه بوده است (Heckman, ۲۰۰۰: ۹۱).

از بحثهای یادشده، مشخص شد که هیچ راه مستقیمی برای اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی نداریم، زیرا سرمایه اجتماعی ابعاد زیادی را در بر می‌گیرد. سرمایه اجتماعی چند وجهی است و محققان، عواملی را که فکر می‌کنند بیشتر با تحقیق آنها مرتبط است، انتخاب می‌کنند. کمیسیون بهره‌وری (۲۰۰۳) طبقه‌بندی از چگونگی ارزیابی‌هایی را که در گذشته در زمینه سرمایه اجتماعی انجام شده است، ارائه داده است. در این طبقه بندی داده‌های گردآوری شده از راه‌های مختلفی قرار گرفته اند (۲۰۰۴:۶ ,Aspin).

▪ پاسخهایی به پرسشهای در مورد اعتماد (کلوپها، اتحادیه‌ها و ...)،

▪ داده‌هایی در مورد اعضای شبکه‌ها و گروه‌ها،

▪ رأی دهندگان، خوانندگان روزنامه و اعضای مدرسه‌های مذهبی،

▪ ویژگی‌های خانوادگی.

● اندازه‌گیری بهره‌وری

بهره‌وری، هر افزایش است در برونداد که بر اثر افزایش یک واحد در درونداد ایجاد شده است. بهره‌وری به صورت کلی به عنوان نسبت ارزش نتایج و محصولات، به ارزش تمامی منابع صرف شده برای تولید آنها در نظر گفته می‌شود. براساس این تعریف، ما برای ارزیابی بهره‌وری می‌توانیم ارزش داده‌ها را با ارزش برونداد مقایسه کنیم. درستی این ارزیابی و اندازه‌گیری بستگی به ویژگی‌های سازمانی و میزان دسترسی به داده‌ها دارد. به این ترتیب دو مشکل به وجود می‌آید که باید به آنها توجه کنیم. اولی روشن است؛ انتخاب دروندادها و بروندادهای مختلف، بهره‌وری متفاوتی را نشان می‌دهد. دوم، تنوع عوامل درونداد و برونداد، که بیشتر آنها کیفی هستند، مشکل سنجش آنها را به دنبال دارد.

برای مثال: وقتی ما تعدادی از آموزش گیرندگان در یک شرکت را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم بسیار دشوار است که مشخص کنیم میزان تأثیر آموزش این افراد بر کیفیت محصولات تا چه اندازه است. یعنی نمی‌توانیم دقیق بگوییم که چه عاملی تحت تأثیر آموزش تغییر یافته است و باعث تغییر در کیفیت محصولات شده است؟ برخی از عوامل احتمالی عبارتند از: ارزیابی مدیر، رضایت شغلی، خروج از خدمت، انگیزش غیبت، ترفیع، حقوق. شاید همه این عوامل موثر بوده باشند (۲۰۰۴:۳,Aspin).

بهره وری، دغدغه بسیار مهم سازمان‌‌های کسب و کار است، زیرا اساسی ترین محرک رسیدن به نتایج رضایت بخش و کسب مزیت رقابتی قابل ملاحظه، نسبت به رقبا به شمار می رود. هر چند که بهره وری بسیار مطلوب است اما به دو دلیل مبحث ساده ای برای سازمان‌ها محسوب نمی شود:

اول، سنجش بهره وری زمانی امکان‌پذیر است که شرایط از ثبات برخوردار بوده، هدفها به گونه دقیق بیان شده باشند، زنجیره هدفها - وسایل مشخص بوده، خروجی به سادگی قابل اندازه گیری باشد.

شرکت هایی که محصولاتی را در مقیاسی وسیع تولید می کنند، می دانند که بهره وری غالباً عمده ترین موضوع برای دستیابی به کارایی، که نتایج اقتصادی رضایت بخشی را به دنبال دارد، است. اگرچه زمانی که کالاها و خدمات در هم تنیده (وابسته به هم)و بیشتر ناملموس بوده، مناسب تحقق نیازهای مشتری خاص باشند، در آن حال بهره وری در واژگان کلاسیک، به مبحثی پیچیده‌تر تبدیل می‌شود.

دوم، مشخص نیست که چه چیزی بهره وری را محقق می سازد؟ از منظر مدیریتی و اقتصادی، بهره وری به طور عموم کارکرد سه متغیر است: فناوری، نیروی انسانی و سازمان. هر متغیر به صورت مجزا به بهره‌وری منجر می شود: به روز بودن، تجهیزات مدرن، سرمایه انسانی حرفه ای و ماهر، هماهنگی کافی و منسجم، هر یک از این موارد، می تواند منبع تغییر تدریجی یا بنیادی در بهره وری باشد (Greve and Benassi, ۲۰۰۴).

● تأثیر سرمایه اجتماعی بر بهره‌وری

همان‌گونه که در تعریف سرمایه اجتماعی گفته شده، سرمایه اجتماعی می‌تواند مزایای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به دنبال داشته باشد و این به دلیل رابطه اعتماد و همکاری متقابل با کارایی است. به نظر می‌رسد توافق زیادی در مورد مکانیزمهایی که از راه آنها سرمایه اجتماعی می‌تواند تأثیر مثبتی بر عملکرد اقتصادی داشته باشد، وجود دارد. مهمترین این مکانیزم ها عبارتند از:

▪ هزینه‌های پایین‌تر تبادلات: این‌ موضوع مربوط به این مشکل کلاسیک است که نمی‌توان به آسانی، تلاشها و فعالیتهای کارکنان را تحت نظارت قرار داد و ارتباط دادن بین بازده کاری افراد و دستمزد آنها غیرممکن است. در این شرایط کارکنان انگیزه کمی برای استفاده از تمام توانشان دارند. بنابراین شرکتها مجبورند منابعی را برای نظارت بر کار افراد به کارگیرند و یا زیان بیشتری برای عدم استفاده از این نظارتها بینند. در این رابطه سرمایه اجتماعی می تواند با ایجاد تعهد بیشتر، هزینه‌های یادشده را به وسیله افزایش اعتماد، کاهش دهد.

▪ نرخ پایین‌تر جابه‌جایی‌ها: اگر کارکنان احساس کنند که کارفرمایان با آنها رفتار خوبی دارند، آنها نیز احتمالاً با رفتار منطقی، همان‌گونه رفتار خواهند کرد (مثلاً اگر این به عنوان سطح بالای حمایت سازمانی در نظر گرفته شود). بنابراین مهمترین نتیجه این مسئله برای کارکنان، کاهش جابه‌جایی‌ها و غیبت‌های شغلی است.

▪ تسهیم و جاری کردن دانش و نوآوری: این موضوع شاید از راه ایجاد اعتماد، روابط و هدفهای مشترک مورد تشویق قرار گیرد. در اصطلاح سرمایه اجتماعی، عامل بسیار مهم سطح و کیفیت تعاملات درمحیط کاری است؛ تا آنجا که کارکنان، همکاران و مدیران از یکدیگر بیاموزند و احساس کنند حق نوآور بودن را دارند. و این تا آنجاست که کارکنان احساس کنند، بخشی از یک تیم هستند.

تأثیر چنین موضوعی در سازمان در اصطلاح کارایی نهفته است. تکنیکهای جدید به سرعت منتشر می‌شوند، ایده ها و فعالیتهای سودمند درک شده و به سرعت مورد قبول واقع می‌شوند و نوآوری توسعه پیدا می‌کند. پژوهش‌های تجربی نشان داده است که تعاملات غیررسمی که در بین کارکنان یک سازمان گسترش می‌یابد، انتشار اطلاعات را بهبود بخشیده، ایجاد خزائن دانش را که به پیدایی دارایی برای فرایندهای تولیدی یاری می رساند، تقویت می‌کنند. این چنین گنجینه‌هایی رابطه‌ای بوده و فقط تا زمانی وجود دارند که میان همه کارکنان به اشتراک باشد.

▪ ریسک‌پذیری: تجربه ریسک‌پذیری و رفتار کارآفرینانه به وسیله روابط مستحکم در یک سازمان یا بین سازمانهای مختلف، تشویق می شود. در اصطلاح سرمایه اجتماعی، این مربوط به گستره‌ای است که در آن کارکنان احساس می‌کنند برای کارفرمایان و همکاران خود با ارزش هستند و رفاه آنها برای سازمان مهم است.

▪ بهبود کیفیت ستاده‌ها: نتیجه تسهیل دانش، بهبود همکاری تیمی و تعهد سازمانی، احتمالاً کیفیت بالاتر محصولات خواهد بود که سرمایه اجتماعی این موارد را در بر می‌گیرد. همچنین وقتی کارکنان احساس کنند که از حمایت سازمانی برخوردارند، سطح ستاده‌ها از راه عملکرد بهتر آنها و نقش منفی استرس سازمانی در عملکرد، کاهش می‌یابد.

با توجه به این بحث، درک می‌کنیم که باید به کدام جنبه‌های سرمایه اجتماعی تمرکز کنیم. ما هنوز با مسائلی مانند شبکه‌ها، همکاری واعتماد، سرو کار داریم،‌ هرچند ما مکانیزم‌هایی را که به وسیله آنها این سه عامل بر بهره‌وری تأثیر می‌گذارند می‌شناسیم (۲۰۰۴:۶ ,Aspin).

در تحقیقی دیگر، کلمن دو شاخه اصلی را که از راه آن سرمایه اجتماعی بهره‌وری نیروی انسانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، شناسایی کرد: اول آنکه، سرمایه اجتماعی، انتشار دانش و اطلاعات را در میان کارکنان موجب شده، دستیابی به هدفهای معینی را که در صورت عدم وجود آنها غیرقابل دسترس است، ممکن می‌سازد (Colman, ۱۹۹۰:۳۰۲).

می‌توان اظهار داشت که هر نیروی انسانی را می‌توان به عنوان بخشی از ساختار غیررسمی که منابعش قابلیت حل مشکلش را بهبود می‌بخشد، در نظر گرفت. همچنین این ساختار می‌تواند به سرتاسر سازمان از قبیل: شبکه‌های حرفه‌ای، دوستان و همکاران در مشاغل پیشین هم گسترش یابد. سرمایه اجتماعی به گونه مشخص در کارهای پروژه‌ای اهمیت می‌یابد، یعنی جایی که مشارکت کنندگانش متخصصانی هستند که لازم است تخصصشان را برای انجام وظایف و مسئولیتهای پیچیده به همراه بیاورند. برای مشارکت کردن در تیم پروژه‌های چند رشته‌‌ای، هر متخصص نیاز دارد که بداند سایرین چگونه می‌توانند به کسب هدفهای مشترک کمک کرده و چگونه می‌توانند از تخصص یکدیگر بهره گرفته و پروژه را پیش ببرند؟ هنگام کار پروژه، افراد سرمایه اجتماعی همدیگر را برای تکامل دانش درون تیم اختیار می‌کنند (۲۰۰۳,Salaff Greve and) .

دوم آنکه، تعاملات اجتماعی ممکن است برانگیزش و تلاشهای کارکنان تأثیر بگذارد. در مطالعه مشهور مارچ و سایمون بر روی سازمانها (۱۹۸۵) عنوان شد که حتی اگر مدیران استبدادی عمل کرده، سلسله مراتب شرکت بسیار غیرقابل انعطاف باشد و با این حال وظایف به خوبی ایفا شود، کارکنان قادر خواهند بود که به روشهای مختلف، از قبیل: تأخیر در اجرای دستورها و خیلی عامتر، یعنی ارتکاب رفتارهای فرصت طلبانه، عملکرد را تحت تأثیر قرار دهند. بسیاری از مطالعات نشان می‌دهند که اگر تعاملات انسانی بین نیروی کار بسیار راحت و بر مبنای اعتماد باشد، کارکنان تمایل بیشتری دارند که حداکثر تلاش خود را انجام دهند و احتمال بیشتری دارد از راه نظارت، افراد شانه خالی کردن از انجام وظایف را کاهش دهند. همان‌گونه که بولزو جینتیز عنوان نموده‌اند نظارت و تنبیه توسط افراد هم سطح در تیمهای کاری، مؤسسات اعتباری، شراکتها، شرایط و اوضاع عمومی محلی و محلات یک شهر، اغلب ابزار مناسبی برای کاهش مشکلات ترغیب افراد در زمانی که اقدامات آنها برای عملکرد مناسب سایرین در معرض قراردادهای اجباری نمی باشند، به شمار می‌رود (Greve and Benassi, ۲۰۰۳).

● نتیجه گیری

امروزه، با توجه به تغییرات گسترده در عملیات سازمانی، شکلهای سنتی سرمایه‌ای، مانند: ساختمانها، تجهیزات و منابع مالی دگرگون شده و سرمایه‌های جدیدی، مطرح شده است. این سرمایه‌های غیرملموس، نقش زیادی در توسعه و رشد سازمان دارند. یکی از این سرمایه ها، سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی برخلاف سرمایه انسانی یا سرمایه فیزیکی، مفهومی است که بسیار فراتر از دارایی‌هایی است که یک فرد در اختیار دارد. یکی از اثرات سرمایه اجتماعی، افزایش بهره وری نیروی انسانی سازمانهاست. بهره‌وری دغدغه مهم سازمان های امروزی است؛ زیرا اساسی ترین محرک رسیدن به نتایج رضایت بخش و کسب مزیت رقابتی، به شمار می رود.

سرمایه اجتماعی از راه مختلف بهره وری نیروی انسانی سازمانها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هزینه‌های پایین‌تر تبادلات، نرخ پایین‌تر جابه‌جایی افراد، تسهیم دانش و نوآوری، ریسک پذیری و بهبود کیفیت محصولات از جمله راههایی است که سرمایه اجتماعی از راه آنها بر بهره وری تأثیر می‌گذارد. با این وجود، تحقیقات در زمینه سرمایه اجتماعی با دشواریهای زیادی همراه است. هیچ راه مستقیمی برای اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی نداریم، زیرا سرمایه اجتماعی ابعاد زیادی را در بر می‌گیرد. سرمایه اجتماعی چند وجهی‌ای است و محققان، عواملی را که فکر می‌کنند بیشتر با تحقیقشان مرتبط است، انتخاب می‌کنند. از طرف دیگر اندازه‌گیری بهره‌وری نیز دشوار است. بهره وری نسبت دروندادها و بروندادها را مقایسه می‌کند و این در حالیست که تعیین دقیق دروندادها و تأثیر دقیق آنها بر بروندادها، بسیار مشکل است.
 
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:23 AM نظرات 0 | لينک مطلب
کارآفرینی اجتماعی فراتر از کارآفرینی اقتصادی
دراین مقاله، ابتدا به بررسی تعاریف کارآفرینی اجتماعی (SOCIAL ENTREPRENEURSHIP ) از دیدگاه چندین نویسنده می پردازیم، سپس ویژگی های مربوط به کارآفرینان اجتماعی و آنچه که این کارآفرینان را از کارآفرینان معمولی متمایز می سازد، مطرح شده است، در ادامه به تشریح عوامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی، اعم از صداقت، دلبستگی، روشنی هدف،تعهد، شهامت، ارزشهای اساسی، تمرکز بر مشتری،برنامه ریزی،اقدام و انعطاف‌پذیری، پرداخته شده است.

● مقدمه

از جدیدترین موضوعاتی که در عرصه کارآفرینی، در کنار کارآفرینی سازمانی و اقتصادی، در محافل علمی مورد توجه قرار گرفته ، کارآفرینی اجتماعی است. این مقوله در صورتی که در جامعه نهادینه شود می تواند نقش مهمی در رفع مشکلات اجتماعی ایفا کند.
 
● تعاریف کارآفرینی اجتماعی
 
در رابطه با مفهوم کارآفرینی اجتماعی، نویسندگان تعاریف متفاوتی ارائه کرده اند که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می‌شود: (۲۰۰۶ ,WEERAWARDENA)
 
▪ کوک،داس و میشل : کارآفرینی اجتماعی، طراحی شراکت اجتماعی بین بخش های عمومی- اجتماعی و تجاری به منظور مهار قدرت بازار، در جهت منافع عمومی است (کوک،داس و میشل،۲۰۰۲).
 
▪ تامسون و همکاران: فرایند افزودن ایده‌های جدید و متفاوت با هدف ایجاد سرمایه اجتماعی با تمرکز بر اقداماتی که توسط شاغلان بخش خصوصی، به عهده گرفته شده است (تامسون و همکاران،۲۰۰۰).
 
▪ سولیوان و مرت:جستجو برای شناسایی فرصت هایی که به تاسیس سازمانهای اجتماعی جدید و نوآوری مستمر در آنها منجر می شود (سولیوان و مرت ،۲۰۰۳).
 
▪ لیدبیتر: شناسایی منابعی که از آنها به میزان کمی استفاده شده و استفاده بیشتر از آنها برای رفع نیاز های اجتماعی. ( لیدبیتر ،۱۹۹۷).
 
● ویژگی‌های کار آفرینان اجتماعی
 
کات فرد می نویسد که کارآفرینان اجتماعی و اقتصادی هر دو به چشم اندازها و فرصتها توجه داشته، توانایی یکسانی در متقاعد و توانمند کردن دیگران دارند، به گونه ای که به آنها کمک می کنند تا دیدگاهها و چشم اندازهایشان را به سمت واقعیت تغیر دهند. بیشتر نویسندگان این طور بیان کرده‌اند که کارآفرینان اجتماعی اجازه نمی دهند که فقدان منابع، عقایدشان را محدود کند، آنها بر تجربه شان اصرار می‌ورزند، محیط شان را به کنترل در می‌آورند و بیشتر از حد متوسط تحمل عدم اطمینان را داشته، برای برقراری عدالت اجتماعی، کشش و کوششی فراوان دارند. پرابهو معتقد است که کارآفرینان اجتماعی از کارآفرینان اقتصادی به واسطه ایدئولوژی شان که راهنمای آنهاست، برای انتخاب رسالتشان، شیوه‌ها و هدفهاشان متمایز می شوند و بیان می‌دارد که: کارآفرینان اجتماعی سازمان‌های کارآفرینانه نوآوری را تاسیس کرده و به انجام اقدامات مخاطره‌آمیزی که رسالتش تغییر اجتماعی و گسترش گروه هدف به جای تعقیب سود است، دست می زنند. برخلاف کارآفرینان اقتصادی،کارآفرینان اجتماعی اغلب از تلاشهای یکدیگر حمایت می کنند. آنها توانایی تحلیل، پیش‌بینی ، برقراری ارتباط‌، همدلی، به شوق آوردن، طرفداری کردن و میانجیگری را دارا هستند و قادرند که دامنه وسیعی از افراد متمایز را توانمند سازند و سازماندهی کنند (شریل،۲۰۰۰).
 
به طور عمده، آنچه این کارآفرینان را از کارآفرینان معمولی متمایز می سازد تعهد اجتماعی و تمایل کم به پاداش مالی آنهاست. جانسون در بررسی کارآفرینان اجتماعی در بخش خصوصی کانادا، بیان می کند که این افراد با حس نیرومندی نسبت به عدالت اجتماعی به فعالیتهای انتفاعی به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف می نگرند (روپر و چنی،۲۰۰۵). تامپسون و همکارانش بیان کردند که شکیبایی و داشتن چشم انداز از ویژگیهای ضروری برای انجام یک اقدام مخاطره آمیز اجتماعی است. درایتون کارآفرینان اجتماعی را افرادی خلاق می داند که قابلیت تغییر عقیده خود را دارند و تواناییهایی از جمله تشخیص فرصت‌ها، سبک رهبری جمعی، توانایی کار تیمی و انگیزه بلندمدت جامعه‌گرا را دارا می‌باشند. اگر چه بیشتر این ویژگیها ممکن است منحصر به کارآفرینان اجتماعی نباشد و سایر افراد کارآفرین هم آنها را دارا باشند، اما کارآفرینان اجتماعی که این ویژگیها را دارند در ابتکارهای خود و تاثیرهای اجتماعی که بر جوامع خواهند داشت، متفاوت خواهند بود (روبرتز و وودز،۲۰۰۰).
 
● عوامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی
 
۱) صداقت
 
نخستین عامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی، صداقت است. شروع یک اقدام مخاطره آمیز یا حتی یک استراتژی کسب در آمد، به اندازه کافی مشکل است، بنابراین یک کارآفرین اجتماعی باید در تولید یا خدمتش، بازارش، رقابتش، منابعش و بسیاری عوامل دیگر که در شکست یا موفقیتش تاثیر گذار هستند، صدیق باشد (بوشی،۱۹۹۸).
 
۲) دلبستگی، شور و شوق
 
فردی که در مسیر کارآفرینی اجتماعی گام بر می‌دارد، باید به این کار دلبستگی داشته باشد و باید در این امر پر شور و با اشتیاق باشد. اگر فکر کند که بایدی در انجام این کار وجود دارد و به اجبار فعالیت کند، نمی‌تواند یک کارآفرین اجتماعی موفق باشد (همان).
 
۳)روشنی هدف
 
مورد سوم روشنی هدف است. در این جا دو پرسش مطرح می‌شود :اول اینکه چرا سازمان در مسیر کارآفرینی اجتماعی قدم برداشته است ؟‌ و دوم اینکه چه ‌نیرو‌های هدایتگری شما را در این مسیر حرکت می‌دهند؟ این موضوع مهمی‌است که، اعضای تیم کارآفرینانه پیش از اینکه فرایند برنامه ریزی را شروع کنند در رابطه با این پرسشها به اجماع برسند، زیرا که شما برای اینکه بتوانید پاسخ محکمی ‌برای منتقدانتان داشته باشید، به اجماع نیاز خواهید داشت. در اینجا چهار دلیل منطقی ارائه می‌شود:
 
▪ رسالت سازمان : ما این کار را انجام می‌دهیم، زیرا که قادرخواهیم بود به افراد بیشتری خدمت رسانی کنیم.
 
▪ بقا: ما این کار را انجام می‌دهیم، زیرا که منابع قدیمی ‌تامین وجوه، دیگر به اندازه کافی بازدهی ندارند.
 
▪ فرصت: ما این کار را انجام می‌دهیم، زیرا که بازار، ما را به سمت خودش می‌کشاند و این فرصت را فراهم می‌آورد که برای خدماتی که ارائه می‌دهیم تقاضاهایی را تجربه کنیم.
 
▪ آزادی: اگر ما بتوانیم وجوه مورد نیاز خود را تامین کنیم، دیگر توسط اولویت‌ها و محدودیت ‌هایی که ازسوی دیگران بر ما تحمیل می‌شود، محدود نمی‌شویم.
 
این چهار واژه دلیل عمده ای است برای موفقیت سازمان. البته روشنی هدف جنبه دیگری هم دارد که به همین اندازه مهم است و آن پاسخ به این پرسش است: چه تصویری از موفقیت دارید ؟ مهم است که شما هدف‌های بلند مدت خود را پیش از شروع به کار، تعریف کنید. اگر این کار را انجام ندهید شما هرگز قادر نخواهید بود موفقیتتان را به دیگران نشان دهید (همان)
 
۴) تعهد
 
مورد چهارم، تعهد است . متاسفانه بیشتر افراد به تعهد داشتن به انجام امری بی میل هستند به این دلیل که آنها مخالف ریسک هستند و یا اینکه ثبات را جستجو می‌کنند، هر دو دلیل غیر قابل درک و با واقعیت‌های بازاردرتعارض است. مدیران باید به داشتن یک چشم انداز بلند مدت علاقه‌مند باشند. بیشتر مدیران هنوز به هزینه فکر می‌کنند تا سرمایه‌گذاری و آنها به اقدام کردن بی میل هستند، مگر اینکه بتوانند دستیابی به درآمدی را به سرعت در آن اقدام ببینند. در حالی که کارآفرینی به این شیوه عمل نمی‌شود، بلکه عملی زمان بر است (همان).
 
۵) شهامت
 
یک کارآفرین اجتماعی شدن شهامت می‌خواهد؛ چه شخصی و چه سازمانی. برای ایجاد تغییر در موارد یادشده، به شهامت نیاز است زیرا که هر سازمان یک فرهنگ سازمانی دارد که شهامت را به شیوه خود به دست می‌آورد و این فرهنگ وجود دارد چه ما از آن آگاه باشیم، چه نباشیم. این فرهنگ مجموعه ای از ارزش‌های مشترک است که به ما می‌گوید ما که هستیم و برای چه اینجا مانده ایم و چگونه باید با دیگران رفتار کنیم و نظایر آن. در مجموع، تغییر فرهنگ سازمان کار ساده‌ای نیست. آیا شما می‌توانید تصمیم‌های قاطعی بگیرید؟ آیا شما به ریسک کردن تمایل دارید ؟ (همان)
 
۶) ارزشهای مهم واصلی
 
سازمان باید مجموعه ای از چهار یا پنج ارزش اساسی را که به روشنی بیان و نهادینه شده و پیوسته تقویت می‌شود، دارا باشد. پیش از اینکه شروع به کار کنید، ارزش‌های اصلی تان را شناسایی کرده، مطمئن شوید که آنها سنجیده شده هستند. آنها را براساس برنامه استراتژیکی تان و برنامه‌های عملیاتی سالیانه تان تدوین کنید و باجدیت به پیگیری و کنترل آنها بپردازید. پیشرفتتان را دست‌کم سالی یک‌بار سنجیده و اعلام کنید (همان).
 
۷) تمرکز بر مشتری
 
هفتمین عامل موفقیت در کارآفرینی اجتماعی، تمرکز بر مشتری است . در این بحث تفاوت عمده‌ای وجود دارد بین کشیدن محصولات یا خدمات به سوی بازار و از طرفی، کشش محصولات از سوی بازار. در حالت اول شما محصولات خود را تولید می‌کنید یا خدمات خود را ارائه می‌دهید، سپس به دنبال مشتری برای آنها می‌گردید. در حالی که در حالت دوم شما مشتریان و خدمات گیرندگان خود را شناسایی و نیازهای آنها را بررسی می‌کنید و سپس محصولات یا خدمات خود را ارائه می‌دهید که در این صورت بازار و خدمات گیرندگان شما را به سوی خود می‌کشند. این در حالی است که در حالت اول عکس این قضیه صادق است و شما محصولات و خدماتتان را به سوی آنها هل می‌دهید . به منظور موفقیت در کارآفرینی اجتماعی باید حالت دوم حاکم باشد و پس از نیاز سنجی مشتریان و خدمات گیرندگان اقدام به ارائه محصول و خدمات شود (همان).
 
۸) مشتاق برای برنامه ریزی
 
در کسب و کارهای کوچک نود درصد شکستها ناشی از اشتباه‌های مدیران است و نه عوامل دیگر. متاسفانه بیشتر افراد بی‌حوصله هستند و برای پریدن به سمت گام‌‌های بعدی وسوسه می‌شوند . در حالی که باید برنامه ریزی کرد و برای آن مشتاق بود. در اینجا برای کمک به شما در امر برنامه ریزی، سه پیشنهاد ارائه می‌شود:
 
▪ تقاضای کمک کنید : اطمینان داشته باشید که تیم برنامه ریزی شما متشکل از مربیان و کارآفرینان موفقی است که در ساخت کسب و کار‌های کوچک و یا متوسط خود، به خوبی عمل کرده اند. این‌گونه افراد معیار‌های واقعی و ارزشمند را به خوبی مشخص می‌سازند.
 
▪ فردی را در رهبری تیم برنامه ریزی قرار دهید: تیم برنامه ریزی شما به یک رهبر نیاز دارد، به ویژه زمانی که برنامه ریزی کارآفرینانه جامعی را شروع می‌کنید. انتظار نداشته باشید که کارکنانتان علاوه بر وظیفه خودشان این کار را هم بپذیرند.
 
▪ محیطی آرام فراهم کنید: زمانی که تیم تان را انتخاب کردید، برای اینکه مطمئن شوید که همه افراد با چارچوب استراتژیک شما راحت هستند و بر پاسخ پنج پرسش زیر توافق دارند فرصتی را اختصاص دهید:
 
چشم‌انداز ما چیست (چگونه می‌خواهیم دنیا را تغییر دهیم)؟
 
رسالت ما چیست؟
 
ارزش‌های اساسی که ما را هدایت می‌کند، چیست؟
 
برای انجام این فرایند چه نیرو‌هایی ما را هدایت می‌کند؟
 
چه نتایجی را انتظار داریم؟(همان).
 
۹)اقدام کردن
 
برای انجام دادن کاری، شما هرگز تمام منابعی را که نیاز دارید نخواهید داشت. یک کارآفرین واقعی در حرکت به سمت جلو و انجام دادن کار است که منابع را به دست می‌آورد. در حالی که یک کارآفرین ترسو صبر می‌کند تا زمانی که یک برنامه کامل داشته، تمامی ‌منابع را دراختیار داشته باشد، اقدام به کاری ‌کند. این در حالی است که یک برنامه بسیار خوب که امروزه با اشتیاق اجرا می‌شود، یک برنامه کامل را که فردا انجام خواهد شد، شکست می‌دهد(همان).
 
۱۰) انعطاف داشتن
 
آخرین عامل حیاتی موفقیت، انعطاف داشتن و توانایی فی البداهه ساختن (‌کسی که بدون مقدمه و آمادگی، چیزی را می‌سازد) است. برای انجام دادن یک کار، همیشه تنها یک راه درست وجود ندارد. موفقیت و سر فرازی به سوی افراد و سازمان‌هایی خواهد رفت که یاد بگیرند چگونه خود را به سرعت با محیط و شرایط تطبیق دهند (همان).
 
● نتیجه گیری
 
کارآفرینان اجتماعی، ویژگیها و رفتارهایی شبیه به کارآفرینان اقتصادی (مانند: رهبری خوب و مهارت‌های مدیریتی) دارند، ولی آنها بیشتر با کارها و فعالیتهای دلسوزانه و حمایت کننده ارتباط دارند، تا کسب پول. این کارآفرینان به اجتماع نزدیکترند، از این رو می‌توانند نیازهای واقعی را تشخیص دهند و به آنها با روش‌هایی هدفمند و با معنا پاسخ دهند . این اشخاص به داشتن یک بینش برای تغییرهای اجتماعی نیاز دارند و با انگیزه سودآوری تحریک نمی‌شوند و اگر خواهان این هستند که تاثیری عمده و مهم بر اجتماعات اطراف خود بگذارند وحمایت شوند، باید از توانایی تشویق دیگران و ارتباطات خوب، به بهترین شکل بهره مند باشد.
 
برای تشخیص نیاز های واقعی و کسب تصور و بینش مطلوب ،تحریک و تشویق دیگران ،غلبه بر موانع و خطرات در این فرایند و به طور کلی موفقیت در آن، توجه به عوامل حیاتی موفقیت: (صداقت، دلبستگی، روشنی هدف، تعهد، شهامت، ارزشهای اساسی و مهم، برنامه‌ریزی انعطاف و اقدام) امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.
 
 
 
 
 
 
 
 
            مریم روستا و محمد مهدی حیدری   
 
 
            روزنامه تفاهم ( www.tafahomnews.com ) 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:23 AM نظرات 0 | لينک مطلب
چرخ اقتصاد نچرخد مگر با عزم نیروی کار
سایه‌های پهن شده بر محیط پرورش و بکارگیری نیروی کار در کنار محیط نامناسب کسب‌وکار، روشنایی‌ها را کم‌سو جلو می‌دهد.

آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل، نیروی کار چین را بزرگترین ثروت این کشور قلمداد می‌کند؛ ثروتی که در حال حاضر در کشور ما به وفور یافت می‌شود. اما چرا به جای بهره‌برداری از این ثروت گرانبها، همواره با مشکل اشتغال‌زایی و بهره‌وری نیروی کار رو‌به‌رو هستیم؟ با اندکی تأمل در اوضاع اقتصادی چین و با توجه به تأثیر بحران جهانی بر اقتصادهای قدرتمند دنیا، می‌بینیم که توان مدیریت اقتصادی این کشور که ناشی از تکامل نیروی کار، سرمایه و مدیریت آن است، چین را به سکاندار اقتصاد جهان تبدیل کرده است.

امروز دغدغه اصلی کشورهای دنیا، چگونگی افزایش تولیدات با استفاده از انواع ابزارها و اهرم‌های تکنولوژیکی و مدیریتی و بهره‌گیری از منابع انسانی کارآمد است. اما ما هنوز نتوانسته‌ایم فکری به حال تورم لجام‌گسیخته کشور نماییم؛ معضلی که اثرات منفی بسیار زیادی بر اقتصاد کشور و به خصوص قدرت خرید نیروی کار بر جای گذاشته است.

البته این موضوع، تنها مشکل نیروی کار ایرانی نیست و نرخ‌های اندک حقوق و دستمزد ماهانه هم تشدیدکننده این قِلّت قدرت خرید است. نتیجه این امر، ارتباط مستقیمی با اُفت بهره‌وری نیروی کار دارد، چراکه مهمترین موضوع در افزایش بهره‌وری نیروی کار، سلامت آن است. درگیری‌های روانی و مشکلات معیشتی، تمرکز نیروی کار فعال را از ارتقای خلاقیت و نوآوری و ارایه راهکارهای متناسب با حرفه وی منحرف می‌کند و از اینجا است که بازدهی نیروی کار، تنها تابعی خواهد بود از ۸ ساعت کار فیزیکی روزمره، در حالی که نباید فراموش کرد ارتقای کیفی تولید در کنار کمیت بالا، رمز پیروزی یک بنگاه تولیدی است. از طرفی بازارهای جهانی را از دست داده‌ایم، چراکه نگاه تولید در جامعه، نگاهی کمیت مدار بوده است - هرچند در این زمینه هم موفق عمل نکرده‌ایم. ارتقای کیفی محصول، نیازمند ارتقای عوامل تولید است و نیروی کار به عنوان تنها عاملی که به شدت متأثر از عوامل غیرفیزیکی اعم از شرایط محیطی و عوامل روانی است، در کشور ما نتوانسته جایگاه واقعی خود را بیابد. نگاه کنید به شاخصه‌های مؤثر بر بهره‌وری نیروی کار: از سلامت نیروی کار گرفته تا فضای آموزشی - از ابتدایی تا پایان دانشگاه - رفاه و تأمین مالی نیروی کار، محیط کسب‌وکار، محیط سیاسی و اقتصادی کشور و ده‌ها فاکتور مؤثر دیگر، همگی نشان از مسیر صعب‌العبور پرورش و تربیت نیروی کار در کشور ما دارد.

اگرچه تمایزی بین نخبگان جامعه و نیروی کار وجود ندارد، اما این که نظام آموزشی کشور سالانه به اعلام مشتی رقم و درصد از میزان ورود و خروج نیروی جوان برای تحصیل رشته‌های مرتبط و غیرمرتبط - بدون توجه به کیفیت آن - بپردازد در شأن کشور ما نیست. متأسفانه از بُعد ارتقای آموزشی نیروی انسانی هم حرفی برای گفتن نداریم. سؤال ما این است که چرا اقتصاد را به سمت کمیت و مقدار سوق می‌دهیم؟ چرا کیفیت در هیچ بُعدی محلی از اعراب ندارد؟ این که چقدر طلا در المپیاد‌های جهانی گرفته‌ایم ملاک عمل است یا این که چند درصد از فارغ التحصیلان ما، لااقل در همان رشته تحصیلی بر انجام عملی علم خود تسلط دارند؟ به اعتقاد ما، نیاز امروز جامعه، نیروی کار عالم است، نه عالم غیرماهر.

یقیناً اگر برنامه‌ریزی‌ها مبتنی بر توسعه منابع هماهنگ و همگام با کیفیت نیروی انسانی انجام می‌شد،‌ اکنون با این نرخ فزاینده بیکاری تحصیلکردگان رو‌به‌رو‌ نبودیم. دلیل آن هم کاملاً روشن است؛ همواره نیروی کار کشورمان را بدون بررسی‌ها و نیازسنجی‌های شغلی - بر خلاف کشورهایی نظیر ژاپن که سالانه میلیون‌ها دلار صرف مطالعات و امکان‌سنجی‌های شغلی نیروی کارشان می‌کنند - وارد دانشگاه و سپس بازار کار می‌نماییم. این موضوع در کنار این حقیقت که‌ بسترها و زیرساخت‌های لازم جهت توسعه منابع انسانی کشور مشکل دارند و به اصطلاح "کمیتشان می‌لنگد،" درد دیگری است که انگیزه یادگیری را در نیروی کار می‌کُشد. در نتیجه نیروی انسانی کشور، علم را در دانشگاه‌های‌ ما می‌آموزد و از هزینه این مملکت به بالندگی می‌رسد، اما به دلیل فراهم نبودن بسترها، به امید بهره‌گیری درست از دانش خود و کسب درآمد، مرزهای این کشور را پشت سر می‌گذارد و به عنوان بهترین نیروی کار به استخدام کشورهای دیگر در می‌آید. نیروی کار ایرانی مستعد است. پشتکار دارد و به آینده امیدوار است. اما شرایط به گونه‌ای فراهم شده که احساس می‌کند باید از گرداب مسایل حاکم بر فضای کسب‌وکار که توانایی‌های او را نابود می‌کند، خود را خلاص کند. انصافاً تابه‌حال فکری اصولی و عملی برای جلوگیری از فرار مغزها و نخبگان کشور ارایه شده است؟ هر دم از این باغ بری می‌رسد! متأسفانه، با گذشت زمان، اوضاع بدتر می‌شود، ‌چراکه زمانی شاهد خروج نخبگان جوان از کشور بودیم، اما چند سالی است که علاوه بر آن، نظاره‌گر خروج نیروهایی متخصص و ماهر هم هستیم. اگر به فکر کسب رتبه اول منطقه هستیم، چرا نیروی انسانی رسیدن به این هدف را به رقبا می‌سپاریم؟ قطعاً ادامه این روند، رقابت را به نفع کسی رقم خواهد زد که ابزار قوی‌تری در اختیار داشته باشد. امروز ابزار قوی توسعه کشور در دست کشورهای همسایه و سایر کشورهای دنیا است که دانش استفاده از آن را می‌دانند و قدر و ارزش آن را خوب می‌شناسند.

● بهره وری، پویایی و کارآمدی: ارکان پیشرفت نیروی کار

مطابق اهداف سند چشمانداز ۲۰ ساله باید ۵/۲ درصد از رشد ۸ درصدی اقتصاد کشور، حاصل از ارتقای بهرهوری باشد که متأسفانه اهدافمان با واقعیات فاصله دارند. نگاهی به آمار و ارقام اقتصادی کشور، حکایت دیگری را روشن میسازد. بر اساس گزارش واحد تحقیقات ماهنامه «اقتصاد ایران»، رشد بهرهوری نیروی کار از ۸/۲ درصد در سال ۸۱ با کاهشی مستمر به ۵/۰ درصد در سال ۸۷ رسیده که متأسفانه پیشبینی میشود با کاهشی ۳/۰ واحد درصدی به ۲/۰ درصد در پایان سال جاری برسد. در این راستا میتوان فقدان پویایی نیروی کار را از عواملی برشمرد که سبب این تنزل بوده است. در کشورهای توسعهیافته، بسیاری از شرکتها و مؤسسات، بودجهای را برای ایجاد واحد توسعه و پژوهش (R&D) تخصیص میدهند. این شرکتها و مؤسسات، همواره بخش قابل ملاحظهای از منابعشان را صرف تحقیقات و فعالیتهای صورت گرفته در این واحد میکنند تا از این طریق، نیروی کار خود را به علم روز و منطبق با مهارتهای مورد نیازشان آموزش دهند. متأسفانه بیش از ۵۰ درصد ادارات، سازمانها ومؤسسات خصوصی و دولتی کشورمان فاقد چنین واحدی هستند. عدم توجه به مقولات مهمی از این قبیل، سبب شده تا در بسیاری از زیرساختهای توسعه منابع انسانی مهجور بمانیم. بر اساس گزارش بانک جهانی، کشورهای سوئد، چین و ژاپن به ترتیب معادل ۷۵، ۳۱/۲ و ۱۶ درصد محصول ناخالص داخلی خود را صرف هزینههای توسعه منابع انسانی نمودهاند که این نسبت در کشور ما تنها معادل ۶ درصد بوده است. نگرانکنندهتر آن است که بر اساس اهداف سند چشمانداز، این رقم میبایست معادل ۲۵ درصد باشد.

● انتظار نیروی کار از کارفرما

نکته حایز اهمیت دیگری که در این راستا باید به آن توجه نمود، ارتباط متقابل نیروی کار و کارفرما است. نیروی کار برای پویایی، بهرهوری و کارآمدی، انتظاراتی از کارفرمای خود دارد که به طور حتم، توجه به آنها میتواند مسیر دستیابی به این مهم را تسهیل نماید. در این راستا، به غیر از مسایل حقوقی و دستمزدی، قرار دادن نیروی کار زیر پوشش نظام تأمین اجتماعی از مهمترین شاخصههایی است که به پویایی نیروی کار کمک خواهد کرد. متأسفانه در سالهای اخیر به دلایل بسیاری از جمله حجم بالای بیکاری و فقدان منابع مالی مناسب واحدهای اقتصادی خواستههای نیروی کار بیپاسخ مانده است. به عبارت دیگر هم کارگر در عذاب است و هم کارفرما - خصوصاً واحدهای بخش خصوصی. با یک حساب سرانگشتی از وضعیت کشور در مییابیم که در قبری که به نام نیروی کار بالای آن ایستادهایم، مردهای نیست. مقایسه نرخ تورم با رشد دستمزدها یکی از این مسایل است. اگر وجدان را قاضی کنیم میبینیم که اگر سالی ۲۰ درصد به سطح عمومی قیمتها و ۱۲ درصد به حقوق و مزایا اضافه شود، تقریباً سالی ۸ درصد قدرت خرید نیروی کار و دستمزد واقعی او افت میکند. ترکیب نامتوازن نیروی کار دستمزدبگیر مستأجر را با هزینههای سرسام آور مسکن مقایسه کنید. هزینههای درمان، بهداشت و آموزش، را ببینید. سهم نیروی کار ایرانی از تفریح و مسافرت چقدر است؟ پاسخ به این سؤالات اگرچه کمی سخت است، اما اندکی تأمل در زندگی روزمره نیروی کار ایرانی، مبین سهم اندک نیروی کار از این مقولهها است. پس، سخن گفتن از کارایی، بهرهوری، پویایی و ابداع و خلق تئوریهای جدید انتظاری غیرمنطقی است.

عدم رعایت سلسله مراتب و فقدان شایستهسالاری درونسازمانی از دیگر مواردی است که بر پویایی نیروی کار، تأثیر منفی میگذارد. وجود قوانین دست و پاگیر کار هم موردی است که عملاً دست هردو طرف نیروی کار و کارفرما را بسته است، به طوری که بر اساس گزارش مؤسسه هریتج آزادی نیروی کار کشورمان با در اختیار داشتن رقم ۴/۵۲ درصد حتی از کشور کمونیستی چین - با در اختیار داشتن ۸/۶۱ درصد - پایینتر است. باید توجه داشت که دستیابی به نیروی کار پویا، کارآمد و بهرهور، تنها زمانی مهیا میشود که تمام مسایل و مشکلات حاشیهای آن حل شده باشد. توجه به نظامهای "رشد مبتنی بر خلق انگیزه" و یا "رشد مبتنی بر تشویق نیروی کار،" در کنار القای وفاداری و امنیت شغلی به نیروی کار از مواردی است که کمکهای شایانی به این مهم مینماید. در نهایت یادآور میشویم که اگر خواهان اهداف بلندمدتی چون سند چشمانداز هستیم، باید به سرمایههای اصلی کشور که همان منابع انسانی هستند توجهات به مراتب بیشتری نماییم، چراکه "چرخ اقتصاد نچرخد، مگر با عزم نیروی کار.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 20 اردیبهشت 1389  ساعت 1:22 AM نظرات 0 | لينک مطلب