« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



« شهروندي» را بايد بنيادي‌ترين مفهوم جهان جديد دانست؛ زيرا بر پايه اين مفهوم و   نمود عيني آن يعني «شهروند» است كه شاكله نظام اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي   جهان مدرن سامان مي‌پذيرد .
گرچه اين مفهوم ريشه در تحولات جديد از عصر نوزايي به بعد در غرب دارد و مي‌توان   گفت كه در ساير نقاط جهان مفهومي وارداتي است اما بسياري از پژوهشگران در كشورهاي   اسلامي بر اين نظرند كه مدرن‌شدن، يك سير خطي، مشخص و ازپيش‌تعيين‌شده‌ ندارد و   دليلي بر تكرار تجربه غرب در رسيدن به آن نيست. از اين رو راه‌حل چالش‌هاي موجود در   راه مدرن‌شدن در جوامع اسلامي را بايد در بسترهاي فرهنگي و اجتماعي اين كشورها جست . بر اين پايه، برخي پژوهشگران و انديشمندان جهان اسلام درصدد برآمده‌اند تا از   شهروندي تعريفي جديد ارائه دهند؛ تعريفي كه برآمده از رجوع به تاريخ پر فراز و نشيب   فرهنگ و تمدن اسلامي در 1400سال است. از اين رو، اين پرسش همواره مطرح است كه آيا   مي‌توان الگوي اسلامي شهروندي را ارائه داد؟

  آيا مي‌توان از شهروندي اسلامي سخن گفت؟ بي‌ترديد پاسخ به اين پرسش و پرسش‌هاي   مشابه نيازمند تلاش‌هاي فكري و پژوهش‌هاي دقيق تاريخي و متن‌شناسانه است. در نشستي   كه دوشنبه  اين هفته در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي با عنوان «رويكرد   ديني در مفهوم شهروندي» برگزار شد، دكتر فاطمه براتلو، با تأكيد بر اينكه تنها به   طرح اوليه اين الگو پرداخته، از لزوم اهميت و مباني نظري اين مفهوم (شهروندي ديني ) سخن به ميان آورد. مطلب حاضر، چكيده‌اي از سخنان وي است كه از پي مي‌خوانيد .

واژه «شهروندي» ‌از جمله واژه‌هايي است كه از نگاه‌هاي گوناگون به آن پرداخته   شده و اگر به اغراق نرويم، تقريباً از چالش‌هاي جدي جامعه جهاني امروز است؛ به‌ويژه   در ايران كه مدرنيته سير طبيعي خود را نپيموده، مفهوم «شهروندي» هم جايگاه درخور   خود را نيافته است. با اين حال ما در ايران معاصر مبتلا به برخي از آسيب‌ها در حوزه   شهروندي هستيم. اگر به مطالعاتي كه اخيرا در اين حوزه (شهروندي) انجام شده رجوع   كنيم به آسيب‌هايي مي‌رسيم كه باز اگر از ديدي پديدارشناختي آنها را به بررسي و   تحليل بگذاريم، ريشه در معضلات فرهنگي دارند .

از جمله اين آسيب‌هاي مهم مي‌توان از فردگرايي منفي نام برد. فردگرايي(منفي ) جامعه را بين نفع جمعي و نفع فردي سردرگم مي‌سازد و با توسعه‌دادن به «منيت‌»ها،   گفت‌وگوي اجتماعي را از ميان مي‌برد. خودمحوري، منفعت‌طلبي، بي‌اعتمادي به جامعه و   نظام اجتماعي از پيامدهاي فردگرايي منفي است. فردگرايي منفي به‌عنوان يكي از اركان   مدرنيته، امري وارداتي در ايران است. لازم به يادآوري است كه فردگرايي مثبت هم   داريم كه زمينه‌ساز بروز خلاقيت در جامعه است .

با توجه به اين نكات و نيز با عنايت به اينكه بيش از  70درصد از جمعيت كشور (ما ) در شهرها زندگي مي‌كنند و نيز در سطح جهاني، هويت شهروندي هر روز پررنگ‌تر مي‌شود،   لزوم پرداختن به مقوله «شهروندي» اهميت زيادي مي‌يابد .

 


« شهروندي» را بايد بنيادي‌ترين مفهوم جهان جديد دانست؛ زيرا بر پايه اين مفهوم و   نمود عيني آن يعني «شهروند» است كه شاكله نظام اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي   جهان مدرن سامان مي‌پذيرد .

گرچه اين مفهوم ريشه در تحولات جديد از عصر نوزايي به بعد در غرب دارد و مي‌توان   گفت كه در ساير نقاط جهان مفهومي وارداتي است اما بسياري از پژوهشگران در كشورهاي   اسلامي بر اين نظرند كه مدرن‌شدن، يك سير خطي، مشخص و ازپيش‌تعيين‌شده‌ ندارد و   دليلي بر تكرار تجربه غرب در رسيدن به آن نيست. از اين رو راه‌حل چالش‌هاي موجود در   راه مدرن‌شدن در جوامع اسلامي را بايد در بسترهاي فرهنگي و اجتماعي اين كشورها جست . بر اين پايه، برخي پژوهشگران و انديشمندان جهان اسلام درصدد برآمده‌اند تا از   شهروندي تعريفي جديد ارائه دهند؛ تعريفي كه برآمده از رجوع به تاريخ پر فراز و نشيب   فرهنگ و تمدن اسلامي در 1400سال است. از اين رو، اين پرسش همواره مطرح است كه آيا   مي‌توان الگوي اسلامي شهروندي را ارائه داد؟

  آيا مي‌توان از شهروندي اسلامي سخن گفت؟ بي‌ترديد پاسخ به اين پرسش و پرسش‌هاي   مشابه نيازمند تلاش‌هاي فكري و پژوهش‌هاي دقيق تاريخي و متن‌شناسانه است. در نشستي   كه دوشنبه  اين هفته در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي با عنوان «رويكرد   ديني در مفهوم شهروندي» برگزار شد، دكتر فاطمه براتلو، با تأكيد بر اينكه تنها به   طرح اوليه اين الگو پرداخته، از لزوم اهميت و مباني نظري اين مفهوم (شهروندي ديني ) سخن به ميان آورد. مطلب حاضر، چكيده‌اي از سخنان وي است كه از پي مي‌خوانيد .

واژه «شهروندي» ‌از جمله واژه‌هايي است كه از نگاه‌هاي گوناگون به آن پرداخته   شده و اگر به اغراق نرويم، تقريباً از چالش‌هاي جدي جامعه جهاني امروز است؛ به‌ويژه   در ايران كه مدرنيته سير طبيعي خود را نپيموده، مفهوم «شهروندي» هم جايگاه درخور   خود را نيافته است. با اين حال ما در ايران معاصر مبتلا به برخي از آسيب‌ها در حوزه   شهروندي هستيم. اگر به مطالعاتي كه اخيرا در اين حوزه (شهروندي) انجام شده رجوع   كنيم به آسيب‌هايي مي‌رسيم كه باز اگر از ديدي پديدارشناختي آنها را به بررسي و   تحليل بگذاريم، ريشه در معضلات فرهنگي دارند .

از جمله اين آسيب‌هاي مهم مي‌توان از فردگرايي منفي نام برد. فردگرايي(منفي ) جامعه را بين نفع جمعي و نفع فردي سردرگم مي‌سازد و با توسعه‌دادن به «منيت‌»ها،   گفت‌وگوي اجتماعي را از ميان مي‌برد. خودمحوري، منفعت‌طلبي، بي‌اعتمادي به جامعه و   نظام اجتماعي از پيامدهاي فردگرايي منفي است. فردگرايي منفي به‌عنوان يكي از اركان   مدرنيته، امري وارداتي در ايران است. لازم به يادآوري است كه فردگرايي مثبت هم   داريم كه زمينه‌ساز بروز خلاقيت در جامعه است .

با توجه به اين نكات و نيز با عنايت به اينكه بيش از  70درصد از جمعيت كشور (ما ) در شهرها زندگي مي‌كنند و نيز در سطح جهاني، هويت شهروندي هر روز پررنگ‌تر مي‌شود،   لزوم پرداختن به مقوله «شهروندي» اهميت زيادي مي‌يابد .

« شهروندي» مفهومي متناقض است. در اين مفهوم هم تعلق را مي‌بينيم و هم استقلال را   و از آنجا كه «شهروندي» داراي باري سياسي است، در يك متن تاريخي خاص قرار مي‌گيرد . در حوزه عمومي دولت‌ها مايل هستند كه شهروندان‌شان بخشي از وظايف را برعهده گيرند و   به شهرونداني آگاه و فعال تبديل شوند و نياز به نظارت‌هاي ويژه نداشته باشند .
با   اين حال، پرداختن به مقوله «شهروندي» ما را با يك پرسش بنيادين رويارو مي‌گرداند : آيا ادبيات ديني(اسلامي) ما مي‌تواند يك الگوي نظري براي اين بحث‌(شهروندي) ارائه   دهد؟ پيش از اينكه وارد اين بحث شويم، لازم است نگاهي هرچند كوتاه به‌ تحول اين   مفهوم(شهروندي) در دوره‌هاي تاريخي ايران بيندازيم
:

1- در دوره 1200ساله ايران باستان كه با فرهنگي موازييكي از اقوام گوناگون   مواجهيم، ساختار سياسي در توجيه نظام شاهنشاهي است. در اين عصر، نمي‌توان از   شهروندي سراغ گرفت؛ زيرا مردم تابع فرمان شاهنشاه هستند .

2- دوران ورود اسلام تا مشروطه. در اين عصر خليفه و سلطان در برابر رعايا قرار   دارند. با توجه به اينكه اسلام ديني است كه تنها بر بندگي خداوند تأكيد دارد و بر   آزادزيستي و آزادانديشي مردم اصرار دارد، وقتي اين دوره را مرور مي‌كنيم، ‌جز در   دوران زمامداري علي(ع) و خلفا، آثاري كه مبين شهروندي باشند، نمي‌يابيم. نتيجه اين   است كه در ادبيات سياسي آن عصر، نه‌تنها شهروندي كه هيچ مفهومي كه مطابق با حق   مردمي باشد، وجود ندارد .

3- دوران پس از مشروطه تا آغاز انقلاب اسلامي. در اين عصر 2 اتفاق مهم افتاد : الف- واژه‌هاي تازه‌اي وارد ادبيات سياسي ما شدند مثل پارلمان، مشروطيت و... .  ب - برخي مفاهيم گذشته دچار بازتعريف يا تغيير شدند، مثلا مفهوم «ملت» كه تعبيري ديني   داشت، در دوره مشروطه و پس از آن دچار چنان تغييري شد كه ديگر رنگ‌وبوي ديني   نداشت .

4 – دوره انقلاب اسلامي. اين دوره را به عنوان دومين تغيير مهم ساختاري در كشور ( پس از مشروطه) مي‌شناسيم. در اين دوره به‌تدريج شمايي از مفهوم شهروندي وارد و   تمهيداتي براي آن فراهم مي‌شود و فضاي اجرايي خود را نيز مي‌يابد .

در واقع ضمانت براي اجرايي‌شدن و اجرايي‌كردن مفهوم شهروندي در ايران پس از   انقلاب اسلامي تدوين مي‌شود. اين آغاز يك نظام سياسي جديد در ايران است. البته در   ساحت نظر، مفهوم شهروندي پس از انقلاب شكل مي‌گيرد اما اينكه در عمل تا چه اندازه   قابليت اجرايي يافته، امر ديگري است. اما با توجه به تقسيم‌بندي شهروندي به ( شهروندي) سياسي، مدني  و اجتماعي، در ايران معاصر شهروندي مدني و اجتماعي پررنگ‌تر   بوده است .

امروزه نظريه‌هاي سياسي، اموري چون مسئوليت‌پذيري، ترقي‌طلبي، قانون‌محوري،   وطن‌دوستي، نوع‌دوستي، تفكر انتقادي، انديشه‌ورزي، تحمل انديشه‌هاي مختلف، پرسشگري،   شناخت حداقلي از محيط و تاريخ، پرهيز از زندگي روزمره، وفاداري به ملت، افزايش   دانايي افراد، اعتقاد به ارزش‌هاي بنيادين جامعه، توانايي مشاركت با ديگران،   گوش‌دادن سازنده به ديگران و... را از مؤلفه‌هاي اصلي شهروندي مي‌دانند .

گرچه الگوهاي نظري در حوزه‌شهروندي فراوان است اما من در اين طرح‌اوليه از   الگوي   شهروندي ديني (اسلامي)، به نظريه شهروندي هابرماس نظر داشته‌ام و كوشيده‌ام   تا با نگاه به الگوي نظري وي در اين حوزه، طرح خود را سامان دهم. در انديشه   هابرماس، نقش اجتماعي شهروندي در ارتباط با حوزه عمومي ترسيم شده است .

اين الگوي هابرماس، در واقع پاسخي است به چالش‌هاي ليبرال دمكراسي. هابرماس 3 عنصر را در راهبرد هنجاري شهروندي لحاظ كرده است: 1- اخلاق گفت‌وگويي 2- عقلانيت   بيناذهني 3-‌كنش ارتباطي.لازم به يادآوري است كه در جامعه شهروندمدار تفكر انتقادي   كه همان تفكر درباره تفكر است، از اهميت بسزايي برخوردار است. تفكر انتقادي ميل به   تغيير امور دارد؛ با اين حال «تفكر مراقبه‌اي» امري است كه مي‌تواند بنياد شهروندي   قرار گيرد .

در دل تفكر مراقبه‌اي،  همدلي و توجه به همنوع نهفته است؛ امري كه در جامعه ما   از آن غفلت شده و درست به همين دليل بايد به تفكر مراقبه‌اي بها داد. تفكر   مراقبه‌اي مبتني بر خرد است و اين خرد از دين (اسلام) نشأت مي‌گيرد. خرد و عقلي كه   خداوند مي‌فرمايند، اگر قرار باشد پاداش و كيفري باشد، به موجب آن (عقل) خواهد بود . پس، با وجود تفكر مراقبه‌اي از تفكر مي‌گذريم و به خرد مي‌رسيم .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب

کار ، وسیله تقرب به خداوند
اسلام به کار و کارگر ارزش بسیار والایی داده است، به گونه ای که کار کردن را از بزرگ ترین عبادت ها و وسیله ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. در اسلام کارگر، شهید زنده و کارگری شغل انبیاست و از راه کسب و کار می توان به بهشت برین رسید. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می داند و می فرماید: «نیست برای انسان، مگر بازتاب عمل و واکنش کارش. سپس، به پاداش کامل تری خواهید رسید». (نجم: 40 و 41)
از سوی دیگر بی کاری و تن آسایی صفاتی هستند که در ادبیات دینی، با نفرت و نکوهش از آنها یاد شده است. در اسلام کار به عنوان یک دستور دینی واجب است. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام9 آمده است: «تلاش در جهت کسب روزی حلال، بر هر زن و مرد مسلمان واجب است».
در حدیثی دیگر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار را برترین عبادت دانسته است. ایشان کار را بهترین راه رسیدن به سعادت معرفی می کند و می فرماید: «نود درصد راه تقرب، به کار منتهی می شود».


از نظر اسلام همه مسلمانان باید به کار و حرفه ای بپردازند. انسانی که کار نمی کند و تنها به عبادت و پرستش خداوند بسنده می کند، دعایش از سوی خداوند پذیرفته نیست. از امام صادق علیه السلام روایت است که آن حضرت از علی ابن العزیز پرسید: عمرابن مسلم چه کار می کند؟ گفت: فدایت شوم! کسب و کار را رها کرده به عبادت روی آورده است. فرمود: وای، مگر نمی داند دعای بدون کار و کوشش پذیرفته نمی شود.
اگر در جامعه ای بر اساس آموزه های دینی عمل شود و کار ارزش یابد و به عنوان مایه رستگاری و وسیله تقرب به پروردگار به آن نگریسته شود، فرهنگ کار تقویت خواهد شد و البته برآیند چنین اندیشه ای؛ ابتکار، خلاقیت و رشد و توشعه به معنای عام خواهد بود.

پیام ها :
1. اهمیت کار و کارگری در اسلام؛
2. نکوهش بی کاری.

کار، سیره انبیا و اولیای الهی

کار و تلاش، سیره تمام پیامبران آسمانی است. پیامبران پیش از بعثت، به کارهای سختی، همچون: شبانی، کشاورزی و... می پرداختند. شخصیت و زندگی آنان با کار همراه بود و با تمام وجود زحمت ها و تلاش های طاقت فرسای مردم ضعیف جامعه را درک می کردند. پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام حتی پس از رسیدن به مقام نبوت و جانشینی، همواره با کار و تلاش مأنوس بوده اند. مقام کارگری، از دیدگاه معصومین شأن والایی دارد. از نظر پیامبر گرامی اسلام، منزلت کارگران در ردیف انبیاست. ایشان فرموده است:
هر کس از دست رنج خویش مخارج زندگی خود را تأمین کند، روز قیامت در صف پیامبران قرار خواهد گرفت و از عنایاتی که پیامبران بهره مندند، بی نصیب نخواهد ماند



کار ، وسیله تقرب به خداوند

اسلام به کار و کارگر ارزش بسیار والایی داده است، به گونه ای که کار کردن را از بزرگ ترین عبادت ها و وسیله ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. در اسلام کارگر، شهید زنده و کارگری شغل انبیاست و از راه کسب و کار می توان به بهشت برین رسید. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می داند و می فرماید: «نیست برای انسان، مگر بازتاب عمل و واکنش کارش. سپس، به پاداش کامل تری خواهید رسید». (نجم: 40 و 41)
از سوی دیگر بی کاری و تن آسایی صفاتی هستند که در ادبیات دینی، با نفرت و نکوهش از آنها یاد شده است. در اسلام کار به عنوان یک دستور دینی واجب است. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام9 آمده است: «تلاش در جهت کسب روزی حلال، بر هر زن و مرد مسلمان واجب است».
در حدیثی دیگر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار را برترین عبادت دانسته است. ایشان کار را بهترین راه رسیدن به سعادت معرفی می کند و می فرماید: «نود درصد راه تقرب، به کار منتهی می شود».
از نظر اسلام همه مسلمانان باید به کار و حرفه ای بپردازند. انسانی که کار نمی کند و تنها به عبادت و پرستش خداوند بسنده می کند، دعایش از سوی خداوند پذیرفته نیست. از امام صادق علیه السلام روایت است که آن حضرت از علی ابن العزیز پرسید: عمرابن مسلم چه کار می کند؟ گفت: فدایت شوم! کسب و کار را رها کرده به عبادت روی آورده است. فرمود: وای، مگر نمی داند دعای بدون کار و کوشش پذیرفته نمی شود.
اگر در جامعه ای بر اساس آموزه های دینی عمل شود و کار ارزش یابد و به عنوان مایه رستگاری و وسیله تقرب به پروردگار به آن نگریسته شود، فرهنگ کار تقویت خواهد شد و البته برآیند چنین اندیشه ای؛ ابتکار، خلاقیت و رشد و
توشعه به معنای عام خواهد بود.

پیام ها :
1. اهمیت کار و کارگری در اسلام؛
2. نکوهش بی کاری.

کار، سیره انبیا و اولیای الهی

کار و تلاش، سیره تمام پیامبران آسمانی است. پیامبران پیش از بعثت، به کارهای سختی، همچون: شبانی، کشاورزی و... می پرداختند. شخصیت و زندگی آنان با کار همراه بود و با تمام وجود زحمت ها و تلاش های طاقت فرسای مردم ضعیف جامعه را درک می کردند. پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام حتی پس از رسیدن به مقام نبوت و جانشینی، همواره با کار و تلاش مأنوس بوده اند. مقام کارگری، از دیدگاه معصومین شأن والایی دارد. از نظر پیامبر گرامی اسلام، منزلت کارگران در ردیف انبیاست. ایشان فرموده است:
هر کس از دست رنج خویش مخارج زندگی خود را تأمین کند، روز قیامت در صف پیامبران قرار خواهد گرفت و از عنایاتی که پیامبران بهره مندند، بی نصیب نخواهد ماند.
داشتن درآمد بیشتر، از درآمد کمتر مطلوب تر است، زیرا با مازاد درآمد می توان به انجام کارهای نیک و پسندیده اقدام کرد. آدمی باید با کمک به هم نوعان روح دیگر خواهی را در خود تقویت و دست تهی دستان و افتادگان را بگیرد. بدین منظور، امام علی علیه السلام در گرمای سوزان عربستان، تعداد زیادی چاه و قنات احداث کرد. نخلستانی با هزاران درخت خرما آباد کرد و زمین های بسیاری را زیر کشت برد. بعضی از قنات ها و زمین های آبادی را که خود احداث و زیر کشت برده بود، وقف نیازمندان کرد.
همچنین آن امام دل سوز، از حاصل دست رنج خود افراد بسیاری را از اسارت و بندگی نجات داد و آزادی را به آنان بازگرداند.
بنابراین، با توجه به روش و سیره ائمه معصومین علیهم السلام ، کار و تلاش از صفات پسندیده و مایه رستگاری انسان و پیشرفت جوامع انسانی است.

پیام ها :

1. اهتمام به کار، در سیره و رفتار پیامبران و معصومین علیهم السلام ؛


2. ارج نهادن به شأن و منزلت کارگر در اسلام.

کار در دیدگاه آیات و روایات

در آیات و روایات بسیاری از کار به عنوان عمل صالح یاد شده و از مقام کارگر ستایش شده است و کارگران نیز به بهشت جاویدان بشارت داده شده اند. بنابر رهنمودهای دینی، مسلمانان باید در انجام کار نیک از همدیگر پیشی گیرند: «انّما تُفاضَلُ القوُم بِالاَعْمال؛ گروه ها از طریق کار نسبت به هم برتری می یابند.» این نگرش و رویکرد مقدس به کار، موجب می شود که برای آن مرزی تعیین نشود.
اوُصیکَ اَنْ لایَکُونَنَّ لِعَمَلِ الْخَیْرَ عِنْدَکَ غایَةً فِی الْکَثْرِة.
سفارش می کنم تو را که برای عمل خیر، در نزد تو محدودیتی نباشد.
نگاه قدسی و عبادی به کار، انگیزه کار کردن را در انسان تقویت می کند و مرتبه معنوی و اجتماعی او را بالا می برد. در همین ارتباط، در قرآن مجید می خوانیم:
«درجات و مقامات عالی، ویژه مؤمنانی است که تلاش های عملی مثبت و سازنده دارند». (طه:75)
در سخنی زیبا از امام صادق علیه السلام هم آمده است:
سه چیز از اسباب سعادت است. یکی از آنها این است که انسان برای بهبود زندگی و کسب و معیشت خود، صبحگاهان از خانه بیرون رود و شبانگاهان برگردد.

پیام ها :

1. تلاش برای انجام کار با تمام توان؛
2. دست یابی به درجات عالی در پرتو کار و تلاش.

نکوهش بی کاری در اسلام

امام علی علیه السلام در هشداری، بی کاری و تن پروری را نکوهش کرده و فرموده است: «با اراده سست، ضعف پیشگی، و گرایش به بی کاری، بعید است که انسان به سعادت برسد».
بی توجهی به کار و روی آوردن به تنبلی و بی کاری، در حوزه اقتصاد، روان شناسی و جامعه شناسی، به عنوان یک معضل و پدیده زیان بار معرفی شده است که اختلالات روانی، نابهنجاری های اجتماعی و بزهکاری از پی آمدهای آن است. ادامه یافتن این مشکل برای مدت طولانی، آسیب های روانی جبران ناپذیری را در سطح کلان به وجود می آورد؛ آسیب هایی که عزت و اعتماد و اتکای به نفس را از افراد بی کار می گیرد.
بی کاری، تنها ریشه اقتصادی ندارد، یعنی حتی با جریان فعالیت های اقتصادی نسبتا مطلوب در جامعه و وجود مشاغل کافی و متنوع برای افراد، عده ای از کار کردن سرباز می زنند. این نوع بی کاری، ریشه فرهنگی دارد. در این گونه مواقع باید با ایجاد فرهنگ کار و ارزش گذاری به همه نوع مشاغل و هدایت به سمت نگاه عبادی به کار، انگیزه ها را افزایش و تعداد بی کاران را کاهش داد.
سفارش به استفاده بهینه از وقت، به منظور نهادینه سازی فرهنگ کار بسیار مهم است. اتلاف وقت از بزرگ ترین گناهان به شمار می آید و برای رسیدن به رستگاری می باید از وقت محدود و عمر کوتاه، بیشترین بهره را برد. هدر دادن وقت در قالب خواب زیاد، رفت و آمدهای غیرضروری، زیاده گویی و غیره، از نظر اخلاقی پسندیده نیست. امام علی علیه السلام در نکوهش وقت گذرانی می فرماید: «بی کاری دائمی فساد آور است.» اسلام با نگاه تکلیفی به کار و نیز جهاد خواندن آن، انگیزه کار را در مؤمنان افزایش می دهد و از طریق مبارزه با بی کاری، تنبلی و تن آسایی به احیای فرهنگ کار اقدام می کند. آموزه های دینی، بی کاری و تنبلی را عامل انحراف و ناهنجاری عنوان می کند و تن آسایی و مصرف گرایی را از عوامل فقر و نداری می داند. پیامبر گرامی اسلام با افراد بی کار به سردی برخورد می کرد و آشکارا نارضایتی خود را نشان می داد. ایشان روزی مرد نیرومندی را دید، با تعجب پرسید: آیا حرفه ای دارد؟ گفتند: بی کار است. فرمود: او که کار نمی کند، ارزشی ندارد.
بی شک انسان بی کار افزون بر رنج خود، خانواده و اطرافیانش را هم از این نظر در فشار و سختی نگه می دارد و به آنها آسیب می رساند. در سخنی امام صادق علیه السلام می فرماید: «انسان توانمند اگر کار نکند، در خوش گذرانی و بطالت می افتد و سرانجام به خود و خویشاوندانش آسیب های جدی می رساند».
امام علی علیه السلام در گفتاری، بر این مهم این گونه اشاره می کند: «سهل انگاری و تنبلی، به از بین رفتن حقوق دیگران می انجامد».
انسان تن آسا نزد خداوند هم ارج و قربی ندارد، چنان که امام صادق علیه السلام فرد بی کار را محبوب خدا نمی شمارد و می فرماید: «خداوند از خواب زیاد و بی کاری پیوسته نفرت دارد». بی کاری افزون بر زیان های اقتصادی، آثار سوء روحی، روانی دارد و در برخی از روایت ها به آثار زیان بار روانی بی کاری اشاره شده است. نفس کار، شادابی و نشاط آور است و در مقابل، بی کاری عامل افسردگی وپژمردگی روان است. از امام علی علیه السلام نقل است: «کار کردن، بر توان و نیروی انسان می افزاید.» و «عدم فعالیت بدنی، انسان را سست و ضعیف می سازد و شادابی و نشاط را از او می گیرد».

پیام ها :

1. ایجاد فرهنگ کار و پیش گیری از اتلاف وقت؛


2. نکوهش بی کاری در اسلام؛

3. بی کاری، عاملی در جهت تضییع حقوق خانواده.

رابطه کار و عزت نفس

در ادبیات اسلامی، بخشی از عزت نفس، در گرو کار و تلاش است. کار کردن، موجب می شود انسان به کمک دیگران امید نبندد و دست تکدی و نیاز به سوی این و آن دراز نکند. انسان باید بکوشد با کار و حرفه ای مخارج زندگی خود و خانواده اش را تأمین کند و اسیر محبت و منت دیگران نشود. شایدبه همین سبب است که امام علی علیه السلام در وصیتی به فرزندش امام حسن علیه السلام فرموده است:
اگر می خواهی آزاد باشی و حریت داشته باشی، مانند بندگان و غلامان زحمت بکش و کار کن. امید و آرزوی خود را از مال جمیع انسان ها قطع کن، هرگز چشم طمع به مال و ثروت و اندوخته دیگران نداشته باش. اگر کار و کسبی به تو پیشنهاد شد، نگو این کار کسرشأن من است و درجه و مقام مرا در جامعه پایین می آورد. زیرا هیچ چیز به اندازه اینکه انسان از دیگران توقع و تقاضا داشته باشد و استمداد کند، او را پست، حقیر و خوار نمی کند. تو تا وقتی از دیگران بی نیاز باشی و چشم طمع به مال کسی ندوزی و از فردی هدیه نخواهی، از همه بلندقدرتر نیزخواهی بود.
بی نیازی از دیگران و عزت نفس، در ذات کار و کوشش است. امام صادق علیه السلام در به هم پیوستگی این دو اصل می فرماید:
ای بنده خدا، عزت خود را با کار کردن حفظ کن. [شخصی] پرسید: فدایت شوم، عزت من در چیست؟ حضرت فرمود: صبح گاهان برای کسب رفتن و اعتماد به خود داشتن، عزت توست.
بنابراین، انسان باید با کد یمین و عرق جبین، خود را از ذلت و زبونی رهایی بخشد و متکی به کار و فعالیت خود باشد و دست نیاز به سوی این و آن دراز نکند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در توصیه ای می فرماید:
هر که برای حفظ آبروی خود از ذلت سئوال و تکدی و همچنین برای اداره خانواده و کمک به همسایه در پی کسب حلال برود و کار کند، روز رستاخیز با چهره ای تابناک مانند ماه شب چهارده به پیشگاه خداوند حضور می یابد.

پیام ها :

1. عزت نفس، در گرو کار و تلاش؛
2. اتکا به کار و فعالیت و پرهیز از تکدی گری.


منبع: ماهنامه طوبی ، ش 3


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 
همت مضاعف برای جلوگیری از فاجعه شهری
در هفته گذشته تأکید رئیس جمهور بر آمدن حتمی زلزله در شهر تهران، سبب شده تا خبر این حادثه غیر مترقبه در صدر اخبار رسانه‌‌ها قرار گیرد، این خبر نه شایعه بود که زبان به زبان نقل شده باشد و نه پیش‌بینی بود بلکه استدلال رئیس جمهور به منابعی از جنس پایه علمی بود.
آری شهر تهران، این کلانشهر که حدود 700 کیلومتر وسعت دارد، در معرض خطر زلزله قرار دارد؛ شهری که بافت آن در بیشتر مناطق به بافت فرسوده شهرت دارد.
هر چند ساخت و ساز و نوسازی در بسیاری از خیابان‌ها و کوچه‌های این شهر نمایان است اما خطر پذیری بافت‌ها در برابر زلزله هم چنان حرف اول را می‌زند.



سال‌هاست که مسؤولان دم از نوسازی و احیای بافت‌های فرسوده می‌زنند اما این کلانشهر چقدر زمان می‌خواهد تا در برابر حوادث غیر مترقبه کمترین آسیب را ببیند؟
تهران شهری است که برای زیستن ساخته نشده است و فقط می‌توان در آن زنده بود و زمان زنده بودن هم نمی‌شود برای آن تعریف کرد.
املاک شهری هر چند در حال نوسازی هستند اما باز هم بافت فرسوده به حساب می‌آیند چرا که هیچ کارشناسی نمی‌تواند تضمین دهد که سازه‌های جدید الاحداث در این کلان شهر بتواند در برابر قدرت زلزله دوام بیاورد.


تراکم و ازدحام فضاهای شهر، تمرکز در هسته مرکزی و جمعیتی سبب شده تا پیش‌بینی‌های اولیه از وقوع زلزله، آمار کشته‌ها را بر عدد یک میلیون و نیم نفر برآود کنند. زخمی‌ها و حوادث دیگر صددرصد آمار بالاتری را به خود اختصاص خواهد داد. فاجعه‌ای که حتی فکرش مو را بر تن انسان راست می‌کند. جمعیت 10 تا 12 میلیونی ساکن در این شهر، شب‌ها با چه اطمینانی سر بر بالش می‌گذارند؟
مشکلات، پیش‌بینی نشده است. این شهر تهدیدات حوادث را بیشتر می‌کند و نگرانی‌ها را نیز افزایش می‌دهد به گونه‌ای که اقدامات صورت گرفته تاکنون حتی جوابگوی درصدی از جمعیت حادثه دیده احتمالی هم نخواهد بود.
حال که زلزله پیش نیامده و خبر از حادثه‌ای نیست با کوچکترین تصادف یا حادثه‌ای شریان‌های این شهر چنان قفل می‌شود که ساعت‌ها باید در ترافیک به انتظار ماند. از شمال به جنوب و از شرق به غرب و بالعکس جابه‌جا شدن ساعت‌ها زمان می‌برد وای به روزی که حادثه‌ای پیش آید.
نبود برنامه‌ریزی صحیح شهری، مشکلات این شهر را دو چندان کرده است به گونه‌ای که دیگر حتی فضایی برای اسکان زخمی‌ها و فضایی برای ذخیره تدارک باقی نمانده است تعدادی سوله بحران به همت شهرداری ساخته شده است تا در زمان بحران عده‌ای بتوانند به کمک دیگران بروند.
نه آمادگی‌ها پاسخگوست و نه تجهیزات. پس به کدام اقدامات صورت گرفته از سوی مدیران شهری و در بحث کلان مدیران دولتی باید دل خوش کرد؟


هنوز تلخی زلزله بم و رودبار نقل زبان‌هاست. هر چند زلزله در یک شهر کوچک به وقوع پیوست اما عمق فاجعه به حدی بودکه سال‌هاست که با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم. عکس‌ها و گزارش‌های آن از خاطر فراموش نمی‌شود. با این حال شهر تهران خفته بر دیوی است که هر لحظه بیدار خواهد شد و آن زمان دیگر دیر است که بتوان کاری کرد و بتوان مقصری را برای آن جست‌وجو نمود.
بافت‌های شهری را می‌سازیم ولی باز هم بافت فرسوده به حساب می‌آیند. هر چه برتن خیابان‌ها و کوچه‌ها می‌کنیم باز هم مشکلات پابرجاست. مشکلات پیش‌بینی شده این شهر تهدیدی است برای ساکنان این ابر شهر.
حال که در سال همت وکار مضاعف قرار گرفته‌ایم، بهتر است با همت والا به این موضوع مهم اهتمام ویژه‌ای کنیم که هر لحظه غفلت جز پشیمانی چیزی در برنخواهد داشت و کار امروز را به فردا نگذاریم که فردا همچون امروز است.

پايگاه خبري جوان

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
•  همت آن است كه هيچ حادثه و عارضه‌اي، مانع آن نگردد. (ابن عطا )


  • 
مرد بلند همت تا پايه بلند به دست نياورد از پاي طلب ننشيند. (كليله و دمنه)

  • رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود... رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود.(سعدي)

  •  اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي‌شد ، سعي و عمل ديگر معني نداشت (موريس مترلينگ)

  • اين كه چقدر زمان داري مهم نيست چگونه مي‌گذراني مهم است.

  • به توانائي خود ايمان داشتن نيمي از كاميابي است. (روسو)

  • كار و كوشش ما را از سه عيب دور مي‌دارد، افسردگي، دزدي و نيازمندي. (ولتر)

  • سر چشمه همه فسادها بيكاري است، شيطان براي دست‌هاي بيكار ، كار تهيه مي‌كند).پاسكال)

  • بدبختي انسان از جهل نيست از تنبلي است. (ديل كارنگي)

  • کار ، بهترين تسکين دهنده ، افکار پريشان و غم است .

  •  بهترين پاداش کار نيک، رضايتي است که در قلب خود احساس مي کنيم.

  • اگر شيفته كارت نباشي، روانت بيمار مي‌شود و در نهايت پيكرت از پاي در خواهد آمد.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب
  •   آدمی ساخته افکار خویش است، فردا همانی می شود که امروز می‌اندیشیده است. فرانسیس بیکن


   •  ساده ترین راه نابودی یک نام تجاری، عرضه انواع و اقسام کالاها و خدمات با آن نام تجاری است. آل رایز

   •  من دریافته ام که ایده های بزرگ هنگامی به ذهن راه می یابند که مصمم به داشتن چنین ایده هایی باشیم. چارلز چاپلین

   •  در هر کاری که انجام می‌دهید قانون طلایی شماره یک مدیریت را بکار بندید: دیگران را به روشی مدیریت کنید که دوست دارید شما را به آن روش مدیریت کنند. برایان تریسی

   •  وقتی موانع بروز می‌کنند، شما مسیر حرکت خود را برای رسیدن به هدف تغییر می‌دهید؛ شما تصمیمتان را برای رسیدن به هدف تغییر نمی‌دهید. زیگ زیگر

   •   وارد عمل شدن بدون برنامه ریزی علت همه شکست‌هاست. آلکس مکنزی

   • آینده به روی افراد و سازمان هایی بسته خواهد بود که یارای گریز از جاذبه گذشته را ندارند. مایکل پورتر 

   •   مدیریت ممکن است در برج های مؤسسات مدیریت تدریس شود اما روی کف‌های خاکی مغازه‌ها و کارخانجات آموخته می‌شود. ر.س شوکلا

  عمر را غنیمت بشمار


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب

پژوهشهای علمی همت مضاعف و کار مضاعف
 
كوشش براي يافتن حقيقت يكي از نيازهاي فطري انسان است . انسانها درجريان زندگي و نيز جوامع انساني در مسير حركت و تكامل خود با مشكلاتي مواجه ميشوند و سئوالات و ابهامات متعددي در اذهان آنها بوجود مي‌آيد. تمايل طبيعي انسان براي يافتن پاسخ مناسب به اين سئوالات ، او را به پي‌جويي و فعاليت بيشتر واميدارد تاعطش روح جستجوگر خويش را با آگاهي و دانش بيشتر سيراب كند، پس تحقيق پيوسته با پديدآمدن مشكل و با طرح سئوال يا سئوالاتي شروع ميشود. اساسي‌ترين و مهمترين گام در برخورد با مشكل، شناخت دقيق جنبه‌هاي مختلف مشكل است وقتي از تحقيق سخن مي‌گوييم ابتدا بايد روشن كنيم كه تحقيق يعني چه ؟ و چه نوع فعاليتي را تحقيق گويند ؟

 
تحقيق را ميتوان فعاليتي منظم، طرحريزي شده و هدفدار دانست كه محقق، جهت يافتن پاسخ سئوالي رد يا تاييد فرضيه‌اي، درك و شناخت علل پديده‌اي و يا كشف حقيقتي بكار برد. از آنجا كه پيچيدگي ابعاد مختلف زندگي بشر و پديده‌هاي اجتماعي روزبروز افزايش مي‌يابد، برخورد مناسب با پديده‌ها و يافتن راه‌حل‌هاي مناسب براي مسائل و معضلات ، فعاليت گسترده علمي ومنظمي را طلب ميكند، ارائه طرح‌هاي بنيادي و برنامه‌ريزي‌هاي اصولي، در جهت رفع موانع و مشكلات اجتماعي اقتصادي، سياسي و فرهنگي و ... وقتي صحيح، مفيد و راهگشا خواهد بود كه شناخت كلي و دقيق از اين پديده‌ها و مسائل حاصل شود و اين شناخت بدون تحقيق با روش‌هاي علمي و منظمي ميسر نيست و بايد گفت كه تنها برنامه‌ريزي مبتني بر تحقيقات علمي است كه ميتواند ثمر دهد و گره از مشكلات بگشايد و جوامع بشري را به سوي ترقي و تعالي سوق دهد. بنابراين ميتوان ادعاكردكه مراكز تحقيقاتي در هركشوري مراكز استقلال آن كشور بشمار ميرود. دراين ميان فرايند تحقيق خود نيزدرابعاد مختلف داراي مشكلات عديده‌اي ميباشداين مشكلات در مراكز تحقيقي مثل دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي و در رشته‌هاي مختلف علمي بطور كلي و رشته‌هاي علوم‌انساني بطور ويژه قابل لمس است

و مورد تاييد بسياري از دست‌اندركاران مسائل تحقيقي، محققان و دانشجويان ميباشد. بديهي است براي شناسايي دقيق اين مشكلات و ارائه راه‌حلهاي مربوط به حل آنها، استفاده از تحقيق و روش علمي ضروري است به عبارت ديگر براي شناسايي و حل مشكلات تحقيق بايد از تحقيق كمك گرفت . تحقيق حاضر از جمله تحقيقاتي است كه مسئله تحقيق را در آينه تحقيق مينگرد. اين تحقيق با عنوان بررسي مشكلات تحقيق در رشته‌هاي علوم‌انساني از ديدگاه اساتيد دانشكده‌هاي علوم‌انساني دانشگاه اصفهان درسال‌هاي 1369 و 1370 به اجرا درآمد كه درآن عوامل پيچيدگي انساني، فراهم نبودن امنيت شغلي و رفاه اقتصادي كافي، كمبود بودجه تحقيق و نارسايي در تخصيص آن در تحقيقات انساني، فقدان مراكز تحقيقاتي فعال، پايين بودن جايگاه تحقيقات انساني، فشار و تراكم برنامه‌هاي درسي، فراهم نبودن ابزار و امكانات تحقيقي و عدم هماهنگي سازمان‌هاي تحقيقاتي (دانشگاه‌ها) بعنوان مشكلات اساسي تحقيقات انساني مورد تاييد اساتيد قرارگرفت كه موجبات كم‌توجهي آنها را به تحقيقات انساني فراهم مي‌آورد.

نويسنده:عباس صادقي؛ به راهنمايي: احمد احمدي. عباس
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه اصفهان، اصفهان، 1370


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب
پژوهشهای علمی همت مضاعف و کار مضاعف
در قرن حاضر بهره‌وري جاي خود را از يك نسبت ساده خروجي به ورودي به يك ديدگاه فكري و اجتماعي داده است و محور اصلي آنرا بهره‌وري نيروي انساني تشكيل ميدهد. امروزه صنعت ما نياز به بررسي جدي اين عنصر ناشناخته بنام نيروي انساني دارد. مبناي تحقيق نظريه نيازها بدو شكل اوليه (مادي) و ثانويه (غيرمادي) مي‌باشد. در ادامه ميزان بهره‌وري نيروي انساني از سال 1327 تا سال 1372 اندازه‌گيري شده و با برخي از كشورهاي آسيائي و اروپائي مقايسه شده است . همچنين مطالعات موردي در هشت واحد صنعتي متعلق به سازمان صنايع ملي، سازمان صنايع بنياد و سازمان گسترش براساس روش دلفي و پرسشنامه‌هاي عمومي و تخصصي نشان ميدهد كه مهمترين علت افت بهره‌وري نيروي انساني در بخش صنعت در راستاي نيازهاي مادي، عدم توازن درآمد و هزينه و در راستاي نيازهاي غيرمادي ”ضدارزش تبعيض ” در بين كاركنان مي‌باشد. ساير علل عبارتند از: عدم امنيت شغلي، ناهماهنگي رشته تحصيلي و شغل، نارضايتي از سرپرست ، بي‌كفايتي مدير، وجود بي‌نظمي در قسمت ، ناهماهنگي استعدادهاي فردي و شغل . راه‌حل‌هاي افزايش بهره‌وري نيروي انساني براساس تحقيقات بعمل آمده عبارتند از: ايجاد طرحهاي انگيزشي كاركنان، ايجاد نظام مشاركت ، حركت در ماوراي بودجه و سهيم كردن پرسنل در سود مازاد، واگذاري بخشي از امور اجرائي به كاركنان در قالب تعاوني در راستاي نيازهاي اوليه و احياي نظام ارزشي اسلام در راستاي نيازهاي ثانويه.

نويسنده:محمد حسيني‌لواساني؛ به راهنمايي: عليمحمد كيمياگري
پايان نامه (كارشناسي‌ارشد) -- دانشگاه صنعتي اميركبير، 1373


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب
فرهنگ كار و راهكارهاي ارتقاي آن
پژوهشهای علمی همت مضاعف و کار مضاعف
چکيده: فرهنگ كار براساس ديدگاه‌هاي مختلفي مورد بررسي قرار گرفته است. آنچه به فرهنگ كار مشروعيت مي‌بخشد نظم‌پذيري جمعي، كار دلسوزانه و باورهاي عملي به ارزش كار يدي، فكري و سازگار شدن با شرايط، قواعد و رفتارهاي صنعتي و توليدي است. هدف از اين پژوهش بررسي فرهنگ كار و ارائه راهكارهايي براي ارتقاي آن بوده است. نتايج اين پژوهش حاكي از آن است كه فرهنگ كاري بالا با بهره‌وري و عملكرد شغلي بهتر رابطه دارد و كساني كه از فرهنگ كاري بالايي برخوردارند عملكرد شغلي آنان نيز بهتر است.


واژگان كليدي: فرهنگ، كار، فرهنگ كار، انگيزه كار، ويژگي‌هاي كار، ارتقاي فرهنگ كار

مقدمه: فرهنگ كار به عنوان شيوه زندگي نقش بنيادي وزير بنايي در ارتقاي سطح پويايي جوامع دارد. در مقايسه با مفاهيمي همچون فرهنگ سازماني، فرهنگ عمومي و نظاير آن، مفهوم فرهنگ كار كمتر تعريف شده است. فراهم آوردن امكان تصميم‌گيري براساس عقل و درايت در تمام مراحل زندگي به ويژه از دوران كودكي از جمله بنيان‌هاي اصلي و تأثيرگذار در ايجاد و تقويت فرهنگ كار محسوب مي‌شود. بررسي‌هاي كارشناسان مسايل اجتماعي ايران نشان مي‌دهد كه فرهنگ كار در ايران در مقايسه با جوامع پيشرفته در سطح پائين‌تري قرار دارد. اين در حالي است كه در جهان پيشرفته با وقوف بيشتر به نقش استراتژيك نيروي انساني و نگر‌ش‌هاي آن به كار و توليد مفهوم فرهنگ كار از اهميت فزاينده‌اي برخوردار شده است. زماني كه فرهنگ كار نهادينه گردد كار به عنوان يك ارزش تلقي شده و همه افراد جامعه در سطوح مختلف كار كردن را مسير توسعه موزون جامعه دانسته و از طريق درست كار كردن به توسعه اقتصادي كمك مي‌نمايند.

مفهوم فرهنگ


فرهنگ از دو جزء «فر» و «هنگ» تشكيل يافته است. فر به معناي جلو و بالا آمده است و هنگ در زبان فارسي از ريشه اوستايي «تنگ» و به معناي كشيدن و وزن مي‌باشد. فرهنگ فارسي معين فرهنگ را به معناي علم، دانش و تدبير آورده است. در فرهنگ بزرگ سخن فرهنگ چنين تعريف شده است: «پديده كلي پيچيده‌اي از آداب، رسوم، انديشه، هنر و شيوه زندگي كه در طي تجربه تاريخي اقوام شكل مي‌گيرد و قابل انتقال به نسل‌هاي بعدي است».

فرهنگ لغات و بستر فرهنگ را به عنوان مجموعه‌اي از رفتارهاي پيچيده انساني كه شامل افكار، روش زندگي، گفتار، اعمال و آثار هنري كه بر توانايي انسان براي بكارگيري و انتقال دانش به نسل ديگر اطلاق مي‌شود تعريف مي‌كند.

فرهنگ به عنوان يك اصطلاح فني در نوشته‌هاي انسان‌شناسان در اواسط قرن نوزدهم وارد شده است. هنگاميكه فرهنگ يك گروه يا جامعه شكل گرفت و به تدريج بهبود يافت افراد آن حوزه فرهنگي، كيفيت تمايلات، ذهنيات و رفتارهاي خود را با آن منطبق ساخته و به گونه‌اي رفتار خواهند كرد كه هنجارها و ارزش‌هاي فرهنگي شكسته نشده و فردي غيرعادي شناخته نشوند.


با توجه مطالب فوق مي‌توان گفت: فرهنگ مجموعه‌اي از باورها، انديشه‌ها و تراوشات فكري بشر در طول تاريخ است كه زمينه‌ساز و تداوم بخش رشد و تعالي انسان و شكل‌گيري هويتي خاص براي او بوده است. فرهنگ مجموعه‌اي تبادل‌پذير و به اشتراك گذاشتن از مجموعه داشته‌ها و پيشينه‌هاي جوامع انساني است كه به عنوان سرمايه‌اي قابل انتقال از نسلي به نسل ديگر قابل بررسي است و در عين حال يكي از رايج‌ترين، پيچيده‌ترين و پرابهام‌ترين مفاهيم است.
نويسنده:
http://www.jobportal.ir/S1/Default.aspx?ID=9_3_562_1_590


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
پژوهشهای علمی همت مضاعف و کار مضاعف
با توجه به گسترش دانشگاه‌ها در ايران و افزايش بودجه تحقيقات در سطح ملي در ده سال اخير و نيز با در نظر گرفتن اينكه گام اول در انجام هر تحقيق علمي بررسي نوشته‌هاي مربوط به آن تحقيق و يا به عبارت ديگر استفاده از كتابخانه‌ها و مراكز اطلاعات است لزوم پژوهشي در اين زمينه براي آگاهي از اينكه پژوهشگران ما در سطح دانشگاه تا چه ميزان از منابع و كتابخانه‌ها استفاده ميكنند محسوس ميباشد. اين بررسي به منظور اطلاع از ارتباط محققين دانشگاهي ايران و كتابخانه انجام پذيرفته‌است . جامعه تحت بررسي استادان دانشگاه از استاديار به بالا و نيز دانشجويان دوره‌هاي فوق ليسانس و دكتري تعيين گرديد و سه دانشگاه كه از جهات مشخصي داراي عوامل مشترك بودند انتخاب شد. مسئله تحقيق در همه زمينه‌ها مورد نظر قرار گرفت لكن از علوم رشته‌هاي شيمي و رياضيات از علوم اجتماعي اقتصاد و علوم سياسي و از علوم انساني تاريخ و ادبيات بعنوان نمونه انتخاب گرديد. در هر رشته افراد معيني براساس نمونه‌برداري طبقه‌اي برگزيده گرديد. بطوركلي صرف نظر از نحوه نمونه‌گيري در هر زمينه و براي هر رشته تعداد افرادي كه با آن مصاحبه به عمل آمد بيش از 20 درصد جامعه تحت بررسي بود.
نويسنده:مهرانگيز صميمي.
پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه شيراز، 1355


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مدیریت زمان
پژوهشهای علمی همت مضاعف و کار مضاعف
چكيده
استفاده مؤثر و اثربخش از زمان ضرورتي اجتناب ناپذير براي موفقيت در عرصه كار و زندگي است. مديريت زمان شامل مجموعه‌اي از مهارتها براي كنترل كردن و استفاده بهتر از زمان است. اين مقاله به تشريح مفاهيم و اصول مديريت زمان پرداخته و فنون و ابزاري را براي مديريت زمان در محيط زندگي و كار ارائه مي‌كند.
كليدواژه(ها) : مديريت زمان

1- مقدمه
راه‌هاي مختلفي براي بيان درك ما از زمان وجود دارد. براي قرنها مردم از حركت ماه، ساعت آفتابي، اذان،‌ زنگ كليسا براي تنظيم برنامه‌ زماني روزانه خود استفاده كردند تا اينكه در قرن دوازدهم راهبان كاتوليك ساعت‌هايي را براي تنظيم فعاليت‌هاي خود ساختند.
در طول تاريخ تمدن‌ها به زمان و ابعاد آن توجه داشته‌اند و اين توجه در اين دوران نيز وجود دارد و عباراتي مانند «وقت طلاست» گوياي اين توجه است. جوامع امروزي جوامعي هستند كه در آنها تعداد ساعات كافي در طول روز وجود ندارد. فناوري‌هاي نو محيطي فراهم آورده‌اند كه تقريباً در مدت زمان كم مي‌توان به خيلي از اطلاعات دسترسي پيدا كرد و خيلي كارها را سريعتر و آسانتر انجام داد اما تمايل به سريعتر انجام دادن كارها و بيشتر كار انجام دادن روز ‌به ‌روز بيشتر مي‌شود.

اين رويكرد كه همواره با بشر همراه بوده ‌است اين احساس را براي او به وجود آورده ‌است كه از زمان عقب مي‌ماند و نمي‌تواند از آن به صورت مؤثر بهره گيرد. تاريخ به ما مي‌گويد كه مديريت ضعيف زمان يك مسئله قديمي است، مسئله‌اي است كه فناوري آن را به وجود نياورده ‌است و آن را نمي‌تواند حل كند. در شرايطي كه ابزار بيشتري براي مديريت زمان در اختيار داريم و فرايند‌هاي اداري، كمتر درپيچ و تاب تشريفات اداري و كاغذ بازي گم مي‌شوند، مديريت ضعيف زمان را كمتر مي‌توان مخفي كرد. مديريت زمان موضوعي است كه همه ما، چه در زندگي شخصي و چه در زندگي حرفه‌اي، نياز داريم با آن روبرو شويم تا در زندگي موفق شويم.
در ادامه در مورد وجوه مختلف مديريت زمان صحبت مي‌كنيم. ابتدا نگاهي به اصول عمومي مديريت زمان خواهيم داشت. توجه به اين اصول كمك مي‌كند كه درك بهتري از مفهوم مديريت زمان داشته باشيم و پيشنهادهايي ارائه مي‌كند كه مي‌توانيد آنها را در حوزه‌هاي مديريت زمان در زندگي خود به كار بريد. پس از ارائه رهنمودهاي عمومي، به حوزه‌هاي مديريت زمان به صورت دقيق‌تر خواهيم پرداخت. ابتدا راجع به مديريت زمان در زندگي شخصي مي‌پردازيم و سپس مديريت زمان را در حوزه كسب و كار مدنظر قرار مي‌دهيم.
2- اصول عمومي مديريت زمان

مديريت زمان مجموعه‌اي از مهارتهاست كه شما را در استفاده مؤثر از زمان كمك مي‌كنند. رهنمودهاي عمومي وجود دارند كه مي‌توانند براي مديريت زمان در حوزه‌هاي متفاوت مانند خانه، مدرسه و كار استفاده شوند. در اين بخش، برخي از اين رهنمودها را شرح مي‌دهيم. ابتدا دلايل استفاده نكردن مردم از مديريت زمان و مزاياي حاصل از مديريت زمان را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.
احتمالاً روشن‌ترين دليل عدم استفاده از مديريت زمان اين است كه مردم نمي‌دانند مديريت زمان چيست. دليل دوم سستي و تنبلي است؛ بعضي از مردم فاقد هدف و انگيزش لازم براي برنامه‌ريزي مؤثر هستند. گروه سومي كه از مديريت زمان استفاده نمي‌كنند آنهايي هستند كه دوست دارند تحت فشار و تنگي وقت (دقيقه نود) و شرايط بحران كار كنند.
ممكن است در شرايطي استفاده نكردن از مديريت زمان توجيه‌پذير باشد اما مزاياي استفاده موفق از مديريت زمان هر گونه دليل يا توجيه را رد مي كند. مديريت زمان كمك مي‌كند كه تعيين كنيد كدام يك از كارهايي كه انجام مي‌دهيد مهمترين هستند. اين عمل به شما اين امكان را مي‌دهد به برخي فعاليتها اولويت زيادي دهيد و برخي از فعاليت‌ها را حذف كنيد. هم‌چنين مديريت زمان به شما كمك مي‌كند كه از طريق حذف مزاحمت‌ها و فعاليت‌هاي غيرضروري، مدت زماني كه واقعاً كار مي‌كنيد را افزايش دهيد. يكي از وجوه رضايت بخش مديريت زمان كاهش استرس در زندگي است. كاهش سطح استرس موجب بهبود سلامت روحي و جسمي مي‌شود.
2-1- چگونه وقت خود را مي‌گذرانيد؟

وقتي تصميم گرفتيد كه از استراتژي‌هاي مديريت زمان استفاده كنيد، از همان زمان بايد شروع كنيد. اولين قدم تحليل و بررسي روشي است كه در حال حاضر از وقت خود استفاده مي‌كنيد. اين كار نبايد از طريق حافظه انجام شود. ممكن است شما اكثريت زمانهاي بيكاري خود را به ياد نياوريد يا قادر نباشيد زمانهايي را كه صرف مكالمات طولاني مي‌كنيد دقيقاً بياد آوريد. براي ثبت نحوه گذراندن وقت مي‌توانيد از يك دفتر يادداشت، دفتر گزارش فعاليت يا يك دفتر برنامه‌ريزي با بخش‌هاي تفكيك شده به ساعت براي رديابي فعاليتها استفاده كنيد. نه تنها آنچه كه در طول روز انجام مي‌دهيد بلكه احساس خود (خسته، پرانرژي، عصباني، بي‌حال و ...) را ثبت كنيد. هر وقت كه فعاليت خود را تغيير مي‌دهيد، نوع فعاليت و زمان شروع آن را ثبت كنيد.
پس از ثبت فعاليت‌ها براي چندين روز، يادداشت‌ها آماده براي تحليل هستند. خيلي از فعاليت‌هاي ثبت شده در گزارش به صورت بارز ديده مي‌شوند چرا كه وقت زيادي صرف آنها شده است. ديگر حوزه مهم در يادداشت‌ها، فعاليت‌هاي غيرضروري است كه در طول روز انجام داده‌ايد. وقتي اين فعاليت‌ها به صورت جداگانه ديده شوند خيلي زمان‌بر نيستند اما وقتي دسته‌بندي شوند، زمان كل آنها ممكن است قابل ملاحظه باشد. تحليل فعاليتهايتان كه در گزارش ثبت شده‌اند در قدم بعدي، يعني اولويت‌بندي فعاليت‌ها، به شما كمك خواهد كرد.
2-2- اولويت‌بندي فعاليت‌ها
اولويت‌بندي يكي از مهمترين قدم‌هاي مديريت زمان است. اين عمل كمك مي‌كند كه موارد زمان‌بر كه نه اوقات خوشي را ترتيب مي‌دهند و نه كمك مي‌كنند كه به اهداف خود دست يابيد را حذف كنيد. اين مرحله بيشترين تغيير در جهت افزايش زمان را به دنبال دارد. با تصميم گيري در خصوص فعاليت‌هايي كه بايد انجام دهيد و فعاليتهايي را كه بايد حذف كنيد اولويت‌‌بندي را آغاز كنيد.

براي تصميم‌گيري در خصوص فعاليت‌هايي كه بايد انجام دهيد، فعاليت‌هايي را تعيين كنيد كه از آنها لذت مي‌بريد و آنها را خوب انجام مي‌دهيد. خيلي مهم است كه هم از نظر حرفه‌اي و هم از نظر شخصي از كاري كه انجام مي‌دهيد لذت ببريد. در گزارش خود كارهايي كه از آنها لذت مي‌بريد و كارهايي كه براي شما خوشايند نيستند را مشخص كنيد. اكثريت روز شما بايد صرف كارهايي شود كه از انجام آنها لذت مي‌بريد.
در حالي كه مهم است از انجام يك كار لذت ببريد، نيز مهم است كه آن را خوب انجام دهيد. در تعيين اينكه چه كارهايي را انجام دهيد و چه كارهايي را تفويض كنيد، شناخت نقاط قوت و ضعف شما حياتي است. تلاش نكنيد مسئوليت‌هايي بيش از آنچه مي‌توانيد به صورت معقول انجام دهيد را به عهده گيريد. بعد از تعيين كارهايي كه از آنها لذت مي‌بريد و آنها را خوب انجام مي‌دهيد، شما آماده هستيد كه فعاليت‌هاي غيرضروري در زندگي خود را دور بريزيد. تمام منابع موجود خود را پيدا كنيد و فعاليت‌هايي را كه بيش از توان خود مي‌دانيد تفويض كنيد. بعد از اينكه فهرست كارهاي روزانه را به ميزان قابل قبولي از مسئوليت‌ها كاهش داديد، زمان برنامه‌ريزي فرا مي‌رسد.
2-3- برنامه‌ريزي

برنامه‌ريزي در زندگي شخصي و حرفه‌اي متفاوت از هم انجام مي‌شوند. در برنامه‌ريزي شخصي، برنامه‌ريزي از طريق هدفگذاري و ترسيم مسير دست‌يابي به اهداف انجام مي‌شود. در برنامه‌ريزي حرفه‌اي،‌ برنامه‌ريزي پروژه‌‌محور است. برنامه‌ريزي پروژه بايد از طريق نرم‌افزارهاي برنامه‌ريزي رسمي انجام شود.
روش برنامه‌ريزي مناسب خود را انتخاب كنيد. از هر روش مانند انتخاب اهداف، برنامه‌ريزي رسمي يا غير رسمي كه استفاده كنيد چند نكته مهم را بايد به خاطر بسپاريد. ابتدا انتظارات خود را برآورد كنيد. به ياد داشته باشيد تعداد ساعات محدودي در يك روز وجود دارد. سعي نكنيد به نتايجي ماورأ قابليت‌هاي خود دست يابيد.
دوم، مدت زماني را صرف خود كنيد. براي اينكه به حد‌اكثر عملكرد دست يابيد به زمان خواب و استراحت كافي نياز داريد. اقدام به اين عمل سخت‌تر از تصميم گرفتن براي انجام آن است. هنگام برنامه‌ريزي شما مي‌پنداريد كه به هيچ استراحتي نياز نداريد يا مي‌توانيد فقط چهار ساعت در روز بخوابيد. كار مداوم بدون استراحت سطح استرس را افزايش داده و سطح عملكرد را كاهش مي‌دهد.
2-4- نكات سودمند براي بهبود كيفيت وقت
2-4-1- از مزاحمت‌ها جلوگيري كنيد.
همواره پذيراي بازديدكنندگان نباشيد. بازديدكنندگان مي‌توانند موجب به هم‌ريختگي شوند كه در نهايت منجر به كاهش بهره‌وري مي‌شود. با بستن در اتاق يا حذف ارتباط بصري مي‌توانيد به بازديدكننده بفهمانيد كه شما مشغول هستيد. هر روشي كه به كار مي‌بريد به خاطر بسپاريد كه نبايد هر بازديدي را بپذيريد.
راه ديگر براي كاهش مزاحمت‌ها جواب ندادن به تلفن است. تماس‌هاي تلفني مي‌توانند خيلي وقت‌گير باشند. تماس‌هاي تلفني قطار افكار را از حركت باز‌مي‌دارند. تماس‌هاي تلفني ممكن است شما را متعهد به انجام كارهايي كنند كه آمادگي آنها را نداريد. از خاموش كردن زنگ تلفن نترسيد. وقتي كارتان تمام شد پيغام‌هاي دريافتي را چك كنيد.
2-4-2- كنترل كنيد
كارهايي را كه نياز داريد انجام دهيد مي‌دانيد. اين كار را در فهرست كارها يادداشت كنيد. كارهاي فهرست را اولويت‌بندي كنيد. با انجام اين عمل،‌ شما مي‌توانيد روز خود را كنترل كنيد. شما ابزاري داريد كه مي‌توانيد از كارهاي غيرضروري جلوگيري كنيد يا كارهاي جديد را اولويت‌بندي كنيد. پيروي از اين رهنمودها اين تضمين را به دنبال دارد كه شما ابتدا مهمترين فعاليتها را انجام مي‌دهيد. هم‌چنين شما مي‌دانيد كه چه فعاليت‌هايي را انجام نداده‌ايد و مي‌توانيد آنها را به فهرست كارهاي فردا اضافه كنيد.
2-4-3- بر بهره‌ور بودن تأكيد كنيد نه مشغول بودن
تمركز بر بهره‌وري كيفيت كار و عملكرد را افزايش مي‌دهد. تهيه يك فهرست اولويت‌بندي شده از كارها به شما كمك مي‌كند كه بهره‌ور باشيد. تمركز بر انجام مهمترين كارها در ابتدا، به شما كمك مي‌كند كه كار بيشتري انجام دهيد و آنها را سر وقت انجام دهيد.

2-4-4- سرعت خود را تنظيم كنيد
مهم است كه خود را براي ميزان ساعاتي كه كار مي‌كنيد تنظيم كنيد. از خود بپرسيد كه با سرعتي كه كار مي‌كنيد مي‌توانيد ادامه دهيد. خود را با تعداد ساعات زياد كار خسته نكنيد. مديريت مؤثر زمان بايد اين امكان را فراهم آورد كه بتوانيد كارهاي مورد نياز را انجام دهيد بدون اينكه نياز باشد تعداد ساعات زيادي را در دوره زماني بزرگتر مشغول باشيد.
3- مديريت زمان شخصي
مديريت زمان شخصي بخش قابل ملاحظه‌اي از زمان روزانه را صرف مي‌كند. مهارتهاي مديريت زمان شخصي در عمل داراي اشكالاتي هستند. اولويت‌بندي اهداف شخصي مي‌تواند خيلي مشكل باشد زيرا بايد نسبت به فعاليت‌هاي اولويت‌دار، در دسته دوم از اهميت قرار گيرند. اين بخش به شما كمك مي‌كند كه اهداف شخصي خود را اولويت‌بندي كنيد بطوري كه در برنامه شما قرار گيرند. شما روش «فقط بگو نه» را ياد مي‌گيريد كه به شما در سبك كردن زمانبندي كمك مي‌كند. اين بخش هم‌چنين چگونگي ايجاد وقت براي فرزندان و ديگر افراد مهم براي شما را مورد بررسي قرار مي‌دهد.
3-1- فقط بگو «نه»
در زندگي شخصي خود معمولاً با گفتن كلمه «نه» مشكل داريم. اين موضوع موجب بيشتر تناقضات در وقت ما مي‌شود. به خاطر اكراه طبيعي در گفتن نه، اغلب احساس تعهد نسبت به دوستان و خانواده خود داريم. آموزش به خود در استفاده از ابزار ارزشمند نه گفتن در تشخيص اهميت اولويت‌هاي شخصي ضروري است.
چندين روش براي نه گفتن به صورت غيرمستقيم وجود دارد بطوري كه دوستان و خانواده خود را نرنجانيد. يك ذهن خلاق معمولاً قادر خواهد بود از شرايطي كه با اولويت موجود وي تناقض دارند خلاصي يابد. اما عذر و بهانه هميشه ضروري نيست. اشكالي ندارد كه با افراد رو راست بود و واقعيت را گفت. به افرادي كه تقاضاي اختصاص وقت را از شما دارند بگوييد كه شما مسئوليت‌هايي به عهده داريد كه امكان برآوردن تقاضاي آنها را فراهم نمي‌آورد. شما متعجب خواهيد شد كه مي‌بينيد كه به چه سادگي روش مستقيم پذيرفته مي‌شود.
3-2- اهداف شخصي
3-2-1- هدفگذاري كنيد
وقتي بتوانيد به صورت مؤثرتر «نه» بگوييد، وقت بيشتري براي تخصيص در دست‌يابي به اهداف شخصي خود داريد. اهداف، حوزه خيلي مهمي از مديريت زمان شخصي هستند. اهداف به ما كمك مي‌كنند كه از طريق ايجاد كار براي ما و اجازه تمركز بر تلاش‌هايمان، زندگي خود را سازماندهي كنيم. هنگام هدفگذاري خيلي مهم است آنها را واقعي و قابل دستيابي تعريف كنيم. با تنظيم اهداف از پيش،‌ به خود اجازه مي‌دهيد كه يك مسير استراتژيك به سمت دستيابي به اهداف را برنامه‌ريزي كنيد.

اهدافي تعريف كنيد كه به سادگي قابل دستيابي باشند. وقتي به اهداف تعريف شده رسيديد، براي هدفي كه مشكل‌تر است اقدام كنيد. اين فرايند را ادامه دهيد تا اينجا كه احساس كنيد كه اهداف شما نه آسان و نه دور از دسترس هستند. اين فرايند كند است اما به شما كمك مي‌كند كه ياد بگيريد چگونه به صورت موفقيت‌آميز به اهداف خود دست يابيد. نبايد انتظار داشته باشيد كه تمام انتظاراتتان يك شبه برآورده شوند چرا كه يك فرايند تدريجي است.
3-2-2- اهداف خود را اولويت‌بندي كنيد
وقتي اهداف خود را تنظيم كرديد، بايد آنها را اولويت‌بندي كنيد. وقت گذاشتن و اولويت‌بندي اهداف در مديريت زمان شخصي مؤثر حياتي است. خيلي از ما از اين مرحله مي‌پريم اگر چه دوباره مجبور مي‌شويم كه برگرديم.
اهداف را به صورت روشن تعريف كنيد و مشخص كنيد كه آنها چه هستند و چه اهميتي دارند. اهدافي كه اهميت كم دارند مي‌توانند به تعويق بيافتند. اجازه دهيد اقلامي كه به توجه بيشتر نياز دارند ابتدا انجام شوند. شما مي‌توانيد يك فهرست از كارهايي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد و به هر يك از اقلام به نسبت اهميت عددي اختصاص دهيد يا اينكه فهرستي از اهداف اولويت‌بندي شده تهيه كنيد. پيتر دراكر مي‌گويد كه «انجام دادن كارهاي درست مهمتر از انجام درست كارهاست».
اقتصاددان ايتاليايي، ويلفردو پارتو، قانوني در اولويت‌بندي دارد. قانون پارتو مي‌گويد كه تقريباً 80 درصد نتيجه مورد نظر از بيست درصد تلاش‌هايي حاصل مي‌شود كه انجام مي‌دهيم. براي اينكه كارهاي خود را به صورت مؤثر اولويت‌بندي كنيد، بايد بيست درصد مهم را جدا كنيد. وقتي كارهاي مهم تعيين شدند شما مي‌توانيد بر اقداماتي تمركز كنيد كه بيشترين نتيجه مورد نظر را حاصل مي‌كنند. هنگام تحليل چگونگي گذراندن اوقات خود (بخش 2-1) متوجه خواهيد شد كه خيلي از اوقات شما صرف كارهاي كوچك و ناچيز مي‌شود. به همين دليل توان شما صرف حوزه‌هاي اصلي و حياتي كه نيازمند تلاش بيشتر هستند نمي‌شود. قانون پارتو را براي اولويت‌بندي به كار بريد و خواهيد ديد كه زمان و اهداف تحقق يافته شما بيشتر خواهند شد.

3-3- تعلل
وقتي زمان مناسب صرف هدفگذاري و اولويت‌بندي كرديد، مي‌توانيد كارهاي مورد نياز هر روز را تعيين كنيد. اگر كارها را در زمان موعد آنها انجام ندهيد غير مؤثر عمل كرده‌ايد. تعلل چيزي است كه اكثر ما با آن درگير هستيم. اغلب نمي‌توانيم به كل نتيجه مورد نظر دست يابيم زيرا به خاطر تعلل استرس به ما چيره مي‌شود.
با تعداد زيادي از كارهاي انباشته شده بر روي هم، سخت است كه در انجام كارها تعلل نكنيم؛ خصوصاً براي كارهاي بزرگتر كه به زمان بيشتر از آنچه كه شما داريد نياز دارند.
وقتي با كار بزرگي روبرو مي‌شويد آن را به بخش‌هاي كوچكتر تقسيم كنيد. تقسيم كار به كارهاي كوچكتر اين امكان را فراهم مي‌آورد كه اجزاء كوچكتر را بدون اضطراب انجام دهيم. بزودي در خواهيد يافت كه با انجام كارهاي تقسيم شده، كل كار بزرگ انجام شده است.
3-4- مزاحمت كمال‌گرايي
وقتي هدفگذاري و اولويت‌بندي كرديد، بايد از چندين مسئله فرعي كه بروز مي‌كنند جلوگيري كنيد. يكي از اين مسائل تمايل شخص به كمال‌گرا بودن است. اين نوع رويكرد مي‌تواند تأثير زيادي بر مديريت زمان شخصي داشته باشد. توجه غير ضروري به جزئيات باعث مي‌شود كه ديگر كارها را به تأخير بياندازيد. ناتواني در پاداش دادن به خودمان براي كارهايي كه انجام داده‌ايم مسئله ديگري است كه با آن روبرو هستيم. وقتي كاري را انجام داديد، شما بايد به خود پاداش دهيد. پاداش دادن به خود راهي براي ايجاد تعادل بين كار و تفريح است. اگر بتوانيم ياد بگيريم كه بين كار و تفريح تعادلي برقرار كنيم زندگي سالم‌تر و شاد‌تري خواهيم داشت.
3-5- وقت گذاشتن براي همسر
زندگي شخصي شامل چندين حوزه متفاوت است كه بايد در نظر بگيريم. يكي از اين حوزه‌ها وقتي است كه با همسر خود مي‌گذرانيم. اين وجهي حياتي از مديريت زمان شخصي ماست زيرا خيلي از احساسات ما آن را ديكته مي‌كنند. افرادي كه وقت كافي براي همسرانشان تخصيص نمي‌دهند به خاطر دلايلي روابط خود را پرتنش درمي‌يابند كه مي‌شد از آنها جلوگيري كرد. اغلب همسر خود را در انتهاي فهرست اولويت قرار مي‌دهيم زيرا عادت كرده‌ايم فرض كنيم كه به دليل برنامه فشرده كاري، همسر ما عذر ما را مي‌پذيرد.
چندين روش براي افزايش مدت زمان بودن با همسر وجود دارد. اگر مدت زمان كافي با همسرتان نيستيد زمانهايي را براي تنها بودن با وي تخصيص دهيد و با هم براي تماشاي فيلم يا صرف شام بيرون برويد. روش ديگر رفتن به خريد با يكديگر است.

3-6- كارهاي مربوط به خانه
هر خانه تعداد زيادي كارهاي متفاوت دارد كه بايد انجام شوند. اين مسئوليت‌ها مي‌توانند بار زيادي بر ما وارد كنند اگر برنامه‌ريزي نشوند. با تعداد بسياري از اولويت‌ها در زندگي پيچيده امروزي، بيشتر مردم نمي‌توانند وقت اضافه براي انجام كارهاي خانه پيدا كنند. از آنجايي كه خود نمي‌توانيد همه اين كارها را انجام دهيد، اگر امكان داشته باشد آنها را به فرزندانتان تفويض كنيد.
3-7- وقت گذاشتن براي فرزندان
همه قبول دارند كه قراردادن فرزندان در اولويت‌هاي بالا هميشه ساده نيست. فرزندان وقت قابل ملاحظه‌اي از شما مي‌گيرند و لازم است كه ديگر اولويت‌ها را همراه با اين موضوع برنامه‌ريزي كنيد.
مي‌توانيم وقت خود را با فرزندان بگذرانيم در حاليكه به اتفاق آنها كارهاي خانه را انجام مي‌دهيم. بچه‌ها از مسئوليت لذت مي‌برند و قادرند كه برخي كارهاي خانه را انجام دهند. خيلي از مسئوليت‌هاي داخل و خارج از خانه وجود دارد كه شما به عنوان يك خانواده مي‌توانيد آنها را با هم انجام دهيد در حالي كه با هم هستيد. انجام برخي از كارهاي خانه توسط فرزندان، استرس شما را كاهش مي‌دهد. تفويض مسئوليت به فرزندان در سنين كودكي براي آنها سودمند است و مهارتهاي مديريتي آنها را براي سال‌هاي بعد افزايش مي‌دهد.
نقش شما به عنوان يكي از والدين فرزندان، فشار روحي و جسمي در مراقبت از آنها را به دنبال دارد. شما بايد به اتفاق فرزندان به گونه‌اي برنامه‌ريزي كنيد كه اين زمانها به حداقل برسند. شما مي‌توانيد به فرزندان خود توضيح دهيد كه بايد كارها و برنامه‌هايي را انجام دهيد و انجام ندادن آنها باعث مي‌شود كه به اهداف خود نرسيد. فرزندان خيلي اهميت دارند ولي بايد به حجم ديگر كارها و مسئوليت‌ها توجه داشته باشيد.
3-8- مديريت ميز كار
آخرين و مهمترين وجه مديريت زمان شخصي كه مورد بحث قرار مي‌گيرد مديريت امور دفتري شخصي است. ميز كار مهمترين چيزي است كه همواره بايد روزآمد نگاه داشته شود. براي موفق بودن، اين موضوع بايد جزو اولويت‌هاي بالاي شما قرار گيرد. بدين منظور ابتدا بايد ميز خود را سازماندهي كنيد. با داشتن يك ميز مرتب و تميز شما مي‌توانيد بهتر كارهاي انجام نشده خود را پيدا كنيد. وقتي كاغذهاي شما مرتب شده باشند مي‌توانيد كارهاي مربوط به آنها را به بخش‌هاي كوچكتر تقسيم كرده و جداگانه هريك را انجام دهيد.
روشي كه اتاق كار خود را براساس نيازها ترتيب مي‌دهيد كليد خبره شدن در انجام كارهايتان است. حتي اگر نيازهاي شما در پايين‌ترين حد لازم باشند، اقلام خاصي وجود دارند كه به موفقيت شما كمك مي‌كنند. اول بايد بدانيد كه به چه مقدار فضا براي بايگاني و ذخيره احتياج داريد. نبايد اسناد و مدارك را روي هم بر روي ميز انباشته كنيد چرا كه باعث مي‌شود نتوانيد به كارهاي مالي و دفتري خود در زمان لازم بپردازيد. از ميزهاي داراي چند كشو و فايل‌هاي بايگاني مي‌توانيد استفاده كنيد.
متخصصين اعتقاد دارند كه بايد از يك صندلي مناسب استفاده كرد. نوع صندلي انتخابي بايد بگونه‌اي باشد كه به شكل مناسب درآن جاي‌ گيريد. يك صندلي خوب طراحي شده بايد قابليت تنظيم داشته باشد بگونه‌اي كه با اندام شما تطابق يابد و اين امكان را فراهم آورد كه هنگام كار كردن موقعيت راحتي داشته باشيد. پس از تنظيم، بايد پشت شما را نگه دارد و فشار وارده بر شانه‌ها، گردن و دستها را كاهش دهد. مطمئناً در اين شرايط شما بهتر مي‌توانيد بر كار خود تمركز كنيد.
بيشتر ما به ميزان روشنايي اطراف خود توجه نمي‌كنيم. روشنايي مناسب، كارايي را بالا مي‌برد. سطح متفاوتي از روشنايي براي كارهاي متفاوت لازم است. هنگام خواندن مدارك و نامه‌ها نور بايد به قدر كافي باشد تا به چشمان خود فشار وارد نكنيد. اما هنگام كار با كامپيوتر نور بايد به قدري باشد كه انعكاس‌ها و درخشندگي‌ها به حداقل برسند.
ابزار غير فني زيادي وجود دارند كه مي‌توانيد در زندگي شخصي از آنها استفاده كنيد. از يك تقويم ديواري با جدول‌بندي درشت استفاده كنيد. بدين شكل مي‌توانيد كل روزهاي ماه را ببينيد. حتماً دفترچه تلفن داشته باشيد. از نرم‌افزارهاي كامپيوتري نيز مي‌توانيد استفاده كنيد.
4- مديريت زمان و كسب وكار

محيط كسب و كار امروز را مي‌توان با رقابت شديد و سخت آن توصيف كرد. در هر ثانيه از روز اختراعات جديدي صورت مي‌پذيرد و روش‌هاي سنتي، طول عمر كوتاهتري پيدا مي‌كنند. خبر تازه امروز، يك خبر قديمي در فردا محسوب مي‌شود و كساني كه با تغييرات پيش نروند عقب خواهند ماند. شما بايد از تمام منابع موجود خود استفاده كنيد تا با زمان پيش رويد.
بزرگترين مانع موفقيت در اين بازار، زمان است. با ساعات نامحدود روزانه مي‌توانستيم سرعت كار را به اندازه رضايت‌بخش پايين بياوريم. متأسفانه زمان چيزي است كه بشر نمي‌تواند آن را كنترل كند. به خاطر اين شرايط غيرقابل كنترل، بايد با زمان كار كنيم. درك محدوديت‌هاي حاصل از زمان و منافع مديريت زمان كمك مي‌كند با زمان كار كنيم نه اينكه در مقابل آن قرار گيريم.
روشي كه شما زمان خود را استفاده مي‌كنيد تعيين‌كننده موفقيت شماست. با اين حال، فلسفه مديريت زمان از فردي به فرد ديگر متفاوت است و مديريت زمان براي شما بايد بگونه‌اي باشد كه با كار شما مطابقت داشته باشد. در اين بخش رهنمودهايي ارائه مي‌كنيم كه به شما در شروع سفر در مديريت مؤثر زمان كمك خواهند كرد. اين رهنمودها را به دقت بخوانيد و آنها را بگونه‌اي تطبيق دهيد كه نياز شما را برآورده كنند.
4-1- مديريت زمان در كار
رهنمودهاي كلي كه قبلاً گفته شد مي‌توانند در محل كار شما به كار روند. اين رهنمودها مواردي شامل تحليل روش گذراندن وقت، اولويت‌بندي فعاليت‌ها و برنامه‌ريزي است.
4-2- كار درست را در زمان درست انجام دهيد
حتي با مديريت مؤثر زمان هم در خواهيد يافت كه هميشه نمي‌توان هر كاري را سر وقت انجام داد. اما كارهايي وجود دارند كه بايد سر وقت انجام شوند و كارهايي نيز هستند كه مي‌توان به تأخير انداخت. بر اساس رهنمودهاي عمومي مديريت زمان، يك فهرست اولويت‌بندي شده از كارها بايد تهيه كنيد. در سراسر روز كارهايي از فهرست را انجام دهيد كه بيشترين اولويت را دارند. اين كار خيلي ساده است و به يك متدولوژي خاص نياز ندارد در حالي كه خيلي از ما كار درست را در زمان درست انجام نمي‌دهيم. انجام كارها براساس اولويت كمك مي‌كند كه كارها را خوب مديريت كنيد.
4-3- قبل از ترك دفتر فهرست كارهاي فردا را مرور كنيد
فهرست كار را بررسي كنيد و كارهاي انجام نشده را تعيين كنيد. كارهاي انجام شده را پاك كنيد و كارهاي انجام نشده را اولويت‌بندي كنيد. هنگام اولويت‌بندي موضوعات اصلي، كارهايي كه قرار است فردا انجام دهيد را مرور كنيد. براي مثال، اگر فاز دوم پروژه در دست را آغاز مي‌كنيد مستندات تعريف آن فاز را مطالعه كنيد. اين كار باعث مي‌شود اقداماتي را كه براي فاز دوم بايد انجام دهيد بياد آوريد. اگر با چند نفر كار مي‌كنيد، با آنها در مورد كار فردا صحبت كنيد و مطمئن شويد كه هريك مي‌دانند فردا چه كاري بايد انجام دهند.
4-4- ساعات اوج كاري خود را پيدا كنيد
با استفاده از رهنمودهاي ارائه شده در بخش 2، تعيين كنيد كه در ساعات مختلف روز چه احساسي داريد. اين تمام تحقيقي است كه نياز داريد تا بتوانيد ساعات اوج كاري خود را پيدا كنيد. ساعاتي كه بيشترين انرژي را داشته‌ايد، انگيزش بالا داشته‌ايد و تماماً متمركز به كارتان بوده‌ايد را بشماريد. اين ساعات زماني هستند كه در آن بايد مشكل‌ترين كارهايتان را انجام دهيد. از مزاياي ساعت اوج كاري استفاده كنيد.
4-5- از جلسات حداكثر استفاده را ببريد
براي برگزاري جلسه چهار نكته را بايد در نظر بگيريد. اولين نكته اين است كه جلسه را هنگامي برگزار كنيد موضوع آن اتفاق افتاده باشد. جلسات دوره‌اي اغلب نياز نيست اما اگر اين زمان را تخصيص دهيد با بحث‌هاي مختلف پر مي‌شود. بنابراين جلسات را براساس نياز تشكيل دهيد نه براساس قاعده. دومين رهنمود براي تشكيل جلسه تنظيم دستور جلسه است. دستور جلسه بايد هدف جلسه و حوزه بحث را نشان دهد. حوزه‌هاي بحث بايد اولويت‌بندي شوند. جلسات ساخت‌يافته افراد را بر موضوع مورد بررسي متمركز مي‌كنند. اين كار منجر به جلسات كوتاه‌تر و پربارتر مي‌شود. توزيع دستور جلسه در زمان مناسبي پيش از تشكيل جلسه، به افراد اين امكان را مي‌دهد كه خود را براي جلسه آماده كنند. اين اقدامات باعث مي‌شود كه جلسات شما مؤثرتر و آموزنده‌تر شوند.
سومين رهنمود براي تشكيل جلسات تنظيم دقيق زمان جلسه است. ساعت تشكيل جلسه تأثير زيادي بر خروجي جلسه خواهد داشت. براي مثال، اگر شما مي‌دانيد كه افرادي در جلسه هستند كه تمايل دارند جلسه را بيش از زمان در نظر گرفته شده ادامه دهند، زمان جلسه را براي پيش از نهار يا براي ساعت پاياني روز تنظيم كنيد. اين باعث مي‌شود افراد انگيزه بيشتري براي تمركز و توجه داشته باشند. نكته چهارم اين است كه جلسات را در ساعات غيرمعمول برگزار كنيد اگر با تأخير و كندي روبرو مي‌شويد.

4-6- به صورت مؤثر تفويض كنيد
تفويض زمان بيشتري ايجاد مي‌كند. اما اين كار هميشه به سادگي قابل انجام نيست. در حقيقت خيلي از افراد با تفويض كارها مشكل دارند. اين به چند دليل رخ مي‌دهد. گاهي اوقات توضيح انجام يك كار به فرد ديگر بيش از انجام كار توسط خود طول مي‌كشد. اما اگر آينده‌نگر باشيد متوجه مي‌شويد كه اگر يك وقت اضافي صرف كنيد مي‌توانيد در آينده نيز كار مورد نظر را تفويض كنيد. دليل ديگر عدم تفويض كمال‌گرايي است. وقتي تفويض مي‌كنيد به افراد اجازه مي‌دهيد كه اشتباه كنند. اگر شما تحمل تصحيح اشتباهات را داشته باشيد آنگاه افراد بيشتري ياد مي‌گيرند كه كار مورد تفويض را به صورت مناسب انجام دهند. دليل آخر عدم تفويض ترس از كاهش قدرت است. اين وجه از تفويض چيزي است كه همه ما با آن روبرو خواهيم بود. به چيزي كه از تفويض بدست مي‌آوريد فكر كنيد نه به چيزي كه از دست مي‌دهيد.
وقتي توانستيد بر ترس‌هاي خود از تفويض كردن غلبه كنيد بايد ياد بگيريد كه چگونه به صورت اثربخش تفويض كنيد. ابتدا تعيين كنيد كه چه چيزي بايد تفويض شود. به فهرست اولويت‌بندي شده كارها نگاه كنيد. اين فهرست در تعيين كارهاي نيازمند تفويض كمك مي‌كند. سپس افراد توانا و مشتاق انجام كار انتخاب شده براي تفويض را انتخاب كنيد. بياد داشته باشيد كه كل كار را تفويض كنيد. كار و چيزي كه مورد انتظار است را توضيح دهيد. قدم بعدي اين است كه اجازه دهيد فرد كار را انجام دهد. كار را در زمانهاي از پيش تعيين شده مورد بررسي قرار دهيد. دائماً بالا سر كار نايستيد زيرا اين كار فقط عملكرد را كاهش مي‌دهد.
4-7- ميز خود را مرتب كنيد
فردي كه روي ميز شلوغ و درهم برهم كار مي‌كند به طور متوسط روزي يك ساعت و نيم دنبال چيزهاي خود روي ميز مي‌گردد. عامل اصلي به هم ريختگي روي ميز، كاغذ است. كاغذها بايد دسته‌بندي و بايگاني شوند،‌ يا به ديگر همكاران مربوط داده شوند يا دور ريخته شوند. نيازي نيست كه انبوهي از كاغذ به مدت نامحدود روي ميز باشد. بعد از مرتب كردن روي ميز به سراغ كشوها برويد. مرتب كردن ميز كافي نيست، هر روز آن را تميز كنيد. مرتب نگهداشتن ميز هفت ساعت و نيم به هفته كاري اضافه مي‌كند.
4-8- روش‌ها را مناسب خود تطبيق دهيد
توجه به اين نكته مهم است كه رهنمودهاي ارائه شده در اين مقاله كلي هستند. اين رهنمودها نقطه شروعي براي توسعه سيستم مديريت زمان است. براي مديريت موفق زمان،‌ بايد يك سيستم مديريت زمان مناسب خود طراحي كنيد.
منبع : سايت راهکار مديريت
نويسنده:
http://www.tct.ir/home/fa/search.php?idnews=13815&s


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
" نقش كار از راه دور درايجاد اشتغال و بررسي ميزان آگاهي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن از كار از راه دور"
پژوهشهای علمی همت مضاعف و کار مضاعف
  
چكيده:
كار از راه دور آرايش و سازماندهي نوين مؤلفه‌هاي اشتغال از بعد زمان و مكان با استفاده از سيستم‌هاي رايانه‌اي و ارتباطي به منظور بهبود نتايج كار مي‌باشد. كار از راه دور ساختار و مفاهيم سنتي كار، كارگر، محل كار، ماهيت كار، ماهيت حقوق و دستمزد و به طور كلي تشكيلات و ساختار آن‌را تغيير مي‌دهد. كار از راه دور بخشي از فرايند گسترده تغييراتي است كه از طريق ادغام فناوري جديد بالاخص فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات به وقوع مي‌پيوندند.
دو نظريه‌اي كه در جامعه شناسي معاصر غالباً در بارة آنها بحث مي‌شود، جامعه شناسي پديده شناختي و روش شناسي مردم نگارانه است. جورج ريتزر ( 1975 ) اين دو نظريه را عناصر تشكيل دهندة انگارة تعريف اجتماعي مي‌داند. در اين راستا افكار ادموند هوسرل پايبند به اين است كه در لايه‌هاي گوناگوني كه كنشگران در جهان واقعي مي‌سازند رخنه كند تا ساختار اساسي آگاهي را دريابد. به بيان ديگر مي‌توان گفت كه هوسرل به صورت ناب آگاهي و فارغ از هر گونه محتواي تجربي، علاقمند بود. به نظر او، آگاهي را نه در سر كنشگر بلكه بايد در رابطة ميان او و شناخته‌هاي جهانش جستجو كرد. آگاهي يك پديدة رابطه‌اي است. شوتس واقعيت اجتماعي را داراي چهار قلمرو متمايز اجتماعي مي‌دانست. اين چهار قلمرو عبارتند از قلمرو واقعيت اجتماعي با تجربة مستقيم، قلمرو واقعيت اجتماعي بدون تجربة مستقيم، قلمرو آينده و گذشته.
بازار كار يكي از بازارهاي چهارگانه اقتصاد هر كشور مي‌باشد و اركان اصلي آن مانند هر بازار ديگري عرضه و تقاضا و در حقيقت عرضه و تقاضاي نيروي كار مي‌باشد. در ميان بازارهاي مختلف در اقتصاد، بازار كار تنها بازاري است كه عامل انساني در هر دو طرف عرضه و تقاضا خودنمايي مي‌كند.
  
موضوع اصلي اين تحقيق نقش كار از راه دور در ايجاد اشتغال و بررسي ميزان آگاهي دانشجويان دانشگاه آزاد واحد رودهن از كار از راه دور است. در اين پژوهش براي جمع‌آوري فصل هاي اول تا سوم از روش اسنادي بهره‌گرفته شده است و از فصل چهارم به بعد، از روش پيمايشي ( پرسشنامه‌اي ) بهره گرفته شده است. در اين تحقيق جامعه آماري 17120 نفر و حجم نمونه 250 نفر مي‌باشد. يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد كه از 250 نفر 15 نفر آگاهي خيلي پايين، 107 نفر آگاهي پايين، 73 نفر آگاهي متوسط، 34 نفر آگاهي بالا و 21 نفر آگاهي خيلي بالا دارند.
با توجه به اطلاعات بدست آمده از جدول فراواني متقاطع ( توافقي ) مشاهده شده و مورد انتظار، نتيجه مي‌گيريم كه: 1- ارتباط معناداري ميان آگاهي و جنسيت وجود ندارد. 2- ارتباط معناداري ميان آگاهي و سطح تحصيلات وجود دارد. 3- ارتباط معناداري ميان آگاهي و سال ورود به دانشگاه وجود دارد. 4- ارتباط معناداري ميان آگاهي و تأهل وجود ندارد. 5- ارتباط معناداري ميان آگاهي و رشته تحصيلي دانشجويان وجود دارد. در ادامه در مورد فرضيات تحقيق نتايج زير به دست آمده است: 1- آشنايي با فناوري اطلاعات در افزايش ميزان آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار است. 2- آشنايي با كامپيوتر در گسترش ميزان آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثير گذار است. 3- آشنايي با اينترنت در گسترش ميزان آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار است. 4- تسلط به زبان انگليسي در پيشرفت آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذارنيست. 5- آشنايي با تأثيرات فناوري اطلاعات و ارتباطات در افزايش آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار نيست. 6- آشنايي با مفاهيم و مصاديق كار از راه دور در آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار است.
  
واژه هاي كليدي: بازار كار- عرضه نيروي كار- تقاضاي نيروي كار- بيكار- تعريف كار از راه دور- فناوري اطلاعات و ارتباطات- فناوري اطلاعات- فناوري ارتباطات-كامپيوتر- اينترنت- ايميل- آگاهي.
نويسنده:محمدرضا عباسي
  
http://www.lssi.ir/pages/pj/payanameha/chekideh-fa/12.htm


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
نقش و جايگاه اقتصاد دانش محور در تقاضاي نيروي كار ايران
پژوهشهای علمی همت مضاعف و کار مضاعف
  
-دانش و فناوري در افزايش تقاضاي نيروي كار و كاهش نرخ بيكاري نقش مهمي را ايفا مي كند. در اقتصاد دانش محور گسترش دانش و مهارتها به نواوري منجر مي شود كه اين خود سبب افزايش بهره وري افزايش درامد ها و كاهش تورم و بيكاري خواهد شد. ارائه محصولات كيفي و همچنين تغيير و تحول فرهنگ مصرف متناسب با تحولات تكنولوژي بازارها را توسعه داده و بر تقاضاي نيروي كار مي افزايد. از طرف ديگر نيروي كاري كه از سطح دانش و اموزش بيشتري برخوردار باشد قادر است در چرخه ي توليد پويايي و تحول تكنولوژيك ايجاد كرده سبب افزايش ظرفيت توليد صادرات دانش بر و توان رقابت در بازارهاي بين المللي شود. فرصتهاي شغلي متنوع و جديد نتيجه ي توسعه تكنولوژي است. تكنولوژي از تعدد مشاغل دشوارتر مي كاهد و بر ميزان مشاغل تخصصي تر مي افزايد. مشاغل جديدي كه تكنولوژي ايجاد مي كند يا از تكنولوژي استفاده مي كند و يا ان را توسعه مي دهد.مقاله ي حاضر در پي ان است كه تاثير دانش و فن اوري را بر تقاضاي نيروي كار در طي دوره ي 1350-1380 بررسي كند. نتايج تخمين مدل نظري كه به روش حداقل مربعات معمولي (OLS)تخمين زده شده حاكي از قدرت توضيح دهندگي و تاثير مثبت و معني دار شاخص هاي دانش و فن اوري بر تقاضاي نيروي كار ايران است . J24,J21:JEL واژگان كليدي:اقتصاددانش و تقاضاي نيروي كار و دانش و فناوري
  
نويسنده:كريم‌آذربايجاني و مسعود‌صادقي
http://ase.ui.ac.ir/cv/m_sadeghi/b2hd-11031.html


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
ضرورت و موانع خصوصي‌سازي
 
پايه اصلي نظام اقتصادي مبتني بر بازار، تعداد زياد مشارکت‌کنندگان در بازار است و وجود يک نظام انگيزشي که بتواند به درستي کار کند. اجماع اين است که حوزه دخالت دولت در امور تجاري و کسب و کارها بايد محدود شود و به منظور افزايش کارآيي در داخل اقتصاد و افزايش بهره‌وري، بالا بردن گرايش به پس‌انداز و درنهايت ايجاد ثروت و اشتغال ضروري است که بخش‌خصوصي در يک اقتصاد رقابتي فعاليت کند.

تجربه هفتاد ساله حکومت‌هاي سوسياليستي هم‌چون خلق ارزش نکرد و آنها را عقب نگه داشت يا حتي تجربه اخير در چين، خود بيانگر اين است که خصوصي‌سازي در عرصه و صحنه اجرا براي تشکيل يک جامعه مدني و جامعه‌اي مبتني بر آزادي‌هاي فردي ضرورت تام دارد.

به نظر مي‌رسد که رعايت حقوق مالکيت خود جزئي از جامعه مدني است. از اين رو است که خصوصي‌سازي در زمان حاضر براي تشکيل جامعه مدني يک ضرورت است. ضرورتي غيرقابل انکار که نتايج عيني اجراي آن در همه کشورهاي جهان مشاهده مي‌شود. اينکه بشود بخش دولتي کارآمد و موثري داشت، تجربه بسيار محدودي در منطقه اروپاي شمالي دارد.

در کشورهايي نظير سوئد و فنلاند هم در کنار يک بخش دولتي بزرگ يک بخش‌خصوصي قدرتمند نيز وجود دارد و حرکت سرمايه به آساني در آنجا انجام مي‌شود و حساب سرمايه حساب بسته‌اي نبوده است. با توجه به موارد مذکور، خصوصي‌سازي در ايران نيز ضروري است و در مورد ضرورت خصوصي‌سازي اجماع وجود دارد.

فارغ از اينکه احزاب سياسي ايران در حوزه سياست يا فرهنگ چه گرايش‌هايي دارند، همگي در حوزه اقتصاد بر خصوصي‌سازي تاکيد مي‌کنند و احزاب سياسي را نميتوان يافت که به طور مستقيم در مقابل خصوصي‌سازي موضع گرفته باشند. به ويژه پس از ابلاغيه اصل 44 توسط مقام رهبري اين‌گونه احزاب مخالف خصوصي‌سازي حضور پررنگي ندارند.

يکي از سوال‌هايي که همواره وجود داشته، اين است که آيا بازار سهام تنها راه اجراي خصوصي‌سازي است؟ قطعا هيچ‌کس نمي‌گويد که همه سهام شرکت‌هاي دولتي بايد از طريق بازار متشکلي که متشکل‌ترين آن بورس است واگذار شود. البته بايد توجه کرد مبادله‌اي که انجام مي‌شود در نهايت مبادله سهام است؛ چرا که شرکت‌هاي دولتي ماهيت حقوقي سهامي دارند.

تصور نادرستي است که فکر کنيم شرکت‌هاي دولتي تنها بايد از طريق سهامي عام واگذار شوند، بلکه اين کار مي‌تواند از طريق سهامي خاص نيز انجام شود و لزومي براي سهامي عام بودن وجود ندارد. تاکيد قانون جديد خصوصي‌سازي بر واگذاري از طريق بورس در درجه اول و سپس ساير روش‌ها، به دليل اين است که عرضه شرکت‌ها در يک بازار مزايده‌اي که قيمت‌ها شفاف است، انجام گيرد.

اصلي‌ترين مشکل پيش‌روي واگذاري شرکت‌هاي دولتي و خصوصي‌سازي اين است که مي‌گوييم بخش‌خصوصي ضعيفي داريم و اين بخش‌خصوصي به دليل بزرگ بودن دولت نقدينگي لازم را براي خريد دارايي‌هاي دولت ندارد و با اين تحليل عملا خود را داخل يک کوچه بن بست حبس کرده‌ايم. ما بايد هرچه سريع‌تر از اين کوچه بن‌بست بيرون بيابيم.

اين کار مي‌تواند از طريق بخش‌خصوصي بين‌المللي صورت پذيرد. به نظر مي‌رسد که بخش‌خصوصي بين‌المللي از نظر نقدينگي مشکلي ندارد. در تمام دنيا اين‌گونه است که در زمان خصوصي‌سازي بخش زيادي از سهام به وسيله سرمايه‌گذاراني از ديگر کشورها خريداري مي‌شود.

در اين روش است که سرمايه داخلي نيز تجهيز شده و ترس سرمايه‌داران داخلي از سرمايه‌گذاري مي‌ريزد. اگر واقعيت دارد که بر طبق آمارهاي غير رسمي فقط 200ميليارد دلار سرمايه ايرانيان در امارات متحده عربي وجود دارد، پس به نظر مي‌رسد منابع داخلي کما بيش موجود است و تنها مساله امنيت سرمايه است که آنها را نگران کرده و اذيت مي‌کند. ما بايد از اين کوچه بن‌بست خارج شويم و خود را در خياباني با ترافيک دو طرفه قرار دهيم.

مشکل ديگر خصوصي‌سازي در شرايط و با روش کنوني خصوصي‌سازي از طريق سهام عدالت و 20درصدي است که بايد در اختيار دولت باقي بماند. سرجمع اين روش به گونه‌اي مي‌شود که بخش‌خصوصي بازهم جرات نخواهد کرد پا پيش بگذارد و از اين نظر موسسات شبه دولتي و نزديک به دولت همانند صندوق‌ها و سازمان‌هاي عمومي اقدام به خريد سهام مي‌کنند.


چون بخش‌خصوصي مي‌بينيد که 20درصد اين سهام همچنان در دست دولت قرار دارد، 20 تا 30درصد آن نيز از طريق سهام عدالت در کنترل دولت است؛ پس ديگر جايي براي فعاليت موثر بخش‌خصوصي باقي نمي‌ماند و سرمايه‌گذاران وارد اين بخش‌ها نمي‌شوند. بنابراين مشکل واگذاري‌ها در دو سطح قابل بررسي است.

اول اينکه سرمايه‌گذاران خارجي را از ابتدا راه نداديم و اکنون اگر بخواهيم آنها را بپذيريم، در جو سياسي کنوني نخواهند آمد. موضوع دوم اينکه تا نتوانيم سهام دولت را به طور جدي به ارقام خيلي پايين برسانيم، بخش‌خصوصي جرات حضور پيدا نخواهد کرد.

يکي از مشکلات ديگر خصوصي‌سازي اشکالات ساختاري برخي بنگاه‌هاي دولتي است. به عنوان مثال در صنعت برق اصلاح ساختار بسيار مهم‌تر از خصوصي‌سازي است. اگر در اين‌گونه صنايع اصلاح ساختار صورت نگيرد، انحصار بخش دولتي به بخش‌خصوصي منتقل مي‌شود که بسيار خطرناک‌تر است. از اين نظر تجديد ساختار لازم است.

اما با وجود نياز به تجديد ساختار در برخي صنايع و شرکت‌هاي دولتي، نظر به اينکه مقوله خصوصي‌سازي در کشور ما با تاخير انجام مي‌شود و آثار مخرب آن بسيار شديد است، بهتر است که دولت دارايي‌هاي خود را حتي به افراد کم‌تجربه و با قيمت‌هاي پايين بفروشد. اين به نفع اقتصاد ملي ما است که روند خصوصي سازي شتاب بيشتري بگيرد.

اين نگراني وجود دارد که تجديد ساختار بهانه‌اي شود براي تاخير بيشتر خصوصي سازي و از اين نظر از موضع اجرايي تاکيد روي اصلاح ساختار وجود ندارد. بانک‌ها يکي از اقلام بزرگ خصوصي‌سازي هستند. بانک‌ها همگي آماده واگذاري هستند. مانع اصلي واگذاري بانک‌ها مي‌تواند تعداد زياد کارمندان آنها باشد. به عقيده من يک راه ساده در حوزه واگذاري بانک‌ها اين است که 30درصد بانک‌ها را به کارمندانشان بدهيم.

از اين طريق هم مي‌توان بخش مسن کارمندان را بازنشسته کرد و هم مي‌توان همدلي کارمندان را در راه خصوصي سازي جلب کرد.

ما ناگزير از باز کردن بازار خود به روي بانک‌هاي خارجي هستيم. به همين دليل رقابت بانک‌ها عموما رقابت خارجي است. بانک‌هاي خارجي داراي نرم‌افزارها و بازاريابي پيشرفته‌تري هستند و مي‌توانند ميدان را از دست بانک‌هاي داخلي ما خارج کنند.

اگر ما بتوانيم عناصري از نظام بانکداري خارجي را نهايتا با حل موانع سياسي جذب کنيم، هيچ کدام از بانک‌هاي ما حتي بانک‌هاي خصوصي ما توان مقابله جدي را ندارند.

خوشبختانه بانک‌هاي خصوصي در ايران با وجود مشکلات جدي نظام بانکي کشور توانسته‌اند رشد خوبي در بخش‌هاي مختلف اعم از سپرده‌ها، تسهيلات و دارايي‌ها داشته باشند. از سوي ديگر حساب بانک‌هاي خصوصي نزد بانک مرکزي قرمز نيست.


در واقع در شرايط فعلي بانک‌هاي دولتي از بانک مرکزي گذر کرده‌اند، يعني بانک مرکزي، بانک مرکزي بانک‌هاي دولتي نيست؛ چرا که همه آنها به دليل فشارهايي که در دو سال اخير به ويژه دولت روي آنها وارد کرده است، سپرده‌هاي قانوني خود را به بانک‌ مرکزي پرداخت نکرده‌اند.

حساب همه بانک‌هاي دولتي قرمز است و اگر بخواهيم جرايم اين حساب‌ها را محاسبه کنيم، همه بانک‌هاي دولتي امسال زيان‌ده خواهند بود.

بانکداري مرکزي ما اکنون تنها روي بانک‌هاي خصوصي نظارت مي‌کند. بنابراين در حوزه بانک‌ها کمترين مشکلي نداريم و کافي است دولت دست از سر بانک‌هاي دولتي بر دارد و خودش را در تنگنا و مضيقه بيشتري قرار دهد که در آينده‌ نمي‌تواند زياد به آنها دستور بدهد. در صورت تحقق اين شرايط، به نظر مي‌رسد با وجود وضعيتي که بانک‌ها در آن هستند، باز هم امکان واگذاري باشد.

درآمد واگذاري مي‌تواند صرف پرداخت بدهي‌هاي دولت به نظام بانکي و حتي بانک مرکزي شود. بر اساس محاسبات انجام گرفته در سال 84 دارايي‌هايي که بايد واگذاري شود، 150ميليارد دلار است. البته اين بدان معني نيست که دولت مي‌تواند معادل ريالي اين پول را به داخل جمع‌آوري کرده و نيازهاي ريالي خود را برطرف کند و در آينده کمتر از بانک‌ها آويزان شود. بخشي از اين پول را مي‌تواند از خارج و با فروش خارجي تامين کند.

سود اين کار اين است که ديگر فشاري به ريال وارد نمي‌شود و آثار تورمي ندارد. دولت به راحتي مي‌تواند 30 تا 40ميليارد دلار سرمايه خارجي را در خصوصي‌سازي جلب کند. بخش ديگري را مي‌تواند از داخل جمع‌آوري کند که به عقيده من نمي‌تواند بيش از 10ميليارد دلار باشد.

براي نتيجه دادن خصوصي‌سازي بايد تعريف جديدي از طرح‌هاي عمراني ارائه دهيم که بي‌جهت دولت فکر نکند بايد همچنان جاده‌سازي کند يا کارخانه بسازد و تجهيزات مخابراتي بسازد. حوزه طرح‌هاي عمراني را بايد چنان محدود کرد که دولت نيازي به منابع نداشته باشد و هزينه‌هاي دولت به طرف هزينه‌هاي جاري حرکت کند.

دولت بايد فشار بيشتري روي جمع‌آوري ماليات براي تامين هزينه‌هاي خود وارد کند. صندوق‌ ذخيره ارزي را نيز براي اعطاي وام‌هاي ارزي و تقويت بخش‌خصوصي در نظر بگيرد و در کنار آن همانند کاري که کويت و چين و عربستان انجام داده‌اند، سرمايه‌گذاري مالي کند. دولت مي‌تواند اوراق سهام و ديگر اوراق‌بهادار را خريداري کند.

اجراي قوانين يکي ديگر از مشکلاتي است که پيش روي واگذاري‌ها قرار دارد. ما هر قدر هم بخواهيم عادلانه و بي‌طرفانه قضاوت کنيم، در مورد عملکرد دولت نهم در مورد برنامه چهارم توسعه، انحرافات به قدري زياد است که به راحتي مي‌توانيم اين‌گونه جمع‌بندي کنيم که دولت برنامه چهارم را اجرا نکرده است.

در مورد ساير قوانين نيز اجراي اين قوانين مشکلات جدي دارد و دولت نيز متاسفانه با عدم‌تقيد خود به اجراي قانون اين زمينه را در بخش خصوصي نيز ايجاد کرده است که قانون را ناديده بگيرد. در مجلس ششم قوانيني تصويب شد که بسيار کارآمد هستند. علاوه‌بر اين قوانين ديگري همچون پول‌شويي که اکنون در مجلس است يا قانون ضدانحصار موردنياز هستند. با اين وجود احساس مي‌شود که اکنون بيشتر از کمبود قوانين به درست اجرا شدن قوانين نيازمنديم.

به طور کلي خصوصي‌سازي در دولت‌هاي قبلي هم با کندي همراه بوده است. بسياري از آقاياني که امروز داعيه بازار آزاد دارند، وقتي خودشان در راس امور بودند، متاسفانه از اسب پياده نشدند. نمونه خوب آن سازمان گسترش است که بالاخره تا چند روز مانده به تغيير دولت حاضر نشدند آن را واگذار کنند و در 10روز آخر، دولت قصد داشت آن را واگذار کند که جلوي آن گرفته شد. مي‌توانستند اين کار را يک سال قبل انجام دهند که بدون هيچ مانعي واگذار شود.

نمونه بهتر آن صنعت خودرو است. صنعت خودرو ما واگذار نشد و با هزاران تمهيد به گونه‌اي مناسبات راي‌گيري را بستند که سازمان گسترش بر مجامع صنايع خودروسازي حاکم شود و نمايندگان خود را بگذارد.

نويسنده:دكترحسين عبده تبريزي
http://www.jobportal.ir/S1/Default.aspx?ID=9_3_562_1_1314


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
بررسي نقش مدل سازي فرايندهاي كسب و كار در فرايند مديريت دانش سازمان؛ ارائه يك مدل مفهومي
پژوهشهای علمی همت مضاعف و کار مضاعف
چکيده:
مهمترين پرسش در دنياي رقابتي امروز اين است كه دانش موجود در هر سازمان را چگونه مي توان شناسايي كرد و از آن به بهترين نحوه بهره جست . ايجاد سيستم هاي مديريت دانش يكي از مهمترين راهكارها در جهت بهبود سطح دانش در هر سازماني مي باشد و در اي تحقيق مساله اصلي اين است كه آيا ايجاد مدل كسب و كار و بازنمايي فرايندهاي كسب و كار به صورت مدل هاي اطلاعاتي در بهبود و ارتقاء كيفيت و اثر بخشي مديريت دانش در سازمان تاثيرگذار است يا خير؟ در راستاي اين موضوع تلاش مي شود كه جايگاه مدل سازي فرايندهاي كسب و كار در ايجاد سيستم هاي مديريت دانش تشريح شود به گونه اي كه فرايندهاي كسب و كار به عنوان بخشي از دانش سازماني در نظر گرفته مي شوند. اين فرايندها عمدتا تشكيل دهنده دانش فني موجود در نزد كارشناسان و خبرگان سازمان هستند و در اين مقاله سعي داريم مدل سازي فرايندهاي كسب و كار را به عنوان رويكردي در جهت تبديل دانش ضمني به دانش صريح و آشكار مورد استفاده قرار دهيم.
نويسنده:شعبان الهي - عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت مدرس سعي
http://www.civilica.com/Printable-ICTM02_074.html


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
ارزیابی نقش کارآفرینی زنان در فرهنگ و اقتصاد :زنان کارآفرینان خاموش جامعه
پژوهشهای علمی همت مضاعف و کار مضاعف

نامناسب بودن وضعيت اشتغال زنان در ايران، کمتر بودن فرصت هاي شغلي آنان نسبت به مردان، بحث مشارکت اقتصادي زنان در خارج از خانه و اهميت کارآفريني به ويژه کارآفريني زنان از جمله مواردي است که موجب شده تا فاطمه تابنده کارشناس ارشد مديريت دانشگاه شيراز پژوهشي را با عنوان «ارزيابي نقش زنان در کارآفريني» انجام دهد.او کارآفريني را واژه اي نو مي داند که فقط براساس واژه اش نمي توان به معناي واقعي آن دست يافت.به عقيده او کارآفريني از ابتداي خلقت بشر و همراه با او در همه شئون زندگي حضور داشته و مبناي تحولات و پيشرفت هاي بشري بوده است. بنابراين اين مفهوم و ايده مفهومي جديد و متعلق به قرن حاضر نيست. کارآفرينان سازمان دهندگان و فعال کنندگان يک واحد اقتصادي، اجتماعي و کسب و کار در جهت دستيابي به سود شخصي و اجتماعي هستند. آنها افرادي هستند که از فرصت هاي پيش آمده به خوبي استفاده کرده و با ايجاد تغييرات چيزهاي جديدي مي آفرينند. آنها در جست وجوي تغيير بوده و در فرصتي استثنايي جهت توسعه اجتماعي، اقتصادي و ايجاد شغل فعال مي شوند. اين پژوهشگر معتقد است در بيشتر کشورهاي توسعه يافته مفهوم کارآفريني زنان در سطوح اقتصادي جا باز کرده به گونه اي که زنان مي توانند خود را به عنوان قهرمان هاي تجاري عنوان کنند. اين پژوهشگر تاکيد مي کند در کشور ما اما نقش اساسي زنان در اين امر ناديده گرفته شده، به همين دليل بررسي نقش زنان در کارآفريني،موانع و راهکارهاي بهبود کيفي کارآفريني زنان ضروري است. ارزيابي عوامل موثر بر کارآفريني زنان از جمله عوامل رفتاري، اجتماعي، تحصيلات و آموزش، بررسي عوامل موثر در موفقيت مديران، کارآفرين و بررسي فرآيند رشدشان و همچنين بررسي موانع و محدوديت هاي کارآفرينان زن از جمله موارد مورد تمرکز اين پژوهشگر بوده است. - اهميت پژوهش فاطمه تابنده در اهميت موضوع پژوهش آورده است: «موتور اقتصاد يک جامعه را کارآفرينان تشکيل مي دهند. کليد موفقيت کارآفرينان به ويژه کارآفرينان زن نيز يافتن روش هاي خلاقانه اي است که با استفاده از تکنولوژي هاي جديد، کانال هاي بازاريابي و تبليغاتي و هزينه کمتر، خواسته هاي بيشتري را برآورده مي سازند.بنابراين اين زنان نقش مهمي در اشتغال مولد خواهند داشت که موجب کاهش نرخ بيکاري و عدم توجه به سرمايه گذاري دولت خواهد شد. به گفته او هنگامي که کارآفرينان زن شغل جديد ايجاد مي کنند حداقل يک يا چند نيروي استخدامي را به کار مي گيرند. همچنين کارآفرينان زن مي توانند بقيه زنان خانواده و اطرافيان شان را به کارآفريني، ابداع و خلاقيت راهنمايي کرده و در توسعه اقتصادي - اجتماعي نقش داشته باشند.

کارآفرينان زن پيوسته در حال ابداع، توسعه کالا و خدمات براساس رضايت و سليقه مردم هستند. بنابراين با ابداع و ارتقاي محصولات جديد و خدمات بهينه به کمک منابع مالي مردم در سرمايه گذاري ها و ارتقاي کيفي بهره وري را افزايش داده اند. او همچنين معتقد است: «کارآفرينان زن با بهره گيري از نيروي خلاق و ريسک پذيري مي توانند تهديدات و تنگناهاي محيطي را تبديل به فرصت هاي جديد کرده و با بازار ارتباط برقرار کنند.» - زنان روستايي،کارآفريناني که ناديده گرفته مي شوند به عقيده اين استاد دانشگاه جمعيت بزرگي از کارآفرينان زن را زنان روستايي با تحصيلات پايين تشکيل مي دهند؛ زناني که گاه فعاليت هايشان ناديده گرفته مي شود. او مشارکت اجتماعي اين زنان را تحت تاثير چند متغير مهم مي داند. - ويژگي فرهنگ، ارزشي که شامل نظام گرايي، جمع گرايي، نويدپذيري، تقديرگرايي و عدالت اجتماعي است. - پايگاه اجتماعي - اقتصادي خانواده ها، پايبندي خانوادگي به سنت ها و نقشي که زن در تصميم گيري، هدايت فرزندان و انسجام خانواده دارد. - عوامل جمعيتي، اجتماعي، اقتصادي شامل سن، پايگاه اجتماعي، اقتصادي، تاهل، اقامت در شهر، سابقه و استفاده زنان از رسانه ها. - متغيرهاي گرايشي - انگيزشي شامل رقابت جويي از خودبيگانگي، خوداثربخشي و نياز به پيشرفت. از اوايل قرن حاضر در ايران مشارکت اجتماعي زنان در خارج از خانه افزايش يافته است. از عوامل مهم موثر بر اشتغال زنان، نرخ باروري آنان است. هر چه نرخ باروري افزايش مي يابد با نزول اشتغال زنان فعال مناطق شهري روبه رو هستيم. همچنين ميان تعداد فرزندان و اشتغال رابطه معکوس وجود دارد. هم اکنون 23 درصد زنان داراي سه فرزند و 58 درصد با يک يا دو فرزند به فعاليت مي پردازند. تاهل زنان نيز در تحصيلات و اشتغال آنان تاثير دارد. اشتغال زنان بدون تحصيلات بيشتر از زنان باتحصيلات است. هنجارهاي رايج، تقسيم کار، تعداد نقش زنان، ناامني هاي اجتماعي، ايدئولوژي حاکم، مردسالاري و همچنين ميزان پايين آگاهي زنان از حقوق خود از متغيرهاي تاثيرگذار بر اشتغال زنان است. - نقش زنان در کارآفريني فرزندان اين پژوهشگر معتقد است:

خانواده به عنوان منتقل کننده رفتارهاي اجتماعي مي تواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنايي يا استقلال طلبي در عرصه فعاليت هاي اقتصادي ارائه دهد. نوع نگرش مادر و پدر و خانواده به دنياي اطراف و انتقال آن به کودکان در شکل گيري آينده شغلي آنها موثر است. به گفته او فضاي حاکم بر خانواده و رهنمودهاي مادر به فرزندان اين امکان را به آنها مي دهد تا با ترک عادات پيشين رفتارهاي جديدي را تجربه کرده و بتوانند در خانواده نقش آ فريني کنند. توانمندسازي و راه اندازي اداره کسب و کار اقتصادي از ديگر تاثيرات نقش زنان در کارآفريني فرزندان است.حمايت و تشويق والدين در خانواده به ويژه مادران در جهت يادگيري فناوري هاي جديد و تکنولوژي اطلاعاتي و معرفي مشاغل جهت کسب درآمد بيشتر سهم اساسي دارد.همچنين آنها با راهنمايي فرزندان مي توانند به خلق ايده هاي کاري جديد ياري رسانند. - رهبران تحول آفرين فاطمه تابنده کارآفرينان را بزرگ ترين رهبران تحول آفرين مي نامد زيرا اين افراد با خلاقيت و ابتکار خود سياست ها و سازمان ها را به سوي موفقيت مي رانند. کارآفريني زنان شيوه اي از رهبري است که هدف آن استفاده از فرصت ها و تعقيب تغييرات است. رهبر کارآفرين همان رهبر تحولي است که فرصت ها و تهديدها را تشخيص داده و خواهان نوآوري، بازداري و رقابت است. - نقش تکنولوژي اطلاعات در کارآفريني زنان تکنولوژي هاي اطلاعات و ارتباطات در توسعه فرصت هاي شغلي زنان و فرآيند اشتغال تکنولوژي در شرکت هاي کارآفرين نقش اساسي دارند. شرکت هاي صادراتي با استفاده از تکنولوژي اطلاعات در صنعت، خدمات، طراحي سيستم پاداش وحقوق و دستمزد مبتني بر الزامات کارآفريني در بهبود کيفي و عملکرد خود تلاش مي کنند. اشتغال زنان به کمک فناوري اطلاعات مقدور است اما نبايد تصور کرد بدون سامان دهي و اصلاح گرايي در ساختار اطلاعات و ارتباطات مي توان کاري در اين زمينه کرد. اين سامان دهي و اصلاح گرايي بخش هاي اقتصاد ملي، تجديد ساختار، خصوصي سازي، آزادسازي و سامان دهي در مالکيت مادي و معنوي را در برمي گيرد. - نقش دولت در کارآفريني زنان اين محقق نخستين گام دولت را براي افزايش کارآفريني زنان در توسعه منابع انساني ارزيابي مي کند و از تجربه معجزه آساي کشورهاي آسياي جنوب شرقي مثال مي آورد که تنها مزيت شان در توسعه اقتصادي وجود انسان هايي با عرق ملي بوده است. ايجاد فرصت هايي براي آموزش و افزايش دانش زنان کمک به قانون گذاري، ايجاد مراکز و بانک هاي اطلاعاتي، گسترش استراتژي هاي بازاريابي و شناسايي بازارهاي هدف به بنگاه ها و“ از ديگر پيشنهادهاي اوست. - تجربه کشورهاي ديگر در توسعه کارآفريني زنان تابنده در بخش ديگري از پژوهش اش به تجارب کشورهاي ديگر در زمينه کارآفريني به ويژه کارآفريني زنان مي پردازد. در هند بيش از 500 موسسه کارآفريني آغاز به کار کرده اند. اين موسسه ها تاکنون 55 برنامه در زمينه توسعه کارآفريني اجرا کرده اند که 33 برنامه آن به کارآفرينان زن اختصاص داشته است. اين برنامه ها به طور تخصصي براي کارکنان شرکت هاي صنعتي، فارغ التحصيلان رشته هاي فني و غيرفني، صاحبان کسب و کار کوچک، افراد بيکار، صنعتگران و کشاورزان اجرا شده است. اولين مرکزي که در دنيا دوره آموزشي کارآفريني درون سازماني را اعمال کرد، موسسه توسعه کارآفريني هند است. درانگليس نيز مراکز کارآفريني از ابتداي دهه 70 شکل گرفتند که اصلي ترين مرکز پژوهشي آن در دورهام بود و دروس کارآفريني در سه رشته کارشناسي ارشد آن اجرا مي شد. در هند و فيليپين نيز نسبت به تاسيس اين مراکز به ويژه آموزش زنان اقداماتي انجام شده است. اين پژوهشگر فوايد اصلي کارآفريني را در پايان پژوهش تحريک و تشويق حس رقابت، ايجاد ثروت و توزيع درآمد، ارتباط و يکپارچگي بازارها، کاهش بوروکراسي اداري، تعادل در اقتصاد پويا و ترغيب به سرمايه گذاري، رفع شکاف و تنگناهاي بازار و بهبود اشتغال زايي و ايجاد فناوري و خلاقيت مي داند. او همچنين از موانع اصلي توسعه کارآفريني زنان نام مي برد: «قانون اشتغال نيمه وقت زنان، مقررات در زمينه مرخصي زايمان و ماده پنج مصوبه که محدود کننده اشتغال زنان است از اين جمله اند.» ايدئولوژي مردسالارانه حاکم در جامعه، بازنشستگي هاي زودرس زنان، تعريف شغل مادري و خانه داري زنان همراه با فرهنگ مردسالارانه و باورهاي سنتي جنسيتي، کمبود آگاهي زنان در ابعاد حقوقي، فردي، اجتماعي و حرفه اي، بالا بودن نرخ حق بيمه که سهم کارفرما در پرداخت حق بيمه برابر با 20 درصد مزد حقوق بيمه شده است از ديگر مواردي است که او به عنوان موانع کارآفريني زنان برمي شمارد.
نويسنده:فاطمه تابنده
http://www.karnews.ir/news.php?item.411.15


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب