فضیلت بلندهمتی (حکمت)
از حضرت امام باقر علیه السلام مروی است که «خدا به مؤمن سه خصلت کرامت فرموده است: عزت در دنیا و آخرت، ظفر (پیروزی) در رستگاری دنیا و آخرت و مهابت در دل ظالمان و اهل معصیت.» که سرآمد بیشتر صفات و افضل اکثر ملکات [نیک] است.
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند که «اگر همه عالم، شمشیرها کشند و پشت به پشت یکدیگر داده رو به من آیند، سر مویی تفاوت در حال من هم نمی رسد».
زمان خود گویای روشنی و حق نمایی کلام معصومین علیه السلام است که می بینیم مهابت و عزت روزافزون ایرانیان در عرصه های جهانی در سایه عزت خواهی آنان رخ نمایی می کند و قلب های حق طلبان را به سوی خود جلب می نماید.
نشان همت بلند (نکته)
«نشان همت آن است که هرگز در حاصل و حاضر نگاه نکند، بل همه نظر او مقصور بود بر آنچه ندارد».
ارتباط آرزو و همت بلند (نکته)
«همت و نهمت هر دو هم شکلند و هر کسی را از این دو بهره است: یکی را به سخاوت و نان دادن، و یکی را به شجاعت، و یکی را به علم و عبادت، و یکی را به زهد و به ترک دنیا گفتن. و یکی را به طلب افزونی دنیا».
خسیس همتی (پند و اندرز)
بنگر تا خسیس همت نباشی که من چیزی ندیدم مرد را از پای افکنده تر از دون همتی.
همراهی همت و بخت عالی (نکته)
باید دانست که همت عالی یکی از عوامل موفقیت است. در راه موفقیت نباید غافل از عواملی بود که تحت سلطه ما نیست.
«همت بی آلت از سبکساری بود و همت با بخت زیبنده بود؛ زیرا که مردی که او را همت بود و از بخت یاری نبُوَد به جز نگوساری نبود. که همت باید و بخت عالی».
ثمره بلندهمتی (حکایت)
«احمد بن عبدالله الخجستانی را پرسیدند که تو مردی خربنده بودی، به امیری خراسان چون افتادی؟ گفت: به باد غیس در خجستان روزی دیوان حنظله باد غیسی همی خواندم، بدین دو بیت رسیدم:
مهتری گر به کام شیر در است
شو خطر کن ز کام شیر بجوی
یا بزرگیّ و عزّ و نعمت و جاه
یا چو مردانتْ مرگ رویاروی
داعیه ای در باطن من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که اندر بودم راضی نتوانستم بود. خران را بفروختم و اسب خریدم و از وطن خویش رحلت کردم و به خدمت علی بن اللّیث شدم برادر یعقوب بن اللّیث و عمرو بن اللّث، و بازِ دولت صفاریان در ذروة اوج علّیّین پرواز همی کرد، و علی برادر کهین و یعقوب و عمرو را بر او اقبالی تمام بود، و چون یعقوب از خراسان به غزنین شد از راه جبال، علی بن اللّیث مرا از رباط سنگین باز گردانید و به خراسان به شحنگی اقطاعات فرمود، و من از آن لشکر سواری صد بر راه کرده بودم و سواری بیست از خود داشتم و از اقطاعات علی بن اللّیث یکی کروخ هری بود و دوم خواف نشابور. چون به کروخ رسیدم فرمان عرضه کردم، آنچه به من رسید تفرقه لشکر کردم و به لشکر دادم. سوار من سیصد شد. چون به خواف رسیدم و فرمان عرضه کردم، خواجگان خواف تمکین نکردند و گفتند: ما را شحنه ای باید با ده تن. رای من بر آن جمله قرار گرفت که دست از طاعت صفاریان باز داشتم و خواف را غارت کردم و به روستای بُشت بیرون شدم و به بیهق درآمدم، دو هزار سوار بر من جمع شد. بیامدم و نشابور بگرفتم، و کار من بالا گرفت و ترقی همی کرد تا جمله خراسان خویشتن را مستخلص گردانیدم. اصل و سبب این دو بیت شعر بود. و سلّامی اندر تاریخ خویش همی آرد که کار احمد بن عبدالله به درجه ای رسید که به نشابور یک شب سیصد هزار دینار و پانصد سر اسب و هزار تا جامه ببخشید. و امروز در تاریخ از ملوک قاهره یکی اوست.
علوِّ همت (نکته)
«و هر که را همت او طعمه است در زمره بهایم معدود گردد، چون سگ گرسنه که به استخوانی شاد شود و به پاره ای نان خشنود گردد، و شیر باز اگر در میان شکار خرگوش، گوری بیند دست از خرگوش بدارد و روی به گور آرد».
با همت باز باش و با رای پلنگ
زیبا به گه شکار، پیروز به جنگ
عزت نفس و خوداتکایی (حکمت)
از بزرگ ترین زمینه سازهای شکوفایی خوداتکایی و خودبسندگی است. خوداتکایی را می توان شاخه ای از عزت نفس به حساب آورد:
«از جعفر صادق علیه السلام پرسیدند که کار خویش را بر چه بنا کردی؟ گفتا ... بدانستم که کار من جز من کسی نکند، به کار خود مشغول شدم ...».
خودباوری
تاریخ به خاطر ندارد که انسان خود کم بین و کسی که توانایی های خود را باور ندارد، شگفتی، نوآوری و کاری قابل توجه به ثبت رسیده باشد. خودباوری به منزله فعال نمودن چشمه های درونی است، تا بدین گونه نخستین و مهم ترین گام در راه شکوفایی برداشته شود.
عزیزالدین نسفی در این باره می نویسد:
«علم و معرفت و کشف اسرار و ظهور و انوار، جمله در ذات آدمی موجودند، صحبت دانا و تربیت و پرورش می باید که تا تمام، ظاهر شوند. ای درویش! علم اولین و آخرین در ذات تو مکنون است، هرچه می خواهی در خود طلب کن!
ای درویش! آدمی مراتب دارد و صفات و اخلاق آدمی که در ذات آدمی مکنون اند؛ و در هر مرتبه چیزی ظاهر می گردند. چون مراتب آدمی، تمام ظاهر شوند، صفات و اخلاق آدمی هم تمام ظاهر گردند و عالم صغیر تمام شود. و این روند که عالم صغیر را تمام کرد، در عالم کبیر نائب وظیفه خدا شد؛ گفتِ وی گفتِ خدا باشد، و کردِ وی کرد خدای بود، و این تجلّی اعظم است، از جهت آن که ظهور اخلاق اینجاست، و ظهور علم اینجاست».
شیخ محمود شبستری نیز با اعتراض به انسان های خود کم بین و کسانی که از توانایی های درونی خویش بی خبرند، این گونه روح خودباوری را در آنان می دمد:
چه می گویم حدیث عالم دل
تو را ای سر به شیب و پای در گِل
جهان، آن تو و تو مانده عاجز
ز تو محروم تر کس دید هرگز
تو مغز عالمی زان در میانی
بدان خود را که تو جان جهانی
جهان عقل و جان سرمایه توست
زمین و آسمان پیرایه توست
تویی تو نسخه نقش الهی
بجو از خویش هر چیزی که خواهی
ظهور قدرت و علم و ارادت
به توست ای بنده صاحب سعادت
طبیعی قوّت تو ده هزار است
ارادی برتر از حصر و شمار است
همچنین مولانا می گوید:
خویشتن نشناخت مسکین آدمی
از فزونی آمد و شد در کمی
خویشتن را آدمی ارزان فروخت
بود اطلس خویش بر دلقی بدوخت
صد هزاران مار و کُه حیران اوست
او چرا حیران شُده ست و مار دوست
خودباوری و درک توانایی های خود
خویشتن یابی (نکته)
«مرد خویشتن را آنجا یابد که نهد. یعنی اگر خود را عزیز دارد بلند شود، و اگر خوار دارد خوار شود».
پرداختن به انجام کاری که تضادی با ویژگی های شخصیتی فرد ندارد (حکمت)
هر کس بخواهد در مسیر زندگی خود موفق شود باید آن فعالیت هایی را انتخاب نماید که با ویژگی های شخصیتی اش منافات نداشته باشد:
«یکی از صحانه گفت: یا رسول الله، چه بینی این کاری که همی کنیم بر چیزی است که از وی فارغ گشته اند یا از خویشتن همی آغاز کنیم. پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم گفت: بر کاری که از آن کار فارغ گشته اند، و گفت بر آن تکیه نکنیم و کار به جای مانیم؟ گفت: کار کنید که بر هر کسی آن آسان کنند که ورا از بهر وی آفریده باشند».
درک قابلیت های اصلی خود (نکته)
«چون شرف و عزّ و بزرگی گوهر دل آدمی از این جمله بدانستی، بدان که این گوهر عزیز را به تو داده اند، و آن گاه وی را بر تو پوشیده اند: چون طلب وی نکنی و وی را ضایع نکنی و از وی غافل باشی، غبنی و خسرانی عظیم بود. جهد آن کن که دل خود را بازجویی ... و وی را به کمال خویش برسانی».
هدر ندادن زمان (حکایت)
بازرگانی جواهر بسیار داشت و مردی را به صد دینار در روزی مزدور گرفت برای سفته کردن آن.
مزدور چندان که در خانه بازرگان بنشست چنگی دید، بهتر سوی آن نگریست. بازرگان پرسید که: دانی زد؟
گفت: دانم؛ و در آن مهارتی داشت.
فرمود که بسرای.
برگرفت و سماعِ خوش آغاز کرد. بازرگان در آن نشاط مشغول شد و سَفَطِ جواهر گشاده بگذاشت. چون روز به آخِر رسید اجرت بخواست. هر چند بازرگان گفت که: جواهر برقرار است، کار ناکرده مزد نیاید، مفید نبود. در لجاج آمد و گفت: مزدورِ تو بودم و تا آخِر روز آنچه فرمودی بکردم.
پشتکار و مداومت در انجام امور
محبوب ترین عمل؛ عمل مداوم (نکته)
یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در مسیر پیشرفت و شکوفایی مداومت داشتن در مسیر انتخاب شد و پشتکار نشان دادن در انجام اعمال است:
«از آثار و علامت عقل، خصلت و فضیلت و مداومت نمودن بر خیر است که ناشی و منشعب از خصلت رزانت می گردد. و آن عبارت است از ملکه استمرار یافتن نفس بر امری از امور خیر به نحوی که عادت و طبیعت مکتسبه ثانیه او گردد، خواه آن که مداومت بر تمام خیرات یا بر بعضی از آنها باشد؛ چون که مراد نه احاطه نمودن است بر تمام خیرات و نه استکثار نمودن از آنها است، بلکه مراد، مداومت فرمودن است هر چند که با قلّت عمل باشد، چنان که فرموده جناب امام محمد باقر است که «اَحَبُّ الاَعمالِ اِلی الله عزّوجلّ ما داوَمَ عَلیْه العَبْدُ و اِنْ قَل؛ محبوب ترین اعمال به سوی خداوند عزّوجلّ، عملی است که بنده مداومت بر آن بنماید، هر چند که آن عمل قلیل باشد.» و ایضاً فرمودند که «ما مِنْ شیءٍ اَحَبُّ اِلی الله عَزَّوَجَلّ مِنْ عَمَلٍ یُد اوِمُ عَلیه وَ اِنْ قلّ؛ نیست هیچ چیز محبوب تر به سوی خداوند عزّوجلّ از عملی که مداومت نموده شود بر آن، هر چند که قلیل باشد».
پشتکار و جدیّت (اشعار و جملات نغز)
گرم رو باش اندرین ره کاهلی از سر بنه
تا نمانی ناگهان انگشت حیرت در دهن
***
آنها که به صبر پیش بردند
مقصود ز جمله بیش بردند
***
«طلب جستن و کوشیدن است».
سايت آويني
سال اصلاح الگوي مصرف با تمام فرازونشيب هاي سرنوشت ساز و خاطرات تلخ و شيرين، سال ريزش حداقلي و رويش هاي حداكثري دهه چهارم انقلاب شكوهمند اسلامي و رفراندوم پرافتخار نظام ولايي و لبيك به نداي پيامبرگونه مقام معظم رهبري حفظه الله بود.
در سالي كه گذشت آحاد ملت بزرگ ايران از قوميت ها و اقوام گوناگون، خواص و نخبگان سياسي، همه و همه در مقابل آزموني بسيار بزرگ و دشوار قرار گرفتند و با آغاز دوران غبارآلود و سياه فتنه و عزم جدي فتنه گران در براندازي نظام، كربلايي به وجود آمد كه در يك سوي آن خلف صالح خميني، مقام عظماي ولايت، آرمان هاي امام راحل عظيم الشان، شهداي والامقام و عموم مردم عزيزمان با آراء گوناگون قريب به اتفاق حضور داشتند و در سوي ديگر استكبار خونخوار جهاني و متحدانش با همراهي ايادي خود فروخته داخلي و اوباش سياسي صف گرفته بودند و اين حقيقتي است كه هيچ انسان منصفي با هر گرايش سياسي نمي تواند انكار نمايد.
البته در اين ميان گروه ها و احزاب مختلف و شخصيت ها پشت سر مردم بصير و هميشه در صحنه با احتياط قدم برمي داشتند و اوضاع را رصد مي نمودند چون اكثراً بر اين ا عتقاد بودند كه دعوا، دعواي جناحي است و فتنه اي در كار نبوده و اين قضيه ناپسند، اصلاح طلب، اصولگرا و ديگر گروه هاي سياسي را در برمي گيرد.
ردپاي آمريكا، اسرائيل و انگليس در بازي دادن برخي سياسيون چپ و راست كه ادعاهايشان گوش فلك را كر نموده بود به خوبي عيان است. البته گناه دو طرف هيچگاه به يك اندازه نبوده و نيست و حقاً كثرت و قلت غيرقابل قياسي دارد اما اثبات شي هيچگاه نفي ما عدا نمي كند و گواه اين حقيقت تلخ و جانسوز، نداي اين عمار؟ رهبر مظلوم و مقتدر انقلاب در ماه هاي اخير بود كه همه با چشماني گريان شاهد آن بوديم.

از پيام سراسر اميدبخش رهبر فرزانه انقلاب در حلول سال جديد به خوبي مي توان عظمت ملت بزرگ ايران و در خشندگي آن در سال 88 رادريافت. معظم له مي فرمايند:
«اگر بنا باشد سال 88 در يك جمله تعريف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزي اين ملت بزرگ، سال حضور تاريخي و اثرگذار اين ملت در عرصه هايي كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگي داشت و منتهي مي شد.
در آغاز سال 88 مردم با حضور بي سابقه خود انتخاباتي را ساماندهي كردند كه در تاريخ انقلاب ما و البته در تاريخ طولاني كشور ما سابقه نداشت و يك نقطه برجسته و اوج به حساب مي آمد. در طول ماه هاي بعد از انتخابات هم مردم در امتحاني بزرگ، در حركتي عظيم و سرنوشت ساز، حضور خود، اراده خود، ايستادگي خود، عزم ملي خود و بصيرت خود را نشان دادند.»
بلاشك شكرانه حضور انقلابي اين مردم مومن و متعهد، خدمتگزاري بي شائبه و همه جانبه به آنان است كه مقدمه آن چيزي جز همت مضاعف نمي تواند باشد. همت مضاعفي كه ايجاد انگيزه بالاتر و والاتر نموده و در نتيجه كار مضاعف را به دنبال خواهد داشت.رهبر حكيم انقلاب با تدبير هرچه تمامتر، امسال را سال همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري فرمودند.

نامگذاري اي كه مطابق نياز ضروري امروز جامعه ما انجام گرفته و خود نشان از اشراف كامل معظم له بر امور جاري كشور و آگاهي دقيق از ظرفيت هاي بالقوه اين كشور پهناور است كه از ديرباز مورد طمع اجانب شرق و غرب بوده است. ايشان با افق ديد خود زمينه حركت مردم و مسئولين به سوي قله هاي تعالي و پيشرفت و جبران مافات، كمبودها و كاستي ها را فراهم نمودند و اكنون فرد فرد آحاد ملت در هرجايگاه بايد با عملياتي نمودن و تحقق منويات اين رهبر الهي كه دنياي اسلام و آزادگان جهان حقيقتاً به او عشق مي ورزند، قدمي استوار و مفيد بردارند.اميرالمومنين علي(ع) مي فرمايند: قدرالرجل علي قدر همته- ارزش مرد به ميزان همت اوست- نهج البلاغه حكمت 47
امروز بدون ترديد متراكم نمودن امور و تلاش دو چندان، بدون همت كه انگيزه اصلي و عامل محرك آن به شمار مي رود امري عبث است. با همت مضاعف مي توان گام هاي بلند و موثر برداشت.
به كار گرفته شدن واژه مضاعف نشان از موفقيت هاي غيرقابل وصف ملت غيرتمند و دولت هاي خدمتگزار در سي سال عزت، افتخار و شكوفايي بوده است.
اما اكنون بايد عزم را جزم نموده و با همت مضاعف و كارمضاعف، ايران بزرگ اسلامي را به جايگاه واقعي و در خور شان آن در جهان برسانيم و انقلاب عزيزمان را به انقلاب جهاني مصلح بشريت حضرت ولي الله الاعظم (عج) متصل نماييم. اين امر در گرو اطاعت بي چون و چرا از ولايت امر و امامت امت است و بس.



عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام تنها راه غلبه بر مشكلات و پيشرفت كشور در همه ابعاد را همت مضاعف و كار مضاعف دانست و گفت: علاج
عقب ماندگي تاريخي ايران همت مضاعف و كار مضاعف است.
مهندس سيد مرتضي نبوي كه ديروز در نشست هفتگي جامعه انجمن هاي اسلامي اصناف و بازار در مسجد حضرت امام(ره) سخن مي گفت با اشاره به نامگذاري سال جاري به نام سال «همت مضاعف- كار مضاعف» از سوي مقام معظم رهبري اظهار داشت: مقام معظم رهبري بارها فرموده اند به خاطر بي عرضگي حاكمان ايران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي گرفتار يك عقب ماندگي تاريخي هستيم و لذا علاج اين عقب ماندگي عمل به سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در خصوص همت مضاعف و كار مضاعف است.
وي با بيان اينكه همت يك واژه قرآني است و در معارف اسلامي ما نيز جايگاه ويژه اي دارد گفت: انسان با همت، انسان بي خيالي نيست، يك فرد باهمت براي حل مشكلات با تدبير بسيج مي شود. نمونه بارز انسان با همت در عصر ما حضرت امام خميني(ره) است كه در عين ناباوري جهانيان توانست يك رژيم ديكتاتور وابسته به بيگانه را سرنگون و جمهوري اسلامي را جايگزين رژيم شاهنشاهي بكند.
مهندس نبوي يادآور شد: در فرهنگ اسلامي ما كار جزء عبادات محسوب مي شود و ما نه تنها بايد براي تامين مايحتاج جامعه اسلامي كار و تلاش كنيم بايد در فكر كردن و تدبير داشتن هم همت مضاعف داشته باشيم. وي افزود: اهميت همت مضاعف در مسئله فرهنگي شايد بيش از بعد اقتصادي آن باشد چرا كه به عنوان هدف جنگ نرم دشمن قرار گرفته ايم و فتنه ها بعد از انتخابات رياست جمهوري سال گذشته بيشتر ريشه فرهنگي داشت و در راستاي جنگ نرم دشمن رخ داد.
عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي مهندسين تصريح كرد: سال گذشته ملت ايران در مقابل فتنه پيچيده سبز همت مضاعف به خرج داد و در9 دي و22 بهمن با حضور حماسي خود در صحنه فتنه را خاموش كرد. وي افزود: ملت ايران سال گذشته با همت مضاعف خود پاسخ فتنه گران را داد و اكنون نوبت مسئولان كشور است كه همت خود را براي خدمت به اين مردم و رفع مشكلات آنان مضاعف كرده و پاسخ مناسبي به مردم بدهند.
مدير مسئول روزنامه رسالت ياد آور شد: همت مضاعف و كار مضاعف هم جنبه كيفي دارد و هم جنبه كمي و دستگاه هاي اجرايي علاوه بر كميت، كيفيت فعاليت خود را افزايش بدهند و با برنامه ريزي درست موانع پيشرفت كشور و خدمت
رساني به مردم را از ميان بردارند.
وي در ادامه از اقدامات مجلس شوراي اسلامي و دولت براي اجراي قانون هدفمند كردن يارانه ها تقدير كرد و گفت: از سال1351 كه درآمد نفت وارد اقتصاد كشور شد از پول نفت به بدترين مشكل ممكن استفاده مي شود. هيچ كشوري مانند ايران ثروت ملي خود را صرف هزينه هاي جاري نمي كند، بايد از درآمد نفت براي عمران و آباداني كشور به نحو مطلوب استفاده شود كه اجراي قانون هدفمند كردن يارانه ها در اين راستا مي باشد.
مهندس نبوي يادآور شد: مقام معظم رهبري دهه چهارم انقلاب اسلامي را دهه پيشرفت و عدالت اعلام كرده اند و بايد براي پيشرفت كشور همت مضاعف و كار مضاعف داشته باشيم.
وي افزود: كشورهاي دنيا داراي برنامه چند ساله هستند و ما نيز داراي چشم انداز بيست ساله مي باشيم و بايد كشورمان را آن گونه كه مي خواهيم بسازيم و تحقق اين امر نيازمند همت مضاعف و كار مضاعف تك تك افراد است.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در عين حال از وجود برخي ناهنجاري هاي اجتماعي در جامعه انتقاد كرد و گفت: در حالي كه جوانان دانشمند ايران قله هاي علم و دانش را يكي پس از ديگري فتح و به فناوري هسته اي دست پيدا كرده اند متاسفانه برخي جوانان نيز گرفتار اعتياد و ناهنجاري هاي اجتماعي شده اند و رواج چنين مسئله اي در جامعه اسلامي پذيرفتني نيست و لذا اين پرسش مطرح است كه چرا دولت براي مقابله با اين ناهنجاري ها همت به خرج نمي دهد؟!
وي افزود: من با برخوردهاي افراطي و تفريطي موافق نيستم ولي نيروي انتظامي نبايد در برابر رواج ناهنجاري هاي اجتماعي البته بي تفاوت بماند. براي مقابله با ناهنجاري هاي اجتماعي مي بايست كار فرهنگي مضاعف انجام داد كه صدا و سيما، دانشگاه ها، حوزه هاي علميه و مراكز فرهنگي در اين زمينه مسئوليت دارند اما نبايد از ضمانت اجرايي غافل بود.
مهندس نبوي همچنين به تهديدات اوباما رئيس جمهور آمريكا عليه ايران اشاره كرد و گفت: رئيس جمهوري كه با نقاب دموكراسي سركار آمد اكنون كشوري مانند جمهوري اسلامي ايران را به بمب اتم تهديد مي كند و اين امر يك مسئله بي سابقه اي است كه نشانگر دشمني حاكمان آمريكا با ملت ايران است.
وي روز بزرگداشت حكيم خواجه نصيرالدين طوسي را نيز يادآور شد و گفت: در شرايطي كه مغول به ايران حاكم شده بود خواجه نصيرالدين طوسي با همت مضاعف خود توانست چنان تاثير فرهنگي بر حاكم مغول بگذارد كه وي مسلمان شد و همچنين اين حكيم فرزانه آثار علمي و فني ارزنده اي از خود برجاي گذاشت.


نويسنده: سيد مهدي هاشمي سينقاني
انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي از زمان تاسيس تا امروز كه وارد دهه چهارم عمر پربركت خود گرديد از فراز و نشيبهاي سخت و مشكلي با مدد و كمك الهي با رهبري امام راحل(ره) و مقام معظم رهبري و حمايت پشتيباني ملت قهرمان ايران علي رغم دشمني ها و توطئه هاي رنگارنگ و كينه توزانه در ابعاد مختلف نظامي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي رسانه اي و فشارهاي قدرتهاي فرامنطقه اي با موفقيت عبور نمايد. در پايان دهه سوم انقلاب حماسه بي نظير ملت در حضور آگاهانه در انتخابات 22 خرداد و شركت 85 درصدي مردم در آن براي هميشه پيروزي قاطع ملت ايران در تاريخ تثبيت نمود در حال حاضر نظام مقدس جمهوري اسلامي به عنوان كشور تاثيرگذار و مهم در جهان نقش كليدي را در معادلات و مناسبات بين المللي دارد و به بركت خون پاك شهيدان و استقامت ملت ايران از منزلت و جايگاه رفيعي برخوردار است. ملت هاي مسلمان و آزاده جهان اميد و توجه خاصي به ايران دارند. امروز چشم جهان و ملتهاي خسته از ظلم و تجاوز مستكبران و زورمداران عالم به ايران اسلامي دوخته شده. امروز تنها ملت ايران است كه پرچم عدالت را در جهان در دست دارد كه اين مسئله مسئوليت ملت ايران را سنگين تر مي كند. امروز ايران اسلامي با شعار عدالت محوري در يك سو و جبهه كفر الحاد و بي عدالتي در سوي ديگر صف آرائي نموده اند امروز به خوبي قدرتهاي سلطه گر بيش از گذشته از شعار عدالت محوري ايران در هراس است چرا كه با قدرت يابي ايران خود كفا و پيشرو در عرصه هاي علمي و فن آوري زمينه بالندگي و رشد ايران بيش از گذشته فراهم است و اين همان چيزي است كه سالها قدرت هاي بزرگ با فشارها و توطئه ها نمي خواستند كه ايران به چنين موقعيتي دست يابد. امروز بسترها و زمينه هاي لازم براي سرعت بخشي هرچه بيشتر در سازندگي كشور فراهم است بايستي در ابتداي دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت ناميده شده بايستي با همت و تلاش مضاعف با يك جهش بزرگ گام هاي موثرتري براي اعتلاي ايران اسلامي برداشته شود. براي انجام اين رسالت بزرگ بايستي مسئولين و ملت دوشادوش يكديگر بيش از گذشته جهت نيل به اهداف متعالي انقلاب اسلامي كه همان شعار عدالت است گام بردارند تا انشاءالله زمينه ساز دولت يار و عدالت محور حضرت بقيه الله(عج)
باشيم. در اين راستا توجه به چند عامل مهم و اساسي لازم و ضروري است كه عبارتند از:
برنامه منسجم:
اولين گام براي موفقيت در هر كاري داشتن برنامه مدون است كه اين امر مهم و اساسي يعني داشتن برنامه از ضروريات مسلم است كه اين نقشه را در افق روشن در برنامه چشم انداز 20 ساله توسط مقام معظم رهبري تدوين و ابلاغ گرديد. اهداف و چشم انداز اين برنامه 20 ساله كشور يعني افق ايران 1400 در آن وظايف قواي سه گانه تبيين شده است اما آنچه بايد بدان توجه داشت صرف تدوين و ابلاغ برنامه مشكلي را حل نمي كند آن چيزي كه مي تواند موفقيت اين برنامه را تضمين كند توجه خاص به برنامه ابلاغي توسط مقام معظم رهبري است تا مسئولين و دست اندركاران كشور در رده هاي مختلف در جهت اجراي صحيح برنامه همت گمارند و با تصويب قوانين متناسب با برنامه و بسترها و زمينه هاي اجراي آن را با حضور و مشاركت مردم در كمك به رسيدن هرچه سريع تر به اهداف چشم انداز است. در اين راستا مسئولين و قواي سه گانه با وحدت و يكپارچگي بدون دخالت دادن نظرات گروهي و جناحي وابستگي هاي گروهي و حزبي و مجادلات بيهوده و سطحي و بي فائده تمام وقت و تلاش خود را صرف اجراي صحيح برنامه چشم انداز كنند و با بهره گيري از نظرات كارشناسان حوزه و دانشگاه و نخبگان و توان نيروي جوان و متفكر كشور با همت مضاعف و كار مضاعف به عملي سازي اهداف چشم انداز اقدام نمايند تا انشاءالله طبق برنامه چشم انداز شاهد ايران آباد، آزاد، پيشرفته مادي و معنوي و مستقل و مقتدر در منطقه و جهان باشيم.
اتحاد و همبستگي ملي:
وحدت و يكپارچگي يكي از عوامل مهم و نياز حياتي جامعه بشري محسوب مي شود كه بدون آن جامعه بشري نمي تواند به حيات خود ادامه دهد در سايه وحدت است كه جامعه مي تواند كاركرد درست خود را داشته باشد. پويائي و تداوم جامعه بشري مشروط به وجود اتحاد در ميان جامعه است تا انسانها به كمك هم به سوي رشد و تعالي حركت نمايند و برعكس جامعه اي كه در آن اختلاف، تشتت و چند دستگي باشد آن جامعه روي سعادت و خوشبختي را نخواهد ديد و انسانها با دست خود نابودي و شكست را براي خود رقم مي زنند و همچنين راه را براي سلطه ديگران فراهم مي سازند. جامعه اي كه به افراد و مردم خود متكي است هيچگاه اجازه سلطه و آقائي را به ديگران و قدرت هاي فرصت طلب و سودجو نخواهد داد از اين رو وحدت كلمه در هر جامعه اي از لوازم حيات و استقلال آن جامعه است. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي هنگامي كه ملت ايران با وحدت و همدلي دست اجانب و مزدوران وابسته را از ايران اسلامي كوتاه نمود و سرنوشت خويش را به دست خود گرفت و دست قدرتهاي مستكبر را از منابع سرشار اين كشور كوتاه كرد شاهد تلاش دشمنان و قدرت هاي بزرگ بوديم بخصوص در مسائل اخير بعد از انتخابات بي نظير 22 خرداد كه چگونه دشمنان داخلي و خارجي خود را به آب و آتش مي زدند تا با سوء استفاده از مسائل انتخاباتي با سوارشدن بر موج ايجاد شده با بهره گيري از افراد مغرض و قدرت طلب و بريده از نظام و ملت كينه و اختلاف را در ميان صفوف ملت ايجاد نمايند تا شايدوحدت و يكپارچگي مردم را دچار خدشه و آسيب نمايند تا به خيال خود كشور را به سوي جنگ داخلي سوق دهند تا از اين طريق نظام مستحكم ومقتدر ايران را متزلزل و بتوانند به آرزوي 30 سال خود دست يابند. خوشبختانه ملت ايران با آگاهي از ترفند دشمنان و توجه و عمل به يكي از مهمترين تاكيدات و فرمايشات امام راحل (ره) يعني تبعيت و اطاعت فرمان ولي فقيه با بصيرت مثال زدني خود نتوانستند كوچكترين خدشه اي به وحدت و اتحاد مردم وارد سازند و ثمره شيرين و معجزه آساي وحدت و اتحاد را همچون گذشته مشاهده نمود. حال كه در ابتداي دهه چهارم انقلاب اسلامي قرار گرفتيم و با اتحاد ميان خود همه گردنه هاي سخت را از پيش روي برداشته ايم بيش از گذشته نياز است تا همه گروه ها، جناحها و اقشار مختلف مردم با درك موقعيت حساس كشور و نظام با وحدت و هم دلي حول محور اسلام، ولايت فقيه، قانون اساسي و آرمانهاي معمار بزرگ انقلاب امام راحل (ره) ضمن خنثي سازي توطئه دشمنان با همت و تلاش و عزم راسخ يكي پس از ديگري راه را جهت پيشرفت و توسعه همه جانبه مادي و معنوي كشور هموار نمائيم. مقابله و مبارزه واقعي با آمريكا كارو تلاش و ساختن ايراني پيشرفته است. دهه چهارم انقلاب دهه پيشرفت و عدالت است پس بايد براي عملي سازي اين شعار با كمك هم به اين هدف متعالي و بزرگ انقلاب نائل شويم. هوشياري و توجه همه افراد، گروهها، جناح ها، نخبگان و احاد ملت به وحدت و همبستگي ملي زمينه ساز رشد و بالندگي هرچه بيشتر انقلاب و نظام جمهوري اسلامي خواهد شد.
همت مضاعف و كار مضاعف:
يكي ديگر از عوامل و زمينه هائي كه توسعه و پيشرفت را سرعت مي بخشد مسئله كار و تلاش مضاعف در كشور است در دهه چهارم انقلاب كه به دهه پيشرفت وعدالت ناميده شده بايستي چرخه حركتي توسعه در كشور با سرعت بيشتري انجام شود. مقام معظم رهبري با تيزبيني ويژه خود امسال را به نام همت مضاعف و كار مضاعف ناميد اين هوشياري و درايت معظم له در ابتداي دهه چهارم بايد مورد دقت نظر و توجه مسئولين قرار گيرد. بايد محور اصلي سياست گذاري سال 89 بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري تدوين و تنظيم شود تا با فراهم نمودن زمينه هاي لازم، شاهد يك عزم و اراده ملي و همت و تلاش مضاعف در ميان مردم، مسئولين دانشمندان، مخترعين و مبتكرين، نخبگان علمي و دانشگاهي در سرعت بخشي به توسعه و پيشرفت جامعه اسلامي باشيم. مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خود چنين مي فرمايند: (امسال براي اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاي شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفه ماست، انجام بدهيم، براي اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاي كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم تر و پرتلاش تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذاري مي كنم. به اميد اينكه در بخشهاي مختلف، بخشهاي اقتصادي، بخشهاي فرهنگي، بخشهاي سياسي، بخشهاي عمراني، بخشهاي اجتماعي، در همه عرصه ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاي بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم تر، راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود ان شاءالله نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است). بايد به اين موضوع توجه نمائيم در جامعه ديني كه در آن كار و تلاش يك عبادت تلقي شود ضمن آنكه لطف و كمك الهي همراه آن جامعه خواهد بود توسعه، رفاه فردي و اجتماعي، عزت ملي و قطع وابستگي را در پي خواهد داشت. انشا ءالله در پايان سال شاهد يك جهش بزرگ در توسعه و پيشرفت و عدالت اجتماعي باشيم.
خودباوري و اعتماد به نفس:
يكي از اقداماتي كه قدرت هاي سلطه گر براي سلطه بر كشورهاي جهان از آن بهره مي جويند پاشيدن بذر خود كم بيني و خودباختگي و عدم اعتماد به نفس در ميان ملتها و جوانان كشورها است تا بتواسطه آن سلطه خود را بركشورها و ملتها فراهم و تسهيل بخشند ايران نيز تا قبل از انقلاب شكوهمند اسلامي با تبليغات گسترده غرب و با سلطه بر اين كشور توانسته بودند اين روح خود باختگي را در ملت ايران ترويج دهند و بدينوسيله بيش از 2500 سال بر ايران و منابع سرشار آن سلطه پيدا كنند به بركت نفس مسيحاي امام راحل و اسلام و انقلاب اسلامي روح اعتماد به نفس و خود باوري در ميان ملت ايران بخصوص جوانان برگشت و در طول اين سي سال همگان شاهد ثمرات ارزشمند آن بوديم و ملت به چشم خود ديد كه در سايه ايمان و اعتماد به خود و جوانانش چه كارهاي بزرگ و ارزشمندي را به سرانجام رسانيد و ايران وابسته را به كشوري مستقل تبديل ساخت. ملت با اعتماد به خود و جوانان برومندش در مدت سي سال علي رغم دشمني ها و فشارها و موانع ملت با بهره گيري از توان خود و اتكا به دارائي خود توانست ضمن قطع وابستگي به بيگانگان، يكي پس از ديگري سنگرهاي پيشرفت و توسعه را در صحنه هاي مختلف علمي، پزشكي، فن آوري، اختراعات و ابتكارات، هوا و فضا و... پشت سر بگذارد حال حاضر كه بسترهاي لازم توسعه همه جانبه فراهم است لازم است با تقويت اعتماد به نفس ملي گام هاي بلند علمي در عرصه هاي مختلف بخصوص توليد علم و فن آوري بيش از گذشته برداشته شود و در آينده نه چندان دور با توكل به خدا و اعتماد عميق به جوانان برومند اسلامي شاهد آن خواهيم بود كه كشور ايران به عنوان يكي از كشورهاي مادر در توليد علم، صنعت، و تكنولوژي هاي مختلف و متنوع روز پا به عرصه جهاني بگذارد و اين آرزو با توكل به همت و تلاش جوانان تيزهوش و نخبه نسل سوم انقلاب بسيار نزديك و دست يافتني است. ان شاءالله
كار و كوشش
يكى از مسايل مهم بررسى ارزش كار از نظر قرآن است، تا از اين طريق پايه اعتراض گروهى كه فكر مى كنند مساله كار در اسلام مورد عنايت قرار نگرفته است روشن گردد.
آيات قرآن را در اين مورد مى توان به چند گروه تقسيم كرد كه به آن ها اشاره مى كنيم:
۱- آياتى كه يادآور مى شود كه سعادت اخروى انسان در گرو كار و كوشش در اين جهان است مانند:
«براى انسان جز سعى و كوششى كه انجام داده است چيزى نمى ماند و به زودى نتيجه كار او ديده مى شود.» (نجم/۳۹) باز مى فرمايد:
«روزى كه انسان كوشش هاى خود را به ياد مى آورد.» (نازعات/۳۵)
از ديدگاه قرآن هر كار و كوشش نمى تواند براى انسان سعادت آفرين باشد، كار سعادت آفرين كارى است كه محرك انسان براى كار هوى و هوس او نباشد و انگيزه الهى و انديشه خدمت به نوع محرك او باشد و در غير اين صورت مشمول ايده ياد شده زير خواهد بود.
«آنان كه كوششان دراين جهان گم و نابود شد و مى انديشند كه كار نيك انجام مى دهند.» (كهف/۱۰۴)
زير به روشنى به چشم مى خورد:
«آن كس كه به خدا و روز ديگر ايمان آورد، و عمل صالح انجام دهد براى او پاداشى است نزد پروردگار خودش.» (بقره/۶۲)
معرفت، كاملا بى نتيجه مى باشد.
آياتى كه يادآور مى شود نيل به درجات اخروى و طى مراحل ترقى در سراى ديگر در گرو كار و كوشش است، چنانكه مى فرمايد:
«براى هر فردى درجه اى به مقدار كارى است كه انجام داده است.» (انعام/۱۳۲)
در برخى از آيات نيل به درجات بالا را، معلول ايمان و معرفت انسان مى داند چنانكه مى فرمايد:
«خداوند كسانى را از شما كه ايمان آورده اند و افرادى را كه داراى علم و دانش هستند بالا مى برد و درجاتى به آن مى بخشد.» (مجادله/۱۱)
به حكم آيه نخست، ارتفاع درجه در سايه عمل، و به حكم آيه دوم، رفعت منوط بر ايمان و علم است، نتيجه جمع ميان مضمون دو آيه اين است كه انسان در سايه سه عنصرى به نام معرفت و شناخت، ايمان و تسليم و كار و كوشش به درجاتى نايل مى گردد.
در حالى كه اين سه عنصر به هم ارتباط و پيوند كامل دارد، ولى در يكديگر نيز موثر مى باشد، رسوخ ايمان و قرونى آن در سايه تداوم كار و كوشش است كه به ايمان دوام و استحكام و قرونى بيشتر مى بخشد و در قرآن به اين قسمت نيز اشاره شده است آن جا كه مى فرمايد:
«آنان كه ايمان آورده اند و عمل نيك انجام داده اند، خداى آنان آن ها را هدايت مى كند.» (يونس/۹)
۴- آياتى كه محبوبيت اجتماعى افراد را منوط به انجام عمل صالح مى داند كه عمل آنان از روى ايمان به خدا سرچشمه مى گيرد چنانچه مى فرمايد:
««آنان كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند، خداى رحمان براى آنان محبتى در دل مردم قرار مى دهد.» (مريم/۹۶)
گروهى كه مى خواهند، با شعار و سخن پراكنى، علاقه و مهر توده ها را به سوى خود جلب كنند، سخت در اشتباهند اين گروه بايد بدانند كه عامل اصيل محبت ايمان و عمل صالح است.
۵- آياتى كه مى رساند كه كار و كوشش انسان در جهان ديگر، با لباس مناسب آن جهان ظاهر مى گردد و قسمتى از پاداش اخروى جز بازگردانيدن خود عمل به خود انسان چيزى نيست چنانكه مى فرمايد:
«روزى كه هر انسانى آنچه را انجام داده است در برابر خود حاضر و آماده مى بيند.» (آل عمران/۳۰)
تشويق به كار و نكوهش تنبلى
اسلام، دين كار و كوشش است و به رغم تبليغاتى كه گاهى از جانب مخالفان اسلام درباره تشويق روحيه دنياگريزى و ترغيب به آخرت گرايى در اين دين مى شود و گريز از كار و كوشش را از نتايج اين نگرش در ميان مسلمانان مى دانند، منابع دينى ما پر از رواياتى است كه بر اين امر تاكيد فراوان كرده و آن را از بهترين و ارزشمندترين عبادت ها شمرده است.
در آيه اى از قرآن مجيد، آفرينش روز و روشنايى آن را براى تامين معاش ذكر كرده است:
(وجعلنا النهار معاشا) (نبا/۱۱)
«روز را براى كسب روزى معيشت قرار داديم.»
در آيه اى ديگر، ضمن بيان پاره اى از نعمت هاى الهى، استفاده از آن ها را در سايه كار دانسته است.
«و در آن زمين باغ هايى از درختان خرما و تاك قرار داديم و چشمه ها در آن روان كرديم تا از ميوه آن و كاركرد دست هاى خودشان بخورند. آيا باز هم سپاس نمى گزارند؟» (يس/۳۵و۳۴)
اهميت دادن به كيفيت كار
در دين اسلام، كيفيت كار، همواره اهميت بيشترى از كميت آن دارد، به طورى كه حتى در عبادات و امور معنوى نيز برخلاف تصور بعضى، به فراوانى عبادت دعوت نشده بلكه بر انجام نيكوى آن ها تاكيد شده است، چنانكه در قرآن كريم مى خوانيم:
«آنان كه به خدا ايمان آوردند و عمل شايسته انجام دادند، بى شك ما پاداش نيكوكاران را از بين نخواهيم برد.» (كهف/۳۰)
در آيه ديگرى، هدف از آفرينش زندگانى و مرگ چنين معرفى شده است كه كدام يك از انسان ها اعمال شايسته ترى انجام مى دهد. (ملك/۲)
حضرت امام على (ع) ارزش هر انسانى را متناسب با كارهاى شايسته او مى داند و مى فرمايد:
دقت در كارهاى دنيايى و كوشش براى انجام شايسته آن ها نيز در رفتار و گفتار معصومان به چشم مى خورد.
پيامبر گرامى اسلام در اين باره فرمود:
«كارتان را استوار و محكم انجام دهيد.» (سفينه البحار/ج۲/ص۲۷۸)
آسيب شناسى كار و تلاش
انسان دين باور وظيفه دارد به عمران و آبادى زمين بپردازد (هود/۶۱) و به اين وسيله بر بسيارى از خواسته هاى خويش نايل آيد. (اعراف/۱۰)
يكى از مهم ترين اهرم ها در اين راستا كار و تلاش سازنده است (يس۳۵ و۳۴). كار و تلاش در فرهنگ دين ضرورتى است اجتناب ناپذير (الحياه ۱/۳۲۹) كه همه لحظات زندگى را دربرمى گيرد (الحياه۵/۳۱۸) خداوند از انسان بيكار بيزار و روگردان است. (الحياه۵/۳۳۴) در رهنمودهاى دينى، فردى كه براى تامين نيازهاى خود تلاش نمى كند، مورد لعن قرار گرفته است. (الحياه۵/۳۳۳) چنين فردى با دين فروشى به حيات خود ادامه مى دهد (الحياه۵/۳۳۲) و زيست انگل وار دارد. (الحياه ۵/۳۵۵) سستى، تنبلى و بيكارى جامعه را به شدت آسيب پذير مى سازد (الحياه/۳۷۷) و انواع فسادها در آن رواج مى يابد. (الحياه۴/۷۲) و از علل مهم واپسگرايى است. (الحياه ۴/۳۱۸) عبادتى كه بنيان آن را بيكارگى تشكيل دهد، نوعى كج انديشى دينى تلقى شده است. (الحياه ۵/۳۲۱) دين اجازه نمى دهد انسان در صورت امكان حتى در سخت ترين شرايط از كار و تلاش سازنده دست بكشد و به سوال و تكدى بپردازد. پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «اگر انسان ريسمانى بگيرد، پشته اى هيزم را بر دوش كشد و آن را بفروشد و از اين رهگذر نيازهاى خود را برآورد، بسى بهتر است از اين كه از ديگران درخواست كمك كند و با تكدى شخصيت خويش را خدشه دار سازد.» (الحياه ۵/۳۱۶). كار و تلاش در سلامت جسمى و روانى انسان نقش بسزايى دارد. (الحياه ۵/۲۹۱) راه بهره مندى انسان از يافته هاى علمى است (الحياه ۱/۳۲۳) و خود زمينه ساز آگاهى به ناشناخته هاست. امام على (ع) در اين مورد مى فرمايند: «به كار بستن يافته هاى علمى بهترين وسيله براى شكوفايى علم و كشف ناشناخته هاست.» (الحياه۱/۱۰۳) سرمايه اى بس گرانبهاست كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «كار و تلاش، گنج است.» (الحياه ۱/۲۹۱) كه با آن مى توان به اهداف مورد نظر دست يافت. (الحياه ۱/۲۹۳) منابع: ۱- سيماى اقتصاد اسلامى ۲- سياست هاى اقتصادى در اسلام ۳- پديده شناسى فقر و توسعه (۱)
دشمنان نظام براي توقف اين روند با بهره گيري از رقابت هاي دهمين دوره رياست جمهوري تخم نفاق و اختلاف را در کشور پاشيدند و با بسترسازي اي که انقلابيون پشيمان و فرسوده مهيا کردند برخي را در لندن و واشنگتن تحريک کردند که جلوي روند گفتمان پيشرفت و خدمت را بگيرند.
دشمن سعي مي کند نخبگان اقتصادي از تشکيل اتاق جنگ اقتصادي دوري جويند و دولت از امور حاکميتي دور و به امور تصدي گري مشغول شود عزم ملت و دولت براي توليد ثروت و ايجاد رفاه جدي است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي اين سال را با اين عنوان نامگذاري كردند و اين عنوان سبب ايجاد انگيزه جديتر و همتي والاتر در همه اقشار جامعه خواهد بود و جامعه ما بايد بدانند كه عقبماندگيهاي ما، نسبت به پيشرفتي كه بايد داشته باشيم، فراوان است.
با اشاره به ضرورت پيشرفت در عرصههاي علمي، اخلاقي، تربيتي و به طور كل در همه زمينهها چه در بعد مادي و چه در بعد معنوي اميدواريم كه مردم و مسئولان ما فقط به عنوان يك شعار از اين نامگذاري استفاده نكنند، بلكه آن را يك پيام روشن، آگاهي بخش و حركت آفرين قلمداد كنند.
هر كس به تناسب مسئوليتي كه دارد بايد همت و كار مضاعف داشته باشد، جامعه ما بايد بتواند خلاقيتهاي خودش را بروز دهد و ما بايد بدانيم رقباي ما در جهان بيكار ننشستهاند و لازم است تلاش را در عرصههاي مختلف مضاعف كنيم تا در آيندهاي نه چندان دور شاهد رشد پيشرفت كشور باشيم.

مردم همچنان بايد با الهام از پيام سال گذشته رهبر فرزانه انقلاب الگوي مصرف را در جامعه اصلاح كنند و در كنار آن كار و تلاش بيشتري داشته باشند.
شايد در كمتر دين و آييني همچون اسلام اين همه سفارش به كار و تلاش شده است، انسان در پرتو كار و فعاليت است كه ماندگار ميماند.
پيامبران الهي، پيامبر گرامي اسلام و ائمه اطهار (ع) كسالت، تنبلي و تنپروري را نكوهش كردهاند و اگر كسي در جامعه ديني و اسلامي بيكار بماند، مورد نكوهش دين و شريعت قرار ميگيرد.
كشور ما از امكانات سرشاري برخوردار است و شرايط كشور ما قابل قياس با خيلي از كشورها نيست، اگر مسئولان درست برنامهريزي كنند و مردم نيز در اين راستا برنامههاي خود را تنظيم كنند، ما جزو پيشرفتهترين كشورها خواهيم شد.
در زمينه همت و كار مضاعف يكي از نكات مهم ارائه كار درست و سالم است و در همه بخشها بايد به اين مهم توجه لازم صورت گيرد.
با توجه به اين ويژگيها ميتوانيم كشور را آباد كرده و نياز كشور را به خارج را كم كنيم و سبب رشد، ترقي و پيشرفت شويم.
با بهرهگيري درست و بهينه از منابع و همچنين تلاش مضاعف در آيندهاي نزديك نام كشور در جهان خواهد درخشيد.
آيتالله سيدهاشم حسينيبوشهري
بانک فدرال رزرو دالاس در طول سال برای معلمان دبیرستانهای تگزاس، لوییزیانا و نیومکزیکو برنامههای آموزشی اقتصادی ترتیب میدهد.
هدف دوره، آموزش نظام سرمایهداری آزاد به دانشآموزان است. کانداس آلن، معلم دبیرستان، در کارگاه آموزشی معلمان سخنرانی زیر را ایراد نمود. او رفتار با کارآفرینان- شمعهای موتور اقتصادی - را به مثابه رفتار با قهرمانان خواند چرا که یا قهرمانند یا باید قهرمان خوانده شوند. آنان ریسکپذیرها و نوآورانی هستند که تمام تلاششان در تبدیل رویاهایشان به واقعیتهای زندگی ما است. آنها در این فرآیند همه ما را توانگر میسازند. در دورهای که دانشآموزان و والدینشان، فوتبالیستها را به خاطر هماهنگی بالای پا با چشم و ستارههای هنری را به خاطر نشان تجاری خاصشان مورد ستایش قرار میدهند، چرا نباید نگاهها را به افرادی در بین خودمان جلب کنیم که نیرو و انرژی را وارد دست نامریی آدام اسمیت میکنند؟
درباره نویسنده: خانم کانداس آلن، نشانها و جوایز محلی، ایالتی و ملی را به عنوان آموزگار برتر در کلرادو دریافت کرده است. جوایز بیشمار وی شامل جایزه ملی میلکن در سال
۱۹۹۳
به خاطر رویکردهای نوآورانه در آموزش و مدیریت کیفیت جامع در کلاس درس و نفر دوم در جایزه ملی بنیاد آموزش اقتصاد در
۱۹۹۵
به خاطر عملکرد عالی در رقابت آموزش اقتصاد دریافت کرد. کانداس در رشته مطالعات اجتماعی با تاکید خاص بر روانشناسی و اقتصاد تدریس میکند. او در چندین سازمان حرفهای شامل عضویت در هیات اجرایی انجمن آموزش کارآفرینی خصوصی فعال است.
قهرمان کیست؟ برای بعضیها، قهرمان نمایانگر کسی است که با ارزشهای بسیار قدیمی همچون صداقت، کمال، شجاعت و غیرت زندگی میکند. برای بعضی دیگر او کسی است که ثابت قدم بوده یا نمونه خوبی برای تقلید و الگوپذیری آیندگان محسوب میشود. به نظر خیلیها قهرمان بودن یعنی فداکاری و حتی قربانی کردن خود به خاطر دیگران و بعضی دیگر تنها افراد مشهور را قهرمان میدانند، چرا که این افراد مورد توجه و زبانزد خاص و عام هستند.
جوزف کمپبل، کارشناس مشهور اسطورهشناسی و ادبیات جهان، مسیر عالمگیر قهرمانی را در زمان و فرهنگ تشریح میکند. من اجازه گمانهزنی در این باره را به خود دادم که او احتمالا خواهد گفت هیچکدام از روشهای ذکر شده در بالا برای نگاه و تعریف قهرمانان اشتباه نیستند، بلکه در نشاندادن ابعاد یا ویژگیهای یک قهرمان ناقص هستند.
کمپبل در بسیاری از کارهای خود ثابت میکند هر جامعهای هم قهرمان داشته و هم نیاز به قهرمان دارد. قهرمانان بازتابدهنده امیدهایی هستند که به زندگی ما معنا میدهند و ارزشها و کمالاتی که برای ما قابل احتراماند. با تکریم قهرمانهایمان به گذشته خود احترام گذاردهایم، به نسل حاضر انرژی و نیرو بخشیده و آیندهمان را شکل دادهایم. کمپبل با مطالعه همه فرهنگهای شناخته شده به این نتیجه رسید که گر چه جزئیات فعالیتهای قهرمانانه در طول زمان تغییر مییابند، اما در همه فرهنگها مسیر معمول قهرمانی از سه مرحله میگذرد.
نخستین مرحله، حرکت از شناختهها و راحتیها، به سوی ناشناختهها، ریسک رویارویی با شکست و زیان و جسارت پیشرفتن به سوی اهداف یا عقاید بزرگتر است. مرحله دوم مواجه شدن با سختیها و چالشها و جمع کردن تمام قوا و نیرو برای غلبه کردن یا کشف کردن است. مرحله سوم بازگشت به جامعه با در دست داشتن چیزی جدیدتر و بهتر از آنچه که قبلا وجود داشته است. نهایتا قهرمان نمایانگر تازگی است، موسس یک عصر جدید، مذهب جدید، شهر جدید، بانی روش جدید زندگی یا حفظ یک روستا در برابر آسیبها، بانی فرآیندها یا محصولاتی که سبب بهتر شدن وضع زندگی مردم در جامعه و دنیا میشود.
آنچه در اینجا میخواهم بحث کنم این است که در دنیای مدرن ما، خالقان ثروت-کارآفرینان- واقعا مسیر قهرمانی را میپیمایند و به مانند قهرمانانی که با اژدها میجنگند و بر شیطان غلبه مییابند، شجاعت و جسارت به خرج میدهند.
در نخستین مرحله سفر قهرمانانه متوجه میشویم کارآفرین جرات فراتر رفتن از دنیای روشها و ضوابط پذیرفته شده را دارد. او پافشاری میورزد «راه بهتری وجود دارد و من آن را خواهم یافت». برخلاف بسیاری از ما که زیر چالشهای دنیای کنونی و روزمره کمر خم کردهایم، او خوشبین بوده و با تنظیم دوباره چیزهایی که در اینجا هست، قادر است چیزهایی را بیشتر از آنچه هست ببیند. کارآفرین بدون توجه به حرف دیگران در مورد امکانپذیری یا عدم امکان چیزی، در جستوجوی چیزهایی فراتر از رضایت کنونی پیش میرود. در این مرحله انگیزه کسانی که به دنبال ریسک میروند و دنیای شناختهها را ترک میکنند، متفاوت است. بعضیها به دنبال کسب ثروت یا شهرت هستند، بعضی دیگر میخواهند وضع زندگی خود، خانواده و اجتماعشان را بهبود بخشند، برخی صرفا بدنبال ماجراجوییاند و بقیه میخواهند تواناییهای محدود خویش را به چالش بکشند.
ویژگی کارآفرینان انرژی بیحد و حصر آنها، رویاهای بسیار بزرگ و تصمیم جدی برای رفتن به سمت ناشناختهها است. آنها مترصد استفاده از فرصتها بوده و آگاهانه به دنبال فرصتی برای به چالش کشیدن وضعیت موجودند و اغلب با شکست خوردن میآموزند تا زمانبندی بهتری انجام دهند و یاد میگیرند چگونه توازنی بین انجام آنی کارها و صبر و شکیبایی برقرار سازند. بدین ترتیب به دومین مرحله از سفر کلاسیک قهرمانی میرسیم.
در این مرحله، کارآفرین خود را در عدمقطعیت قلمروهای ناآشنا مییابد. همه چیز مشروط و مخاطرهآمیز است. قهرمان به خاطر عقیده، هدف، رویا و آرزویی که از خودش برتر و بزرگتر میداند، فداکاری و ازخودگذشتگی میکند. امنیت و راحتی کنونیاش متزلزل شده و اهمیتی برایش ندارد. هیچ توافق عمومی بر سر اینکه آن هدف برتر و بزرگتر چه باید باشد وجود ندارد. به طور مثال در حرفه من، معلم کارآفرینی که بهدنبال یافتن راه آموزشی بهتر و سودمندتر از آموزشهای دولتی به پسر بچهها است، دارای هدف بزرگی است که او را به جلو میراند. ولی در عین حال ممکن است همکاران وی در این حرفه، او را خائن قلمداد کنند. تصور کنید معلمی از سایبان بوروکراتیک حفاظت شده ما بیرون میرود و آموزشگاه تدریس زبان انگلیسی و علوم اقتصادی تاسیس میکند تا با مدارس و والدین دانشآموزان قرارداد ببندد. صرف نظر از اینکه چه عاملی باعث میشود تا زندگی خود را وقف این کار کند، دومین مرحله جستوجوی قهرمانی مستلزم داشتن نیروی محرک و بسیار قوی است.
در این مرحله کارآفرین بر وضعیت نامطمئن منابع فائق میآید و تلاش میکند ترتیبات منابع کنونی را به نحوی متفاوت و ارزشمند سامان دهد. امروزه خلق ثروت، دیگر به کشف منابع فیزیکی کره زمین بستگی ندارد، بلکه به نیروی ذهن برای تنظیم و سازماندهی مجدد منابع نیازمند است. انرژی فوقالعاده کارآفرین مانع از تسلیم شدن او به اشتباهات و شکستها میشود و ذات مستحکم و متهورش به مانند نیروهایی نامشهود باعث میشود که او آنچنان تلاش نماید تا بتواند به ایدههایش جامه عمل بپوشاند.
این فعالیت با ریسک بالا، فرآیند کشف نیروی محرکه میباشد و بستری برای پیداکردن فرصتهای سودمند است. در این مرحله است که او مورد انتقاد و مخالفت کسانی قرار میگیرد که با کنترل اوضاع کنونی، منافع خاصشان تامین میشود.
سومین مرحله سفر زمانی شروع میشود که کارآفرین به این امید که محصول، فرآیند یا خدمتش با مقبولیت چشمگیری روبهرو شود به جامعه برمیگردد. در واقع خرید محصولات یا خدمات جدید توسط مشتری نشانه موفقیت او است. دستیابی به سود بیشتر ارزش ثروت تولید شده را بالاتر میبرد. این سودها پاداشی به وی هستند به خاطر منافع فزایندهای که برای افراد جامعه داشته است و به عنوان خالق ثروت، کارآفرین بانی اجتماعی خیر میشود. کارآفرین قهرمان به پیشبینی آنچه آینده از او تقاضا میکند ادامه میدهد. او دیگر تاجری معمولی نیست که مشغولیت اصلیاش صرفا برگشت سرمایه، ضرر ندادن یا حفظ سهم بازار باشد. همچنین به دنبال کمکهای دولتی یا انحصارطلبی نیست. برای او هدف، جسارت دوباره و دوباره رفتن به سمت ناشناختهها برای خلق و آوردن چیزی است که افراد جامعه آنرا ارج مینهند .
همه کسانی که در جستوجوی قهرمانیاند موفق نمیشوند. حدود
۸۰
درصد کسبوکارهای جدید در مدت کوتاهی شکست میخورند، اما باید به یاد داشته باشیم که سه چهارم شغلهای جدید هر ساله از کسب و کارهای ایجاد میشوند که کمتر از چهار سال عمر دارند. گرچه شرکتهای بزرگ تثبیت شده بیشتر به چشم میآیند، اما جای فعالیتهای کارآفرینی، همین شرکتها و کسب و کارهای کوچک است. بهترین الگوها و نمونهها در پرفروشهای کسب و کار معمولا از شرکتهای بزرگ موفق میآیند، اما به گفته هرمن سیمون نویسنده کتاب «قهرمانان پنهان: درسهایی از
۵۰۰
شرکت برتر دنیا»، شرکتهایی با عملکرد عالی که کمتر شناخته شدهاند از
۲
،
۳
، یا
۲۰
نفر از بهترینهای کارآفرینی تشکیل شدهاند که
۵۰
درصد،
۷۰
درصد یا
۹۰
درصد سهم بازار دنیا را در کنترل دارند. به طور مثال، سنت جودمدیکال
۶۰
درصد بازار دریچههای مصنوعی قلب دنیا را در اختیار دارد. در دنیای امروز این خود فرد (یا گروه کوچکی از افراد) است که به کاوشهای بزرگ دست میزند تا جامعه خود را به سرعت تغییر دهد.
درسی که میگیریم، این است که گرچه بازار، قاضی بیرحم و سرسختی است، اما باز هم افرادی مشتاقانه ریسک شکست را میپذیرند و هنگامی که بعد از بارها و بارها شکست، به موفقیت میرسند میفهمند هیچ شکستی پایان راه نیست. اثر تجمعی این نگرش کارآفرینانه این است که میتوانیم به آینده خوشبین باشیم، از آنجا که فرصتهای زیادی برای ماجراجویی وجود دارد. اکثر قهرمانان به خاطر پیشبرد و مشارکت سریعشان ناشناخته ماندهاند، چرا که فرصت لازم برای مطرح شدن آنها به صورت فردی میسر نشده است. این همه دلایلی است که برای درک نقش کارآفرینان در مسیر قهرمانی ذکر شد.
اگر همه ما فقط به یک یا دو فرآیند در زندگی که بدیهی فرض میکنیم توجه و تمرکز میکردیم، میدیدیم که چگونه زندگیمان به خاطر فعالیتهای کارآفرینانهای که با انضباط سفتوسخت تحمیلی از سوی نیروهای موجود در بازار، محدود میگردند، تغییر کرده است.
هنگامی که دختر بچه بودم، پنیسیلین تازه کشف شده بود و مادران دیگر فرزندانشان را به خاطر عفونتهای گوش از دست نمیدادند. تلویزیون در دسترس نبود و من برنامه «سایه» را از رادیوهای قدیمی بزرگ گوش میدادم. در هوگو روستای کوچکی در کلرادو که من در آنجا بزرگ شدم، هنوز تلفن وسیلهای تجملی محسوب میشد. شماره تلفن خاله لولایم
۱۷
بود و زمانی که میخواستم با او حرف بزنم، باید اول با اپراتور محلی، آلما، تماس میگرفتم. تماسهای راه دور خیلی نادر بود و تماسهای بینالمللی اصلا وجود نداشت. در سال
۱۹۵۶
اولین کابل تماس با آن طرف اقیانوس اطلس به راه افتاد که تنها در هر دفعه
۳۶
تماس میتوانست برقرار کند. در اواخر سال
۱۹۶۶
، فقط
۱۳۸
تماس همزمان بین اروپا و آمریکای شمالی برقرار میشد که الان به
۵/۱
میلیون تماس رسیده است. امروزه تلفن در همه جا وجود دارد و اکثر دانشآموزان تلفن همراه دارند.
و البته من که در اوج نرخ افزایش جمعیت در اواخر دهه
۱۹۴۰
، ده سال بعد از جنگ جهانی دوم به دنیا آمدم هرگز از کامپیوتر چیزی نشنیده بودم. طی برآوردهای انجام شده اگر همین پیشرفت
۳۰
ساله اخیر در زمینه کامپیوتر در زمینه خودرو نیز شکل میگرفت، الان بهترین مرسدس بنز قیمتی حدود
۱۹/۱
دلار داشت و
۵/۱
میلیون کیلومتر مسافت را با یک لیتر بنزین طی میکرد.
در سال
۱۹۵۲
جان کنت گالبریت گفت: «اکثر اختراعات آسان و ارزان، ساخته شدهاند». امروزه این گفته برای ما احمقانه به نظر میرسد. تغییرات به وجود آمده از زمان بچگی ما در مقایسه با تغییراتی که در دهه آینده شاهد آن خواهیم بود دیگر به چشم نمیآیند.
پس چرا کارآفرینان در بهترین حالت، به دست فراموشی سپرده میشوند و به آنها اهمیت داده نمیشود و در بدترین حالت، به عنوان «سلاطین غارتگر» که از دیگران سوء استفاده میکنند، مورد انتقاد قرار میگیرند؟
دلایل زیادی هست که چرا کارآفرینان در مقایسه با افراد مشهور، بیشتر مورد انتقاد قرار میگیرند. یکی از دلایل اصلی، سونگری سیاسی است که علیه آنها وجود دارد. همچنان که کنترل دولت روی اقتصاد افزایش مییابد، انگیزه به شرکای سیاسی بانفوذ میدهد تا اعتبار کارآفرینان را از بین ببرند. کمتر نیروی اقتصادی پیدا میشود که به اندازه کارآفرینی اختلالزا و دردسرزا باشد. کارآفرینان موفق با جهشهای بزرگ از مرزهای شناخته شده گذر میکنند و به فراسوی محصولات و فرآیندهای کهنه و از کار افتاده میروند. به تعبیر جوزف شومپیتر «تخریب سازنده». اما در حالی که این تخریب برای پیشرفت عمومی جامعه ضروری است هر عمل تخریبی از این دست، باعث ضربه زدن به کسانی میشود که در وضعیت موجود ثروت به هم زدهاند و نمیخواهند این وضعیت تغییر کند. هر گروهی از آن نوع پیشرفتی استقبال میکند که هزینهها را به دوش بقیه گروهها بیندازد و مانع تغییری میشوند که آنها را متحمل صرف هزینه نماید. اما هر چقدر گروههای بیشتری بتوانند موفق به تضمین چنین حمایتهایی برای خود شوند، افراد کمتری از پیشرفت اقتصادی که احتمال آن میرفت، نفع خواهند برد و هر چقدر دولت بزرگتر شود، نیروی بیشتری هم علیه پیشرفت شکل میگیرد. در حالی که کارآفرین با داشتن ایده برتر میتواند مشتریان زیادی را از غولهای شرکتی موجود در رقابت بازار به سمت خود جلب نماید، اما نمیتواند شهروندان زیادی را بر علیه موانع دولتی آن رقابت بسیج کند.
دلیل دیگر محکومیت کارآفرینان از آنجا ناشی میشود که رابطه نوآوری آنها با پیشرفت اقتصادی غیرمستقیم است و خیلیها متوجه آن نمیشوند. به طور مثال عده کمی کار بزرگ بیلگیتس و مایکلمیلکن را متوجه میشوند. زمانی که این عدم آشنایی و آگاهی، خوراک سیاسی شود، کارآفرینانی که بیشترین تلاش را در جهت پیشرفت اقتصادی کردهاند، در معرض اتهام به عنوان یک فرد رذل ضد اجتماعی قرار میگیرند.
دلیل اصلی خصومت با سرمایهداران موفق و نظام سرمایهداری که باعث موفقیت آنها میشود، به دلایلی به جز دلایل سیاسی نیز برمیگردد. افراد کمی از چگونگی کارکرد سرمایهداری مطلعاند و اکثرا تمایل دارند فقط هزینههای متمرکزی را که رقابت بازار به وجود آورده ببینند و از منافع گوناگون و پراکنده حاصل از رقابت بازار را امری بدیهی بنگرند. تلاش برای توضیح اینکه چگونه دست نامریی بازار عمل میکند به تودههای مردمی که تا پیش از این در برابر ایدههای رقابت و سود موضع خصمانه میگرفتند کار آسانی نیست. خیلی از کسانی که کارآفرین نیستند، با پاداش دادن سیستم اقتصادی به خالقان ثروتی که آن ثروت را بر اساس زحمات و مشارکتهای عالی خویش شکل دادهاند، مخالفت میورزند.
مشهورترین عضو مکتب اقتصاد اتریشی به نام لودویگ فون میزس متوجه شد شخصی که مشاهده میکند دیگران به موفقیت اقتصادی بسیار بیشتری نسبت به وی رسیدهاند، با این عقیده که خالقان ثروت استحقاق بیشتری به آن ثروت نسبت به وی دارند، مخالفت میورزد.
همچنین برداشت افراد تحصیلکرده، بیشتر از آنچه که تصور میشود تحت تاثیر عقاید افراد فرهیخته در محیطهای نخبهپرور دانشگاهی است؛ روشنفکرانی که آنچه را به عنوان سرمایهداری میبینند و انرژی کارآفرینانهای که آن را به جلو میبرد، معمولا تحقیر میکنند.
در دانشگاههای ما، دانشگاهیان (به مانند گروههای دیگر در جاهای دیگر) دوست دارند تاثیرگذار باشند و مهم شمرده شوند. دانشجویان علوم اجتماعی و انسانی، تنها با مشاهده، تشریح و توصیف مسائل قانع نمیشوند.
بسیاری از آنها میخواهند جامعه را عوض کنند و همان طور که توماس سوئل مکررا گفته، آنها احساس گناه میکنند چرا که فکر میکنند باید با استفاده از تخصصشان، فعالیتهای دولتی را هدفمند و به پیشرفت جامعه کمک کنند. دستیابی به امتیازات آکادمیک از طریق داشتن مسوولیت برای تغییرات اجتماعی فرصتی است که خیلیها نمیتوانند نادیده بگیرند.
یکی از برجستهترین نکات در درک این موضوع که چرا کارآفرینان به رسمیت شناخته نمیشوند این است که حتی وفادارترین پشتیبانان نظام سرمایهداری کار کارآفرینان را بیارزش و حتی اهمیت آنها را فراموش میکنند. اقتصاددانانی که زیرشاخهای به نام «تاریخ اقتصادی جدید» به راه انداختهاند، در میان اثرگذارترین افرادی هستند که روابط تصادفی بین بازار و پیشرفت اقتصادی را شرح میدهند. هنوز اکثر تاریخدانان اقتصادی جدید اهمیت کارآفرینان را نادیده میگیرند و با قراردادن آنها در زمره قهرمانان مخالفت میکنند.
به طور مثال رابرت توماس از دانشگاه واشینگتن اهمیت آنها را چه به صورت فردی و چه گروهی نادیده میگیرد. به گفته او، کارآفرین موفق برای اقتصاد مهمتر از دونده برنده در مسابقه دو سرعت نیست. برنده افتخار کسب میکند اما اگر در مسابقه شرکت نمیکرد دونده دیگری در کمتر از یک ثانیه با رسیدن به خط پایان برنده میشد و تماشاگران به همان اندازه قبل (زمانی که برنده قبلی در مسابقه بود) از دیدن مسابقه لذت میبردند. اگر هنری فورد یا بیل گیتس یا هر کارآفرین موفق دیگری، پیشقدم بودن خود را اعلام نکند، بلافاصله کس دیگری این کار را خواهد کرد. بنابراین به روایت توماس اثبات حقانیت کمالات آنها کار سختی میشود. اما این دیدگاه باید به چالش کشیده شود.
به قیاس توماس درباره مسابقه دو برمیگردیم. اگر دوندگان و آمادگی آنها قبل و در طول مسابقه صرفا امری خدادادی تصور شود، پس بدون شک خارج کردن نفر برنده از مسابقه، از منافع برنده شدن نمیکاهد. اما هویت، تلاش و آمادگی دوندگان را نمیتوان صرفا امری خدادادی در نظر گرفت. آنها تحت تاثیر تشویق و تکریمهای اجتماعی هستند که برای فرد برنده تدارک دیده شده است. وقتی دوندگان مسابقه جلوی چشم عموم مورد احترام واقع شوند افرادی با بهترین استعدادها تمایل به دونده شدن پیدا میکنند و در نتیجه سختتر تمرین میکنند و سریعتر میدوند.
این واقعیت که اگر کارآفرین موفق شود سود میبرد، دلیلی قانعکننده برای اینکه بگوییم انگیزه کارآفرینی متاثر از تلقی و نگرش عمومی نیست، نمیباشد.
نکتهای که در اینجا اشاره میکنم این است که نگرش عمومی در واقع حاصل جمع نگرشهای یکایک شهروندان است. اگر شهروندان به ویژگیهایی که کارآفرینان را قادر به رفتن به ورای محدودیتهای متصور شده ممکن میکند احترام نگذارند و محیطی که به آنها اجازه و پاداش این کار را میدهد برایشان فراهم نیاورند، پس میدان را در اختیار اهل سیاست و مشتریان رانتجو و دارای منافع خاص آنها میگذارند که به دنبال توجیهاتی برای مالیات بستن بر دستاوردهای مادی خلاقان موفق هستند.اینکه در یک قرن گذشته هر زمان احترام عمومی نسبت به کارآفرینان کمرنگ شده است، موانع قانونی علیه آنچه به بهترین نحو مالیاتستانی تنبیهی از موفقیت اقتصادی افزایش یافته است، به هیچوجه تصادفی نیست.
درست مانند جامعهای که به خاطر عدم احترام به برندگان مسابقات، تعداد دوندگانش در مقایسه با جامعهای که در آن دوندگان از احترام برخوردارند، کمتر است، عدم احترام به کارآفرینان نیز همین حالت را پدید میآورد.
آخرین دلیلی که کارآفرینان حتی در مسیر قهرمانی به ندرت قهرمان خوانده میشوند: همیشه در تعریف کارآفرین و کمالات او به جای صحبت در مورد خلق چیزهایی که او با آوردن آنها زندگی مردم را اندکی یا بسیار زیاد بهبود بخشیده، فداکاری و از خودگذشتگی او مطرح میشود. تا زمانی که سود دریافتی کارآفرین به صورت پاداشی از یک بازی با حاصل جمع صفر تلقی شود به طوری که کارآفرین به قیمت زیان دیدن دیگران سود میبرد، او بدنام خواهد بود و در بهترین حالت با بیتفاوتی نسبت به او رفتار خواهد شد. و هنگامی که این مانع نگرشی، به شکل سیاسی خود را در قالبهایی مثل مقررات محدودیتزای دولتی، محدودیتهای تجاری، گروههای انحصاری با منافع خاص، تحت حمایت دولت و مالیاتهای سنگین نشان دهد، ما همه زیان میکنیم.
منبع : سایت آفتاب
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب در آغاز بهار و در اولين روز سال نو در اجتماع عظيم زائران و مجاوران حرم مطهر ثامن الحجج حضرت علي ابن موسي الرضا (ع) با تشريح زمينه ها و همه عرصه هاي مختلف تحقق شعار سال جديد ، يعني همت مضاعف و کار مضاعف به تدوين عوامل و ضروريات پيشرفت و عدالت پرداختند.آقاي علوي تحليل حضرتعالي از بيانات رهبر معظم انقلاب در آغاز سال جديد چيست؟
همچنين شرايطي که بعد از انتخابات پيش آمد ، يک سلسله فرصت ها را بالاخره از دست ما گرفت و بخشي از نيروها و فکر و انرژي و برنامه ريزي مسئولين و دست اندرکاران را متوجه مسائل امنيتي کرد. اين نشان مي دهد که يک فرصتهايي از دست رفته و در جهت سازندگي کشور و براي پيشرفت امور بايد اين فرصت ها بازيابي شود و اين بازيابي فرصتها ، جز با يک همت مضاعف و کار مضاعف امکان پذير نيست. ما نامگذاري مقام معظم رهبري را به عنوان يک اشاره اي به نيازها و ضرورتها بايد تلقي کنيم و صرفاً زينت و زيور تابلوها و بيلبردها و يک سلسله کاغذهاي نامه ها و سربرگ ها نبايد شود بلکه بايد به عنوان يک اساس و به عنوان يک پايه و شالوده اي براي حتي فکر کردن ما باشد. يعني ما حتي در عالم تفکر براي حل مشکلات جامعه و پيشبرد مسائل کشور ، بايستي فکر بيشتري کنيم،عقلانيت بيشتري را به کار بگيريم و در جهت اجراي آنها انرژي بيشتري را به کار بگيريم که ان شاالله بتوانيم فرصتهاي از دست رفته را بازيابي کنيم.
راديو گفت وگو: آقاي محمدتقي رهبر نظر شما در اين خصوص چيست:
تعبير من اين است که اعلام اين سال به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف يک سياست راهبردي براي نظام است . سياست راهبردي ما اين است که ما در جهت ارتقاء کشور از بعد علمي،اخلاقي، آقتصادي ، چشم اندازي را در پيش داريم که برادر عزيزمان هم مي فرمودند که ما در سال 1404 مي خواهيم در سطح عالي در خاورميانه باشيم و اين استعداد در کشور ما وجود دارد.
کما اينکه ما در اين سال ها بحمدالله در ابعاد مختلف علمي و ارتقاء سطح علمي کشور،موفقيتهاي بزرگي داشتيم.دانشمندان ما،محققين ما و مسئولين ما همه تلاش کردند. فرمايش آقا اين است که ما نبايد به اين مقدار قانع باشيم. همت مضاعف ؛ يعني همت را بالا ببريم. همانطور که خودشان هم فرمودند در حقيقت بالا بردن همت ، ارتقاي همت و کار بيشتر کردن و اگر ما به اين مقدار قانع شويم،اينجا درجا مي زنيم.
سال قبل را مقام معظم رهبري،سال اصلاح الگوي مصرف معرفي فرمودند. امسال هم يک اشاره داشتند به اين موضع که به نظر من آن طوري که انتظار مقام معظم رهبري بود عملي نشد. به اين معنا که در آينده هم بايد تلاش بيشتر کنيم،همت بيشتري داشته باشيم. بيشتر از آنچه مي گوييم عمل کنيم ، در جهت عدالت،پيشرفت عدالتي که ما الان در دهه چهارم انقلاب قرار داريم،واقعاً عدالت اجتماعي را در سطوح مختلف کشور بوجود بياورم.
دولت ما،مجلس ما،مسئولين ما،در تدوين قوانين در اجراي قوانين در جهت خدمت کردن به مستضعفين جامعه،ارتقاي سطح صنعت، ارتقاي کشاورزي ،الان مشکلاتي داريم تلاش بيشتري کنيم.
حجت الاسلام محمد تقي رهبر: به نظر من در بحث همت مضاعف و كار مضاعف بيش از اين ما نياز به گفت و گو نداريم.ما بايد باز به سمت عمل پيش برويم. در مورد برخي مسائلي مثل سياستهاي امريکا ، بايد بگويم آمريكا نمي خواهد با کشوري تعامل عادلانه اي داشته باشند و بنابراين چهره اين دولت و آن دولت براي ما هيچ فرقي نمي کند و در همين مدتي که ما دولت جديد دموکراتها را مي بينيم سرکار آمدند،مي بينيم که از تغيير هيچ خبري نيست حتي موضع گيريهاي امريکا در سال گذشته در قضيه انتخابات واقعاً براي اينها رسوا کننده و سند محکوميت بود،دخالت در امور کشور ، تحريک کردن ضد انقلاب.
مفاد بيان آقا اين است که ما مسئولين نظام فريب اين تظاهرات دولت جديد را نخورند که اين دست فولادي است که در دستکش مخملي رفته همانطوري که بارها تعبير فرمودند. هر کشوري که با ما تعامل منطقي داشته باشد با او خواهيم داشت،ما با سياستهايي که اين دولت و دولت قبلي و اصولاً سياستهايي که حاکميت صهيونيستي دارد آن را اداره مي کند ، ما نبايد فريب آن را بخوريم.
وقتي چنان محکم و استوار در مقابل توطئه ها بايستيم ، براي ارتقاي کشور تلاش کنيم ، دست مخملي که داخلش دست چدني است ما را فريب ندهد.

نويسنده: بهروز پورسينا
پيامهاي پرخير و بركت رهبري معظم نظام در ابتداي هر سال، ابتكاري است كه از دو جهت مي تواند نقش زيربنايي در حركت كلان و خرد جامعه و كشور ايفاء كند؛ جهت اول در تقويت مسير رشد و توسعه و جهت دوم، در راستاي تصحيح جهت گيريها با هدف رسيدن به تعالي. البته اينها، شرط لازم در رسيدن به اين اهداف است ولي شرط كافي در تحقق آن، درك و فهم صحيح اين پيامها و فرامين و جد و جهد در اجراء و اتباع خالصانه آن براي جلب رضايت حضرت حق و صلاح ملك و ملت مي باشد.
از منظري ديگر كالبد پيامها و فرامين رهبري در نوروز هر سال، كالبدي بي جان نيست كه بتوان بدون داشتن تلقي صحيح از روح اين كالبد منويات رهبري را به خوبي به موقع اجراء گذاشت كه در غير اين صورت، اتباع از امر ولايت بصورت ابزاري خواهد بود و نه از سر آگاهي و تعهد؛ در چنين حالت و موضعي است كه كارها كم اثر يا بي اثر مي شود و امان از آن زماني كه از سر جهل يا عمد، كارهاي عده اي قليل از اين دست، فقط و فقط به ضرر منتهي شود.
اين نوشتار كوتاه تحليلي، در صدد است تا به قدر بضاعت خود به تبيين روح پيام سال 1389 يعني همت و كار مضاعف بپردازد؛ شناخت كالبد فرمان همت مضاعف و كار مضاعف، در چارچوب تحليل مسايل اقتصادي و اجتماعي است كه به جاي خود، بسيار قابل شرح و تفصيل است.
به زعم نگارنده، روح پيام نوروزي رهبري را مي توان در چند سر فصل ارايه كرد:
الف) بدنبال پشت سرگذاشتن سال 1388 كه در روند توسعه اقتصادي كشور وقفه هاي پيش بيني نشده اي بوجود آمده، رهبري معظم با اعلام سال همت مضاعف و كار مضاعف، درصدد برآمدند تا با بسيج توانمندي هاي كشور و به مدد الهي، در اين سال و يا در ادامه آن بخشي يا تمام اين نقصان حادث شده را برطرف كنند.
ب) بدون ترديد، براي آنكه دهه چهارم انقلاب اسلامي دهه توسعه، پيشرفت و عدالت باشد دستيابي به اين تعالي و هدف والا، بدون همت و كار مضاعف امكان پذير نيست.
ج) روح اين پيام، حاكي از تاكيد مقام ولايت نسبت به اصلاح روند حركت كلان كشور، با قرار گرفتن اصلاحات اقتصادي بعنوان دغدغه اصلي نظام و اولويت اول جهت گيريها، حداقل در سال 1389 است. با اين حال آنچه از كل محتواي پيام نوروزي رهبري قابل افراز مي باشد اين است كه چنين اولويتي مربوط به سالهاي پس از سال 89 نيز مي
شود.
د) اگر رهبري در پيامشان همگان را صرفا دعوت به كار و تلاش بيشتر در سال جديد مي فرمودند به اين مفهوم بود كه تمام مولفه ها و برنامه هاي حركت و كار در كشور به تمامه و درستي تهيه و تدوين شده، فقط بايد آن را به دقت و قدرت به موقع اجراء گذاشت؛ اينكه پيام علاوه بر كار مضاعف، در بردارنده فرمان همت مضاعف است دليل بر آن است كه براي كار مضاعف، ضروري است تا از محتوا و يا جهت مولفه هاي برنامه ها در زيربخشهاي اقتصادي كشور (در مواردي كه از درستي آن هنوز اطمينان كافي حاصل نشده است يا از اساس، هنوز برنامه جامع و مانعي وجود ندارد) اطمينان لازم را حاصل كرد؛ انديشه صحيح و كارآمد لازمه همت بلند است و بي ترديد، كاري كه در پي همت و عزم بي انديشه صورت پذير است چيزي نيست جز جفا در حق خود و ديگران.
همت بلنددار كه مردان روزگار
از همت بلند به جايي رسيده اند







به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، در اين بازديد که حدود 3 ساعت به طول انجاميد و تعدادي از وزرا و مديران بخش صنعت و معدن حضور داشتند، کارشناسان مربوطه در هر بخش توضيحات لازم را ارائه کردند.
خط توليد موتور ملي خودرو از جمله بخش هايي بود که مورد بازديد رهبر انقلاب اسلامي قرار گرفت. در اين خط توليد، نحوه توليد بخشهاي مختلف موتور ملي و آزمون هاي آن از نزديک به نمايش گذاشته شد.
موتور ملي ديزلي يکي از بخشهاي مهم نمايشگاه توانمنديهاي صنعت خودروسازي کشور بود. در اين بخش اولين موتور ديزل سنگين ساخت داخل معرفي شد که اين موتور در بخشهاي ريلي، دريايي، نيروگاهي و صنعتي کاربردهاي فراواني دارد.
طراحي و ساخت اين موتور با همکاري مراکز تحقيقات دانشگاهي و تربيت نيروهاي متخصص امکان پذير شده است. از جمله طرحهاي آينده در زمينه توليد موتور ديزل سنگين، طراحي و ساخت موتور ديزل دوگانه سوز است.
همچنين انواع موتور ملي به ويژه موتور ملي بعضي خودروهاي داخلي، و موتور ملي پايه گازسوز در اين نمايشگاه به نمايش گذاشته شده بود.
بخش ديگر نمايشگاه توانمنديهاي صنعتي، استفاده از فناوريهاي جديد بويژه نانو در طراحي و ساخت قطعات مختلف خودرو بود. از فناوري نانو در ساخت پوشش ضدلک روکش ها، پوشش هاي خود تميز کننده روي شيشه هاي خودرو، پوشش هاي ضد خش در رنگ خودرو، و در بخش هاي ديگر خودرو استفاده خواهد شد.
همچنين تعدادي از خودروهاي سواري توليد داخل نيز مورد بازديد رهبر انقلاب اسلامي قرار گرفت.
حضرت آيت الله خامنه اي سپس در جمع مديران و کارشناسان صنعت و معدن کشور با اشاره به اهميت بسيار بالاي استقلال و پيشرفت صنعتي، در اعتلا و رشد ايران اسلامي، حرکت کشور در بخش هاي مختلف از جمله صنعت را رو به جلو دانستند و تأکيد کردند: با وجود پيشرفتهاي ارزشمند در صنعت کشور اما بايد با کار، تلاش و پيگيري دوچندان و خستگي ناپذير و تکيه بر دانش و علم، و ارتقاي کيفيت محصولات داخلي، يک حرکت جهشي در بخش صنعت انجام شود.
ايشان بازديد امروز خود را حرکتي نمادين جهت تأکيد بر اهميت بخش صنعت در پيشرفت کشور خواندند و افزودند: يک توهم خطرناکي از قبل وجود داشت مبني بر اينکه ميان زندگي عقلاني و توسعه يافتگي با پايبندي به ارزشهاي معنوي، اخلاقي و ديني تقابل و تضاد وجود دارد ولي جمهوري اسلامي ايران اين توهم را باطل کرد.






رهبر انقلاب اسلامي با تأکيد بر اينکه اسلام، دين معنويت و علم است، خاطرنشان کردند: ما مي توانيم هم عقلاني و منطقي و همراه با پيشرفت زندگي کنيم و هم پايبند به ارزشهاي اخلاقي و فرائض ديني باشيم.
حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: صنعتگران و مديران بخش صنعت بايد نماد اين حقيقت باشند.
ايشان با تأکيد بر اينکه پيشرفتهاي به دست آمده در بخش صنعت کشور، بسيار ارزشمند است، خاطرنشان کردند: اين پيشرفتها آغاز راه است و بايد با يک حرکت جهشي بتوانيم در همه عرصه هاي صنعتي روي پاي خود بايستيم و به فکر و ابتکار ايراني تکيه کنيم.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به شايستگي هاي ايران اسلامي براي پيشرفت و خودکفايي در زمينه هاي مختلف صنعتي افزودند: لازمه تاريخ و ميراث عظيم تمدني، حرکت مردمي کنوني، آمادگي جوانان و استعداد و هوش سرشار ايراني، درخشش صنعتي ايران اسلامي در دنياي اسلام است که قطعاً دنياي اسلام از آن استقبال خواهد کرد.
حضرت آيت الله خامنه اي در ادامه نکاتي را درخصوص بخش صنعت کشور بويژه صنعت خودرو يادآور شدند.
تنظيم سياستهاي بازرگاني بمنظور جلوگيري از واردات بي رويه يکي از نکات مهمي بود که ايشان تأکيد ويژه اي بر آن داشتند.






رهبر انقلاب اسلامي خاطرنشان کردند: فراواني و ارزاني خوب است اما از آن مهمتر رشد صنعت داخلي است و نبايد به استناد دلايل عمدتاً واهي دروازه را به روي واردات باز کرد.
بايد با يک حرکت جهشي بتوانيم در همه عرصه هاي صنعتي روي پاي خود بايستيم و به فکر و ابتکار ايراني تکيه کنيم.
ايشان ضمن اظهار ناخرسندي از سياستهاي واردات خودرو و بعضي از تصميماتي که در اين زمينه گرفته شده است تأکيد کردند: عموماً فلسفه و منطقي که براي افزايش واردات مطرح مي شود، بالا بردن کيفيت محصولات داخلي است اما براي اين هدف گزينه هاي بهتري هم وجود دارد که يکي از آنها اعمال سياستها و ضوابطي براي بالا بردن کيفيت محصولات داخلي است.
رهبر انقلاب اسلامي با تأکيد بر لزوم بهره گيري از علم و دانش و تحقيق در بخش صنعت خاطرنشان کردند: مسئله پيوند صنعت و دانشگاه بسيار مهم است و بايد ارتباط مستحکمي ميان اين دو بخش برقرار شود تا بتوان به پيشرفت صنعتي مطلوب رسيد.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اهميت صادرات صنعتي تأکيد کردند: همه بخشهاي صنعتي بايد محصولات خود را با محوريت صادرات توليد کنند و دستگاههاي مختلف دولتي نيز بايد با تلاش چند جانبه و هنرمندانه، بازار صادراتي را تأمين کنند.
ايشان با اشاره به ديدگاه اسلام درخصوص حفظ محيط زيست، رعايت استانداردهاي زيست محيطي را در محصولات صنعتي بويژه توليدات خودرو بسيار مهم دانستند و تأکيد کردند: براي رسيدن به پيشرفت صنعتي نبايد از کار، تلاش، و پيگيري مستمر خسته شد زيرا فرداي کشور و ملت ايران در گرو ابتکار، هوشمندي و پيگيري خستگي ناپذير صنعتگران و مديران بخشهاي صنعتي است.
رهبر انقلاب اسلامي با تاکيد بر اهميت پيگيري مستمر افزودند: دولت کنوني، دولتي فعال، پيگير، با همت و دلسوز است و زمينه مساعدي براي تلاش و کار خستگي ناپذير در بخشهاي مختلف بويژه صنعت وجود دارد.






حضرت آيت الله خامنه اي هوش و استعداد بالاي ايراني در کنار کار و پيگيري خستگي ناپذير را زمينه ساز پيشرفت جهشي خواندند و تأکيد کردند: امروز ايران اسلامي با همت، ابتکار، خلاقيت و اعتماد به نفس جوانان، در بخش هاي مختلف جزو چند کشور محدود صاحب علم و فناوري آن بخش ها است و اين حرکت بايد با شتاب بيشتر ادامه پيدا کند.
در ابتداي اين ديدار آقاي مهندس محرابيان وزير صنايع و معادن در گزارشي از بخش صنعت و معدن کشور گفت: در پنج سال گذشته ضمن آنکه توليد کالاهاي مادر صنعتي همچون، فولاد، آلومينيوم، مس، سنگ آهن، سيمان، و خودرو رشد قابل توجهي داشته، رتبه جهاني ايران نيز در اين کالاها بهبود پيدا کرده است.
وي با اشاره به رشد 67 درصدي صنعت در کل رشد اقتصادي کشور افزود: مجموع صادرات محصولات صنعتي و معدني در طول برنامه چهارم توسعه، نيز بيش از سه برابر و نيم افزايش يافته است.
وزير صنايع همچنين با اشاره به افزايش صادرات خودروهاي ساخت داخل تأکيد کرد: محور اصلي در صنعت خودروسازي، طراحي، مهندسي، بومي سازي، صادرات و رعايت استانداردهاي زيست محيطي است.
مهندس ميرسليم ناظر عالي طراحي و توليد موتور ملي نيز در سخناني با اشاره به تلاش 12 ساله براي توليد موتور ملي گفت: تمام مراحل طراحي و ساخت چهار موتور ملي بوسيله متخصصان و کارشناسان داخلي و با همکاري مراکز دانشگاهي انجام شده است.
وي ساخت موتور ديزل سنگين را يکي از موفقيتهاي بسيار بزرگ متخصصان داخلي دانست و افزود: دانش فني ساخت موتورهاي ملي بصورت کتاب تدوين شده و در حال چاپ است.
نويسنده: اميرهوشنگ آذردشتي
سال 1389 با تدبير و بصيرت رهبر معظم انقلاب به سال «همت مضاعف، كار مضاعف» نامگذاري شد. اين نامگذاري، نشان از ديد استراتژيك و بصيرت والاي معظم له در راستاي چشم انداز نظام جمهوري اسلامي در حركت به سوي توسعه و پيشرفت دارد.
تدوين سند چشم انداز 20 ساله نظام كه در آن: «ايران 1404 به عنوان كشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، با هويت اسلامي و انقلابي، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بين الملل» ترسيم شده، گواه صادقي بر عزم و همت والاي مسوولان نظام در حركت به سوي تعالي و پيشرفت (در بالاترين حد ممكن توام با برنامه ريزي و تدبير) است و نمود عيني و عملي آن در برنامه هاي توسعه 5 ساله بخوبي هويداست.
از آنجا كه تحقق هر چشم اندازي در سايه تدوين استراتژي هاي لازم و عمل بر مبناي استراتژي مقدور است و هر چه چشم انداز وسيع تر وافق هاي پيش رو، رفيع تر باشد، نياز به استراتژي هاي كلان تر و همت هاي عالي تر براي حركت در جهت اهداف چشم انداز بيشتر است، لذا مي بينيم كه شعار هاي هر سال با درايت و بصيرت، به عنوان يك استراتژي در راستاي اهداف چشم انداز ابلاغ شده تا به صورت يك آرمان مشترك، عزم ملي را يكپارچه و برانگيخته سازد.
توضيح اين كه متخصصان مديريت استراتژيك، استراتژي را تشخيص فرصت هاي اصلي و تمركز منابع در جهت تحقق منافع نهفته در آن فرصت ها تعريف كرده اند.

بي شك يكي از بزرگ ترين فرصت هاي نظام جمهوري اسلامي ايران، نيروي عظيم جوان آماده به كار در عرصه هاي مختلف است كه اگر از اين فرصت گرانبها بخوبي بهره برداري و استفاده نشود، مي تواند به يكي از بزرگ ترين تهديدهاي نظام تبديل گردد. جوانان غيور و پرتلاش ما در عرصه هاي مختلف علم و صنعت و كشاورزي، همواره فعال و آماده تلاش و ايثار و نثار بوده و هستند و اين از بزرگ ترين موهبت ها و فرصت هاي نظام جمهوري اسلامي است.
كشف اين فرصت بزرگ ملي و تمركز برآن به منظور بهره برداري از نيروي عظيم نهفته در آن، خود نشان از هوشمندي و درايت نظام جمهوري اسلامي و تفكر استراتژيك آن دارد كه در جاي خود ستودني و قابل تحسين است، اما مساله اصلي و مهم چگونگي بهره برداري از اين نيروي بيكران و هدايت آن در جهت منافع ملي و شكوفايي و توسعه كشور در عرصه هاي مختلف است كه امسال در قالب شعار «همت مضاعف، كار مضاعف» تبلور يافته و به عنوان يك استراتژي اساسي، وظيفه استفاده بهينه و كارآمد از اين فرصت عظيم را به عهده دارد.
در اين شعار كليدي، ابتدا همت مضاعف مدنظر قرار گرفته تا دورنمايي از افق هاي پيش رو را نمايان سازد. افق هاي بلند و سترگي كه نيل به آنها، تنها با بلند همتي و عزم استوار ميسر است و افراد كوته بين و كم همت را توان دست يازيدن به آنها نيست، اصولامقتضاي همت انسان و ارج و قدر هر كسي به قدر همت اوست كه عالي باشد يا داني، بلند همت باشد يا دون همت.

يكي از نشانه هاي عزم و اراده و تصميم جدي، پايداري و مقاومت است. بيشتر نوابغ و انديشمندان، بيش از آن كه متكي به قدرت نبوغ خويش باشند، از همت و استقامت و بردباري بهره برده اند.
رسيدن به موفقيت، مشكلاتي به همراه دارد لذا صبر و شكيبايي و استقامت و بردباري، شيوه مردان بزرگ، كامياب و موفق جهان است.
لذا براي رسيدن به اهداف، ابتدا بايد همت ها را مضاعف كرد. بايد عزم ها را جزم كرد و به فتح قله هاي كوچك و كم ارتفاع، قانع و خشنود نگشت. رهبر معظم انقلاب در بخشي از بياناتشان در روز اول سال 89 در جمع زائران حرم رضوي فرمودند: «بايد جوانان ما همتشان اين باشد كه با گذشت يكي دو دهه ديگر، كشورشان را يك مرجع علمي براي دانشمندان جهان قرار بدهند.»اين يعني بلندهمتي و داشتن عزم جدي براي فتح قله هاي دانش جهان، نه فقط به عنوان عالم و دانشمند بلكه به عنوان «مرجع علمي» يعني دانشمندان از اقصي نقاط جهان براي حل مسائل علمي شان در علوم و دانش هاي مختلف به ما مراجعه كنند و اين همان عزت و اعتلايي است كه از ايران اسلامي انتظار مي رود. ايراني كه يك روز، مرجع علمي جهان بود و در پرتو تعاليم هدايتگر اسلام، دانشمندان و عالمان بزرگي را به جهانيان عرضه كرد كه هنوز دنيا از علم و دانش آنها بهره مي گيرد و به پيش مي رود.

كار و تلاش موثر در فرهنگ اسلامي ـ ايراني
«كار» در فرهنگ ما از ديرباز به عنوان «سرمايه جاوداني»معرفي شده و در احاديث و رواياتي كه از ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين به ما رسيده نيز براي كار و تلاش، ارزش و اجر فراواني مقرر گرديده است تا آنجا كه امام صادق(ع) مي فرمايد: «كسي كه در طلب روزي خانواده خود كار مي كند و به سعي و كوشش تن مي دهد، مانند مجاهدي است كه در ميدان كارزار براي خدا جهاد مي كند»و در جاي ديگر از بيكاري و ترك كار اظهار تاسف كرده، مي فرمايند: «هر كس كار خود را در طلب معاش ترك نمايد، دعاي مستجابي در پيشگاه الهي نخواهد داشت.»
امام رضا(ع) نيز، كار كردن را «عمل انبيا و مرسلين و مردان شايسته و صالح»مي داند و درباره كار مضاعف مي فرمايد: «آن كس كه كار بيشتري مي كند تا درآمدش براي خود و كسانش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشي بزرگ تر از پاداش مجاهد في سبيل الله دارد».
همچنين امام علي(ع) ميفرمايد: مبغوض ميدارم كسي را كه نسبت به كار حيات مادياش تنبل و بياعتناست؛ زيرا كسي كه نسبت به زندگي دنيايش چنين است، در مورد آخرتش تنبلتر و بياعتناتر است. و در روايت ديگر فرمود: «هرچند كار و تلاش همراه با زحمت و رنج است، بيكاري پيوسته منشا فساد و تباهي است.»
بي شك يكي از بزرگ ترين فرصت هاي نظام جمهوري اسلامي ايران نيروي عظيم جوان آماده به كار در عرصه هاي مختلف است كه اگر از اين فرصت گرانبها بخوبي بهره برداري و استفاده نشود، مي تواند به يكي از بزرگ ترين تهديدهاي نظام تبديل گردد
براساس آموزههاي ديني، اگر كسي به انگيزه دستمزد گرفتن و تامين معيشت و رفاه خود و خانواده خود، كار و تلاش كند، يك درجه از تقوا را تحصيل كرده است و براساس اين انگيزه كار ارزش غايي پيدا ميكند، نه ارزش ابزاري؛ زيرا چنين كاري در واقع يك نوع انجام وظيفه ديني است. امام علي(ع) در دو روايت زير، همين نوع ارزش را ميشناساند: «هيچ تلاش صبح هنگامي در راه خدا به فضيلت كار صبح هنگام، در جهت رفاه و آسايش فرزند و خانواده نميرسد.» «كسي كه از سر دلسوزي بر پدر يا فرزند يا همسر، به دنبال امر دنيايش باشد، چهره او در قيامت همانند ماه شب چهارده است.»

اما چگونه كاري نيكو و موثر است و در نيل به قله هاي رفيع پيشرفت و شكوفايي در عرصه هاي مختلف مفيد فايده؟
در آيات و روايات اسلامي براي كار موثر، خصوصياتي ذكر شده كه از آن جمله مي توان موارد زير را برشمرد:
1 ـ كار با استحكام: پيامبر(ص) مي فرمايد: «چون كسي از شما به كاري دست زد، بايد درست و محكم كار كند.»
2 ـ كار با انگيزه: خداوند در قرآن مي فرمايد: «اي يحيي، كتاب آسماني ما را با نيرو (انگيزه) بگير.»
3 ـ كار با نظم: امام علي(ع) مي فرمايد: «هر روز كار همان روز را انجام بده (كار امروز را به فردا مگذار) زيرا هر روزي كاري براي خود دارد.»
4 ـ كار با تخصص: حضرت يوسف(ع) به عزيز مصر فرمود: «مخازن اين سرزمين را به من بسپار زيرا من در اين كار، نگهبان و دانايم.»
5 ـ كار با تعهد: خداوند در سوره قصص از قول دختران شعيب(ع) مي فرمايد: «انسان نيرومند و امين، بهترين كسي است كه او را به كار مي گماري.»
در ادبيات مديريتي نيز شاخص هايي براي كار موثر، ذكر شده كه مهم ترين آنها، كارايي، اثربخشي و بهره وري است.
كارايي (EFFICIENCY) را «انجام درست كار» تعريف كرده اند كه نشان دهنده نسبت تبديل ورودي ها به خروجي هاست. در واقع، كارايي نشان مي دهد يك فرد يا سازمان، به چه صورت، منابع (زمان، مواد خام، بودجه و...) را در جهت ايجاد خروجي مناسب (محصول يا خدمت) به كار گرفته است، لذا مي توان گفت هر چه استفاده مناسب از منابع، بيشتر و تلفات (اتلاف وقت، مواد، بودجه، نيروي انساني و...) كمتر باشد، كارايي بيشتر است. بنابراين براي افزايش كارايي، بايد اولاكار (شغل) دقيقا تعريف شود و روند ها و فرآيندهاي شغلي مشخص و شفاف باشند و ثانيا افراد (نيروي انساني) تخصص و تعهد لازم راداشته باشند تا بتوانند با استفاده از حداقل منابع، مقاصد سازماني را محقق سازند.
اثربخشي (EFFECTIVENESS) را نيز «انجام كار درست» تعريف كرده اند كه نشان دهنده نسبت ارتباط خروجي ها با اهداف است. به اين ترتيب، هر چقدر خروجي كار انجام شده در راستاي اهداف سازماني باشد، آن كار اثربخشي بيشتري دارد لذا براي افزايش اثربخشي، بايد اهداف شغلي و سازماني، به طور دقيق و شفاف تعيين و ابلاغ گردند و عملكرد هر فرد در راستاي تحقق اهداف، ارزشيابي شود.
بهره وري (PRODUCTIVITY) نيز حاصل جمع برداري كارايي و اثربخشي است كه نشان مي دهد يك سازمان به چه صورت منابع خود را در راستاي تحقق اهدافش به كار مي گيرد. به اين ترتيب، بهره وري را مي توان به صورت «انجام درست كار درست» تعريف كرد.
به بيان ديگر، بهره وري، نسبت ميان ستاده (كالايا خدمات توليد شده) به منابع به كار رفته (انساني و غيرانساني) است يعني اگر بتوانيم با حداقل منابع، حداكثر بازده (ستاده) را برداشت كنيم، كار ما بهره وري بالايي خواهد داشت. از اين تعريف ساده به خوبي مشخص مي شود كه لزوما كار زياد و فراوان، موجب افزايش بهره وري نمي شود بلكه كاري موثر و بهره ور است كه بازده خوبي نسبت به منابع صرف شده داشته باشد و بتوانيم با حداقل منابع، حداكثر استفاده را داشته باشيم. چه بسيار كارگران يا كارمنداني كه ساعت ها وقت خود را در كارگاه ها و ادارات صرف مي كنند ولي بهره وري كار آنها بسيار اندك و ناچيز است و اين يك هشدار جدي براي مديران و مسوولان است زيرا صرف وقت زياد در محيط كار، بدون برنامه و غني سازي شغل، نه تنها موجب اتلاف وقت افراد ـ كه گرانبهاترين سرمايه است ـ مي شود، بلكه هزينه هاي مادي و معنوي بسياري (آب، برق، تلفن، اضافه كاري و...) را نيز بر سازمان مربوطه تحميل مي سازد. لذا بايد ابتدا مشاغل (كارها) بدرستي تعريف و افراد مناسب براي هر شغل به كار گرفته شوند و آن گاه با تعيين دقيق ميزان منابع لازم براي انجام هر كار (انساني و غيرانساني) شاخص هايي براي سنجش بهره وري افراد در آن شغل تعيين شده و هر فرد به طور مرتب طبق شاخص هاي مذكور ارزيابي گردد.
گرچه پديده بيكاري يكي از مشكلات جدي جوامع امروزي است، ولي مهمتر از آن بيكاري پنهان است كه در واقع روي ديگر سكه كاهش بهرهوري كار به حساب ميآيد. جامعه ما نيز در كنار پديده بيكاري، از مشكل كاهش بهره وري نيز رنج مي برد. اين كاهش بهرهوري عوامل گوناگوني دارد كه بايد در جاي مناسب خود بررسي شود. آنچه در اينجا بايد بدان توجه شود، اين است كه هر كاري را بايد با علم و مهارت لازم پيش برد. امام علي(ع) ميفرمايد: «كار با دانش و مهارت همانند گام برداشتن در طريق روشن است.»و «ارزش هر فردي به اندازه حسن و درستكاري اوست.»طبيعي است كه با كاربردي كردن دو عنصر مهارت و درستكاري ميتوان بهره وري كار را افزايش و در نتيجه بيكاري پنهان جامعه را كاهش داد.
در واقع نتيجه بهره وري بايد كاهش هزينه ها، استفاده بهينه از منابع، كاهش زمان توليد، افزايش كميت و بهبود كيفيت باشد و در اين صورت است كه مي توان به موثر بودن كار و تحقق اهداف سازماني و ملي اميدوار بود و قله هاي رفيع توسعه و پيشرفت را يكي پس از ديگري فتح كرد.

نويسنده: محمد رضا متانت
اگر چه بسياري از صاحب نظران بر اين باورند كه بهترين راه براي نهادينه سازي فرهنگ كار و همت مضاعف بسترسازي عملي در مراكز اقتصادي است اما بي شك نمي توان از نقش رسانه ها در اين عرصه چشم پوشي كرد. رسانه ها به عنوان يكي از اصلي ترين مجاري ارتباطي ميان حكومت و مردم مي توانند با اشاعه فرهنگ همت و كار مضاعف راه توسعه و پيشرفت كشور مان را هموار سازند.
امروز اگر نگاهي واقع بينانه به جامعه ايراني داشته باشيم متوجه اين امر خواهيم شد كه تنبلي و كسالت، از زير كار دررفتن ، انتظار بيش از حد در مقابل كار اندك و... از جمله آسيب هاي جدي فرهنگ كشورمان هستند. بي شك تغيير اين ناهنجاري ها به ارزش هاي مطلوب را نمي توان جز در اقدامات فرهنگي دانست كه بي شك جبهه مقدم اين نبرد فرهنگي را نيز رسانه ها و علي الخصوص صدا و سيما تشكيل مي دهد.
امروز در غالب فيلم ها ديده مي شود كه افراد متمول غالبا تنها كارهاي خود را با تلفن انجام مي دهند و حتي از پشت ميز خويش نيز بلند نمي شوند. آنان با يك تلفن ساده ميلياردها دلار به جيب مي زنند!! اما اگر ما واقعيت كار و فعاليت هاي اقتصادي را بنگريم هيچ گاه چنين موضوعي صادق نخواهد بود. حتي در خيابان وال استريت نيز مديران صبح زود به سر كار مي آيند و تا آخر شب نيز به كار مشغول هستند و شايد گاهي شب را در دفاتر خود سپري كنند.
رابطه ميان كار و ثروت دقيقا يك رابطه مستقيم است. لذا بي كاري و يا كم كاري بر ابر است با عدم كسب درآمد بالا. اما در جامعه فعلي ما اكثر جوانان به اين خيال باطل نشسته اند كه راه صد ساله را يك شبه طي كنند. بي شك اين گونه طرز تفكر ها كه دقيقا نافي كسب درآمد و ثروت و بالتبع توسعه و پيشرفت جامعه است نا شي از الگو ها و ارزش ها و يا ناهنجاري هاي است كه در سطح جامعه وجود دارد. از اين رو مي توان با تغيير اين نگرش ها راه را براي كسب هرچه بيشتر در آمد در پيش روي جوانان گشود. تاريخ به خوبي نشان داده است جوامع اي توانسته اند پيشاپيش سايرين حركت كنند و علمدار توسعه و پيشرفت باشند كه تلاش و همت آنان بالاباشد. چه زيبا گفته است كه همت بلند دار كه مردان
روزگار / از همت بلند به جايي رسيده اند.
لذا در نهايت بايد گفت با توجه به اينكه رهبر معظم انقلاب سال 89 را به نام سال همت و كار مضاعف
نامگذاري كرده اند ضرورت دارد تا رسانه هاي ارتباطي ما درصدد توسعه الگوي همت مضاعف در جامعه باشند. باشد كه ايران اسلامي بتواند قله هاي پيشرفت و توسعه را با سرعت بيشتري فتح كند. انشالله
