عوامل تسهیل كننده در رشد کارآفرینی
حمایت مدیریت: ارزشها و فلسفه مدیریت و میزان حمــــایت مدیریت ارشد از افراد ریسك پذیر و نوآور در سازمانهای كارآفرین اهمیت بسزایی دارد و اساساً حمایت مدیریت یكی ازمهمترین عوامل در بین پنج عامل اصلی كارآفرینی سازمانی - یعنی تشویق و پاداش، ساختار سازمانی، ریسك پذیری، دسترسی به منابع، و حمایت مدیریت است تحقیقات زیادی درخصوص این عامل انجام شده و خصوصیات ذیل در مدیریت ارشد سازمان، مبین حمایت مدیریت از كارآفرینی است.
خصوصیات شخص مدیرعامل؛
تغذیه مالی برای شروع و حركت طرحهای نو.
استفاده از ایده های جدید كاركنان.
سازگاری ارزشها و فلسفه مدیریت یا كارآفرینی.
اعتقاد به مدیریت مشترك.
تحمل انحراف از قواعد.
قدردانی از افراد ریسك پذیر.
قدرت تصمیم گیری مدیریت ارشد.
قبول مسئولیت فعالیتهای كارآفرینانه.
پذیرش ریسك به عنوان خصیصه ای مثبت.
تنوع در حمایتهای مالی.
قدردانی از افراد صاحب ایده.
تجربه نوآوری مدیریت ارشد.
حمایت از طرحهای آزمایشی كوچك.
تفكر استراتژیك: یكی از تمهیدات بسیار مهمی كه نقش قابل ملاحظه ای در پرورش مفاهیم آموزشی در دو سطح فردی و سازمانی داشته و بستر لازم جهت عملی شدن آن مفاهیم را به صورت تغییرات رفتاری و عملكردی فراهم می آورد ایجاد تفكر استراتژیك در سازمان است. تفكر استراتژیك در دو سطح فردی و سازمانی با جامعیت و دوراندیشی خاصی كه ایجاد می كند باعث درك بهتر سازمان و محیط آن شده و به خلاقیتهای مكرر منجر می شود. ازطرف دیگر، زمینه ارتباطات و تعامل بیشتر بین مدیران و كاركنان را فراهم آورده و باعث بهره برداری از نبوغ و خلاقیت كاركنان در سازمان می شود.
كارآفرینی سازمانی در راستای بهبود عملكرد سازمانی را به همراه دارد و در نگاه می توان گفت اثر سینرژیك بر توسعه بلندمدت جامعه در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را به دنبال خواهد داشت، از این رو آموزش و پرورش نیز كه در سازمانهای مختلف كشور ما تشنه توسعه است ضرورتی دوچندان پیدا می نماید.
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389 ساعت 11:59 PM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
|
|
|
|
|
به نظرم يكي از مهمترين رموز موفقيت در زندگي و كار «برخورداري از اطلاعات بيشتر» است. وقتي دانش و اطلاعات شما بيشتر باشد، تصميم درست تري اتخاذ ميكند كه اين هم به نفع شماست و هم به نفع سازمان يا شركت شماست. سي سال پيش، تلفن همراه وجود نداشت، فكس وجود نداشت، اينترنتي در ميان نبود و كامپيوترها به اين اندازه نبودند كه فقط روي يك ميز فضاي كمي به خود اختصاص دهند يا حتي قابل حمل باشند. اما سي، پنجاه يا حتي يكصد سال پيش ميتوانستيد افرادي را بيابيد كه در كار و زندگيشان موفق بوده اند: آنها چه ميكردند كه به موفقيت دست مييافتند؟ آيا در اتاق پشتي فروشگاه يا شركتشان، يك دستگاه كامپيوتر نوت بوك داشتند كه به شبكهي اينترنتي مخفي آن زمان متصل بود؟ نه! چنين چيزي آن زمان امكان پذير نبود. ما داريم حتي در مورد زماني صحبت مي كنيم كه روزنامهها آنقدرها هم فراگير نشده بودند و صنعت چاپ يك صنعت مدرن و مكانيزه مثل امروز نبود. اما اگر در مورد افراد موفق تحقيق كنيد خواهيد ديد كه موفقترين آنها داراي شبكهاي قوي از ارتباط با افراد موفق ديگر بودند. افراد موفق در كار و زندگي فقط اجازه ميدادند كه افراد موفقي چون خودشان دور و برشان باشند، با آنها معاشرت ميكردند و از آنها چيز مياموختند. اين خودش يك راز موفقيت است كه نسل به نسل و سينه به سينه اين راز را به يكديگر انتقال ميدادند. تحقيق كنيد و ببينيد كه افراد موفق كساني بودند كه اطلاعات و اخبار و دانش و تجربه ي ديگران را به سوي خود جذب ميكردند. چگونه؟ خيلي ساده : آنها جوياي علم و دانش و اطلاعات بودند. به راحتي و بدون خجالت و رودربايستي آنچه نميدانستند را از آگاهان و ناظران ميپرسيدند. پس يك راز موفقيت ديگر همين است كه اگر چيزي را نميداني بپرسيد و بعد در باره آنچه به دست ميآوريد، پرس و جو كنيد و اطلاعات خودتان را افزايش دهيد. افراد موفق، افراد موفق ديگر را زير نظر ميگيرند و منابع خبري و اطلاعات و تجربههاي آنها را شناسايي ميكنند و خودشان در صدد اين برميآيند كه با آن منابع ارتباط برقرار كنند. در قديم، زماني كه اين تكنولوژي نوين كنوني در اختيار نبود، مثلاً در دوره ي كشاورزي، پدران به فرزندان (اكثراً پسران) اين دانش و اطلاعات و تجربيات را منتقل مي ساختند، در دوره ي صنعتي، پدران ديگر توانايي اين را نداشتند كه همه ي اطلاعات را به فرزندانشان بدهند بنابر اين آنها را راهي كارگاهها و دانشگاهها ميكردند تا مهارت هاي لازم را از استادان فرابگيرند. ما اكنون در عصر و دورهاي هستيم كه به آن عصر اطلاعات و ارتباطات ميگويند، عصري كه من آن را عصر گرداب گسترده گيتي ميدانم (كه ماهيت جذب كردن دارد و بي چون و چرا همه را در نهايت به سمت و سوي خود جذب ميكند.) در اين عصر، افراد موفق، افرادي هستند كه خيلي سريع و حرفهاي مهارتها را به صورتي خودآموخته فرا ميگيرند و به كار ميبندند. پدران و دانشگاهها واقعاً و در عمل نميتوانند همه ي آنچه افراد به آن نياز دارند را بدهند، پدران اگر بتوانند فقط ميتوانند حمايت كنند و تشويق، استادان فقط ميتوانند راه را نشان بدهند و فرزنداني كه جوياي علم و دانش و موفقيت هستند بايد اقدام كنند به جستجو و كاوش در منابع عظيم اطلاعات موجود و فراگرفتن آنچه بايد بدانند. پس يكي از ديگر رموز موفقيت اين است جستجو كنيم و خودمان، خودمان را آموزش دهيم با استفاده از منابع علمي و كاربردي موجود (مواد و مطالب و كتب آموزشي و منابع انساني آموزشي). اينترنت، امروز فضايي است كه شما ميتوانيد در آن همهي اين كارها را انجام دهيد. من اين را معجزهي موفقيت ميدانم. بگذاريد يك مثال بزنم. در اينترنت در حال حاضر ميليونها سايت موجود است با ميلياردها صفحه اطلاعات، هزاران هزار نفر از بهترين استادان و دانشمندان به آن متصل هستند كه هريك منابع خاص و تخصصي خود را يافتهاند و خود را با استفاده از آن منابع به روز ميكنند. دقيق كه نگاه كنيم، آنها را افراد موفقي خواهيم يافت و طبق آنچه در بالا گفتم كافي است خودمان را به آنها و نيز به منابع آنها نزديك كنيم و از اين ارتباط و اتصال براي دستيابي به موفقيتهاي خود استفاده كنيم. تكنولوژي RSS يكي از بهترين ابزارها براي موفقيت شماست و اين حرف مرا تحقيق كنيد و ببينيد كه موفق ترين شما كسي ات كه در اين روزها بيشترين استفاده را از تكنولوژي RSS دارد. با استفاده از نرم افزارهاي جمع آوري كننده اخبار و اطلاعات و خبرخوانهاي RSS اطلاعات، به محض آنكه از سوي منابع خبري، سايتها يا وبلاگها به روز رساني ميشوند در اختيار شما قرار ميگيرند و شما مي توانيد خيلي راحت متوجه شويد كه افراد موفق (يا رقباي كاري و تجاري) مورد نظر شما بر روي اينترنت از چه منابعي استفاده ميكنند، كافي است مسير موفقيت آنها را دنبال كنيد و شما نيز با افرادي يا شركتها و موسساتي ارتباط برقرار كنيد كه آنها ميكنند. اخبار و اطلاعات را دريافت كنيد و با آنها به روز باشيد و مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد. اين هم راز ديگري است از موفقيت. به اين ترتيب بعد از مدتي ميتوانيد با رقبا به رقابتي سالم بپردازيد چرا كه ممكن است تحليل شما از قضايا درست تر باشد به خاطر تنوع بيشتري كه از منابع اطلاعاتي و اخبار خود داشته ايد. امروزه با استفاده از روشها و تكنيك هاي بسيار ساده و عملي مي توان در تامين بهداشت رواني و كسب موفقيت در زندگي گامهاي مثبت و سازنده اي برداشت كشفيات جديد روان شناسي معتقد است كه رمز موفقيت , برخورداري از هوش و ذكاوت و يا شانس نيست بلكه در استفاده از توانايي و مهارت در عمل است . استفاده از تواناييهاي جسمي و رواني كه دراعماق وجود هر فرد به صورت دست نخورده باقي مانده است مي تواند فرد را در راه رسيدن به هدف ياري كند و آنچه كه موجب تفاوت ميان فرد عادي و فرد موفق مي شود , نحوه استفاده از اين تواناييها است كه به صورت ويژگيهايي نمايان مي شود . ? اين ويژگيها به فرد نيرو مي دهند تا براي رسيدن به موفقيت فعاليت كند. ?) انگيزه : هر فرد موفق انگيزه نيرومند دارد كه پيوسته او را به دنبال خود مي كشاند و موجب پيشرفت او مي گردد فرد براي حركت فعاليت و تلاش خود دليلي يافته كه موجب مي گردد , از تواناييهاي بالقوه خود استفاده نمود و استعدادهاي دروني خود را شكوفا كند.وجود انگيزه افراد موفق را از افراد عادي متمايز مي كند و سبب مي شود كه زندگي رنگ و روي خاصي بگيرد. هيچ عظمتي بدون انگيزه بزرگ به دست نمي آيد , خواه در زمينه ورزشي باشد خواه هنري و علمي …. ?) ايمان : ايمان نيروي محركه اي است كه وجود را به سوي ترقي و تعالي حركت مي دهند حضرت علي (ع)در نهج البلاغه آمده است : (( ايمان , عبارت است از معرفت و يقين قلبي و اقرار داشتن به زبان و عمل كردن بر طبق آن)) . ايمان انسان را اميدوار بار مي اورد و دل را به خداوند و رحمت او مطمئن مي سازد. قانون زندگي , قانون اعتقاد و ايمان است . در جزر و مد زندگي, نگرانيها و هيجانات روحي , اتكاء به خداوند و ايمان به تعاليم الهي , بهترين پناهگاه است . افراد موفق كساني هستند كه ايمانشان محكم است و توجهات دلشان به ساحت قدس الهي زياد است . ?) استراتژي : براي رسيدن به موفقيت تنها داشتن نيروي محركه و منابع كافي نيست بلكه بايد از منافع به موثرترين وجه استفاده نمود و مسيرو جهت مشخصي را نيز تعيين كرد . استراتژي روشي است كه با آن امكانات را در جهت هدف تنظيم مي كنند . استراتژي شناخت اين واقعيت است كه با هوش ترين و نيرومندترين فرد هم براي پيشرفت , نياز به پيدا كردن راه صحيح دارد. اگر فرد بداند كه براي تصميم گيري ها چه قدمهايي را بايد بردارد و نحوه برداشتن قدمها چگونه است , هر زمان كه دچار بي تصميمي گردد , مي تواند خود را به فرد مصممي تبديل كند . همه انسانها منابع و امكانات يكساني را در اختيار دارند ام استراتژي يعني نحوه استفاده از آن منابع و امكانات را نمي دانند . براي رسيدن به هدف , كافي است , استراتژي خاص آن را دانست . ?) درك ارزشها: ارزشها سيستم خاص عقيدتي براي تشخيص درستيها از نادرستي ها هستند. شناخت اين ارزشها است كه زيستن را توجيح مي كند چيزهايي مانند تقوا حب وطن , ايمان به خدا عشق به آزادي , نوع دوستي ارزش ناميده مي شوند . ارزش , قضاوتي اساسي اخلاقي و عملي در مورد چيزهايي است كه داراي اهميت هستند. ارزشها , نوعي داوري است درباره آنچه كه زندگي را براي ما ارج دار مي كند . بسياري از مردم در مورد اين كه چه چيزي در زندگي آنها مهم است قضاوت روشني ندارند و اغلب كارهايي را مي كنند كه بعدا موجب ناخوشنودي آنان مي گردد و دليل آن هم اين است كه به طور ناخود آگاه اموري را براي خود و ديگران صحيح مي دانند اما مطلب براي خودشان روشن نيست . هنگامي كه موفقيت هاي بزرگ از نظر مي گذرانيم , تقريبا هميشه به كساني بر مي خوريم كه به روشني مي دانند چه چيزهايي واقعا مهم هستند , به عبارت ديگر از ارزشها درك روشني دارند ?) انرژي : انرژي به صورتهاي مختلفي خود را نشان مي دهد , گاهي به صورت خروش و هياهوي شادمانه و زماني به صورت ميل به سازندگي است . حركت به سوي زندگي بهتر و موفقيت , با حالت سستي و افسردگي تقريبا غير ممكن و محال است . افراد موفق , هميشه به دنبال فرصتها هستند . آنان معتقدند كه انسان هيچ وقت به اندازه كافي وقت ندارد . موفقيت هاي بزرگ را نمي توان از شور و انرژي جسمي و معنوي كه سبب مي شوند تا فرد از همه توان خود استفاده كند , جدا نمود. بنابراين هر چه انرژي فرد بيشتر باشد بدن كارايي بيشتر و روحيه بهتري داشته و بهتر مي تواند , استعدادهاي نهفته خود را براي رسيدن به نتايج عالي به كار گيرد . ?) تسلط به فن ارتباط: قدرت ايجاد رابطه يكي از مهم ترين مهارتهايي است كه هر فردي مي تواند داشته باشد . امروزه دانشمندان علوم رفتاري به اين نتيجه رسيده اند كه ارتباط مايه قدرت است و كساني كه اين فن را به نحو موثر به كار مي گيرند مي توانند جهان را به گونه اي متفاوت درك كنندو جهان نيز آنان را به گونه اي متفاوت درك مي كند . كساني كه بر انديشه ها , احساسات واعمال اكثر انسانها تاثير مي گذارد افرادي هستند كه مي دانند چگونه از ابزار قدرتمند ارتباطات استفاده كنند . ـ هر فردي از طريق برقراري دو نوع ارتباط , تجربيات زندگي خود را شكل مي دهند : الف) ارتباطات دروني يعني گفتن يا احساس تصورات دروني . ب) ارتباط بيروني يعني استفاده از كلمات , لحن صدا و تغييرات چهره براي برقراري ارتباط با دنياي خارج . مساله مهم و قابل توجه اين است كه زندگي افراد موفق نشان مي دهد كه اتفاقات روزانه تعيين كننده كيفيت زندگي نيست بلكه عكس العمل هاي انان در برابر اين اتفاقات تعيين كننده است . ?) نيروي صميميت : افرادي كه بتوانند رشته هاي مودت و صميميت را با مردمي كه داراي عقايد و فرهنگ متفاوت هستند مستحكم كنند , بزرگترين موفقيت را در زندگي خود به دست آورده اند . تقريبا تمام افراد موفق قدرت فوق العاده در جلب دوستي ديگران دارند و مي توانند با افرادي كه خصوصيات و اعتقادات گوناگون دارند ايجاد صميميت كنند . افراد موفق همچنين داراي نرمش , انعطاف پذيري و جاذبه خاصي هستند و بدين ترتيب مي توانند , توجه افراد كثيري را به خود جلب كنند . چنانچه بتوان با افراد مناسب , رابطه صميمانه و دوستانه برقرار ساخت مي توان هم نياز آنان را برطرف نمود هم آنان احتياج فرد را بر طرف سازند.
روزنامه تفاهم
|
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389 ساعت 12:01 AM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
كارآفرینی و روانشناسی
مطالب این بخش نتیجه تحقیقات گروه روانشناسی ما پیرامون ویژگیهای روانی و شخصیتی كارآفرینان میباشد كه متن زیر مقدمه ای بر این پژوهش است. بزودی مطالب بیشتری را در قالب مقالات قابل دریافت در این بخش در اختیار شما عزیزان قرار خواهیم داد.
سازمان های عصرحاضرباتحولات وتهدیدات گسترده بین المللی روبروهستند . تضمین وتداوم حیات وبقاء سازمان ها نیازمند راه حلها وروشهای جدید مقابله با مشكلات است كه به نوآوری وابداع , خلق محصولات , فرآیندها وروشهای جدید بستگی زیادی دارد . یكی از نقشهای اصلی فاصله زیادمدیران نقش كارآفرینی آنها فاصله زیادست . كارآفرینان به عنوان موتورحركت توسعه اقتصادی محسوب می شوند درواقع كارآفرین عامل اصلی ، ایجادخلاقیت ونوآوری است . ازآنجایی كه خلاقیت ونوآوری وتوان كشف فرصت های جدید از بارزترین ویژگیهای كارآفرینان است وازآنجا كه اصولاً خصوصیات روانی رفتاری این گونه افراد ( ازقبیل استقلال طلبی ، نیاز به پیشرفت , ریسك پذیری و ... ) وماهیت طبیعی نوآوری ، شرایط خاص ومتفاوتی رامی طلبد , لذا شناخت ویژگی ها بستری مناسب برای جذب ورشد كارآفرینان است كه اولین قدم واساسی ترین مساله است
باتوجه به ویژگیهای كارآفرینان كه شامل توفیق طلبی ، مركزكنترل,ریسك پذیری ، نیازبه استقلال , خلاقیت و تحمل ابهام است بطور مختصربه تعریف هركدام ازآنها می پردازیم :
1- نیازبه توفیق عبارت است ازتمایل به انجام كاردراستانداردهای عالی جهت موفقیت درموقعیتهای رقابتی .
2- عقیده فرد نسبت به این كه وی تحت كنترل وقایع خارجی می باشد را مركزكنترل می نامند.
3- ریسك پذیری عبارت است از مخاطره های معتدل كه می توانندازطریق تلاشهای شخصی مهارشوند .
4- نیازبه استقلال ازویژگیهایی است كه به عنوان یك نیروی بسیاربرانگیزاننده مورد تأكید واقع شده است . تمایل به استقلال ، یك نیروی انگیزشی برای كارآفرینان معاصراست ، لذا آزادی عمل ، پاداش دیگركارآفرینی است . درواقع نیازبه استقلال ، عاملی است كه سبب می شود تا كارآفرینان به اهداف ورویاهای خوددست یابند.
5- خلاقیت همانا توانایی خلق ایده های جدید است كه این ایده ها ممكن است به محصولات یاخدمات جدید نیزمنجرشوند . درواقع خلاقیت نیرویی است كه درپس نوآوری نهفته است .
6- قدرت تحمل ابهام عبارت است ازپذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی اززندگی ، توانایی ادامه حیات با دانشی ناقص دربارة محیط وتمایل به آغاز فعالیتی مستقل بی آنكه شخص بداند آیا موفق خواهدشد یاخیر.
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389 ساعت 12:01 AM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
چارچوب كارآفرینی سازمانی
با آشكار شدن مفهوم كارآفرینی بویژه مفهوم كارآفرینی سازمانی و ضرورت آن در توسعه سازمان و جامعه، تردیدی در تربیت كارآفرینان سازمانی جهت تحقق این هدف بزرگ باقی نمی ماند. باتوجه به اینكه در تاكید بر اهمیت كارآفرینی سازمانی، كارآفرینانی سازمانی به عنوان موتور نیرومند توسعه سازمان و جامعه خود شناخته شدند، آنچه اهمیت حیاتی پیدا می كند، روشن كردن و به راه انداختن این موتورها جهت توسعه است. برای روشن شدن موتور، كافی است استارت زده شود ولی برای استمرار فعالیت آن باید همواره به آن سوخت رسانی شود و شرایط جهت فعالیت بی نقص آن مهیا گردد. به هرحال برای آگاه شدن و شروع به حركت كارآفرینان سازمانی كافی است آموزشهای لازم در این زمینه به آنها ارائه تا جرقه كارآفرینی در ذهن آنان زده شود و درعین حال ضرورت مسئله نیز برای آنها معلوم گردد و اما برای تداوم این حركت باید با پرورش آنان از طریق اقداماتی مانند حمایت مدیریت، ایجاد تفكر استراتژیك كارآفرینی، ایجاد عوامل ساختاری و فرهنگی و ... بستر فعالیت مستمر را فراهم كرد
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389 ساعت 12:01 AM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
کارآفرینی سازمانی
علاوه بر افرادی كه مایلند كارآفرین شوند و سرمایه گذارانی كه مایلند آنها را حمایت كنند، افراد زیادی به آنچه كه به عنوان كارآفرینی درون سازمانی یا كارآفرینی در بستر یك شركت سهامی بزرگ از آن یاد میشود تمایل دارند. از اوایل دهه 1980 با اهمیت یافتن كارآفرینی و تاكید شركتها بر نوآوری برای بقا و رقابت با كارآفرینانی كه بیش از پیش در صحنه بازار ظاهر می شدند، موجب هدایت فعالیتهای كارآفرینانه به درون شركتها شدند (وانكن و دیگران، 1988، ص 16).
همراه با رسوخ فرآیندهای اداری و دیوان سالاری در فرهنگ شركتها، دردهه های 1960 و 1970، كارآفرینی در سازمانهای بزرگ به طور فزایندهای مورد توجه مدیران ارشد شركتها قرار گرفت تا آنها نیز بتوانند به فرآیند اختراع، نوآوری و تجاری كردن محصولات و خدمات جدید خود بپردازند. با آغاز دهه 1980، و پیشرفت ناگهانی صنایع در عرصه رقابتهای جهانی اهمیت تفكر و فرآیندهای كارآفرینانه در شركتهای بزرگ، بیش از گذشته موردتاكید قرار گرفت و محققان كانون توجه خود را به چگونگی القای كارآفرینی در ساختار اداری شركتهای بزرگ معطوف ساختند (استیونسون و گامپرت، 1985). البته لازم به توضیح است كه فعالیتهای مخاطره آمیز در كارآفرینی مستقل و فردی به معنای سازماندهی یك سازمان جدید یا تاسیس یك شركت بوده، و فعالیت مخاطره آمیز در مفهوم كارآفرینی شركتی به معنای توسعه فعالیتی جدید در چارچوب شركت است.
یك اصل بسیار ساده موجب پیدایش كارآفرینان درون سازمانی شد. اصل مزبور چنین است: در وجود انسان نعمتی قرار دارد كه او را وادار به خلاقیت می كند، یعنی چیزی پدید می آورد كه پیش از آن بدان صورت وجود نداشته یا بدان خوبی كارنمی كرده است. چنین نتیجه می شود كه شركتها می توانند ازطریق تشویق كاركنان و ترغیب آنها به رفتاری همانند «كارآفرینان داخلی سازمان باعث شوند كه آنها درجهت افزایش سود، نوآوری كنند و سپس به این افراد آزادی عمل داده شود تا بتوانند بدون درگیری با قوانین و مقررات دست و پاگیر (دیوان سالاری) طرحهای خود را به اجرا درآورند.
منبع:عصر ایران
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389 ساعت 12:01 AM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
|
امنیت اطلاعات در كار الكترونیكی
|
|
|
|
? تهديدات و ملزومات مربوط به امنيت كار الكترونيكي تهديدات موجود در پيشروي امنيت سيستمهاي اطلاعاتي را ميتوان به سه دستهي اصلي تقسيم كرد: ?) افشاي اطلاعات محرمانه (تهديد «افشا») ?) صدمه به انسجام اطلاعات (تهديد «دستكاري») ?) موجودنبودن اطلاعات (تهديد «تضييق خدمات»). بطور مرسوم، امنيت اطلاعات در وهلهي اول با تهديد «افشا» همراه بوده است. در دنياي امروز، وابستگي ما به سيستمهاي اطلاعاتي طوري است كه دستكاري غيرمجاز يا فقدان گستردهي اطلاعات، پيامدهاي ناگواري را موجب خواهد شد. در كار الكترونيكي، لازم است كه همهي انواع اطلاعات از طريق شبكه، دسترسپذير باشند. بنابراين، امنيت اطلاعات شرط ضروري كار الكترونيكي است.در هنگام كاركردن در يك شبكهي باز، جريان اطلاعات در شبكه در معرض افشا و دستكاري غيرمجاز ميباشد. براي حفاظت از محرمانگي و انسجام آن اطلاعات، رمزگذاري قوي ضروري است. كمك غيرمستقيم رمزگذاري به ما اين است كه از وجود شبكههاي اطلاعاتي اطمينان حاصل كنيم. پس از مقابلهي مؤثر با تهديدات«دستكاري» و «افشا»، ميتوان با ايجاد اضافات كافي در شبكههاي اطلاعاتي، دردسترسبودن اطلاعات را تحقق بخشيد. فناوري اينترنت در اصل براي بهوجودآوردن همين نوع از اضافات طراحي شد و هنوز هم براي اين منظور مناسب است. ? ايجاد زيرساختار شبكه معماري اينترنت، معماري شبكهاي غالب در اوايل دههي ???? است. اينترنت بر پروتكل اينترنت (آيپي)[?] استوار است، كه ميتوان آن را روي همهي انواع شبكههاي فيزيكي و تحت همهي انواع برنامههاي كاربردي به كار انداخت. استقلال پروتكل اينترنت هم از شبكههاي فيزيكي و هم از برنامههاي كاربردي، نقطهي قوت اصلي آن است. اين پروتكل حتي با فناوريهاي شبكهاي كاملاً جديد، مثل «شبكهي محلي بيسيم» (دبليولن)[?] يا «سرويس راديويي بستهاي عمومي» (جيپيآراِس)[?] و شبكهي «سامانهي عمومي ارتباطات همراه» (جياِساِم)[?] نيز كار ميكند. برنامههاي جديد، مثل وب، «ووآيپي»[?]، و بسياري برنامههاي ديگر كه در آينده عرضه ميشوند را ميتوان به راحتي با سرويس استاندارد پروتكل اينترنت اجرا كرد. معماري اينترنت اساساً از سال ???? ثابت مانده و همچنان قدرت خود را اثبات ميكند. بنابراين شعار قديمي «آيپي وراي همه، همه چيز برروي آيپي» امروز بيش از هر زمان ديگري صدق ميكند.عيبهاي اصلي «آيپي»، فضاي ناكافي نشاني، عدم پشتيباني از جايجايي فيزيكي، فقدان كيفيت متمايز سرويس، و فقدان امنيت آن ميباشد. «گروه فوقالعادهي مهندسي اينترنت»[?] هر يك از اين موضوعات را مدنظر قرار داده و راهحلهاي استانداردي نيز براي هر يك از آنها پيشنهاد شده. در نگارش ششم و جديد «آيپي»[?] عملاً تعداد نشانيها نامحدود، و گسترشپذيري آن بهتر از نگارش ? (كنوني) است. «آيپي سيار» (اِمآيپي)[??] براي هر دو نگارش تعريف شده. اين «آيپي» براي ميزبان سيار اين امكان را فراهم ميآورد كه از يك شبكه به شبكه ديگر جابجا شود، ضمن اينكه نشانيهاي «آيپي» دائمي خود را، كه در همهي ارتباطات با اين ميزبان مورد استفاده قرار ميگيرد، حفظ ميكند. اين امر منجر به تحرك واقعي، نه صرفاً در چارچوب فناوري يك شبكه (مثل «جياِساِم»)، بلكه بين انواع مختلف شبكهها، مثل «دبليولَن» ، «جيپيآراِس» ، و شبكههاي سيمي ميگردد. كيفيت سرويس را ميتوان در اينترنت بهوسيلهي «سرويسهاي متمايز اينترنتي»[??] كه يك طرح اولويتبندي سادهي مستقل از كشورها است و كاملاً مناسب شبكههاي جهاني ميباشد، تكميل كرد. امنيت عمومي سطح «آيپي» توسط «آيپيسِك» (پروتكل امنيت اينترنت)[??] كه بر رمزنگاري، و «پروتكل مديريت كليد» همراه با آن (يعني «مبادلهي كليد اينترنتي» (آيكائي)[??]) استوار ميباشد، فراهم ميگردد.اگرچه همهي اين كاركردها را نميتوان در لايهي «آيپي» به انجام رساند، اما هركار كه ممكن است بايد در همانجا به انجام برسد؛ و اين، ويژگي خوب معماري اينترنت است كه كل كاركردهاي لايهي «آيپي»، چه از شبكههاي فيزيكي و چه از برنامهها، مستقل است. مثلاً «آيپيسِك» با (و در) همهي شبكهها و تحت انواع برنامهها كار ميكند. اينترنت ميتواند از «قانون مور»[??] نهايت استفاده را ببرد. اين قانون در اصل خود حكايت از آن دارد كه عملكرد ريزپردازندهها هر ?? ماه دوبرابر ميشود، درحالي كه قيمت آنها ثابت ميماند. عجيب اين كه، اين قانون بيش از ربع قرن است كه دوام آورده. تقريباً همين رفتار را ميتوان در بسياري از حوزههاي ديگر نيز مشاهده كرد، از جمله در مورد حافظهي موقت، ديسكسخت، شبكهي محلي، شبكهي محلي بيسيم، سوئيچ شبكهي محلي، و مسيرياب[??] «آيپي». اما حتي در حوزهي مخابرات سيار ]موبايل[ كه نسبتاً سريع پيشرفت ميكند، طول عمر يك نسل از توليد، ?? سال است، نه ? سال. تلفن راديويي اتومبيل[??] درسال ????، تلفن همراه اروپاي شمالي[??] در سال ????، و سامانهي عمومي ارتباطات همراه در ???? مورداستفادهي عموم قرار گرفتند و «يواِمتياِس»[??] احتمالاً در سال ???? وارد ميدان ميشود. اين بدان معنا است كه صرفهمندي فناوري اينترنت براساس بسته، همواره بسيار سريعتر از فناوري مخابراتي مبتني بر «تركيب تقسيم زماني»[??] متعارف پيشرفت ميكند. بنابراين در زمان كوتاهي، همهي برنامهها روي «آيپي» قرار ميگيرند. در سيستم تلفن معمولي، روشن است كه «ووآيپي» بسيار باصرفهتر از مخابرات معمول، چه درمحدودههاي محلي و چه در مناطق گسترده است. با پيشرفتهايي كه در ارتباطات بيسيم و «آيپي» به وقوع پيوسته، فقط ? سال طول ميكشد كه ارتباطات سيار هم به همين وضعيت برسد. اگر قرار باشد كه «يواِمتياِس» يك لاكر[??] بومشناختي داشته باشد، همان شبكهي فيزيكي، همراه با شبكهي محلي بيسيم (دبليولَن)، سرويس راديويي بستهاي عمومي (جيپيآراِس)، و . . .، تحت «آيپي» خواهد بود. بنابراين منطقاً ميتوانيم بپذيريم كه كار الكترونيكي بر معماري اينترنت استوار خواهد بود و جنبههاي امنيت شبكهاي آن نيز همانند امنيت اينترنت خواهد بود.رايانش فراگير به معناي استفاده از فناوري اطلاعات در يكي از اشكال گوناگون آن، در همهي عرصههاي زندگي و با همهي ابزار قابل تصور، ميباشد. وسايل خانگي متداول شامل ريزپردازندههايي هستند كه نرم افزارهايي را به كار مياندازند كه بخش عمدهي كاركرد اين وسايل را به انجام ميرسانند. در آيندهي نزديك، اكثر اين ابزارها، اغلب با دسترسي بيسيم، شبكهبندي خواهند شد. همچنين بهمنظور حصول امنيت، لازم است كه سيستمهاي رمزنويسي كليد عمومي و كليدهاي رمزنويسي مخفي داشته باشند تا پيكربندي و مديريت امن آنها امكانپذير شود. اين بدان معنا است كه ما در همهجا، رايانههاي با شبكهبندي كوچك و رمزنويسي تعبيهشده در درون آنها خواهيم داشت. اين رايانهها بقدري رايج خواهند شد كه آنها را رايانه يا فناوري اطلاعات به شمار نخواهيم آورد؛ همانطور كه امروزه به الكتريسيته كه همهجا از آن استفاده ميكنيم، چندان توجه نميكنيم.بزودي تقاضاي بسيار براي ابزارهاي ارزانقيمت و كوچك را كه محيط رابط «آيپي»، «آيپيسِك»، و «دبليولن» را بر روي فقط يك تراشهي سيليكن به كار مياندازند شاهد خواهيم بود. بقيهي سطح اين تراشه به يك ريزكنترلگر همهمنظوره، درگاههاي ورودي و خروجي و حافظه اختصاص مييابد تا دستگاههاي مختلف را كنترل كند. اين تراشهها اكنون توليد شدهاند و بهزودي اكثر ميزبانهاي متصل به اينترنت را تشكيل ميدهند.
نما مجله الکترونيکي پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمي ايران
|
|
|
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 ساعت 11:26 PM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
|
شبكه هاي بازاريابي، ضرورت جامعه يا معضل اجتماع
|
|
|
|
شبكه هاي هرمي و شبكه هاي بازار يابي دو مقوله جداي از يكديگرند كه متاسفانه برخي از شيطنت هاي ژورناليستي موجب شده كه آنها يكي تلقي شوند. كه در اينجا لازم است به شرح جزييات اين دو مقوله بپردازيم اشاره: اخيرا ( 08/10/88 ) آئين نامه (دستورالعمل نحوه صدور مجوز نظارت بر فعاليت بازار يابي شبكه اي ) مصوب 18/09/88 معاونت توسعه بازرگاني داخلي وزارت بازرگاني در خصوص چگونگي صدور مجوز و نحوه فعاليت شركت هاي بازرار يابي هرمي توسط جرائد منتشر شد و در متن منتشره پيش بيني شده بود كه <اين آئين نامه بزودي با همكاري وزارت اصلاعات ،دادستان كل كشور ، نيروي انتظامي و مركز امور اصناف و بازرگانان به مرحله اجرا گذاشته خواهد شد .> اما متعاقب اين اطلاع رساني عمومي ، وزارت اطلاعات با استناد به قانون مصوب 14/10/84 ،فعاليت شركت هاي هرمي را كما كان ممنوع توصيف هرگونه تغييري در ممنوعيت فعاليت را صراحتا " انكار نمود كه اين ممنوعيت در رسانه هاي خبري نيز انعكاس گسترده يافت . نكته اي كه نيازبه توضيح دارد اين است كه آنچه را كه وزارت اطلاعات به حق ممنوع الفعاليت ميداند شركت هاي هرمي با ويژگي هاي مخصوص به خود هستند كه در يك ده گذشته در كشور ايران باعث مالباختگي عده اي كثيري از هم وطنان و در عين حال سبب مالداري بي حد و حصر عده اي ديگري شده اند يعني گروهي بدون داشتن استحقاق به در آمدهاي كلان دست پيدا كنند كه اين ثروت اندوزي لزوما " ملازم با مالباختگي عده ديگري ميشود . لذا آنچه را كه وزارت بازرگاني در مقام تبيين و تشريح آن بر آمده اين است كه شبكه هاي بازار يابي، سودمند است كه با اين وصف بايد مابين شبكه هاي هرمي كلاه بردار كه نتيجه عملي فعاليت آنها اضرار به جامعه است و شبكه هاي network marktingكه هيچگونه ضرري به هيچ كس نمي رساند و در واقع فروشنده كالايي كه، از اين شبكه استفاده مي كند قسمتي از سود خالص خود را با ديگران تقسيم و تسهيم مي كند.، قائل به يك تقسيم بندي بشويم . يعني آنچه را كه وزارت بازرگاني در صدد قانون مند كردنش بر آمده و وزارت اطلاعات كه حافظ امنيت كشوراست ممنوع مي داند، بيانگر اين نكته ظريف است كه شبكه هاي هرمي و شبكه هاي بازار يابي دو مقوله جداي از يكديگرند كه متاسفانه برخي از شيطنت هاي ژورناليستي موجب شده كه آنها يكي تلقي شوند. كه در اينجا لازم است به شرح جزييات اين دو مقوله بپردازيم .
|
|
|
|
|
|
|
|
دكترسيد ضياءالدين خرم شاهي عضو هيئت نمايندگان اتاق
|
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 ساعت 11:26 PM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
فصل اول : شناخت موفقیت
موفقیت و توسعه هر کشور به وجود افراد موفق در آن کشور بستگی دارد . کشورهایی چون کره مالزی و هند از این راه به توسعه دست یافته اند . افراد بشر در برخورد با زندگی سه دسته اند : 1- تماشاچیان : اکثریت جزء این گروه هستند . این گروه ، از موفقیت به دلیل وظایف بعدی که بر دوششان گذاشته می شود بیم دارند . 2- بازندگان : فقط به گذران روزمره زندگی قانع هستند . اهداف بلندی ندارند ، اگر هم داشته باشند به آن ها نمی رسند . این گروه از حس انتقادی شدیدی نسبت به جامعه برخوردارند . 3- برندگان و افراد موفق : تعدادشان نسبتا کم است . این گروه با رسیدن به اهداف خود به خود و جامعه سود می رسانند . (خب حالا شما جزء کدوم گروهین ؟ ایشالله که سومی .) مفهوم موفقیت 1- موفقیت یعنی بالفعل کردن استعدادهای نهانی. 2- موفقیت یعنی دستیابی به هدف 3- موفقیت یعنی پیشرفت نسبت به گذشته 4- موفقیت یعنی شیوه درست فکر کردن و زندگی کردن . تعیین هدف هدف چیست : هدف یعنی همان نقطه و موقعیتی که می خواهیم به آن برسیم . انسان بی هدف تابع حوادث است در عوض کسی که هدف روشنی دارد پس از رسیدن به هدف احساس خوشبختی می کند . برای تعیین اهداف خود ار افراد آگاه و خبره کمک بگیرید . پس از تعیین هدف برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید . نکات مورد استفاده برای رسیدن به موفقیت : 1- الگوبرداری از افراد موفق 2- تعیین اهداف بزرگ 3- پرورش خلاقیت 4- حداکثر استفاده از زمان 5- اشتیاق داشتن برای رسیدن به هدف 6- پشتکار 7- اعتماد به نفس 8- نهایت استفاده از هوش و استعداد :فراموش نکنیم که فقدان استعداد با عواملی چون مقاومت ، سختکوشی ، نظم ، دقت ، صبر و شکیبایی قابل جبران است . 9- استفاده از فرصت ها : نسبت دادن موفقیت افراد به شانس کاملا اشتباه است . درحالی که معنی واقعی شانس استفاده از فرصت هاست . 10- خواستن رمز موفقیت : خواستن ــــــــــــ تصمیم قطعی ـــــــــــــ عمل ـــــــــــــ نتیجه 11- راضی نبودن به وضع موجود : ناراضی بودن به وضع موجود باعث حرکت و گام برداشتن به سوی موفقیت می شود . ***امام علی (ع) می فرمایند : ارزش هر فرد به اندازه همت اوست .***
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 ساعت 11:25 PM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
فصل دوم : برنامه ریزی مسیر شغلی ضرورت تعیین اهداف شغلی تعیین اهداف شغلی گامی هوشمندانه به سوی موفقیت است . برای تعیین اهداف شغلی خود از خود بپرسید : 1- در 5 سال آینده می خواهم کجا باشم ؟ 2- در 10 سال آینده به کجا خواهم رسید ؟ 3- چه اتفاق هایی ممکن است مانع رسیدن من به اهدافم شود؟ 4- چه کارهایی باید انجام دهم تا بر این موانع غلبه کنم؟ کارآفرینی به عنوان یک شغل بسیاری از مشاغل قدیم امروزه از بین رفته اند . این مسئله ناشی از سرعت پیشرفت در فن آوری و دگرگونی در نوع نیاز و احتیاجات مردم است . از این رو باید در انتخاب شغل آینده خود کاملا هوشیار باشید . با در نظر گرفتن این تغییرات و تحولات یکی از گزینه های مهم ایجاد کسب و کار برای خود است . مزایای راه اندازی کسب و کار 1- فرد برای خود کار می کند . 2- از تمام مهارتها و دانش خود استفاده می کند . 3- کارهای مختلفی می کند و در انجام کار خود تنوع دارد که باعث رضایت درونی فرد خواهد شد . 4- به جای سود بردن کارفرما از انجام کار ، خود فرد سود می برد . نکات مورد توجه در راه اندازی کسب و کار • ممکن است برای سودآوری به زمان زیادی نیاز داشته باشید و درآمدتان در نوسان و متغیر باشد . • مسئولیت اشتباه در کسب و کار به عهده خودتان است . • باید زمان بیشتری را به کسب و کار خود اختصاص دهید (اکثر کارآفرینان این مورد را عامل اصلی موفقیتشان دانسته اند .) • با رشد و توسعه کسب و کارتان بخشی ازمسئولیتها و وظایفتان را به دیگران بسپارید . شما پس از اتمام تحصیلات (در مقطع دبیرستان) 4 گزینه پیش رو دارید : 1- ادامه تحصیل : در این صورت باز هم باید به فکر برنامه شغلی آینده خود باشید . 2- استخدام : قوانین استخدام در بسیاری از مراکز تغییر کرده و سازمانها و شرکتها تمایلی به استخدام دائم افراد نشان نمی دهند . یعنی با کوچکترین تغییر و تحولی ممکن است شغل خود را از دست دهید . 3- ایجاد کسب و کار : در صورت انتخاب این گزینه باید خیلی شجاع باشید و تجربیات لازم را بدست آورده و در این زمینه مطالعه و بررسی نمایید . 4- خویش فرما : خویش فرما کسی است که برای خودش کار کند و در استخدام شرکت یا سازمانی نباشد . مثل لوله کشی که بدون استخدام در سازمانی یا داشتن کسب و کار مشغول لوله کشی است . ***امام علی (ع) فرمود : عاقل ترین مردم کسی است که به آینده کارها بیندیشد.***
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 ساعت 11:25 PM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
فرصتهای كارآفرینی در ایران
مقاله حاضر اشاره به مطالعه ای دارد
که به یک رشته
مسایل اقتصادی ایران از زاویه کارآفرینی پرداخته است . در
این مقاله نشان
داده می شود که کارآفرینها از چه ویژگیهایی برخوردارند و
از اینرو می
توانند موتور حرکت توسعه باشند. این افراد به شرایطی محیطی
مطلوب نیاز
دارند تا استعدادهای خود را بروز دهند. این شرایط شامل ساختار
اقتصادی وبویژه وفور بنگاههای خرد و متوسط، و وجود اقتصاد آزاد می شود
.
در
ایران ساختار در هرسه بخش مناسب به نظر می رسد درحالی که سیاستهای دولت
فاصله ای ملموس با کارکرداقتصاد آزاد دارد. مطالعه اجمالی کشورهای دیگر
نشان می دهد که بنیان کار آنها متکی بر اقتصاد آزاداست . از اینرو با
تقویت سازوکار بازار آزاد، یک رشته سیاستهایی را درپیش گرفته اند
تاتولیدکنندگان خرد تقویت شوند، مانند اعطای وام و تسهیلات بانکی ،
ارائه
خدمات مشاوره ای ، پشتیبانی علمی و تکنولوژیک ، آموزشی و
همه این فعالیتها
ازطریق یک سازمان واحد صورت می گیرد که
مستقیم یا غیرمستقیم امور مزبور را
تدارک می بیند. تصور بر
این است که در ایران نیز می توان با برپایی یک
سازمان واحد،
بنگاههای خرد و همچنین کسانی که با پذیرش ریسک می خواهند
پیشتاز باشند،
کارآفرینی راتقویت کرد. آموزش می تواند تنها یکی از وظایف
این سازمان
باشد، درحالی که ایجادتسهیلات برای گرفتن وام ، ارائه خدمات
مشاوره ای ،
اجرای سخنرانیهای متعدد،راهنمائیهای اقتصادی و بازرگانی ، و
غیره ابزارهای
دیگری برای تحقق این هدف به شمارمی آیند
.
نگاهی گذرا به
تاریخ چنددهه اخیر ایران به روشنی نشان می دهد که فرایند توسعه آن در
چارچوب برنامه های عمرانی و توسعه ای و نیز برپایه سیاستهای دولت طی شده
است .شالوده این فرایند را درآمدهای کلان ارزی حاصل از صدور نفت تشکیل می
دهد. این درآمد هنگفت در دست دولت می باشد، و بنابراین پرچمدار توسعه دولت
بوده است ، که در بیشتر زمینه ها و موارد به طورمستقیم دست به کار می شود
.
این شرایط دو مشکل بنیانی دارد: یکی آنکه درآمدهای ارزی به این شکل ،
اساسا موجب اختلال در قیمت نسبی عوامل شده و درنتیجه از کاربرد بهینه
عوامل تولید جلوگیری کرده است ; و دوم آنکه ، حضور مستقیم دولت موجب
گردیده تا فعالان اقتصادی تحت الشعاع قرار گیرند و یاحتی تبدیل به رانت
جویان پرتوانی گردند. این جریان تاهنگامی که درآمد نفتی سرشارباشد، تداوم
دارد و نارسائیهای آن نمود نمی کند. ولی در این زمان تمام پیامدهای منفی
وغیرعقلایی آن کم کم خود را می نمایاند و جامعه ما را با این مساله روبرو
کرده است که باید درپی چاره اندیشی باشد و فرایند متفاوتی را درپیش گیرد
.
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 ساعت 11:25 PM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
ساختار اقتصادی ایران
با این نگرش ، می توان اقتصاد ایران را موردبررسی اجمالی قرار داد، و در سطح کلان عوامل مثبت و منفی موثر بر فعالیت کارآفرینی را تحلیل کرد. برای این منظور نخست نگاهی به ساختار اقتصادی می اندازیم و سپس اشاره ای به سیاستهای دولت و میزان حمایت آنها از نظام اقتصادی آزاد خواهیم کرد. اقتصاد ایران را همچون اقتصاد بسیاری از کشورها می توان به سه بخش کشاورزی ،صنعت ، و خدمات تفکیک کرد. این تفکیک به این دلیل صورت می گیرد که هریک از این سه بخش از ویژگیهای خاصی برخوردار است که در چارچوب آنها می توان روشن تر به فرصتها و تهدیدات پی برد. درهرحال ، نقطه شروع می تواند بخش سنتی تر یعنی کشاورزی باشد. الف " بهره برداران کشاورزی : در سال 1375 حدود 38.3رصد از جمعیت کشور "برابر ب23.2 میلیون نفر" دربیش از86 هزار آبادی در سراسر کشور زندگی می کردند. جمعیت شاغل این بخش را عمدتا مردان تشکیل می دادند درحالی زنان تنها 8/8 درصد سهم داشتند. بخش بزرگی از این جمعیت شاغل یعن34.5 درصد بیش از 05 سال داشتنددرحالی که 62.4 درصد دیگر در گروه سنی 15-49 قرار می گرفتند. این نیروی کار نسبتاسالخورده درحد87 درصد ماهر و حدود نیمی از آنها باسواد بودند. درصد ناچیزی از این شاغلان کارفرما و یا حقوق بگیر بودند، درحالی که65 درصد آنان به طور مستقل و 14.6درصد دیگر به صورت فامیلی کار می کردند. اکثر شاغلان به روی زمین کار می کنند که بسیار خرد و پراکنده است . به عبارت دیگردر روستاهای ایران حدو2.8 میلیون مترمربع زمین قابل بهره برداری است ک85 درصدبه خرده مالکان "با مساحتی کمتر ا10 هکتار"، 14 درصد دیگر، به مالکان دارای 10 تا50 هکتار و یک درصد بقیه نیز مربوط به مالکان بزرگ تعلق دارد. علی رغم تعداد زیادکشاورزان خرده پا، مساحت زمین تحت اختیارشان درحد 37.2 درصد اراضی زراعی است ، درحالی که گروه میانی بیش از 45 درصد را دراختیار دارد. گروههای بزرگتر از50 هکتار، نیروی کار کمتری را به استخدام می گیرند و مالک بقیه اراضی هستند. چنین ساختاری نشان می دهد که بخش بزرگی از فعالیتها در مقیاس خردانجام می گیرد که اشتغال زایی بالایی هم دارند. خردبودن بهره برداران را می توان به عنوان یک امکان مناسب ارزیابی کرد بویژه آنکه بسیاری از آنها ازسوی مالکان اداره می شوندتولیداتشان هم عمدتا روانه بازار می شود و در فصولی از سال خود نیز به عنوان نیروی کاردر بازار کار حضور پیدا می کنند. ولی محدودیتهای این بخش را نیز باید درنظر آورد که اهم آنها عبارتند از: پراکندگی جغرافیایی آبادیها و پایین بودن جمعیت در هر روستا;مهاجرت به مراکز شهری که درحقیقت موجب خروج نیروهای فعال تر روستایی به شهرمی شود; ساختار سنی جمعیت روستایی که روبه پیرشدن گذارده است ; و نیز سطح نسبتابالایی از اراضی که دردست واحدهای بزرگ قرار دارد. غیر از این ساختار، می توان نگاهی هم به وضعیت تولیدکنندگان صنعتی انداخت تافرصتها و محدودیتها در آن حوزه نیز مشخص شود. ب " کارگاههای صنعتی : برخلاف بخش کشاورزی ، در صنعت نقش زمین کم اهمیت تراست و اثرپذیری کمتری از رویدادهای طبیعی دارد. با این مقدمه ، می توان نگاهی به آمارهای کارگاههای صنعتی که بنابر شماری از نظریه های توسعه ، قرار بوده که موتورحرکت رشد اقتصادی باشند، می اندازیم . برپایه آمارهای رسمی در سا1373 حدود365 هزار کارگاه صنعتی در ایران فعال بوده است . طبقه بندی این کارگاهها نشان می دهدکه حدود 91.6 درصد آنها کمتر از 6 نفر کارگر، حدود4.8 درصد، 6تا9 نفر و 3 درصدبین 10 تا 94 نفر مشغول به کار بودند. و 0.6 درصد را نیز کارگاههای بزرگ تشکیل می دادند که بیش از 50 نفر در آن کار می کردند. به این ترتیب انبوهی از کارگاههای خردوجود داشت که علی القاعده به دور از هرگونه بوروکراسی و در بازاری که می تواند به "بازار رقابت کامل " نزدیک تر باشد فعالیت می کردند. نکته قابل توجه آن است که در این کارگاههای کوچک که از لحاظ اشتغال زایی حائزاهمیت است بیش از 50 درصد ازشاغلان کار می کردند. ولی با وجود آنکه تعداد کارگاههای بزرگ بسیار اندک بود با این حال حدود 38.8 درصد از شاغلان در آن مشغول به کار بودند. پراکندگی جغرافیایی کارگاههای صنعتی شاید درهمان حد اندازه آنها ناهمگون باشد.به عبارت دیگر 27 درصد از کل این کارگاهها در تهران 12.7 درصد در استان خراسان و10.5 درصد در اصفهان قرار دارند. به این ترتیب سه استان مزبور 50 درصد کارگاهها رادر خود جای داده اند درحالی که در پایین ترین رده ها استانهایی مانند هرمزگان ، بوشهر قراردارند که سهم شان درحد نیم درصد می شود. از سوی دیگر توزیع نیروی انسانی در رشته های نه گانه صنعتی نیز جالب توجه است :صنایع نساجی بیشترین سهم "یعنی43.2 درصد" از شاغلان صنعتی را دارد، و دررده های بعدی ماشین آلات "17.4 درصد" و سپس موادغذایی "12.5 درصد" قرار دارند.به این ترتیب دیده می شود که حدود بیش از 55 درصد شاغلان بخش صنعت در حوزه غذایی و نساجی فعالیت می کنند که از تکنولوژی نسبتا ساده ای برخوردارند و آنها رامی توان کاربر به شمار آورد. این دو رشته درعین حال بیشترین پیوند را با بخش کشاورزی هم دارند. و سرانجام آنکه بهره وری سرمایه ، به عنوان یک عامل کمیاب در جامعه ما، درکارگاههای کوچک "بویژه در صنایعی همچون غذایی و نساجی " به مراتب بیشتر ازکارگاههای بزرگ است . به عبارت دیگر کارگاههای کوچک بهره برداری اقتصادی تری ازسرمایه خود می کنند، درحالی که می توان تصور کرد همین کارگاهها از لحاظ تامین سرمایه خود کمترین اتکا را به دولت دارند; وبرعکس کارگاههای بزرگ که تاحد بالایی به دولت و منابع مالی و ارزی آن تکیه دارند، کمترین بهره وری را از سرمایه می کنند و درعین حال تحصیل کرده ترین نیروی انسانی را هم به خود اختصاص داده اند. به هرحال این نگاه اجمالی هم نشان می دهد که در صنعت هم مانند کشاورزی انبوهی از تولیدکنندگان خرد وجود دارند که با پراکندگی جغرافیایی بسیار ناموزون دربرابراندکی تولیدکنندگان بزرگ قرار گرفته اند. با این ملاحظات اکنون می توانیم نگاهی هم به بخش خدمات بیندازیم . یعنی بخشی که بیش ا43.8 درصد از شاغلان را در خود جای داده است . ج " بخش خدمات : در سرشماریهای نفوس و مسکن ، فعالیتهای بخش خدمات به زیرمجموعه های زیر تقسیم شده است : بازرگانی ، رستوران و هتلداری ; حمل ونقل ،انبارداری و ارتباطات ; خدمات موسسات مالی و پولی ; خدمات مستغلات ; حرفه ای وتخصصی ; خدمات عمومی ; و خدمات اجتماعی ، شخصی و خانگی . در سال1375 دراین مجموعه حدود 6.388 میلیون نفر مشغول به کار بودند. از این تعداد، 46.4 درصددر بخش خدمات عمومی 30.2 درصد در بخش بازرگانی ، رستوران و هتلداری15.2درصد در بخش حمل ونقل ، انبارداری و ارتباطات فعالیت می کردند. سهم دیگر فعالیتهابویژه آنهایی که تخصص بالایی را هم می طلبد بسیار اندک است . به این ترتیب دیده می شود که قطبی بودن شاغلان در این بخش بیش از دو بخش دیگر است . نیروی انسانی این بخش برخلاف بخش کشاورزی جوان است و حتی در برابر بخش صنعت نیز جوان تربه نظر می رسد.
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 ساعت 11:24 PM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389 ساعت 10:31 PM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389 ساعت 10:31 PM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389 ساعت 10:31 PM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
سال همت مضاعف و انتظار از اهالي فرهنگ
نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389 ساعت 10:30 PM
| نظرات 0 |
لينک مطلب
|