« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



  

چكیده

در دنیای درحال تحول امروز، كامیابی از آن جوامع و سازمانهایی است كه بین منابع كمیاب و قابلیتهای مدیریتی و كارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار سازد. به عبارتی دیگر جامعه و سازمانی می‌تواند در مسیر توسعه، حركت روبه جلو و با شتابی داشته باشد كه با ایجاد بسترهای لازم منابع انسانی خود را به دانش و مهارت كارآفرینی مولد تجهیز كند تا آنها با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت كنند.

امروزه كه كار و فعالیت شكل تازه ای به خود گرفته است و به سوی خودكارفرمایی و خوداشتغالی در حركت است. كارآفرینی و كارآفرینان نقش كلیدی در روند توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع مختلف ایفا می‌كنند. تجارب كشورهایی مانند ژاپن، كره جنوبی، مالزی و هند آكنده از فعالیتهای چشمگیر كارآفرینانی بوده است كه امروز به توسعه یافتگی كشور خود می بالند. باید توجه داشت كه كارآفرینان تنها به ایجاد فرصتهای شغلی جدید نمی پردازند بلكه با ساختار، تفكر، تحرك و فرهنگ لازم دست به تخریب خلاق می زنند تا از دل ویرانه های كهن بنای رفیع آبادانی و پیشرفت را برافرازند.

با توجه به نقش و اهمیت كارآفرینی و سابقه درخشان كارآفرینان در توسعه بسیاری از كشورها و با توجه به مشكلات اقتصادی زیادی كه كشور ما با آن مواجه بوده و دست یاری از هر سویی می طلبد، ترویج و اشاعه مفهوم كارآفرینی، بسترسازی برای فرهنگ حامی كارآفرینی و مهمتر از همه تربیت افراد (به ویژه تحصیلكردگان) كارآفرین سازمانی برای تمامی جوامع بــه خصوص برای جوامع درحال توسعه ای مانند ایران از اهمیت و ضرورت حیاتی برخوردار است. 

 

    

مقدمه

شرایط اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی امروز كشور به گونه ای است كه حل مشكلات و تنگناها، الگوها و راه حلهای جدید و متفاوتی را طلب می كند. تركیب جمعیتی جوان كشور، ضرورت ایجاد فرصتهای شغلی و نیز نوسان بهای نفت سه عامل عمده ای هستند كه موجب می شوند سیاستگزاران و تصمیم سازان كلان كشور به منبع درآمد سهل الوصول دیگری به جز نفت بیندیشند و بی شك آن منبع جز ابتكار، خلاقیت و نوآوری چیز دیگری نیست.

اكنون در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتكر به عنوان كارآفرینان منشا تحولات بزرگی در زمینه‌های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و از آنها نیز به عنوان قهرمانان ملی یاد می شود. چرخهای توسعه اقتصادی همواره با توسعه كارآفرینی به حركت درمی آید. در اهمیت كارآفرینی همین بس كه طی بیست سال (1980 - 1960) در یكی از كشورهای جهان سوم (هند) تنها 500 موسسه كارآفرینی شروع به كار كرده‌اند و حتی بسیاری از شركتهای بزرگ جهان برای حل مشكلات خود به كارآفرینان روی آورده‌اند. 
  

امروزه نیروی انسانی به عنوان یك منبع نامحدود و محور هر نوع توسعه مطرح می باشد. در این بین كارآفرینان به طورخاص دارای نقشی موثرتر در فرآیند توسعه اقتصادی‌اند. تحقیقات نشان داده كه بین رشد اقتصادی و تعداد كارآفرینان در یك كشور همبستگی مثبت وجود دارد. زیرا كشوری كه دارای تعداد زیادی كارآفرین باشد از محركهای تجاری و اقتصادی قویتری برخوردار است.

آموزش و پرورش كارآفرینان سازمانی نیازمند یك متدولوژی آموزشی اجرایی برای همكاری تنگاتنگ بین صنعت و دانشگاه جهت مواجهه با فشارهای شدید اجتماعی حاصل از رشد سریع فناوری و كمبود نیروی انسانی متخصص در جهان امروز است.

در این روش كه عنوان كارآفرینی یافته، انسانها به گونه ای پرورش می یابند كه خود درجهت خلق كار قدم بردارند. مشاهدات حاصل از اعمال این متدولوژی به صورت موردی در قالب مأموریت اجتماعی، اهداف، مقصد مشخص، و نیز فعالیتهای مترتب آن منعكس گردیده اند.

   

تعریف كارآفرینی

كارآفرینی، واژه ای است نو كه از معنی كلمه اش نمی توان به مفهوم واقعی آن پی برد. این واژه به جای كلمه Entrepreneurship به كار می رود كه در اصل از كلمه فرانسوی ENTREPRENDER به معنای متعهدشدن نشأت گرفته است. بنابر تعریف واژه نامه وبستر كارآفرین كسی است كه متعهد می شود یك فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. بعضی از دانشمندان نظیر شومپیتر، كارآفرین را مهمترین عامل توسعه اقتصادی دانسته‌اند. وی معتقد است كارآفرین یك مدیر صاحب فكر و ابتكار است كه همراه با خلاقیت، ریسك پذیری، هوش، اندیشه، و وسعت دید، فرصتهای طلایی می آفریند. او قادر است كه با نوآوریها تحول ایجاد كند و یك شركت زیان ده را به سوددهی برساند.

سیر  تكامل فعالان اقتصادی یا كارآفرینان نشان می دهد كه كارآفرینی در نظریه های اقتصادی تبلور یافته و به عنوان عامل اصلی ایجاد ثروت یا موجد ارزش اقتصادی شناخته و از قرن پانزدهم تاكنون در كانون بحث مكاتب مختلف اقتصادی قرار داشته است. اما سابقه مفهوم كارآفرینی در دانش امروزی به دویست سال پیش برمی‌گردد. اولین كسی كه این مسئله را مطرح كرد فردی به نام كانتیلون است. این واژه دستخوش تعاریف جدید شده و ترجمه آن در ایران به معنای همان كسی است كه زیربار تعهد می رود. امروزه بسیاری از شركتها به لزوم كارآفرینی سازمانی پی برده اند.

می توان گفت در واقع‌، هنوز هم‌ تعریف‌ كامل و جامع‌ كه مورد پذیرش‌ همه‌ی‌ صاحبنظران‌ قرار گیرد از واژه كارآفرینی ارائه‌ نشده‌ است‌، لیكن‌ در این‌ بین‌ تئوری‌ و تعاریف‌ اقتصاددان‌ مشهور اتریشی‌ به‌ نام‌ جوزف‌ شومپیتر از كارآفرینی‌ و نقش‌ كارآفرینان‌ در فرآیند توسعه؛‌ مورد توافق‌ و ارجاع‌ اكثر محققین‌ در این‌ زمینه‌ است‌. بر طبق‌ نظر وی‌ كارآفرین‌ نیروی‌ محركه اصلی‌ در توسعة‌ اقتصادی‌ و موتور توسعه‌ می‌باشد و نقش‌ وی‌ عبارت‌ است‌ از نوآوری‌ یا ایجاد تركیب‌های‌ تازه‌ از مواد. شومپیتر مشخصه اصلی‌ كارآفرین‌ را «نوآوری‌»می‌دانست‌ و كار یك‌ كارآفرین‌ را «تخریب‌ خلاق‌» تعریف‌ كرد. وی‌ در كتاب‌ «نظریة‌ اقتصاد پویا» اشاره‌ می‌كندكه‌ تعادل‌ پویا از طریق‌ نوآوری‌ و كارآفرینی‌ ایجاد می‌گردد و اینها مشخصه‌ی‌ یك‌ اقتصاد سالم‌ هستند.

سابقه كارآفرینی در دنیا 
  

 در اوایل سده شانزدهم میلادی كسانی را كه در كار مأموریت نظامی بودند كارآفرین می خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیت‌هایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره پیمانكاران دولت كه دست اندركار امور عمرانی بودند، از لفظ كارآفرین زیاد استفاده شده است. 

كارآفرینی و كارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مكاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاكنون به نحوی كارآفرینی را در  نظریه‌های خود تشریح كرده‌اند. ژوزف شومپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 كه همزمان با دوران ركود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری كارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر كارآفرینی» لقب داده‌اند.

 از نظر وی «كارآفرین نیروی محركه اصلی در توسعه اقتصادی است » و نقش كارآفرینی عبارت است از «نوآوری یا ایجاد تركیب های تازه از مواد». همچنین كارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه‌شناسان با درك نقش كارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است. 
  

سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی

به طور کلی و با عنایت به موارد اشاره شده در فوق ، سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی را می‌توان به پنج دوره تقسیم نمود:

دوره اول ( قرون 15 و 16 میلادی) : در این دوره به صاحبان پروژه‌های بزرگ كه مسئولیت اجرایی این پروژه‌ها همانند ساخت كلیسا، قلعه ها، ‌تأسیسات نظامی و .... از سوی دولتهای محلی به آنها واگذار گردید. كارآفرین اطلاق می‌شد، در تعاریف این دوره پذیرش مخاطره، لحاظ نشده است.

 دوره دوم ( قرن 17 میلادی) : این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و بعد مخاطره پذیری به كارآفرینی اضافه شد كارآفرین در این دوره شامل افرادی همانند بازرگانان ، صنعتگران و دیگر مالكان خصوصی می‌باشد.

  دوره سوم ( قرون 18و 19 میلادی) : در این دوره كارآفرین فردی است كه مخاطره می‌كند و سرمایه مورد نیاز خود را از طریق وام تأمین می‌كند، بین كارآفرین و تأمین كننده سرمایه (سرمایه‌گذار) و مدیر كسب و كار در تعاریف این دوره تمایز وجود دارد.

دوره چهارم ( دهه‌های میانی قرن بیستم میلادی) : در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولی جدید، ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یك جزء اصلی به تعاریف كارآفرینی اضافه شده است.

دوره پنجم، دوران معاصر( از اواخر دهه 1970 تاكنون ) : در این دوره همزمان با موج ایجاد كسب و كارهای كوچك و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش كارآفرینی به عنوان تسریع كننده این سازوكار، جلب توجه زیادی به این مفهوم شد و رویكرد چند جانبه به این موضوع صورت گرفت. تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفرینی معطوف بود، اما در این دوره به تدریج روانشناسان، جامعه ‌شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف كارآفرینی و كارآفرینان توجه نموده‌ا‌ند.

تا دهه 1980 سه موج وسیع ، موضوع كارآفرینی را به جلو رانده است:

موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار كتابهای زندگی كارآفرینان و تاریخچه شركتهای آنها، چگونگی ایجاد كسب و كار شخصی و شیوه‌های سریع پولدار شدن می‌باشد. این موج از اواسط دهه 1950 شروع می‌شود. 

موج دوم: این موج كه شروع آن ازدهه 1960 بوده شامل ارائه رشته‌های آموزش كارآفرینی در حوزه‌های مهندسی و بازرگانی است كه در حال حاضر این حوزه‌ها به سایر رشته‌ها نیز تسری یافته است.

موج سوم: این موج شامل افزایش علاقمندی دولتها به تحقیقات در زمینه كارآفرینی و بنگاههای كوچك، تشویق رشد شركت‌های كوچك و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری‌های صنعتی می‌شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است.

 سابقه كارآفرینی در ایران
  

علی‌رغم اینكه در كشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به بعد به موضوع كارآفرینی توجه جدی شده و حتی در بسیاری از كشورهای درحال توسعه هم از اواخر دهه 1980 این موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند، در كشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به كارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشكل بیكاری و پیش‌بینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد كه در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه كارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه كارآفرینی در سطح وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، ‌جهاد كشاورزی، صنایع و معادن و فلزات و همچنین مؤسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیت‌های آنها، مطرح شده است.

متأسفانه واژه كارآفرینی كه ترجمه‌ای از كلمه Entrepreneurship است، موجب گردیده است كه معنی ایجاد كار و یا اشتغال‌زایی از این واژه برداشت می‌شود. در حالیكه كارآفرینی دارای مفهومی وسیعتر و با ارزشتر از اشتغال‌زایی است. این برداشت ناصحیح از این مفهوم و همچنین تورم نیروی انسانی بیکار در جامعه ( به ویژه در بین دانش‌آموختگان دانشگاهی)، موجب شده بسیاری از سیاستهایی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نیز در بخشنامه‌ها و سخنرانی‌های مسئولان در این خصوص، صرفاً جنبه اشتغال‌زایی برای آن در نظر گرفته شود. در حالیکه کارآفرینی دارای پیامدهای مثبت و مهم دیگری همانند: بارور شدن خلاقیت‌ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه تکنولوژی، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است و در صورتیکه فقط به جنبه اشتغال‌زایی آن توجه شود، از سایر پیامدهای آن بی‌بهره خواهیم ماند .

   

منبع: سایت خبری عصر ایران



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

 

 

این مقاله در قالب یک پژوهش کتابخانه‌ای دلائل نقش هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی را جمع‌آوری و بررسی کرده‌است. بر همین اساس ۲۵ دلیل برای اثبات لزوم توجه به هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی و ویژگیهای کارآفرین ذکر شده که عبارتند از:

۱) کارآفرینی منبع تضاد هیجانی است.

 

۲) کارآفرین نیاز به حمایت دیگران دارد.

 

۳) ریسک پذیری از جمله ضرورتهای کارآفرینی است.

 

۴) کارآفرین بین حس استقلال طلبی و نیاز به وابستگی تعادل ایجاد می‌کند.

 

۵) انگیزه های کارآفرینانه عموما ماهیت عاطفی دارند.

 

۶) توان تحمل شکست و ناکامی دارد.

 

۷) کارآفرین خلاق است.

 

۸) از قابلی تهای رهبری برخوردار است.

 

۹) می‌تواند ابهامات را تحمل کند.

 

۱۰) از درک شهودی برخوردار است .

 

۱۱) امیدوار است.

 

۱۲) خوش‌بین است.

 

۱۳) در کار غرق می‌شود.

 

۱۴) خود انگیز است .

 

۱۵) مایل است وضعیت موجود را تغییر دهد.

 

۱۶) لذت‌ها وکامیابی‌ها را برای بدست اوردن لذت‌ها و کامیابی‌های بالاتر به تعویق می‌اندازد.

 

۱۷) قادر است میان اضداد وحدت ایجاد کند.

 

۱۸) صادق است.

 

۱۹) در کار قاطع است.

 

۲۰) توانایی تفویض اختیار و مسئولیت را دارد.

 

۲۱) انگیزه پیشرفت در او بالاست.

 

۲۲) مسئولیت‌پذیر است.

 

۲۳) انعطاف پذیری دارد.

 

۲۴) خوداگاه است.

 

۲۵) بخود عشق می‌ورزد.

 

● مقدمه

 

هوش هیجانی داستانی نگفته در پس پدیده کارآفرینی است (کروس،تراواگلون). مک کله لند، فرآیند کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه و یک شیوه زندگی تعبیر مینماید به طوری که خلاقیت و نواوری، عشق به کار و تلاش مستمر، پویایی، مخاطره‌پذیری، اینده‌نگری، ارزش افرینی، ارمان‌گرایی، فرصت‌گرایی، نیاز به پیشرفت، مثبت اندیشی، زیر بنا و اساس زندگی کار افرینانه می‌باشد. در این زندگی شکست مفهومی نداشته و بعنوان پله ای برای بالا رفتن، موقعیتی برای آموختن، تصور ناقصی از واقعیت، ابهامی که در هدف وجود دارد و واقعه ای که هنوز فواید آن تبدیل به سود نشده شناخته می‌شود (صمد اقایی، ۱۳۷۷). خصوصیاتی همچون جستجو به دنبال فرصت‌ها، به جان خریدن خطرات، و اصرار در تحقق ایده‌ها در مجموع دیدگاه خاصی را تشکیل می‌دهند که کارآفرینان را به تصویر می‌کشد (دانلد اف، ریچارد ام. ترجمه عامل محرابی، ۱۳۸۳). در این دیدگاه کارآفرینان عبارتند از: افرادی که مهارت‌های عاطفی‌شان به خوبی رشد یافته، از زندگی خویش خرسندند، کارآمد بوده و عاداتی فکری‌‌شان از انها افرادی مولد و کارآمد می‌سازد؛ افرادی که نمی‌توانند بر زندگی عاطفی خودتسلط داشته باشند، درگیرشان در کشمکش‌های درونی‌ مانع تمرکز و تفکر روشن در کار می‌شود (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲).

 

هوش هیجانی به عنوان عاملی مهم برای موفقیت در محل کار شناخته شده است. کارآفرینان کسانی هستند که در محل کار خود فراتر از هنجار و عرف می‌درخشند و در کار از دیگران پیشی می‌گیرند (تراواگلون، ۲۰۰۳).

 

● مبانی نظری

 

بار- اون- هوش هیجانی را مجموعه‌ای از توانایی های غیر شناختی، توانش ها و مهارتهایی تعریف کرده است که بر توانایی رویارویی موفقیت امیز با خواسته ها، مقتضیات و فشارهای محیطی تاثیر می گذارد (به نقل ازسیاروچی وهمکاران،ترجمه نوری ونصیری، ۱۳۸۳).

 

وی سینگر- هوش هیجانی را هوش به کارگیری عاطفه و احساس در جهت هدایت رفتار، افکار، ارتباط موثر با همکاران، سرپرستان، مشتریان و استفاده از زمان در چگونگی انجام دادن کار برای ارتقای نتایج تعریف می کند (وی سینگر، ۲۰۰۰/ نقل از خائف الهی،دوستار، ۱۳۸۲).

 

● مولفه های هوش هیجانی بر اساس دیدگاه بار- اون:

 

۱) خود اگاهی هیجانی

 

۲) جرات ورزی

 

۳) عزت نفس

 

۴) خود شکوفایی

 

۵) استقلال

 

۶) همدلی

 

۷) روابط میان فردی

 

۸) مسئولیت پذیری اجتماعی

 

۹) حل مساله

 

۱۰) واقعیت سنجی

 

۱۱) انعطاف پذیری

 

۱۲) تحمل تنش

 

۱۳) کنترل تکانه

 

۱۴) خوش بینی

 

۱۵) نشاط

 

● دلائل ضرورت توجه به هوش هیجانی در فرایندکارآفرینی

 

۱) کارآفرینی منبع تضاد هیجانی است:

 

برای کارآفرین که فعالیت اقتصادی منحصر به فرد خود را در عمل اغاز می‌کند، این تجربه مملو از اشتیاق، عجز و ناکامی، اضطراب و کار سخت است (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی‌یاری، ۱۳۸۳). از آنچه در بالا ذکر شده می توان دریافت که کارآفریندر طول فرایند کارآفرینی با تضادها ی هیجانی فراوانی روبرو می شود،از یک سو اشتیاق و از سوی دیگر عجز و ناکامی و اضطراب.پس چنانچه از لحاظ خوداگاهی هیجانی قوی نباشد نمی‌تواند منابع اشتیاق و یا عجز ناکامی را شناسایی نماید و در نتیجه احتمال موفقیت او بسیار کم می شود. از سوی دیگر فردی که از خودآگاهی هیجانی بالایی برخوردار باشد با شناسایی منابع اشتیاق و تجزیه و تحلیل عوامل،از این نیرو همانند یک عاملی جلو برنده استفاده کرده،منابع اضطراب و ناکامی را از قبل شناسایی و با برنامه ریزی نقش این عوامل را کاهش می دهد.

 

۲) کارآفرین نیاز به حمایت دیگران دارد :

 

الف) حمایتهای معنوی و روحی

 

برای هر کارآفرین لازم است تا پشتیبانی روحی متشکل از خانواده و دوستان داشته باشد. اغلب کارآفرینان اذعان دارند که همسران شان قوی ترین پشتیبان آنها بوده و امکان صرف زمان بیشتربر فعالیت های کارآفرینانه جدیدشان فراهم آورده‌اند. دوستان نیز در شبکه پشتیبانی روحی نقش کلیدی دارند ( هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی‌یاری، ۱۳۸۳ ).

 

ب) حمایتهای تخصصی

 

کارآفرین در آغاز فعالیت کارآفرینانه نوپای خود علاوه بر تشویق های روحی به راهنمایی و مشورت نیز نیاز دارد. ممکن است یک استاد، همکاری در یک موسسه تجاری یابرخی ازاشنایان این راهنمایی را بر عهده گیرندکه مجموعا شبکه پشتیبانی تخصصی را تشکیل می دهند. (هیسرچ و پیترس، ترجمه فیض بخش و تقی یاری، ۱۳۸۳).

 

ج) حمایت شبکه غیر رسمی

 

شاهراه جلب حمایت دیگران عواطف است و از کانال عواطف است که می توان نظر دیگران را با رضایت خاطر به همکاری جلب نمود.این امر مستلزم درک وهمدلی بالایی است.چنانچه فردی از عواطف خود اگاه نباشد چه بسا عواطفش خود تبدیل به مانع بزرگی برای دستیابی به اهداف شوند.( رابرت کلی و ژانت کاپلان) برای شناخت عامل متمایزکننده افراد مولد وکسانی که فقط درسطح متوسط کار می‌کنند،از مدیران و کارکنان خواستند از ۱۰ تا ۱۵ درصد مهندسانی را که مانند ستاره در محیط کار برجسته بودند معرفی کنند. پس از انجام مصاحبه‌های دقیق و مفصل تفاوت‌هایی اساسی در راهبردهای درونی و میان فردی‌ای که «ستارگان» از ان طریق کارشان را پیش می‌بردند، ظاهر شد. یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها توانایی ایجاد رابطه‌ای صمیمانه با شبکه‌ای از افراد صاحب‌نظر بود. کارهای افراد برجسته به این دلیل راحت‌تر پیش می‌رود که آنان وقت خود را صرف برقراری ارتباط‌ صحیح با افرادی می‌کنند که ممکن است بتوانند در شرایط سخت به عنوان بخشی از یک گروه غیر رسمی که سریعا در دسترس خواهند بود،برای حل مشکل یا رفع بحران از انها استفاده کنند. وجود شبکه‌های غیررسمی برای حل مشکلات غیرمنتظره ضروری است. تحقیقی که دربارهاین شبکه‌ها انجام شد نشان می‌دهد «تشکیلات رسمی برای رویارویی آسان با مشکلات قابل پیش‌بینی به وجود آمده‌اند. اما در هنگام رویارویی با مشکلات غیرمنتظره اغلب تشکیلات غیررسمی به کار می‌آیند. شبکه پیچیده‌ای ازپیوندهای اجتماعی درمواردی که همکاران با یکدیگرتماس برقرار می‌کنند شکل گرفته و شگفت‌اور این که با گذشت زمان به عنوان شبکه‌ای ثابت مستحکم می‌گردد. شبکه‌های غیررسمی که از کارایی زیادی برخوردار باشند درازای اینکه تمام اقدامات لازم را انجام دهند به صورت میان‌بر و ضربدری به نتیجه‌ی مورد نظر خود دست پیدا می‌کنند. ستارگان یک تشکیلات معمولا کسانی هستند که با تمام شبکه‌ها اعم از ارتباطی، تخصصی یا مبتنی بر اعتماد، پیوندهای مستحکمی دارند (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲)

 

۳) یکی از ویژگی های کارآفرینی توانایی ریسک پذیری است

 

بروک هاوس پس ازانجام تحقیقات خود، مخاطره پذیری را اینگونه تعریف می کند: (( احتمال دریافت پاداش در نتیجه موفقیت فعالیت پیشنهادی (ایده یا طرح) که شخص قبل از این که خود را در معرض پیامدهای ناشی از شکست قرار دهد، آن را تعیین می نماید.)) ( احمد پور، ۱۳۸۰). برای شروع هر نوع فعالیت اقتصادی شاید درصدی ریسک پذیری لازم باشد. اما در فعالیت کارآفرینانه، خصوصا از لحاظ اجتماعی و روانی،مصادیق ریسک پذیری بیشتر است. به عبارت دیگرمی‌توان گفت یک کارآفرین از ابرو و اعتبار خویش مایه می گذارد.خطرپذیری یا ریسک نقش مهمی در کامیابی بازرگانی دارد. ریسک پذیری از ویژگی‌های هوش عاطفی به شمار می‌رود. عقل و هوش منطقی به قدرت استدلال کمک می‌کنند اما توانایی پیش‌بینی پیآمدهایی که تصمیم تنها از هوش هیجانی برمی‌آید. دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که از طریق هوش منطقی می‌توان به استخدام درآمد (ویا فعالیت اقتصادی را شروع کرد) اما تنها از طریق هوش هیجانی می‌توان در شرکتی دوام آورد، رشد کرد و به کسب درآمدبیشترو مقام‌های بالاتررسید (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۴) ایجاد تعادل بین حس استقلال طلبی و نیاز به وابستگی

 

عموما کارآفرینان افرادی هستند که می خواهند کار را به شیوه خودشان انجام دهند و کار کردن برای دیگران برایشان دشوار است (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی یاری، ۱۳۸۳). کانجر و لپتیرمن ( ۱۹۸۴) معتقدند افراد خلاق به استقلال و عدم همنوایی با دیگران تمایل داشته و در مواردی که دستورهایی بر خلاف میل و یا اعتقادات خود دریافت می کنند تمایل دارند از ان سرپیچی نمایند (اقایی، ۱۳۷۷). از طرف دیگر کارآفرین نیاز به حمایت داشته و حتی ممکن است در مواردی این امربا نیاز به حمایت از جانب دیگران تداخل پیدا کردهو باعث ایجاد تضاد عاطفی گردد. کارآفرین باید توانایی بالایی در مدیریت عواطف داشته باشد تا بتواند بین میل به استقلال و نیاز به حمایت دیگران تعادل برقرار کند.

 

۵) انگیزه های کارآفرینانه عموما ماهیت عاطفی دارند

 

از جمله این انگیزه ها عبارتند از:استقلال طلبی، کسب ثروت،رضایت شغلی، توفیق، فرصت پیشرفت و غیره (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش وتقی‌یاری، ۱۳۸۳). انگیزه هاییکه یک فرد را وادار به فعالیت کارآفرینانه می نمایداغلب هیجانی بودهو چنانچه فرد از لحاظ هیجانی به مرحله پختگی نرسیده باشد و به نوعی از لحاظ هیجانی هوشمند نباشد احتمال شکستشخیلی بیشتر است در حالی که احتمال موفقیت فردی با هوش هیجانی بالابیشتر خواهد بود.

 

۶) تحمل شکست و ناکامی

 

یکی از مهمترین عواملی که افراد را از دست‌یابی به‌ آن چه که به راستی برایشان مهم است باز می‌دارد ترس از شکست است نه حتی خود شکست (اسمیت،ترجمه هدایت، ۱۳۸۲). تنها کسانی به موفقیت‌های بزرگ دست می‌یابند که شهامت قبول شکست‌های بزرگ را داشته باشند. (جان کندی به نقل از کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). پذیرش شکست، قد خم نکردن در مقابل ان، سر پا ایستادن و ادامه فعالیت جهت رسیدن به موفقیت و لو با سبک و شیوه‌ای دیگر از ویژگی های افراد کار افرین است.وقتی زندگی یک کارآفرین را بررسی می کنید با تاریخچه ای از شکستها و ناکامی ها روبرو می‌شوید اما کارآفرین هیچگاه نا امید نشده و در واقع قانون شکست را از قوانین جاری بازی می داند پس خیلی راحت با آن کنار می اید. به عقیده وینستون چرچیل: موفقیت یعنی از شکستی به شکستی دیگر رسیدن بدون این که از اشتیاق فرد کاسته شود. (به نقل از کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). در زندگی کارآفرینانه شکست مفهومی جز «موقعیتی برای آموختن»، «تصویر ناقصی از واقعیت»، «ابهامی که در هدف وجود دارد» و «واقعه‌ای که هنوز فواید ان تبدیل به سود نشده» ندارد (اعرابی، ۱۳۸۱).

 

۷) خلاقیت

 

درونمایه کارآفرینی خلاقیت است. خلاقیت خود بنیانی انگیزشی دارد و به همین دلیل حفظ خلاقیت درگرو حفظ انگیزه افراد است. خلاقیت مبتنی بر اراده ادمی است. درحقیقت خلاقیت حق انتخاب و قدرت تصمیم گیری برای انتخاب است . قسمت اعظم دانش خلاق و شهودی هر فرد بر مبنای هوش هیجانی است.عواطف باعث خلاقیت، مشارکت، ابتکار عمل و دگرگونی می‌شوند.این واکنش قلبی است که نبوغ خلاق و شهود را شعله‌ور می‌سازد، ما را با خود صادق می‌گرداند، روابط اطمینان‌بخش برقرار می‌کند، تصمیمات مهم را مشخص می‌کند، قطب‌نمای درونی برای زندگی و کار فراهم می‌اورد و ما را به پیشآمدهای غیر مترقبه و راه‌حل‌های موفقیت‌امیز رهنمون می‌شود.عشق نیازی مبرم، حیاتی و همگانی است که تبلور ان شکوفایی و خلاقیت می‌افریند و کمبود آن انسان را به فساد و تباهی می کشاند (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۸) فعالیت رهبری:

 

رهبری یک از ویژگی های کارآفرینی است. یکی از ویژگیهای مهم رهبران موفق برخورداری ازهوش هیجانی بالاست. این قابلیتها و صلاحیت ها برای عملکرد در بیشتر مشاغل حیاتی و ضروی هستند. مطالعات انجام شده در هزاران سازمان نشان می‌دهد حدود دو سوم از صلاحیت‌ها و قابلیت هایی که با عملکرد عالی و مناسب همراه هستندمشخصات اجتماعی و هیجانی از قبیل خود کنترلی، انعطاف پذیری، پایداری، همدلی و توانایی سازش و به سر بردن با دیگران را در بر می‌گیرند(بویاتزسر ۱۹۸۲ ،لوسچ‌ سر کویک ۱۹۹۰ ،مک لاندا ۱۹۹۹ ، زیر ۱۹۹۶،۱۹۹۴ اسپندر ۱۹۹۳). همچنیندر موقعیت های رهبری تقریبا ۹۰% از کفایت ها و قابلیت های ضروری برای موفقیت ماهیتی هیجانی و اجتماعی دارند (گلمن، ۱۹۹۸ به نقل از اسدی).مسینجر یاداور می‌شود: کسی که دیگران را رهبری می‌کند ابتدا باید خوداگاهی کاملی داشته باشد . خودمدیریتی در مرحله اول به خوداگاهی وابسته است (وتن وکمررون ترجمه بابایی، ۱۳۷۹). هوارد گاردنر می‌گوید: رهبران انهایی هستند که با حرف یا عمل خود به وضوح بر رفتارها، افکار و احساسات تعداد مشخصی از پیروان خود تاثیر می‌گذارند. (به نقل از کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). مدیرانی که از هوش هیجانی برخوردارند رهبران موثری هستند. رهبر موثر کسی است که کارها را با حداکثر کیفیت و کمیت، عملکرد عالی، با کسب رضایت و تعهد کارکنان انجام می دهد. رهبران خود کنترلی را به سازمان القاء می کنند مشخصه‌ای که ریشه در هوش هیجانی انان دارد (خائف الهی و دوستار، ۱۳۸۲).

 

۹) تحمل ابهام

 

سر و کار داشتن با ابهام و عدم قطعیت از ویژگی‌های مهم کارآفرین است (جی مردیث،ای.نک،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان،ص ۴۵). قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی، توانایی ادامه حیات با دانشی ناقص درباره محیط و تمایل به اغاز فعالیتی (یا ارائه طرح یا اندیشه‌ای) مستقل بی انکه شخص بداند آیا موفق خواهد شد یا خیر (جزای ۱۹۹۳ به نقل از احمدپور، ۱۳۸۰). در دهه ۱۹۸۰ انجمن مدیریت امریکا با انتشار نتایج یک مطالعه نتیجه گرفت که مدیران بسیار موفق ابهامات و ناشناخته‌ها را بهتر از سایر مدیران تحمل می‌کنند. کسانی که تحمل ابهامشان زیاد است معمولا درک پیچیده‌ای دارند. انان به اطلاعات بیشتر توجه کرده، اشارات را تعبیر و تفسیر می‌نمایند و در سبک ‌شناختی‌شان ادراکی خواهد بود. بررسی ها حاکی از ان است که افرادیبا پیچیدگی شناختی و تحمل بالای ابهامات اطلاعات را بهتر منتقل می‌کرده ونسبت به ویژگی‌های درونی دیگران (بخصوص در حین ارزیابی عملکرد در محیط کار) حساس هستند، همچنین در مواجهه با شرایط ابهام رفتاری انعطافی و تطابقی دارند. مدیرانی که تحمل ابهام زیادی دارند به احتمال قوی در اقدامات خود نوعی کارآفرینی و خلاقیت داشته،در محیط‌هایپیچیده اطلاعات کمی را برمی‌گزینند و معمولا حرفه‌های تخصصی را که شامل وظایفی متنوع می‌شوند، اختیار می‌کنند. به علاوه افراد با پیچیدگی شناختی و تحمل ابهام زیاد در محیط‌ های مملو از اطلاعات، از انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند (وتن و کمرون، ترجمه بابایی، ۱۳۷۹). تحمل ابهام خود از سه متغیر جزیی تشکیل می‌شود که از ملاک های ازمون بادنر بوده‌اند. نوپذیری اولین ملاک است که به میزان تحمل انسان در برابر اطلاعات یا شرایط جدید مربوط می‌شود. دومین مورد پیچیدگی است که نشانگر میزان تحمل اطلاعات متعدد، متمایز و نامربوط است. سومین ویژگی پاسخ ناپذیری یا لاینحل بودن است که به میزان تحمل در برابر مسائل مشکل، راهکارهای پنهان، عدم دسترسی به اطلاعات و عدم ارتباط اجزای مساله با یکدیگر مربوط است (وتن و کمرون،ترجمه بابایی، ۱۳۷۹). بین ایده تا نتیجه نردبانی به نام ابهام قرار داردکه جنس آن از عواطف و هیجان است.گاهی این نردبان انقدر کوتاه است که صاحب ایده از به نتیجه رسیدن محروم می ماند. به عنوان نمونه فرانسیس کریک و جیمز واتسون بعضی قسمت‌های ناقص مطالعه ساختار مولکول دی‌ان‌ای را در اثر منتشر شده لینس پولینگ یافتند که او خود نتوانست به خاطر کشفش شهرتی کسب کند زیرا نمی‌توانست ناهمخوانی و تضاد را به اندازه‌کافی تحمل کرده و برای ساختار شکلی مارپیچ در نظر گرفت که کاملا مشابه شکل واقعی آن نبود. بسیاری از ما نیز عقیده‌ای خلاق را ابراز می‌داریم ولی وقتی مسائل واقعی ساده نیستند تحمل خود را از دست می‌دهیم و ممکن است پیش از موقع بهترین راه‌حل ممکن یا کمک را پذیرفته یا تحت فشار روسا، شرکاء یا مشتریان خود برای اتمام کار قرار گیریم و از رسیدن به نتیجه مطلوب بازبمانیم (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). قدرتِ تحمل ابهام خود حاصل ویژگی‌هایی نظیر اعتماد به خود،قدرت پیش بینی، امیدواری و برخورد فعال با پدیده‌ها می‌باشد که در نهایت فرد به امید دست یافتن به نتایج دلخواه موقعیت مبهم را تحمل می‌کند.

 

۱۰) شهود

 

یکی از ویژگی‌های افراد خلاق وکارآفرین توانایی شهودی است. شهود در فلسفه عبارتست از: شکلی از شناخت و دانش که مستقل از تجربه و دلیل است. توانایی شهود از ویژگی های ذاتی ذهن است (دیکشنری اینکارتا ۲۰۰۰). شهود یک نوع قدرت پیش بینی غیر استدلالی است و ریشه در ناخودآگاه دارد. اگرفرد از خود‌آگاهی مناسبی برخوردار باشد پذیرش شهود خیلی بیشتر خواهدبود. اما اگر خوداگاهی فرد ضعیف باشد شهود به حداقل می¬رسد. برای رسیدن به زندگی خلاق به این باور و احساس غریزی اطمینان از خود احتیاج دارید تا بتوانید از منابع موجود حداکثر استفاده را ببرید. از نظر سورکین - یکی از بزرگترین روان‌شناسان و فلسفه‌دانان-حقیقت سه نوع است: حسی، عقلانی و شهودی. اصیل‌ترین و عمیق‌ترین انها حقیقت شهودی است که بسیاری از افراد پیشتاز در تجارت ان را استعداد نهفته یا قدرت تشخیص می‌نامند (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). به عقیده سورکین این همان منبع اصلی دانش فردی است. توانایی تصمیم‌گیری برپایه شم و بصیرت ارزشمندترین دارایی کارآفرینانه و حاصل سال‌ها تجربه برای اتخاذ تصمیمات لازم در موقعیت‌های بسیار پیچیده است. هرچه محیط پیرامون شما بیشتر تغییر کند ضرورت قضاوت و تصمیم‌گیری براساس شم و بصیرت بیشتر احساس می‌شود.در این مسیراشتباهاتی پیش می‌آید اما باید سریعا‌ انهارا تشخیص داد و دست به اصلاح زد. شهود ارتباط نزدیکی با شعور عاطفی دارد و می‌تواند برای موفقیت فردی و شغلی ارزش بسزایی داشته باشد(کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). شوشانا زابوف استاد دانشکده هاروارد می‌گوید: سازمان‌هایی که به شهود اعتماد نمی‌کنند در اشتباه هستند. شهود احساسی مافوق حواس جسمانی است. شهود با شعور عاطفی رابطه‌‌ای نزدیک دارد و ابعاد شهود عاطفی را نیز در برمی‌گیرد (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). اغلب مدیر عاملان شرکت‌های موفق قادر بودند با استفاده از شهود آینده را بیش از انچه انتظار می‌رفت پیش‌بینی کنندامآمدیر عاملان شرکت‌هایی که دچار کمبود بودجه بودند پایین‌تر از حد میانگین امتیاز اوردند. در مطالعات اخیردیده شد که از نود و سه برنده جایزه نوبل هفتادو دو نفر پس از شانزده سال به این نتیجه رسیدند که شهود در کشفیات علمی و خلاق نقش مهمی دارد. این مطالعه نشان می‌دهدکه بیشتر شرکت‌های ممتاز به وجود شهود و انواع شعور عاطفی پی‌برده‌اند. توجه به احساسات غریزی به ویژه هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم می‌تواند ارزشمند باشد (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۱۱) امیدوار بودن

 

یکی از ویژگی‌های کارآفرینان امیدواری است. آشنایی در دریافت افرادی که امید زیادی دارند ویژگی‌های معین مشترکی دارند که از ان میان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: توانایی برانگیختن خود، احساس کاردانی کافی برای یافتن راه‌های دستیابی به هدف، قوت قلب دادن به خود زمانی که در تنگنا قرار می‌گیرند، برخورداری از انعطاف پذیری لازم برای یافتن راه‌های مختلف جهت دست‌یابی به اهداف خود یا در صورت عدم موفقیت، توانایی جابجایی این اهداف با اهداف دیگر و دارا بودن این منطق که هر تکلیف دشوار را به بخش های کوچک‌تر قابل انجام تقسیم کنند. از دیدگاه هوش هیجانی امیدوار بودن به این معناست که فرد در مواجهه بااضطراب فشاراور - نگرشی حاکی از شکست یا افسردگی در رویارویی با چالش‌ها یا موانع دشوار-تسلیم نخواهد شد. در واقع افراد امیدوار در تعقیب اهداف خود در طول زندگی‌شان کمتر دچار حالت افسردگی ‌شده، در کل اضطراب کمتری دارند و درماندگی‌های عاطفی در آنها کمتر است (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲)

 

۱۲) خوش بینی

 

یکی دیگراز ویژگی‌های کارآفرینان خوش بینی است.خوش‌بینی به معنای امید و اطمینان قوی و پایدار داشتن به این است که در کار و زندگی همه چیز علی‌‌رغم شکست‌ها، زیان‌ها، سختی‌ها و ناکامی‌ها به خوبی پیش خواهد رفت (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). از دیدگاه هوش هیجانی خوش ‌بینی نگرشی است که افراد را در رویارویی با رویدادهای دشوار در مقابل افتادن در گرداب بی‌تفاوتی، ناامیدی و افسردگی مقاوم می‌سازد. خوش‌بینی همانند امید که خویشاوند نزدیک ان است زندگی ما را پربار می‌سازد. سلیگمن خوش‌بینی را در شیوه‌ای می‌داند که افراد موفقیت‌ها و شکست‌های خود را برای خودشان تعریف می‌کنند. افرادی که خوش‌بین هستند شکست را چیزی می‌بینند که می‌توانند ان را تغییر داده ودر نوبت بعدی به موفقیت مبدل سازند در حالی که افراد بدبین به خاطر شکست خود را سرزنش کرده،آن را به خصیصه‌ای دیرپا در وجود خود نسبت می‌دهند که قادر به تغییر ان نیستند (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). یکی از بارزترین جلوه‌های تاثیر خوش‌بینی در برانگیختن افراد در تحقیقی نمایان می‌شود که سلیگمن درموردبازاریاب‌های همکار با شرکت بیمه‌ موت‌‌لایف انجام داد. سلیگمن دریافت بازاریاب‌های تازه‌کاری که به طور ذاتی خوش‌بین بودند در دو سال اول اشتغال به این کار ۳۷% بیشتر از افراد بدبین افراد را بیمه کردند.همچنین در خلال نخستین سال رها کردن کار در میان افراد بدبین دو برابر خوش‌بین‌ها بود (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). درچندین مطالعه که افراد شاد در مقایسه با افراد غمگین و یا افراد نه شاد و نه غمگین بررسی شدند، دیده شد که این افراد دارای اهدافی بلند پروازانه و عالی می‌باشند، انتظار موفقیت بیشتری دارند و بیشتر برنامه‌ها و راهبردهایی را مورد استفاده قرار می‌دهند که حکایت از خوش‌بینی، خلاقیت و انسجام شخصیتی بیشتر انان نسبت به دیگران دارد. جالب‌تر اینکه یافته‌ها نشان می‌دهد برخورداری از خلق مثبت واقعا به افراد کمک می‌کند تا بهتر عمل نمایند، موفقیت بیشتری کسب نمایند و نتایج درخشان‌تری بدست اورند (سیاروچی وهمکاران ترجمه نوری ونصیری، ۱۳۸۳). پس می‌توان گفت در پرتو همین خوش بینی است که کارآفرین غیر ممکن را ممکن می سازد.

 

۱۳) غرقه شدن در کار

 

یکی دیگر از ویژگی‌های کار افرینان غرق شدن در کار است. غرق شدن در کار بهترین حالت از هوش هیجانی است. شاید غرق شدن بیانگر حد نهایی استفاده از هیجان‌ها برای ارایه عملکرد یا فراگیری مطلبی باشد. در حالت غرق شدن هیجان‌ها نه فقط وجود داشتهو کانالیزه شده‌اند، بلکه با عملی که فرد در حال انجام ان است همراه می‌شوند، به ان نیرو می‌بخشند و نقشی مثبتدر ان خواهند داشت. گرفتار شدن در چنگال ملال حاصل از افسردگی یا بی‌قراری حاصل از اضطراب، از بروز حس غرق ‌شدن جلوگیری می‌کند. قرارگرفتن در حالت غرق‌شدن در کار احساس برجسته‌ای به فرد می‌دهد. نشانه غرقه شدن بروز احساس لذتی خودجوش و حتی می‌توان گفت نوعی از خود بی‌خود شدن است (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). حالت غرق شدن فقط زمانی ظاهر می‌شود که فرد در اوج توانایی خود باشد، یعنی در وضعیتی که بر مهارت‌هایش بخوبی تسلط داشته و مدارهای عصبی مغز او در کارآمدترین وضعیت خود باشند (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). زمانی که مغز از نظر کارآمدی در اوج قرار دارد مانند مواقع غرق شدن، ارتباطی دقیق میان مناطق فعال و مقتضیات کار در دست انجام دیده می‌شود. در این حالت حتی کار دشوار می‌تواند به جای انکه خسته کننده به نظر برسد روحیه دهنده یا نیروبخش‌تر باشد. پیشرفت‌های خلاق به غرق شدن همه جانبه در یک فکر بستگی دارند.غرقه شدن در کار پیش‌نیاز تسلط بر صنعت، حرفه یا هنر می‌باشد (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). سی‌زنتمالی این حالت را صراحت می‌نآمد. صراحت عبارت است از این که شخص به طور کامل مجذوب تجربیات خلاق و لذت‌بخش شده و به هیچ چیز دیگری اهمیت ندهد (به نقل از فراهانی).

 

۱۴) خود انگیزی

 

یک کارآفرین باید از توانایی خود انگیزی بالایی برخوردار باشد. زیرا کارآفرین در مسیری قدم می‌گذارد که مشوق های بیرونی بسیار اندکیخواهد داشتلذا انگیزه‌ای که بتواند عوامل تاثیر گذار را در کنار هم قرار داده و برایند حاصل را به‌سوی هدف متمرکز نماید باید از درون خود کارآفرین بجوشد.تلاش، استعداد و هدف شما هر چه باشد بدون داشتن انگیزه درونی قوی در به کارگیری انها (بدون تعهد عاطفی) احتمالا پیشرفت چندانی نخواهید داشت. هگل فیلسوف المانی می‌نویسد: هیچ کار بزرگی در دنیا بدون علاقه انجام نگرفته است. بیشتر مدیران و رهبران دریافته‌اند که انگیزه ضروری‌تر از دانش یا مهارت‌های فنی است. گذشته از همه این مغز نیست که ما را به حرکت وامی‌دارد بلکه قلب است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). توانایی جهت دادن احساسات به سوی پایانی پرثمر،استعدادی برتر است.این عمل خواه کنترل تکانه و به تاخیر انداختن کامرواسازیباشد و خواه تنظیم حالات روحی خود به گونه‌ای که به جای محدود کردن حیطه‌ی فکر راه‌گشای ان باشد، برانگیختن خود جهت پایداری و تلاش، تلاش مجدد در رویارویی با موانع یا پیدا کردن راه‌هایی برای غرقه شدن در کار و به این ترتیب کارآمدتر عمل کردن ان را شامل شود، از نیروی هیجان‌ها در هدایت تلاشی کارساز حکایت می‌کند (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). تنها کافی است خودم باشم ان وقت این حالت بسیار هیجان‌انگیزخواهد بود(اسمیت؛ترجمه هدایت، ۱۳۸۲).

 

۱۵- تغییر وضعیت موجود

 

ژان پل سارترفیلسوف فرانسوی می‌نویسد: عواطف، منبع تغییرات سحرانگیز در دنیا هستند (نقل ازکوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). یکی از ویژگی‌های کارآفرینان تمایل به تغییر در وضعیت موجود است. پذیرفتن تغییر مستلزم شعور عاطفی است نه خردگرایی فنی که راهنمای اولیه است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). تغییر کلمه‌ای است که معمولا مورد استقبال زیادی قرار می‌گیرد اما کمتر کسی هست که در عمل، مقابل تغییر مقاومت نکند. زیرا فرد با موقعیت فعلی در یک نوع هارمونی و هماهنگی به سر می‌برد و لذا ما می‌بینیم افراد زیادی از شغل و موقعیت فعلی خود ناراضی هستند اما حاضر به تغییر ان نیستند. موانع تغییر بیشتر از جنس عواطف و هیجانها می‌باشند. از سوی دیگر نیروی لازم برای تغییر باز از جنس عواطف است. به عبارت دیگر مانع و یا سایق تغییر،عواطف و هیجانهای فرد است. لذا کسی که خواهان واقعی تغییر است ابتدا باید از خوداگاهی هیجانی بالایی برخوردار باشد تا بتواند این تضاد را برطرف نمودهو در مسیر تغییر گام بگذارد.

 

۱۶) توانایی به تعویق انداختن لذت‌ها وکامیابی ها برای بدست اوردن لذت‌ها وکامیابی‌های بالاتر

 

کارآفرینان افرادی هستند که توانایی قابل توجه‌ای در زمینه به تعویق انداختن لذتها وکامیابی‌ها انی و زود گذر دارند. به عبارت دیگر این افراد جهت به دست اوردن نتایج مطلوب‌تر از نتایج کوتاه و انی صرفه نظر می‌نمایند. کوپر این توانایی را یکی از جلوه‌های هوش هیجانی می‌داند. به نظر می‌رسد توانایی ظهور هر از چندگاه کامیابی‌ها، نشانه‌ای ازنمایش استعدادها و نوعی مهارت اساسی در انسانهاست که به طورخلاصه به ان هوش احساسی یا استعداد عاطفی می‌گوییم (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۱۷) ایجاد وحدت اضداد

 

کارآفرینان افرادی هستند که می‌توانند ویژگی های متضادی را در درون خود تجربه نمایند. مثلا می‌توانند درعین استقلال وابسته، در محیط کار درعین جدی بودن شوخ طبع، و در عین ریسک پذیری محتاط و محافظه کار باشند. یکی از ویژگی‌های کارآفرینان تفکر خلاق است. تفکر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد (خصوصیتی کاملا زنانه)، وابستگی به غیر و اتکای به خود (خصلتی کاملا مردانه) است (بهمنی، ۱۳۸۴). کارآفرینی یعنی مشاهده فرصت‌ها در شرایطی که دیگران تنها هرج و مرج، ‌تناقض، ‌تضاد و ابهام را متوجه می‌شوند؛ همچنین دستیابی وکنترل منابع برای دنبال نمودن این فرصت‌ها (احمدپور، ۱۳۸۰). مفهوم وحدت اضداد را می‌توان در تحقیقات مک کنیون و باراون و همکارانش در انستیتیوی ارزیابی و تحقیقات شخصیت واقع در دانشگاه کالیفرنیا و برکلی دید. انان دریافتند افراد مورد بررسی فوق العاده بوده‌اند.انان همزمان ویژگی‌های مردانو زنان را داشته،استقلال و وابستگی را درکنارهم دارا بوده، خودکاری بیشتری داشته ونسبت به این ویژگیهای متضاد پذیراتر و بارزتر هستند. این واقعیت در مطالعات متعددی درباره افراد خلاق روشن شده است.تحقیقات بارون و مک کنیون نشان داده است افراد بسیار خلاق ازهمتایان کمتر خلاق خود مذکرتر و هم مونث‌تر بوده و در تفکر خود مستقل ترند ولی در عین حال از پیشنهادها و اطلاعات ارائه شده توسط دیگران با اغوش بازتری استقبال می‌کنند. انان وفق پذیرتر و در عین حال خود رای ترند. بیشتر اهل تفریح و نیز جدی تر و سخت کوش ترند. شوخ طبع تر و در عین حال عبوس‌ترهستند (تورنس ۱۹۷۹ ، نقل از اقایی، ۱۳۷۷). اگر فرد از خوداگاهی مناسبی برخوردار نباشد در موقعیت‌هایی که چنین تجارب متضادی را تجربه می‌کند دچار اضطراب و نگرانی می‌شوددر حالیکه خود نیز از علت ان بی‌خبر است، لذا به طور ناخودآگاه از پردازش تجارب متضاد دوری می‌کند و به این شیوه با خود کنار می‌آید. اما افرادی که از خوداگاهی مناسبی بر خوردارند می‌دانند که چه تجاربی را تجربه می‌نمایند و لذا در هر موقعیت متناسب با آن وضعیت قادر به تجربه تجارب متفاوت ومتضادی خواهند بود. یکی از نتایج اصلی معجزه عاطفی گردهم آوردن شهود و استعدادهای مجزا، اهداف و قابلیت‌ها، مردم و امکانات در کل است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۱۸) یکی از ویژگیهای مهم کارآفرینی صداقت است

 

اکثر کارآفرینان یکی از عوامل مهم در پیشرفت‌شان را صداقت ذکر می‌کنند. صداقت یعنی: توجه به ندای قلب. صادق بودن ازنظر عاطفی مستلزم اطاعت از احساسات قوی حقیقت درون است که قسمت عمده‌ای از این احساسات از اعماق شعور عاطفی سرچشمه می‌گیرد و شبکه ارتباطی ان با ضمیر ناخودآگاه و وجداندر ارتباط است و انگاه بر ضمیر باطن منعکس شده و متناسب با ان عمل می‌کند (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). کالین مارشال مدیر عامل شرکت هواپیمایی بریتیش ایرویز،یکی از بزرگترین شرکت‌های تک شعبه‌ای در دنیا با نه میلیون دلار فروش،عقیده دارد که صراحت و صداقت عاطفی از عناصر حیاتی بوجود آورنده بهترین عملکرد در سازمانش هستند (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). صادق بودن از نظر عاطفی به معنای قدرتمند بودن،واقعی‌تر بودن و به خود توجه کردن است که پیش ‌نیاز توجه و احترام به دیگران است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). صداقت به طور طبیعی از هدف، وجدان و تعهد عاطفی نشات گرفته و این آخرین ویژگی ژرفای عاطفی و نقطه اوج شخصیت و لازمه عزت نفس و اعتبار در زندگی و کار است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). شواهد نشان می‌دهد که تنها با داشتن صداقت زیاد و استعدادهایی بسیار خلاق است که انسان‌هایی قدرتمند برای رسیدن به اوج کمال خواهیم بود (کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۱۹) قاطعیت در کار

 

یکی از ویژگیهای افراد کارآفرین قاطعیت در کار است؛ یعنی در پی‌گیری کار تا حصول نتیجه نهایی از کار دست نمی‌کشند. هایم و جین‌بر قاطعیت در کار را مستلزم داشتن پنج مهارت اساسی میدانند.

 

۱) جهت‌یابی جدی.

 

۲) توانایی انجام کار.

 

۳) کنترل اضطراب‌ها و ترس‌ها.

 

۴) روابط انسانی خوب در کار.

 

۵) هنر مذاکره و گفتگو (هایم و جین بر،چینی ۱۳۷۵). از پنج مهارت ذکر شده چهار مورد ان از مولفه‌های هوش هیجانی می‌باشند.

 

۲۰) تفویض اختیار و مسئولیت

 

یکی از ویژگی‌های کارآفرین رشدگرا آن است که اجازه می‌دهد دیگران سهمی در قدرت او داشته باشند. تفویض اختیار و مسئولیت به دیگران مستلزم ریسک‌پذیری است (جی مردیث، ای.نک، ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). هرچه بتوانید اختیار بیشتری را با موفقیت واگذار کنید وقت بیشتری خواهید داشتتا به فعالیت‌های بیشتری بپردازید که تاثیر بیشتری بر موفقیت اینده سازمان‌تان دارد. (جی مردیث،ای.نک،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). تفویض اختیار و مسئولیت مستلزم اعتماد به خود و خوش بینی است. کسی که از خوش بینی لازم برخوردار نباشد نمی‌تواند به دیگران اعتماد کند و به انها اختیار بدهد.

 

۲۱) انگیزه پیشرفت

 

کارآفرین کسی است که می‌تواند خود را برانگیزاند تا در کار خود بازدهی لازم را داشته باشد (جی مردیث،ای.نک ،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). انگیزه پیشرفت یکی از مولفه‌های هوش هیجانی از دیدگاه گلمن می‌باشد. همه تمایل به پیشرفت را دارند. اما تنها برخی می‌توانند این تمایل را به انگیزه قوی تبدیل نمایند. این انگیزه در واقع برایند نیروهای درونی فرد می‌باشد. به زبان دیگر انگیزه پیشرفت در واقع همان تمایل به خود شکوفایی است . به نظرمک کله‌لند نیاز پیشرفت سایقی است که می‌تواند رفتار را تقریبا در تمام موقعیت‌ها نیرومند ساخته و هدایت کند (کوستنر و مک کله‌لند/نقل از شولتز ۱۹۹۸). مک کله‌لند براساس تحقیقاتی که انجام داده است پیش‌بینی کرد که افرادی که نیاز زیادی به پیشرفت در مشاغل و فعالیت‌های روزمره‌شان دارند جویای موقعیت‌هایی هستند که امکان ارضای این نیاز را به انها بدهد. انها معیارهایی را برای پیشرفت خودشان تعیین می‌کنند و به طور جدی برای برآوردن آن می‌کوشند.

 

۲۲) مسئولیت پذیری

 

از ویژگی های بارز کارآفرین مسئولیت پذیری است.حس پایبندی به مسئولیت از قلب شما نشات می‌گیرد. نمی‌توان ان را از خارج به دست اورد . اصولا پای‌بندی به تعهد ندای وجدان است که می‌توان ان را درونی‌ترین صدای شهود دانست (کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). مسئولیت‌پذیری در پرتو خودآگاهی عاطفی امکان‌پذیر است. مسئولیت‌پذیری مستلزم توان تصمیم گیری در مواقع بحرانی است. شرایطی که اگر فرد از لحاظ عاطفی به پختگی لازم دست پیدا نکرده باشد، توان تصمیم‌گیری را ندارد و درمانده می‌شود.

 

۲۳) انعطاف پذیری

 

یکی از ویژگی‌های مهم کارآفرینان انعطاف‌پذیری آنها است.یک فرد انعطاف‌پذیر، دارای سه خصلت اساسی است که او را نسبت به یک فرد متعصب متمایز می‌سازد:

 

۱) استفاده از عقل و منطق در برخورد با مسایل

 

۲) تحقیق و بررسی درباره مسایل

 

۳) حفظ اعتدال عاطفی و عقلی

 

انعطاف‌پذیری مستلزم ان است که انسان هم از لحاظ عاطفی و هم از نظر عقلی بر خود مسلط بوده و اعتماد به نفس داشته باشد. در واقع فرد انعطاف‌پذیر از چنین تفکری برخوردار است: من در مقابل سختی ها و گرفتاری‌ها می‌توانم بردبار بوده، یا در صورت لزوم جهت کارم را تغییر داده و ان را یا اصلاح نمایم زیرا در متعادل بودن خود شکی ندارم (گراسمن، ترجمه چمن زار، ۱۳۷۸.)

 

۲۴) خوداگاهی

 

زمانی که فرد نسبت به هویت خوداگاه باشد و تصویری از ان چه در زندگی می‌خواهد به آن برسد داشته باشد، مبانی لازم برای رفتن به دنبال رویاها را برای زندگی بهترخودفراهم کرده است (استرمن گراهام به نقل از اسمیت،ترجمه هدایت، ۱۳۸۲). کارآفرینان ازجمله افرادی هستند که به دنبال تحقق رویاهای خود هستند. اگرفرد از احساساتی که تجربه می‌کنداگاه باشد در واقع کلید کنترل و هدایت خویشتن را در دست دارد.خود آگاهی در خود کنترلی نقشی محوری و اساسی ایفا می‌کند (جانسون و ایندویک، ۱۹۹۹. به نقل از خائف الهی ودوستار، ۱۳۸۲).

 

۲۵) عشق به خویشتن

 

یکی از ویژگی‌های افراد کارآفرین توانایی دوست داشتن خویشتن است. دوست داشتن خود کار آسانی نیست زیرا در این صورت باید همه ابعاد وجودی خود از جمله بعد منفی را که پست و از نظر اجتماعی ناپسند است را دوست بداریم. این توانایی پایه خوداگاهی محور هوش عاطفی است زیرا وقتی با بعد منفی سرشت خود مواجه می‌شویم به خود اختیار می‌دهیم:

 

- در بعد درخشان طیف عاطفی به رشد بیشتری برسیم (شعور عاطفی دامنه گسترده‌ای دارد برای بسیاری احساسات هر چقدر که بعد تاریک، تاریک‌تر باشد بعد روشن درخشان‌تر است).

 

- با شناخت کامل‌تر سرشت واقعی خود، خود را بیشتر باور کنیم. در بسیاری موارد، این شناخت ما را برای تغییر و رشد آزاد می‌گذارد.

 

- بعد تاریک خود را بپذیریم، تجربه کنیم و هدایت کنیم به جای انکه آن را سرکوب کرده و در نتیجه باعث فوران ان در بدترین مواقع و بشکلی غیر منتظره شویم.

 

- خود را از گناه، تنفر، پشیمانی یا خجالتی که مربوط به احساسات از بعد منفی است رها سازیم. با خودازمایی شجاعانه و گفتگوی صادقانه و ازادانه با دیگران روابط خود را بهبود بخشیم.

 

- اضافه بار عاطفی یا به گفته رابرت بلای کوله بار غیرقابل رویتی که در پشت خود حمل می‌کنیم را رها سازیم (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

● نتیجه گیری:

 

با توجه به دلائل ذکر شده در مورد اهمیت و نقش هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی ضروری است که در کارگاههای ترویج کارآفرینی به این مقوله توجه شود.

 

برای پرورش نسلی مولد و خلاق از کارآفرینان ضروری است به پرورش مولفه‌های هوش هیجانی بخصوص در دوره کودکی توجه لازم مبذول شود.

 

 

منبع : سایت آفتاب

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:29 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقدمه : یکی از مسائلی که نتیجه مطالعات متعدد در کشورهای مختلف است پایین بودن نرخ کارآفرینی زنان در مقایسه با مردان است . ( GEM ۲۰۰۳ )بنابراین یک مسئلهامکان طرح و بررسی دارد و آن این سوال است که چرا نرخ کارآفرینی بین زنان کمتر است؟این سوالاز اینرو اهمیت دارد که نزدیک به نیمی از جمعیت کشورها را زنان تشکیل میدهند و درعین حال بواسطه تحولات گوناگون سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و فنی ، زنانآمادگی بیشتری برای مشارکت در فعالیتهای اجتماعی پیدا کرده اند. بنابراین هرگونهافزایش در نرخ کارآفرینی زنان میتواند در نهایت به شتاب گیری توسعه کارآفرینی منجرگردد. اما چرا زنان کمتر از مردان به شروع فعالیتهای کارآفرینانه اقدام میکنند؟
 

یکی از مسائلی که نتیجه مطالعات متعدد در کشورهای مختلف است پایین بودن نرخ کارآفرینی زنان در مقایسه با مردان است . ( GEM ۲۰۰۳ ) بنابراین یک مسئله امکان طرح و بررسی دارد و آن این سوال است که چرا نرخ کارآفرینی بین زنان کمتر است؟ این سوال از اینرو اهمیت دارد که نزدیک به نیمی از جمعیت کشورها را زنان تشکیل میدهند و در عین حال بواسطه تحولات گوناگون سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و فنی ، زنان آمادگی بیشتری برای مشارکت در فعالیتهای اجتماعی پیدا کرده اند . بنابراین هرگونه افزایش در نرخ کارآفرینی زنان میتواند در نهایت به شتاب گیری توسعه کارآفرینی منجر گردد . اما چرا زنان کمتر از مردان به شروع فعالیتهای کارآفرینانه اقدام میکنند؟ و آیا دلایل موثر در کاهش نرخ کارآفرینی زنان در مقایسه با مردان از آنچنان اهمیتی برخوردارند که نیاز به رویکرد های متفاوتی در توسعه کارآفرینی زنان را موجه سازند؟ علم کارآفرینی اساسا به دنبال ارائه پاسخی به دو دسته سوالات کلیدی است : · چرا تنها برخی افراد قادر به تشخیص فرصتهای کسب سود میباشند؟ · چرا فقط معدودی از آنها قادر به بهره برداری از فرصتها میباشند؟ متاسفانه نظریه ای جهانشمول که مورد تایید همه محققین باشد برای سوالات مذکور تدوین نشده و لذا استفاده از چارچوبهائی پیشنهاد شده است که با استفاده از آنها بتوان مجموعه پراکنده و گاه متناقض از داده ها و اطلاعات پژوهشی را سازماندهی نموده و نظمی بین آنها ایجاد نمود . یکی از این چارچوبها الگوی چهار بعدی گارتنر ( ۱۹۸۵ ) است (شکل یک) که در آن چهار عنصر فرد ، سازمان ، فرایند و محیط در تعامل با یکدیگر قرار دارند. با مبنا قرار دادن این الگو مقاله فعلی در پی تفکیک و طبقه بندی برخی از متغییرها است که احتمالا بر نرخ کارآفرینی زنان موثر میباشند

. ۱ محیط و کارآفرینی زنان تاثیر محیط در فعالیتهای کارآفرینانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اما کارهای انجام شده تا حدود زیادی راهگشا میباشند . 1-1 تقسیم بندی محیط : محیط کارآفرینان عموما به دو بخش محیط عمومی و محیط اختصاصی قابل تقسیم بندی است . (Bruno & Tyebjee ۱۹۸۲ ) محیط عمومی از سه مولفه هنجاری ، ادراکی و اداری تشکیل شده است . (Busenitz et l. ۲۰۰۰۰ ) منظور از مولفه هنجاری عمدتا فرهنگ ملی و نظام ارزشی – رفتاری مسلط است. در فرهنگهائی که خانه داری و مادری به عنوان تنها گزینه های بهنجار برای زنان تعریف شده باشد ، انتظار میرود که نرخ کارآفرینی زنان نیز کاهش پیدا کند . مولفه دوم ادراکی است و منظور از آن متوسط دانش عمومی از تاسیس و راهبری کسب وکار است . اگر چه سیستم تعلیم و تربیتی مستقر نقشی عمده دارد و این سیستمها سالهاست که بطور مساوی برای هر دو جنس از آموزه های مربوط به تاسیس و راهبری کسب و کار خالی بوده است اما در حوزه شناخت ناشی از تمرین و تجربه فضای ادراکی به نفع زنان نبوده است . زنان بطور سنتی ازتمرین و تجربه در حوزه تاسیس و راهبری سازمانها جدا نگهداشته شده اند و این جدائی باعث شده است تا متوسط دانش جامعه زنان در خصوص تاسیس و راهبری سازمانها کمتر از جامعه مردان باشد . مولفه سوم از محیط عمومی زنان بعد اداری – قانونی آن است. در این مولفه منظور ساختار اداری و نظام قوانین ناظر بر تاسیس و راهبری کسب و کار است. اگر چه به ظاهر این سیستم بدون هر گونه تبعیض جنسیتی طراحی شده و مرد و زن را به یکسان مینگرد ، اما اگر قبول داشته باشیم که مولفه های هنجاری و ادراکی بر حسب جنسیت متفاوت میباشند ، در اینصورت عدم تبعیض سیستم اداری – حقوقی خود نوعی تبعیض است . بنابراین مولفه اداری حقوقی نیز موانعی را برای افراد بسته به جنسیت آنها ایجاد میکند . در یک جمع بندی محیط عمومی ( فرهنگ – سیستم آموزشی – نظام اداری و حقوقی ) امکان شروع مساوی فعالیتهای کارآفرینانه را از زنان در مقایسه با مردان گرفته است . علاوه بر محیط عمومی ، در محیط اختصاصی نیز میتوان با محدودیتهای اساسی بر سر راه کارآفرینی زنان مواجه بود. منظور از محیط اختصاصی مجموعه مناسبات کارآفرین با افراد و نهاد های پیرامونی است. به عبارت دیگر شبکه اجتماعی پیرامون کارآفرین محیط نزدیک وی را ساخته و از این طریق بر اثرات محیط عمومی نقش میانجی و تعدیل کننده را دارد . استفاده از تحلیل شبکه ها در تبیین کارآفرینی از قدمت چندانی برخوردار نبوده و لذا کمتر شناخته شده است . در این رویکرد مجموعه مناسبات فرد با سایر اقراد نظیر خانواده ، دوستان ، آشنایان و همکاران از دو جهت حایز اهمیت است. محققین نشان داده اند که ویژگیهای ساختاری این شبکه اجتماعی پیرامون کارآفرین و نیز موقعیت فرد در آن در تشخیص فرصتهای کارآفرینی و مهمتر از آن در تجهیز منابع برای بهره برداری از فرصت ها موثر است . ( Hill et. al. ۱۹۹۷ ) نقش شبکه ها در فرایند کارآفرینی عبارتست از : · تامین سریع ، با کیفیت و دقیق اطلاعات مربوط به فرصتها · مشاوره در ارزیابی و انتخاب ایده های بهره برداری حمایت از کارآفرین در تامین و تجهیز منابع در واقع ساخت و کارکرد شبکه های اجتماعی و تفاوتهای مشاهده شده در آنها بر حسب افراد مختلف ، باعث ایجاد تفاوت در ساختار فرصت و ساختار منابع برای آن فرد خواهد بود . سه مکانیسم اصلی بسط و بهبود ساختار فرصت و ساختار منابع عبارتند از : · ایجاد روابط جدید · چرخه ای کردن روابط موجود · هماهنگ کردن روابط موجود و جدید · اکثریت قابل توجهی از زنان بطور سنتی در خانه بسر برده و این باعث میگردد تا شبکه اجتماعی آنها اولا کوچک بوده و ثانیا حلقه ای بسته را شامل گردد. در مقابل از آنجا که مردان میتوانند ساعات بیشتری از وقت خود را در بیرون از خانه بگذرانند ، شبکه اجتماعی آنان گسترده تر و

متنوعتر است . با توجه به ملاحظات مذکور محدودیتهای ساختاری و کارکردی شبکه اجتماعی زنان در مقایسه با مردان محدودیتهای مضاعفی را در مشارکت مساوی در فعالیتهای کارآفرینانه ایجاد میکند . 2 – تفاوتها و محدودیتهای فردی دومین موضوعی که قابل بررسی در تبیین موانع کارآفرینی زنان را دارد ، تفاوتهای فردی بین کارآفرینان زن و مرد است. اگرچه مطالعات صورت گرفته تفاوتی را در خصوصیات و ویژگیهای شخصیتی زنان و مردان کارآفرین نشان نداده است ، اما بایستی بر این نکته اشاره نمود که بین شخصیت و کارآفرینی متغییر های فردی متعددی قرار دارند که دانش ما در خصوص آنها بتدریج در حال شکل گیری و تکمیل است . مطالعات صورت گرفته در سالهای اخیر نشان داده است که مهمتر از ویژگیهای شخصیتی نظیر میل به کامیابی و ریسک پذیری و نظائر آن ، ساختار فکری و کارکردهای ذهنی افراد نقشی به مراتب با اهمیت تر ایفا میکنند. ذهن افراد اصولا واجد هر دو الگوی فرصت و تهدید با همدیگر است. به عبارت دیگر همه افراد واجد دو الگوی فکری (mental schema) فرصت و تهدید میباشند که کارآفرینی افراد در وهله اول ناشی از فعال شدن سریع تر الگوی فرصت در مقایسه با الگوی تهدید است . (Highhouse, Mohammed, Hoffman, ۲۰۰۲ ) اصولا فرصت موقعیتی است که اولا بتوان بر آن کنترل اعمال نمود و ثانیا پی آمدهای موقعیت نیز مثبت ارزیابی گردند. در مقابل تهدید موقعیت ، حالت و رخدادی است که اولا نتوانیم بر آن کنترلی را اعمال کنیم و ثانیا پیامدهای آن منفی ارزیابی گردند . همانگونه که در بحث محیطی بیان شد ، محیط عمومی از طریق محیط اختصاصی بر رفتار افراد به لحاظ مطابقت با هنجارها ، مطابقت با سطح دانش عمومی و سازگاری با نظام اداری – حقوقی تاثیر میگذارد . این تاثیر بدوا در سیستم فکری و ادراکی افراد بروز یافته و در رفتار آنها تاثیر گذار خواهد بود . بنابراین انتظار میرود بواسطه مسائل فوق در زنان و در غالب حالات الگوی تهدید نسبت به الگوی فرصت سریعتر فعال گردد. به این تفاوتها بایستی تفاوتهای ژنتیکی نظیر میزان فعالیتهای نیمکره های مغز را هم افزود تا بتوان گفت که در سطح ادراکی هم تفاوتهای جدی بین جنسیت های متفاوت در شروع و دوام فعالیتهای کارآفرینانه وجود دارد . این تفاوتها را میتوان در رفتارهای کارآفرینان زن و در مقایسه با کارآفرینان مرد مورد پیگیری قرار داد . اصولا کارآفرینان را میتوان در چهار دسته به شرح زیر تقسیم بندی نمود ( Alsos & Kaikkeno ۲۰۰۴ ) : · کارآفرینان فرصت رو · کارآفرینان فرصت بین · کارآفرینان فرصت جو · کارآفرینان فرصت ساز دو دسته اول اصولا بطور انفعالی و در مواجهه با پالسهای غیرمترقبه ذهنی ( گروه اول ) و عینی ( گروه دوم) اقدام به کارآفرینی میکنند. هر دو دسته دوم اصولا در مقابل فرصتها اقدام به جستجوی آگاهانه ای میکنند .کارآفرینان فرصت جو ، فرصت را در محیط عینی کشف کرده و کارآفرینان فرصت ساز آن را در محیط ذهنی ایجاد و در محیط به آن عینیت میدهند .( در یک ارزیابی کلی و در فقدان داده های تجربی و میدانی در ایران میتوان گفت که : اولا شدت کارآفرینی افراد ( برحسب خود اشتغالی ، تاسیس کسب و کار کوچک ،ایجاد شرکتهای بزرگ) نتیجه و برایند قرار گرفتن آنها در هر کدام از گروههای چهارگانه فوق است.( جدول یک )

ردیف

نوع استراتژی

عنوان استراتژی

ویژگیها و مشخصات استراتژی

۱

موقعیت گرا

انفعالی

هیچگونه سناریو یا برنامه از قبل طراحی شده ای وجود ندارد.

۲

موقعیت گرا

فرصت طلبانه

سناریوهای کلی وجود داشته و ممکن است به اقتضای شرایط سناریوها کنار گذاشته شوند یا بشدت تغییر کنند.

۳

هدف گرا

نکته کلیدی

برنامه های مقطعی برای حل مسئله و نکته کلیدی و بحرانی آن مقطع وجود دارد.

۴

هدف گرا

برنامه ریزی کامل

برنامه مفصل و کاملی برای همه مراحل وجود دارد که اجرا میشود.

جدول یک – استراتژیهای چهارگانه کارآفرینان ثانیا به نظر میرسد که درصد کارآفرینان زن که اقدام به جستجو یا ساخت فعالنه فرصت میکنند در مقایسه با دو گروه دیگر کمتر است. شواهد عینی بر این ادعا اولا میزان بالاتر خود اشتغالی در زنان ، ثانیا محدودیت در تنوع فعالیتها و نیز هدف قرار دادن بازارهای کوچک توسط زنان کارآفرین و در مقایسه با کارآفرینان مرد است .



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت عالی در خود شکوفایی
. .
مقدمه

مفهوم خود شکوفایی (Self - Actulization) اصولا در نظریات مربوط به مکتب انسان گرایی مطرح شد . کارل راجرز و آبراهام مازلو از چهره‌های معروف نظریات انسان گرایی این مفهوم را برای توصیف افرادی بکار بردند که ویژگیهایی متفاوت از بقیه دارند. ویزگیهایی که این دو انسان گرا برای افراد خود شکوفا عنوان می‌کنند، در بسیاری جهات همپوشی دارند .

  • چه چیزی باعث می‌شود یک فرد به خود شکوفایی برسد؟
  • چرا همه افراد به خود‌ شکوفایی نمی‌رسند؟

ویژگیهای افراد خود شکوفا از دیدگاه راجرز

از دیدگاه راجرز رسیدن به خود شکوفایی به معنای رسیدن به بالاترین سطح سلامت روانی است. پذیرش همه تجارب ، گرایش به زندگی کامل در هر لحظه از هستی ، داشتن توانایی هدایت خود بجای هدایت شدن بر اساس منطق ، عقاید و خواستهای دیگران ، احساس آزادی در عمل و تفکر و برخورداری از خلاقیت سطح بالا از ویژگیهای افراد خود شکوفاست. چنین شخصی از دید راجرز همواره از رعایت مثبت غیر شرطی اشخاص مهم و مورد اعتماد بهره‌مند بوده است. به عبارتی همواره او را برای خودش خواسته‌اند، نه برای کارهایش. چنین فردی قادر است دائما بطور سازنده و به صورت فزاینده‌ای بسوی رشد و کمال گام بردارد. او در برابر شرایط ناموفق و ناراضی زندگی تسلیم نمی‌شود و تلاش می‌کند برای کامل شدن و به حد کمال عمل کردن ، روابط با دیگران را در بهترین و مناسب ترین شکل جهت می‌دهد. آنها آمادگی کسب هر گونه تجربه را دارند، همه عوامل مربوط را سبک و سنگین می‌کنند و سعی می‌کند ارتباط یکپارچه‌ای با تمامی زمینه‌ها داشته باشد .

ویژگیهای افراد خود شکوفا از دیدگاه مازلو

آبراهام مازلو (Abraham Moslow) در نظریه انگیزشی خود اظهار داشت که افراد در جهت خود ‌شکوفایی تلاش و حرکت می‌کنند، ولی وقتی در مورد میزان افراد خود ‌شکوفا تحقیق کرد، کمتر از یک درصد از افراد را خود ‌شکوفا یافت. این تمایز بین تمایل به خود ‌شکوفایی و پایین بودن تعداد افراد خود‌ شکوفا او را بدین نتیجه رساند که افراد خود ‌شکوفا دارای ویژگیهایی هستند که دیگران ندارند. آنها چیزهایی و اهدافی در زندگی دارند که آنها را از دیگران متمایز می‌کند. مازلو با مطالعه ویژگیهای افرادی چون آبراهام لیکلن ، والت و نیمن ، وان بتهوون ، آلبرت انیشتین و الیور روزمت خصوصیاتی که این شخصیتها را از افراد دیگر متمایز می‌کرد، مشخص نمود. او ویژگیهای این انسانها را چنین خلاصه کرده است :

  • به واقعیتها توجه دارند و جهت گیری آنها در برخورد با مسائل و ارتباطاتشان و پذیرش آنها واقع گرایانه است و تلاش می‌کنند که ادراکات خود را مبتنی بر واقعیات بسازند .
  • خود و دیگران و جهان را آنطور که هست می‌پذیرند. به عبارتی تلاش می‌کنند میانه خوبی با شرایط خود و دیگران داشته باشند و آنها را به همان صورت بپذیرند .
  • بیش از اینکه خود محور باشند، توجهشان به مشکلات خارجی معطوف است .
  • نیاز به خلوت و حریم خصوصی دارند .
  • . .
  • خود مختار و مستقل هستند .
  • منزلت اشخاص و اشیاء در نظر آنها قالبی و ثابت نیستند، بلکه در تحول است .
  • اکثر آنها دارای تجربه‌های روحانی و معنوی هستند که لزوما خصیصه مذهبی ندارند .
  • خود را با همنوعان خود همانند می‌کنند .
  • روابط آنها با افراد معدودی که مورد مهر و علاقه هستند، عمیق و عاطفی است نه سطحی و معنوی .
  • وسیله را با هدف اشتباه نمی‌کنند. و در عین اینکه از وسایل به نحو احسن استفاده می‌کنند، به اهمیت آنها در رسیدن به اهداف خود که ارزشمندی بالاتری دارند اذعان دارند .
  • شوخ طبعی آنها فلسفی است نه خصمانه. بطوری که روابط اجتماعی آنها را خلق نمی‌سازند .
  • خلاق هستند .
  • نسبت به همرنگی فرهنگی مقاومت می‌کنند .
  • نسبت به کار خود در صرف وقت ، در راه آن تعهد و احساس مسئولیت دارند .
  • رفتار آنها ساده و طبیعی است .
  • نیاز به خود پیروی ، با خود بون و استقلال شخصی دارند .
  • تجارب عرفانی یا اوج دارند .
  • از روان رنجوری رهانید و در سلامت روانی بسر می برند .
  • . .


مازلو پس از تحقیق و بررسی ، ویژگیهای کلی افراد خود شکوفا را به شرح زیر بیان کرد :

  1. ادراک بسیار کارآمد از واقعیت ، آنها دنیا را چنانکه هست می‌بینند، بدون پیش‌داوری یا قضاوت قبلی .
  2. پذیرش خود ، دیگران و طبیعت بطور کلی
  3. خود ‌انگیختگی ، سادگی و طبیعی بودن
  4. تمرکز روی مشکلات به جای تمرکز روی خود
  5. نیاز به استقلال و داشتن حریم شخصی
  6. احساس درک تازه و مداوم از جهان اطراف خود
  7. تجربه‌های عرفانی
  8. علاقه اجتماعی
  9. . .
  10. روابط بین فردی ، روابط دوستی افراد خود ‌شکوفا شدید‌تر و عمیقتر از روابط مردم عادی است .
  11. خلاق بودن ، افراد خود شکوفا در همه فعالیتهای خود انعطاف‌پذیر ، خودانگیخته و مشتاق اشتباه کردن هستند .
  12. ساختار منش دموکراتیک ، قادرند در ارتباط با هر فردی با روشنی و تواضع ارتباط برقرار سازند .
  13. مقاومت در برابر فرهنگ‌ پذیری ، در واقع آنان بوسیله ماهیت درونی خودشان اداره می‌شوند و نه بوسیله فرهنگ .
. .

این ویژگیها در مواردی باهم وجه مشترک دارند، بطور کلی به نظر می‌رسد که ویژگی انسانهای خود شکوفا به استقلال و اعتماد به نفس است. آنها پذیرای خود و دیگران هستند و مهمتر از همه پذیرای چیزی هستند که زندگی به آنها عرضه می‌کند . نیازمندی این اشخاص ، نیازهای سطح بالا در سلسله مراتب نیازهای مازلو است، نیاز به چیزی که برای زندگی خوب لازم است، همچون حقیقت ، عدالت و امثال اینها . شخصیتهای خودی کلونا به مازلوآ آموختند که انسان نه تنها برای بقاء و یا رفع کمبودها و نارساییها تلاش می‌کند، بلکه به دنبال وجودی بامعناست که از نیاز درونی برای همسازی و یکپارچگی نشأت می‌گیرد. تقریبا همیشه افراد میانسال یا بالاتر دارای این ویژگی هستند، به نظر مازلو آنها کمتر از یک درصد جامعه را تشکیل می‌دهند .

انتقاد از نظریه خود شکوفایی

روش پژوهش و داده‌های تحقیقی مزبور ، به این دلیل که نمونه مورد مطالعه وی بسیار کوچکتر از آن است که تقسیم نتایج را ممکن سازد مورد انتقاد قرار گرفته است. دیگر اینکه انتخاب آزمودنیها بر اساس ملاکهای ذهنی خودش درباره سلامت روانی صورت گرفته است و اصطلاحات او به صورت مبهم تعریف شده‌اند . نظریه خود شکوفایی از حمایت تجربی آزمایشگاهی محدودی برخوردار است، بیشتر پژوهشها نتوانسته‌اند این نظریه را تّأیید کنند، اما این نظریه در تعلیم و تربیت ، صنعت و تجارت ، پزشکی و روان درمانی مورد استفاده قرار گرفته است .


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب

کار افرینی

اولین قدم دانستن معنی لغوی این کلمه می باشد : "طرح پیشنهادی"
و قدم بعدی کاربرد آن : به منظور معرفی پروژه خود و یا دامنه فعالیت خود گاهی لازم است که شرحی از آن را در اختیار کارفرما قرار دهید. در واقع توضیحی از امکانات و اختیارات خود!

گرچه این موضوع ممکن است کلی  بنظر برسد (و خارج از حوزه طراحی وب!)  اما به دلیل ضروری بودن آگاهی نسبت به سبک و سیاق تحریر آن لازم است تا بصورت خلاصه اشاره ای گردد. پس از سایت آفتاب کمک گرفته و اشاره می کنیم :

 

در نگارش پروپزال سطح دانش مخاطبین و نیز موقعیت آنان بایستی در نظر گرفته شود. اگر مخاطب پروپوزال دارای دانش فنی کافی نیست، باید همراه در ابتدای آن یک مقدمه اجرایی به زبان غیرفنی و ساده آورده شود.
استاندارد کاملاً تعریف شده ای برای نگارش یک پروپوزال وجود ندارد، لیکن فرمت های متداول متعددی موجود است و برخی از سازمانها، بخصوص سازمانهای سرمایه گذار و اعطا کننده کمک مالی، فرمت های از پیش تعیین شده ای برای اینکار دارند. در اینجا یک فرمت کلی برای این منظور پیشنهاد می شود.

 

  - فرمت کلی یک پروپوزال

۱) مقدمه

▪ معرفی پروپوزال : اگر پروپوزال را در پاسخ به یک “درخواست پروپوزال“ (RFP) ارسال می کنید، مقدمه ای برای آن فراهم کنید که در آن شماره، تاریخ، شماره تماس با مشتری یا کارفرما و غیره آورده شده باشد. در غیر اینصورت، دلیل ارسال پروپوزال، دریافت کننده آن (با نام) و چگونگی پاسخ مورد انتظارتان را در این مقدمه ذکر کنید.
▪ معرفی سازمان ارسال کنده پروپوزال :سازمان ارسال کننده را بروشنی معرفی کرده و بر ارزش نقش آن برای کارفرما یا مشتری تاکید کنید.

 

▪ سوابق کاری: تجارب و سوایق کاری سازمان یا شرکت خود را بطور خلاصه ذکر کنید.

۲-۱) محصولات ارائه شده
▪ معماری :معماری طراح شده برای محصولات یا خدمات ارائه شده را شرح دهید.
▪ پیکربندی :نحوهٔ پیکربندی محصولات توسط خود یا مشتری را بیان کنید.
▪ جنبه های خاص و مزایا :اصلی ترین جنبه های محصولات پیشنهادی و مزایای مربوط به آنها را شرح دهید.
▪ مشخصات :عملکرد و سایر مشخصات محصولات پیشنهادی را شرح داده و یا در ضمیمه پروپوزال بیاورید.

 


۲-۲) خدمات ارائه شده

▪ بکارگیری :نحوه نصب و بکارگیری را شرح دهید.
▪ یکپارچه سازی :نحوه یکپارچه سازی با محیط موجود را شرح دهید.
▪ نگهداری و پشتیبانی :نگهداری و پشتیبانی فراهم شده برای مشتری را بیان کنید.
▪ روش تحویل :روش تحویل خدمات و رویه های مربوطه را بیان کنید.
▪ کاهش ریسک :تعریف واقع بینانه ای از ریسک های مواه با پروژه و نحوه کاهش آنها ارائه دهید.
▪ تضمین کیفیت :شرح انچه برای تضمین کیفیت انجام خواهید داد.

۳) تجارب و سوابق کاری مرتبط

▪ خلاصه ای از پروژه های انجام شده :توصیف پروژه های مشابهی که قبلاً توسط شرکت انجام شده است.
▪ مراجع و شواهد :شواهد و نقطه نظرات مشتریان قبلی خود را ذکر کنید.

۴) هزینه و قیمت گذاری

▪ روش تعیین قیمت :قیمت مورد نظر چگونه محاسبه شده است؟
▪ قیمت گذاری :قیمت محصولات و خدمات خود را بیان کنید.
▪ نحوه پرداخت :نحوه پرداخت قیمت محصولات یا خدمات خود توسط مشتریان را بیان کنید.
▪ موارد قانونی :هرگونه موارد و نیازمندی های قانونی مورد نیاز قراردادها را بیان کنید. 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:05 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 ملاك‏ها و معيارها در انتخاب شغل و كار

. .

 

مشاوره شغلی عبارت است از تعیین یک حرفه که با استعدادها و امکانات و خصوصیات روانی و جسمی فرد سازگار و هماهنگ باشد. به عبارتی در این شاخه راهنمایی و مشاوره دو دسته اطلاعات مورد بررسی قرار می‌گیرند. یک دسته اطلاعات مربوط به مشاغل و دسته دیگر اطلاعات مربوط به ویژگیها و استعدادهای فرد و در جریان مشاوره تلاش می‌شود تا هماهنگی و تناسب بین این دو دسته اطلاعات مشخص شود و تعیین گردد تا چه اندازه‌ای شرایط مربوط به یک حرفه با تواناییها و ویژگیهای فرد سازگاری دارد .

 ..

تاریخچه مشاوره شغلی

در گذشته انتخاب مشاغل توسط افراد بسیار متفاوت‌تر از شرایط کنونی بوده است. جوانان خانواده معمولا مشاغل و حرفه خود را به صورت موروثی از پدران خود دریافت می‌کردند و در نتیجه مشاوره شغلی چندان مفهوم و اهمیتی برای آنان نداشت. اما با شروع پیچیده‌تر شدن جوامع ، گسترش یافتن حرفه‌ها و مشاغل متعدد ، تخصصی‌تر شدن حرفه‌ها و احساس نیاز به همخوانی بین توانایی فرد و نوع حرفه ، نیاز مراکز صنعتی و ... به افراد ماهر ، افزایش بی‌رویه جمعیت جوان کشورها و افزایش دانش آموزان و ... زمینه و احساس نیاز بوجود فرآیندی با عنوان راهنمایی شغلی را فراهم ساخت .

بطور کلی آغاز کلی فرآیند مشاوره با کارهای فرانک پارسونز در سالهای 1907 تا 1908 که او را پدر راهنمایی شغلی و حرفه‌ای می دانند در شهر بستون آمریکا بود. البته قبل از پارسونز نیز فعالیتهای پراکنده‌ای در زمینه راهنمایی شغلی و سایر مشاوره‌ها بطور غیر رسمی و بخصوص در مدارس انجام می‌گرفت . پارسونز یک مرکز راهنمایی حرفه‌ای تأسیس کرد. به دنبال آن اولین مجله حرفه‌ای یعنی بولتن حرفه‌ای در سال 1915 میلادی انتشار یافت. در سال 1917 میلادی شرکت فعالانه آمریکا در جنگ جهانی اول ایجاب نمود که آن کشور افراد متخصص را در زمینه‌های گوناگون تربیت و به میدانهای جنگ روانه کند. در آن زمان بالا بودن هوش به عنوان اولین ویژگی برای انتخاب افراد مورد نظر بکار گرفته شد .

در ایران شروع به کار مشاوره به صورت مقدماتی به سالهای 1337 تا 1350 بر می‌گردد که رفته رفته کاملتر شده است. تربیت مشاوران و اعزام آنان به مدارس راهنمایی تحصیلی ، تهیه بروشورهای شغلی و استفاده از فعالیتهای مختلف جهت آشنا سازی دانش آموزان به ویژگیهای خود و مشاغل ، از جمله کارهای انجام گرفته در این زمینه بوده است. علاوه بر اینکه بر اساس اهداف مشاوره شغلی بازپروریهای شغلی و دوره‌های ضمن خدمت برای مشاغل مختلف بوجود آمد، که طی آنها تلاش می‌شد کارآیی و توانایی افراد مشغول در حرفه‌های مختلف را بالا ببرند .

اهمیت مشاوره شغلی

شغل و حرفه فرد از آنجایی که بخش عمده‌ای از زندگی او را به خود اختصاص می‌دهد و به عبارتی انسان ساعات زیادی از وقت خود را در محل کار خویش و درگیر حرفه خویش می‌گذراند، اهمیت بسزایی دارد. چنین شرایطی اگر چنانچه با شرایط و تواناییها و علایق فرد همخوانی نداشته باشد، به عدم رضایت شغلی خواهد انجامید. تحقیقات نشان می‌دهد عدم رضایت شغلی یکی از مهمترین مشکلات استرس‌زا در زندگی فرد است که می‌تواند جنبه‌های دیگر زندگی او را تحت تأثیر قرار دهد .

به عنوان مثال فرض کنید فردی را که به شغل خود علاقمند نیست یا تواناییهای لازم برای انجام آن را بطور مفید ندارد‌، خستگی او مسلما بیشتر از فردی خواهد بود که با رضایت و لذت کامل آن شغل را انجام می‌دهد. فرد اول با دامنه‌ای از استرس و خستگی شدید وارد منزل می‌شود و میزان تحمل و مقاومت او در برابر جنبه‌های مختلف زندگی پایینتر از فرد دوم خواهد بود که شغل خود را کامروابخش تلقی می‌کند. علاوه بر تأثیرات فردی مشاوره شغلی ، تأثیرات اجتماعی آن را نیز نباید از نظر دور داشت . کارآیی فرد در حرفه‌ای که به او واگذار شده است بسیار تحت تأثیر توانایی و استعداد و علاقه او به آن شغل دارد. عدم هماهنگی فرد با شرایط شغل کارآیی او را در مسیر اهداف شغلی مرکز ، کارخانه یا مؤسسه پایین خواهد آورد. مؤسسات و مراکز مختلف کاری مایل به بکارگیری افرادی هستند که کارآیی بالاتری داشته باشند .

فرآیند مشاوره شغلی

مشاوره شغلی بر طبق نظر پارسونز در سه مرحله اساسی صورت می‌گیرد :

1.       شناسایی کامل تواناییها ، استعدادها ، رغبتها و محدودیتهای فردی؛ این ویژگیها تمام تواناییهای جسمانی ، روانی و محدودیتهای جسمانی و روانی و اجتماعی فرد را در بر می‌گیرد .

2.       شناسایی مشاغل متعدد و آگاهی نسبت به عواملی که منجر به موفقیت و رضایت شغلی می‌گردند. در این راستا ویژگی های مختلف هر یک از مشاغل از جنبه های مختلف مالی، اجتماعی و سایر محدودیت ها مورد بررسی قرار می گیرند. برخی مشاغل ویژگیهای خاص خود را دارند که باید مورد توجه قرار گیرند. مثل مسأله شب کاری برای شغل پرستاری و دور بودن از محل زندگی برای مدتهای طولانی برای انجام فعالیتهای باستان شناسی و ... .

3.       ایجاد سازش منطقی بین خصوصیات شخصی و شرایط شغلی که به موفقیت و رضایت شغلی می‌انجامد. شغل مورد نظر چه ویژگیها و چه محدودیتهایی دارد؟ چه ویژگیهای فردی را نیاز دارد؟ و چقدر بین این دو دسته ویژگی هماهنگی و همخوانی وجود دارد، سؤالاتی هستند که در جریان مشاوره شغلی به آنها پاسخ داده می‌شود .

زمان اقدام به مشاوره شغلی
با توجه به گسترش یافتن مشاوره شغلی و احساس نیاز شدید به آن به صورت برنامه ریزیهای کلی تلاش می‌شود از همان دوران تحصیل گامهای اولیه راهنمایی شغلی برداشته شود. سال اول دبیرستان معمولا زمان رسمی برای شروع آشنا سازی دانش آموزان با مشاغل و حرفه‌های مختلف است که به صورت فعالیتهای کلاسی ، تهیه بروشورهای شغلی ، بازدید از مشاغل مختلف و برگزاری اردوها انجام می‌گیرد و تلاش می‌شود با ارائه اطلاعات کافی به دانش آموزان در مورد مشاغل مختلف و همچنین در نظر گرفتن توان و استعدادهای خود به انتخاب رشته تحصیلی بپردازند .

برای کمک بیشتر به دانش آموزان معمولا از مصاحبه‌ها و مشاوره‌ها و همچنین اجرای آزمونهای مختلف و بویژه آزمون رغبت سنج استفاده می‌شود. مشاور با در نظر گرفتن فعالیت تحصیلی دانش آموز در طول سال و نمرات او در آزمون رغبت سنج و علایق و دیگر تواناییهای او ، اولین گام را برای انتخاب شغل خود در آینده که با انتخاب رشته تحصیلی وی ارتباط نزدیکی دارد بر می‌دارد. البته این مرحله ، مرحله آغاز رسمی ارائه راهنمایی شغلی فرد است. معمولا قبل از این مرحله فرد اطلاعاتی از جامعه و پیرامون خود ، خانواده و سایر نهادها در باب مشاغل مختلف کسب کرده است .

از سوی دیگر مراکز و مؤسسات نیز برای انتخاب کارمندان و شاغلین خود با در نظر گرفتن اهداف و آرمانهایی که دارند و ویژگیهایی که مورد نیاز مشاغل آنهاست در مصاحبه‌های استخدامی خود با بررسی تواناییها و استعدادهای فرد به گزینش افرادی می‌پردازد که خصایص آنها بیشتر از بقیه به اهداف آنها نزدیکتر باشد و همخوانی بیشتری با مشاغل مورد نظر داشته باشد. به عنوان مثال با اینکه سلامت روانی در تمامی مشاغل مد نظر می‌باشد، اما دارا بودن یکسری ویژگیهای روانی در مشاغلی چون خلبانی ضرورت کامل دارد. مثلا زمان واکنش سریع ، پایین بودن استرس و حفظ آرامش روانی .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

 همت مضاعف در کار و کارآفرینی

 

 

 

 

مقدمه

یافتن شغل یکی از اصلیترین دغدغه‌های افراد ، بخصوص فارغ التحصیلان دانشگاهی است. حتی در حین انتخاب رشته ، ابتدا فرصتهای شغلی آن را مدنظر قرار می‌دهند. در اینجا روی صحبت ما بیشتر با دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی می‌باشد. بسیارند افرادی که پس از فارغ التحصیلی به هر دری می‌زنند تا جذب کار شوند، لیکن ناکام می گردند و البته تعدادی از افراد نیز بلافاصله ، جذب بازار کار می‌شوند .

شاید در ذهن خود با این سوال دست و پنجه نرم کرده‌اید که چرا برخی از افراد براحتی مشغول به کار می‌شوند و برخی دیگر خیر؟ در پاسخ باید گفت که اکثر این افراد از دوران دانشجویی مهارتهایی برای یافتن شغل کسب نموده‌اند و بدین وسیله بذر اشتغال خود را در بسیاری از مراکز پاشیده‌اند. یافتن شغل نیاز به آگاهیها و مهارتهایی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌گردد :

با اساتید و دبیران خود ارتباط برقرار کنید .

علاقمندی و تلاشگری خود را به آنها نشان دهید، زیرا اساتید می‌توانند علاوه بر راهنمایی شما به عنوان کلیدهایی در جهت آگاه شدن شما از فرصتهای شغلی عمل نمایند .

در سمینارهای مرتبط با رشته و علایق خود ، شرکت فعال داشته باشید .

شرکت در چنین سمینارهایی علاوه بر آشنا ساختن شما با مباحث جدید رشته تحصیلی خود و خلق ایده‌های نو در ذهنتان ، موجب آشنایی شما با متخصصین خواهد شد که ممکن است از همکاری شما در آینده استقبال نمایند .

خود را به مهارتهایی از قبیل دانش کامپیوتر و تسلط به یک زبان خارجی مجهز سازید .

·         مراکز ادارات مرتبط با شغل خود را ، هم در شهرستان خود و هم در محل تحصیل شناسایی کرده و با آنها ارتباط برقرار نمایید .

·         در NGO ها یا نهادهای مردمی و سازمانهای غیر دولتی شرکت نمایید. فعالیت در چنین مراکزی علاوه بر گسترده‌تر کردن ارتباطات شما ، منجر به افزایش تجربه کاری شما و نیز داشتن سابقه‌ای مثبت از شما خواهد شد .

·         در فرصتهای کارورزی و گذراندن طرح ، قابلیتهای خود را نشان داده و از جان و دل کار کنید. زیرا اغلب چنین مراکزی ، نیروهای کاری و مهره‌های خلاق و پر تلاش را جذب خواهند نمود .

اهداف خود را بلند ، اما گامهایتان را کوچک انتخاب کنید .

انتظار نداشته باشید که پس از فارغ التحصیلی یا حتی در دوران دانشجویی ، دقیقا همان شغل و مقامی را بدست آورید که در پی آن بوده‌اید. شما بایستی ابتدا مهارت ، شایستگی و فروتنی خود را در کارهای محوله و گاه حتی خرد ، اثبات کنید تا در مسیر بالا رفتن از پلکان ترقی قرار گیرید .

یاد بگیرید که چگونه با اعتماد به نفس بالا ، خود و تواناییهایتان را به دیگران ارائه کنید .

برای مثال شما بایستی هنگام تقاضای شغل ، مشخصات ، تواناییها ، سوابق ، علایق کاری ، ... (رزومه) خود را بطور مکتوب همراه داشته و در زمان مقتضی آن را ارائه کنید و نیز مهارتهای خود را برای برقراری بهتر بالا ببرید .

خلاقانه فکر کنید .

ذهن خود را باز و آزاد بگذارید تا به تمام راههایی که از آن طریق به نوعی می‌توان کار آفرینی نمود، فکر کنید .

هرگز از شکست نترسید .

اندیشمندی می‌گوید : " به یاد داشته باش که هر پیروزی بزرگی ، پس از چند بار شکست بدست می‌آید. شکستهای مکرر ، مانند پیکهایی هستند که در جاده منتهی به پیروزی حرکت می‌کنند ."

کلام آخر آنکه

تو باید زبر دست و پر توان باشی که حتی قبل از آن که تو در جستجوی کار باشی ، کار در جستجوی تو باشد .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 همت مضاعف در کار و کارآفرینی

 

انگیزه پیشرفت عبارت است از نیروی انجام دادن خوب کارها نسبت به استانداردهای عالی. دیوید میک للند و جان اتکسنیون که ماهیت انگیزش پیشرفت را در چهل سال اخیر مطالعه کرده‌اند نیاز پیشرفت را اینگونه تعریف می‌کنند. جستجو کردن موفقیت در رقابت با استانداردهای عالی شخص با انگیزش پیشرفت نیرومند می‌خواهد در برخی از تکالیف چالش انگیز موفق شود .

 

ویژگیهای افراد دارای انگیزه پیشرفت

حداکثر عملکرد در تکالیف نسبتا چالش انگیز در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا

افرادی که نیاز پیشرفت زیادی دارند در تکلیفی که به آنها گفته شده از نظر دشواری متوسط بهتر از افرادی که نیاز پیشرفت کمی دارند عمل می‌کنند. وی افراد با نیاز پیشرفت زیاد بهتر از افراد با نیاز پیشرفت کم در تکالیف آسان یا دشوار عمل نمی‌کنند و عملکرد در تکالیف نسبتا دشوار برای فرد با نیاز پیشرفت زیاد مشوق مثبتی را فراهم می‌سازد که فرد با نیاز پیشرفت کم آن را تجربه نمی‌کند. فرد با نیاز پیشرفت زیاد به دنبال چالش متوسط است زیرا این نوع چالش مهارت و تونایی وی را بهتر می‌آزماید. موفقیت از طریق مهارت خود شخص به فرد با نیاز پیشرفت زیاد این احساس را می‌دهد که کار وی خوب انجام شده است، احساس که اهمیت خاصی برای این افراد دارد .

پایداری در افراد با انگیزش پیشرفت بالا

افراد با نیاز پیشرفت زیاد نه تنها تکالیف نسبتا دشوار را ترجیح می‌دهند بلکه پایداری بیشتری نیز در این تکالیف دارند و پایداری کم در تکالیف آسان و دشوار افراد شدیدا پیشرفت‌گرا هنگام روبه رو شدن با شکست در تکالیف دشوار در مقایسه با افراد پیشرفت‌گرای کم پایداری زیادی نشان می‌دهند . افراد با نیاز پیشرفت زیاد عموما استقامت بیشتری دارند و تا مدت زمان بیشتری به کار خود ادامه می‌دهند .

رفتارهای بازرگانی در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا

مک کللند که تحقیقات مفصلی روی انگیزش پیشرفت داشته است ارتباط نیرومندی را بین رفتارهای بازرگانی و انگیزه پیشرفت مشاهده کرده است. او دانشجویان را از نظر نیاز پیشرفت مورد بررسی قرار داد و انتخابهای شغلی آنها را 14 سال بعد پی گیری نمود. هر یک از شغلهای دانشجویان با عنوان بازرگانی دسته بندی شد. اکثر افرادی که که مشاغل بازرگانی داشتند در آزمون 14 سال قبل خود انگیزه پیشرفت بالایی نشان داده بودند .

زمینه اجتماعی انگیزه پیشرفت

هنگام توصیف انگیزه پیشرفت ضروری است که زمینه‌های اجتماعی آن توجه شود. هر فرد تلاش می‌کند به نحوی به وظائف مورد نظر خویش عمل کند ولی از آنجا که این امر در یک محیط اجتماعی اتفاق می‌افتد. مفاهیمی از قبیل تشریک مساعی ، رقابت ، تشکیل گروه ، اهداف گروه و پیشرفت گروهی نیز مطرح می‌شود. در میان آثار اجتماعی انگیزه پیشرفت می‌توان به آثار مثبت اجتماعی آن اشاره کرد که مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرند. با توجه به اینکه بیشتر افراد جامعه موفقیت در انجام وظائف را یک هدف مثبت در نظر می‌گیرند و در این زمینه تلاش می‌کنند در نتیجه به آثار مثبتی از قبیل فزونی انتظار موفقیتهای بعدی غرور و صلاحیت بیشتر دست می‌یابند. بنابراین موفقیت دارای آثار مثبت اجتماعی است .

دستیابی به هدف مورد انتشار موجب تجلی موفقیت می‌گردد و در این صورت افراد نسبت به یکدیگر برخورد صمیمانه و خیر اندیشانه از خود نشان می‌دهند. در یکی از آزمایشاتی که در این زمینه انجام شد، محققان نتیجه گرفتند که افراد موفق نسبت به افراد ناموفق در زمینه کارهای اجتاعی و عام المنفعه و مددیاری آمادگی بیشتری از خود نشان می دهند. آنها معتقد بودند که بین موفقیت و گرایش به کارهای مردم پسند رابطه وجود دارد. نتیجه تحقیق دیگری نشان داد که وجود احساس موفقیت در افراد باعث می‌شود که آنها به شکلات دیگران بیشتر رسیدگی کنند .

تاثیر عدم موفقیت بر رفتار به درستی معلوم نیست ولی وقتی موفقیت سبب افزایش رفتار اجتماعی می‌شود، می‌توان تصور کرد که عدم موفقیت در بروز رفتارهای ضد اجتماعی موثر باشد. گاهی افرادی که موفق نمی‌شوند، سعی می‌کنند عزت نفس خویش را به صورت سطحی با رفتارهای بلند پروازنه بهبود بخشند. تاثیر عدم موفقیت به عواملی از قبیل زمینه‌های اجتماعی و موقعیت اجتماعی که فرد در آن موقعیت موفق نشده است، بستگی دارد .

روشهای اندازه گیری انگیزه پیشرفت

رایج‌ترین شیوه اندازه گیری انگیزه‌های پیشرفت آزمون TAT است که توسط "هنری مورای" ارائه شده است . TAT مجموعه‌ای ار تصاویر را به آزمودنی نشان می‌دهد و از او می‌خواهد تا داستانهای کوتاهی درباره وقایع نقاشی شده در هر تصویر بسازد. محتوا و موضوعی که فرد برای تصویر ارائه شده در قاب داستان ارائه می‌کند، می‌توانند بیانگر نیازها و انگیزه‌های پیشرفت باشند: مثلا ممکن است فردی برای یکی از تصاویر آزمودن TAT موضوع تلاش شخصی را برای راه یابی به دانشکده پزشکی ، دکتر شدن و کشف درمان برای یک بیماری لاعلاج را مطرح کند چنین محتوایی یک موضوع مربوط به انگیزه پیشرفت است .

علاوه بر آزمون TAT مقیاسهای دیگری نیز برای بررسی انگیزه پیشرفت مورد استفاده قرار گرفته‌اند که مقیاسهای خود سنجی رواج بیشتری پیدا کرده‌اند چون راحت‌تر قابل اجرا و نمره گذاری و تفسیر هستند. در این میان می‌توان به مقیاس pmt هرمنزو پرسشنامه انگیزش پیشرفت هلم دیچ و اسپنس اشاره کرد .

 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب

ريیس کمسیون شوراها و امو داخلی مجلس گفت: انتظار می رود که امسال با کار مضاعف، کشور را با سرعت به سوی سازندگی حرکت دهیم.

 

حجت الاسلام روح الله حسینیان، ريیس کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس شورای اسلامی در خصوص ضرورت نامگذاری امسال به نام سال کار مضاعف و همت مضاعف از سوی مقام معظم رهبری به خبرنگار شبستان گفت: مشکلات و گرفتاری هایی که در سال گذشته در کشور به وجو آمد و نا آرامی هايی از سوی برخی افراد در کشور رخ داد که موجب شد کارها از لحاظ اقتصادی و عمرانی به گونه ای که باید و شاید پیش نرود.

وی اظهار کرد: ضرورت دارد که امسال علاوه بر کار مضاعف و همت مضاعف، اقداماتی هم برای جبران کارهای عقب افتاده سال هاي گذشته صورت گیرد.

 

حجت الاسلام حسینیان بیان کرد: با نامگذاری امسال به نام کار مضاعف، همت مضاعف باید مسئولان دستگاه های قضایی، قانونگذاری و اجرایی و همه دست اندرکاران امور و ملت ایران با کار و تلاش بیشتر علاوه بر جبران مافات به چشم انداز 20 ساله کشور نزدیک شوند.

 

وی تصریح کرد: انتظار می رود که در سال همت مضاعف، کار مضاعف همه با کار و تلاش مضاعف کشور را در یک ریل با سرعت به سوی سازندگی حرکت دهیم.

 

این نماینده تهران در مجلس اظهار کرد: همه نهادهای مسئول باید با یک برنامه ریزی سازماندهی و نظارت بر امور را از لحاظ کیفی و کمی به پیش ببرند و راهکار و برنامه ریزی را بریايه حرکت سریع پیش بینی کنند و آن را به اجرا برسانند



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 12:27 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
 
 

 افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان به ارمغان می‌آورد. با به‌کارگیری اصولی که در این قسمت برای شما شرح می‌دهیم می‌تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و بی‌نقص راه‌اندازید. 

    

ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این امور عادت نداده‌ایم. این امر سبب می‌شود تـا توانایی خـود را بـرای دامـن زدن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل فرصت‌های بیشماری را به آسانی از دست می‌دهیم. ایـده‌های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات می‌گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت‌ها بنگرید و افکار متفاوت را آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید. عده‌ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آن را به طرز وحشتناکی بی‌حس و کرخت می‌کنند، چنین رفتاری باعث می‌شود درخت افکار شما هیچگاه به بار ننشیند.

۱) زیاد مطالعه کنید
ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد، نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسائل مختلف شما سطحی‌نگری را کنار می‌گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می‌نگرید.
۲) فرصت‌ها را از دست ندهید
شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می‌کنید. تصور شما نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می‌کنید که مغزتان اصلا کار نمی‌کند و هیچ عکس‌العملی از خود نشان نمی‌دهد اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به‌قدری فعال است که می‌خواهید اینشتین را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمی‌شود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می‌توانید به افکار خود پر و بال دهید.
۳) یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید

هنگامی‌که افکار بی‌نظیر به ذهن شما خطور می‌کنند، از ذخیره‌کردن آنها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت‌های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت همراه داشته باشید.
۴) از افکار دیگران بهره بجویید
بهره‌جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده‌های شخصی شماست. با مطرح شدن یک بحث در میان جمع، آن‌قدر پیشنهادهای مختلف شنیده می‌شود که نیمی از آنها هرگز به ذهن شما نمی‌رسیدند. به این طریق شما می‌توانید با کوله‌باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم‌گیری گام بردارید.

۵) تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید
گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می‌شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد، تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است. اگر چشم‌انداز پیرامون شما تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخودآگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می‌دهد. بنابر این می‌توانید پیاده‌روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد.
۶) روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید
ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طریق فشار‌های اجتماعی سرکوب نشده است. به جهان با شگفتی می‌نگرند و مانند بزرگ‌ترها پاکی و معصومیت خود را از دست نداده‌اند.
از سوی دیگر با افراد سالخورده و مسن نیز مشورت کنید. آنها مدت‌ها پیش با تمام این مشکلات مواجه شده‌اند و با آن دست و پنجه نرم کرده‌اند. تجربیاتشان آن‌قدر سودمند و با ارزش است که هیچ ‌قیمتی را نمی‌توان روی آن گذاشت.

۷) به رفیق خود مراجعه کنید
همه ما دوستی داریم که به نظر می‌رسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می‌خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهم‌تر نیز از او یاری بجویید.
۸) به توانایی‌های خود اتکا کنید
قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون‌ها در جای خود مفید هستند اما ممکن است مانند یک چشمبند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم‌اندازهای متفاوت را به شما ندهند.
هرازگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. شما می‌توانید بدون توجه به کارایی روش‌های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید. کمی جسارت به خرج دهید و سیستم‌های فعلی را زیر سوال ببرید.
۹) در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید

خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید، لازم نیست راه‌حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شما تنها در رشته‌ای که مهارت دارید خوب کار می‌کنند و در سایر رشته‌ها نتیجه‌ای مصیبت‌بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری را دارید بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام کلیه امور را به دست او بسپارید تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند.
۱۰) به ذهن خود آزادی عمل دهید
آیا با تمرین‌های رایج نویسندگان آشنایی دارید؟ آنها برای مبارزه با محدودیت‌ها یک روش بسیار جالب را برگزیده‌اند. فقط کافی است قلم را روی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است، روی کاغذ بیاورید. می‌توانید از مشکلات شروع کنید و به دنبال هیچ‌گونه ارتباطی در دستنوشته‌های خود نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث و نامعقول به نظر می‌رسند.
بعدا می‌توانید مثل یک جدول تناوبی آنها را سازماندهی کنید، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی‌ربط باشد اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است، این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده‌اید و این خود یک امتیاز محسوب می‌شود. هیچ‌کس نمی‌داند شاید به نتیجه‌ای برسید که سال‌ها منتظر آن بوده‌اید.

۱۱) ایده‌های گذشته را
از نو بسازید
افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت‌افزار آن را ارتقا دهید. ایده‌های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و روی آنها عملیات نوسازی انجام دهید. آنها را اصلاح کنید و برای بهبودی آنها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز برای تقویت هر چه بیشتر به آنها بیفزایید. این کارها را می‌توان با نوشتن عقاید اولیه خود روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر می‌رسد پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.
۱۲) از الهه وجودتان یاری بخواهید
آیا یک شیء، آهنگ، مکان و یا یک شخص خاص وجود دارد که حضور و یا تجسم او برای شما خوشایند بوده و به ذهنتان نیرویی همچون قدرت موتور جت می‌دهد. از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن مضایقه نکنید. تنها یک چنین چیزهایی هستند که شما را به سمت ابتکارات بدیع رهنمون می‌سازند. از وجود آن بهره بجویید و اجازه دهید تا انوار طلایی آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را دربرگیرد.
ویژگی‌های یک ایده بزرگ شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ به‌ویژه آن دسته که روی مسائلی نظیر طراحی و تبلیغات کار می‌کنند، سرمایه‌گذاری‌های عظیمی صرف می‌کنند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه می‌توانند ذهن خود را آزاد کنند تا سرچشمه ایده‌های بزرگ باشند. خیلی از آنها از کارمندان درخواست ارائه لیست هفتگی ایده‌ها را می‌کنند. در چنین محیطی چیزی به عنوان فکر بد وجود ندارد، فقط بعضی ایده‌ها خام هستند
بنابراین خیالبافی و رویا‌پردازی کنید تا ذهـن شما به نظریه‌پردازی عادت کند و از قلمرو سادگی بیرون آید. قدری افسارگسـیـخـــته باشید تا پندار شما به بلندی‌ها پرواز کرده و اوج گیرد.

  

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 7 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

فناوری اطلاعات بخش اعظمی ازاقتصادرا تشکیل مــی دهد. آنچه این روند را به پیش می
راند، اهمیت روزافزون مدیریت
فناوری اطلاعات در تضمین عملکرد بهینه برای طی فراز ونشیبهای چرخه های کسب و کاراست.
مطالعات جهانی نشریه اکسنچر حاکی از این است که شرکتهایی که در طول یکدوره پنج ساله رکود اقتصادی اوایل دهه 1990، بالاترین میزان سوددهی را به سهامدارانشان داشته اند، به جای تمرکز، صرفاً بر روی کاهش هزینه ها، سعی در حفظ رشددرآمد و سوددهی داشته اند. تحقیقات دیگر اکسنچر که متمرکز بر نظارت و کنترل فناوریاطلاعات بوده نشان داد کـــه شرکتهایی که حاشیه سود بالاتری داشته اند، سهم بزرگتریاز بودجه فناوری اطلاعات خود را به جای فرایندهای عملیاتی فنــــاوری اطلاعات، بهنوآوری اختصاص داده اند.
تأمل بر روی نتایج این تحقیقات از منظر معاونانمدیرعامل در فناوری اطلاعات بیانگر نقش حساس آنها در طول چند سال آینده است، بویژهبا عنایت به این مهم که شرکتها درصدد جذب هرچه بیشتر سود سهامداران برخواهند آمد. اما برای معاونان در زمینهفناوری اطلاعات، پدیدآوریفضاییبرای گفتگوی لازم درجهت ایجاد تعادل مابین فناوری اطلاعات و ایجاد ارزش تجاری آساننیست.

یک بررسی دیگر اکسنچر در مورد مدیران ارشد و مدیران عامل نشان داد کهبیشتر آنها هنوز ازطرف مدیران عامل به جلسات برنامه ریزی استراتژیک دعوت نشده اند واین درحالــــــی است که از آنها انتظار می رود راه حلهای مقطعی ارائه کنند.
مدیران ارشد باید پا فراتر از این محدودیت بگذارند و جزء بخش اصلی و لاینفکفرایندبرنامهریزی استراتژیکشوند و این به معنای دورشدن از نقش سنتی یک فناوری است.
تحقیقات مستمر اکسنچر درمورد ویژگیهای شرکتهای موفق نشان می دهد که آنها فناوریاطلاعات را به عنوان ابزاری به منظور نوآوری، ایجاد الگوهای تجاری کارامدتر، همزمانبا افزایش بهره وری به کار می گیرند. اکسنچر بویژه معتقد است، مدیران ارشد بایدچهار کار انجام بدهند که از نقش فناوری اطلاعات به منظور یاری رساندن به شرکتهایشانبرای دستیابی به عملکرد موفق اطمینان حاصل کنند و به نوبه خود درحین روند، از لحاظشخصی نیز عملکرد بهتر داشته باشند.

·         بحث مربوط به فناوری اطلاعات را روی ایجاد ارزش برای مشتری متمرکز کنید. به منظور دستیابی به عملکرد خوب در این بین، مدیران ارشد می توانند بحث فناوری اطلاعات را با همکاران خود در قالب نقشی که فناوری اطلاعات می تواند در حوزه هایی با اولویت از قبیل ایجاد رشد،کاهش ریسک، کوتاه شدن چرخه های زمانی داشته باشد، محدود کنند .

همچنین مدیران ارشد مسئولیت هدایت یک نگرش مشترک برای فناوری اطلاعات که موردتاکید رهبری فناوری اطلاعات و شرکت بوده و برای تولید ارزش سکوی شروعی محسوب شود را برعهده دارند. برای مثال، شرکت رولز رویس، سابقاً ازطریق فروش قطعات اضافی بـــه مشتریان توربین های گازی اش سود می کرد. درآمد روبه افزون آن به خاطر دردسترس بودن و اعتبار محصولاتش خواهدبود .
شعار تجاری اش فروش قدرت به ازاء هر ساعت است و این امر به نوبه خود نگرشی از سیستم های مبادله و اطلاعات را می طلبد که زنجیره عرضه، مدیریت خدمات و قابلیت سنجش وضعیت موتور را تقویت می کند .

در این زمینه اینکه مدیرارشد، بحث ارزش مشتری را به سطح ارزش سهامدار برساند، از اهمیت برخوردار است. استفاده از روشهای مرسوم برای بازگشت سرمایه گذاری فناوری اطلاعات که باید در عوض به عنوان ابزار کنترلی و صرف تصویب پروژه ها شود، کافی نیست .
·         برای تغییرات مبتنی بر فناوری اطلاعات، طرحهای مناسب ارائه بدهید. مدیران ارشد باید همواره در جستجوی فرصتهایی برای ایجاد ارزش بیشتر ازطریق مشارکت، مثلاً در زنجیره تامین شرکتهای دیگر باشند .


این دو موضوع را درنظر بگیرید .

·         به کارگیری قابلیتهای فناوری اطلاعات برای سهولت بخشیدن به همکاریهای تجاری .

·         همکاری به منظور گسترش طرحها برای تغییر مبتنی بر فناوری اطلاعات .

مدیران ارشد باید توجه خود را به کاهش ریسک، تقسیم سرمایه و پایه گذاری استانداردهای عملی ازطریق کمک گرفتن از توانائیهای خاص شرکتهای ثالث معطوف کنند .
یکی از عوامل مهم برای دستیابی به عملکرد موفق حاصل از شراکت، یک ساختار قراردادی خوب برپایه پارامترهای مرتبط با ایجاد ارزش تجاری است. واگذاری کل عملکرد فنــــاوری اطلاعات ( به صورت پیمان کاری) یا بخشهای اصلی آن، معاون مدیرعامل را از بار مسئولیت استراتژیک آن معاف نمی کند، بلکه کاملاً برعکس. وی علاوه بر گفتگوی مستمر با گروه پیمانکار باید قراردادی داشته باشد. که به طور مشخص بیان کند از آنها درجهت ارتقای ارزش مشتری چه انتظاری می رود .

·         برنامه کار سرمایه گذاری فناوری اطلاعات را بهینه کنید. تحقیقات اکسنچر نشان می دهد شرکتهایی با حاشیه سود بالا به طور خاص بودجه بیشتری را به فناوری اطلاعات جدید اختصاص می دهند و نسبت به هم ردیفان خود هزینه کمتری صرف فناوری اطلاعات می کنند . تحقیق همچنان نشان داد که بیشتر از صد شرکت اروپایی، آنهایی که موفق به بهره وری بیشتری شده اند، تشکیلات IT و نظارت خودشان را با واحدهای تجاری که ممکن است کاملاً متعدد و خـــــودگردان باشند، همسو می کنند. برای حصول به این سطح از عملکرد بالا، مدیران ارشد باید روشی را اتخاذ کنند، که به ایجاد و متعاقباً تحقق بخشیدن طرح و نقشه فناوری اطلاعات منجر شود که از درست بودن مسیر سرمایه گذاری بودجه فناوری اطلاعات اطمینان حاصل کنند .

این امر مستلزم آن است که مدیران ارشد مراقب باشند، که سرمایه ها به دلایلی از قبیل، فشار سیاسی، خودمحوری، آشفتگی و سوءتفاهم درمورد رابطه بین فناوری اطلاعات و ارزش مشتری به حوزه های کم اهمیت تر سرازیر نشوند .
علاوه بر این، مدیران ارشد باید از حوزه آموزش بهره گیرند و قادر به تغییر مدیریت و مدیریت برنامه باشند، تا تمام سطوح دپارتمان فناوری اطلاعات را مجهز کنند و همراه با توجه ویژه ای که به همکاری فعال با هم ترازان خود در محدوده تجاری معطوف می کنند، به محقق کردن طرحها و نقشه ها کمک کنند . همچنین مدیران ارشد باید نسبت به تغییرات خارجی که ممکن است باعث بی اعتباری یک موردتجاری شوند، آگاه باشند،‌ و برای تنظیم بعدی آماده گردند .

·         فناوری اطلاعات را به منظور بهبود قابلیتها و پیامدهای کسب و کار تغییر دهید .

روندهای جدید، ابزارها، قابلیتها و معماریها، منبعی همیشه تازه از فرصتهای جدید برای بهینه سازی فرایند فناوری اطلاعات هستند .
از وظایف مدیر ارشد این است که این فرصتها را ارزیابی کنند و آنهایی که شامل تبعاتی مثل کارایی مثبت و زیربنایی می شوند، توصیه کنند .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 7 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 

 

یک کسب و کار خوب تا حدود زیادی به افراد موجود درآن بستگی دارد. برای اداره کردن موثر کسب و کارتان شما باید برای یافتن و استخدام کارمندان شایسته زمان کافی داشته باشید.

درهمه اشکال واندازه های کسب و کار ، نیروی انسانی از اهمیت حیاتی برخوردار است . همه شرکتها در استخدام یک نیروی جدید خطرهاي مشابهی دارند. با این حال شرکت‌های کوچک‌تر کمتر قادر خواهند بود که از پس هزینه هاي استخدام نیروی کار ناشایست برآیند .

اگرشما مدیر یا مالک شرکت کوچک يا متوسط هستيد برای بهبود عملکردتان باید از بعضی از این فنون کارمندیابی استفاده كنيد:

 

 

تنظیم سیاست‌های پرسنلی

اول از همه ، توانایی‌ها و ضعف‌هاي کسب و کارتان را بشناسید و سپس سعی کنید وضعیت‌هایی که شما درعملکرد روزانه کسب و کارتان انتظار دارید به آن برسید را پیش بینی كنيد. در اين بخش مي‌بايست خط مشی های اثرگذار برکارمندان همانند دستمزدها ، مرخصی‌ها ، زمان استراحت ، شکایات، مزایای جانبی و حتی سیاست‌های بازنشستگی به صورت مکتوب تنظیم شود. در ادامه به تعدادي از اين سياست‌ها اشاره مي‌شود:

ساعات کار

قبل از جذب كاركنان بايد مقدار ساعات و تعداد روزهای کاری در طول هفته ، عصرکاری و کار در ایام تعطیلات ، اضافه کار و .... مشخص شود. شما با برنامه‌ریزی آینده گرانه می توانید مقدار کار کارمندانتان را تشخیص دهید و اضافه کاری را به حداقل برسانید و در دوره های اوج کار با استفاده از کار پاره وقت و در نرخ‌های مشخص باآن مقابله کنید.

تعطیلات

سعي كنيد حقوق کارکنان شما متناسب با سازمان‌هاي مشابه منطقه باشد و علاوه برآن می تواند براي انگیزه كاركنان پاداش نيز داشته باشيد.

همچنين بايد ميزان دقيق مرخصي كاركنان در طول سال مشخص شود و ميزان مرخصي بدون حقوق كاركنان نيز تعيين شود.

آموزش

شما باید مطمئن شوید که به هریک از کارمندان شما آموزش کافی برای شغل داده شود . درشرکت‌های کوچک‌تر مسوولیت‌های آموزشی به طور معمولی بر عهده مدیر است. اما در شركت‌هاي بزرگ مي‌توان اين كار را به كمك ناظران و مدرس خوب انجام داد.

 

بازنشستگی

طرح شما برای مزایای بازنشستگی ، طرح‌های مقرری و طرح بیمه سالیانه چیست؟ و چه برنامه‌اي براي بازنشستگي كاركنانتان داريد؟ قبل از استخدام بايد براي اين موارد برنامه‌ريزي كنيد.

شکایات

ممكن است تضادهايي بين كارمندان در محل كار وجود داشته باشد كه بهترین راهکار این است که روشهای بررسی شکایات را تعیین كرده و افراد شايسته‌اي را برای بررسی شكايات درنظر بگیرید.

ترفیع

بايد نحوه ترفيح افراد به روشني مشخص شود زيرا ترفيعات به طور طبیعی حقوق و دستمزد و تغییرات عناوین شغلی را افزایش خواهد داد.

بررسی عملكرد كاركنان

 

آیا شما به طور دوره ای عملکرد کارمندان را بررسی می کنید؟ اگر چنین است ملاک شما چه فاکتورهایی است؟ آیا شما تنظیمات حقوق و پیشنهادات آموزشی را انجام می دهید ؟ كه قبل از استخدام كاركنان بايد به همه اين موارد پاسخ داده شود.

شرايط فسخ قرار داد

عاقلانه است که یک سیاست مکتوب در مسایلی از قبیل اخراج و وجوه پرداختی بابت انفصال از خدمت داشته باشید. اگرچه این یک موضوع ناخوشایند برای اکثر مدیران است اما وقتی شما قصد افزايش يا جابجايي نيروي انساني خود را داشته باشيد بايد مباحثي را که در همه موضوعات به کارمندان شما اثر می گذارد به صورت مکتوب بنویسید و به هر فرد یک نسخه بدهید. در اين نسخه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

ساعات کار، ثبت زمان انجام کار ، پرداخت بابت تعطیلات رسمی ، مرخصی‌ها، اخلاق و مقررات پوشیدن لباس ، پرداخت دستمزد ، سیستم اضافه کاری ، روش پرداخت تفکیکی ، وجوه پرداختی بابت انفصال از خدمت ، حقوق بازنشستگی و طرح بازنشستگی ، مزایای مراقبت‌های پزشکی و بیماری و روش شکایت و...

تعیین توانایی‌ها و مهارت‌های مورد نیاز

 

وقتی شما دانستید برای انجام کار چه چیزی مورد نیاز است می توانید تجربیات و مهارت‌های متقاضیان را برای نیازهای شغلی مقایسه نمایید. بنابراين اولین مرحله در تجزیه و تحلیل شغل توصیف آن است.

فرض کنید که شما به عنوان مدیر تصمیم می گیرید فردی را جهت کمک کردن به برخی از وظایفتان استخدام كنيد. نگاه کنید به وظایفی که شما انجام می دهید و حوزه هایی را که شما قوی‌تر و ضعیف‌تر هستيد. به طور مثال فرض می‌کنیم که شما به کمک یک شخص در دفتر نیاز دارید ، تلفن همیشه درحال زنگ خوردن ، نامه ها نیازمند پاسخ و کالاها باید سفارش داده شوند. وقتی شما یک شرح شغل مکتوب دارید تصمیم می گیرید که چه نوع مهارتی را شخص باید درآن شغل انجام دهد . پایین ترین سطح مهارتی را که شما قبول دارید چیست ؟ دراین مثال فرض می‌کنیم که شما تصمیم می گیرید ابتدا یک منشی استخدام نمایید اما حقوق او زياد است، در اين شرايط شاید شما بتوانید یک ماشین نویس خوب جذب كنيد. استخدام یک ماشین نویس ممکن است آسان‌تر و ارزان‌تر از استخدام منشی یا یک فرد تندنویس باشد . همچنين بسیاری از دانش آموزان و دانشجويان واجد شرایط برای تصدی منشی‌گری هستند و تعداد بسیار زیادی ازآنها به دنبال کار پاره وقت می باشند .

نکته: وقتی شما به جستجوی شخصی برای سپردن کار هستید مطمئن باشید چه چیزی می خواهید . تصور کنید که یک مالک برای کارمند فروش آگهی می دهد. متقاضی باید چه کاری انجام دهد؟ فقط رسید فروش دریافت می کند؟ کار کارمند فروش به معنی دادن خدمات متفاوت به افراد مختلف است. شما هم بايد اول مطمئن شویدكه چه مهارت‌هایی نیاز دارید و مهارت‌هایی را که به عنوان تعیین کننده هستند در اولويت قرار دهيد.

 

مصاحبه با متقاضیان کار

هدف مصاحبه شغلی پیدا کردن اطلاعات کافی درباره سوابق کاری متقاضیان شغل به ویژه عادات کاری و مهارت‌هایشان است. وظیفه اصلی شما دعوت از متقاضیان برای صحبت درباره خودشان و درباره عادات رفتاری آنها است. بهترین شیوه در این مورد این است که در مورد هر متقاضی سوالات مشخصي بپرسید. از اين نمونه سوالات مي‌توان به اینکه در آخرین سمت شغلی خود چه کاری و به چه صورت انجام می داديد اشاره كرد؟

اگر پس از اتمام مصاحبه فکر می کنید که علاقه مند به همکاری با او هستید به متقاضی بگویید که تقاضاي شما بعدا بررسی خواهد شد . هرگز تا زمانیکه شما با همه متقاضیان مصاحبه نکرده اید درهیچ زمینه ای قضاوت نکنید چون شما می خواهید کارمند شایسته برای شغل موردنظر انتخاب كنيد.

سپس ، اطلاعات به دست آمده را بررسی کنید كه در اين رابطه کارفرمای قبلی معمولا بهترین منبع است . گاهی اوقات کارفرما با یک تلفن اطلاعات می دهد. اما معمولا بهتر است درخواست اطلاعات به صورت کتبی ارسال شود و كتبي پاسخ را دریافت كنيد .

البته پرسيدن اين سووالات نبايد فراموش شود:

 

چه مدت این کارمند برای شما کارکرده است؟ کار او در چه حدی بوده است ؟ و چرا آن کار را ترک نموده است ؟

بعداز اینکه اطلاعات متقاضیان را تایید کردید شما می توانید تصمیمتان را بگیرید. توجه كنيد كه کارمند شایسته در به‌دست آوردن پول به شما کمک می کند و کارمند ناشایست زمان و منابع را هدر داده و ممکن است حتی مشتریانتان را نيز از دست بدهید.

 

نویسنده:

Meir Liraz

مترجمان : مهدی مجدد حسین جانی – کارشناس اشتغال اداره کارواموراجتماعی آستانه اشرفیه

حسن پورجوادخواه – کارشناس اشتغال اداره کل کارواموراجتماعی استان گیلان



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 7 اردیبهشت 1389  ساعت 9:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 همت مضاعف در کار و کارآفرینی

  شروع يك كسب و كار يكي از جالب ترين عملكردهايي است كه يك فرد مي تواند داشته باشد. بيش از 10 ميليون نفر هر ساله كسب و كاري را آغاز مي كنند و در نتيجه هر ساله بيش از 3 ميليون كسب و كار كوچك ايجاد مي شود .

كارآفريني مزاياي متعددي دارد و در نتيجه رقابت در اين حيطه نيز بسيار زياد است. درك ايعاد اين رقابت و طرح يك كسب و كار دقيق و كارآمد مي تواند منجر به شروع يك كسب و كار موفق شود. آيا عملكرد شما از اين مراحل پيروي مي كند؟ سعي كنيد آنچه را كه ديگران انجام مي دهند بررسي نيد تا به چگونگي شروع كار پي ببريد .

 

 

 

سنجش ميزان آمادگي براي شروع كسب و كار :

با وجود اينكه كارآفريني مي تواند منجر به موفقيتهاي زادي براي شما شود، ولي بايد زماني را صرف سنجش آمادگي خود براي شروع يك كسب و كار كنيد. در كسب و كار هيچ ضمانتي وجود ندارد، اما شما مي توانيد با طرح يك نقشه مناسب و بررسي دقيق آن شانس موفقيت خود را افزايش دهيد. در ابتدا نقاط ضعف و قوت خود را به عنوان يك دارنده كسب و كار مورد ارزيابي قرار دهيد .

 

به دقت به پرسشهاي زير پاسخ دهيد :

1- در تصميم گيري هاي خود چگونه هستيد؟ صاحبان كسب و كارهاي كوچك نيازمند به تصميم گيري هاي سريع و پايدار مي باشند

2- آيا استقامت روحي و جسمي لازم و كافي را براي شروع يك كسب و كار داريد؟ داشتن يك كسب و كار مفيد، اما در عين حال طاقت فرساست، آيا مي توانيد هفت روز هفته روزي دوازده ساعت كار و فعاليت داشته باشيد؟

3- چگونه كسب و كار خود را سازماندهي مي كنيد؟ تحقيقات نشان مي دهد كه طرحها و برنامه ريزي هاي ضعيف عامل شكست در كسب و كار مي شوند. سازماندهي موثر مالي و برنامه ريزي قيق در يك كسب و كار مي تواند از هر گونه شكستي جلوگيري كند .

4- ايا گامهاي شما به ميزان كافي مستحكم است؟ ايجاد يك كسب و كار ممكن است كه شما را از لحاظ روحي خسته كند. بسياري از صاحبان كسب و كار از قبول اين همه مسئوليت سنگين دلسرد مي شوند، اما داشتن يك انگيزه قوي در حفظ و بقاي كسب و كار به شما كمك مي كند .

5- كسب و كار شما چگونه بر روابط خانوادگي شما اثر مي گذارد؟ اولين سالهاي شروع كسب و كار ممكن است بر خانواده فشارهائي را وارد كند، و تا زمانيكه كسب و كار شما سود آور شود ممكن است با مشكلات مالي بسياري مواجه شويد كه چند ماه يا حتي چند سال به طول انجامد.ولي در طول اين مدت شما بايد مطمئن شويد كه از حايت خانواده يرخوردار هستيد .

 

 

چند نكته :

دلايل زيادي وجود دارد كه نتوانيد كسب و كار خود را شروع كنيد، اما براي يك فرد توانمند، امتيازات داشتن يك كسب و كار به خطرات موجود در آن مي ارزد .

1- مدير خود هستيد

2- شروع يك كسب و كار مزايائي براي شما دارد و سود آن به جاي آنكه نصيب شخص ديگري شود به شما مي رسد

3- پيشرفت يك كسب و كار و بدست آوردن پول بسيار لذت بخش است

4- اقدام به يك كسب و كار مخاطره آميز مي تواند جذاب و نيازمند جسارت بالائي باشد

5- ايجاد يك كسب و كار هميشه منجر به ياد گيري مي شود

 

دلايل شكست يك كسب و كار :

چرا يك كسب و كار با شكست مواجه مي شود :

موفقيت در يك كسب و كار هيچگاه بصورت خودبخودي و يا بر اساس شانس نيست و همانطور كه گفته شد اين موفقيت اصولاً به سازماندهي دقيق و بصيرت فرد بستگي دارد .

شروع يك كسب كار هميشه ريسك پذير است، با توجه به گزارش اداره كسب و كارهاي كوچك در آمريكا (هاي كوچك در آمريكا SBA )) بيش از 50% كسب و كارهاي كوچك در سالهاي اول با شكست مواجه شده و 90% آنها در 5 سال اول از بين مي روند .

 

Micheal ames

 

در كتاب خود به نام \"كنترل سب و كار كوچك \" دلايل زير را براي شكست اين نوع كسب و كارها بيان كرده است :

 

1- عدم وجود تجربه

2- نداشتن سرمايه مافي

3- نداشتن جايگاهي مناسب

4- عدم وجود كنترل قوي

5- سرمايه گذاري بيش از اندازه در دارائيهاي ثابت

6- قراردادهاي اعتباري ضعيف

7- استفاده شخصي از سرمايه هاي تجاري

8- رشد بدون انتظار

 

Gustav Berle

 

دو دليل ديگر در كتاب خود بنام \"كسب و كار خود را بر عهده بگيريد\" به اين دلايل اضافه مي كند


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 6 اردیبهشت 1389  ساعت 9:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

کار (به همراه ارتباطات ، فرهنگ سازمانی و انتقال فرهنگ) ، از ویژگی های اساسی و بارز انسان است. برخی از مردم شناسان معتقدند که کار ، مهم ترین ویژگی انسان است و تکامل انسان در پهنه طبیعت و اجتماع ، با به کارگیری نیروی اندیشه و بازوی او فراهم آمده است . کار انسانی ، هر چند در طول دوران های مختلف تاریخی، دچار تغییر و تحول شده است ، اما در تعریف آن می توان به ویژگی های مشترک ذیل توجه داشت :

1 . کار، مجموعه اعمالی است که دارای درجاتی از اجبار است .
2 .
در کار بشری ، ویژگی «ساختن» به کمک سر و دست و پا و بدن وجود دارد .
3 .
در کار بشری ، کاربرد تعقل و هوش وجود دارد .
4 .
به تبع عقل ، در کار بشری ، استفاده از ابزار و ماشین دیده می شود .
6 .
کار بشری ، دارای سودمندی واقعی و ملموس (غیر انتزاعی) است .
7 .
انسان با کار ، مواد را تغییر می دهد و خود نیز با به کارگیری استعداد و با اثرات مختلف ناشی از کار ، تغییر می کند .

.
کار و ابعاد گوناگون آن

 
با سپری شدن عصر کشاورزی در جهان غرب و صنعتی شدن و رشد و گسترش جوامع غربی پس از نیمه دوم قرن هجدهم میلادی ، با افزایش میزان جابه جایی افراد از یک موقعیت اجتماعی به موقعیتی دیگر ، طبقات اجتماعی شکل گرفتند. به تعبیر آلوین تافلر : «به دنبال فرایند صنعتی شدن یعنی گذر از موج اوّل (کشاورزی) به موج دوم (صنعت)، نظام کارخانه ای متمرکز شده است و هزاران نفر در زیر یک سقف جمع می شوند و به انجام دادن کار (تولید صنعتی) مبادرت می کنند ». پس از گسترش انقلاب صنعتی در جوامع غربی و رواج و گسترش آن در دیگر جوامع جهان ، خانواده ها ، روابط اجتماعی بین افراد و نوع برخورد آنها با یکدیگر ، دچار دگرگونی شد ، به طوری که برخوردهای افراد با یکدیگر جنبه رسمی پیدا کرد و نوعی زمان بندی و تخصص گرایی شدید بر کار و حتّی بر خلق و خو و روحیه افراد ، سیطره یافت .
تخصصی شدن شغل ، یعنی این که فرد شاغل ، همه کوشش خود را بر یک وظیفه روشن و محدود ، متمرکز کند و تمام ساعت های روز به تکرار آن بپردازد؛ امّا بکوشد تا همه آگاهی ها و تجربیات حرفه ای مربوط به آن شغل را بداند و به کار ببندد و همه پرسش های مربوط به آن را پاسخ گوید .
کار ، بخصوص در اجتماعات پیشرفته ، دارای ابعاد و جنبه های مختلف است .
نخستین صورت کار ، جنبه فنّی آن است. مهارت های مختلف ، تخصص های گوناگون ، استفاده از ابزارهای خاص ، چگونگی تولید و ... جنبه فنی کار را تشکیل می دهند .
دومین صورت کار ، جنبه فیزیولوژیک (طبیعی) آن است. انسان به هنگام کار ، دارای فعالیت های مؤثر بر فیزیولوژی (طبیعت) بدن است. همچنین ویژگی های فیزیکی ( مادّی) انسان ، چون : قد و قامت ، اعضای بدن ، سیستم ماهیچه ها ، دستگاه تنفسی و عصبی انسان و ... از شرایط فیزیکی محیط کار (نور ، رنگ ها ، رطوبت ، تهویه و سر و صدا) تأثیر می پذیرد .
مسئله سوم ، جنبه روان شناختی کار است. انسان ، فقط یک موجود مادی نیست؛ بلکه خصوصیات روانی و اخلاقی هم دارد. بنا بر این ، در شرایط کار ، دارای کنش و واکنش های روانی با افراد و محیط پیرامون خود نیز هست. مسائلی چون استعداد ، انگیزه ، میزان خودآگاهی ، رضایت شغلی و روزمرگی شغلی و ... از جمله مسائلی هستند که بر اخلاق و شخصیت فرد ، تأثیر می گذارند ، به طوری که استعدادهای فرد ، انتخاب شغلی او را مشروط می سازند و یا اتفاقاتی که برای یک نفر در محیط کار رخ می دهد ، بر گرایش ها ، دیدگاه های فکری و اخلاقی ، درجات خودآگاهی ، رضایت شغلی ، عقاید ، انگیزه ها و به طور کلّی بر شخصیت او اثر می گذارد .
از سوی دیگر ، واکنش های فکری انسان نسبت به فعالیت های کاری اش ، امکان ارتقا و یا تنزّل موقعیت های کاری او را فراهم می آورند و بر رفتار او در طول زمان کار و یا در خارج از محیط کار نیز تأثیر می گذارند. مثلاً دیدگاه یک نفر نسبت به خانواده ، روابط اجتماعی، هنجارپذیری یا هنجارگریزی ، انتخاب سرگرمی های روزانه و محتوای آنها و ... ، همگی ممکن است متأثر از نوع کار و وضعیت محیطی باشد که او در آن ، مشغول به کار است .
چهارمین نظرگاه ، جنبه اجتماعی کار است. کار و تولید ، یک فعالیت اجتماعی است. فرد به تنهایی کار نمی کند؛ بلکه به درجات گوناگون با گروه های کاری دیگر در ارتباط است. کار مُدرن امروز ، حتی بیش از کار در جوامعی که دارای محیط های فنی عقب افتاده هستند ، یک پدیده اجتماعی است. همچنین رفتار انسان در محیط کار ، تحت تأثیر سایر گروه های اجتماعی نیز قرار دارد. خانواده ، گروه دوستان ، سندیکاها و اتحادیه های کارگری ، طبقه های اجتماعی و نهادهای مدنی ، از گروه هایی هستند که رفتار فرد را در محیط ، تحت تأثیر قرار می دهند .
واقعیت اقتصادی ، پنجمین جنبه کار است . کار ، فعالیتی اقتصادی است. نظر فرد نسبت به کار خود ، بر نحوه کوشش های او اثر می گذارد. این دیدگاه ، به عوامل مختلفی مانند : ساختار مؤسسه (به عنوان واحد اقتصادی ) ، شیوه اداره آن ، میزان درآمد (تأمین مادی ـ معیشتی فرد) ، شکوفا شدن استعدادهای کاری افراد ، روابط اقتصادی ـ کاریِ فرد با دیگران و مسائلی از این قبیل بستگی دارد .

زنان و امنیت شغلی
با توجه به رشد هزینه ها ، بالا رفتن سن ازدواج ، افزایش آمار طلاق ، فراهم آمدن امکان تحصیل برای دختران و مهم تر از همه، گسترش فرهنگ برابری زن و مرد در جوامع مختلف ، در سال های اخیر ، شاهد افزایش روزافزون حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی ، بخصوص در محیط های کاری بوده ایم. از طرفی گرچه حضور زنان در جامعه از نظر کمّی بیشتر می شود ، اما از نظر کیفی ، بیشتر زنان در حوزه هایی از فعالیت اجتماعی قرار دارند که کارهای سطح پایین محسوب می شوند. مثل : بازاریابی ، پرستاری (و مددکاری و بچه داری) در منزل ، نظافتگری ، فروشندگی جزء ، آماده سازی و مونتاژ محدود (لباس ، عروسک ، غذا ، کتاب ، و ...) ، منشی گری و دیگر کارهای نیمه وقت که معمولاً موقّتی و دارای مزد اندک اند .
آنتونی گیدنز ، این نابرابری در اشتغال زنان و مردان را در سه حوزه : جداسازی شغلی ، تمرکز در کار نیمه وقت و شکاف دستمزد می داند و می گوید : «کارکنان زن ، به طور سنتی در شغل های با دستمزد کم و کار تکراری متمرکزند. بسیاری از این شغل ها بسیار جنسیتی شده هستند ، بدین صورت که نوعا در جامعه ، کار زنانه محسوب می گردند. منشی گری و شغل های نگهداری (مثل پرستاری ، مددکاری و بچه داری) به طور وسیعی به عهده زنان اند و شغل های زنانه محسوب می شوند. جداسازی جنسیتی مشاغل ، به این واقعیت اشاره دارد که مردان و زنان در انواع مختلفی از شغل ها متمرکز شده اند که بر اساس فهم غالب از آنچه مناسب مرد و زن است ، قرار دارد ».
به این سه مورد می توان ناامنی شغلی را نیز اضافه کرد. کِیت پورسل (kate pursell) در مقاله ای با عنوان «ناامنی جنسیتی کار» می گوید : در بریتانیا تقریبا نیمی از کارکنان روزمزد ، زن هستند؛ اما توزیع آنها متفاوت است و در مجموع ، بیش از نیمی از کارهای نیمه وقت در دست زنان است و این اشتغال موقت ، دارای ویژگی های : ناامنی شغلی ، عمدتا غیر تخصصی و ساده بودن کار ، مزد کمتر ، فقدان پرداختی های رفاهی و بیمه و ... است که با توجه به بالا بودن نسبت اشتغال موقت زنان می توان گفت: ناامنی شغلی در کار زنان بیشتر است .

تقسیم بندی مشاغل در ایران
بر اساس طرح طبقه بندی مشاغل که در برنامه دوم توسعه اقتصادی ـ اجتماعی ایران به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و سپس از سوی دولت به سازمان ها ابلاغ شده است ، مشاغل در ایران ، در یکی از هشت گروه زیر ، قابل طبقه بندی است :
1.
رشته امور آموزشی و فرهنگی و هنری (شامل کلیه مشاغل معلّمی ، تدریس ، تولید ادبی و هنری ، روابط عمومی ، تبلیغات ، مطبوعات و رسانه ها ، و ... و برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
2.
رشته اداری و مالی (شامل کلیه مشاغل حسابداری ، حسابرسی ، اداری ، مالی ، بیمه ، بانکداری ، بورس ، آمار اقتصادی و ... مدیریت ها و برنامه ریزی های مربوط)؛
3.
رشته امور اجتماعی (شامل کلیه مشاغل پژوهش های میدانی روان شناسی و جامعه شناسی و علوم سیاسی و روابط بین الملل و تحلیلگری و آمار اجتماعی و مشاوره و علوم تربیتی و ... و برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
4.
رشته بهداشتی و درمانی (شامل کلیه مشاغل پزشکی و دندان پزشکی و پیراپزشکی و پرستاری و مامایی و داروسازی و کاربری سیستم های جدید در درمان و بهداشت و تولید داروها و واکسن ها و ... و تحقیقات و برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
5 .
رشته خدمات (شامل کلیه مشاغل دلّالی و واسطه گری و فروشندگی و بازرگانی و توزیع کالا و خدمات و ورزش و توریسم و سرگرمی و تغذیه و ساخت و ساز بنا و حرفه های اصلاح و تعمیر و ... و برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
6.
رشته کشاورزی و محیط زیست (شامل مشاغل کشت و داشت و برداشت محصول و پژوهش های مربوط به هر مرحله ، پرورش انواع جانوران سودمند و مطالعات وابسته ، دامپزشکی ، گیاه شناسی ، مطالعات جنگل و آب و هوا ، بیابان زدایی ، و ... و برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
7.
رشته فنی و مهندسی (شامل کلیه مشاغل سخت افزار و نرم افزار صنعت و تکنولوژی ، اختراع و تولید صنعتی ، کارگری صنعت ، کارگاه ها و آزمایشگاه ها ، و ... برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
8 .
رشته فرآوری داده ها (شامل کلیه مشاغل مربوط به اطلاع رسانی ، کتابداری ، تولید نرم افزارهای اطلاعاتی ، گسترش اطلاعات ، شبکه اینترنت ، انتقال و تلفیق اطلاعات ، ارزیابی داده ها ، حفاظت داده ها ، و ... و مدیریت ها و برنامه ریزی های مربوط ).

منابع :
1.
جامعه شناسی کار و شغل ، غلام عباس توسلی ، تهران : سمت ، 1380 .
2. «
مسئله جنسیت و کار» ، جمشید پرکاس ، مجله الکتریکی نمایه ، شماره 121 ، خرداد 1382 .
3. «
انسان نو ، انسان بی هویت» ، اریک فروم ، فصل نامه نگین ، شماره 76 ، 1381 .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 6 اردیبهشت 1389  ساعت 9:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 برای سلامتی و تعجیل در فرجش صلواتهمت مضاعف درکار و کار افرینی

تنش، نتيجه ناهماهنگي فرد با محيط پيرامون اوست. مي‌توان گفت تنش احساسي است كه هرگاه بين خواستن و داشتن فاصله ايجاد شود و فرد آن را درك كند، به وجود مي‌آيد. هرقدر كه اين فاصله بيشتر و مهم‌تر باشد، تنش شديدتر است. تنش سبب تحريك سراسري بدن انسان مي‌شود. فشار خون و ضربان قلب افزايش مي‌يابد. تنفس سريع‌تر مي‌شود، ماهيچه‌‌هاي بدن سفت و سخت مي‌شوند و شيره معده به حالت اسيدي درمي‌آيد. برخي قسمت‌هاي راكد مغز به حالت فعال درمي‌آيند و فعاليت بعضي قسمت‌هاي ديگر كند يا متوقف مي‌شود.
اصولا تنش از 3 منبع تغذيه مي‌كند: ذهني، احساسي و جسمي. زماني كه منبع تنش ذهني باشد، علائم آن سردرد، خستگي و نداشتن تمركز است. اگر منبع احساسي باشد، از علائم آن مي‌تواند فشردگي در دنده‌هاي نزديك قلب باشد و چنانچه فشار تنش جسمي باشد، علائم درد و ناراحتي در قسمت‌هايي از بدن كه مستقيما با عضلات ارتباط دارد، ظاهر مي‌شود. در صورتي كه تنش ذهني باشد، بهترين درمان استراحت است و زماني كه منبع تنش، احساسي باشد مي‌توان از روانپزشكان و مشاوران كمك گرفت. تنش با توجه به ويژگي‌هايش انواع مختلفي دارد. ‌«تنش حاد» شايع‌ترين نوع آن است كه در صورت ادامه‌دار بودن آن، آسيب‌رسان است و به مرور فرد را از پاي درمي‌آورد.شايع‌ترين علائم اين تنش، هيجان‌هايي چون خشم، اضطراب، افسردگي يا علائم بدني شامل مشكلات ماهيچه‌اي و مشكلات روده و معده مانند ترش كردن، نفخ، اسهال و برانگيختگي شديد موقت كه سبب بالا رفتن فشارخون، تندي ضربان قلب، تپش قلب، سردردهاي ميگرني يا تركيبي از اينهاست.

نوع ديگر تنش، «تنش‌ حاد دوره‌اي» است كه افراد با اين تنش، هميشه عجله دارند و مي‌خواهند چندين كار را با هم و در كوتاه‌ترين زمان و سر وقت انجام دهند. اين افراد بسيار پرهياهو و بي‌قرارند. «تنش مزمن» نيز شكل ديگري است كه افراد را سال‌ها عذاب مي‌دهد و افراد به چنين شرايطي عادت مي‌كنند. اين تنش مربوط به فقر، خانواده‌هاي به هم ريخته، ازدواج‌هاي ناموفق يا بيزاري شغلي است. معمولا در برخورد با «تنش‌ها» رفتار افراد متفاوت است. ممكن است موضوعي براي يك فرد تنش ايجاد كند در حالي كه همان موضوع هيچ‌گونه تنشي در فرد ديگري ايجاد نكند.

برخي افراد ممكن است در يك زمان با چند وضعيت تنش‌‌زا روبه‌رو شوند و خيلي آرام و معقولانه برخورد كنند؛ در حالي كه بعضي ديگر اصلا قادر به تحمل هيچ گونه مشكل و دشواري نباشند. از دلايل اصلي «تنش»‌مي‌توان تاثير اطرافيان را نام برد. اين افراد مي‌توانند همسر، نزديكان فرد يا حتي كارفرماي وي باشند. در تنش‌زدايي همان طور كه فرد آرام، توانايي آرام كردن اطرافيان خود را دارد، شخص عصبي مي‌تواند توليد تنش بيشتري كند. در واقع موارد زيادي از درماندگي‌هاي عصبي اشخاص به خاطر تاثير ديگر افراد بر شخص است. مثلا مادر يا پدر عصبي براحتي مي‌توانند تعادل احساسي كودك را برهم بزنند. مهم اين است كه چگونه توانايي‌هاي خود را براي برخورد موثر با «تنش» بالا ببريم.

تنش شغلي

تنش شغلي هنگام ناهمخواني شرايط كار با توانايي‌ها، منابع يا نيازهاي كاركنان رخ مي‌دهد. انتظارات و توقعاتي كه ما از شغل خود داريم، تعيين‌كننده انواع تنش‌هاست.

مطالعات بسياري ارتباط ميان تنش شغلي و انواع ناخوشي‌ها را بررسي كرده‌اند. سردرد، بدخوابي‌، شكم درد، مشكل در تمركز حواس و بي‌روحيه بودن مثال‌هايي از نشانه‌هاي زودرس تنش شغلي هستند. تنش شغلي شامل پيامدهاي ذهني و اجتماعي نيز هست كه شامل احساس بيچارگي، بدزباني،‌ بي‌خيالي و بي‌ملاحظگي، حواس‌پرتي، خشونت، زودرنجي و تحريك‌پذيري و بي‌مسووليتي، ناتواني در ايجاد ارتباط با ديگران، انزواي اجتماعي و ستيزه‌جويي است. بسياري از مطالعات نشان مي‌دهند مشاغل با فشار رواني زياد خطر بيماري قلبي ــ عروقي را افزايش مي‌دهند و شرايط تنش‌زاي كار با افزايش غيبت از كار، دير آمدن به سر كار و رها كردن شغل همراه است. مي‌توان گفت منشأ تنش‌هاي شغلي شامل زياد بودن بار مسووليت، تنگي وقت، كشمكش‌هاي زياد با همكاران و مديران، نداشتن امنيت شغلي، نداشتن پشتيبان و پارتي و بي‌علاقگي نسبت به كار باشد. در واقع تنش، جداي از اين‌كه هزينه سنگيني را بر فرد تحميل مي‌كند، هزينه‌هاي سازمان را نيز افزايش مي‌دهد.

بررسي‌هاي انجام‌گرفته طي سال‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه هر مدير به طور معمول، 25 درصد از اوقات روزانه‌اش را صرف حل و فصل تنش‌ها و اختلافات درون‌ سازماني مي‌كند.

به بيان ساده، حدود يك‌چهارم از توان و زمان‌ كار روزانه مديران به جاي اين‌كه صرف كارهاي خلاق و مولد بشود، به هرز مي‌رود. اين در حالي است كه وجود افراد توانمند و آشنا به رفع تضادها و تنش‌ها و افرادي كه قادر به مديريت شرايط تنش‌زا هستند، باعث مي‌شود تا فضاي آرامش و احترام‌‌آميز در محيط كار حاكم شود. در زمينه جنبه مثبت تنش در محيط كار، الگوها و نظريه‌هاي متفاوتي وجود دارد كه آن را به عنوان «انگيزه‌ساز» و «پيش‌برنده» فعاليت‌ها مي‌دانند و معتقدند در محيط‌هاي كاري وجود سطح معيني از تنش، پيامد سازنده‌اي براي سطح عملكرد گروه يا سازمان به دنبال دارد و هنگامي كه سطح تنش در گروه‌هاي كاري و سازمان‌ها ملايم و متوسط است، نتيجه‌اي مولد و مثبت بر عملكرد و كارآيي خواهد گذاشت و چنانچه سطح تنش بسيار شديد و يا بشدت پايين باشد، موجب كاهش سطح كارآيي و عملكرد كاركنان خواهد شد. به بيان ديگر، حد معيني از تنش چه‌بسا تاثيري مولد و سازنده بر انسان داشته و زمينه مناسبي را براي تغيير و تحول پديد مي‌آورد. يكي از ريشه‌هاي اصلي بروز تنش در هر 2 محيط رسمي (سازمان) و غيررسمي (خانواده) همانا تاثير متقابل كار و خانواده است. اهميت عامل كار ــ خانواده در پيدايش تنش تا آنجا بالا گرفته است كه به عنوان يكي از زمينه‌هاي مطالعاتي و پژوهشي در مديريت تنش‌زدايي محسوب مي‌شود.

تنش، هم مي‌تواند در سازمان و محيط كار شكل بگيرد و بر خانواده فرد تاثير بگذارد و هم اين‌كه در بستر خانواده به وجود بيايد و با محيط شغلي فرد تداخل پيدا كند. به طور كلي زبان (تنش‌زا، ملايم، آشتي‌جويانه)، شيوه جمله‌پردازي و حتي نوع صدا و شيوه گفتار ما در برخورد با ديگران، براحتي نشان مي‌دهد تا چه اندازه به توافق گروهي و جمعي تمايل داريم. برعكس، همين مجموعه عوامل بيانگر اين واقعيت نيز هستند كه ما تا چه اندازه در جهت ايجاد شكاف و تنش در روابط خود با افراد گام برمي‌داريم. گرايش و رفتار را مي‌توان هم در محيط رسمي محل كار و گروه‌هاي كاري و هم در محيط غيررسمي خانوادگي و دوستانه مشاهده كرد.

هر فرد شاغل و به طور كلي هر فردي كه در فرآيند ارتباطات انساني قرار دارد، به ناگزير با انواع تضادها و موقعيت‌هاي تنش‌زا مواجه مي‌شود؛ البته دامنه اين تضادها متفاوت است و مي‌تواند از يك آزار جزيي تا يك درگيري شديد و جدال لفظي تغيير كند.

در هر صورت، واكنش منطقي و عقلاني در برابر اين موقعيت‌هاي تنش‌زا و رفع آنها، كار چندان دشواري نيست. همه چيز به واژه‌ها و جملاتي بستگي دارد كه در چنين شرايطي از دهان شما خارج مي‌شود. در واقع به وسيله كلماتي كه شما مثلا در محيط كار استفاده مي‌كنيد، اين امكان را فراهم مي‌آوريد تا ميان خود و طرف مقابل پل بزنيد يا بتوانيد راه را بر ايجاد شكاف بيشتر باز كنيد. واژه‌ها و عبارات مناسب در موقعيت‌هاي تنش‌زا، از آنچنان قدرتي برخوردارند كه مي‌توانند زخم احساسي را التيام‌ بخشند يا آن را عميق‌تر كنند يا موجب همدلي شوند يا حتي نوعي تفرقه به وجود آورند.

تنش در محيط كار همواره كم و بيش وجود دارد و نبود مطلق تنش ممكن نيست، چرا كه مطلق آن خود، تنش‌آفرين است. بنابراين از يك طرف تنش را مي‌توان به عنوان يك بار نگريست كه بر بار كاري افزوده مي‌شود و شرايط نامطلوبي را بر انسان تحميل مي‌كند، مانند شرايط كاري تحمل‌ناپذير، سرپرست خشن و ساعات كاري غيرمعمول. از طرف ديگر برخي شرايط در كار مانند محيط غيرفعال و نبود تحرك كافي در محيط كار موجب مي‌شود، كار كسل‌كننده شود و ايجاد بار منفي كند كه اين نيز تنش‌آفرين مي‌شود.

چند توصيه براي كاهش تنش

- از آنچه داريد ممنون و سپاسگزار باشيد.

- با خودتان مثبت صحبت كنيد، نه منفي.

- به دنبال ايده‌آل نباشيد و به جاي آن از بيشترين تلاش و توان خود استفاده كنيد.

- در مواقعي كه ضرورت ايجاب مي‌كند (بخصوص در محيط كار)‌ انعطاف‌پذير باشيد.

-درباره مشكلات خود با كساني كه نقش حمايتگر خوب را دارند، صحبت كنيد.

- اگر تعهدتان بيش از انداaزه‌اي است كه بتوانيد از پس آن برآييد، بگوييد «نه!»

- آنچه را مي‌‌توانيد كنترل كنيد، تحت نظارت و كنترل خود درآوريد.

- با صراحت درباره نظرات و نيازهاي خود صحبت كنيد.

- خوب خوردن، استراحت كردن، ورزش منظم و سرگرمي و تفريح را فراموش نكنيد.

در آخر مي‌توان گفت تنش‌ها جزيي از زندگي هر انساني است، درواقع همه ما داراي مشكلاتي هستيم. اگر روش برخورد با مشكلات تنش‌زا را بدانيم و بتوانيم به شيوه صحيح با آنها روبه‌رو شويم، تا اندازه زيادي خود را خوشحال‌تر، سالم‌تر و كارآمدتر احساس مي‌كنيم.

معصومه اسدي / جام‌جم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 6 اردیبهشت 1389  ساعت 12:51 AM نظرات 0 | لينک مطلب