« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



همت مضاعف در علم و تحقيق
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
رقابت پذیری در اقتصاد جهانی به توانمندی‌های تکنولوژیکی و نوآوری وابسته است. این امر شامل توانایی توسعة محصولات جدید و دسترسی به بازارهای جدید، بکارگیری تکنولوژی جدید، اعمال بهترین الگوهای مدیریتی در بنگاهها و توسعة سطوح مهارتی در طیف وسیعی از نیروی کار می‌باشد. دانشگاهها قادرند در تمامی این موارد نقش مهمی ایفا نمایند. در نتیجه افزایش ظرفیت تحقیقات و تکنولوژی کشور برای تبدیل دستاوردهای علمی و یافته‌های فناورانه به موفقیت‌های صنعتی و تجاری واشتغال زایی به نقش کارآفرینی دانشگاهها وابسته می‌باشد. لذا رویکرد حاکم بر فعالیتهای آموزشی و پژوهشی و مشاوره‌ای، رویکردی نیازگرا در تعامل با سازمانهای بیرونی دانشگاه می‌باشد.
اگر به روند رشد و توسعه جهانی توجه داشته باشیم، درمی‌یابیم که با افزایش و گسترش فناوری‌های پیشرفته، نقش و جایگاه کارآفرینان به طور فزاینده‌ای بیشتر می‌شود و کارآفرینی فردی و سازمانی از عوامل مهم رشد و توسعه اقتصادی به شمار می‌آید؛ به طوری که در غرب و برخی کشورهای دیگر، دو دهه اخیر، دهه‌هایی طلایی کارآفرینی نام گرفته است.
ساختارهای موجود در دانشگاههای کشور با هدف آموزش تخصصی دانشجو شکل گرفته است و کمتر تقویت و تربیت کارآفرینی در دانشجویان مدنظر می‌باشد، به طوری که فارغ‌التحصیلان فعلی دانشگاهها اغلب با مفاهیم اولیه کارآفرینی آشنایی ندارد. علاوه بر ضعف نظام آموزشی دانشگاهها در آموزش مفاهیم کارآفرینی، عدم ساختارهای مکمل جهت ایجاد زیر ساختار فیزیکی برای توسعه روحیه کارآفرینی در دانشجویان از ضعفهای دیگر این نظام می‌باشد. خیل عظیم فارغ‌التحصیلان دانشگاهی باعث اشباع سازمانهای دولتی و حتی خصوصی از نظر پرسنل مورد نیاز شده است و درصد زیادی از فا‌رغ‌التحصیلان دانشگاهها امکان جذب در این سازمانها را ندارند. این موضوع زمینه‌های مهاجرت فارغ‌التحصیلان دانشگاهی به کشورهای دیگر را سبب شده است و بیکاری فارغ‌التحصیلان را به یک معضل مهم در کشور تبدیل نموده است. برای رفع این مشکل روشهای مختلفی امروزه در دنیا تجربه شده است. اغلب این روشها در دو دسته تکمیل ساختارهای آموزشی و ایجاد بسترهای لازم کارآفرینی مانند مراکز رشد تجربه گردیده است. تکمیل ساختارهای آموزشی که به منظور آشناسازی دانشجویان نسبت به مسائل کسب و کار و تربیت و تقویت روحیة کارآفرینی ایجاد می‌شوند آماده‌سازی روحی و روانی فارغ‌التحصیلان برای ورود به عرصه‌های اقتصادی را هدف می‌گیرند. بسترهای توسعه کارآفرینی به منظور فراهم آوردن شرایط فیزیکی لازم برای ورود این فارغ‌التحصیلان کارآفرین ایجاد می‌شود و ایجاد حرفه‌های اقتصادی را هدف می‌گیرند. از جمله ساختارهایی که در بسیاری از کشورها برای این منظور تجربه شده‌اند، مراکز رشد تجاری و فناوری (انکوباتورها) هستند.
مروری بر تجربه مراکز آموزش عالی در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که این مراکز با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی که در آن قرار گرفته‌اند به یکی از این راه‌حل‌ها پرداخته‌اند و یا دوره‌های آموزشی با عنوان کارآفرینی راه‌اندازی کرده‌اند و یا اقدام به ایجاد یک مرکز رشد در دانشگاه نموده‌اند. در بسیاری از موارد نیز این دو راهکار به طور همزمان بکار گرفته می‌شود. پیش‌بینی مکانیزم‌های لازم در بهره‌گیری از این به صورت تکمیل‌کنندة یکدیگر از جمله مسائلی است که نقش به سزایی در اثر بخشی این راه‌حل‌ها دارد. نظام آموزش عالی کشور در یکی دو سال اخیر به موضوع تقویت و توسعه روحیة کارآفرینی در دانشجویان توجه ویژه‌ای مبذول داشته و اقدام به سرمایه‌گذاری اولیه در اجرایی کردن این دو راه‌حل نموده است. ایجاد دوره‌ها و مراکز کارآفرینی و همچنین صدور مجوز و حمایت نسبت به راه‌اندازی بیش از 15 مرکز از اقدامات اجرایی است که در این رابطه شکل گرفته است. به منظور بهره‌گیری بیشتر از این دو حرکت، که به صورت کاملاً مستقل انجام شده است، لازم است کارکرد کل مجموعه‌های راه‌اندازی شده در دستور کار مدیران آموزش عالی قرار گیرد.
اهداف و محتوای آموزش کارآفرینی:
هدف اولیه، از توسعه کارآفرینی همانا تربیت نمودن افراد متکی به نفس و آگاه به فرصتها است. (کاتن، 1990، ص 147)
آموزشهای کارآفرینی به دنبال بهبود و انگیزش در گرایشهای افراد همچون فرصت‌جویی، ابتکار، مخاطره‌پذیری و ... است. (گیپ، 1990، ص 12)
هدف از گنجاندن کارآفرینی در برنامه درسی (علاوه بر ایجاد توانایی در افراد جهت کارآفرینی و شکل‌گیری کسب و کارهای جدید) می‌تواند برونداد گسترده‌تری به شرح زیر داشته باشد:
n  درک نقاط نسبی قوت و ضعف انواع فعالیتهای مخاطره‌آمیز
n  شناخت روشهای ممکن برای شناسایی و ارزشیابی فرصتهای اقتصادی و عواملی که باعث حمایت یا مانع خلاقیت می‌گردند.
n  درک فرآیند کارآفرینانه و برنامه‌ریزی، ایجاد و توسعه فرآیند
n  پرورش و توسعه تواناییهای شکل‌دهی، سازماندهی و کارکردن در تیمهای میان رشته‌ای
n  داشتن استراتژی‌های عمومی جهت ایجاد یک شرکت جدید
n  شناخت ویژگیهای عمومی یک رفتار کارآفرینانه
n  شناخت عوامل کلی موفقیت و شکست در نوآوری و ایجاد یک شرکت نوپا
n  دانش فنی شناسایی، ارزشیابی و کسب منابع
n  درک امور مربوط به ایجاد و ارائه یک طرح کسب و کار جدید
نگرشهایی وجود دارد که کارآفرینان موفق به آن نیاز دارند. اما مشکلی که وجود دارد اینست که نگرشها را نمی‌توان تدریس کرد و یا حداقل شبیه مهارتها به آسانی نمی‌توان در تدریس ارائه کرد. چون نگرشها بیشتر به صورت تدریجی از دوران اولیه کودکی شکل می‌گیرند. این فاکتورها بر شکل‌گیری اهداف و محتوای آموزش و تدریس تأثیر می‌گذارند و ما را رهنمون می‌سازند. در اینجا به اهداف و محتوایی که نوعاً در آموزش کارآفرینی وجود داشته و یا لازم است که وجود داشته باشند، اشاره می‌شود. ضمناً نکاتی پیرامون روش تدریس نیز مورد بحث قرار می‌گیرد.
* اهداف آموزش کارآفرینی: هیلز با مطالعه بر روی مربیان دانشگاهی که کارآفرینی را تدریس می‌کنند، اهداف آموزش کارآفرینی را چنین توصیف می‌کند: افزایش آگاهی و درک فرآیند شروع و راه‌اندازی کسب و کار جدید، توسعه یک مسیر شغلی، درک روابط میان رشته‌های دانشگاهی و افزایش و تقویت. مهارتهای کارآفرینانه. هدف اصلی در آموزش کارآفرینی از دیدگاه هیلز، پرورش و توسعه افراد کارآفرین و پرورش افراد متکی بر خود از طریق فرآیند یادگیری بیان شده است. همچنین باید به این مساله مهم توجه داشت که لازم است برای دانشجویان مزایا و مضرات تصمیم‌گیری درباره مسیر شغلی، استراتژیهای آمادگی و زمان ورود به شغل را مشخص نمود. علاوه بر آن باید مهارتهای تحلیلی شاگردان را با استفاده از مفاهیم و ابزارها و روشهای جدید، پرورش و توسعه داد و حساسیت آنان را نسبت به شناسایی فرصتهای کسب و کار افرایش داد، اعتماد به نفس را در آنها بالا برد، بطوریکه با پتانسیل بالایی در کسب و کار تلاش نمایند.
* محتوای آموزش کارآفرینی: هود ویانگ با مطالعه بر روی 100 نفر از مدیران ارشد اجرائی که در مدت 5 سال نرخ رشد حداقل 200% داشته‌اند، مهمترین عوامل محتوایی در موفقیت کسب و کار را چنین توصیف می‌کنند: مدیریت مالی و بودجه، مهندسی، حسابداری، دانش بازاریابی و فروش. روی هم رفته 29 زمینه محتوایی ذکر شده بود در زمینة مهارتها، مهارتهای رهبری، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای روابط انسانی به عنوان مهمترین مهارتهای مورد نیاز برای کارآفرینی ذکر شده بود اما داشتن فکر فرصت گرایانه، بینش و تفکر مثبت نیز مهم قلمداد شده بود. روی هم رفته 8 نوع عامل فکری وذهنی مختلف ذکر شده بود. از میان 10 عامل شخصیتی مختلف که ذکر شده بود، مهمترین‌شان خودانگیزشی، ریسک‌پذیری، عقل و درایت و ارزش بود. همه پاسخ دهندگان موافق بودند که تمام عوامل این چهار نوع زمینه مختلف به غیر از چند عامل شخصیتی می‌توانند تدریس شوند.
تاریخچه آموزش کارآفرینی در دانشگاهها:
امروزه آموزش کارآفرینی به یکی از مهمترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های دانشگاهها تبدیل شده است. به عنوان مثال در ایالات متحده آمریکا آموزش کارآفرینی در دورن دوره‌های دانشگاهی و توسط مؤسسات خاص مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. کانادا و برخی کشورهای آسیایی همچون فیلیپین، هند، مالزی نیز گامهای اساسی جهت حمایت از کارآفرینی برداشته‌اند؛ این حمایتها شامل ارائه راهنمائیهای عملی، مشاوره، ارائه تسهیلات مالی و برگزاری دوره‌های ویژه در خصوص کارآفرینی در درون دانشگاهها و یا خارج از دانشگاهها می‌باشد. (کیپ 1990، ص 11)
بر اساس مطالعات انجام شده در آمریکا تعداد دانشکده‌هایی که دوره‌های کارآفرینی را در برنامه‌های آموزشی خود گنجانده بودند از اواخر دهه 1960 تا سال 1987 به بیش از 130 دانشکده رسیده بود که در سال 1980 تعداد آنها به 163 دانشکده افزایش یافت. از سال 1980 تا 1985 یعنی در فاصله پنج سال با افزایش 90 دانشکده دیگر که رشته‌های کارآفرینی را ارائه می‌کردند این تعداد به 253 دانشکده رسید. بسیاری از دانشکده‌ها، رشته‌های کارآفرینی را به صورت استاندارد شروع می‌کنند که شامل پروژه‌های «طراحی شرکت‌های نوپا» و همچنین مطالعات موردی، بررسیها و سخنرانیها می‌باشد که توسط میهمانان یا اساتید برگزار می‌شود. در سال 1990 تعداد دانشکده‌های کارآفرینی به بیش از 500 دانشکده افزایش یافت.
به طور کلی تا سال 1990، چهار دسته اصلی از دوره‌های آموزشی کارآفرینی شکل گرفت که:
دسته اول: برنامه‌هایی برای آگاهی و جهت‌گیری به سوی کارآفرینی
دسته دوم: برنامه‌های آموزشی برای توسعه شرکتهای تازه تأسیس
دسته سوم: دوره‌هایی برای رشد و بقای کارآفرینان و شرکتهای کوچک
دسته چهارم: توسعة آموزش کارآفرینی؛ به طوری که استاد و دانشجو با نقشهای نوین خود آشنا گردند. (سازمان بین‌المللی کار، 1992، ص 4)
آموزش و پرورش کارآفرینان در نظام آموزش عالی کشور ما با بیش از 20 سال تأخیر نسبت به کشورهای توسعه یافته در اواخر سال 1379 در وزارت علوم تحقیقات و فناوری با عنوان طرح کاراد. مورد توجه قرار گرفت. بر اساس برنامه سوم توسعه کشور، طرحی تحت عنوان «طرح توسعة کارآفرینی در دانشگاههای کشو» که به اختصار کاراد نام گرفته است تدوین و اجرای آن با نظر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در 12 دانشگاه کشور شروع و مسئولیت پیگیری، اجرا و امور ستادی آن از سوی وزارت علوم در اواخر سال 1379 به سازمان سنجش آموزش کشور واگذار گردید. (گزارش دبیرخانه کاراد 1381)
مفهوم کارآفرینی در آموزش عالی:
کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه، باید یک شیوه زندگی دانست که با ایجاد و انتقال آن به نسل جدید، بسیاری از مشکلات و آسیبهای اجتماعی موجود برطرف می‌شود. بر اساس تعریف "
John Sawyer " در سال 1958، کارآفرینی نه تنها در واحدهای کسب و کار، که در سایر سازمانها و در همه وظایف و کارها، چه کارهای کاملاً نوآورانه یا کاملاً ساده می‌تواند دیده شود. وقتی اینگونه بنگریم که کارآفرینی نه تنها جزئی از زندگی، بلکه خود زندگی است که باید از حرکت و پویایی لازم برخوردار باشد، به جای آنکه فعالیت و رشد اندیشه فراگیران را در فرآیند یاددهی و یادگیری، با رفتارهای خشک، فشرده و تکراری مسدود نماییم و فرصت اندیشیدن را از آنان بگیریم، شرایط را به گونه‌ای فراهم می‌سازم که تمام افراد به تلاش و اندیشه بپردازند، که در این راستا نقش آموزش عالی به دلیل تأثیرات بنیادین آن در تحولات اجتماعی بسیار بااهمیت است.
دانشگاه کارآفرین:
دانشگاه، نقش بالقوه و واقعی در توسعه اقتصادی کشورها دارد. ماهیت جدید رقابت‌های بین‌المللی، این نقش را به طور بنیادی تغییر می‌دهد و اگر آنها نتوانند به نهادها و دانشگاههای کارآفرین تبدیل شوند در توسعة ملی و منطقه‌ای و رقابت شکست خواهند خورد. استفاده دانشگاهها از علم و دانش به ماهیت کارآفرینی آنها بستگی خواهد داشت.
بدلیل مشکلات موجود در انتقال علم و بدلیل وجود شبکه‌های مختلف اقتصادی، استفاده از دانش جدیدی که بر مبنای اصول علمی ایجاد شده، می‌تواند یک عامل مهم و قوی برتری منطقه‌ای باشد بنابراین کارآفرین ساختن دانشگاهها، تأثیر قوی و مثبت بر توسعه منطقه‌ای دارد.
دانشگاهها بدنبال حفظ یا تقویت جایگاه رقابتی خود همراه با فعالیت‌هایی بوده‌اند که هدفشان جذب بیشتر دانشجویان جهت نیل به موفقیت است. بعلاوه آنها باید فعال و نوآور باشند و توان پذیرش ریسک را داشته باشند، آنها باید یک رویکرد جامع ارزیابی را اتخاد کنند و آنرا با کارآفرینی استراتژیک خود یکپارچه کنند.
دانشگاه کارآفرین یک مؤسسه خود مولد است و در روند گذر از سازمان مبتنی بر هدایا و وابسته به فضای نهادهای دیگر برای منابعش می‌باشد. انجام تحقیقات مرتبط اقتصادی، دانشگاه را وادار به برقراری ارتباط با محیط بیرونی می‌سازد. دانشگاههای کارآفرین موقعیت و قانونگذاری و دسترسی‌شان به منابع عمومی را افزایش می‌دهند. در چنین فضایی تبدیل دانش به کالای اقتصادی از سوی مؤسسات دولتی، بخش خصوصی و دانشگاهها ترغیب می‌شود.
دانشگاههای کارآفرین و مکانیزم‌های پیوندی برای نوآوری تکنولوژی و اشتغال زایی:
اگر چه پیوند دانشگاه و بنگاه در راستای فعالیتهای نوآورانه در اصل بطور ضمنی از مدل خطی پیروی می‌کند، ولی تحولی در روابط آنها لازم است؛ در اکثر ممالک، ساختارهای واسط و فصل مشترک متعدد و متنوعی طرح و پیاده گردیده‌اند. در کشورهای پیشرفته صنعتی، مراکز تحقیقاتی صنعت- دانشگاه و مراکز تحقیقات مهندسی با همکاری گروههایی از بنگاهها در بخش تولید، شکل گرفتند که اساتید دانشگاهها و نمایندگان بنگاهها بطور مشترک روی پروژه‌ها تصمیم می‌گیرند واغلب پروژه‌ها را بطور مشترک اجراء می‌کنند. واسط دیگر دفتر ارتباط با صنعت در دانشگاهها است که هدف از ایجاد آن آگاهی و یادگیری از آنچه که محققین در دانشگاهها انجام می‌دهند و سپس دعوت از بنگاهها برای حضور در دانشگاهها و با مشارکت مشاوران دانشگاه، در فرآیند انتقال و توسعة تکنولوژی نقش ایفا می‌کند. ایجاد دفتر انتقال تکنولوژی، تحولی دیگر است که تکنولوژیها و اختراعات دارای پتانسیل تجاری شدن و بازارهای مرتبط را شناسایی می‌کند و آنها را تحت لیسانس به بنگاهها واگذاری می‌کند.
نتیجه‌گیری:
همانطور که از مفهوم تعاریف کارآفرینی می‌توان استنباط کرد، کارآفرین سه فعالیت اصلی را انجام می‌دهد: 1- ایجاد کسب و کار 2- نوآوری در محصول 3- اشتغالزایی
در رشد و توسعه ملی، کارآفرین با ایجاد زنجیره ارزش کارآفرینی، خود را به عنوان نیروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی مطرح می‌کند؛ از اینرو در کشورهای پیشرفته، سیاست‌های حمایتی مناسبی را در تقویت ویژگیهای کارآفرینانه در افراد و در مجموع ابقای روحیه کارآفرینی در سطح جامعه اتخاذ کرده‌اند.
در جهان کنونی، دانشمندان کارآفرین و دانشگاههای کارآفرین، با تبدیل دانش به مالکیت معنوی به فضای دانشگاهی شکل جدیدی می‌دهند. امروزه دانشگاهها در بنگاههای ایجاد شده از سوی اعضای علمی سهم دارند. آنها در جستجوی مالکیت معنوی و انتشار مقاله و شهرت علمی بیشتر از یافته‌هایشان هستند و دانشمندان دانشگاهی به مخترعین، توسعه دهندگان و کارآفرینان تبدیل شده‌اند. دانشگاهها در هر یک از مأ موریت‌های خود از دید فردی به دیدگاه‌ سازمانی سوق داده می‌شوند.اشتغالزایی مستلزم برنامه‌های کارآفرینی بویژه در محیطهای آموزش عالی می‌باشد، لذا فعالیتهای دانشگاهی ضمن ایفاء‌ نقش در تولید علم و دانش در سطح جهان، باید سهم عظیمی در توسعة صنعتی و نوآوری تکنولوژی کشور داشته باشند. بنابراین دانشگاهها باید با تدوین برنامه‌های استراتژیک بسوی دانشگاههای کارآفرین سوق داده شوند. این امر مستلزم بسترسازی مناسب همراه با اقدامات ساختاری و غیرساختاری و توسعة تفکر و اندیشه مدیریت کارآفرینی در محیط‌های دانشگاهی‌ است که خوشبختانه زمینة آن در کشور موجود می‌باشد.
منابع:
کرامت اله اکبری- نقش نام آموزش در توسعه کارآفرینی
علیرضا حاجی خیاط- بررسی علل و عوامل بیکاری فارغ‌التحصیلان نظام آموزش عالی
رضا مرادی و سروش علی‌مرادی- نقش انکوباتورهای دانشگاهی در بسترسازی کارآفرینی فارغ‌التحصیلان 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
چکیده

نیاز به موفقیت ( NEED FOR ACHIEVEMENT ) یک عامل بالقوه در کارآفرینی است که می تواند باعث رشد و توسعة اقتصادی شود. نیاز به موفقیت گونه ای ویژه از انگیزه به شمار می‌آید که شامل یک احساس درونی و قوی نسبت به موفقیت است. این نیاز برمبنای انتظار انجام کارهای بهتر و سریع تر از دیگران یا انجام بهتر این کارها نسبت به گذشته است. شواهد متعددی، وجود ارتباط بین سطح انگیزة موفقیت و قابلیت پیشرفت یک جامعه را نشان می دهند. این شواهد به این موضوع اشاره دارند که انگیزة موفقیت می‌تواند پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیکی را تغذیه کند و موجب گسترش آن شود.

مقدمه
طی  سالهای متمادی، دانشمندان  علوم رفتاری  دریافته‌اند که  تعدادی  از  انسانها نیاز  شدیدی  به  موفقیت  دارند و  برخی دیگر،  که  شاید  اکثریت  را  تشکیل می‌دهند،  به  نظر می‌رسد  آن‌قدرها  هم نیاز  به  موفقیت را در خود  احساس نمی‌کنند. این  پدیده  نخستین  بار  به صورت  علمی  مورد  توجه  روان‌شناس مشهور  دانشگاه هاروارد مک کله لند قرار گرفت . او  و  همکارانش  بیش  از  20 سال  به  انواع  پژوهشها  در  مورد  این نیاز  مبرم  که  ویژه  نوع  آدمی  است، پرداختند. پژوهشهای  وی  و  سایر پژوهشگران  در  سایر  کشورها  باعث شد که   موضوع انگیزش  در  جامع‌ترین شکل خود  مورد پژوهش  قرار گیرد  و  نظریه به نسبت  جامعی  در  رابطه  با  نیاز  به موفقیت،  پدید آید. (از آنجایی که نیاز  به موفقیت یکی از ویژگیهای مهم کارآفرینان محسوب می شود، در ابتدای مقاله، نقش نیاز  به  موفقیت در کارآفرینان و رویکرد ویژگیها مورد توجه قرار می گیرد، سپس مطالب کامل تری دربارة این نیاز مهم ارائه می شود.

کارآفرینی و رویکرد ویژگیها
بسیاری از پژوهشگران و نظریه‌پردازان، دربار? ویژگیهای کارآفرینان اظهار نظرهای گوناگونی ارائه کرده اند. اما برخی از این ویژگیها همیشه مورد توجه پژوهشگران بوده است :
1. فرصت طلبی: کار آفرین، شخصی است که ارزش فرصتهای پیرامون خود را درک کرده، چیزی را خلق و یا در آن تغییراتی ایجاد می‌کند. کارآفرینی یعنی آگاهی از فرصتهای سودآور و کشف نشده. زمانی که همه مردم محیط اطراف خود را مملو از تناقض، هرج و مرج و نابسامانی می‌بینند، فقط کارآفرین است که می‌تواند قاطعانه نسبت به موقعیت‌های محیط عکس‌العمل مناسب نشان داده، از فرصت‌ها استفاده کند و یا حتی تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده، به نفع خود و جامعه از آن بهره‌برداری کند. دیگران ممکن است موقعیت را ببینند، بشنوند، یاد بگیرند و حتّی تا اندازه‌ای تجربه کنند امّا فقط کارآفرین از آن به گونه مطلوب استفاده کرده، آن را تبدیل به یک موقعیّت اقتصادی می‌کند .
2. ریسک پذیری: کارآفرینان از جنب و جوش کارهای بزرگ لذت می‌برند امّا دست به قمار نمی‌زنند؛ از ریسک پایین پرهیز می‌کنند، زیرا جنب و جوشی ندارد؛ از ریسک بالا نیز پرهیز می‌کنند زیرا خواهان موفقیت‌اند. کارآفرینان آنگاه که تصمیم گرفتند که در یک پروژه اقتصادی شرکت کنند، بسیار حساب شده و با دقّت فراوان عمل می‌کنند و هر چه را که ممکن باشد انجام می‌دهند، تا شرایط را به سود خود برگردانند و غالباً بیهوده ریسک نمی‌کنند. کارآفرین از ریسکهای افراطی به خاطر ترس از نرسیدن به مقصد (کمال اقتصادی) و از کارهای معمولی و کم ریسک، به خاطر دیر رسیدن به مقصد، گریزان است، بنابراین، کارهایی با ریسک متوسط، برای او جذابیت بیشتری دارند.
3. خلاقیت و نوآوری : خلاقیت جوهره کارآفرینی است. تاروپود فرهنگ کارآفرینی از جنس خلاقیت، نوآوری و سخت‌کوشی بافته شده‌ است. فرهنگ کارآفرینی بر بها دادن به خلاقیت و نوآوری استوار است. کارآفرینان افراد خلاقی هستند که ایده‌هایی نو دارند و آنها را در یک شرکت به سرانجام می‌رسانند . به طور اساسی، کارآفرینی یک فعالیت خلاق برای به دست آوردن ارزش از راه ایجاد یک شرکت یا سازمان است. در واقع  عنصر خلاقیت در بطن زندگی کارآفرین حضور دارد.
4. نیاز به موفقیت:  همة انسانها دوست دارند موفق شوند. یک فرد عادی همانند یک کارآفرین علاقه‌مند به موفقیت است، امّا تفاوت در سبکهای برخورد با این مقوله و عامل انتظار پاداش موجب ایجاد تفاوت در میزان انگیزه موفقیت می‌شود. در افراد معمولی، موفقیت در چندین هدف برایشان مطرح است و به صورت عرضی این هدفهارا در کنار هم قرار می دهند. افراد عادی اکثر اوقات یا توان و انگیزة خود را بین هدفهای مورد نظر تقسیم می‌کنند، یا به صورت متناوب هر از چند گاهی به یکی از هدفها توجه می‌کنند. در این مورد، شخص همیشه در حالتی از اضطراب به سر می‌برد، زیرا زمانی که به یکی از هدفهای مورد نظر توجه می‌کند، از هدفهای دیگر باز می ماند و خود را مقصر می‌داند. بنابراین همیشه نگران است. امّا یک کارآفرین معمولاً هدفهای خود را ترکیب کرده و در قالب یک هدف واحد آنرا پی‌گیری می‌کند و یا هدفهای خود را به صورت طولی در امتداد هم قرار می‌دهد، وکاملاً توان و انگیزه خود را برای رسیدن به آن هدفها (هدفهای متمرکز شده) سرمایه‌گذاری می‌کند. برای تقویت انگیزه افراد، راه‌های مختلفی وجود دارد، امّا مهم‌ترین اصول در این زمینه همسویی هدف‌هاست. کارآفرینان با توجه به اینکه معمولاً از کنترل درونی برخوردار می‌باشند، بنابراین عامل پاداش و تشویق را در خود جستجو می‌کنند، به همین خاطر از توانایی خود انگیزشی بالایی برخوردارند. امّا افراد عادی ممکن است که بیشتر به مشوقهای بیرونی توجه کنند و در نبود مشوقهای بیرونی دچار کمبود انگیزه شوند. اکثر مردم می‌خواهند به هدفهایی برسند که مشابه همان چیزی است که می‌توانند انجام دهند. امّا کارآفرین کسی است که می‌تواند خود را برانگیزاند تا در کار خود، بازدهی چنان بالایی داشته باشد که باید داشته باشد. برخی از شواهد جالب، ارتباط بین سطح انگیزة موفقیت و قابلیت سازندگی یک جامعه را نشان داده است. این شواهد به این موضوع اشاره دارند که انگیزة موفقیت می‌تواند پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیکی را تغذیه کند و موجب گسترش آن شود. آنهایی که انگیزه قوی موفقیت ندارند بیشتر تکالیفی را انتخاب می کنند که امکان خطر در آنها کم یا زیاد است و از خودارزیابی واقع‌بینانه که برای تنظیم و طرح‌ریزی هدفهای معقول ضروری است، دوری می کنند.(‌مقصودی، 1385)
باید گفت تعریف مجموعه ای از صفاتی که کارآفرین ایده آل را به تصویر بکشد، امکان پذیر نیست و از طرفی هرکارآفرینی، تمام ویژگیهای به دست آمده در پژوهشهای کارآفرینی را ندارد. به منظور روشن تر شدن این رویکرد و نقش نیاز به موفقیت در آن، به برخی دیگر از پژوهشهای مهم پژوهشگران دربارة ویژگیهای کارآفرین اشاره می شود:
_ کاریلسکی ( 1980 ) بعضی از ویژگیهای کارآفرینان را این گونه بیان کرد:
_ نیاز به موفقیت، خلاقیت و ابتکار، ریسک‌پذیری، تدوین هدفها، اعتماد به نفس، _ مرکــز کنتــرل درونی، نیـــاز به استقلال، انگیزش و تعهد و پایداری.(
RASHEED, 2000 )
_ کرید ( 1988 ) بازنگری کاملی در ادبیات کارآفرینی انجام داد و به این نتیجه رسید که ویژگیهای اصلی کارآفرینان نیاز به موفقیت، نیاز به استقلال، مرکز کنترل درونی، خلاقیت، ریسک پذیری و اعتماد به نفس است.(
HALL, 1996 )
_ مطالع? دیگری توسط دانشگاه دورهام انگلستان انجام گرفت. در این مطالعه 16 کارآفرین دانش آموخته و صاحبان بیش از 100 کسب و کار کوچک اقتصادی مورد بررسی قرار گرفتند و 7 عامل اساسی که بیشترین تأثیر را در موفقیت این افراد داشته است، مورد شناسایی قرار گرفت:
.1دورنما : توانایی طرح ریزی ایده هایی دربار? آینده، که فرد دوست دارد فعالیتهای کاری اش به آن نقطه برسد.
.2نیاز به موفقیت: انگیزه برای موفق شدن و توانایی تدوین هدفها و ساختارهای مناسب برای تحقق آنها.
.3نیاز به استقلال: مستقل بودن و در عین حال توانایی پذیرش راهنمایی ها و انتقادهای دیگران.
.4ریسکهای حساب شده: توانایی ارزیابی ریسک و تدوین استراتژی‌هایی برای کاهش آن.
.5تمایل به استفاده از فرصتها: توانایی درک فرصتها برای توسع? فعالیتهای کاری در محیط گوناگون.
.6مرکز کنترل درونی: پذیرش مسئولیتهای فردی در قبال عملکرد کاری به جای توجیه موفقیت ها یا شکست ها به وسیل? عوامل بیرونی، مانند: شانس یا تصادف.
.7 خلاقیت و نوآوری.
همان‌گونه که ملاحظه شد نیاز به موفقیت یکی از مهمترین ویژگیهای کارآفرینان است که در تمام تحقیقات کارآفرینی مورد توجة ویژه قرار گرفته است. در ادامه، به تعریف این نیاز و پژوهشهای مختلف دربارة آن می پردازیم.

نیاز به موفقیت چیست؟
شناسایی نیاز به موفقیت یکی از مهمترین کارهای مک کله لند بوده است. او نخستین پژوهشگری بود که این نیاز را شناسایی کرد. او و دیگر همکارانش در دانشگاه هاروارد بیش از بیست سال به مطالعه و بحث دربار? این نیاز پرداختند. این پژوهشها مک کله لند را به این باور رساند که نیاز به موفقیت یکی از نیازهای اساسی انسانهاست که می تواند او را از دیگر نیازها متمایز سازد.
نیاز به موفقیت نوع ویژه‌ای از انگیزه است که شامل یک احساس درونی و قوی نسبت به موفقیت می باشد. مک کله لند براین باور است که: نیاز به موفقیت برمبنای انتظار انجام کارهای بهتر و سریع‌تر از دیگران، یا انجام بهتر این کارها نسبت به گذشته است.

پژوهشها در زمینة نیاز به موفقیت
مک کله لند کار خود را با این پرسش شروع کرد که چرا برخی از کشورها از توسعة اقتصادی برخوردار هستند و برخی دیگر توسعه نیافته اند. او به دنبال عوامل مفقوده‌ای بود که موجب توسعه نیافتگی شده است. مک کله لند در جستجوی این عوامل، مسئلة انگیزش را در قالب ویروس ذهنی باعنوان: نیاز به موفقیت مورد توجه قرار داد و براین باور بود که این موضوع از یافته های روان‌شناسی درمورد رشد و توسعة اقتصادی است.
وی این ویروس ذهنی را روش ویژه‌ای از فکر کردن می داند که به نسبت کمیاب است ولی هنگامی که در شخص به وجود آید، وی را وادار می سازد که به شکل ویژه ای پشتکار داشته باشد. در ذهن این شخص، این ویروس ذهنی نمودار اندیشه‌هایی است که با خوب انجام دادن کار و یا انجام دادن کاری که بهتر از گذشته در ارتباط است؛ یعنی کاراتر، اثربخش‌تر‌، با زحمت کمتر و با نتیجة بهتر، همراه است.
از نظر مک کله لند: درونی ساختن نیاز به موفقیت باید از راه فرایند جامعه پذیری از همان اوایل زندگی افراد صورت گیرد، سپس باید از راه آموزشهای لازم این نیاز تقویت شود.
از دیدگاه مک کله لند نیاز به موفقیت را نباید تنها عامل لازم برای نوسازی تلقی کرد بلکه باید آن را به عنوان عامل کلیدی در نظر گرفت. (ازکیا، 1377)
در پاسخ به این پرسش که چگونه این انگیزة قوی در بعضی اشخاص به وجود می آید و در بعضی دیگر دیده نمی‌شود، یا اینکه چرا در بعضی از جوامع این انگیزه وجود دارد و در بعضی دیگر وجود ندارد؟ مک کله لند می گوید: با وجود اینکه انگیزة موفقیت نیازی روانی است و پدیده ای است که با شخصیت افراد سر و کار دارد ولی در حقیقت پدیده ای کاملا روانی نیست. در واقع، این پدیده را برخی از شرایط اجتماعی تشکیل می‌دهند که سبب ایجاد درجه‌های متفاوتی از این انگیزه در افراد می شوند.(روشه، 1378) در این رابطه می توان به عواملی مانند: آموزش در خانواده، طبقة اجتماعی والدین، تحرک اجتماعی و ایدئولوژی اشاره کرد.
به باور راجرز نیاز به موفقیت، یک ارزش اجتماعی است که بر تمایل افراد در رسیدن به برتری و کمال در زندگی تاکید دارد. وی به تاثیر عوامل محیطی در پرورش این نیاز باور دارد.(ازکیا، 1374)
مفهوم نیاز به موفقیت به وسیلة تکینسون گسترش یافت. او نه تنها نیاز به موفقیت را مورد توجه قرار داد بلکه روی دیگر سکه، یعنی ترس از شکست را نیز، بررسی کرد. نظریة کلی این است افرادی که نیاز به موفقیت بالایی دارند به کارهایی رومی آورند که درجة دشواری آن در حد متوسط است و از فعالیتهای خیلی آسان یا خیلی دشوار پرهیز می کنند. فعالیتهای آسان برای آنها مبارزه ای تلقی نمی شود و رقابت با چنین استانداردهای آسانی، ایجاد انگیزه نمی کند. فعالیتهای بسیار دشوار نیز اگرچه چالشهای فراوانی ایجاد می کنند اما موفقیت در آنها بسیار غیر محتمل است، بنابراین انگیزه آفرین نیستند. افرادی که ترس از شکست بالایی دارند یا به سوی فعالیتهای بسیار آسان روی می آورند که احتمال موفقیت در آنها بسیار زیاد است، یا به فعالیتهای بسیار دشواری روی می‌آورند که بتوانند از دشواری آنها به عنوان بهانه ای برای عدم موفقیت استفاده کنند.(شکلتون و فلچر، 1374)
برنارد وانیر و همکارانش به این نتیجه رسیدند که استنباطی که افراد از علت موفقیت و شکست خود دارند، عامل مهمی در تعیین رفتار موفقیت گرا و انتظارهای آتی آنها از عملکرد شان است. اگر افراد احساس کنند که موفقیت یا شکست آنها از درون کنترل می شود، بیشتر احتمال دارد که برای موفق شدن تلاش کنند، تا زمانی که احساس کنند عوامل بیرونی مانند بخت و اقبال یا واکنش افراد دیگر، اعمال آنان را کنترل می کنند.(گنجی، 1378)
پژوهشهایی نیز درجهت کشف تفاوتهای بین دو جنس از نظر نیاز به موفقیت و این احتمال که زنان انگیزة دوری از موفقیت یا ترس از آن دارند، انجام گرفته است. با وجود اینکه پژوهشهای بعدی تردید قابل ملاحظه ای نسبت به چنین اندیشه ای ایجاد کرده است ولی مشخص شده است که زنان در مقایسه با مردان، به موفقیت کمتری نیاز دارند.(شکلتون و فلچر، 1374)

شناسایی ویژگیهای رفتاری
رابطه بین ویژگیهای رفتاری افراد با انگیزه بالا برای موفقیت، توسط پژوهشگران درکشورهای متعددی مورد مطالعه  قرار  گرفته  است. در  نتیجه پژوهشهای  شایان  توجهی  که  طی  سالها انجام  گرفته، امروزه  یافته‌های  فراوانی در مورد  رابطه ویژگیهای  شخصیتی افراد با  انگیزه  بالا برای موفقیت به  دست آمده است .
مک کله لند براین باور است که: این افراد قمار باز نیستند و معمولاً در ریسک‌پذیری میانه روی می کنند. آنها ترجیح می دهند بر روی مسائل و مشکلات، سخت کار کنند تا اینکه آن را به شانس بسپارند. آنها همچنین احساس می کنند که تلاشها و تواناییهایشان بر نتایج حاصله اثر می گذارد. ویژگی دیگر این افراد این است که آنها بیشتر علاقه‌مند به موفقیت‌های فردی هستند تا پاداشهای موفقیت. البته آنها از گرفتن پاداش خودداری نمی کنند اما این مسئله فقط ابزاری برای سنجش عملکردشان است. برای آنها پول وسیله‌ای برای سنجش میزان پیشرفت و مقایس? موفقیت خود با افراد دیگر است. تمایل دیگر این افراد این است که آنها راههایی را جستجو می کنند که بازخوردهای عینی دریافت کنند و مطمئن شوند کارشان به درستی و با توجه به هدفهای تعیین شده در حال انجام است.(
MCCLELAND'S RESEARCH,2004 )
افراد  با  انگیزه  موفقیت  بالا  به بازخورد از کارشان  علاقه‌مندند. آنها در  هر شغل  و  سازمانی  موفق  عمل نمی‌کنند، بلکه در  مشاغلی  که  ارزیابی با معیارهای  عینی و ضابطه‌مند  انجام می شود  توفیق  بیشتری  کسب می کنند، زیرا  از  انجام  وظیفه  فقط به  خاطر نفس انجام  آن لذت  می‌برند. انجام  کار  به گونه  احسن  برای آنها  پاداشهای  درونی و  رضایت‌مندی  را در  پی دارد، به  همین دلیل  از  سطح  سلامتی  روانی  بالاتری  برخوردارند.
پژوهشهای  متعدد در  کشورهای مختلف  و  سازمانهای گوناگون نشان می‌دهند که سازمانهای  بازرگانی و مدیران نوآور  غالبا  از  نظر  انگیزه موفقیت در سطح  بالایی  قرار  دارند. چنین افرادی به طور عموم کارایی وضع موجود  و  آنچه  را که از  گذشته   به ارث رسیده است،  به دیده  شک می‌نگرند و با  سنت  شکنی  در  شیوه  کاری  رایج و ارایه روشها  و  راههای  نو، باعث  ارتقای سازمان  و کشور  می  شوند. از آنجا  که این  افراد  در  مورد  تواناییهای  خود نظری واقع  بینانه  دارند  و  به  دیگران نیز امکان دخالت و  انجام  کارهایشان را نمی‌دهند، ممکن  است  اغلب ، دیگران  را ناراحت  کنند  و  به  نظر  آید  که رفتاری دوستانه  ندارند. در صورتی  که  افراد  با انگیزه  موفقیت  بالا، از  مهارتهای  اساسی مدیریت منابع انسانی  نیز  برخوردار باشند،  از  بهترین  مدیران  به  شمار می‌آیند. (حیدری، مجله تدبیر، شماره 90)

نتیجه گیری
نیاز به موفقیت یک عامل بالقوه در کارآفرینی است که می تواند باعث رشد اقتصادی شود. فرضی? اصلی ما دربار? این نیاز این گونه بوده است:
" جامعه با دارا بودن سطح بالایی از نیاز به موفقیت، کارآفرینان فعال بیشتری ایجاد خواهد کرد و این افراد باعث تسریع در رشد اقتصادی می شوند."
در مورد ویژگیهای اصلی افرادی که از نظر نیاز به موفقیت در سطح بالایی قرار دارند، بحث شد که می توان آنها را در این سه مورد خلاصه کرد:
1. تمایل به پذیرش مسئولیتهای فردی برای تصمیمات؛
2. ارجحیت قائل شدن برای تصمیم‌هایی که میزان متوسطی از ریسک را در بر می‌گیرد؛
3. علاقه‌مندی نسبت به کسب آگاهی دربار? نتایج تصمیم‌ها.

منابع

1. مقصودی، جعفر و دیگران، ویژگیهای فردی: سرمایه اصلی کارآفرینی ، فصلنامه رویش، شمارة14، تابستان 1385.

2. Rasheed, H.S. (2000). “Developing Entrepreneurial Characteristics in youth: The Effects of Education and Enterprise Experience”, University of South Florida, Submitted to the International Journal of Entrepreneurship Education ,
3.
Hall, R.H. (1996). “Organizations; Structures, Processes and Outcomes”, Sixth Edition, Prentice-Hall International, inc .
4.
Pantry, S . & Griffiths, P. (1998). “Becoming a successful Intrapreneur: A Practical Guide to Creating an Innovative Information Service”, Library Association Publishing .
5.
Kilby, P. (1971). “Entrepreneurship and Economics Development”, New York: The Free Press .
6. ازکیا، مصطف?، (1377)، جامعه شناسی توسعه، تهران: انتشارات کلمه.
7. روشه، گی. (1378) ، تغییرات اجتماعی، ترجمة منصور وثوقی، تهران: انتشارات نی.
8. ازکیا، مصطف?، (1374)، مقدمه ای بر جامعه شناسی توسعة روستایی، تهران: انتشارات اطلاعات.
9.شکلتون، ویویان. فلچر، کلیو، (1374)، تفاوت‌های فردی، ترجمة یوسف کریمی و فرهاد جمهری، تهران: انتشارات فاطمی.
10.گنجی، حمزه. حسن زاده، رمضان، (1378)، روانشناسی اجتماعی در تعلیم و تربیت، تهران: انتشارات سخن.
11.
David Mc Cleland’s Research in to Achievement motivation”, (2004). http://www.accel-team.com
12.حیدری پهلوان، احمد، نقش انسانهای با انگیزه در توسعه جامعه، مجله تدبیر، شماره 90، بهمن ماه 77.

منبع:مجله تدبیر-شماره ۱۹۶



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
خلاصه
موفقیت شرکت‌های نوپای میکرو و نانو به مجموعه عواملی مانند کیفیت، قوه ابتکار و قابلیت کاربرد فناوری بستگی دارد؛ اما جدا از جهت‌گیری‌های شخصی هر شرکت و گرایش‌های بازار جهانی، شرایطی ساختاری، اقتصادی و سیاسی کلی‌ وجود دارد که تأثیر بسزایی بر شروع و ادامه سرمایه‌گذار‌ی های جدید دارد. پروژه دورتموند و تحقیقات IVAM ، در رابطه با این شرایط و عوامل موفقیت شرکت‌های نوپای میکرو و ‌نانو، تجزیه و تحلیلی را انجام دادند که در گزارش "بررسی شرکت‌های نوپای میکرو و نانو در سال 2006‍ " به چاپ رسیده است. در این پروژه، مطالعات جامعی برای به دست آوردن اطلاعات دقیقی از انگیزه‌ها، تقاضاها و فرصت‌های شرکت‌های نوپای میکرو و نانو انجام شد و نیز سود و زیان شرکت‌های پیشرو در این زمینه در آلمان که از نقطه نظر توسعه و بهبود می‌تواند موجب افزایش موفقیت شرکت‌های جوان گردد بررسی شد .
مطالعات نشان داد که برخی از این شرایط، همچون حمایت رو به‌ رشد از خدمات مشاوره‌ای و زیربنایی از طریق اعتبارات ملی، می‌تواند به طور نسبی برای شرکت‌های نوپای فناروی‌های برتر آلمان مثبت باشد. نقص در امر سرمایه‌گذاری‌، آموزش و اجرا نیز از دیگر مواردی است که در خلال مطالعات به دست آمد .
تجزیه و تحلیل عوامل موفقیت شرکت‌های نوپای میکرو و نانو ارتباطی بین رشد شرکت‌ها (بر حسب قدمت، تعداد کارمندان و حجم معاملات سالانه) و پیشینه حرفه‌ای/ آموزشی مؤسسان، وضعیت سرمایه‌گذاری اولیه، انگیزه مؤسسان و موقعیت تجاری آنها آشکار ساخت .

شکل1: تأسیس شرکت های میکرو و نانو در آلمان بین سالهای 1985 تابش دهی 2005 (سال های 2004 و 2005 )

 

  آگاهی از سختی‌ها و مشکلات شرکت‌های تأسیس شده قبلی نیز می‌تواند برای بقای شرکت‌های جوان ضروری باشد .
 1.
معرفی گزارش بررسی شرکت‌های نوپای میکرو و نانو،
 
شرایط کلی و عوامل موفقیت این شرکت‌ها را در آلمان بررسی کرده و نتایج به دست آمده از مصاحبه با مؤسسان شرکت‌هایی که در خلال سال‌های 2000 تا 2005 در این حوزه سرمایه‌گذاری نموده‌اند را تنظیم نموده است. این مطالعه بر پایه SME هایی (شرکت‌های سرمایه‌گذاری کوچک و متوسط) که در فناوری‌های کوچک‌سازی (مینیاتوری کردن) شامل فرآیندهای تولید و تجهیزات میکرونی (اغلب فرآیندها و محصولات فناوری‌ نانوی بالا به پایین) و نیز خدمات فنی و غیرفنی‌ فعال بوده‌اند استوار می‌باشد. 48 پرسش‌نامه از میان 154 پرسش‌نامه‌ فرستاده شده برای مؤسسان، تکمیل و بازگردانده شد. طبق این آمار 2/31 درصد از مؤسسان در این تحقیق شرکت نمودند. به منظور بازبینی نتایج به دست‌آمده از اطلاعات آماری، این نتایج با کارشناسانی که در زمینه راه‌اندازی شرکت‌های high-tech ( فناوری‌های برتر) فعالیت دارند، به شیوه‌های مختلف به بحث گذارده شد .

.2 داده‌های آماری :
  تحقیقات انجام شده در پایگاه اطلاعاتی شرکت‌ها، کنفرانس‌ها و نمایشگاه‌های تجاری، پروژه‌های با سرمایه‌گذاری دولتی، آمارهای تجاری و دیگر منابع نشان داد که بین سال‌های 1985 تا 2005، بیش از 400 شرکت میکرو و نانو در آلمان تأسیس شده و به عنوان ‌SEM های مستقل باقی مانده‌اند. بعد از روند رو به رشد تأسیس این شرکت‌ها در نیمه دوم 1995 ، افت قابل ملاحظه‌ای در سال 2002 اتفاق افتاد؛ این امر با رکود اقتصادی حاصل از سقوط بازار جدید مرتبط است. بیش از 60 درصد شرکت‌هایی که بین سال‌های 1985 تا 2005 به وجود آمدند در چهار ایالت فدرال North Rhine-Westphalia, Thurigia, Bavaria, Baden-Wurttenberg تأسیس شدند. در اغلب ایالت‌های فدرال، تعداد شرکت‌های میکرو و نانو به وضوح با سهم بودجه تحقیق و توسعه هر ایالت مرتبط است .

شکل 2: موانع تأسیس شرکت های نوپای میکرو و نانو در آلمان

 

 3. انگیزه مؤسسان
حدود نیمی از مؤسسان شرکت‌های میکرو و نانو در آلمان به جای ورود به بازار، بر توسعه فنی متمرکز شده‌اند. فقط 50 درصد مؤسسان انتظار دارند که به افزایش رقم فروش در بازارهای در حال رشد دست یابند و تنها 60 درصد آنها ابراز می‌کنند که یک تقاضای واقعی برای محصولاتشان وجود دارد. این تحقیق آشکار ساخت که تفاوتی در طرز تفکر مؤسسان این شرکت‌ها در آلمان و سایر کشورها مانند ایالات متحده وجود دارد، زیرا شرکت‌های مؤسس در سایر کشورها مشتاقند با استفاده از سود و فروش بیشتر یک شرکت موفق، شرکت جدید دیگری راه‌اندازی کنند .

شکل 3: عوامل مؤثر بر انتخاب محل شرکت

 

شرکت‌ها در آلمان و سایر کشورها مانند ایالات متحده وجود دارد، زیرا شرکت‌های مؤسس در سایر کشورها مشتاقند با استفاده از سود و فروش بیشتر یک شرکت موفق، شرکت جدید دیگری راه‌اندازی کنند .
 4.
شرایط و موانع اساسی
 
به علت افزایش خدمات مشاوره‌ای و سایر خدماتی که از سهم اعتبارات ملی تأمین می‌شود، مؤسسان شرکت‌های میکرو و نانو با مشکلات کمتری روبرو هستند. فقط 3/6 درصد اظهار داشته‌اند که تهیه یک طرح تجاری، مانعی برای تأسیس شرکت است؛ که البته رقم بسیار کوچکی است و ممکن است به علت تصورات غلط مؤسسان در مورد توقعات خود از سرمایه‌دارانی به وجود آمده باشد که تصمیمات سرمایه‌ای خود را بر اساس کیفیت طرح‌های تجاری اتخاذ می‌کنند. تلاش‌های مورد نیاز برای ایجاد رویه‌های اجرایی، مانعی برای یک چهارم مؤسسان شرکت‌های میکرو و نانو محسوب می‌شود. به هر حال تشکیل این مؤسسات ندرتاً به خاطر موانع اجرایی با شکست روبرو می‌شود. این شرکت‌‌ها در فاز راه‌اندازی، زمانی که منابع انسانی، زیرساخت‌های فنی و زیرساخت‌های اقتصادی مورد نیاز است، با موانع بزرگ‌تر و بیشتری مواجه هستند (سه مقوله‌ای که شرکت‌های میکرو و نانو نیاز مبرم به آنها دارند). در مورد منابع انسانی به نظر می‌رسد پیدا کردن متخصصان مناسب و واجد شرایط، مشکلات کمتری در مقایسه با آموزش خود مؤسسان، به خصوص در مورد مدیریت بازرگانی و دانش بازاریابی دارد. به وضوح مشخص است که مؤسسان دانشگاهی با پیشینه علمی یا فنی، فرصت کافی برای کسب دانش در حوزه مدیریت بازرگانی را در طی دوره دانشگاهی خود نداشته‌اند. به هر حال، یک مدیریت حرفه‌ای، درست مانند یک طرح تجاری برای ترغیب سرمایه‌گذاران جهت سرمایه‌گذاری در شرکت ضروری است. جلب سرمایه‌گذاری، بزرگ‌ترین مانع بر سر راه شرکت‌های نوپای میکرو و نانو در کشور آلمان است؛ تقریباً 70 درصد مؤسسان برای تأمین منابع مالی جهت تأسیس شرکت‌ها با مشکلاتی مواجه هستند و تقریباً یک سوم سرمایه‌گذاری‌ها (معمولاً سرمایه‌های متمرکز) از طریق سرمایه‌های خصوصی تأمین می‌شود، نه از طریق سرمایه‌های خطرپذیر، وام‌های بانکی یا سرمایه‌های ملی .

شکل 4: انتخاب محل کسب وکار برای کسانی که محل تأسیس را آنالیز نکرده اند (چپ) و کسانی که محل تأسیس را آنالیز کرده اند(راست ).

 

.5 عوامل محلی (محیطی ):
 
انتخاب مکان‌های تجاری شرکت‌های میکرو و نانو عمدتاً بر پایه عوامل محیطی سخت، مانند نزدیکی به مؤسسات تحقیقاتی، دسترسی به نیروهای متخصص و تأسیسات زیربنایی استوار است. عوامل محیطی نرم، مانند نزدیکی محل کار به محل زندگی و کیفیت زندگی اهمیت کمتری دارد. به هر حال وقتی مؤسسان شرکت‌های میکرو و نانو با تعیین مکان تجاری‌شان، آماده استقرار در آن مکان می‌شوند، فقط 46 درصد از آن‌ها مکان‌های تجاری خود را بررسی و تجزیه و تحلیل می‌کنند. بیشتر شرکت‌های انشعابی (Spin- off) در کنار مؤسسات یا شرکت‌های مادر خود باقی می‌مانند .

شکل 5: تأثیر حاستگاه مؤسسان بر توسعه شرکت ها

 

  جابه‌جایی اندک برای دانشگاه‌ها و مؤسساتی که شرکت‌های زیادی از آنها منشعب شده‌است، یک مزیت بزرگ محسوب می‌شود. با این حال، مجموعه‌های پیشگامی اشتراکی (Communal Cluster initiatives) که زیرساخت‌ها و خدمات ویژه‌ای برای شرکت‌های فناوری‌های برتر ارائه می‌کنند، در جذب شرکت‌های نوپا موفقند؛ 90 درصد مؤسساتی که موقعیت تجاری خود را تجزیه و تحلیل کرده‌اند، کسب‌و‌کار خود را در مجموعه‌های (خوشه‌های) میکرو و نانوی موجود برپا نموده‌اند. مؤسسان تمایل دارند مکان تجاری خود را در خوشه‌هایی انتخاب کنند که بیش از 30 شرکت میکرو و نانو در آن مستقر باشد .
 6.
عوامل موفقیت
بیش از سه‌چهارم شرکت‌های میکرو و نانو که بین سال‌های 2000 تا 2005 تأسیس شده‌اند از شرکت‌های از پیش تأسیس شده، مؤسسات تحقیقاتی یا دانشگاه‌ها منشعب شده‌اند. در مورد حجم معاملات و کارمندان، باید گفت که رشد شرکت‌های منشعب از مؤسسات تحقیقاتی و شرکت‌ها، سریع‌تر از شرکت‌های منشعب از دانشگاه‌ها بوده است. شرکت‌های منشعب از دانشگاه‌ها بیشتر از مشکلات اقتصادی رنج می‌برند. به طور کلی سرمایه‌گذاری ناقص و ناکافی بر رشد شرکت‌ها تأثیر منفی دارد. شرکت‌های نوپایی که سرمایه‌های خطرپذیر یا بودجه ملی دریافت می‌کنند، در مقایسه با شرکت‌هایی که از چنین منابع مالی استفاده نمی‌کنند رشد سریع‌تری دارند. به علاوه، انگیزه تأسیس شرکت نیز می‌تواند بر موفقیت‌ آن تأثیرگذار باشد. شرکت‌های نوپایی که انتظار حجم معاملات بالا و تقاضای واقعی دارند، نسبت به شرکت‌هایی که مخاطبشان بازارهای موجود است، سریع‌تر رشد می‌کنند .

شکل 6: رشد شرکت‌ها بر حسب محل کسب و کار

 

به علاوه، انگیزه تأسیس شرکت نیز می‌تواند بر موفقیت‌ آن تأثیرگذار باشد. شرکت‌های نوپایی که انتظار حجم معاملات بالا و تقاضای واقعی دارند، نسبت به شرکت‌هایی که مخاطبشان بازارهای موجود است، سریع‌تر رشد می‌کنند. به هر حال انگیزه مؤسسان ممکن است بر تصمیمات تأمین‌کنندگان سرمایه‌های خطرپذیر (VC) تأثیر بگذارد. انتخاب مکان‌ تجاری نیز بر توسعه شرکت تأثیر دارد. اغلب شرکت‌های سریع توسعه‌یافته، کسب‌و‌کار خود را در خوشه‌ها و مجموعه‌های بزرگ (شامل مکان‌هایی با بیش از بیست شرکت میکرو و نانو) راه‌اندازی نموده‌اند. به طور حتم، به دلیل وجود نوسانات سریع و غیرقابل محاسبه در این شرکت‌ها، همسو ساختن فعالیت‌های شرکت با بازارهای موجود و پیش‌بینی‌های فروش بازار، ضامن موفقیت شرکت نیست. (برخلاف آن چه در بازارهایی مانند مخابرات وجود دارد) . علاوه بر این اگر تأخیری اتفاق نیفتد توسعه محصولات و روانه‌سازی آنها به بازار اغلب به طور انبوه صورت می‌گیرد. کمتر از نیمی از مؤسسان مصاحبه شده، طرح تجاری خود را مطابق با برنامه زمان‌بندی محقق ساخته‌اند. در نتیجه هنگام ورود محصول به بازار، ممکن است موقعیت آن به طور اساسی تغییر یابد و کاملاً از موقعیتی که در هنگام آماده‌سازی طرح تجاری متصور بود متفاوت باشد

 

به نقل از سایت ستاد ویژه‌ی فناوری نانو



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
تحقیقات نشان می‌دهد طی یک دههء گذشته به‌ویژه از سال 2000 تاکنون دو تحول عمده در تجارت و اقتصاد بین‌المللی در حال وقوع است. تحول نخست رشد چشمگیر و انفجارگونهء زنان کارآفرین و تحول دوم رشد حجم تجارت بین‌المللی است. این دو تحول در کنار هم باعث ارتقای سطح اقتصادی زنان و در مجموع رشد چشمگیر اقتصادی بسیاری از کشورهای بزرگ شده است و ابعاد این دگرگونی تا‌حدی وسیع است که صاحب‌نظران آن را آغاز عصر جدید تجاری در جهان می‌دانند.
به اعتقاد آن‌ها امروزه زمان برای خروج زنان از حیاط خلوت اقتصاد جهان بسیار مساعد است و از پیش، این قشر از جمعیت جهان با نگاه فرامنطقه‌ای و بین‌المللی وارد تجارت جهانی شده‌اند. چند  عامل اصلی زمینه‌ها را برای نقش‌آفرینی فراگیر زنان فراهم کرده است.
1-در اروپای غربی و ایالات متحده و کلا کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی  (
OECD )  جمعیت در حال پیر شدن است و استفاده از نیروی کار زنان برای حفظ رشد اقتصادی ضروری‌تر از هر زمان دیگری است.
دولت‌ها برای استفاده از زنان باید آن‌ها را با مهارت‌های مختلف آشنا کنند و برای این کار بودجه اختصاص دهند. زنان نیز با فراهم شدن زمینه‌ها در ثبت‌نام دانشگاه‌ها از مردان جلو زده و بدون تردید طی یک دههء آینده بسیاری از مشاغل سطح بالا در اختیار زنان تحصیلکرده خواهد بود.
2-در کشورهای با اقتصاد نوظهور از جمله چین و هند، رشد چشمگیر اقتصادی، صدها میلیون نفر را از فقر رها کرده و درآمد متوسط مردم به شدت رشد کرده است. طبیعی است که این روند به افزایش تعداد زنان با تحصیلات بالا و حضور فراگیرتر آن‌ها در اقتصاد کشورشان منجر شده است. طی یک دههء گذشته تعداد دختران در مدارس از 30 درصد کل دانش‌آموزان به حدود 48 درصد رسیده است و امکانات فراوانی برای ادامهء تحصیل این گروه فراهم است.
3-در کشورهای نفت‌خیز ثروت عظیم حاصل از فروش نفت، تحولات اجتماعی بزرگی را موجب شده و اکنون شاهد رشد حضور زنان در فعالیت‌های اقتصادی هستیم. در کشورهای عرب این رشد کند است اما تحول آغاز شده و مطالبات زنان افزایش‌یافته است. در این کشورها زنان به سبب دسترسی به رسانه‌ها، حضور زنان دیگر کشورها در اقتصاد کشورشان را شاهد هستند و این آگاهی انگیزه‌ای قوی محسوب می‌شود. از پیش تغییراتی در قوانین مربوط به فعالیت اقتصادی زنان صورت گرفته است.
اگرچه در بین 500 شرکت بزرگ آمریکا، مدیریت 10 شرکت در دست زنان است اما روند تصاحب شغل‌های مدیریتی و سطح بالا در این کشور و اقتصادهای پیشرفته بسیار سریع است. هنوز هم میزان اعتماد به توانایی شغلی زنان کم‌تر از مردان است و شرکت‌هایی که چند سال توسط زنان اداره شده در برقراری ارتباط تجاری با دیگر شرکت‌ها موفق‌تر از شرکت‌هایی هستند که تحت مالکیت یا مدیریت مردان است. رشد توانایی‌های آکادمیک زنان در بسیاری از کشورها باعث شده مدیران نگاهی جدید به سرمایهء انسانی شرکت خود پیدا کنند.
آمارها نشان می‌دهد طی پنج سال گذشته نرخ تشکیل شرکت‌ها و کسب و کارها توسط زنان دو برابر مردان است و زنان در حال تبدیل شدن به نیرویی عظیم هم در ساختار سنتی تجارت جهانی و هم در تجارت مدرن و الکترونیک جهان هستند. واقعیت این است که زنان نیمی از نیروی کار جهان را تشکیل می‌دهند اما تنها از 20 درصد این نیرو به نحو صحیح استفاده شده است. در اغلب موارد انرژی زنان صرف امور روزمرهء خانه یا شغل کشاورزی در روستاها می‌شود که جایی محاسبه نمی‌شود. در ایالات متحده 1/9 میلیون کسب و کار توسط زنان اداره می‌شود و 5/27 میلیون نفر در این شرکت‌ها و کسب و کارها به کار اشتغال دارند. ارزش کالاها و خدماتی که این_ 1/9 میلیون کسب و کار را تولید می‌کنند، در سال 2005 چهار هزار میلیارد دلار بوده است. طبق گزارش مرکز تحقیقات تجاری زنان در آمریکا از هر 18 زن در سن کار یک زن از طریق تشکیل کسب و کار و کارآفرینی از لحاظ مالی مستقل است. تحقیقات نشان می‌دهد روند کارآفرینی مردان رشد ثابت دارند زیرا پتانسیل اقتصاد هر کشوری برای کارآفرینی مردان ثابت است و مورد استفاده قرار گرفته است اما در مورد زنان وضعیت کاملا فرق دارد. زنان به سبب فراهم‌نبودن زمینه تاکنون از بسیاری از پتانسیل‌ها برای کارآفرینی بهره نبرده‌اند به همین دلیل در هر اقتصاد که این نوع زمینه‌ها فراهم می‌شود شاهد رشد شدید نرخ کارآفرینی زنان هستیم. یک چهارم کسب و کارهای جهان در تملک زنان است. گزارش ادارهء شرکت‌های کوچک حاکی است طی یک دههء گذشته تعداد کسب و کارهای تحت مالکیت زنان 90 درصد افزایش یافته است. همچنین شرکت‌های کوچک با کم‌تر از 10 نیروی کار به استخدام زنان تمایل بیش‌تری دارند تا شرکت‌های بزرگ. در حال حاضر تنها 13 تا 15 درصد زنان کارآفرین در سطح بین‌المللی فعالیت می‌کنند و این در حالی است که ساختار کنونی تجارت جهانی با ابزارهای گسترده‌ای که وجود دارد فرصت عظیمی برای نقش‌آفرینی فراملی زنان کارآفرین دارد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته زنان به ضرورت فعالیت اقتصادی و تجاری فراملی پی برده‌اند. در ایالات متحده و دیگر کشورهای توسعه یافته، مدیران 41 درصد از هزار شرکت برتر حضور در صحنهء بین‌المللی را عنصر و عامل حیاتی برای ادامهء بقای شرکت دانسته‌اند. در ایالات متحده 31 درصد شرکت‌هایی که بیش از نیمی از محصولاتشان را صادر‌می‌کنند، تحت مالکیت زنان هستند. به سبب شناخت بهتر بازار کالاهای مصرفی زنان در تولید کالاها و خدمات پرمصرف موفق‌تر از مردان عمل می‌کنند. در ساختار کنونی اقتصاد جهان، شرکت‌های کوچک به طور متوسط بیش از 90 درصد کل شرکت‌ها را تشکیل می‌دهند. در بین کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی 40 درصد شرکت‌های کوچک و متوسط تحت مالکیت یا مدیریت زنان است و به سبب نقش بزرگ شرکت‌های کوچک و متوسط در اقتصاد ملی و صادرات، زنان تاثیر بزرگی در رشد اقتصادی دارند.
تحقیقات انجام شده از سوی کمیتهء‌کارآفرینی سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نشان می‌دهد طی پنج سال گذشته تقریبا تمام کشورهایی که فعالیت اقتصادی چشم‌گیر و تعداد بسیار زیاد کسب و کار داشته‌اند کشورهایی بوده‌اند که در آن‌ها میزان مشارکت اقتصادی زنان بالا بوده است. در کانادا 43‌درصد شرکت‌های کوچک و متوسط تحت مالکیت زنان دو سال پس از آغاز فعالیت به صادرات کالا و خدمات خود می‌پردازند. این مدت برای مردان صاحب کسب و کار بیش از هفت سال است.
انگیزه‌های جهانی اندیشیدن زنان و مردان کارآفرین تقریبا یکسان است: افزایش فروش، کاهش هزینهء تولید، رشد سود، تبادل نظر با کسانی که در دیگر کشورها فعالیت مشابه دارند، کمک به ادامهء بقا در شرایط به شدت رقابتی، استفاده از توانایی‌های تجاری و... جزو این گونه انگیزه‌ها هستند. در اقتصاد جهانی شدهء امروز فرقی نمی‌کند شما چه کالا یا خدمتی تولید می‌کنید، در هر حال رقبایی داخلی و خارجی دارید که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم بر فعالیت شما تاثیر می‌گذارند. به این ترتیب شرکت‌هایی که به‌طور جدی افق جهانی را در نظر نمی‌گیرند دیر یا زود با بحران روبه‌رو خواهند شد. برای داشتن تفکر جهانی باید بیاموزید چطور کشتی خود را در آب‌های ناآشنا هدایت کنید. برای این منظور چارچوب ذهنی مناسب و آگاهی از روندهای جهانی ضروری است، همچنین عمل طبق قواعد قدیمی غلط است زیرا ساختار تجاری عوض شده است.
زنانی که در حوزهء کارآفرینی جهانی می‌اندیشند باید خلاق، پرانرژی و پایبند به اهداف باشند و با دنیای جدید تجارت آشنایی داشته باشند. با این ویژگی‌ها اعتماد شرکا به آن‌ها جلب می‌شود و نخستین مرحلهء پراهمیت یعنی برقراری ارتباط طی خواهد شد. به طور ذاتی زنان در عرصهء کارآفرینی برتری‌هایی نسبت به مردان دارند که به آن‌ها کمک می‌کند شانس بالاتری برای موفقیت داشته باشند.
1- حس حمایت‌گری زنان بیش از مردان است. در اجتماع زنان رکن اصلی خانواده هستند و حضور آن‌ها از لحاظ حمایت عاطفی که ارایه می‌دهند ضروری است. این حس حمایت‌گری در امور تجاری نیز دیده می‌شود و تحقیقات نشان می‌دهد حس همکاری و کمک در زنان کارآفرین قوی‌تر از مردان است.
2- زنان در زمینهء شناخت دیگران، درک رفتارها و قضاوت سریع بسیار تواناتر از مردان هستند. همواره به این پرسش فکر می‌کنیم که چرا دیگران چنین رفتاری دارند و این‌گونه سخن می‌گویند. مردان اغلب توجهی به زبان بدن ندارند در حالی که زنان در این امور بسیار دقیق هستند. در تجارت بین‌المللی هنگامی که با فرهنگ طرف مقابل آشنا نیستید، همین توجه به رفتارها راه‌گشای شما در تصمیم‌گیری صحیح است.
3- صبر زنان و ظرفیت بخشش آن‌ها بسیار بالاست. دنیای تجارت بین‌المللی به کسانی تعلق دارد که به دیگران اجازه می‌دهند شک کنند و دچار سوء تفاهم شوند. در این جهان رفتارهای تجاری گاه بسیار ناراحت‌کننده است و برندهء نهایی کسی است که لبخند می‌زند و با حوصله به رفع مشکلات می‌پردازد. در این حوزه بدون شک زنان از مردان موفق‌تر هستند.
4- رفتار اجتماعی زنان به سبب دقت آن‌ها در درک موقعیت‌های گوناگون، مناسب‌تر است. درک آداب و رسوم و فرهنگ‌های خارجی برای موفقیت ضروری است در این زمینه هوش اجتماعی زنان بالاتر است. از سوی دیگر چون تعداد کارآفرین‌های زن نسبت به مردان کارآفرین کم‌تر است، توجهات بیش‌تر به آن‌ها جلب می‌شود.به این ترتیب سدهء بیست‌ویکم، سدهء رشد سریع کارآفرینی زنان محسوب می‌شود و این امر نویدبخش رشد اقتصادی بالا برای تقریبا تمام کشورها به خصوص کشورهایی است که زمینه را از هر جهت برای ارتقای سطح زندگی زنان فراهم می‌کنند.
منبع: موسسه تحقیقاتی کارآفرینی زنان، کانادا_ نیمه ی دوم سال 2006
ترجمه: محمدعلی آذری‌نیا

منبع:هفته نامه بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
تأثير آموزه هاي ديني بر كار آفريني و كسب و كار
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
چکیده
«کارآفرینی» که در واقع فرآیند تاسیس یک شغل بر مبنای یک فکر و یک ایده‌ی نو است. راهبردی است برای حل مساله‌ی اشتغال و ایجاد و خلق عرصه‌های نوین در جهت رشد و پویایی و تولید ثروت در جامعه، که با توجه به اهمیت کلیدی آن در اقتصادهای نوین، کشورهای گوناگون مجدانه برنامه‌های مفصلی را برای بسط چنین فرهنگی در جامعه‌ی خود تدارک دیده‌اند.
این نوشتار در پی آن است تا با بررسی و تجزیه و تحلیل برخی از معیارها و اصول کارآفرینی در آموزه‌های نبوی در جهت ثمربخشی بیشتر کارآفرینی، که بر پایه‌ی باورها و ارزش‌ها و روش‌ها و شیوه‌های خاصی استوار شده است، بپردازد، و در نتیجه‌ی راهبردها و رهیافت‌هایی را در جهت ایجاد فرصت‌های شغلی و تولید ثروت و بهبهود شرایط اقتصادی برای نظام اسلامی بیابد.
واژگان کلیدی: معیار، کارآفرینی، اشتغال، آموزه‌های نبوی.

مقدمه و طرح مساله
در میان عوامل تولید، کار جایگاه ممتازی دارد، به ویژه که با انسان و ارده‌ی او سر و کار دارد. از این رو، می‌تواند جهت‌گیری‌های مختلف و متفاوتی داشته باشد. جهت‌گیری‌های متفاوت، آثار فردی و اجتماعی متفاوتی نیز در سطح هر جامعه بر جای خواهد گذاشت. به همین دلیل ضرورت دارد جهت‌گیری‌های مطلوب در این امر شناخته شود. به نظر می‌آید مهم‌ترین جهت‌گیری‌ها توجه به استراتژی‌ توسعه‌ی کارآفرینی است که در برنامه‌ی چهارم توسعه نیز بر آن تاکید شده است.
از یک سو، مساله‌ای که در برآوردهای آماری اشتغال را با نارسایی مواجه کرده است، وجود نوعی "بداشتغالی" است که در برخی موارد، افزایش اشتغال به قیمت افزایش بیکاری پنهان و هم جهت با بداشتغالی و نادیده گرفتن تخصیص بهینه بوده است.
از دیگر سود، بیکاری یک مساله‌ای اجتماعی و نشان دهنده‌ی اتلاف انرژی نیروی انسانی است. از این رو از جمله دلایل توجه به توسعه‌ی کارآفرینی، می‌توان به قدرت آن در ایجاد کسب و کارهای جدید با ارزش افزوده‌ی بالا، توسعه‌ی کسب و کارهای موجود، افزایش درصد استفاده از ظرفیت‌های بدون استفاده‌ی تولید و به تبع آن رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی، کاهش نرخ بیکاری، افزایش سرانه‌ی تولید و عدالت اجتماعی، که از مهم‌ترین دغدغه‌های نظام اسلامی به شمار می‌آید، اشاره کرد.

تعریف کارآفرینی
کارآفرینی، فرآیند پذیرش مخاطرات و پیامدهای تاسیس کسب و کار بر مبنای اندیشه‌ها و ایده‌هایی است که نتیجه‌ی آن ایجاد فرصت‌های شغلی و بهبود شرایط اقتصادی و ارتقای توانمندی جوامع خواهد بود. به عبارت دیگر کارآفرینی فرآیند ایجاد ثروت و هدایت خلاقانه‌ی منابع،‌ خلق سازمان یا سازمان‌های جدید و نیز توسعه‌ی موقعیت‌های اقتصادی و روش اداره و مدیریتی است که فرصت‌ها را کنترل و تعقیف کرده و به عنوان شیوه‌ای عالمانه از زندگی، با درک ظرفیت‌های بلااستفاده، زمینه را برای بهره‌گیری از آن فراهم می‌سازد، و برای رسیدن به آرمان رشد اقتصادی رفاه اجتماعی به وسیله‌ی افزایش سرانه‌ی تولید و کاهش نرخ بیکاری به جریان‌ها و شریان‌های اقتصادی و اجتماعی کمک‌های شایان توجه و موثری می‌کند.

تاثیر آموزه‌های دینی در تقویت فرهنگ کارآفرینی
به نگرش‌ها و باور‌های ذهنی و ساختاری پذیرفته شده، توسط افراد یک جامعه یا سازمان، نسبت به کار، فرهنگ کار آن جمع می‌گویند. برمبنای این تعریف، فرهنگ کارآفرینی عبارت است از: مجموعه‌ی ارزش‌ها، باورها و دانش‌های مشترک و پذیرفته‌ شده‌ی یک گروه کاری در انجام فعالیت‌های معطوف به تولید و یا ایجاد ارزش افزوده. حال با توجه به این تعریف می‌توان چنین نتیجه گرفت که باورها و اعتقادات دینی در تقویت و تضعیف فرهنگ کارآفرینی تاثیر به سزایی دارند.
از آموزه‌های دینی برای تبدیل کارآفرینی به فرهنگ و پیوند آن با هنجارهای اجتماعی می‌توان از ابزارهای معنوی تشویقی و تنبیهی فراوانی استفاده نمود. برخی از این آموزه‌ها، که در احادیث و روایات بیان‌گر ابزارهای تشویقی هستند، در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرند.

کارآفرینی به عنوان تکلیف و وظیفه
کار و تلاش در نگرش دینی برای تامین نیازهای فردی و اجتماعی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است که تمامی لحظات زندگی را دربرمی‌گیرد. از این رو، در آموزه‌های دینی از آن به عنوان وظیفه و تکلیف یاد شده است. پیامبر عظیم‌الشان اسلام (ع) در این باره می‌فرماید: «طلب الحلال فریضه علی کلی مسلم و مسلمه»؛ طلب کردن روزی حلال بر هر مرد و زن مسلمان واجب است. و نیز می‌فرماید: «طلب الکسب فریضه بعد الفریضه»

کارآفرینی به عنوان جهاد در راه خدا
در آموزه‌های دینی کارآفرین مانند جهادگری دانسته شده است که در صحنه‌ی کارزار با دشمنان خدا به نبرد پرداخته و از حریم دین دفاع می‌کند. به تعبیر پیام عظیم‌الشان اسلام (ع) «الکاد فی عیاله کالجاهد فی سبیل‌الله»؛ کسی که برای تأمین زندگی خانواده‌ی خود کار و تلاش کند همچون مجاهد در راه خداست. امیرالمومنین علی (ع) نیز در این باره می‌فرماید: «ما غدوه احدکم فی سبیل الله باعظم من غدوته یطلب لولده و عیاله ما یصلحهم»؛ در آمدن شما صبحگاهان برای جهاد در راه خدا، از درآمدن آن کس که برای تامین زندگی خانواده‌ی خود تلاش می‌کند بالاتر نیست.

کارآفرینی وسیله‌ی سعادت
به طور کلی انسان در نگرش دینی آمیزه‌ای از عقیده، فکر و اندیشه، کار و تلاش است که سعادت و رستگاری خود و جامعه را در کار شایسته و بایسته می‌داند. بر این اساس است که قرآن کریم ایمان به همراه عمل صالح را وسیله‌ی رستگاری می‌داند. در تعالیم علوی، چه دور دانسته شده که انسان با اراده‌ی سست، و گرایش به بیکاری و خوش‌گذرانی به سعادت دست یابد. بلکه در این تعالیم سعادتمندی در آن دانسته شده است که انسان به انجام کارهای ارزنده نایل شود.

کارآفرینی وسیله‌ی عزت نفس
کار و تلاش سازنده برای اصلاح و ساماندهی زندگی فردی و اجتماعی امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است؛ چنان چه در راستای تعالی ارزش‌ها و عزت فردی و اجتماعی، کار و تلاش و خلاقیت و نوآوری، عرصه‌ی نمایش عزت و قدرت یک جامعه است. از این رو، اسلام اجازه نمی‌دهد انسان در صورت امکان حتی در سخت‌ترین شرایط از کار و تلاش و سازندگی دست بردارد و در نیتجه عزت و آبروی خود را زیر سوال ببرد. به تعبیر پیامبر عظیم‌الشان اسلام (ع): «لو ان رجلا اخذ حبلا فیاتی بجزمه حطب علی ظهره، فیبیعها فیکف بها و جهه، خیر له من ان یسال»؛ اگر انسان ریسمانی بگیرد، پشته‌ای هیزم را بر دوش کشد و آن را بفروشد و از این رهگذر نیازهای زندگی خود را برآورد، بسی بهتر است از این که از دیگران درخواست کمک کند.

کارآفرینان در ردیف انبیا
ایمان بی‌بهره از کار و تلاش سازنده ادعایی است خالی از معنی و ارزش. بدین جهت، بهترین‌ها و شایسته‌ترین‌ها، که انبیای الهی (ع) هستند، پیشتازان وادی کار و تلاش و کوشش‌اند. بر این اساس است که در نگرش نبوی «من اکل من کدیده، کان یوم القیامه فی اعداد الانبیاء و یأخذ ثواب الانبیاء»؛ هر کس از دسترنج خود بخورد، روز قیامت در شمار انبیا خواهد بود.
همان‌طور که دیده می‌شود در آموزه‌های اسلامی با نگرش تکلیفی به کار و کارآفرینی و جهاد خواندن آن، انگیزه‌ی کارآفرینی را بالا برده است؛ همچنان که از طریق مبارزه با بیکاری، به احیا و تقویت «فرهنگ کار و کارآفرینی» اقدام کرده است.
احادیث و روایاتی که به بیان ابزارهای تنبیهی در جهت تقویت فرهنگ کارآفرینی پرداخته‌اند، به طور خلاصه، در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرند:

دوری از رحمت خدا
در نگرش دینی، زیست گوارا و رحمت الهی شامل حال فرد و جامعه‌ای می‌شود که تمامی اعضای آن به کار و تلاش سازنده دست یازند و در هیچ زمانی از سعی و تلاش و کوشش بازنایستند. در غیر این صورت از رحمت الهی به دور و مورد لعن و نفرین قرار می‌گیرند. در حدیث نبوی است: «ملعون من القحی کله علی الناس»؛ هر کس بار زندگی خود را بر دوش دیگران گذارد از رحمت الهی به دور است.
امام باقر (ع)، کلامی از موسی بن عمران (ع) این گونه نقل می‌کند که موسی بن عمران (ع) ا زخدای سبحان سوال کرد: پروردگارا از کدام یک از بندگانت بیشتر نفرت دارد؟ خداوند فرود: آن کس که شب هنگام چون مردار است، و روز بیکار.

تضعییع حقوق دیگران در آموزه‌های دینی کسی که در پی کسب و کار و تلاش و کوشش نیست، و به بیکاری و بی‌عاری و سستی و تنبلی عمر خود را سپری می‌کند، تضییع‌کننده‌ی حقوق خود ودیگران است. از این رو، پیامبر عظیم‌الشان اسلام (ع) با نهی از داشتن چنین خصلتی می‌فرماید: «یا علی... ایاک و خصلتین: الضجر و الکسل، فانک ان ضجرت لم تصبر علی حق، و ان کسلت لم تود حقا». امام صادق (ع) نیز در این باره می‌فرماید: «ایاک و الضجر والکسل،‌انهما مفتاح کل سوء، انه من کسل لم یود حقا، و من ضجر لم یصبر علی حق». علی (ع) «من اطاع التوانی، ضیع الحقوق»؛ آن کس که به کاهلی و سهل‌انگاری گردن نهد حقوق دیگران را ضایع می‌سازد.

فساد و تباهی
اراده‌ی الهی بر کار و تلاش سازنده و فعالیت انسان‌ها در زندگی دنیوی آنان تعلق گرفته است. چه این که حتی آفرینش مرگ و حیات نیز برای سنجش سعی و تلاش‌هاست؛ «الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا». بر این اساس، صلاح و سداد زندگی به کار و تلاش و کوشش بی‌وقفه بستگی دارد؛ همچنان که فساد و تباهی در زندگی فردی و اجتماعی در پی سستی و بیکاری به وقوع خواهد پیوست. به تعبیر امام صادق (ع) «الکسل یضر بالدین و الدنیا»؛ کاهلی و تنبلی به دین و دنیای انسان آسیب می‌رساند. آن حضرت (ع) بیکاری را عامل فساد و تباهی می‌داند؛ «ان یکن الشغل مجهده فاتصال الفراغ مفسده».

فقر و نابسامانی
به طور کلی توسعه و رشد در گرو کار و تلاش و سعی و کوشش است. جامعه‌ای که از تلاش و کوشش و سخت‌کوشی روی گردان است، چاره‌ای جز پذیرش فقر و بدبختی نخواهد داشت. علی (ع): من لم یصبر علی کد یده، صبر علی الافلاس»؛ فرد و جامعه‌ای که نتواند از کار و تلاش خود حیات اقتصادی و اجتماعی خود را سامان دهد سرانجام پذیرای تهیدستی و فقر و نابسامانی خواهد شد.

هلاکت و نابودی
کار و تلاش گوهر ذاتی انسان و مایه‌ی عزت و کرامت انسان و سبب دوام زندگی و حیات اوست. بنابراین، سعادت‌مندی و رسیدن به کمال مطلوب، در پی کار و تلاش و کوشش میسر است. هر قدر جامعه‌ای در وادی کار و تلاش کوشاتر و بر مشکلات صابرتر باشد، میزان دستیابی او به ماندگاری و ثبات بیشتر خواهد بود؛ همچنان که به هر مقدار که از سعی و تلاش خود بکاهد و به سستی و تنبلی روی آورد از میزان دوام و پایداری او کاسته خواهد شد. به تعبیر علی (ع): «فی التوانی و العجز انتجت الهلکه»؛ در تنبلی و احساس ناتوانی، نابودی و تباهی پدید می‌آید.

تعامل بین فرهنگ و کارآفرینی
تعامل و ارتباط میان فرهنگ و کارآفرینی، از دو جهت قابل بحث و بررسی است. از یک جهت، نتایج کارآفرینی است که بر جامعه تاثیر می‌گذارد و از جهت دیگر، خود فرایند کارآفرینی و فرهنگ حاکم بر آن است که هم متأثر از مبانی فرهنگ جامعه است و هم‌ می‌تواند در آن تحولات اساسی ایجاد کند.
کارآفرینی با ایجاد فرصت‌های شغلی و تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی، پیش‌ زمینه‌ای اساسی برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه است، زیرا با برآورده شدن نیازهای اولیه‌ی معیشتی، زمینه‌ برای بروز نیازهای عالی‌تر انسانی فراهم می‌شود که اگر در مسیری صحیح هدایت شود، به شکوفایی و تعالی انسان‌ها می‌انجامد.
نوآوری که از ویژگی‌های اساسی کارآفرینی است، منجر به تولید محصولات جدیدتر و ارایه‌ی خدمات بیشتر و متنوع‌تر شده و به این ترتیب قدرت انتخاب افراد افزایش یافته و زندگی راحت‌تر می‌شود. با بالا رفتن سطح رفاه و آسایش و افزایش اوقات فراغت، فرصت‌های بیشتری برای فعالیت‌های فرهنگی ایجاد می‌گردد.

معیارها و اصول کارآفرینی در آموزه‌های نبوی
کارآفرینی به عنوان یک فرآیند و نظام، متکفل در هم آمیختن و ترکیب اجزای مختلفی از امکانات جامعه در جهت ایجاد ارزش‌ها و ظرفیت‌های جدید و قابل استفاده‌ی آن جامعه می‌باشد. همان‌گونه که در جهت‌گیری‌های کلی و کلان، کارآفرینی نیاز به مراقبت و هدایت دارد، در خصوص ویژگی‌های درونی نیز برای بهره‌دهی بهتر و بیشتر نیز کارآفرینی باید از اصول و معیارهایی پیروی کند.
طبیعی است که این معیارها، همسو و هماهنگ با جهت‌گیری‌های کلان نظام توحیدی می‌باشد. برخی از این ویژگی‌ها، در آموزه‌های نبوی، در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

کارآفرینی وسیله‌ی تقرب الهی
اسلام، به طور کلی، برای تمامی تلاش‌های انسان، یک جهت کلی تعیین نموده است و آن این که انجام آن‌ها، اگرچه مربوط به زندگی مادی و دنیوی انسان‌ها باشد، لازم است در مسیر الهی باشد تا از پاداش اخروی نیز برخوردار گردد.
بنابراین، در یک نظام اجتماعی، که بر اساس آموزه‌های نبوی بنا نهاده شده است، اهداف نهایی فعالیت‌ها باید الهی باشد. اگر فعالیتی بر این اساس صورت گیرد، دیگر رفاه و آسایش فردی به تنهایی مورد نظر قرار نمی‌گیرد، بلکه آسایش و رفاه شخص وقتی مطلوب است که آسایش و رفاه دیگران را نیز در پی داشته باشد.

کارآفرینی به عنوان عمل صالح
در آموزه‌های نبوی عمل صالح یکی از محوری‌ترین شعارهای آن به شمار می‌آید، به گونه‌ای که ظهور و جلوه‌ی ایمان و اعتقاد صحیح در عمل صالح تجلی می‌یابد.
بنابراین،‌ کارآفرینان باید بدانند که کار تولیدی آن‌ها می‌تواند طوری طراحی و اجرا شود که از مصادیق عمل صالح به حساب آید. از ویژگی‌های چنین فعالیت‌هایی صداقت و به دور بودن از غل و غش و در راستای حل مشکلات فردی و اجتماعی است.

کارآفرینی در جهت منافع جامعه
امتیازی که نظام اقتصادی اسلام نسبت به دیگر نظام‌های اقتصادی دارد این است که تمامی امور را در سود مادی خلاصه نمی‌کند و به اخلاق و مسایل انسانی توجه ویژه‌ای دارد. از این رو، کارآفرینانی که به تولیدات مورد نیاز و ضروری جامعه مشغول‌اند بسیار ارزشمندتر از آن‌هایی هستند که به تولید کالاهای لوکس می‌پردازند و نیازی از نیازهای حقیقی جامعه را تأمین نمی‌کنند. بر این اساس است که در آموزه‌های نبوی:
«احب الاعمال الی الله سرور تدخله علی المومن تطرد عنه جوعته و تکشف عنه کربته»؛ دوست داشتنی‌ترین اعمال نزد خدا شادی رسانیدن به مومن، برطرف کردن گرسنگی او و دور ساختن غم و اندوه اوست. در حدیث دیگری، آن حضرت (ع)، محبوب‌ترین فرد نزد خدا را کسی می‌داند که برای مردم مفیدترین باشد.

استفاده‌ی بهینه از امکانات جامعه
در آموزه‌های نبوی بر این نکته تاکید فراوانی شده است که باید از نعمت‌های الهی به گونه‌ای صحیح بهره‌برداری شود. مذمت شدید اسلام از اسراف و تبذیر گویای این حقیقت می‌باشد که وجود این دو پدیده نشان از عدم استفاده بهینه از منابع جامعه دارد. بنابراین، کارآفرینان، باید به صورت بهینه از امکانات و نعمت‌های الهی، که جامعه در اختیار آن‌ها گذاشته است، استفاده کنند.

پاک و طیب بودن سرمایه
در نظام تولید و کارآفرینی مطلوب در اسلام، پاکی و طهارت هم در سرمایه و هم در سایر عوامل تولید و هم در محصول و خدمات تولید شده باید به نحوه احسن وجود داشته باشد. مالی که وارد چرخه‌ی تولید می‌شود باید از بهترین‌ و پاک‌ترین اموال باشد، زیرا کار و تلاش انسان مسلمان تلاش و کوششی است در راه خدا. بدین جهت است که در آموزه‌های نبوی گردآوری مال حلال و چرخش زندگی بر مبنای درآمد حلال از وظایف انسان مسلمان دانسته شده است. به تعبیر پیام عظیم‌الشان اسلام (ع):
«طلب الحلال فریضه علی کل مسلم و مسلمه» و «العباده سبعون جزا و افضلها جزا طلب الحلال»؛ «الشاخص فی طلب الرزق الحلال کالجاهد فی سبیل الله»؛ «اطیب کسب السلم سهمه فی سبیل الله»؛ پاکیزه‌ترین دستاورد مسلمان کار است که در راه خدا انجام دهد.
بنابراین، اگر مال و سرمایه از طریق غیرصحیح به دست آید و با خیانت و اجحاف هم همراه باشد، از حلیت بهره‌ای نخواهد داشت.
توجه به حلیت و مشروعیت سرمایه و کسب درآمد سبب می‌شود که تولیدکننده در هیچ مرحله‌ای از مراحل تولید خیانت نکند که این خود اعتماد را در جامعه تقویت می‌کند.
همه‌ی کسانی که کالای تولید شده را مورد بهره‌برداری قرار می‌دهند در واقع تولیدکننده را امین خود می‌دانند و به او و کالای تولید شده‌ی او اعتماد می‌کنند. این مساله در جهان امروز، که تولید و مراحل مختلف آن تخصصی شده است و لذا افراد عادی نمی‌توانند به چگونگی و کیفیت کالاها به آسانی دسترسی پیدا کنند، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

توجه به کیفیت به جای کمیت
کارآفرینی به عنوان یک خدمت به جامعه، به هر مقدار و میزان، پسندیده و مورد تقدیر است. بنابراین، هر کس به هر مقدار که می‌تواند از این طریق به جامعه کمک کند، حتی اگر به مقدار ناچیز باشد، نباید فروگذار نماید، زیرا محرومیت از همین مقدار کم، خود موجب ضرر و محرومیت جامعه می‌گردد.
رعایت این نکته در سطح جامعه سبب ظهور و بروز استعدادها و سرمایه‌هاست. اگر این امر مبنای عمل کرد نظام اقتصادی یک جامعه باشد، بی‌تردید، بهره‌برداری از برکات مادی و معنوی آن و بهره‌مند شدن آحاد جامعه، نتیجه‌ی مورد انتظار آن خواهد بود.

نظم و استحکام
از دیگر ویژگی‌های نظام مطلوب کارآفرینی در آموزه‌های نبوی، نظم و استحکام و اکمال و اتمام کارهاست. رها کردن کارهای نیمه تمام و معطل گذاردن امکانات و سرمایه‌ها، در نظام کارآفرینی بر پایه‌ی آموزه‌های نبوی مطلوب نیست، باید کارها مطابق اولویت و با برنامه شروع شود و به همان شکل خاتمه یابد؛ «جمال المعروف اتمامه». زیبایی کار خوب به اتمام و پایان رسانیدن آن است. در آموزه‌های نبوی خدا دوست دار کسی است که کار و تلاش را خوب به پایان برساند.
«ان الله تعالی یحب اذا عمل احدکم عملا ان یتقنه»؛ خداوند دوست دارد اگر کسی کاری را انجام می‌دهد آن را درست انجام دهد.
«ان الله یحب من العامل اذا عمل ان یحسن».
نداشتن نظم در زندگی نتیجه‌اش از دست دادن زمان و از دست دادن زمان نتیجه‌اش اتلاف منابع است. اتلاف، بالاترین حد اسراف است. وقتی اسراف حرام باشد، اتلاف که نوعی اسراف و بالاترین حد اسراف است نیز حرام است. از این رو، برای استفاده‌ی بهینه از زمان و از دست ندادن فرصت‌ها و جلوگیری از اتلاف منابع، رعایت نظم و ترتیب و برنامه برای کارآفرین ضروری است.

بلندهمتی و اراده‌ی قوی
در تعالیم نبوی، بر بلندهمتی، جدیت در کار و پرهیز از سستی و تنبلی تاکید فراونی شده و رمز موفقیت در کارها به شمار می‌آید.
امروزه در بحث مدیریت، از ویژگی‌های یک مدیر موفق برخورداری وی از قدرت تصمیم‌گیری و ریسک‌پذیر بودن او است. در واقع بلندهمتی هم این دو خصیصه را در بطن خود دارد، به طوری که اگر فرد دارای همت بلند باشد می‌تواند وارد کارهای بزرگ شده و با کارآفرینی و راه‌اندازی فعالیت تولیدی علاوه بر این که در زندگی خود گشایشی ایجاد می‌کند، به حال جامعه نیز سودمند باشد؛ «قدر الرجل علی قدر همته».
در زمینه‌ی اشتغال و کارآفرینی نیز باید توجه داشت که هر چه همت و عزم و اراده‌ی انسان برای انجام کارها مهم‌تر و نوآوری و ابتکار و استحکام بیشتر باشد، نشان‌گر ارزش متعالی‌تر اوست.

برنامه‌ریزی
عاقبت‌اندیشی و برنامه‌ریزی مناسب، رکن اساسی پیشرفت و کمال‌یابی است. در اتخاذ خط‌مشی‌های کارآفرینی لازم است از بلندپروازی اجتناب شود، زیرا اتخاذ استراتژی بلندپروازانه، وقتی که با توانایی‌های فرد و امکانات موجود در جامعه توازن و هماهنگی نداشته باشد، نتیجه‌ای جز شکست و به هدر دادن منابع جامعه دربر نخواهد داشت. از این رو، در اتخاذ شیوه در برنامه‌های رشد و توسعه‌ی اقتصادی لازم است با توجه به امکانات موجود، شیوه و استراتژی رشد طوری طراحی شود که در دراز مدت اقتصاد به رشد و توسعه برسد و اتخاذ روش سنجیده و حساب شده، با توجه به امکانات، به مراتب نتیجه‌ای بهتر از انتخاب روش‌های شتابان و عجولانه دارد.

تاثیر آموزه‌های نبوی در ایجاد تحول اقتصادی در مدینه
تعالیم نبوی در مورد اهتمام به کار و تلاش توانست تاثیر شایسته‌ای در رفتارهای اقتصادی مردم و اوضاع اقتصادی مدینه داشته باشد. آشنایی با اصول اعتقادی و ارزش‌های دینی سبب گردید تا انگیزه‌های نوینی برای فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی در مردم مدینه به وجود آید.
آن حضرت (ع) نه تنها در زمینه‌های گوناگون، از جمله اصول اقتصادی و سیاست‌های مالی تعالیم جدیدی را آورد، بلکه با زیر و رو کردن نظام ارزش‌ها توانست مسایلی از قبیل غارت و چپاول‌گری، رباخواری و قماربازی را تا پایین‌ترین حد تنزل دهد، و در عوض کار و تلاش و کسب و کار حلال، و فعالیت‌های صحیح اقتصادی را در قالب عمل صالح به حد اعلی ترقی و تعالی دهد. بر پایه‌ی این انقلاب فکری و بینشی بود که آن حضرت (ع)، پس از استقرار در مدینه اقدام به برنامه‌ریزی در جهت اشتغال هر چه بیشتر مسلمانان نمود که به برخی از این تلاش‌ها در ادامه اشاره می‌کنیم.

بستن عقد قراردادهای مزارعه و مساقات
پیامبر اکرم (ع) با بستن این نوع قراردادها بین مهاجرین و انصار، علاوه بر آن که مهاجران بدون زمین و بیکار را به کار کشاورزی واداشت و سبب افزایش اشتغال نیروی مهاجرین نیز گردید، تولید و بهره‌وری زمین‌های زیر کشت انصار را هم بالا برد.

لغو انحصاری بودن تجارت
آن حضرت (ع) با ایجاد عقد مضارعه در بین افراد توانست به تهیه سرمایه و امکانات حمل و نقل برای تجارت زمینه‌ی مناسبی را برای آن‌ها فراهم سازد و تجارت را از انحصار گروه و افراد خاص آزاد سازد.

واگذاری زمین برای کشاورزی و کارهای خدماتی
واگذاری این زمین‌ها، که برای فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی انجام می‌شد، توانست به کار و تلاش در جهت ساختن واحدهای مسکونی، حمام، بازار، احیای اراضی موات و... رونقی خاص بخشد و در نتیجه بازار اشتغال را در تعادل نگه دارد.

استفاده از انفاقات واجب مالی
آن حضرت (ع)، با استفاده و به کارگیری از دریافت‌های واجبات مالی، مانند خمس و زکات و دیگر انفاقات توانست برای بیکاران، فرصتی را به وجود آورد و به آنان امکان دهد تا از این طریق وسیله‌ی کار فراهم سازند و مشغول به کار شوند.

بهره‌گیری از غنایم جنگی
پیامبر اکرم (ع) با بخشیدن غنایم جنگی به مجاهدان، آنان را به طور غیرمستقیم در تهیه‌ی وسایل کار و اشتغال کمک می‌نمود.

به کارگیری انفال
حق مالکیت منابع طبیعی از قبیل معادن، کوه‌ها، آب، جنگل‌ها، زمین‌های بی‌صاحب، اراضی موات و بایر که در قالب انفال قرار داده شدند، از آن خدا و پیامبر عظیم‌الشان اسلام (ع) و زمامداران حکومت اسلامی است. از این رو، زمامدار حکومت اسلامی، با در نظر گرفتن شرایط و مصالح عامه، می‌تواند این منابع را، به صورت اجاره و مزارعه، در اختیار افراد قرار دهد و درآمد آن را صرف نیازهای اجتماعی کند.
قبل از اسلام برنامه بر این بود که قدرت‌های محلی قسمت‌هایی از اراضی، مراتع و نیزارها و دیگر منابع طبیعی را، بدون هیچ‌گونه کار و تلاشی اختصاص به خود می‌دادند، و منابع بهره‌گیری دیگران می‌شدند و از طریق باج‌گیری، به دیگران حق بهره‌برداری می‌دادند. پیامبر اکرم (ع) با نهی این عمل، راه را برای بهره‌گیری تمامی افراد باز نمود و حق مالکیت ثروت‌های غیرمنقول براساس کار و کوشش قرار گرفت.

برقراری ثبات در نظام اقتصادی
با توجه به آنچه گذشت می‌توان چنین نتیجه گرفت که تثبیت نهادهای اخلاق عملی در سیره نبوی به عنوان یک حرکت کارساز در پدید آمدن و حفظ و نگهداری روابط انسانی در تقویت و ایجاد کارآفرینی نقش اساسی دارد. همچنان که تشویق آحاد مردم به همکاری با یکدیگر، تبلیغ اخوت و نوع دوستی، ایثار و درستکاری، حفظ قراردادها، و ممنوعیت کاربرد هر نوع حیله در مبادلات و معاملات، و مبارزه با نهادینه شدن مفاسد اقتصادی و تلاش برای نهادینه شدن زمینه‌های بالندگی اقتصادی شاخص‌های کارآمدی و کارآفرینی نظام اقتصادی نبوی را می‌رساند.
تحریم ربا، تحریم کنز، تحریم رشوه، تحریف اسراف و تبذیر، تشویق به کاهش مصرف، تشویق به کار گروهی، تشویق به کار شرافت‌مندانه، و عبادت تلقی کردن کوشش برای امرار معاش، تثبیت و نهادینه ساختن توجه به حقوق کارگر، مانند پرداخت حقوق کارگر پیش از اتمام کار، ارتباط دادن رضایت اخروی خداوند به کوشش مولد در امور دنیوی، در ساختار و مرکزیت نظام اقتصادی تواند ثبات و پایداری را به ارمغان آورد، به تعبیر رسول مکرم اسلام (ع): «من طلب الرزق فی الدنیا استعافافا من الناس و توسیعا علی اهله لقی الله یوم القیامه و وجه مثل القمر».

اشتغال و کارآفرینی در شرایط اقتصادی موجود کشور
بی‌تردید اگر آنچه به عنوان معیار و اصول کارآفرینی در آموزه‌های نبوی از آن نام برده شد، در جامعه‌ی ما مورد استفاده قرار گیرد، و به عنوان فرهنگ کارآفرینی در جامعه نهادینه شود و در نتیجه افراد خود را پای‌بند به این اصول بدانند، آیا جایی برای این نگرانی در کشور در رابطه با ایجاد اشتغال، از طریق طرح‌های زودبازده و اشتغال‌زا که وزارت کار و امور اجتماعی با دادن تسهیلات اعطایی به کارآفرینان، آن را در دستورکار خود قرار داده است، باقی می‌ماند؟
آنچه که از نامه‌ی رییس کل بانک مرکزی به ریاست جمهوری برمی‌آید، گویای نگرانی جدی است، به حدی که به تصریح رییس کل بانک مرکزی حدود 46 درصد از طرح‌های زودبازده وجود خارجی ندارد.
نامبرده در نامه‌ی خود این گونه اظهار می‌دارد که:
نسبت اشتغال ایجاد شده به اشتغال پیش‌بینی شده در طرح‌ها، حداکثر 8/2 درصد است. 15 درصد طرح‌ها، بیش از 80 درصد پیشرفت داشته‌اند و 46 درصد طرح‌ها وجود خارجی ندارند. مبلغ سرانه‌ی وام پرداختی برای ایجاد اشتغال یک شغل 133 میلیون ریال در فرم متقاضی ثبت‌ شده است، اما در عمل هزینه‌ی ایجاد هر شغل 6/4 میلیارد ریال بوده است.
این در حالی است که افزود بر نگرانی یاد شده، اگر اعتبارات تخصیصی به طرح‌های زودبازده به سبب آنچه که در نامه‌ی رییس کل بانک مرکزی آمده است، نتواند بر مبنای قراردادها به موقع بازپرداخت شود، این عدم بازگشت اعتبارات که در واقع به معنای عدم بازگشت پول مردم به خزانه بانک‌هاست، نوعی زیرپا نهادن اصول امانتداری و یا عدم پای‌بندی وکیل به خواسته‌های موکل است. کم‌ترین نتیجه‌ی این گونه مسایل، سلب اعتماد عمومی است، که سبب می‌شود سپرده‌گذاران به پس‌انداز که شالوده‌ی هر سرمایه‌گذاری است، کم‌تر تمایل از خود نشان بدهند، نتیجه‌ی این عدم تمایل رفتن پول به جای پس‌انداز، در چرخه‌ی خرید و فروش و بازار دلالی است، که نتیجه‌ی آن افزایش بی‌جهت بهای کالاها و افزایش تورم است.

نتیجه‌گیری
کار و کارآفرینی مهم‌ترین مساله‌ی اجتماعی و فرآیندی انسانی و اجتماعی است که با دگرگونی‌های اقتصادی- اجتماعی پیوند محکمی دارد. بر این اساس، اهمیت و ضرورت افراد کارآفرین در جامعه مشخص می‌شود.
بررسی‌ها نشان از آن دارد که به دلیل نبود فرهنگ کارآفرینی و بی‌توجهی به اصول و معیارهای کارآفرینی در آموزه‌های دینی، دولت بر خلاف انتظار خود نتواند توفیق چندانی در دستیابی به اهداف خود در دادن تسهیلات به کارآفرینان در قالب طرح‌های زودبازده به دست آورد. از این رو،‌ آموزش و تربیت کارآفرین یک ضرورت زیربنایی برای توسعه‌ی کشور و کاهش نرخ بیکاری است. در این راستا ضرورت دارد مراکز ویژه‌ای را در جهت حمایت از کارآفرینان بالقوه تاسیس کرده که ضمن آموزش‌های ویژه برای توسعه، مباحثی همچون توانایی‌ها و انگیزش افراد را نیز در برگیرد.
هر چه اصول و معیارهای کارآفرینی در یک چامعه نهادینه‌تر باشد، توانایی آن جامعه برای تربیت و جذب کارآفرینان، سرمایه‌ها، مغزها و نوآوری‌ها بیشتر، و در نتیجه شتاب رشد اقتصادی و اشتغال و امنیت اجتماعی برای شهروندان افزون‌تر خواهد شد.
محمود اصغری  
منابع و مآخذ
1) قرآن کریم.
2) آمدی، عبدالواحد (1360)، غرورالحکم و دررالکلم، تهران، جامعه.
3) آیتی، محمدابراهیم (1366)، تاریخ پیامبر اسلام (ع)، تهران، انتشارات دانشگاه.
4) احمد پورداریانی، محمود (1382)، آیا کارآفرینی استراتژی دانشگاه‌ها را تغییر می‌دهد؟، رهیافت، ش 29.
5) احمد پورداریانی، محمود (1379)، کارآفرینی: تعاریف، نظریات و الگوها، تهران، شرکت پردیس.
6) انصاری، محمدتقی و غفارزاده، ایرج (1386)، کارآفرینی سازمان‌ها و مراکز کشور، اطلاعات سیاسی- اقتصادی، ش 246-245.
7) پناهی، ر.وا. مرسلی (1385)، بررسی نابرابری اشتغال شهری و روستایی کشور طی سال‌های 1335-1385، فصلنامه‌ی اقتصاد کشاورزی و توسعه، ش 56.
8) جعفری مصطفی و حبیبی محمد (1381)، فرهنگ کار، مجله‌ی تدبیر، ش 125.
9) حرانی، ابومحمد حسن بن علی (1384هـ)، تحف العقول، ترجمه‌ی، علی‌اکبر غفاری، تهران، انتشارات اسلامی.
10) حرعاملی، محمدبن حسن (1403)، وسایل الشیعه، تهران، مکتبه الاسلامیه.
11) روزنامه خراسان، 29/2/1387.
12) ری شهری، محمد (1362)، میزان الحکمه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.
13) شهیدی، سیدجعفر (1379)، نهج‌البلاغه، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هفدهم.
14) شیخ صدوق (1364)، ثواب الاعمال، قم، انتشارات شریف رضی.
15) شیخ طوسی (1365)، تهذیب الاحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
16) شیخ مفید (1413)، ارشاد، قم، کنگره شیخ مفید.
17) طبرسی، رضی‌الدین، حسن بن فضل (1413هـ)، مکارم الاخلاق، قم، انتشارات شریف رضی.
18) علوی سیدابوالفضل (1382)، کارآفرینی و رسالت دانشگاه، رهیافت، ش 29.
19) غلامی، کوروش (1382)، آموزش کارآفرینی در مدارس، گاهنامه مرکز مطالعات، تحقیقات و ارزشیابی آموزشی، سازمان سنجش آموزش کشور، ش 7.
20) کلینی، محمدبن یعقوب (1378)، فروع کافی، دارالکتب الاسلامیه.
21) مجلسی، محمدباقر (1363)، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
22) نوری، محدث (1408)، مستدرک الوسایل، قم، موسسه آل البیت.
23) هندی، علی بن حسام الدین (1409 هـ)، کنز العمال فی سنن و الاقوال، بیروت، موسسه الرساله.

منبع:بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی و فناوری اطلاعات
چکیده
بسیاری از سازمانها با اجرای نوعی از نظام پیشنهادها تلاش می کنند تا اعضایشان را برای ارائه طرحها و پیشنهادهای بهتر ترغیب کنند. این طرحها و نظرات معمولا در کمیته های رسیدگی به پیشنهادها مورد بررسی و بازبینی قرار می گیرند. سپس با انتخاب پیشنهادهای مناسب آنها را مورد تشویق قرار می دهند و بعضا آنها را اجرا می کنند.
در نظام پیشنهادهای سنتی همواره تعداد معدودی از افراد نظراتشان را به سازمان ارائه می کنند. به این دلیل و نیز سایر نواقصی که در اینگونه نظامها وجود دارد، اجرای نظام پیشنهادها با به کارگیری روشهای مبتنی بر استفاده از ابزار طوفان فکری به عنوان مکملی برای روشهای پیشین مطرح شده است.
این روشها که شامل طوفان فکری گروهی، طوفان فکری الکترونیک و طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات می باشند، با اینکه دارای ارتباط وسیعی با نظام پیشنهادهای قبلی هستند، ولی از جنبه های مهمی چون محدودیت زمان، محدودیت مکان، تعداد مشارکت کنندگان وغیره با آنان تفاوت دارند.
در این بین، روش طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات که موضوع مقاله حاضر است، با در نظر گرفتن محدودیتهای گروههای بزرگ از جمله عدم امکان ملاقاتهای همزمان افراد در این گروهها، سعی در گسترش دامنه طوفان فکری در کل سازمان دارد. این امر موجب می‌شود تا از تمامی نیروهای سازمان برای افزایش کارایی نظام پیشنهادها استفاده شود.

مقدمه
در روش سنتی اجرای نظام پیشنهادها، معمولا طرح های ارائه شده بندرت در داخل سازمان انتقال می یابند. بدین ترتیب ممکن است پیشنهادهای خوب به صورت محلی اجرا شوند، در حالی که در دیگر بخشهای سازمان ناشناخته باشند. همچنین بنا به دلایلی چون محدودیت ظرفیت ادراکی گروههای بررسی کننده پیشنهادها، مهارتهای ضعیف ارتباطی پیشنهاد دهندگان و طرح زمان بندی نامناسب، تعدادی از نظرات پیش از وقوع رد می شوند. مجموعه این مشکلات نشاندهنده نقیصه ارتباطی این روشهاست. علاوه بر این تعدادی از نظرات هرگز ارائه نمی شوند. این امر به این دلیل است که اعضا بیم آن دارند که نظراتشان نامربوط و غیرمنطقی تلقی شود و اعتبار خود را نزد همکاران از دست بدهند و بدین ترتیب چه بسیار پیشنهادهای مناسبی که آشکار نمی شوند.
امروزه سازمانها با توجه به محدودیتهای روشهای سنتی به دنبال شیوه‌های کاراتری هستندکه از آن جمله استفاده از روشهای مبتنی بر طوفان فکری در جهت توسعه نظام پیشنهادها در کل سازمان است.

طوفان فکری گروهی
طوفان فکری گروهی اولین بار توسط اسبورن معرفی و به عنوان روشی برای تولید ایده در زمینه صنعت و تجارت به کار گرفته شد. ویژگی اساسی این روش چنانکه وی بیان کرده، عبارت است از کمیت بالاتر از کیفیت، وارد شدن در جزئیات عقاید دیگران و فقدان نقد و انتقاد. در این روش فرض بر این است که همه ایده ها برای سایر شرکت کنندگان مشهود است و بدین ترتیب به عنوان یک محرک برای خلاقیت آنان عمل می کند. با وجود معروفیت این روش، تحقیقات نشان می دهد که طوفان فکری گروهی، فعالیت همزمان افراد به طور همزمان ولی بدون تماس با یکدیگر است. این روش دارای محدودیتهایی به شرح زیر است:
_ بیم ارزیابی: هنگامی ایجاد می شود که افراد گروه از اینکه پیشنهاد آنها غیر صحیح باشد و در ارزیابی آن توسط دیگران بخصوص مدیران رد شود، نگران هستند و بنابراین از ارائه عقاید خود امتناع می ورزند. این امر باعث کاهش بهره وری گروه می شود. (
Sutton & Hargadon , 1996 )
_ اتلاف وقت جمعی: هنگامی که مسئولیتهای افراد در گروه به طور روشن مشخص نیست یا اینکه افراد برای انجام وضایف خود احساس مسئولیت نمی کنند، رخ می دهد. در نتیجه اعضای گروه عمدا میزان مشارکت خود را محدود و امور را به سایرین واگذار می‌کنند.(
Brown et al. , 1998 )
_ توقف تولید ایده: هنگامی رخ می دهد که هر یک از اعضای گروه منتظر می ماند تا دیگری ایده خود را اعلام کند و سپس پیشنهاد خود را ارائه می دهد. این امر باعث می شود ایده این افراد فراموش شود یا درنظر گرفته نشود. در نتیجه آنها برای جلوگیری از فراموش شدن ایده‌هایشان، به جای مشارکت بیشتر پافشاری بیشتری روی ایده های خود می کنند. (
Dennis et al. , 1996 )

طوفان فکری الکترونیک
محدودیتهای روش طوفان فکری گروهی، سازمانها را به سمت روش طوفان فکری الکترونیک هدایت کرد. در روش اخیر، شرکت کنندگان در اتاقهای خاصی قرار می گیرند که در آنها برای ارائه پیشنهادها و آگاهی از پیشنهادهای اعضای دیگر در سایر اتاقها از شبکه‌ای از کامپیوترهای متصل به هم استفاده می‌شود. همچنین به افراد اجازه داده می شود که ایده‌ها را به صورت بی نام وارد کامپیوتر کنند و در نتیجه از محدودیت اول روش قبل (بیم ارزیابی) جلوگیری می شود. امکانات وارد کردن اطلاعات در نرم افزارهای کامپیوتری نیز در جهت کاهش محدودیت دوم (اتلاف وقت جمعی) کمک می کند، زیرا کامپیوتر عملکرد نسبی هر فرد را در هر لحظه ارزیابی می‌کند و نشان می‌دهد. در انتها از آنجا که هر فرد کامپیوتر مخصوص به خود را دارد، امکان مشارکت و ارائه ایده توسط مشارکت کنندگان به‌طور همزمان وجود دارد و بدین ترتیب به میزان زیادی از محدودیت سوم (توقف تولید ایده) نیز کاسته می شود. همچنین مشکلاتی از قبیل بی توجهی به نظرات سایر اعضای گروه و تداخل پیشنهادهایی که در روش طوفان فکری گروهی وجود دارد، در اینجا مشاهده نمی شود. علاوه بر این مزایایی چون تقسیم مسائل به اجزای کوچکتر (
Dennis et al. ,1996 ) ، استفاده از تسهیلات ( Offner et al. ,1996 ) ، به کارگیری تشابهات ویژه و مقایسه ها و ایجاد یک بازخورد مناسب ( Roy et al. ,1996 ) نیز در این روش حاصل می گردد. اما با وجود مزایای مذکور، اجماع و توافق کلی بر این روش وجود ندارد و همین امر موجب انجام تلاشهای بیشتر برای یافتن روشی کاراتر به نام طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات شده است.

طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات
طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات براساس نتایج حاصل از نمونه اجرایی توسعه یافته قبلی ایجاد شده است و با یک رویکرد درون شبکه ای سعی در ایجاد یک جو خلاق در سازمان دارد. این روش بر مبنای استفاده از گروههای کاری متعدد است که به صورت متوالی عمل می‌کنند و نتایج حاصل از هر گروه به گروه بعدی منتقل می شود. سپس با همکاری تمامی گروهها نظرات جمع‌آوری شده ترکیب می شوند و به صورت یکپارچه در می آیند. در این روش هیچ پیشنهادی نادیده گرفته نمی شود، ولی تا حد ممکن سعی می شود بهترین نظرات انتخاب شوند. این امکان وجود دارد که افراد به صورت گمنام، پیشنهاد و ایده خود را ارائه کنند و در مقابل مکانیزمی نیز برای اشخاصی که می خواهند با افراد پیشنهاد دهنده تماس بگیرند، فراهم شده است. بیشتر روالهای مورد استفاده در این روش به طور غیرهمزمان عمل می کنند و نیازی به انجام همزمان همه کارها وجود ندارد. همچنین می توان این ناهمزمانی را در فعالیتهای تمامی زیرگروهها به وجود آورد. این خود یکی از مزایای این روش نسبت به طوفان فکری معمولی است که در آن برای گروههای بزرگ غیر ممکن بود که یکدیگر را به طور همزمان ملاقات کنند. (
Vreede et al. , 2000 )

مزایای طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات
_ طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات به نحوی طراحی شده است که از سطوح معمولی سازمان جریان پیدا می کند و نیاز به یک مکان مجهز و خاص ندارد، این موضوع به نوبه خود موجب می شود که:
- با حذف نیاز به یک فضای فیزیکی خاص، اجباری برای محدود کردن تعداد شرکت کنندگان وجود نداشته باشد.
- بتوان نظام پیشنهادها را در سازمانهای بزرگ که کارمندان خود را به طور پراکنده در سازمان توزیع کرده اند، مورد استفاده قرار داد، زیرا تنها به این روش است که تمامی افراد می توانند در ارائه نظرات مشارکت داشته باشند.
- بتوان زمانی که افراد به انجام وظایف معمول و روزانه خود مشغول و معمولا خلاق تر هستند، نظام پیشنهادها را اجرا کرد. (
Robinson & Stern , 1997 )
_ در طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات هیچ تمرکز و فشاری بر روی گروهها وجود ندارد، آنها مجموعه ای از افراد هستندکه با نظرات یکدیگر به صورت متقابل عمل می کنند و راجع به ایده های بیان شده بحث وتبادل نظر می کنند.
_ در طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات، هیچ محدودیت زمانی وجود ندارد و افراد برای مشارکت در ارائه پیشنهادها نیازی به یک نشست چند ساعته یا یک زمان ویژه ندارند. مشارکت به صورت یک جریان پیوسته و با حضور تمام اعضای سازمان در هر زمان امکانپذیر است.
_ طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات، ارائه نظرات را تنها به یک موضوع خاص یا مسائلی با نوع خاص محدود نمی کند. زیرا زمانی که هیچ محدودیت زمانی وجود ندارد، هیچ نیازی هم به محدود کردن شخص برای ارائه نظرات خاص وجود ندارد و به جای آن بسیاری از مشکلات به صورت همزمان و موازی مورد تعقیب قرار می گیرند.(
Kanter 1988 , 1997 )

روش اجرایی طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات
یک روش کلی برای اجرای طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات به شرح زیر است:
1) پیشنهاد یا ایده به صورت خلاصه شده از طریق پست الکترونیک کاربران به یک صندوق پستی خاص ارسال می شود.
2) هر چند دقیقه یکبار این صندوق پستی بررسی و پیشنهاد های جدید در حافظه سیستم ذخیره می شود.
3) به هنگام درخواست، سیستم، صفحات وب را به کمک محتویات حافظه اطلاعاتی و به صورت پویا ایجاد می کند.
4) صفحات وب بهنگام شده، به سوی کاربران پس فرستاده می شود و کاربران آن را در مرورگرهای استاندارد خود مشاهده می کنند.
5) چون باید کاربران به ارائه پیشنهادها ترغیب شوند، در متون به هم پیوسته ای که مربوط به آدرس پستی پیشنهادکنندگان است، فرم هایی ایجاد می شود تا کاربران دیگر بتوانند نظرات و توضیحات مورد نظر را به آن اضافه کنند.
6) پیامهای ارائه شده توسط کاربران در مورد ایده، به صفحه وب اصلی بر می‌گردد.
7) سپس این پیامها برای پیشنهاد دهنده ارسال می شود.
8) پیشنهاد دهنده از میان کسانی که با او ارتباط برقرار کرده اند، آنهایی راکه اطلاعات کاملتری داده اند، انتخاب می کند و با آنها وارد یک گفتگوی مستقیم می شود.
این مراحل در شکل شماره یک نشان داده شده است.

ارزیابی روشهای مختلف طوفان فکری
گروهی از پژوهشگران با پیشنهاد اینکه عملکرد روشهای طوفان فکری باید به صورت برایند منافع حاصل از اجرای فرایند و هزینه های فرایند در نظر گرفته شود، نمایی سودمند برای ارزیابی عملکرد اینگونه روشها ایجاد کرده اند. البته به نتایج اینگونه ارزیابی نباید همچون حقایق علمی نگریست، بلکه باید از آن به عنوان یک تخمین نادقیق اما سودمند برای تخمین میزان توانایی روشهای مورد نظر استفاده کرد. (
Pinsonnealt et al. , 1999 ) مطابق این روش، معیارهای ارزیابی به دو گروه عمده منافع فرایند و هزینه های فرایند که هر کدام دارای عواملی به شرح زیر هستند تقسیم می شوند.

الف) منافع فرایند
_ تفکیک وظیفه ها: تقسیم وظایف به وظایف فرعی باعث افزایش بهره وری می‌شود.
_ هم نیروزایی/ برانگیختگی ذهنی: فرا‌خواندن ایده های جدید از طریق ایجاد روابط و دریافت آن توسط افراد.
_ یادگیری مشاهده ای: این عامل نشان می‌دهد که اعضا می توانند بهترین عملکردها را الگو قرار دهند و یاد بگیرند و به این ترتیب بهره وری را افزایش دهند.
_ تشخیص اجتماعی (به رسمیت شناختن اجتماعی): افراد می خواهند که کمک هایشان توسط دیگران به رسمیت شناخته شود.
_ وظیفه مداری : متمرکز شدن بر روی وظیفه های خاص به جای تاکید بر یکپارچه سازی، بهره وری را بهبود می‌بخشد.
_ شوق آوری/ بر انگیختگی : این جنبه مربوط به گروههایی است که افراد را به عملکرد بهتر تحریک می کنند.

 

کاربرد نظام پیشنهادها برپایه فناوری اطلاعات، دارای این پیش فرض است که همواره فرهنگی باز و مشارکتی در سازمان وجود دارد و این نقیصه ای برای این روش است.

 

ب) هزینه های فرایند
_ توقف تولید ایده: هنگامی که افراد منتظر دیگران می شوند تا آنها ابتدا ایده های خود را بدهند، باعث می شود که خود زمان ارائه پیشنهادها را از دست بدهند و این ناتوانی در بیان نظرات باعث کاهش بهره وری می شود.
_ تلاشهای زائد: زمانی که افراد بسیاری بر روی یک ایده یا ایده های مشابه کار می کنند و از یکدیگر آگاهی ندارند، تلاش بسیار زیادی بدون کسب هیچ گونه منفعت اضافی به هدر داده می شود.
_ مداخله ادراکی: هنگامی رخ می دهد که افراد به جای ارائه ایده های خودشان، کاملا درگیر پیشنهادهای دیگران باشند.
_ عدم تحرک ادراکی: افراد ممکن است بر افکار خاصی متمرکز شوند و به دام آنها بیفتند و از ارائه نظرات جدید باز بمانند.
_ تناسب منفی بهره وری: هنگامی رخ می‌دهد که اعضای گروه، بهره‌وری فردی را با سطح مبنای پایین تری مقایسه می‌کنند.
_ فشار برای انطباق ادراکی/ یکنواختی: اعضای گروه احساس می کنند که برای پایبند ماندن به هنجارها و قوانین گروهی یا شراکت در مجموعه مشخصی از ارزشها، در فشار هستند.
_ شخصی سازی موضوعات: هنگامی رخ می دهد که افراد ایده های مطرح شده را با موضوعات شخصی ارتباط می دهند.
_ تاثیر اجتماعی: اعضای غالب گروه می‌توانند با ایجاد تاثیرات نامعقول و نامناسب باعث ایجاد مشکلاتی در ارائه نظرات سایر اعضای گروه شوند.
_ جلب توجه کردن: در گروههای طوفان فکری الکترونیک که اعضای آنها در زمان تشکیل و فهرست سازی ایده ها، قادر به توجه به کمکهای دیگران نیستند، رخ می‌دهد.
_ تلاش نکردن برای خلاقیت: اعضای گروههای طوفان فکری الکترونیک، برای تولید نکردن ایده هایی که قبلا ذکر شده است، بر پیشنهادهای دیگر اعضا متمرکز می شوند. این پیشنهادها مانع از رسیدن آنها به ایده های خلاق و اصیل خودشان می شود.
_ پیچیدگی ادراکی: این پیچیدگی به علت نیاز به خواندن، فهمیدن و تفسیر ایده های دیگری به طور همزمان پیش می آید و در گروههای طوفان فکری الکترونیک بیشتر است.
_ پراکندگی ادراکی: هنگامی پیش می آید که اعضای گروه با خطوط فکری متفاوت مواجه می شوند که بعضی از این خطوط فکری از موضوع مورد نظر انحراف دارند. این امر عملکرد موفقیت آمیز گروه را مشکلتر می سازد.

ارزیابی روش طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات
در ارزیابی طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات با توجه به معیارهای منفعت فرایند می توان به نتایج زیر دست یافت:
طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات از نظر تفکیک وظایف دارای امتیاز مثبت است، چون هیچ مشکلی به صورت ویژه مورد نظر قرار نمی گیرد و افراد می توانند هر موقع که مناسب دیدند. وظایف خود را منحل کنند. همچنین این روش با کمک گرفتن از عامل دوم یعنی هم نیروزایی توانسته است، زمینه طوفان فکری را به یک ساختار کلی تبدیل کند. اما این روش از نظر عامل سوم که یادگیری مشاهده‌ای است، امتیازی دریافت نمی کند، زیرا گمنامی در طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات اجازه چنین مشاهداتی را به افراد نمی دهد. اگرچه طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات عرضه پیشنهاد به صورت گمنام را تسهیل می کند، اما مکانیزمی را نیز برای تماس با پیشنهاد کننده گمنام فراهم می سازد. این نکته سبب می شود که صاحب ایده های خوب مورد تحسین قرار گیرد و همچنین تعداد کمکهای هر فرد نیز مشخص شود و بدین ترتیب اغلب پیشنهاد دهندگان به طور دوره ای مورد بازشناسی قرار می گیرند. بنابراین این روش از نظر عامل چهارم نیز دارای امتیاز مثبت است. همچنین کاربرد بدون نام و پیوسته این روش باعث تمرکز بیشتر روی وظیفه می شود و از نظر وظیفه مداری نیز دارای امتیاز است. طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات،ایجاد یک هم اندیشی و برانگیختگی ذهنی میان افراد است، بنابراین شامل مزیت ششم نیز می شود. بدین ترتیب در مجموع طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات در ارزیابی عوامل مربوط به منفعت، دارای امتیاز پنج است و تنها عامل سوم که یادگیری مشاهده ای است را شامل نمی شود.
در ارزیابی طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات با توجه به معیارهای هزینه های فرایند نیز می توان به نتایج زیر دست یافت:
این روش همچون تمامی حالتهای طوفان فکری الکترونیک دچار مشکل توقف تولید ایده نیست. اما شامل هزینه دوم یعنی تلاشهای زائد می شود، زیرا تعداد ایده های بسیار زیادی که در این روش انباشته می شوند، بررسی درست آنچه که در دسترس است را با مشکل روبه رو می‌سازد و در نتیجه این امر تلاشهای اضافی را طلب می کند. از آنجاکه روش طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات به چارچوب زمانی خاصی محدود نیست، این روش دچار مشکل مداخله ادراکی نمی شود. عدم تحرک ادراکی نیز تنها مشکل گروههای اسمی است و انتظار نمی رود که برای طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات یا نظامهای طوفان فکری الکترونیک رخ دهد. مشکل بیم ارزیابی در طوفان فکری الکترونیک بدون نام و طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات که در هر دو، پیشنهادکنندگان به صورت گمنام نظراتشان را ارائه می دهند، از بین می رود. همچنین چون نشستهای طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات در گروههای بسته یا حتی با کاربران همزمان انجام نمی پذیرد، مشکل تناسب بهره وری منفی به حداقل می رسد. در طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات، هیچگونه فشاری بر روی افراد گروه برای ارائه نظرات وجود ندارد، بنابراین این روش همانند نظامهای طوفان فکری الکترونیک بدون نام دچار عوامل هزینه مانند فشار برای انطباق ادراکی و شخصی سازی موضوعات نمی‌شود. به علاوه در طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات، ارائه بدون نام پیشنهادها باعث می شود، به تمام آنها به طور مساوی رسیدگی شود و هیچ کس در آن اجازه تسلط یافتن نداشته باشد. بنابراین دچار مشکلاتی همچون تاثیر اجتماعی و بیهوده گذرانی جمعی نمی شود. این روش فعالیتی مداوم و پیوسته است و مدت زمان زیادی برای مطالعه دارد، پس از عامل جلب توجه کردن مستثنی است. عامل تلاش برای خلاقیت به علت محدودیتهای زمانی ایجاد می شود و از آنجا که طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات این محدودیت را ندارد، این هزینه را نیز شامل نمی‌شود. از نظر پیچیدگی ادراکی، این روش با اعطای زمان نامحدودی به دست اندرکاران، جبران هر پیچیدگی اضافی را می کند. آخرین عامل هزینه، پراکندگی ادراکی است که تنها در زمان جستجو و خواندن پیشنهادها در طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات وجود دارد و چون افراد در دنبال کردن هرگونه خط ویژه فکری آزاد هستند، به صورت ناپیوسته رخ می دهد و به عنوان یک عامل منفی در آن محسوب نمی شود. با در نظر گرفتن مطالب فوق می‌توان گفت طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات تنها دارای یک امتیاز منفی است که با کم کردن این امتیاز منفی از پنج امتیاز مثبت آن، به امتیاز خالص 4+ می‌رسیم. با مقایسه امتیاز این روش با امتیاز خالص سایر روشها این نتیجه حاصل می شود که طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات دارای برتری قابل توجه نسبت به روشهای دیگر است.

محدودیتهای روش طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات
_ در این روش فرض بر این است که هر فرد در مجاورت محل کارش به یک کامپیوتر دسترسی دارد. این مطلب ممکن است برای بسیاری از کارکنان سازمانهای اروپایی، آمریکای شمالی و ژاپن درست باشد، ولی برای بسیاری از کارکنان در سایر نقاط جهان قابل کاربرد نیست.
_ طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات تنها در محیط های دفتری سازمانها کاربرد دارد.
_ نتایج عملی این روش دارای محدودیت است و نمی توان آن را به کلیه سازمانها تعمیم داد. (
Stenmark , 1999 )

روش طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات، چهار امتیاز از مجموع پنج امتیاز مثبت طوفانهای فکری را دارد.

_ در گروههایی مانند گروههای طوفان فکری الکترونیک احساس تعلق به گروه وجود دارد، این احساس از اینجا ناشی می شود که افراد به صورت تصادفی انتخاب نشده اند. احساس تعلق به گروه از تصمیمات بی هدف فردی جلوگیری می‌کند. در این گروهها هنگامی که اعضا پس از پایان جلسه اتاق را ترک می‌کنند. نتایج گرفته شده، به صورت نتایج جمعی تصور می شود، اما این تفاهم و کار گروهی در روش طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات وجود ندارد.
_ از آنجا که در این روش احساس تعلق به گروه وجود ندارد، هر یک از افراد از اینکه کسی برای سهم آنهادر ارائه پیشنهاد ارزش قائل نشود، احساس نگرانی می کند. این احساس به استفاده از نظامهای پیشنهادی که مبتنی بر انگیزشهای جزئی است، منتهی می شود. (
Stenmark , 1999 )
_ کاربرد این روش دارای این پیش فرض است که همواره فرهنگی باز و مشارکتی در سازمان وجود دارد.
_ در این روش فرض می شود، مشارکت کنندگان زمان نا محدودی در اختیار دارند که این امر به طور کامل صحیح نیست.

نتیجه گیری
استفاده از روش طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات، باعث می‌شود، شرکت کنندگان بتوانند پیشنهادهای یکدیگر را مشاهده کنند؛ در حالی که از وجود یکدیگر نا آگاه هستند و به صورت پراکنده عمل می کنند. نکته آخر بسیار حائز اهمیت است، زیرا کاربران مجبور نیستند جایگاه کاری روزمره خود را ترک کنند و تحقیقات نشان داده که افراد وقتی در حال انجام کار تعریف شده و روزانه خود هستند، بسیار خلاق‌اند.(
Robinson & Stern, 1997 )
مجبور کردن افراد به نشستن در اتاقی که از قبل تعیین شده باعث کاهش بهره وری افراد می شود. یکی از مشکلات حل نشدنی طوفان فکری آن است که نمی توان تعیین کرد که افراد چه زمانی در بالاترین حالت خلاقیت خود قرار دارند تا آنان را به جلسه طوفان فکری دعوت کرد. همچنین طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات باعث می شود همه افراد سازمان درگیر فرایند طوفان فکری شوند. فراهم آوردن امکانات کافی برای کلیه افراد جهت تشکیل جلسات طوفان فکری الکترونیک معمولی، حتی در شرکتهای کوچک هم مشکل آفرین است. با در نظر گرفتن این محدودیت، حالتی از طوفان فکری الکترونیک پیشنهاد می شود که در آن افراد سازمان به زیر گروههایی تقسیم می شوند. هر زیرگروه کار خود را به صورت متوالی به زیرگروه بعدی واگذار می کند، مانند مسابقات دو امدادی. طبیعت پراکنده و نا همگام طوفان فکری مبتنی بر فناوری اطلاعات نیاز به امکانات بالا برای برگزاری جلسات را حذف کرده است و باعث می شود تمامی افراد در فرایند طوفان فکری شرکت کنند. (
Vreede et al. , 2000 )
شبکه های کامپیوتری برای افرادی که فاصله جغرافیایی زیادی دارند، امکان همیاری و همکاری به صورت الکترونیک را فراهم می آورد. بدون اینکه افراد از نظر فیزیکی با یکدیگر بر خورد داشته باشند. چنین امکانی حوزه عملکرد یک گروه را گسترش می دهد. به وجود آوردن ایده گروهی، یک پدیده ادراکی است نه اجتماعی و گروه طوفان فکری الکترونیک مجمو عه ای از افراد است که در اثر تماس متقابل مجمو عه ای از ایده ها را استنتاج می کنند.

منابع

1 - Brown, V., Tumeo, M., Larey, T. S., and Paulus, P. B. (1998), “Modeling Cognitive Interactions During Group Brainstorming”, Small Group Research, Vol. 29, Issue 4, pp. 495-426 .
2 -
Dennis, A. R., Valacich, J. S., Connolly, T., and Wynne, B. E. (1996), “Process Structuring in Electronic Brainstorming”, Information Systems Research, Vol. 7, No. 2, pp. 268-277 .
3 -
Diehl, M. and Stroebe, W. (1987). “Productivity Loss in Brainstorming Groups: Towards the Solution of a Riddle”, Journal of Personality and Social Psychology, Vol. 53, No. 3, pp. 497-509 .
4 -
Diehl, M. and Stroebe, W. (1991). “Productivity Loss in Idea-generation Groups: Tracking Down the Blocking Effect”, Journal of Personality and Social Psychology, Vol. 61, No. 3, pp. 392-403 .
5 -
Kanter, R. M. (1988). “When a Thousand Flowers Bloom: Structural, Collective, and Social Conditions for Innovation in Organizations”, Research in Organizational Behavior, Vol. 10, pp. 169-211 .
6 -
Offner, A. K., Kramer, T. J., and Winter, J. P. (1996), “The Effects of Facilitation, Recording, and Pausing on Group Brainstorming”, Small Group Research, Vol. 27, Issue 2, pp.283-298 .
7 -
Osborn, A. F. (1953), Applied Imagination, Scribner’s: New York .
8 -
Pinsonnealt, A., Barki, H., Gallupe, R. B. and Hoppen, N. (1999), “Electronic Brainstorming: The Illusion of Productivity”, Information Systems Research, Vol. 10, No. 2, pp. 110-133 .
9 -
Robinson, A. G and Stern, S. (1997), Corporate Creativity: How Innovation and Improvement Actually Happen, Berrett-Koehler: San Francisco .
10 -
Roy, M. C., Gauvin, S., and Limayem, M. (1996), “Electronic Group Brainstorming, Small Group Research, Vol. 27, Issue 2, pp. 215-247 .
11 -
Shepherd, M. M., Briggs, R. O., Reinig, B. A., Yen, J., and Nunamaker, J. F., Jr. (1995), “Invoking Social Comparison to Improve Electronic Brainstorming: Beyond Anonymity”, Journal of Management Information Systems, Vol. 12, Issue 3, pp.155-171 .
12 -
Stenmark, D. (1999), “Asynchronous Brainstorming: A Web Application for Creativity”, In Proceedings of WebNet ’99, AACE Press: Honolulu, HI .
13 -
Sutton, R. I. and Hargadon, A. (1996), “Brainstorming Groups in Context: Effectiveness in a Product Design Firm”, Administrative Science Quarterly, Vol. 41, pp.685-718 .
14 -
Vreede, G.-J. de, Briggs, R. O., van Duin, R. and Enserink, B. (2000), “Athletics in Electronic Brainstorming: Asynchronous Brainstorming in Very Large Groups”, In Proceedings of HICSS-33, IEEE Press: Maui, HI .
 

منبع:مجله تدبیر-شماره ۱۸۹



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
نویسنده : علی اسکندری فوق لیسانس تبلیغات بازرگانی
برای توصیف علمی‌ساختار تبلیغات در ایران، صنعت تبلیغات کشور را می‌توان به چهار بخش تفکیک کرد :
1- دپارتمانهای بازاریابی درمؤسسات تولید کالا
2- کانونهای تبلیغاتی
3- سازمانهای آگهی دررسانه‌ها
4- محیط تبلیغات
هریک از این چهار بخش مسائل مخصوص به خود را دارد، هرچند دربرخی موارد، مسائل ساختاری تبلیغات در کشور به هر چهار بخش مربوط میشوند.
1- دپارتمانهای بازاریابی درمؤسسات تولید کالا
طبیعی است که هر سازمان یا واحد تولید کالا و خدمات نیاز به یک دپارتمان بازاریابی دارد که بر امور تبلیغات و بازاریابی کالاها و خدمات نظارت داشته باشد. دهها هزار واحد تولیدی و خدماتی در کشور فعالیت دارند که همهء آنها، به این دپارتمان نیاز دارند. به همین دلیل است که کل دپارتمانهای بازاریابی واحدهای تولیدی و خدماتی به عنوان یک بخش مهم از صنعت تبلیغات کشور محسوب میشود.
برای شرح مسائل ساختاری در این بخش، می‌توان فعالیتهای عمدهء دپارتمانهای بازاریابی را به پنج مقوله اساسی تفکیک کرد :
1- نظارت وطرح ریزی چرخهء حیات کالا
2- نظارت و طرح ریزی مشخصات اساسی برند ( کالای تجاری )
3- انتخاب کانون تبلیغاتی
4- نظارت و طرح ریزی برنامهء روابط عمومی‌
5- نظارت و طرح ریزی ارتقای فروش
1-1- نظارت و طرح ریزی چرخه حیات کالا
به طورکلی، نظارت و طرح ریزی چرخه حیات کالا (
plc )، به عهده مدیر برند است که عملا" مهمترین نقش را در یک دپارتمان بازاریابی ایفا می‌کند.
به عبارت دیگر، نظارت وطرح ریزی چهار فاز درحیات یک کالای معین، یعنی فاز معرفی، فاز شد، فازبلوغ، و فاز افول فروش برعهدهء مدیر برند است. مدیریت این فازها هم نیاز به دانش تبلیغات و هم نیاز به شناخت بازارها و مخاطبان دارد.
2-1- نظارت و طرح ریزی مشخصات اساسی برند
هر برند دارای سه ویژگی اساسی است که مجموعا" هویت برند (
brand equity ) نامیده میشود. این سه ویژگی عبارتند از : قابلیت ذاتی برند، چهره برند و شخصیت برند. نظارت و ارتقای این سه ویژگی برند بر عهده مدیر برند است. بدیهی است که وی نیاز به دانش تبلیغات و شناخت برند و توانایی ارزش گذاری برندها دارد.
3-1- انتخاب کانون تبلیغاتی
انتخاب کانون تبلیغاتی کار بسیار حساسی است که اشتباه در آن میتواند خسارتهای بزرگی پدید آورد. البته تدوین استراتژی تبلیغات، برنامه تبلیغاتی کامل، خلاقیت و تولید فنی و خرید رسانه به عهده کانون تبلیغاتی است، اما مدیر دپارتمان بازاریابی باید برآنها نظارت کند و بتواند درستی و یا عدم درستی روال کار را تشخیص بدهد.
4-1- نظارت و طرح ریزی برنامهء روابط عمومی‌
روابط عمومی‌در سازمانها و واحدهای صنعتی میتواند مکمل تبلیغات و بازاریابی باشد. به ویژه که روابط عمومی‌میتواند درمعروفیت برند و سازمان و خدمات پس از فروش نقش مهمی‌داشته باشد ودر مواردی بدون هزینهء رسانه، پیامهای تبلیغاتی ارائه دهد.
اما نظارت بر فعالیتهای روابط عمومی‌و ارائه مشاور به مدیر روابط عمومی‌برعهده مدیر دپارتمان بازاریابی است.
5-1- نظارت و طرح ریزی ارتقای فروشندگی
در موارد بسیار، روشهای جدید فروشندگی میتواند هزینهء بازاریابی و تبلیغات را کاهش دهد و به تنهایی فروش محصولات و خدمات را بالا ببرد. اما این مهارت در روشها نیز تاحدود زیادی به دانش تبلیغات و دانش رسانه‌ها نیاز دارد.
نتیجه :
مدیربرند یا به هر حال مدیر واحد بازاریابی، در هر پنج زمینه یاد شده به دانش تبلیغات نیاز دارد. در مجموع، مشکلات این پنج زمینه به دو مقوله تقسیم میشود :
الف – فقدان برنامه‌های آموزشی مخصوص دپارتمانهای بازاریابی. دست کم یک برنامه آموزشی 30 تا 100 ساعته برای دهها هزار متصدی و مدیر بازاریابی ضروری است.

ب – فقدان انجمن‌ها و تشکلات صنفی ( مشابه انجمن صنفی تبلیغات ) بازاریابی. دست کم به تعداد اتحادیه‌های صنفی، انجمن‌ها و تشکلات بازاریابی نیاز مبرم وجود دارد.
2- کانون‌های تبلیغاتی
درایران، حدود 3000 کانون تبلیغاتی فعالیت دارند که خوشبختانه به دلیل رقابت جدی و نظارت وزارت ارشاد بر آنها، فعالیت آنها تا حدودی علمی‌و منطقی محسوب میشود.
فعالیت کانونهای تبلیغاتی را بر سه نوع میتوان تقسیم کرد.
1- تدوین کمپین یا برنامه تبلیغاتی کامل، شامل تحلیل موقعیت، بودجه بندی، هدف گذاری، طرح ریزی رسانه، خلاقیت، تولید فنی، آزمایش نسخه، هماهنگی، خریدرسانه، مستند سازی.
2- تدوین استراتژی تبلیغات، که معمولا" شامل سه یا چهار مرحله تحلیل موقعیت، ارزیابی کمی‌برند، تعیین بودجه تبلیغات و هدف گذاری است.
3- تدوین برنامه تبلیغاتی تولید، که معمولا" درسه یا چهار مرحله تدوین کانسپت یا مفهوم، طرح ریزی رسانه‌ها، تولید فنی، خرید رسانه‌ها انجام می‌گیرد.
گرچه تقریبا" کل کانونهای تبلیغاتی درایران براساس روش سوم فعالیت می‌کنند، اما با توجه به رشد علمی‌که دراین محافل دیده میشود، میتوان انتظارداشت که بزودی پیشرفتهای قابل توجهی در آنها رخ دهد.
شاید مهمترین کمبود در این بخش، دانش و آگاهی دربارهء فناوری نوین باشد که متاسفانه در ایران در همهء بخشهای اقتصادی دیده میشود.
4- سازمانهای آگهی در رسانه‌ها
در ایران علاوه بر شهرداریها که مالکان تابلوهای محیطی هستند، حدود 2000 رسانه چاپی و پخشی فعال هستند که اغلب، بخشی از درآمد خود را از راه آگهی‌ها تامین می‌کنند. علاوه بر این موارد، پایگاههای اینترنت نیز به طور بالقوه میتوانند حکم رسانه‌های تبلیغاتی را داشته باشند که چون تعداد آنها بسیار زیاد است، باید توجهی شایسته و جداگانه ای به آنها شود.
البته ظاهر قضیه حاکی از آن است که رسانه‌ها نیازی به دانش و مهارت در زمینه تبلیغات ندارند. اما در عمل، مدیریت رسانه و مدیریت سازمان آگهی‌ها نیازمند دانش تبلیغات است. این مطلب با توجه به زمینه‌های فعالیت سازمان آگهی‌ها در رسانه‌ها که بر سه قسمت تقسیم میشود، مشهود است :
1- در اجرای دقیق آگهی مطابق خواسته کانون
2- ارتقای برند رسانه، که نتیجهء آن ارتقای فضا، زمان و افزایش قیمت آگهی خواهد بود.
3- نظارت آگهی‌ها و رسانه سنجی (
media rating ) برای سنجش اثر بخشی رسانه و ارتقای پارامترهای اثر بخشی رسانه.
بنابراین، سه زمینهء مزبور نشان می‌دهد. آموزش تبلیغات در سازمان آگهی‌های رسانه‌ها نیاز به برنامه‌های ویژه ای دارد که با برنامه‌های آموزشی کلاسیک تبلیغات بسیار متفاوت است.
4- محیط تبلیغات
به طور کلی، محیط تبلیغات از پنج مقوله تشکیل میشود :
1- قوانین و مقررات
2- زیرساختهای تبلیغات
3- مشخصات فرهنگی و بافت جمعیتی
4- موسسات تامین پژوهشهای تبلیغات
5- انجمنهای حمایت از مصرف کننده
1-4- قوانین و مقررات
مقررات، ومشخصات فرهنگی و اخلاقی محیط تبلیغات براساس سه مقولهء ارزش، هنجار و قانون به وجود می‌آیند و مراعات میشوند یا باید مراعات شوند. در این زمینه دو مسائله بسیاراساسی مربوط به کشور ایران عبارتند از :
الف – با توجه به تحولات اخیر درفرهنگ کشور، لازم است تغییراتی در قوانین ومقررات اعمال شود.
ب – با توجه به طی مراحل عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی، قوانین ومقررات کشور باید طوری بازنگری شوند که فعالیتهای اقتصادی کشور و صنعت تبلیغات کشور جایگاه شایستهء خود را کسب کند.
2-4- زیرساختهای تبلیغات
همچنانکه فعالیتهای اقتصادی نیازمند زیرساختهایی هستند که عمدتا" باید از سوی دولت تاسییس شوند، تبلیغات نیز نیازمند زیر ساختهایی است که باید وزارت ارشاد، وزارت ارتباطات، و چند وزارتخانهء دیگر عهده دار ساخت آن شوند. مهمترین این زیر ساختها، مجموعه ای از بانکهای اطلاعاتی و پایگاه‌های وب است که به عنوان مرجع معتبر در همهء برنامه‌های تبلیغاتی کاربرد دارند. علاوه بر این موارد، ساختن شبکه‌های ارتباطی سریع برای پخش تبلیغات کشور بسیار ضروری وفوری است که باید بدان توجه شود.
رسانه‌های قوی مورد نیاز در تبلیغات، بدون حمایتهای دولتی نمی‌توانند به وجود آیند و دوام داشته باشند. تسهیلات خرید وفروش الکترونیکی مورد نیاز درتبلیغات نیز عمدتا" به زیر ساختهای ویژه ای نیاز دارند که متاسفانه در کشور ما تقریبا" هیچ توجهی به آنها نشده است.
3-4- مشخصات فرهنگی وبافت جمعیتی
فرهنگ وجمعیت ومشخصات بافت جمعیتی ایران، ویژگیهای کاملا" متمایزی از کشورهای صنعتی دارد. اما متاسفانه مطالعات و پژوهشهای فرهنگی و جمعیتی ضروری تبلیغات در کشور انجام نشده است.
4-4- موسسات تامین پژوهشهای تبلیغات
یکی از ارکان اساسی و مهم برنامه‌های تبلیغاتی و مدیریت رسانه، پژوهشهای بازار و مخاطب شناسی است که باید از سوی موسسات تخصصی انجام شود. در کشور ما بجز یکی دو موسسه مطالعاتی رسانه‌ها و مخاطب شناسی تقریبا" هیچ موسسه ای وجود ندارد، درحالی که ظرفیت تاسیس این موسسات بسیار زیاد است و فقط در تهران، دست کم 200 تا 300 موسسهء مطالعات مرتبط با تبلیغات لازم است.
کافی است توجه شود که فقط با یک درصد هزینه‌های تبلیغات در کشور ما میتوان حدود 20 موسسهء پژوهش تبلیغات تاسیس کرد که به تنهایی میتوانند دست کم 20 تا 30 درصد اثر بخشی تبلیغات را افزایش دهند. این ادعا ( که قطعا" درست است.) متاسفانه نشان دهندهء وجود یک بحران در صنعت تبلیغات کشور است.
5-4- انجمنهای حمایت از مصرف کننده
انجمنهای حمایت از مصرف کنندگان که در ایران جای آنها خالی است میتوانند بازدهی تبلیغات، تولید و نهایتا" اقتصاد کشور را افزایش دهند.

منبع:روزنامه تفاهم  



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی


مقدمه
حقیقت این است که در زندگی ما، بادها خواهند وزید، باران خواهد بارید و رودخانه ها طغیان خواهند کرد و ما نمی‌توانیم ز آمدنشان جلو گیری کنیم. تنها می توانیم برای آمدنشان مهیا شویم. یکی از دلایل اصلی موفقیت افراد این است که آنچه را که آرزو می کنند، عینا در تصوراتشان ایجاد می‌کنند. آینده ای را که امروز تجسم می کنیم دست نیافتنی نیست، اگر بدانیم که می خواهیم چگونه به آن برسیم. به راستی که در عصر تغییرات باید مسئول سرنوشت خویش باشیم. گاهی تغییرات شبیه به ظرافت ارتعاش هوا بر اثر حرکت بالهای یک پروانه است، اما بر فعالیت یک شرکت، یک کشور و یا حتی سراسر جهان تاثیر شگرفی دارد.
امروزه مدیران اکثر شرکتهای ایرانی به تفکر دررابطه با حل مشکلات موجود مشغولند، درصورتی که دیروز می‌توانستند با صرف اندکی وقت و هزینه و با اندیشه بهتری از بروز مشکلات جلوگیری کنند. اگر خواهان استفاده بیشتر از فرصتها و پذیرش ریسک کمتری باشیم، لازم است که تغییرات را بهتر درک کنیم. کسانی که علت و سمت و سوی تغییرات را می فهمند، برای رسیدن به مقصود، انرژی کمتری مصرف می کنند و بهتر می توانند از این تغییرات در فعالیتهایشان بهره برداری کنند و به جای آن که در مقابل آن واکنش نشان دهند، آن را به خدمت می‌گیرند. مدیران شرکتها بایستی آینده شرکت خود را تجسم کنند. (حداقل اهداف کوتاه مدت و بلندمدت تجاری خود را تعیین کنند) سپس به چگونگی رسیدن به این آینده بیندیشند. ترسیم خطوط چگونگی رسیدن به آینده تجاری تعیین شده شرکت و مراحل آن موضوع این نوشتار است.
تعریف طرح تجاری
طرح تجاری عبارت است از برنامه ریزی برای کلیه اموری که در یک تجارت ضروری به نظر می رسد اموری مانند: تخصیص منابع، تمرکز بر روی نقاط کلیدی، کسب آمادگی برای برخورد با تهدیدها و بهره برداری از فرصتها.
طرح تجاری درواقع، راهنمای مسیر، برای عملکرد تجاری و اندازه گیری میزان پیشرفت در طول مسیر رسیدن به اهداف است. علاوه بر این می توان از طرح تجاری به عنوان یک ابزار ارتباطی برای انتقال اطلاعات به طیف وسیعی از افراد مانند سرمایه گذاران، شرکای تجاری آینده، کارکنان و مدیران، نیز استفاده کرد.
بسیاری از مردم فکر می کنند که طرح تجاری فقط برای شروع یک کسب و کار جدید کاربرد دارد. اگرچه تهیه طرح در ابتدای کسب و کار بسیار ضروری و حیاتی است، اما طرح تجاری کاربردهای دیگری نیز دارد که عمده‌ترین آنها به شرح زیر است:
- کسب موافقت برای فعالیتهای برنامه ریزی شده (در 12، 24 و... ماه آتی) از مراجع ذی‌صلاح (مانند هیئت مدیره)
- فراهم کردن سرمایه از بانکها و سایر سرمایه گذاران
- کمک به فروش یا ارزش گذاری کار
- اخذ تایید ناظران یا مسئولان اعطای کمکهای دولتی و...
محتوای یک طرح تجاری
هدف تهیه طرح تجاری و مخاطبان آن، بیشترین تاثیر را بر روی محتوای طرح خواهند داشت. به عنوان مثال اگر مخاطبان طرح، سرمایه گذاران هستند، اطلاعات مالی و تشکیل تیم مدیریت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می شود و اگر روی صحبت با مدیر بازاریابی یک شرکت تجاری بالقوه است، باید وقت بیشتری به توضیح همیاری در بازار اختصاص یابد. اما اگر طرح برای مقاصد داخلی (داخل شرکت) تهیه می شود و مخاطب آن کارکنان شرکت هستند، باید آنان را از خواسته های کاری مطلع سازد و در آنها اشتیاق کافی برای برآوردنشان به وجود آورد.
رئوس کلی یک طرح تجاری
اغلب انتظار می رود یک طرح تجاری، حاوی اطلاعاتی درخصوص شرکت، محصول و خدمات بازار، تیم مدیریت، استراتژی کسب و کار، جزئیات اجرایی و تجزیه و تحلیلهای مالی باشد. آنچه مهم است، ارائه شفاف و صادقانه اطلاعات فوق است. ترتیب و شکل ارائه آن هم از اهمیت کمتری برخوردار است. یک طرح تجاری عموما موارد زیر را دربردارد:
1 – خلاصه اجرایی (شامل ماموریت، اهداف و موفقیتهای کلیدی شرکت): این بخش در جلب توجه خواننده بسیار حائزاهمیت است. پس باید در تهیه آن دقت لازم به کار گرفته شود تا بسیار جذاب باشد. خلاصه اجرایی معمولا 1 و حداکثر 2 صفحه است. هرچند که این بخش، اولین بخش یک طرح تجاری است، اما توصیه می شود این بخش پس از تدوین تمام جزئیات تهیه شود. به این منظور ابتدا نکات اصلی طرح را برگزینید، هماهنگی نسبی بین آنها برقرار سازید سپس آنها را خلاصه کنید.
2 – تشریح شرکت (شامل: تعریف شخصیت حقوقی شرکت، تاریخچه – برای شرکتهایی که فعالند – و یا طرح‌ریزی اولیه – برای شرکتهای تازه تأسیس – توانمندیها و داراییهای شرکت): این بخش از طرح درواقع مانند تدارک صحنه و صحنه‌آرایی در تئاتر است و در شکل گیری ذهن خواننده طرح و درک بهتر موضوع، بسیار موثر است.
3 – محصول یا خدمات (شامل: تشریح محصول یا خدمات، مزیتهای رقابتی، تکنولوژی ساخت، منابع، محصول یا خدمات آینده): گاه مخاطبان درباره حرفه و تجارت شما هیچ اطلاعاتی ندارند و یا بدتر، ممکن است تصور کنند که دارند، اما کاملا در اشتباه باشند. پس باید خواننده را آگاه کنید و اطلاعات مهم را بسرعت دراختیار او بگذارید. به خاطر داشته باشید اگر محصول یا خدمات شما منحصر به فرد است، این مطلب را بیان کنید. با ذکر جزئیات توضیح دهید که چرا نسبت به رقبا برتری دارید. برتری امتیازی است که باید آن را فریاد بزنید، پس این کار را بکنید.
4 – تجزیه و تحلیل بازار (شامل تشریح بازار هدف، نیازها، گرایشها و رشد بازار، کانالهای توزیع، الگوهای رقابت و خرید، رقبای اصلی و شرکای صنعت): در طرح تجاری باید محیطی که شرکت در آن به فعالیت مشغول است، تشریح شود و در این تشریح باید مشتری، نیازها، محل و راههای رسیدن به مشتری بدرستی تعریف شود. علاوه بر این موارد، گاهی ممکن است مقررات و نظارتهای کیفی خارجی خاصی درمورد محصول یا خدمات اعمال شود، در این صورت این موارد در این بخش توضیح داده خواهدشد.
5 – استراتژی و جزئیات اجرایی آن: در این بخش به تشریح موارد زیر پرداخته می شود:
- هرم استراتژی (بیان استراتژی، تاکتیک ها و برنامه ها)
- ارزشهای سازمانی
- توانایی رقابت و کسب برتری
- استراتژی بازاریابی (استراتژی‌های قیمت گذاری و پیشبرد فروش، کانالهای توزیع و برنامه های بازاریابی)
- استراتژی فروش (پیش بینی فروش، جدولهای زمانی فروش)
- شرکای مهم
- زمانهای بررسی و بازنگری
6 – تیم مدیریت: ساختار سازمانی، تیم مدیریت و سوابق اعضای کلیدی آن و استراتژی نیروی انسانی در این بخش تشریح می شود. تحقیقات نشان می دهد که مهمترین عامل ازنظر سرمایه گذاران در ارزیابی هر پیشنهاد، گروه مدیران است. در طرحهای جلب حمایت مالی، بهتر است در ضمیمه ای، سابقه شغلی جامع‌تر هریک از مدیران اصلی ارائه شود. این بخش می تواند شامل: جزئیات تحصیلات و اطلاعات مربوط به مسئولیتها و دستاوردهای افراد در سمتهای پیشین باشد.
7 – طرح ریزی مالی: فرضهای مهم (مانند نرخ بهره، وضعیت مالیات و...) شاخصهای مالی کلیدی (نرخ بازگشت سرمایه و...) تجزیه و تحلیل نقطه سربر، پیش بینی شود و زیان، پیش بینی جریان نقدینگی، نسبتهای تجاری و طرح‌ریزی بلندمدت، در این بخش از طرحهای تجاری ارائه می شود.
ترتیب صحیح یا غلطی برای ارائه این گزارشها وجود ندارد، اما بهتر است ابتدا عملکرد تجاری مشخص شود. سپس ترازنامه و در آخر گردش وجوه نقدی ارائه شود. پیش بینی ها نیز باید مانند حسابهای گذشته تنظیم شود تا هر نوع پیشرفتی قابل رؤیت باشد. بهتر است در متن اصلی زیاد به جزئیات حسابها پرداخته نشود و این جزئیات در ضمیمه بیان شود.
8 – پیشنهاد (درخواست): افراد اغلب، انرژی بسیاری را صرف نوشتن طرح تجاری می‌کنند. اما پیشنهاد (درخواست) خود را عنوان نمی کنند. در طرح باید با وضوح کامل، بیان شود که از مخاطبان چه می خواهید. پیشنهاد را به گونه ای مطرح نکنید که گویی مخاطب باید جواب بدهد و جای بحث هم ندارد. در این صورت پاسخ بله یا خیر خواهدبود، درحالی که شاید زمینه مذاکره وجود داشته باشد. پیشنهاد (درخواست) خود را در خلاصه ابتدای طرح نیز بیان کنید. اطمینان حاصل کنید که خواننده قطعا از خواسته شما درهمان صفحه اول مطلع می شود.
نکاتی برای موفقیت طرح تجاری
برای اینکه طرح، موثر واقع شود باید توجه کنید که می خواهید چه پاسخی را از چه کسی دریافت کنید، آنگاه برای حصول آن تلاش کنید. برای مثال اگر واقعا سعی دارید که طرح خود را به فروش برسانید، آن را به سند جلب حمایت مالی تبدیل نکنید. به مخاطبان خود بیندیشید: آنان چه کسانی هستند؟ در طرح تجاری دنبال چه چیزی هستند؟ چه زبانی برایشان مفهوم است؟ اگر مخاطبان شما سرمایه گذارانند، باید اطلاعات مالی بیشتری ارائه دهید. اگر با کارمندان خود سخن می گویید، باید آنان را از خواسته های کاری خود مطلع سازید و در آنان اشتیاق کافی برای برآوردن اهداف به وجود آورید. اطلاعاتی در اختیار مخاطب خود بگذارید که به آنها نیاز دارد و اگر دقیقا نمی دانید که طرح شما را چه کسانی می خوانند، سعی کنید پاسخگوی تمام مخاطبان باشید.
از بکاربردن اصطلاحات تخصصی، علائم اختصاری و... تاحد ممکن خودداری کنید. معمولا دریافت کننده اول طرح، مدیران مالی هستند که احتمال دارد با اصطلاحات فنی آشنایی زیادی نداشته باشند و اصطلاحات برای آنان گیج‌کننده و ناخوشایند باشد. از زبان ساده استفاده کنید و مفاهیمی را که ممکن است برای افراد غیرحرفه ای نامفهوم باشد، به خصوص هنگامی که با اداره های دولتی و یا ناظران سروکار دارید.
به طرح خود به دیده داستان ماجراجویانه ای بنگرید نه نقد ادبی. تاحد امکان برای اینکه بگویید چه خواهید کرد و چه موقع وارد عمل خواهید شد، به جای توصیف کردن، کلمات جنبشی بکار ببرید. توصیف، برخی موارد لازم است، اما فراموش نکنید که رعایت اختصار و بکاربردن کلماتی که عمل و فعالیت را القا می کنند، تاثیرگذاری طرح را بیشتر می کند.
نکته آخر اینکه این نوشتار، یک دستورالعمل نیست. سازمانها، با یکدیگر فرق دارند. درنتیجه طرحهای تجاری نیز متفاوت خواهندبود. با این وجود، برخی مسائل اولیه ضروری، (موارد هشت‌گانه) برای نوشتن یک طرح تجاری خوب، لازم است.

_ مجید کریم زاده: کارشناس ارشد مدیریت صنعتی

به نقل از سایت روزنامه‌ی تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

 همت مضاعف در کار و کارآفرینی

همگام با ظهور، توسعه و رونق تولید و شکوفایی تجارت مدرن، روش ها ی معرفی و تبلیغ محصولات و خدمات به شدت دستخوش تحولاتی چشمگیر گردید.
نیاز به بهره گیری از متدهای کارآمد در معرفی شایسته و بازار گستر محصولات تولیدی کمپانی های بزرگ با تشدید ضرب آهنگ پیشروی جهان به سوی افزایش تولید و تجاری سازی محصولات ، باعث گردید تا تدابیر ویژه ای جهت تاسیس و سازماندهی استراتژیک واحدهای بازاریابی از سوی مدیران شرکت ها اتخاذ گردد.
اززمان اجرای اولین کمپین های تبلیغاتی- اطلاع رسانی تا به امروز، شرکت ها به جهت معرفی و گسترش محصولات و خدماتشان از ابزارها و رسانه های گوناگون سمعی و بصری بهره گرفته اند که در این میان، تیزرهای تصویری، آگهی های مطبوعاتی و بیلبوردهای تبلیغاتی بیش از سایر گزینه ها تا کنون مورد استفاده و استقبال آنها قرار گرفته است.
در این راستا سالیانه بودجه های هنگفتی برای اینگونه تبلیغات صرف می شود. تبلیغات و اطلاع رسانی در کسب و کار امروز به جزئی لاینفک از واحدهای اقتصادی مبدل شده به گونه ای که بقاء و تداوم هر تجارتی تا حدود زیادی به موفقیت و یا عدم موفقیت فعالیت های اطلاع رسانی، بازاریابی، بازارسازی و تبلیغاتی محصولات آن واحد بستگی مستقیم دارد.
اگر رسانه های موجود اطلاع رسانی را صرف نظر از نوع تجاری و یا غیر تجاری به طور عمده سه گروه صوتی-تصویری، محیطی و مطبوعاتی تقسیم نموده و ازسوی دیگر بازار تقاضا برای اطلاع رسانی را در نظر بگیریم به این نتیجه می رسیم که تقاضا برای رسانه های مورد درخواست با عرضه آن تناسب عادلانه ای ندارد.
این روند باعث آن گردیده تا حجم انبوهی از تبلیغات رنگارنگ و گوناگون درمعرض دیدگان مخاطبان عام قرار گرفته وآنها را در جبهه ی جنگی نابرابر و تمام عیار قراردهند.
آگهی های تبلیغاتی در انواع ساختارها و سوار بر انواع رسانه ها، میهمان همیشگی زندگی روزمره انسان معاصرشده اند.
این موضوع از دیدگاه اطلاع رسانی وارائه آگاهی در گزینش محصول سازگار با نیازهای مخاطب، بسیار سودمند است اما نباید نیاز و دلبستگی انسان به تنوع و تازگی را فراموش کرد.
پنجره های گشوده شده در افق رسانه ها و روش های نوین اطلاع رسانی، می تواند خلا نبود نشاط و طراوت در اطلاع رسانی را به زیباترین شکل ممکن برطرف سازد.
لزوم ایجاد تحول در این صنعت روزبه روز بیشتر احساس می شود و خبرگان و متفکران اطلاع رسانی را برآن داشته تا به مدد فناوری های جدید ارتباطات و خلق و آفرینش ابزارها و رسانه های بکر،از زوایایی بدیع، دروازه هایی به سوی آگاهی بر مخاطبان بگشایند تا دراین قیل وقال نخ نمای تکراری، برایشان اشتیاق،شور، علاقه و حمایت به ارمغان بیاورد.
آری، سالهاست که شیپور جنگ تبلیغات یا به تعبیر بهتر "ترغیب به انتخاب" نواخته شده و شرکت های تبلیغاتی گرداگرد این میدان، مخاطبان را بی مهابا آماج شلیک های تبلیغاتی خود قرار داده اند !
اینجا همان آوردگاه ارائه اطلاعات به مخاطبان است که طرف پیروز این میدان را برخورداری از قوای متخصص و آزموده، جنگ افزارهای دقیق و پیشرفته و نقشه ای برنامه ریزی شده تعیین خواهد نمود.
بهانه این جنگ ترغیب به انتخاب و جنگ افزار های آن رسانه ها و گلوله های آن همان محتوای تبلیغاتی-اطلاع رسانی است!.قوای نظامی کارشناسان و کمپین های تبلیغاتی همان نقشه های تاکتیکی جنگی هستند(از لحاظ لغوی نیز در زبان انگلیسی
Campaign به معنی یک‌ رشته‌ عملیات‌ جنگی ‌و یا لشکرکشی‌ می باشد که مزیدی بر علت است)
بررسی وکاوش در نتایج بزرگترین نبردهای تاریخ خود موید این نکته است که برخورداری از قوایی کارآزموده، نقشه و برنامه ای دقیق، جمع آوری اطلاعات از دشمن و بهره گیری از مهمات و جنگ افزار های پیشرفته، مسلما سرنوشت پیروزمندانه ای را رقم خواهد زد.
در یک نبرد نظامی طرفی که اطلاعات بیشتری از طرف مقابل دارد در هنگام حمله تمرکز و اقتدار لازم را جهت پیروزی دارد. در یک کمپین تبلیغاتی نیز رسانه و محتوایی که در تامین علایق، گرایش هاو نیازهای مخاطبان گوی سبقت را از رقبای هم جنس خود برباید با استقبال بیشتری مواجه خواهد شد.
پویایی محتوای کمپین تبلیغاتی و ایجاد نشاط و تازگی در" تجربه ی برند" (
Brand Experience ) در ذهن مخاطبان از جمله پارامترهای پیروزی در جبهه "جنگ متقاعد سازی" می باشند.
زوایای دقیق شلیک(اطلاع رسانی هدفمند)، جنگ افزارهای مدرن ( رسانه های اطلاع رسانی پیشرفته) ، متخصصان مجرب(نیروی ارتش) و نقشه دقیق حمله( کمپین اطلاع رسانی موثر) اصول مشترک پیروزی در جنگ های نظامی و تبلیغاتی هستند. حال باید جستجو کرد و ارتش اطلاع رسانی- تبلیغاتی مجهز و مدرنی بر پایه این اصول تشکیل داد که همواره در سایه حمایت، دلگرمی و وفاداری حامیان(مخاطبانش) پیروز میدانهای نبرد باشد.
ظهور امپراتوری همراه
تلفن همراه با گذشت چند سال از زمان ابداع به یکی از کاربردی ترین ابزارهای ارتباطی، شخصی و کاری مبدل و به سرعت به چندین تکنولوژ‍ی کاربردی مجهز شد و روال توسعه در امکانات این ابزار نوین هر روز تکرار می شود و نمی توان پایانی برای آن متصور شد.
اکثریـت قریب به اتـفاق بزرگسالان از تلفن های همراه استفاده های گوناگون می کنند، نوجوانان و گهگاه کودکان دست کم هر کدام یک خط تلفن همراه دارند . در حال حاضر هندوستان و چین به ترتیب از بالاترین میزان رشد تعداد کاربران تلفن همراه در دنیا برخوردارمی باشند. دسترسی آسان به انواع سیم کارت ها و شارژکارت های اعتباری از مهم ترین عواملی است که منجر به این رشد سریع شده است.
در زمانی کمتر از بیست سال، گوشی های همراه از پدیده ای نادر و گران قیمت به ابزاری به نسبت ارزان و مورد استفاده عموم اقشار مردم تبدیل شده است.
امروزه در بسیاری از کشور ها تعداد مشترکین تلفن های همراه بیشتر از تعداد مشترکین خطوط ثابت است، هنگ کنگ بالاترین ضریب نفوذ تلفن همراه در جهان 125% را دارد.
در حال حاضر ضریب نفوذ تلفن همراه در جهان 40 درصد و در ایران 38 درصد می باشد و طبق سخنان مهندس وحید صدوقی، مدیرعامل شرکت ارتباطات سیار ،این رقم در دو سال آینده به 80 در صد خواهد رسید یعنی تا سال 88 از هر 10 نفر ایرانی 8 نفر از تلفن همراه استفاده خواهند کرد!
با توجه به ضرایب در حال رشد نفوذ تلفن همراه در اکثر کشور ها و برقراری قریب الوقوع "شبکه ی جهانی تلفن همراه "، به نظر می رسد یک فرهنگ خاص استفاده از تلفن های همراه در سطح جهانی در حال شکل گیری می باشد که در آن به تلفن همراه به عنوان اصلی ترین ابزار در برقراری و گسترش ارتباطات کاری- اجتماعی توجه خواهد شد.
پیدایش و گسترش نرم افزارهای تجاری و اداری سازگار با تلفن همراه ،تطبیق سرویس های خدماتی با تلفن همراه و استقبال روز افزون از نرم افزارهای آموزشی و سرگرم کننده به سرعت می رود تا این وسیله را به ابزار چند منظوره ی ارتباطی، اطلاع رسانی، آموزشی، سرگرمی و... مبدل سازد.
با این اوصاف دیگر صرفا "تلفن همراه" نامیده نمی شود، پس چه نامی مناسب این ابزار است!؟
مکاتبات همراه، آموزگار همراه، خاطرات همراه، تجارت همراه، سرگرمی همراه، تلویزیون همراه و ...!
به موازات توسعه شبکه ها و اپراتورهای نسل جدید تلفن همراه، فراهم آوری محتوای مورد نیاز جامعه مصرف کننده از اهمیت زیادی برخوردار خواهد بود.
این برترین مزیت این ابزار است که با وزنی ناچیز قادر است حجم زیادی از اطلاعات را در قالبهای گوناگون دیداری، شنیداری، نرم افزاری در خود ذخیره کرده و به راحتی و به هر تعداد آنها را با دیگران به اشتراک بگذارد.
اهمیت تلفن همراه
اهمیت این ابزار ارتباطی با کمی تامل و تعمق در این چشم اندازها درک می شود:
*امروزه تقریبا برایمان قابل باور نیست که شخصی تلفن همراه نداشته باشد.
*هیج مساله ای به اندازه ی جا گذاشتن تلفن همراه، ما را عصبانی و مضطرب نخواهد کرد.
*هر روز بارها و بارها و به بهانه های گوناگون گوشی خود را وارسی کرده و به صفحه نمایش آن نظری می اندازیم.
*بخشی از دغدقه های هزینه ای اکثر مردم، بلاخص جوانان به خرید مدل های جدیدتر(و با امکانات بیشتر) تلفن همراه اختصاص دارد.
نتیجتا می توان تلفن همراه را «ابزار درجه یک چند منظوره ارتباطی انسان امروزی» نامید یا به تعبیری محبوب ترین، ارزشمند ترین و شخصی ترین وسیله ی ارتباطی وی.
حال اگر بتوان با استفاده از سامانه ای مدرن ، یکپارچه و چند منظوره با صاحبان این ابزار به شکلی نوین و جذاب ارتباطی مستمر برقرار کرد ، اتفاق مبارکی رخ خواهد داد که نتایج پربار آن در عرصه های گوناگون اطلاع رسانی، تبلیغات و فرهنگ سازی به زیباترین و کاربردی ترین شکل ممکن متبلور خواهد شد.
تلفن همراه همان ارتش ارتباطات است که به عنوان تیتر معرفی شده است.یک ارتش منظم، منسجم، پیشرفته و از همه مهمتر یک " ارتش یک نفره" ، ارتشی مسلح به چندین جنگ افزار(رسانه) مدرن، اطلاعات دقیق(شبکه های اینترنتی و مخابراتی و...) که در دقت شلیک به اهداف، ماندگاری، تاثیر مستقیم وعمیق آن، شکی بر جای نخواهد ماند که صنعت اطلاع رسانی و تبلیغات به مدد بکارگیری هوشمندانه از این "ارتش یک نفره اطلاع رسانی" دچارتحولات عظیمی در معادلات فعلی خود خواهد شد.
دورنمایی از تحولات جدید
• اطلاع رسانی در حوزه های ملزومات زندگی شهری (تحقق دولت الکترونیک همراه)
• تامین نیاز جامعه به محتوای فرهنگی دیجیتالی مناسب (فرهنگ سازی همراه)
• اطلاع رسانی در مورد خدمات سازمانهای دولتی و خصوصی (خدمات همراه)
• انتشار اخبار و گزارشهای اقتصادی مورد نیاز مردم (اخبار همراه)
• فراهم آوری امکانات سرگرم کننده( سرگرمی همراه)
• امکان معرفی محصولات و خدمات شرکت ها در قالب جدیدترین رسانه آنهم از طریق محبوب ترین ابزار شخصی و تحقق پدیده ای بنام تبلیغات همراه با قابلیت به اشتراک گذاری آسان و بهره گیری از ظهور پدیده ای نوین در صنعت تبلیغات و اطلاع رسانی تحت عنوان "تبلیغات با امکان تکثیر سلولی".(مانند آنچه که در زیست شناسی به آن تقسیم سلولی اتلاق می شود)
• صرفه جویی در هزینه های عملیاتی، نیروی انسانی، حذف هزینه های گزاف در شیوه های اطلاع رسانی رایج ( کاغذ، هزینه های چاپ و غیره)
• ماندگاری و در دسترس بودن اطلاعات با قابلیت اشتراک گذاری در کسری از دقیقه !
• در بحث تبلیغات و اطلاع رسانی که ضامن بقای شرکت های موفق در بازار پر تلاطم رقابت می باشد، درصد تاثیر گذاری محتوای تبلیغاتی و ارسال مستقیم و جذاب پیام ترغیب به انتخاب محصول، به مخاطبان از اهمیتی ویژه ای برخوردار است که خوشبختانه توسط این ارتش یک نفره ، اطلاع رسانی به جذاب ترین شکل ممکن (عرضه چند رسانه ای محتوا) و از طریق شخصی ترین و مهمترین ابزار ارتباطی زندگی انسان امروزی (تلفن همراه) انجام می شود.
• مخاطب امروزی پیوسته در جستجوی تجربه روشهای جدید برقراری ارتباط است و این "ارتش یک نفره" پیروز مطلق این آوردگاه رقابت و کشمکش خواهد بود ضمن آنکه "تجربه برند" از طریق کمپین های تلفن همراه به زیباترین و جذاب ترین شکل ممکن رخ خواهد داد.پلتفورم های ارائه دهنده محتوای اطلاع رسانی- تبلیغاتی این "ارتش یک نفره" با توجه به جذابیت و تازگی روش ، به سرعت بر محبوبیت و مقبولیت آن خواهند افزود.
آینده دستخوش تحولاتی عظیم در صنعت اطلاع رسانی و تبلیغات خواهد بود که نقطه سرآغازآن، بکار گیری هوشمندانه از "ارتش یک نفره ارتباطات" خواهد بود.

منبع: ITanalyze



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
امروزه بسیاری از کارمندانی که از کارشان استعفا می‌دهند و به سوی کسب و کار مستقلی می‌روند، با مشکلات مشابهی روبه رو می‌می‌شوند، آنها کارشان را آغاز می‌کنند ولی گاهی اوقات در همان ابتدا درمانده و سرگردان می‌شوند چراکه نمی‌دانند چطور باید این مجموعه کوچک را هدایت کنند، مشتری جمع کنند و پول در بیاورند. بعضی مشاور کسب و کار استخدام می‌کنند ولی همین گروه هم پس از مدتی مجبور می‌شوند این کارشان پول‌سازی! را اخراج کنند چراکه می‌بینند فقط دارند پول خرج می‌کنند تا دستمزد هنگفت او را بپردازند اما پولی که این خرج را جوابگو باشد در نمی‌آورند. اگر شما هم از این دسته کارآفرینان هستید، خوب دقت کنید. بدانید که بهترین روش اینست که قبل از شروع کار برنامه‌ریزی کنید و این زمان همین حالاست. معطل نکنید و دست به کار شوید. نکات و توضیحاتی که در زیر می‌آیند به شما کمک خواهند کرد تا آسان‌تر در این راه گام بردارید و نقشه راه را رسم کنید:
1- پیداکردن یک ایده مناسب
2- شکل‌دهی یک تیم مشاوره‌ای
3- تحقیق و بررسی در مورد بازار
4- تعریف بازار هدف
5- مبانی اولیه قیمت‌گذاری
6- برنامه‌ریزی برای موفقیت در آینده
و حالا شرح هرکدام از این نکات:
1- پیداکردن یک ایده مناسب
به جرات می‌توان گفت که دغدغه تمامی کارآفرینانی که «ایده» کارآفرینی را در سر دارند، پیداکردن یک «ایده» خوب، خلاقانه، بکر و پول‌ساز است. از این گروه آن‌هایی موفق خواهند شد که یک ایده «به قدر کافی خوب» بیابند. حالا برای این که شماهم شکست نخورید خوب توجه کنید. کمی فکر کنید و ایده خود را از وجوه گوناگون مورد بررسی قرار دهید. آیا کسان دیگری هم هستند که اینچنین فکری در سر داشته باشند؟ اگر فکر می‌کنید که کارآفرینان بالقوه دیگری نیز مثل شما فکر می‌کنند، ایده خود را پرورش دهید و آن را به نحو شاخصی از بقیه متمایز کنید. توجه داشته باشید که دوباره چرخ را اختراع نکنید! بلکه همان چرخ را بهتر و پیشرفته‌تر بسازید. نکته دیگر اینست که همین ایده پس از گذشت چندی که روبه جلو می‌رود برای خودتان هم جذابتر و جالب‌تر شود یعنی خلق این فکر و شروع این کسب و کار نقطه شروع باشد نه نقطه پایان، به این معنی که پس ازاین که طرح شما در روند مربوط به جریان افتاد، مرتباً‌ فرصت‌های نوآوری و ارتقای همان فکر خلق شوند. البته دقت کنید که خانواده شماهم جایگاه ویژه‌ای دارند و سلامتی و تندرستی روح و جسم خودتان هم بسیار مهم است. البته اگر بخواهید با وجود سختی‌های فراوان و ساعات کاری طولانی و پرمشغله‌ای که در ابتدای کار با آنها روبه رو هستید، بین خانواده و این امور تعادل برقرار کنید، با مسئولیت بسیار دشواری روبه رو هستید.
2- شکل‌دهی یک تیم مشاوره‌ای
همگی ما به مشاوران و مربیان نیاز داریم و اگر شمایی که فکر کارآفرینی در سر دارید در مرحله برنامه‌ریزی و طراحی الگوی کار از این اشخاص استفاده کنید، شانس موفقیت خود را بالا می‌برید. چراکه با این کار یاد می‌گیرید که چطور و در چه زمینه‌هایی پول خرج کنید و اگر خوب عمل کنید، بسیاری از اشتباهات رایج را مرتکب نخواهید شد. مشاوران به شما کمک می‌کنند که معقول نقشه بکشید و به جای این که نقشه‌های دور و دراز و بلندپروازانه طراحی کنید طرحی مطابق با واقعیت و توانایی ‌های خودتان تدوین کنید علاوه بر این کارشناسان فوق شما را با اشخاصی آشنا می‌کنند که می‌توانند از کسب و کارتان حمایت کنندو اشتباهات دیگران را برایتان شرح می‌دهند تا از آنها درس بگیرید. البته نوع دیگری از این مشاوران پس از مشورت اولیه به سراغ شما خواهند آمد که بسته به نوع کسب و کارتان باهم تفاوت دارند.
3- تحقیق و بررسی در مورد بازار
برای این که بتوانید در مورد بازار اطلاعات کسب کنید، می‌توانید از منابع گوناگونی استفاده نمایید. این منابع می‌توانند به قرار زیر باشند:
- یکی اشخاصی هستند که در همان منطقه سکونت شما یا منطقه‌ای که می‌خواهید کار کنید، موفق و برجسته هستند. گاهی اوقات و در بسیاری مواقع آنها دوست دارند که تجربه‌هایشان را در اختیار دیگران قرار دهند.
- اتحادیه‌های صنفی و تجاری گروهی دیگر هستند. اگر آنها را نمی‌شناسید یا می‌توانید از همین گروه بالا کمک بگیرید یا این که به کتابخانه‌ها سر بزنید.
- گزارش‌ها و آمارهای دولتی نیز مفید هستند. گاهی اوقات فکر می‌کنیم که آنها به درد نخور هستند ولی در واقع می‌توانند به شما کمک کنند. حداقل اینست که قادر خواهید بود بازار هدف خود را شناسایی کنید.
- رقیبان هم منابع اطلاعاتی خوبی هستند. اگر به سراغ کسانی بروید که می‌توانند رقبای احتمالی شما باشند، داده‌های باارزشی به دست خواهید آورد. این گروه می‌توانندهم در منطقه شما باشند و هم در سراسر کشور. البته گاهی نیز لازم است که با آن کسب و کارهایی ارتباط برقرار کنید که مستقیماً به کارتان مربوط نمی‌شوند بلکه غیرمستقیم به حوزه فعالیت شما ربط دارند.
- مشتریان احتمالی را از یاد نبرید! این اشخاص یا شرکت‌ها اطلاعات گران بهایی به شما خواهند داد که خودتان هم تعجب خواهید کرد. اگرهم که نمی‌دانید که آنها چه کسانی هستند باید برگردید و ایده خود را دوباره مرور کنید.
4- تعریف بازار هدف
در ابتدا بازارتان را تحلیل کردید. حالا همان یافته‌ها را یک بار دیگر مرور کنید تا بتوانید بازار هدف را بیابید. اگر تا به حال هم نتوانسته‌اید این گروه هدف را به درستی پیدا کنید، مطمئن باشید که به خوبی پیدایشان خواهید نمود. بهتر است یک یا سه گروه را در ابتدا انتخاب کنید و به دقت و از وجوه گوناگون مورد بررسی قرار دهید. شغل آنها چیست؟ چند سالشان است؟ نیازهایشان کدام‌ها هستند؟ چه چیزی برایشان از همه مهمتر است؟ دوست دارند چطور خرید کنند؟ آیا فرزندان کم سن و سال یا نوجوان دارند؟‌سن پدرها و مادرها بالاست؟ چقدر درآمد دارند یا خسیس هستند یا دست و دل باز؟ و پس از پاسخ‌دادن به این سوالات بازار هدف خودش را به شما نشان می‌دهد! بدانید که کار به همین جا ختم نمی‌شود. شما باید همیشه در حال کاوش و بررسی اوضاع مشتریانتان باشید چراکه نیازها و مشکلات و خواسته‌های آنها همیشه به یک وضع نمی‌ماند. اگر نتوانید نیازهایشان را پیش‌بینی کنید یا برآورده سازید، جریان پول درآوردن متوقف خواهد شد.
هرکاری که می‌کنید، بازار هدفی انتخاب نکنید که برای پول درآوردن بر سر قیمت‌ها بجنگید.
5- مبانی اولیه قیمت‌گذاری
و حالا این جاست که بررسی‌های بازار و تعیین بازار هدف باید وارد عمل شوند. معمولاً ‌آن‌هایی که تازه وارد بازار می‌شوند باید با قیمت‌هایی اندک آغاز کنند. کسب و کارهای خصوصی هستند که اکنون بالاترین و موفق‌ترین در همان بازار کوچک و هدف خود می‌باشند. در واقع این موفقیت‌ به سادگی و یک شبه روی نداده بلکه حاصل سال‌ها تلاش است.
فراموش نکنید که همیشه کسب و کاری که قدیمی‌تر است و مدت طولانی‌تری تجربه کسب کرده بهتر می‌تواند مشتریان را به سمت خودش بکشاند ولی کار شما که به تازگی ریشه دوانده‌اید چندان راحت نیست. حالا سوال اینست: چطور می‌خواهید طرح بازاریابی خودتان را ارتقا دهید و آن را با سیاست‌های خدمات‌دهی به مشتری و دیگر تعاملات با مشتریان کنونی تلفیق کنید؟ این ترکیب می‌تواند مشتری جذب کند ولی شرط لازم است و یک شرط کافی هم باید باشد تا این فرایند به جریان بیفتد و تداوم پیدا کند. این شرط دوم قیمت‌گذاری مناسب است که تنها به معنای ارزان فروشی نیست.
6- برنامه‌ریزی برای موفقیت در آینده
هرروز مدتی را به مشاوره با کارشناسان و مربیان اختصاص دهید و با کارمندان، مشتریان بالقوه و مشتریان کنونی هم صحبت کنید. به علاوه خودتان هم تصویر بزرگتری از کسب و کارتان را در نظر آورید و وضعیت آن را در آینده پیش‌بینی کنید. شام باید هفته‌ای نیم ساعت با کارمندان گفتگو کنید و لازم است که هر سه ماه یا شش ماه یک بار مشاورانتان را به شما دعوت کنید. نکته دیگر اینست که هربار که مشتریان احتمالی را می‌بینید با آنها گفتگو کنید و این مسئله درباره مشتریان کنونی هم صادق است.
اگر حس می‌کنید که از کسب و کارتان دور شده‌اید و اوضاع شما را راضی نمی‌کند، نگران نباشید چون تمامی کارآفرینان در نقطه‌ای دچار این حس می شوند، ولی به آن اعتنا نکنید و به کارتان ادامه دهید. نکات و مسائل ظریف‌ دیگری هم وجود دارند که توجه به آنها برای تدوین یک طرح و نقشه موفق کسب و کار لازمست.
- مرتباً‌ بازار هدف خود را بررسی کنید و مطابق نیازهای در حال تغییر مشتریان آن را تغییر داده با این تحولات سازگار کنید.
- دقت کنید و ببنید وقتی که در تدوین یک نقشه مناسب موفق شدید یا مشتریان از شما راضی بوده‌اند یا توانستید بازار هدف را تحت تسلط خود داشته باشید، از چه راهکارهایی بهره بردید.
- آگهی‌های خود را مطالعه کنید و دریابید که آیا این پیام‌ها کسب و کارتان را به روشنی به مشتریان احتمالی معرفی می‌کنند یا نه و این که آیا واسطه انتقالشان کارآمد هست یا خیر.
سعی‌ کنید که از روش‌های مطمئن نظرات و احساسات مشتریان را جویا شوید. مسائلی مانند این که وقتی مشتری می‌خواهد کالا را دریافت کند یا سفارش دهد، چقدر پول خرج می‌کند یا این که این مشتریان نظرات آنها چطور می‌توانند بازدهی کسب و کار مورد علاقه شما را بالا ببرند و هر اطلاعات دیگری که قابل اندازه‌گیری و بررسی کمی باشد در این ردیف قرار می‌گیرد. سنجش دقیق و حساب شده یکی از ابزارهای اساسی موفقیت در کسب و کار است.
اگر حس می‌کنید که حوصله‌تان از بررسی و مطالعه و حساب و کتاب سر می‌رود و می‌خواهید سریع کارتان را شروع کنید، آینده درخشانی پیش رو نخواهید داشت و کمی بعد شکست خواهید خورد. هیجان و عجله هرگز عواقب خوبی به همراه نداشته‌اند. با این کار شکست را برای خود می‌خرید و پس از آن تمامی این شور و هیجان خاموش خواهند شد و شاید ایده‌هایتان را هم برای همیشه به فراموشی بسپارید اما یک حرکت حساب شده که موفقیت به همراه دارد، شور و علاقه شما را بیشتر خواهد کرد و ایده‌های خلاقانه بعدی هم شکل خواهند گرفت. اگر می‌خواهید کسب و کارتان زنده بماند علاقه و پشتکار در کنار هم لازم و ضروری هستند. درست مثل اینست که دو نفر قصد ازدواج دارند و می‌خواهند زندگی تازه‌ای را شروع کنند. آنها می‌ترسند که پیش یک مشاور بروند چون پیش خودشان می‌گویند که اگر مشکل و مسئله دشواری پیش بیاید و آنها نتوانند باهم زندگی کنند، آنوقت چه خواهد شد. نکته اینست که اگر قرار است ازدواج آنها تداوم داشته باشد، باید یکدیگر را هرچه بیشتر بشناسند تا تصمیم بگیرند که می‌توانند در کنار هم زندگی کنند یا خیر.
شروع یک کسب و کار مستقل در واقع مثل شروع یک زندگی جدید است که مشکلات خاص خودش را دارد. یک کارآفرین نمی تواند آن‌طور که دوست دارد به خانواده یا تفریحاتش برسد و باید سخت کار کند و زحمت بکشد. حالا خوب فکر کنید که آیا به درد کارآفرینی می‌خورید یا نه!
By: Leslie Godwin
مترجم: آذین صحابی

منبع: روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 11:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
نوشته: گاهر چادری
اتفاقی که اغلب تکرار می‌شود...
شرکتی، محصول جدیدی را توسعه می‌دهد و آن را به بازار عرضه می‌کند بعد از مدتی طرفداران زیادی هم پیدا خواهد کرد در نتیجه سفارشات بیشتر و بیشتر می‌‌شوند و همه اعضای شرکت هم از این نتایج راضی خواهند بود، ناگهان فروش محصولاتشان شدیدا افت می‌کند‌! به نظر شما چرا این اتفاق می‌افتد؟ دلیلی ندارد جز اینکه قیمت محصولاتشان را در بازار زده‌اند و محصولی با قیمت پایین‌تر وارد بازار کرده‌اند.
یک مثال ساده برای درک این مطلب محصولات بدنسازی "
SoloFlex " است که در برنامه‌های تجاری شبانه تبلیغ می‌شد. این محصولات در نوع خود در بازاریابی بی‌نظیر بودند چرا که در این محصولات برای افزایش قدرت بدین پلاستیک بکار رفته بود. زمانیکه به نظر می‌رسید، محصول " SOLOFLEX " نبض بازار را در دست گرفته،‌ محصولاتی از آن جنس با قیمتی نازلتر مانند Bow Flex ، Nordic Flex و غیره وارد بازار شدند و با استفاده از شهرت SoloFlex قسمت اعظم سودهایی که قرار بود به آنها برسد را به جیب زدند.
چگونه یک بازاریاب زرنگ با چنین شرایطی در بازار رقابت می‌کند؟ ساده است باید محصولات خود را با قیمت پایین‌تر به بازار عرضه کند. با این کار شرکت تولیدکننده بازار فروش را در دست گرفته و شرایط را برای رقبا سخت می‌کند. شاید عده‌ای فکر کنند که این روش کاربردی نیست چون با این کار شرکت سفارشات خرید محصول نخست خود را از دست می‌دهد اما این روش برای شرکتها چاره‌ساز خواهد بود.
برای روشن شدن مطلب تصور کنید وسیله جدیدی را ارائه کرده‌اید که ظرف تنها 5 دقیقه قالی‌ها را تمییز می‌کند، این وسیله به بازار عرضه می‌شود، مورد توجه همه قرار می‌گیرد در نتیجه بازار را از آن خود می‌کند، اگر شما بیایید و از این وسیله با همان کارآیی، مدل ارزانتری را وارد بازار کنید به معروف شدن مارک تجاری خود کمک کرده‌اید. وقتی همه مردم مارک تجاری شما را شناختند، سفارشات شما هم بیشتر می‌شود پس در بعضی از موارد، محصول ارزانتر به فروش بیشتر شما کمک می‌کند. وقتی مشتری فقط با یک آگهی بازرگانی رو به رو ‌شود، انگیزه‌ای برای خرید نخواهد داشت اما زمانیکه با تبلیغات رقابتی متفاوتی از یک محصول روبه‌رو شود، انگیزه خرید هم قویتر خواهد شد.
البته معرفی محصول ارزانتر به بازار نکات منفی هم دارد: این کار می‌تواند بسیار پر هزینه باشد مثل هزینه‌های هنگفت تبلیغات و ممکن است محصول ارزانتر، این هزنیه‌ها را جبران نکند.
قبل از عرضه محصول ارزانتر به بازار، تحقیقات و تحلیل سود و زیان این کار را باید در نظر بگیرید اما اگر محصول جدید و پیشرفته‌ایی دارید که به آسانی می‌شود مدلهای ارزانتر آن را عرضه کرد، در اسرع وقت این کار را انجام دهید که نبض بازار همچنان در دست شما باشد.

منبع: تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 11:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
کارآفرینی مفهوم چند وجهی پیچیده ای است که امروزه توجه زیادی را به خود جلب کرده است و بیشتر صاحب نظران توافق دارند که کارآفرینی و کارآفرینان سهم به سزایی در توسعه اقتصادی دارند.

از آنجا که توسعه کارآفرینی در کشورهای مختلف از راهکارها و الگوهای یکسانی تبعیت نمی کند، بنا بر این با توجه به شرایط حاکم بر هر کشوری مدل توسعه کارآفرینی ویژه آن کشور باید طراحی و اجرا شود.
فصلنامه «مطالعات جوانان» متعلق به سازمان ملی جوانان، در تازه ترین شماره خود درمقاله ای تحت عنوان "راهکارهای توسعه کار آفرینی در ایران" با اشاره به اینکه در رابطه با توسعه کار آفرینی در کشورهای جهان تجربیات مختلفی وجود دارد، نوشت: بکارگیری آنها در ایران اسلامی با توجه به شرایط بومی کشور مستلزم بازنگری و اصلاح است.
این فصلنامه در شماره پاییز و زمستان 1386 خود می نویسد: "در عصر حاضر کشورها با تغییر و تحولات و تهدیدهای گسترده ملی، منطقه ای و بین المللی مواجه اند و بقای آنها در درازمدت نیازمند یافتن راه حل ها و روش های جدید مقابله با مشکلات است. در چنین شرایطی ضروری است کارآفرینانی تربیت شوند که بتوانند از طریق خلاقیت، نوآوری، پشتکار و اعتماد به نفس خون تازه در کالبد اقتصاد کشور وارد کنند وگامی موثر درجهت توسعه بردارند."
این پژوهش که توسط دکتر" اسدالله کردنائیج" و دکتر "محمد رضا زالی " انجام شده با استفاده از مطالعه تطبیقی در خصوص راهکارهای موفق توسعه آفرینی در کشورها، مبانی نظری و مدل های توسعه کارآفرینی و همچنین با درنظر گرفتن شرایط بومی کشور، راه های توسعه کارآفرینی در کشور را شناسایی می کند.
این پژوهش کلیه اقدام ها و راهکارهای توسعه کارآفرینی را در سه دسته کلی راهکارهای رفتاری، راهکارهای ساختاری و راهکارهای زمینه ای طبقه بندی می کند.
در این پژوهش، منظور از راهکارهای رفتاری کلیه اقدام ها و برنامه هایی است که هدف شان ایجاد نگرش، دانش، مهارت و سرانجام ایجاد تغییر در رفتار افراد است.
مطابق نتایج این پژوهش راهکارهای رفتاری در پنج عامل دسته بندی شدند که عبارتند از حمایت های آموزشی-مشاوره ای؛ آموزش مبانی کارآفرینی و انگیزش موفقیت ویژه دانش آموزان، والدین و مربیان؛ ترتبیت مربی کارآفرینی در سطح دبیرستان ها و مدارس فنی-حرفه ای؛ ایجاد رسته کارآفرینی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و تربیت کارآفرینان جوان ویژه کسب و کارهای کوچک و متوسط.
منظور از راهکارهای ساختاری کلیه اقدام ها و برنامه هایی است که زیر ساختارهای دولتی و سازمانی را برای توسعه کارآفرینی فراهم می سازند.
بر اساس این پژوهش، راهکارهای ساختاری توسعه کارآفرینی در ایران در هشت عامل بار شده اند که ایجاد شبکه های حامی کارآفرین، ارایه حمایت های مالی و مالیاتی سازمان یافته، ایجاد تقویت پارک های علم و فناوری و مراکز رشد، کاهش الزامات و مراحل اداری، بانکی و ثبت شرکت ها، ایجاد مراکز کارآفرینی و خدمات مشاوره ای در شهرداری های کشور، تدوین سند ملی و برنامه ویژه توسعه کارآفرینی و کسب و کارهای کوچک و متوسط، اصلاح قوانین و مقرارت اداری-بانکی و ایجاد دانشکده و آموزشگاه کارآفرینی را شامل می شوند.
منظور از راهکارهای زمینه ای کلیه برنامه ها و اقدام هایی است که هدف شان افزایش آگاهی عمومی و ایجاد زیرساخت های فرهنگی-اجتماعی لازم برای توسعه کارآفرینی در کشور است.
برگزاری جشنواره ها و ایجاد بازارچه های کارآفرینی، برگزاری مسابقه انتخاب ایده و طرح تجاری ویژه دانش آموزان و دانشجویان، ایجاد و توسعه شبکه های نوین اطلاع رسانی، تهیه فیلم های مستند حرفه ای و کارتونی ویژه کارآفرینی، برگزاری جشنواره های ملی و استانی کارآفرینی، ایجاد نظام آموزش و پرورش پژوهش محور و طرح داستان های مستند و مصور کارآفرینان در کتب درسی مدارس از جمله هفت عامل راهکارهای زمینه ای توسعه کارآفرینی در ایران ذکر شده اند.
در بخش نتیجه گیری و پیشنهاد ها، پژوهشگران می نویسند: "در قرن جدید آهنگ رشد تغییرات نسبت به قرنهای پیش از آن از رشد چشمگیری برخورداد است. این تغییرات در پاسخ به نیازهای روزافزون جوامع بشری است. نیازهای جوامع بشری با توجه به جدید بودن و تنوع آنها به سرعت در حال تغیر و تحول اند و کشورها برای همگام شدن با این تغییر و تحولات باید شرایطی فراهم کنند تا افراد روحیه کارآفرینی پیدا کنند. به همین دلیل کارآفرینی به عنوان عامل کلیدی رشد و توسعه اقتصادی در عصر مدرن شناخته شده و موجب بهره مندی مردم و کشور می شود. از این رو، توسعه کارآفرینی مقوله مهمی است که کشورهای پیشرفته درفرایند توسعه اقتصادی-اجتماعی نسبت به آن توجه جدی مبذول داشته اند و توسعه کارآفرینی را در اولویت برنامه های توسعه خود قرار داده اند."
برگزاری دوره آموزشی آشنایی با کسب و کار ویژه جوانان، ایجاد واحد کارآفرینی جوانان در سازمان ملی جوانان، تدوین برنامه توسعه کارآفرینی ویژه جوانان و سرانجام تعیین هفته و روز کارآفرینی از جمله پیشنهادهای کاربردی تحقیق است که بر اساس نظرسنجی ها و تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق به دست آمده است.
داده های این پژوهش پس از مصاحبه با خبرگان کارآفرینی از طریق نظرسنجی از خبرگان کارآفرینی و کارشناسان مراکز کارآفرین دانشگاه ها و سازمان ها در 11 استان کشور جمع آوری شده است.
از جلمه این استان ها، مقاله به استان های تهران، خراسان رضوی، مازندران، همدان، یزد، کرمان، فارس، سیستان و بلوچستان و هرمزگان اشاره می کند.

منبع: خبرگزاری جمهوری اسلامی



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 11:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقالات همت مضاعف كار مضاعف

راهکارهای تقویت خلاقیت در سازمان

 

خلاقیت و تولید افکار و اندیشه های جدید توسط مدیران و کارکنان سازمانی دارای اهمیت ویژه ای است و این مهم در سازمان از جایگاه والایی برخوردار است. امروزه سازمانهایی موفق هستند و می توانند در دنیای پررقابت ادامه حیات بدهند که دائماً افکار و اندیشه های جدید را در سازمان کاربردی کنند و این امر توسط مدیران و کارکنان خلاق امکان پذیر است نه تنها در سازمانها بلکه در نظامهای آموزشی نیز تاکید عمده بر پرورش خلاقیت دانش آموزان و دانشجویان است. معیار اساسی موفقیت یک نظام آموزشی در این است که چقدر افراد بافکر و خلاق تربیت می کند و به تعبیری معلم خوب را کسی می دانند که تفکر و چگونگی استفاده از اطلاعات را به دانش آموزان یاد دهد و آنها را خلاق بار آورد. بنابراین، خلاقیت برای بقای هر جامعه و هر سازمانی لازم است و برای ایجاد و تداوم آن در افراد سازمان بایستی عادت به تفکر را در مدیران و کارکنان ایجاد کرد چرا که خلاقیت با تفکر به وجود می آید و ارزش تفکر به قدری زیاد است که در تعالیم اسلامی ارزش یک ساعت تفکر گاهی با 60 سال عبادت بدنی بدون تفکر ارتقا یافته است.

مقدمه

خلاقیت و تولید افکار و اندیشه های جدید توسط مدیران و کارکنان سازمانی دارای اهمیت ویژه ای است و این مهم در سازمان از جایگاه والایی برخوردار است. امروزه سازمانهایی موفق هستند و می توانند در دنیای پررقابت ادامه حیات بدهند که دائماً افکار و اندیشه های جدید را در سازمان کاربردی کنند و این امر توسط مدیران و کارکنان خلاق امکان پذیر است نه تنها در سازمانها بلکه در نظامهای آموزشی نیز تاکید عمده بر پرورش خلاقیت دانش آموزان و دانشجویان است. معیار اساسی موفقیت یک نظام آموزشی در این است که چقدر افراد بافکر و خلاق تربیت می کند و به تعبیری معلم خوب را کسی می دانند که تفکر و چگونگی استفاده از اطلاعات را به دانش آموزان یاد دهد و آنها را خلاق بار آورد. بنابراین، خلاقیت برای بقای هر جامعه و هر سازمانی لازم است و برای ایجاد و تداوم آن در افراد سازمان بایستی عادت به تفکر را در مدیران و کارکنان ایجاد کرد چرا که خلاقیت با تفکر به وجود می آید و ارزش تفکر به قدری زیاد است که در تعالیم اسلامی ارزش یک ساعت تفکر گاهی با 60 سال عبادت بدنی بدون تفکر ارتقا یافته است.



وقتی تفکر برای انسان سازمانی عادت شود به دنبال آن خلاقیت و تولید افکار و اندیشه های جدید در تک تک کارکنان به صورت یک امر روزمره و همیشگی درآمده و نهادی می گردد و سازمان تبدیل به یک سازمان خلاق می شود که حاصل آن ایجاد سینرژی در خلاقیت است. بنابراین، باتوجه به نقش مهم خلاقیت در تحقق اهداف سازمان، در این مقاله سعی بر آن است که مفهوم و ماهیت خلاقیت، ویژگیهای اساسی مدیران خلاق تبیین و به مدیران و کارکنان کمک شود. تا با بکارگیری راهکارهای ارائه شده، خلاقیت خود را کاربردی کنند.




مفهوم و ماهیت خلاقیت

از خلاقیت تعاریف متعددی به عمل آمده است. در فرهنگهای لغت فارسی خلاقیت به معنای آفریدن، به وجود آوردن و آفرینش به کار رفته است. در این مقاله به بعضی از تعاریف خلاقیت اشاره می شود: خلاقیت به معنای توانایی ترکیب ایده ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست.(1)



خلاقیت عبارتست از به کارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید. (2)

خلاقیت عبارتست از توانایی تجسم، پیش بینی و ایجاد ایده ها. (3) «هنری پو آنکاره» ریاضیدان بزرگ فرانسوی (1948) می گوید: «خلاقیت یعنی تشخیص، تمیز، بصیرت، دریافت، درک و انتخاب.(4)

باتوجه به تعاریف فوق می توان گفت خلاقیت پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر جدید است در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر آن است. نوآوری به معنی به کارگیری تفکرات جدید ناشی از خلاقیت است که در یک سازمان می تواند به صورت یک کالای جدید خدمت و یا راه حل جدید انجام کارها باشد. خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است.(5)

تخیل خلاق خمیرمایه خلاقیت است و منظور از تخیل خلاق نیرویی است که شخصی برای پیداکردن راههای بهتر انجام دادن یک کار دلخواه به کار می گیرد. خلاقیت با بکارگیری منظم و نظامدار تخیل در زمینه آنچه که انجام می دهید ظاهر می شود. درست است که گاه جرقه های الهام به ذهن انسان می رسد، اما این اتفاق ممکن است بعد از هفته ها، ماهها و حتی سالها طراحی، تفکر و تخیل مداوم و زیاد به وقوع بپیوندد. برای رسیدن به این هدف نیز باید تصورات ذهنی و تخیلات خود را به شیوه ای مناســب و هرروز به کار بگیریـد(6) تا به اندیشـه ای برسید که در آن ذهن به طور عمیق با یک مسئله درگیر شود، به تجسم، واضح کردن آن بپردازد و به منظور فرموله کردن فکر یا دریافت مفهوم جدیدی به جرح و تعدیل آن بپردازد.



واقعیات در فرآیند خلاقیت به کار گرفته می شوند و باتوجه به اینکه تفکر خلاق به این موضوع آگاهی دارد که واقعیتها آن چنان که باید شناخته نشده اند و اطلاعات موجود تنها بخشی از دانش مربوط به وضعیت موجود است به شناسایی و کشف آنها می پردازد و با حذف و ترکیب واقعیتهـای موجود، به روشــن شدن فکر جدید کمک می کند (رضائیان، ص 34) به طور کلی برای ایجاد خلاقیت مراحل زیر بایستی عملی شود:

آمادگی : در این مرحله باید مشکل و یا طرحی را مشخص سازید که مایل به حل آن هستید؛

خلق اندیشه: در این مرحله اندیشه های خلاق و حیاتی به ذهن شما می رسد و این احتمال که در نهـــــایت مشکل شما حل شود افزایش می یابد. در این مرحله می توانید راه حلهای گوناگون را درنظر بگیرید؛

مرحله باز پیدایی : در این مرحله راه حلهای غیرعملی حذف، اندیشه های مشابه کنار گذاشته و به اندیشه هایی که برای روشن تر ساختن آن به اطلاعات یا به تفکر بیشتری نیاز است توجه بیشتری می شود؛

مرحله قضاوت: در این مرحله اندیشه ها مورد ارزیابی قرار گرفته و عملی می شوند.(7)



ویژگیهای مدیران خلاق

1 - تمرکز بر یک موضوع و یک کار: باتوجه به اینکه اثربخشی خلاقیت بسته به سادگی و تمرکز دارد افراد خلاق عمدتاً بر یک کار متمرکز می شوند. افراد خلاق خلاقیتهای اثربخشی خود را از جاهای کوچک شـــروع می کنند. خلاقیت به دانش و مهارت و تمرکز نیاز دارد. این واضح است که افرادی استعداد بیشتری برای خلاقیت دارند. اما این استعدادها در یک زمینه محدود و مشخص است. درحقیقت نوآوران به ندرت در بیش از یک زمینه فعالیت دارند و این در تمام موفقیتهای نوآورانه آن صدق می کند.



خلاقیت نیز مانند کوششهای دیگر نیاز به استعداد، دانش و مهارت دارد. اما وقتی این موارد تامین شد، نیاز به کار سخت، متمرکز و هدفمند دارد. وقتی تلاش، پشتکار و تعهد نباشد، استعداد، دانش و مهارت بی فایده است.(8)

افراد خلاق از طریق تمرکز به یک موضوع از سطحی نگری به ژرف نگری رسیده و مسائل و موضوعها را به طور عمیق و همه جانبه مورد بررســـی قرار می دهند و به خلاقیت دست می یابند. به طور کلی مشخصات مدیران خلاق در بعد تمرکز به طور فهرست وار عباتند از:



تمرکز فکری را به راحتی به وجود می آورند؛

روی کار خاص و موردنظر تمرکز کرده و به راحتی آن را رها نمی کند؛

روی موضوعهای علمی موردنظر تمرکز پیدا می کند؛



دارای ژرف نگری در مسائل و پدیده ها و موضوعها هستند؛ رشد حرفه ای را به عنوان معیار موفقیت باور می کنند؛

توانایی تمام کردن، کامل کردن و یکی کردن افکار گوناگون در آنان بالاست.

2 - دارای روحیه علمی و پژوهشی هستند: مدیران خلاق با مسائل و امور مربوط به سازمان و حتی زندگی شخصی برخورد اصولی و علمی داشته و تحقیق و پژوهش را برای حل مشکلات کارساز می دانند و این به خاطر این است که استفاده از راه حلهای جدید موجب صرفه جویی شده و زودتر می توان به نتیجه رسید.

به کارگیری روشهای تحقیق علمی و روش حل مسئله برای مدیران خلاق و نوآور امری طبیعی و روزمره است. بنابراین، آنها در انجام کارهای ریز و درشت و سخت و آسان مراحل زیر را به کار می گیرند.

الف - شناسایی مشکل : در این مرحله مشکل از ابعاد مختلف مورد شناسایی قرار گرفته و تبیین می گردد؛

<ب - بررسی عـلل مشکل: در این مرحله منشـا به وجود آمدن مشکل بررسی می شود تا بهتر بتوانند راه حلها را شناسایی کنند؛

ج - تعیین و بررسی راه حلهای ممکن: در این مرحله باتوجه به نوع و مــــاهیت مشکلات راه حلهای زیادی مورد بررسی و شناسایی قرار می گیرد؛

د - تعیین معیارها برای سنجش راه حلها: در این مرحله معیارهای مختلف اقتصادی، سیاسی، فــــــرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و... تعیین می گردد؛

ها- تعیین نتایج حاصل از مقایسه راه حل با معیارها؛

و - انتخاب راه حل مناسب؛

ز - اجرا و ارزیابی در این مرحله راه حل به کار گرفته شده به صورت

تکوینی ارزیابی شده و اصلاحات لازم صورت گرفته و بدین طریق از مدل حل مسئله برای ایجاد خلاقیت و نوآوری استفاده می گردد.(9)

به طور کلی ویژگیهای مدیران خلاق در بعد داشتن روحیه علمی و پژوهشی به طور فهرست وار عبارتند از:

دارای روحیه کنجکاوی قوی هستند؛

از مطالعه مطالب و موضوعهای جدید لذت می برنند؛

به جای حل مشکل عمدتاً مسئله یاب هستند و قبل از بروز مشکل به سراغ مشکلات و حل آنها می روند؛

دارای تفکر علمی و فعالیتهای نظام مند هستند؛

گرایش غالب به حل مشکلات اجتماعی از طریق تحقیق و پژوهش دارند؛

برخورد اصولی و منطقی با پدیده ها و مسایل و افراد دارند؛

در پی تولید افکار و اندیشه های جدیدند؛

به دنبال بومی کردن تحقیق و پژوهش در امور عادی کار و زندگی هستند؛

در تعریف و انتخاب اهداف پژوهش و مسائل پژوهشی دقت دارند.

3 - حد بالایی از قابلیت خطرکردن دارند: خلاقیت خصیصه آدمهایی است که جرئت خطرکردن دارند. برای مثال در علوم پژوهشهای خلاق کم و بیش همیشه مستلزم قمارکردنهای حساب شده است ولی کارهای عادی را می توان بدون چندان خطرکردن انجام داد. فرد حرفه ای در هیچ عرصه ای علم یا بازار بورس به دنبال «بحث موفقیت پنجاه پنجاه» نیست. به عکس، جویای موقعیتی است که در آن بتواند کاری کند تا دانش برتر به بار نشیند. گاه این دانش برتر حاصل پشتکار در کسب «قطعه هایی» بیش از اکثر افراد دیگر است. گاه تصادفی حاصل می شود. اما هرگونه که حاصل شود، بعید است که عنصر خطر را به کلی حذف کند.



عملکرد خلاق مستلزم دست زدن به خطرهای حساب شده هم هست، که در آنها هم دقت محاسبات بر دانش برتر استوار شده است.(10) قبول خطر همیشه با شناخت یا خطرات و تجزیه و تحلیل آنها به مبنای میزان اثرگذاری بر سازمان شروع می شود و (مدیران خلاق) برمبنای اطلاعات جمع آوری شده و آگاهی، به ارزیابی ریسک از طریق انجام فرآیند اصلی زیر می پردازند:



الف - برآورد میزان ریسک (اندازه گیری ریسک)؛

ب - سنجش ریسک، چقدر این ریسک نسبت به ریسک های دیگر بزرگتر است؛

ج - تصمیم گیری در مورد ریسک (آیا این ریسک با درنظر گرفتن معیارهای متداول روز قابل قبول است)؛

د - اقدام لازم در مورد ریسک. (11)

به طور کلی می توان مشخصه های اصلی خطرپذیــــری مدیران خلاق را به طور فهرست وار به شرح زیر بیان کرد:

1-3 در بیان نظر و عقیده خود جرئت دارند؛

2-3 در عمل و اجــــــرا جسارت به خرج می دهند؛

3-3 مسئولیت پذیرند؛

4-3 بدون هـــراس فکر و نظر خود را پیاده می کنند؛

5-3 آمادگی برای ماجراجویی های علمی و اجتماعی دارند؛

6-3 برای تجربه شکست و رسیدن به موفقیتها آماده اند.

4 - دارای روحیه نقادی بالایی هستند: از جمله خصایص مدیران خلاق این است که خود از جمله افراد انتقادکننده بوده و انتقادپذیر هستند و روحیه نقادی را از طریق ارائه اطلاعات به کارکنان، توجه و پذیرش نظرات کارکنان، ایجاد انگیزه نقد و ارائه راه حل، انجام نظرسنجی از کارکنان، استقرار سیستم پیشنهادات در سازمان اشاعه می دهند. وقتی روحیه نقادی در تک تک کارکنان ایجاد شد. این امر به عنوان باورهای مشترک درآمده و در سازمان نهادینه می گردد. نقد را می تـوان نـــرم افزاری برای توسعه فکر و ظرفیت ذهنی و علمی بشر دانست. در نقادی افکار، و مباحث علمی و سازمانی مختلفی مورد بحث قرار گرفتـــه و از دل آنها اندیشه های نو پرورش می یابد و به عنوان راهکارهای عملی مشکلات سازمان را حل می کند و در نهایت در دل نقادی خلاقیتهای فردی شکل می گیرد و افراد خلاق سازمان را تبدیل به یک سازمان خلاق می کنند. به طور کلی مشخصات مدیران خلاق در بعد انتقادپذیری عبارتند از:



1-4 داشتن روحیه نُرم شکنی و سنت شکنی معتدل و منطقی؛

2-4 سرزندگی و داشتن اعتماد به نفس قوی در زندگی فردی و سازمانی؛

3-4 لذت بردن از روبروشدن با نظرات مخالف؛

4-4 گرایش قوی اجتماعی و سازمانی؛

5-4 اشاعه فرهنگ جسارت علمی و برملاکردن حقایق؛

6-4 آینده نگری قوی و قدرت تجزیه و تحلیل بالا؛

7-4 در بحث با دیگران حاضرجواب و آماده هستند.



راهکارهای تقویت خلاقیت

1 - به کارگیری استراتژی تمرکز و سادگی: خلاقیت باید فقط یک کار انجام دهد در غیراین صورت مردم را دچار سردرگمی می کند. خلاقیتهای اثربخشی از جاهای کوچک شروع می شود. آنها از اول خیلی بزرگ نبوده اند و تنها برای انجام یک کار خاص بوده اند. خلاقیت پیش از آنکه حاصل نبوغ باشد، حاصل کار است. خلاقیت به دانش، مهارت و تمرکز نیاز دارد. این واضح است که افرادی استعداد بیشتری برای خلاقیت دارند، اما این استعدادها در یک زمینه محدود و مشخص است. در حقیقت نوآوران به ندرت در بیش از یک زمینه فعالیت دارند (دراکر، ص 28). بنابراین، بایستی در ایجاد و پرورش خلاقیت استراتژی تمرکز به یک موضوع، یک فکر، یک کار در سازمان و یا جامعه انتخاب شود تا افراد بتوانند از مجموعه توانمندیهای ذهنی و عقلی خود در راستای به وجودآوردن روشهای جدید و ابداع پیرامون یک موضوع خاص استفاده بهینه ای کنند، زیرا مشغول ودرگیرشدن با چند زمینه کاری موجب سطحی نگری شده واز عمیق فکرکردن جلوگیری می کند و در نتیجه خلاقیت حاصل نمی شود. اهمیت این نکته به قدری است که حتی در ضرب المثلهای عامیانه نیز بدان اشاره شده است. برای نمونه در ضرب المثلها داریم «آدم هزار کاره کم مایه است» و یا «پیاز آدم هرجایی کونه نمی بندد» اینها همه حاکی از این است که استراتژی تمرکز بر روی یک موضوع خلاقیت را پرورش می دهد.



2 - آموزش خلاقیت: خلاقیت و نوآوری امری است که وجــود آن دائماً در سازمان احساس می شود. بنابراین، باید نهادینه شود و جزء کار و فرهنگ سازمان گردد. هرگاه مدیران سطوح عالی و سیاستگذاران سازمان، خود به خلاقیت و نوآوری به عنوان فعالیتهای ضروری و حیاتی باور نداشته باشند هیچ فعالیتی در این زمینه دوام نخواهد یافت. ایجاد هسته های پژوهشی و نوآوری در سازمان می تواند کار خلاقیت و نوآوری را تسهیل و تسریع کند. ایجاد باورهای مشترک برای نوآوری و اینکه به عنوان یک هنجار مشترک در سازمان به خلاقیت نگریسته شود نیاز به آموزش دارد. تافلر مهمترین فعالیت و راه رویارویی با تحولات عظیم و زندگی آینده را برای پذیرش تغییر، آموزش می داند. آموزش موثر و پرمایه به افراد کمک می کند تا آنها بتوانند به رشد و توانایی کافی در شغل خود دست یابند و با کارآیی بیشتری کار کنند. مدیران باید بدانند که یکی از هدفهای مهم در آموزش در محیط پرتلاطم و متغیر کنونی، آموختن شیوه های خلاقیت و نوآوری است (حسن زارعی، ص 64).



3 - به کارگیری فنون پرورش خلاقیت: به طور کلی فنون تقویت خلاقیت عبارتند از:

1-3 طوفان مغزی: در این تکنیک مسئله ای به یک گروه کوچک ارائه شده و از آنان خواسته می شود فی البداهه و به سرعت نسبت به آن واکنشی نشان داده و برای آن پاسخی بیابند. اصول طوفان مغزی عبارتند از:

الف - هیچ انتقادی نباید از هیچ نظریه ای صورت پذیرد؛

ب - راحت بودن و با دنده خلاص رفتن مورد تشویق قرار می گیرد؛

ج - بر دستیابی به حداکثر تعداد نظرات تاکید می شود؛

د - همه چیز یادداشت می شود، حتی موارد تکراری؛

ها: همه نظرات تکوین می یابند و هیچ چیز رد نمی شود(12)؛

و - به تعداد نفرات باید هدفهای مشخص و دشوار تنظیم گردد؛

ز - زمان لازم برای طوفان مغزی موفقیت آمیز باید بسیار کوتاه باشد.(13)

2-3 روش حل مسئله: به کارگیری روش حل مسئله یکی از مکانیسم های موثر در پرورش توانمندیهای خلاقیت کارکنان است. وقتی در افراد سازمان این عادت ایجاد شود که در برخورد با مسایل به تفکر بپردازند و از تراوشات فکری خود در یافتن راه حلهای جدید بهره گیرند خلاقیت روان تر می شود. بایستی از طریق حاکم کردن فراگرد تفکر منطقی زمینه های خلاقیت و نوآوری را فراهم ساخت، برای اینکه از فراگرد تفکر منطقی به شکل عملی بتوان در پرورش خلاقیت بهـــــره گرفت می توان از چهارچوب جدول شماره یک که در آن سطوح حل مسئله مشخص شده بهره گرفت.





3-3 استفاده از فعالیتهـای استعـاری: خلاقیت به وسیله فعالیت استعاری الگوی بدیعه پردازی، تبدیل به جریانی آگاهانه می شود. استعاره ارتباطی از شباهت (مقایسه یک چیز یا نظر با چیز یا نظر دیگر و به وسیله استفاده از یکی به جای دیگری) را به وجود می آورد. جریان خلاقیت در خلال این جایگزینی ها رخ می دهد، یعنی مطالب آشنا را به مطالب ناآشنا ارتباط داده یا نظر جدیدی را از نظرات آشنا به وجود می آورد. عمده ترین فعالیتهای استعاری عبارتند از:



1-3-3 استفاده از قیاس شخصی: تاکید قیاس شخصی (
PERSONAL ANALOGY ) به مشغولیت همدلی ( IDENTIFICATION ) است. گوردون مثالی از موقعیت مسئله ای می زند که یک شیمیدان خود را با مولکول های در حرکت همانند می سازد. او ممکن است از خود بپرسد «اگر یک مولکول باشم چه احساسی خواهم داشت؟ قیاس شخصی نیاز دارد که فرد وجود خود را کنار بگذارد. هرچه فـاصله مفهومی بــه وسیله کنارگذاردن خود بیشتر گردد این احتمال که قیاس تازه است و شاگردان (کارکنان) به خلق و یا نوآوری پرداخته اند بیشتر می شود.



2-3-3 استفاده از قیاس مستقیم(
DIRECT ANALOGY ) : قیاس مستقیم مقایسه ساده دو موجود با مفهوم است. گوردون در این باره از تجربه مهندسی سخن به میـان می آورد که کرمی را در حال نقب زدن درون چوبی مشاهده می کند.



همچنان که کرم با جویدن چوب راهش را با نقب زدن برای حرکت خود به جلو همــوار می کند «مارچ ایزومبارد برونل» به این نظــر می رسد که از اتاقک هوا برای تونل کشی زیر دریا استفاده کند که این امر خلاقیت را شکل می دهد.

3-3-3 استفاده از تعارض فشرده (
COMPRESSED CONFLICT ) : طبق نظر گوردون تعارض فشرده به وسیعترین بینش به درون موضوعی جدید را به وجود می آورد. آنها بازتاب توانایی شاگرد برای به هم پیوستن در چارچوب ذهنی داوری در ارتباط با یک موجود منفرد است. هرچه فاصله بین چارچوبهای ذهنی داوری بیشتر باشد انعطاف پذیری ذهنی بیشتر است(14) و در نتیجه خلاقیت پرورش می یابد.



نتیجه گیری

باتوجه به مطالب گفته شده در مورد خلاقیت، ویژگیهای مدیران خلاق و راهکارهای تقویت خلاقیت، مدیران و کارکنان سازمانها می توانند باآگاهی از میزان خلاقیت و تقویت آن از حداکثر توانمندیهای فکری، ذهنی و عقلی خود در جهت پویاکردن سازمان بهره گرفته و از طریق ایجاد، پرورش و کاربردی نمودن خلاقیت، روحیه جسارت علمی، انتقادگری و انتقادپذیری، روحیه علمی و پژوهش را در تک تک کارکنان سازمان تقویت کند. این امر می تواند سازمان را تبدیل به یک سازمان خلاقی کند که بازنگری روالهای گذشته و تولید افکار، اندیشه ها و کالا و خدمات جدید از طریق تراوشات فکری کارکنان سرلوحه کار آن باشد و نوگرایی به عنوان یک ارزش نهادی جزء باورهای مشترک سازمان شود.



منابع و ماخذ

1 - حسن زارعی، متین، خلاقیت و نوآوری، مجله دانش مدیریت، شماره 24، بهار 1373، ص 60.

2 - علی، رضائیان، اصول مدیریت، تهران: انتشارات سمت، 1374، ص 31.

3 - غلامرضا، خاکی، تاثیر آموزشهای کاربردی در افزایش خلاقیت، مجله مدیریت (انجمن مدیریت ایران) شماره 26 پاییز 75، ص 27.

4 - محمود، ساعتچی، خلاقیت و نوآوری برای حل مشکلات، فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره 6، تابستان 1371، ص 26.

5 - عبدالرضا، جعفری، کیفیت و نظامهای کنترل، مجله تدبیر، شماره 55، ص 29.

6 - محمود، ساعتچی، خلاقیت و نوآوری برای حل مشکلات، ص 129.

7 - محمود، ساعتچی، روان شناسی کاربردی برای مدیران در خانه، مدرسه و

سازمان، تهران: انتشارات نشر ویرایش، 1374، ص 220 . 8 - پیتر دراکر، «رشته ای علمی به نام خلاقیت»، مترجم: صالح واحدی، مجله تدبیر، شماره 43 تیرماه 73، ص 28.

9 - ایرج، سلطانی، تغییر و نوآوری ضرورتی شناخته شده در سازمانهای اداری

و صنعتی، مجله مدیریت (انجمن مدیریت ایران) شماره 20 و ص 20 . 10 - هربرت سایمن، «درک خلاقیت و مدیریت خلاق» مترجم: فرزانه طاهری، فصلنامه علمی، فنی و اقتصادی فراز، شماره 2، تابستان 1375، ص 34 و 37 .

11 - آلن ورینگ و حسن مهدی زاده، مدیریت و سبک استراتژیک، مجله تدبیر، شماره 59، دی ماه 74، ص 28.

12 - مایک، رابسون، روش گروهی حل مساله، مترجم، مدیریت بهره وری، بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی، 1374، ص 55.

13 - جان آر. روسیته و گری ال لیلین، اصول جدید طوفان مغزی، مترجم: مهدی تقی پور. فصلنامـه تـازه های مدیریت، دوره چهارم، شماره چهاردهم، ص 34.

14 - بروس جویس، مارشال ویل و بورل شاورز، الگوهای تدریس، مترجم: محمدرضا بهرنگی، تهران، 1372، ص 334-336 .

دکتر ایرج سلطانی
 به نقل از پایگاه جامع اطلاع رسانی مدیران ایران
   



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 11:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی زنان
  هم در کشورهای فقیر و هم در کشورهای توسعه‌یافته، زنان بخش عمدهء فقر ا تشکیل می‌دهند حتی در ایالات متحده نیز طبق آمار منتشر شده از سوی ادارهء سرشماری، 1/14 درصد زنان و 1/11 درصد مردان در فقر زندگی می‌کنند. در کشورهای درحال توسعه وضعیت اقتصادی زنان بسیار وخیم‌تر است. بر اساس برآورد کارشناسان سازمان ملل 70 درصد فقرای جهان زنان هستند و با روزی کم‌تر از دو دلار زندگی می‌کنند. بانک جهانی در گزارش جدید خود اعلام کرده است راه‌حل اصلی، رفع فقر زنان مشارکت آن‌ها در فعالیت‌های اقتصادی است و این اقدام به رشد کل اقتصاد کمک بزرگی خواهد کرد
.    

روند مستقل کردن زنان از لحاظ اقتصادی در کشورهای ثروتمند بسیار کند بوده است و در کشورهای درحال توسعه، موانع نهایی و بنیادین از رشد حضور زنان در اقتصاد و دسترسی ایشان به منابع اقتصادی جلوگیری می‌کند. یکی از مهم‌ترین عوامل مساوی‌نبودن فرصت‌های اقتصادی زنان با مردان، تبعیضی است که خانواده‌ها علیه دختران برای تحصیل قایل می‌شوند. این امر نه تنها چشم‌انداز زندگی شخصی زنان را در آینده دچار اختلال می‌کند بلکه با محروم کردن نیمی از نیروی کار از مشارکت در فعالیت‌های اقتصادی، از رشد مناسب اقتصادی می‌کاهند. گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد به‌طور‌متوسط دستمزد زنان در جهان 22 درصد پایین‌تر از مردان است و این وضعیت در کشورهای در حال توسعه بدتر از متوسط جهانی است. از سوی دیگر زنان جهان بسیار کم‌تر از مردان به اعتبار و وام‌های بانکی برای کسب و کار دسترسی دارند. برای مثال آمار منتشر شدهء بانک جهانی نشان می‌دهد در آفریقا، تنها یک درصد اعتبارات اعطا شده از بخش کشاورزی در اختیار زنان قرار می‌گیرد. تغییر این وضعیت بسیار دشوار و زمان‌گیر است اما راه دیگری وجود ندارد زیرا بهبود دسترسی زنان به فرصت‌های اقتصادی به محو محرومیت آن‌ها و در نهایت رشد اقتصادی کشورها منجر خواهد شد و به همین دلیل است که بانک گرامین شبیه بسیاری از نهادهای ضدفقر تصمیم گرفته بر رفع محرومیت زنان تمرکز کند. تقریبا تمام وام‌گیرندگان این بانک زن هستند و ارایه‌دهندگان وام‌های خرد تلاش می‌کنند ترتیبی دهند که وام‌هایشان به افزایش دسترسی زنان به منابع اقتصادی و بهبود وضعیت آن‌ها منجر شود. برای مثال وام‌دهندگان کاری می‌کنند که خانهء ساخته شده یا خریده شده از دسترنج زنان در مالکیت آن‌ها باقی بماند .    

بانک جهانی و سازمان ملل در گزارش سال 2006 مدارک و شواهدی ارایه کرده‌اند مبنی بر این‌که اعطای قدرت اقتصادی بالاتر به زنان به رشد اقتصادی کمک می‌کند. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه مردان منبع درآمد خانواده هستند و توزیع درآمد بین دختران و پسران خانواده علیه دختران تبعیض‌آمیز است. به این ترتیب زنان آینده نیز به سبب همین تبعیض، از امکانات تحصیلی، شغلی و اجتماعی پایین‌تری نسبت به مردان برخوردار خواهند شد و این چرخهء معیوب ادامه پیدا خواهد کرد. قدرت اقتصادی، نحوهء تصمیم‌گیری زنان را به گونه‌ای تغییر می‌دهد که باعث رشد رفاه کل جامعه می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد در خانوارهایی که زنان درآمدها را تقسیم می‌کنند، هزینه‌ها بسیار اقتصادی‌تر انجام می‌شود و سلامت خانواده را بیش‌تر تامین می‌کند .    

برای بسیاری از تحلیل‌گران اقتصادی این پرسش‌ها مطرح است که آیا رشد اقتصادی به بهبود وضعیت زنان منجر خواهد شد یا ارتقای سطح زندگی و افزایش دسترسی آن‌ها به منابع اقتصادی، رشد اقتصادی را سبب خواهد شد؟ پاسخ این پرسش به ساختار اقتصادی هر کشور بستگی دارد. در کشورهایی که ایجاد ارزش اقتصادی به قدرت بازو و کار فیزیکی بستگی دارد به طور طبیعی زنان از جایگاه مناسب برای ایجاد ارزش اقتصادی برخوردار نیستند، اما در جوامع دیگر که ارزش اقتصادی حاصل تفکر و خلاقیت است زنان نقش گستردهء خود را در رشد اقتصادی نشان داده‌اند. در این جوامع رشد اقتصادی دانش محور، موقعیت زنان را بسیار بهبود بخشیده است. هر چه نقش زور بازو در اقتصاد کم‌تر می‌شود، فرصت‌های شغلی برای زنان بیش‌تر می‌شود. در اقتصاد دانش‌محور، قدرت و نفوذ اقتصادی و سیاسی زنان بسیار سریع‌تر از اقتصادهای دیگر رشد می‌کند. به این ترتیب بسیاری از اقتصاددان‌ها معتقدند، به جای تمرکز صرف اعطای وام به زنان برای راه انداختن کسب و کارهای کوچک - که البته ضروری است - بهتر است ساختار و محور اقتصاد را به سوی دانش و نرم‌افزار تغییر داد تا خود به خود زنان جایگاه مناسب اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود را بیابند .

زنان کارآفرین در آفریقا

بر اساس تازه‌ترین برآوردها، زنان 52 درصد جمعیت 805 میلیون نفری قارهء آفریقا را تشکیل می‌دهند. به این ترتیب شکی باقی نمی‌ماند که قدرت بخشیدن به این گروه برای رشد پایای اقتصادی ضروری است. اگرچه تحقیقات در زمینهء کارآفرینی زنان آفریقایی محدود است، اما تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد، زنانی که دارای ابزارهای اقتصادی و نیز منابع درآمدی هستند بیش‌تر از مردان در زمینهء آموزش، رفاه خانواده و اجتماع سرمایه‌گذاری می‌کنند. همچنین در آفریقا میزان برقراری ارتباط بین زنان کارآفرین با هم بسیار بیش‌تر از ارتباطی است که مردان کارآفرین با هم برقرار می‌کنند در نتیجه شبکه‌های زنان کارآفرین استحکام بسیار بیش‌تری دارند. به این ترتیب می‌توان گفت زنان آفریقایی که از کم‌ترین امکانات اقتصادی برای رشد بهره‌مند هستند، کلید توسعهء پایدار این قاره محسوب می‌شوند، البته این گفته در کشورهای پیشرفته و توسعه‌یافته نیز کاملا صادق است. در ایالات متحده از سال 1990 تعداد شرکت‌های تاسیس شده توسط زنان 45 درصد رشد کرده و اکنون این واحدها _20 میلیون نفر را در استخدام خود دارند و در کل سال گذشته بیش از هزار میلیارد دلار فروش داشتند. در آفریقا نشانه‌هایی از تحول مثبت مشاهده می‌شود. در محیط‌های کاری زنان به تدریج درصد بالاتری از کل نیروی کار را تشکیل می‌دهند و نیز میزان کارآفرینی رسمی توسط آن‌ها در حال افزایش است. در جهان، متوسط نرخ کارآفرینی زنان نسبت به جمعیت 72/7 درصد است، اما در آفریقا این میزان 8/4 درصد است و این زنان در کارهای نسبتا غیرتخصصی نظیر صنایع دستی، کشاورزی و خدمات مشغول فعالیت هستند. بیش از 60 درصد زنان کارآفرین در آفریقا تنها سواد خواندن و نوشتن دارند و برخلاف مردان، از بسیاری امکانات برای توسعهء کسب و کار خود بی‌بهره هستند، زیرا این گروه از دید بانک‌ها و نهادهای تامین‌کنندهء اعتبار، مقبولیت کم‌تری دارند. بر اساس تحقیقات انجام شده توسط انجمن کارآفرینی آفریقا، زنان اعتماد کم‌تری به خود و توانایی‌شان دارند. از سوی دیگر جو اجتماعی حاکم بر کشورهای آفریقایی، ورود زنان به عرصهء کارآفرینی را دشوار کرده است. اقتصاد این کشورها هنوز دانایی‌محور نیست بنابراین زنان به سختی می‌توانند موقعیت اقتصادی مناسبی در این جوامع به دست آورند .    

تعدادی از کشورهای آفریقایی برای حل این مشکل تدابیری را اتخاذ کرده‌اند، اما مشکل دیگر این است که درآمدزایی کارآفرینان زن در آفریقا در مقایسه با دیگر کشورها و مناطق به ویژه آسیا کم‌تر است و این امر سرعت حضور موثر این گروه را در جایگاه‌های مهم تصمیم‌گیری سیاسی و اقتصادی کند می‌کند. به نظر می‌رسد نوعی تقسیم کار در آفریقا صورت گرفته که باعث شده زنان در مشاغل کم‌درآمد حاضر شوند برای مثال در این قاره 80 درصد غذا توسط زنان تولید می‌شود در حالی که در آسیا و آمریکای لاتین این میزان به ترتیب 60 درصد و 40 درصد است. در آفریقا کار زنان برای ادامهء حیات خانواده مهم است. به این ترتیب فعالیت در زمینه‌های دیگر اولویت زنان نیست .

منبع:‌هفته‌نامهء اکونومیست - ژوئن 2007

به نقل از روزنامه سرمایه



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 11:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب

خلاقیت، رمز بقای سازمانهای نوین

خلاصه: خلاقیت به عنوان جوهره کارآفرینی و یکی از عوامل کلیدی و رمز پیشرفت و حتی بقای سازمانهای نوین است. اگرچه این روزها موضوع خلاقیت در محافل و نشست های علمی و صنعتـــــــی کشور بسیار به گوش می خورد، اما عملاً هنوز به عنوان یک دیدگاه وارد دانشگاهها، کارخانجات، مقررات، مدارس، فرهنگ و خلاصه رگ و خون جامعه نشده است. هنوز در هیچ یک از مقاطع تحصیلی و رشته های تحصیلی مدارس و دانشگاههای کشور رسماً، درسی تحت عنوان «خلاقیت» تدریس نمی شود. در چنین شرایطی که هنوز موج و حرکت کوبنده خلاقیت، فراگیر نشده است و هنوز مباحث خلاقیت در جامعه کاربردی نشده است، طرح مباحث کلان و فلسفی خلاقیت می تواند راهگشای فکری مدیران، رهبران و استراتژیست های علمی و صنعتی گردد تا قبل از آنکه ترمینولوژی ( TERMINOLOGY ) غربی خلاقیت در جامعه نهادینه شود&، امکان حرکتهای تازه و خلق پارادایم های نوین در حوزه خلاقیت بیشتر و سهل تر گردد.


 

خلاقیت به عنوان جوهره کارآفرینی و یکی از عوامل کلیدی و رمز پیشرفت و حتی بقای سازمانهای نوین است. اگرچه این روزها موضوع خلاقیت در محافل و نشست های علمی و صنعتـــــــی کشور بسیار به گوش می خورد، اما عملاً هنوز به عنوان یک دیدگاه وارد دانشگاهها، کارخانجات، مقررات، مدارس، فرهنگ و خلاصه رگ و خون جامعه نشده است. هنوز در هیچ یک از مقاطع تحصیلی و رشته های تحصیلی مدارس و دانشگاههای کشور رسماً، درسی تحت عنوان «خلاقیت» تدریس نمی شود. در چنین شرایطی که هنوز موج و حرکت کوبنده خلاقیت، فراگیر نشده است و هنوز مباحث خلاقیت در جامعه کاربردی نشده است، طرح مباحث کلان و فلسفی خلاقیت می تواند راهگشای فکری مدیران، رهبران و استراتژیست های علمی و صنعتی گردد تا قبل از آنکه ترمینولوژی (TERMINOLOGY) غربی خلاقیت در جامعه نهادینه شود&، امکان حرکتهای تازه و خلق پارادایم های نوین در حوزه خلاقیت بیشتر و سهل تر گردد .

 

فلسفه خلاقیت


از آنجایی که در کتابهای خلاقیت از فلسفه خلاقیت کمتر سخن به میان آمده است، بی مناسبت نیست ابتدا این سوال را پاسخ دهیم که فلسفه خلاقیت چیست؟ فلسفه خلاقیت همچون فلسفه علم، فلسفه تاریخ، فلسفه هنر، فلسفه اخلاق و.... به معنای علم شناسی است که بــــا یک تفکر فلسفی به شناخت آن علم می پردازد. برای مثال، فیزیک علمی است که از تحولات ماده و انرژی در روابط جرم، نیرو، سرعت، شتاب، فشار و... سخن می گوید. واقعیتی که در فیزیک موردتحقیق است، طبیعت خارجی است و دانشی که ما را با چهره خاصی از این واقعیت آشنا می سازد، فیزیک نام دارد. پس از اینکه از طبیعت خارجی آگاهیهایی به دست آمد و دانش فیزیک متولد گردید، حال خود این دانش _(یعنی فیزیک) به منزله یک موجــود خارجی موردمطالعه و کاوش قرار می گیرد. یعنی از چگونگی تولد و رشد علم فیزیک از حوزه عمل آن، از تحولات آن، از روابط قانونمندیهای آن و... سوال می کند و به دنبال پاسخ می گردد. اینجاست که فلسفه علم فیزیک به وجود می آید. فلسفه علم فیزیک خود، علمی است که در آن علم فیزیک، موضوع تحقیق و بررسی است. درحالی که علم فیزیک، علمی است که در آن، طبیعت خارجی موضوع تحقیق و بررسی است. به همین ترتیب موضوع فلسفه خلاقیت درخصوص چیستی، هستی، مرزها، روابط، چگونگی، آثار، ضرورت، نقش، سیر توسعه و پیشرفت و تغییر و تحولات جدید خلاقیت و نوآوری است .


قبل از ورود به بحث لازم است مفهوم و رابطه واژه های کلیدی موضوع یعنی «وجود» و «ماهیت» مشخص و تعریف گردد تا خواننده از درک و لذت مباحث فلسفی بیشتر بهره مند گردد .

تعریف وجود:وجود گاهی به صورت معنای حرفی به کار می رود که رابط میان قضایا بوده و در فارسی از آن به «است» تعبیر می شود و زمانی به صورت معنای مصدری به کار می رود که دربردارنده نسبت به فاعل است و مرادف فارسی آن لفظ «بودن» است و گاهی به صورت اسم مصدری به کار می رود که مرادف فارسی آن لفظ «هستی» است. آنچه در اینجا موردبحث است همان معنای اسم مصدری وجود است نه معنای حرفی و نه معنای مصدری آن. فلاسفه معتقدند «وجود» امری بسیط و بدیهی است(1) لذا بی نیاز از تعریف و بلکه اساساً «تعریف حقیقی» آن امکان ناپذیر است و آنچه در تعریف آن ذکر می شود «تعریف لفظی» وجود است. با این حال، حکما برای اشیاء چهار نوع وجود قائلند که دو وجود حقیقی (وجود خارجی و ذهنی) و دو وجود اعتباری (وجود لفظی و کتبی) و قراردادی است و این چهار نوع وجود عبارتند از

 

وجود خارجی: مانند وجود شما و وجود اشیایی که اطراف شماست؛


وجود ذهنی: همان علم ما به اشیاء خارجی و مفاهیم دیگری است که در ذهن ما نقش بسته است؛


وجود لفظــــــی: انسان برای هر معنایی که می شناسد و نیاز به تفهیم و تفاهم آن دارد، لفظ ویژه ای قرار می دهد تا معانی را به جای آنکه خودشان را بیاورد با کمک الفاظ حاضر سازد. طوری که اگر لفظ موجود شود گویا آن مفهوم و معنا وجود یافته است؛




وجود کتبی: الفاظ به تنهایی همه نیازهای انسان را برطرف نمی سازد، زیرا اختصاص به طرفین گفتگو دارد. از این رو، باید برای رساندن معنا به کسانی که در مجلس سخن حضور ندارند و یا در آینده به وجود خواهندآمد، وسیله دیگری جست، برای این مهم انسان خط را اختراع کرد و بدین نحو، خط وجودی برای الفاظ شد و لفظ هم وجودی برای معنا، لذا می توان گفت وجود، خط وجودی برای لفظ و وجود، لفظ وجودی برای معنا است و این وجود مجازاً به لفظ و معنا نسبت داده می شود .

تعریف ماهیت: ماهیت یک مصدرجعلی است که از «ماهو» گرفته شده و به معنای اسم مصدری که مترادف فارسی آن «چیستی» است به کار می رود. مقصود از ماهیت، مفاهیمی مانند انسان، چوب، سنگ، سیاهی و سفیدی است یعنی مفاهیمی که منعکس کننده ذات مصادیق خود و حاکی از چیستی آنها است. از این رو گفته اند: ماهیت چیزی است که در پاسخ از سوال «به ماهو؟» یعنی «آن چیست؟» بیان می شود. اگر به رنگ ذغال اشاره کنید و بپرسیــــد این چه رنگی است؟ جواب داده می شود: سیاه. بنابراین، سیاهی ماهیت آن، رنگ است .

رابطه وجود و ماهیت: ما در مواجهه با اشیاء خارجی، دو مفهوم از آنها به دست می آوریم، یکی مفهوم وجود (هستی) و دیگری مفهوم ماهیت (چیستی). مفهوم وجود در همه موارد یکسان است و بر همه اشیاء خارجی به یک معنا صـــدق می کند و با اشاره به هر کدام از آنها می توانیم بگوییم این شیء موجود است. این مفهوم از اصل تحقق و واقعیت داشتن اشیاء حکایت می کند اما مفاهیم ماهیتی، مفاهیمی هستند که هریک به بخش خاصی از اشیا اختصاص دارد و بر همه آنها قابل تطبیق نیست، بعضی از اشیا خاک و برخی آب و گروهی انسان هستند. بنابراین، جهان خارج از ما ظرف پدیده هایی هستند واقعی که آثاری حقیقی بر آنها مترتب می شود و ما در مواجهه با هر یک از آنها دو مفهوم مختلف وجود و ماهیت را از آنها انتزاع می کنیم با آنکه آن پدیده در خارج امری است واحد. اصطلاحاً گفته می شود ماهیت ظرف «وجود» است و وجود عارض بر ماهیت می شود. به عبارت دیگر، ماهیت به دلیل ضمیمه شدن وجود به آن، استحقاق اتصاف به موجودیت و تحقق را پیدا می کند .

 

موجود = ماهیت + وجود


و این مطلب برگرفته شده از یک اصل است که فلاسفه اسلامی به آن معتقدند یعنی اصل «اصالت وجود» به این معنی که اصالت به «وجود» است نه ماهیت و ماهیت امری اعتباری است. درواقع خداوند سبحان با افاضه وجود به ماهیت، آن را از عدم بیرون می آورد و لباس هستی بر آن می پوشاند .



برای ورود به بحث می توان با این سوال شروع کرد که نسبت خلاقیتهای انسان با ماهیت و وجود اشیا چگونه است؟ به عبارت دیگر، هنگامی که گفته می شود فردی محصول جدیدی مثل رادیو را خلق کرد در حالی که قبل از آن وجود نداشته است، آیا ماهیت (چیستی) آن را آفریده است یا وجود (هستی) آن را و یا هر دو را؟



باتوجه به تعاریف وجود و ماهیت، در پــاسخ به این سوال بایستی گفت انسان فقط می تواند ماهیت اشیا را خلق کند و «وجود» همه اشیا تنها از باریتعالی افاضه می شود، حتی زمانی که انسان یک شیء کاملاً جدیدی را خلق می کند. به عبارت دیگر، وجود اشیای جدید نتیجه تــــرکیب و تالیف وجود عناصر تشکیل دهنده آن است نه خلق وجودی جدید. چون انسان قادر نیست چیزی را از عدم و نیستی خق کند به همین جهت عده ای که در خلاقیت پیرو نظریه رفتارگرایان هستند معتقدند هیچ چیز، جدید نیست بلکه مجموعه عناصر قدیم هستند در لباس نو. البته پس از خلق ماهیتی جدید وقتی وجود بــه آن افاضه می شود، وجود جدیدی خلق می شود .



برای روشن تر شدن موضوع لازم است بدانیم «وجود» یک حقیقت یگانه ای است که از واجب الوجود (خداوند) که شدیدترین مرتبه وجود است و هیچ محدودیتی در آن راه ندارد و تنها قیدی که بر آن می توان درنظر گرفت همان بی قیدی است، آغاز می شود و صادر اول و دوم و... را طی می کند (کثرت طولی) تا به عالم مثال و سپس عالم ماده و هیولایی اولی می رسد که ضعیف ترین مرتبه وجود است. در این سطح، کثرت عرضی باعث می شود تا وجود در ماهیت مختلف تکثیر شود و وجود هر عنصر متفاوت با عنصر دیگر شود مثل وجود سنگ که غیر از وجود چوب است و منشا این کثرت (کثرت عرضی) همان ماهیاتی است که به واسطه وجود، موجود شده اند یعنی اولاً ماهیت چوب است که با ماهیت سنگ مغایر است و ثانیاً این مغایرت به وجود چوب و وجود سنگ سرایت می کند و آنها را با آنکه در یک مرتبه از وجودند (مرتبه هیولای اولی) با یکدیگر مغایر می سازد. مانند یک مرتبه از نور که هم به سنگ می تــابد و هم بر چوب و از این جهت تکثر می یابد و لذا گفته می شود وحدت عین کثرت و کثرت عین وحدت است. بنابراین، وجود اشیا چیزی نیست که انسان خلق کند بلکه همه اشیا هستی خود را از هستی خداوند می گیرند. اما وقتی یک فرد خلاق به عنوان یک علت فاعلی ناقصه (2) و قریب (3) نه علت تامه (4) با ترکیب و تالیف جدیدی از عناصر موجود، ماهیت جدیدی مثل رادیو را خلق می کند به دلیل وجــود «وجود»، رادیو موجود می شود. فی الواقع اگر «وجود» را از خلاقیتهای انسان حذف کنیم معدوم خواهدشد. بنابراین، ماهیت جدید خلق شده به وجود سرایت کرده و وجود جدیدی به نام رادیو ایجاد می شود که با وجود آهن و سیم و سایر عناصر به کار رفته در آن متفاوت است. و لذا می توان گفت فرد خلاق علت ناقصه بعید (5) است برای خلق وجود جدید و علت ناقصه قریب است برای خلق ماهیت جدید .

 

فرق خلاقیت انسان و خدا



سوال دیگری که در فلسفه خلاقیت مطرح می شود این است که خلاقیتها و نوآوریهای انسان چه وجه تمایزی با خلاقیت خداوند دارد؟ در پاسخ گفته می شود یکی از تفاوتهای اصلی شناخته شده نداشتن الگو است. به این معنی که انسان درخلاقیتها و اکتشافاتش از الگوهایی استفاده می کند که قبلاً در ذهنش ایجاد شده است. حتی زمانی که از قدرت خیال یا وهم خود استفاده می کند درواقع ترکیب جدیدی از الگوهای پیشین را فراهم می سازد درحالی که خداوند سبحان بدون هیچ الگو و نقشه قبلی موجودات را خلق می کند. یکی دیگر از وجوه تمایز خلاقیت خداوند با انسان در این است که خداوند قادر است هم از یک چیز چیز جدیدی بسازد و هم از عدم و نیستی، چیزی را خلق کند و انسان فقط می تواند از چیزهای موجود چیز جدیدی بسازد. اساساً در فلسفه و حکمت اسلامی برای هریک از خلاقیتهای فوق نام جداگانه ای تبیین شده تا از یکدیگر تفکیک و شناسایی گردند. البته ریشه این تفکیک و نام گذاری در کلام قرآنی است بدین معنی که خداوند سبحان هر کجا چیزی را از عدم خلق کرده است در بیان و معرفی آن از کلمه «صنع» استفاده کرده است و هر کجا چیزی را از نیستی آفریده است، کلمه «بدیع» را به کار برده است مانند بدیع السماوات و الارض و چنانچه چیزی را از چیز دیگری خلق کرده باشد از کلمه «خلق» استفاده می کند مانند اینکه گفته است خلق الانســـــان و نگفته است بدیع الانسان یا صنع الانسان، چون انسان را از خاک آفریده است. بدین ترتیب، می توان گفت انسان نه می تواند از ناچیز چیزی را ابداع کند یعنی از نیستی چیزی را بیافریند و نه می تواند از عدم چیزی را صنع کند یعنی از عدم بیافریند بلکه تنها می تواند از مفاهیم موجود مفاهیم جدیدی که نتیجه تالیف و ترکیب یا حذف و تجزیه و... است بسازد و خداوند قادر است هر سه نوع آفرینش را بدون هیچ الگویی در یک آن و بدون هیچ اسباب و فکر و تلاشی فقط با یک کلمه «کن» بیافریند لذا یکی دیگر از تفاوتهای خلاقیت انسان و خداوند در استفاده از ابزار و اسباب است که انسان برای خلاقیت نیازمند به آن است از قبیل فکر، ذهن، ابزار، مواد و... و خداوند سبحان بی نیاز از همه آنها است .

 

شیء تا واجب نشود موجود نمی گردد




یکی از مسائلی که در فلسفه مطرح است و در رابطه با خلاقیت، ایجاد شبهه می کند این اصل است که گفته می شود: «الشیء مالم یجب لم یــــوجد شیء» تا واجب نشود، موجود نمی گردد. عده ای ممکن است چنین برداشت کنند که هر چیز جدیدی که خلق می شود ضــرورتاً باید در نظام هستی و خلقت، خلق می شد و به عبارت دیگر از این اصل و قاعده برای توجیه اختراعات و نوآوریهای مضر و مخرب برای انسان و طبیعت استفاده می کنند درحالی که این اصل کلی فلسفه بر رابطه میان علت و معلول یعنی علت تامه شیء ممکن و وجود آن اشاره دارد و می گوید میان آنها یک رابطه ضروری برقرار است. به این معنی که هر زمان علت تامه شیء ممکن (6) ایجاد گردد «وجود» آن شیء ضروری و قطعی می گردد و آن شیء چاره ای جز موجود شدن ندارد. به عبارت دیگر شیء ممکن گرچه به حسب ذات خود نه ضرورت وجود دارد و نه ضرورت عدم، ولی درواقع و نفس الامر، یا وجود و یا عدمش ضروری است در صورت نخست، واجب الوجود بالغیر، و درصـــورت دوم ممتنع الوجود بالغیر است، چرا که درواقع و نفس الامر یا علت تامه وجود تحقق دارد و یا ندارد، و احتمال سومی در کار نیست. درصورتی که علت تامه وجود تحقق داشته باشد، وجود معلول ضروری و قطعی است و در صورتی که علت تامه وجود محقق نباشد، همان نبود علت تامه وجود، علت تامه عدم است و عدم شیء را ضروری می گرداند. همان طور که ملاحظه گردید این اصل، ناظر بر رابطه میان علت و معلول است و آن هم علتی تامه که انسان نمی تواند باشد .




پانوشتها :




-1  آنها معتقدند سه چیزکه برای هر انسان متعارفی روشـن است، و آدمی در آن تردیدی به خود راه نمی دهد: یکی آنکه خودش هست و وجود دارد و دوم آنکه خارج از او چیزهایی وجود و واقعیت دارند و سوم آنکه او می تواند آنها را بشناسد و از آنها آگاه شود. این سه امر همگی بدیهی و بی نیاز از دلیل و برهان هستند و هرکس درعمق وجدان خود به آنها باور دارد .




-2 علت ناقصه، علتی است که بودنش برای وجود معلول لازم است اما کافی نیست، مثلاً برای ساختن یک صندلی از یک سو به چوب نیاز داریم و از سوی دیگر به نجاری که آن را بسازد. ازسوی سوم شکل و هیبت صندلی وابسته به صورت ذهنی و تصویر هنری ای است که نجار در ذهن خود دارد و علاوه بر اینها، به وجود آمدن صندلی مرتبط با انگیزه ای است که نجار را وادار به ساختن صندلی می کند. پس رابطه صندلی با هریک از این علل متفاوت است. نجار علت فاعلی، چوب علت مادی، هیبت و شکل صندلی علت صوری و ثمره و فایده آن را علت غائی می نامند. اگر همه علتهای فوق در کنار یکدیگر باشند تا این شیء موجود شود آن وقت گفته می شود علت تامه محقق شده است. و اگر یکی یا چند علت در کنار هم باشند گفته می شود علت ناقصه محقق یافته است .




-3  علت قریب یا نزدیک علتی است که مستقیماً در معلولش اثـــر می گذارد و میان او و معلولش واسطه ای در کار نیست مانند تاثیر انسان در حرکت دست خودش .




-4  علت تامه، علتی است که بودنش برای وجود معلول لازم و کافی است. دو قضیه برای علت تامه صادق است: الف - اگر علت تامه نباشد معلول ضرورتاً معدوم خواهدبود. ب - اگر علت تامه وجود داشته باشد، معلول ضرورتاً موجود خواهدبود .




-5 علت بعید یا دور، علتی است که غیرمستقیم در معلولش اثر می گذارد و میان او و معلولش یک یا چند واسطه وجود دارد و هرچه تعداد این واسطه ها بیشتر باشد، آن علت دورتر خواهدبود. مثلاً هریک از ما با یک واسطه علت هستیم برای حرکت قلمی که دردست داریم، و با دو واسطه علت هستیم برای نوشته ای که در اثر حرکت قلم بر صفحه کاغذ نقش می بندد و با سه واسطه علت هستیم برای معنایی که در ذهن خواننده با مطالعه آن نوشته پدید می آید .




-6  فلاسفه به طور کلی برای هر مفهومی سه حالت متصورند که به آن، مواد سه گانه گفته می شود که عبارتند از: واجب الوجود یعنی وجود برای آن مفهوم لازم و ضروری است - ممتنع الوجود یعنی وجود برای آن مفهوم محال است - ممکن الوجود یعنی وجود برای آن مفهوم نه ضرورت دارد و نه محال است و لذا شیء ممکن یعنی شیء که نه ضرورت وجود دارد و نه ضرورت عدم .




 

منابع :




- شیروانی، علی؛ کلیات فلسفه؛ انتشارات دارالثقلین، ج اول 1378 .




- صانعی، منوچهر؛ قواعد هدایت ذهن؛ انتشارات دانشگاه شهید بهشتی 1372 .




- صانعی دره بیدی، منوچهر؛ فرهنگ فلسفی؛ انتشارات حکمت؛ ج اول 1366 .




- صمدآقایی، جلیل؛ تکنیک های خلاقیت؛ مرکز آموزش مدیریت دولتی ج اول 1380 .




- والفی، مهدی؛ خلاقیت فراسوی اسطوره نبوغ؛ انتشارات روزنه؛ ج اول 1378 .




جلیل صمدآقایی: کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک و مدرس خلاقیت در دانشگاههای

 

 

                                                                                                                                                     نویسنده: جلیل صمدآقایی

                                                                                                                                                   منبع: سایت مدیران ایران



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 11:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب