« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



همت مضاعف در کار و کارآفرینی و نکات کسب و کار
مترجم:نبی اله حسینی-مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی
آیا شما روش یا استراتژیی برای ثبت ایده ها در موقع اتفاق افتادن آنها دارید؟ اگر جواب منفی است پس باید داشته باشید. ایده ها چیزهای زودگذری هستند که بدون هیچ گونه اطلاع رسانی از ذهن ناخودآگاه شما میجوشند و سپس به همان سرعت ناپدید میشوند. شاید هیچگاه دیگر به خاطرتان نیاید.
چارلز کیو (
Charles Cave )که متخصص خلاقیت است میگوید: "ایده ها در اطراف شما هستند و آنها میتوانند خیلی سریع ظاهر یا ناپدید شوند. باید نسبت به دنیای اطرافتان دریافت پذیر باشید. زمان هایی اتفاق میافتد که شما بخشی از یک گفتگو را میشنوید و یا یک علامت جالبی میبینید. اگر که شما آن فکر را ثبت نکرده باشید در چندین دقیقه از بین خواهد رفت. تصور کنید که ایده های شما مانند پروانه هایی هستند که به بیرون پرواز میکنند. شما به یک تور احتیاج دارید تا آنها را بگیرید و نگذارید فرار کنند."
خوشبختانه، ایده ها را میتوان به آسانی گرفت و ثبت کرد. ابزار های زیادی در دسترس شما وجود دارند که از آنها میتوانید برای ذخیره کردن تفکرات و ایده هایتان استفاده کنید. در اینجا 10 تا از رایج ترین و موثرترین آنها به همراه فواید و نقایصشان آمده است.
1. دفتر یادداشت
دفتر ها یکی از بهترین راه های ثبت ایده های هستند و احتمالا رایج ترین ابزار این کار میباشند. این ها همچنین دارای تاریخچه موفقیت آمیزی هستند مثلا لئوناردو داوینچی و توماس ادیسون از بزرگترین معتقدان این روش بودند که صدها دفتر را با ایده هایشان در طول عمر خود پر نمودند.
بعضی از مردم هستند که دفترهای خط دار را ترجیج میدهند بویژه اگر که بخواهند لغات را یادداشت کنند. دیگران که خلاق ترند صفحات بی خط را ترجیح میدهند و آنگاه خواهند توانست تا ترکیبات مختلفی از لغات، طرح ها و تصاویر را ثبت کنند. یکی از محصولات منحصر به فردی که هر دو نوع لغت و طرح را در بردارد
Beinfang notesketch نام دارد که دفتری فنری شده است شامل صفحاتی با مناطق خط دار و بی خط.
فواید:
دفترها قالبی انعطاف پذیر و قابل حمل دارند. همچنین میتوان به سرعت از آنها برای ثبت ایده ها استفاده نمود. برخلاف کامپیوتر ها که چندین دقیقه طول میکشد تا بعد از روشن شدن آماده کار شوند، دفتر ها بلافاصله آماده ثبت ایده های شما هستند. نقایص:
اگر که قابلیت نقل و انتقال بالا برای شما مهم است دفترها مانند بقیه ابزار ثبت کننده مفید نخواهند بود. به علاوه این امکان وجود ندارد که به آسانی در دست نوشته ها جستجو کنیم، که این موجب میشود کاربرد آنها برای ثبت مقدار زیادی از ایده ها محدود شود.
2. همیار های شخصی دیجیتال یا
PDA ها
PDA ها یکی از روش های مورد علاقه من برای ثبت ایده هایم هستند. من همیشه یک H-P iPaq با خودم حمل میکنم. هر دفعه که اندیشه ای سر میزند میتوانم از iPaq برای نوشتن هرچه سریع تر آن و یا کلمات کلیدی آن استفاده کنم. سپس بعد از اینکه PDA ام را به لپ تاپ ( Laptop ) شخصی ام متصل کردم خواهم توانست که ایده هایم را عمیق تر کنم.
فواید:
کامپیوترهای دستی مانند
iPaq و Palm بسیار قابل حمل نقل هستند. بر خلاف برخی دیگر ابزارهای ثبت کننده، PDA ها را طوری طراحی میکنند تا براحتی در جیب شما جای گیرد. هنگامی که آنها را روشن میکنید آماده هستند تا به کار ثبت پرداخته شود. آنها مانند کامپیوتر های معمولی مدت طولانی برای شروع احتیاج ندارند. یکی از بزرگترین مزیت های این روش آنست که ثبت الکترونیکی ایده ها باعث میشود که عمل جستجو خیلی راحت تر از روی کاغذ انجام گیرد.
نقایص:
PDA ها برای ثبت لغات خیلی مناسبند اما در مورد ایده هایی که تصویر دارند ضعیف میباشند. همچنین، از آنجا که بیشتر PDA ها به یک قلم سوزنی خاص برای برای وارد کردن نوشته ها نیاز دارند، پس نوشتن با دست خط ناخوانا باعث توقف جریان خلاقیت شما میشود. در آخر، یک PDA از گران ترین ابزارها برای ثبت ایده هستند – اما به نظر من ارزش سرمایه گذاری را دارند.
3. کارت های شاخص
من سال ها از این روش استفاده کرده ام و در مورد خودم خیلی خوب جواب داد. کارت های شاخص بادوام هستند و حمل تعدادی از آنها آسان است و بدین ترتیب میتوانید تقریبا در هرکجا ایده تان را ثبت کنید. همچنین، هرگاه که تعدادی از ایده ها را روی کارت های شاخص ثبت کردید میتوانید آنها را روی یک میز پخش کنید، حرکت دهیدشان و ایده های مرتبط را گروه کنید. یا اینکه با ترکیبات اتفاقی کارت ها باعث تحریک ایده های دیگری شوید.
فواید:
کارت های شاخص کوچک هستند، بادوام و قابل حمل. همچنین، برای ثبت لغات و تصاویر به یک اندازه مناسب میباشند. آنها ارزان قیمت هم هستند و تقریبا هرجا میتوانید آنها را بخرید.
نقایص:
برای اینکه از این سیستم ثبت ایده استفاده بیشتری ببرید، احتیاج است که ایده ها یتان را از روی کارت های کاغذی شاخص دار به یک فرم الکترونیکی مانند یک پردازشگر لغت انتقال دهید. این بخاطر آنست که کارکردن با ایده ها در یک فرم دیجیتال آسانتر است. اما هنگامی که شما مقادیر زیادی از کارت های شاخص را جمع آوری میکنید خواهید فهمید که پیدا کردن زمانی برای رونویسی آنها یک چالش بزرگ است. این برای من اتفاق افتاده است و همان دلیلی است که باعث شد دیگر از این روش برای ثبت ایده هایم استفاده نکنم.
4. ضبط صوت
ضبط صوت یکی از موثرترین ابزارهای ثبت ایده هاست. شرکت های متعددی انواعی از آنها را ساخته اند که قادرند در جیب شما جای بگیرند. هر وقت که ایده ای آمد شما میتوانید ضبط را به سرعت در بیاورید و ثبتش کنید. حتی میتوانید اگر در نصفه های شب ایده ای سراغتان آمد یا اینکه تازه از خواب بیدار شده باشید آن را ثبت کنید. البته با این فرض که در آن موقع بتوانید واضح حرف بزنید!
فواید:
ضبظ صوت ها خیلی کوچک و قابل حمل هستند پس شما میتوانید آن را هر جا که خواستید ببرید.
نقایص:
با استفاده ار این روش، ایده ها به صورت صوت ذخیره میشوند. برای نتیجه بهتر باید آنها را روی یک ورق یا داخل پایگاه اطلاعاتی کامپیوتری تان رونویسی کنید که زمان بر است. یک راه امکان پذیر اینست که ضبط صوت دیجیتال بخرید که میتواند صدایتان را به کامپیوتر انتقال دهد و سپس با نرم افزار های تشخیص صدا مانند
Dragion Naturally Speaking یا IBM’s ViaVoice به نوشته تبدیل شوند.

5. ذهن نگاشت
ذهن نگاشت، که خود شما میتوانید آن را دست کنید و یا از برنامه های نرم افزاری مانند
MindManager یا Inspiration استفاده کنید، از بهترین راه های ثبت ایده است. این به خاطر آنست که آنها کار خارق العاده ای به صورت نفوذ در قدرت کاری مغز شما را انجام میدهند. همچنین، به این دلیل که شما ذهن نگاشت تان را تنها با کلمات کلیدی پر میکنید، برای انتقال ایده ها از مغزتان به یک صورت قابل لمس راهی سریع و موثر خواهد بود. ذهن نگاشت ها یکی از راه های پرقدرت و ثابت شده هستند که میتوانند ایده ها و اطلاعات را با مردم دیگر به اشتراک بگذارند. به علاوه، آنها فقط وسیله نیستند بلکه زمینه هم هستند که نشان میدهند بین ایده هایتان چه ارتباطاتی وجود دارد.
فواید:
ذهن نگاشت به راحتی قابل یاد گیری هستند و راهی سریع و سهل برای ثبت ایده های شما به صورت قالبی سرگرم کننده مجازی میباشند.
نقایص:
ذهن نگاشت اصلا مانند بقیه ابزارهایی که تا اینجا مرور شدند مثل کارت های شاخص،
PDA یا ضبط صوت قابل حمل نیستند.

6. پیغام صوتی به خود
یکی دیگر از روش های ساده ولی موثر برای ثبت ایده ها اینست که پیغام صوتی برای خودتان بگذارید. به عبارت دیگر، شما ایده خود را برای صندوق پستی صوتی تان میخوانید، همانطور که مشتری یا همکارتان برایتان میگذارد. اگر که مداد یا خودکار نداشته باشید یا هیچ وسیله دیگری برای ثبت در دست نباشد این تکنیک خیلی عالی است.
فواید:
این تکنیکی است که بیشتر تاجران نوعی از آن را استفاده میکنند مانند گوشی های همراه. اما در اینجا استفاده خلاقانه ای از آن شده است. این تکنیک را هر جایی که تلفن در دسترس باشد میتوانید بکار گیرید.
نقایص:
وقتیکه ایده تان را به یک پیغام گیر میدهید تنها راهی که میتوانید از آنها استفاده کنید اینست که آنها را بنویسید یا در کامپیوتر تایپشان کنید. همچنین شما همیشه دسترسی فوری به تلفن ندارید تا بتوانید ایده خود را در صندوق صوتیتان ثبت کنید.

7.فچ
یکی از چیز هایی که همیشه در اتاق های کنفرانس تمام دنیا پیدا میشود فچ است. این را مرتبا به عنوان یک ابزار برای ثبت ایده ها در نشست های طوفان ذهنی گروهی و دیگر انواع جلسات بکار میبرند. این وسیله کارش را خیلی خوب انجام میدهد که اعضای تیم را قادر میسازد تا به سرعت ایده هایشان را ثبت کنند و ایده های بقیه را ببینند. یکی از دیگر کاربردهایی که شاید به ذهنتان نرسد اینست: چرا یک فچ در اداره خود نداشته باشید آنهم درست نزدیک میز کارتان و در دسترس برای اینکه هرگاه ایده ای آمد ثبت شود. اندازه و محل برجسته اش به شما کمک میکند که ایده هایتان را جلوی خود داشته باشید. همچنین برای ثبت ایده ها در طول یک جلسه کوچکِ دو سه نفره خیلی مناسب است.
فواید:
استفاده از فچ ها خیلی راحت است، نسبتا کم قیمت هستند ومتعلقات کمی دارند. ( همه ی چیزی که احتیاج دارید یک فچ است و چند نشانه گذار رنگی) . سرعت ثبت ایده ها خیلی خوب است. این تکنیک یک راه خیلی موثر برای تشویق همکاری در گروه ها است که شرکت کننده میتوانند ایده های جدید را بر روی آنهایی که از قبل در فچ نوشته شده بنویسند.
نقایص:
میزان تاثیر استفاده از یک فچ برای ثبت ایده ها ممکن است خیلی به شخصی که برای نوشتن انتخاب میشود بستگی دارد. برخی اوقات اگر که گروه شروع کند و ایده های زیادی را تولید کنند نویسنده نمیتواند به سرعت کافی آنها را بنویسد. همچنین یک نویسنده کم تجربه ممکن است ایده ها را همانطور که ارائه میشوند ننویسد. به دلیل محدودیت فضا، یک توصیف 20 لغتی از ایده ارزشمند، در فچ به 3 الی 4 لغت تبدیل میشود. یا اینکه نویسنده میتواند هنگام نوشتن، آن را مطابق میل خودش بنویسد. در نتیجه، برخی از نکات ظریف ایده ممکن است در این فرایند گم شود.
به خاطر اندازه تقریبا کوچک فچ ممکن نیست که آن را در جلسات بزرگتر بکار برد چون از فاصله 20 فوتی خواندن کلمات سخت میشود و یا هنگامی که ایده های زیادی وجود دارند کاربردی نیست. اگر هر ورق که کامل شد را به دیوار اتاق کنفرانس نزنیم تا همه ببینند آنوقت ایده ها هنگامی که ورق دیگری را برای نوشتن میآوریم دیده نخواهند شد. شما میتوانید بر این مشکل فایق آیید به این صورت که یک نرم افزار ذهن نگاشت با یک لپ تاپ و پروژکتور بیاورید تا هر وقت ایده ای مطرح شد نویسنده به سرعت آن را در ذهن نگاشت ثبت کند که روی پرده نمایش هم نشان داده خواهد شد و همه خواهند دید. همه ایده ها روی صفحه قابل مشاهده خواهند بود و این یک مزیت بزرگ نسبت به فچ ها است.
در آخر، کسی مجبور است که همه این ایده های نوشته شده را به صورت الکترونیکی تبدیل کند که اگر ایده های زیادی بوده باشد زمان بر است. همچنین این امکان وجود دارد که کسی که میخواهد ایده ها را منتقل کند در طول این فرایند اشتباهاتی هم مرتکب شود.

8. کاغذ های بلوکی
این بلوک ها، کاغذ های بازیافت شده هستند که به صورت لوله های بزرگ درمیآیند. میتوان آنها را به صورت نوار های بلند افقی به دیوار میخ کرد. بر خلاف فچ که فضای محدودی برای ثبت ایده ها دارد، یک نوار بزرگ کاغذ بلوکی برای شما فضایی زیادی ایجاد میکند که ایده ها را بنویسید. برخی شرکت ها این کاغذ ها بلوکی را به دیوار های راهرو آویزان کرده اند تا کسانی که عبور میکنند تشویق شوند مسئله را بخوانند و ایده هایشان را بنویسند. این استراتژی خوبی است تا کارکنان بیشتری را برای تولید ایده درگیر کنیم.
فواید:
کاغذ های بلوکی بخوبی میتوانند مقدار قابل توجهی از ایده ها را در خود جای دهند چونکه پرده خیلی بزرگی دارند و تمامی کارهای قبلی را نیز میتوان رویت نمود که میتواند ایده های جدیدی را شروع کند. وقتی که تیم شما ایده پردازی طوفان ذهنی را کامل کردند شما میتوانید با استفاده از خال های رنگی، کارکنان را برای رای دادن به ایده هایی که بیشتر دوست دارند وادار کنید.
نقایص:
بلوک های کاغذی همه ی محدودیت های ثبت کننده های کاغذی را دارند: برای به اشتراک گذاشتن ایده های تولید شده، کسی باید آنها را دیجیتال کند. همچنین لوله های این کاغذ ها خیلی قابل حمل نیستند که استفاده پذیری آنها را به عنوان ابزار شخصی ثبت کننده ایده محدود میکند. به خاطر اندازه شان، قدرت واقعی آنها فقط برای کارهای گروهی مناسب است.

9. خودکار و دفتر یادداشت جیبی
این تکنیک یکی دیگر از روش های مورد علاقه من است. در طول سالها، من از انواع مختلفی از خودکار و دفترچه های جیبی استفاده کرده ام. چونکه آنها براحتی در جیب جای میگیرند.

فواید:
خودکار و دفترچه جیبی خیلی به ویژگی های ایده ال یک ابزار ثبت کننده ایده نزدیک هستند: بسیار قابل حمل هستند و براحتی در جیب جای میگیرند یعنی که برای بردن آن به هر جا که بخواهید مشکلی نیست.
نقایص:
همانند بقیه ابزار های کاغذی، احتمالا شما میخواهید که دست نوشته هایتان را به صورت دیجیتالی ذخیره کنید. همچنین بسته نوع دفترچه ای که میخواهید استفاده کنید صفحات ممکن است پاره شوند یا آسیب ببینند. بدتر از آن، صفحه های شل ممکن است گم شوند که موجب میشود دنباله مسیر یک نوشته مهم یا ایده تان از بین رود.

10. بانک ایده
این دستگاه ثبت ایده شامل همه ابزار هایی میشود که میتوانید برای ذخیره کردن ایده هایتان در یک جای امن استفاده کنید: هر چیزی از قبیل جعبه ای برای کارت های شاخص تا برنامه های نرم افزاری مثل اکسس ماکروسافت. فایده این روش اینست که تمامی ایده های شما را در یک جا نگه میدارد که در آینده بتوانید براحتی آنها را بازیابی کنید. حتی کارت های شاخص میتوانند به موضوعات عمومی تقسیم شوند یا به نوع ایده. یک بانک ایده به شما امکان میدهد به سرعت تمام ایده هایتان را جستجو کنید که این وقتی صدها یا هزار ها ایده داشته باشید مزیت بزرگی به حساب میآید.
فواید:
برای اکثر ایده های خودتان بهترین کار اینست که آنها را سازمان دهی کنید و سهل الوصولشان نمایید. چرا که هیچ وقت نمیدانید چه موقع یک ایده ای را که 6 ماه قبل نوشته اید ممکن است هفته آینده بدردتان بخورد. یک بانک ایده زمان شما را صرفه جویی میکند چون امکان جستجو را فراهم میآورد و پیدا کردن ایده ای که یک هفته پیش یا یک سال پیش آمده است را بهبود میبخشد. نرم افزارهایی مانند
InfoSelect خیلی قدرتمند هستند چونکه شما را قادر میسازند ایده هایتان را به صورت الکترونیکی در یک قالب متنی آزاد ذخیره کنید و سپس جستجو بر حسب کلمات کلیدی روی آن انجام میگیرد.

نقایص:
برای بهترین بهره وری شما باید خیلی منظم باشید و ایده هایتان را سازمان یافته ذخیره کنید.

نتیجه گیری
همانطور که میتوانید ببینید، ابزار ها و تکنیک های زیادی وجود دارند که میتوانید برای ثبت ایده هایتان استفاده کنید. برخی به صورت انفرادی مناسب است در حالی که برخی دیگر مناسب تیم ها است. بعضی از آنها احتیاج به متعلقات و سرمایه کمتری دارند در حالیکه بعضی دیگر پیچیده هستند. اما همه آنها یک هدف مشترک دارند: تا به شما کمک کنند ایده های زودگذرتان را ثبت کنید تا در آینده از آنها بهره ببرید.
پیشنهاد من اینست که هر کدام از این تکنیک ها را که میتوانید امتحان کنید و تعیین کنید که کدام برای شما مناسب تر است و آنها را به عنوان بخشی از فهرست خلاقیت خود نگه دارید. موفق باشید!
منبع: روزنامه تفاهم


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 14 خرداد 1389  ساعت 12:58 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کار افرینی
خبرگزاری فارس: معاون نظارت و توسعه تعاونی‌های وزارت تعاون ضمن تأکید بر اینکه روند رو به رشد فعالیت‌های
تعاونی متوقف نشده است، گفت: قبول پروژه‌های کلان اجرایی در سطح ملی هیچ هزینه‌ای را بر تعاونی‌ها و تعاونگران تحمیل نمی‌کند.

عبدالمجید غریب‌رضا در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس اظهار داشت: وظیفه ذاتی بخش تعاون بر اساس قانون تشکیل وزارت تعاون مصوب سال 70 مجلس شورای اسلامی، ایجاد فرصت‌های شغلی جدید و تحقق عدالت اجتماعی است.
وی ضمن تأکید بر اینکه مواد اولیه قانون تعاون، وزارت تعاون را مکلف به ایجاد فرصت‌های شغلی جدید و پایدار، پیشگیری از تجمیع ثروت نزد افرادی خاص، جلوگیری از تبدیل شدن دولت به کارفرمای مطلق و تحقق عدالت اجتماعی کرده است، ادامه داد: وزارت تعاون ضمن عمل به وظایف ذاتی خود باید تدابیر اجرایی در بخش تعاون را به گونه‌ای تعریف و اجرا کند که تعاونیهای راکد و نیمه‌فعال را نیز تحت حمایت قرار دهد.
وی با اشاره به اینکه توسعه عدالت اجتماعی با هدف تسهیل در دسترسی مردم به امکانات رفاهی اعم از تأمین مسکن و کالاهای مصرفی در زمره وظایف اصلی بخش تعاون قرار گرفته است، افزود: بخش تعاون در واقع یکی از محورهای اقتصادی کشور و از تجمیع منابع خرد مردم شکل گرفته است که البته به لحاظ تأثیرگذاری نقش بسزایی در اقتصاد ملی دارد.
معاون نظارت و توسعه تعاونیهای وزارت تعاون در پاسخ به تحلیل خبرنگار فارس مبنی بر این موضوع که به نظر می‌رسد وزارت تعاون در قبول پروژه‌های تکلیفی "بروژه مسکن مهر، توزیع سهام عدالت و اشتغالزایی " ضمن سطحی‌نگری روند فعالیتی بخش تعاون را به بیراهه سوق داده و متناسب با ظرفیت‌ها و پتانسیل موجود بخش تعاون در عرصه ظاهر نمی‌شود و اینکه پذیرش پروژه‌های مزبور و اجرایی کردن آنها که مستلزم صرف هزینه‌ها و پتانسیل‌های بالایی است هیچ ارتباط تنگاتنگ و توجیه‌پذیری با وظایف ذاتی وزارت تعاون که حمایت، نظارت بر عملکرد تعاونی‌ها و صرف منابع اعتباری در جهت توانمندسازی تعاونی‌هاست؛ ندارد، گفت: معتقدم تحلیلی که از افت بازدهی در بخش تعاون و آخرین وضعیت تعاونی‌ها ارائه می‌دهید صحیح نیست چرا که ورود وزارت تعاون در پروژه‌های ساخت و واگذاری مسکن، توزیع سهام عدالت و امر اشتغالزایی اتفاق جدیدی نیست که بر خلاف سیاست‌های ذاتی بخش تعاون تعریف شود.
وی تصریح کرد: تمامی پروژه‌هایی که در قالب پروژه‌های ملی توسط بخش تعاون اجرایی شده است در راستای وظائف اصلی بخش تعاون و اهداف غایی این بخش تعریف و در دستورکار قرار گرفته است بنابراین صرف زمان و هزینه برای تحقق آنها جزء مسئولیت‌های وزارت تعاون است.
غریب‌رضا در پاسخ به این سؤال که آیا مفهوم گفته‌های شما دال بر عدم افت بازدهی تعاونی‌های سراسر کشور است؟ خاطرنشان کرد: وزارت تعاون به لحاظ حمایت از تعاونیهای تحت پوشش به وظائف خود عمل کرده است به عبارتی قبول پروژه‌های کلان اجرایی در کشور به مفهوم غفلت از وضعیت و عملکرد تعاونیهای موجود و تازه تأسیس نباید تلقی شود چرا که واگذاری پروژه‌های مزبور به بخش تعاون حکایت از توان و ظرفیت بالای وزارت تعاون دارد.
وی با اشاره به اینکه توانمندسازی اقشار مختلف کشور با تأکید بر خانه‌دار شدن و ایجاد اشتغال پایدار جزء تکالیف قانون اساسی و در زمره وظایف بخش تعاون است، گفت: علت ورود وزارت تعاون در پروژه‌های کلان اجرایی کشور، بهره‌وری حداکثری از پتانسیل‌ها و مشارکت‌های مردمی است در حالی که ممکن است دیگر دستگاه‌ها از ظرفیت‌های لازم به منظور مشارکت‌گیری لازم برخوردار نباشند.
معاون نظارت و توسعه تعاونی‌های وزارت تعاون گفت: در مجموعه وزارت تعاون با توجه به ماهیت حقوقی وظایف و ظرفیت‌های مشارکتی مردم، پروژه‌های اجرایی تعریف و در خصوص آنها تصمیم‌گیری می‌شود که عدم ورود به این عرصه‌ها سؤال برانگیز است نه ورودمان چرا که در شرایطی کنونی فعالیت‌های تعاونی ادامه‌دار و پیوسته است و دلیلی جهت نگرانی برای احراز سهم 25 درصدی بخش تعاون از اقتصاد ملی نیست.
وی پاسخ به این سؤال که با استناد به صحبت‌های شما سهم سه تا پنج درصدی بخش تعاون بعد از ابلاغیه مقام معظم رهبری مبنی بر توانمندسازی تعاونگران و افزایش سهم بخش تعاون از اقتصاد ملی، تا کنون چند درصد افزایش یافته است را به جلسه حضوری ارجاع داد.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 14 خرداد 1389  ساعت 10:33 AM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کار افرینی
اولین کنفرانس کارآفرینی کیترینگ مواد غذایی و صنایع وابسته هشت و 9 مردادماه جاری برگزار می‌شود.
 ایجاد ساختار جدید برای انجام امور تهیه، تولید، توزیع و ایجاد یک مزیت رقابتی برای کسب و کار و همچنین نقش کارآفرینی صنعت و خدمات کیترینگ و توسعه کارآفرینی با بومی‌سازی سیستم‌ها و تکنولوژی‌های نوین از دستاوردها و اهداف برگزاری این کنفرانس است.
به همین منظور به بررسی وضعیت این صنعت در کشور و نقش آن در توسعه اشتغال می‌پردازیم:
کترینگ یا خدمات غذایی
آیا تا به حال فکر کرده اید که در جهان حرفه هایی که با مواد خوراکی در ارتباط هستند بیشترین اشتغالزایی را دارند؟
در سراسر جهان بالاترین تعداد افراد به حرفه هایی که در ارتباط با خدمات غذایی می باشد مشغول به کار هستند. هیچ حرفه ای از آنهایی که در صنعت کترینگ مشغول به کار هستند پرمسوولیت تر و ارزشمندتر که مورد نیاز همه افراد جامعه است، وجود ندارد. و در هیچ حرفه ای به اندازه خدمات غذایی رقابت و سلیقه های گوناگون وجود ندارد. مردم به هیچ حرفه ای در جهان آنقدر توجه ندارند که به کترینگ از نظر شکل، تزیین، مزه ، بهداشت، و نوع سرو توجه می کنند.
دلیل عمده آن این است که برای حیات بشر نیاز است. صنعت کترینگ بزرگترین صنعت جهان و بزرگترین گردش مالی جهان را در اختیار دارد. به جرات می توان گفت هیچ حرفه ای در جهان وجود ندارد که بتواند این تعداد افراد را مشغول به کار کند. یکی از بزرگترین و ارزشمندترین و با مسوولیت ترین حرفه ها همان خدمات غذایی است که شامل انواع رستوران ها ، اغذیه فروشان ، نوشابه سازان، تولیدکنندگان و فرئشندگان مواد غذایی و شغلهای متعدد مواد خوراکی و اگر دارو را هم به آن اضافه کنیم متوجه خواهیم شد که هیچ حرفه ای این تعداد را جذب کار نکرده است و نخواهد کرد. اگر تولیدکنندگان (کارخانجات) تجهیزات و تشکیلات برای تولید مواد غذایی و کشاورزان که در جهت تولید مشغول به کار هستند و سیستم حمل و نقل از مزارع تا کارخانه و از کارخانه به عمده فروشان و از عمده فر وشان به خرده فروشان و سپس تولیدکنندگان و آماده سازان برای مصرف کنندگان و بازرسان، کنترل کنندگان را هم به این تعداد اضافه کنیم خواهیم دید هرگز صنعتی به این وسعت از نظر اشتغال در جهان وجود ندارد و هیچ صنعتی تا این حد و حدود به هم وابسته نیستند و تمام مردم در همه گروه های سنی نیازمند و وابسته این صنعت می باشند.
تولیدکنندگان وابسته و محتاج به فروشندگان هستند، اگر تولیدی خوب نباشد فروشنده هر چه قدر قوی و خلاق باشد نمی تواند آن محصول را به طور مرتب به فروش برساند و چنانچه تولید عالی و خوب باشد و لی فروشنده در کارش مهارت نداشته باشد آن تولید مرغوب به فروش نخواهد رسید.
در تمام هتلها که دارای رستوران می باشند، بالاترین بخشی که تعداد بیشتری پرسنل به خود اختصاص داده بخش کترینگ (
Catering )  یا همان خدمات غذایی می باشد . همان طور که در تمام جهان بیشترین تعداد اشتغال مربوط به صنایع غذایی است. در بخش خدمات غذایی هتلها، گارسونها بالاترین تماس را با مشتریان دارند و آنها تنها سرو کننده غذا نیستند، بلکه نماینده و فروشنده تولیدات هتلها هستند و هرچه در فروشندگی مهارت داشته باشند باعث فروش بیشتر تولیدات هتل و رضایت مشتری شده اند و چنانچه گارسون ها فروشنده خوبی نباشند رزو به روز شاهد کاهش فروش تولیدات و از دست دادن مشتریان خواهیم بود.
نقش اثربخشی این فروشندگان و مرغوب بودن تولیدات است که تولید را افزایش می دهد و میهمانان هتل را دائمی می کند . بخش کترینگ هتل یا گروهی که در بخش کترینگ فعالیت دارند می بایست احساس مشترک ، مهارت ، تعهد ، تعصب کاری، سرعت و همکاری مطلوب و صمیمانه را داشته باشند تا بتوانند موفق باشند. این گروه عبارتند از :
1- خرید (تدارکات)
2- تولید (آشپزخانه)
3- عرصه (نوع فروش و نمایش)
4- فروش(گارسون
Waiter )
5- تجهیزات (آماده سازی)
6- مدیریت
این شش بخش هر یک در موفقیت یا عدم موفقیت بخش دیگر تاثیر می گذارد و هریک از آنها می بایست مهارت های لازم را برای موفقیت گروه داشته باشد و هر یک در زمان خود بتواند نقش خود را ایفا نماید. مهارت نداشتن هر یک از این گروه ها، یا احساس مسوولیت نکردن هر یک از این بخشها می تواند تاثیر عمیقی روی دیگر بخشها بگذارد. مثلا ً اگر وسایل پخت و پز آشپز درست انتخاب نشود و از تولیدات نامرغوب تهیه شود هرگز نمی تواند غذای مطلوب و خوشمزه آماده کند. یا اگر تدارکات جنس مرغوبی جهت تولید خریداری نکند آشپز نمی تواند غذای لذیذ و مطلوبی تهیه کند و گارسون هر چقدر در فروشندگی مهارت داشته باشد و با تواضع با میهمانان برخورد نماید و به درستی انجام وظیفه کند ولی سازگاری با خرید و تولید نداشته باشد تاثیر منفی روی گروه خواهد داشت. مسوولین این بخش ها به دلیل اینکه هر روز با سلایق گوناگون و متنوع روبرو هستند باید با خواست میهمانان خدمات ارائه داده و حس صداقت و همکاری نزدیک و وفاداری، با مدریت و مهارت های لازم برای تنوع ، ابتکار و خلاقیت را داشته باشد تا بتواند موفق شود.
خلاقیت، ابتکار و نوآوریست که باعث جلب و جذب میهمان و افزایش درآمد می شود و از رقبا پیش می افتد. بسیاری از تولیدکنندگان هرگز مصرف کنندگان و فروشندگان کالا را نمی بینند ولی فعالیت خوب آنها باعث تولید بیشتر آن کالا خواهد بود و اگر فروش نباشد تولید در کار نخواهد بود. فروش است که مقدار تولید را تعیین می کند ، در نتیجه تولیدکنندگان این صنعت اگر بخواهند در عرصه ی رقابت حضور داشته باشند با مشتریان قدیم را حفظ و مشتریان جدیدی را اضافه کند و تولید را بالا و سودهای سرشاری کسب کنند، می بایست کیفیت تولید را هر روز مطلوب تر نمایند، نه اینکه فکر کنند چون فروش بالاتر رفته نیازی به مشتری ندارند، در حالیکه اگر فروش بالا رفته به دلیل نوع خدمات و تولیدات و قیمت مناسب بوده است .
کسانی که بخواهند در این صنعت که در جهان بالاترین تعداد افراد را به خود جلب کرده بمانند و رقابت کنند می بایست به کیفیت، کمیت، قیمت وسرعت توجه کنند تا بتوانند رقابت کرده و تولید را روز به روز افزایش دهند .
مشاهده می شودکه رستوران هایی که برای شروع فعالیت خود ابتدا سرویس و خدماتی مطلوب، جنس مرغرب، بهداشت، سرعت، ادب و رفتار خوبی از خود نشان می دهند و هزینه می کنند که مشتریان بیشتری جلب کنند ، همین که تعداد مشتری زیاد شد فکر می کنند نیاز به بازاریابی ندارند به همین دلیل از خدمات سرویس دهی و کیفیت و کمیت غذا کم می کنند و قیمتها را افزایش می دهند، با این کار مشتریانی که زحمت کشیده و جلب کرده اند را روزبه روز از دست می دهند و به رقبا می سپارند. این از ناآگاهی مدیران این رستوران ها است، همانطوری که برای شروع کار بیشتر آنهایی که غذا را با سرویس به صورت رایگان به درب منازل می فر ستند ، همین که مشتری زیاد شد یک منبع درآمد برای خود و حقوق کارمند
Deliviry Schedule را هم می خواهند از مشتریان تامین کنند. این گونه مدیریت ها نه تنها مشتریان را جلب نمی کند بلکه آنها را  دفع می کند.  مدیرانی موفق هستند که از کمیت و کیفیت تولید کم نکنند و با قیمت مناسب ارائه دهند، مردم توجه زیادی به سرویس دهی، کیفیت، کمیت و قیمت دارند. همانطوری که بی اعتمادی مردم از رستوران های بین راهی رونق و کسب و کار تولیدکنندگان غذاهای آماده شده را به شدت زیاد کرده است.
یکی از نکاتی که تولیدات غذاهای آماده توجه خریداران را به خود جلب کرده است  نوع بسته بندی جالب توجه آنها است، هرچند طعم و مزه غذاهای آماده به اندازه غذاهای دست پخت منزل و یا رستوران های خوب نیست، اما اطمینان از غذای آماده و محصول بسته‌بندی از نظر بهداشتی با برچسب پروانه بهره‌برداری و راحت بودن بعضی از غذاهای آماده برای همراه بردن در سفر تا حدودی اعتماد مصرف کننده را جلب کرده است واز نظر قیمت شباهتی با انواع غذاهای بین راهی ندارد و روز به روز به تعداد مشتریان غذاهای بسته بندی آماده افزوده می شود، به خصوص برای افراد مجرد یا آنها که فرصت پخت و پز ندارند، این افراد ترجیح می دهند از غذاهای آماده استفاده کنند. در میان غذاهای آماده از انواع 
Sandwich ساندویچهای بسته بندی موجود با بسته بندی مناسب که می تواند به مدت چند روز سالم در اختیار مسافرین باشد و یا غذاهای آماده طبخ یا انواع کنسروها می توان نام برد.
در این میان رستوران های موفق 
Fast Food سعی می کنند هر روز مشتریان را بیشتر و بیشتر کنند، اغلب به طرق مختلف از جمله تبلیغات در اینترنت انجام می دهند زیرا بیشترجوانان مخاطبان آنها هستند. رستوران های Fast Food برای جلب مشتریان به خصوص کودکان هدایایی برای آن‌ها در نظر می گیرند و هرگز کیفیت و کمیت غذا را تغییر نمی دهند و سعی بر این دارند روز به روز مشتریان خود را از نظر سرویس دهی ، کیفیت و کمیت راضی تر کنند وآنقدر فروش را بالا برده اند که در سراسر جهان شهرت دارند و سودهای هنگفتی می برند و حتی برای دادن نمایندگی و استفاده از آرم آنها مبلغ کلانی مطالبه می کنند و شرایط سختی را خواستارند که مبادا به آوازه و شهرت آنها که سالها برای آن زحمت کشیده اند صدمه ای وارد شود.
با توجه به این که در برخی از کشورها تبلیغات
Fast Food ها که برای جلب کودکان به میل انواع بستنی ها، همبرگر و . . . عرضه می شود ممنوع است، ولی آنها به دلیل حفظ کیفیت، خدمات و سرویس دهی نه تنها فروششان کم نشده بلکه بسیار بالاتر هم رفته است و با آنکه برای بسیاری از مشتریان عادت شده که اگر برای خرید بیرون می روند ، غذای خود را در این مکان ها صرف کنند و اگر کمی هم قیمت را افزایش دهند تاثیر چندانی روی فروش آنها نخواهد داشت و شاید هم درآمد بالاتری را داشته باشند ولی آنها به ندرت قیمت و سرویسی که به مشتریان ارائه می کنند را تغییر می دهند.

منبع:بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:50 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کار افرینی
امروزه مقوله کارآفرینی ازسوی بسیاری ازکشورهاوممالک جهان بعنوان یکی ازمقولات مهم وتحول آفرین آغازهزاره سوم موردتوجه وعنایت خاص واقع گردیده وازآن بعنوان مزیت وشایستگی رقابتی بنگاهها،ملتها وکشورها ونیز استراتژی مهم توسعه ازجانب اقتصاددانان وصاحب نظران مختلف نام برده شده است.

این جایگاه ازآن جهت برای کارآفرینی تعریف گردیده است که همه روزه بیش ازپیش شاهدپیشرفت های بااهمیت وحیاتی درعرصه های مختلف حیات ملی کشورها که ریشه ومنشا درفعالیت های اصیل کارآفرینانه دارد می باشیم به گونه ای که اثرات،تبعات ونتایج بی بدیل وارزشمند کارآفرینی از آن تداعی الگوی کارآمدی وعامل اصلی شکوفایی،رشد وتوسعه بویژه درابعاداقتصادی واجتماعی رادراذهان وباورها مطرح نموده است تا بدانجا که میتوان ادعانمودآن منجی جوامع درحال توسعه درهنگامه ی حساس وپرفراز ونشیب وبشدت متغیر جامعه اطلاعاتی می باشد.

شواهدحاکی ازآن است درجاهایی که الگو واستراتژی کارآفرینی جایگزین وراهبرد اصلی برون رفت ازمشکلات ومعضلات ونیزپاسخ مناسب به الزامات وضروریات برآمده ازدل امواج خروشان تحولات شتابناک جامعه موج سوم وچالش های فراروی کشورها ونظام های اقتصادی حاکم برآنهادرمواجهه با پدیده جهانی شدن،انتخاب گردیده نتایج ودستاوردهای بسیارشگرف واعجازآمیزی راتحصیل نموده اند. نتایجی که حتی منجر به تغییر درقطب بندیهای سیاسی-اقتصادی وبوجودآمدن بلوک های جدیداقتصادی وبازتعریف بسیاری ازمفاهیم مهم گردیده ونیزباعث مطرح شدن برخی ازاصطلاحات جدیدنظیر"ببرهای اقتصادی آسیا"شدهاست.
مقاله حاضر تاثیر این امر بر اقتصاد ایران رابر می شمرد. این مهم ازآن جهت بیشتر مورداقبال دولتمردان وسیاستگذاران جهانی واقع گردید که ازکارآفرینی بصورت یک رویکردنوین اقتصادی درارتقای بهره وری،استفاده ازفرصت ها وظرفیتهای بلااستفاده،بکارگیری منابع وسرمایه های معطل وسرگردان ونشان رفتن به سمت راهکارهای جدید ونوآورانه ونیز ازکارآفرینان به انسانهای پرتوان،عاشق،تلاشگر،مخاطره پذیروبسان "غزال های تیزپا"درپشت سرنهادن موانع وعبور از آنها نام برده شدکه باعث ایجادتحول گسترده وبنیادین دربسیاری ازعرصه های موردنظر می گردند.

لذا میتوان اذعان نمودباتوجه به وجود مختصات وویژگی های منحصربفردی که اقتصادکارآفرینی درمقایسه با دیگرگونه های اقتصادی حایزآن است نظیر ایجاداشتغال مولد وکارآمد،تحرک عوامل اقتصادی،انتقال وبکارگیری تکنولوژیهای نوظهور،بهبودبسیاری ازشاخص های اقتصادی وجایگزینی الگوهای نوین آن،ازآن بعنوان مدلی کارآمد ومتناسب باالزامات،شرایط وچالش های فراروی کشورها واقتصادهای درحال توسعه میتوان نام برد.چه اینکه غالب کاستی ها،مشکلات وتنگناهای اقتصادی دراین ممالک نشات گرفته ازعدم بکارگیری همه ی عوامل اقتصادی،پائین بودن سطح بهره وری،بی توجهی به فرصت های جدید،عدم اقبال به معجزات تکنولوژیهای نوظهور،عدم اشتغال همه ی نیروها وسرمایه های انسانی وپاره ی دیگرازمشکلات ازاین دست می باشد که همه وهمه به یمن القای روح کارآفرینی وحاکمیت فرهنگ واقتصاد کارآفرینی قابل حل میباشدچراکه آن چیزی که حقیقتا میتواند موجد تحرک،پویایی،شکوفایی وجوشش وخیزش عمومی دراین ممالک درراستای اعتلای جایگاه واقعی شان گردد کارآفرینی است.

کارآفرینی همچنین به بسیاری ازپدیده های مذموم وصورنامتجانس وزشت نظیرقاچاق،اقتصادسایه،ناامنی های اجتماعی،رشوه وارتشاودیگرمصادیق فسادکه جامعه راازهستی ساقط می نمایدوباعث تنزل منزلت وکرامت انسانی میگردد پایان می دهد.

نمونه های زیادی ازکشورهای درحال توسعه که امروزه بواسطه اعجاز کارآفرینی به جایگاه های بسیاررفیع وکلاس های جهانی نایل گردیده اند دراقصی نقاط عالم همچنان روبه تزایدنهادند،اقتصادهایی که به جهات زیادی مشابهت هایی بااقتصادملی ایران دارند،اکنون توانستند باتکیه برمزایای موجوددرکارآفرینی وازطریق بسط وگسترش آن گام های بلندتوسعه وشکوفایی راحایزگردند.کشورهایی نظیر بسیاری از ممالک جنوب شرق آسیاوحتی ممالک بسیارکوچک وجزیره ای نظیر سنگاپور،تایوان،مالزی،هنگ کنگ که به ببرهای آسیایی معروف گردیدندبواسطه کارآفرینی پاجای پای غول های بزرگ اقتصادی جهان نهاده اند.این درحالی است که اقتصاد ملی ماازامتیازات وپشتوانه های قوی ومتعالی همچون نیروی انسانی بسیارفرهیخته وبااستعدادوذخایر ومنابع سرشاربرخورداراست.

باتوجه به تجارب بدست آمده ازبکارگیری همه جانبه الگوهای کارآفرینی ازسوی این کشورها وباعنایت به مختصات وویژگی های موجوددرایران ونیزظرفیت های غنی وسرشارانسانی نظیرجوانان برومند ،زنان ومردان فرهیخته ،روستانشینان سخت کوش ودلیرمردان ایلات وعشایرمیتوان ازکارآفرینی بعنوان گزینه برتروارجح ونیزاولویت استراتژیک توسعه وبرون رفت ازوضعیت فعلی ورسیدن به مطلوب واقعی ،آنچنانکه درسندچشم انداز کشورپیش بینی گردید نام برد.

حتی میتوان ادعانمودکه با وجودظرفیت های زیادبلااستفاده وعوامل اقتصادی سرگردان ومعطل دراقتصادایران روی آوری به اقتصاد کارآفرینی به مراتب بیش از دیگرکشورهای جهان دستاوردهای ملموس تر وارزشمندتری رادرپی خواهدداشت که منشا تغییرات عظیمی درروند توسعه وپیشرفت میگرددومیتوان از آن به اعجاز وشگفتی نام برد.چراکه تلفیق وترکیب وهماهنگ سازی ویژگی ها وخصوصیات غنی کارآفرینی باتوانمندیهای بالقوه ملی ومنابع سرشار وعظیم ومواهب گرانسنگ خدادادی بهمراه جهت گیری اقتصادی جدید منجمله سیاست های متعالی اصل44 قانون اساسی کشور وتوجه به ظرفیت ها وجایگاه بخش خصوصی وتعاون ونیزابراز علاقه محافل علمی ودانشگاهی کشوربعنوان بال علمی وتوسعه دهنده فرهنگ وتکنولوژی های جدید میتوان ادعا مذکور راتحقق یافته پنداشت اگربرخی ازمسایل زیربنایی وپاره ای از ناهماهنگی مدیریتی برطرف گرددآنگاه شاهدتحولی بنیادین وانقلابی درفضای اقتصادملی خواهیم بود.

تاکیدمیگرددبدلیل وجود پاره ای از ویژگی های منحصربفرددرایران ازجمله اقلیم بسیارمتنوع ومناسب،منابع وذخایرعظیم ارضی،ذخایراستراتژیک،سرمایه های انسانی بسیارقابل وشایسته،سرمایه های اجتماعی گرانبار،میل وعطش روبه تزاید جوانان برومند ایرانی برای کسب رتبه های برتر جهانی درابعادمختلف،بسترهای فرهنگی وارزشی گرانقدر وموقعیت بسیارحساس ژئوپلتیک ایران دردنیا ومنطقه،برخورداری ازجاذبه های طبیعی واکوتوریسم جذاب وبرخورداری منحصربفردازبرخی ازامکانات زیستی نسبت به دیگرممالک جهان ،تنها باکمک همت والای کارآفرینان ایرانی که ظرفیت حضوردرکلیه عرصه های ملی وجهانی رادارند وباحمایت همه جانبه وپشتیبانی اصولی وفراهم نمودن بسترهای مناسب کسب وکار وترویج موج عظیم کارآفرینی درکلیه لایه های اجتماعی ازجمله کارآفرینی زنان وروستایی بمنظوردستیابی به الگوهای بهینه اقتصادی،اجتماعی وحصول رهاوردهای مهم آن به راه انداخت.این مهم زمانی اتفاق خواهدافتاد که به اهمیت زایدالوصف بسیاری از پتانسیل ها،ظرفیتها وامکانات موجوددرکشور پی برده وبسیج همگانی درراه ترغیب ،ترویج وتهییج موج کارآفرینی نماییم.

به نقل از صندوق تحقیق و توسعه صنایع و معادن



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:48 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
کشور آلمان با بیش از هشتاد و دو میلیون
نفر جمعیت، 16 ایالت و مساحتى حدود 357023 کیلومترمربع یکى از بزرگترین کشورهاى اروپا است. کشور آلمان در نیمکره شمالى و در اروپاى مرکزى واقع است و با کشورهاى دانمارک، هلند، بلژیک،لوکزامبرگ، فرانسه، سویس، اتریش و چک و لهستان همسایه است . زبان رسمى کشور زبان آلمانى و مذهب آن دین مسیح (در بین 8/92% مردم  ( مى‌باشد .
اقتصاد آلمان
اقتصاد آلمان سومین مقام را در دنیا دارد و سپرده هاى آن یک چهارم تولید ناخالص داخلى اروپاست. آلمان بزرگترین شریک تجارى ایران و آمریکا و پنجمین شریک تجارى اروپا است .
تولید ناخالص داخلى در سال‌هاى 2002 و 2003 به ترتیب 26690، 27060 میلیارد دلار بوده، که این آمار، رشد قابل توجهى را نسبت به سال‌هاى ماقبل خود نشان مى‌دهد. اقتصاد بازار اجتماعى آلمان، به طور وسیعى متکى به معیارهاى بازار آزاد است. اما شرایط نیروى کار، دستمزد و تصمیم هاى اقتصادى تا حدود زیادى با مشارکت نظر دولت، تجار و همچنین نیروى کار تعیین مى‌شود. با این حال در سال‌هاى اخیر بیکارى نرخ بالایى به میزان بیش از 11 درصد داشته است. از طرفى هزینه‌هاى بالاى نیروى کار و نیاز به سرمایه گذارى خارجى، دولت را مجبور به اتخاذ برنامه‌هاى جدید براى تبدیل آلمان به محیط تجارى رقابتى در سطح جهانى کرده است . عوامل دیگرى نیز وجود داشته که دولت آلمان را وادار به افزایش عواید عمومى خود و کاهش هزینه‌هاى ورود به بازارهاى جهانى جدید تجارى از جمله فن‌آورى اطلاعات نموده است .
وجود بنگاه‌هاى متعدد اقتصادى و بازار فناورى اطلاعات
در کشور آلمان نزدیک به ۵۰۰ هزار بنگاه اقتصادى وجود دارد. بیش از ۹۰ درصد از این تعداد را بنگاه‌هاى کوچک و متوسط تشکیل مى‌دهند. بخش قابل توجهى از بنگاه‌هاى آلمان بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر پرسنل دارند. این کشور مهم‌ترین بازار فن‌آورى اطلاعات در اتحادیه اروپا و پس از آمریکا و ژاپن دومین بازار بزرگ فن‌آورى اطلاعات جهان به شمار مى‌آید .
ارزش بازار اتحادیه اروپا در مجموع نزدیک به یک چهارم این مقدار به آلمان اختصاص دارد .
بازار فن‌آورى اطلاعات آلمان را مى‌توان به سه بخش عمده تقسیم کرد :
a)
خدمات مرتبط با فن‌آورى اطلاعات بیش‌ترین سهم را به خود اختصاص داده ‌است .
b)
سخت افزار در مکان دوم است .
c)
نرم افزار  در جاى‌گاه سوم قرار دارد .
نیروى انسانى متخصص IT در آلمان
در حال حاضر کشور آلمان با کمبود نیروى متخصص در زمینه IT مواجه است. با توجه به این‌ مشکل، اکثر شرکت‌هاى آلمانى ترجیح مى‌دهند تا به جاى تولید نرم‌افزار از بسته‌هاى نرم‌افزارى آماده استفاده نموده و یا آنها را در خارج از کشور آلمان تولید کنند. هم‌چنین فضاى واردات نرم‌افزار و خدمات فن‌آورى اطلاعات در این کشور بسیار مناسب بوده و هیچ‌گونه محدودیت تجارى در این زمینه وجود ندارد. لذا یکى از بازارهائى که شرکت‌هاى ایرانى مى‌توانند در آن نسبت به اخذ پروژه‌هاى کارى فعالیت کنند، بازار فناورى اطلاعات کشور آلمان مى‌باشد .
بازار نرم‌افزار آلمان
با وجود رشد اقتصادى پایین کشور آلمان، بازار فن‌آورى اطلاعات روند رو به رشد خود را ادامه داده است. در این میان بخش نرم‌افزار بیشترین رشد را داشته، به گونه‌اى که این امر سبب گردیده تا بازار نرم‌افزار آلمان بازار جذابى براى حضور شرکت‌هاى خارجى باشد .
رقابت در بازار نرم‌افزار آلمان بشدت زیاد است. عمده شرکت‌هاى نرم‌افزارى حاضر در بازار را شرکت‌هاى فرانسوى، انگلیسى و آلمانى تشکیل مى‌دهند. با این حال این بنگاه‌ها در کشور خود نقش تأمین‌کننده اصلى را ایفا نمى‌کنند. لازم به ذکر است که بیش از ۸۰% نرم‌افزارها از سایر کشورها وارد مى‌شود .
سهم عمده این بازار در اختیار چند شرکت نر‌م‌افزارى (نظیر SAP ، Microsoft ، SAS ، IXOS ، Autodesk) قرار دارد که غالباً بسته‌هاى نرم‌افزارى را به فروش مى‌رسانند. موفقیت این بنگاه‌ها در استانداردسازى، شهرت بین‌المللى و کانال‌هاى فراوان توزیع جهانى آنها نهفته است .
همان‌گونه که ذکر شد بخش عمده خدمات نرم‌افزارى کشور آلمان توسط شرکت‌هاى خارجى ارائه مى‌شود . شرکت‌هاى نرم‌افزارى حاضر در بازار آلمان به دلیل نبود نیروى انسانى متخصص، علاقه‌مند به استفاده از نیروى انسانى سایر کشورها هستند. نکته اى که در این میان وجود دارد حضور نسبتاً کم‌رنگ هندى‌ها (که در ارائه خدمات نرم‌افزارى سهم قابل توجهى در بازار جهان دارند) در بازار آلمان است. شاید یکى از علل این امر تمایل شرکت‌هاى هندى به همکارى با کشورهاى انگلیسى زبان باشد. با توجه به این که زبان کشور هند نیز انگلیسى است .
بسیارى از مردم اروپاى مرکزى با زبان‌ آلمانى آشنا هستند. لذا متخصصان بازاریابى، آلمان را نقطه شروع بسیار خوبى براى دسترسى به بازارهاى اروپاى مرکزى موسوم به ببرهاى اروپا (لهستان، بلغارستان و جمهورى چک ) مى‌دانند. ضمن آن که فرصت‌هاى خوبى براى دستیابى به بازارهاى کشور اتریش و بخش آلمانى زبان کشورهاى سوییس و بلژیک فراهم مى‌آید .

به نقل از بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:27 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی

اگر بخواهیم درباره اصول بازاریابی صحبت کنیم، بلافاصله مبانی ونکاتی خاص به ذهنمان می‌آیند که بسیار درباره‌شان شنیده‌ایم یا در کسب و کارمان به کار برده‌ایم. شناسایی بازار هدف، تبلیغات گسترده، بهره‌گیری از توصیه‌های مشاوران و مربیان بازاریابی و کسب و کار به همراه مدیریت منابع مالی، از این دست نکات هستند. ولی در این بین جزییات‌ریزی هم وجود دارند که می‌توان آن‌ها را زیرمجموعه‌ای از اصول پایه و کلی دانست. ظرایف مزبور در متن قواعد اصلی جای گرفته‌اند و بسیاری اوقات از نظرها پنهان می‌مانند. بازاریابان متعددی از آنها غافل شده علی‌رغم تدوین طرحی مناسب و مطابق با اصول پایه، موفق نمی‌شوند.در این‌جا بعضی از مهمترینشان را خواهیم آورد:
1- بازار کسب و کار مدام در حال تغییر است و عده‌ای از کسب و کارها هستند که از این دگرگونی‌ها بسیار متاثر شده تا مرز فروپاشی پیش رفته، گاه مجبور می‌شوند از ادامه راه منصرف شوند. یکی از تاکتیک‌های مقاومت در مقابل تغییر و تحولات بازار، بهره‌گیری از روش‌های متعدد بازاریابی و عرضه چند محصول و چند نوع خدمات است. زمانی که یکی از کالاها و خدمات شما فروش نرود و بازارش کساد باشد، گزینه یا گزینه‌های دیگری هم هستند که کسب و کارتان را نجات دهند. این نکته در مورد روش‌های بازاریابی هم بدین ترتیب صدق می‌کند.
2- جذب مشتری جدید مهم است ولی آن کسی که می‌تواند هم خودش مشتری جدید باشد و هم مشتریان احتمالی را جلب نماید، همین مشتری و خریدار کنونی است. همواره با آنها در تماس باشید و با تهیه فرآورده‌های جدید و عرضه خدمات نوین، یک بار دیگر مشتری جدید خلق کنید. به علاوه رضایتمندی و خرسندی این‌ها، پروسه قدرتمند تبلیغات کلامی و دهان به دهان مشتریان را به کار می‌اندازد.
3- اغراق را کنار بگذارید و به هیچ وجه اعداد و ارقام و نتایج شگفت‌انگیز اعلام نکنید- حتی اگر درست باشند. وقتی که مردم این نتایج را بشنوند، تردید پیدا می‌کنند و آن‌ها را دروغ می‌پندارند. شک و تردید مشتریان بالقوه هم یعنی کاهش فروش.
4- زمانی که می‌خواهید اعداد و ارقامی اعلام کنید، صورت اعشاری را به کار بگیرید. مثلا عبارت «مشتریان ما توانستند 7/27 درصد از حقوق ماهیانه‌شان را پس‌انداز کنند که ...» از جمله «مشتریان ما توانستند 20 درصد از ...» باور پذیرتر است. اعشار حکایت از دقت دارند. حتی اگر نتیجه محاسبات شما همان 20 درصد است، باز هم این عدد را به کار نبرید. وقتی که خریداران و مشتریان بالقوه رقمی اعشاری را می‌بینند، این‌طور به ذهنشان می‌آید که این شرکت برای مشتریانش ارزش قایل بوده نتایج کارهای خودشان و سود و زیان مشتریانش را به دقت محاسبه و بررسی کرده است.
5- هر کسب و کاری محصولات و خدماتش را به مشتریان هدف عرضه می‌کند تاخریداران کسب و کارش را جذب نماید. ولی همه آن‌ها موفق نشده به فروش دلخواه و لازم نمی‌رسند. زمانی عرضه یک کالا و خدمات به خرید آن تبدیل می‌شود که مشتری نتواند مقابل آن تاب بیاورد و مقاومت کند. «تخفیف» کلیدی است که می‌تواند معمای بسیاری از عرضه‌های ناموفق را حل کند. وقتی که شما بسته‌ای از محصولاتتان را با قیمتی پایین‌تر از مجموع قیمت‌های آنان، ارائه می‌کنید، مشتری سخت علاقه‌مند شده امکان این که از شما خرید کند بالا می‌رود. تخفیف و قیمت پایین، وجود چند کالای مکمل در یک بسته و هدیه‌ای کوچک به عنوان تشکر از خرید، انگیزه‌های نیرومندی برای مشتری بالقوه هستند تا کیف پولش را باز کند و این بسته «فوق‌العاده» را به خانه ببرد.
6- اگر حلقه‌هایی از عرضه‌های مکمل را پشت سرهم عرضه کنید، خالی از فایده نخواهد بود. سری اول از عرضه یک کالا و خدمات که با تخفیف و مزایایی ویژه ارائه می‌شود، تا روز و تاریخ معینی ادامه خواهد داشت. پس از آن رشته دیگری از کالا و خدمات متفاوتی که با محصولات قبلی مرتبط است. این دوره هم در بازه زمانی مشخصی جریان خواهد داشت. مشتریانی در دوره نخست هم خرید کرده‌اند، از تخفیف بیشتری برخوردار خواهند شد، این روند همچنان ادامه خواهد داشت. به این ترتیب کارتان راحتتر خواهد شد. نیازی به ابداع کالا و خدمات جدید نخواهید داشت، هم مشتریان کنونی را حفظ می‌کنید و هم مشتریان بالقوه را به خریدار.
7- در مطالعات و مقالات بازاریابی همواره از «بازار هدف» صحبت می‌شود و بر اهمیت انتخاب درست و مناسب آن تاکید بسیار دارند. ممکن است که شما بازار هدفی انتخاب نموده باشید و حتی مشتریان بالقوه زیادی هم به کسب و کارتان علاقه نشان دهند ولی بزرگترین مشکل اینست که آن‌ها نمی‌توانند چیزی بخرند چون پول کافی ندارند! این نشان می‌دهد که بازار هدف را درست انتخاب نکرده‌اید. علاقه و توجه و نیاز مشتریان احتمالی وقتی کارساز خواهد شد که آن‌ها توان مالی خرید را داشته باشند.
8- اگر می‌خواهید برنده باشید باید متمایز باشید. مشتریان کسب و کاری را انتخاب می‌کنند که با دیگرانی که اطراف خود می‌بینند، فرق داشته باشند، تفاوت در قیمت، کیفیت کالا، شیوه عرضه خدمات، نحوه پرداخت، وجود سرویس‌ تحویل کالا، خدمات پس از فروش، سیستم پاسخگوی تلفنی و گارانتی از فاکتورهایی هستند که می‌توانند مشتری بالقوه را از فروشگاه رقیب به سوی شما بکشاند و برعکس.
9- پیام‌های تبلیغاتی، ایمیل‌های پاسخ به مراجعان، کارت پستال‌هایی که برایشان می‌فرستید و پیام‌های تبریک مناسبت‌های خاص و آگهی‌های بازاریابی، برای علاقه‌مند کردن مشتریان به کار می‌روند. اگر مشتری حس کند که این گفته‌ها فقط برای «او» نوشته‌ شده‌اند و این اوست که برای این کسب و کار مهم است، بیشتر علاقه‌مند خواهد شد. یک متن رسمی که فقط اطلاعات داده باشد، تاثیری به مراتب کمتر خواهد داشت. بنابراین می‌توانید قدری از چهارچوب قواعد رسمی نگارش پافراتر بگذارید و به شیوه‌ای شخصی‌‌تر بنویسید.
10- پروسه‌های بازاریابی و تبلیغاتی هرگز دربار اول جواب نمی‌دهند. چرا که ممکن است روش اشتباهی در پیش گرفته باشید یا بدتر از آن بازار هدفتان نادرست باشد. یا رقیبان خیلی از شما قویتر باشند وباید مدت‌ها به سختی تلاش کنید تا به خواسته‌ تان برسید. یکی از روش‌های پیگیری اینست که نام و نشانی ایمیل یا آدرس پستی مشتریان بالقوه‌ای که در ‌ابتدا با ‌آنها ارتباط برقرار کردید را ثبت کرده با آنها در تماس باشید. امتیازات، تخفیف‌ها، کالاها و خدمات جدید و گارانتی و... را به آنها معرفی کنید. در فواصل زمانی منظمی خود را به این مشتریان بالقوه نشان داده ناامید نشوید. پشتکار و دقت و صبر، از مشخصات برجسته یک بازاریاب موفق است.
BY: Bob Leduc
مترجم: آذین صحابی
مرجع: روزنامه تفاهم


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
از خیلی وقت پیش احساساتی درونم را به چالش وا داشته است. وضعیت موجود را رضایت‌بخش نمی‌بینم و مدام این فکر مرا به این امر وا می‌دارد که تغییراتی در کارم ایجاد کنم. احساس می‌کنم نیرویی در وجودم است که می‌توانم تحولاتی جدی در شغلم ایجاد کنم و در نتیجه خودم دست به کاری بزنم که دلخواهم است. فکر می‌کنم می‌توانم کارآفرین شوم، اما نمی‌دانم به لحاظ علمی و تجربی شرایطش را دارم یا نه و اگر هم داشته باشم نمی‌دانم چه باید بکنم.
 در کتاب‌های کارآفرینی، کارآفرین بودن به معنای در هم آمیختن ویژگی‌های شخصی، ابزار مالی و منابع موجود در محیط کاراست. دانشمندان علوم از انسانی معتقدند بسیاری از ویژگی‌های شخصی را می‌توان پرورش داد و به کمک آن در کسب‌وکار به موفقیت دست یافت. کارآفرین بودن یعنی،‌ توانا بودن در کشف و ارزیابی فرصت‌ها، جمع‌آوری منابع لازم و عمل کردن به گونه‌ای که از فرصت بهره‌برداری شود. کارآفرین هدایت‌کننده است و باید در اجرای اکثر فعالیت‌های خود از صفت رهبری برخوردار باشد. او به طرزی حساب شده ریسک می‌کند و از دست زدن به کارهای بزرگ و کم‌خطر لذت می‌برد ولی هیچ‌گاه بی‌گدار به آب نمی‌زند.
اغلب کتاب‌های مربوط به کارآفرینی، 10مورد زیر را از ویژگی‌های درونی یک کارآفرین تلقی می‌کنند: مرکز کنترل درونی، استقلال‌طلبی، نیاز به کامیابی، مخاطره‌پذیری، آینده‌نگری، خلاقیت و نوآوری، خوش‌بینی، تحمل ابهام، تحمل شکست و توانایی ساخت تیم‌های کاری که در زیر به هریک از آنها پرداخته می‌شود:
1 - مرکز کنترل درونی: نگرانی مهمی که اکثر مردم هنگام تشکیل یک فعالیت کارآفرینانه نوپا با آن مواجه می‌شوند این است که آیا انگیزه و توان لازم را نه تنها برای شکل دادن اولیه سازمان جدید، بلکه برای اداره و رشد آن دارا هستند یا خیر؟ افراد با مرکز کنترل بیرونی معتقدند که وقایع بیرونی که خارج از کنترل آنها است سرنوشت ‌شان را تعیین می‌کند. به عبارت دیگر، کارآفرینان موفق به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت، اقبال یا نیروهای مشابه نسبت نمی‌دهند. به عقیده آنها شکست‌ها و پیشرفت‌ها تحت کنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتایج عملکرد‌هایشان موثر می‌دانند.
2 - استقلال‌طلبی: رییس خود بودن یکی از قوی‌ترین نیازهای فرد کارآفرین است. او می‌خواهد کارها را به شیوه خود و برای خود انجام دهد و کارکردن برای دیگران برای او سخت است. در واقع نیاز به استقلال، عاملی است که سبب می‌شود تا کارآفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند. بیزاری آنها از نظام خشک دیوان‌سالاری با تعهد خالصانه در قبال ایجاد تغییر، به شخصیت استقلال‌طلب آنها که می‌خواهند همه‌چیز را به شیوه خود انجام دهند، اضافه می‌شود.
3 - نیاز به کامیابی: کارآفرینان با انگیزه و مهارت خود دست به رقابت می‌زنند و سعی می‌کنند از عهده کاری که بر روی آن وقت و انرژی خود را متمرکز کرده‌اند به درستی برآیند. تمایل به انجام کار در استانداردهای مالی جهت پیشی گرفتن از رقبا را دارند و حتی می‌کوشند که استانداردها را خود تعیین کنند. زیرا افرادی که استانداردها را در هر حرفه‌ای تعیین می‌کنند همیشه بر بازار حاکم و مسلط هستند.
4 - مخاطره‌پذیری: از ویژگی‌های بارز کارآفرین خطر کردن و ریسک‌پذیری است. خطری که ممکن است مالی، روانی و حتی اجتماعی باشد. البته برخلاف مردم عادی، کارآفرین خطر قمارگونه نمی‌کند، بلکه با ارزیابی دقیق و حساب شده از میزان مخاطره تصمیم می‌گیرد و پس از آن برای دستیابی به نتیجه مطلوب از هیچ کاری فروگذار نمی‌کند. افراد کارآفرین با اختصاص انرژی و زمان زیاد همیشه از موضوع بزرگ بعدی حمایت و پشتیبانی می‌کنند، در صورتی که افراد دیگر از باقی ماندن در شهرت و افتخار خرسند می‌شوند. «هاینر» در سال 1990 نشان داد که کارآفرینان موفق کمتر از مدیران از مخاطره پرهیز می‌کنند، فرق آنها با مدیران در این است که مدیران خانه‌ای می‌سازند و سعی در نگهداری آن خانه دارند و به همین دلیل تهدیدگرا و محافظه‌کارند و تلاش می‌کنند وضعیت موجود را حفظ کنند، اما کارآفرینان همواره در پی ساختن خانه‌ای جدید هستند و به همین جهت فرصت‌گرا، انعطاف‌پذیر و اهل ریسک هستند.
5 -آینده‌نگری: کارآفرینان می‌دانند به کجا می‌خواهند بروند. آنها تصور و دیدگاهی از آینده سازمان خود دارند. البته بسیاری اوقات این تصور از ابتدا وجود ندارد و در طی زمان شکل می‌گیرد که شرکت چه است و چه می‌تواند باشد، گرچه کارآفرین ممکن است مجبور به برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت و مقطعی باشد، ولی داشتن چنین دیدگاهی می‌تواند این برنامه‌ های کوتاه‌مدت را در یک جهت برای رسیدن به هدف هماهنگ سازد.
6 -خلاقیت و نوآوری: بدون شک نوآوری مهم‌ترین ویژگی کارآفرین است. خلاقیت، توانایی گسترش ایده‌های جدید و کشف راه‌های جدید با نگاه به مسائل و مشکلات و فرصت‌ها است. خلاقیت اغلب قرار دادن چیزهای قدیمی در کنار یکدیگر برای راه‌های جدید و حذف زواید نظر و خلق چیزی ساده‌تر و بهتر است. نوآوری توانایی به کار بردن راه‌حل‌های خلاق برای مسائل، مشکلات و فرصت‌ها است. به تعبیری دیگر نوآوری، عملی ساختن محصول یا خدمت از ایده‌ای خلاق است. کارآفرینی نتیجه فرآیند سازمان یافته و منظمی است که خلاقیت و نوآوری را به نیازمندی‌ها و فرصت‌ها در بازار پیوند می‌دهد یا به عبارت دیگر با به‌کارگیری استراتژی متمرکز برای یک ایده جدید، سعی می‌کند که یک محصول یا یک سری خدمات را خلق کند که هدفی جز رضایت مشتریان ندارد و درنهایت به سوددهی می‌رسد.
7. خوش‌بینی: کارآفرین اغلب با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود و ممکن است که در ادامه کار خود دچار تردید و تزلزل شود، ولی در طول این دوره آنان با اعتمادی که به خود دارد در حل این مشکل تلاش می‌کند. این حس باعث می‌شود که دیگران نسبت به خلاقیت و نوآوری خوش‌بین باشند و حس اطمینان در گروه پدید آید.
8. تحمل ابهام: قدرت تحمل ابهام یعنی پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی. کارآفرینان بدون اینکه احساس تهدید یا ناراحتی کنند، قادرند به طور اثربخش با شرایط و اطلاعات مبهم، ناقص و غیرقطعی، سازمان نیافته و غیرشفاف روبه‌رو شوند و ضمن رفع ابهامات، آنها را به نفع خود تغییر دهند.
9. تحمل شکست: برای کارآفرین، شکست یک تجربه جدید است. اشتباه و تکرار آزمایش، انسان را به موفقیت‌های بزرگ نزدیک‌تر می‌کند. فرد کارآفرین، با واقع‌بینی شکست را تحمل می‌کند، ناامید، دلسرد و افسرده نمی‌شود. اغلب کارآفرینان معتقدند که از شکست‌های خود بیشتر از موفقیت‌های خود درس آموخته‌‌اند.
10. توانایی ساخت تیم‌های کاری: میل به استقلال، رغبت کارآفرین را نسبت به ایجاد ساختار کارگروهی مسدود نمی‌کند. بسیاری از کارآفرینان توانایی بالایی دارند. آنها می‌توانند انگیزه تیم را به شدت قوی کرده تا به خوبی رشد کند و افراد تیم بتوانند افکار خود را توسعه دهند. روح یگانگی، ارزش‌ها، باورهای مشترک و امیدی که کارآفرین در تیم ایجاد می‌کند، باعث می‌شود، تیم توانایی آن را پیدا کند که بتواند به تنهایی وارد چالش‌های کاری شود.
راهکارهای موفقیت در کارآفرینی
می‌بینیم که کارآفرین بودن و افرادی که در طول تاریخ کارهای بزرگی آفریده‌‌اند، شخصیت‌هایی شبیه ما داشته‌اند با این تفاوت که آنها این جسارت را داشته‌اند که تغییرات جدی در وضعیت موجود ایجاد کنند. در زیر راهکارهای موفقیت در کارآفرینی مطرح شده است:
اهداف خود را تعیین کنید
عادت کنید که هدف مشخص داشته باشید. وقتی بدانید چه می‌خواهید، زودتر به آن چیز می‌رسید و به یاد داشته باشید که زندگیتان را خود بسازید. در تعیین اهداف نکات زیر را رعایت کنید: واقع‌بین باشید، نقاط ضعف و قوت خود را بدانید و از حمایت‌ها و موانع موجود در محیط آگاه باشید. متکی به خود باشید. هدف خود را چیزی قرار ندهید که برای دستیابی به آن به افراد بسیار و شرایط خاص وابسته باشید. اهدافی را که به نظرتان مهم است و می‌توانید به بهترین شکل اجرا کنید، انتخاب کنید. بر اهداف مثبت تمرکز داشته باشید و سعی کنید به فکر اهدافی باشید که به جای توقف و خودداری از انجام کارها، شما را به جایی رسانده و موجب دستیابی به چیزی شوند.
پس از تعیین اهداف این نکات را به یاد داشته باشید:
1- عملکرد خود را همواره بازبینی کنید و این که آیا طبق برنامه‌ زمانی به سمت هدف پیش می‌روید.
2- از اشتباه‌های خود درس بگیرید و سعی کنید در عرصه‌های شکست خورده، وضعیت خود را بهبود بخشید و چنانچه در این وضعیت نتایج مطلوبی به دست نیاورید، به آغاز برگردید و اهداف خود را مورد مطالعه قرار دهید و سعی کنید، در عقاید خود واقع‌بین‌تر باشید. 3- اگر بهره‌وری ندارید، تغییرات را قبول کنید. از تغییرات نترسید و از آن برای رسیدن به اهداف مشخص‌تر استفاده کنید. 4- اگر محیط اطراف را عامل موفق نبودن خود می‌دانید، آن را تغییر دهید و اگر قابل تعویض نیست، سعی کنید محیطی را انتخاب کنید که مطلوب‌تر باشد.
به خود ایمان داشته باشید
باور کنید که می‌توانید به اهداف خود برسید. برای توانایی در انجام کارها باید اعتقاد داشته باشید که هیچ کس جز شما قادر به انجام آن کار نیست. برخی روش‌ها که اعتماد به نفس شما را افزایش می‌دهند، عبارتند از الف- خود را دقیق‌تر بشناسید و نقاط قوت و ضعف خود را ارزیابی کنید.
ب: به طور واقع‌بینانه ویژگی‌های خود را بنگرید. توانایی‌های خود را دست کم نگیرید و نظرتان را با دیگران مقایسه کنید.
پ:از دوستان و آشنایان نظرخواهی کنید و جویا شوید، چرا برخی از افراد تمایل به دوستی و کار با شما ندارند. نقاط قوت خود را مشخص کرده و با انتخاب فعالیت‌ها و اهدافی که به سود شما باشند نقاط ضعف خود را پنهان کنید. شما می‌توانید پروژه‌هایی را انتخاب کنید که برای خلاقیت به شما آزادی عمل می‌دهند. از ظرفیت خود تا جای امکان استفاده کنید.
از نظر جسمانی مراقب خود باشید تا در انظار خوب دیده شوید. اگر ظاهر خوبی داشته باشید درباره خودتان احساس خوبی خواهید داشت. یکی از لازمه‌های اعتماد به نفس در رسیدن به اهداف، همین است.
از وقت خود خوب استفاده کنید
عادت کنید از وقت خود به طور موثر استفاده کنید. نکات زیر برای استفاده بهینه از زمان، باید مورد توجه قرار گیرد:
1 - کار و زمان را تجزیه و تحلیل کنید. به مدت یک هفته چگونگی استفاده از وقت خود را ثبت کنید. با پرکردن یک جدول ساده می‌توانید زمانی را که صرف فعالیت‌های خود نظیر مطالعه، استحمام، گفت‌وگوی تلفنی یا تماشای تلویزیون کنید.
2 - اولویت‌ها را بشناسید و بدانید چه کاری می‌خواهید انجام دهید از این رو، وقتتان صرف فعالیت‌های غیرضروری نخواهد شد.
3 - کار خود را طبق یک برنامه تنظیم شده روزانه انجام دهید و برنامه‌های هر روز را مشخص کنید. بهترین زمان برای انجام این کار، قبل از خواب است.
4 - درباره کارهایتان از قبل فکر کنید تا سر موقع از خواب بیدار شده و کارهای خود را روی برنامه انجام دهید.
5 - کارهایی که باید انجام شود در سررسید خود یادداشت کنید. کارها را یکی یکی انجام داده و روی آن تمرکز کنید. وقت خود را تلف نکنید و سعی کنید وقفه‌ای در کارتان ایجاد نشود.
6 - متکی بر خود باشید. هیچ کس جز شما برای اتفاقاتی که در زندگی شما می‌افتد، مسوول نیست.کار را به خاطر لذت بردن از آن انجام ندهید، بلکه سعی کنید لذت بردن از کار را در خود تقویت کنید هر کاری که می‌خواهد باشد انجام دهید.
7 - اول کارهای مشکل را انجام دهید. چرا که توانایی شما در آغاز بیشتر است.
8 - اهل عمل باشید و تا می‌توانید به میزان زیادی از فشار روحی موجود بکاهید و تمرکز خود را بر کارهایی که در حال انجام است هدایت کنید. مشاهده نتایجی که از تلاش خود به دست آورده‌اید. نیروی مضاعفی برای اتمام کار به شما می‌دهد.
9 - میز تحریر خود را منظم نگه دارید، همه چیز را در پرونده‌های مرتب قرار داده و وسایل اضافه را دور بریزید.
10 - وقت خود را بیش از اندازه در جلسات و ملاقات‌ها و با دوستان هدر ندهید. از شایعه پراکنی و گفت‌وگوهای بیهوده خودداری کنید.
11 - یک پایان دهنده باشید. شروع کردن کارها خیلی ساده است اما پایان دادن آنها نیازمند تلاش زیادی است.
12 - در موقع کار آرامش داشته باشید، با سرعتی مناسب کار کنید تا مجبور نباشید با انفجار و پرش‌های ناگهانی انرژی کار خود را انجام دهید.
یک برنده باشید
افرادی که شکست می‌خورند، از انجام بسیاری کارها می‌ترسند، همیشه شکایت می‌کنند و ناراحت هستند. آنها احساس می‌کنند قربانیان همیشگی هستند. اما شما باید متفاوت باشید. سعی کنید در طول زندگی یک برنده باشید. مثبت فکر کنید و افکار بزرگ در سر داشته باشید. در مورد اهداف خود اطلاعات کسب کنید تا بتوانید به نفع خود از آنها بهره‌برداری کنید.
یک رهبر باشید
رهبری را بیاموزید و مسوولیت گروه خود را برای انجام اهداف در نظر بگیرید. تصمیم‌های خود را مصرانه و با اعتماد به نفس بگیرید. صفات و ویژگی‌های رهبری مناسب را در خود ایجاد کنید. کار کردن با افراد را بیاموزید، سعی کنید شنونده خوبی باشید و به خوبی ارتباط برقرار کنید.
خلاق باشید
اگر از وقت خود عاقلانه استفاده کنید، زمان بیشتری برای خلاقیت خواهید داشت. وقتی کارهایتان تمام شد زمانی را برای توسعه و اجرای عقاید خود در نظر بگیرید. برای این کار باید بر علم خود بیفزایید، با دیگران تبادل نظر کنید، در مجامع و جلساتی که با رشته کاری شما مرتبط است حضور یابید مهارت‌های شنیداری خود را بالا ببرید رویاپردازی کنید و در صدد باشید ایده‌‌ای نو در زمینه کاری‌تان ایجاد کنید.
اگر می‌خواهید خود کارآفرین باشید و در واقع دوست داشته باشید خودتان شغلی را رهبری کنید و از به اصطلاح «آقا بالاسر» رهایی یابید، از این رو بهتر است با آگاهی کامل از شرایط و ضرورت‌های کارآفرینی، دست به این اقدام بزنید.

به نقل از روزنامه بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت مضاعف در کار و کارآفرینی
مقدمه

تکنولوژی، مجموعه ای از سخت افزار و نرم افزار است که باید به شکل مناسبی ترکیب شود تا تولید کالا یا خدمات، امکان پذیر گردد. اجزای تکنولوژی عبارت است از:

  • تجهیزات، ماشین آلات و ابزار
  • مهارت و تجربه ی انسانی
  • داده ها، دانش، فنون، روش ها و فرآیندها
  • سازمان و مدیریت

در عمل، ترکیبات متفاوتی از اجزای مذکور تکنولوژی، یک کسب و کار را شکل می دهد. یکی از تصمیمات مهم کارآفرینان در ایجاد کسب و کار، انتخاب تکنولوژی مناسب است. در این تصمیم، کارآفرین باید ترکیب مناسبی از اجزای فوق را به کار گیرد تا در راه اندازی و توسعه¬ی کسب و کار جدید‏‏، موفق باشد.

تکنولوژی مناسب کارآفرینی

انتخاب تکنولوژی مناسب، همواره به عنوان یکی از تصمیم گیری های مهم کارآفرینان، مطرح بوده است. بیشتر نوشته های مربوط به انتخاب تکنولوژی، آمیزه ای از به حداکثر رساندن آثار مثبت و به حداقل رساندن آثار منفی برای حال و آینده است. به طور کلی می توان گفت که تکنولوژی مناسب به معنای تکنولوژی ساده یا پیشرفته، مقیاس بزرگ یا کوچک، کاربر یا سرمایه بر و دستی و یا اتوماتیک نیست، بلکه منظور، ترکیب مناسبی از اجزای تکنولوژی است که در تعامل نقاط قوت و ضعف کسب و کار با تهدیدها و فرصت های محیطی، مزیت رقابتی پایداری برای کسب و کار جدید ایجاد نماید. نواز شریف در این مورد می‌گوید: «هر تکنولوژی با زمان پیدایش خویش، مکان و محیطی که در آن زاییده شده و با هدفی که به خاطر آن پدیدار گشته است، مناسب می‌باشد.»

در یک مکان مشخص، یک تکنولوژی ممکن است در یک زمان، مناسب باشد و در زمان دیگر مناسب نباشد؛ زیرا احتمال تغییر در محیط یا در هدف های اصلی وجود دارد. همینطور در یک زمان، یک تکنولوژی در محیط¬های متفاوت، مناسبت یکسانی ندارد. علت این امر، همسان یا ناهمسان بودن محیط و متفاوت بودن هدف¬هاست. بنابراین مناسب بودن، یک ویژگی اقتضایی است و ویژگی ذاتیِ خودِ تکنولوژی نیست. مناسب بودن تکنولوژی در ارتباط با محیطی که در آن مورد استفاده قرار می گیرد و نسبت به هدفی که دارد، معنی پیدا می کند.

برای تولید یک کالا یا خدمت از تکنولوژی های گوناگون می توان استفاده نمود. دامنه ی این تنوع برحسب تغییر در سطح هر جزء تکنولوژی، گسترده می شود. به دلیل همین تنوع است که انتخاب تکنولوژی مناسب به عنوان یک مسأله ی مهم برای کارآفرینان مطرح است. توسعه¬ی سریع دانش بشری و دسترسی به تکنولوژی های جدید، مجموعه‌ی انتخاب را وسیع کرده است و کارآفرینان نیز به دنبال انتخاب تکنولوژی ای هستند که با به کارگیری آن بتوانند در کیفیت یا هزینه ی تولید کالا یا خدمت، تمایز ایجاد کنند.

تصمیم گیری برای انتخاب تکنولوژی مناسب

کارآفرین باید تحلیل تصمیم گیری را در دو مرحله انجام دهد: مرحله‌ی اول، تحلیل SWOT برای انتخاب تکنولوژی است و مرحله‌ی دوم، امکان سنجی استقرار تکنولوژی.

در تحلیل SWOT نقاط قوت ( Strengths )، نقاط ضعف ( Weaknesses )، فرصت‌ها ( Opportunities ) و تهدیدهای( Threats ) مربوط به یک مورد، بررسی می شوند. در این تحلیل برای هر کدام از انتخاب‌های ممکن، کارآفرین تأثیر انتخاب هر تکنولوژی در موقعیت رقابتی کسب و کار را بررسی می کند. این بررسی، امکان مقایسه و رتبه‌بندی تکنولوژی‌ها را فراهم می¬کند. در این بررسی، ابتدا تحلیل SWOT کسب و کار نوشته می‌شود، آنگاه تأثیر مثبت یا منفی هر تکنولوژی در این تحلیل، بررسی می‌شود. تکنولوژی‌ای مناسب‌تر است که ضعف‌های کسب و کار را کاهش دهد، قوت‌های کسب و کار را افزایش دهد، از فرصت‌ها بیشتر استفاده نماید و تهدیدها را کاهش دهد یا آنها را به فرصت، تبدیل نماید. با این تحلیل، چند گزینه که موقعیت رقابتی بهتری ایجاد می‌نمایند برای بررسی امکان سنجی، انتخاب می‌شوند.

در بررسی امکان سنجی، امکان تهیه، استقرار، جذب و توسعه‌ی تکنولوژی، بررسی می‌شود، در این بررسی، هزینه‌ی تهیه‌ی تکنولوژی، مشکلات و محدودیت‌های استقرار و راه‌‌اندازی، امکانات و محدودیت‌های جذب تکنولوژی، به ویژه از لحاظ خدمات پشتیبانی و امکان توسعه‌‌ی تکنولوژی و انجام بهبودهای تدریجی و جهشی در تکنولوژی، بررسی می‌شود. در انتخاب تکنولوژی علاوه بر سطح تکنولوژی، باید به امکان‌پذیری فنی و اقتصادی توجه شود. در مطالعه‌ی امکان سنجی علاوه بر مسایل هزینه‌ای و فنی به مسایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هم باید توجه کرد.

در انتخاب تکنولوژی نه تنها بازار فعلی محصول و منابع موجود در نظر گرفته می‌شود، بلکه به چالش‌های رقابتی آینده هم باید توجه داشت. یکی از چالش‌های مهم کسب و کار جدید، افزایش مداوم عملکرد است. بهبود عملکرد به دو شکل، ممکن است، یک راه افزایش داده‌هاست و راه دیگر بهبود تکنولوژی است. توسعه‌ی تکنولوژی را می‌توان به عنوان بهبود عملکرد برای منابع یکسان یا کاهش منابع در یک سطح عملکرد دانست. در حال حاضر در تغییر تکنولوژی، تأکیدها از تجهیزات به عملیات، تغییر یافته است.

تکنولوژی بهینه برای کارآفرین به هدف‌های استراتژیک وی بستگی دارد. تحلیل هدف‌های بلند مدت کارآفرین در ارتباط با محیط و منابع در دسترس، مناسب بودن تکنولوژی را مشخص می‌کند. تکنولوژی انتخاب شده باید با هدف‌های بلند مدت کارآفرین، همسو باشد و حمایت‌کننده‌ی هدف‌‌های کارآفرین باشد. استقرار و به‌کارگیری تکنولوژی با محدودیت‌های متعدی مواجه می‌شود. برای کاهش محدودیت‌های اجرایی، باید قابلیت‌های تکنولوژی‌ها در دستیابی به هدف‌های کارآفرین، تحلیل گردد.

انتخاب تکنولوژی کسب و کار جدید به منابع دردسترس کارآفرین، بستگی دارد. این منابع، ممکن است داخلی یا خارجی باشند. منابع داخلی عبارتند از: منابع مالی، قابلیت‌های مهندسی، امکانات موجود، قابلیت‌های مدیریتی و سازمان موجود. در قابلیت‌های مهندسی باید به امکان جذب و تطبیق تکنولوژی توجه شود. منابع خارجی به قابلیت‌های موجود در اقتصاد ملی مربوط می‌شود. اقتصاد ملی به دلیل تأثیر در قابلیت دسترسی به بازار محصول و بازار عوامل در موفقیت کسب وکار، تأثیر می‌گذارد. برخی از عوامل اقتصاد ملی عبارتند از: نرخ ارز، نرخ بهره، نرخ رشد اقتصادی، شدت رقابت، قیمت عوامل و سیاست‌های اقتصادی دولت.

در مجموع، تکنولوژی انتخاب شده باید مزیت رقابتی پایداری برای کسب و کار جدید، ایجاد نماید. اما به طور کلی می‌توان گفت که برخی از ویژگی‌های مطلوب تکنولوژی مناسب، عبارتند از:

  • عملکرد بالا در مقایسه با رقبا
  • تمایز در کیفیت و قیمت محصول
  • استفاده از منابع، انرژی و دانش داخلی
  • انطباق با شرایط محلی
  • انعطاف پذیری و توانایی تطبیق با تغییرات پیش بینی نشده
  • حداقل مشکلات حمل و نقل
  • امکان‌پذیری استقرار و اجرا
  • هماهنگ با سیاست‌های توسعه‌ای دولت

نتیجه گیری

انتخاب تکنولوژی، یک انتخاب استراتژیک است و در چارچوب برنامه‌ی استراتژیک کارآفرین باید انجام شود. با توجه به اقتضایی بودن ماهیت تکنولوژی، نمی‌توان گفت که یک تکنولوژی برای همه جا و هرزمان، مناسب است. هر کارآفرین باید در جهت هدف‌های بلند مدت خود و با تحلیل استراتژیک و تحلیل امکان سنجی، تکنولوژی مناسب را انتخاب نماید.

اثربخشی تکنولوژی، فقط به مناسب بودن آن بستگی ندارد، اجرای درست آن هم مهم است. کارآفرین باید در مطالعه‌ی امکان سنجی، همه‌ی ملاحظات اجرایی را در نظر بگیرد و با بررسی دقیق محدودیت‌ها، زمینه‌های استقرار و اجرای درست تکنولوژی را فراهم آورد.

منابع:

1. Alsos, G. A. and L. Kolvereid, 1998, The business gestation of novice, serial and paralell business founders, Entrepreuneurship theory and practice, Vol. 22, No.4, pp:101-114
2.
Anonymous, 1990, The right technology means smoother flows, J. of Modern Materials Handling, Vol. 45, No.4
3.
Burgess J. E. Longhurst, P.J Quarmby J. and Stephenson T., 2000, Innovational adaptation in the UK water and wastewater industry; a case study technovation, Vol 20, No.1, pp:37-45
4.
Carter Jr., Franklin J., Jambulingam, Thani, Gupta, Vipul K. and Melone Nancy, 2001, technological innovations: a framework for communicating diffusion effects, information and management, Vol. 338, No.5, pp:277-287
5.
Caselli, Francesco and Coleman LL, Wilbur J., 2001, cross-country technology diffusion: the case of computers, the american economic review, Vol. 91, No.2, pp:328 -
335
6.
Ericson. T. and Nerdrum L., 2002, New Venture Management Valuation, a special case of human capital, venture capital, Vol.3, No.4, pp: 277-290
7.
Erikson T, 2002, Entrepreneurial Capital: the emerging organization's most important asset, Journal of business venturing, Vol. 17, No.3, pp: 275-290
8.
Lumme, A. Mason, C. and Suomi, M. 1998, Informal Venture Capital: Investors, Investments and Policy in Finland, Dordrecht: Kluwer Academic Publisher
9.
Mason and Harrison, 1999, Venture Capital: rational, aims and scope, Venture Capital: An International Journal of Entrepreneurial Finance, Vol.1, pp: 1-46
10.
Meredizh, Jack, 1998, The rote of manufacturing technology in competitiveness, IEEE transactions on engineering management, Vol. 35- No.1
11.
schaller R.R. 1999, technology roadmaps: implications for innovation, strategy and policy, the institute of public policy, GeorgeMasonUniversity
12.
Sharif M. N. 1986, Technology Policy Formulation and Planning, Bangalare: Asian and PacificCenter for Transfer and Technology
13.
Westphal, L. E. 1978, Research on appropriate technology, United nations .
14. فقیه- نظام الدین، 1368، انتقال، جذب و تطبیق تکنولوژی، دانش مدیریت، شماره‌ی 21
15. مصلح شیرازی- علی نقی و یداللهی فارسی- جهانگیر، 1372، استراتژی و انتخاب تکنولوژی در سطح واحدهای تولید صنعتی، مجموعه مقالات دومین سمینار علمی تکنولوژی و توسعه، دانشگاه امیر کبیر
16. مصلح شیرازی- علی نقی و یداللهی فارسی- جهانگیر، 1376، انتخاب تکنولوژی مناسب در واحدهای تولیدی، مجله‌ی برنامه و بودجه، شماره‌ی 8

منبع: http://www.businessplan.ir /



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
 اگر چون زن هستید در محل کار احساس بی ارزشی می کنید دیگر این طور فکر نکنید. این روزها زنان بیشتر و بیشتر در محیط کار می درخشند و حتی مهارت های به خصوصی دارند که در محیط کارهای مردانه هم آنها را به سوی موفقیت رهنمون می شود. آشنا شدن با ابزارهای توانمندکننده طبیعی که زنان بالقوه از آن برخوردارند، بسیار موثر است.
زنان از استعدادهای طبیعی برخوردارند اما ممکن است احساس کنند این استعدادها در محیط کار اصلاً به کارشان نمی آید در حالی که این طور نیست. درست است که زن ها، درست مثل مردها، باید مهارت های عملی و تکنیکی مربوط به محیط کار را یاد بگیرند تا موفق شوند اما در پیمودن پله های ترقی زنان مهارت های منحصربه فردی دارند که برای سازمان ها و ادارات ارزش محسوب می شوند. با کمی تکیه بر این مهارت ها زنان می توانند خودشان را آن قدر قوی کنند که در محیط کار به هر چه می خواهند، برسند. بعضی از این مهارت ها اینها هستند.

 ارتباطات

ایجاد ارتباط مهارتی است که وجود آن برای موفقیت ضرورت دارد. زن ها برحسب طبیعت خود ارتباط برقرار می کنند. تا حالا دقت کرده اید که چطور یک مادر «به خودی خود می داند» چقدر مهم است که با فرزندش ارتباط برقرار کند و با او حرف زند و این کار را با انتخاب زبان و جمله بندی انجام می دهد که کودک خوب آن را بفهمد. دقیقاً همین مهارت با کمی تغییر و تعدیل، به خوبی برای محیط کار عمل می کند. مثلاً اگر زنی مدیر بخش یا قسمتی باشد می داند چطور جداگانه با هر کس ارتباط برقرار کند که او حرفش را خوب درک کند.
هلن فیشر نویسنده جنس اول می گوید؛ استعدادهای ذاتی زنان و اینکه چطور می توانند منشاء تغییر در جهان بشوند به همین نکته یعنی استعداد زبان بازمی گردد. فیشر به نیاز فزاینده به توانایی برقراری ارتباط چه نوشتاری و چه کلامی اشاره می کند و می گوید؛ زنان در سخن گفتن سرآمد هستند. دختران حتی در سنین خیلی پایین در روانی کلام گوی سبقت را می ربایند و خیلی سریع کلمه، عبارت و جمله مناسب را پیدا می کنند. زن ها معمولاً زبان آور هستند و آنچه را می خواهند بگویند، درست بیان می کنند. زنانی که به این مساله آگاه باشند و به استعداد زبانی و طبیعی خود در برقراری ارتباط اعتماد کنند خیلی زود می توانند اعتمادبه نفس خود را به دست بیاورند.

 آموزش و تعلیم

زنان در حوزه آموزش هم مزیت دارند. ویژگی های پرورش دهندگی که بیشتر در وجود زن ها نهاده شده است، باعث می شود زنان بتوانند در یادگیری و رشد فردی به دیگران کمک کنند. ترکیب مناسبی از تشویق، انضباط، آزادی دادن و محدود کردن باعث می شود کودک حس اعتمادبه نفس و توانمندی سنجیده ای داشته باشد و بتواند از سایر کودکان پیشی بگیرد. همین روش در دنیای کسب و کار هم کارآمد است و یک زن می تواند همین منوال را برای کارکنان پیش بگیرد.
باز هم تحقیقات هلن فیشر در جنس اول نشان می دهد که بیشتر زنان علاقه مندی بیشتری به همکاری، هماهنگی و رابطه ها دارند که شبکه ای حمایتی به وجود می آورد. از ویژگی های زنان است که اعتقاد دارند هر کسی می تواند در کسب و کارش موفق بشود، بنابراین در محیط کار رفتار برنده - برنده را در پیش می گیرند.

 چندکاره ای و تمرکز بر چند موضوع

اداره کردن افراد، آماده کردن گزارش ها، به یاد داشتن موعد تحویل هر کار و همه منابع مورد نیاز برای موفقیت کارگروهی کاملاً ضروری است. هلن فیشر عقیده دارد تکامل بشر حتی در زمان های نخستین نشان می دهد که زنان بچه های ضعیف و آنها که نیاز به مراقبت طولانی تری داشتند را حتی در شرایط خطرناک پرورش می دادند. بنابراین زنان حتی در آن زمان های قدیم هم می توانستند چند کار را با هم انجام دهند. آنها مراقب مارها بودند، حواسشان به صدای رعد و برق بود، غذاها را مزه می کردند که مبادا مسموم باشند و بچه ها را تکان می دادند تا خوابشان ببرد، حیوانات وحشی را دور می کردند، ترسیده ها را تسکین می دادند و گرسنه ها را سیر می کردند. مادران می بایست کارهای روزانه بیشماری را انجام می دادند و همزمان آتش روشن می کردند و غذا می پختند و با دوستانشان حرف می زدند. درست است که همه زن ها مهارت های مادری کردن را ندارند و همه زن ها یک جور نیستند، ولی همه زنان توانایی شناسایی مهارت هایشان و استفاده از آنها برای توانمندسازی شخصی و حرفه ای خودشان را دارند. زن ها هم می توانند مانند مردها در اداره و رهبری کسب و کار موثر باشند. اگر بخواهید بدانید چه چیزی باعث می شود شما هم بتوانید زن موفقی باشید فهرستی از تمام ویژگی های شخصی خود تهیه کنید و همه استعدادهای ذاتی خود را در آن بنویسید و قدرت های خود را بشناسید تا به اوج موفقیت برسید.

به نقل از  بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
چکیده

یکی از بزرگترین چالشهای کارآفرینان و شاید مهمترین مانع آنها برای راه‌اندازی کسب‌وکارشان، کمبود منابع مالی برای تامین نیازهای سرمایه‌ای است. این مقاله با فهرست کردن روشهای گوناگون تامین مالی تلاش دارد به معرفی جامعی از این منابع پرداخته و توانمندیها و نارساییهای هر روش را تا حد امکان به طور مشروح معرفی کند. شایان ذکر است که گرچه برخی از منابع تامین مالی که در این مقاله معرفی خواهند شد، تاکنون در ایران رایج نبوده است، اما ذکر آنها می‌تواند چشم‌انداز روشنی را برای استفاده از این ابزارها فراهم سازد و فعالان عرصه‌های مختلف را از ماهیت آنها آگاه سازد.

مقدمه

به دست آوردن وجوه مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکارها، همواره به عنوان یک چالش برای کارآفرینان مطرح بوده است. فرایند به دست آوردن وجوه مورد نیاز ممکن است ماهها به طول انجامد و کارآفرینان را از حرفه مدیریت کسب‌وکارها منصرف کند. از سوی دیگر، بدون تامین مالی کافی، کسب‌وکارهای نوپا هرگز به موفقیت نخواهند رسید. کمبود سرمایه‌گذاری عاملی موثر در شکست بسیاری از کسب‌وکارهاست، با این حال به دلیل نرخ بالای مرگ و میر کسب‌وکارهای کوچک جدید، موسسات مالی تمایل چندانی به قرض دادن وجوه یا سرمایه‌گذاری در آنها ندارند. فقدان سرمایه کافی، کسب‌وکار نوپا را با رها ساختن بر بنیان مالی ضعیف، مستعد شکست خواهد کرد.

سرمایه‌ای که کارآفرینان برای راه‌اندازی کسب‌وکارهایشان نیاز دارند، کاملا همراه با ریسک است، چرا که سرمایه‌گذاران در این کسب‌وکارهای نوپا در قبال امکان دستیابی به پاداشهای چشمگیر (سودسرمایه‌ای) باید برای احتمال از دست دادن کل سرمایه تزریق شده خود آماده باشند.

منابع تامین مالی کارآفرینان

طیف گسترده‌ای از منابع تامین مالی (با امکان‌پذیری و هزینه‌های گوناگون)، در دسترس کارآفرینان قرار دارد و روشهای متفاوتی برای طبقه‌بندی آنها پیشنهاد شده است.در یک طبقه‌بندی از این منابع، دیکینز و فریل (2003) منابع مالی شرکتهای کارآفرینی را به دو دسته درونی و برونی بخش‌بندی کرده‌اند. [3] در گزارشی که توسط شرکت مالی «امکو» ارائه شده است، منابع مالی به سه دسته منابع سهام (حقوق صاحبان سهام)، منابع بدهی (استقراض) و دیگر منابع دسته‌بندی شده بودند.[8] در یک تقسیم‌بندی دیگر، کاردلو (1999) منابع مالی در دسترس کارآفرینان را به دو دسته تقسیم کرده است: منابع غیررسمی و منابع رسمی. [2] در این مقاله با تلفیق تقسیم‌بندیهای فوق، منابع به چهار دسته تقسیم شده است. این چهار دسته عبارتند از:

  • منابع خصوصی تامین مالی؛
  • منابع تامین مالی از طریق بدهی (استقراض)؛
  • منابع تامین مالی از طریق سرمایه (حقوق صاحبان سهام)؛
  • منابع داخلی تامین مالی.

در ادامه هر یک از این منابع به گونه‌ای تفصیلی مورد بحث قرار خواهد گرفت.

1- منابع خصوصی تامین مالی:

اولین منبعی که کارآفرینان جهت تامین وجوه موردنیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکارهایشان، به آن رجوع می‌کنند، منابع خصوصی است. برای این گروه محاسبات ریسک و بازده، به مانند دیگر گروه‌هادارای اولویت نخست نیست.

  • منابع شخصی (پس اندازهای شخصی):

نخستین جایی که یک کارآفرین در جستجوی پول به سراغ آن می‌رود، منابع مالی شخصی اوست. این منبع ارزانترین منبع مالی در دسترس است. ظاهرا کارآفرینان منافع خودکفایی را مشاهده نموده‌اند، به‌طوری‌که رایج‌ترین منبع تامین وجوه سرمایه‌ای که برای کسب‌وکارهای کوچک به کار می‌رود، از محل صندوق شخصی کارآفرینان تامین می‌شود.


 

  • دوستان و بستگان:

پس از صرف وجوه شخصی، کارآفرین به دوستان و بستگانی روی می‌آورد که ممکن است تمایل داشته باشند تا در کسب‌وکار او سرمایه‌گذاری کنند. به دلیل روابط آنها با کارآفرین، احتمال زیادی وجود دارد که این افراد سرمایه‌گذاری کنند. آنها اغلب صبورتر از دیگر سرمایه‌گذاران هستند. با وجود این انتظارات غیرواقع‌گرایانه یا ریسک‌های درست درک‌نشده، از خطرهای این سرمایه‌گذاریهای خانوادگی است. برای پرهیز از چنین مسائلی کارآفرینان باید صادقانه فرصت سرمایه‌گذاری و ریسک‌های آن را معرفی کنند تا در صورت شکست، دوستان و بستگان را با خود بیگانه نسازند. [10]

2 - منابع تامین مالی از طریق بدهی (استقراض)

تامین مالی از طریق بدهی شامل وجوهی است که مالکان کسب‌وکارهای کوچک استقراض کرده‌اند و باید به همراه بهره آن را بازپرداخت کنند. بسیاری ازکارآفرینان به نوعی از سرمایه ناشی از بدهی (استقراض) برای راه‌اندازی شرکتهای خود بهره می‌برند. اگرچه وجوه قرض گرفته شده به کارآفرین این اجازه را می‌دهد که مالکیت کامل شرکت را در اختیار داشته باشد، با این حال او باید بدهی ایجاد شده در ترازنامه را تعهد کند و به همین ترتیب آن را به همراه بهره متعلق به آن، در آینده بازپرداخت کند. افزون بر این، به دلیل ریسک بیشتر کسب‌و‌کارهای کوچک، آنها باید نرخ بهره بیشتری را نیز پرداخت کنند. با وجود این، هزینه‌های تامین مالی از طریق استقراض اغلب پایین‌تر از تامین مالی از طریق سهام بوده و برخلاف تامین مالی از طریق سهام متضمن رقیق شدن مالکیت کارآفرینان در شرکت نیست.

کارآفرین که بر جستجوی تامین مالی از طریق استقراض است، به سرعت با دامنه گسترده‌ای از گزینه‌های اعتباری روبرو می‌شود. در ادامه منابع تامین مالی از طریق بدهی (استقراض) مرور خواهد شد.

  • بانک‌های تجاری

بانک‌های تجاری بیشترین تعداد و بیشترین تنوع وامهای کسب‌وکارهای کوچک را ارائه می‌کنند. مالکان کسب‌و‌کارها، بانک‌ها را به عنوان اولین قرض‌دهندگان مدنظر قرار می‌دهند. بانک‌ها غالبا در فعالیتهای اعطای وام خود محافظه‌کارانه عمل می‌کنند و ترجیح می‌دهند تا در هنگام تخصیص وامهای خود به کسب‌و‌کارهای کوچک، آنها را به شرکتهای در‌حال فعالیت اعطا کنند تا به یک شرکت نوپای با ‌ریسک بالا. چنانچه بانکی در اعطای وام خود به یک شرکت دچار اشتباه شود، ترجیح می‌دهد که جریان وجوه نقد کافی برای بازپرداخت وام موجود باشد. نخستین پرسشی که هنگام ارزیابی طرح کسب‌و‌کار کارآفرینان در ذهن بیشتر بانکداران نقش می‌بندد این است که «آیا این کسب‌وکار قادر به ایجاد وجوه نقد کافی برای بازپرداخت وامی هست که دریافت کرده است ؟» گرچه بانک‌ها برای تضمین وامهایشان بر وثیقه متکی هستند ولی آنچه بازپرداخت وام را در موعد مقرر تضمین می‌کند جریان نقد کافی شرکت است. از سوی دیگر، تهیه وثایق و راکد گذاردن آن نیز برای شرکتها هزینه‌هایی را در بردارد. [01] 


 

  • وام های کوتاه‌مدت:
    وامهای کوتاه‌مدت که برای کمتر از یکسال در نظر گرفته شده‌اند، رایج‌ترین نوع وامهای تجاری اعطاء شده به بنگاه‌های کوچک است. این وجوه نوعا برای پرکردن حساب سرمایه در گردش برای تامین مالی خرید موجودی بیشتر، بالا بردن برونداد (محصول)، تامین مالی فروش اعتباری و یا بهره‌گیری از تنزیل نقدی به کار می‌رود. این وام هنگامی بازپرداخت می‌شود که موجودی به وجوه نقد تبدیل شود.


 

  • وام‌های میان‌مدت و بلند‌مدت:

وامهای میان‌مدت و بلند‌مدت برای مدت یکسال یا بیشتر ارائه می‌گردد و معمولا در افزایش سرمایه ثابت به کار می‌رود. بانک‌ها این وامها را برای راه‌اندازی و آغاز به‌کار یک کسب‌و‌کار، ساخت یک کارخانه، خرید املاک و تجهیزات و تامین وجوه برای دیگر سرمایه‌گذاریهای بلندمدت اعطا می‌کنند. بازپرداخت این وام معمولا ماهیانه یا فصلی تعیین می‌شود.


 

  • خط‌های اعتباری و اعتبارات اسنادی:

یک خط اعتباری به منظور حفظ جریان نقدی مثبت، وجوه کوتاه‌مدتی را به شرکت ارائه می‌کند، سپس هنگامی که در مراحل بعد شرکت توانست مبالغ مورد نظر را به دست آورد، این وام بازپرداخت می‌گردد. یک مزیت خط اعتباری این است که تا زمانی که وجوه، بازپس گرفته نشود بهره‌ای به آن تعلق نمی‌گیرد، در حالی که در زمان نیاز جریان نقدی این خط فورا در دسترس واقع می‌گردد. [7] اعتبار اسنادی نیز می‌تواند در هنگام معامله با یک توزیع‌کننده جدید که ممکن است از نظر اعتباری شرکت دارای تضمین کافی نباشد، به کار گرفته شود. در چنین زمانی بانک می‌تواند با ارائه یک اعتبار اسنادی، پرداخت به شرکت را ضمانت کند. [7] 


 

  • وام‌دهندگان به پشتوانه دارایی (وام رهنی):

وام‌دهندگان به پشتوانه دارایی، این امکان را برای کسب‌و‌کارهای کوچک فراهم می‌سازند تا وجوهی را از طریق وثیقه گذاردن داراییهای بعضا بیکار خود (حسابهای دریافتنی، موجودیها، تجهیزات ثابت و...) قرض بگیرند. حتی شرکتهای غیرسود‌ده که صورتهای مالی آنها نمی‌تواند متصدیان وام را برای پرداخت وامهای رایج متقاعد کند، می‌توانند وامهای با پشتوانه دارایی را دریافت کنند. چنین شرکتهایی که جریان نقدی ضعیف دارند اما از لحاظ دارایی غنی هستند از این طریق می‌توانند از داراییهای نابهره‌ور خود برای تامین مالی توسعه شرکت و یا عبور از بحرانهای مالی استفاده کنند. 


 

  • اعتبار تجاری:

فروشندگان و عرضه‌کنندگان معمولاً خرید مواد اولیه و قطعات شرکتها را به مدت 30 تا 90 روز یا بیشتر با نرخ بهره معین تامین مالی می‌کنند. 


 

  • عرضه‌کنندگان تجهیزات:

بیشتر فروشندگان تجهیزات از طریق ارائه تسهیلات خرید، مالکان کسب‌و‌کارها را تشویق می‌کنند تا تجهیزات مورد نیاز خود را از آنان خریداری کنند. این روش تامین مالی تا حدود زیادی مشابه اعتبار تجاری است. معمولاً فروشندگان تجهیزات، یک شرایط اعتباری منطقی با پرداخت منصفانه که در طول عمر تجهیزات به طورمتعادل تقسیط شده باشد را پیشنهاد می‌کنند.


 

  • شرکتهای تامین مالی تجاری:

شرکتهای تامین مالی تجاری انواع مشابهی از وامهای بانکی را در اختیار قرار می‌گذارند و معمولاً ریسک بیشتری را نیز نسبت به رقیبان محافظه‌کارشان، در پرتفوی وامهایشان تقبل می‌کنند. این شرکتها معمولاَ گزینه‌های اعتباری بسیاری را همانند بانک‌های تجاری پیشنهاد می‌کنند، با وجود این به دلیل اینکه وامهای آنها دربردارنده ریسک بیشتری است، شرکتهای تامین مالی تجاری نرخ بهره بیشتری را نسبت به بانکهای تجاری درخواست می‌کنند. 


 

  • مؤسسات وام و پس‌‌انداز:( S & Ls )

تخصص موسسات وام و پس‌‌انداز در ارائه وامهایی برای داراییهای واقعی است. علاوه بر نقش سنتی آنها در ارائه وامهای رهنی برای مسکن، این موسسات منابع مالی را برای داراییهای تجاری و صنعتی نیز ارائه می‌کنند. در یک وام نوعی تجاری یا صنعتی، مؤسسات وام و پس‌‌انداز تا 80 درصد از ارزش دارایی را با برنامه‌ زمانی بازپرداخت تا 30 ‌سال قرض خواهند داد.


 

  • کارگزاری‌ها:

در برخی کشورها کارگزاریها نیز در زمره شرکتهای وام‌دهنده جای می‌گیرند و بسیاری از آنها وامهایی را در نرخهای کمتر از نرخ بهره بانکی به مشتریانشان ارائه می‌دهند. این وامهای پوششی، نرخهای بهره کمتری دارند، چراکه از پشتیبانی وثیقه‌هایی - سهام و اوراق قرضه موجود در پرتفولیوی مشتری- برخوردارند که باکیفیت و باتوان نقدشوندگی بالا هستند. نرخ بهره تعیین شده بستگی به نرخی دارد که کارگزار خود برای وام گرفتن آن مبالغ پرداخته است. 


 

  • شرکت‌های بیمه:

در دیگر کشورها برای بسیاری از کارآفرینان، شرکتهای بیمه عمر می‌توانند منبع مهم دستیابی به سرمایه کسب‌و‌کار تلقی شوند. شرکتهای بیمه دو نوع اساسی وام را ارائه می‌کنند. وامهای بیمه‌نامه‌ای و وامهای رهنی. وامهای بیمه‌نامه‌ای بر پایه مبالغی ایجاد شده است که از طریق حق بیمه پرداخت می‌شود. این وامها توسط بهترین نوع وثیقه‌ها تضمین می‌شوند (پول نقدی که مالک کسب‌و‌کار قبلاً و از طریق حق بیمه پرداخته است). اساساً شرکت بیمه پول شخص کارآفرین را به خود او قرض می‌دهد و به دلیل آنکه قاعدتا با هیچ ریسک نکولی مواجه نمی‌شود، این وامها در نرخ بهره‌های مطلوب ارائه می‌شوند. شرکت‌های بیمه همچنین وامهای رهنی بلندمدتی را برای خرید داراییهای واقعی ارائه کرده‌‌اند. این نوع وامها بر پایه ارزش دارایی واقعی خریداری شده، قرار گرفته‌‌اند. شرکتهای بیمه تا 75 یا 80 درصد از ارزش املاک و مستغلات را پوشش می‌دهند و به شرکت اجازه می‌دهند تا جدول زمانی بازپرداخت بیش از 25 یا 30 سال را بر عهده گیرد. 


 

  • اتحادیه‌های اعتباری:
    اتحادیه‌های اعتباری که تحت مالکیت اعضای خود قرار دارند، شناخته‌شده‌ترین مؤسسات برای ارائه وامهای مصرفی و خودرو به شمار می‌روند. با وجود این اکنون بسیاری از آنها خواهان آن هستند که وجوهی را برای راه‌‌اندازی کسب‌و‌کارها به اعضای خود قرض دهند. اتحادیه‌های اعتباری وام خود را به هر شخصی ارائه نمی‌دهند، بلکه جهت واجدالشرایط شدن برای دریافت وام، یک کارآفرین می‌بایستی به عضویت یک اتحادیه اعتباری درآید. 

 

  • اوراق قرضه
    اوراق قرضه غالباً به عنوان منبع شناخته شده تامین مالی برای شرکتهای بزرگ محسوب می‌شوند. گرچه کسب‌و‌کارهای کوچکتر کاندیدای مناسبی برای صدور اوراق قرضه نیستند، با وجود این برخی از شرکتهای کوچک هنگامی که با پاسخ منفی دیگر قرض‌دهندگان مواجه می‌شوند، اوراق قرضه را منبعی مناسب برای تامین وجوه مورد نیاز خود می‌یابند.


 

  • عرضه‌های خصوصی:
    فرایندی است که طی آن شرکت برای استقراض و صدور اسناد تعهدآور تنها به معدودی از وام‌دهندگان ـ معمولاً شرکتهای بیمه یا صندوقهای بازنشستگی ـ روی می‌آورد و استقراض از طریق انتشار عام اوراق انجام نمی‌گیرد. بدهی عرضه خصوصی پیوندی است میان یک وام معمولی و اوراق قرضه، چرا که به صورت بالذات یک اوراق قرضه محسوب می‌شود اما شرایط آن به مانند وام به نیازهای فردی قرض گیرنده بستگی دارد. اوراق بهاداری که به عرضه خصوصی تبدیل شده است، چندین مزیت را نسبت به وامهای عادی بانکی داراست که از جمله آنها می‌توان به نرخ بهره ثابت، سررسید بلندمدت‌تر، محدودیتهای کمتر و نهایتا ریسک‌پذیری بیشتر سرمایه‌گذاران خصوصی اشاره کرد. [10] 


 

  • کمک‌های دولتی:

در بسیاری از کشور‌ها، دولتها برای کمک به کارآفرینان در راه‌‌اندازی کسب‌و‌کارهای نوپا و یا در حال رشدشان، تسهیلاتی را با نرخ بهره پائین یا بازپرداخت بلندمدت اعطا می‌کنند. بنا به مقتضیات مکانی، در این بخش به سازمانها و نهادهای گوناگونی که در ایران، گزینه‌هایی از این نوع منابع مالی را در اختیار کارآفرینان می‌گذارند، اشاره می‌شود. [4]

1 -صندوق حمایت از فرصتهای شغلی؛
2 -صندوق تعاون کشور؛
3 -دفتر همکاریهای ریاست جمهوری؛
4 -بانک کشاورزی؛
5-سازمان همیاری اشتغال جهاد دانشگاهی؛
6 -سازمان صنایع کوچک؛
7-سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران؛
8 -شرکت شهرکهای صنعتی ایران؛
9 -سازمان ملی جوانان؛
01- وزارت صنایع؛
11- سازمان مدیریت و برنامه ریزی.

3 - منابع تامین مالی از طریق سرمایه (حقوق صاحبان سهام)

اتکاء صرف بر بدهی و استقراض برای تامین مالی راه‌اندازی و یا رشد و توسعه شرکت، ممکن است مشکلات بی‌شماری را به وجود آورد. سرمایه به دست آمده از استقراض، سرمایه صبوری نیست. مدت زمان وامهای آن به ندرت از 3 تا 5 سال فراتر می‌رود. از سوی دیگر سرمایه ناشی از بدهی (استقراض)، سرمایه متعهدی نیست. بدهی بازپرداختهای دوره‌ای بهره (فرع وام) و پرداخت نهایی اصل وام را ایجاب می‌کند. این عامل باعث می‌شود که در هنگام افت فروش یا دیگر فشارهایی که بر روی سودآوری و به ویژه بر روی جریان نقدی وارد می‌شود، شرکت در معرض تهدید قرار بگیرد. در چنین مواقعی که شرکت از بازپرداختهای بدهی‌اش ناتوان می‌شود، بانک‌ها ممکن است به عنوان آخرین راه‌چاره داراییها را به مالکیت خود درآورند و یا شرکت را مجبور به انحلال سازند. به همین دلیل صاحب نظران توصیه می‌کنند که برای شرکتها یا دست‌کم شرکت‌های با پتانسیل رشد بالا، سرمایه‌های ریسکی متعهد و صبور که بازدهی آن پس از موفقیت قریب‌الوقوع شرکت پرداخت می‌گردد، مناسب‌ترین انتخاب خواهند بود. این‌گونه منابع مالی برای کسب‌وکارهای جدید مطلوب محسوب می‌شوند، چراکه این‌ منابع عمدتا بر چشم‌انداز آتی شرکت تمرکز می‌کنند، در حالی که بانک‌ها اغلب عملکرد گذشته شرکت را به عنوان معیار اصلی مدنظر قرار می‌دهند.

در تامین مالی از طریق سرمایه (سهام)، سرمایه‌گذار مالک شرکت می‌شود. در این روش ضمن اینکه ریسک تقسیم می‌‌شود، عایدات بالقوه آن نیز تقسیم می‌گردد. برخی از منابع رایج تامین سرمایه از طریق سهام را در این بخش مرور می‌کنیم.

  • فرشتگان کسب‌وکار:

این اصطلاح برای توصیف سرمایه‌گذارانی به‌کار می‌رود که سرمایه اولیه شرکتهای پرریسک که در مرحله آغازین قرار دارند را فراهم می‌سازند. فرشتگان کسب‌وکار، افراد ثروتمندی هستند که سرمایه‌گذاری مستقیمی را در شرکت‌هایی که در ابتدای راه هستند و هنوز قیمتی برای آنها تعیین نشده است، انجام می‌دهند. این در حالی است که هیچ‌گونه ارتباط خویشاوندی نیز با کارآفرین ندارند. در اغلب موارد فرشتگان کسب‌وکار در جستجوی فعالیتهایی هستند که درباره آن تاحدودی چیزهایی را بدانند و بیشتر انتظار دارند تا دانش، تجربه و انرژی‌شان را همانند پول‌شان، در یک شرکت سرمایه‌گذاری کنند. [10] فرشتگان کسب‌وکار شکاف تامین مالی موجود میان سرمایه‌های به دست آمده از منابع خصوصی و مرحله‌ای که سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر نهادی تمایل به سرمایه‌گذاری خواهند داشت را پر می‌کنند. [6]


 

  • شرکا:

یک کارآفرین می‌تواند برای گسترش سرمایه کسب‌وکار پیشنهادی، شریکی را انتخاب کند. دو نوع اصلی از شرکا وجود دارد: 1) شرکای کلی (عمومی)1، که شخصا مسئول کل بدهی‌های کسب‌وکار هستند و 2) شرکای محدود،که مسئولیت محدود آنها، داراییهایشان را از ادعای اعتباردهندگان و بستانکاران شرکت محفوظ نگه می‌دارد. 


 

  • شرکت‌های سهامی بزرگ:

بسیاری از شرکتهای بزرگ در سراسر دنیا (مانند Intel )، صندوقهای سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر‌شان را برای تامین مالی پروژه‌هایی همراه با کسب‌وکارهای کوچک ایجاد کرده‌اند. هدف از این سرمایه‌گذاریها، بیشتر پیگیری اهداف استراتژیک شرکت است (همانند دستیابی به فناوری نوین)، تا اینکه صرفا دستیابی به منافع مالی حاصل از آن مدنظر باشد. [01] 


 

  • شرکت‌های سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر:

شرکتهای سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر، شرکتهای خصوصی و سودطلبی هستند که سرمایه خود را در فعالیتهای پرریسک یا نوپا سرمایه‌گذاری می‌کنند. سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر می‌تواند سرمایه‌گذاری در شرکتهایی تعریف شود که هنوز قیمتی برای آنها تعیین نشده است و دارای پتانسیل رشد چشمگیری هستند. [3] در تعریفی دیگر سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر نوعی سرمایه‌گذاری بلند‌مدت با ریسک ارزشگذاری نشده در سهام شرکتهای جدید معرفی شده است که پاداش آن عبارت است از سود سرمایه‌ای (افزایش قیمت سهام) محتمل به علاوه بازده نقدی حاصل از سود تقسیمی سهام [9] بازده ناشی از سودسرمایه آن با ریسک مازاد و غیرنقدینه بودن (توان نقدشوندگی پایین) سرمایه‌گذاری همراه است که نمی‌تواند در طول مدت تعهد به کسب‌و‌کار آزادانه مورد مبادله قرار گیرد. [3]
بیش از یک سوم از سرمایه‌گذاریهای سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر منتج به شکست و زیان می‌شود. سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر غالباًدر شرکتهایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که هنوز هیچ‌گونه درآمدی را ایجاد نکرده‌‌اند و محصولی را در جریان تولید ندارند و از یک تیم کامل مدیریتی و با تجربه نیز بهره‌مند نیستند. [1]
میسون و هریسون (1999) معتقدند «هدف سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر به جای آنکه معطوف به بهره و یا درآمد حاصل از سود تقسیمی باشد، به دست آوردن بازده بالای سرمایه‌گذاری در قالب سودسرمایه‌ای است که از طریق خروج از سرمایه‌گذاری حاصل می‌شود و این خروج عموماً از مسیر عرضه عمومی اولیه (
IPO ) انجام می‌گیرد.» [5] 


 

  • عرضه عمومی سهام (عمومی شدن):

در مراحل پسین تامین مالی، کارآفرینان می‌توانند از طریق فروش سهام شرکتهایشان به عموم سرمایه‌گذاران، به یک شرکت عمومی (سهامی عام) تبدیل شوند. این روش یک روش کارا برای دستیابی به سرمایه موردنیاز است، اما مستلزم فرایندی هزینه‌زا و زمانبر است. عمومی شدن برای هر کسب‌وکار کوچکی امکان‌پذیر نیست، و در واقع تنها تعداد کمی از کارآفرینان قادرند تا شرکتهای نوپای خود را عمومی کنند. [01] 


 

  • نام‌نویسی عرضه شرکت‌های کوچک : ( SCOR )

از آنجایی که در برخی از کشورها مقررات حاکم بر فروش اوراق بهادار شخصی تا حد زیادی محدود شده است، این شیوه تامین مالی، ابزاری را برای فروش سهام عادی به عموم فراهم می‌کند. شرکتها می‌توانند به جای آنکه با مشکلات عرضه عمومی اولیه ( IPO ) روبرو شوند، سهام عادی خود را در بازار خارج از بورس رسمی ( OTC ) مورد معامله قرار دهند. [7]

4 - منابع داخلی تامین مالی

یک کسب‌و‌کار به نوبه خود ظرفیت ایجاد سرمایه توسط خودش را داراست. این نوع تامین مالی برای هر شرکت کوچکی در دسترس است.

  • عاملیت حسابهای دریافتنی:

به جای نگهداری و ثبت فروش اعتباری در دفاتر شرکت (که برخی از این حسابها هیچگاه وصول نمی‌شود)، یک کسب‌و‌کار کوچک می‌تواند یکجا حسابهای دریافتنی خود را به یک عامل بفروشد. تحت دادوستدی که به صورت «با رجوع» تنظیم شده باشد، مالک شرکت مسئولیت مشتریانی را که از پرداخت حسابها خودداری کنند، خود بر عهده می‌گیرد. در دادوستدی که به صورت «بدون رجوع» تنظیم شده باشد، مالک از مسئولیت جمع‌آوری آنها فارغ خواهد شد و چنانچه برخی حسابها وصول نشود، عامل دچار زیان خواهد شد. عاملها معمولاً از 06 تا 95 درصد از ارزش اسمی حسابهای دریافتنی یک کسب‌و‌کار کوچک را پرداخت می‌کنند که این دامنه به موارد مختلفی بستگی دارد. 


 

  • اجاره به شرط تملیک یا اجاره (لیزینگ):
    امروزه کسب‌و‌کارها می‌توانند ذاتاً هر نوع دارایی‌ای را ـ از فضای اداری گرفته تا تلفن و رایانه و تجهیزات سنگین ـ اجاره کنند. از طریق اجاره داراییهای گران‌قیمت، مالک کسب‌و‌کار کوچک قادر خواهد بود تا بدون راکد گذاردن سرمایه ارزشمند خود، برای یک دوره‌ زمانی طولانی‌تر از آنها استفاده کند. به عبارت دیگر مدیر می‌تواند نیازمندیهای سرمایه‌ای ثابت و بلندمدت کسب‌و‌کار را با اجاره تجهیزات و ماشین‌آلات کاهش دهد، تا حدی که هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری در داراییهای مستهلک شونده انجام نپذیرد. همچنین شرکت می‌تواند با اجاره به شرط تملیک داراییهایی همچون زمین نیازهای سرمایه‌ای اولیه خود را کاهش دهد. 
  • کارتهای اعتباری:
    برخی کارآفرینان در صورتی که از یافتن منابع مالی از محلهای دیگر ناامید باشند، شرکتها‌یشان را با استفاده از بی‌دردسرترین منبع تهیه سرمایه راه‌‌اندازی می‌کنند که این منبع همان کارت‌های اعتباری شخصی آنهاست. با قرار دادن هزینه‌های آغاز به کار و راه‌اندازی شرکت بر روی کارتهای اعتباری، کارآفرینان باید بیش از هر منبع دیگری پرداخت بهره سالیانه را در نظر بگیرند که این منبع را گران و پرریسک می‌کند، با وجود این، برخی کارآفرینان گزینه دیگری را پیش‌رو نخواهند داشت. 


 

  • سود انباشته:

در مراحل پسین تامین مالی نظیر مرحله جوانی، رشد یا بلوغ، شرکتها می‌توانند از منبع داخلی سود انباشته نیز برای تامین مالی نیازمندی‌های مالی خود استفاده کنند. این منبع را می‌توان یکی از کم‌هزینه‌ترین منابع تامین مالی دانست که برای تامین نیازهای بلندمدت و توسعه‌ای شرکت به کار می‌رود.
افزون بر همه این موارد، یک کسب‌و‌کار کوچک می‌تواند نیازمندیهای سرمایه‌ای خود را با صرفه‌جویی در هزینه‌های ممکن به کمترین حد برساند. کارآفرین بایستی شیوه‌های صرفه‌جویی در خرج پول را مورد توجه قرار دهد، مواردی نظیر خرید تجهیزات استفاده شده (مستعمل) یا بازیابی شده، تبدیل دارایی شخصی به داراییهای تجاری، تبدیل دارائیهای غیربهره‌ور به دارائیهای بهره‌ور و کاهش هزینه در هر جا که ممکن است. [10]

نتیجه‌گیری

گرچه برخی از منابع مالی ذکر شده هم اکنون در کشور ما رایج نیستند، با وجود این، با توسعه بازار مالی و ترویج ابزارهای موجود در این بازارها می‌توان منابع مالی گوناگونی را برای کارآفرینان و مالکان کسب‌وکارهای کوچک فراهم آورد. هر چه گستردگی منابع و حق انتخاب کارآفرینان افزایش یابد، آنان قادر خواهند بود راهکارهای اجرایی بیشتری را برای رفع نیازهای مالی و رویارویی با بحرانهای مالی در اختیار داشته باشند. این امر ضمن کاهش ریسک‌های مرتبط، امکان گزینش منبعی با کمترین هزینه را مهیا می‌سازد. همان‌گونه که در این نوشتار اشاره شد هر یک از این منابع توانمندیها و نارساییهای خاص خود را دارا هستند که کارآفرینان باید با بررسی شرایط، هزینه‌ها و همچنین تحلیل امکانپذیری هر یک از آنها، گزینه بهینه را انتخاب کنند. برای مثال، مشخص شد که گرچه تامین مالی ناشی از بدهی (استقراض) هزینه‌های کمتری را نسبت به تامین مالی از طریق سرمایه به شرکت تحمیل می‌کند، اما نمی‌تواند به عنوان منابع متعهد مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر، اگرچه منابع مالی ناشی از سرمایه مستلزم پرداخت بهره نیست، ولی می‌تواند با رقیق کردن مالکیت کارآفرین، توان کنترل وی را در فرایند تصمیم‌گیریها کاهش دهد.

در پایان یادآوری می‌گردد که از یک سو منابع مذکور غالبا در چارچوب مراحل اولیه آماده‌سازی و رشد شرکتهای نوپا قرار دارند و در مراحل بعدی و هنگامی که شرکت عمومی می‌شود، ابزارهای متنوع دیگری نیز همانند اختیارهای خرید و فروش، قراردادهای آتی، اوراق قرضه قابل تبدیل به سهم، گواهی خرید و... به کار گرفته می‌شود. از سوی دیگر، با روند رو به پیشرفت علم مدیریت مالی و افزایش نوآوریها و گسترش روزافزون ابزارهای مالی، بسیاری از منابع و ابزارهای مالی دیگر نیز در حال پیدایش است که این امر گزینه‌های پیش روی کارآفرینان را بیش از پیش متنوع ساخته و راههای بسیاری را پیش روی آنها می‌گشاید. 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب

مشارکت فناوری اطلاعات در کارآفرینی

بخشی از مقاله‌ی سید علیرضا حجازی

 دانشجوی کارشناسی ارشد، مدیریت مراکز اطلاع رسانی[1]

به نقل از سایت مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران - مجله‌ی الکترونیکی

 

   
            در این مقاله از یک سو به تشریح مشارکت فناوری اطلاعات در کارآفرینی پرداخته می شود و از سوی دیگر تعامل دو سویه میان این دو مورد بررسی قرار می گیرد. در پرتوی مباحث مطرح شده، کوشش می شود تصویری روشن از توانمندی های بالقوه و بالفعل این فناوری در ایجاد فرصتهای نوین شغلی ارائه گردد. امید است مطالب مطرح شده در این مقاله بتواند در تصمیم سازی ها و تدابیری که احتمالاً به منظور رفع مشکل بیکاری اتخاذ خواهند شد، مورد بهره برداری قرار گیرد.
 
کارآفرینی چیست، کارآفرین کیست؟
کارآفرینی موضوعی است که از اواخر قرن بیستم مورد توجه محافل آموزشی کشورهای جهان قرار گرفته است. بررسی تاریخ ادبیات کارآفرینی مؤید آن است که این واژه اولین بار در تئوری های اقتصادی و توسط اقتصاد دانان ایجاد شده و سپس وارد مکاتب و تئوری های سایر رشته های علوم گردیده است.
            کانتیلون[10] (1755) که ابداع کننده واژه کارآفرینی است، کارآفرین را فردی ریسک پذیر می داند که کالا را با قیمت معلوم خریداری می کند و با قیمت نامعلوم می فروشد. جین بپنتیست سی[11] کارآفرین را هماهنگ کننده و ترکیب کننده عوامل تولید می داند اما ویژگی خاصی را برای او در نظر نمی گیرد]1[. به عبارت دیگر فردی باید عوامل تولید (زمین، نیروی کار و سرمایه) را جهت تولید، تجارت یا ارائه خدمات ترکیب کند که به این شخص "کارآفرین" و به کار او "کارآفرینی" گفته می شود]2[.
            یکی دیگر از تعاریف کامل و جامع کارآفرینی توسط شومپیتر[12] ارائه شده است. وی در کتاب خود با عنوان "ئئوری توسعه اقتصادی" بین مفهوم واژه نوآوری[13] و اختراع[14] تفاوت قائل شده است و نوآوری را استفاده از خطرپذیری اختراع برای ایجاد یک محصول یا خدمت تجاری می داند. به نظر وی نوآوری عامل اصلی ثروت و ایجاد تقاضاست. بنا بر این کارآفرینان مدیران یا مالکانی هستند که با راه اندازی یک واحد تولیدی- تجاری از اختراع بهره برداری می کنند]3[.
            با توجه به تعاریف ارائه شده در این خصوص می توان گفت کارآفرین کسی است که:
-         کار و شغل ایجاد کند.
-         خوداشتغالی و دیگر اشتغالی ایجاد کند.
-         ارزش افزوده ایجاد کند.
-         محصولات یا خدمات جدید به وجود آورد.
-         خلاقیت و نوآوری کاربردی داشته باشد.
-         با خطرپذیری، فعالیت های تولیدی و اقتصادی انجام دهد.
-         نیازها را شناسایی و آنها را برآورده سازد.
-         فرصت ها را به دست آورد ها تبدیل کند.
-         منابع و امکانات را به سوی هدف هدایت کند.
-         برای تقاضاهای بالقوه محصول بیافریند (پیش بینی در عرضه و تقاضا).
-         ایده خلاق را به ثروت تبدیل کند.
  
مشارکت فناوری اطلاعات در کارآفرینی
امروزه روشن شده است که اطلاعات و ارتباطات دو قدرت مهم هستند. این دو هم خود ارزش دارند و هم ارزش بوجود می‌آورند. فردی که از بازراهای مختلف و قیمت اجناس در آن بازراها اطلاع داشته باشد یا از گذشته و آینده بازار باخبر باشد، تصمیمات بهتری را برای رسیدن به سود بیشتر می تواند بگیرد. اطلاعات علاوه بر ارزش ذاتی، جنبه دیگری دارد که به دانش منتهی می‌شود و در مکانیزم تصمیم‌گیری و انجام بهتر آن اثر می‌گذارد. ارتباطات نیز مانند اطلاعات ارزشمند بوده و ارزش افزوده‌ای متناسب با اندازه و نوع ارتباطات نصیب افراد می‌کند.
اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسی مورد نیاز هر فعالیت کارآفرینی هستند. کارآفرینی در انزوا و بدون حمایت نهادها، سازمان‌ها و انسان‌ها امکان‌پذیر نیست. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است. و کشف نیازهای اجتماعی به شناخت اجتماع، نیازهای آن و بافت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن وابسته می‌باشد. در شناسایی نیاز هر فعالیت کارآفرینانه، ایده‌پرداز یا تئوریسین می‌بایست نسبت به محیط بینش و بصیرت داشته باشد و بداند چه راه‌حل‌هایی برای رفع‌آن نیاز، در نقاط دیگری از دنیا ارائه شده است. بنابراین اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعالیت کارآفرینی است.
فناوری اطلاعات و در رأس آن اینترنت شرایط تازه
ای را پدید آورده است که در آن تولیدکنندگان، تامین کنندگان، فروشندگان و مشتریان، و تقریباً همه عوامل دست اندرکار یک چرخه اقتصادی قادرند در یک فضای مجازی مشترک با یکدیگر در ارتباط باشند و به تبادل اطلاعات، خدمات، محصولات و پول بپردازند. اینترنت تئوری ها و نظریات جدیدی را به میان آورده است که یکی از آنها اشتغال پیوسته[17] است.
در این نوع اشتغال فرد شاغل کار خود را با استفاده از امکانات رایانه ای انجام می دهد و حاصل کار را (که می تواند محصولی مانند یک نرم افزار یا خدمتی نظیر کاوش باشد) از طریق اینترنت در اختیار کارفرما یا مشتریان قرار می دهد. جالب تر آنکه دریافت دستمزد یا پرداخت مبالغ نیز با استفاده از اینترنت و از طریق مجاری اعتباری اینترنتی نظیر حسابهای اینترنتی و کارتهای اعتباری صورت می گیرد. مجموعه این فعالیت ها و تعاملات در قالب آنچه که امروزه تجارت الکترونیک[18] نامیده می شود، قابل بررسی است.
در حقیقت تجارت الکترونیکی یکی از نمودها و کاربردهای ویژه فناوری اطلاعات است و هم اکنون حجم وسیعی از تعاملات بازرگانی در کشورهای پیشرفته به شیوه الکترونیکی صورت می
پذیرد. بر اساس آمارهای رسمی اعلام شده، تجارت الکترونیکی آمریکا طی سال 2002 بالغ بر 6/1 هزار میلیارد دلار بوده است که پیش بینی می شود در سال 2006  به 1/7 هزار میلیارد دلار برسد. تجارت الکترونیکی مالزی در سال 2002، 7/13 میلیارد دلار بود که پیش بینی می شود در سال 2006 به بیش از 158 میلیارد دلار خواهد رسید]5[. بدیهی است که رسیدن به چنین حجم های دلاری در تجارت الکترونیکی بر اساس برنامه ریزی و استفاده از فرصتهای تجاری امکانپذیر خواهد بود.
شرکت‌هایی مانند
Yahoo ، eBay ، Amazon  و دیگران در مدت کوتاهی توانسته‌اند ارزش بسیاری را کسب نمایند. آمارها نشان می‌دهد که در طی 5 سال آخر قرن گذشته ارزش برخی از این شرکت‌ها بیش از 200 برابر شده است]7[. کارآفرینی در اینترنت به این موارد خلاصه نمی‌شود و موارد بسیاری خصوصاً در زمینه نرم‌افزارهای مبتنی بر شبکه و همچنین محتویات شبکه وجود دارد. کارآفرینی در شیوه‌های جذب مشتریان اینترنتی، بازاریابی اینترنتی، همکاری‌ها و شبکه‌های مجازی، واقعیت مجازی، آموزش و کار از راه دور و … همه و همه گستردگی کارآفرینی در عصر اطلاعات را نشان می‌دهند.
اینترنت شبکه‌ای مجازی است که تا حد زیادی مستقل از محل می باشد. این شبکه بازاری بدون مرز است که می‌توان به راحتی در آن تجارت نمود. برای این منظور می‌بایست افراد کارآفرین با ایده‌هایی نو، شرکت‌هایی اینترنتی را تاسیس کنند و پس از مدتی که ارزش فوق‌العاده‌ای یافتند آنها را بفروشند.
گسترش روز افزون اینترنت در عرصه های گوناگون خدمات که بر مبنای پیدایش نیازهای جدید صورت می گیرد، سبب شده است تا هر روز افراد بیشتری جذب این بازار کار مجازی شوند و شانس خود را در یافتن مشاغل مناسب امتحان کنند. مؤسسات، سازمانها و نهادهای خصوصی و دولتی در همه کشورها بر آن  شده اند تا معرفی محصولات و خدمات خود را در بستر اینترنت انجام دهند، از این رو اولین نیازی که فرا روی آنها قرار می گیرد؛ مراجعه به افرادی است که از دانش و مهارت کافی برای انجام چنین فعالیت هایی برخوردار باشند. طبیعی است که امروز نمی
توان مؤسسه ای را عاری از متخصصان فناوری اطلاعات یافت. ورود رایانه و فناوری های مرتبط با آن به بازار کار و تجارت و کاربرد روز افزون تعاملات اینترنتی سبب شده است که بازاری دائمی برای متخصصان فناوری اطلاعات به وجود آید. بنا براین فناوری اطلاعات به عنوان یک پدیده به نوبه خود سبب کارآفرینی در حوزه های مختلف گردیده است.
 
 ویژگی های مؤثر فناوری اطلاعات در کارآفرینی
فناوری اطلاعات با برخورداری از ویژگی ها و قابلیت های مختلف توانسته است انعطاف پذیری شایان توجهی را در زمینه کارآفرینی از خود نشان دهد. همین ویژگی ها سبب افزایش کارایی این فناوری در امر کارآفرینی و ایجاد اشتغال شده اند. در یک نگاه کلی می توان به برخی از این ویژگی ها اشاره نمود:
افزایش سرعت
محاسبه و پردازش سریع اطلاعات و انتقال فوری آن، زمان انجام کار را کاهش و در نتیجه بهره‌وری را افزایش می‌دهد. فناوری اطلاعات امکان جستجو و دستیابی سریع به اطلاعات را نیز فراهم می‌کند.
افزایش دقت
در مشاغل مبتنی بر انسان دقت انجام کار متغیر است؛ درحالیکه فناوری اطلاعات دقتی بالا و ثابت را تامین و تضمین می‌کند. در انواع فعالیت‌های پردازشی و محاسباتی دقت کامپیوتر به مراتب بیشتر از انسان است.
کاهش اندازه فیزیکی مخازن اطلاعات
با توسعه فناوری اطلاعات و بکارگیری آن دیگر لزومی به حمل و نگهداری حجم زیادی از کتاب‌های مرجع تخصصی وجود ندارد. به راحتی می‌توان در هر دیسک فشرده اطلاعات چندین کتاب را ذخیره نموده و یا آنکه منابع مورد نیاز را از طریق شبکه
های رایانه ای دریافت نمود.
رفع برخی از فسادهای اداری
استفاده از فناوری اطلاعات شفافیت در انجام کارها را افزایش می‌دهد و بسیاری از واسطه‌ها را حذف می‌کند. این دو مزیت کلیدی منجر به رفع برخی از فسادهای اداری خصوصاً در سطوح پایین می‌شوند.
ایجاد امکان کار تمام وقت
به کمک فناوری اطلاعات بسیاری از استعلام‌ها و مراجعات افراد و غیره از طریق شبکه‌های کامپیوتری و به صورت خودکار انجام می‌گیرد. بنابراین می‌توان به صورت بیست و چهار ساعته از آن بهره گرفت.
ایجاد امکان همکاری از راه دور
مخابرات، تلفن، تله کنفرانس، ویدئو کنفرانس و همچنین سیستم‌های همکاری[19]،
EDI[20 ] و غیره نمونه‌هایی از کاربردهای فناوری اطلاعات در این زمینه هستند.
 
کاهش هزینه‌های سیستم یا سازمان
با توجه به موارد فوق به خصوص افزایش سرعت که باعث انجام تعداد کار بیشتر می‌شود و انجام کار  تمام‌وقت، بهره‌وری سیستم افزایش می‌یابد و در نتیجه باعث کاهش مقدار زیادی از هزینه‌ها می‌گردد.
 
وضعیت فعلی و آینده در بازار کار فناوری اطلاعات
گزارشی که اخیراً توسط مجمع فناوری اطلاعات آمریکا[21]  برای سال 2003 تهیه و ارائه شد، روشن ساخت در آینده تقاضا برای نیروی کار فناوری اطلاعات (
IT ) در کشورهای در حال رشد رو به فزونی خواهد گذاشت و در کشورهای پیشرفته کاهش خواهد یافت]6[. همچنین در گزارش مذکور آمده است که تفاوتهای چشمگیری میان روشهای شرکت های IT و غیر IT در رسیدگی به نیازهای نیروی کار وجود دارد، از جمله تمایل به صادر نمودن متخصصان معینی از مشاغل IT به کشورهای خارجی.
            در حال حاضر از هر 10 نفر کارمند
IT ، 9 نفر در بانکها، شرکت های بیمه، کارخانه های تولیدی و دیگر سازمانهای غیر IT کار می کنند. بررسی جدیدی که توسط مجمع فوق الذکر به عمل آمده است، نشان می دهد که نه تنها اکثریت کارکنان IT در خارج از صنعت IT فعالیت دارند، بلکه دیدگاه و امیدهایی که از دو گروه کارکنان IT و غیر IT وجود دارد، کاملًا متفاوت است. در سالهای گذشته مشاغل IT با یک ضریب رشد دو رقمی به عنوان راهی برای پیشرفت مطرح بودند، حداقل برای کسانی که به دنبال سریع ترین روش استخدام بودند. اکنون نسبت به سالهای قبل چیزهای زیادی تغییر کرده است، حتی اقتصاد هم روند بهبود خود را خیلی آرام و به تدریج طی می کند.
            امکان استخدام خارج از صنعت
IT مطمئن تر به نظر می رسد و به آشفتگی کمتری دچار می شود. شرکتهای غیر IT استعداد بیشتری در استخدام نیروی کار مطابق برنامه های خود دارند و مشاغل را به ندرت به خارج از کشور منتقل می کنند، ضمن آنکه روند افزایش حقوق در آنها طبیعی تر است و پرداخت ما به التفاوت یا مساعده به پرسنلشان را قطع نمی کنند.
            واقعیت در آمریکا این است که شرکت های
IT 41219 نفر از کارمندان خود را بین فصل اول سال 2002 و فصل اول سال 2003 اخراج کردند که این رقم در مورد شرکتهای غیر IT بالغ بر 438924  بود. استخدام در شرکتهای IT طی یک دوره 12 ماهه همچنان ناچیز بود. این داده ها به معنای آن هستند که نیروی کار IT در کشورهای پیشرفته و صنعتی در حال ثبات و استقرار است.
      بازار نرم مشاغل
IT نشان دهنده این حقیقت بوده است که از هر چهار شرکت سه شرکت می گویند طی دوازده ماه گذشته تغییری در پرداخت حقوق کارکنان IT خود نداشته اند. 76 درصد از شرکت های غیر IT و 49 درصد از شرکت های IT که این تغییر را داده اند، می گویند طی سال گذشته پرداخت ها را افزایش داده اند. فقط 8 درصد از شرکت ها که دست به کار شده اند، می گویند که طی 12 ماه گذشته پرداختهایشان همچنان در سطح پایینی قرار داشته است. شرکت های IT بیش از 20  برابر بیشتر از این رقم نسبت به شرکت های غیر IT سهم داشته اند. 17 درصد از شرکتها می گویند که برای تغییر در پرداخت ها برنامه ریزی کرده اند و این کار را در ارتباط با کارکنان IT طی 12 ماه آینده انجام خواهند داد.  65 درصد از شرکتهای IT می گویند دستمزدها را افزایش خواهند داد، در حالیکه 11 درصد می گویند حقوقها را کاهش خواهند داد]6[.
            اما در کنار این واقعیت ها افق های امید بخشی نیز به چشم می خورند. همانطور که اقتصاد تعداد فزاینده ای از متقاضیان واجد شرایط کار را به وجود آورده است، مدیران کارفرما نیز می توانند در پرکردن مشاعل خود آزادی انتخاب بیشتری داشته باشند. در اواخر دهه 1990 و در بازارهای رقابتی، کارفرمایان بیشتر مایل به دادن آموزش رسمی و گرفتن تجربه مشخص کاری بودند. با نرمتر شدن بازار، کارفرمایان نیز بیشتر مایل به جذب آموزش و تجارب کاری ویژه شدند. اکنون شرکتها می خواهند مشاغل
IT خود را به چند دلیل به خارج از کشور منتقل کنند. این دلایل شامل نیاز به بومی سازی گسترده محصولات و خدمات، توانایی استفاده از اختلافات زمانی و جغرافیایی برای ایجاد شیفت های دوم یا سوم کاری به عنوان وسیله ای جهت باز نگه داشتن بازارها و نیز یک استراتژی برای کاهش هزینه ها می باشد. از آنجایی که طبیعت شرکت های خارجی جمعیت های نیروی کاری IT را بیش از گذشته پیچیده ساخته است، تعادل سنتی میان هزینه و کیفیت به تدریج از میان می رود. در نتیجه، توسعه خارجی مشاغل بیشتر به عنوان یک گزینه مطرح می شود و کارفرمایان بیشتری این راه حل را در ارتباط با انواع بیشتری از مشاغل IT در نظر می گیرند.
 
نتیجه گیری
ملاحظه شد که فناوری اطلاعات تحولات زیادی در کلیه فعالیت‌های اجتماعی ازجمله کارآفرینی بوجود آورده و به عنوان مهمترین ابزار کارآفرینی مدرن مورد توجه قرار گرفته است. همچنین کارآفرینی در فناوری اطلاعات پهنه وسیعی برای فعالیت دارد. کارآفرینی لازمه توسعه فناوری و توسعه فناوری بستر کارآفرینی است. بنابراین با یک تعامل دو سویه میان این دو مواجه هستیم و بر اساس اهمیت نقش بسترساز کارآفرینی، وظیفه نهاد های مسئول مدنی و اجتماعی مشخص می‌شود. دولتها باید بستر کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات که همان شبکه‌های ارتباطی و اطلاعاتی می‌باشد را توسعه دهند و تقویت کنند و امکان دسترسی آسان همگان به این شبکه‌ها را فراهم نمایند. ضمن اینکه فرهنگ استفاده از شبکه‌ها را ایجاد کرده و گسترش دهند و قوانین و مقررات لازم را تدوین و اجرا نمایند.
از سوی دیگر در بخشهای خصوصی شرکت های
IT در حال افزایش کارکنان پشتیبانی فنی هستند و این نشان دهنده آن است که همواره در ارتباط با محصولات یا برنامه های جدید نیازمند نیروهای انسانی تازه نفس هستند. این گونه فعالیتها علاوه بر آنکه سبب رشد سرمایه IT می شوند، جذب منابع انسانی را نیز در پی دارند. بنابراین به نظر می رسد این شرکت ها بتوانند فراتر از اهداف استخدامی خود بروند و سهم بیشتری در کارآفرینی داشته باشند. همچنین انتقال مشاغل IT به خارج می تواند به عنوان یکی از قابلیت های بالقوه بازار کار فناوری اطلاعات در نظر گرفته شود.


یادداشتها

 

[1] دانشگاه صنعتی مالک اشتر

[2]  Unemployment
[3]  Entrepreneurship
[4]  Information Society
[5]  Economic Development Engine
[6]  Information Technology (IT)
[7]  E-commerce
[8]  Online
[9]  Knowledge-based Economy
[10]  Richard Cantillon
[11]  Jean- Baptiste – Say ( 1767- 1832)
[12]  Schumpeter
[13]  Innovation
[14]  Invention
[15]  Small & Medium Enterprises
[16]  Incubators
[17]  Online Employment
[18]  E-commerce
[19]  Collaboration Systems
[20]  Electronic Data Interchange
[21] ITAA
 

  منابع و مآخذ: 

1. Stevenson, H. H. and Jaarillo, J.C (1990) “A ‍Paradigm of Entrepreneurship, Entrepreneurial Management”, Strategic Management Journal, 11, 17- 27.


2. عابدی، رحیم. نقش کارآفرینان در تحول خلاق سازمانهای اداری، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه، دوره اول، پاییز 1380، شماره 1.

3. Szilagy, A.D and Wallace, M.J. 1987, “Entrepreneurship”.

4. موسوی، سید محمود. نقش کارآفرینی در توسعه صنعتی و اقتصادی، مجله رهیافت، شماه 29، بهار 1382
5. شهیدی، مهدی. تجارت الکترونیکی ابزاری برای کاهش شکاف دیجیتالی، عصر ارتباط، 22 تیرماه 1382
6. حجازی، سید علیرضا. برر سی وضعیت منابع انسانی فعال در حوزه فناوری اطلاعات ایالات متحده، http://www.systemgroup.net/

7. “How Information Technology Entrepreneurship has changed the world?” http://www.jackmwilson.com/eBusiness/ITE.htm



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
چکیده

بازاریابی تجاری همواره با انتقادهایی روبه رو بوده است. دلیل بیشتر این انتقادها، ورود مسائل غیراخلاقی و غیرعرفی به حوزه فعالیتهای بازاریابی است.
در این مقاله انتقادهایی که نسبت به بازاریابی صورت می گیرد، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و خواهیم گفت اصولی که در تعلیمات اسلامی ذکر شده اند، چگونه می توانند در بازاریابی اجتماعی و اخلاقی مدیران ایفای نقش کنند، به ویژه مدیران بازاریابی که از حساسیتهای اخلاقی و معنوی بالایی درحرفه خود برخوردارند.

مقدمه
همان‌گونه که می دانیم، بازاریابی به تعبیری همان بازاریابی عقیده است: خواه منظور ما ازبازاریابی، ایده کلی فروش یک دارو (یا هر کالای مفید دیگر) باشد یا رفع یک نیاز از انسانها و یا کمک وخدمت به مردم. امااز بازاریابان انتقادهای زیادی به عمل می آید. مصرف کنندگان، بازاریابی را عامل ضرر و زیان در بسیاری از موارد عنوان می کنند.
اگر فرهنگ کسب و کار کنونی را با فرهنگ کسب و کار اجداد و پدرانمان مقایسه کنیم، در می یابیم که در گذشته، کسب و کارعملی عبادی بوده است ولی در حال حاضر بی توجهی به مبانی احترام به مشتری،اخلاقیات و عدم رعایت اصول و مبانی اسلامی در بازار حکمفرما شده است.‌‌‌‍[1]بسیاری از مردم چنین می پندارند که اسلام و دینداری با کسب و کار و تجارت در تضاد است، در حالی که در بسیاری از احادیث و کتابهای اسلامی این ایده به طور کلی رد شده است:
_ هـر فـرد معتقد به مبانی دینی که برای تامین حوایج خود و بـرآوردن نـیازمندیهای خانواده یا جامعه‌اش، جد و جهد می‌کند، نـوعـی عـبادت در آستان پروردگار بی‌نیاز به جای می آورد. [2]
_ عبادت هفتاد جزء است که افضل اجزای آن طلب روزی حلال است. نبی اکرم(‌ص)
_ هرکس که به دنبال روزی حلال باشد تا به خود و خانواده اش کمک کند مانند مجاهد در راه خدا خواهد بود. امام موسی بن جعفر (ع)
_ امیرالمؤمنین برای طلب روزی از خانه بیرون می رفت و دوست داشت خداوند اورا در حالی که برای طلب روزی حلال،نفسش را به زحمت انداخته است ببیند. امام باقر(ع). و حتی ارزش بالایی برای بازرگانان و تجار مطرح شده است به گونه ای که حضرت علی (ع) در نامه 53 خود در نهج البلاغه چنین می فرمایند: «سپاهیان بر جای نماند جز با سومین دسته از مردمان که قاضیانند و عاملان و نویسندگان دیوان،که کار عقدها را استوار می کنند و آنچه سود مسلمانان است فراهم می آورند و در کارهای خصوصی و عمومی مورد اعتمادند و کار این جمله استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران که فراهم می شوند و با سودی که به‌دست می آورند، بازارها را برپای می دارند و کار مردم را کفایت می کنند در آنچه دیگران مانند آن نتوانند».
بازاریابی، مفهومی مبتنی بر خدمت وکسب فایده متقابل است. در واقع بازاریابی به معنای تأمین نیازهای انسانهاست و یکی از ارزشهای قاطع و مسلم انسان که اسلام آن را صد در صد تأیید می کند و به واقع ارزشی انسانی است، خدمتگذار خلق خدا بودن.[3]
_ دو خصلت است که نیک تراز آن نیست :ایمان به خدا و سودمندی برای بندگان خدا.[4]
_ امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند: «ای کمیل، مردم بر سه دسته‌اند:اول،علمای ربانی، دوم،دانشجویانی که در راه نجات هستند، سوم،فرومایگان پست و بی اراده‌ای که خیری در آنها نیست.[5]
اسلام، ساخت نظام اقتصادی خود را بر پایه خداشناسی و معارف اقتصادی و ایدئولوژیکی و موازین اقتصادی استوار داشته است. به گونه‌ای که می فرماید: «پاکمردانی که هیچ کسب و تجارت،آنها را از یاد خداوند غافل نگرداند».[6]

انتقادهای بازاریابی و تعلیمات اسلامی
موارد عمده ای را که تصمیم گیران بازاریابی ممکن است با تصمیم نا درست خود سبب ضرر و زیان مصرف کنندگان منفرد،جامعه و سایر موسسات اقتصادی شوند مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.[7] این عوامل عبارتند از:
1. کالا
2. بسته بندی
3. قیمت
4. کانال توزیع
5. تبلیغات
6. فروشندگی
7. رقبا
حال، احادیث و روایات مختلف فلسفی، دینی،عرفانی را که برطرف کننده انتقادهای موجود است را ذکر خواهیم کرد. در واقع نشان می دهیم که در تعالیم اسلامی نیز،این انتقادهای مورد توجه بوده است و راه حلهای لازم به پیروان آن ارائه شده است.
_ کالا
در حدیث آمده است:«خداوند سازنده ماهر را دوست دارد».[8]
همچنین در حدیثی دیگر آمده است: «خداوند انسان حرفه ای و امین را دوست دارد».[9] در این حدیث دو عامل حرفه‌ای بودن و امین بودن موردنظر بوده است. عامل اول: یعنی کسی که نیاز و دردی از جامعه دوا کند واثر مهارت و فناوری او دیده شود.عامل دوم: امین بودن است، یعنی بها دادن به کیفیت کارها و درست و کامل بودن کار است.
_ بسته بندی
درحدیث آمده است:«کالای خود را به منظور جلب توجه و رغبت بیش از اندازه مشتری،زینت نکنید».[10]
_ قیمت
درحدیث آمده است:«به سود کم قناعت کنید و در تحصیل سود به اندازه خود اکتفا کنید و این مقدار را نیز میان همه مشتریان تقسیم کنید، یعنی از همه مشتریان روزانه خود به اندازه مخارج روز خویش، به نسبت سود بگیرید» .[10]
_ کانال توزیع
انحصار ناشی از تبانی، به این معنی که تولید کنندگان با هم تبانی کنند که کالای مورد نظری را تولید نکنند، یا فروشندگان تبانی کنند که به قیمت بیشتری بفروشند، از نظر اسلام مذموم است.
در یکی از روایات نقل می شود که امام صادق (ع) خدمتکاری را که مصادف نام داشت طلبید و هزار دینار به او پرداخت تا برای تجارت عازم مصر شود.خدمتکار پول گرفته شده را به کالا تبدیل کرد و به همراه تجار دیگر به مصر رفت. هنگامی که نزدیک مصر شدند تجاری را دیدند که از مصر خارج شدند و در گفت‌وگو با آنان وضعیت کالای خود را از آنها پرسیدند. آنها گفتندکه از این کالا در مصر چیزی نیست.تجار می دانستند که این وسیله مورد نیاز عموم است و با هم پیمان بستند که کمتر از سود هر دینار به یک دینار نفروشند.پس از پایان یافتن کالاها به مدینه باز گشتند و مصادف با دو کیسه هزار دیناری نزد امام رفت و عرض کرد: «یکی سرمایه و دیگری سود». حضرت درباره زیادی سود پرسیدند و او موضوع را به آگاهی حضرت رساند.حضرت فرمود: «آیا بر ضد مردمی مسلمان پیمان می بندید که جز به سود دینار، دینار نفروشید؟» سپس کیسه مربوط به سرمایه را برداشت و فرمود با کیسه دیگر کاری نداریم و بعد فرمود: «ای مصادف،ضربات شمشیرها از به دست آوردن روزی حلال آسانتر است».[11]


_ تبلیغات
بهره گیری از هرگونه تبلیغات مضر و زیان بخش، چه زیان جسمی داشته باشد و یا اخلاقی،و هرگونه وسایلی که ویژه این کار است ممنوع است .[12]
_ فروشندگی
درحدیث آمده است: «در موقع معامله، سوگند ، هر چند هم راست باشد نخورید».[10]
از امام جعفر(ع) نقل شده است: علی(ع)هنگامی که در کوفه بود همه روزه صبح اول وقت،بیرون می رفت و در بازارهای کوفه گردش می‌کرد و تازیانه ای بر دوش داشت که دارای دو طرف و نام آن(سبیته)بود.او به هر بازاری که می‌رسید می ایستاد و ندا در می داد که ای تجار و بازرگانان..._ از خدا بترسید.مردم که صدای حضرت را می شنیدند،هر کار که به دست داشتند کنار می گذاشتندوبا دل و جان به اوامرش گوش می دادند. می فرمود: «پیش ازهرکاراز خداوند طلب خوبی کنید و به ارفاق، برکت ازخدابگیرید و با مشتریان مهربانی کنید و خود را به زیور بردباری بیارایید و قسم نخورید و از دروغ بپرهیزید و ستمکار نباشید و با مظلومان با انصاف رفتار کنید و نزدیک ربا نروید و کم فروشی نکنید و مردم را گول نزنید و به این وسیله دنیا را تباه نسازید»، آنگاه در همه بازار می‌گشت و سپس برای انجام سایر وظایف خود درباره مردم آماده می شد.[13]
_ رقبا:
درحدیث آمده است: «در بین معامله برادر دینی خود داخل نشوید. یعنی هنگامی که می بینید متاعی را یکی از برادران دینی میل دارد بخرد شما در این معامله دخالت نکنید تاآن معامله دیگری را برادر دینی انجام دهد» .[10]
همچنین، در بازاریابی اصولی وجود دارد که ازنظریه ها و رویه های بازاریابی مدرن حاصل شده است [7]:
_ اصل آزادی مصرف کننده و تولید کننده
_ اصل محدود کردن ضرر و زیان بالقوه
_ اصل تأمین نیازهای اساسی
_ اصل کارایی اقتصادی
_ اصل نوآوری
_ اصل آموزش و ارایه اطّلاعات به مصرف کننده
این اصول به نوعی، راهنمای سیاستهای بازاریابی اخلاقی در سازمانها هستند. دراین بخش نیز،اصولی را که تعلیمات اسلامی در این زمینه بیان می دارد عنوان می کنیم:
_ اصل آزادی مصرف کننده و تولید کننده:
مکتب اسلام هرچند آزادی را، مانند دنیای سوسیالیستی از افراد سلب نمی کند ولی مانند جهان سرمایه داری نیز به افراد آزادی اقتصادی نامحدود نمی دهد، بلکه این مکتب الهی اشخاص را در صحنه اقتصاد زندگی با توجه به مبانی سیاسی ،اجتماعی ، اخلاقی و فرهنگی ویژه‌ای که دارد در کادر ارزشها و معیارهای معنوی خاصی محدود می کند.[10]
در اقتصاد اسلامی اصلی وجود دارد به نام: اصل حاکمیّت اراده. به این معنی که انسان حق دارد بر طبق اراده و تمایل خودش به هر شکل که خواست با دیگری قراردادی منعقد کند،خواه این قرارداد رایج و معمول باشد و یا خود او ابتکار کرده باشد. خواه در زمان شارع و قانونگذار اسلام متعارف بوده یا نباشد.بنابراین اگر طرفین معامله ای را اختراع کردند که به صورت هیچ یک از معاملات معمول و متداول نبود،این قرارداد درست است، با این شرط که بر عنوانهای باطل و حرام، مثل: ربا،مجهول،جزاف و کالی بکالی و نظایر آنها تطبیق نکند.[14]
_ اصل محدود کردن ضرر و زیان بالقوه
دراقتصاد اسلامی اصلی وجود دارد به نام:اقاله نادم.این اصطلاح بدین معنی است که اگرمعامله ای واقع شدوخریدار یا فروشنده متوجّه شود که این معامله به نفع او نبوده است و پیشنهاد فسخ معامله را کند،طرف مقابل این پیشنهاد را بپذیرد و در زمینه به هم زدن معامله موافقت خود را اعلام کرده، در این مورد اقدام کند.[10]
_ اصل تأمین نیازهای اساسی
مردی به حضرت صادق (ع)عرض کرد : «ما درراه کسب مال وثروت تلاش می کنیم ودوست داریم که امکانات مالی فراوانی داشته باشیم». حضرت پیش ازهر چیز مسئله هدف رامورد توجه قرار داد و پرسید: «هدف شما در کسب وکار وتلاشتان چیست ؟
گفت: «می خواهیم خود و خانواده خود را اداره کنیم و برای خویشاوندان خویش نیز درصورتی که در مضیقه اقتصادی باشند رفاه و وسعت به وجود آوریم و در راه خداوند،درراه تامین مصالح عمومی از اموال و ثروت خود خرج کنیم و برای انسجام مراسم حج و شرکت در این اجتماع با شکوه عبادی و سیاسی اقدام کنیم». آن حضرت کسب مال و ثروت در راه چنین هدفهایی را مورد تعریف و تمجید قرار دادند.[15]
_ اصل کارایی اقتصادی
حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند سه چیزنشانه ایمان است:
1. شناخت کامل فرهنگ و قوانین اسلام؛
2. صبر وشکیبائی در مقابل حوادث و مشکلات زندگی؛
3. بکار بستن تقدیر و اندازه گیری درست در امور اقتصادی.[16]
_ اصل نوآوری
حدیثی داریم درباب نوآوری و خلاقیت و تلاش:هرکس دو روزش یکسان باشد،فریب خورده است.[17]
_ اصل آموزش و ارایه اطلاعات به مصرف‌کننده
درحدیث آمده است:عیبی را که در کالای مورد فروش وجود دارد،فروشنده ذکر کند و پنهان نکند(البته در صورتیکه نقص و عیب خیلی مهم نباشد وگرنه پنهان کردن نقص و عیب،غل و غش است و حرام می باشد).[10]
نتیجه گیری
مطالعه قوانین مالی و تجاری و اقتصادی اسلام بخوبی روشن می سازد که:اسلام هدف اصلی خود را تنها بالا بردن سطح زندگی مالی مردم و بهبود وضع خوراک،لباس،مسکن و سایرموجبات آسایش قرار نداده است بلکه به همراه این منظور و بالاتر از آن، تکامل روحی و فضایل اخلاقی موردنظر بوده است و تمام نکاتی را که در بازاریابی اجتماعی مطرح می شود، در تعالیم اسلامی نسبت به آنها توصیه شده است.
در مجموع این نتیجه حاصل می شود که بازاریابی درست و اصولی دارای هیچ گونه انحرافی نیست و انتقادهایی که نسبت به آن به عمل می آید، در واقع در مورد بازاریابی غیر اصولی است.

منابع

فصلنامه توسعه مهندسی بازار، سال اول، شماره اول
1. المسند،ج3،صص48-49
2. مطهری، مرتضی: انسان کامل، چاپ سی و هفتم، اردیبهشت 1385.
3. نهج الفصاحه،حدیث 1446
4. نهج البلاغه، حکمت شماره 147
5. آیه 37 از سوره نور
6. کاتلر، فلیپ، ترجمه: فروزنده، بهمن: اصول بازاریابی ، چاپ پنجم.
7. حریری، محمدیوسف: اقتصاد اسلامی، انتشارات امیری، سال 1362،ص98.
8. وسایل، ج12، ابواب مقدّمات تجارت.
9. آیت الله نوری، حسین: اقتصاد اسلامی، چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
01. وسایل الشیعه ج12،ص311،ابواب آداب التجاره، باب 26، حدیث 1.
11. مکتب اسلام، شماره 238 ،ص 11
21. وسائل الشیعه، ج12 ،کتاب التجاره، باب جملةممایستحب للتاجرمن الاداب، ص283 ، حدیث1.
31. صدر، سیدموسی: اقتصاد در مکتب اسلام، انتشارات جهان آرا، ص90.
41. وسایل، ج12،ص19.
51. بحارالانوارج، 71، ص344.
61. میزان الحکمه،ج7،واژه فرصت،عمر،شباب
71. مطفّفین-1
81. آیه 67 از سوره الرحمن
91. آیه 18 از سوره الحج

منبع:مجله تدبیر-شماره ۱۹۸



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 11:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
ممکن است فکر کنید همین که با بحران رو به رو شدید و مشکلات عملی و مسائلی که آن را دربر گرفته است سر و سامان دادید ، برای شما کفایت می‏کند و همه چیز خاتمه یافته است .اما نه ، نمی‏توانید به سادگی از عواقب و اثرات آن رها شوید. مدیریت بحران از جمله موقعیت‏هایی به شمار می‏رود که در آن گاهی این احساس به انسان دست می‏دهد که دنیا با او سر دشمنی دارد.
توجه کنید روشی که برای سرو سامان دادن به یک بحران به کار می‏بندید ، نه تنها برعواقب ناشی از بحران مؤثر است بلکه تأثیر عظیمی در روحیه گروه ، همکاران شما و همچنین بر موقعیت شما در داخل این گروه به جا می‏گذارد. اینکه
۵ یا ۵۰۰ نفر را رهبری کرده‏اید ، تفاوت چندانی ندارد. ولی این چند ساعت عملکرد شما زمینه‏ای را به وجود می‏آورد که بسیار مشکل بتوان آن را در کوتاه مدت تغییر داد. اگر مسئله را به نحو نادرستی جمع و جور کرده باشید ، این بحران موجب لطمه خوردن به حرمت شما و از دست رفتن وفاداری و روحیه گروه و همکاران شما می‏شود. اما اگر مسئله را به نحو مطلوبی سر و سامان داده باشید ، موجب افزایش شدید علاقه‏مندی کارکنان و اعضای گروه و تقویت هویت سازمان و مستحکم شدن موقعیت شما می‏شود.
بحران چیست ؟
در پزشکی وضعیت بحران به وضعیتی اطلاق می‏شود که ارگانیسم دچار بی‏نظمی شده و به خطر افتاده است. بحران را می‏توان شرائط غیرعادی‏دانست که در آن مشکلات ناگهانی و پیش‏بینی ناپذیر پدید می‏آید نظیر آتش‏سوزی ، اغتشاش، زلزله، شورش، ورشکستگی، اعتصاب … و سایر مواردی که به تصمیم‏گیری فوری نیاز دارد و درچنین شرایطی ، ضوابط ، هنجارها و قوانین مرسوم دیگر کارساز نیست. امروزه با پیچیده شدن محیط و پویائی سریع آن ، هرلحظه امکان بروز یک بحران برای سازمان وجود دارد. در یک موقعیت بحرانی ، فرهنگ سازمان تغییر یافته و به سمت یک فرهنگ خلاق و متغیر گرایش پیدا می‏کند. این امر خود باعث ایجاد فرصت‏هایی جهت حفظ و تداوم حیات سازمان می‏شود. به عنوان مثال بحران مالی آسیای جنوب شرقی در چند سال پیش ، شوک بزرگی را برای اقتصاد این کشورها به همراه داشت ، اما تحقیقات نشان می‏دهد که این بحران‏ها در عین حال فرصت‏هایی را به همراه داشتند که منجر به شکوفائی اقتصاد آنان شد. بنابراین هنگام مواجه با یک وضعیت نمی‏توان مطمئن بود که وضعیت مذکور یک محدودیت (تهدید) محسوب می‏شود یا یک موقعیت (فرصت). برای مثال گاهی فرصت‏های از دست رفته ، در مراحل بعدی مسائلی را برای سازمان ایجاد می‏کنند ، همچنین گاهی هنگام مواجهه با یک محدودیت ، فرصت‏های جدیدی ایجاد می‏شود. به همین دلیل برخی از مدیران بر این باورند که در دل هر مسئله، فرصتی نهفته است. با وقوع بحران ، واکنش‏های روانی متعددی رخ می‏دهد که عبارتند از : ناباوری ، وحشت ، قبول شکست ، قضاوت‏های غلط ، اقدامات غیرمنتظره ، کوته‏نظری ، هیجان زیاد و مقصر دانستن این و آن. موارد فوق واکنش‏هایی هستند که در ابتدای هر بحران از طرف افراد بروز می‏کند و علاوه بر آن ، هرچند که ممکن است نوع بحران‏ها متفاوت باشند ولی همه آنها نقاط مشترکی دارند :نیاز به تصمیم‏گیری بدیع دارند، عدم واکنش سریع معمولاً پیامد نامطلوب دارد، راه‏حل‏ها محدود هستند، زمان به نفع تصمیم‏گیران نیست، تصمیمات غلط ، عواقب وخیم دارند، شدت گرفتن غیرمنتظره رویدادها وضعیت بحرانی را تشدید می‏کند.
با توجه به مطالب ذکر شده هر مدیر یا مسئول ممکن است با این سؤال مواجه شود که :چگونه باید با بحران برخورد کرد ؟ برخورد با بحران از منظر تصمیم‏گیری :
واضح است که واکنش‏ها و نحوه تصمیم‏گیری افراد به هنگام بحران به چگونگی برداشت آنها از اوضاع وابسته است. طبیعی است که هرچه برداشت از وضع پیش آمده جدی‏تر باشد و خطر بیشتری برای منافع خود و سازمان احساس کنند به همان میزان وضع را بحرانی می‏کنند. به قول «چارلز هرمان» در چنین وضعیتی سه عامل نقش زیادی دارند. براساس این سه عامل سناریوهای مختلفی را می‏توان ترسیم کرد :
الف- اینکه وضعی که پیش آمده منافع خود ،گروه و سازمان را تا چه حد مورد تهدید قرار داده است.
ب- زمان لازم برای عکس العمل چقدر است.(فرصت)
ج- برای سازمان تا چه حد غیرمنتظره بوده است.(غافلگیری)
البته نباید از نظر دور داشت که امروزه تصمیم سریع مدیران سازمان‏ها ، تأثیر اساسی در موفقیت یا شکست آن سازمان دارد. وقتی که مدیران با یک وضعیت بحرانی روبرو می‏شوند ، شناخت صحیح مسئله و ارائه راه حل مناسب در زمان معین می‏تواند فرصت‏هایی را برای سازمان بوجود آورد.
روانشناسی برخورد با بحران :
تصمیم‏گیران باید :
1- برای محدود کردن عواقب سوء بحران و کنترل وضعیت ،‌تصمیمات فوری اتخاذ کنند ، آنگونه که «میتنز برگ» می‏گوید : بحران در اثر وقوع ناگهانی و غیرمنتظره حادثه یا اتفاقی بوجود می‏آید که توجه فوری به آن برای اخذ تصمیمی فوری ضروری است.
2- اولین کسانی که قرار است مطالب آنها را بشنوند شناسایی کرده و برای تأثیر بر آنها برنامه خاصی داشته باشند.
3- روی حل مسئله تمرکز کنند و به هیچ وجه تمرکز خود را بر روی مسائل غیرواقعی نگذارند.
4- روی خلاقیت تمرکز کنند و آنگاه خواهند دید که دنیای آنها پر از امکانات نامحدود است.
5- از حداکثر انرژی خود برای پیدا کردن راه حل استفاده کنند.
«انسوف» در این مورد می‏گوید : در اثر تغییر و تحولاتی ،‌بقاء و حیات سازمان به مخاطره افتاده است و سازمان برای رهایی از نابودی باید فوق‏العاده تلاش کند.
6- عصبانی نشوند ، فریاد نکشند یا یک نفر را پیدا نکنند که گناهان را به گردن او بیندازند.
7- بحران را به یک فرصت تبدیل کنند.
8- باید با گروه‏هائی که اهداف متضاد در حل بحران دارند برخورد کنند.
9- باید از تفکر نیوتونی استفاده کنند :
الف- باید خود را در معرض موضوع قرار دهند.
ب- ذهنتان باید حساسیت نسبت به موضوع داشته باشد.
ج- ذهن خود را نسبت به موضوع بحران غنی کنند. سناریوها و حالات مختلف بحران :
1- وضعیت کاملاً بحرانی : در این وضعیت تهدید شدید ، زمان کوتاه و غافلگیری هست مثل زلزله‏های مخرب یا بحران کره. در این وضعیت هدف‏های عمده به خطر افتاده و تهدیدات اساسی و فرصت برای تصمیم‏گیری نیز بسیار کم است و حادثه پیش‏آمده کاملاً غیرمنتظره بوده و همه را غافلگیر کرده است. در چنین وضعیتی دیگر نمی‏توان از روش‏های معمول برای نشان دادن عکس‏العمل استفاده کرد. مدیریت در چنین حالتی بیش از هر چیز به تجربه ، مهارت ، سرعت ، هوشمندی، خلاقیت و موقعیت سنجی نیاز دارد. از آنجا که فرصت کافی برای جمع‏آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات نیست باید هرچه سریعتر با توجه به اطلاعات موجود موضوع ارزیابی و نسبت به آن اقدام شود.
2- وضعیت نوظهور :تهدید شدید ، زمان بلند و غافلگیری ، در این وضعیت تهدید شدید است ، بحران پیش آمده هم کاملاً غیرمنتظره می‏باشد ولی فرصت کافی برای تصمیم‏گیری وجود دارد. مثل بحران ترکیه/یونان
بدیهی است که تصمیم‏گیران باید از این فرصت برای جمع‏آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات و یافتن گزینه مناسب از میان راه‏حل‏های گوناگون به بهترین وجه استفاده کنند.
3- وضعیت بطئی (کند) و آرام : تهدید ضعیف ، زمان زیاد و غافلگیری ، در این حالت هم تهدید کم است و هم فرصت برای تصمیم‏گیری بسیار زیاد ولی حادثه غیرمترقبه است مثل سقوط خروشچف از حکومت شوروی سابق.
طبیعی است که در چنین وضعیتی تصمیم‏گیران فرصت کافی برای جمع‏آوری اطلاعات و بحث و گفتگو دارند، بویژه آنکه چون تهدید هم جدی نیست افراد کمتر دچار اضطراب و دستپاچگی هستند و بهتر می‏توانند تصمیم‏گیری کنند.
4- وضعیت موردی یا تصادفی : تهدید ضعیف ،‌زمان کوتاه و غافلگیری ، در این حالت بحران پیش آمده تهدید اساسی بوجود نیاورده است ولی هم غافلگیری شدید است و هم زمان برای تصمیم‏گیری کوتاه ، مثل شورش مجارستان. در چنین حالتی اگر تصمیم‏گیری درست انجام نشود بحران می‏تواند تشدید شده و تهدید زیادی را متوجه تصمیم‏گیران کند. غالباً چون تهدید زیاد نیست تصمیم‏گیران به آن توجه کافی نمی‏کنند در نتیجه بعداً گرفتار می‏شوند.
5- وضعیت انعکاسی : تهدید شدید ، زمان کوتاه و پیش‏بینی شده. در این وضعیت تهدید شدید است و زمان عکس‏العمل کوتاه ولی غافلگیری وجود ندارد چون از قبل ، وقوع حادثه‏ای قابل پیش‏بینی بوده است. مثل محاصره برلن پایتخت آلمان در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم. در چنین حالتی تصمیم‏گیران ‏باید از قبل، خودشان را برای مواجهه با چنین بحرانی آماده کرده باشند تا بتوانند در زمان کوتاه تصمیم‏های لازم را بگیرند.
6- بحران تعمقی : تهدید شدید ، زمان بلند و پیش‏بینی شده . در این حالت تهدید شدید است ولی زمان کافی برای عکس العمل وجود دارد و هم بحران قابل پیش‏بینی بوده است مثل بحران بیکاری و بحران برلن. در این وضعیت تصمیم‏گیران هم می‏توانند مقدمات کار را از قبل فراهم کنند تا غافلگیر نشوند و هم فرصت کافی برای جمع‏آوری اطلاعات و بحث و گفت وگو داشته باشند.
7- وضعیت عادی و روزمره : تهدید ضعیف ، زمان بلند و پیش‏بینی شده . در چنین وضعیتی هم تهدید کم است و هم زمان برای تصمیم‏گیری زیاد است و هم بحران از قبل قابل پیش‏بینی بوده است . مثل عضویت چین کمونیست در سازمان ملل. این وضعیت بحرانی است که افراد با آن هرچند یکبار درگیر می‏شوند و باید بتوانند طبق روال گذشته با آن مواجه شوند. از آنجا که این نوع بحران هرچند یکبار تکرار می‏شود معمولاً روش‏های مقابله با آنها از قبل پیدا شده است.
8- وضعیت اداری و اجرائی :تهدید ضعیف ، زمان کوتاه و پیش‏بینی شده . در چنین شرایطی تهدید کم است ، زمان عکس‏العمل کوتاه و بحران قابل پیش‏بینی است. مثل درخواست کمک نظامی هندوستان . در این حالت چون تهدید شدید نیست و از قبل هم قابل پیش‏بینی بوده است باید مقدمات کار از قبل فراهم شده باشد تا در فرصت کوتاهی هم که بحران بوجود آمده است بتوان بهترین تصمیم را گرفت.
پارادایم در بحران :
اما منظور از
PARADIGM – الگو، مدل ، نمونه و بازی در بحران چیست ؟
در اثر بحران ، آینده‏نگری به عنوان یکی از ابزارهای اصلی مدیریت مطرح می‏شود ،‌پارادایم یکسری از قوانین و مقررات مکتوب و نامکتوب است که دارای دو رسالت عمده است : یکی آنکه محدودیت‏
ها را تعریف می‏کند و دیگر آنکه در این محدودیت‏ها چگونه عمل بکنیم تا بتوانیم موفق باشیم. پس باید آگاه بود که بازی‏ها عوض شده یا به عبارت دیگر پارادایم‏های جدیدی مطرح می‏شوند که برای موفقیت باید قوانین و مقررات پارادایم جدید را شناخت (هنر بازی کردن) لذا دیگر نمی‏توان با الگوهای گذشته به تحلیل پارادایم‏های جدید پرداخت.«پیتر دراکر» در کنار خصوصیات یک مدیر خوب به «آینده‏نگری» اشاره کرده و تأکید می‏کند : «یکی از مهمترین مهارت‏های مدیران در دوران آشوب و بی‏نظمی ، آینده‏نگری است و آن را به دو قسم مطرح می‏کند محتوائی ، یعنی آینده چه چیز است و فرآیندی ،‌یعنی چگونگی استفاده از این چه چیزها.» در گذشته مدیران بعد از اتفاق مسئله‏ای یا بعد از بروز مشکل اتخاذ تصمیم و از مدیریت رویداد پیروی می‏کردند و تا حدودی به سمت تشخیص موقعیت نیز حرکت می‏کردند. اما امروزه مدیران باید از وقوع هرگونه بحران و مشکلی جلوگیری کنند و به سمت مدیریت آینده‏نگری بروند.
«هنری کیسینجر» می‏گوید : غیرممکن است که هفته دیگر ، بحرانی به وقوع بپیوندد چون برنامه من کامل است.
مدیریت در بحران :
با توجه به مطالبی که گفته شد موضوعی که در اینجا قابل طرح است چگونگی مدیریت در بحران است. در هنگام بحران به علت آشفتگی ،‌ذهن درست کار نمی‏کند و تعقل صورت نمی‏پذیرد لذا احتمال اشتباه بسیار زیاد است و رفتارهای نامناسبی بروز می‏کند که ممکن است باعث تشدید بحران شود. در شرائط بحرانی گاهی لازم می‏شود فرد خود را کنترل کند و حتی در مواردی اگر عکس‏العملی نشان ندهد بهتر از تصمیمات شتاب زده و هیجان آلود است. زیرا این عکس‏العمل‏ها وضع را بدتر می‏کند. با وجود این، غالباً شرایط به نحوی است که فرد را به عمل برمی‏انگیزد و به دلیل رفتارهای غیرعقلائی و رفتارهای نامناسب بحران تشدید می‏شود. حفظ خویشتنداری و آرامش درتسلط بر اوضاع به هنگام بحران ، نقش مهمی دارد. به این علت مدیریت بحران کاری است مشکل که به شجاعت و سرعت عمل نیاز دارد. لازمه تصمیم‏گیری در بحران ، تجربه و مهارت کافی است ولی افزون بر آن ،‌مدیر باید اعتماد به نفس داشته و بتواند از شم خود استفاده کند. شکل‏های دیگر آن است که در وضعیت بحرانی برای تعیین درستی و نادرستی تصمیم ، ضابطه‏ای دردست نیست ، زیرا تنها نتیجه تصمیم است که درستی یا نادرستی آن را تعیین می‏کند.

به نقل از روزنامه تفاهم



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
کارآفرینی فرآیند یا مفهومی است که در طی آن فرد کارآفرین با ایده‌های نو و ذهنی خلاق و شناسایی فرصت های جدید، با بسیج منابع به ایجاد کسب و کار اقدام می کند
.

 

به طور کلی فرآیند خطر پذیری برای فردی که می خواهد در بازار کار برای خود و یا افرادی دیگر که با وی همکاری می کنند،کاری ایجاد کند بالا است .به طوری که گاه کارآفرین می تواند با شکست مواجه شود و گاه تمامی تلاش ها می تواند به تولید یک کالا و یا ارائه خدمتی به جامعه منجر شود .
مهمترین انگیزه ای که در کارآفرینی باعث می شود که وی از خلاقیت خود در زمینه نوآوری استفاده کند ، ایجاد کسب و کار ، نیاز به ایجاد اشتغال برای خود در درجه نخست و در مراحل بعدی برای دیگران ، کسب ثروت و در نهایت احساس مفید بودن است .
دینای اقتصادی امروز تفاوت های آشکاری با گذشته دارد. واحدهای اقتصادی که دیروز در جایگاه یک بنگاه اقتصادی نقش تعیین کننده داشت ، جای خود را به نوآوری، ابداع، خلق محصولات جدید و دارایی‌های نرم افزاری داده است .
درسال های گذشته ثروتمندان کسانی بودند که منابع مالی بیشتری در اختیار داشتند،اما امروزه ثروتمندترین مردم دنیا افرادی هستند که دانش بیشتری در خلق ثروت دارند .
توسعه اقتصادی دنیای امروز برپایه نوآوری وخلاقیت و دانش محوری است. اقتصاد مبتنی بر دانش ، اقتصاد دانش محور است .
در دنیای امروز قدرت و توانمندی اقتصادی مبتنی بر دانش و آموزه های علمی است و ثروتی که بر پایه دانش در اقتصاد ایجاد می شود ، به طور یقین ماندنی است.کشورهایی که بخش قابل ملاحظه ای از تولید علم و دانش را به خود اختصاص داده اند، از نظر صنعتی توسعه یافته و از توان اقتصادی و سیاسی بالایی برخوردار هستند .
دانش و مدیریت در هر جامعه زیر بنای نوآوری و خلاقیت‌ها می باشدو برای انجام این مهم ضروری است که مراکز تولید دانش، فنّاوری و مهارت‌ها در کشورها توسعه یابد و این مسئولیت بر عهده دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی می باشد .
دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی به عنوان ارکان اساسی توسعه همه جانبه کشورها باید از هر نظر مورد حمایت قرار گیرند و محققان و اساتید باید از جایگاه ویژه ای برخوردار باشند تا با آسایش خیال قادر باشند که نیروهای جوان و طالب علم کشور را اهل فکر و نظر، نوآور و خلاق پرورش دهند .
در دنیای امروز بزرگترین سرمایه‌های یک بنگاه اقتصادی نیروهای اهل فکر، یادگیرنده و خلاق آنها هستند که مسئولیت های توسعه اقتصادی را بر عهده خواهند گرفت .
کارآفرینی یکی از عناصر مهم توسعه اقتصاد بر پایه دانش محوری است و می تواند نوآوری و خلاقیت را که بر پایه دانش ایجاد شده است ، در چرخه اقتصادی کشور نقش ارزنده خود را ایفا کند.بعبارتی کارآفرین ارتباط دهنده دانش و علوم با صنعت و بازار است .
ویژگی های کارآفرینان :
کارآفرینان افراد ویژه ای هستند که به سبب نبوغ و پشتکار متمایز از دیگران می باشند .این افراد به دلیل داشتن تهور و شجاعت در عرصه ایجاد خلق فرصت های نو دارای ویژگی های متمایزی نسبت به دیگر افراد جامعه می باشند .
مهمترین ویژگی های کارآفرینان
داشتن اعتماد به نفس
عمل گرایی
و فرصت شناسی است
در بسیاری از کشورهای جهان، هم اکنون موسسه های آموزش عالی در جهت توسعه اندیشه کارآفرینی درمیان دانشجویان و دیگر افراد جامعه که تمایل به ایجاد کسب و کار جدید دارند، اقدام می کنند .
برخی کارشناسان اقتصادی معتقدند: کارآفرینی را می توان با آموزش در میان افراد سازماندهی کرد و زمینه تفکر برای ایجاد خلق فرصت های نو را در آنها هموار ساخت .
*
تعاریف کارآفرینی
در مورد تعاریف مفهوم کارآفرینی دیدگاه های گوناگونی وجود دارد و درک کامل مفهوم و موضوع " کارآفرینی " نیازمند اطلاع از دیدگاه های بین رشته ای است .
کارآفرینی برحسب ماهیت خود و توجه محققان رشته های مختلف از نظر روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، صنعت و حتی تاریخی تعریف شده است .
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی "Entrepreneurs" به معنای "متعهد شدن" گرفته شده است .
کارآفرینی نخستین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن 16 میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های اقتصادی خویش تشریح کرده اند .
مفهوم کارآفرینی طی دو دهه گذشته در بسیاری از کشورهای جهان مورد توجه اندیشمندان و برنامه ریزان اقتصادی قرار گرفته است .
برخی از صاحب نظران، در مجموع کارآفرینی را فرآیند شناسایی فرصت های اقتصادی، ایجاد کسب و کار جدید، نوآور و رشد یابنده برای بهره برداری از فرصت های شناسایی شده می دانند که در نتیجه آن کالا ها و خدمات جدیدی به جامعه عرضه می شود .
بسیاری از برنامه ریزان اقتصادی بر این باور هستند که کارآفرینی موتور تحول ، تحرک و توسعه اقتصادی و جامعه است. رشد و فراگیری این پدیده می تواند به تحول و دگرگونی اساسی در اقتصاد ملی منجر شود .
کارآفرینان افرادی نوآور، مصمم ، متعهد،مخاطره پذیر ، مسئولیت پذیر، هدف گرا ، واقع گرا و رشدگرا هستند . در همین حال کارآفرینان دارای عزم و اراده، اعتماد به نفس و استقلال طلب هستند. کارآفرین به چالش‌ها پاسخ مثبت می‌دهد، با مشکلات و موانع برخوردی مثبت دارد و از دانش به خوبی بهره می‌گیرد. کارآفرینان همواره تلاش می‌کنند تا دانش تولید شده در مراکز تحقیقاتی را به دانش تولید محصول تبدیل کنند و محصولی قابل رقابت به بازار ارائه دهند .
کارشناسان اقتصادی کارآفرینی را به دو گروه اساسی تقسیم می کنند که شامل کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی است .
کارآفرین فردی است که نوآوری و ساخت محصولی جدید یا ارائه خدماتی نو با توجه به بازار دارد. در صورتی که حاصل تلاش یک تیم در سازمانی باشد َ، آن را کارآفرینی سازمانی می‌نامند .
جاذبة اصلی کارآفرینی در بعد فردی و سازمانی بی حد بودن نوآوری است. کارآفرینان با ویژگی خلاقیت، براساس فرصت‌ها در زمان‌های مناسب قادر هستند محصولی جدید یا خدماتی نو به بازار ارائه کنند .
نوآوری فرایندی است پایان ناپذیر، زیرا نمی‌توان برای تولید علم حد و مرزی قائل شد. در اقتصاد مبتنی بر دانش، نوآوران و صاحبان فکر سرمایه‌های اصلی شرکت‌های تولیدی و کارآفرین هستند. امروزه 70 تا 75 درصد سود در شرکت‌های نرم افزاری و دارویی از طریق سرمایه‌های فکری کارکنان حاصل می شود .
بسیاری از کارآفرینان فعالیت خود را در قالب ایجاد شرکت‌های کوچک و متوسط شروع می‌ کنند. این شرکت‌ها سهم بسزایی در توسعه صنایع (پیشرفته)و ایجاد اشتغال دارند و نسبت به شرکت‌ های بزرگ از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند .
در جهان امروز بسیاری از دولت‌ها متقاعد شده اند که باید بستر رشد را برای واحدهای کوچک و متوسط در قالب مراکز رشد و پارک‌های علم و فنّاوری فراهم سازند و آنها را تا مدت زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند ، حمایت کنند .
در کشورهای جنوب شرقی آسیا 95 درصد کل بنگاه‌های اقتصادی و صنعتی کشورها را بنگاه های کوچک و متوسط تشکیل داده و به عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال کشورها تاثیر گذارند .
*
تعاریف کارآفرین از نظر برخی از صاحب نظران اقتصادی
"
ریچارد کانتیلون" در سال 1730میلادی نخستین اقتصاددانی بود که این واژه را در علم اقتصاد ابداع کرد. اما "جان باپتیست سی " در سال 1803 میلادی کار آفرین را فردی تعریف کرده است که مسوولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده دارد .
"
فرانک نایت "در سال 1921 میلادی کار آفرینآن را افرادی می شناسد که در شرایط عدم قطعیت به اتخاذ تصمیم می پردازند و پیامدهای کامل آن تصمیمات را نیز به طور شخصی می پذیرند .
طبق نظر "کاسوندر" سال 1982 میلادی ، کار آفرین فردی است که تخصص وی "تصمیم گیری عقلایی و منطقی در مورد ایجاد هماهنگی در منابع کمیاب" می باشد. وی داشتن توان داوری و قضاوت را عنصری مشترک در تمامی کار آفرینان تشخیص داده است .
از دیدگاه "کارلند " نیز که در سال 1984 میلادی منتشر شده است ، کار آفرین فردی می باشد که شرکتی را به منظور سود و رشد تاسیس و آن را مدیریت می کند و از آن برای پیشبرد اهداف شخصی بهره می گیرد .
کارآفرینی در جهان
نتایج بررسی وضعیت اشتغال در جهان نشان می دهد از میان یک میلیارد و 400 میلیون نفر نیروی کار در محدوده سنی 20 تا 64 سال در جهان، 150 میلیون نفر (بیش از 10 درصد نیروی کار) درگیر فعالیت‌های مرتبط با کارآفرینی هستند. 54 درصد از کارآفرینان (حدود 80 میلیون نفر )کسانی هستند که بر اساس «فرصت‌ها» فعالیت‌های صنعتی و کسب کار مورد علاقه خود را ایجاد کرده اند .
کارآفرینان به طور عام در کشورهای توسعه یافته یا در بخش‌های توسعه یافته کشورهای در حال توسعه فعالیت خود را پیگیری می کنند .
نتایج بررسی ها نشان می دهدکه 43درصد از کارآفرینان (حدود 63 میلیون نفر) افرادی هستند که بر اساس «ضرورت‌ها» فعالیت‌های کارآفرینی خود را دنبال می‌کنند. اغلب این افراد در کشور های در حال توسعه یا توسعه نیافته مشغول فعالیت هستند. در این کشورها نیازهای اولیه و ضرورت‌ها، مبنای فعالیت‌های کارآفرینی قرار می‌گیرد. لذا سطح فنّاوری و نوع خدمات کارآفرینی بر اساس فرصت‌ها و ضرورت‌ها بسیار متفاوت است .
کارآفرینان مرد حدود 70درصد جمعیت کارآفرینان را در جهان تشکیل می‌دهند. به عبارت دیگر مردان کارآفرین دو برابر زنان هستند. در دو کشور ایتالیا و نیوزلند تعداد کارآفرینان مرد و زن به طور تقریبی برابر است .
کارآفرینان به تفکیک گروه های سنی 55درصد در رده سنی 25 تا 44 سال، 23 درصد در رده سنی 18 تا 24 ساله و 22درصد را افراد 45 سال به بالا تشکیل می‌دهند .
*
سابقه کارآفرینی در ایران
کشورهای توسعه یافته از اواخر دهه 1970 میلادی به موضوع کارآفرینی توجه جدی داشتند ، اما این موضوع با یک دهه تاخیر از اواخر دهه 1980 میلادی در کشورهای درحال توسعه مورد توجه قرار گرفت .
با نگاهی به مطالعات برنامه سوم توسعه اقتصادی ایران ، مشاهده می شود که در این برنامه ، توجه چندانی به کارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود .
موضوع بیکاری و پیش‌ بینی بازار کار ایران در دهه 1380 موجب شد که در زمان تدوین برنامه سوم توسعه که باید در سال های 79 تا 83 به اجرا در می آمد ، موضوع توسعه کارآفرینی مورد توجه برنامه ریزان کشور قرار گیرد .
در برنامه چهارم توسعه که تا سال 1388 ادامه دارد ، گسترش کارآفرینی در سطح وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ‌جهاد کشاورزی، صنایع و معادن و همچنین سایر مؤسسه‌ها همچون جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیت‌های آنها، مطرح شده است. از این رو، امروزه «توسعه کارآفرینی» رویکردی بسیار ضروری برای جامعه است .
بررسی ها نشان می دهد که باید برای مقوله کارآفرینی اهمیت ویژه ای قائل شد و این مهم زمانی می تواند در کشور گسترش یابد که ضرورت حمایت از کارآفرینی توسط تمامی نهادهای اقتصادی و اجتماعی کشور شکل بگیرد .
بازار کار ایران با دو مقوله جوانی و افزایش سطح تحصیلات دانشگاهی مواجه است.بنابراین باید بخش وسیعی از جمعیت یاد شده از طریق کارآفرینی با بازار کشور مرتبط شوند و از توان نیروهای خلاق و با انگیزه جامعه در راستای پویایی اقتصادی و شکوفایی اقتصاد ملی بهره جست .
منبع:ایرنا

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در کار و کارآفرینی
در شرکتهای کوچک هماهنگی  برای برنامه‌های بازاریابی کار آسانی نیست مگر اینکه آن شرکت کاملاً مرتبط با فروش باشد . برای راه اندازی یک شرکت لازم است افراد با گروهی که کار می کنند همفکر و هم‌عقیده باشند و چه بسا ممکن است اعضای گروه بازاریاب نباشند.بسیاری از شرکتهایی که در 15 تا 20 سال اخیر بوجودآمده اند مجبور نبوده اند با بازاریابی آشنایی و ارتباطی داشته باشند و اگر آنها به مرحله  فروش رسیده اند تصور می کنند با داشتن حامی مالی یا تغییرات جزیی در کارشان می توانند این مشکل کوچک را حل کنند. یک محصول خوب نیازمند مواد اولیه یا برنامه ریزی خوب می باشد اما قبل از تولید محصول مناسب برنامه ریزی بهتری لازم است .
زمانیکه شما بهترین بازار هدف را برای فروش پیدا کردید ابتدا بهتر است با قیمت کمتر کالایتان را بفروشید تا بتوانید بصورت دایم در بازار بمانید و احترام و اعتمادتان در بازار زیاد کنید.در شرکتهای کوچک قبل از شروع بازاریابی همه کارمندان باید بدانند که دنبال چه هدفی هستند و چرا؟ و چه کارهایی باید بکنند ؟

ایجاد اهداف بازاریابی در فلسفه وجودی شرکت :
در فلسفه هر شرکت کوچک مفهوم بازاریابی به عنوان اساسی ترین جزء در چارچوب تشکیل شرکتها می باشد.همه شرکتها ممکن است در ابتدای کارشان شروع به سرمایه گذاری ، استخدام نیروی کار و ... کنند .در هر حال قبل از شروع برنامه بازاریابی این کارها لازم است. اما باید در فلسفه وجودی شرکت اهداف بازاریابی و روش‌های انجام این کار وجود داشته باشد.
وجود هدف در هر شرکت مهمترین قسمت هر شرکتی است و اگر نباشند پایه شکل گیری شرکت ضعیف خواهد بود . وجود هدف باعث خواهد شد مدیران قادر باشند افرادی که لایق و سزاوار هستند را جذب کنند مانند : سهامداران ، تولید کنندگان و مشتریان . اگر فقط به یکی از اهداف شرکت توجه شود آن به صورت فزاینده ای  به ضرر شرکت خواهد بود . بازاریابی از تلاش شرکت برای توسعه سریع تر از میزان روند رشد قبلی شرکت ، جلوگیری نمی‌کند .چرا که اگر خلاف آن باشد معمولاً سرمایه کار ، تسهیلات  یا نیروی کار آموزش دیده ، همگی با هم رو به کاهش رفته و همچنین باعث می شود تعدادی از کارگرانی که سالها در شرکت کار می کرده اند اخراج شوند .
تعیین اهداف در دستورالعمل بازاریابی :
همه فعالیتتان مانند : انتخاب ، آموزش  و استخدام کارمندان ،  ، تبلیغات ، پیشرفت و خدمات تولید ، منجر به رسیدن به اهدافتان است .
در شرکت باید اهداف مدیرعامل هماهنگ با دیگر مدیران باشد ، به عنوان مثال اگر شما تصمیم دارید یک فرد را انتخاب ،  استخدام  و آموزش دهید باید تمام تصمیات مدیران میانی شرکت را در این مورد قبول داشته باشید .اگر اینگونه نباشند شما یک گروه مخالف در جهت پیشرفت در کارتان و رسیدن به اهدافتان دارید. مدیران باید سعی کنند از تجربیاتشان نیز برای تکمیل برنامه هایشان استفاده کنند.بیشترین اطمینان و تضمین برای موفقیت شرکت هدف گذاری در شرکت است . باید سعی کنیم کمتر آنها را تغییر دهیم و آنها را یادداشت کنیم . این کار باعث می شود هر کسی به روز باشد و تمام کارهایش برای رسیدن به یک مقصود باشد. آیا شما برای انجام مسؤولیت و فعالیت به هدف نیازمندید ؟ بلی شما به هدف نیاز دارید مثلاً در بازی گلف اگر جایی که قرار است توپ بعد از پرتاپ در آن بیافتد وجود نداشته باشد چه کار خواهید کرد؟مانند وقتی که  ندانید برای چه منظوری کار می کنید. ممکن است شما هدفتان را  بدانید اما افرادیکه با شما کار می کنند ندانند.
منظم کردن اهداف اصلی :
تمام اهداف شرکت بستگی به توافق  دارد. مدیران با تصمیمات مختلف راه رسیدن به اهداف را تعیین خواهند کرد و کارمندانی که هدف شرکت برایشان واضح نبوده بعد از هدف گذاری ، همکاری شان با شرکت آغاز خواهد شد . آیا تا به حال برای شرکتی که تصمیماتش با اهدافش تناقض داشته باشد کار کرده اید؟  مطمناً برنامه کاری آنجا متوقف یا کند شده است .برای مثال هیچ چیز نمی تواند مخربتر از این باشد که بخشهای مالی به خاطر حسابهای جدید ، حسابهای قابل وصول را کم کنند .
سیاستها و راهنمایی ها :
در بازی گلف قوانینی برای گرفتن امتیاز وجود دارد و به سختی می توان برنده شد . می دانید  بهترین قسمت  برای پرتاب و گرفتن امتیاز با کمترین احتمال خطا چه جایی است؟ در کسب و کار نیز مانند آن است مدیران با استفاده از تجارب و کارکرد خوبشان با صرف کمترین هزینه ای می توانند به اهدافشان برسند. این راهها برای مدیران شناخته شده است .که به همه آنها "سیاست " می گویند ، اما بعضی از مردم این نام را دوست ندارند. آنها ترجیح می دهند به جای این کلمه از کلمات "راهنمایی "یا " روش کلی " استفاده کنند . که باید دارای معنی و اصول مشترکی مانند: روشنی و وضوح ، مناسب بودن ، تعمیم پذیر بودن، دارای ثبات و پایداری باشد. بنابراین در برنامه های کلی شرکت برای هماهنگی برنامه های بازاریابی داشتن مراحل قانونی زیر جزو سیاست کاری هر شرکتی قرار می گیرد.
1- ممکن است با کمی نارضایتی در کارتان مواجه شوید چرا که مدت طولانی سیاستهای شرکت تغییر نکرده و وقتی شما سیاست های کلی تان را در شرکت شروع می کنید نارضایتی ها و اختلافاتی در میان گروه مدیرانتان که سالیان سال با هم کار می کردید پیش خواهد آمد.
2-  شما می توانید بفهمید چه اندازه مردم می خواهند مسؤول پذیر باشند . مدیریت بدون داشتن سیاستهای آشکار و رابطه اجتماعی خوب منجر به رشد و توسعه نخواهد شد. برای اثبات این موضوع شما نیاز دارید درباره شرکتهایی که بیشترین موفقیت را در سر پا نگه داشتن  شرکتشان  داشته اند را مطالعه کنید.
3-  استفاده از تجربیات افراد موفق است که باعث می شود شما دیگر اشتباهات گروه اول را تکرار نکنید در این صورت آنها با اشتباهات و مسایل جدید و در پی آن طرح اولیه جدیدی رو به رور شده که برای شرایط رشد و تغییرات امروزه بسیار لازم است .
سازمان های بازاریابی :
هر فردی که بازاریابی می کند باید قادر باشد اهداف و سیاست های مختلف را برای هماهنگی با گروهش شناسایی کند .افراد گروه نیز بهتر است روشنفکر ، خلاق ، علاقه مند به کار گروهی و متخصص باشند.
مدیر باید مطمئن باشد که افراد گروهش اصول ، قوانین و سیاستهای شرکت را برای رسیدن به اهدافش می دانند و همچنین آنها باید یک آزادی معینی در برنامه ریزی ، مشارکت در تثبیت استانداردها و تحت کنترل درآوردن چیزهایی که در چارچوب برنامه هایشان نیست را داشته باشند. اگر کارمندان فرصتی برای اینکه در ردیف مدیران باشند داشته باشد دوست دارند کارهایی فراتر از وظایفش را انجام دهد .
اگر توضیحاتی به اعضاء گروه  در خصوص چگونه برخورد کردن با مسایل داده شود آنها عملکرد خوبی خواهند داشت . تضعیف روحیه اعضای گروه منجر به درک نکردن شرایط عقب نشینی آنها از کار خواهد شد ولی با  شریک شدن انجام کارها آنها وظایف سخت را نیز می توانند انجام دهند .
برنامه ریزی برای گرفتن نتیجه دلخواه :
قبلا ً گفته شد که به دو موضوع نیاز  است : 1- ثبات اهداف و سیاستها 2- ارتباط اهداف وسیاستها با همه اعضای گروه مدیریت .
 اما در حقیقت آنها به برنامه ریزی نیاز دارند . بدون داشتن اهداف و سیاست ، پذیرفتن مسولیت درست نیست ، ولی با داشتن برنامه ریزی مدیر می تواند انتظار داشته باشد تمام کارمندانش توانایی برنامه ریزی و کار مناسب و تخصصی را در شرکت داشته باشند . وقتی بازاریابها برنامه ای برای کارشان داشته باشند مدیر آن برنامه را با برنامه سایر بخشهای شرکت مانند : تحقیق ، مهندسی ، مالی و ... هماهنگ می کند .آنها باید بدانند در این مورد چه کاری باید انجام شود ، چه کسی باید آن را انجام  دهد و چه زمانی را برای انجام کارشان در نظر گرفته اند . به عبارت دیگر برنامه ریزی اجازه می دهد بین تمام سطوح  هماهنگی باشد و بدون آن شرکت نمی تواند کار انجام دهد.
استانداردها و کنترل ها :
تعدادی از افراد ( مخصوصاً  بازاریابها ) اگر استانداردهای کاریشان  مشخص باشد بدگمانی شان درباره کارشان از بین می رود. استانداردهای کاری اغلب اصطلاح  پذیرفته شده ای است و معنی آن نتایج  مورد انتظار می باشد .
اگر در حیطه سیاستهای تایید شده برنامه ای برای رسیدن به اهداف مشخص داشته باشید به نتایجی که انتظار دارید می رسید. در غیر این‌صورت برنامه ریزی معنایی ندارد. در شرکتهای کوچک هماهنگی استانداردهای کاری میان بخشهای مدیریت می تواند مسایل واقعی را نشان دهد .شخصی که به واژه" استاندارد کار" آشنایی دارد احتمالاً  رییس کارخانه بوده و او ممکن است فقط این واژه را برای مشاغل معینی استفاده کند هنوز استاندارد کردن یکی از مهمترین و باارزش ترین تجارب برای بازاریابی یا هر تعریف مدیریتی است و برای موفقیت فردی و تجاری بسیار اهمیت دارد . کلمه ای که کمتر کسی آنرا می پسندد واژه " کنترل " است که البته بهتر است واژه راحت تر " گزارش برنامه " استفاده شود و ظاهراً معیار راحتتری بر اساس استاندارد شما به منظور تعیین برنامه هایی که به منظور رسیدن به اهدافتان  دارد را می سازد. افراد در تمام سطوح مدیریت انتظار دارند بصورت دوره ای برنامه هایشان را اندازه بگیرند . که با این کار هم سود شرکت و هم کارکنان را به صورت غیر رسمی می توان کنترل کرد.در این  گزارشات چگونگی ثبت استانداردهای انجام شده و چگونگی انطباق این استانداردها  با برنامه های مورد قبول شرکتها  مشخص می شود.
موضوع پیچیده ای درباره هماهنگی برنامه های بازاریابی در شرکتهای کوچک وجود ندارد و معمولاً با صرف زمان و هزینه کم امکان پذیر می باشد . این موضوع در حقیقت شبیه فایلهای بایگانی است که زمانی فراموش شده است . تشخیص، سازمان دهی و فرمول بندی برنامه های بازاریابی بوسیله ارتباطات با سایر بخشها میسر است . اگراینگونه ارتباطات خوب باشند افراد نیز در شرکت انگیزه دارند به سمت رشد و ترقی آن حرکت کنند .

منبع:بازار کار



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 10:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب