یادداشت های تحلیلی




























 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

معاصرسازي اسوه هاي ديني

از   مسايل چالش برانگيز در جامعه ما، الگوگيري از اسوه هاي ديني است كه   معتقدان و منتقداني دارد. مشكل اساسي در اين مسئله، تفاوت زماني اسوه هاي   ديني با ما است. اين نوشتار، معتقد است با تكيه بر «معاصرسازي» مي توان   اين مشكل را چاره كرد. با معاصرسازي، هم پيروي از سبك اسوه هاي ديني تأمين   مي شود و هم اقتضائات زمان لحاظ مي شود. اين امر در دو مرحله بايد مورد   توجه قرار گيرد: يكي پژوهش و ديگري گزارش. در مرحله پژوهش دو نكته بايد   مورد توجه قرار گيرد: يكي اين كه سيره پژوهي بايد با رويكرد زندگي صورت   پذيرفته و به شكل پژوهش ناظر به زندگي يا پژوهش زندگي محور سامان يابد، نه   پژوهش در خلأ. نكته ديگر اين كه سيره پژوهي بايد رويكرد موضوعي داشته   باشد، نه معصومي. در مرحله گزارش نيز چند نكته بايد مورد توجه قرار گيرد : يكي رويكرد تبييني در گزارشگري كه در آن از تحكم و توصيه صرف پرهيز شده و   نقش هر كدام از اصول سيره در زندگي تبيين مي شود، ديگري رويكرد كاربردي كه   صرفاً به بيان اصول بسنده نكرده و مصداق ها و موارد اصول را در زندگي   امروز نشان مي دهد و سوم رويكرد نظام مند در ارائه است كه در آن از ارائه   اصول به شكل پراكنده پرهيز شده و آنها در يك نظام مشخص، متناسب با نياز   زندگي طراحي شده و ارائه مي شوند

The image “http://noorportal.net/Page-Data/StaticImages/khanevade/579/593/knl33.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

مقدمه

بحث الگوگيري از اسوه هاي ديني از مسايل مهم و چالش برانگيز در جامعه اي   مانند ماست. متدينان و كساني كه باورهاي مذهبي عميق تري دارند، معترض اند   كه چرا مردم سبك زندگي خود را از اسوه هاي ديني نمي گيرند و افرادي كه   گرايش مذهبي اندكي دارند معترض اند كه چرا بايد سبك زندگي خود را از   شخصـيت هايي كه در گذشته مي زيسته اند، بگيرند. علت پافشاري گروه نخست،   جايگاه رفيع شخصيت هاي ديني و اعتقاد به اين است كه روش آنان، كليد موفقيت   و سعادت در زندگي است و مـشكل اساسي گروه دوم شايد نه ترديـد در تقدس   شخصيت هاي ديني بلكه تفاوت زماني و هم عصر نبودن آنان با ماست. هر دو نيز   در آن بخشي كه بر آن تكيه مي كنند، درست مي گويند. شخصيت هاي ديني علاوه   بر جايگاه رفيعي که دارند، سلوكشان رمز موفقيت و سعادتمندي است و اين هر   انسان خردمندي را به پيروي از آنان برمي انگيزد. از سوي ديگر زندگي در   زمان حال صورت مي پذيرد و زمان در حال تغيير است و انسان بايد متناسب با   مقتضيات زمان خود زندگي كند و لذا پيروي از شخصيت هاي ديني نه از باب دين   ستيزي بلكه از باب تفاوت زمان توجيه ناپذير مي نمايد . حل مشكل در «معاصرسازي اسوه هاي ديني» نهفته است. ايده معاصرسازي، هر دو   ديدگاه پيش گفته را تأمين مي سازد؛ از يك سو الگو بودن شخصيت هاي ديني را   در بر دارد و از سوي ديگر مشكل تفاوت زماني را حل مي كند. اين ايده بر اين   باور است كه بدون واپس گرايي و ناديده گرفتن مقتضيات زمان، مي توان سبك   زندگي شخصيت هاي ديني را با همان اصالتي كه داشته اند، الگو قرار داد . تبيين اين ايده و روش آن موضوعي است كه اين نوشتار بدان مي پردازد. مطالب   مورد نظر در دو بحث كلي سامان يافته اند: نخست بحثي در اسوه شناسي و سپس   بحثي در معاصرسازي اسوه هاي ديني و روش آن .

2 اسوه شناسي

در اين بحث چند مسئله وجود دارد كه بايد بررسي شوند: يكي اين كه معناي   اسوه و سيره چيست، ديگر اين كه شرط اسوه شدن چيست و رفتار چه كساني قابليت   الگوبرداري دارد. سوم اين كه اسوه چه جايگاهي در زندگي داشته و چرا بايد   سيره اسوه هاي ديني را شناخت و چهارم اين كه آيا جنسيت در الگوگيري از   اسوه نقش دارد يا نه .

1-2) معناي اسوه و سيره

موضوع معاصرسازي اسوه هاي ديني با دو كليدواژه مهم پيوند دارد: يكي «اسوه » و ديگري «سيره». بايد نخست روشن شود كه اين دو واژه به چه معنا مي باشند   تا بتوان به مسايل بعدي پرداخت. لذا به صورت خلاصه معناي اين دو را بررسي   مي كنيم : لسان العرب، در ذيل كلمه اسوه مي‏نويسد كه «اُسوه» و «اِسوه»: يعني مقتدا،   و وقتي گفته مي شود: «إئتس به» يعني به او اقتدا كن و مانند او باش. فلانٌ   يأتسي بِفُلانٍ؛ يعني آنچه را او مي پسندد براي خود مي پسندد و به او   اقتدا مي كند و در هر حالي همانند حال او مي باشد و جمله «القوم اسوة في   هذا الأمر» يعني حال آنان در آن امر يكسان است (ابن منظور، 1408ق: ج14،   ص35). راغب نيز معتقد است كه اسوه عبارت است از حالتي كه انسان هنگام   پيروي كردن از ديگران پيدا مي‏كند، چه اين پيروي كردن در امور خوب باشد يا   امور زشت (راغب اصفهاني، بي تا: ص 76)اما با اين حال، واژه اسوه معناي عميق تري دارد كه معاني گفته شده از آن   برگرفته شده اند. در حقيقت واژه هاي «اُسوة» و «إسوة» اسم مصدر از « ائتساء»اند و از مادّه «أسو» كه بر درمان و تيمار و اصلاح كردن دلالت   دارد، گرفته شده اند. ابن فارس معتقد است كه اين واژه بر درمان و اصلاح   كردن دلالت مي كند. وقتي گفته مي شود: «أسَوتُ الجرح» يعني زخم را درمان   كردم. به همين دليل به طبيب، «آسي (درمانگر)» مي گويند و وقتي گفته مي   شود: «أسوت بين القوم» يعني ميان مردم را اصلاح نمودم و از همين باب است   جمله: «لي في فلانٍ اُسوة»؛ يعني فلاني براي من الگوست؛ يعني من به او   اقتدا مي كنم (ابن فارس، 1389ق: ج1، ص 105) در واقع كسي كه شخصي و يا چيزي را الگو (اسوه) و سرمشقِ (مقتداي) خود قرار   مي دهد، گويا مي خواهد از اين طريق، ضعف و كمبود خود را جبران كند و خود   را به نقطه مطلوب برساند، هر چند رسيدن به آن نقطه از نظر عقل و فطرت،   مذموم باشد. از اين رو، «الگو» به الگوي شايسته و الگوي ناشايسته، تقسيم   مي گردد (محمدي ري شهري، 1384: ج3، ص327)

وقتي سخن از اسوه به ميان مي آيد، مسئله سيره نيز مطرح مي شود؛ زيرا   الگوگيري، از سيره و سبك يك نفر صورت مي گيرد. لذا اين واژه نيز بايد   بررسي شود . واژة سيره اسم مصدر نوع از مادة سير است. «س ي ر» ريشه‏اي است که بر   گذشتن، روان شدن و حرکت کردن دلالت مي‏کند (ابن فارس، 1389ق: ج3، ص 120 ). همچنين به معناي رفتن و سير کردن در زمين است (ابن منظور، 1408ق: ج6،   ص453). راغب اصفهاني مي‏نويسد: «سير يعني حرکت روي زمين، در زمين راه رفتن   و گذشتن و عبور کردن سِيرَة يعني نوع خاص حرکت انسان، نوع رفتار و حالتي که انسان دارد. سِيرَة   بر وزن فِعْلَة است مثل فِطْرَة، که در اين وزن، واژه بر «نوع عمل» دلالت   مي‏کند ؛   جَلْسَه يعني نشستن، جِلْسَه يعني نوع نشستن و سِيرَه نوع حرکت است (ابن   منظور، 1408ق: ج6، ص 454؛ زبيدي، 1408ق: ج3، ص287) لذا اهل لغت در توضيح   معناي آن گفته‏اند: سيره به معني طريقه، هيئت و حالت است (ابن فارس، 1389 ق: ج3، ص121؛ طريحي، 1365ق: ج3، ص340) و نيز آن را سنّت، مذهب، روش،   رفتار، راه و رسم، سلوک و طريقه معنا کرده‏اند و از سيرة فرد به صحيفة   اعمال او و کيفيت سلوکش ميان مردم تعبير کرده‏اند با توجّه به آنچه از اهل لغت ذکر شد مي‏توان سيره را نوع و سبک رفتار و   طريقة خاص زندگي معنا کرد. به بيان ديگر، سيره يعني اصول، معيارها و   روشهايي که يک فرد در رفتار و کردار خود دارد. مثلاً پادشاهان به طور کلّي   يک سبک و سيره و يک روش مخصوص به خود دارند. فلاسفه يک سبک مخصوص به خود   دارند. اهل رياضت هم يک سبک مخصوص به خود دارند. پيامبران هم به طور کلّي   يک سبک مخصوص خود دارند و سپس هر کدام از آنان جداگانه سبکي مخصوص به خويش   دارد. در نثر و شعر و هنر نيز سبك وجود دارد و هر كس به نوعي مي نويسد يا   مي سرايد يا نگارگري مي كند. در تفكر هم سبك ها مختلف است؛ مانند سبك   قياسي يا تجربي، عقلي يا نقلي و مانند آن (مطهري، 1385: ص46)



 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 4:02 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

چرا اعتدال گرايي؟

پرسش اين است كه چرا اعتدل گرايي در حوزه هاي مختلف به ويژه اقتصاد و مصرف   اين اندازه مهم است؟ اعتدال گرايي چه آثار و پيامدهايي را مي تواند به   دنبال داشته باشد؟ اعتدال گرايي به حالتي گفته مي شود كه در آن دو طرف از   لحاظ كميت و يا كيفيت در سازگاري و تناسب باشد. (لسان العرب، ابن منظور،   ذيل واژه عدل) بنابراين مي توان گفت كه اعتدال به معناي تناسب است. همين   حالت تناسب است كه مقتضاي استقامت، قوام پيدا كردن و موزون شدن ميان چيزها   مي شود. بنابراين هنگامي كه از اعتدال سخن به ميان مي آيد مقصود آن است كه   تناسب در آن رعايت شود كه لازمه مراعات چنين تناسبي استقامت و قوام يافتن   چيزها مي شود . انساني را متعادل مي گويند كه در عقيده، انحراف و گرايش به باطل نداشته و   در پي حق و حقيقت باشد و در رفتار هرگز مناسبات ميان اشيا و چيزها را   ناديده نگيرد. از اين رو انسان موحد و يكتاپرست را انسان معتدل مي نامند؛   زيرا چنين شخصي مراعات تناسب ميان هستي را كرده و حق هر چيزي را به درستي   ادا نموده است. نتيجه چنين بينش و نگرشي آن است كه از افراط و تفريط و كژي   به دور مي باشد. (بقره آيه 135 و آل عمران آيه 67 و 95 و نساء آيه 125 و   نحل آيات 120 و 123) وي در رفتارها و گفتارها و مناسبات اجتماعي خويش نيز   ميانه روي و تعادل را مراعات مي كند (لقمان آيه 19) و در انفاق و ديگر   امور اجتماعي نيز ميانه روي را از خود دور نمي كند (فرقان آيات 63 و 67 ) زيرا مي داند كه حتي در كارهاي عبادي نيز مي بايست رعايت تناسب را بنمايد   و سازگاري و تناسب را در كم و كيف، ملحوظ دارد . علت گرايش به اعتدال و ميانه روي از آن روست كه چنين رفتاري موجب مي شود   تا انسان در مسير خردمندي و كمال گرايي قرار گيرد و گرفتار شرك درعقيده و   عمل نشود و راه نقصان و باطل را نپيمايد . دست يابي به استقامت و قوام يابي در شخصيت و عمل اجتماعي از ديگر آثار و   پيامدهاي اعتدال گرايي بشر در زندگي است كه در آيات 63 و 67 سوره فرقان به   آن توجه داده شده است. از نظر خداوند، انسان متعدل و ميانه رو با رعايت   تناسب و عدالت است كه مي تواند زندگي خويش را قوام بخشد و به استقامت دست   يابد . بهره مندي از خوشبختي و آسايش از ديگر آثاري است كه آيات 63 تا 67 سوره   فرقان بر آن تاكيد دارد. به اين معنا كه انسان اگر بخواهد سعادت و خوشبختي   را در دنيا و آخرت تجربه كرده و آن را به دست آورد مي بايست راه اعتدال و   ميانه روي را در زندگي خويش بپيمايد .

 

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 4:00 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

ضرورت پرهيز از افراط و تفريط

برخي از مومنان درعبادت هاي خويش راه افراط را در پيش مي گيرند و در   هنگامي كه به خودسازي مي پردازند، براي دست يابي به كمالات، خود را به آب   و آتش مي زنند. گروهي، شيوه رهبانيت را در پيش مي گيرند و يا همانند   مرتاضان هندو از زندگي دنيايي و بهره هاي آن چشم مي پوشند. اين گونه است   كه نه تنها به نقش ربوبيت خود توجهي ندارند بلكه آسيب هايي را نيز به   اطرافيان و جوامع بشري وارد مي سازند. آنان به جاي آن كه به مسئوليت و   وظيفه الهي خود نسبت به آباداني زمين بپردازند، دست از كار و توليد بر مي   دارند و يا حتي ثروت و درآمد خويش را به انفاقي افراطي از دست مي دهند و   خود را نيازمند و محتاج ديگران و كار و توليد آنان مي كنند . در زمان پيامبر (ص) يكي از صحابه هنگام مرگ خويش همه سرمايه و ثروت خود را   به ديگران مي بخشد و از حوزه تصرف خود بيرون مي كند. اين در حالي بود كه   وي دختران چندي داشت كه نيازمند ثروت پدر بودند. پيامبر (ص) هنگامي كه از   انفاق مال از سوي مرد و فقر و نداري دختران آگاه مي شود اجازه نمي دهد تا   اين مرد در گورستان مسلمانان دفن شود؛ زيراچنين رفتاري را به دور از   مسلماني مي دانست . بنابر اين، اگر كسي بخواهد به مسئوليت الهي خويش عمل كند مي بايست در همه   امور راه اعتدال و ميانه روي را در پيش گيرد و با اين روش آسايش و خوشبختي   را نه تنها براي خود بلكه ديگران به همراه آورد . خداوند در بيان جامعه برتر و كامل و ارايه نمونه عيني آن، جامعه اسلامي و   برتر را جامعه اي معتدل و ميانه رو معرفي مي كند كه استقامت با اين روش در   ذات و نهاد آن سرشته مي شود. (بقره آيه 143) بنابر اين، از نظر قرآن و   اسلام، صراط مستقيم هر كس و جامعه اي، ميانه روي و اعتدال در همه امور و   اقتصاد در زندگي است

 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 3:57 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

صرفه جويي؛ راهي به سوي بي نيازي

بعضي از خانمها به دليل علاقه زيادي كه به جلوه گري دارند، بيش از حد خرج   مي كنند تا ثروتمندتر از آنچه هستند به نظر آيند يا به سخاوتمندي معروف   شوند، بدون اينكه آينده نگر باشند. چه بسا خانواده هايي كه به اين دليل   دچار ورشكستگي شده اند. از شرايط مهم صرفه جويي اين است كه نگذاريم چيزي   در منزل حيف و ميل شود يا زياده از حد به مصرف برسد . به طور مثال   زياده روي در تهيه غذا و مصرف كردن آب، برق، گاز و تلفن موجب اتلاف درآمد   خانواده و تحت فشار قرار گرفتن اعضاي آن مي شود. به طور كلي زن بايد به   عنوان مدير اقتصادي خانه با رعايت صرفه جويي به طور غيرمستقيم به افزايش   درآمد خانواده كمك كند . مسأله مهم ديگر دقت در خريد كالاست كه در اين   خصوص معمولاً تصميم گيرنده، خانم خانه است كه بايد بداند وجود علامت   استاندارد براي كالاها در واقع نشان مرغوبيت كالا نيست، بلكه به معناي   حداقل مرغوبيت كالاست، يعني اگر كيفيت كالا از حد ارايه شده استاندارد   كمتر باشد، قابل استفاده نيست . علامت «ايزو» نيز كه امروزه براي   تبليغات بسياري از اجناس و كالاها ذكر مي شود، در واقع به كالا اختصاص   ندارد. بلكه به مديريت شركت توليدكننده كالا داده مي شود. لذا خانمهاي   خانه بايد دقت كنند براي خريد كالا معادل پولي كه از دست مي دهند، كالاي   با ارزش به دست آورند . دكتر احمد صافي، روان شناس در بخشي از كتاب   خانواده و فرزندان يادآور مي شود، از مهمترين سياستگذاريها در محيط   خانواده سياستگذاري در نحوه توزيع و مصرف درآمد خانواده است . به نظر   مي رسد امروزه زنان به ويژه در شهرها در خصوص توزيع و نحوه مصرف درآمد   خانواده نقش عمده تري دارند، زيرا در موارد زيادي مردان اين مسؤوليت را به   آنان واگذار كرده اند . رعايت اعتدال در اقتصاد خانواده و خودداري از   اسراف و تبذير مهمترين سياست مديريت خانواده است. به همين دليل زن و شوهر   بويژه خانم خانه بايد به ساده زيستن اهميت دهند و روحيه ساده زيستن را در   اعضاي خانواده تقويت كنند و از چشم و هم چشمي و رقابتهاي ناسالم بپرهيزند . در مصرف بودجه و درآمد خانواده به اولويتها توجه كنند و در برنامه ها   و مراسم مختلف از قبيل جشن ازدواج و تولد جنبه اعتدال را رعايت نمايند در   چنين شرايطي مي توان به بهسازي اقتصاد خانواده كمك كرد

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 3:55 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

اصلاح الگوی مصرف

سال 88 از سوی   رهبر فرزانه انقلاب اسلامی   به نام اصلاح الگوی مصرف نام گذاری گردید و البته این انتخاب حکیمانه باید مورد توجه جدی نخبگان جامعه قرار گیرد . باید   بدانیم شکست اقتصاد غرب معلول فرهنگ مصرف گرایی بوده که برمبنای تولید   بیشتر برای انباشتن بیشتر ثروت می باشد آنهم برای گروهی معدود که متاسفانه   در نظام سیاسی غرب دارای قدرت انتخاب مسئولین هم می باشند زیرا تبلیغات   انتخابات در غرب توسط همین سرمایه داران تامین گردیده و صاحبان قدرت مدیون   صاحبان ثروت خواهند بود . این چرخه باطل سیاسی و اقتصادی که به نظام سرمایه داری معروف است   در حال فروپاشی است و انشاءالله همچنان که نظام سلطه در شرق با سقوط شوروی   درهم شکسته شد نظام منحط سرمایه داری نیز در غرب بحول و قوه الهی از بین   خواهد رفت و این حادثه عظیم در آستانه تحقق است . در این شرایط حساس زمانی باید به تحلیل رابطه منطقی مصرف ، تولید   و ثروت پرداخت و برای تبیین آن درجامعه ابزار تبلیغ در رسانه را به کمک   گرفت تا الگوی مصرف در فرهنگ عمومی اصلاح گردد . باید الگوی مصرف را از وحی گرفت و آن را به جهانیان ارائه کرد   ودانست امروز جهان تشنه معارف نورانی قرآن و معصومین علیهم السلام می باشد . فرصت ها در حال گذرند و مسئولین و نخبگان جامعه باید زمان برای حرکتی بزرگ و تاریخی از دست ندهند



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 3:54 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  •   
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • 20  

POWERED BY RASEKHOON.NET