یادداشت های تحلیلی




























 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

  رويكرد تبييني در گزارشگري

از موانع مهم در معاصرسازي، ارائه نادرست يافته هاي سيره پژوهي است. يكي   از مهمترين مشكلات در اين زمينه استفاده از ادبيات توصيه اي و تحكمي است . اين در حالي است كه برقراري ارتباط مناسب ميان سيره و مخاطب، نياز به   تبيين و توضيح دارد، نه تحكم و توصيه. هر چند مخاطبان ما غالباً به   معصومان(ع) ارادت داشته و حقانيت و قداست آنان را به رسميت مي شناسند، اما   با اين حال دوست دارند بدانند هر اصلي از اصول سيره چه جايگاه و نقشي در   زندگي دارد؛ درست همانند كسي كه به پزشك مراجعه مي كند. اگر پزشك براي   بيمار توضيحات لازم را بيان كند و او را از دليل تجويزها و توصيه هاي خود   آگاه سازد، بيمار با رغبت و علاقمندي بيشتر نسخه پزشك را عمل كرده و دوره   درمان را با موفقيت بيشتري پشت سر مي گذارد. در سيره نيز ما نيازمند غلبه   رويكرد تبييني بر ديگر رويكردها هستيم. در مرحله گزارشگري، نبايد از قداست   و جايگاه والاي معصومان، به جاي تبيين استفاده كرد. نبايد از مردم خواست   كه چون اين سيرة معصوم است بايد از آن الگو بگيريد. الگوگيري با تحميل و   بايدگفتن حاصل نمي شود. اگر مخاطب به تأثير فلان سيره در زندگي خود واقف   شود و نقش آن را در موفقيت و كاميابي دريابد، بي ترديد از آن الگو خواهد   گرفت. معصومان(ع) خود در انتقال معارف دين به مردم از همين روش استفاده مي   كردند. اكنون جاي بسط اين مطلب نيست، اما اين خود يكي از اصول حاكم بر   سيره اسوه هاي ديني است كه هماره رويكرد تبييني داشته اند، نه تحكمي و   استفاده ابزاري از تقدس. به عنوان نمونه وقتي امام علي(ع) مي خواهد مردم   را از آرزوهاي دور و دراز برحذر دارد، تأثير مخرب آن را در زندگي بيان مي   كند، نه اين كه چون خدا گفته و يـــا چون من مي گويم بايد عمل كنيد : « تجنبوا المني؛ فإنها تذهب بهجة ماخولتم، وتستصغرون بها مواهب الله تعالي   عندكم، وتعقبكم الحسرات فيما وهمتم به انفسكم»؛ از آرزوهاي دور و دراز   اجتناب كنيد؛ چرا كه سرور نعمت ها را از بين مي برد و آنها را نزد شما   كوچك مي گرداند، و افسوس نسبت به آرزوها را به دنبال مي آورد (كليني، 1389 ق: ج5، ص85) نكته ديگري كه در بحث تبيين بايد بدان اشاره كرد اين است كه رويكرد تبييني   نيازمند شناخت صحيح و همه جانبه از اصل استخراج شده است. تا كسي نداند كه   مثلاً ماهيت رضا يا تسليم يا زهد چيست، نمي تواند تبيين درستي از آن ارائه   نمايد. از اين رو لازم است محقق در مرحله سيره پژوهي، علاوه بر بررسي متون   بيان گر سيره، متوني را هم كه تصوير درستي از آن اصل ارائه مي دهند مطالعه   نمايند .

2-2-5) رويكرد كاربردي

مسئله ديگر اين است كه ارائه بايد رويكرد كاربردي و عيني داشته باشد. از   موانع مهم در برقراري ارتباط با اسوه هاي ديني، ارائه مباحث به صورت   انتزاعي و به شكل تخصصي است. مباحث تخصصي، لازم اما اختصاص به مباحثات   علمي دارد. بي ترديد بايد مباحث كاربردي سيره پشتوانه علمي و تخصصي داشته   باشد، اما اين مربوط به مرحله تحقيق و تحليل داده ها است، نه مرحله گزارش   و ارائه. در مرحله گزارش و ارائه، بايد نتيجه تحقيق و تحليل به صورت مشخص   و عيني بيان گردد تا مخاطب آن را درك كند و به كار بندد. انتظار مخاطب از   سيره پژوه ارائه الگوي عملي براي زندگي بهتر است، نه قيل و قال هاي علمي و   مدرسه اي؛ همان گونه كه انتظار ما از پزشك و مهندس طراح و مانند آن نيز   همين گونه است. ما از پزشك نسخه عيني و عملي و از مهندس طراح، نقشــه   ساختمان مي خواهيم، نه بيان تئوري ها و اختلافات نظري. لذا بايد از مباحث   تخصصي و انتزاعي پرهيز نمود و اصول را به شكل عيني و كاربردي بيان كرد . براي اين كار بايد اولاً مشخصه هاي زماني و مكاني غير دخيل در منطق حاكم   بر سيره شخصيت هاي ديني را كنار گذاشت؛ ثانياً اصل منطق را در شرايط حاضر   بازسازي كرد. هر چند مراد از عصري سازي، دست كشيدن از اصول نيست، اما به   معناي تحميل مشخصه هاي تغييرپذير زماني و مكاني بر موقعيت فعلي فرد نيز   نيست. سيره نويس يا سيره گو بايد بتواند در مرحله پژوهش خالص سيره را به   دست آورد و در مرحله گزارش آن را با مقتضيات و شرايط زندگي امروز تطبيق   دهد تا جايگاه آن در زندگي براي مخاطبان مشخص شود و قابليت الگوگيري پيدا   كند .

3-2-5) رويكرد نظام مند

از موانع ديگر ارتباط بشر عصر حاضر با اسوه هاي ديني، پراكنده گويي در   مرحله گزارشگري است. اين پراكندگي ممكن است به چند دليل باشد. گاه بيان   سيره به شكل موردي صورت مي پذيرد. در سبك موردمحور، داده هاي سيره، تك تك   و به صورت وقايع تاريخي بيان مي شوند. گاه نيز ممكن است مطالب به شكل اصول   بيان شوند، اما پراكنده و سازمان نايافته. در اين سبك، داده هاي سيره نه   به صورت موردي و قصه اي، بلكه به شكل اصول پراكنده ارائه مي شوند. هر چند   اين روش از روش قبل بهتر است، اما كامل نيست. درست است كه سيره اسوه هاي   ديني اصول محور بوده و از منطق مشخصي پيروي مي كند، اما همه اصول در عرض   هم نيستند. لذا بهترين روش آن است كه جايگاه و وزن هر يك از اصول حاكم بر   سيره مشخص شوند و هر كدام در جاي خود قرار گرفته و به همان شكل بيان شوند . در اين روش كه مي توان آن را سبك اصول نظام يافته ناميد، نه اصول در عرض   هم قرار مي گيرند و نه بي ارتباط با هم هستند. بلكه فرع و اصل اصول و نظام   ميان آنها و نقش هر كدام در كلان موضوع سيره مشخص مي شود. اكنون جاي بسط   اين موضوع نيست، اما به عنوان نمونه بيان مي كنيم كه رضا، شكر، صبر، زهد،   ياد مرگ، تسليم، باور به تقدير، نعمت شناسي، واقع گرايي انتظارات، تنظيم   آرزوها، مديريت مقايسه ها، استعانت از خدا، توكل، انتظار فرج و مانند آن،   همه از اصول حاكم بر سيره اسوه هاي ديني است كه نمونه ها و موردهاي   فراواني براي آن وجود دارد. اما اگر رويكردي زندگي محور داشته باشيم و   مسئله ما رضايت از زندگي باشد، اصل رضا در رأس قرار مي گيرد و شكر و صبر   دو شاخه آن خواهند بود، سپس اصول نعمت شناسي، واقع گرايي انتظارات، تنظيم   آرزوها، مديريت مقايسه ها، زير مجموعه يا تحقق بخش اصل شكر خواهند بود و   اصولي همانند زهد، ياد مرگ، تسليم، باور به تقدير، استعانت از خدا، توكل،   انتظار فرج و مانند آن، زير مجموعه يا تحقق بخش اصل صبر خواهند بود. اين   شكل از ارائه، جايگاه هر اصل و وزن و كاركرد آن را براي مخاطب مشخص و روشن   مي سازد و زمينه را براي الگوگيري تسهيل مي كند .


 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 11:21 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

نقص گزارشگري

پس از پژوهش كه مرحله كشـف و آماده سـازي مطالب است، نوبت به گزارش مي   رسد. گزارش پل ميان پژوهش و مخاطب است. اگر بر فرض پژوهشي به درستي صورت   گيرد اما گزارش آن به درستي صورت نگيرد، باز هم فرآيند عصري سازي ناقص   خواهد ماند. قداست اسوه هاي ديني و حقانيت سيره آنان زمينه بي توجهي به   چگونگي در گزارش را فراهم آورده است. برخي دچار اين توهم شده اند كه چون   اين امور مقدس و بر حق اند، پس ديگران بايد بدون چون و چرا و به محض اطلاع   آنها را بپذيرند! همين امر موجب شده تحكم و توصيه جاي تبيين و توضيح را   بگيرد. اين شيوه گزارشگري در نهايت منجر به گسست ميان مردم و اسوه هاي   ديني مي شود .

5) راهكارهاي معاصرسازي  

با توجه به آنچه گذشــت مشخــص مي شود كه راهكار معاصرسازي، برقراري پيوند   ميان سيره و زنـــدگي است. پركردن فاصله ميان سيره با زندگي مردم مي تواند   سيره را از مهجوريت و زندگي مردم را از ناكامي نجات دهد. در اين باره   راهكارهايي وجود دارد كه در ادامه به آن مي پردازيم. اين امور به دو مرحله   كلي تقسيم مي شوند: يكي مرحله پژوهش است و ديگري مرحله گزارش .

1-5) پژوهش هاي ناظر به زندگي  

عصري شدن اسوه هاي ديني متوقف بر اصلاح سبك سيره پژوهي است. براي   معاصرسازي بايد سيره پژوهي با رويكرد زندگي صورت پذيرفته و به صورت پژوهش   ناظربه زندگي يا پژوهش زندگي محور طراحي شود. در اين سبك سيره پژوهي،   نيازهاي زندگي و مسايل آن در هر عصري محور قرار مي گيرد و پاسخ آن در سيره   اسوه هاي ديني جستجو مي شود. يك زندگي موفق و مطلوب در هر عصري اقتضائات   خاص خود را دارد. اين اقتضائات بايد شناسايي شوند و به پرسش هاي مناسب   تبديل شوند و پاسخ آنها از سيره گرفته شود. در اين سبك از منظر نيازها و   اقتضائات زماني زندگي، به سيره اسوه هاي ديني نگاه مي شود و سيره متناسب   با نياز و اقتضاي زندگي مطالعه مي شود. به عنوان نمونه ممكن است مردم به   طور كلي يا فلان گروه مخاطبان به طور خاص دچار ناشادكامي و احساس بدبختي و   تيره روزي باشند. بديهي است كه اين مردم نيازمند آگاهي از عوامل شادكامي   مي باشند. در اينجا سيره پژوه بايد با توجه به اين مشكل و با داشتن پرسش   هايي درست، مشخص و متناسب، متن سيره را مطالعه نمايد و پاسخ مناسب را   بيابد و يا اگر مسئله زندگي، موفقيت و كاميابي باشد، سيره پژوه بايد با   طراحي پژوهشي متناسب، پاسخ مناسب را از سيره اسوه هاي ديني بيابد. همچنين   است مسئله هايي مانند روابط بين فردي، روابط زناشويي، روابط والدين و   فرزندان، روابط كارگر و كارفرما و ده ها مسئله ريز و درشت كه در هر زماني   براي زندگي افراد پيش مي آيد. در همه اين موارد، ورود به سيره از ناحيه   مسايل زندگي است، نه سيره در خلأ. ممكن است و بلكه حتماً چنين است كه در   پاسخ به اين پرسش ها، همان اصول حاكم بر سيره اسوه هاي ديني مانند تقوا،   زهد، نظم، عبــادت، گذشت، خوش اخلاقي، تواضع، ايثار، جود، كرم و مانند آن   مطالعه مي شوند، اما نه در خلأ بلكه ناظر به مسئله مورد نظر. در جمع آنچه   مهم است اين كه در مرحله سيره پژوهي بايد سبك زندگي كردن در نگاه كلان و   سبك در امور جزئي زندگي را از سيره اسوه هاي ديني استخراج نمود تا نخستين   گام در معاصرسازي به درستي برداشته شود . نكته ديگر اين كه سيره پژوهي بايد رويكرد موضوعي داشته باشد. پژوهش در   سيره اسوه هاي ديني را به چند شكل مي توان طراحي نمود. يكي سيره پژوهي   معصوم محور است و ديگري سيره پژوهي موضوع محور. هر كدام از اين دو، مزيت و   محدوديتي دارد. پژوهش معصوم محور مزيت معصوم شناسي دارد. بر اساس اين   پژوهش مي توان به تفكيك سيره هر امام را شناخت و معرفت دقيق تري نسبت به   آن بزرگواران به دست آورد. اما محدوديت اين سبك آن است كه نمي تواند الگوي   جامعي براي زندگي ارائه دهد؛ زيرا هر معصومي در شرايط خاصي زندگي مي كرده   و لذا چه بسا بخش هاي ديگر الگو در زندگي ديگر معصومان وجود داشته باشد . اما پژوهش موضوع محور از اين مزيت برخوردار است كه مي تواند الگوي جامع و   همه جانبه اي براي شرايط مختلف زندگي ارائه كند، اما از آنجا كه طبق بندي   آن بر اساس معصومان نيست، در معصوم شناسي محدوديت خواهد داشت. از آنجا كه   سيره پژوهي بايد رويكرد به زندگي و مسايل آن داشته باشد، بهترين شكل سيره   پژوهي، «سيره پژوهي موضوعي» است كه براساس مسئله ها و نيازهاي زندگي شكل   مي گيرد و به پاسخ جويي از سيره اسوه هاي ديني مي پردازد .

2-5) اصلاح شيوه ارائه اسوه

پس از تحقيق نوبت به ارائه در قالب گفتار و نوشتار مي رسد. تحقيق غير از   ارائه بوده و اقتضاهاي خاص خود را دارد. هر چند تحقيق به درستي صورت گرفته   باشد و حقانيت نيز داشته باشد، اگر به درستي ارائه نگردد، فرآيند انتقال   صورت نگرفته و كارايي اجتماعي و تربيتي خود را از دست مي دهد. لذا نبايد   مرحله ارائه را بي اهميت به شمار آورد. بسياري از ناكامي ها در معاصرسازي   مربوط به فقدان مهارت در ارائه است. در ادامه به نكاتي در اين باره مي   پردازيم :


 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 11:16 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

آسيب شناسي

چرا سيره اسوه هاي ديني به روز و عصري نيست؟

واقعيت اين است كه كه از يك سو موفقيت و سعادت زندگي بشر بسته به داشتن   سبكي صحيح و درست براي زنــدگي است و از سوي ديگر سيره اسوه هاي ديني ـ در   كنار ديگر آموزه هاي دين- ارائه كننده مدل و سبك براي زندگي موفق و كامياب   مي باشد. اما واقعيت خارجي نشان از فاصله ميان سبك زندگي مردم با سيره   اسوه هاي ديني و گسست ميان اين دو دارد كه در نتيجه از يك سو دين و اسوه   هاي ديني مهجور واقع شده اند و از سوي ديگر زندگي مردم با ناكامي و   تلخكامي روبه رو شده است. علت چيست؟ چرا اسوه هاي ديني عصري نيستند و مردم   نمي توانند از آنان براي زندگي در عصر حاضر استفاده كنند؟  

پيش از اين گفتيم كه شخصيت هاي ديني قابليت اسوه بودن، و سيره آنان قابليت   عصري شدن را دارد. بنابراين مشكل اساسي در خود اسوه ها يا سيره آنان نيست . مشكل در فرايند فهم و معرفي اسوه ها و سيره آنان است. اسوه هاي تاريخي و   سيره آنان صامت و خاموش بوده و در لابه لاي گزارشات تاريخي و اسناد مكتوب   پنهان اند. آنچه آنها را نمايان كرده و به مخاطبان معرفي مي كند، تلاش   پژوهشگران است. اگر فرايند فهم و پژوهش و گزارش سيره اسوه هاي ديني درست   صورت نگيرد، آنچه ارائه شده و به مردم عرضه مي شود، قابليت عصري شدن را   نخواهد داشت. بنابراين مشكل اصلي به خود اسوه ها و سيره برنمي گردد، بلكه   مربوط به فرايند فهم و ارائه است كه كار پژوهشگران و رسالت مبلغان مي   باشد. در حقيقت ميان اسوه ها و سيره آنان با مخاطبان دو مرحله و دو پل   وجود دارد؛ يكي پژوهش و ديگري گزارش. بر همين اساس سبب شناسي را در اين دو   بخش پي مي گيريم .

1-4) گسست سيره پژوهي از جريان زندگي

از علل مــهم در عصري نشدن اسوه هاي ديني، نامناسب بودن ساختار پژوهش هاي   سيره شناسي و اسوه شناسي است. سيره اسوه هاي ديني حقيقتي مشخص و   تغييرناپذير بوده و منبعي براي سبك زندگي است؛ اما شكل پژوهش و نوع پرسش   از اين منبع و چگونگي ورود به بحث خروج از آن، نقش مهمي در عصري شدن دارد . براي تحقق عصري شدن، صرف وجود قابليت كفايت نمي كند. حقايق ثابتي كه فرا   زماني بوده و قابليت عصري شدن را دارند، نيازمند فرايندي منطقي و تلاشي   روشمند، براي تبديل قابليت به فعليت است كه بخش مهمي از آن به پژوهش مربوط   مي شود . اشكال عمده در اين بخش چيزي است كه از آن به عـــنوان پژوهش در خلأ ياد مي   كنيم. پژوهش در خلأ يعني مطالعه بدون توجه به اقتضاهاي زندگي به طور كلي،   و بدون توجه به اقتضاهاي زندگي در عصر خاص. زندگي به طور كلي و جدا از   اقتضائات زماني، مقتضيات خاص خود را دارد كه بي توجهي به آنها موجب برقرار   نشدن رابطه ميان نتيجه پژوهش و زندگي مي گردد؛ شبيه آنچه در رابطه ميان   دانشگاه و صنعت وجود دارد كه پژوهش دانشگاه به سمتي مي رود و نيازهاي صنعت   چيز ديگري است. پژوهش در خلأ بدون اين كه به نيازهاي زندگي توجه داشته   باشد، يا به صورت موردي و جزئي سيره را بررسي مي كند و يا اصلي از اصول آن   را مورد مطالعه قرار مي دهد و گزارش مي كند. پژوهش متناسب و مطلوب، پژوهشي   است كه از آن به عنوان پژوهش ناظر به زندگي يا پژوهش زندگي محور ياد مي   كنيم و در آينده به بررسي آن مي پردازيم. آنچه مهم است اين كه پژوهش در   خلأ از عوامل مهم در عصري نشدن سيره اسوه هاي ديني بوده و هست .


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 11:12 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

اسوه و زمان

آيا اسوه بايد «عصري» باشد يا مي تواند «تاريخي» نيز باشد؟  

در بحث پيشين از اسوه هاي ديني و پيروي از آنان به عنوان فانوس موفقيت نام   برده شد؛ اين در حالي است كه اسوه هاي ديني در گذشته زندگي مي كرده اند و   ما در زمان حال. اين واقعيت اين پرسش را به وجود مي آورد كه آيا اسوه   ديروز مي تواند الگوي امروز باشد؟ آيا سيره اي که در زمان گذشته اتفاق   افتاده، مي تواند معيار رفتار امروز باشد؟ بنابراين از موضوعات بسيار مهم   در اين بحث، عصري بودن يا تاريخي بودن اسوه هاست. مسئله اين است كه آيا   اسوه بايد مربوط به زمان حال و عصر حاضر باشد، يا اين كه اسوه مي تواند   تاريخي بوده و مربوط به گذشته باشد؟

1-1-3) ايده اسوه عصري

برخي بر ضرورت و لزوم عصري بودن اسوه تأکيد داشته و بر اين باورند كه اسوه   بايد مربوط به عصر حاضر باشد. پايه نظري اين ايده آن است كه از سويي ما در   زمان حال زندگي مي كنيم و الگوگيري براي بهبود كيفيت زندگي و پيشرفت و   موفقيت ما در زمان حال است؛ از سوي ديگر، زمان در حال تغيير و دگرگوني   است. بنابراين، فرآيند الگوگيري مشروط به عصري بودن اسوه است. اين در حالي   است كه اسوه هاي ديني، تاريخي و مربوط به زمان گذشته اند. لذا هر چند اين   اسوه ها مقدس و قابل احترام اند، اما تاريخي بوده و نمي توانند براي بشر   عصري، الگو باشند. در حقيقت اين ايده را مي توان ايده «تقديس ـ تعطيل » دانست كه در عين احترام ، آن را بوسيده و در قفسه مي گذارد و نقشي براي آن   در زندگي قائل نمي باشد .

2-1-3) ايده اسوه غيرعصري (تاريخي (

اما ايده ديگر اين است كه اسوه هاي تاريخي نيز مي توانند الگوي روز باشند . اين ايده لزوم و ضرورت هم عصر بودن اسوه را رد کرده و معتقد است هرچند   تفاوت زمان و لزوم روزآمد بودن زندگي امري صحيح و كاملاً درست مي باشد،   اما منافاتي با تاريخي بودن اسوه ها ندارد؛ با تاريخي بودن اسوه ها نيز مي   توان به اين هدف دست يافت. به بيان ديگر، نه روزآمدي زندگي مستلزم   كنارگذاري اســـوه هاي تاريخي است و نه پذيرش اسوه هاي   تاريخي به معناي   واپس گرايي است. ميان اين دو تفاوتي وجود دارد كه ايده نخست به آن توجه   نكرده است. مرکز ثقل ايده نخست، زمان ديروز و امروز است که با تکيه بر   تفاوت مقتضيات زمان، قائل به نادرســت بــودن الگوگيري از اسوه هاي ديني   مي شود. اين در حالي است كه بايد ديد اولاً زمان، چه چيزي را تغيير مي دهد   و ثانياً الگوگيري در چه اموري اتفاق مي افتد؛ تا روشـــن شود آيا   الگوگيري از اسوه هاي تاريخي به معناي توقف زمان و واپس گرايي است يا نه . در توضيح اين مطلب بايد گفت: آنچه زمان آن را تغيير مي دهد، ظواهر،   ابزارها و سخت افزارهاي زندگي است، نه اصول و اهداف و نرم افزارها. به   عنوان نمونه وسايل نقليه، نوشت افزار، پخت و پز، ارتباطات، پوشاك و مانند   آن تغيير مي كنند، اما اموري مانند صداقت، پاكي، درستكاري و مانند آن   تغييرناپذيرند به بيان ديگر، امور زندگي بر دو نوع اند: امور تغييرپذير و امور   تغييرناپذير. اموري مانند: سبك معماري، شهرسازي، شهرنشيني، وسيله نقليه،   نوشت افزار، جنگ افزار، وسايل رفاهي، وسايل ارتباطي، ابزار كاروصنعت،   صنايع و كارخانجات و مانند آن تغيير مي كنند، اما اموري مانند صداقت،   عدالت، انسانيت، پاكي، درستكاري، امانتداري، عزتمندي، و مسايلي مانند هدف   زندگي، معناي زندگي، چگونگي استفاده از ابزارها و كسب امكانات و مصرف   آنها، شيوه مقابله با فشارهاي رواني و واكنش مثبت در برابر نعمت ها، سبك   فرزندپروري و همسرداري و حيات جنسي (ارضاي شهوت و مهار آن) و خشم ورزي ( اعمال خشم و كنترل آن) و تعامل با ديگران و ده ها مسئله از اين دست از   امور تغييرناپذير به شمار مي روند كه از هماره تاريخ تا هميشه آن ثابت   است . بنابر آنچه گفته شد، معلوم گشت كه زمان فقط در قلمرو امور تغييرپذير تأثير   گذاشته و موجب دگرگوني مي گردد، اما در امور تغييرناپذير تأثيري نخواهد   گذاشت. بنابراين زمان همه چيز را تغيير نمي دهد. از اينجا مي توان قلمرو   الگوگيري را شناخت. الگوگيري در قلمرو امور تغييرنــاپذير اتفاق مي افتد و   اسوه ها در اين گونه امور الگو قرار مي گيرند، نه در امور تغييرپذير. به   همين جهت الگوگيري از اسوه هاي ديني ـ تاريخي و پيروي از آنان، بــه معناي   واپس گرايي و توقف زمان نبوده و مي تواند در هر عصري كارايي داشته باشد . البته اين امر متوقف بر معاصرسازي اسوه هاي تاريخي است. ايده دوم نه عصري   بودن اسوه ها به معناي پيروي از هر الگوي خلق الساعة و بي بنيه را مي   پذيرد و نه تاريخي بودن اسوه به معناي جمود بر ظواهر و توقف زمان را. ايده   دوم قائل به «معاصرسازي اسوه هاي تاريخي» است. با اين كار هــم از ذخيره   غني سيره اسوه هاي ديني بهره مند مي شويم و هم با زمان حركت مي كنيم و در   عين حال در زمان نيز هضم نمي شويم .


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:55 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

اسوه و جنسيت

مسأله قابل بحث ديگر آنکه، نقش «جنسيت» در اسوه چيست و رابطه اين دو چگونه   است. چرا که به لحاظ آماري تعداد مردان در اسوه هاي ديني بيش از زنان است . سؤال اين است كه آيا سيره‏ يک زن يا مرد مي‏تواند براي جنس مخالف الگو   باشد؟ آيا در الگوگيري وحدت جنسيت شرط است يا نه؟ آيا فقط زنان براي زنان   الگو هستند يا مردان نيز مي توانند الگوي زنان باشند؟ آيا مردان فقط براي   مردان الگو هستند يا زنان نيز مي توانند الگوي آنان باشند؟ براي روشن شدن   اين موضوع بايد تفاوت ها و شباهت هاي زن و مرد را بررسي كرد و نقش جنسيت   را در تفاوت انسانها به دست آورد. از اين رو در ادامه به اختصار اين مسئله   را بررسي خواهيم كرد . زن و مرد اختصاصات جنسيتي و اشتراكات نوعي دارند. زن و مرد در انسان بودن   مشترك و در ويژگيهاي جنسيتي متفاوت اند. از اين رو امور مربوط به اين دو   نيز به دو قسم تقسيم مي شود: امور انساني كه ميان زنان و مردان مشترك است   و امور جنسيتي كه مخصوص به جنس خاص است. الگوگيري در امور انساني نيازمند   وحدت و تشابه جنسيتي نيست و لذا هر كدام مي توانند براي ديگري الگو باشند . به همين جهت قرآن كريم مرداني همانند حضرت محمد(ص) و حضرت ابراهيم را اسوه   همه انسانهاي خداگرا و آخرت جو معرفي مي كند و از سوي ديگر آسيه همسر فرعون را اسوه اهل ايمان و همسر لوط را اسوه   همه اهــل كفر معرفي مي كند اما در امور اختصاصي، وحدت جنسيت شرط   است. از اين رو حضرت مريم اسوه زنان پاكدامن و حضرت يوسف اسوه مردان   پارسا معرفي شده است

3) اسوه و معاصرسازي

در بحث پيشين به اين رسيديم كه كسي مي تواند الگو باشد كه اهل خير بوده و   از ويژگي شايسته بودن (اسوه حسنه) برخوردار باشد (شرط ارزشي) و در اين امر   فرقي ميان زن و مرد وجود ندارد. اينجا بود كه مسئله اسوه هاي ديني ( پيشوايان دين) مطرح شد. در اين بحث به اين موضوع مي پردازيم كه اسوه هاي   ديني چگونه مي توانند در زمان حاضر كارايي داشته باشند. پيرامون اين موضوع   مسايلي وجود دارد كه به آنها مي پردازيم .



 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:50 AM
نظرات 0 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET