یادداشت های تحلیلی




























http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

اسراف و تبذير چيست؟

اسراف   عبارت از خارج شدن از حد اعتدال است. مثلاً لباسى بپوشيم كه چندين برابر   قيمت لباس مناسب ما ارزش داشته باشد يا غذاى گران قيمتى تهيه كنيم كه با   يك وعده آن مى توان دهها نفر را از غذاى مناسب و معمول سير كرد. اسراف   همراه با تفاخر و فخرفروشى است. مثلاً به جاى آن كه در منزل قالى مثلاً   دستباف يا ماشينى خوب داشته باشيم؛ اقدام به خريد فرش هاى ابريشمى گران   قيمت كنيم كه با قيمت هر يك از آن ها مى توان چندين فرش معمول و مناسب   تهيه كرد و ... اما تبذير عبارت از ريخت و پاش است: مثلاً براى يك مهمانى   ۵   نفره به اندازه ۱۰ نفر غذا درست كنيم و بقيه غذاها خراب و دور ريخته   شود: يا بماند و در اثر ماندن وقتى خورده مى شود، به معده انسان ضرر مى   رساند و .. البته به قول مفسر تفسير نمونه: بسيار ديده مى شود كه   اين دو كلمه درست در يك معنى به كار مى روند و حتى براى تاكيد پشت سر   يكديگر هم قرار مى گيرند. درباره لزوم دورى از اسراف خداوند متعال آيه ۱۴۱   سوره انعام مى فرمايد: و هوالذى انشا خبات معروشات و غير معروشات والنخل و   الزرع مختلفاً اكله والزيتون و الرمان متشابها و غير متشابه كلوا من ثمره   اذا اثمرو اتو حقه يوم حصاده ولا تسرفوا انه لايحب المسرفين: و او آن   خدايى است كه براى شما بستان ها در درختان(مانند انگور) داربستى و درختان   آزاد و درختان خرما و زراعت ها كه ميوه و دانه هاى گوناگون دارند و زيتون   و انار و ميوه هاى مشابه به يكديگر و ميوه هاى نامشابه(چون سيب و انار ) بيافريد و شما هم از آن ميوه ها هرگاه برسد تناول كنيد و حق زكات فقيران   را بدهيد و روز برداشت محصول اسراف نكنيد كه خدا مسرفان را دوست نمى دارد . در آيه ۲۸ سوره غافر آمده است: ... ان الله لايهدى من هو مسرف كذاب ... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدايت نخواهد كرد . همچنين   در همين سوره آيه ۴۳ آمده است: لاجرم انما تدعوننى اليه ليس له دعوة فى   الدنيا و لا فى الاخرة و ان مردنا الى الله و ان المسرفين هم اصحاب النار،   ناچار آنچه شما مرا به سوى او مى خوانيد(از بت ها و فراعنه) آن ها اثرى در   دنيا و آخرت به هيچ وجه ندارند و بدانيد كه بازگشت همه ما(روز قيامت) به   سوى خداست و البته ستمكاران و مسرفان فاسق هم اهل دوزخ هستند . در آيه ۱۵۱ سوره شعرا هم مى فرمايد: ولا تطيعوا امرالمسرفين: از رفتار روساى مسرف ستمگر پيروى نكنيد . و نيز در آيه ۳۴ سوره ذاريات مى فرمايد: كه آن سنگ ها نزد پروردگار معين و نشاندار براى نابود كردن ستمكاران است . و   همين طور در آيه ۸۳ سوره يونس مى فرمايد: فما امن لموسى الا ذرية من قومه   على خوف من فرعون وملائهم ان ينتنهم و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن   المسرفين(پس از آن همه ظهور معجزات و ابطال سحر ساحران) باز آن مردم باطل   پرست به درستى ايمان نياوردند جز فرزندان قبيله او آن هم با حال ترس از   فرعون و اتباعش كه مبادا در صدد فتنه و قتلشان برآيند كه فرعون آن روز در   زمين بسيار علو و سركشى داشت و البته او از ستمكاران و سخت متعدى و مسرف   بود . و نيز در آيه ۹ سوره انبيا مى فرمايد: پس (از آن كه اشرار امت   گفتار رسولان حق را انكار و در مقام آزارشان برآمدند) ما به وعده اى كه به   آن ها داديم وفا كرديم و هر كه را خواستيم از شّر دشمنان نجات داديم و   مفسدان و مسرفان ظالم را هلاك گردانيديم . از آيات قرآن كريم به خوبى فهميده مى شود كه، اسراف و تبذير نقطه مقابل بخل و خست و هر دو بد و نامناسب و زشت هستند . والذين   اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يفتروا و كان بين ذالك قواماً: كسانى كه به   هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه سختگيرى و بخل مى ورزند، بلكه در ميان   اين دو (كار زشت) حد اعتدال و ميانه(كه سخاوت و بخشش) است را مى گيرند . حضرت على(ع) در اين باره فرموده اند : آگاه   باشيد مال را در غير مورد استحقاق صرف كردن، تبذير و اسراف است. ممكن است   اين عمل انسان را (به ظاهر) در دنيا بلند مرتبه كند اما مسلماً در آخرت   پست و حقير خواهد بود. در نظر توده مردم (عوام) ممكن است سبب اكرام شود،   اما در پيشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان مى شود . از پيامبر اسلام(ص) درباره لزوم دورى از اسراف روايت شده است كه فرموده اند : شكمبارگى اسباب نافرمانى خداوند است. كم خورى از پاكدامنى و پرخورى از اسراف است . امام على(ع) نيز فرموده اند: «از پرخورى دورى كنيد كه موجب قساوت قلب، تنبلى در نماز و سبب تباهى بدن است .» « از   پرخورى بپرهيز كه هر كس پيوسته پرخورى كند دردهايش فراوان شود و خواب هاى   پريشان ببيند.» البته همه مى دانيم كه پرخورى يكى از مصاديق اسراف است . در تفسير نمونه درباره لزوم دورى از اسراف ذيل اين آيه آمده است : جمله « كلوا و اشربوا و لا تسرفوا»: بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه در آيه   فوق آمده است، گرچه بسيار ساده به نظر مى رسد، اما امروز ثابت شده است كه   يكى از مهم ترين دستورات بهداشتى همين است. زيرا تحقيقات دانشمندان به اين   نتيجه رسيده است كه سرچشمه بسيارى از بيمارى ها- غذاهاى اضافى است كه به   صورت جذب نشده در بدن باقى مى ماند. اين مواد اضافى هم بار سنگينى است   براى قلب و ساير دستگاه هاى بدن و هم منبع آماده اى است براى انواع عفونت   ها و بيمارى ها. لذا براى درمان بسيارى از بيمارى هاى نخستين گام اين است   كه اين مواد مزاحم كه در حقيقت زباله هاى تن انسان هستند، سوخته شوند و   پاكسازى جسم عمل گردد . عامل اصلى تشكيل اين مواد مزاحم، اسراف و   زياده روى در تغذيه و به اصطلاح «پرخورى» است و راهى براى جلوگيرى از آن   جز رعايت اعتدال در غذا نيست. در عصر و زمان ما كه بيمارى هاى گوناگونى   مانند بيمارى قند، چربى خون، تصلب شرائين، نارسايى هاى كبد و انواع سكته   ها، فراوان شده، افراط در تغذيه يا توجه به عدم تحرك جسمانى كافى، يكى از   عوامل اصلى محسوب مى شود و براى از بين بردن اين گونه بيمارى ها راهى جز   حركت كافى و ميانه روى در تغذيه نيست . مفسر بزرگ ما، مرحوم «طبرسى » در «مجمع البيان» مطلب جالبى نقل مى كند كه هارون الرشيد طبيبى مسيحى داشت   كه مهارت او در طب معروف بود: روزى اين طبيب به يكى از دانشمندان اسلامى   گفت: من در كتاب آسمانى چيزى از طب نمى يابم. در حالى كه دانش مفيد بر دو   گونه است: علم اديان و علم ابدان، او در پاسخش چنين گفت: خداوند همه   دستورات طبى را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است: «كلوا و اشربوا و   لاتسرفوا: بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد» و پيامبر ما نيز طب را در اين   دستور خويش خلاصه كرده است: المعده بيت الادواء و الحميه راس كل دواء و   اعط كل بدن ما عودته: «معده خانه همه بيمارى هاست و امساك سرآمد همه   داروهاست و به آن چه بدنت را عادت داده اى(از عادات درست) آن را از او   دريغ ندار . طبيب مسيحى هنگامى كه اين سخن را شنيد، گفت: قرآن شما و   پيامبرتان براى جالينوس(طبيب معروف) طبى باقى نگذارده اند. كسانى كه اين   دستور را ساده فكر مى كنند، خوب است در زندگى خود آن را بيازمايند تا با   اهميت و عمق آن آشنا شوند و معجزه رعايت اين دستور را در سلامت جسم و تن   خود ببينند . متاسفانه مصاديق اسراف در جامعه زياد است: مصرف بالاى   نان و ضايعات موجود، مصرف زياد آب و هدر روى فراوان اين نعمت الهى، باقى   مانده غذاهايى كه به زباله دانى ريخته مى شود، نيم خوره ميوه جات و ... همه و همه از مصاديق اسراف در جامعه ما هستند . از امام باقر(ع) نقل   است كه، پدرم به شدت از اسراف دورى مى كرد. هنگام غذا اگر خرده هاى نان در   سفره بود، مى خورد و مى فرمود: خداوند امت هاى گذشته را به خاطر اسراف   عذاب فرمود .



http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در جمعه 23 بهمن 1388  ساعت 2:56 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

الگوگیری از امام زمان علیه السلام در تقوا و دین داری

انسان   برای حركت به سوی كمال، محتاج به شناخت الگوی صحیح است تا تحت رهبری او در   مسیر كمال و سعادت به سرعت حركت نماید. خداوند متعال، پیامبر اكرم ‌صلوات   الله علیه و آله را بهترین و نیكوترین الگو برای مسلمانان معرفی فرموده   است. خود آن حضرت فرمود: پروردگارم مرا تأدیب فرمود و او چه خوب مرا   ادب كرده است . در عصر و زمان ما، بهترین اسوه برای تبعیت، میراث‌دارِ پیامبر خاتم،‌ حضرت صاحب‌الامر‌‌ ارواحنا فداه می‌باشند . بی‌شك   كسانی كه نسبت به حضرت ولی‌الله‌الاعظم سلام‌الله‌علیه شناخت و شیفتگی   دارند، از آن سرور به طور جدی تبعیت می‌كنند. پیامبر اسلام صلی الله علیه   و اله در گفتاری فرموده‌اند : امامان شما، رهبران شما به سوی خدای تعالی هستند. پس بنگرید در ارتباط با دین و نمازتان به كه اقتدا می‌‌كنید . امام   زمان ارواحنا فداه به یكی از طالبان دیدار خویش فرموده‌اند: «عملت را عمل   امام زمان قرار بده!» و در جواب این سؤال كه چه كنم تا در این امر موفق   باشم، فرمود‌ه‌اند : الإخلاصُ فی العمل؛   در   عمل ا خلاص داشته باش.  البته مؤمن همیشه در انجام هر كار از دو   زاویه به آن می‌نگرد: یكی این كه خود عمل مورد پسند شارع مقدس و عقل باشد،   و دیگری این كه به نیت خود توجه خاصی مبذول می‌دارد كه تنها برای جلب رضای   حق‌تعالی آن را به انجام رساند. از این دو كار در اخلاق اسلامی تحت عنوان « حسن فعلی» و «حسن فاعلی» یاد كرده‌اند

The image “http://www.blogfa.com/photo/m/mahdaviiat1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

از خودگذشتگی و استقامت در راه رسیدن به ساحت مقدس امام زمان   علیه‌السلام

یكی   از سنّت های الهی است كه هر كه تلاش كند خداوند متعال او را به مقام مناسب   با آن كوشش نایل می كند. كتاب الله عظیم از این حقیقت این گونه پرده   برداشت كه: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا  و كسانی كه در راه   ما تلاش كنند ما راه های خویش را به آنها نشان خواهیم داد . ابن   عباس پسر عموی پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله روزی نظر به چهره مبارك   رسول خدا انداخت و محاسن سفید حضرت نظر او را جلب  كرد. پرسید، شما   كه چندان سن و سالی ندارید، چرا به این زودی پیر شدید؟ حضرت در پاسخ   فرمود : شَیَّبَتْنی سُورَةُ هُود، لِمَكانِ هذِهِ الْآیَة‌ِ،   فَاسْتَقِمْ كَما اُمِرَتْ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ   سوره هود به خاطر این آیه‌اش مرا پیر كرد: پس تو و كسانی كه همراه تو به   سوی خداوند بازگشت كرده‌اند استقامت كنید، همان گونه كه تو را به آن امر   كرده‌ام .   در حالی كه در سوره «شوری» نیز بخش اول همین آیه آمده : ( فاستقم كما امرت ولی ایشان این آیه را موجب پیری زودرس خود ندانسته‌اند. از اینجا روشن می   شود كه بی ثباتی و عدم مقاومت امت پیامبر، آن عزیز را مبتلا به پیری زودرس   كرده است. ای برادر و ای خواهر! بكوش و بجوش تا كه به جایی برسی . در باب استقامت داشتن، در كتاب «الدر المنثور» آمده كه وقتی آیه : « فاستقم كما امرت و من تاب معك   » نازل گردید حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: شَمُّروا،   شَمُّروا؛  ای مردم! دامن بالا بزنید، همت به خرج داده و مهیای   مقاومت شوید. و دیگر كسی پس از آن، حضرت را خندان ندید . شیخ   عبدالله پیاده رحمه‌الله  یكی از عاشقان و دلباختگان حضرت مولا حجت‌   بن ‌الحسن ‌العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف بود. او از همان اوان   كودكی محبت فراوانی به خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام داشت، و به خاطر   همان عشق و ارادتش به این عزیزان مورد توجه قرار گرفت. او بر اثر بی‌رغبتی   به دنیا و عشق به اهل‌بیت علیهم‌السلام، به زیارت مولایمان صاحب‌العصر   والزمان ارواحنا فداه نایل گردیده است. یكی از دوستان ایشان نقل می‌كند : ایشان   به شخصی كه فرزند یكی از علمای بزرگ مشهد بود، اجازه آمدن به منزلش را   نمی‌داد و گاهی كم‌توجهی می‌نمود. اما آن فرد دست‌بردار نبود و دوباره   می‌آمد و با ایشان صحبت می‌‌كرد. یك روز شیخ عبدا‏لله از او تعریف كرد . گفتم: پس چرا به او بی‌اعتنایی می‌‌كنید؟ گفت: باید چنین كنم تا بدانم كه   چه اندازه حاضر است از خود گذشتگی نشان دهد. خواستة آن شخص از ایشان،   زیارت وجود مبارك حضرت حجت‌بن‌الحسن‌المهدی (ع) بود . از اینجاست كه از حضرت مولی الموحدین علیه‌السلام نقل شده كه فرموده باشد : مَتی تَكْثِرُ قَرْعَ الْبابِ یَفْتَحُ لَكَ؛   هر گاه بر كوبیدن دری اصرار ورزی، سرانجام (آن درب) به رویت گشوده خواهد   شد.  نمونه‌ای از این كاربرد را در روایتی دیگر كه نقل حكایتی از   حضرت داوود نبی علی‌نبینا‌و‌آله‌و‌علیه‌السلام است، بنگرید : آن   حضرت در حال عبور از بیابانی مورچه‌ای را دید كه مرتب كارش این است كه از   تپه‌ای خاك برمی‌دارد و به جای دیگری می‌ریزد. از خداوند خواست كه از راز   این كار آگاه شود...، مورچه به سخن آمد كه معشوقی دارم كه شرط وصل خود را   آوردن تمام خاك‌های آن تپه در این محل قرار داده است! حضرت فرمود: با این   جثة كوچك، تو تا كی می‌توانی خاك‌های این تل بزرگ را به محل مورد نظر   منتقل كنی؟ و آیا عمر تو كفایت خواهد كرد؟! مورچه گفت: همة اینها را   می‌دانم، ولی خوشم! اگر در راه این كار بمیرم، به عشق محبوبم مرده‌ام! در   این جا حضرت داوود علیه‌السلام منقلب شد و فهمید این جریان درسی است برای   او . این   حكایت درسی عبرت‌آموز است برای كسانی كه ادعای عشق به مولا را دارند تا   بنگرند كه آیا به این میزان از همت و تلاش برای رسیدن به آن سرور عزیز   رسید‌ه‌اند یا نه؟! البته ناگفته نماند كه دشواری‌ها و پایداری و پایمردی   است كه عشق و محبت را سهل و آسان می‌سازد

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 11:17 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

پيامدهاى اسراف در جامعه اسلامى

كلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين... بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد . در   اين آيه شريفه خداوند متعال از مردم خواسته است كه به خاطر زيان هاى   فراوان فردى و اجتماعى و آثار و عواقب شوم اين گناه بزرگ، از اسراف دورى   كنند . اسراف عبارت است از بيهوده خرج كردن مال، در خورد و خوراك   زياده روى كردن، حيف و ميل كردن مواد غذايى همچنين به معنى زياده روى در   گناهان نيز مى باشد . در آيات قرآن كريم و سخن ائمه اطهار (ع) از   پرخورى و اسراف به شدت نهى شده است. در قرآن كريم حدود ۱۳ بار كلمه اسراف   با الفاظ گوناگون به كار رفته است . در آيه ۱۳۷ سوره طه، خداوند متعال   فرموده اند: وكذلك نجزى من اسرف ولم يومن بايات ربه و لعذاب الاخرة اشد   وابقى: و اين چنين جزا مى دهيم به هر كس اسراف كند و به آيت هاى خداوند   نگرود و براى او عذاب سخت و پاينده است . يا در آيه ۶۷ سوره فرقان   درباره صفات عبادالرحمن فرموده اند: والذين اذا انفقوالم يسرفوا ولم   يفترواوكان بين ذلك قواماً: آنان كه در هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه   تنگ مى گيرند، بلكه بين اين دو راه اعتدال را انتخاب مى كنند. در آيه ۱۴۴   سوره انعام هم خداوند متعال فرموده اند: ان الله لايهدى القوم الظالمين به   درستى كه خداوند ستمكاران را هدايت نخواهد كرد . همچنين در آيه ۳۰ سوره اعراف فرموده اند: انه لايحب المسرفين ... خداوند مسرفان را دوست ندارد .


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 6:14 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

رفتار پيامبر با دشمنان

آن حضرت در رفتارهاي خويش با دشمنان و منافقان به گونه اي عمل مي كرد كه وي را به ساده بودن متهم مي كردند و او را اذن (گوش) لقب مي دادند كه قرآن ضمن حمايت و تاييد اين رفتار آن حضرت، وي را به اذن خير و گوش مفيد و سودمند مردمان مي ستايد. اعتدال و ميانه روي در همه حوزه ها پسنديده است. اين مسئله حتي در امور رفتارهاي عادي و هنجارهاي اجتماعي، آن چنان مهم است كه از سفارش هاي مهم لقمان به فرزندش مي شود. وي از فرزند خويش مي خواهد براي موفقيت در جامعه و افزايش نفوذ اجتماعي و دست يابي به كمال، در رفتارهاي خويش حتي در گام برداشتن، ميانه روي را مراعات كند و در سخن گفتن رعايت اين را داشته باشد كه بلند سخن نگويد و با كوتاه كردن صداي خويش مردم را به سوي خويش جذب و جلب كند. (لقمان آيه 19) اعتدال در انفاق و بخشش كه امري پسنديده است نيز مورد تاكيد قرار مي گيرد. به اين معنا كه با همه ارزش و جايگاه بلند انفاق در زندگي، شخص مي بايست همواره اعتدال را در بخشش رعايت كند تا در وضعيت و موقعيتي قرار نگيرد كه دست نياز به سوي ديگري دراز كند. (بقره آيه 219 و اسراء 29) به هر حال براساس آموزه هاي قرآن مي بايست در همه حوزه ها و بخش هاي زند گي اعتدال و ميانه روي را مراعات كرد


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 4:35 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

اعتدال در بيم و اميد

يكي از دستورات اكيد دين مبين اسلام به پيروان راستين خود، رعايت اعتدال در خوف از خدا و اميدواري به رحمت اوست. چرا كه اگر تشويق و اميد از حد بگذرد، باعث غفلت و جرات است و اگر بيم و انذار بيش از اندازه باشد، نتيجه‌اش ياس و نااميدي است. اميد بيش از حد مايه سهل‌انگاري مي‌گردد، همان‌گونه كه فرزندان بني‌اسرائيل به خاطر اميد فزون از حد، راه طغيان و تجاوز را در پيش گرفتند و خود را ملت برگزيده انگاشتند و از هر نوع فساد، به اميد مغفرت خودداري نكردند و شعار آنان اين بود كه: “ما جز ايام اندكي به آتش دوزخ مبتلا نخواهيم بود”(بقره/80.) همچنان كه بيم تنها كارساز نيست و چه بسا مايه ياس و نوميدي گردد. اسلام خواهان آن‌است كه انسانها از امدادهاي الهي در ابتلائات و گرفتاريهاي دنيا نااميد نبوده، خداوند را همواره يار و مددكار خويش در مصائب و مشكلات دنيوي بدانند. انسان‌هايي كه اولا معرفت و درك دقيقي از رحمت واسعه الهي ندارند و ثانيا ممارست لازم روحي و جسمي را بر خود روا نداشته و نفس خويش را در كوره مصائب و آزمون‌ها پرورش نداده‌اند، بلافاصله بعد از مواجه‌شدن با مشكلات به شدت از سرانجام كار خويش خوفناك شده و به كلي نااميد از گشايش در كار و موفقيت در آن مي‌گردند. چنين افرادي پس از مواجهه با گرفتاري‌ها، همچون فردي كه دست و پاي او بسته، و چشم و گوش او مستور شده و توان انجام هيچ‌گونه عملي در راستاي مرتفع نمودن مشكل خويش را ندارد، تنها و تنها متضرع خداوند گشته و خواهان رفع گرفتاري از سوي او مي‌باشند. جالب آنكه اين دسته افراد در عين تضرع به درگاه الهي و اعتقاد به اينكه خداوند يگانه مرجع حل مشكلات است، پس از برطرف شدن ناملايمات، حضرت حق را فراموش كرده، از ياد او غفلت مي‌نمايند. خداوند در وصف اين افراد مي‌فرمايد: “و اذا مس الناس ضر دعوا ربهم منيبين اليه ثم اذا اذاقهم منه رحمه اذا فريق منهم بربهم يشركون؛ هنگامي كه رنج و زياني به مردم برسد خداوند را به وسيله دعا مي‌خوانند و با تضرع به درگاه خداوند روي مي‌آورند و هنگامي (كه) خداوند به آنها رحمت خودش را بچشاند (به مجرد اينكه از سختي نجات پيدا كردند) گروهي از آنها به خداي خود مشرك مي‌شوند و شروع به طغيان و سركشي مي‌كنند، تا آنجا كه ديگر نه خدا را و نه هيچ كس ديگر را به جا نمي‌آورند” (روم/33.) خداوند حكيم يكي از علل ابتلاء بندگان به بيماري “غفلت” را، گرفتار‌آمدن در غفلت و كفران نسبت به نعمتي مي‌داند كه به آنها عطا شده است: “ و اذا مس الانسان الضر دعانا لجنبه او قاعدا او قائما فلما كشفنا عنه ضره مر كان لم يدعنا الي ضر مسه كذلك زين للمسرفين ما كانوا يعملون؛ و هر زمان كه آدمي به رنج و زيان مي‌افتد، همان لحظه به هر حالتي كه باشد، نشسته باشد يا خوابيده و يا ايستاده، فورا ما را به دعا مي‌خواند، اما هنگامي كه رنج و ناراحتي او را برطرف كرديم چنان (به حال غفلت و غرور) باز مي‌گردد كه گويي هرگز ما را براي دفع ضرر و رنج خود نخوانده است وهمين كفران و غفلت است كه اعمال زشت تبهكاران را در نظرشان زيبا نموده است”(يونس/12.) از آنجا كه معرفت اين افراد از خداوند و ابعاد رحمت واسعه وي، معرفتي سطحي و در حد برطرف شدن نيازها و حوايج دنيوي و مادي است، لذا پس از مرتفع شدن مصائب و گرفتاريها، مبتلا به نسيان و غفلت از نعمات الهي مي‌گردند. اين غفلت از منشا و سرچشمه نعمات و مواهب، زمينه بسيار مساعدي را براي كفران نعمت و ناسپاسي از عطايا و بخشش‌هاي الهي فراهم مي‌آورد. كفران و ناشكري همانا، غفلت از خداوند متعال و به تبع آن ارتكاب گناهان و تعدي به حدود الهي است. اميرالمومنين (ع) در تبيين كفران نعمت مي‌فرمايند: “كسي كه با نعمت خدا گناه مي‌كند، كفران نعمت و ناسپاسي مي‌كند”(مستدرك‌الوسائل، ج11، ص353.) آن حضرت در روايت ديگري، ضمن تاكيد بر اهميت شاكر بودن و تحسين آن و مذمت شديد ناسپاسي، به بيان شكر و ناشكري عملي پرداخته، مي‌فرمايند: “محبوب‌ترين مردم نزد خداوند، بندگان شاكري هستند كه با استفاده درست و خداپسندانه از نعمتهاي خدا، شكر آن را به جا مي‌آورند، و مبغوض‌ترين مردم نزد خدا، مردمي هستند كه با استفاده نامشروع از نعمتهاي خدا، كفران نعمت و ناسپاسي مي‌كنند”(همان.) يكي از ويژگي‌هاي بارز افراد فوق الذكر، همانا ياس از رحمت الهي در صورت ارتكاب گناهان است. اين افراد خصوصا بعد از مبتلا شدن به معاصي از رحمت الهي مايوس شده، هيچ اميدي به بخشش از سوي خداوند ندارند. خداي سبحان در وصف اين افراد مي‌فرمايد: “و اذا ادقنا الناس رحمه فرحوا بها و ان تصبهم سيئه بما قدمت ايديهم اذا هم يقنطون؛ و هنگامي كه رحمتي به مردم بچشانيم شاد مي‌شوند و هرگاه رنج و بلايي، به سبب اعمالي كه انجام داده‌اند، به آنان برسد در آن حالت نااميد مي‌شوند”(روم/36.) اين درحالي است كه اسلام صريحا دستور عدم ياس از مغفرت و رحمت الهي، صادر نموده و ياس را، گناه كبيره مي‌داند؛ زيراكه سبب نااميدي از پروردگار عالم و عدم اعتقاد به قدرت، كرم و رحمت بي‌پايان اوست. صفت ياس، در قرآن مجيد از صفات كفار قرار داده شده است.  پس از شرك، هيچ گناهي بزرگتر از نااميدي و ياس نمي‌باشد، چراكه هر گناهي كه از شخص سر مي‌زند تا وقتي كه مايوس نباشد ممكن است در صدد توبه برآمده و با استغفار آمرزيده شود، ولي شخص مايوس آمرزيده شدني نيست، زيرا اميدي به آمرزش و مغفرت خدا ندارد تا توبه نمايد. خداوند در قرآن مي‌فرمايد: “به بندگانم كه بر نفس خود اسراف كرده‌اند بگو: هرگز از رحمت خدا نااميد مباشيد، البته خدا همه بندگان گنهكار را (زماني كه توبه كنند) خواهد بخشيد كه او خدايي بسيار آمرزنده و مهربان است و به درگاه خداي خود به توبه و انابه باز گرديد و تسليم امر او شويد، پيش از آن كه عذاب خدا فرا رسد و در آن زمان هيچ نصرت و نجاتي نيابيد و از بهترين دستور، از كتابي كه از جانب خدا بر شما نازل شده است پيروي كنيد، پيش از آنكه عذاب قهر حق، به كيفر، ناگهان بر شما فرو آيد و شما (از فرط جهل و غفلت) آگاه نباشيد”(زمر/59-53.)

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 4:33 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET