یادداشت های تحلیلی




























 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

  نقش اسوه در زندگي

يکي از پرسش هاي مطرح درباره اسوه و سيره اين است که چرا بايد سيره اسوه   هاي ديني را شناخت و از آنان پيروي كرد؟ اين كار چه ضرورتي دارد؟ آيا   صرفاً يكي از مناسك ديني است كه بايد بي چون و چرا انجام شود؟ يا امر   مقدسي است كه فقط براي تقدس و تبركش بايد صورت گيرد؟ و يا امري تاريخي است   كه تنها براي آگاهي از پيشينه فرهنگي و مذهبي ما لازم است؟ نگاه روشن   بينانه و واقع گرايانه به اين موضوع نشان مي دهد كه شناخت اسوه هاي ديني و   سيره آنان نه يك آئين خشك و بي روح است، نه يك امر مقدس ديني است و نه يك   مسأله تاريخي. جايگاه و اهميت اين موضوع را با دو رويكرد زير مي توان مشخص   ساخت :

1-3-2) رويكرد دين شناسي

براي شناخت دين دو منبع وجود دارد: يکي قرآن و ديگري سنت. سنت را نيز از   دو راه مي‌توان شناخت: 1. سخن معصوم 2. عملکرد و سيره معصوم. بخشي از   معارف دين در قالب سخن ائمه بيان مي‌شود بخشي هم در سخن نمي‌گنجد و از   سيره آنان مي‌توان فهميد. بنابراين، يکي از منابع معرفتي ما سيره اسوه هاي   ديني (معصومان) است که به وسيله آن مي‌توانيم به معارف ديني دست يابيم. در   اين رويکرد، سيره شناسي زير مجموعه‌ دين شناسي است. راه ديگر دين شناسي   نيز سخن شناسي است که از بحث ما خارج مي باشد . پرسشي که در دل اين بحث مطرح مي شود اين است که چرا سيره اين اسوه ها مي   تواند يکي از منابع شناخت دين باشد؟ پاسخ اين است که سيره معصوم نيز مطابق   دين است. اين گونه نيست که فقط سخن معصوم مطابق دين باشد. معصوم همان گونه   عمل مي‌کند که دين گفته است. لذا از راه بررسي سيره او نيز مي توان به   معرفت ديني دست يافت .

2-3-2) رويكرد زندگي سازي (تنظيم زندگي (

تنظيم به معناي نظم زماني نيست، بلکه به معناي اين است که انسان در زندگي   بايد داراي سبک و مدل باشد. رسيدن به موفقيت عوامل و موانعي دارد که از آن   به بايد و نبايد ياد مي شود. انجام بايدها و انجام ندادن نبايدها به معناي   تنظيم زندگي است. به هر حال ما براي تنظيم زندگي به سيره و سخن معصوم نياز   داريم. از اين راه بهتر مي‌توان راه درست زندگي کردن را فهميد. اسوه هاي   ديني نمونه هاي كامل موفقيت اند و لذا شناخت راه و رسم آنان مي تواند نقش   مهمي در موفقيت زندگي ما داشته باشد. يكي از رازهاي موفقيت اين است كه   زندگي و رويه خود را مطابق زندگي انسان هاي موفق تنظيم كنيم و از اين جهت   سيره اسوه هاي ديني اهميت مي يابد و بلكه ضرورت خواهد داشت . البته اين دو رويكرد با هم قابل جمع اند. اساس دين براي تنظيم زندگي است،   نه فراگيري اطلاعات غير لازم و انجام مناسك غير مفيد. ما از آن جهت، دين   را مورد مطالعه قرار مي دهيم که مي خواهيم زندگي خود را سامان دهيم . اساساً دين، برنامه زندگي است. هيچ نکته و دستوري در دين نيست که مربوط به   زندگي ما در اين جهان نباشد. لذا موفقيت زندگي بستگي به شناخت دين دارد . در اين ميان سيره به عنوان يکي از منابع مهم دين شناسي، نقش مهمي در تنظيم   زندگي و تأمين موفقيت و به روزي آن دارد. از سوي ديگر چون سيره اسوه هاي   ديني نمونه عيني و تجسم يافته دين است، قابل فهم تر بوده و قابليت بيشتري   براي پيروي دارد. در حـقيقت اسوه هاي ديني فانوس هاي دريايي هستند كه راه   را براي طالبان موفقيت و به روزي مشخص و نمايان مي سازند. بنابــراين ما   به سيره اسوه هاي ديني براي تنظيم زندگي خود نيازمنديم؛ اين يك عامل   موفقيت است و به همين جهت در منابع ديني به الگوگيري از اسوه هاي ديني   توصيه شده است



 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:46 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

  شرط ارزشي

اما شرط دوم به بعد ارزشي اسوه مربوط است كه با مسئله هدف از زندگي و   الگوگيري ارتباط پيدا مي كند. هدف از الگوگيري جبران كاستي ها و يافتن راه   تكامل و دستيابي به سعادت و موفقيت است. اما در تعريف سعادت و موفقيت   اختلاف زيادي وجود دارد. اينجا خير و شر در مقابل هم قرار مي گيرند و هر   دو نيز داراي سبك هستند. لذا هر سبك داري نمي تواند اسوه قرار گيرد، چرا   كه ممكن است در گروه شر باشد. در واقع، كسي كه شخصي و يا چيزي را الگو ( اسوه) و سرمشقِ (مقتداي) خود قرار مي دهد، گويا مي خواهد از اين طريق،   ضعف و كمبود خود را جبران كند و خود را به نقطه مطلوب برساند، هر چند   رسيدن به آن نقطه از نظر عقل و فطرت، مذموم باشد. از اين رو، «الگو» به   الگوي شايسته و الگوي ناشايسته تقسيم مي گردد. مسئله «الگوگيري»، يكي از   مهم ترين مسائل تربيتي در اسلام است؛ زيرا الگوگيري از ديگران، نقش اساسي   در شكل گيري شخصيت انسان، سعادت يا شقاوت او دارد. از اين رو، قرآن و   احاديث اسلامي، آموزه هاي   مهم و ارزنده اي را در اين زمينه ارائه كرده اند   قرآن كريم از پيامبران(به طور كلي حضرت ابراهيم و پيروان او حضرت محمد(ص)، پيشوايان حق به عنوان   اسوه حسنـــه نام برده و مردم را به پيــــروي از آنــــان دعوت كرده است   در طرف مقابل، از شيطان جاهلان گمراه   كنندگان مستكبران ومفسدان به عنوان اسوه سيئه نام برده و از   پيروي از آنان برحذر داشته است از آنچه گذشت معلوم مي گردد كه اسوه بايد دو شرط داشته باشد: يكي سبك داري   و ديگري شايسته بودن. با شرط نخست، هم افرادي كه داراي سبك نيستند و هم   رفتارهايي كه قابليت تعميم ندارند، خارج مي شوند و با شرط دوم اسوه هاي   ناشايست خارج مي شوند، هر چند داراي سبك باشند. اينجاست كه «اسوه هاي   ديني» معنا مي يابند . روشن است كه در زندگي فردي و اجتماعي انسان، هر چه نقش پيشوا بيشتر باشد،   دقّت در انتخاب الگو ضروري تر خواهد بود. بر اين اساس، رهبران ديني جامعه،   بيشترين نقش را در الگوسازي و شكل دهي شخصيت مردم دارند. در حديث نبوي   آمده است: «و إن أئمتكم قادتكم إلي اللّه عزوجل، فانظروا بمن تقتدون في   دينكم وصلاتكم» (صدوق، بي تا: ص221). پيشوايان شما، رهبران شما به سوي   خداوند عز و جل هستند. پس بنگريد كه در دين و نمازتان به چه كسي اقتدا مي   كنيد . همچنين رهبران سياسي جامعه، نقش فراواني در سازندگي مردم دارند، به گونه   اي كه امام علي عليه السلام مي فرمايد: «النّاس بامرائهم أشبه منهم   بآبائهم» (ابن شعبه حراني، 1404ق: ص 208). مردم به فرمان روايانشان،   مانندترند تا به پدرانشان . بنابراين، دقّت در انتخاب رهبران ديني و سياسي از اهمّيت و اولويّت ويژه اي برخوردار است

 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:40 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

  شرايط اسوه شدن  

از پرسشهاي اين بحث آن است كه آيا همه افراد مي توانند اسوه قرار گيرند يا   نه؟ آيا اسوه شرطي دارد يا هر كسي مي تواند اسوه قرار گيرد؟ پاسخ اين پرسش   را بايد در معناي اسوه و سيره و نيز هدف الگوگيري جست. لذا اسوه شدن دو   شرط اساسي دارد كه يكي ساختاري است و ديگري ارزشي. در ادامه اين دو شرط را   به اختصار توضيح مي دهيم .

1-2-2) شرط ساختاري

در معناي اسوه و سيره گفته شد كه اسوه يعني اقتدا كردن به سيره يك نفر و   سيره يعني سبك زندگي فرد. بنابراين شرط اســـوه شدن، سبــك داشتن است. همه   افراد داراي سبك نيستند. به عنوان نمونه ممكن است كسي شعر بگويد يا نقاشي   بكشد يا بينديشد يا بنويسد يا ... اما از سبك خاصي پيروي نكند. در واقع   اقشاري قابليت الگو شدن دارند كه داراي سبك باشند. اين نيز بدان جهت است   كه در اسوه و سيره «قابليت تعميم»، يك اصل اساسي است. رفتاري مي تواند   الگو قرار گيرد كه تعميم پذير باشد و اين جز در مواردي كه سبكي وجود داشته   باشد، امكان پذير نيست. آنچه قابليت تعميم و تكرار دارد، سبك است، نه يك   رفتار شخصي. به عنوان نمونه اگر شخصيتي در فلان روز و ساعت از فلان محل   عبور كرده و در آنجا سرفه يا عطسه كند يا غذا بخورد، قابليت تعميم ندارد و   نمي توان گفت هر كس مي خواهد از فلاني الگو بگيرد بايد در فلان روز و ساعت   در فلان محل سرفه يا عطسه كند و يا غذا بخورد! اينها رفتارهاي جزئي و   موردي هستند و قابليت تعميم ندارند و لذا كسي مي تواند در هر رشته اي و   موضوعي اسوه باشد و رفتارش الگو قرار گيرد كه داراي سبك باشد. وقتي سبك   وجود داشته باشد، رفتار فرد هر چند تمام مؤلفه هاي شخصي پيش گفته يعني   زمان، مكان و مانند آن را دارد، اما از آن جهت كه سبكي بر آن حاكم است،   قابليت تعميم به زمان و مكان ديگر را دارد؛ در حقيقت آنچه تعميم يافته و   تكرار مي گردد، آن اصل و سبك است كه عاري از مشخصه هاي محدود كننده بوده و   قابليت تعميم به زمان و مكان ديگر را دارد. اين، يك شرط ساختاري است، بدين   معنا كه اسوه شدن فارق از جنبه ارزشي آن، نيازمند چنين شرطي است .


 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 9:34 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

اعتدال، بنيادي‌ترين آموزه احكام الهي

پس از اتمام مباحث مقدماتي اسراف و   بررسي تعاريف، ابعاد و ريشه‌هاي آن، با اشاره‌اي كوتاه به جايگاه اعتدال   در ابعاد مختلف اعتقادي، فقهي و اخلاقي دين اسلام، به نحو مبسوط وارد مبحث   مصاديق اعتدال در زندگي مي‌شويم. از طرفي به‌واسطه امتزاج و درهم‌تنيدگي   مباحث اعتدال و اسراف، لاجرم در ضمن بحث اعتدال، به مصاديق اسراف در زندگي   نيز خواهيم پرداخت . هر انساني به‌طور فطري به اعتدال و ميانه‌روي گرايش دارد، مگر آنكه عوامل بيروني موجب دگرگوني در گرايش‌هاي دروني وي شده و او را از اعتدال بيرون برد. اعتدال كه اصلي عقلايي و مبتني بر فطريات انسان است، مورد تائيد تمامي شرايع الهي نيز مي‌باشد، چراكه آموزه‌هاي كتب آسماني همگي مطابق فطرت سالم انساني بنا نهاده شده‌اند. از اساسي‌ترين احكام عقلي و مفاهيم ديني در اسلام، كه مورد تاكيد فراوان ائمه اطهار(ع) و هاديان ديني نيز قرار گرفته، حفظ و رعايت ميانه‌روي در تمامي امور و اجتناب شديد از افراط و تفريط مي‌باشد. اصولا مي‌توان از اعتدال و ميانه‌روي، به عنوان كليدي‌ترين و بنيادي‌ترين آموزه اسلام ياد نمود، چراكه با تفطن و دقت در آيات قران و احكام اسلام مي‌توان دريافت كه اولا اعتدال و ميانه‌روي يك اصل اساسي و ارزشي است و هر گونه افراط و تفريط در هر كاري ناپسند است(آل‌عمران/147)، ثانيا روح حاكم در تمامي احكام و قوانين مورد تاكيد اسلام، رعايت حد وسط و هدف اصلي آنها قرار دادن فرد مسلمان در طريق وسطي در تمامي عرصه‌ها از جمله احكام، اعتقادات و اخلاقيات است. با توجه به گزارش‌هاي قرآن و آموزه‌هاي دستوري آن مي‌توان دريافت كه امت اسلام به معناي امت قرآني و جامعه برتر در حوزه عقيده و رفتار، امتي معتدل و ميانه‌اي هستند. اين اعتدال و ميانه‌روي را مي‌توان در بينش، نگرش و گرايش امت ديد. قوانين آن بر پايه اعتدال است و اخلاق و احكام و آداب و ديگر امور زندگي بر اعتدال بنيان نهاده شده است. از اين رو خداوند از امت اسلام به امت وسط و ميانه ياد كرده (بقره/143) و آنان را بهترين امتي مي‌داند كه در روي زمين خلق شده‌اند. نه اهل زياده‌روي در امور اقتصادي و سياسي هستند و نه اهل كوتاهي در اين مسائل. در رفتار، گفتار، اقتصاد و ساير امور ميانه‌روي را مراعات كرده و در اعمال عبادي نيز، راه افراط و تفريط نمي‌پيمايند و خود را به رنج نمي‌افكنند (طه/1 - 3.) در انفاق و بخشش در راه خدا، ميانه‌روي را اصل قرار مي‌دهند. نه اهل اسراف هستند و نه اهل خساست. همواره از خدا مي‌خواهند كه ايشان را از اسراف و زياده‌روي در هر كاري حفظ كند(آل‌عمران/147.) اعتدال در راه رفتن و ميانه‌روي در سخن گفتن و پرهيز از فرياد زدن (لقمان/19) و مانند آن از اموري است كه بيانگر اعتدال ايشان در رفتار و گفتار است. امت اسلام به خوبي مي‌دانند كه برخورداري از بركات الهي تنها در سايه اعتدال در زندگي، ميسر است. رسول خدا(ص) در روايتي، رشد و سربلندي يك ملت را مرهون رعايت اعتدال دانسته و مي‌فرمايند: “خداوند هرگاه ماندگاري يا رشد و پيشرفت مردمي را [در تمامي عرصه‌ها] بخواهد، صرفه‌جويي و پاكدامني را روزيشان مي‌كند”(درالمنثور، ج3، ص270.) همچنين حضرت امير در اين رابطه مي‌فرمايند: “هر زماني كه خداوند اراده نيكويي را به بنده‌اش داشته باشد، ميانه‌روي و نيكويي تدبير را در دل او انداخته و او را از بدي تدبير و زياده‌روي دور مي‌سازد”(غررالحكم، حديث 4138.)

The image “http://noorportal.net/Page-Data/StaticImages/khanevade/579/593/knl33.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

اعتدال و اسراف را در عناوين و قالب‌هاي كلي و جزئي ذيل مي‌توان مورد بررسي قرار داد:

-1 امور عبادي و اخلاقي: در اين خصوص مي‌توان به مواردي چون اعتدال در انفاق، صدقه، ايثار، امر تبليغ دين، حدود و قصاص، خواندن نماز، گرفتن روزه، رفتن به هيئات مذهبي، مهرباني و محبت، حيا، خشم و غضب، تواضع، اميد و ياس و... اشاره نمود.

-2 امور مالي و معيشتي: در اين خصوص مي‌‌توان به مواردي چون اعتدال در زهد و ساده‌زيستي، طعام، پوشاك، مسكن، لوازم خانگي، وسيله نقليه، كارگر و مستخدم خانگي، تفريحات گوناگون، ثروت‌اندوزي، معاملات و... اشاره نمود.

-3 روابط اجتماعي: در اين مورد مي‌توان به مواردي چون اعتدال در رفت و آمد فاميلي و دوستانه، گفت و شنود، شوخي، خنده و گريه، لحن گفتار، شيوه پوشش، دوستي و محبت، تعريف و تمجيد و... اشاره نمود.

 

-4 روابط خصوصي و امور خانوادگي: در اين مورد نيز مي‌توان به مواردي چون اعتدال در تربيت فرزند، روابط با همسر و فرزندان، استفاده از لذات نفساني و... اشاره نمود.

-5 اموال عمومي: در اين باره مي‌توان به دو مورد اسراف در منابع طبيعي چون جنگل‌ها، منابع آبي، نفت و گاز و غيره و همچنين اسراف در بيت المال اشاره نمود.

-6 اموال ديگران: در اين مورد نيز مي‌توان به عواملي چند در تضييع ثروت و اموال ديگران اشاره نمود. برخي از اين عوامل عبارتنداز: كوتاهي در حفاظت از مال اماني، افراط در بهره‌جويي از مال مجاز، بي مبالاتي و عدم اتقان و محكم كاري در امور از سوي كشاورزان، نانوايان، سازندگان مسكن، توليد كنندگان كالاهاي صنعتي، فعالين در بخش خدمات و...

http://www.mjotehran.ir/farsi/images/stories/news/sssssssssss.jpg

اصلاح الگوي مصرف


.pdf

الگوي مصرف.

 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 10:56 PM
نظرات 1 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

نقش اعتدال در كمال  

اگر اسلام و قرآن، اعتدال و اقتصادگرايي را راه مستقيم برمي شمارد، مي   توان دريافت كه از نظر اسلام دست يابي به هر كمالي تنها از راه اعتدال   گرايي است؛ زيرا از نظر قرآن، راه مستقيم، راهي است كه انسان را به كمالات   مطلق مي رساند و با ايجاد زمينه هاي تقرب جويي به خداوند، خلافت الهي به   شكل كامل و مطلق را براي انسان پديد مي آورد. بنابراين، مي توان گفت كه   اعتدال، عنصر اساسي در دست يابي انسان به كمال است . بر همين اساس مي توان گفت كه رابطه اي بسيار محكم و استوار ميان اعتدال   گرايي و صراط مستقيم وجود دارد. به اين معنا كه در مفهوم صراط مستقيم   اعتدال تضمين شده است. از اين رو خداوند در آيات 143 سوره بقره و نيز 161   سوره انعام و 105 سوره يونس و 135 سوره طه و 30 سوره روم، دين اسلام را كه   همان صراط مستقيم است به دين معتدل و ميانه توصيف مي كند و در آيه 115   سوره انعام و 1 و 2 سوره كهف نيز قرآن را كه راهنماي دين اسلام مي باشد   كتابي معتدل و به دور از هرگونه كژي و انحراف معرفي مي كند، زيرا چنان كه   گفته شد، قيم بودن دين به اعتدال گرايي و ميانه روي آن مي باشد. خداوند در توصيف مومناني كه به كمال رسيده اند آنان را به اعتدال گرايي و   ميانه روي مي ستايد و در آيه 22 سوره ملك استقامت و اعتدال مؤمنان در   ايمانشان را به حركت انسان معتدل در راه مستقيم تشبيه مي كند. اين بدان   معناست كه كمال ايماني را تنها مي توان از راه اعتدال و ميانه روي كسب كرد .


 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 9:58 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET