نقش اسوه در زندگي
يکي از پرسش هاي مطرح درباره اسوه و سيره اين است که چرا بايد سيره اسوه هاي ديني را شناخت و از آنان پيروي كرد؟ اين كار چه ضرورتي دارد؟ آيا صرفاً يكي از مناسك ديني است كه بايد بي چون و چرا انجام شود؟ يا امر مقدسي است كه فقط براي تقدس و تبركش بايد صورت گيرد؟ و يا امري تاريخي است كه تنها براي آگاهي از پيشينه فرهنگي و مذهبي ما لازم است؟ نگاه روشن بينانه و واقع گرايانه به اين موضوع نشان مي دهد كه شناخت اسوه هاي ديني و سيره آنان نه يك آئين خشك و بي روح است، نه يك امر مقدس ديني است و نه يك مسأله تاريخي. جايگاه و اهميت اين موضوع را با دو رويكرد زير مي توان مشخص ساخت :
1-3-2) رويكرد دين شناسي
براي شناخت دين دو منبع وجود دارد: يکي قرآن و ديگري سنت. سنت را نيز از دو راه ميتوان شناخت: 1. سخن معصوم 2. عملکرد و سيره معصوم. بخشي از معارف دين در قالب سخن ائمه بيان ميشود بخشي هم در سخن نميگنجد و از سيره آنان ميتوان فهميد. بنابراين، يکي از منابع معرفتي ما سيره اسوه هاي ديني (معصومان) است که به وسيله آن ميتوانيم به معارف ديني دست يابيم. در اين رويکرد، سيره شناسي زير مجموعه دين شناسي است. راه ديگر دين شناسي نيز سخن شناسي است که از بحث ما خارج مي باشد . پرسشي که در دل اين بحث مطرح مي شود اين است که چرا سيره اين اسوه ها مي تواند يکي از منابع شناخت دين باشد؟ پاسخ اين است که سيره معصوم نيز مطابق دين است. اين گونه نيست که فقط سخن معصوم مطابق دين باشد. معصوم همان گونه عمل ميکند که دين گفته است. لذا از راه بررسي سيره او نيز مي توان به معرفت ديني دست يافت .
2-3-2) رويكرد زندگي سازي (تنظيم زندگي (
تنظيم به معناي نظم زماني نيست، بلکه به معناي اين است که انسان در زندگي بايد داراي سبک و مدل باشد. رسيدن به موفقيت عوامل و موانعي دارد که از آن به بايد و نبايد ياد مي شود. انجام بايدها و انجام ندادن نبايدها به معناي تنظيم زندگي است. به هر حال ما براي تنظيم زندگي به سيره و سخن معصوم نياز داريم. از اين راه بهتر ميتوان راه درست زندگي کردن را فهميد. اسوه هاي ديني نمونه هاي كامل موفقيت اند و لذا شناخت راه و رسم آنان مي تواند نقش مهمي در موفقيت زندگي ما داشته باشد. يكي از رازهاي موفقيت اين است كه زندگي و رويه خود را مطابق زندگي انسان هاي موفق تنظيم كنيم و از اين جهت سيره اسوه هاي ديني اهميت مي يابد و بلكه ضرورت خواهد داشت . البته اين دو رويكرد با هم قابل جمع اند. اساس دين براي تنظيم زندگي است، نه فراگيري اطلاعات غير لازم و انجام مناسك غير مفيد. ما از آن جهت، دين را مورد مطالعه قرار مي دهيم که مي خواهيم زندگي خود را سامان دهيم . اساساً دين، برنامه زندگي است. هيچ نکته و دستوري در دين نيست که مربوط به زندگي ما در اين جهان نباشد. لذا موفقيت زندگي بستگي به شناخت دين دارد . در اين ميان سيره به عنوان يکي از منابع مهم دين شناسي، نقش مهمي در تنظيم زندگي و تأمين موفقيت و به روزي آن دارد. از سوي ديگر چون سيره اسوه هاي ديني نمونه عيني و تجسم يافته دين است، قابل فهم تر بوده و قابليت بيشتري براي پيروي دارد. در حـقيقت اسوه هاي ديني فانوس هاي دريايي هستند كه راه را براي طالبان موفقيت و به روزي مشخص و نمايان مي سازند. بنابــراين ما به سيره اسوه هاي ديني براي تنظيم زندگي خود نيازمنديم؛ اين يك عامل موفقيت است و به همين جهت در منابع ديني به الگوگيري از اسوه هاي ديني توصيه شده است
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم

