اعتدال با هدف قوامبخشی
زمانی که جامعه از حالت تعادل خارج میشود،
فضای سیاسی و اجتماعی آن دچار افراط و تفریط میشود. در ادامهی این گونه
برخوردهای افراطی، یک اعتراض مدنی آرام به صحنه درگیری منجر شده و سبب صفآرایی دو
گروه در مقابل هم خواهد شد. ادامه چنین کنشهایی کشور را خسته خواهد کرد. خسته شدن
یک کشور یعنی روح جمعی آن به عنوان عامل وحدت بخش بین افراد شکننده شده و به حداقل
می رسد؛ در این صورت جامعه به نوعی از هم گسیختگی مبتلا خواهد شد. در چنین شرایطی
فرصتی مهیا می شود برای خودنمایی افراد، گروهها و رفتارهای خودسرانه اجتماعی که
در نتیجه آسیب دیدن روح کشور فرصت بروز مییابند. در چنین شرایطی اولین وظیفه حفظ
اعتدال است که بیشک به رستگاری نزدیکتر خواهد بود. اما یافتن شیوه اعتدال
نیازمند رفتاری علمی و حساب شده است از این رو نه نظر میرسد روانشناسان، جامعهشناسان
و سیاستمداران باید ضمن آسیبشناسی رفتارهای انجام شده، به ارائه راهکار بپردازند.
در کشورهای دارای نظام دموکراسی، معمولاً احزاب نقش میانهداری را بین مردم و دولت
بازی میکنند، اما متاسفانه فقدان تفکر حزبی در جامعهی ایران لازم کرده، برای حفظ
اعتدال و جلوگیری از افراطیگری افراد میانهرو، میانداری وضعیت را به عهده
بگیرند، گرچه در چنین موقعیتی معمولاً این
افراد از سوی طرفین درگیر به بهانههایی همچون خیانت، سازشکاری و یا ترسو بودن
طرد میشوند؛ اما چارهای نیست باید میانهروها هرچه سریعتر با در نظر داشتن خواستههای
طرفین اوضاع را سامان دهند زیرا کشور خستهی ما توان تحمل چنین درگیریهایی را به
صورت مداوم ندارد. دکتر حشمت اله فلاحتپیشه که پایاننامه دکتری خود را به
راهنمایی دکتر حاتم قادری و مشاوره دکتر حسین بشیریه و دکتر مسعود غفاری در خصوص
روابط توسعه انسانی و توسعه سیاسی نوشته است، یکی از کسانی است که حرف از اعتدال و
میانهروی میزند، از این رو در گفتگویی اختصاصی با وی به آسیبشناسی سیر اتفاقات
اخیر و ارائه راهکار برای آینده پرداختیم. - آقای دکتر یکی از مشکلاتی که امروز
جامعهی امروز ما با آن درگیر است، کنار زدن اعتدال و آغاز افراطیگری است، که سبب
شکننده شدن روح کشور به عنوان عامل وحدت بخش کشور شده؛ چه عواملی را در این موضوع
دخیل میبینید؟
به اعتقاد بنده بر اساس تجربه تاریخی و
الگوهای موجود نظامهای سیاسی، نظامهایی پایدار هستند که در آنها اعتدال بر
افراطیگری غلبه دارد و نظام جمهوری اسلامی که 30 سال از تاسیس آن میگذرد باید از
این تجربهها استفاده کند. یک سری عوامل بر فضای اعتدالی جامعه ما تاثیر گذاشته
است: عامل اول: یک قاعدهی خاصی برای بازی سیاسی و رقابت سیاسی در کشور شکل نگرفته
است. مشخصاً فقدان تحزب و عدم وجود احزاب فعال و تاثیرگذار باعث شدهبسیاری از بازیها
و رقابتهای سیاسی غیرقابل پیشبینی شود. در حالی که رفتار سیاسی مناسب یک رفتار
فرآیندی است در کشور ما این رفتار نیز به خود حالت مقطعی میگیرد. به این صورت که
در فضای انتخابات رفتار و رقابت افراطی حاکم میشود و در زمان مدیریت وعدههای
انتخاباتی فراموش میشود و کل امور به چهار سال بعد و زمان انتخابات محول میشود.
هر چه نهادهای مدنی مانند احزاب فعالتر شود به همان میزان رفتارهای سیاسی قابل
پیشبینیتر شده و از افراطی شدن جلوگیری میشود. عامل دوم که در شرایط خاص مثل
بعد از انتخابات به وجود آمد مداخله بیگانگان بود. معتقدم دشمنان همیشگی ایران نه
به فکر توسعه کشورند و نه به فکر پیروزی یک جریان خاص. چیزی که برای آنها اصالت
دارد تنش است؛ لذا به دنبال تطویل بحران در داخل ایران هستند تا به چند هدف برسند:
1- کاهش نقش ایران در تحولات بینالمللی،
2- محروم کردن ایرانیان از حقوق حقه خود
(مثل حق هستهای)؛
3- به شکست رساندن الگوی جمهوری اسلامی و
حاکم کردن الگوی سکولار؛
4- استقرار نظام خاورمیانه بزرگ به محوریت
اسرائیل و تضعیف کشورهایی همچون ایران.
لذا میبینیم که بیگانگان همه ابزار و
امکانات خود را به کار گرفتهاند تا اختلافات داخل ایران را برگشت ناپذیر نشان
دهند و هر نهاد، دستگاه و یا مجموعه نخبگانی که جز ظرفیتهای نظام برای آشتی و رفع
اختلاف به حساب میآیند، تخریب نمایند تا تنش کماکان ادامه یابد.
عامل سوم این است که متاسفانه در دو جریان
چپ و راست کشور همواره افراطیان، قدرت تحمل حتی نیروهای معتدل را نداشتند، به همین
دلیل بسیاری از رفتارها حالت انتقام به خود میگیرد. کسانی که معتقد به بازی جمع
جبری صفر [یعنی برد من به بهای باخت دیگری] هستند فقط در فضای افراطی میتوانند به
اهداف خود برسند در صورتی که جامعه نیازمند بازی جمع جبری مضاعف است، در این نوع
بازی همواره بخشی از حقوق طرف مقابل به رسمیت شناخته میشود. باید در نظر داشت که
همگان حق دارند از امکانات مملکت استفاده کرده و در توسعه و مدیریت کشور سهیم
شوند. عامل موثری که باعث نگرانی است این است که چهرههای منصف و معتدل که بعضاً
قصد ورود به عرصه را دارند تا فضا را معتدل نمایند از طرف افراطیون متهم میشوند.
در صورتی که این افراد که در دو جریان راست و چپ تعدادشان کم نیست در گذشته همواره
اصول اساسی کشور و منافع ملی را بر منافع جناحی خود ارجح داشتهاند و به همین دلیل
شایسته عنوان منصف و معتدل هستند من هم معتقدم کسانی که جرم علیه امنیت ملی مرتکب
میشوند باید در دادگاه پاسخگو باشند، ولی در عین حال نمیتوان همگان را به این
جرم متهم کرد، چیزی که به عنوان نتیجه میخواهم عرض کنم این است که اعتدالبخشی با
هدف قوامبخشی به نظام سیاسی کشور یکی از ظرفیتهای پایداری یک نظام سیاسی است. -
چیزی که در فضای کشور شاهد آن بودیم یک اعتراض مدنی آرام به علت کتمان شدن بحران
تلقی شد، با امنیتی کردن فضا بحرانی واقعی به وجود آمد که با حرکات تحریککننده، یک افراطیگری کامل را
رقم زد، که اندک اندک به صحنه درگیری میان مردم با مردم و مردم با نیروی انتظامی
تبدیل شده است، در این خصوص چه نظری دارید؟ باید جریان اعتدالی در جامعه حاکم شود،
مشکلات اصلی مردم ما شعارهای افراطی نیست که طرفین علیه هم مطرح میکنند. مشکل به مباحث
اقتصادی، بیکاری، نگرانی برای توسعه کشور، جذب سرمایهگذار و توسعه پایدار مربوط
است باید از هرگونه تنشی که ما را از اهداف چشمانداز 20 ساله دور کند پرهیز کنیم.
بخش اعظم مردم ایران نیازمند یک فضای آرام هستند و مدیریت کردن را بیش از سیاست
کردن نیاز اول جامعه میدانند، انتظار میرود نخبگان سیاسی کشور خود را با این
خواست مردم همراه کنند. - هم اکنون ما شاهدآن هستیم که هر دو طرف با خیل عظیمی از
هجمه عصبی روبهروی یکدیگر قرار گرفتهاند، که این خود به گسترش دامنه افراطیگریها
میانجامد، به عنوان یک دانشآموخته علوم سیاسی چه تدبیری را در این شرایط موثر میبینید؟
من معتقدم که تحریکات متقابل منجر به گسترش این اغتشاشات شد. هنوز هم دیر نیست
برای آنکه دامنه آشوب، اغتشاش و اختلاف را محدود کرد و برخورد خاص آنرا در نظر
گرفت. البته در گذشته هم میشد همین سیاست را در پیش گرفت. - آقای دکتر، عبور کردن
از یک اعتراض مدنی سبب ورود معترضین به فاز خشن شد و افراطیگریهایی که از هر دو
طرف ادامه یافت، فضایی را در کشور به وجود آورد که از آن به عنوان اغتشاش یاد میشود،
به نظر شما میتوان خشونتهای صورت گرفته را به همهی معترضین حاضر در خیابان
تعمیم داد؟ من بخش اعظم این افراد را معترضین مینامم. متاسفانه در دو طرف گرایش
به سمت افراطیگری منجر به این شرایط شد؛ همیشه بخشی اعظمی از کسانی که برای
اعتراض آمدهاند قصد خشونت ندارند، کسانی که وارد فاز خشن میشوند، رفتار متقابل
انجام میدهند. البته برخی از افراد خودسر هم رفتار خشنی انجام میدهند که باعث میشود
کل جریان حالت خشن به خود میگیرد. - موضوع دیگری که در فضای کشور به چشم میخورد،
ایجاد یک فاصله بین طبقهی مردم و نخبگان جامعه است، که سبب شده هیچیک خواستههای
طرف دیگر را درک نکرده و هرکدام بیتوجه به دیگری به راه خود میروند، این
ناهماهنگی به ادامه این روند منجر میشود که بیشک کشور خستهی ما بیشتر از نفس
خواهد انداخت. جامعه ایران تحمل آشوبهای هر روزه را ندارد، من معتقدم بخش اعظم
کسانی که معترضند نظم و آرامش جامعه برایشان اساسی است؛ مردم میخواهند در فضای
آرام به فعالیتهای اقتصادی خود ادامه دهند، میخواهند فرزندان خود را در فضایی
آرام تربیت کنند و نمیخواهند زندگی عادی فدای شرایط آشوب شود. این خواست جامعه
است و نخبگان باید خودشان را با این شرایط همراه کنند. - رفتار علمی و کارشناسی
شده، همواره به اعتدال میانجامد، به نظر شما، سیاستمداران، جامعهشناسان و
روانشناسان در آسیبشناسی این موضوع چهکارهاند؟ و چرا هیچ برخورد کارشناسانهای
صورت نمیگیرد؟ من معتقدم یک روش اغنایی میتواند مانع از آن شود که به یک اختلاف
عمیق منجر شود. باز هم در شرایط کنونی برخورد افراطیگریهایی انجام میشود زیرا
کسانی که رفتار علمی انجام میدهند، از حوادث بعد از انتخابات غافلگیر شدند اگر
هم امروز کار علمی توصیه میشود حاصل تجربه اتفاقات افتاده است.
- خود شما چه راهکاری را پیشنهاد میکنید؟
با راهکارهای سیاسی میتوان فضای کشور را به
یک مسیر اغنایی کشاند. یک فضای توام با وحدت و حل اختلاف میتواند شرایط را به
حالت عادی برگرداند. مردم همه به دنبال این هستند که شرایط آشوب ادامه پیدا نکند.
من معتقدم خشونت در حاشیه این تحولات است و بن مایه رفتار خشن نیست. بعضی از افراد
هم واقعاً به دنبال خشونت هستند. من راضی نیستم نام برخی گروهها را بر زبان میآورند
زیرا برخی از آنها از هر فرصتی برای خودنمایی استفاده میکنند. - چرا از ابتدا
رفتاری اغنایی برای در نظر گرفتن خواستههای طرفین انجام نشد، تا اعتراض آرام مردم
به درگیری تبدیل نشود؟ نمیخواهم نبش قبر کنم باید بیشتر به فکر آینده باشیم. -
برای آینده چه راهکاری را توصیه میکنید؟ من اعتقادم بر این است که مشغله اصلی
مردم امنیت و آرامش کشورشان باید باشد. ما یک چشمانداز 20 ساله داریم که اگر محقق
نشود یا کند شود [که این رفتارهای افراطیگری خود باعث کند شدن آن میشود] در
آینده باید دست به سوی همسایگان دراز کنیم. در نظر داشته باشیم بیگانگان که آتش
بیار این معرکه شدهاند به فکر توسعه و پیشرفت کشور ما نیستند، بلکه به دنبال این
هستند که این تنش جزئی از زندگی روزمره ایرانیان شود. باید به سمت راهکارهای آرامشبخش
برویم.
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم
نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 22 بهمن 1388 ساعت 8:45 AM
|
نظرات 0 |
لينک مطلب