یادداشت های تحلیلی




























http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

رفتار سالم، لازمه نفوذ اجتماعي

اصولا هرگونه نفوذ اجتماعي جز به رفتارهاي سالم و درست و پسنديده، ممكن و شدني نيست. در حوزه نفوذ اجتماعي، رهبران مي بايست براساس رفتارهاي پسنديده عمل كنند. از اين رو درباره علت نفوذ اجتماعي پيامبر در جامعه آن روز به مسئله رفتارها و خلق عظيم آن حضرت و محبت و مهر ايشان نسبت به همگان حتي دشمنان اشاره مي شود. همين خلق و خوي بزرگوار آن حضرت بود كه همگان را در پيرامون وجود جاذب آن حضرت گرد آورد. وگرنه هرگونه تندخوئي حتي نسبت به دشمنان موجب مي شود تا دوستان نيز دور شوند. رفتارهاي آن حضرت كه بر پايه عشق و محبت به نوع بشر و هدايت آنان بود تا آن حد بود كه دچار اندوه مي شد كه چرا ايشان هدايت نمي شوند، اين مسئله خود گواه صادقي است كه چگونه مي بايست مردم را به سوي دين فراخواند و نفوذ اجتماعي را افزايش داد.

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 3:20 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

مناظرات امام رضا(ع) در‌بر دارنده اخلاق، منطق و آزادی است  

حقيقيت توسل به ائمه برای پيشرفت اسلام در جهان بايد   توسط حوزه و دانشگاه تبيين شود و محققان با الگوگيری از نحوه مناظرات امام   رضا(ع) اخلاق، منطق و آزادی را در جامعه گسنرش دهند، چراكه مناظرات ايشان   همواره حاوی اين عناصر بوده است . حوزه و دانشگاه بايد در   بررسی روايات و دسته‌بندی آن‌ها فعاليت كرده و آن‌ها را به جهانيان عرضه   كنند . امروزه ضروری است علما و انديشمندان با مباحث روز آشنا باشند و   روايات را براساس مسايل و مشكلات روز به مردم و تمامی جهانيان عرضه كنند . حركت معرفتی دينی ائمه در پيشرفت جهان اسلام در دوران بنی‌عباس و   بنی‌اميه مؤثر بوده است اگرچه در آن زمان بنی‌عباس و بنی‌اميه در   رأس حكوت قرار داشتند، اما اگر فعاليت‌ها و حضور ائمه نبود، پيشرفتی نصيب   جهان اسلام در آن زمان نمی‌شد، زيرا ائمه با نيت دينی فعاليت می‌كردند . علت دعوای علم، عقل، عدالت و دين در غرب را نبود   دين در اين كشورها ميدانيم: نبود دين در امور مختلف در غرب باعث   شد در دعوای بين علم و دين، عقل و دين و ...، دين از تمامی عرصه‌ها حذف   شود . روح تمدنی در علوم انسانی نهفته است، گفت : متأسفانه جهان اسلام در توليد علم و ايجاد نظريات در علوم انسانی با ضعف   روبه‌رو است و هنوز نظريات فيلسوفان و عالمان غربی در دانشگاه‌ها تدريس   می‌شود . امام رضا(ع) امنيت، توليد، ثروت و توزيع آن در حكومت را   ضروری می‌داند،: اقامه نماز جمعه و جماعت، اقامه عبادات جمعی،   مبارزه با ظالمان، برقراری عدالت و... از كاركرد‌های حكومت است كه امام   رضا(ع) بيان می‌كند . امام رضا(ع) در مناظرات خود همواره به دنبال كشف حقيقت   بود و در مواجهه با مخاطب خود هيچ‌گاه وی را تحقير نمی‌كرد،: امام   رضا(ع) در مناظرات خود، زمانی‌كه مسئله مورد بحث برای مخاطبانش مشخص   می‌شد، دست از مناظره برمی‌داشت و جلسه را به اتمام می‌رساند تا طرف   مناظره تحقير نشود . امام رضا(ع) هيچ وقت برای پيروزی و غلبه برطرف مقابل در   مناظرات شركت نكرد، امام رضا(ع) هنگامی كه در مناظرات شركت   می‌كردند بر تمامی ابعاد مسئله اشراف داشته و اگر سخنی را مطرح می‌كردند،   تك‌تك كلمات آن حاوی مسايل مهمی بود . بايد رواياتی كه از   ائمه(ع) به دست ما رسيده در جای خود به كار رود، زيرا اگر در موضوعی مخالف   با موضوع آن روايت، مطرح شود تحريف معنوی صورت خواهد گرفت از مجموع روايات امام رضا(ع) در عرصه‌های مختلف سياسی،   اقتصاد، حقوق متقابل مردم و حكومت، تعليم و تربيت، آموزش و پرورش و ... می‌توان يك هندسه معرفتی به‌دست آورد . ائمه(ع) زيارت امام رضا را در سه بعد جسمانی، قلبی و   عقلانی بيان كرده‌اند،: پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «هركس به زيارت   امام رضا(ع) رود در حالی كه معرفت به حق او داشته باشد بهشت بر او واجب   است،» كه اين معرفت شامل هر سه بعد جسمانی، قلبی و عقلانی زيارت حضرت   می‌شود . اين توسل و شفاعت نيز همچون زيارت در سه بعد زبانی، قلبی و   عقلی مطرح می‌شود، به اين معنا كه شما از حضرت می‌خواهيد در مسير درك   معرفت او شما را ياری كند . «حاكمان بايد   با مردم انس داشته باشند، اهل رفق و مدارا با آن‌ها باشند، همچون پدری   مهربان به مردم خدمت كنند و در هر زمانی در دسترس مردم باشند



http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:15 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

رشد افراد در گرو الگوگیری دینی است

سید‌الشهدا (ع) اسوه و الگو برای همه آزادی‌خواهان   و انسان‌های مومن و متعهد است . همه افراد برای رشد و تعالی خود نیازمند الگوگیری   دینی هستند ارادت و محبت به افراد مومن و با فضیلت و اسوه و   الگو قرار دادن آنها باعث تقویت اخلاق در انسان می‌شود . وی به فضیلت   صلوات فرستادن بر پیامبر (ص) و آل آن حضرت اشاره و تصریح کرد: درب   آسمان‌ها بر کسی که بر پیامبر (ص) و آل آن حضرت صلوات بفرستد باز می شود   به خاطر اینکه روزی و خیر دنیا و آخرت در آسمان است خدای متعال به ندای صلوات فرستنده لبیک می‌گویید و سعادت او را در صلوات فرستادن می‌داند . دیگر ویژگی‌های صلوات : صلوات فرستادن بر پیامبر (ص) و آل او گناهان را می‌ریزد همان طوری که برگ   درختان در پاییز می‌ریزد . به گناهانی که مورد بخشش خداوند قرار   می‌گیرد: گناهانی که بین بنده و خدای متعال رخ می‌دهد و   حق‌الناس نیستند با صلوات مورد بخشش و عفو الهی قرار می‌گیرد . جایگاه صلوات بر آل پیامبر: برای   کسانی که صلوات بر پیامبر (ص) بفرستند ولی به آل او صلوات نفرستند خطر عدم   ارتباط با متعال وجود دارد و این برای انسان خطرناک است و سبب دوری از   ولایت می‌شود

 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 2:11 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 


http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

اعتدال با هدف قوام‌بخشی

زمانی که جامعه از حالت تعادل خارج می‌شود، فضای سیاسی و اجتماعی آن دچار افراط و تفریط‌ می‌شود. در ادامه‌ی این گونه برخوردهای افراطی، یک اعتراض مدنی آرام به صحنه درگیری منجر شده و سبب صف‌آرایی دو گروه در مقابل هم خواهد شد. ادامه چنین کنش‌هایی کشور را خسته خواهد کرد. خسته شدن یک کشور یعنی روح جمعی آن به عنوان عامل وحدت بخش بین افراد شکننده شده و به حداقل می رسد؛ در این صورت جامعه به نوعی از هم گسیختگی مبتلا خواهد شد. در چنین شرایطی فرصتی مهیا می شود برای خودنمایی افراد، گروه‌ها و رفتارهای خودسرانه اجتماعی که در نتیجه آسیب دیدن روح کشور فرصت بروز می‌یابند. در چنین شرایطی اولین وظیفه حفظ اعتدال است که بی‌شک به رستگاری نزدیک‌تر خواهد بود. اما یافتن شیوه اعتدال نیازمند رفتاری علمی و حساب شده است از این رو نه نظر می‌رسد روانشناسان، جامعه‌شناسان و سیاستمداران باید ضمن آسیب‌شناسی رفتارهای انجام شده، به ارائه راهکار بپردازند. در کشورهای دارای نظام دموکراسی، معمولاً احزاب نقش میانه‌داری را بین مردم و دولت بازی می‌کنند، اما متاسفانه فقدان تفکر حزبی در جامعه‌ی ایران لازم کرده، برای حفظ اعتدال و جلوگیری از افراطی‌گری افراد میانه‌رو، میان‌داری وضعیت را به عهده بگیرند، گرچه در چنین موقعیتی معمولاً این افراد از سوی طرفین درگیر به بهانه‌هایی همچون خیانت، سازش‌کاری و یا ترسو بودن طرد می‌شوند؛ اما چاره‌ای نیست باید میانه‌روها هرچه سریعتر با در نظر داشتن خواسته‌های طرفین اوضاع را سامان دهند زیرا کشور خسته‌ی ما توان تحمل چنین درگیری‌هایی را به صورت مداوم ندارد. دکتر حشمت اله فلاحت‌پیشه که پایان‌نامه دکتری خود را به راهنمایی دکتر حاتم قادری و مشاوره دکتر حسین بشیریه و دکتر مسعود غفاری در خصوص روابط توسعه انسانی و توسعه سیاسی نوشته است، یکی از کسانی است که حرف از اعتدال و میانه‌روی می‌زند، از این رو در گفتگویی اختصاصی با وی به آسیب‌شناسی سیر اتفاقات اخیر و ارائه راهکار برای آینده پرداختیم. - آقای دکتر یکی از مشکلاتی که امروز جامعه‌ی امروز ما با آن درگیر است، کنار زدن اعتدال و آغاز افراطی‌گری است، که سبب شکننده شدن روح کشور به عنوان عامل وحدت بخش کشور شده؛ چه عواملی را در این موضوع دخیل می‌بینید؟

به اعتقاد بنده بر اساس تجربه تاریخی و الگوهای موجود نظام‌های سیاسی، نظام‌هایی پایدار هستند که در آنها اعتدال بر افراطی‌گری غلبه دارد و نظام جمهوری اسلامی که 30 سال از تاسیس آن می‌گذرد باید از این تجربه‌ها استفاده کند. یک سری عوامل بر فضای اعتدالی جامعه ما تاثیر گذاشته است: عامل اول: یک قاعده‌ی خاصی برای بازی سیاسی و رقابت سیاسی در کشور شکل نگرفته است. مشخصاً فقدان تحزب و عدم وجود احزاب فعال و تاثیرگذار باعث شدهبسیاری از بازی‌ها و رقابت‌های سیاسی غیرقابل پیش‌بینی شود. در حالی که رفتار سیاسی مناسب یک رفتار فرآیندی است در کشور ما این رفتار نیز به خود حالت مقطعی می‌گیرد. به این صورت که در فضای انتخابات رفتار و رقابت افراطی حاکم می‌شود و در زمان مدیریت وعده‌های انتخاباتی فراموش می‌شود و کل امور به چهار سال بعد و زمان انتخابات محول می‌شود. هر چه نهادهای مدنی مانند احزاب فعال‌تر شود به همان میزان رفتارهای سیاسی قابل پیش‌بینی‌تر شده و از افراطی شدن جلوگیری می‌شود. عامل دوم که در شرایط خاص مثل بعد از انتخابات به وجود آمد مداخله بیگانگان بود. معتقدم دشمنان همیشگی ایران نه به فکر توسعه کشورند و نه به فکر پیروزی یک جریان خاص. چیزی که برای آنها اصالت دارد تنش است؛ لذا به دنبال تطویل بحران در داخل ایران هستند تا به چند هدف برسند:

1- کاهش نقش ایران در تحولات بین‌المللی،

2- محروم کردن ایرانیان از حقوق حقه خود (مثل حق هسته‌ای)؛

3- به شکست رساندن الگوی جمهوری اسلامی و حاکم کردن الگوی سکولار؛

4- استقرار نظام خاورمیانه بزرگ به محوریت اسرائیل و تضعیف کشورهایی همچون ایران.

لذا می‌بینیم که بیگانگان همه ابزار و امکانات خود را به کار گرفته‌اند تا اختلافات داخل ایران را برگشت ناپذیر نشان دهند و هر نهاد، دستگاه و یا مجموعه نخبگانی که جز ظرفیت‌های نظام برای آشتی و رفع اختلاف به حساب می‌آیند، تخریب نمایند تا تنش کماکان ادامه یابد.

عامل سوم این است که متاسفانه در دو جریان چپ و راست کشور همواره افراطیان، قدرت تحمل حتی نیروهای معتدل را نداشتند، به همین دلیل بسیاری از رفتارها حالت انتقام به خود می‌گیرد. کسانی که معتقد به بازی جمع جبری صفر [یعنی برد من به بهای باخت دیگری] هستند فقط در فضای افراطی می‌توانند به اهداف خود برسند در صورتی که جامعه نیازمند بازی جمع جبری مضاعف است، در این نوع بازی همواره بخشی از حقوق طرف مقابل به رسمیت شناخته می‌شود. باید در نظر داشت که همگان حق دارند از امکانات مملکت استفاده کرده و در توسعه و مدیریت کشور سهیم شوند. عامل موثری که باعث نگرانی است این است که چهره‌های منصف و معتدل که بعضاً قصد ورود به عرصه را دارند تا فضا را معتدل نمایند از طرف افراطیون متهم می‌شوند. در صورتی که این افراد که در دو جریان راست و چپ تعدادشان کم نیست در گذشته همواره اصول اساسی کشور و منافع ملی را بر منافع جناحی خود ارجح داشته‌اند و به همین دلیل شایسته عنوان منصف و معتدل هستند من هم معتقدم کسانی که جرم علیه امنیت ملی مرتکب می‌شوند باید در دادگاه‌ پاسخگو باشند، ولی در عین حال نمی‌توان همگان را به این جرم متهم کرد، چیزی که به عنوان نتیجه می‌خواهم عرض کنم این است که اعتدال‌بخشی با هدف قوام‌بخشی به نظام سیاسی کشور یکی از ظرفیت‌های پایداری یک نظام سیاسی است. - چیزی که در فضای کشور شاهد آن بودیم یک اعتراض مدنی آرام به علت کتمان شدن بحران تلقی شد، با امنیتی کردن فضا بحرانی واقعی به وجود آمد که با حرکات تحریک‌کننده، یک افراطی‌گری کامل را رقم زد، که اندک اندک به صحنه درگیری میان مردم با مردم و مردم با نیروی انتظامی تبدیل شده است، در این خصوص چه نظری دارید؟ باید جریان اعتدالی در جامعه حاکم شود، مشکلات اصلی مردم ما شعارهای افراطی نیست که طرفین علیه هم مطرح می‌کنند. مشکل به مباحث اقتصادی، بیکاری، نگرانی برای توسعه کشور، جذب سرمایه‌گذار و توسعه پایدار مربوط است باید از هرگونه تنشی که ما را از اهداف چشم‌انداز 20 ساله دور کند پرهیز کنیم. بخش اعظم مردم ایران نیازمند یک فضای آرام هستند و مدیریت کردن را بیش از سیاست کردن نیاز اول جامعه می‌دانند، انتظار می‌رود نخبگان سیاسی کشور خود را با این خواست مردم همراه کنند. - هم اکنون ما شاهدآن هستیم که هر دو طرف با خیل عظیمی از هجمه عصبی روبه‌روی یکدیگر قرار گرفته‌اند، که این خود به گسترش دامنه افراطی‌گری‌ها می‌انجامد، به عنوان یک دانش‌آموخته علوم سیاسی چه تدبیری را در این شرایط موثر می‌بینید؟ من معتقدم که تحریکات متقابل منجر به گسترش این اغتشاشات شد. هنوز هم دیر نیست برای آنکه دامنه آشوب، اغتشاش و اختلاف را محدود کرد و برخورد خاص آنرا در نظر گرفت. البته در گذشته هم می‌شد همین سیاست را در پیش گرفت. - آقای دکتر، عبور کردن از یک اعتراض مدنی سبب ورود معترضین به فاز خشن شد و افراطی‌گری‌هایی که از هر دو طرف ادامه یافت، فضایی را در کشور به وجود آورد که از آن به عنوان اغتشاش یاد می‌شود، به نظر شما می‌توان خشونت‌های صورت گرفته را به همه‌ی معترضین حاضر در خیابان تعمیم داد؟ من بخش اعظم این افراد را معترضین می‌نامم. متاسفانه در دو طرف گرایش به سمت افراطی‌گری منجر به این شرایط شد؛ همیشه بخشی اعظمی از کسانی که برای اعتراض آمده‌اند قصد خشونت ندارند، کسانی که وارد فاز خشن می‌شوند، رفتار متقابل انجام می‌دهند. البته برخی از افراد خودسر هم رفتار خشنی انجام می‌دهند که باعث می‌شود کل جریان حالت خشن به خود می‌گیرد. - موضوع دیگری که در فضای کشور به چشم می‌خورد، ایجاد یک فاصله بین طبقه‌ی مردم و نخبگان جامعه است، که سبب شده هیچ‌یک خواسته‌های طرف دیگر را درک نکرده و هرکدام بی‌توجه به دیگری به راه خود می‌روند، این ناهماهنگی به ادامه این روند منجر می‌شود که بی‌شک کشور خسته‌ی ما بیشتر از نفس خواهد انداخت. جامعه ایران تحمل آشوب‌های هر روزه را ندارد، من معتقدم بخش اعظم کسانی که معترضند نظم و آرامش جامعه برای‌شان اساسی است؛ مردم می‌خواهند در فضای آرام به فعالیت‌های اقتصادی خود ادامه دهند، می‌خواهند فرزندان خود را در فضایی آرام تربیت کنند و نمی‌خواهند زندگی عادی فدای شرایط آشوب شود. این خواست جامعه است و نخبگان باید خودشان را با این شرایط همراه کنند. - رفتار علمی و کارشناسی شده، همواره به اعتدال می‌انجامد، به نظر شما، سیاستمداران، جامعه‌شناسان و روانشناسان در آسیب‌شناسی این موضوع چه‌کاره‌اند؟ و چرا هیچ برخورد کارشناسانه‌ای صورت نمی‌گیرد؟ من معتقدم یک روش اغنایی می‌تواند مانع از آن شود که به یک اختلاف عمیق منجر شود. باز هم در شرایط کنونی برخورد افراطی‌گری‌هایی انجام می‌شود زیرا کسانی که رفتار علمی انجام می‌دهند، از حوادث بعد از انتخابات غافل‌گیر شدند اگر هم امروز کار علمی توصیه می‌شود حاصل تجربه اتفاقات افتاده است.

- خود شما چه راهکاری را پیشنهاد می‌کنید؟

با راهکارهای سیاسی می‌توان فضای کشور را به یک مسیر اغنایی کشاند. یک فضای توام با وحدت و حل اختلاف می‌تواند شرایط را به حالت عادی برگرداند. مردم همه به دنبال این هستند که شرایط آشوب ادامه پیدا نکند. من معتقدم خشونت در حاشیه این تحولات است و بن مایه رفتار خشن نیست. بعضی از افراد هم واقعاً به دنبال خشونت هستند. من راضی نیستم نام برخی گروه‌ها را بر زبان می‌آورند زیرا برخی از آنها از هر فرصتی برای خودنمایی استفاده می‌کنند. - چرا از ابتدا رفتاری اغنایی برای در نظر گرفتن خواسته‌های طرفین انجام نشد، تا اعتراض آرام مردم به درگیری تبدیل نشود؟ نمی‌خواهم نبش قبر کنم باید بیشتر به فکر آینده باشیم. - برای آینده چه راهکاری را توصیه می‌کنید؟ من اعتقادم بر این است که مشغله اصلی مردم امنیت و آرامش کشورشان باید باشد. ما یک چشم‌انداز 20 ساله داریم که اگر محقق نشود یا کند شود [که این رفتارهای افراطی‌گری خود باعث کند شدن آن می‌شود] در آینده باید دست به سوی همسایگان دراز کنیم. در نظر داشته باشیم بیگانگان که آتش بیار این معرکه شده‌اند به فکر توسعه و پیشرفت کشور ما نیستند، بلکه به دنبال این هستند که این تنش جزئی از زندگی روزمره ایرانیان شود. باید به سمت راهکارهای آرامش‌بخش برویم.

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 22 بهمن 1388  ساعت 8:45 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

نمونه: روش ارائه عفاف به عنوان الگو

از مباحث مهم در عصر حاضر، مسئله عفاف است. اين كه چگونه مي توان اسوه هاي   ديني را الگوي جامعه قرار داد، از دغدغه هاي اساسي و چالش برانگيز جامعه   است. در روش شناسي برخورد با اين پديده مشاهده مي شود به محض اين كه مسئله   در هر دوره اي كليد خورده است، از يك سو در حوزه اقدامات عملي، برخورد   انتظامي و فيزيكي صورت گرفته، و از سوي ديگر در حوزه مباحث فرهنگي بحث   حجاب و روابط زن و مرد نامحرم و مانند آن پيش كشيده شده است. اين هر دو در   جاي خود درست اند، اما پرسش اين است كه حركت عاقلانه در اين حوزه چيست و   كدام مقدم است و از كجا بايد شروع كرد؟ آيا صرف گفتن يا نوشتن سيره اسوه   هاي ديني در اين زمينه كافي است يا بايد طرح ديگري درانداخت؟ اينجاست كه   مي گوييم صرف حق بودن يك سخن براي الگو شدن آن كفايت نمي كند، شيوه طرح و   ورود و خروج به مسئله اهميت فراوان دارد. در ادامه به نكاتي در اين زمينه   اشاره خواهد شد تا مباحث پيش گفته به صورت عيني نمايان شوند .

1-6) رويكرد انتظامي يا فرهنگ سازي؟

پرسش نخست آن است كه كار را از چه بعدي بايد شروع كرد، فرهنگ سازي يا   برخورد انتظامي؟ شكي نيست كه در مقطعي از طرح، برخورد انتظامي نيز لازم   است، اما اين وقتي مؤثر خواهد بود كه اصل موضوع براي عموم جا افتاده باشد . لذا رويكرد فرهنگ سازي بر انتظامي تقدم دارد . نكته دوم اين كه در بحث فرهنگ سازي كه در حقيقت همان رويكرد تبيين در نگاه   كلان است، بحث را بايد از كجا شروع كرد: عفاف يا حجاب؟ شايد تعجب كنيد كه   مگر تفاوتي ميان اين دو وجود دارد؟ آري تفاوت وجود دارد. اين نشان دهنده   اهميت همان نكته اي است كه گفتيم بايد ماهيت يك اصل با استفاده از متون   غير سيره اي روشن شود. از مشكلات عمده در اين مسئله، خلط ميان اين دو   مفهوم است. نخست بايد از عفاف شروع كرد، نه حجاب. وانگهي در بحث از عفاف،   نخست بايد از چگونگي آن گفت يا چرايي آن؟ از ديگر مشكلات اين مسئله، طرح   چگونگي بدون تبيين چرايي آن است. نخست بايد چرايي عفاف را بيان كرد و سپس   به چگونگي آن پرداخت. از مسايل بسيار مهم و جدي در اين موضوع، اين است كه   نخست بايد ضرورت عفاف در زندگي را تبيين نمود. نبايد از عنصر تحكم استفاده   كرد. اين همان رويكرد زندگي محور در سيره است. تا مخاطب نداند كه عفاف، نه   يك نياز بلكه يك ضرورت در موفقيت و كاميابي زندگي است، به چگونگي آن توجه   نكرده و در برابر آن موضع خواهد گرفت. تا مخاطب نداند كه مراد از الگوگيري   از اسوه هاي ديني بازگشت به عقب و تغيير شرايط ظاهري زندگي نيست، به آن تن   نخواهد داد. اما اگر اين مسايل براي وي روشن شود، خود خواهد پرسيد كه براي   تحقق عفاف چه بايد كرد .

2-6) راهكار حفظ عفاف

پس از اين كه اصل عفاف به عنوان ضرورت زندگي بيان شد، نوبت به چگونگي آن   مي رسد. حفظ عفاف نيازمند اقدامات عملي و برخورداري از مهارت هاي خاص است . سيره اسوه هاي ديني در حجاب و روابط با نامحرم مربوط به اين بحث مي شود . اولاً اكنون كاملاً مشخص است كه جاي طرح اين موضوع كجا است و طرح آن در   جاي ديگر تا چه اندازه اشتباه است. ثانياً نكته مهمتر آن است كه آيا   راهكارهاي عفت ورزي محدود به همين دو امر است؟ از اشتباهات مهم در بحث   عفاف، محدود كردن راهكارها به اين دو موضوع و ناديده گرفتن ديگر ابعاد   مسئله است. اصول متعددي را مي توان به عنوان راهكار برشمرد؛ مثلاً تقوا و   صبر جنسي يا توان انتظار كشيدن، عبرت يا درس گيري از سونوشت ديگران، حزم   يا عاقبت انديشي، خوف يا توجه به مخاطرات بي عفتي، رجاء يا توجه به ثمرات   عفت ورزي، سبك تربيت صحيح، روزه گرفتن، حيا يا توجه به ناظر بودن خدا،   اعتماد به نفس يا توان نه گفتن، تقليل زمينه هاي خطر جنسي، كاهش تماس غير   ضرور و مخاطره آميز با نامحرم، كاهش تحريك در تماس با نامحرم و مانند آن . نكته مهمي كه پس از اين مطرح مي شود اين كه نسبت ميان اين اصول چيست و چه   نظامي ميان آنها وجود دارد؟ هر چند اين موضوع جاي كار بسياري دارد، اما به   نظر مي رسد تقوا و صبر جنسي راهبرد عفت ورزي هستند و بقيه راهكارها يا   اصول فرعي، تحقق بخش آن راهبردند. البته دو اصل آخر يعني كاهش تماس غير   ضرور و كاهش تحريك در هنگام تماس، خود زير مجموعه اصل تقليل زمينه هاي خطر   مي باشند. نكته قابل توجه اين كه اولاً مسئله حجاب و روابط با نامحرم در   ابعاد مختلف آن، همه مربوط به آخرين اصل يعني كاهش تحريك در تماس است. لذا   تمركز بر حجاب به جاي عفاف، و تمركز بر حجاب و ناديده گرفتن ديگر   راهكارهاي عفاف، اشتباه بزرگي است كه نتيجه اش وضعيتي است كه هم اكنون در   آن قرار داريم. ثانياً در عرض هم قرار دادن همه اصول و ناديده گرفتن نظام   ميان آنها نيز اشتباه ديگري است كه نتيجه اش سردرگمي مخاطب خواهد بود. اين   همان چيزي است كه از آن به عنوان اصول نظام يافته ياد كرديم. و بالاخره   نكته آخر اين كه در ارائه همين اصول به صورت نظام يافته نيز بايد رويكرد   تبييني داشت و دقيقاً نقش و تأثير آن را توضيح داد . نمونه هاي ديگري نيز در اين باره مي توان نام برد؛ مانند شادكامي و موفقيت و موضوعاتي از اين دست كه مجال طرح آنها وجود ندارد .

7) نتيجه گيري

اسوه از مسايل مهمي است كه در تنظيم زندگي و ساخت شخصي انسان نقش بسزايي   دارد. البته شرط اسوه شدن اين است كه از نظر ساختاري داراي سبك و از نظر   ارزشي داراي شايستگي خاص باشد. مهمترين مسئله در بحث اسوه هاي ديني،   كارايي آنان در عصر حاضر است. هر چند ممكن است به نظر رسد كه به جهت   تغييرات زندگي و مقتضيات زمان، لازم است اسوه هم عصر باشد، اما مي توان   اسوه هاي تاريخي و غير عصري را نيز الگو قرار داد و در عين حال مقتضيات   زمان را نيز رعايت نمود. اين كار مستلزم عصري سازي است. عصري نبودن سيره   اسوه هاي ديني نه به جهت ماهيت آن، بلكه به جهت نقص در پژوهش و گزارش سيره   است. اگر در مرحله نخست، سيره پژوهي با رويكرد تنظيم زندگي سامان يابد و   در مرحله دوم، گزارشگريِ سيره با رويكرد تبييني، كاربردي و نظام مند (نه   توصيه اي، انتزاعي و پراكنده) صورت پذيرد، ارتباط سيره با زمان معاصر   برقرار مي شود و مي تواند الگوي بشر امروز نيز باشد .


 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 11:24 AM
نظرات 0 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET