« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



زن ، اشتغال و خانواده
پژوهشهای علمی همت مضاعف و کار مضاعف
در اين نوشتار محورهاي زن ، اشتغال و خانواده را مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. مقدمه خانواده اولين و مهمترين واحد اجتماعي است و زن بعنوان مادر در خانواده نقش محوري و جايگاه ويژه اي دارد و به دليل وظايف سنگين و مستمر در ايفاي نقش هاي خانگي نياز به حمايت اقتصادي و توجهات ويژه از سوي همسر و جامعه احساس مي شود .
امروزه حضور زنان در اجتماع به لحاظ بهره وري جامعه از توانمنديهاي آنان و نيز بهره مندي زنان از امكانات متنوع جامعه امري مسلم و پذيرفتني است ، تا حدي كه حضور و مشاركت واقعي آنان به عنوان نيمي از منابع انساني براي تحقق جامعه مدني و نيز تسريع در فرآيند توسعه و تحقق عدالت اجتماعي امري ضروري است. اهميت توسعه در جهت تعالي انسانها ، كاهش نابرابري ها و ايجاد عدالت اجتماعي بر هيچ كس پوشيده نيست ، لذا با توجه به همه جانبه بودن مفهوم توسعه ، هنگامي روند توسعه سير مطلوب را در جهان طي مي كند كه به گونه اي باشد كه ضمن حفظ و تقويت شئون انساني و تحكيم جايگاه زن در خانواده زمينه شكوفايي ابتكار و خلاقيت و پيشرفت را براي آنان ايجاد و امكان ارتقاي فرهنگي و مشاركت سازنده و گسترده زنان را در تصميم گيريها و پستهاي مديريتي فراهم آورد. چرا كه شركت معنا دار زنان در تصميم گيريهاي عمده فقط براي زنان مفيد نيست ، بلكه جامعه از آن بهره مي برد و زنان به عنوان پرورش دهندگان نسلهاي آتي هر چه توانمند تر ، آگاه تر در عرصه توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ظاهر شوند ، نسل آتي بيشتر از آن بهره مند مي شوند و توسعه جوامع تنها با بودن زنان در كنار مردان در عرصه تفكر و خدمت معني مي يابد و بدون بذل توجه به كارآيي زنان ، توسعه و بازسازي دست يافتني نيست. از سوي ديگر مهم ترين و حساس ترين وظيفه زنان پرورش و تربيت فرزندان است و البته در اين باره زن و مرد هر دو مسئوليت دارند ليكن ثقل اين كار بر دوش زنان مي باشد.
اگر زنان وظيفه سنگين و مقدس خود را به نحو احسن انجام دهند يك اجتماع بلكه جهان را به طور كلي دگرگون مي سازند. بنابراين ، ترقي و تنزل ، پيشرفت و عقب ماندگي اجتماع در دست زنان و به اختيار آنهاست. در اين نوشتار محورهاي زن ، اشتغال و خانواده را مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. مقدمه خانواده اولين و مهمترين واحد اجتماعي است و زن بعنوان مادر در خانواده نقش محوري و جايگاه ويژه اي دارد و به دليل وظايف سنگين و مستمر در ايفاي نقش هاي خانگي نياز به حمايت اقتصادي و توجهات ويژه از سوي همسر و جامعه احساس مي شود . با آنكه اولويت نقش مادري نسبت به نقش هاي ديگر زنان انكار ناپذير است ولي در خانواده نقش پدري مردان نيز نبايد در حاشيه قرار گيرد. بعلاوه ، حمايت از نقش مادري بايد به صورت واقعي و اثباتي باشد نه به شكل اجبار و محدوديت در مورد نقش هاي ديگر زنان . اين حمايتها مي تواند با توزيع عادلانه درآمد خانواده يا اختصاص درآمد ويژه اي براي دوران بارداري وشيردهي مادران توسط دولت يا اختصاص حقوق ماهيانه براي زنان خانه دار باشد. در شرايطي كه امكان حمايت اقتصادي از زنان سرپرست خانوار و نيز خانواده هاي نيازمند وجود ندارد ، ايجاد شرايط برابر براي اشتغال زنان لازم است. همچنين امكان استفاده از مهد كودك هاي ارزان و مناسب براي تمام اقشار زنان بويژه زنان نيازمند ، ضروري است تا زنان كم درآمد و نيازمند جامعه نيز فرصت اشتغال و كسب درآمد داشته باشند . "للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن " اين آيه حق كسب و كار را براي زنان و مردان هر دو قائل است. حق اشتغال و كسب درآمد اختصاص به مردان ندارد و حتي اولويت مردان در اشتغال نيز در اسلام مطرح نشده است و اينكه مردان نياز بيشتري به اشتغال دارند ، چون معمولا سرپرست خانواده اند ، اگر چه به ظاهر دليلي منطقي است ولي يك نظريه اسلامي نيست.

با اين حال بايد نسبت به زنان نيازمند كه قدرت رقابت با مردان را در شرايط نابرابر اجتماعي ندارند و نيز در مورد خانواده هايي كه به شدت به درآمد زن و مرد هر دو نيازمندند ، توجه و حمايت بيشتري صورت گيرد. همانطور كه مي بينيم در بعضي خانواده ها حتي از روي ناچاري كودكان به كارهاي سخت و كم در آمد تن مي دهند.
از آنجايي كه مردان نسبت به زنان به طور طبيعي شرايط بهتري براي اشتغال دارند. لذا حمايت مضاعف از مردان آن هم با محروم كردن زنان نيازمند انصاف نيست و آن طور كه عده اي ادعا مي كنند حمايت از خانواده نيست چه بسا حمايت زنان نيازمند و محروم نسبت به مردان متمكن با ايجاد فرصت هاي شغلي ،خانواده هاي بيشتري را از فقر و نابساماني نجات دهد . گرچه گمان مي رود بيشتر زنان به دليل وابستگي به مردان نياز به كسب در آمد چنداني ندارند و يا زنان مسئوليتي در تامين معاش خانواده ندارند ولي در واقعيت مشاهده مي شود كه اكثر زنان شاغل به دليل نياز واقعي و نه سرگرمي صرف به كار خود ادامه مي دهند و اكثر آنها در آمدشان را براي خانواده هزينه مي كنند به فرض آنكه عده اي از زنان براي كار انگيزه هاي شخصي داشته باشند و نياز مادي هم مطرح نباشد ، اين موضوع چه اشكالي دارد؟ در حاليكه مي بينيم مردان نيز از روي ميزان نيازشان جذب بازار كار نمي شوند بلكه به دليل علاقه و يا توانايي هاي خود گاه چندين شغل را با هم انجام مي دهند. در اين مقاله سعي شده است مطالب محوري در خصوص زن ، اشتغال و خانواده مورد بررسي قرار گيرد.
همكاري زوجين در خانه زنان به دليل ويژگي هاي طبيعي و رواني اغلب مسئوليت ها و كارهاي خاصي را با علاقمندي انتخاب مي كنند اما گاه براساس نيازهاي خود و خانواده يا به دليل توانايي هاي خاص خود يا محدوديت ها ونيازهاي جامعه در زمينه هاي ديگر نيز به فعاليت مي پردازند. زن و مرد مي توانند برحسب شرايط خانواده و توافق با هم ،مسئوليت هاي مشابه يا متفاوتي را قبول كنند.

مثلا اگر زن پا به پاي مرد در تامين هزينه خانواده مشاركت دارد از مرد هم انتظارمي رود در ايفاي مسئوليت هاي خانگي مانند نگهداري و تربيت فرزندان و امور داخل خانه با زن همكاري كند.تقسيم مسئوليت در خانواده برحسب علاقه شخصي ، توانايي و توافق زن و مرد است و تعيين تكليف براي همه خانواده ها از طرف دولت و ترغيب الگوي سنتي در مورد كودكان براي پذيرش نقش هاي جنسيتي حتي اگر قائل به كاركرد مثبت اين شيوه در همه اعصار و جوامع باشيم ، صبغه فرهنگي دارد نه ديني و بر حسب شرايط اجتماعي قابل تغيير است . حقوق اجتماعي زنان زنان عضو جامعه بزرگ انساني هستند. مشاركت مؤثر و سازنده زنان در امور اجتماعي ، عقلا و منطقا اين توقع را ايجاد كرده است كه آنان همانند مردان شايسته شخصيت متعالي ، مستحق كليه حقوق انساني مساوي با مردان باشند. اما تاريخ ايران و جهان حكايت از رفتار نامطلوب اجتماعي نسبت به زنان دارد. سلوك و رفتار اجتماعي نوعا بر اساس و توانايي افراد جامعه پي ريزي مي شود. موقعيت زنان ، عموما بستگي به قدرت مادي و به ويژه قدرت معنوي آنان دارد. بنابراين ، به طور خلاصه مي توان گفت : ارتقاي حقوق زن ، در حدود موازين اسلامي در گرو تلاش و تكاپو هاي متفكرانه زنان خواهد بود. حضور زنان در جامعه از ديدگاه اسلام در اسلام به زنان حق دخالت در امور اجتماعي، سياسي و فرهنگي داده شده است، اما مشروط به حفظ عفاف و پاكدامني و حريم انسانيت. اسلام از طرفي با حضور بي قيد و شرط زنان در تمام امور و از بين رفتن حريم‏هاي اخلاقي مخالفت كرده و از طرف ديگر براي فعاليت‏هاي ضروري اجتماعي با حفظ عفت مانعي ايجاد نكرده است و راه اعتدال كه سعادت آنان را در پي دارد در پيش روي آنان قرار داده است. به گفته استاد شهيد مطهري‏رحمه الله: "اسلام در عين اين كه نهايت اهميت را براي پاكي روابط جنسي به عمل آورده، هيچ گونه مانعي براي بروز استعدادهاي انساني زن به وجود نياورده ا ست، بلكه كاري كرده كه اگر اين برنامه‏ها دور از افراط و تفريط اجرا شود، هم روحيه‏ها سالم مي‏ماند، هم روابط خانواده‏ها صميمي‏تر و جدي‏تر مي‏گردد و هم محيط اجتماع براي فعاليت صحيح مرد و زن آماده‏تر مي‏شود ".

با بررسي تاريخ گرانمايه اسلام در مي‏يابيم كه اسلام هيچ گاه زنان را از حضور در امور فوق منع نكرده، بلكه در برخي مسائل مانند حج آن را واجب شمرده و در بسياري موارد آن را مجاز دانسته است. در كتب تاريخي و روايي موارد زيادي از حضور زنان در عرصه‏هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي در زمان رسول خداصلي الله عليه وآله و بعد از آن در زمان ائمه معصومين بيان شده است. در زمان رسول الله‏صلي الله عليه وآله برخي از اصحاب، زنان را از حضور در امور خارج از خانه منع مي‏كردند، ولي با مخالفت آن حضرت مواجه مي‏شدند كه مي‏فرمود: "انه لقد اذن لكن ان تخرجن لحوائجكن " ، " همانا خداوند به شما زنان اجازه داده است كه براي برطرف كردن حوائج‏خود از خانه خارج شويد. " در حوادث فتح مكه ذكر شده است كه بعد از فتح مكه به دست‏ سپاه مسلمانان، زنان مكه نزد پيامبرصلي الله عليه وآله مي‏آمدند و با آن حضرت بيعت مي‏كردند. در قرآن كريم به بيعت زنان با پيامبرصلي الله عليه وآله اشاره شده است: "يا ايها النبي اذا جاءك المؤمنات يبايعنك علي ان لا يشركن بالله شيئا ولايسرقن ولايزنين ولايقتلن اولادهن ولاياتين ببهتان يفترينه بين ايديهن وارجلهن ولا يعصينك في معروف فبايعهن‏ "، " اي پيامبر! هنگامي كه زنان مؤمن براي بيعت، نزد تو آيند كه ديگر هرگز شرك به خدا نياورند و سرقت و زناكاري نكنند و اولاد خود را به قتل نرسانند و افترا و بهتان ميان دست و پاي خود نبندند و با تو در هيچ امر معروفي )كه به آن‏ها كني( مخالفت نكنند، با آنان بيعت كن. "

در متون اسلامي نقل شده است كه در زمان رسول خداصلي الله عليه وآله زنان، از جمله حضرت فاطمه‏عليها السلام در تشييع جنازه بعضي از مسلمانان شركت مي‏كردند و آن حضرت هم آنان را از اين كار منع نمي‏كردند . اشتغال زنان پديده اشتغال و كار از ابتداى زندگى اجتماعى بشر مورد توجه بوده است و اشتغال زنان همراه با مردان در مزارع و در خانه، امرى عادى تلقى مى شده و از آنجا كه زنان حدود نيمى از جمعيت جهان را تشكيل مى دهند؛ نقش آنان عمدتا در برنامه هاى ملى و بين المللى در رابطه با نحوه برخورد با مقاطع مختلف زندگى و توسعه سرمايه گذارى، در مناطق در حال پيشرفت مهم تر است كه متاسفانه ناديده گرفته شده است. زنان اولين افراد خانواده هستند كه صبح قبل از همه كار را شروع مى كنند و آخرين فرد هستند كه دست از كار مى كشند و همچنين از گذشته تا حال زنان از سنين كم چه در شهر و چه در روستا همواره به كار اشتغال داشته اند. ولى در بسيارى از جوامع كار زنان كم ارزش تلقى شده و يا در بسيارى از موارد ثبت نمى شود .امروزه تجديدنظر در مفاهيم اشتغال و بيكارى يكى از مسايل مهم و اساسى مى باشد. انسان به طور طبيعى، گرايش به رشد و تكامل دارد و اصلى ترين تفاوت او با ديگر موجودات داشتن تفكر و خلاقيت است و براساس تفكر علمى، روش هاى نوين و شيوه هاى جديد در زندگى و محيط مادى اطراف خويش بيافريند. در نتيجه پويا بودن، آفريدن و خلق كردن و حركت به سوى تكامل جزو ذاتى انسان است. به طور كلى زنان به دلايل چند اشتياق بيشترى به كار كردن نشان داده اند. 1- عوامل اقتصادى كه معمولا مهم ترين است. زنان براى جبران كمبود درآمد خانواده و بالا بردن قدرت خريد خانواده، براى كسب نوعى آزادى فردى ، استقلال و يا به عنوان ايمنى براى آينده خود با خانواده شان يا حضور فعال در اجتماع كار مى كنند. 2- ميل شخصى زنان به گريختن محيط كسالت آور خانه، كارهاى تكرارى، لذت از كار در محيط بيرون و … از علل اشتغال زنان مى باشد.
زنان به طور كلى فعاليت هاى مختلفى را در خانه و در خارج از خانه دارند. چنانچه كار را در معناى معمول آن، هر نوع اشتغالى كه پاداش مالى بر آن مترتب باشد، بدانيم بسيارى از فعاليت هاى زنان در اين مقوله نمى گنجد ، زيرا پاداش مالى ندارد. به طور كلى اگر كنش افراد را به صورت يك نظام در نظر بگيريم، رويكرد زنان به اشتغال خارج از خانه تحت تاثير نظام هاى فرهنگى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى و نظام شخصيتى آنان است. زنان به واسطه نقش هاى محول خود انتظاراتى را بايد پاسخگو باشند كه از طريق جامعه پذيرى در خانواده و مدرسه فرا گرفته اند. زنان با اهداف جامعه مبنى بر نياز به كار و فعاليت توليدى در كارخانه ها و كارگاه ها و موسسات آشنا شده و با انگيزه هاى مختلف وارد چرخه كار مى شوند. تقسيم كار لازمه يك جامعه رشد يافته است كه براساس استعدادها و توانمندى هاى افراد به وجود آمده است و ممكن است برحسب شرايط فيزيولوژيكى و سنى افراد فرق كند. به هر حال، موانع متعدد اجتماعى در اشتغال زنان وجود دارد ، زنان اين نيروى عظيم كه انواع مختلف كارها را چه به طور رسمى و چه غيررسمى انجام مى دهند، چنانچه به استعدادهاى بالقوه آنان توجه شود يكى از منابع سرمايه گذارى براى كشورهاى در حال توسعه خواهند بود. آثار مثبت و منفي اشتغال زنان بر اساس نتايج تحقيق طولانى يك موسسه مطالعاتى انگلستان بر روى زنان، داشتن شغلى مناسب، اثرى قطعى و مثبت بر سلامتى آنها مى گذارد. به گزارش پايگاه اينترنتى دويچه وله (راديو آلمان)، دامنه تحقيقات اين مركز، زنان 60 ساله و از لايه هاى اجتماعى مشابه را در برگرفته كه وضعيت جسمانى همگى از هنگام تولد به دقت بررسى شده است. براساس اين مطالعه، زنان و مادرانى كه كار مى كرده اند، به مراتب از همسالان خود كه همواره خانه دار بوده اند سالم تر مانده اند.
اين تحقيق در مجله هلسى ليوينگ ( زندگى سالم) به چاپ رسيده و يادآور اين نيز هست كه زنانى كه داراى سه نقش هستند، كمتر از زنان خانه دار و خانه نشين دچار اضافه وزن مى شوند. در عين حال، تحقيق آكادمى اروپايى زنان در سياست و اقتصاد مبين اين است كه زنان وقتى هم بيرون كار مى كنند و هم به خانه دارى و مادرى مى پردازند، پخته تر و قوى تر مى شوند. دويچه وله در ادامه افزود: نظرسنجى از 500 مادر شاغل در سطوح مديريت و تصميم گيرى نشان مى دهد كه قابليت هاى اين زنان در عرصه خانه و خانواده و در مولفه هاى تصميم گيرى نشان مى دهد كه قابليت هاى اين زنان در عرصه خانه و خانواده و در مولفه هاى رهبرى، تاثيرات متقابلى بر يكديگر دارند. اين مادران مى گويند كودكان آرامش و خونسردى و توانمندى در سازماندهى طلب مى كنند و اينها درست همان عواملى هستند كه در رشد كارى زنان بسيار سودمند واقع مى شوند.به همين خاطر مى توان نتيجه گرفت قرار گرفتن زنان در سطوح مديريتى آنگونه كه هميشه عنوان مى شود، بارى بر شانه آنها نيست، بلكه آنها را با تجربه و مقاوم تر مى كند. آندره ميشل در تحقيقاتش نشان مى دهد كه بهره هوشى فرزندان زنانى كه شاغل هستند نسبت به فرزندان مادران غيرشاغل بيشتر است همچنين در فرانسه آمار نشان مى دهدكودكانى كه درتحصيلات بعد از دوره ابتدايى موفق بوده اند بيشتر از خانواده هايى هستند كه پدر و مادر هر دو كار مى كند نه خانواده هايى كه در آن فقط پدر شاغل است. اما بعد ديگر را هم نبايد ناديده گرفت، اشتغال زن بيش از همه بر خانواده اثر مى گذارد و روابط زن و شوهر و فرزندان را دگرگون مى سازد؛ وقتى اشتغال روزافزون زنان را به كارهاى خارج از خانه در نظر مى گيريم، توجه ما معمولا متوجه زيان هايى مى شود كه از اين راه به كودكان مى رسد ولى اثرات ناگوار اين وضع را بر روحيه مردان مورد توجه قرار نمى دهيم. تحقيقات عينى و مربوط به عقايد از ثبات سازمان خانواده و توزيع وظايف در درون آن حكايت دارد. بنابراين، جا دارد اضافه نمايم كه اشتغال زن صورت تيغ دو لبه مى يابد كه استقلال بيشتر زن بعد مطلوب آن است و تعداد وظايف وى براى اولين بار و به صورتى بسيار سنگين بعد مكمل آن. آندره ميشل در مورد همين تنوع و تعدد وظايف زن در جوامع مختلف به عنوان سرنوشت تراژيك زن چنين مى نويسد: "مطالعات در ايالات متحده، فرانسه، لهستان، روسيه و سوئد نشان مى دهد كه حتى اگر زن در خارج از منزل كار كند، سنگين ترين وظايف مربوط به كار منزل را بر دوش دارد و شوهرش در كار منزل بر اساس برابرى به او يارى نمى دهد.

" دغدغه هاي كار داخل و خارج از خانه بسيارى از مادران خانه دار تحت فشارهاى گوناگونى هستند و بين دو الگوى مادرى ـ خانه دارى و شاغل بودن، سرگردانند. مادرانى كه در خانه مى مانند و فرزندان خود را بزرگ مى كنند اغلب از دوستان خود، غريبه ها و حتى از فرزندان خود مى شنوند كه اين همه درس خواندى كه تو خونه بمونى و بچه دارى كنى؟ پرسش هايى نظير چرا مثل فلانى بيرون كار نمى كنى؟ مى تواند ويران كننده باشد و انتخاب يك مادر خانه دار را براى كنار گذاشتن شغل و درآمد حاصل از آن، زير سوال ببرد.
از طرف ديگر مادرانى كه خارج از منزل كار مى كنند تحت فشار افراد خانواده قرار دارند؛ آنان مى خواهند مادر در خانه بماند و به بچه ها برسد يا حتى گاه فرزندانشان از آنان مى پرسند. تو كه مى خواستى كار كنى اصلا چرا بچه دارى شدى. اين مادران حتى از سوى كارفرما گاهى تهديد به از دست دادن كار خود مى شوند. براى يافتن منبع فشار بايد به گذشته نگاه كرده و مبارزه زنان براى گشودن جايگاه خود در جامعه را بررسى كنيم؛ جامعه اى كه از زنان انتظار دارد كه يا در خانه بمانند و يا در فعاليت هاى اقتصادى و اجتماعى شركت كنند و در عين حال از هيچ يك از اين دو انتخاب نيز حمايتى نمى كند. اما هميشه دست يافتن به آگاهى از نخستين گام هاى حل يك مساله است؛ پس در اين جا به بعضى از نگرانى ها و فشارهايى كه مادران احساس مى كنند اشاره مى كنيم:
مادران خانه دارى كه عادت داشته اند درآمد جداگانه اى براى خود داشته باشند، نسبت به احساس كنار گذاشته شدن بسيار حساس و آسيب پذيرند. همه ما دوست داريم مردم ما را به عنوان آدم هايى باهوش، جالب و مستقل بشناسند. فرهنگ جامعه امروز، بيشتر تمايل دارد وظايف زنان و مادران خانه دار را در منزل، سبك بشمارند و به همين دليل، اين مادران را در حالت تدافعى قرار مى دهد. فرهنگ گذشته ما به مادران مى گويد، مادر واقعى كسى است كه به خاطر راحتى فرزندان، از همه راحتى ها و آسايش خويش بگذرد و خود را تمام و كمال وقف كودك خود كرده و هيچ علاقه يا تفريح بيرون از منزل، مختص و براى خود نداشته باشد.

در اين الگو، اغلب شوهران در بيرون از خانه كار مى كنند و زنان در خانه به تربيت بچه ها مى پردازند.
مادران شاغل مادرانى كه در خاج از منزل كار مى كنند، معمولا ادامه كار بيرون از منزل را در خانه انجام مى دهند و گاه چاره اى جز اين ندارند. اين مادران اغلب هدف انتقادهاى تند و تيز بيرون و درون خانه قرار مى گيرند. گاهى اوقات فشار اصلى از سوى خانواده است. معمولا خانم ها بيشتر روى كمك مادر خود براى نگهداشت بچه ها حساب مى كنند كه گاهى اين محاسبات درست از آب در نمى آيد و مادر بزرگ اعلام مى كند كمكى نمى تواند به او بكند. از طرفى كمك هاى شوهران در خانه، آنقدر ثابت و هميشگى نيست كه بتوان روى آن حساب كرد و بيشتر وقت ها درگيرى ها و بحث هاى زن وشوهر از همين جا شروع مى شود. بعضى از خانم ها به كار در خانه روى مى آورند و با اين كار فاصله موجود بين خود و همسرشان را پر مى كنند، اما اين نوع كارها هم آنها را چند ساعتى در روز از بچه ها دور مى كند. با آغاز سال تحصيلى، مشكل دو چندان مى شود. بچه ها در بازگشت از مدرسه با خانه اى خالى و سرد روبه رو مى شوند و اين باعث خستگى آنان و گاه افت تحصيلى به دليل عدم وجود نظارت مادر بر درس هاى كودك و ديگر مشكلات مى شود كه سرزنش هاى آن باز در بيشتر مواقع به مادر برمى گردد. مساله ديگرى كه اكثر مادران شاغل با آن مواجه هستند مديران و كارفرمايان ناراضى است چرا كه مسووليت هاى بيرون از منزل اساسا با طبيعت مادر بودن در تضاد است. فرهنگ كارى اصولا براى زنان چندان منصفانه نيست و همواره با ترك محل خدمت بدون پرداخت هاى حقوقى، حقوق دوره باردارى و زايمان، ساعات طولانى كار، برنامه هاى كارى انعطاف ناپذير و كمبود مراكز نگهدارى از كودكان مادران شاغل در محل كار همراه است. از آنجا كه نمى توان ساعات كار را عوض كرد، تنها كارى كه مادران مى توانند در اين ارتباط انجام دهند اين است كه نوع كار و نحوه انجام آن را به دقت انتخاب كنند. زنان با تشخيص اين كه براى شكوفا شدن در هر دو قلمرو و خانه و محل كار به چه چيز نياز دارند و با تشخيص توانايى هاى منحصر به فرد خود، مى توانند تلفيق و هماهنگى مناسبى ميان اين دو قلمرو برقرار كنند. انتخاب ما هر چه باشد، تشخيص نوع و منبع فشارهايى كه در مقام مادر با آن روبه رو هستيم مى تواند نقطه شروعى براى تغيير باشد. بسيارى از مادران نمى دانند تصميم بر ماندن در خانه و بزرگ كردن كودكان چه تاثيرى بر آينده آنان مى گذارد. لازم است آگاهى زنان را افزايش داده تا به جاى تسليم شدن و در خانه ماندن، درصدد تغيير شرايط كار برآيند. مشاغل زنانه حضور زنان در برخي مشاغل كه بيشتر زنانه ناميده مي شود از جمله معلمي، بهياري و خدمت كاري در ادارات كه در ادامه نقش هاي سنتي بدون مزد زن در خانه مي باشد، تمركز بيشتري دارد كه از كيفيت پاييني برخوردار مي باشد هم چنين داراي سطح دستمزدهاي پايينتري نيز هستند لذا حضور زنان در اين گونه مشاغل كه آنان را به همان كارهايي كه در فرهنگ سنتي در خانواده انجام مي داده است، مي گمارند نه تنها هيچ راهكار مناسبي براي مشاركت زنان ندارد ، بلكه آنان را عملا از صحنه فعاليت اقتصادي دور نگه مي دارد.

به طوركلي، مشكلات و موانع اشتغال براي زنان مربوط به همه كشورها اعم از صنعتي و در حال توسعه مي باشد، با اين تفاوت كه شدت و ضعف در آنها وجود دارد. بعضي عوامل موثرتر و بعضي ديگر تاثير كم رنگ تري دارند. موانع غيرتوسعه اي چون وضعيت فيزيولوژيك زنان و نظام شخصيتي آنان كه از نظام فرهنگي و ارزش هاي جامعه نيز تاثير مي پذيرد ، در اكثر كشورها از مهم ترين موانع مي باشد، و موانع توسعه اي كه به ساختار كشورهاي در حال توسعه مربوط است و با توجه به شرايط خاص هر كشوري لزوم توجه بيشتري به رفع موانع تعيين مي گردد. انتخاب مشاغل در هر جامعه‏اي برخاسته از فرهنگ حاكم بر آن جامعه است؛ از اين رو بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با افزايش استقبال زنان براي اشتغال در كارهاي‏ متناسب با منزلت خودشان مواجه‏ايم و اين خود اَمري كاملاً مثبت و رويكردي صحيح است كه در جامعه ما شكل گرفته كه البته در كنار نقش همسري و مادري زن قرار مي‏گيرد. يكي از زنان نويسنده با برداشت غربي از حقوق زنان در ايران و اشتغال آنان، اين گونه نقش اصلي زن در جامعه ايران را به انتقاد مي‏گيرد: در يك نگاه به ساختار شغلي زنان مشاهده مي‏شود كه محدوده شغلي زنان از سه - چهار شكل فراتر نمي‏رود. حضور زنان فقط در شغل‏هايي كه در واقع ادامه نقش‏هاي سنتي آن‏ها است و انتقال اين نقش‏ها از خانه به اجتماع است، ملموس و قابل اعتنا مي‏باشد. اين اشتغال عبارت است از معلّمي و مشاغل مربوط به امور بهداشتي و درماني كه در واقع ادامه نقش‏هاي تعليماتي و حمايتي و مراقبتي مادرانه از خانواده به اجتماع است... . تغييرات بافت اقتصادي اشتغال زنان در سال‏هاي اخير نشان مي‏دهد كه اشتغال زنان كشور توسعه نمي‏يابد مگر اين كه فعاليت‏هاي صنعتي كشور توسعه پيدا كند و زنان در توليد مشاركت داشته باشند.
براي قرار گرفتن در مسير توسعه انتظار ايفاي نقش‏هاي سنتي از زنان، تفكري مردود و غيرمنطقي است . در حالي كه امروزه در جوامع غربي بحث در خصوص نقش سهم كارِ خانگي يا كار در منزل در توسعه مطرح شده است و جامعه‏شناسان و اقتصاددانان غربي براي كار در منزل اهميت زيادي قائل‏اند. مطرح كردن تغيير نقش زنان در جامعه و نفي جايگاه و نقش سنتي زنان - يعني مادري و همسري - نشان دهنده بستر سازي اين گونه اشخاص براي استحاله فرهنگ اسلامي در جامعه است. موانع اشتغال زنان ازآنجايي كه در بررسي عوامل موثر بر توسعه اقتصادي اجتماعي كشورها، توجه به نيروي انساني و تخصص مطرح است لذا سخن از اشتغال زن و رابطه آن با توسعه نيز امري ضروري است. شاخص توسعه انساني براي زنان در كشورهاي توسعه يافته 80 درصد، در كشورهاي توسعه نيافته 60 درصد مردان و در ايران شاخص، 61 درصد مردان مي باشد. بررسي علل اين تفاوت در كشورهاي توسعه نيافته نشان مي دهد كه در كشورهاي توسعه يافته بيشتر اين تفاوت ناشي از ميزان اشتغال و سطح دستمزدهاست در حالي كه در كشورهاي توسعه نيافته علاوه بر تفاوت هاي مربوط به بازار كار، تفاوت در تعليم و تربيت، بهداشت و تغذيه نيز به چشم مي خورد. توجه به محدوديت ها و موانع مشاركت زنان در فعاليت ها حائز اهميت است . برخي از مسائل و مشكلات اشتغال زنان، موانع توسعه اي است كه به ساختار كشورها مربوط مي شود و بخشي از آن موانع غير توسعه اي و غير ساختاري مي باشد.از موانع توسعه اي ؛ موانع اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي و موانع غير توسعه اي ؛ موانع طبيعي و ديني – مذهبي را مي توان نام برد . الف) موانع فرهنگي با وجود اين كه عامل اقتصادي در اشتغال زنان، داراي بيشترين اهميت مي باشد ولي مطالعات و بررسي هاي صورت گرفته نشان داده است كه ارزش ها و باورهاي فرهنگي رايج در يك جامعه، تاثير مستقيمي بر ميزان اشتغال زنان داشته است. در مورد ايران، فرهنگ پذيرفته شده در جامعه اين باور را بوجود آورده است كه در صورت عدم موافقت شوهر با كار زن حتي در صورت تمايل او به ادامه كار، زن بايد از كار خود چشم پوشي نمايد. از مهم ترين موانع فرهنگي بر سر راه اشتغال زنان در ايران مي توان به باورهاي غلط اجتماعي مبني بر عدم مشاركت زنان در فعاليت ها و عدم آگاهي زنان ايراني نسبت به حقوق شهروندي خود همچنين عدم آگاهي زنان از زمينه هاي مختلف اجتماعي و اقتصادي موجود براي فعاليت و بالاتر بودن نرخ بي سوادي زنان نسبت به مردان و نهايتا پايين بودن درصد متخصصين و دارندگان مدارج علمي در بانوان نسبت به مردان اشاره كرد. ب)موانع اجتماعي در بررسي موانع مشاركت زنان، جنبه هاي فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي آنان را نمي توان كاملااز هم تفكيك كرد و موانع اجتماعي اشتغال زنان از موانع فرهنگي و اقتصادي آنان جدا نيست ولي با اين حال مهم ترين راه دستيابي به توسعه فرهنگي را آموزش و پرورش زنان مي دانند كه در اين زمينه دو نهاد مدرسه و خانواده را مهم ترين عامل در آموزش، تربيت و جامعه پذيري زنان ارزيابي مي كنند. ناكافي بودن آموزش در مورد زنان نسبت به مردان، فرصت رشد و ارتقاي شخصيت وجودي زنان را دچار مشكل مي نمايد و شرايط سختي براي اشتغال آنان ايجاد مي نمايد كه باعث مي شود زنان در زمينه هاي شغلي، يا شرايط مساوي با مردان را نداشته و اگر هم در شرايط مساوي با آنان باشند، كارفرمايان و مديران با ابهاماتي كه براي آنان نسبت به زنان وجود دارد و تصورات و پيش داوري هاي منفي نسبت به كار زنان، مردان را بر آنان ترجيح خواهند داد. ج)موانع اقتصادي در خصوص موانع اقتصادي مشاركت زنان به كار خانه داري بدون دستمزد به عنوان يك عامل مهم اشاره كنيم. خانه داري كه عمده ترين كار زنان در جامعه ما مي باشد، فعاليت هاي اقتصادي گوناگوني را در برمي گيرد، نظير امرار معاش از طريق كشاورزي در روستاها و توليد كالاو خدمات كه اين كارها بدون پرداخت دستمزد مي باشد و هيچ ارزيابي اقتصادي از اين فعاليت زنان به عنوان مادر و همسر در كاهش هزينه هاي خانواده و موثر بودن آن در اقتصاد غير پولي انجام نمي شود. در زمينه عدم دريافت مزد در قبال كار خانه از سوي زنان خانه دار، مي بايست اضافه كرد كه كار خانه داري توليد درآمد مي كند، ولي اين درآمد پنهان است و پولي نيست كه مستقيم به دست او بدهند، پولي است كه به علت زحمات او در جيب خانواده مي ماند تا براي رفاه همه خرج شود، زيرا اگر زن خانه به هر دليلي كار خانه داري را انجام ندهد، آن خانواده ناگزير مي شود با پرداخت مبلغي از درآمد خانواده، فردي را براي انجام امور به استخدام درآورد و كار يك زن خانه دار از لحاظ مادي همين دستمزدي است كه پرداخت نمي شود.


لذا كوشش هاي بيشتري لازم است تا كار خانه داري زنان به عنوان عاملي كه نقش مستقيم در اقتصاد پولي كشور و درآمد خانوار دارد شناخته شود و اگر هم قابل محاسبه در نظام محاسبات مالي، به جهت كاركرد خاص آن نمي باشد، در يك نظام محاسباتي به موازات نظام محاسبات مالي، مي تواند اندازه گيري و تخمين زده شود. اين امر با توجه به اين كه حدود سه چهارم زنان جامعه را خانه داران تشكيل مي دهند، از جهت زدودن باورهاي غلط فرهنگي نسبت به كارهاي خانگي و منزلت زنان،هم چنين از لحاظ ايجاد رشد و امنيت رواني و حقوقي و اقتصادي زنان خانه دار، به خصوص از نقطه نظر تربيت فرزندان، قابل توجيه و حائز اهميت مي باشد. د) موانع طبيعي علي رغم تمام تشابهاتي كه زن و مرد از جهات مختلف دارا هستند ، ترديدي نيست كه اين دو ، جنس متفاوتند. بر اين تفاوت ممكن است اثراتي مترتب باشد. ارتباط بسيار قوي مادر با فرزندان از جهت حمل ، زايمان و نگهداري هاي طبيعتا ويژه آنچنان آثار آشكار و نهاني را به دنبال دارد كه خود به خود زنان را مقيد و وابسته به اندرون خانه مي كند و مردان را كه از چنين ارتباطي و قدرتي برخوردار نيستند ، متوجه بيرون خانه مي نمايد.از طرف ديگر ،قدرت جسمي و فكري مردان ، فقط يك خصيصه است نه امتياز ، آنا را به كارهاي ديگري به جز پرورش هاي ويژه فرزندان ، وا مي دارد و بدين ترتيب دو حساب جداگانه ، مختص دو جنس ايجاد مي شود كه همراه با مجموعه عوامل فرهنگي و اجتماعي ، تبعات ناخوشايند و اعتراض آميزي به نام امتياز را به دنبال مي آورد و زنان را از برخي شوؤن شاخص اجتماعي محروم مي سازد. به نظر مي رسد كه علقه مقدم مادران و فرزندان ، امر مطلق و غير قابل جانشيني باشد. اما اين مطلق بودن ، مردان را شامل نمي شود ، زيرا به طور استثناء زنان عملا قادر به ورود در قلمرو رهبري برخي از امور اختصاص يافته به مردان هستند . اين امر ، مستلزم بررسي منصفانه و دور از تعصب طبقاتي مي باشد. و) موانع ديني و مذهبي دين ، از يك سو مبتني به منبع وحي الهي ، و از سوي ديگر براي اجرا در دست افراد قرار مي گيرد.

در بعد الهي آنچه كه مربوط به مسلمات و محكمات دين است ، قابل تغيير نمي باشد. اما نظرات فقهي ، ممكن است بعضا متاثر از محيط اجتماعي حاكم باشد. در قسمت اخير ، تحول و دگرگوني اجتماعي امكانپذير است. اين دگرگوني را سالهاي اخير ، در جهت احياي حقوق زنان به خوبي مي توان مشاهده نمود. حقوق سياسي زنان در نظام كنوني كشور ما ناشي از همين رشد و تحول مي باشد. شيوه هاي رفع موانع مشاركت زنان پس از پرداختن به بحث لزوم مشاركت زنان و شناخت محدوديت ها و موانع سر راه آنان، لازم است شيوه هايي براي رفع اين مشكلات و نهادينه كردن مشاركت آنان در اجتماع اعمال شود. امروزه گزارش هاي منتشر شده بانك جهاني نشان مي دهد كه جهان به اين نتيجه رسيده است كه توسعه اقتصادي، به تنهايي پاسخ گوي مفهوم كامل توسعه نمي باشد. بر اساس آخرين گزارش هاي جهاني، سرمايه هاي ملي يا ثروت ملي شامل منابع انساني ، منابع فيزيكي و منابع طبيعي است . در يك نگاه اجمالي به 3 كشور ژاپن، آلمان و ايران ، مشاهده مي شود كه منبع نيروي انساني در كشور ما، تنها 34درصد از منابع و ثروت ملي را شامل مي شود در حالي كه اين رقم در كشور ژاپن و آلمان بالاي 75درصد مي باشد كه اين امر بيان گر اين است كه ما نتوانستيم به بهترين شكل از غني ترين منبع خود(منبع انساني) استفاده كنيم. امروزه در جهان كسي را نمي توان يافت كه فقط با توجه به امكانات فردي خود كار مهمي را انجام داده باشد.
پس لازم است براي رسيدن به موفقيت در زمينه هاي گوناگون، هم سياست هاي عمومي مدبرانه و عاقلانه را در پيش گرفته و هم به گسترش سازمان هاي اجتماعي مبتني بر مشاركت مردم بپردازيم. حال اگر مي خواهيم زنان وارد عرصه جامعه شوند و از حقوق خدادادي خود به نحو احسن بهره مند شوند به نقاط مثبت و ظرفيت هاي وجودي زن توجه كنيم و تصميم گيري و مديريت او را محدود به اداره نكنيم و توجه بيشتري به نقش او در خانواده و تصميم گيري هاي خانوادگي نماييم.
همچنين در برنامه ريزي ها و اقدامات مان در نظام اداري، براي زنان فعاليت هايي را در نظر بگيريم كه در آنها موثرتر، كارآمدتر و موفق تر باشند زيرا امروزه با اين روند حضور زنان در عرصه اشتغال نه تنها برابري و عدالت در مورد زنان تحقق پيدا نكرده است بلكه زمينه استثمار مضاعف را نيز فراهم آورده است.
چرا كه به اشتغال زنان، از دريچه نوعي اشتغال ارزان قيمت نگريسته مي شود چون زنان در سطح دستمزد كمتري از مردان حاضر به كار مي شوند. در اين راستا ، زنان خود نيز مي توانند با ايجاد سازمان هاي غير دولتي خير خواهانه، گام بزرگي را در زمينه مشاركت برداشته و بسياري از خوبيها و حركتهاي انساني را در جامعه نهادينه كنند.از طرف ديگر دولتمردان كشور ما نيز بايستي با سياستگذاري هاي خود فضاي لازم را براي بوجود آمدن چنين سازمان هايي فراهم كنند؛يعني از يك طرف سازمان هاي مردمي ايجاد شود و از طرف ديگر نظام اداري، زمينه هاي پشتيباني و حمايت هاي حقوقي، سياسي و اجتماعي را فراهم كند.

چنانچه به صورت شفاف و غير منفعلانه به اشتغال زن از منظر غرب بنگريم در مي يابيم كه تا استيفاي كامل حقوق زنان در جوامع اسلامي فاصله زيادي وجود دارد، امّا اين به معناي پذيرش وضعيت موجود در غرب نيست؛ چون شاخص اصلي فرهنگ جديد غربي فردگرايي است و اين فرهنگ جديد خانواده را تحت الشعاع قرار داده و بنيان آن را متزلزل ساخته و زن را همانند مرد قرار داده است.
فرد محوري باعث شده نگرش خاصي به زن شكل بگيرد و در آن زن جدا از مفهوم خانواده مورد توجه قرار بگيرد. نگاه به اشتغال زنان در غرب با توجه به آمارها و ارقامي كه ارائه مي‏شود دليل بر منزلت بالا و تعالي نقش زن نيست و نگاه به اشتغال زنان در جمهوري اسلامي با توجه به آمار موجود دليل بر پايين بودن منزلت زن نيست، بلكه ما معتقديم در جامعه اسلامي بايد قابليت‏ها و توانايي‏هاي زنان شكوفا شود و نگاه به زن و اشتغالِ او با توجه به مطالبي كه ذكر شد، نگاهي معقول و متناسب با شخصيت او باشد. اگر بخواهيم در روندي شتاب‏آلود، صرفاً الگوي اشتغال زنان در غرب را بپذيريم، هم نمي‏توانيم توسعه كمّيِ اشتغال را براي زنان فراهم سازيم و هم از مباني اسلامي و ديني دور مي‏شويم و به بيراهه مي‏رويم.
نهايت اين كه اگر نهاد خانواده به عنوان يك واحد اساسي اجتماعي مورد شناسايي قرار گيرد نگرش به اشتغال زنان، مبتني بر واقعيت خواهد بود و دغدغه تطابق با معيارهاي ديگر جوامع را نخواهيم داشت. از اينرو ، پيشنهاد مي شود زمينه لازم جهت ارتقاء زنان به سطوح بالاي شغلي فراهم گردد. ضمن اينكه آگاهي هاي لازم به شوهران در مورد اشتغال زنان و تاثيرگذاري آن بر بنيان هاي اقتصادي و فرهنگي خانواده داده شود. و زنان خانه دار را با هدف تامين آتيه آنان در دوران از كار افتادگي، كهولت و بي سرپرستي (طلاق و يا فوت همسر) بيمه نمود. بايد حداقل در برهه اي كوتاه از زمان - به عنوان عامل انگيزش - مديريت و هدايت برنامه ها و پروژه هاي رشد وتوسعه به زنان شايسته و متخصص و كارآمد واگذار شود. با توجه به اهميت مساوات و عدالت اجتماعي و اقتصادي، بايد با مصوبه هاي قانوني از قدرت و نيروي خلاق زنان به عنوان نيمي از نيروي كار و منابع انساني، استفاده كامل نمود.بايد با آگاهي و آموزش مديريت مشاركت به شوهران و فرزندان آنان، بار سنگين اداره امور خانه و تربيت فرزندان را سبك نمود. بايد باورها و پندارهاي غلط جامعه را در مورد استعداد و اشتغال زنان و اين كه مرد بر مبناي جنسيت، استعداد و توانايي بيشتري براي به عهده گرفتن مشاغل سطح بالادارد، اصلاح گردد.
محدوديت هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي براي آزاد سازي فعاليت هاي زنان را بايد از بين برد.امر توسعه بدون مشاركت زنان ميسر نخواهد بود؛ زنان مصداق كلام مبارك "الذين آمنو و عملو الصالحات " هستند و تربيت مردان و زنان فردا را بر عهده دارند، بنابراين لازم است كه تمام امكانات را براي فراهم كردن بستري مناسب براي فعاليت هاي آنان فراهم نمود. جمع بندي و نتيجه گيري بي شك اشتغال زنان به كارهاي غير خانگي از بار تكفل مي كاهد و هر چه بار تكفل كمتر باشد، درآمد سرانه بيشتر مي شود و يكي از شاخص هاي توسعه، ميزان بار تكفل است. افزايش اشتغال زنان، كاهش باروري و در نتيجه كاهش رشد جمعيت را به همراه دارد و درآمد سرانه را بالامي برد كه موجب رشد و توسعه مي شود. همچنين با افزايش مشاركت زنان در اشتغال، دسترسي مادران به فرصت هاي آموزشي بيشتر شده و موجب تقويت حس استقلال و تاثير آن در افزايش تصميم گيري هاي زن در خانواده مي شود. در سطح روستاها هر چه آموزش بيشتر باشد و تجزيه شغلي افزايش يابد و زنان همراه با مردان در استفاده از تكنولوژي هاي جديد مربوط به كشاورزي و صنايع دستي، آموزش هاي لازم را ببينند، باعث رشد اقتصادي كشور خواهند شد.
از سوي ديگر ، در سطح شهرها هر چه زنان، تحصيلات عالي و تخصص داشته باشند و تخصص هاي لازم جهت كسب مشاغل بالاتر را كسب نمايند، شرايط بهتري در اقتصاد كشور ما ايجاد خواهد شد. به طوركلي اگر از بعضي تنگ نظري ها به زنان كه در جامعه ما وجود دارد، بگذريم؛ شرايط تا حدودي براي مشاركت زنان در صحنه هاي مختلف توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي فراهم است كه با توجه جدي تر دولت در اين زمينه و آگاهي و حركت خود زنان، اين نيروي بالقوه به كار گرفته خواهد شد تا بتوانيم گامي در جهت توسعه برداريم. اما مساله مهمي كه بايد به آن توجه شود اين است كه اشتغال زن بايد با توجه به فطرت و جايگاه او در نظام آفرينش باشد. شغل زن نبايد طورى باشد كه به وظيفه اصلى او لطمه وارد كند. زن يك كارگر نيست، يك همسر و يك مادر است. وظيفه مهم او تربيت انسان است آن هم تربيت صحيح براى پرورش انسان هاى متعالى. در جامعه امروزى تعدد نقش ها براى زنان بيشتر شده، او علاوه بر اين كه يك همسر است، يك مادر و يك كارمند يا مشغول به كار در بازار آزاد هم هست و هر كدام از اينها وظايف و مسووليت هايى را بر عهده او مى گذارد. زن در انجام اين مسووليت ها بايد طورى عمل نمايد كه اساس خانواده حفظ شود. زن مى تواند پله هاى رشد و ترقى و تعالى را بپيمايد و در عرصه هاى مختلف سياسى، اجتماعى و اقتصادى مثمرثمر باشد به شرط آن كه وظايف اسلامى و انسانى خود را در تمام ابعاد به خوبى انجام دهد. زن مسلمان در بيرون از منزل تمام شئونات اخلاقى و دينى و انسانى خود را بايد حفظ كند. شغل او، طرز برخورد او با ديگران، لباس پوشيدن، شكل ظاهرى او در شان يك انسان آزاده، شريف، باتقوا و مسلمان باشد در غير اين صورت زن وسيله اى مى شود براى مقاصد افراد سودجو.

مانند كشورهاى اروپايى كه در آن زن وسيله اى است در خدمت سرمايه داران يا ملعبه دست افراد بى بند و بار و يا به عنوان يك كالاى تجارى است كه هر كدام با شعار فريبنده آزادى و تساوى حقوق زن سعى مى كنند او را به استثمار بكشند.

پي نوشت :
1- اسحاق حسيني ،سيد احمد ،مجموعه مقالات زنان؛ مشاركت و برنامه ريزي براي توسعه پايدار،(تهران:برگ زيتون )، 1382.
2- امامي ، حسن ، حقوق مدني ، كتابفروشي اسلاميه ، تهران ، 1374،چاپ دوازدهم.
3- جعفري لنگرودي ، محمد جعفر ، حقوق خانواده ، چاپخانه حيدري ، 1355.
4- حكيم پور ، محمد ، حقوق زن در كشاكش سنت و تجدد ، انتشارات نغمه نوانديش ، تهران ، 1382.
5- رباني خلخالي ، علي ، زن از ديدگاه اسلام، نشر حجت.
6- زيبايي نژاد و سبحاني، در آمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان.
7- ساروخانى، باقر؛ اشتغال زن و خانواده، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
8- ساروخانى، باقر؛ مقدمه اى بر جامعه شناسى خانواده، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، .
9- شريعتي ، علي و ديگران ، حريت و حقوق زن در اسلام ، تهران :ميلاد ، 1357. 10- صدر، حسن؛ حقوق زن در اسلام و اروپا، انتشارات جاويدان، چاپ اول، اسفند.
11- قائمى، على؛ نظام حيات خانواده در اسلام، تهران، انتشارات انجمن اوليا و مربيان
12- كاتوزيان ، ناصر ، حقوق مدني (خانواده) ، انتشارات گنج دانش ، تهران ، 1372. 13- كار ، مهرانگيز ، رفع تبعيض از زنان ، (مقايسه كنوانسيون رفع تبعيض از زنان با قوانين داخلي ، ايران)، پروين ، تهران ، 1378.
14- محقق داماد ، سيد مصطفي ، بررسي فقهي حقوق خانواده ، نشر علوم الاسلامي ، تهران ، 1374 ، چاپ پنجم.
15- مطهري ، مرتضي ، نظام حقوق زن در اسلام ، انتشارات صدار ، تهران، چاپ هشتم.
16- موسوي خامنه،مرضيه،زنان در فرايند توسعه،پايان نامه كارشناسي ارشد،دانشگاه تربيت مدرس،1371. 17- ناجي راد، محمد علي ، موانع مشاركت زنان در فعاليت هاي سياسي اقتصادي ايران پس از انقلاب،(تهران: كوير)، 1382.
18- نادي ، بن سعدون ، حقوق زن از آغاز تا امروز ، برگردان گيتي خرسند ، انتشارات كوير ، تهران ، 1376.
نويسنده:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8902050388


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب
پژوهشهای علمی همت مضاعف و کار مضاعف

پژوهش بررسي ميزان اخلاق كار و عوامل اجتماعي موثر بر آن در ميان كاركنان ادارات دولتي استان تهران
  
واژه‌هاي كليدي: اخلاق كار. عدالت سازماني.پايگاه اجتماعي.ويژگي هاي شخصيتي.مديريت مدرن.مديريت سنتي.بيگانگي.سازمان ها. دولت

خلاصه‌اي از طرح:
طرح مسئله
بررسي‏هاي كارشناسان مسائل اجتماعي ايران، مديران، نخبگان فرهنگي و سياسي و جامعه شناسان نشان مي‏دهد كه اخلاق و فرهنگ كار در ايران در مقايسه با كشورها و جوامع صنعتي در سطح پايين‏تري قرار دارد. مسئولان و رهبران سياسي و اجتماعي كشور نيز در پيام‏ها و سخنراني‏هاي مختلف بر اين مسئله تاكيد مي‏كنند. نتايج سمينار «تكامل فرهنگ كار كه در سال 1375 شمسي» به شكل مجموعه مقالاتي از طرف وزارت كار و امور اجتماعي چاپ و منتشر شده است نيز نشان مي‏دهد كه بنا به نظر اكثر كارشناسان اقتصادي، فرهنگ و اخلاق كار در ايران ضعيف است و بنابراين لازم است فقدان فرهنگ و اخلاق كار مناسب در جامعه به‏عنوان يك معضل اقتصادي و اجتماعي تلقي شود و براي شناسائي بهتر وضع موجود از نظر فرهنگ و اخلاق كار و عوامل مرتبط با آن مطالعاتي از طرف انديشمندان و آگاهان به مسائل اجتماعي كشور صورت گيرد.
اين بررسي به منظور سنجش ميزان اخلاق كار و عوامل مرتبط با آن در ادارات دولتي انجام مي‏شود. فاز اول اين كار به پيشنهاد موسسه كار و تامين اجتماعي با همين عنوان و با تمركز بر محيط‏هاي كارگري و كارخانجات توليدي در سال 78 انجام شده است.
سوالات اصلي پژوهش :
1- كدام يك از ابعاد چهارگانه اخلاق كار در ميان كاركنان سازمان‏هاي دولتي ضعيف‏تر و كدام يك قوي‏تر است؟
2- متغيرهايي مانند سطح تحصيلات و درجه شهروندي چه ارتباطي با اخلاق كار مديران و كاركنان سازمان‏هاي دولتي دارد؟
3- آيا بيگانگي اجتماعي و سازماني با تضعيف اخلاق كار مرتبط است؟
4- نوع مديريت در سازمان‏هاي دولتي تا چه حد با اخلاق كار كاركنان سازمان‏هاي دولتي ارتباط دارد؟
5- ويژگي‏هاي پايگاهي كاركنان سازمان‏هاي دولتي تا چه حد با اخلاق كار آنان مرتبط است؟
6- چه رابطه‏اي ميان عدالت سازماني و اخلاق كار در سازمان‏هاي دولتي وجود دارد؟
مباحث نظري: براي تبيين مسئله اخلاق كار و ضعف آن در ادارات دولتي با توجه به يافته‏هاي تحقيق پيشين، در درجه اول بر مسئله بيگانگي تاكيد شده است. سازمان‏هاي دولتي عموما شامل افراد با ميزان تحصيلات بالا هستند. نتايج تحقيق پيشين (معيدفر، 1378)، حاكي از آن است كه هر چه ميزان تحصيلات فرد بالاتر مي‏رود اخلاق كار او در سازمان پايين‏تر مي‏آيد. بنظر مي‏رسد اين موضوع از بيگانگي سازماني و نيز اجتماعي فرد ناشي مي‏شود. فرد تحصيل‏كرده با سازمان و نيز محيط اجتماعي خود در تضاد و بيگانگي است. گيدنز اين بيگانگي را معضل رايج در سازمانهائي با درجه ' اعتماد' پايين مي‏داند (گيدنز، 1373: 524). 
  
به هر حال، براي بررسي ضعف اخلاق كار از مفهوم بيگانگي و نظريه‏هاي مربوطه استفاده شده است. از نظر ماركس بيگانگي عمدتا زماني آغاز مي‏شود كه انسان نسبت به چيزي كه در اصل متعلق به خود اوست احساس خويشي نمي‏كند. اين مسئله نسبت به هر چيزي در جامعه، همانند مذهب، دولت، سازمان و كار ممكن است اتفاق بيفتد. بنابراين بيگانگي انسان ممكن است با سازمان و كاري كه مي‏كند و نيز محيط اجتماعي او پيش بيايد. اين بيگانگي ممكن است در افراد خاصي و يا قشر و طبقه ويژه‏اي ظاهر شود. بطور كلي از نظر ماركس بيگانگي با عدم كنترل دستاوردها از طرف خود فرد در ارتباط است (باتومور، 1984: 129). لوكاچ با تفسير ويژه خود از ماركس بر اين باور است كه بيگانگي اساسا در ذات هر نوع جامعه متعلق به سرمايه‏داري وجود دارد ( لوكاچ، 1377: 216).
سيمن انواع بيگانگي را از هم تفكيك مي‏كند. از نظر او بيگانگي در اشكال از خود غريبي، انزوا، بي هنجاري، بي‏معنائي و ناتواني ظاهر مي‏شود. از ميان انواع حالات بيگانگي، از خود غريبي، انزوا و بي‏هنجاري و بي‏معنائي در ميان روشنفكران و تحصيل‏كردگان جامعه رايج‏تر است. خصوصا انزوا و بي‏معنائي در توضيح وضعيت روشنفكران و تحصيل‏كردگان بارزتر است. به عبارت ديگر، مفهوم انزوا در نظريه سيمن بيشتر توضيح دهنده وضعيت روشنفكران و تحصيل‏كردگان جامعه است. اين گروه با ارزشهاي جديدي آشنا شده‏‏اند كه آن ارزشها عميقا با ارزشهاي پذيرفته شده عمومي در تعارض است. «منظور از اين مفهوم جدا شدن روشنفكران از معيارهاي فرهنگ عامه است كه در آن روشنفكر با جامعه و فرهنگ خود بيگانه شده است» (سيمن، 1378: 412).
هانتينگتون بيگانگي را خصلت گروه، قشر و طبقه‏اي از جامعه مي‏داند كه با ارزشهاي مدرن تربيت شده‏اند‏، اما در جامعه غير مدرن زندگي مي‏كنند و يا در سازمانهاي غير مدرن كار مي‏كنند. از نظر او تحصيل‏كردگان كساني هستند كه با ارزشهاي نوين سياسي و اجتماعي آشنا مي‏شوند. در كشورهاي در حال توسعه اين گروه، عمدتا با نظام سياسي، اجتماعي ويژه‏اي روبرو هستند كه از نظر ارزشي انعطاف لازم را براي جذب آنان ندارد. بنابراين در اين جوامع روشنفكران و تحصيل‏كردگان منزوي و بيگانه از جامعه و نظام سياسي مي‏شوند. هانتينگتون بيگانگي را مرحله‏اي از مراحل زنجيره‏اي علل وقوع انقلاب در جوامع سنتي و استبدادي مي‏داند. طرح مسئله بيگانگي اگر چه در قالب يك نظريه انقلاب مطرح شده است، اما در پژوهش حاضر مي‏تواند در تبيين مسئله ضعف اخلاق كار در سازمان‏هاي دولتي ايران استفاده شود (هانتينگتون، 1375). 
  
ميلز و مرتون نيز در تبيين مسئله بيگانگي به شكاف ذهني و ارزشي روشنفكران و تحصيل‏كردگان با سازمان سياسي و كليت جامعه_ خصوصا در جوامعي كه از نظر سياسي انعطاف پذيري كمتري دارند _ تاكيد مي‏كنند (سيمن، 1378: 419).
در تحليل مسئله ضعف اخلاق كار در سازمان‏هاي دولتي از نظريه محروميت نسبي و نيز نظريه توقعات فزاينده ديويس و گار بهره گرفته شده است. اين نظريه‏ها عمدتا تحليلي روانشناختي از فرايند نارضايتي فردي و جمعي ارائه كرده‏اند و براي درك موضوع نارضايتي شغلي و احساس بي عدالتي سازماني و اجتماعي حائز اهميت هستند.
ديويس در نظريه خود احساس بي عدالتي اجتماعي را در دوران ركود اقتصادي عامل اساسي بروز نارضايتي بين مردم و نظام سياسي مي‏داند. گار هم نارضايتي سياسي و روانشناختي از نظام سياسي را ناشي از وجود شكاف بين توقعات ارزشي خود با قابليت‏هاي ارزشي محيط مي‏داند. قابليت‏هاي ارزشي آن دسته از كالا‏ها و شرايط زندگي است كه مردم خود را به طور موجهي مستحق آن مي‏دانند، و قابليت‏هاي ارزشي اموري عيني هستند كه در اجتماع مي‏توان يافت. اين نارضايتي عمدتا در اثر مقايسه خود با ديگران در جامعه صورت مي‏گيرد. اين امر در ميان تحصيل‏كردگان جدي‏تر و عميق‏تر است (ديويس، 1962: 6). بنابراين از نظر ديويس و گار بي عدالتي اجتماعي مهمترين عامل بروز نارضايتي و گسست تعهد گروهي در سطوح مختلف اجتماعي، سازمان يا كليت نظام سياسي و اجتماعي است (كوهن، 1375: 205). اما فايرابند از پيروان نظريه محروميت نسبي تحليل خود را از سطح روانشناختي به سطح سيستمي ارتقاء داده است. از نظر او در برخي از جوامع، محروميت نسبي كه در نظريه گار يك جريان روانشناختي است، بيشتر جرياني سيستمي و مربوط به ساختار اجتماعي است. از نظر فايرابند وجود و بروز شكاف بين توقعات و امكانات و در پي آن، محروميت و ناكامي در برخي جوامع ناشي از ساختارهاي نظام اجتماعي است. از اين نظر در برخي جوامع، نارضايتي مي‏تواند ساختاري تلقي شود. اين ديدگاه در تحليل فرايند بيگانگي مي‏تواند به ماركس نزديكتر شود (كوهن، 1375: 209).
در اين تحقيق همچنين از نظريه‏هاي مديريت در تبيين اخلاق كار بهره برداري ‏شده است. معمولا دو سبك مديريت، يعني مديريت آمرانه و مديريت مشاركتي در سازمانها در نظر گرفته مي‏شود. مديريت آمرانه بيشتر در جوامع و سازمانهاي سنتي رايج است و كمتر در جوامع و سازمان‏هاي مدرن به كار گرفته مي‏شود. يكي از مهمترين علل افت انگيزه‏هاي كار در سازمان‏هاي مدرن را مديريت آمرانه دانسته‏اند. در مقابل، مديريت مشاركتي نوعي از مديريت دانسته مي‏شود كه در جوامع و سازمان‏هاي مدرن رايج است و بنياد آن بر مشاركت اعضاي سازمان در مديريت، اعتماد متقابل اعضاي سازمان و مديريت، آزادي عمل كاركنان و ترغيب به عمل خلاقانه در سازمان است (ليكرت، 1967: 8و397 گلوئيك، 1977: 205 اشميت، 1957: 95 استونز، 1983: 100). اين دو نوع مديريت را گيدنز مديريت در سازمانهاي با اعتماد پايين (آمرانه) و سازمانهاي با اعتماد بالا (مديريت مشاركتي) مي‏نامد (گيدنز، 1373: 524).
فرضيه‏‏ها
  
در سازمان‏هاي دولتي اخلاق كار با:
_ ميزان تحصيلات كاركنان
_ ميزان شهروندي كاركنان
_ احساس رضايت از كار
_ احساس عدالت سازماني
_ احساس آمرانه بودن مديريت
_ احساس مشاركتي بودن مديريت
_ و بيگانگي اجتماعي و سازماني كاركنان ارتباط دارد.
روش تحقيق
اين تحقيق يك كار پيمايشي است كه در سال 1382 انجام شده است. پيش از اين، تحقيقي با عنوان 'بررسي اخلاق كار و عوامل فردي و اجتماعي موثر بر آن' توسط مجري انجام شده كه در آن اخلاق كار در سطح كارگاههاي توليدي در سطح استان تهران بررسي شده است. همانند تحقيق پيشين براي سنجش اخلاق كار در تحقيق حاضر از ابزار فراهم شده توسط گريگوري سي پتي (Gregory. C. Petty) تحت عنوان OWEI كه در سال 1990 ساخته شده و از آن تاريخ مورد استفاده محققين قرار گرفته استفاده شده است.
مفاهيم اصلي:
اخلاق كار: اخلاق كار، يك هنجار فرهنگي است كه به انجام كار مناسب وخوب در جامعه . ارزش معنوي مثبت مي‌دهد و بر اين باور است كه كار في‌نفسه داراي يك ارزش ذاتي است (چرينگتون‌، 1980، ص 19).
عدالت سازماني:
در اين پژوهش عدالت سازماني بيشتر به احساس فرد اشاره دارد مبني بر اينكه متناسب با ميزان كاري كه در سازمان انجام مي‏دهد حقوق، پاداش و مزايا دريافت مي‏دارد. عدالت سازماني عمدتا ناشي از مقايسه خود و ديگران در ارتباط با دريافت حقوق، پاداش و مزايا از سازمان متناسب با كار انجام شده است.
رضايت كاري:
رضايت كاري مفهومي است كه اشاره دارد به ارضاي دروني فرد از كاري كه به او محول شده است. شرايطي كه در آن، فرد تمايل دارد در سازمان باقي بماند و به اهداف و برنامه‏هاي سازمان اعتقاد و آگاهي دارد.
تعاريف عملياتي
متغير وابسته :
در اين بررسي، اخلاق كار متغير وابسته است كه از طريق يك شاخص 50 گزينه‏اي كه ابعاد چهار گانه اخلاق كار را مي‏سنجد اندازه گيري شده است. اين شاخص توسط گريگوري. سي، پتي در سال 1990 ساخته شده و در پژوهش هاي متعددي بكار گرفته شده است و از اعتبار بالايي برخوردار است. ابعاد چهار گانه اخلاق كار از نظر پتي عبارتند از :
1. دلبستگي و علاقه به كار (dependability)
2. پشتكار و جديت در كار(ambition)
3. روابط سالم و انساني در محل كار (consideration)
4. روح جمعي و مشاركت در كار (cooperation)
متغيرهاي مستقل:
در اين بررسي متغيرهاي مستقل تاثير گذار بر اخلاق كار به چند مقوله دسته بندي شده و مورد پژوهش قرار گرفته‏اند كه عبارتند از: 1. ويژگي‏هاي پايگاهي (شامل: قيمت منزل، منزلت شغلي فرد و والدين او، سطح تحصيلات) 2. شهروندي (شامل: تولد فرد و والدين او در شهر، مدت زمان اقامت فرد و والدين او در شهر) 3. نوع مديريت (شامل: احساس كاركنان از آمرانه بودن يا نبودن مديريت و ميزان مشاركت آنان در پيشبرد اهداف سازمان متبوع) 4. بيگانگي اجتماعي و سازماني (شامل: خوشبيني نسبت به آينده و اعتقاد به نقش خود در پيشرفت جامعه و آگاهي و اعتقاد به اهداف سازمان و اداره متبوع) 5. عدالت سازماني (شامل: نظر كاركنان در مورد عادلانه ويا ناعادلانه بودن حقوق، مزايا و پاداش ها و ترفيعات و تنبيهات در محل كار).
  
جامعه آماري و نمونه:
جامعه آماري در اين طرح عبارت از كليه كاركنان واحدهاي اداري دولتي استان تهران است. از اين ميان، تعداد 600 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گيري چند مرحله‏اي (PPS) (400 نمونه براي شهر تهران و 200 نمونه براي شهرستانهاي استان تهران) انتخاب شده‏اند. در مرحله اول تعداد 60 اداره بر اساس فراواني تجمعي تعداد پرسنل، و در مرحله دوم، از روي ليست حضور و غياب كاركنان و به روش نمونه‏گيري تصادفي سيستماتيك تعداد ده نفر انتخاب شده‏اند.
نتايج پژوهش:
1- ميزان اخلاق كار
پايين‏ترين ميزان اخلاق كار براي افراد مورد بررسي 5/1 و بالاترين آن 4 است. ميانگين اين ميزان در ميان كل افراد 04/3 است. نزديك به نيمي از كاركنان نمونه تحقيق از نظر ميزان اخلاق كار كه مهمترين متغير وابسته اين تحقيق شمرده مي‏شود در سطح بالا قرار دارند . بيش از يك سوم از آنها در سطح نسبتا بالا و تنها 2/3 درصد در سطح متوسط اخلاق كار قرار دارند.
2- ميزان علاقه به كار
در جمعيت نمونه، پايين‏ترين نمره علاقه به كار 1 و بالاترين آن 4 است و ميانگين كل 99/2 است. بيش از دو سوم از افراد مورد بررسي از نظر ميزان علاقه به كار كه يكي از چهار مولفه شاخص اخلاق كار است در سطح بالا قرار دارند و نزديك به يك سوم از آنها در حد متوسط هستند. تنها 2/0 درصد در سطح پايين قرار دارند.
3- ميزان پشتكار
پايين‏ترين نمره پشتكار براي افراد نمونه 1 و بالاترين آن 4 است. ميانگين كل 01/3 است. بيش از دو سوم افراد مورد بررسي از نظر ميزان پشتكار در سطح بالا قرار دارند. نزديك به يك سوم در حد متوسط و 2/0 درصد رد سطح پايين از لحاظ ميزان پشتكار قرار دارند.
4- ميزان روابط انساني
پايين‏ترين ميزان روابط انساني در محل كار براي افراد مورد بررسي 1 و بالاترين آن 4 است. ميانگين كل 08/3 مي‏باشد. 5/72 درصد از افراد مورد بررسي در سطح بالاي روابط انساني در محل كار قرار دارند. همچنين، 3/27 درصد در سطح متوسط و 2/0 درصد در سطح پايين روابط انساني اند.
5- ميزان روح جمعي
در جمعيت نمونه، پايين‏ترين ميزان روح جمعي 1 و بالاترين آن 4 است. ميانگين 08/3 است. بيش از 70 درصد افراد مورد بررسي سطح بالايي از روح جمعي را دارند. بيش از 28 درصد در سطح متوسط قرار داشته و تنها 2/0 درصد در سطح پايين قرار دارند.
6- ميزان بيگانگي سازماني _ اجتماعي
در جمعيت نمونه، حداقل نمره بيگانگي سازماني_ اجتماعي 1 و حداكثر آن 3 است. ميانگين بدست آمده براي كل افراد مورد بررسي 11/2 است. بيش از نيمي از پاسخگويان از نظر بيگانگي سازماني _ اجتماعي در سطح متوسط، نزديك به نيمي از آنها در حد بالاي بيگانگي و تنها 9/11 درصد در سطح پايين بيگانگي قرار دارند. داده‏ها نشان مي‏دهند كه بيش از 88 درصد از افراد مورد بررسي دچار بيگانگي سازماني_ اجتماعي اند.
7- ميزان بيگانگي سازماني
در جمعيت نمونه، حداقل نمره براي بيگانگي سازماني 1 و حداكثر آن 3 است. ميانگين بدست آمده براي كل جامعه نمونه 86/1 است. نزديك به نيمي از كاركنان ادارات دولتي مورد بررسي در حد متوسطي از بيگانگي سازماني بسر مي‏برند. 12 درصد بيگانگي بالا و نزديك به 40 درصد در سطحي پايين از بيگانگي اند.
8- ميزان بيگانگي اجتماعي 
  
در جمعيت نمونه، حداقل نمره براي بيگانگي اجتماعي 1 و حداكثر آن 3 است. ميانگين بدست آمده براي افراد نمونه 86/1 است. بيش از 59 درصد پاسخگويان در وضعيت متوسطي از بيگانگي اجتماعي قرار دارند. 32 درصد از آنها را مي‏توان داراي بيگانگي اجتماعي پايين دانست و 3/8 درصد دچار بيگانگي مفرط اجتماعي اند. يعني حدود دو سوم از افراد مورد بررسي در وضعيت بيگانگي اجتماعي قرار دارند.
9_ رابطه ميزان تحصيلات با اخلاق كار
هر چه تحصيلات فرد بيشتر باشد اخلاق كار وي پائين‏تر است. در بررسي رابطه بين گروه‏هاي تحصيلي و اخلاق كار از طريق آناليز واريانس، ميانگين اخلاق كار در گروه‏هاي تحصيلي بدين صورت است: ديپلم 40/3، فوق ديپلم 14/3، ليسانس 82/2، فوق ليسانس 30/2 و دكترا 20/2.
بدين ترتيب مي‏بينيم كه بالاترين ميانگين اخلاق كار را كساني دارند كه ميزان تحصيلاتشان در حد ديپلم است و هر چه ميزان تحصيلات بالا مي‏رود از ميانگين اخلاق كار كاسته مي‏شود. ضمنا اين رابطه ميان تحصيلات و ابعاد چهارگانه اخلاق كار وجود دارد.
10_ رابطه ميزان شهروندي با اخلاق كار
هر چه فرد شهروندتر، ميزان اخلاق كارش پايين‏تر است. ميانگين ميزان اخلاق كار براي افراد در گروههاي مختلف شهروندي عبارت است از: شهروندي پايين 35/3، متوسط 04/3 و بالا 76/2. ضمنا اين رابطه ميان ميزان شهروندي و تمام ابعاد چهارگانه اخلاق كار وجود دارد.
11_ رابطه عادلانه بودن توزيع پاداش ها، تنبيهات، ترفيعات و مزايا در محل كار با اخلاق كار
بين ميزان اخلاق كار كساني كه فكر مي‏كنند در اداره‏شان پاداشها، تنبيهات، ترفيعات و مزايا عادلانه توزيع مي‏شود و كساني كه عكس اين نظر را دارند تفاوت معناداري ديده نمي‏شود. F حاصل از تحليل واريانس ميان عادلانه بودن حقوق و مزايا و اخلاق كار برابر است با 030/1 كه در سطح 05/0 هم معنادار نيست. در بررسي ارتباط ميان ابعاد چهارگانه اخلاق كار و عادلانه بودن پاداشها، تنبيهات، ترفيعات و مزايا نيز ارتباط معناداري وجود ندارد.
12_ رابطه نوع روابط مديران با كاركنان با اخلاق كار كاركنان
در اداراتي كه كاركنانش فكر مي‏كنند نوع مديريت مشاركتي است، كارمند از ميزان اخلاق كار بالاتري برخوردار است تا اداراتي كه كاركنانش اعتقاد دارند نوع مديريت آمرانه است. ميانگين اخلاق كار در سه نوع مديريت: مشاركتي 13/3، تا حدي آمرانه 04/3 و كاملا آمرانه 97/2 است.
ضمنا مي‏توان گفت در اداراتي كه نحوه مديريت مشاركتي است، ميزان پشتكار و علاقه به كار كاركنان بيشتر از اداراتي است كه نحوه مديريت در آنها آمرانه است. اما ساير ابعاد اخلاق كار مستقلا از نوع مديريت تاثير نمي‏پذيرد.
13_ رابطه بيگانگي سازماني با اخلاق كار
هر چه ميزان بيگانگي سازماني فرد بيشتر، اخلاق كار وي پايين‏تر است. ميانگين اخلاق كار كساني كه در رتبه بيگانگي سازماني پايين قرار دارند 11/3، كساني كه بيگانگي سازماني متوسط دارند 02/3 و كساني كه بيگانگي سازماني بالايي دارند 87/2 است.
ضمنا مي‏توان گفت افرادي كه دچار بيگانگي سازماني بالاتري اند، از سه بعد از ابعاد اخلاق كار يعني دلبستگي و علاقه به كار، پشتكار و جديت دركار و روح جمعي در كار (نسبت به افرادي كه دچار بيگانگي سازماني پايين‏تري اند) در سطح پايين‏تري قرار دارند. 
  
14_ رابطه بيگانگي اجتماعي با اخلاق كار
هرچه ميزان بيگانگي اجتماعي افراد كمتر، اخلاق كار آنان بالاتر است. ميانگين اخلاق كار كساني كه بيگانگي اجتماعي پائيني دارند برابر است با 37/3، كساني كه بيگانگي اجتماعي متوسط دارند 09/3 و كساني كه بيگانگي اجتماعي بالايي دارند 91/2 است. ضمنا مي‏توان گفت كه بين كليه ابعاد چهارگانه اخلاق كار و بيگانگي اجتماعي ارتباط وجود دارد.
15_ رابطه پايگاه اقتصادي _ اجتماعي با اخلاق كار
هر چه پايگاه اقتصاي، اجتماعي فرد در اجتماع بالاتر باشد، اخلاق كار وي پايين‏تر ‏است. ميانگين اخلاق كار كساني كه در رتبه پايين پايگاه اقتصادي _ اجتماعي قرار دارند برابر است با 17/3، كساني كه در رتبه متوسط قرار دارند 79/2 و كساني كه در رتبه بالا هستند 66/2 است.
ضمنا تمام ابعاد چهارگانه اخلاق كار با پايگاه اقتصاي، اجتماعي فرد ارتباط معكوس داشته و هر چه پايگاه فرد در اجتماع بالاتر مي‏رود، ابعاد چهارگانه اخلاق كار وي پايين‏تر مي‏آيد.
16 _ رابطه عوامل اجتماعي، سازماني با اخلاق كار
در بررسي همزمان متغيرهاي مستقل بر اخلاق كار در رگرسيون چند متغيري به روش گام به گام در مجموع عوامل زير: ميزان تحصيلات، بيگانگي سازماني، اعتقاد فرد به نقش موثر خود در روند كار، ميزان شهروندي و تعداد دريافت تشويق در محل كار. با اخلاق كار ارتباط داشته اند.
تحصيلات به تنهايي 1/30 درصد تغييرات متغير وابسته يعني اخلاق كار را تبيين مي‏كند و بقيه متغيرها جمعا 7/8 درصد از تغييرات متغير وابسته را. در واقع، مهمترين عامل تبيين كننده اخلاق كار ميزان تحصيلات فرد است و نه عوامل درون سازماني.
اين عوامل در مجموع 39 درصد از تغييرات متغير وابسته يعني اخلاق كار را تبيين مي‏كنند. اين عوامل را مي‏توان در دو طبقه جاي داد: 1- ارزشهاي اجتماعي: ميزان قرابت فرد با ارزش هاي مدرن و به عبارت ديگر ميزان شهروندي بر اساس ارزش هاي جديد، 2- ارزشهاي سازماني: ميزان جذب و ادغام در سازمان.
بر اساس نتايج به دست آمده از اين تحليل چند متغيره:
1- هر چه فرد به ارزش هاي مدرن نزديك‏تر (داراي تحصيلات بيشتر و سابقه شهرنشيني بيشتر) باشد، از اخلاق كار پايين‏تري برخوردار خواهد بود.
2- هر چه فرد در سازمان و فرايند كار بيگانه‏تر و پيوند او با سازمان سست‏تر، اخلاق كار او ضعيف‏تر است.
نتيجه گيري
بانگاهي اجمالي بر ويژگي‌هاي جمعيت نمونه مشخص مي‌شود كه حدود 65 درصد افراد نمونه تحصيلات دانشگاهي دارند. بيش از نيمي از افراد نمونه متولد شهر تهران اند، درحاليكه‌ پدر و مادر بيش از يك سوم افراد نمونه در روستا تولد يافته‏‏اند‌. اما به هر حال، بيش از 90 درصد افراد نمونه در شهر تولد يافته و تحت تاثير ارزشهاي آن تربيت يافته‏اند.تقريباً حدود دو سوم افراد نمونه خود را در تصميم‌گيري‌هاي كار سهيم نمي‌دانند (يا پيشنهادي در يكسال گذشته در محل كار ارائه نكرده‏اند و يا به پيشنهاد آنها وقعي نهاده نشده است).
بيش از نيمي از افراد مورد بررسي معتقدند كه نوع مديريت در اداره محل خدمتشان تا حدي آمرانه است. و نزديك به يك سوم فكر مي‏كنند اين مديريت كاملا آمرانه است. تنها 1/18 درصد افراد به مديريت مشاركتي در محل كارشان اذعان داشته‏‏اند.بيش از نيمي از كاركنان مورد بررسي تا حدي معتقد به نقش خود در بهبود وضعيت سياسي اجتماعي كشور بوده و بيش از يك چهارم آنها اصلا به اين امر اعتقاد نداشته‏اند.
نزديك دو سوم افراد مورد بررسي فكر مي‏كنند كه از اهداف و برنامه‏هاي اداره خود تا حدي آگاهند و يا به هيچ وجه از اهداف آگاه نيستند. بيش از سه چهارم افراد نمونه نيز به اهداف اداره خود تا حدي اعتقاد دارند و يا به هيچ وجه به آن اهداف اعتقاد ندارند. بيش از نيمي از افراد مورد بررسي نسبت به آينده كشور و بهبود اوضاع سياسي، اجتماعي تا حدي خوشبين اند. حدود يك سوم آنها كاملا بدبين و 2/12 درصد كاملا خوش‏بين هستند. در مجموع ميزان خوش‏بيني نسبت به آينده كشور پايين است.
ميانگين ميزان دلبستگي وعلاقه به كار افراد نمونه 99/2 از 4 است. ميانگين ميزان پشتكار و جدّيت افراد نمونه‌برابر 01/3 از 4 است. ميانگين ميزان روابط انساني‌_ اجتماعي افراد در محل كار برابر 08/3 از 4 است. ميانگين ميزان روح جمعي و مشاركت در كار افراد نمونه نيز 08/3 از 4 است. كليه اين ميانگين‏ها نسبتاً بالا ارزيابي مي‌شود. در مجموع‌، ميانگين ميزان اخلاق كار افراد نمونه 04/3 از 4 است كه آن نيز نسبتا بالا ارزيابي مي‌شود. حداقل و حداكثر ميزان اخلاق كار افراد نمونه نيز به ترتيب 5/1 و 4 است‌.
  
در اين پژوهش بر عامل بيگانگي در تبيين ضعف اخلاق كار تاكيد شده است. با اين توضيح که با بالاتر رفتن تحصيلات فرد، بيگانگي اجتماعي، سياسي و سازماني شدت يافته و متعاقبا اخلاق کاري كاهش مي‏يابد.
تحصيلات يكي از مهمترين عوامل مؤثر بر اخلاق كار است. هر چه تحصيلات فرد بيشتر باشد اخلاق كار وي پائين‏تر است. ميانگين اخلاق كار در گروه‏هاي تحصيلي مختلف بدين صورت است: ديپلم 40/3، فوق ديپلم 14/3، ليسانس 82/2، فوق ليسانس 30/2 و دكترا 20/2. در واقع، اخلاق كار افراد داراي تحصيلات دانشگاهي در حد متوسط و افراد ديپلمه درحد زياد است. افراد به ميزاني كه از درجه شهروندي بيشتري برخوردار مي‏شوند، ميزان اخلاق كارشان پايين‏تر مي‏آيد. بين ميزان اخلاق كار كساني كه فكر مي‏كنند در اداره‏شان پاداش ها، تنبيهات، ترفيعات و مزايا عادلانه تخصيص داده مي‏شود و كساني كه عكس اين فكر را دارند تفاوت معناداري ديده نمي‏شود. در اداراتي كه كاركنانش فكر مي‏كنند نوع مديريت مشاركتي است، كارمند از ميزان اخلاق كار بالاتري برخوردار است تا اداراتي كه كاركنانش اعتقاد دارند نوع مديريت آمرانه است. كساني كه بيگانگي سازماني بالايي دارند اخلاق كارشان بصورت معناداري از كساني كه بيگانگي سازماني پايين‏تري دارند پايين‏تر است. افرادي كه از اهداف و برنامه‏هاي اداره‏اي كه در آن كار مي‏كند بيشتر اطلاع و آگاهي داشته باشند، ميزان اخلاق كار بالاتري دارند. افرادي نيز كه به اهداف اداري اداره خود اعتقاد بيشتري داشته باشند، ميزان اخلاق كاريشان بالاتر است. كساني كه به آينده خوشبين‏تر اند، ميزان اخلاق كار بالاتري نيز دارند. ضمنا هر چه فرد بيشتر به نقش خود در بهبود وضعيت اقتصادي، اجتماعي كشور اعتقاد داشته باشد، اخلاق كارش بالاتر است. همچنين، هرچه ميزان بيگانگي اجتماعي افراد كمتر، اخلاق كار آنان بالاتر است. هر چه پايگاه اقتصادي، اجتماعي فرد در اجتماع بالاتر باشد، اخلاق كار وي پايين‏تر مي‏آيد.
در بررسي تاثير همزمان عوامل مؤثر بر اخلاق كار درنهايت هفت عامل مهم‏تر شناخته شده‏اند كه به ترتيب عبارتند از: ميزان تحصيلات فرد‌، محل تولد پدر، بيگانگي سازماني، مدت خدمت در محل كار، اعتقاد فرد به نقش موثر خود در روند كار، ميزان شهروندي و تعداد دريافت تشويق در محل كار. اگر اين هفت عامل به دو دسته تقسيم شوند: دسته اول عوامل مربوط به ارزش هاي اجتماعي فرد و دسته دوم عوامل‌ مربوط به سازمان كار، مي‌توان گفت اخلاق كار در مرتبه اول تحت تاثير عوامل مربوط به ارزش هاي اجتماعي فرد و در مرتبه دوم تحت تاثير عوامل مربوط به محيط و سازمان كار است‌.بر اساس نتايج به دست آمده:
هر چه فرد به ارزش هاي مدرن نزديك‏تر (داراي تحصيلات بيشتر و سابقه شهرنشيني بيشتر) باشد، از اخلاق كار پايين‏تري برخوردار خواهد بود.هر چه فرد در سازمان و فرايند كار بيگانه‏تر و پيوند او با سازمان سست‏تر، اخلاق كار او ضعيف‏تر است.اما تحصيلات به تنهايي 1/30 درصد تغييرات متغير وابسته يعني اخلاق كار را تعيين مي‏كند و بقيه متغيرها جمعا 7/8 درصد از تغييرات متغير وابسته را. در واقع، مهمترين عامل تعيين كننده اخلاق كار ميزان تحصيلات فرد است و نه عوامل درون سازماني
  
نويسنده:دكتر سعيد معيدفر
http://www.iranculture.org/dabirkhane/ravabet/viewpajohesh.php?id=66


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

   توسعه چشمگير دانشگاه آزاد اسلامي و کارنامه درخشان آن تحت مديريت شايسته و توانمند دکتر جاسبي، مصداق بارز و عيني و عملي همت مضاعف و کار مضاعف در بزرگترين دانشگاه حضوري جهان است.

امروز دانشگاه آزاد اسلامي به واسطه عملکرد درخشانش در تمامي بخشها، سربلند و سرافرازانه تبسم آحاد مردم، بويژه جوانان و آينده سازان ايران اسلامي را سند افتخار خدمت صادقانه خود مي داند.
در اين سال جديد نيز، رهبر معظم انقلاب اسلامي با نامگذاري مدبرانه خويش به نام سال همت مضاعف و کار مضاعف جهت گيري کشور را تعيين نموده و تاکيد فرمودند که همه بايد به دور از حواشي، به کار، تلاش و خدمت به مردم، افزايش رفاه عمومي، توسعه کشور و استفاده درست از منابع کشور بپردازند.
 بي‌شک ترسيم هدف‌هاي بلند و غرورآفرين از شاخصه‌هاي فجرآفرينان امت اسلامي ايران است و ما فرزندان اين ملت در دانشگاه آزاد اسلامي با مديريت دانشمند فرزانه دکتر جاسبي نيز همواره با اقتدار در عرصه‌ هاي مختلف علمي، آموزشي، پژوهشي، فرهنگي، ورزشي و... رشد خواهيم کرد و به پشتوانه ايمان، اخلاص و پشتکار با عزمي جزم در پرتو فرامين مدبرانه مقام عظماي ولايت و رهبري عزيز با سرلوحه قراردادن سياست راهبردي «تفکر، توکل، تلاش» ، با همت و تلاشي مضاعف در انجام مأموريت‌هاي محوله براي ارتقاء سطح دانش و فرهنگ ايران اسلامي به سوي «شکوفايي و بالندگي» گام‌ بر خواهيم داشت.
به يقين توسعه پايدار در پرتو تحمل دشواري‌ها و پايمردي همه عزيزان، متخصصان، انديشمندان فرهيخته و نيروهاي بالنده و جوان، و تلاش همگاني رقم خواهد خورد؛ بنابراين لازم است به نام‌گذاري سال 89 به عنوان سال "همت مضاعف، کار مضاعف" فقط به عنوان يک شعار نگاه نکرده، بلکه آن را يک پيام روشن، آگاهي بخش و حرکت آفرين قلمداد نماييم و تلاش هاي خود را در عرصه‌هاي ‌مختلف مضاعف کنيم تا در آينده‌اي نه چندان دور شاهد رشد و توسعه و پيشرفت کشور بوده و افق چشم انداز ايران را در سال 1404 هرچه زيباتر ترسيم نماييم، چراکه به يقين با بهره‌گيري درست و بهينه از منابع و همچنين تلاش مضاعف در آينده‌اي نزديک نام ايران در جهان خواهد درخشيد.
در سال جاري (سال همت مضاعف، کار مضاعف)، کار و کوشش از اهميت خاص و اساسي برخوردار است چراکه دهه چهارم، دهه پيشرفت و عدالت است، و اين پيشرفت با همت مضاعف و کار مضاعف به دست مي‌آيد. خدمت و کار مضاعف، کشور را به سمت بالندگي بيشتر هدايت کرده و تلاش مضاعف ضامن پيشرفت همه جانبه و نويد دهنده آينده درخشان کشور است. 

 امروز دانشگاه آزاد اسلامي تحت مديريت شايسته و ارزشمند و مدبرانه دکتر جاسبي و به واسطه عملکرد درخشانش در تمامي بخشها، سربلند و سرافرازانه تبسم آحاد مردم، بويژه جوانان و آينده سازان ايران اسلامي را سند افتخار خدمت صادقانه خود مي داند که اين نشان دهنده وجود همت مضاعف و کار مضاعف از سالها پيش، در بزرگترين دانشگاه حضوري جهان است.
در اخبار و احاديثي که از معصومين سلام‌ الله عليهم اجمعين رسيده ، از همت عالي مدح و ستايش زيادي شده و فرموده‌اند: همچنان که مرغ با بال و پر خويش پرواز مي‌کند، انسان هم با صفت حميده بلند همتي مي‌تواند به مقاصد عاليه خود دست يابد، لذا از تک تک شما اساتيد توانمند، همکاران سختکوش و دانشجويان بااستعداد انتظار مي رود همچون گذشته با اراده اي پولادين قله هاي رفيع افتخار در عرصه هاي مختلف علمي، فرهنگي، پژوهشي و ورزشي را (حتي در فراسوي مرزها) مطمح نظر خود قرار داده و با همت و تلاشي مضاعف در راستاي دستيابي به آرمان هاي مقدس ايران اسلامي گام برداريد.

 سال همت مضاعف، کار مضاعف براي دانشگاه آزاد اسلامي واحد اسلامشهر، سال کار و تلاش، پويايي و بالندگي و فعاليت بسيار خواهد بود، در اين سال حوزه فرهنگي با تعميق ارزشهاي اسلامي و تحقق عيني امر به معروف و نهي از منکر، حوزه آموزش با توسعه و ارتقاء تحصيلات تکميلي، حوزه پژوهش با ارتقاء فعاليت هاي کيفي و پژوهشي و راه اندازي اولين مرکز رشد منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامي، حوزه دانشجويي با افزايش خدمات رفاهي به دانشجويان، حوزه عمراني با تلاش گسترده در شروع عمليات عمراني سايت جديد واحد و حوزه سما با تکميل زنجيره مدارس در مقاطع مختلف تحصيلي، تلاش و همت مضاعف خود را به عينيت خواهند رساند.
 به حول و قوه الهي و به شکرانه نعمت سلامتي، سالي را که با تلاش بي‌وقفه يک يک اساتيد و همکاران در صحنه، عرصه ديگري از تلاش، آفرينش و بالندگي را با سرافرازي و عزت سپري کرديم و در ميدان کارآفريني و خلاقيت و بهره‌وري ضمن رعايت "اصلاح الگوي مصرف" توانستيم برگ‌هاي زرين ديگري را بر افتخارات علمي، فرهنگي، پژوهشي و تحقيقاتي و ورزشي کشورمان ورق بزنيم، گرچه انتظار و توقع بيش از اين است که قله‌هاي ترقي را در تمام زمينه ها با شتاب بيشتري طي کنيم و باتوجه به پيشرفتهاي سريع ، مدرن ، وپيچيده علم و تکنولوژيکي دنياي امروز ، که بسياري از کشورها با حضوري مقتدرانه در آن به رقابت بر خواسته اند، بايستي تلاش نماييم تا در اين عرصه جزو کشورهاي برتر باشيم.

دکتر علي بدرقه در بخش ديگري از پيام خود به برخي از دستآوردهاي واحد اسلامشهر در سال گذشته از جمله توسعه فعاليت هاي پژوهشي، رشد مطلوب و چشمگير تعداد طرح هاي پژوهشي و مراکز تحقيقاتي، رشته هاي تحصيلي، تعداد دانشجويان، احداث فضاهاي آموزشي و رفاهي، همايش هاي ملي- فرهنگي و پژوهشي، موفقيت هاي چشمگير در عرصه هاي تربيت بدني، روابط عمومي و
IT و همچنين تصويب رشته ها و دانشکده هاي جديداشاره نموده و سال 88 را سالي مملو از تلاشي متعهدانه به انقلاب، مردم، جوانان و ارزشهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران دانست و افزود: اينها همه و همه نشان از استعدادهاي چشمگيرکارکناني توانمند و تلاشگر و پتانسيل بالاي اين واحد دانشگاهي دارد که همواره و هر لحظه برگ زرين ديگري را به افتخارات دانشگاه آزاد اسلامي مي افزايند.
بدرقه در انتهاي پيام خود آورده است: در عرصه آموزش و تحقيق و پژوهش به وي‍ژه به خانواده بزرگ دانشگاه آزاد اسلامي تبريک عرض کرده و با امتنان از خداوند بزرگ و مهربان، آرزوي سالي پربار و سرشار از سلامتي، ‌کاميابي، بهروزي و پيروزي را براي همه عزيزان دارم. اميد است که در سايه پروردگار متعال که ناظر بر همه امور است هر روز بر ملت شريف، قدرشناس و دانش دوست ايران، نوروز باشد.

رئيس واحد اسلامشهر

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:20 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

  آنچه در زير مي خوانيد، اصول اساسي نوشتن طرح شغلي مي‌باشد .

 

1- طرحهاي شغلي مثل هم نيستند، چرا که کسب و کارها با هم فرق مي‌کنند و هر کسب و کاري، طرح شغلي مربوط و مختص خود را مي‌خواهد .

 

معدن طلا نياز به يک طرح بازاريابي ندارد، چرا که مي‌دانيم طلا به راحتي فروخته مي‌شود. اما در ديگر کسب و کارها نظير عطريات، بازاريابي، مهمترين و حياتيترين بخش طرح شغلي مي‌باشد .

 

برخي از کسب و کارها و طرحهاي شغلي مربوط به آنها به سودهاي مطمئن، پايدار و بلندمدت تاکيد دارند. اما ديگر کسب و کارها، هرگز به دنبال کسب سود نيستند، در عوض بدنبال کسب موفقيتهاي بزرگ در آينده مي‌باشند .

 

 

 

 

2- طرحهاي شغلي مثل هم نيستند، چرا که توليدات کسب و کارها متفاوت از هم هستند .

 

برخي از کسب وکارها محصولات و خدمات جديدي را مي‌فروشند، از قبيل نرم‌افزار و سايتهاي اينترنتي جديد. محصولات و خدمات جديد بايد توضيح داده شوند، همچنين اندازه بازار نيز بايد توضيح داده شود .

 

ديگر کسب و کارها نظير خانه‌سازان قراردادي و معادن طلا، نياز به توضيح محصولات و خدمات خود در طرح شغلي ندارند .

 

3- طرحهاي شغلي مثل هم نيستند، چرا که طرحهاي شغلي بنا به دلايل مختلف نوشته مي‌شوند .

 

برخي از طرحهاي شغلي براي جذب و برقراري جلسات رو در رو با سرمايه‌گزاران نوشته مي‌شوند. هدف اين طرحها مشابه هدف رزومه نوشتن مي‌باشد که همان جذب علاقه و توجه کافي براي يک مصاحبه مي‌باشد .

 

ديگر طرحهاي شغلي براي اهداف برنامه‌ريزي نوشته مي‌شوند. دراينجا فرآيند برنامه‌ريزي مهمتر از خود برنامه مي‌باشد .

 

4- طرحهاي شغلي شبيه هم نيستند، چرا که اهميت هر يک فرق مي‌کند و متفاوت از ديگري است .

 

برخي مواقع، تمام آينده کسب و کارتان، بستگي به تامين مالي دارد که لازمة آن نوشتن يک طرح شغلي عالي مي‌باشد. و برخي مواقع طرح شغلي فقط يک نياز معمولي و فني است که در آن تنها به کيفيت پايين، طرح شغلي سريع و نامرتب نياز داريم و همان هم کفايت مي‌کند .

 

اگر طرح شغلي را براي مجموعه دوستان يا آشنايان مي‌نويسيد و يا بدنبال جذب مقدار کمي سرمايه هستيد، يک طرح شغلي که کيفيت با ساختار \" جاي خالي را پرکنيد \" يا \" Fill in the blank \" کفايت مي‌کند .

 

5- بايد نکات کليدي مربوط به فروش را در طرح شغلي بياوريد، که اين مهمترين بخش کسب و کارتان مي‌باشد .

 

اگر طرح شغلي را براي يک شرکت عطرسازي مي‌نويسيد که در آن بازاريابي از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد، سرمايه‌گزاران بالقوه قبل از اينکه بخواهند چيزي در مورد نحوة توليد عطر بدانند، ابتدا مي‌خواهند دريابند که چطور شما عطريات خود را بفروش مي‌رسانيد .

 

اگر طرح شغلي براي معدن طلا مي‌نويسد، سرمايه‌گذاران بالقوه قبل از اينکه بخواهند چيزي در مورد بازاريابي و ايمني کار بدانند، ابتدا مي‌خواهند دريابند که چه مقدار طلا شما استخراج مي‌کنيد .

 

6- شما مي‌توانيد نقاط ضعف خود را پشت پرده‌هاي طرح شغلي مخفي کنيد، البته تا زماني که مخفي کردن نقاط ضعف، با ساختار منطقي طرح شغليتان تناقض نداشته باشد .

 

به عنوان مثال اگر تيم مديريتي داريد که نسبتاً از لحاظ تجربه ضعيف هستند يا تجربيات نادرستي دارند، مي‌توانيد در مورد تيم مديريتي خود خيلي مختصر صحبت کنيد و اميدوار باشيد که خوانندگان قبل از اينکه به نقاط ضعف تيم مديريتي توجه کنند، بيشتر به محصول شما علاقه و رغبت نشان دهند. به همين طريق اگر در مورد مسائل مالي ضعف داريد، اما در عوض محصول فوق‌العاده‌اي داريد، ابتدا به توضيح و تشريح محصول خود بپردازيد .

 

7- نمودار مربوط به سود و فروشهاي آينده، سرمايه‌گزاران مجرب را تحت تاثير قرار نمي‌دهد .

 

با بکارگيري صفحه‌هاي گسترده‌اي نظير

excel و Access و نرم‌افزارهاي طراحي شغلي، براحتي مي‌توان نمودار و جدول ترسيم نمود. مسئله اينجاست که هر کسي مي‌تواند اين کار را انجام دهد، اما اگر کار به همين راحتي باشد که با چند نمودار قابل حل باشد، هر کسي براحتي مي‌تواند براي كسب و كار خود تامين مالي کند .

 

فرضيات و دلايل به مراتب مهمتر مي‌باشند. بايد سرمايه‌گزاران را متقاعد کنيد که ميزان فروش در آينده افزايش خواهد يافت، يک نمودار يا جدول نمي‌تواند اين کار را انجام دهد .

 

8- خلاصة اجرايي يا

Executive summary ، مهمترين بخش يک طرح شغل مي‌باشد .

 

خلاصه اجرايي طرح بايد خوانندگان را ترغيب کند که بقيه طرح شغلي را نيز بخوانند. خلاصه اجرايي بايد شرح مختصري از بحثها و دلايل شما باشد. توجه داشته باشيد ممکن است که برخي خوانندگان تنها به خواندن اين خلاصه اجرايي اکتفا کنند .

 

حتي خوانندگاني که تمام طرح شغلي شما را مي‌خوانند، ممکن است براي مرور مجدد، خلاصه اجرايي شما را بخوانند .

 

خلاصة اجرايي، کار نتيجه‌گيري و خلاصه نهايي طرح را نيز مي‌کند و لذا نوشتن نتيجه در پايان طرح شغلي دوباره‌کاري به حساب مي‌آيد .

 

9- طرح شغلي خود را خيلي مفصل و جزئي ننويسيد. معمولاً 30-15 صفحه همراه با ضمايم، براي طرح شغلي کفايت مي‌کند. کسب و کار شما ممکن است زندگي شما باشد. ولي بطور قطع خوانندگان طرح شغلي به مراتب نسبت به خود شما، علاقه کمتري به کسب وکار شما نشان مي‌دهند. اين دقيقاً شبيه سخنراني است که علي‌رغم ميل شنوندگان سخنراني طولانيي را ارائه مي‌دهد .

 

اشاره به جزئياتي که اهميت چنداني ندارند، شما را از بيان نکات اساسي فروش منحرف مي‌کند. و بدتر از اين اشاره به جزئيات نا مهمي که يک سرمايه‌گذار رغبتي به شنيدن آنها ندارد، ممکن است کار را خراب کند و سرمايه‌گذار را طرد نمايد .

 

10- اگر طرح شغلي را براي سرمايه‌گذاران بي‌تجربه مي‌نويسيد، به تمام نقاط ضعف و ريسکهاي ممکن، اشاره کنيد. جداي از مسائل اخلاقي، سرمايه‌گذاران بي‌تجربه، احتمال بيشتري دارد که اگر ببينند کارها نادرست پيش مي‌رود، آنرا پيگيري نمايند. اگر از دوستان و آشنايان تامين مالي مي‌کنيد، بايد بخش خاصي را براي ريسک مربوط به کار درنظر بگيريد و در آن تمام مسائلي که ممکن است نادرست از آب در آيند را ليست نماييد .

 

اگر از سرمايه‌گذاران خطرپذير يا مجرب تامين مالي مي نماييد، مي‌توانيد بدون اشاره به ريسک موجود، فرض بگيريد که از آنجايي که آنها مجرب در کار خود هستند، از ريسک موجود در کار آگاهي دادند .

 

11- اگر با يک يا چند سرمايه‌گذار در ارتباط مي‌باشيد و آنها درگير کار هستند، قيمت سهام و قيمت شراکت را داخل در طرح شغلي نکنيد .

 

آنها با شما مذاکره خواهند نمود. وارد کردن اين مسائل تحت اين شرايط، مثل بيان ميزان حقوق در رزومه کاري که ارائه مي‌‌دهيد، مي باشد. اگر ميزان حقوق خود را کم بيان کنيد خود را دست پايين گرفته‌ايد. و اگر ميزان حقوق بالايي را بيان کنيد، ممکن است که اين فرصت کاري را ازدست بدهيد .

 

12- اگر با سرمايه‌گذاران زيادي درگير هستيد، حتماً به قيمت سهام و قيمت شراکت اشاره نماييد .

 

نمي‌توانيد براي مشارکت با هر يک از سرمايه‌گذاران وقت صرف نماييد . و اگر معاملات و مقادير مختلفي را به سرمايه‌گذاران پيشنهاد کنيد، با مشکل مواجه خواهيد شد .

 

13- بيانيه مربوط به مسائل مالي، چندان ضروري نيست .

 

اگر ترازنامه‌هاي نامناسبي داريد، حذف کنيد. اگر در کار خانه‌سازي هستيد و ميليونها دلار دارايي زمين داريد، ترازنامه شما عالي به نظر مي‌رسد و بايد درطرح شغل بيايد. اگر يک شرکت خدماتي هستيد و ميليونها دلار به عنوان سرقفلي داريد، ولي چيز جالبي در ترازنامه به نظر نمي‌رسد و لذا بهتر است ترازنامه را حذف کنيد .

 

اگر همه چيز مطابق برنامه پيش مي‌رود، بايد سودآوري بالقوه کار را اثبات کنيد. بهترين راه را براي اين کار انتخاب کنيد. اغلب يک بيانيه مربوط به درآمد برنامه‌ريزي شده کفايت مي‌کند. اگر تفاوت بابت سود يا

margins زياد است، (بيش از %50)، وجود اين بيانيه در طرح شغلي نيز لازم نيست چرا که موفقيت کلي شما به فروش بستگي دارد و نه به هزينه کالاهايي که فروخته مي‌شود. در اين حالت تجزيه و تحليل سه بعدي و بودجه‌ريزي ممکن است کفايت کند .

 

14- از تبليغات اغراق‌آميز پرهيز کنيد .

 

شما درصدد نوشتن يک بيانيه براي رونامه‌نگاران نيستيد. طرح شغلي مملو از تبليغات اغراق‌آميز، وقت خوانندگان را تلف مي‌کند، بايد قادر باشيد که علاقه و شوق خود را در قالب يک بيانيه کاملاً واقعي بيان کنيد .

 

15- از ترکيب و ريخت کار حرف نزنيد، بلکه از مزايا و منافع کار سخن بگوييد .

 

اينترنت تعريف فني کسل‌ کننده‌اي دارد. اينترنت شامل انتقال داده‌ها با سرعت 56 کيلوبايت از طريق خط تلفن مي‌باشد و... . ولي منفعت واقعي اينترنت مبادله اطلاعات مي‌باشد .

 

مشابه همين، اکثر مردم هيچ اهميت نمي‌دهند که اتومبيل آنها چگونه کار مي‌کند، چيزي که براي آنها مهم است، حمل و نقل آسوده و بااطمينان مي‌باشد . طرحهاي شغلي بسيار زيادي را مي‌بينيم که بيشتر به شکل و ريخت کار مي‌پردازند و کمتر به منافع و مزيتهاي آن کسب و کار توجه دارند .

 

16- از نقل‌ قولها و منابع براي حمايت از دلايل و بحثهاي خود استفاده کنيد .

 

نبايد پرصدا و خشن مطالب خود را بيان کنيد. (مثلاً بگوييد: آنچه مي‌گوييم درست است، چون دکتر فلاني مي‌گويد که درست است.) بلکه بايد به نرمي بيان کنيد و اظهار داريد که مثلاً دکتر فلاني نيز در تحقيقات خود رشد %20 در اين صنعت را نيز نشان داده است .

 

از تحقيقاتي که ديگران انجام داده‌اند استفاده کنيد.( تحقيقات دسته‌دوم). اشاره صرف به تحقيقات خود به عنوان تحقيقات اوليه، تنها براي کسب و کارهاي بزرگ از لحاظ هزينه، مفيد فايده مي‌باشد .

 

17- طرح شغلي نبايد خشک و انعطاف‌ناپذير باشد .

 

مجبور به انجام گام به گام و مرحله به مرحله طرح شغلي خود نيستند . در جنگهاي نظامي حتي طرف برنده به ندرت پيرو نامة طراحي‌شده خود مي‌باشد. برنامه‌ها و طراحها تغييرات زيادي مي‌کنند، اما بدون شک هر ارتشي يک طرح و برنامه دارد .

 

طرحهاي شغلي بلند مدت 5 ساله و با جزئيات کامل، از رده خارج شده‌اند. در واقع در اين محيط پيچيده و تغييرپذير كه در ان قرار داريم، نوشتن يک طرح با جزئيات کامل غيرممکن مي‌باشد .

 

18- بطور قانوني فعاليتهاي آينده کاري خود را محدود نکنيد .

 

نمي‌توانيد به سرمايه‌گذاران بگوييد که خانه‌سازي خواهيد کرد و پول آنها را صرف سفته بازي کالا مي‌کنيد. ولي مي‌توانيد عوض اين کار در نواحي و مناطق مختلف خانه بسازيد تا جايي که از لحاظ قانوني محدود نمي‌شويد و تغيير شرايط به ضرر شما تمام نمي شود .

 

خود را به موارد جزئي طرح متعهد نکنيد، بويژه براي سرمايه‌گذاران بي‌تجربه‌اي که ممکن است بعداً به خاطر کلمه به کلمة حرفتان قانون را وارد ماجرا کنند.\" من به شما 200000 دلار مي‌دهم که در \"تاني تاون\" خانه‌سازي کنيد و بعد شما در شمال تاني‌تاون خانه‌سازي کنيد. \"طرح شغلي شما گفت که شما 50 دلار به ما مي‌دهيد ولي الان داريد 40 دلار مي‌دهيد. من سرمايه خود را مي‌خواهم بيرون بکشم .\"

 

هر چه طرح شغليتان ريزتر و جزئيتر و طولانيتر باشد، مشکلات بيشتري را به خاطر ايجاد محدوديتهاي قانوني براي خود ايجاد خواهيد کرد .

 

19- افرادي که طرح شغلي مي‌نويسند و براي كسب و كار خود طرح شغلي دارند، به مراتب موفقتر عمل خوانم نمود .

 

انبوهي از شواهد وجود دارد که نشان مي‌دهد آنهايي که طرح شغلي مي‌نويسند به مراتب موفقتر عمل مي‌کنند. معمولاً طرحها بدرستي دنبال نمي‌شوند، ولي مي‌دانيم آنها که طرح شغلي دارند، بهتر از عهده کار برمي‌آيند .

 

20- يک طراح شغل حرفه‌اي را استخدام کنيد .

 

اگر خود يا يکي از کارکنانتان مجبور است براي نوشتن طرح شغلي از فعاليتهاي سودآور ديگر خود دست بکشد، در اين صورت بهتر است طراح شغلي را استخدام کنيد که به واقع باعث ذخيره پولتان مي‌شود .

 

 

Source

 

:

 

How to write business plan, Steve Baba, PhD, www.AdvanceBusinessPlans.com

 

موسسه توسعه فن آوري نخبگان

 

تهيه و تنظيم: روح الله استيري


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
خودروسازي ايران در انتظار همت مضاعف

بازديد رهبر معظم انقلاب از صنايع خودروسازي كشور بار ديگر فرصتي بسيار مناسب را پيش روي خودروسازان داخلي قرار داد، چراكه تاكيد ايشان بر عدم تصميم‌گيري‌هاي عجولانه در زمينه كاهش تعرفه واردات خودرو، قطعا مسوولان، بخصوص نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را براي بازگشت تعرفه واردات خودرو به حال سابق به تكاپو خواهد انداخت و به احتمال بسيار فراوان، كاهش 20درصدي تعرفه طي سال جاري منتفي خواهد شد.

اين موضوع در شرايطي است كه خودروسازان داخلي بخصوص ايران خودرو و سايپا به عنوان 2 غول صنعت كشور، نه‌تنها وظيفه‌شان سبك‌تر نشده است، بلكه بايد همان طور كه رهبر معظم انقلاب سال 89 را سال همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري كرده‌اند، آنها بايد تلاش و توان بيشتري را صرف افزايش كيفيت محصولات خود كنند.

بازديد رهبر معظم انقلاب از صنعت خودروسازي كشور، در واقع نقطه عطفي در زمينه حمايت از صنايع داخلي و توليد داخل به حساب مي‌آيد، اما اين موضوع وظيفه سنگيني را بردوش خودروسازان مي‌گذارد؛ به نحوي كه آنها بايد با همت مضاعف و كار مضاعف طي سال جاري، پاسخگوي توجه رهبر معظم انقلاب به خود باشند.

همين يك ماه پيش بود كه نمايندگان خانه ملت، در جريان بررسي لايحه بودجه سال 89، راي به كاهش 20درصدي تعرفه واردات خودرو دادند و آن را از 90 به 70 درصد رساندند و حال طبق اخباري كه از ساختمان هرمي شكل بهارستان به گوش مي‌رسد، ظاهرا قرار است نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با ارائه طرحي دو فوريتي، كاهش 20 درصدي تعرفه واردات خودرو در قالب بودجه سال 89 را لغو و به حالت پيشين باز گردانند.

اگر اين موضوع تحقق يابد و تعرفه واردات خودرو به همان 90 درصد برگردد، قطعا خودروسازان داخلي نبايد تصور كنند حال كه تعرفه كاهش نيافته است، ديگر وظيفه چنداني در ارتقا و افزايش كيفيت محصولات خود ندارند.

در واقع بازگشت احتمالي تعرفه واردات خودرو به حالت پيشين خود، تنها فرصتي است دوباره تا خودروسازان كشور در سايه ديوار تعرفه و با در اختيار داشتن فرصتي بيشتر بركيفيت توليدات خود بيفزايند و پاسخ حمايت اخير رهبر معظم انقلاب از صنعت خودروسازي كشور را بخوبي بدهند.

نگاهي به وضعيت فعلي خودروسازي ايران، اگرچه از پيشرفت محسوس در كيفيت توليدات و افزايش تنوع در اين صنعت حكايت مي‌كند، اما به هر حال هنوز به نقطه مطلوب نرسيده و نمي‌توان ادعا كرد كه همه مشتريان داخلي از كيفيت و تنوع فعلي خودروهاي كشور رضايت كامل دارند.

در حال حاضر اگر به ميان مشتريان رفته و نظرات مختلف را جويا شويم، قطعا با اين موضوع روبه‌رو خواهيم شد كه نياز به توليد خودروهايي با كيفيت‌تر و كم مصرف‌تر و صد البته با قيمتي مناسب‌تر، در بطن جامعه وجود دارد و حال كه قرار است به احتمال فراوان، كاهش تعرفه واردات منتفي شود، خودروسازان بايد همت و كار بيشتري را در زمينه تامين اين نياز مشتريان، به كار گيرند. هم اكنون آنچه به عنوان نقطه ضعف اصلي خودروسازي كشور از سوي كارشناسان مطرح مي‌شود، فقدان طراحي است و اين موضوع بايد در اين صنعت مورد توجه بيشتري قرار گيرد و ايران خودرو و سايپا به عنوان 2 غول خودروسازي كشور، مي‌بايست مراكز تحقيق و طراحي خود را بيش از پيش فعال و فعال‌تر كنند.

به گفته كارشناسان، اگر خودروسازان قدرت طراحي خود را افزايش داده و به اين واسطه بر كيفيت توليداتشان بيفزايند، مشتري ايراني نيز اعتماد بيشتري به خودروهاي داخلي خواهد كرد و اين بدان معناست كه تقاضا از بازار خودروهاي وارداتي بتدريج كم و كمتر مي‌شود و به سمت محصولات داخلي سوق پيدا مي‌كند.

به هر حال در صورتي كه خودروهاي داخلي در روند كيفي مناسب‌تري از آنچه كه هم اكنون هست قرار گيرند، مشتري ايراني نيز بيش از پيش خودروي ايراني خريداري مي‌كند؛ چراكه بدين واسطه هم به رشد توليد داخل كمك مي‌كند و هم با توجه به آن كه ديگر هزينه‌اي بابت تعرفه نخواهد پرداخت، پول كمتري نيز بابت خريد خودرو مي‌پردازد.

مدير وارد كنيم

دبير پيشين انجمن خودروسازان در زمينه لزوم توجه هرچه بيشتر خودروسازها به مباحث كيفي مي‌گويد: قطعا مراكز تحقيقات شركت‌هاي خودروساز نقش بسيار مهمي در رشد كيفيت خودروهاي داخلي دارند، به نحوي كه با توسعه آنها مي‌توان طراحي‌هاي جديد انجام داد و در نتيجه كيفيت را بالا برد.

داوود ميرخاني رشتي مي‌افزايد: به نظر مي‌رسد روش صحيح در بحث كاهش تعرفه واردات خودرو اين است كه طي برنامه‌اي 5 ساله و سالي حدود 10 درصد، از تعرفه كاسته و خودروسازان نيز در بازه زماني بر كيفيت توليدات خود بيفزايند، هرچند اين هدف، تنها در سايه مديريتي قوي تحقق خواهد يافت.

تعرفه‌ها چه كاهش يابد و چه افزايش قطعه‌ساز و خودروساز بايد راه خود را در زمينه افزايش كيفيت محصولاتشان ادامه داده و تعلل به خرج ندهند

وي با تاكيد بر اين ‌كه يكي از مشكلات اساسي در خودروسازي ايران، نبود مديريت قوي و صحيح است، مي‌افزايد:طبق فرموده رهبر معظم انقلاب، نبايد به بهانه‌هاي واهي، تعرفه واردات خودرو را به يكباره پايين آورد و ايشان نيز در واقع بر لزوم برنامه‌ريزي چند ساله براي كاهش تدريجي تعرفه واردات خودرو تاكيد كرده‌اند؛ اما موضوع اينجاست كه پشت اين برنامه‌ريزي بايد مديراني قوي و كاركشته وجود داشته باشد تا كار را اصولي و صحيح پيش ببرند.

وي تاكيد مي‌كند: هم‌اكنون در سطح خودروسازان بزرگ دنيا نيز به كارگيري مديران يكديگر، موضوعي پذيرفته شده به شمار مي‌رود و خودروسازي ما هم مي‌تواند از مديران بازنشسته اما قوي و كاركشته اين صنعت استفاده كند.

ميرخاني در ادامه به لزوم كاهش قيمت خودروهاي داخلي و تاثير آن بر فاصله گرفتن مشتريان از خودروهاي وارداتي نيز اشاره كرده و مي‌گويد: زماني قرار بود سمند جايگزين پيكان شود، اما به سبب ضعف و تصميم‌گيري‌هاي اشتباه مركز تحقيقات ايران خودرو در به كارگيري طراحي‌هاي جديد روي اين خودرو، سمند با قيمتي بالاي 10 ميليون تومان روانه بازار شد.

به گفته دبير پيشين انجمن خودروسازان، كاهش قيمت خودروهاي داخلي در كنار افزايش كيفي آنها، تضميني است براي حفظ بازار داخل خودروسازان كشور.

وظيفه سنگين قطعه‌سازان

اما فريد زاوه، يكي از كارشناسان خودروسازي كشور نيز در زمينه رابطه تعرفه واردات خودرو و كيفيت خودروهاي داخلي مي‌گويد: نبايد فراموش كنيم كه سهم وارداتي‌ها از بازار خودروي كشور، حدود 2 درصد است و حتي اگر تعرفه‌ها تا رقم 60 درصد نيز كاهش يابد، اتفاق خاصي براي فروش خودروسازان كشور نخواهد افتاد.

وي با اشاره به اين ‌كه ترس خودروسازان از كاهش 20تا30 درصدي تعرفه واردات بيهوده است، تاكيد مي‌كند: اگر تعرفه‌ها در محدوده 40 تا 50 درصد قرار گيرد، آنگاه مي‌توان ادعا كرد كه بازار خودروي كشور متاثر از كاهش تعرفه‌ها خواهد شد و آن زمان است كه خودروسازان كشور فشار وارداتي‌ها را احساس خواهند كرد.

زاوه مي‌افزايد: به هر حال در حالت كلي، اگر قرار به رشد كيفيت خودروهاي داخلي باشد، بايد كار را از قطعه‌سازان شروع كرد، چراكه آنها در خط يك زنجيره توليد خودرو قرار گرفته‌اند.

اين كارشناس خودرو تصريح مي‌كند: در حال حاضر مراكز تحقيقات و طراحي خودروسازان داخلي كار خود را انجام مي‌دهند، اما چون قطعات توليدي كيفيت مناسب و مورد نظر را ندارند، نتيجه كارها، آن طور كه بايد خوب از آب درنمي‌آيد.

به گفته زاوه، براي افزايش كيفيت خودروهاي داخلي، ابتدا بايد قطعه‌سازان سطح كيفي خود را بالا ببرند و سپس از خودروسازان رشد كيفيت را خواستار شد.

اظهارات زاوه در شرايطي است كه قطعه‌سازان بارها در اين زمينه تاكيد كرده‌اند كه كيفيت فعلي قطعات توليدي، در نتيجه نوع درخواست خودروسازان است و در واقع آنها هماني را مي‌سازند كه خودروسازان مي‌خواهند.

در واقع بنا به گفته قطعه‌سازان، خودروسازها قطعات موردنظر خود را در محدوده قيمتي خاصي سفارش مي‌دهند و گاه اين موضوع بر كيفيت قطعات توليدي تاثيري منفي دارد.

كاري به تعرفه نداريم

اما دبير انجمن قطعه‌سازان نيز در اين زمينه با اشاره به اين‌ كه كاهش يا افزايش تعرفه‌ها تغييري در برنامه‌ريزي كيفي قطعه‌سازان ندارد، مي‌گويد: ما در هر صورت، برنامه‌اي را كه براي توسعه و كيفيت خود در نظر گرفته‌ايم، اجرا خواهيم كرد.

محمدرضا نجفي منش مي‌افزايد: كيفيت راهي است كه پايان ندارد و با توجه به رقابت شديدي كه بين خودروسازان بزرگ دنيا شكل گرفته، همواره بايد در اين مسير حركت كرد و سرعت را افزايش داد.

دبير انجمن قطعه‌سازان با اشاره به استراتژي تعيين شده براي صنعت خودروسازي كشور تا سال 1404 مي‌گويد: اين برنامه، مسير را براي ما مشخص كرده و تمام مباحث و دغدغه‌هاي كيفي و حتي تناسب كيفيت خودروها با روند كاهش تعرفه نيز در آن تعيين شده است و بنابراين ما راهي جز حركت در مسير بهبود كيفي خود نداريم.

نجفي منش همچنين به لزوم توجه بيشتر دولت به بحث تحقيق و توسعه نيز اشاره كرده و تصريح مي‌كند: اگر دولت بپذيرد كه خودروسازان به جاي پرداخت ماليات، در مباحث تحقيق و توسعه سرمايه‌گذاري و هزينه كنند، اين موضوع به طور قطع تاثيري بسزا و اساسي بر توسعه كيفي قطعات و در نتيجه خودروهاي داخلي خواهد گذاشت.

به گفته وي، در صورتي كه به مباحث كيفي و لزوم سرمايه‌گذاري در اين زمينه توجه نشود، كاهش تعرفه واردات نه‌تنها كمكي به رشد كيفيت خودروهاي داخلي نخواهد كرد، بلكه فرش قرمز براي خودروهاي وارداتي پهن خواهد شد.

آن گونه كه از اظهارات كارشناسان و مسوولان استنباط مي‌شود، تعرفه‌ها چه كاهش يابد و چه افزايش، قطعه‌ساز و خودروساز بايد راه خود را در زمينه افزايش كيفيت محصولاتشان ادامه داده و تعلل به خرج ندهند.

در واقع حتي اگر تعرفه واردات به همان 90 درصد پيشين نيز بازگردد، خودروسازان داخلي نبايد پشت اين موضوع سنگر بگيرند و گمان كنند كه كيفيت فعلي محصولاتشان ضامن بقاي بازار آنهاست.

 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب

نويسنده: حمزه عالمي 


    رهبر معظم انقلاب در سخنراني آغاز سال جديد، سال 89 را با عنوان «سال همت مضاعف و كار مضاعف» نام گذاري كرده و فرمودند: «من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذاري مي كنم. به اميد اينكه در بخشهاي مختلف، بخشهاي اقتصادي، بخشهاي فرهنگي، بخشهاي سياسي، بخشهاي عمراني، بخشهاي اجتماعي، در همه عرصه ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاي بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم تر، راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود ان شاءالله نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.»
    ايشان اين عنوان را در سخنراني هاي روزهاي بعد مورد تاكيد قرار دادند كه از درون اين بيانات مي توان به نكاتي در مورد فلسفه اين نامگذاري و اهميت آن پي برد. در اين نوشته سعي مي شود ابعاد مختلف اين عنوان بررسي شود:
    
    
 الف) معنا و مفهوم «همت مضاعف و كار مضاعف»
    با دقت در اين جمله رهبر معظم انقلاب كه فرمودند: «ما امسال را عرض كرديم «سال همت مضاعف و كار مضاعف»: يعني همت برتر و كار بيشتر» مي توان اين نكته را گفت كه عنوان انتخاب شده دربردارنده دو بعد نظري و عملي است. همت برتر بيشتر به انگيزه مربوط مي شود و كار مضاعف هم نمود بيروني اين انگيزه است. همت مضاعف به فرد القاء مي كند كه با انگيزه، روحيه و اعتماد به نفس بيشتر و قوي تر، فكر كند و تصميم بگيرد و كار مضاعف هم اينكه در عمل اين افكار و تصميمات با كميت و كيفيت بيشتري اجرا شود. اين دو مفهوم اولاتاثير متقابل بر يكديگر دارند و ثانيا درهم تنيده و درهم پيچيده با يكديگر مي باشند. بدون انگيزه، روحيه و اعتمادبه نفس بالاو مضاعف، كار برتر شكل نمي گيرد و كار نكردن و عملي نشدن تصميمات و برنامه ها به تضعيف و در نهايت خشكاندن انگيزه ها منجر مي شود.
    
    
 ب) فلسفه اين نامگذاري
    با درنظر گرفتن شرايط سياسي، اقتصادي و اجتماعي كشور و نيز با توجه به بيانات معظم له طي سخنراني هاي اخير مي توان دو نكته آشكار و پنهان در مورد فلسفه نام گذاري سال جاري به عنوان «همت مضاعف و كار مضاعف» مطرح كرد. نكته آشكار و مهم به ظرفيت ها و توانمنديهاي كشور برمي گردد كه رهبر معظم انقلاب هم چندين بار به آنها اشاره نموده اند. در حال حاضر جمهوري اسلامي ايران علاوه بر دارا بودن ظرفيت هاي بالقوه، فرصت ها و توانمنديهاي زيادي را در بخش هاي مختلف كسب كرده است. مقام معظم رهبري اين زمينه ها و ظرفيت ها را طي بيانات ابتداي سال در حرم مطهر رضوي اين گونه برشمردند:
    1- پيشرفت در زمينه زيرساخت هاي اقتصادي، ارتباطي و مواصلاتي؛
    2- حركت پرشتاب در زمينه هاي علمي و فناوري در بخش هاي علوم زيستي، علوم نانو، فضايي و وجود انگيزه هاي بالادر ميان جوانان جهت كار كردن در اين عرصه؛
    3- قرار داشتن ايران در درجه اول اعتبار بين المللي و سياسي در منطقه؛
    4- وجود نسل جوان تحصيلكرده و داراي انگيزه و اعتمادبه نفس؛
    علاوه بر اين زمينه هاي ارزشمند، موارد زياد و مهم ديگري از توانمنديهاي كشور در عرصه هاي مختلف وجود دارد. ثبات سياسي، تجربه غني نظام در حل ناامني ها و چالش هاي سياسي، مردمي بودن نظام، اقبال ملت هاي مسلمان و ساير كشورها به فرهنگ و تمدن ايراني، دارا بودن نخبگان فكري و سياسي فراوان، منابع و ذخاير ارضي بي نظير، موقعيت ژئواستراتژيك و... نمونه هايي از اين موارد است.
    نكته مهم اينكه در حال حاضر جمهوري اسلامي اين ظرفيت هاي بالقوه را در بخش هاي متعدد بالفعل نموده و در برخي حوزه ها تجربيات چندين ساله دارد.
    آنچه در اين شرايط مورد نياز اصلي است همان همت مضاعف و كار مضاعف است. شرايط كشور براي رشد و تعالي در حوزه هاي مادي و معنوي از هر لحاظي فراهم است و تنها برتر بودن و مضاعف نمودن انگيزه ها و همت ها و افزايش سطح كمي و كيفي كار و تلاش نياز است تا اين رشد و تعالي حاصل شود.
    اما نكته پنهان مسئله كه بيان كننده شرايط سياسي كشور است، جاي توجه بيشتري دارد. با نظر به اين نكته بايد همت و كار را هر روز مضاعف تر نمود. در واقع مسئله اينجاست كه با توجه به ماهيت عنوان همت مضاعف و كار مضاعف بايد گفت كشور در حال حاضر نيازمند خطوط فكري عملگرايانه است تا مقولات روشنفكري بريده از واقعيات موجود.
    رهبر معظم انقلاب با انتخاب اين عنوان و نيز عنوان هاي «نوآوري و شكوفايي» و «حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف» در سال هاي قبل خطوط فكري- عملياتي و منطبق با واقعيات اسلامي، ايراني را براي نيل به توسعه و تعالي مادي و معنوي به مسئولان و نخبگان معرفي مي كنند. از اين رو ايشان در مورد نامگذاري امسال مي فرمايند: «اين شعارها نه فقط يك امر نمايشي است و نه اين اينجوري است كه ما خيال كنيم در اين سال، اين شعار همه مشكلات كشور را حل خواهد كرد؛ نه، اين تشريفاتي نيست؛ اين خط روشني را به ما نشان مي دهد.»
    طي سال هاي بعد از انقلاب اسلامي به ويژه بعد از دوران سازندگي، حلقه هاي روشنفكري در كشور فعاليت هاي فكري خود را افزايش دادند و به صورت جدي پيرامون مقولاتي همچون نقش دين در سياست، آزادي در جامعه اسلامي، حدود اختيارات ولي فقيه، حقوق زنان، حقوق بشر و... به ارائه ديدگاه و نظر پرداختند كه ويژگي بارز بيشتر اين نظرات نقد فضاي موجود و به چالش كشيدن نظام جمهوري اسلامي و ارزش هاي آن بوده است. بعد از انتخابات دوم خرداد 76 اين افكار روشنفكرانه كه به هيچ عنوان دغدغه حل مشكلات واقعي و نيازهاي ضروري مردم را نداشت وارد مديريت اجرايي و حتي قوه قانونگذاري شد و خط و مسير دولت را بيش از آنكه در راستاي ارائه طرح ها و اجراي تصميمات عملياتي براي حل مشكلات كشور (فقر، فساد، تبعيض) قرار دهد، در پرتو اين ديدگاه هاي ضد و نقيض و بحث ها و مشاجرات سياسي قرارداد؛ مشاجراتي كه حتي به صحنه اجتماع كشيده شد و باعث وقوع ناآرامي هايي در دانشگاه ها و جامعه شد. نمود بارز اين موضوع به حادثه18 تير 78 برمي گردد.
    با پيروزي اصول گرايان در انتخابات شوراها، مجلس و دولت نهم و اقبال مردم به اين جريان به سبب نارضايتي از اصلاح طلبان، دولت و قوه مقننه در مسير حل مشكلات واقعي مردم و عملياتي فكر كردن و اتخاذ تصميمات واقع گرايانه قرار گرفت. اين فضا و شرايط كه به همت روشنگريهاي رهبري، اقبال مردم و هوشياري نيروهاي اصولگرا فراهم شد، توسط رهبر معظم انقلاب در ذيل يك گفتمان عملياتي كلان قرار گرفت. اعلام گفتمان «پيشرفت و عدالت» توسط رهبري براي دهه چهارم انقلاب، نشان مي دهد كه ديگر زمان انديشه ورزي روشنفكرانه و دور از واقعيات نيست؛ همه نيروها بايد در ذيل گفتمان عملياتي و مبتني بر شرايط اسلامي- ايراني پيشرفت و عدالت جمع شوند و با استفاده از خطوط فكري- عملياتي همچون، «نوآوري و شكوفايي»، «حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف» و «همت مضاعف و كار مضاعف» در راه رسيدن به اهداف متعالي انقلاب اسلامي- كه رفاه مادي و رشد معنوي است- تلاش كنند. گفتمانهاي روشنفكرانه و وارداتي كه دغدغه رسيدن به ارزش هاي ليبرال دموكراسي را دارند در اين محيط جايي ندارند، ضمن اينكه با رويگرداني مردم مواجه شده اند. بنابراين بايد مسير حركت كشور و نظام را در راستاي رسيدن به پيشرفت عادلانه قرار داد و خط فكري-عملياتي «همت مضاعف و كار مضاعف» در كنار خطوط سالهاي قبل در اين راه مورد نياز است. از همين جا بايد گفت عنوان «نوآوري و شكوفايي» و «حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف» را نبايد فراموش كرد؛ چرا كه همه اين عناوين در كنار هم مكمل رسيدن به پيشرفت و عدالت است؛ به اين خاطر كه اين عناوين به فرموده رهبر معظم انقلاب شعار نيستند؛ بلكه خطوط روشني هستند كه ما را به هدف مي رسانند.
    بنابراين نكته پنهان اين نامگذاري ها، همان نكته اي است كه مقام معظم رهبري همواره بر آن تاكيد مي كنند و مي فرمايند: كشور نيازمند حركت جدي در همه زمينه ها است. در اين حركت جدي، توجه جدي به مشكلات، بررسي مشكلات از نزديك، انگيزه جدي براي حل آنها و كاركردن جدي و مضاعف مورد نياز است، نه ارائه انديشه هاي روشنفكرانه و انتزاعي آن هم با نگاه به مكاتب غربي و وارداتي، درشرايطي كه گفتمان روشنفكرانه مورد ادعاي اصلاح طلبان در جامعه با رويگرداني مردم مواجه و دچار وضعيت متناقضي شده و از طرف ديگر نيروهايي با تفكر عملياتي حل معضلات كشور آن هم بر مبناي ارزش هاي اسلامي و ايراني روي كار آمده اند. بايد تلاش خود را به كار گرفت تا گفتمان «پيشرفت و عدالت» كه خود برخاسته از يك انديشه عملياتي براي حل مشكلات كشور است در راس قرار گيرد و خطوط فكري- عملياتي همچون همت مضاعف و كار مضاعف براي اجرايي نمودن آن تعريف شود. زماني كه خطوط فكري عملياتي «نوآوري و شكوفايي»، «حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف» و «همت مضاعف، كارمضاعف» درفضاي فكري فرهنگي كشور نهادينه شود ديگر انديشه هاي روشنفكرانه وارداتي نمي تواند عرصه سياسي را معطل مشاجرات بيهوده كنند.
    
    
 ج) الزامات اجرايي شدن همت مضاعف و كار مضاعف
    با توجه به بيانات مقام معظم رهبري در حرم مطهر رضوي (1/1/89) و نيز شرايط كشور مي توان در حوزه هاي مختلف الزامات رسيدن به همت مضاعف و كار مضاعف را مطرح كرد:
    - پرهيز از جنجال هاي سياسي و رسانه اي و عدم جدي تلقي كردن مواضع و رفتار سران فتنه؛
    - همكاري و هماهنگي قواي سه گانه و يكپارچگي در حركت و درتصميم گيريهاي بزرگ؛
    - هدايت فضاي فكري، رسانه اي و فرهنگي كشور به سوي مشكلات و نيازهاي واقعي كشور و ترسيم طرح هاي عملياتي براي حل آنها؛
    - نهادينه سازي فرهنگ كار و تلاش و افزايش انگيزه ها با تشويق و حمايت از نخبگان و فعالان نمونه؛
    - آموزش فرهنگ كار در مدارس و مراكز آموزشي و استفاده از هنر و ادبيات در اين زمينه؛
    - سالم سازي بروكراسي اداري و احياي دوباره طرح تكريم ارباب رجوع جهت تسهيل كارها و افزايش انگيزه ها؛
    -حمايت از توليدات داخلي و توجه به توصيه هاي رهبري درجلوگيري از صادرات بي رويه و بويژه در بخش صنعت جهت افزايش انگيزه هاي توليدكنندگان و به تبع آن افزايش كار و تلاش
    - توجه به سند چشم انداز در تهيه طرح ها و برنامه ها و اجراي آنها جهت هدفمندكردن كارها و به تبع آن افزايش انگيزه ها
    - افزايش نظارت در واگذاريها ذيل اصل 44 براي جلوگيري از فساد مالي و مقابله با هرگونه فساد اقتصادي و سياسي جهت مضاعف شدن انگيزه كار كردن براي افراد و سرمايه داران؛
    - اتمام طرح هاي عمراني و صنعتي نيمه تمام و حاكم كردن فرآيند منطقي و منظم در انجام يك پروژه جهت تسهيل كارها و افزايش انگيزه كاركردن؛
    - افزايش نظارت در هر سازمان و نهادي براي سالم سازي محيط كار و ترغيب افراد پركار و توانمند.
 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در علم و تحقيق

www.boorghani.persianblog.ir

اشاره:
    ارديبهشت هر سال به مناسبت بزرگداشت مقام شامخ استاد شهيد مرتضي مطهري، روز معلم ناميده مي شود. روزي كه بايد از منظري ديگر به نظام آموزشي و فعالان آن نگريست. روزي كه بايد ابعاد مختلف آموزش را با دقت بيشتري مورد توجه قرار داد. روزي كه نبايد صرفا ً در دست، كادو و بر زبان، تبريك داشت. بلكه بايد در بزرگراه هاي تاريخ آموزش، شاهراههاي هستي و چيستي نظام آموزش، كوچه پسكوچه هاي كاستيها و قوتهاي اين سيستم بزرگ و معابر روابط بين ساكنان آن قدم زد. به راستي بايد پاسخ داد؛ روز معلم بهانه است يا شكرانه؟ روز معلم، پاسداشت است يا نكوداشت؟ جايگاه معلم در كجاي آيين ماست؟ نظام آموزشي در كدام مرحله تكوين قرار دارد؟ چرا معلم در تقويم، روزي اختصاصي دارد؟ معلم كجاي دل و ذهن ما قرار دارد؟
    
  معلمي شغل انبياست، مفهومي واقعي در معناي كلمه دارد
    در دين اسلام، اولين معلم انسان براي حركت به سوي تعالي، خداوند است. بعد از خداوند، عقل به عنوان قوه تشخيص و انبياي عظام (ع) به عنوان معلمان دروني و بيروني، هدايت جامعه را بر عهده گرفته اند. در اين سير تكاملي، هر فردي كه در هدايت بشر به سوي تعالي، تعبد و آگاهي، نقشي موثر را ايفا كند در زمره انبياء قرار مي گيرد. از اين رو، گفتن اين جمله كه معلمي شغل انبياست، مفهومي واقعي در معناي كلمه دارد.
    سالروزشهادت استاد بزرگ مرتضي مطهري درتقويم ايران بهانه اي هرچند سرخ رنگ براي پاسداشت شان و مقام انساني و اجتماعي معلم است، پاسداشتي كه بايد چنان نهادينه شود تا هر روز ما روز معلم باشد. چرا كه علم آموزي، روز و ساعت خاصي ندارد. معلم و متعلم، دو محور اساسي آموزش هستند.
     خداوند، آيين اسلام را بر اساس اهميت علم و احترام به معلم بنا نهاد
    بعد از اينكه خداوند متعال در كوه حرا به وسيله جبرئيل، رسول خود را به خواندن به نام پروردگارش فرا مي خواند اولين پايه هاي دين اسلام را بر تعليم و تربيت و زدودن بي سوادي بنا مي نهد. زماني كه در قبيله بزرگ قريش هفده نفر سواد خواندن و نوشتن داشتند به رغم بي اعتنايي مردم به تعليم وتعلم و خواندن و نوشتن، خداوند، آيين اسلام را بر اساس اهميت علم و احترام به معلم پايه گذاري كرد. در اولين آيات از تعليم و قلم سخن گفت و خود را معلم انسانها معرفي كرد؛ « اقرا و ربك الاكرم * الذي علم بالقلم * علم الانسان ما لم يعلم».
    پيامبر اعظم (ص) بعد از مبعوث شدنش براي نهادينه كردن فرهنگ عمومي آموختن، زمينه تعليمات ابتدايي را براي آحاد مردم آماده كرد و از سه حق اسلامي فرزند كه بر عهده والدين است، حق نوشتن را در رتبه دوم قرار داد.
    وقتي علي (ع) به عنوان باب علم براي نشان دادن حق بزرگ معلم بر جامعه؛ خود را غلام كسي معرفي مي كند كه فقط يك كلمه به او آموخته باشد، منزلت معلم را چهارده قرن قبل در محيط بي سواد و نادان جاهليت براي همگان تبيين مي كند.
    جهت تهيه گزارشي پيرامون روز خجسته معلم، خدمت زهره صالحي دولابي، مدير مدرسه دخترانه طهماسبي رسيديم. وي با نگاهي به جايگاه تعليم و تعلم در جامعه اسلامي، مي گويد: اولياي ما در واقع با نگرشي اصولي به مسئله آموزش، زمان مناسب آموزش عمومي را هم دراختيار نظام آموزشي مسلمانان قرارداده اند. امام صاق (ع)
    مي فرمايند: «فرزندت را تا شش سال به آموزشگاه بسپار كه درس بخواند و تربيت شود.»
    وي در ادامه مي افزايد: در جامعه اسلامي ما جايگاه نظام آموزش و پرورش و فاعلان آن توسط بزرگاني چون شهيد رجايي و استاد شهيد مطهري مشخص شده است و نامگذاري 12 ارديبهشت به نام «معلم»، خود مصداقي عيني از نگرش متعالي نظام نسبت به قشر فرهنگي است.
    صالحي، معلم را نيروي انساني اي مي نامد كه مهندسي افكارعمومي در دست اوست. او وظيفه معلم را فراتر از حال مي داند و مي افزايد: تحكيم پايه هاي نظام علمي و فرهنگي كشور منحصرا ً در دستان و زبان معلم است. دستاني كه افعالش و زباني كه گفتارش آب حيات مي نوشاند.
    اين مدير پر سابقه، ساعات حضور در محضر معلم را ساعات ارزشمندي مي داند كه خداوند متعال آن را بر حساب عمر گذشته شاگرد نمي گذارد، يعني محضر استاد، عالمي از عوالم قدسي است. اجراي عدالت حتي در نگاه كردن، از ديگر ويژگيهاي منحصر به فرد اين ساعات است. عدالتي كه بايد در سطح كلان آموزش و پرورش به هر صورت ممكن بين دانش آموزان و معلمان، كارمندان مختلف اين سيستم آموزشي بزرگ و ديگر كارمندان دولت رعايت شود.
     ابتدا بايد كاستيهاي درون سازماني برطرف و نقاط قوت شناخته شود
    ابتدا بايد مشكلات درون سازمان رفع شود. كاستي هاي درون سازماني برطرف شود، آن گاه به منظر بيروني توجه كرد. با توجه به شان و جايگاه آموزش و پرورش در نظام اسلامي و نقش ارزنده معلم در تربيت نيروي متعهد و متفكر جامعه بايد مديريت اين سيستم به عنوان تربيت كننده و توليد كننده نيروي انساني به دست قويترين افراد سپرده شود. اما متاسفانه چند صباحي است كه يكي از مشكلات كليدي آموزش و پرورش، تغيير مديريت و به تبع آن تغيير سياستهاي كلي آموزشي است. براي مثال با وجود دهها صفحه پژوهش و برگزاري بي شمار جلسه هاي تخصصي، چگونگي اجرا كردن دوره هاي مختلف ابتدايي، راهنمايي و متوسطه، سرانجام به همان نقطه اول يعني چند ساله شدن دوره ابتدايي و قرار گرفتن دوره راهنمايي در دل آن و نيز كوتاهتر شدن دوره متوسطه رسيده ايم. رها مهاجر، كارشناس مسائل آموزشي كشور با بيان اين مطلب مي افزايد: به طور قطع، با چنين تغييرات عجولانه و بدون كار كارشناسي دقيق، جز ضربه زدن به بودجه هاي اندك آموزش و پرورش چيزي حاصل نخواهد شد. بخصوص كه با تغييرات كلي يك نظام با طيف وسيعي از جابه جايي معلمان در مقاطع، تغيير كليه كتب و نيز برنامه هاي آموزشي روبرو خواهيم شد.
    وي در ادامه مي افزايد: در شرايط فعلي كه آموزش و پرورش نيازمند مدرن شدن و به روز شدن است و چندين سال نيز از اجرايي شدن نظام سالي واحدي گذشته، بايد بودجه ها را صرف توسعه آموزش مجازي و نيز آشنايي دانش آموزان با علوم جديد از طريق رايانه در اقصا نقاط كشور كرد.
    مهاجر، پهناور بودن كشور و استعداد بالقوه دانش آموزان ايراني را در يادگيري علوم جديد و نياز جامعه به همگام بودن با علوم روز را از مهمترين دلايل لزوم توسعه آموزش مجازي برمي شمارد و مي گويد: رشد و گسترش آموزش مجازي در نظام آموزشي كشور بهترين شيوه براي از بين بردن تبعيض در امكانات آموزشي است.
    وي عجين كردن محتواي كتب با نيازهاي بومي كشور و ايجاد آموزشي متعهدانه، فراهم كردن امكانات ارتقاي علمي و رفع نيازهاي اقتصادي معلمان را از ديگر موارد مهمي برمي شمارد كه بايد مد نظر مديران ارشد نظام آموزشي قرار گيردwww.boorghani.persianblog.ir.
     شان معلم بالاتر از محاسبات اقتصادي و تبليغاتي است
    آموزگاري شغل شريفي است و شرافت آن برگرفته از شرافت وجودي معلم است. جايگاهي كه هر كس توان تكيه زدن بر اريكه آن را ندارد. معلم چون گنجينه اي از فضايل اخلاقي و دايرة المعارفي از علوم است. معلم در نظر شاگردانش حاكم كلاس است. حاكم مقتدر در علم اندوزي، سخاوت در نشر علم، مناعت طبع، رافت، عزت و مرتبت و... مثل قاضي كه حاكم دادگاه است. اما آيا با اتفاقات و برخوردهاي كنوني، اين حاكم توانسته در تمامي صفات ذكر شده، مقتدر عمل كند؟! آيا با اين تعابير، معني درستي از معلم داريم؟ معلم كيست؟
    شكوفه باغباني، مسئول كتابخانه يكي از مدارس تهران كه حكمش دفتري است معتقد است در نظام آموزشي ما معلم به كسي گفته مي شود كه ساعات موظفي خود را دركلاس درس بگذراند. اوست كه حقوق و مزاياي دبيري يا معلمي دريافت مي كند.در اين سيستم من به عنوان كسي كه تلاش در جهت احياي روحيه كتابخواني و نهادينه كردن ارزش كتاب دارم، نقشي به عنوان دبير ندارم و اگر ساعات زماني برابر يك معلم را در كتابخانه بگذرانم، آخر ماه حقوقي كمتر دريافت خواهم كرد. آيا اين مورد نشان دهنده ارزش گذاري ساعات كتابخواني و مسئوليت احياي روحيه پژوهش در دانش آموزان و همكاران است؟! معلمي كه در طول ساعات تدريس يك ساله خود ساعاتي را به عنوان موظفي در محيط كتابخانه نمي گذراند چند درصد با صفت به روزرساني علم، عجين است؟آيا سيستمي كه پرداخت حقوق معوقه كارمندان خود را رسانه اي مي كند يا تكميل بيمه آنها را مسئله روز مي كند و يا اينكه مزاياي كارمندان خود را در سايتها منتشر مي كند، شان معلم را حفظ كرده است؟! ما خواهان عدالت بين تمام كارمندان دولت هستيم. يك فرهنگي بايد دغدغه اي جز آموزش نداشته باشد. اما شرايط اقتصادي به ما اجازه اين مهم را نمي دهد.
    وي درادامه مي افزايد: البته قصد من از گفتن اين مسائل، گلايه يا شكايت نيست. طرح واقعيات حاكم بر جامعه آموزشي است كه به شكر خدا با همت وزير جديد در حال رفع شدن است.
    باغباني سپس عملكرد مطبوعات را در باره انتشار اخبار مربوط به فرهنگيان مورد توجه قرار مي دهد و مي گويد: بارها پيش آمده خبري از اعطاي وام يا مزايايي خاص را در صفحه هاي اول روزنامه ها چاپ
    مي كنند اما بعد از رد شدن اين طرح يا... روزهاي بعد فقط با چند جمله كوتاه در فضاهاي خالي صفحات آخر، عدم صحت يا اجرا نشدن آن را كم رنگ درج مي كنند. اين گناه بسيار بزرگي است كه قدرت اقتصادي معلم را در نظر
    دانش آموزان دستخوش تغييرات ملموس مي كنند. دانش آموز كلاس از مقدار عيدي معلم، اضافه حقوقش يا قراردادي و رسمي شدن او باخبر است!
    اين مسئول كتابخانه، با بيان اينكه اگر چه روز معلم، خود شكرانه اي بزرگ براي فرهنگيان است،12 ارديبهشت را تلنگري بر ذهن همه مي داند كه روزگاري شاگرد بودن را فراموش نكنند. وي مي افزايد: واقعه شهادت استادي بزرگ، معلمي دلسوخته و دلسوز و نويسنده اي توانا در عرصه علوم مختلف، هيچ گاه با هيچ كادو يا شادباشي براي فرهنگيان حتي بعد از گذشت بيش از دو دهه التيام نخواهد يافت. شهادت استاد مطهري، شان و مرتبت ذاتي معلم را تطهير كرد. اين تقدس و طهارت، مسئوليت مهمي را بر عهده معلم و جامعه آموزشي مي گذارد.
    
  بايد با كار و همت مضاعف به جايي برسيم كه دغدغه اي جز آموزش نداشته باشيم
    كارمندان يك كشور در سازمانهاي مختلف مشغول به فعاليت هستند. همه آنها داراي امكانات خاص و حقوق و مزاياي كارمندي مطابق شرايط سازمان مربوطه مي باشند. البته كمتر كسي به مسائل درون سازماني آنها
    پي مي برد و در واقع روساي آنها در انتقال اخبار درون سازمان خود كمتر، رو بازي مي كنند. تا حركتي انجام نشده، ثمره آن ديده نشده، كمتر كسي از بيرون سازمان به كم وكيف آن پي مي برد.
    حميد رضا نجفي، دبير يكي از مدارس تهران با بيان اينكه تمامي امكانات و مزايا و حقوق معلمان حتي درصد رشد ساليانه حقوق آنها، استخدام شدن و نوع بيمه معلمان از مباحث مهم خبري در سطح كلان جامعه محسوب
    مي شود، مي گويد: به راستي كسي تا به حال بيمه ساير كارمندان، مزايا و حقوق آنها را به عنوان تيتر خبري در صفحات روزنامه يا روي سايتها و خبرگزاريها ديده است؟ شان و جايگاه معلم اين نيست كه دانش آموزي در راهرو به او بگويد: خوشا به حالتان آقا، بيمه طلايي هم كه شديد! و فردايي نه چندان دور بار ديگر رسانه هاي پخش كننده آن خبر به گونه ديگري اين مسئله را خبر ساز كنند و موافقت يا عدم موافقت مجلس را با اين طرح مورد بررسي قرار دهند.
    اين معلم رياضي در اين باره به نظام هماهنگ كشوري اشاره مي كند و مي گويد: به طور قطع تصويب اجرايي كردن نظام هماهنگ كشوري و سر و صداي شديد آن كه البته در نظر برخي از كارمندان آموزش و پرورش چندان هم موثر نبوده است يكي از راه حل هاي مد نظر مديران و بخصوص مجلسيان محترم براي رفع تبعيض بين كارمندان دولت و اجراي عدالت بوده است كه متاسفانه چندين ماه از اخبار داغ و گاهي چالشي مطبوعات به شمار مي رفت. همچنين اعلام پرداخت حقوق معوقه معلمان يا پاداش ساليانه يا عيدي آنان از ديگر اخبار به ظاهر مهم برخي از مطبوعات است. به تازگي در باره اعلام درصد اضافه حقوق معلمان در سال جديد، سايتهاي خبري با هم به رقابت مي پردازند. كسي نيست از آنها سئوال كند آيا اضافه حقوق خود را هم خبري مي كنيد؟ آيا توجه به اين مسائل، زدن مهر تائيد بر عدم اجراي عدالت در نظام نيست؟ آيا نشان دهنده اين نيست كه معلم به عنوان حامي فكري و علمي دانش آموز، خود نيازمند حمايت براي احقاق حق است؟ جايگاه نظام آموزشي ما اين نيست كه معلمان را به عنوان قشر ضعيف اقتصادي به شمار بياورند و براي رفع
مشكلاتشان برنامه هاي خبري بسازند.
    وي ادامه مي دهد : روز معلم روز بزرگي است. نكوداشت مقام علمي استاد مطهري و همقدم شدن براي رسيدن به اهداف متعالي اين بزرگ آموزگار، كار ارزشمندي است. حال كه سيستم با اين نگاه مبارك به داستان راستان معلم و به زبان حكيمانه او مي نگرد، بهتر نيست با همت مضاعف و كار مضاعف در راه رفع مشكلات كلان سيستم آموزشي، كاري كنيم كه ديگر در روز معلم كسي به فكر مشغله ها و دغدغه هاي معلمان نباشد؟
    در واقع بايد كاري كنيم كه دغدغه اي جز آموختن و آموزش دادن در ذهن معلم وجود نداشته باشد. رسيدن به چنين آرماني نيازمند سرعت عمل، دقت در تعيين اهداف و راه هاي رسيدن به آن است.
    نجفي در ادامه با اشاره به كارهاي صورت گرفته در مديريت جديد، سازمان آموزش و پرورش را به بيماري تشبيه مي كند كه بحمدالله دوران نقاهت و بازيابي توان خود را سپري مي كند. او مي گويد : توجه به استخدام معلمان جوان با نيروي مضاعف و علم به روز، مشخص شدن تكليف معلمان حق التدريسي و حركت سيستم آموزشي به سمت تحولات بزرگ، از نكات مثبتي است كه مي تواند به بهبودي اين بيماري كمك كند.
    اين دبير با سابقه آموزش و پرورش در پايان صحبت هايش مطبوعات را به عنوان همكاران نظام آموزشي خود مورد خطاب قرار مي دهد و از آنها مي خواهد: مانند هميشه به سيستم آموزش و پرورش نگاهي ارزشي داشته باشند. موفقيت دانش آموزان و معلمان را در عرصه هاي مختلف علمي منعكس كنند، اما اين سيستم كلان كشور را به كانون خبر و بحرانهاي كاذب تبديل نكنند. او توجه به آموزش و پرورش را در راس توجهات مي شمارد و مي گويد: كاستيها بايد توسط خود معلمان گفته شود، توسط مديران شنيده شود، توسط دولت برنامه ريزي گردد و توسط نمايندگان مردم حل شود. از طرفي نقاط قوت، تقويت شوند. اين راه درست ارزش گذاري بر معلم و شان هنر و عشق اوست.
www.boorghani.persianblog.ir    
  بگذاريد در سايه ثبات، فرهنگيان آرامش داشته باشند
    با توجه به مباحث مطرح شده در نظام جمهوري اسلامي، تربيت نيروي متعهد، خلاق و با نشاط ، بر نيروي كارگري و صنعتي صرف ارجحيت دارد. لذا ورود مباحث معنوي و بحثهاي عميق جزء ضروريات است.
    رهامهاجر مي افزايد: متاسفانه تا كنون به كاربردي كردن علوم در نظام آموزشي ما كمتر توجه شده يا توجهات موفقيت آميز نبوده اند. براي مثال دانش آموز روابط مثلثاتي را حفظ كرده ولي هرگز به كاربرد آن در زندگي و حتي در كار پي نبرده است. اين گونه ميليونها ساعت تدريس بر باد فنا رفته است.
    وي ادامه مي دهد: در هيچ كجاي دنيا به اندازه نظام آموزشي ما از دانش آموز، حفظ معادلات، قوانين و فرمولها، مطالبه نمي شود. آيا زمان آن نرسيده است كه سيستم آموزشي با يك تحول عظيم در محتواي كتب، آموزشي بومي و اسلامي و كاربردي روشن ارائه دهد؟ اينكه دوره ابتدايي چند سال و دوره متوسطه چند سال باشد؛ چه دردي را درمان مي كند؟ بگذاريد در سايه ثبات، هم فرهنگيان آرامش داشته باشند و هم خانواده ها سردرگم نمانند. ثبات كار يك آموزگار، احساس امنيت رواني و اقتصادي او، اجراي عدالت در بين تمام كارمندان، مي تواند در ترفيع و تبيين مقام معلم نقش بسزايي داشته باشد. معلم، كسي است كه به نقشش به عنوان يك شغل نگاه نمي كند بلكه عشق اوست و ان شاء الله كه امروز و هر روز، برايش مبارك باشد.
www.boorghani.persianblog.ir  


 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
بلند همتی و سوداي همپايي با بزرگان
فضیلت بلندهمتی (حکمت)

از حضرت امام باقر علیه السلام مروی است که «خدا به مؤمن سه خصلت کرامت فرموده است: عزت در دنیا و آخرت، ظفر (پیروزی) در رستگاری دنیا و آخرت و مهابت در دل ظالمان و اهل معصیت.» که سرآمد بیشتر صفات و افضل اکثر ملکات [نیک] است.

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند که «اگر همه عالم، شمشیرها کشند و پشت به پشت یکدیگر داده رو به من آیند، سر مویی تفاوت در حال من هم نمی رسد».

زمان خود گویای روشنی و حق نمایی کلام معصومین علیه السلام است که می بینیم مهابت و عزت روزافزون ایرانیان در عرصه های جهانی در سایه عزت خواهی آنان رخ نمایی می کند و قلب های حق طلبان را به سوی خود جلب می نماید.

نشان همت بلند (نکته)
«نشان همت آن است که هرگز در حاصل و حاضر نگاه نکند، بل همه نظر او مقصور بود بر آنچه ندارد».

ارتباط آرزو و همت بلند (نکته)
«همت و نهمت هر دو هم شکلند و هر کسی را از این دو بهره است: یکی را به سخاوت و نان دادن، و یکی را به شجاعت، و یکی را به علم و عبادت، و یکی را به زهد و به ترک دنیا گفتن. و یکی را به طلب افزونی دنیا».

خسیس همتی (پند و اندرز)
بنگر تا خسیس همت نباشی که من چیزی ندیدم مرد را از پای افکنده تر از دون همتی.

همراهی همت و بخت عالی (نکته)
باید دانست که همت عالی یکی از عوامل موفقیت است. در راه موفقیت نباید غافل از عواملی بود که تحت سلطه ما نیست.

«همت بی آلت از سبکساری بود و همت با بخت زیبنده بود؛ زیرا که مردی که او را همت بود و از بخت یاری نبُوَد به جز نگوساری نبود. که همت باید و بخت عالی».

www.boorghani.persianblog.ir
 
«گفته اند که همت تازان باید و بخت گزاران، و چنان باید که همت تا بغداد بود و نفقه تا دو فرسنگی».
ثمره بلندهمتی (حکایت)

«احمد بن عبدالله الخجستانی را پرسیدند که تو مردی خربنده بودی، به امیری خراسان چون افتادی؟ گفت: به باد غیس در خجستان روزی دیوان حنظله باد غیسی همی خواندم، بدین دو بیت رسیدم:

مهتری گر به کام شیر در است

شو خطر کن ز کام شیر بجوی


یا بزرگیّ و عزّ و نعمت و جاه

یا چو مردانتْ مرگ رویاروی


داعیه ای در باطن من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که اندر بودم راضی نتوانستم بود. خران را بفروختم و اسب خریدم و از وطن خویش رحلت کردم و به خدمت علی بن اللّیث شدم برادر یعقوب بن اللّیث و عمرو بن اللّث، و بازِ دولت صفاریان در ذروة اوج علّیّین پرواز همی کرد، و علی برادر کهین و یعقوب و عمرو را بر او اقبالی تمام بود، و چون یعقوب از خراسان به غزنین شد از راه جبال، علی بن اللّیث مرا از رباط سنگین باز گردانید و به خراسان به شحنگی اقطاعات فرمود، و من از آن لشکر سواری صد بر راه کرده بودم و سواری بیست از خود داشتم و از اقطاعات علی بن اللّیث یکی کروخ هری بود و دوم خواف نشابور. چون به کروخ رسیدم فرمان عرضه کردم، آنچه به من رسید تفرقه لشکر کردم و به لشکر دادم. سوار من سیصد شد. چون به خواف رسیدم و فرمان عرضه کردم، خواجگان خواف تمکین نکردند و گفتند: ما را شحنه ای باید با ده تن. رای من بر آن جمله قرار گرفت که دست از طاعت صفاریان باز داشتم و خواف را غارت کردم و به روستای بُشت بیرون شدم و به بیهق درآمدم، دو هزار سوار بر من جمع شد. بیامدم و نشابور بگرفتم، و کار من بالا گرفت و ترقی همی کرد تا جمله خراسان خویشتن را مستخلص گردانیدم. اصل و سبب این دو بیت شعر بود. و سلّامی اندر تاریخ خویش همی آرد که کار احمد بن عبدالله به درجه ای رسید که به نشابور یک شب سیصد هزار دینار و پانصد سر اسب و هزار تا جامه ببخشید. و امروز در تاریخ از ملوک قاهره یکی اوست.

علوِّ همت (نکته)
«و هر که را همت او طعمه است در زمره بهایم معدود گردد، چون سگ گرسنه که به استخوانی شاد شود و به پاره ای نان خشنود گردد، و شیر باز اگر در میان شکار خرگوش، گوری بیند دست از خرگوش بدارد و روی به گور آرد».

با همت باز باش و با رای پلنگ

زیبا به گه شکار، پیروز به جنگ

 

عزت نفس و خوداتکایی (حکمت)

از بزرگ ترین زمینه سازهای شکوفایی خوداتکایی و خودبسندگی است. خوداتکایی را می توان شاخه ای از عزت نفس به حساب آورد:

«از جعفر صادق علیه السلام پرسیدند که کار خویش را بر چه بنا کردی؟ گفتا ... بدانستم که کار من جز من کسی نکند، به کار خود مشغول شدم ...».

خودباوری

تاریخ به خاطر ندارد که انسان خود کم بین و کسی که توانایی های خود را باور ندارد، شگفتی، نوآوری و کاری قابل توجه به ثبت رسیده باشد. خودباوری به منزله فعال نمودن چشمه های درونی است، تا بدین گونه نخستین و مهم ترین گام در راه شکوفایی برداشته شود.

عزیزالدین نسفی در این باره می نویسد:

«علم و معرفت و کشف اسرار و ظهور و انوار، جمله در ذات آدمی موجودند، صحبت دانا و تربیت و پرورش می باید که تا تمام، ظاهر شوند. ای درویش! علم اولین و آخرین در ذات تو مکنون است، هرچه می خواهی در خود طلب کن!

ای درویش! آدمی مراتب دارد و صفات و اخلاق آدمی که در ذات آدمی مکنون اند؛ و در هر مرتبه چیزی ظاهر می  گردند. چون مراتب آدمی، تمام ظاهر شوند، صفات و اخلاق آدمی هم تمام ظاهر گردند و عالم صغیر تمام شود. و این روند که عالم صغیر را تمام کرد، در عالم کبیر نائب وظیفه خدا شد؛ گفتِ وی گفتِ خدا باشد، و کردِ وی کرد خدای بود، و این تجلّی اعظم است، از جهت آن که ظهور اخلاق اینجاست، و ظهور علم اینجاست».

شیخ محمود شبستری نیز با اعتراض به انسان های خود کم بین و کسانی که از توانایی های درونی خویش بی خبرند، این گونه روح خودباوری را در آنان می دمد:

چه می گویم حدیث عالم دل

تو را ای سر به شیب و پای در گِل


جهان، آن تو و تو مانده عاجز

ز تو محروم تر کس دید هرگز


تو مغز عالمی زان در میانی

بدان خود را که تو جان جهانی


جهان عقل و جان سرمایه توست

زمین و آسمان پیرایه توست


تویی تو نسخه نقش الهی

بجو از خویش هر چیزی که خواهی


ظهور قدرت و علم و ارادت

به توست ای بنده صاحب سعادت


طبیعی قوّت تو ده هزار است

ارادی برتر از حصر و شمار است


همچنین مولانا می گوید:

خویشتن نشناخت مسکین آدمی

از فزونی آمد و شد در کمی


خویشتن را آدمی ارزان فروخت

بود اطلس خویش بر دلقی بدوخت


صد هزاران مار و کُه حیران اوست

او چرا حیران شُده ست و مار دوست

 www.boorghani.persianblog.ir

خودباوری و درک توانایی های خود

خویشتن یابی (نکته)
«مرد خویشتن را آنجا یابد که نهد. یعنی اگر خود را عزیز دارد بلند شود، و اگر خوار دارد خوار شود».

پرداختن به انجام کاری که تضادی با ویژگی های شخصیتی فرد ندارد (حکمت)

هر کس بخواهد در مسیر زندگی خود موفق شود باید آن فعالیت هایی را انتخاب نماید که با ویژگی های شخصیتی اش منافات نداشته باشد:

«یکی از صحانه گفت: یا رسول الله، چه بینی این کاری که همی کنیم بر چیزی است که از وی فارغ گشته اند یا از خویشتن همی آغاز کنیم. پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم گفت: بر کاری که از آن کار فارغ گشته اند، و گفت بر آن تکیه نکنیم و کار به جای مانیم؟ گفت: کار کنید که بر هر کسی آن آسان کنند که ورا از بهر وی آفریده باشند».

درک قابلیت های اصلی خود (نکته)
«چون شرف و عزّ و بزرگی گوهر دل آدمی از این جمله بدانستی، بدان که این گوهر عزیز را به تو داده اند، و آن گاه وی را بر تو پوشیده اند: چون طلب وی نکنی و وی را ضایع نکنی و از وی غافل باشی، غبنی و خسرانی عظیم بود. جهد آن کن که دل خود را بازجویی ... و وی را به کمال خویش برسانی».

هدر ندادن زمان (حکایت)
بازرگانی جواهر بسیار داشت و مردی را به صد دینار در روزی مزدور گرفت برای سفته کردن آن.

مزدور چندان  که در خانه بازرگان بنشست چنگی دید، بهتر سوی آن نگریست. بازرگان پرسید که: دانی زد؟

گفت: دانم؛ و در آن مهارتی داشت.

فرمود که بسرای.

برگرفت و سماعِ خوش آغاز کرد. بازرگان در آن نشاط مشغول شد و سَفَطِ جواهر گشاده بگذاشت. چون روز به آخِر رسید اجرت بخواست. هر چند بازرگان گفت که: جواهر برقرار است، کار ناکرده مزد نیاید، مفید نبود. در لجاج آمد و گفت: مزدورِ تو بودم و تا آخِر روز آنچه فرمودی بکردم.

بازرگان از عهده بیرون آمد و متحیر بماند: روزگار ضایع و مال هدر و جواهر پریشان و مئونت باقی.
پشتکار و مداومت در انجام امور

محبوب ترین عمل؛ عمل مداوم (نکته)
یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در مسیر پیشرفت و شکوفایی مداومت داشتن در مسیر انتخاب شد و پشتکار نشان دادن در انجام اعمال است:

«از آثار و علامت عقل، خصلت و فضیلت و مداومت نمودن بر خیر است که ناشی و منشعب از خصلت رزانت می گردد. و آن عبارت است از ملکه استمرار یافتن نفس بر امری از امور خیر به نحوی که عادت و طبیعت مکتسبه ثانیه او گردد، خواه آن که مداومت بر تمام خیرات یا بر بعضی از آنها باشد؛ چون که مراد نه احاطه نمودن است بر تمام خیرات و نه استکثار نمودن از آنها است، بلکه مراد، مداومت فرمودن است هر چند که با قلّت عمل باشد، چنان که فرموده جناب امام محمد باقر است که «اَحَبُّ الاَعمالِ اِلی الله عزّوجلّ ما داوَمَ عَلیْه العَبْدُ و اِنْ قَل؛ محبوب ترین اعمال به سوی خداوند عزّوجلّ، عملی است که بنده مداومت بر آن بنماید، هر چند که آن عمل قلیل باشد.» و ایضاً فرمودند که «ما مِنْ شیءٍ اَحَبُّ اِلی الله عَزَّوَجَلّ مِنْ عَمَلٍ یُد اوِمُ عَلیه وَ اِنْ قلّ؛ نیست هیچ چیز محبوب تر به سوی خداوند عزّوجلّ از عملی که مداومت نموده شود بر آن، هر چند که قلیل باشد».

پشتکار و جدیّت (اشعار و جملات نغز)

گرم رو باش اندرین ره کاهلی از سر بنه

تا نمانی ناگهان انگشت حیرت در دهن


***

آنها که به صبر پیش بردند

مقصود ز جمله بیش بردند


***

«طلب جستن و کوشیدن است». 

سايت آويني

 www.boorghani.persianblog.ir

 

 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
نويسنده: سيدمحسن هاشمي شيخ شباني – دانش آموخته حوزه علميه قم

سال اصلاح الگوي مصرف با تمام فرازونشيب هاي سرنوشت ساز و خاطرات تلخ و شيرين، سال ريزش حداقلي و رويش هاي حداكثري دهه چهارم انقلاب شكوهمند اسلامي و رفراندوم پرافتخار نظام ولايي و لبيك به نداي پيامبرگونه مقام معظم رهبري حفظه الله بود.
    در سالي كه گذشت آحاد ملت بزرگ ايران از قوميت ها و اقوام گوناگون، خواص و نخبگان سياسي، همه و همه در مقابل آزموني بسيار بزرگ و دشوار قرار گرفتند و با آغاز دوران غبارآلود و سياه فتنه و عزم جدي فتنه گران در براندازي نظام، كربلايي به وجود آمد كه در يك سوي آن خلف صالح خميني، مقام عظماي ولايت، آرمان هاي امام راحل عظيم الشان، شهداي والامقام و عموم مردم عزيزمان با آراء گوناگون قريب به اتفاق حضور داشتند و در سوي ديگر استكبار خونخوار جهاني و متحدانش با همراهي ايادي خود فروخته داخلي و اوباش سياسي صف گرفته بودند و اين حقيقتي است كه هيچ انسان منصفي با هر گرايش سياسي نمي تواند انكار نمايد.
    البته در اين ميان گروه ها و احزاب مختلف و شخصيت ها پشت سر مردم بصير و هميشه در صحنه با احتياط قدم برمي داشتند و اوضاع را رصد مي نمودند چون اكثراً بر اين ا عتقاد بودند كه دعوا، دعواي جناحي است و فتنه اي در كار نبوده و اين قضيه ناپسند، اصلاح طلب، اصولگرا و ديگر گروه هاي سياسي را در برمي گيرد.
    ردپاي آمريكا، اسرائيل و انگليس در بازي دادن برخي سياسيون چپ و راست كه ادعاهايشان گوش فلك را كر نموده بود به خوبي عيان است. البته گناه دو طرف هيچگاه به يك اندازه نبوده و نيست و حقاً كثرت و قلت غيرقابل قياسي دارد اما اثبات شي هيچگاه نفي ما عدا نمي كند و گواه اين حقيقت تلخ و جانسوز، نداي اين عمار؟ رهبر مظلوم و مقتدر انقلاب در ماه هاي اخير بود كه همه با چشماني گريان شاهد آن بوديم.

    از پيام سراسر اميدبخش رهبر فرزانه انقلاب در حلول سال جديد به خوبي مي توان عظمت ملت بزرگ ايران و در خشندگي آن در سال 88 رادريافت. معظم له مي فرمايند:
    «اگر بنا باشد سال 88 در يك جمله تعريف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزي اين ملت بزرگ، سال حضور تاريخي و اثرگذار اين ملت در عرصه هايي كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگي داشت و منتهي مي شد.
    در آغاز سال 88 مردم با حضور بي سابقه خود انتخاباتي را ساماندهي كردند كه در تاريخ انقلاب ما و البته در تاريخ طولاني كشور ما سابقه نداشت و يك نقطه برجسته و اوج به حساب مي آمد. در طول ماه هاي بعد از انتخابات هم مردم در امتحاني بزرگ، در حركتي عظيم و سرنوشت ساز، حضور خود، اراده خود، ايستادگي خود، عزم ملي خود و بصيرت خود را نشان دادند.»
    بلاشك شكرانه حضور انقلابي اين مردم مومن و متعهد، خدمتگزاري بي شائبه و همه جانبه به آنان است كه مقدمه آن چيزي جز همت مضاعف نمي تواند باشد. همت مضاعفي كه ايجاد انگيزه بالاتر و والاتر نموده و در نتيجه كار مضاعف را به دنبال خواهد داشت.رهبر حكيم انقلاب با تدبير هرچه تمامتر، امسال را سال همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري فرمودند. 

    نامگذاري اي كه مطابق نياز ضروري امروز جامعه ما انجام گرفته و خود نشان از اشراف كامل معظم له بر امور جاري كشور و آگاهي دقيق از ظرفيت هاي بالقوه اين كشور پهناور است كه از ديرباز مورد طمع اجانب شرق و غرب بوده است. ايشان با افق ديد خود زمينه حركت مردم و مسئولين به سوي قله هاي تعالي و پيشرفت و جبران مافات، كمبودها و كاستي ها را فراهم نمودند و اكنون فرد فرد آحاد ملت در هرجايگاه بايد با عملياتي نمودن و تحقق منويات اين رهبر الهي كه دنياي اسلام و آزادگان جهان حقيقتاً به او عشق مي ورزند، قدمي استوار و مفيد بردارند.اميرالمومنين علي(ع) مي فرمايند: قدرالرجل علي قدر همته- ارزش مرد به ميزان همت اوست- نهج البلاغه حكمت 47
    امروز بدون ترديد متراكم نمودن امور و تلاش دو چندان، بدون همت كه انگيزه اصلي و عامل محرك آن به شمار مي رود امري عبث است. با همت مضاعف مي توان گام هاي بلند و موثر برداشت.
    به كار گرفته شدن واژه مضاعف نشان از موفقيت هاي غيرقابل وصف ملت غيرتمند و دولت هاي خدمتگزار در سي سال عزت، افتخار و شكوفايي بوده است.
    اما اكنون بايد عزم را جزم نموده و با همت مضاعف و كارمضاعف، ايران بزرگ اسلامي را به جايگاه واقعي و در خور شان آن در جهان برسانيم و انقلاب عزيزمان را به انقلاب جهاني مصلح بشريت حضرت ولي الله الاعظم (عج) متصل نماييم. اين امر در گرو اطاعت بي چون و چرا از ولايت امر و امامت امت است و بس.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
نويسنده: عباس پناهي

دينداري و اخلاق مداري از جمله زيرساخت هاي مهم جامعه بشري محسوب مي شود و بي شك بناي انقلاب اسلامي نيز بر پايه هاي ايمان و غيرت و اخلاص قرار گرفته كه اگر اين پايه ها و زير ساخت ها به سستي بگرايد قطعا بناي خانواده و جامعه، سلامت و استحكام خود را از دست خواهد داد و اساسا چيزي به نام انقلاب اسلامي و انقلابيگري باقي نخواهد ماند و قدر متيقن اين همان چيزي است كه مدت هاست توسط دشمنان، بي مهابا مورد تاخت و تاز قرار گرفته كه به تعبير مقام معظم رهبري تهاجم فرهنگي نام دارد.
    ايران ما از ديرباز مهد تمدن و كانون فرهنگ بشريت بوده كه بحمدالله پس از ظهور اسلام با فرهنگ نجاتبخش قرآن و اسلام نيز ممزوج شد تا بتواند به كشوري مترقي و الهي تبديل شود اما اينك مورد هجوم فرهنگي واقع شده و از هر سو تيرهاي مسموم ضد فرهنگي متوجه اين كشور و اين مردم شده است.
    موارد بارز تهاجم فرهنگي اشاعه فساد و بي بند وباري و بد حجابي است كه از ابتداي كار دولت اصلاحات به اين طرف شدت گرفت. بي ترديد فتح باب گفتگوي تمدن ها در اين ارتباط بي تاثير نبوده است. وقتي كه سياست ضد ديني تساهل و تسامح توسط وزير ارشاد دولت اصلاحات كليد خورد و به دنبال آن، مواضع دلسوزانه علماي دين ومراجع تقليد نتوانست در روند اين سياست غلط مانع ايجاد كند، اين باعث شد تا8 سال دوران حاكميت اصلاحات بستر مناسبي براي رشد ولنگاري ها و بي بندو باري هاي موجود جامعه بشود و امروزه متاسفانه اين معضل به اوج خودرسيده است، چيزي كه امروزه به عنوان حجاب در ظواهر برخي زنان ديده مي شود فقط به بازي گرفتن و تمسخر ارزش هاي ديني است. آيا اين همان حجابي است كه مد نظر شارع مقدس مي باشد؟ آيا ارتباط هاي علني و نامشروع دختران و پسران لاابالي در سطح شهر و در مقابل ديدگان مردم و اين آرايش هاي زننده كه همچنان رو به تزايد است، خواسته و ايده آل اين ملت انقلابي است؟

    آيا ارگان ها و سازمان هاي ذيربط چاره اي اساسي در اين مورد انديشيده اند؟ اين روند به كجا خواهد انجاميد؟ و آيا متوليان فرهنگ اين مرز و بوم موفق بوده اند؟ لذا اولين هشدار و آماده باش متوجه دولت و قوه قضائيه است چرا كه خواسته اين مردم اقدامي جدي براي ريشه كني مفاسد اجتماعي است.
    صاحبان منابر و تريبون هاي فرهنگي نبايد شيوه هاي گذشته را همچنان با نگرش30 سال قبل ادامه دهند. امروزبايد سرعت حركت را مضاعف نمود. پس در ارائه راهكار، يكي از شيوه هاي مورد انتظار اين است كه با استفاده از كارشناسان فن بايد پيامد هر عمل ضد ديني و ضد فرهنگي كه به سهم خود موجب جمود و مرگ روحي و رواني و حتي آسيب هاي جسمي و اجتماعي مي شود را براي مردم بيان كرد تا علت مهلك بودن اين منكرات و افعال ناپسند براي آنان روشن شود.
    طبيعي است كه هيچ عاقلي شي برنده و تيزي را به قلب خود فرو نمي برد و هيچ خوراك مسمومي را با علم به مسموميتش نخواهد خورد. لذا بر اساس فطرت انسان ها، اگر مردم به ذات و ماهيت افعال ضد فرهنگي و ضد ديني پي ببرند و بدانند سلامت جسم و روحشان در خطر است بديهي است كه اكثريت آنها به گرد معاصي نخواهند چرخيد.
    خوشبختانه رهبر معظم انقلاب در ديدار با فرماندهان نيروي انتظامي در اين راستا راهكارهاي خوبي ارائه فرمودند كه از جمله آنها، هماهنگي و هوشياري در اجرا بود. حضرت آقا فرمودند «در هر عرصه اي كه دستگاه هاي مسئول با هماهنگي و هوشيارانه عمل كردند نتايج خوبي هم به دست آمد.»
    لذا چنانچه اين نظر مقام معظم رهبري با دقت عملياتي شود، عوامل فرهنگي جامعه كه رسالتشان تفهيم و تعميق مباني دين و شريعت در بين توده مردم است و همچنين گروه هاي ذيربط ديگر اگر نتايج سوء حاصل از كجروي هاي اخلاقي و اعتقادي و عوارض ناشي از آن را در بين مردم اطلاع رساني كنند، مقدار زيادي از حجم اين گونه معضلات اخلاقي و رفتاري امروزه جامعه كاسته خواهد شد. 

    پس در اين سال همت مضاعف و كار مضاعف مي طلبد همه مردم بخصوص مسئولين ذيربط تلاش كنند تا حراميان فكر وانديشه هيچ گاه نتوانند در امر تسري فرهنگ فاسد غرب به داخل كشورمان موفق شوند و دلسوزان حوزه ودانشگاه كه خود حامل فرهنگ قرآن وفرهنگ حريت و آزاد انديشي هستند با تمسك به قرآن و عترت، اين چراغ روشني بخش را مقابل راه مردم قرار داده و همچنان از آن حفاظت نمايند. زيرا دشمن همواره سعي در اين دارد تا اين اقتدار و نفوذ معنوي مردم ايران بخصوص نسل جوان را كه خود دستاورد مهم فرهنگي به شمار مي رود، در چشم همين ملت، مورد غفلت قرار داده و انكار كند.



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
علاج عقب ماندگي ايران همت مضاعف و كار مضاعف است 


    عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام تنها راه غلبه بر مشكلات و پيشرفت كشور در همه ابعاد را همت مضاعف و كار مضاعف دانست و گفت: علاج
    عقب ماندگي تاريخي ايران همت مضاعف و كار مضاعف است.
    مهندس سيد مرتضي نبوي كه ديروز در نشست هفتگي جامعه انجمن هاي اسلامي اصناف و بازار در مسجد حضرت امام(ره) سخن مي گفت با اشاره به نامگذاري سال جاري به نام سال «همت مضاعف- كار مضاعف» از سوي مقام معظم رهبري اظهار داشت: مقام معظم رهبري بارها فرموده اند به خاطر بي عرضگي حاكمان ايران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي گرفتار يك عقب ماندگي تاريخي هستيم و لذا علاج اين عقب ماندگي عمل به سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در خصوص همت مضاعف و كار مضاعف است.
    وي با بيان اينكه همت يك واژه قرآني است و در معارف اسلامي ما نيز جايگاه ويژه اي دارد گفت: انسان با همت، انسان بي خيالي نيست، يك فرد باهمت براي حل مشكلات با تدبير بسيج مي شود. نمونه بارز انسان با همت در عصر ما حضرت امام خميني(ره) است كه در عين ناباوري جهانيان توانست يك رژيم ديكتاتور وابسته به بيگانه را سرنگون و جمهوري اسلامي را جايگزين رژيم شاهنشاهي بكند.
    مهندس نبوي يادآور شد: در فرهنگ اسلامي ما كار جزء عبادات محسوب مي شود و ما نه تنها بايد براي تامين مايحتاج جامعه اسلامي كار و تلاش كنيم بايد در فكر كردن و تدبير داشتن هم همت مضاعف داشته باشيم. وي افزود: اهميت همت مضاعف در مسئله فرهنگي شايد بيش از بعد اقتصادي آن باشد چرا كه به عنوان هدف جنگ نرم دشمن قرار گرفته ايم و فتنه ها بعد از انتخابات رياست جمهوري سال گذشته بيشتر ريشه فرهنگي داشت و در راستاي جنگ نرم دشمن رخ داد.
    عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي مهندسين تصريح كرد: سال گذشته ملت ايران در مقابل فتنه پيچيده سبز همت مضاعف به خرج داد و در9 دي و22 بهمن با حضور حماسي خود در صحنه فتنه را خاموش كرد. وي افزود: ملت ايران سال گذشته با همت مضاعف خود پاسخ فتنه گران را داد و اكنون نوبت مسئولان كشور است كه همت خود را براي خدمت به اين مردم و رفع مشكلات آنان مضاعف كرده و پاسخ مناسبي به مردم بدهند.
    مدير مسئول روزنامه رسالت ياد آور شد: همت مضاعف و كار مضاعف هم جنبه كيفي دارد و هم جنبه كمي و دستگاه هاي اجرايي علاوه بر كميت، كيفيت فعاليت خود را افزايش بدهند و با برنامه ريزي درست موانع پيشرفت كشور و خدمت
رساني به مردم را از ميان بردارند.
    وي در ادامه از اقدامات مجلس شوراي اسلامي و دولت براي اجراي قانون هدفمند كردن يارانه ها تقدير كرد و گفت: از سال1351 كه درآمد نفت وارد اقتصاد كشور شد از پول نفت به بدترين مشكل ممكن استفاده مي شود. هيچ كشوري مانند ايران ثروت ملي خود را صرف هزينه هاي جاري نمي كند، بايد از درآمد نفت براي عمران و آباداني كشور به نحو مطلوب استفاده شود كه اجراي قانون هدفمند كردن يارانه ها در اين راستا مي باشد.
    مهندس نبوي يادآور شد: مقام معظم رهبري دهه چهارم انقلاب اسلامي را دهه پيشرفت و عدالت اعلام كرده اند و بايد براي پيشرفت كشور همت مضاعف و كار مضاعف داشته باشيم.
    وي افزود: كشورهاي دنيا داراي برنامه چند ساله هستند و ما نيز داراي چشم انداز بيست ساله مي باشيم و بايد كشورمان را آن گونه كه مي خواهيم بسازيم و تحقق اين امر نيازمند همت مضاعف و كار مضاعف تك تك افراد است.
    عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در عين حال از وجود برخي ناهنجاري هاي اجتماعي در جامعه انتقاد كرد و گفت: در حالي كه جوانان دانشمند ايران قله هاي علم و دانش را يكي پس از ديگري فتح و به فناوري هسته اي دست پيدا كرده اند متاسفانه برخي جوانان نيز گرفتار اعتياد و ناهنجاري هاي اجتماعي شده اند و رواج چنين مسئله اي در جامعه اسلامي پذيرفتني نيست و لذا اين پرسش مطرح است كه چرا دولت براي مقابله با اين ناهنجاري ها همت به خرج نمي دهد؟!
    وي افزود: من با برخوردهاي افراطي و تفريطي موافق نيستم ولي نيروي انتظامي نبايد در برابر رواج ناهنجاري هاي اجتماعي البته بي تفاوت بماند. براي مقابله با ناهنجاري هاي اجتماعي مي بايست كار فرهنگي مضاعف انجام داد كه صدا و سيما، دانشگاه ها، حوزه هاي علميه و مراكز فرهنگي در اين زمينه مسئوليت دارند اما نبايد از ضمانت اجرايي غافل بود.
    مهندس نبوي همچنين به تهديدات اوباما رئيس جمهور آمريكا عليه ايران اشاره كرد و گفت: رئيس جمهوري كه با نقاب دموكراسي سركار آمد اكنون كشوري مانند جمهوري اسلامي ايران را به بمب اتم تهديد مي كند و اين امر يك مسئله بي سابقه اي است كه نشانگر دشمني حاكمان آمريكا با ملت ايران است.
    وي روز بزرگداشت حكيم خواجه نصيرالدين طوسي را نيز يادآور شد و گفت: در شرايطي كه مغول به ايران حاكم شده بود خواجه نصيرالدين طوسي با همت مضاعف خود توانست چنان تاثير فرهنگي بر حاكم مغول بگذارد كه وي مسلمان شد و همچنين اين حكيم فرزانه آثار علمي و فني ارزنده اي از خود برجاي گذاشت.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت و كار مضاعف اساس حركت دهه پيشرفت و عدالت


نويسنده: سيد مهدي هاشمي سينقاني

انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي از زمان تاسيس تا امروز كه وارد دهه چهارم عمر پربركت خود گرديد از فراز و نشيبهاي سخت و مشكلي با مدد و كمك الهي با رهبري امام راحل(ره) و مقام معظم رهبري و حمايت پشتيباني ملت قهرمان ايران علي رغم دشمني ها و توطئه هاي رنگارنگ و كينه توزانه در ابعاد مختلف نظامي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي رسانه اي و فشارهاي قدرتهاي فرامنطقه اي با موفقيت عبور نمايد. در پايان دهه سوم انقلاب حماسه بي نظير ملت در حضور آگاهانه در انتخابات 22 خرداد و شركت 85 درصدي مردم در آن براي هميشه پيروزي قاطع ملت ايران در تاريخ تثبيت نمود در حال حاضر نظام مقدس جمهوري اسلامي به عنوان كشور تاثيرگذار و مهم در جهان نقش كليدي را در معادلات و مناسبات بين المللي دارد و به بركت خون پاك شهيدان و استقامت ملت ايران از منزلت و جايگاه رفيعي برخوردار است. ملت هاي مسلمان و آزاده جهان اميد و توجه خاصي به ايران دارند. امروز چشم جهان و ملتهاي خسته از ظلم و تجاوز مستكبران و زورمداران عالم به ايران اسلامي دوخته شده. امروز تنها ملت ايران است كه پرچم عدالت را در جهان در دست دارد كه اين مسئله مسئوليت ملت ايران را سنگين تر مي كند. امروز ايران اسلامي با شعار عدالت محوري در يك سو و جبهه كفر الحاد و بي عدالتي در سوي ديگر صف آرائي نموده اند امروز به خوبي قدرتهاي سلطه گر بيش از گذشته از شعار عدالت محوري ايران در هراس است چرا كه با قدرت يابي ايران خود كفا و پيشرو در عرصه هاي علمي و فن آوري زمينه بالندگي و رشد ايران بيش از گذشته فراهم است و اين همان چيزي است كه سالها قدرت هاي بزرگ با فشارها و توطئه ها نمي خواستند كه ايران به چنين موقعيتي دست يابد. امروز بسترها و زمينه هاي لازم براي سرعت بخشي هرچه بيشتر در سازندگي كشور فراهم است بايستي در ابتداي دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت ناميده شده بايستي با همت و تلاش مضاعف با يك جهش بزرگ گام هاي موثرتري براي اعتلاي ايران اسلامي برداشته شود. براي انجام اين رسالت بزرگ بايستي مسئولين و ملت دوشادوش يكديگر بيش از گذشته جهت نيل به اهداف متعالي انقلاب اسلامي كه همان شعار عدالت است گام بردارند تا انشاءالله زمينه ساز دولت يار و عدالت محور حضرت بقيه الله(عج)
باشيم. در اين راستا توجه به چند عامل مهم و اساسي لازم و ضروري است كه عبارتند از:
    
 برنامه منسجم:
    اولين گام براي موفقيت در هر كاري داشتن برنامه مدون است كه اين امر مهم و اساسي يعني داشتن برنامه از ضروريات مسلم است كه اين نقشه را در افق روشن در برنامه چشم انداز 20 ساله توسط مقام معظم رهبري تدوين و ابلاغ گرديد. اهداف و چشم انداز اين برنامه 20 ساله كشور يعني افق ايران 1400 در آن وظايف قواي سه گانه تبيين شده است اما آنچه بايد بدان توجه داشت صرف تدوين و ابلاغ برنامه مشكلي را حل نمي كند آن چيزي كه مي تواند موفقيت اين برنامه را تضمين كند توجه خاص به برنامه ابلاغي توسط مقام معظم رهبري است تا مسئولين و دست اندركاران كشور در رده هاي مختلف در جهت اجراي صحيح برنامه همت گمارند و با تصويب قوانين متناسب با برنامه و بسترها و زمينه هاي اجراي آن را با حضور و مشاركت مردم در كمك به رسيدن هرچه سريع تر به اهداف چشم انداز است. در اين راستا مسئولين و قواي سه گانه با وحدت و يكپارچگي بدون دخالت دادن نظرات گروهي و جناحي وابستگي هاي گروهي و حزبي و مجادلات بيهوده و سطحي و بي فائده تمام وقت و تلاش خود را صرف اجراي صحيح برنامه چشم انداز كنند و با بهره گيري از نظرات كارشناسان حوزه و دانشگاه و نخبگان و توان نيروي جوان و متفكر كشور با همت مضاعف و كار مضاعف به عملي سازي اهداف چشم انداز اقدام نمايند تا انشاءالله طبق برنامه چشم انداز شاهد ايران آباد، آزاد، پيشرفته مادي و معنوي و مستقل و مقتدر در منطقه و جهان باشيم.
    
 اتحاد و همبستگي ملي:
    وحدت و يكپارچگي يكي از عوامل مهم و نياز حياتي جامعه بشري محسوب مي شود كه بدون آن جامعه بشري نمي تواند به حيات خود ادامه دهد در سايه وحدت است كه جامعه مي تواند كاركرد درست خود را داشته باشد. پويائي و تداوم جامعه بشري مشروط به وجود اتحاد در ميان جامعه است تا انسانها به كمك هم به سوي رشد و تعالي حركت نمايند و برعكس جامعه اي كه در آن اختلاف، تشتت و چند دستگي باشد آن جامعه روي سعادت و خوشبختي را نخواهد ديد و انسانها با دست خود نابودي و شكست را براي خود رقم مي زنند و همچنين راه را براي سلطه ديگران فراهم مي سازند. جامعه اي كه به افراد و مردم خود متكي است هيچگاه اجازه سلطه و آقائي را به ديگران و قدرت هاي فرصت طلب و سودجو نخواهد داد از اين رو وحدت كلمه در هر جامعه اي از لوازم حيات و استقلال آن جامعه است. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي هنگامي كه ملت ايران با وحدت و همدلي دست اجانب و مزدوران وابسته را از ايران اسلامي كوتاه نمود و سرنوشت خويش را به دست خود گرفت و دست قدرتهاي مستكبر را از منابع سرشار اين كشور كوتاه كرد شاهد تلاش دشمنان و قدرت هاي بزرگ بوديم بخصوص در مسائل اخير بعد از انتخابات بي نظير 22 خرداد كه چگونه دشمنان داخلي و خارجي خود را به آب و آتش مي زدند تا با سوء استفاده از مسائل انتخاباتي با سوارشدن بر موج ايجاد شده با بهره گيري از افراد مغرض و قدرت طلب و بريده از نظام و ملت كينه و اختلاف را در ميان صفوف ملت ايجاد نمايند تا شايدوحدت و يكپارچگي مردم را دچار خدشه و آسيب نمايند تا به خيال خود كشور را به سوي جنگ داخلي سوق دهند تا از اين طريق نظام مستحكم ومقتدر ايران را متزلزل و بتوانند به آرزوي 30 سال خود دست يابند. خوشبختانه ملت ايران با آگاهي از ترفند دشمنان و توجه و عمل به يكي از مهمترين تاكيدات و فرمايشات امام راحل (ره) يعني تبعيت و اطاعت فرمان ولي فقيه با بصيرت مثال زدني خود نتوانستند كوچكترين خدشه اي به وحدت و اتحاد مردم وارد سازند و ثمره شيرين و معجزه آساي وحدت و اتحاد را همچون گذشته مشاهده نمود. حال كه در ابتداي دهه چهارم انقلاب اسلامي قرار گرفتيم و با اتحاد ميان خود همه گردنه هاي سخت را از پيش روي برداشته ايم بيش از گذشته نياز است تا همه گروه ها، جناحها و اقشار مختلف مردم با درك موقعيت حساس كشور و نظام با وحدت و هم دلي حول محور اسلام، ولايت فقيه، قانون اساسي و آرمانهاي معمار بزرگ انقلاب امام راحل (ره) ضمن خنثي سازي توطئه دشمنان با همت و تلاش و عزم راسخ يكي پس از ديگري راه را جهت پيشرفت و توسعه همه جانبه مادي و معنوي كشور هموار نمائيم. مقابله و مبارزه واقعي با آمريكا كارو تلاش و ساختن ايراني پيشرفته است. دهه چهارم انقلاب دهه پيشرفت و عدالت است پس بايد براي عملي سازي اين شعار با كمك هم به اين هدف متعالي و بزرگ انقلاب نائل شويم. هوشياري و توجه همه افراد، گروهها، جناح ها، نخبگان و احاد ملت به وحدت و همبستگي ملي زمينه ساز رشد و بالندگي هرچه بيشتر انقلاب و نظام جمهوري اسلامي خواهد شد.
    
 همت مضاعف و كار مضاعف:
    يكي ديگر از عوامل و زمينه هائي كه توسعه و پيشرفت را سرعت مي بخشد مسئله كار و تلاش مضاعف در كشور است در دهه چهارم انقلاب كه به دهه پيشرفت وعدالت ناميده شده بايستي چرخه حركتي توسعه در كشور با سرعت بيشتري انجام شود. مقام معظم رهبري با تيزبيني ويژه خود امسال را به نام همت مضاعف و كار مضاعف ناميد اين هوشياري و درايت معظم له در ابتداي دهه چهارم بايد مورد دقت نظر و توجه مسئولين قرار گيرد. بايد محور اصلي سياست گذاري سال 89 بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري تدوين و تنظيم شود تا با فراهم نمودن زمينه هاي لازم، شاهد يك عزم و اراده ملي و همت و تلاش مضاعف در ميان مردم، مسئولين دانشمندان، مخترعين و مبتكرين، نخبگان علمي و دانشگاهي در سرعت بخشي به توسعه و پيشرفت جامعه اسلامي باشيم. مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خود چنين مي فرمايند: (امسال براي اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاي شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفه ماست، انجام بدهيم، براي اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاي كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم تر و پرتلاش تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذاري مي كنم. به اميد اينكه در بخشهاي مختلف، بخشهاي اقتصادي، بخشهاي فرهنگي، بخشهاي سياسي، بخشهاي عمراني، بخشهاي اجتماعي، در همه عرصه ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاي بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم تر، راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدفهاي بزرگ خود ان شاءالله نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است). بايد به اين موضوع توجه نمائيم در جامعه ديني كه در آن كار و تلاش يك عبادت تلقي شود ضمن آنكه لطف و كمك الهي همراه آن جامعه خواهد بود توسعه، رفاه فردي و اجتماعي، عزت ملي و قطع وابستگي را در پي خواهد داشت. انشا ءالله در پايان سال شاهد يك جهش بزرگ در توسعه و پيشرفت و عدالت اجتماعي باشيم.
    
 خودباوري و اعتماد به نفس:
    يكي از اقداماتي كه قدرت هاي سلطه گر براي سلطه بر كشورهاي جهان از آن بهره مي جويند پاشيدن بذر خود كم بيني و خودباختگي و عدم اعتماد به نفس در ميان ملتها و جوانان كشورها است تا بتواسطه آن سلطه خود را بركشورها و ملتها فراهم و تسهيل بخشند ايران نيز تا قبل از انقلاب شكوهمند اسلامي با تبليغات گسترده غرب و با سلطه بر اين كشور توانسته بودند اين روح خود باختگي را در ملت ايران ترويج دهند و بدينوسيله بيش از 2500 سال بر ايران و منابع سرشار آن سلطه پيدا كنند به بركت نفس مسيحاي امام راحل و اسلام و انقلاب اسلامي روح اعتماد به نفس و خود باوري در ميان ملت ايران بخصوص جوانان برگشت و در طول اين سي سال همگان شاهد ثمرات ارزشمند آن بوديم و ملت به چشم خود ديد كه در سايه ايمان و اعتماد به خود و جوانانش چه كارهاي بزرگ و ارزشمندي را به سرانجام رسانيد و ايران وابسته را به كشوري مستقل تبديل ساخت. ملت با اعتماد به خود و جوانان برومندش در مدت سي سال علي رغم دشمني ها و فشارها و موانع ملت با بهره گيري از توان خود و اتكا به دارائي خود توانست ضمن قطع وابستگي به بيگانگان، يكي پس از ديگري سنگرهاي پيشرفت و توسعه را در صحنه هاي مختلف علمي، پزشكي، فن آوري، اختراعات و ابتكارات، هوا و فضا و... پشت سر بگذارد حال حاضر كه بسترهاي لازم توسعه همه جانبه فراهم است لازم است با تقويت اعتماد به نفس ملي گام هاي بلند علمي در عرصه هاي مختلف بخصوص توليد علم و فن آوري بيش از گذشته برداشته شود و در آينده نه چندان دور با توكل به خدا و اعتماد عميق به جوانان برومند اسلامي شاهد آن خواهيم بود كه كشور ايران به عنوان يكي از كشورهاي مادر در توليد علم، صنعت، و تكنولوژي هاي مختلف و متنوع روز پا به عرصه جهاني بگذارد و اين آرزو با توكل به همت و تلاش جوانان تيزهوش و نخبه نسل سوم انقلاب بسيار نزديك و دست يافتني است. ان شاءالله
     


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب

كار و كوشش

 

يكى از مسايل مهم بررسى ارزش كار از نظر قرآن است، تا از اين طريق پايه اعتراض گروهى كه فكر مى كنند مساله كار در اسلام مورد عنايت قرار نگرفته است روشن گردد.

 

آيات قرآن را در اين مورد مى توان به چند گروه تقسيم كرد كه به آن ها اشاره مى كنيم:

۱- آياتى كه يادآور مى شود كه سعادت اخروى انسان در گرو كار و كوشش در اين جهان است مانند:

«براى انسان جز سعى و كوششى كه انجام داده است چيزى نمى ماند و به زودى نتيجه كار او ديده مى شود.» (نجم/۳۹) باز مى فرمايد:

«روزى كه انسان كوشش هاى خود را به ياد مى آورد.» (نازعات/۳۵)

از ديدگاه قرآن هر كار و كوشش نمى تواند براى انسان سعادت آفرين باشد، كار سعادت آفرين كارى است كه محرك انسان براى كار هوى و هوس او نباشد و انگيزه الهى و انديشه خدمت به نوع محرك او باشد و در غير اين صورت مشمول ايده ياد شده زير خواهد بود.

«آنان كه كوششان دراين جهان گم و نابود شد و مى انديشند كه كار نيك انجام مى دهند.» (كهف/۱۰۴)

۲-آياتى كه ايمان و كار نيك را به هم عطف كرده و ثمربخش بودن هر كدام را منوط وجود ديگرى مى داند، و از اين طريق به مدعيان ايمان پيراسته از عمل نيك، هشدار مى دهد كه درخت ايمان بى ثمر نخواهد بود و ايمان بى عمل گواه بر خشك شدن شجره ايمان است و در قرآن متجاوز از شصت مورد، ايمان و عمل صالح كنار هم آمده و اين پيوند در آيه ياد شده در
زير به روشنى به چشم مى خورد:

«آن كس كه به خدا و روز ديگر ايمان آورد، و عمل صالح انجام دهد براى او پاداشى است نزد پروردگار خودش.» (بقره/۶۲)

مجموعه اين آيات مى رساند كه ايمان و شناخت، تكليف آفرين و وظيفه خيز است، در حالى كه عمل بدون شناخت و
 معرفت، كاملا بى نتيجه مى باشد.

آياتى كه يادآور مى شود نيل به درجات اخروى و طى مراحل ترقى در سراى ديگر در گرو كار و كوشش است، چنانكه مى فرمايد:

«براى هر فردى درجه اى به مقدار كارى است كه انجام داده است.» (انعام/۱۳۲)

در برخى از آيات نيل به درجات بالا را، معلول ايمان و معرفت انسان مى داند چنانكه مى فرمايد:

«خداوند كسانى را از شما كه ايمان آورده اند و افرادى را كه داراى علم و دانش هستند بالا مى برد و درجاتى به آن مى بخشد.» (مجادله/۱۱)

به حكم آيه نخست، ارتفاع درجه در سايه عمل، و به حكم آيه دوم، رفعت منوط بر ايمان و علم است، نتيجه جمع ميان مضمون دو آيه اين است كه انسان در سايه سه عنصرى به نام معرفت و شناخت، ايمان و تسليم و كار و كوشش به درجاتى نايل مى گردد.

در حالى كه اين سه عنصر به هم ارتباط و پيوند كامل دارد، ولى در يكديگر نيز موثر مى باشد، رسوخ ايمان و قرونى آن در سايه تداوم كار و كوشش است كه به ايمان دوام و استحكام و قرونى بيشتر مى بخشد و در قرآن به اين قسمت نيز اشاره شده است آن جا كه مى فرمايد:

«آنان كه ايمان آورده اند و عمل نيك انجام داده اند، خداى آنان آن ها را هدايت مى كند.» (يونس/۹)

۴- آياتى كه محبوبيت اجتماعى افراد را منوط به انجام عمل صالح مى داند كه عمل آنان از روى ايمان به خدا سرچشمه مى گيرد چنانچه مى فرمايد:

««آنان كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند، خداى رحمان براى آنان محبتى در دل مردم قرار مى دهد.» (مريم/۹۶)

گروهى كه مى خواهند، با شعار و سخن پراكنى، علاقه و مهر توده ها را به سوى خود جلب كنند، سخت در اشتباهند اين گروه بايد بدانند كه عامل اصيل محبت ايمان و عمل صالح است.

۵- آياتى كه مى رساند كه كار و كوشش انسان در جهان ديگر، با لباس مناسب آن جهان ظاهر مى گردد و قسمتى از پاداش اخروى جز بازگردانيدن خود عمل به خود انسان چيزى نيست چنانكه مى فرمايد:

«روزى كه هر انسانى آنچه را انجام داده است در برابر خود حاضر و آماده مى بيند.» (آل عمران/۳۰)

تشويق به كار و نكوهش تنبلى

 

اسلام، دين كار و كوشش است و به رغم تبليغاتى كه گاهى از جانب مخالفان اسلام درباره تشويق روحيه دنياگريزى و ترغيب به آخرت گرايى در اين دين مى شود و گريز از كار و كوشش را از نتايج اين نگرش در ميان مسلمانان مى دانند، منابع دينى ما پر از رواياتى است كه بر اين امر تاكيد فراوان كرده و آن را از بهترين و ارزشمندترين عبادت ها شمرده است.

در آيه اى از قرآن مجيد، آفرينش روز و روشنايى آن را براى تامين معاش ذكر كرده است:

(وجعلنا النهار معاشا) (نبا/۱۱)

«روز را براى كسب روزى معيشت قرار داديم.»

در آيه اى ديگر، ضمن بيان پاره اى از نعمت هاى الهى، استفاده از آن ها را در سايه كار دانسته است.

«و در آن زمين باغ هايى از درختان خرما و تاك قرار داديم و چشمه ها در آن روان كرديم تا از ميوه آن و كاركرد دست هاى خودشان بخورند. آيا باز هم سپاس نمى گزارند؟» (يس/۳۵و۳۴)

اهميت دادن به كيفيت كار

 

در دين اسلام، كيفيت كار، همواره اهميت بيشترى از كميت آن دارد، به طورى كه حتى در عبادات و امور معنوى نيز برخلاف تصور بعضى، به فراوانى عبادت دعوت نشده بلكه بر انجام نيكوى آن ها تاكيد شده است، چنانكه در قرآن كريم مى خوانيم:

«آنان كه به خدا ايمان آوردند و عمل شايسته انجام دادند، بى شك ما پاداش نيكوكاران را از بين نخواهيم برد.» (كهف/۳۰)

در آيه ديگرى، هدف از آفرينش زندگانى و مرگ چنين معرفى شده است كه كدام يك از انسان ها اعمال شايسته ترى انجام مى دهد. (ملك/۲)

حضرت امام على (ع) ارزش هر انسانى را متناسب با كارهاى شايسته او مى داند و مى فرمايد:

دقت در كارهاى دنيايى و كوشش براى انجام شايسته آن ها نيز در رفتار و گفتار معصومان به چشم مى خورد.

پيامبر گرامى اسلام در اين باره فرمود:

«كارتان را استوار و محكم انجام دهيد.» (سفينه البحار/ج۲/ص۲۷۸)

آسيب شناسى كار و تلاش

 

انسان دين باور وظيفه دارد به عمران و آبادى زمين بپردازد (هود/۶۱) و به اين وسيله بر بسيارى از خواسته هاى خويش نايل آيد. (اعراف/۱۰)

يكى از مهم ترين اهرم ها در اين راستا كار و تلاش سازنده است (يس۳۵ و۳۴). كار و تلاش در فرهنگ دين ضرورتى است اجتناب ناپذير (الحياه ۱/۳۲۹) كه همه لحظات زندگى را دربرمى گيرد (الحياه۵/۳۱۸) خداوند از انسان بيكار بيزار و روگردان است. (الحياه۵/۳۳۴) در رهنمودهاى دينى، فردى كه براى تامين نيازهاى خود تلاش نمى كند، مورد لعن قرار گرفته است. (الحياه۵/۳۳۳)

چنين فردى با دين فروشى به حيات خود ادامه مى دهد (الحياه۵/۳۳۲) و زيست انگل وار دارد. (الحياه ۵/۳۵۵)

سستى، تنبلى و بيكارى جامعه را به شدت آسيب پذير مى سازد (الحياه/۳۷۷) و انواع فسادها در آن رواج مى يابد. (الحياه۴/۷۲)

و از علل مهم واپسگرايى است. (الحياه ۴/۳۱۸) عبادتى كه بنيان آن را بيكارگى تشكيل دهد، نوعى كج انديشى دينى تلقى شده است. (الحياه ۵/۳۲۱) دين اجازه نمى دهد انسان در صورت امكان حتى در سخت ترين شرايط از كار و تلاش سازنده دست بكشد و به سوال و تكدى بپردازد. پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «اگر انسان ريسمانى بگيرد، پشته اى هيزم را بر دوش كشد و آن را بفروشد و از اين رهگذر نيازهاى خود را برآورد، بسى بهتر است از اين كه از ديگران درخواست كمك كند و با تكدى شخصيت خويش را خدشه دار سازد.» (الحياه ۵/۳۱۶).

كار و تلاش در سلامت جسمى و روانى انسان نقش بسزايى دارد. (الحياه ۵/۲۹۱) راه بهره مندى انسان از يافته هاى علمى است (الحياه ۱/۳۲۳) و خود زمينه ساز آگاهى به ناشناخته هاست. امام على (ع) در اين مورد مى فرمايند: «به كار بستن يافته هاى علمى بهترين وسيله براى شكوفايى علم و كشف ناشناخته هاست.» (الحياه۱/۱۰۳) سرمايه اى بس گرانبهاست كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «كار و تلاش، گنج است.» (الحياه ۱/۲۹۱) كه با آن مى توان به اهداف مورد نظر دست يافت. (الحياه ۱/۲۹۳)

منابع:

 

۱- سيماى اقتصاد اسلامى

۲- سياست هاى اقتصادى در اسلام

۳- پديده شناسى فقر و توسعه (۱)



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 10:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب
فرهنگ «كار» و شاكله هويت ايراني

نامگذاري سال 1389 از سوي رهبر فرزانه انقلاب به‌نام «همت مضاعف و كار مضاعف» بيانگر واقعيتي است كه نشان مي‌دهد آنچه ضرورت امروز است، تلاش چند برابر براي آباداني ايران است.
سؤال اين است چرا فرهنگ كار و تلاش در ايران جدي گرفته نشد و عليرغم قدمت تمدني ايران و تأثيرگذاري ايرانيان بر غناي سرمايه فرهنگي جهان، آنچنان كه بايد و شايد در عصر حاضر كار و تلاش جدي گرفته نمي‌شود و «راحت‌طلبي» و به‌دست آوردن «گنج نابرده رنج» به‌عنوان يك مطلوب رايج شده است و حتي بسياري از افراد مي‌كوشند تا با به‌دست آوردن شبه‌مشاغل راحت اما پرسود، يكشبه ره صدساله را بپيمايند.
اين موضوع از گذشته به‌عنوان سؤالاتي در اذهان انديشه‌وران ايراني مطرح شده است و برخي از آنها نيز براي شناخت خلق و خويي كه فرهنگ كار و تلاش را جدي نمي‌گيرد، به نوشتن رساله‌هايي در آداب و سنن و خلق و خوي ايرانيان و شاكله هويت آنان پرداخته‌اند؛
اما هيچكدام از اين كتب (كه چكيده آنها فقط در مذمت افراطي و تخطئه فرهنگ خودمان بوده است)، راهكاري منصفانه براي رسيدن به يك نقطه تعادل ارائه نداده‌اند و فقط دائم تكرار مي‌كنند ما بعد از حمله مغول ديگر روي خوش نديديم.
ذكر اين چند عبارت كه بعد از حمله مغول و يا بعد از جنگ‌هاي ايران و روس ما دچار يك انحطاط شديم دردي را دوا نمي‌كند؛ چراكه بسياري از كشورها نيز به‌مراتب رخدادهايي چون حوادث تأسف‌بار و ويرانگر حمله مغول و... داشته‌اند اما توانسته‌اند خود را در مسير قابل‌قبولي از پيشرفت قرار دهند.
واقعيت اين است تا زماني كه فرهنگ متحول نشود نمي‌توان كاري از پيش برد و تحول فرهنگي از سنين ابتدايي آموزش شروع و در كوچه و خيابان تكميل مي‌شود و از طريق راديو و تلويزيون اين فرهنگ تعالي پيدا مي‌كند. تلاش فرهنگي و فرهنگ‌سازي، كار يكسال و 2سال نمي‌باشد و بايد بر آن مداومت داشت و به‌گونه‌اي عمل كرد كه در رفتار و تفكر افراد تجلي پيدا كند.
در اسلام فرهنگ كار و تلاش نوعي عبادت محسوب مي‌شود و تلاش براي خانواده و آبرومندي نوعي جهاد در راه خدا محسوب مي‌شود و از طرفي از معصومين روايت شده است؛ براي دنيايت چنان كار كن كه گويي مي‌خواهي دائما در دنيا زندگي كني و براي آخرت چنان فعاليت نما كه گويي فردا مي‌خواهي دنيا را ترك كني. اين دستورالعمل متعالي كه نمونه آن در كمتر مكتبي وجود دارد مي‌تواند مهم‌ترين راهبردي باشد كه ما را به مسير بهتري هدايت كند.
بنابراين تمركز تبليغات بايد بر ارزش كار و تلاش در اسلام و تقبيح كسالت و بيكاري باشد و از طرفي ثروتمند شدن بي‌زحمت و پول بادآورده و رانت‌خواري و اقسام مختلف آن مذموم و غيراخلاقي شمرده شود.
همچنين ارائه الگوهاي موفقي از كشورهايي كه با كار و تلاش توانسته‌اند پله‌هاي ترقي را سريع بپيمايند نيز مي‌تواند مطلوب باشد. پرهيز از شعارزدگي و احتراز از تفكرات منفي‌گرايانه كه يكسره بر نفي و دفع تأكيد مي‌كنند و شاكله هويت ايراني را زير سؤال مي‌برند از ضرورت‌هاست.
آنچه كه بايد مورد تأكيد قرار گيرد فرهنگ كار و تلاش است و جدي گرفتن هر كس از جانب خودش، در هر مسئوليتي كه قرار دارد و آن اينكه كاري را كه بر دوش دارد به‌نحو احسن انجام دهد تا فرهنگ كار جزئي از شاكله هويت ما درآيد و از مرحله شعار به رتبه شعور صعود كنيم و بدانيم تا زماني كه كار به‌عنوان يك فرهنگ درنيايد، نمي‌توانيم قله‌هاي پيشرفت را بپيماييم.
بنابراين اگر هر روز و هر ماه و هر سال را به‌نام كار مضاعف و همت مضاعف بناميم باز هم جايز است؛ چراكه تا زماني كه كار و كارآفريني جزء شاكله هويت ايراني نشود، بايد همتي مضاعف به‌خرج داد و فرهنگ‌سازي كرد.

محمدرضا جمالي


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 1:13 AM نظرات 0 | لينک مطلب
نيروي انساني مبناي توسعه كسب و كارها

در مقاله حاضر به مجموعه‌اي از اقدامات كه تمام كارآفرين‌ها براي پرورش و تشويق نيروي كار بايد انجام دهند اشاره مي‌شود. به عنوان يك كارآفرين مسووليت ايجاد تغييرات مثبت در محيط كار برعهده شماست و بديهي است كه تغييرات توسط نيروي انساني انجام مي‌شوند.
خلاصه
منابع انساني در قرن 21 از مهم ترين عوامل رشد كسب و كارهاي كوچك و بزرگ شناخته شده اند. بسياري از كشورها به سبب داشتن نيروي كار متخصص و البته زمينه مناسب كارآفريني توانسته اند به اقتصاد خود رونق داده و بنيان مستحكمي براي بهبود شاخص هاي كلان اقتصاد به وجود آورند.
به همين علت اكثر دولت ها در كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه برنامه هايي براي تربيت نيروي انساني و هماهنگ كردن توانايي هاي آن ها با نيازهاي اقتصاد تدوين و اجرا كرده اند.
در مقاله حاضر به مجموعه اي از اقدامات كه تمام كارآفرين ها براي پرورش و تشويق نيروي كار بايد انجام دهند اشاره مي شود. به عنوان يك كارآفرين مسووليت ايجاد تغييرات مثبت در محيط كار برعهده شماست و بديهي است كه تغييرات توسط نيروي انساني انجام مي شوند.
• اهداف شركت را با كاركنان در ميان بگذاريد
كارآفرين ها پس از تعيين هدف براي كسب و كار خود يعني اهدافي كه مشخص، قابل اندازه گيري، دست يافتني و واقعي هستند بايد تا جايي كه به تحقق آن ها كمك مي شود كاركنان را از آن ها آگاه كنند.
ترتيبي دهيد كه تك تك كاركنان بدانند براي دستيابي به اهداف شركت چه اقدامي مي توانند انجام دهند. از اين طريق آن ها احساس مسووليت مي كنند و تشويق مي شوند نقش خود را به درستي ايفا كنند.
• وظايف شغلي كاركنان را به وضوح تعريف كنيد
هيچ كس نمي تواند كاري را كه سروته ندارد به درستي انجام دهد. ابهام در جنبه هاي گوناگون مهم ترين دشمن كسب و كارهاست. مشخص كنيد هر يك از كاركنان بايد چه وظايفي را انجام دهد. تا جايي كه امكان دارد شخصا درباره ميزان تاثير فعاليت ها و تلاش هاي هر يك از كاركنان در تحقق اهداف شركت با آن ها صحبت كنيد.
اگر نقش ها به وضوح توصيف نشده باشد تضاد، نااميدي و كاهش روحيه به وجود خواهد آمد. با تعريف واضح وظايف شغلي از بروز اين رويدادهاي منفي در محيط كار جلوگيري كنيد.
• برنامه اي تدوين كنيد كه كاركنان داوطلبانه در آن شركت كنند
نيروي انساني غير از حقوقي كه دريافت مي كند نياز دارد خود را براي جامعه مفيد احساس كند. با تشكيل گروهي از كاركنان داوطلب به انجام كارهاي عام المنفعه بپردازيد. كاركنان اين اقدام را حركت مثبت شركت براي كمك به ديگران قلمداد خواهند كرد. به اين ترتيب روحيه آن ها به شدت بالا خواهد رفت.
• در محيط مديريت كنيد
از اتاق خود خارج شده و كاركنان را در حال كار و فعاليت مشاهده كنيد. با آن ها صحبت كنيد تا بفهمند به كاري كه انجام مي دهند علاقه مند هستيد. اگر سال ها در اتاق كار خود با ورق ها و دفاتر و رايانه تان سروكله بزنيد هيچ نكته اي درباره روابط نيروي كار درك نخواهيد كرد.
بسياري از كسب و كارها به سبب ضعف تدريجي روابط نيروي كار با هم و خستگي آن ها از شغلي كه دارند دچار افول شده اند. با حضور در محيط كار نيروي انساني، نشانه هاي اوليه اين روندهاي منفي را شناسايي كرده و از ادامه آن جلوگيري خواهيد كرد. خود را براي پاسخگويي به پرسش هاي آن ها آماده كنيد. ترتيبي دهيد كه منبعي با ارزش براي آن ها باشيد.
• قبل از بروز منازعات منبع آن ها را شناسايي كنيد
از طريق گفت وگو با كاركنان مشخص كنيد چه موانعي بر سر راه آن ها در تحقق اهداف شركت و انجام وظايف ايشان وجود دارد. ابزارهاي كار، بودجه، روندها، رويه هاي مديريتي ممكن است جزو موانع شغلي آن ها محسوب شود.
وظيفه شما به عنوان يك كارآفرين و مدير، شناسايي اين موانع و رفع آن هاست. هرگز به موانع بي توجه نباشيد، زيرا تحقيقات نشان مي دهد زمان نه تنها به از ميان رفتن آن ها منجر نمي شود، بلكه به عمق آن ها مي افزايد. براي كاهش تنش ها از روش هاي موثر و ثابت شده استفاده كرده و محيط مثبت كاري به وجود آوريد.
• بر جوحاكم بر شركت نظارت كنيد
براي موفقيت بايد به روشني به نقاط قوت و ضعف كسب و كار خود آگاه باشيد. درباره كاركنان، رويه هايي مديريتي، تعاملات بين كاركنان، اهداف، نقش ها و وظايف، رفتار با كاركنان و... مي توانند جزو نقاط ضعف و يا قوت كسب و كار شما باشد. پيش زمينه هاي ذهني را درباره هر يك از اين موارد كنار گذاشته و از طريق مشاهده عيني به واقعيت پي ببريد.
نكته بسيار مهم اين است كه نظارت بر محيط كار بايد دايما انجام شود زيرا با تغيير برخي ويژگي ها در محيط كار يا جو حاكم بر محيط بازار ممكن است دگرگوني هايي در موارد بالا رخ دهد.
بنابراين هرگز تصور نكنيد اگر يك رويه قديمي اكنون صحيح است شش ماه يا يك سال بعد نيز صحيح خواهد بود. همچنين هر عاملي ممكن است بر ميزان رضايت نيروي انساني تاثير منفي بگذارد. حداكثر تلاش را صرف ارتقاي جو حاكم بر شركت كنيد.
• در تغيير سازمان از كاركنان كمك بگيريد
هنگامي كه نقاط ضعف شركت را تشخيص داديد تيمي براي رفع اين نقاط ضعف تشكيل دهيد. قبل از ايجاد تغيير گروه هايي از كاركنان را براي بحث درباره ضرورت تغيير سامان دهي كنيد.
هر چه كاركنان از ضرورت تغيير آگاه تر باشند، برنامه هاي تحول بهتر انجام خواهند شد. ترتيبي دهيد كه كاركنان در روند تغيير مشاركت داشته باشند. مشاركت باعث كاهش مقاومت در برابر تغيير خواهد شد و احساس مهم بودن را در بين آن ها ايجاد خواهد كرد.
• كاركنان برتر را شناسايي و تشويق كنيد
هر كس مايل است بداند چه وقت درست كار كرده و مديران از او راضي هستند. تشويق كاركنان برتر و كوشا نظام مثبتي را در شركت جا خواهد انداخت. بدون تشويق رفتارهاي عالي به تدريج از ميان خواهند رفت زيرا وقتي تفاوتي وجود ندارد كاركنان انگيزه اي براي تلاش نخواهند داشت.
ترتيبي دهيد كاركنان برتر بدانند شما از آن ها رضايت داريد و براي تلاش آن ها ارزش قايل هستيد. هر ابزاري براي تشويق مي تواند مفيد باشد.
• آموزش ركن ارتقاي توانايي كاركنان است
هرگز به شانس تكيه نكنيد. برترين مديران آن هايي هستند كه به آموزش كاركنان توجه مي كنند. براي برگزاري دوره هاي آموزشي متناسب با هر كارمند بايد توانايي هاي ويژه او را شناسايي كرده باشيد. به سبب تحولات سريع در حوزه هاي گوناگون، هرگز نمي توانيد بدون آموزش نيروي انساني خود ، در بلندمدت موفق باقي بمانيد.
بسياري از شركت ها چنين برنامه هايي را اجرا مي كنند. اگر شما بي توجهي كنيد آن دسته از نيروي كار شما كه به اين نوع برنامه ها علاقه مند هستند براي بهره مندي از آن ها محيط كار شما را ترك خواهند كرد و به منابع ارزشمند براي شركت هاي ديگر كه احتمالا رقيب شما هستند تبديل خواهند شد.
• جلسات تبادل افكار تشكيل دهيد
كاملا مفيد است اگر هر هفته ساعتي را به جمع شدن كاركنان و گپ زدن درباره موضوعات مختلف اختصاص دهيد. حس نزديكي در چنين محيط هاي غيررسمي بسيار شديد است.
اين جلسات مي تواند داخل يا خارج از محيط كار برگزار شود. در هنگام تعامل با نيروي كار فراموش نكنيد گذر كردن از مرزها، بيش از حد نزديك شدن به ايشان يا رعايت نكردن احترام آن ها كاملا نتيجه عكس در پي خواهد داشت.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در دوشنبه 13 اردیبهشت 1389  ساعت 1:12 AM نظرات 0 | لينک مطلب