« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )



 
  قطعا مخاطب معظم‌له در نامگذاري سال جديد همه مردم به ويژه مسئولان و كارگزاران نظام است. 

 بايد همت مضاعف و كار مضاعف يك دستورالعمل راهبردي در همه عرصه‌ها از جمله سياسي، اجتماعي، فرهنگي، علمي و... تلقي شود. 

 بايد در نظام اسلامي هر كس در هر كجا قرار دارد آنجا را مركز كار و تلاش مضاعف قرار دهد و بهترين عملكرد را داشته باشد. 

چون رسيدن به جايگاه در خور شان ملت بزرگ ايران اسلامي نيازمند همت مضاعف و كار مضاعف است. 

 اصولا رسيدن به اهداف عالي همت عالي مي‌طلبد و رهبر معظم انقلاب با يك دورانديشي جامع همه ساله سعي دارد با طرح يك شعار مسئولان و مردم به يك فعاليت عمومي رهنمود سازند. 


 اميدواريم اين شعار پرمحتوي مبناي فكر، انديشه، همت و كار مضاعف و فعاليت مردم و مسئولان قرار گيرد. 

 نامگذاري امسال به عنوان همت مضاعف و كار مضاعف افق جديدي در پيش روي ملت و مسئولان قرار داده است. 

در سال
۱۳۸۹ نياز به تلاش بي‌وقفه داريم تا بتوانيم به نتايج مطلوبي در عرصه‌هاي مختلف دست يابيم. 

 پيروزي نظام اسلامي و مردم در فتنه پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري بزرگ‌ترين دستاورد سال گذشته نظام و ملت است. 

 نطفه اين فتنه بزرگ از زمان شروع تبليغات نامزدهاي رياست جمهوري توسط رهبران و سران فتنه و خواص بي‌بصيرت و دنيا‌طلب و پشتيباني مالي، سياسي و تبليغاتي دشمنان كينه‌‌توز و بدخواهان نظام اسلامي و ملت ايران با جانبداري آشكار از يك نامزد منعقد شد. 


 پس از برگزاري انتخابات نيز با طرح تقلب بزرگ به بار نشست و در طول هفت ماه به اوج خود رسيد. 
هدف اصلي طراحان اين توطئه و سران و رهبران اين فتنه بزرگ سقوط نظام اسلامي مبتني بر ولايت فقيه و در نهايت ختم انقلاب و استقرار يك نظام مخملي وابسته به نظام سلطه بود. 

 مروري گذرا بر موضع‌‌گيري‌ها، تحليل‌ها، مصاحبه‌ها، بيانيه‌ها و سخنراني‌هاي سران فتنه و اصلاح‌طلبان و اعترافات دستگير شده‌ها در دادگاه انقلاب پس از شكست سنگين و ناكام شدن نامزدهاي آنان، بسياري از وقايع را براي ما روشن مي‌سازد. 

 با اين مرور گذرا براي همه ما روشن مي‌شود كه در اردوگاه اصلاح‌طلبان اعم از كارگزاران، سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب، جبهه دوم خرداد، حزب مشاركت، نهضت آزادي، مجمع روحانيون، جبهه ملي، سازمان منافقين، سلطنت‌طلب‌ها و ضد انقلاب خارج از كشور با هماهنگي آشكار و پنهان با رژيم آمريكا، رژيم نامشروع و جعلي اسرائيل، اتحاديه اروپا، ارتجاع عرب، برخي از روحانيون بي‌بصيرت و دنيا‌طلب و مدعي خط امام تمام توان خود را به كار گرفته تا بساط نظام اسلامي مبتني بر ولايت فقيه را جمع كنند. 


 اما با آگاهي و بصيرت فوق‌العاده مردم و رهبري حكيمانه مقام معظم رهبري اين فتنه بزرگ و كم نظير خنثي شد و چهره پنهان منافقين آشكار شد. 

 مردم ايران اسلامي در
۹ دي و ۲۲ بهمن محكم‌ترين سيلي را برچهره زشت و سياه رهبران، طراحان و سران فتنه زدند و بزرگ‌ترين پيروزي را به نظام و رهبري هديه كردند. 

 درود خدا بر بندگان صالح خداوند بر اين مردم باد و خداي بزرگ را براي اين پيروزي شاكر و سپاسگزاريم.

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدنقي لطفي

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:25 PM نظرات 0 | لينک مطلب

   

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب در آغاز بهار و در اولين روز سال نو در اجتماع عظيم زائران و مجاوران حرم مطهر ثامن الحجج حضرت علي ابن موسي الرضا (ع)  با تشريح زمينه ها و همه عرصه هاي مختلف تحقق  شعار سال جديد ، يعني همت مضاعف و کار مضاعف به تدوين عوامل و ضروريات پيشرفت و عدالت پرداختند.آقاي علوي تحليل حضرتعالي از بيانات رهبر معظم انقلاب در آغاز سال جديد چيست؟

علوي: همان طوري که سالهاي گذشته نامگذاري مقام معظم رهبري در مورد سالها را خالي از حکمت نديديم و همواره نامگذاريشان ناشي از يک حکمت هاي خاصي بود که بستگي به شرايط کشورمان داشت ، نامگذاري امسال  به همت مضاعف و کار مضاعف از سوي مقام معظم رهبري نشان دهنده نياز و ضرورت کشور و جامعه ما به اين واقعيت است. چرا که ما خواه ناخواه سال گذشته،،سال پايان يک دوره دولت اجرايي بود ، يعني دولت نهم و آغاز دولت دهم و اين طبيعي است که در پايان کار يک دولت و آغاز کار يک دولت تا شکل گيري دولت،خواه ناخواه کارها آن انسجام و آن شتاب و آن حرکتي را که بايد داشته باشد را ممکن است نداشته باشد و در نتيجه فرصتهايي  ازدست برود .

 همچنين شرايطي که بعد از انتخابات پيش آمد ، يک سلسله فرصت ها را بالاخره از دست ما گرفت و بخشي از نيروها و فکر و انرژي و برنامه ريزي مسئولين و دست اندرکاران را متوجه مسائل امنيتي کرد. اين نشان مي دهد که يک فرصتهايي از دست رفته و در جهت سازندگي کشور و براي پيشرفت امور بايد اين فرصت ها بازيابي شود و اين بازيابي فرصتها ، جز با يک همت مضاعف و کار مضاعف امکان پذير نيست. ما نامگذاري مقام معظم رهبري را به عنوان يک اشاره اي به نيازها و ضرورتها بايد تلقي کنيم و صرفاً زينت و زيور تابلوها و بيلبردها و يک سلسله کاغذهاي نامه ها و سربرگ ها نبايد شود بلکه بايد به عنوان يک اساس و به عنوان يک پايه و شالوده اي براي حتي فکر کردن ما باشد. يعني ما حتي در عالم تفکر براي حل مشکلات جامعه و پيشبرد مسائل کشور ، بايستي فکر بيشتري کنيم،عقلانيت بيشتري را به کار بگيريم و در جهت اجراي آنها انرژي بيشتري را به کار بگيريم که ان شاالله بتوانيم فرصتهاي از دست رفته را بازيابي کنيم.

با توجه به اينکه به هر حال به سمت چشم انداز 20 ساله کشور در حرکتيم و کشور ما در سال 1404 بايد به آن اهداف پيش بيني شده برنامه 20 ساله و در چشم انداز 20 ساله بايد برسد. ما اگر چنانچه فرصتها را از دست بدهيم و آنها را جبران نکنيم و همت و تلاش مضاعفي را به کار نگيريم ، عملاً تحقق آن چشم اندازها و دستيابي به آن آرمانها چيز ممکني نخواهد بود. اين است که مقام معظم رهبري با در نظر گرفتن چشم انداز 20 ساله و فرصتي که ما تا چشم انداز در پيش داريم اين نحوه حرکت کنوني و سال گذشته را کافي نمي بينند و نياز به اين مي بينند که بايد فکر بيشتر،کار بيشتر،تلاش بيشتر صورت بگيرد. و ان شاالله بتوانيم به آن چشم اندازها برسيم.

راديو گفت وگو: آقاي محمدتقي رهبر نظر شما در اين خصوص چيست: 

 تعبير من اين است که اعلام  اين سال به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف يک سياست راهبردي براي نظام است .  سياست راهبردي ما اين است که ما در جهت ارتقاء کشور از بعد علمي،اخلاقي، آقتصادي ، چشم اندازي را در پيش داريم که برادر عزيزمان هم مي فرمودند  که ما در سال 1404 مي خواهيم در سطح عالي در خاورميانه باشيم و اين استعداد در کشور ما وجود دارد.

 کما اينکه ما در اين سال ها بحمدالله در ابعاد مختلف علمي و ارتقاء سطح علمي کشور،موفقيتهاي بزرگي داشتيم.دانشمندان ما،محققين ما و مسئولين ما همه تلاش کردند. فرمايش آقا اين است که ما نبايد به اين مقدار قانع باشيم. همت مضاعف ؛ يعني همت را بالا ببريم. همانطور که خودشان هم فرمودند در حقيقت بالا بردن همت ، ارتقاي همت و کار بيشتر کردن و اگر ما به اين مقدار قانع شويم،اينجا درجا مي زنيم.

ما بايد همچنان افق چشم انداز را مد نظر داشته باشيم،اين سال دومين سال دهه پيشرفت و عدالت است. ما  براي پيشرفت بيشتر بايد تلاش کنيم . و اين هم همت مي طلبد هم تلاش مضاعف مي طلبد. و يک نکته اي که مي خواهم عرض کنم،در حقيقت ما به آنچه شعار مي دهيم بيشتر  عمل كنيم.

 سال قبل را مقام معظم رهبري،سال اصلاح الگوي مصرف معرفي فرمودند. امسال هم يک اشاره داشتند به اين موضع که به نظر من آن طوري که انتظار مقام معظم رهبري بود عملي نشد. به اين معنا که در آينده هم بايد تلاش بيشتر کنيم،همت بيشتري داشته باشيم. بيشتر از آنچه مي گوييم عمل کنيم ، در جهت عدالت،پيشرفت عدالتي که ما الان در دهه چهارم انقلاب قرار داريم،واقعاً عدالت اجتماعي را در سطوح مختلف کشور بوجود بياورم.

دولت ما،مجلس ما،مسئولين ما،در تدوين قوانين در اجراي قوانين در جهت خدمت کردن به مستضعفين جامعه،ارتقاي سطح صنعت، ارتقاي کشاورزي ،الان مشکلاتي داريم تلاش بيشتري کنيم.

راديو گفت و گو:  پس از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي رسانه هاي مختلف خارجي ، اظهار نظرهاي متعددي در اين رابطه داشتند. که در اين اظهار نظرها به بخشي از سخنان ايشان درباره امريکا هم اشاره داشتند. نظر شما درباره اين بخش از سخنان مقام معظم رهبري چيست؟ 

حجت الاسلام محمد تقي رهبر: به نظر من در بحث همت مضاعف و كار مضاعف بيش از اين ما نياز به گفت و گو نداريم.ما بايد باز به سمت عمل پيش برويم. در مورد برخي مسائلي مثل سياستهاي امريکا ، بايد بگويم آمريكا نمي خواهد با کشوري تعامل عادلانه اي داشته باشند و بنابراين چهره اين دولت و آن دولت براي ما هيچ فرقي نمي کند و در همين مدتي که ما دولت جديد دموکراتها را مي بينيم سرکار آمدند،مي بينيم که از تغيير هيچ خبري نيست حتي  موضع گيريهاي امريکا در سال گذشته در قضيه انتخابات واقعاً براي اينها رسوا کننده و سند محکوميت بود،دخالت در امور کشور ، تحريک کردن ضد انقلاب.

مفاد بيان آقا اين است که ما مسئولين نظام  فريب اين تظاهرات دولت جديد را نخورند که اين دست فولادي است که در دستکش مخملي رفته همانطوري که بارها تعبير فرمودند.  هر کشوري که با ما تعامل منطقي داشته باشد با او خواهيم داشت،ما با سياستهايي که اين دولت و دولت قبلي و اصولاً سياستهايي که حاکميت صهيونيستي دارد آن را اداره مي کند ، ما نبايد فريب آن را بخوريم.

وقتي چنان محکم و استوار در مقابل توطئه ها بايستيم ، براي ارتقاي کشور تلاش کنيم ، دست مخملي که داخلش دست چدني است ما را فريب ندهد.

البته يک جمله ديگر هم عرض کنم که حالا مطالب آقا را تماماً ديده باشيم. سال گذشته را آقا سال ملت و درخشيدن ملت اعلام فرمودند و چقدر جالب بود ، واقعاً ملت بزرگ ايران که هميشه نظام و همه ما مديون اين ملت هستيم ، واقعاً درخشيدند ، واقعاً حضور آگاهانه داشتند ، واقعاً با بصيرت به عرصه آمدند ، واقعاً توطئه ها را خنثي کردند و اينها عبرت شود هم براي بيگانگان هم براي کساني که تحت تأثير پاره اي از القاعات دشمن قرار دارند.  در حقيقت بايد بگوييم پيشتاز حرکتها ملت بزرگ ما هستند.

 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:25 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

داغ بلندان طلب ای هوشمند

تا شوی از داغ بلندان بلند

(نظامی گنجه ای)

بلندهمتی و سودای همپایی با بزرگان، زمینه ساز بلند بالایی مقام انسان است. بدون بلندهمتی، رویش و جوشش درونی رخ نخواهد داد، و انسان به تحفه های نوبه نو و روحی شکوفا دست نخواهد یافت.

از بایزید بسطامی نقل است که گفت: «اگر صفوت آدم و قدس ـ جبرئیل و خُلّت ابراهیم و شوق موسی و طهارت عیسی و محبت محمد صل الله علیه و آله و سلم به تو دهند زینهار راضی نشوی و ماورای آن طلب کنی. صاحب همت باش و به هیچ فرو میا که به هر چه فرو آیی بدان محجوب شوی. کسانی که پیش از ما بوده اند هر کسی به چیزی فرو آمده اند، ما به هیچ فرو نیامدیم».

صائب تبریزی درباره بلندهمتی چنین سروده است:

قانع به ریزه چینی انجم نیم چو ماه

از خوان آفتاب، لب نانم آرزوست


چون مور اگرچه نیست مرا اعتبار خاک

مسند ز روی دست سلیمانم آرزوست


دربانی بهشت به رضوان حلال باد

آینه داری رخ جانانم آرزوست


عطار نیشابوری در داستانی نمادین، از پشه ای سخن می گوید که بر لب دریایی نشسته بود و در سر سودای تصاحب همه دریا را داشت؛ چرا که همتی بلند داشت و بر اساس آن، خواسته هایی بزرگ:

گویند پشّه بر لب دریا نشسته بود

در فکر سرفکنده به صد عجز و صد عنا


گفتند: چیست حاجتت ای پشه ضعیف

گفت آنکه آب این همه دریا بود مرا


گفتند: حوصله چو نداری مگوی این

گفتا به ناامیدی از او چون دهم رضا


منگر به ناتوانی شخص ضعیف من

بنگر که این طلب ز کجا خاست و این هوا


عین القضاة نیز گفته است:

«ای دوست! هرگز این کلمه نشنیده ای که «قیمةُ الْمَرْءِ عَلی قَدْرِ هِمَّتِهِ.» پس بدانی که همت تو تا کجاست؛ آنجا که همت توست، خود چه قدر دارد. پس ببین که چون قیمت و درجت در مقابله و ضمن همت است، درجات چگونه متفاوت باشد.»

«حق تعالی گفت: شما دانید که من چرا سه تن را از میان بندگان برگزیدم؟ ابراهیم خلیل را به خُلّت [دوستی] از بهر آن مزیّن کردم که در میان ارواح، هیچ روح، چنان با سخا و بخشش ندیدم که روح ابراهیم را بود. پس به موسی نگاه کردیم؛ در میان ارواح، هیچ روح متواضع تر و گردن نهاده تر از روح موسی علیه السلام ندیدم؛ پس او را به کلام خود مخصوص کردیم. پس به روح مصطفی نظر کردیم؛ در میان ارواح، هیچ روح مشتاق تر از روح او ندیدیم، پس او را به رؤیت خود برگزیدیم، و اختیار کردیم.

این همه، بیان همت می کند. همت، بالا گرفته است بر همه چیز. آن است که هر که عالی همت تر، کار او رفیع تر».

همچنین از عطار نیشابوری است که:

گفت مغناطیس عشاق اَلَست

همت عالی است کشف هر چه هست


هر که را شد همت عالی پدید

هر چه جست آن چیز حالی شد پدید


هر که را یک ذره همت داد است

کرد او خورشید را زان ذرّه پست


همت آمد همچو مرغی تیز پر

هر زمان در سیر خود سرتیزتر


سیر او ز آفاق گیتی برتر است

کو ز هشیاری و مستی برتر است


نقطه ملک جهان ها همت است

بال و پرّ مرغ جان ها همت است


هر دلی کو همت عالی بیافت

مُلکت بی منتها حالی بیافت


چشم همت چون شود خورشیدبین

کی شود با ذرّه هرگز همنشین


همت حقیقی در راه پیشرفت و شکوفایی چنان باید باشد که تمام وجود فرد را فرا گیرد و جز رسیدن به هدف چیز دیگری به ذهن او نیاید چنان که گفته اند:

«و همت آن بوَد که اندیشه به یافت چیزی مرهمگی دل را بگیرد و چون همگی دل را بگیرد بیش .... او را اندیشه یافتِ آنچه ضد آن چیز بود، نبود یعنی آرام نگیرد و اگر وقتی پدید آمد باز زود برود».

تفسیر همت خویشتن داری بود و پردلی. همت بزرگ آن بُوَد که خویشتن را بشناسند و عزیز دارند و هرگز مردم به نزدیک مردم عزیز نشود تا خویشتن را عزیز ندارد و کس او را مقدار ندارد تا وی قدر خویشتن ندارد.

این ملکه فاضله، صفتی نیست که هر کسی به آن تواند رسید، و سراپرده ای نیست که هر شخصی گرد آن تواند گردید بلکه میدانی است که به جز یکه سواران معرکه مردانگی در آن جولان نکنند و راهی است که به جز نامداران وادی شیردلی قدم در آن ننهند. و علامت آن، آن است که آدمی تحمل کند آنچه را که بر او وارد می شود، و مانند گیاه ضعیف، با هر بادی متزلزل نگردد، بلکه چون کوه پا بر جای که چون بادهای مخالف بر او وزد، التفات نکند، و چون شیر قوی پنجه از حمله دلاوران رو نگرداند.

معنای عزت نفس (نکته)
عزیز داشتنِ خویش آن بود که با ناکسان نیامیزد و کاری که کند چون اندر خور وی نَبُوَد نکند، و چیزی نگوید که کردم او را بدان عیب کنند.

عُلّو همت و طلب کارهای بزرگ (نکته)
علوّ همت عبارت است از «سعی نمودن در مراتب عالیه و مناصب متعالیه، و طلب کردن کارهای بزرگ. کسی که همت او عالی باشد به امور جزئیه سر فرود نیاورد. صاحب این صفت، چون قدم در راه طلب نهاد و درصدد تحصیل مقصود برآمد نه او را بیم جان است و نه پروای سر، دامن طلب بر میان می زند و کمر همت می بندد تا خود را به مراتب بلند رساند و خداوند عالم در جوهر انسان و جبلت آن، چنین قرار داده است که به هر کاری کمر بندد، و به هر امری که پیشنهاد خود سازد و در آن سعی و اجتهاد کند از پیش بر می دارد و به مطلوب خود می رسد، «من طلب شیئاً وَجَدَّ وَجَدَ؛ هر که در طلب چیزی برآمد و کمر اجتهاد در آن بر میان بست البته آن را می یابد».

همت؛ قیمت مرد (نکته)
همت بلند در راه پیشرفت ستوده شده و توصیه به آن راهی برای حرکت دادن فرد فرض شده است تا در یک مرحله نماند و دچار آفات رکود نشود.

«ای دوست هرگز این کلمه نشنیده ای که «قِیمَةُ المَرء علی قَدرِ هِمَّتِهِ»؟ پس بدانی که همت تو تا کجاست؛ آنجا که همت توست، خود چه قدر دارد. پس ببین که چون قیمت و درجت در مقابله و ضمن همت است، درجات چگونه متفاوت باشد! ...».

هر کسی زیر همت خویش پنهان است، و قیمت هر کسی همت اوست، و مقدار همت او در مقدار دوستان اوست.

 

 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:25 PM نظرات 0 | لينک مطلب
تبدیل یک شغل موجود به یک ابرشغل؛ چگونه
     

دهها میلیون ابرشغل قابل ابداع است، چرا که هر شغلی را می‌توان به یک ابرشغل تبدیل کرد. فرایند آن بسیار ساده، و متشکل از دو گام است:
گام اول: شغل فعلی را تا جایی که می‌توانید «خودکار» کنید. با استفاده از کاغذ، اصلاح رویه‌ها یا هر ابتکار دیگری که می‌توانید به خرج دهید، بخشی از شغل را به رایانه بسپارید. تنها در این صورت می‌توانید از شر انجام دادن این همه کار خلاص شوید. در واقع، دارید به یک روبات می‌گویید که بیاید و شغل شما را تصاحب کند: «تو استخدام شده‌ای و کاری که از تو می‌خواهم انجام دهی این است».
گام دوم: جنبه‌های ابرانسانی شغل خود را توسعه دهید. فهرست پنج مهارت اصلی و سه مهارت کمکی را مرور کنید. ببینید در کدام جنبه از شغل خود می‌توانید خلاقیت بیشتری به کار بگیرید، یا کشف کنید كه چرا بعضی چیزها درست عمل نمی‌کنند، یا تاثیرگذاریتان را از طریق ارتباطات موثرتر بهبود بخشید. تصور کنید که مسئولیت‌پذیرتر شده‌اید، یا کیفیت مسئولیت‌هایتان را با دادن قولهای شرافتمندانه‌تر بالاتر برده‌اید.
همه ما نمی‌توانیم و قرار هم نیست که پژوهشگر نانو بشویم. جهانی که ما می‌خواهیم و می‌سازیم، برای همه‌ی خُلق‌وخوها و سلیقه‌ها اتاقی دارد: کسانی که دوست دارند بیش از آنکه از مغزشان کار بکشند، با دست‌هایشان کار کنند یا آنهایی که از کار کردن با آدمهای جدید، بیش از سروکله زدن با ایده‌های جدید لذت می‌برند. ابرشغلهای آینده، همه این تفاوتها را در بر می‌گیرد. تمام مهارتهای ابرانسانی ـ حتی آنهایی که با اشیا سرو كار دارند ـ از خطر ماشینی‌شدن در امانند؛ به شرطی که با خودآگاهی دنبال شوند.
حتی اگر شغلی کاملاً ماشینی شود، متصدی آن در صورتی که بخواهد می‌تواند با استفاده از رویکرد دو گامی زیر، آن را از نو احیا کند و این بار به صورت یک ابرشغل. این وضعیت برای بسیاری از کسانی که در مشاغل اداری و مالی و پشتیبانی کار می‌کنند، پیش‌ می‌آید که اگر هوشمندانه عمل نکنند، ممکن است شغل خود را کاملاً از دست بدهند. در گام اول، متصدی شغل باید هماهنگ با جریان خودکارسازی پیش‌ برود و راههایی بیابد که با آن بتوان کار را با زمان و تلاش کمتری انجام داد. او از این طریق به مدیریت سازمان در خودکارسازی شغلی و بهره‌گیری از فناوریهای پیشرفته کمک می‌کند. سپس متصدی (در صورتی که هنوز شغلش را از دست نداده باشد) باید از وقتهای خالی خود برای تقویت مهارتهای ابرانسانی‌اش استفاده کند. او باید صمیمیت و سودمندی‌اش را برای مشتریان شرکت تقویت كند، و از مدیرش بخواهد که وظیفه‌ها و مسئولیتهای بیشتری را به او بسپارد. از قدرت اکتشاف و خلاقیتش برای حل مسائل مشکل‌زا در کسب‌وکار یاری بگیرد و تلاش کند تا راه‌حلهای تازه‌ای ارائه دهد. همه مشاغل فعلی ـ از صندوق‌دار گرفته تا مدیرعامل و از حسابدار گرفته تا جانورشناس ـ می‌توانند روی نردبان ابرشغل بالاتر بروند. نوآوریها بیشتر سراغ کسانی می‌روند که اشتیاق بیشتری به دگرگونی دارند: خودِ صاحبان مشاغل 
ابرشغلها سر بر می‌آورند
     

ابرشغلهای آینده ممکن است کاملاً نو یا نسخه بهبودیافته شغلهای کنونی باشند و به احتمال زیاد از نظر کیفی با شغلهای امروزی کاملاً متفاوتند و روی مهارتهای ابرانسانی تمرکز بیشتری دارند.
برنامه‌ریزی ابرشغلی
برای کسانی که می‌خواهند یک ابرشغل شایسته و ثروت‌آفرین را هدف بگیرند، پیروی از پنج گام زیر پیشنهاد می‌شود:
1. تصمیم بگیرید کدامیک از مهارتهای ابرانسانی ـ اکتشاف، خلاقیت، پیاده‌سازی، تاثیرگذاری، و فعالیت‌های بدنی ـ بیشتر با شما تناسب دارند. کارآموزی و خلق شغلتان را حول همین محور برنامه‌ریزی کنید، نه روی یک تخصص سنتی مثل مهندسی شیمی یا ادبیات انگلیسی. دانش تخصصی، گرچه هنوز مهم است، اما در مقابل مهارتهای ابرانسانی که پایا و غیر قابل ماشینی‌شدن هستند، کم می‌آورد.
2. تعیین کنید بر چه ماموریتی و در چه حوزه‌ای می‌خواهید تمرکز کنید. تصمیم بگیرید می‌خواهید با کدام حوزه‌ مشکل‌خیز و پر از مسائل حیاتی گلاویز شوید: انرژی، دستکاری مواد، یا احیای انسان. باید حوزه‌ای را بیابید که هم با علائق شما سازگار باشد و هم گره‌ای از مشکلات مشترک بشر بگشاید. آنچه اهمیت دارد این است که شما بهترین و بیشترین سعی ممکن را به عمل آورید تا استعدادهای خود را در مسیر درست به کار اندازید.
3. دستمزد مناسب را در نظر بگیرید. اگر پول و درآمد برای شما مسئله است، احتمالاً مجبور خواهید شد بیشتر جست‌وجو و مذاکره کنید، اما پول نباید شما را از ماموریت اصلی‌تان ـ مشارکت در حل مشکلات مشترک بشریت ـ منحرف کند. تقریباً همه شغلها، حتی پیش پا افتاده‌ترین آنها، می‌توانند با تزریق انرژی ابرانسانی به حرفه‌ای ارضاکننده و ارزشمند تبدیل شوند. اگر می‌توانید، هم‌زمان بر دو یا سه شغل متمرکز شوید. از قالبهای نامتعارف همکاری و مشارکت استفاده کنید.
4. با داشتن چند شغل، انعطاف‌پذیرتر شوید. فرایند دو گامی پیش‌گفته را در نظر داشته باشید: خودتان را از هر فعالیتی که می‌تواند ماشینی‌ شود خلاص کنید. سپس روی تقویت مهارتهای ابرانسانی‌تان تمرکز کنید. ابرشغلها سریعتر از شغلهای امروزی رایج می‌شوند و از رونق می‌افتند. بهتر این است که مثل آچار فرانسه در همه‌چیز استاد شوید و آن‌ را خودکار کنید، سپس سراغ پیگیری هدف کلی‌تان بروید.
5. در تغییرات اجتماعی در سطوح ملی و بین‌المللی مشارکت کنید. اقدامهای فردی، هرچند حیاتی باشند، در خلاء جواب نمی‌دهند. موفقیت شخصی و رفاه، ما را از فروپاشی اجتماعی نجات نخواهد داد
منبع:
W,SAMSON, RICHARD, FUTURE CAREERS: THE HIGH – POTENTIAL JOBS OF TOMORROW.
_ ریچارد دبلیو سامسون، نویسنده و مدیر موسسه ارانوا (ERANOVA) است. تخصص او در مهارتهای ذهنی، اثربخشی و بهره وری انسانی است. او مدل ذهنی DARE را طراحی كرده است كه آگاهی فرد را نسبت به افكار، اقدامات، واكنشها و نگرشهای او بالا می برد و از این طریق توانایی او را در تمركز و انجام كارها بالا می برد. او كتابی با موضوع ابرشغلها دردست انتشار دارد كه نوشتار حاضر، خلاصه ای از آن است


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:25 PM نظرات 0 | لينک مطلب
تعاریف کارآفرینی

کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل نماید.
تعریف اقتصاددانان:
کارآفرین کسی است که منابع، نیروی کار، مواد، و سایر دارایی ها را باهم ترکیب می کند تا ارزش آنها را نسبت به قبل بیشتر نماید.
تعریف روانشناسان:
روان شناسان معتقدند کارآفرین کسی است که بوسیله نیروهای شخصی خود به پیش می رود، نیروهایی از قبیل نیاز به کسب کردن یا رسیدن به چیزی، تجزبه نمودن، انجام دادن یا شاید فرار از قدرت اختیار دیگران.
تعریف دانشمندان مدیریت:
فرایند اداره و راهبری سازمان و ایجاد جو و محیط کارآفرینانه را کارآفرینی می نامند
تعریف کارآفرینی از دیدگاه صاحب نظران کارآفرینی
کار آفرینی عبارت است از فرایند خلق چیزی با ارزش و متفاوت، از طریق اختصاص زمان و تلاش کافی، همراه با ریسک مالی، روانی و اجتماعی، همچنین دریافت پاداشهای مالی و رضایت شخص از نتایج حاصله.
تعریف کارآفرینانه از کارآفرینی
کارآفرینی عبارت است اینکه من بتوانم ایده وطرحی را که در ذهن دارم، هر چند ممکن است اطلاعات خیلی دقیق و زیادی در باره آن نداشته باشم، احتمال موفقیت کمی را هم داشته باشم، راه رسیدن هم خیلی هموار نباشد، امکانات کافی راهم در اختیار نداشته باشم انجام دهم. چراکه می دانم که می توانم، از حداقل ها به درستی استفاده کنم و با ناملایمات بجنگم، از دیگران یاری بطلبم و با پشتکار موفق شوم
ویژگی های مشترک تعاریف کارآفرینی
رهبری و اداره، مسئولیت پذیری،اقتصادی بودن،خطرپذیربودن،ایجاد ارزش های نو، استفاده از امکانات محیطی،ترکیبی بودن،عاقلانه بودن،تولیدی بودن،استفاده از نیروهای خود، اعتماد به نفس،استقلال در تصمیم گیری،عمل گرا بودن،واکنش نسبت به رفتار دیگراناستفاده از نیروهای محیطی، رهبری و اداره،سازمان دهی،داوطلبانه بودن، الزام آور بودن، خلاق بودن، خوشبین بودن، نوآورانه بودن، فرصت شناس بودن،پشتکار داشتن
چند نکته در مورد کارآفرینی :
اول: اینکه به طور کلی فرایند خلق چیزی است (هر چیز ارزشمند و جدید)
دوم: اینکه کارآفرینی فرایندی است که مستلزم صرف زمان و تلاش کافی است.
سوم: اینکه کارآفرینی دارای ریسکهای اجتناب ناپذیر است.
چهارم: اینکه آنچه که به عنوان پاداش در فعالیتهای کارآفرینانه وجود دارد، رسیدن به استقلال مالی و کسب درآمد و همچنین رضایت خاطری است که فرد کارآفرین بعد از انجام کار کسب خواهد نمود


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:25 PM نظرات 0 | لينک مطلب
كارآفرینی در فناوری اطلاعات و ارتباطات


بی‌شك كارآفرینی سهم عمده و نقش ویژه‌ای در توسعه فناوری‌های نوین از جمله فناوری اطلاعات داشته و دارد؛ اگرچه این فناوری‌ها نیز خود بر كارآفرینی تاثیر گذار بوده و به عبارتی كارآفرینی مدرن را بوجود آورده‌اند. همچنین در رابطه با مشاغل ایجاد مشاغل جدید و متنوع در عصر اطلاعات و ارتباطات، با توجه به تحولات فناوری و بخصوص فناوری اطلاعات، مستلزم شناخت ماهیت این مشاغل است. آگاهی از تأثیرپذیری مشاغل از تكنولوژی یا اثرگذاری بر توسعه آن، نتیجه درك ماهیت مشاغل خواهد بود.

 

 

این مقاله به بررسی روابط متقابل كارآفرینی و فناوری اطلاعات و ارتباطات پرداخته است و همچنین سعی نموده برای سؤالات اساسی در مورد تاثیر فناوری بر مشاغل، پاسخ مناسب بیابد.

مقدمه

جهان در سال‌های اخیر شاهد انقلاب اطلاعات و ارتباطات بوده و تحولات اجتماعی عظیمی در آن به وجود آمده است، به طوری كه در اثر این تحولات، قرن جاری به نام فناوری اطلاعات و ارتباطات به ثبت رسیده است. در عصر اطلاعات و ارتباطات سطح بینش و آگاهی مردم افزایش یافته و كلیه فعالیت‌های مردم دنیا، در قالب شبكه‌های ارتباطی به تعادل رسیده و كنترل شده است.

در این عصر دنیا دهكده‌ای متصل است كه افراد آن در هر لحظه كه بخواهند به هر گوشه آن می‌توانند مسافرت كنند، از اخبار آن مطلع شوند و یا بدان جا پیغام بفرستند. فناوری اطلاعات و ارتباطات بر كلیه فعالیت‌های اجتماعی از جمله كارآفرینی اثرگذاشته و در بسیاری از آنها تحولات اساسی بوجود آورده است. امروزه كارآفرینی به شدت به بسترهای فناوری اطلاعات وابسته است و از آن بهره زیادی می‌گیرد. از سوی دیگر توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات خود مرهون كارآفرینی است. فعالیت‌های كارآفرینانه باعث شناخت نیازها، خلق ایده‌ها و تولد فناوری‌‌ها می‌شوند. در هر حال تحولات فناوری همه ‌چیز را متحول كرده است و حتی اشتغال نیز از این تحولات مصون نمانده‌ است.

در حالیكه یك معضل اساسی كشورهای در حال توسعه از جمله ایران بیكاری است، كشورهای پیشرفته بطور فزاینده‌ا‌ی نیروی كار فنی از سایر كشورها جذب می‌كنند. چه دلیلی در فراوانی كار و كمبود نیروی كار در كشورهای پیشرفته و در مقابل بیكاری در كشورهای درحال توسعه وجود دارد؟ مسلماًً مهمترین دلیل در ماهیت كار است. نیروی كاری كه در آمریكا مورد نیاز است، یك نیروی مجرب تحصیل كرده است، در حالیكه خیل بیكاران كشور ما از تحصیلات عالیه برخوردار نیستند.

همچنین آن‌ها نیاز خود را بحدی رسانده‌اند كه نیروی كارشان برای پاسخگویی آن كافی نباشد، در حالیكه نیاز به تكنولوژی‌های نو در بازار داخل كشور ما ضعیف است. بنابراین حل معضل بیكاری در شرایط دنیای روز، به دو مؤلفه بازار و آموزش وابسته است.

صنعت اطلاعات نقش اساسی در ایجاد اشتغال دارد. علاوه بر بسیاری از مشاغل كه خود ایجاد می‌كند، به صنعت IT نیز رونق می‌دهد و در آنجا نیز باعث اشتغال فراوان می‌گردد. مشاغلی چون مدیریت، مشاوره، تحلیل‌گری، اطلاع‌رسانی و بسیاری از خدمات مختلف، نمونه‌هایی از مشاغل صنعت اطلاعات می‌باشند. برنامه‌نویسی، تحلیل و طراحی سیستم و مهندسی نرم‌افزار یا سخت‌افزار نیز نمونه‌هایی از مشاغل صنعت IT می‌باشند.

نقش كار آفرینان در توسعه تكنولوژی

كارآفرینی اصطلاحی است كه در طول 300 سال گذشته توسط دانشمندان و صاحبنظران به‌ صورت‌های مختلفی تعریف شده است. به طور خلاصه كارآفرینی فعالیتی است مخاطره‌آمیز كه فردی در پی اجرای یك ایده معمولاً اقتصادی توجه نهادهای سرمایه‌گذاری، علمی، صنعتی و غیره را جلب نموده و نیروی آنها را به سمت عملی نمودن ایده هدایت می‌كند. بنابراین یك ایده كه بر اساس یك نیاز اجتماعی شكل گرفته از ملزومات كارآفرینی است.

نتیجه كارآفرینی علاوه بر نوآوری در محصولات جدید، حل نیازهای اجتماعی، ایجاد اشتغال برای دیگران، افزایش سودآوری شركت‌ها و افراد و توسعه تكنولوژی است. كارآفرینی باعث رفع نیازها به كمك تكنولوژی‌های جدید می‌گردد. بسیاری از محصولات تكنولوژی‌های جدید خصوصاً در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، در اثر فعالیت‌های كارآفرینانه بوجود آمده‌اند. اكثر شركت‌های فعّال در حوزه تكنولوژی مخصوصاً شركت‌های مبتنی بر خلاقیت و نوآوری كه فناوری‌های جدید را خلق می‌كنند و اصطلاحاً درلبة فناوری فعّالند، شركتهایی كارآفرین هستند.

افراد كارآفرین از ویژگی‌های شخصیتی خاصی برخوردارند. مخاطره‌پذیری، نوآوری و خلاقیت، مسؤولیت‌پذیری و اعتماد به نفس، توانایی ارتباطات قوی، واقعگرائی، هدفگرایی، تهاجمی بودن، تحمل ابهام و عدم قطعیت، خوشبینی و تعّهد و اعتقاد به مركز كنترل درونی بخشی از ویژگی‌های این افراد است. هر فرد كارآفرین ممكن است تعدادی از این ویژگی‌ها را داشته باشد و با شخصیت منحصر به فردی به كارآفرینی بپردازد. شخصیت از ملزومات كارآفرینی است توسعه كار آفرینی نیازمند تربیت افراد كار آفرین می‌باشد.

در سرتاسر دنیا مراكز مختلفی برای آموزش و كارآفرینی وجود دارد اگرچه برخی از افراد روحیه كارآفرینی بیشتر را وابسته به تحولات زندگی افراد در طول سالیان مختلف می‌دانند ولی این تناقضی با آموزش كارآفرینی ندارد. در آموزش كارآفرینی بایستی افرادی كه بصورت بالقوه از روحیه كارآفرینی برخوردارند انتخاب شده و سپس شخصیت‌شان به فعلّیت برسد. علاوه بر این روش‌های دیگری مثل انكوباتورها، برای تحریك كارآفرینی وجود دارد كه افراد عملاً تا سطحی از كارآفرینی هدایت می‌شوند و یكباره به خارج پرتاب می‌گردند و با حمایت‌ها و راهنمای‌های بعدی از آنها استفاده می‌نمایند.

نقش دولت در توسعه كارآفرینی، علاوه بر ایجاد بسترهای سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و حمایتی از كارآفرینی، شناسایی، آموزش و هدایت فعالیت‌های كارآفرینانه است. توسعه تكنولوژی بسیار وابسته به كارآفرینی است و نباید از آن غافل ماند.

فناوری اطلاعات و ارتباطات در كارآفرینی

اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسی مورد نیاز هر فعّالیت كارآفرینی است. كارآفرینی در انزوا و بدون حمایت نهادها، سازمان‌ها و انسان‌ها امكان‌پذیر نیست. كارآفرینی مستلزم كشف یك نیاز اجتماعی است. و كشف نیازهای اجتماعی به شناخت اجتماع، نیازهای آن و بافت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن وابسته می‌باشد.

در شناسایی نیاز هر فعّالیت كارآفرینانه، ایده‌پرداز یا تئوریسین می‌بایست نسبت به محیط بینش و بصیرت داشته باشد و بداند چه راه‌حل‌هایی برای رفع‌آن نیاز، در نقاط دیگری از دنیا ارائه شده است. مطمئناً شناسایی نیازها و ارائه راه‌حل‌ها بدون اطلاعات امكان‌پذیر نخواهد بود. بنابراین اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعّالیت كارآفرینی است.

فناوری اطلاعات و ارتباطات جدید تحولات شگرفی در دستیابی به اطلاعات بوجود آورده و بسترهای ارتباطی قویتری را فراهم كرده است. این فناوری‌ها اهّمیت و ارزش اطلاعات و ارتباطات را بالا برده‌اند. در نتیجه كارآفرینی نیز مانند سایر امور از مزیت‌های این فناوری بهره برده‌ است).

توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث ایجاد شبكه‌ای عظیم با مقیاس جهانی، (اینترنت) شده است و بنابراین علاوه بر افزایش و ارزش ویژگی‌های مورد ذكر در نظریه شبكه‌های اجتماعی، قابلیت‌های ارتباطی جدیدی مانند كنفرانس از راه دور و یا فعالیت‌های توزیع ‌شده را بوجود آورده و دسترسی آسان‌تر و سریع‌تر به اطلاعات را امكان‌پذیر ساخته‌اند.

در كشورهای پیشرفته اینترنت، یكی از مهمترین ابزراهای كارآفرینان است و این افراد از طریق این شبكه بر قابلیت‌های خود افروده و از مزایای آن بهره می‌گیرند.در آینده انواع نرم‌افزارها، خصوصاً نرم‌افزارهای هوشمند نیز مورد استفاده كارآفرینان قرار خواهند گرفت. و این افراد به كمك این نرم‌افزارها فعّال خواهند بود، فرصت‌ها را بهتر شناسایی خواهند كرد و اطلاعات دقیق‌تر و مناسب‌تری را جمع‌آوری خواهند نمود. دانش و مفاهیم بهتری را درك خواهند كرد و ارتباطات ساده‌تر و گسترده‌تری را برقرار خواهند نمود.

كارآفرینی در فناوری اطلاعات و ارتباطات

تحولاتی كه در سال‌های اخیر در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بوجود آمده است و عصر اطلاعات را شكل داده و همچنان پیش می‌تازد و در جوامع و فرهنگ‌ها دگرگونی ایجاد، مرهون تلاش افراد بسیاری از جمله كارآفرینان است. كارآفرینان اطلاعات، شرایط عصر اطلاعات را شناخته و با كارآفرینی خود ملزومات این عصر را پیدا كرده و با شیوه‌های خاص خود آن را ایجاد می‌كنند حتی بروز عصر اطلاعات هم از نتایج كارآفرینی است. اینترنت بزرگترین و قویترین شبكه ارتباطی دنیا، نمونه‌ای روشن از كارآفرینی است.

در طول تاریخ كدام یك از كارآفرینان توانسته‌اند نیازی را كشف كنند كه پس از رفع آن تحوّلی در كل دنیا داده و بستری برای كارآفرینی سایر افراد ایجاد نمایند. در سالهای اخیر نمونه‌‌های بسیاری از كارآفرینی در اینترنت به ثبت رسیده است، از آنجایكه تاكنون چنین شبكه عظیمی در تاریخ بشر وجود نداشته است. زمینه‌های فعالیت در آن بكر بوده و فرصت برای نوآوری و خلاقیت بسیار است. شركت‌های اینترنتی و شركت‌های Com در چند سال اخیر ایجاد، و به سرعت رشد كردند.

شركت‌هایی مانند Yahoo، ebay،Amazon و دیگران در مدت كوتاهی توانسته‌اند ارزش بسیاری را كسب نمایند. آمارها نشان می‌دهد كه در طی 5 سال آخر قرن گذشته ارزش برخی از این شركت‌ها بیش از 200 برابر شده است در حالیكه میزان رشد سودآوری آنها كمتر از 10 برابر بوده است. كارآفرینی در اینترنت به این موارد خلاصه نمی‌شود و موارد بسیاری خصوصاً در زمینه نرم‌افزارهای مبتنی بر شبكه و همچنین محتویات شبكه وجود دارد. كارآفرینی در شیوه‌های جذب مشتریان اینترنتی، بازاریابی اینترنتی، همكاری‌ها و شبكه‌های مجازی، الكترونیك، واقعیت مجازی، آموزش و كار از راه دور و … همه و همه گستردگی كارآفرینی در عصر اطلاعات را نشان می‌دهند.

«كار آفرینی موتور توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است» با كارآفرینی است كه نیازها شناخته می‌شود و با رفع نیازها پیشرفت حاصل می‌شود. كشورهای پیشرفته به این دلیل پیشرفته‌اند كه در فناوری پیشرفت كرده‌اند و توسط آن، هم اقتصاد جهان را در اختیار گرفته، هم قدرت نظامی شده‌اند و هم فرهنگ جهان را به سوی خواسته‌های خود هدایت می‌كنند. كارآفرینی اطلاعات در سطوح مختلف الف- سخت‌افزار ب- نرم‌افزار ج- اطلاعات د-ارتباطات هـ- كاربرد، انجام‌پذیر است.

در هریك از این سطوح فرصت‌های بسیاری برای كارآفرینی وجود دارد. كه نیازمند حمایت مراكز سرمایه‌گذاری و تلاش‌های كارآفرینانه است. كارآفرینی در حوزه اطلاعات بسیار راحت‌تر و عملی‌تر از كارآفرینی در سایر حوزه‌هاست. به عنوان مثال در حوزه نیروگاه هسته‌ای به دلیل كاربرد محدود، ایده‌های كمتری وجود دارد و به علاوه سرمایه‌گذاری فوق‌العاده زیاد و درصد امكان‌پذیری كم، مانع هر فعّالیت كارآفرینانه است و درحالیكه در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات كه در همه جا گسترده شده است، ایده‌های بسیاری خلق می‌شود و میزان سرمایه‌گذاری مورد نیاز كه ایده‌ها را به نتیجه برسانند چندان زیاد نیستند. بنابراین كارآفرینی اطلاعات به راحتی انجام می‌شود و این خود دلیلی بر سرعت نمایی رشد فناوری اطلاعات است.

تأثیر فناوری بر مشاغل

توسعة تكنولوژی و بكارگیری وسیع آن، باعث افزایش بهره‌وری فعالیت‌های اقتصادی شده است. در اثر افزایش بهره‌وری، نیاز به برخی از مشاغل از بین می‌رود. بعنوان مثال، شغلی تحت عنوان "تلفنچی" با پیشرفت در تكنولوژی‌های مخابراتی و پردازش صوت، از لیست مشاغل حذف می‌گردد. بنابراین تكنولوژی از یك نظر، حذف و كاهش مشاغل را به دنبال دارد. اصولاًً خودكارسازی و تولید ماشینی از مهمترین نتایج توسعة تكنولوژی است، كه علاوه بر كاهش مشاغل، باعث افزایش كیفیت و سرعت و حتی كاهش هزینه‌های تولید می‌گردد. آیا این نتیجة مستقیم تكنولوژی برای ناامیدی از ایجاد اشتغال به كمك IT كافی نیست؟

مروری بر تاریخ تكنولوژی و تأثیر آن بر مشاغل نشان می‌دهد كه پاسخ به این سؤال منفی است . تكنولوژی ظاهراً برخی از مشاغل را حذف و یا تغییر می‌دهد، اما در واقع بسیار مشاغل جدیدتر، مفیدتر و متنوع‌تری را ایجاد می‌كند. مثلاً اگرچه تكنولوژی تراكتور باعث كاهش نیاز به نیروی كار كشاورز گردید، ولی به كمك این تكنولوژی انواع و حجم محصولات كشاورزی افزایش یافت، بعلاوه مشاغل جدیدی را به همراه خود ایجاد كرد و نیروهای كار را به انجام آن رهنمون شد. یا اختراع چرخ خیاطی باعث رونق صنعت پوشاك گردید و تمایل مردم به خرید انواع لباس با رنگ‌ها و مدل‌های گوناگون و همچنین كاهش هزینة تولید، باعث شد تا نه تنها دست‌دوزان بیكار نشوند، كه بسیاری از افراد دیگر نیز به كار مشغول شوند.

یكی از جنبه‌های مهم تأثیر تكنولوژی در ایجاد مشاغل توسعة بازار است. ارائه محصولات كیفی و همچنین تغییر و تحول فرهنگ مصرف متناسب با تحولات تكنولوژی، بازارها را توسعه می‌دهد. به طوری كه حجم تولید پس از توسعه تكنولوژی به مراتب بیشتر از حجم تولید دستی است. بنابراین تكنولوژی از تعداد مشاغل دشوارتر می‌كاهد و بر تعداد مشاغل آسانتر می‌افزاید.

از سوی دیگر، فرصت‌های شغلی متنوع و جدید، نتیجه توسعه تكنولوژی است. با توسعه صنعت در اثر توسعه تكنولوژی، بسیاری مشاغل جدید مرتبط با آن صنعت بوجود می‌آید. تكنولوژی از تعدد مشاغل دشوارتر می‌كاهد و بر تكثر مشاغل آسانتر می‌افزاید. مشاغل جدیدی كه توسط تكنولوژی ایجاد می‌شوند، یا تكنولوژی را بكار می‌گیرند و یا آن را توسعه می‌دهند. صنعت اطلاعات و صنعتIT از گروه مشاغلی هستند كه توسط تكنولوژی اطلاعات ایجاد می‌شوند. در صنعت اطلاعات، تكنولوژی اطلاعات بكار می‌رود و در مشاغل مختلف بعنوان ابزار مورد استفاده قرار می‌گیرد. شاغلین صنعت IT مسؤولیت توسعه تكنولوژی اطلاعات را بر عهده دارند.

 

نتیجه‌گیری

فناوری اطلاعات و ارتباطات تحولات زیادی در كلیه فعالیت‌های اجتماعی از جمله كارآفرینی بوجود آورده و به عنوان مهمترین ابزار كارآفرینی مدرن مورد توجه قرار گرفته است. كارآفرینی در فناوری اطلاعات پهنه وسیعی برای فعالیت دارد. كارآفرینی لازمه توسعه فناوری و توسعه فناوری بستر كارآفرینی است. بر این اساس اهّمیت نقش بسترسازی كارآفرینی و وظیفه دولت مشخص می‌شود. دولت باید بستر كارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات كه همان شبكه‌های ارتباطی و اطلاعاتی می‌باشد را توسعه دهد و تقویت كند و امكان دسترسی آسان همگان به این شبكه‌ها را فراهم نماید.

همچنین در ارتباط با اشتغال تكنولوژی از یكسو در اثر افزایش بهره‌وری، نیاز به نیروی انسانی را كاهش می‌دهد و از سوی دیگر تنوع فعالیت‌ها و مشاغل جدید را باعث می‌شود كه برای نیروی انسانی بیشتری اشتغال ایجاد می‌نماید. مشاغلی كه می‌توان مورد بررسی قرار داد در دو دسته مشاغل مبتنی بر اطلاعات و مشاغل مبتنی بر صنعت اطلاعات طبقه‌بندی می‌شوند. به دسته اول صنعت اطلاعات و دسته دوم صنعت فناوری اطلاعات گوییم.

 

منابع:

1- احمد پور م. "كارآفرینی: تعاریف، نظرایات و الگوها"، شركت پردیس 57، 1379.

2- گیلبرت آلن و ژوزف گاگلر، "شهرها، فقر و توسعه"، اداره كل روابط عمومی و بین‌الملل شهرداری تهران، ترجمه پرویز كریمی ناصری، 1375.

3- نهاوندیان م. و كاجی‌زاده ف.، "تكنولوژی اطلاعات و اشتغال"، مجله مصاف(مهندسان صنایع ایران فردا)، ش 19و20، پاییز و زمستان 79، ص63-68.

4- Laudon K.C. Traver C.G. and laudon J.P. “information Technoligy and society,” International Thomson publishing, 2000.

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:25 PM نظرات 0 | لينک مطلب


به نام خدا

 
اَبَرشغل های آینده
نویسنده: ریچارد دبلیو سامسون
ترجمه: فرخنده ملکی‌فر
 
چكیده
به‌تدریج که به ژرفای عصر اطلاعات و دانایی نزدیك می‌شویم و مشاغل سنتی از بین می‌روند، ما برای این‌كه بتوانیم جای مناسبی در بازار كار بیابیم و در «اقتصادهای ابرانسانی» بهره‌ور باشیم، باید به سوی مهارتهایی برویم که قابل ماشینی‌شدن نباشند. در بسیاری از موارد، افراد به دنبال شغلهای موجود نخواهند رفت، بلکه آنها را با تعریف مسئله‌هایی که با مهارتهای ابرانسانی‌شان قابل حل باشد، ابداع خواهند کرد؛ مهارت‌هایی مانند اکتشاف، خلاقیت و تاثیرگذاری.
سه حوزه‌كلیدی برای طراحی ابر‌شغلهای آینده (HYPER JOBS) عبارتند از: انرژی، دست‌كاری مواد و احیای انسان.
در حوزه انرژی، بویژه ترویج اقتصاد بدون نفت و كسب‌وكار انرژی‌های جایگزین می‌تواند دستمایه‌ طراحی ابرشغلها باشد. به بركت پیشرفت علم و فناوری، هیچ‌یك از صنایع آینده از دستكاری مواد در امان نخواهند بود و این نیز به نوبه خود یعنی انبوهی از فرصتها برای طراحی ابرشغلها. گذشته از همه اینها، ما انسانیم و باید از كار و زندگی لذت ببریم و بنابراین، شادابی روانی یا بهبود آن نیز حوزه‌ وسیعی است كه در آینده میزبان ابرشغلهای جدید خواهد بود. این ابرشغلها، افزایش شادابی روانی و حیات روحانی انسانها را نشانه خواهند گرفت و به انسانها كمك خواهند كرد تا توانمندیهای ابرانسانی‌شان را تقویت كنند.
نوشتاری كه پیش رو دارید، می‌كوشد با تبیین ویژگیهای ابرشغلها و حوزه‌های اصلی ظهور آنها، چهار اصل كلیدی طراحی ابرشغل‌ها را نیز برملا كند
 
روزگار مشاغل سنتی سپری شده است. اما گونه‌های بسیار جدیدتر و بهتری از شغلها در شرف پیدایش هستند:‌ ابرشغلها.
«ابرشغلها» به گونه‌های کاملاً جدیدی از کار اطلاق می‌شود. این شغلها، مهارتها و تواناییهای منحصربه‌فرد و غیر قابل ماشینی‌شدن انسان را تقویت می كنند، و پیشران جامعه جهانی در حال ظهور به شمار می‌آیند. فناوری به خودی خود، «قاتل» مشاغل است. منظور اصلی از به‌کارگیری ابزارها، ماشین‌ها و سامانه‌ها این است که کارها ساده‌تر، سریعتر و بهتر از آنچه که انسان بدون ‌ابزار می‌تواند، انجام شوند. کارکنان یقه‌سفید (آنهایی كه در دفاتر مركزی اداره‌ها و شركتها كار می‌كنند) ممکن است خیلی نگران نباشند، اما مشاغل خدماتی آنها ـ که اتفاقاً نیازهای فنی و فکری پیچیده‌ای دارند ـ در معرض حملات تازه‌ی فناوری قرار گرفته‌اند.
ما هرروز نشانه‌های جدیدی مبنی بر نابودی مشاغل خدماتی در سازمانها و شرکتها دریافت می‌كنیم. منشی‌های پاسخگوی تلفن با سامانه‌های تشخیص صدا و پاسخ، بلیت‌فروشان فرودگاه‌ها با کیوسک‌های صدور بلیت،‌ و وظایف مدیران میانی با نرم‌افزارهایی جایگزین می‌شوند که روز به روز پیچیده‌تر می‌شوند.
فکری‌ترین و فنی‌ترین شغلها نیز در فهرست قربانیان قرار دارند. به‌عنوان نمونه، شغل‌هایی چون تدریس در دانشگاه و طراحی نرم‌افزار را در نظر بگیرید که از شغلهای خوب و باکلاس دنیای امروز به شمار می‌آیند. دانشگاههای مفلس، هزینه‌ به‌كارگیری استادان را با استفاده از استادیارها و برنامه‌های آموزش از راه دوری که کارآیی علمیِ مدرسان را افزایش می‌دهند، پایین می‌آورند. به زودی سامانه‌‌های آموزشی تمام‌رایانه‌ای، در بعضی از حوزه‌ها از راه می‌رسند.  
«کارکنان دانشی» هم‌چون طراحان نرم‌افزار نیز با انقراض به وسیله ماشین‌ها روبه‌رو هستند. طراحی نرم‌افزار احتمالاً بیش از سایر مشاغل فنی قابلیت خودکارشدن دارد.‌ ابزارهای برنامه‌نویسی، پیوسته به‌گونه‌ای ساخته می‌شوند که بهره‌وری برنامه‌نویسان را بالا ببرند. در مقایسه با گذشته، امروزه افراد کمتری برای نوشتن یك برنامه نرم‌افزاری معین لازم است.
روندهای اجتماعی نیز روی درآمد بالقوه طراحان نرم‌افزار تاثیر می‌گذارند. به‌عنوان مثال، «جنبش منبع باز» که روز به روز محبوبتر می‌شود، هم‌اکنون پیش‌تازی مایکروسافت را در طراحی سیستم‌های عامل و نرم‌افزارهای تجاری، مانند واژه‌پرداز، هدف قرارداده است. این شرایط برای مردم، بسیار عالی است، اما برنامه‌نویسان منبع باز اغلب برای کارهایی که انجام می‌دهند مزدی دریافت نمی‌کنند. آنها بدون دریافت دستمزد، روی برنامه‌های منبع باز کار می‌کنند، چون شغل اصلی‌شان چیز دیگری است. سوال این‌جاست که اگر جنبش منبع باز با همین شتاب جلو برود و شرکتهایی مثل مایکروسافت را هم درنوردد، چه آینده‌ای در انتظار شرکتهای نر‌م‌افزاری خواهد بود؟
فرقی نمی‌کند در چه سطحی از آموزش و قدرت فکری باشیم ... یقه سفیدها، آنطور که ما می‌شناسیم و در ادارات و شرکتها می‌بینیم، به گونه‌های در حال انقراض پیوسته‌اند_
مشاغل ابرانسانی، قاعده‌شکنی خواهند کرد. در آینده، افرادی که در این مشاغل قرار می‌گیرند، تا جایی که بتوانند از نیروها و ظرفیت ماشین‌ها استفاده خواهند کرد تا بتوانند شایستگیهای غیر قابل ماشینی‌شدن‌ خود را تقویت کنند و تنها به کارهایی بپردازند که ماشین‌ها در آن حرفی برای گفتن ندارند
 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:25 PM نظرات 0 | لينک مطلب

       


شما چه دانشجو باشید، چه کارمند و یا صاحب کسب‌وکار، کافی است اندکی آینده‌اندیش باشید تا با انبوهی از پرسشهای حیاتی در مورد شغل روبه‌رو شوید: جهان در پنج، ده یا بیست سال آینده به چه مشاغلی نیاز خواهد داشت؟ در میانه قرن، از من یا فرزندانم انتظار چه مهارتهایی خواهد رفت؟ به طور مشخص، چه شغلهایی پرطرفدار خواهند بود؟ به بیان دیگر، مشاغل ما در میانه قرن چه خواهند بود؟ گرچه دهها میلیون شغل‌ جدید و بهتر از مشاغل سنتی پدیدار خواهند شد، اما خالق آنها شرکتها نخواهند بود، خود افراد آنها را ایجاد خواهند کرد. اینها شغلهایی نخواهند بود که کسی به شما پیشنهاد کند، بلکه خودتان باید آن‌ها را «اختراع» کنید ـ شغلهایی که در آنها شما مسئله‌ای حیاتی را حل می‌کنید و یا کارهایی که تنها شما شایستگی انجام آن را دارید و دیگران در قبال آن به شما مزد خواهند داد.
به‌طور مشخص، در بعضی از حوزه‌ها فریاد استمداد برای ارایه‌ راه حل با صدای بلند شنیده خواهد شد. این حوزه‌ها درست همان جاهایی هستند که بیشترین شغلهای پرطرفدار را خواهند داشت:
   
_ ابرشغلها در حوزه‌ انرژی
امروزه بیشتر انرژی مصرفی ما از نفت به دست می‌آید، اما نفت بالاخره روزی تمام خواهد شد. بسیاری اعتقاد دارند تولید جهانی نفت، هم اكنون به اوج خود رسیده، یا حداکثر تا بیست سال دیگر خواهد رسید.
در سالهای آینده، قیمت نفت و تمام چیزهایی که با آن به‌كار می‌افتند یا ساخته می‌شوند، بسیار بالا خواهد رفت. کمبود سوخت، همه‌چیز را ـ از تولید گرفته تا تجارت و حمل‌ونقل ـ مختل خواهد کرد، چه رسد به اقتصاد جهانی و ثبات سیاسی. توکیو، سائوپائولو، یا نیویورک را فقط یک هفته بدون برق، حمل‌ونقل، یا ارتباطات تصور کنید_ این اختلالهای گسترده و گوناگون، نیاز به مشاغلی مانند مشاغل پلیسی، پزشکی اورژانس و مشاغل نظامی را تقویت خواهند کرد. نیازهایی هم هستند که کمتر مشهودند، مثل مهارکردن انفجارها، اپیدمی‌ها، غارتها و نتایج اجتماعی ـ روانی برآمده از این‌گونه مشکلات. برخی مشاغل موجود مانند پژوهشگری و دانشگری در زمینه نانو یا مالکیت بانک‌ها و موسسات مالی ـ اعتباری نیز از تاثیرهای منفی این اختلالها برکنار نخواهند ماند، چراکه بدون نفت، اینترنت هم نخواهد بود و جایی که اینترنت نباشد، خیلی چیزهای دیگر هم وجود نخواهد داشت.
یک زمینه مهم، که می‌توانیم در آن به دنبال ابرشغلهای طلایی و ثروت‌آفرین بگردیم، کمک به ترویج اقتصاد بدون نفت و شرکت در تلاشهای گسترده‌ بین‌المللی برای ایجاد اقتصاد جهانی بدون نفت و حرکت به سوی «انرژی صوتی» است. انبوهی از ابرشغلها در این زمینه‌‌ جدید صنعتی ظهور خواهند کرد. جدای از مشارکت مستقیم در کسب‌وکار انرژی‌های جایگزین، یکی از اولویتهای هر ابرشغل دیگری، پشتیبانی مالی از کسب‌وکارهای دیگری است که می‌خواهند جهان را از شر نفت خلاص کنند و به انرژی‌های تجدیدپذیر رهنمون شوند.
_ ابرشغلها در حوزه دستکاری مواد‌

     
تمام صنایع و بیشتر شغلهای جدید، شامل دستکاری در مواد با استفاده از انرژی هدایت‌شده توسط هوش طبیعی است. ابرشغلها در حوزه‌ دستکاری مواد به برکت پیشرفت علم، فناوری‌ و دانش عمومی با سه تغییر انقلابی به پیش خواهند رفت:

1. ساختار دادن به ماده برای کار در سطوح میکرو و نانو: یک انقلاب صنعتی تمام‌عیار و جدید در سطوح میکروسکوپی و پایین‌تر از آن در حال آغاز است؛ جایی که در آن می‌توان روی اتم‌ها یا مولکول‌های منفرد کار انجام داد. در پرتو این انقلاب نوظهور، تولید فرآورده‌های صنعتی و غذایی و مراقبتهای پزشکی دگرگون خواهد شد. همچنان که مشکلات بیشتری را ـ که با فناوری نانو قابل حل هستند ـ کشف می‌کنیم، ابرشغلهای تازه‌ای در حوزه میکرو و نانو پدیدار خواهند شد. در این زمینه‌ها، شغلها لزوماً از پیش وجود ندارند و این شما هستید که از راه تعامل با پژوهشگران و فعالان این حوزه، باید شغلهایی را اختراع کنید.
-2 ارتقای وضعیت جسمانی انسان: ارتقادهنده‌ها‌ی مکانیکی کنونی، مانند لنزهای چشمی، مواد پرکننده‌ دندان، دستگاههای تنظیم‌ ضربان قلب و سمعک، احتمالاً در سالهای آینده به سامانه‌های دیگری خواهند پیوست که تنها برای جبران کاستیهای فیزیکی بدن طراحی نشده‌اند، بلکه برای توسعه‌ و ارتقای وضعیت جسمانی انسان ساخته شده‌اند. به عنوان مثال، لنزهای چشمی و بافت مصـنوعی حلزونی که به عنوان رابط با شبکه جهانی اینترنت Bio-Microelectromechanical Systems ,Bio-Nanoelectromechanical Systems به کار می‌روند، بدن را با نشاط نگه می‌دارند و روند سالخوردگی را معکوس می‌کنند. رایانه‌های «بیو‌نانو» که با هدف تقویت حافظه به بدن پیوند زده می‌شوند و تواناییهای شناختی ما را ارتقا می‌دهند نیز در این رده قرار می‌گیرند. حوزه‌های تحقیقاتی زیست‌شناسی و مراقبتهای پزشکی عمیقاً با الکترونیک و طراحیِ نرم‌افزار، پیوند خواهند خورد. بهبود قابلیتهای زیست‌شناختی انسان، حوزه‌ وسیعی از فرصتهای ابرشغلی را نوید می‌دهد که مشتریان پروپاقرص فراوانی خواهند داشت؛ فرصتهایی مثل مربی‌گری زیست‌ زیبایی، یک‌پارچه‌سازی بدن انسان و الکترونیک، برنامه‌ریزی برای ورزیدگی، و بهینه‌سازی ژنوم افراد. برای خلق ابرشغلهایی که آنها را می‌جویید، با کسانی که مانند شما فکر می‌کنند، شبکه شوید.
-3 پیکربندی دوباره‌ بوم‌شناسی انسان و کره زمین: دستکاری در مواد تا جایی پیش خواهد رفت که بتواند دو قاتل کشاورزی را براندازد: آلودگی و پراکندگی جمعیت. زمین دارد زباله‌دانی کُشنده‌ای می‌شود که به اشغال غریبه‌های ستیزه‌جو در‌ آمده است. چالش این است که آن را تبدیل به باغ روینده‌ای کنیم که توسط جامعه‌های سالم و هم‌سو و هماهنگ پرورش یافته است. اگر اقتصادهای ملی امروز می‌خواهند بر جا بمانند، لازم است مهار آلودگی در دهه‌های آینده به یک صنعت عظیم تبدیل شود. بنابراین، شرکتها و صنایع باید تشویق شوند به جای این مسموم‌سازی کره‌ زمین، فرآورده‌های صنعتی و غذایی و وسایل حمل‌ونقل را به‌گونه‌ای طراحی کنند که هماهنگ با طبیعت باشند.
   
این گامهای ضد آلودگی، باید با تدابیر ضد از هم‌پاشیدگی، دست در دست جلو بروند. فروپاشی جامعه، آلودگیهای اجتماعی‌ای ایجاد می‌کند که با آلودگیهای فیزیکی هم‌سانند و به گسترش آنها کمک می‌کنند. فروپاشی جامعه پیامدهایی منفی چون بزهکاری، اعتیاد و تروریسم را به دنبال خواهد داشت که به نوبه خود ضایعات و آلودگی‌های زیست‌محیطی را افزایش می‌دهند. روستاهای فقیر هندوستان و آفریقا، و حومه‌های شهری آمریکا، همگی شدیداً به طرح‌ریزیِ مجدد آگاهانه‌ نیاز دارند.
_ ابرشغلها در حوزه‌ «احیای انسان»: برای اختراع یک ابرشغل و موفقیت در آن، اکثر ما باید خودآگاه‌تر، هدف‌مندتر، و شادابتر از آنی باشیم که در حال حاضر هستیم. به عبارت دیگر، ما باید «انسان‌تر» شویم.
احتمالاً اکثر ما بر «شادابی روانی» یا بهبود آن، بیش از بقیه به عنوان یک هدف شغلی تمركز می‌کنیم. ارتقای شادابی دیگران هم‌اکنون نیز یک حوزه‌ شغلی وسیع را تشکیل می‌دهد و به نظر می‌رسد در سالهای آینده نیز گسترش خواهد یافت، چرا که تقاضای بسیار بالایی دارد.
ارتقای شادابی، حرفه‌هایی از این دست را در برمی‌گیرد: آموزش، مربیگری، و البته پرورش فرزندان. این حوزه هم‌چنین مشاغل روحانی، بازیگری در تئاتر و سینما، جامعه‌شناسی و روانشناسی را هم شامل خواهد شد. وقتی مشاغل کنونی در حوزه‌ ارتقای شادابی و حیات روحانی انسان تبدیل به ابرشغل شوند، آرایه کاملی از مهارتهای ابرانسانی ـ اکتشاف، خلاقیت، پیاده‌سازی،‌ تاثیرگذاری و فعالیتهای بدنی ـ را برای خدمت هرچه بهتر به مشتری مورد استفاده قرار خواهند داد.
   
ارتقای شادابی، اگر شغل اصلی نباشد، یک «شغل جنبی» برای هر ابرشغل خواهد بود، چراکه شادابی مانند اکسیژن برای بقای هر واحد صنعتی، تجاری، آموزشی و ... لازم است
همه ابرشغلها، از آموزش و مشاوره گرفته تا نمایش، هدف مشترکی را دنبال می‌کنند: کمک به دیگران برای ارتقای توانمندیهای ابرانسانی‌شان که عبارتند از:
_ فهمیدن چرایی‌ها از طریق اکتشاف.
_ آفرینش ایده‌های نو از طریق خلاقیت.
_ تاثیرگذاری مثبت بر دیگران، به کمک مجموعه‌ای‌ از مهارتهای اجتماعی که از شریک‌یابی و ارتباط تا مذاکره و رهبری را در می‌گیرد.
_ استفاده درست و بجا از «بدن» سالم خود و انجام کار از طریق فعالیتهای گسترده‌ای چون باغبانی، بازیگری، طبخ غذا و ...
چگونه یک ابرشغل اختراع کنیم؟
هیچکس به شما ابر شغلی را پیشنهاد نمی‌کند. این خود شما هستید که آن را با کاوش در مشکلات و فرصتهای تازه، اختراع می‌کنید. داستانی نقل می‌كنیم از کسی که واقعاً این کار را انجام داد.
اوایل دهه 1990، یک کارشناس ارتباطات راه دور از کارش در شرکت ای‌تی‌اندتی کناره گرفت و یک مشاور مستقل شد. اندکی بعد درآمدش سر به فلک کشید. او از شهامت و انعطاف‌پذیری‌ تازه‌ای که به دست آورده بود لذت می‌برد و متوجه شد که سخنرانیهایش خیلی پرطرفدارند. وقتی حباب فناوریهای برتر ترکید، همان‌طور که مشتریانی مثل ای‌تی‌اندتی و سیسکو ناگهان تغییر مسیر دادند، درآمد او هم فرو افتاد، و دیگر کسی سخنرانی او را به هیچ هم نمی‌خرید. حالا باید چه كار می‌کرد؟ به پیرامونش نگاهی انداخت و دریافت كه تعداد زیادی از همسایگان با ویروس‌ها و پیچیدگیهای فزاینده‌ی سیستم‌های عامل، مشکل دارند. آنها از او می‌پرسیدند که آیا می‌تواند کمکی بکند؟ او بلافاصله یک شغل جدید را دیده بود: او می‌توانست پزشک رایانه‌ها شود

     
در این داستان، چهار نکته جالب توجه وجود دارد.
اول این که آقای مشاور به این نكته پی برد كه در شرکتهای بزرگ، انعطاف‌پذیری و امنیت خاطری که او می‌خواهد، وجود ندارد. بنابراین، شغل کارمندی را رها کرد و به خوداشتغالی روی آورد. منتظر باشید که این اتفاق برای شما هم در آینده بیفتد: چتر حمایتی سازمان یا شرکتی که در آن کار می‌کنید، در آینده چندان قابل اطمینان نخواهد بود. نکته دوم این‌ است که وقتی آقای مشاور با ركود كسب و كارش روبرو شد، دوباره از پایه شروع کرد و خلاقیتش را به کار انداخت. او پرسید: «من چرا اینجا هستم؟ در انجام چه کاری خوب هستم؟ چه مشتریان جدیدی به من نیاز دارند؟» و به دنبال همین پرسشها بود که مسیر شغلی جدیدی را پیدا کرد. همچنان که تحولات فنی، اقتصادی، و اجتماعی سرعت می‌گیرند، ما مجبور می‌شویم مهارتهای اندیشیدن و بازآفرینی‌مان را نیز نوتر کنیم. نکته‌ سوم اینکه شغل جدید او، شغلی از پیش شناخته شده و مصوب نبود_ در هیچ دیکشنری اقتصادی یا شغلی، شما پزشک رایانه را پیدا نمی‌کنید. علاوه بر این، وقتی در دو پایگاه داده‌ شغلی معروف ـ Monster.com و hotjobs.com ـ عبارت «پزشک رایانه» را جست‌وجو کردم، هیچ فهرست مستقلی پیدا نشد. اما وقتی همین عبارت را در گوگل جست‌وجو کردم، به 40400 صفحه رسیدم. این نشان می‌دهد که بسیاری دیگر نیز به این نیاز پی برده‌اند و دارند به این حرفه كشیده می‌شوند. امروزه دورنمای فرصتهای شغلی به قدری سریع تغییر می‌کند که دیده‌بانهای دولتی، و یا حتی شرکتهای بزرگی را که معروف به ابداع شغلهای جدید هستند، جا می‌گذارد. بهترین فهرست مشاغل، موتورهای جست‌وجو و اخبار روزانه است.
و بالاخره نکته چهارم اینکه آقای مشاور در خط مقدم ذهن و رفتارش، مسئولیت‌پذیرانه عمل کرد. کلید موفقیت او در نقش یک پزشک رایانه، قابل اعتمادبودن بود. او می‌گوید «مردم به این دلیل به من مراجعه می‌کنند، که نه فقط می‌توانم رایانه‌هایشان را درست کنم، بلکه به این خاطر که من از آن آدم‌هایی هستم که اگر یک وقت با خانواده‌شان در منزل تنها بمانم، نگران نیستند».
مثال بالا، نمونه‌ای از خلق یک شغل از هیچ است. آنچه وجود داشت فقط یک «تقاضای پنهان» بود که تنها یک چشم تیزبین می‌توانست آن را ببیند. البته راه دیگری هم برای ابداع شغل جدید وجود دارد: شغل فعلی‌تان را اصلاح کن


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:25 PM نظرات 0 | لينک مطلب
ویژگیهای ابرشغلهای جدید

ویژگی اصلی و حیاتی یک ابرشغل این است که باید به وسیله موجودی انجام شود که زنده است و زنده عمل می‌کند؛ کسی که دارای شعور است و نسبت به این شعور خودآگاهی دارد.
اگر مانند یک روبات عمل کنی، ریسک جایگزین شدن با آن را پذیرفته‌ای.
دو گروه شغل را در نظر بگیرید: جراح و پرستار. در حال حاضر روباتی به اسم پِنه‌لوپه وجود دارد که در مواقع اضطرار می‌تواند جای پرستار کمکی را بگیرد. این دستگاه در سال 2005 در یکی از بیمارستانهای نیویورک با موفقیت آزمایش شد. با توجه به این‌که بیمار، بی‌هوش است و تیم جراحی درخواستهای کاملاً مشخصی دارد، شغل پرستار کمکی هشیاری چندانی نمی‌خواهد. پنه‌لوپه براحتی می‌تواند بدون هیچ‌گونه هوشیاری از عهده‌ وظایف پرستار کمکی برآید.
کارهای جراح نیز هشیاری زیادی نمی‌خواهد. یک جراحی ساده را در نظر بگیرید که پیشامدهای نامطلوبی که ممکن است حین آن به وجود آیند، از قبل شناخته شده‌اند. روبات‌ها متداولترین جراحان آینده خواهند بود و ما از امروز نشانه‌های آن را می‌بینیم.
ابرشغلهای نوظهور، چندان بر مهارتهای ماشینی مثل تندشماری یا تصمیم‌گیری قانون‌مند اتكا نخواهند داشت. به‌عکس، بر مهارتهایی متکی خواهند بود که ورای فناوریهای دیجیتال امروز و شاید فردا هستند.

ابرشغلها بر پایه‌ی پنج «مهارت زنده» کلیدی و سه مهارت کمکی شكل می‌گیرند. مهارتهای زنده عبارتند از:
1. اکتشاف: به معنای پیداکردن «چرایی»های علم، زندگی و کسب‌وکار.
2. خلاقیت: یعنی شکل‌دادن به چیزی نو در ذهن.
3. پیاده‌سازی: یعنی چیدن میوه‌های خلاقیت‌ در دنیای واقعی؛ یعنی توانایی اجرای یك طرح یا نقشه.
4. تاثیرگذاری: به معنای تعامل با دیگران در جهت الهام‌بخشی، جهت‌دهی، و توانمندسازی آنان؛ آنچه كه در حد عالی آن از یك رهبر انتظار می‌رود
 
فعالیت‌های بدنی: یعنی تعامل هشیارانه با ابزارها یا بدن. مهارتهای کمکی که پشتیبان مهارتهای کلیدی به‌شمار می‌آیند، عبارتند از:
1. مهارتهای ذهنی پایه: مثل ادراک، طبقه‌بندی و ابراز احساسات. 2. تفکر نمادین و تفسیر: شامل زبان، ریاضیات و بكارگیری نشانه‌های علمی. 3. مسئولیت‌پذیری: شامل هشیاری جهانی، اخلاق و شعور مذهبی.
موفقیت شغلی در هزاره‌ جدید به این بستگی خواهد داشت که افراد، زمینه‌های یادگیری خود را از جاهایی که فناوری الکترونیک و دیجیتال بهتر از پس آنها بر می‌آیند، به زمینه‌هایی انتقال دهند که انسان خودآگاه در آنها قوی‌تر است.
صاحبان ابرشغلها بیشتر وقتشان را به احضار ارواح خواهند پرداخت_ کاری که در گذشته صرفاً برای افراد غیرمتعارفی مثل لئوناردو داوینچی و بنجامین فرانکلین به عنوان «کار» شناخته می‌شد. آنها بیشتر و عمیقتر از دیگران «آری_‌»های اکتشاف، «چرا نه؟»های خلاقیت، و «یافتم_... یافتم_»های ارشمیدسی را در ماجراهای بی‌باکانه تجربه خواهند کرد. افرادی که به ابرشغلها رو می‌آورند، بیشتر و عمیقتر از دیگران با مردم ارتباط می‌گیرند و در هدف‌های مشترکِ بهتر و جامعتری مشارکت می‌جویند.
تغییر در شکل و ماهیت کار

مفهوم «شغل» به معنای سنتی آن مرده است. مردم عادت کرده بودند برای خود «شغلی» داشته باشند؛ اما حالا به دلایل مختلف می‌خواهند هم‌زمان دو یا سه شغل داشته باشند. مردم عادت داشتند برای دیگران کار کنند و حالا بیشتر و بیشتر می‌خواهند برای خودشان کار کنند و فروشنده‌ کالاها یا خدمات خودشان باشند. مردم عادت داشتند به عنوان «کارمند» برای رسیدن به هدفهایی تلاش کنند که «کارفرماها» تنظیم کرده بودند؛ حالا بیشتر و بیشتر می‌خواهند خودشان هدفهایی را تعیین ‌کنند و یا در هدفهای مشترکی سهیم شوند. نسل جدید به شدت روی مهارتهای ابرانسانی تکیه می‌کند. در حالی که شرکتهای بزرگ همچنان خالق شغلهای جدیدی ـ بر پایه‌ی مهارتهای ابرانسانی ـ خواهند بود، دیگر مانند گذشته، استخدام فلّه‌ای نخواهند داشت. در قرن بیست‌ و یکم، بیشتر افراد باید بیرون از چتر ایمن سازمانها و شرکتهای بزرگ، به دنبال راهی برای امرار معاش باشند


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:25 PM نظرات 0 | لينک مطلب

  

چكیده

در دنیای درحال تحول امروز، كامیابی از آن جوامع و سازمانهایی است كه بین منابع كمیاب و قابلیتهای مدیریتی و كارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار سازد. به عبارتی دیگر جامعه و سازمانی می‌تواند در مسیر توسعه، حركت روبه جلو و با شتابی داشته باشد كه با ایجاد بسترهای لازم منابع انسانی خود را به دانش و مهارت كارآفرینی مولد تجهیز كند تا آنها با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت كنند.

امروزه كه كار و فعالیت شكل تازه ای به خود گرفته است و به سوی خودكارفرمایی و خوداشتغالی در حركت است. كارآفرینی و كارآفرینان نقش كلیدی در روند توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع مختلف ایفا می‌كنند. تجارب كشورهایی مانند ژاپن، كره جنوبی، مالزی و هند آكنده از فعالیتهای چشمگیر كارآفرینانی بوده است كه امروز به توسعه یافتگی كشور خود می بالند. باید توجه داشت كه كارآفرینان تنها به ایجاد فرصتهای شغلی جدید نمی پردازند بلكه با ساختار، تفكر، تحرك و فرهنگ لازم دست به تخریب خلاق می زنند تا از دل ویرانه های كهن بنای رفیع آبادانی و پیشرفت را برافرازند.

با توجه به نقش و اهمیت كارآفرینی و سابقه درخشان كارآفرینان در توسعه بسیاری از كشورها و با توجه به مشكلات اقتصادی زیادی كه كشور ما با آن مواجه بوده و دست یاری از هر سویی می طلبد، ترویج و اشاعه مفهوم كارآفرینی، بسترسازی برای فرهنگ حامی كارآفرینی و مهمتر از همه تربیت افراد (به ویژه تحصیلكردگان) كارآفرین سازمانی برای تمامی جوامع بــه خصوص برای جوامع درحال توسعه ای مانند ایران از اهمیت و ضرورت حیاتی برخوردار است. 

 

    

مقدمه

شرایط اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی امروز كشور به گونه ای است كه حل مشكلات و تنگناها، الگوها و راه حلهای جدید و متفاوتی را طلب می كند. تركیب جمعیتی جوان كشور، ضرورت ایجاد فرصتهای شغلی و نیز نوسان بهای نفت سه عامل عمده ای هستند كه موجب می شوند سیاستگزاران و تصمیم سازان كلان كشور به منبع درآمد سهل الوصول دیگری به جز نفت بیندیشند و بی شك آن منبع جز ابتكار، خلاقیت و نوآوری چیز دیگری نیست.

اكنون در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتكر به عنوان كارآفرینان منشا تحولات بزرگی در زمینه‌های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و از آنها نیز به عنوان قهرمانان ملی یاد می شود. چرخهای توسعه اقتصادی همواره با توسعه كارآفرینی به حركت درمی آید. در اهمیت كارآفرینی همین بس كه طی بیست سال (1980 - 1960) در یكی از كشورهای جهان سوم (هند) تنها 500 موسسه كارآفرینی شروع به كار كرده‌اند و حتی بسیاری از شركتهای بزرگ جهان برای حل مشكلات خود به كارآفرینان روی آورده‌اند. 
  

امروزه نیروی انسانی به عنوان یك منبع نامحدود و محور هر نوع توسعه مطرح می باشد. در این بین كارآفرینان به طورخاص دارای نقشی موثرتر در فرآیند توسعه اقتصادی‌اند. تحقیقات نشان داده كه بین رشد اقتصادی و تعداد كارآفرینان در یك كشور همبستگی مثبت وجود دارد. زیرا كشوری كه دارای تعداد زیادی كارآفرین باشد از محركهای تجاری و اقتصادی قویتری برخوردار است.

آموزش و پرورش كارآفرینان سازمانی نیازمند یك متدولوژی آموزشی اجرایی برای همكاری تنگاتنگ بین صنعت و دانشگاه جهت مواجهه با فشارهای شدید اجتماعی حاصل از رشد سریع فناوری و كمبود نیروی انسانی متخصص در جهان امروز است.

در این روش كه عنوان كارآفرینی یافته، انسانها به گونه ای پرورش می یابند كه خود درجهت خلق كار قدم بردارند. مشاهدات حاصل از اعمال این متدولوژی به صورت موردی در قالب مأموریت اجتماعی، اهداف، مقصد مشخص، و نیز فعالیتهای مترتب آن منعكس گردیده اند.

   

تعریف كارآفرینی

كارآفرینی، واژه ای است نو كه از معنی كلمه اش نمی توان به مفهوم واقعی آن پی برد. این واژه به جای كلمه Entrepreneurship به كار می رود كه در اصل از كلمه فرانسوی ENTREPRENDER به معنای متعهدشدن نشأت گرفته است. بنابر تعریف واژه نامه وبستر كارآفرین كسی است كه متعهد می شود یك فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. بعضی از دانشمندان نظیر شومپیتر، كارآفرین را مهمترین عامل توسعه اقتصادی دانسته‌اند. وی معتقد است كارآفرین یك مدیر صاحب فكر و ابتكار است كه همراه با خلاقیت، ریسك پذیری، هوش، اندیشه، و وسعت دید، فرصتهای طلایی می آفریند. او قادر است كه با نوآوریها تحول ایجاد كند و یك شركت زیان ده را به سوددهی برساند.

سیر  تكامل فعالان اقتصادی یا كارآفرینان نشان می دهد كه كارآفرینی در نظریه های اقتصادی تبلور یافته و به عنوان عامل اصلی ایجاد ثروت یا موجد ارزش اقتصادی شناخته و از قرن پانزدهم تاكنون در كانون بحث مكاتب مختلف اقتصادی قرار داشته است. اما سابقه مفهوم كارآفرینی در دانش امروزی به دویست سال پیش برمی‌گردد. اولین كسی كه این مسئله را مطرح كرد فردی به نام كانتیلون است. این واژه دستخوش تعاریف جدید شده و ترجمه آن در ایران به معنای همان كسی است كه زیربار تعهد می رود. امروزه بسیاری از شركتها به لزوم كارآفرینی سازمانی پی برده اند.

می توان گفت در واقع‌، هنوز هم‌ تعریف‌ كامل و جامع‌ كه مورد پذیرش‌ همه‌ی‌ صاحبنظران‌ قرار گیرد از واژه كارآفرینی ارائه‌ نشده‌ است‌، لیكن‌ در این‌ بین‌ تئوری‌ و تعاریف‌ اقتصاددان‌ مشهور اتریشی‌ به‌ نام‌ جوزف‌ شومپیتر از كارآفرینی‌ و نقش‌ كارآفرینان‌ در فرآیند توسعه؛‌ مورد توافق‌ و ارجاع‌ اكثر محققین‌ در این‌ زمینه‌ است‌. بر طبق‌ نظر وی‌ كارآفرین‌ نیروی‌ محركه اصلی‌ در توسعة‌ اقتصادی‌ و موتور توسعه‌ می‌باشد و نقش‌ وی‌ عبارت‌ است‌ از نوآوری‌ یا ایجاد تركیب‌های‌ تازه‌ از مواد. شومپیتر مشخصه اصلی‌ كارآفرین‌ را «نوآوری‌»می‌دانست‌ و كار یك‌ كارآفرین‌ را «تخریب‌ خلاق‌» تعریف‌ كرد. وی‌ در كتاب‌ «نظریة‌ اقتصاد پویا» اشاره‌ می‌كندكه‌ تعادل‌ پویا از طریق‌ نوآوری‌ و كارآفرینی‌ ایجاد می‌گردد و اینها مشخصه‌ی‌ یك‌ اقتصاد سالم‌ هستند.

سابقه كارآفرینی در دنیا 
  

 در اوایل سده شانزدهم میلادی كسانی را كه در كار مأموریت نظامی بودند كارآفرین می خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیت‌هایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره پیمانكاران دولت كه دست اندركار امور عمرانی بودند، از لفظ كارآفرین زیاد استفاده شده است. 

كارآفرینی و كارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مكاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاكنون به نحوی كارآفرینی را در  نظریه‌های خود تشریح كرده‌اند. ژوزف شومپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 كه همزمان با دوران ركود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری كارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر كارآفرینی» لقب داده‌اند.

 از نظر وی «كارآفرین نیروی محركه اصلی در توسعه اقتصادی است » و نقش كارآفرینی عبارت است از «نوآوری یا ایجاد تركیب های تازه از مواد». همچنین كارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه‌شناسان با درك نقش كارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است. 
  

سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی

به طور کلی و با عنایت به موارد اشاره شده در فوق ، سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی را می‌توان به پنج دوره تقسیم نمود:

دوره اول ( قرون 15 و 16 میلادی) : در این دوره به صاحبان پروژه‌های بزرگ كه مسئولیت اجرایی این پروژه‌ها همانند ساخت كلیسا، قلعه ها، ‌تأسیسات نظامی و .... از سوی دولتهای محلی به آنها واگذار گردید. كارآفرین اطلاق می‌شد، در تعاریف این دوره پذیرش مخاطره، لحاظ نشده است.

 دوره دوم ( قرن 17 میلادی) : این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و بعد مخاطره پذیری به كارآفرینی اضافه شد كارآفرین در این دوره شامل افرادی همانند بازرگانان ، صنعتگران و دیگر مالكان خصوصی می‌باشد.

  دوره سوم ( قرون 18و 19 میلادی) : در این دوره كارآفرین فردی است كه مخاطره می‌كند و سرمایه مورد نیاز خود را از طریق وام تأمین می‌كند، بین كارآفرین و تأمین كننده سرمایه (سرمایه‌گذار) و مدیر كسب و كار در تعاریف این دوره تمایز وجود دارد.

دوره چهارم ( دهه‌های میانی قرن بیستم میلادی) : در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولی جدید، ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یك جزء اصلی به تعاریف كارآفرینی اضافه شده است.

دوره پنجم، دوران معاصر( از اواخر دهه 1970 تاكنون ) : در این دوره همزمان با موج ایجاد كسب و كارهای كوچك و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش كارآفرینی به عنوان تسریع كننده این سازوكار، جلب توجه زیادی به این مفهوم شد و رویكرد چند جانبه به این موضوع صورت گرفت. تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفرینی معطوف بود، اما در این دوره به تدریج روانشناسان، جامعه ‌شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف كارآفرینی و كارآفرینان توجه نموده‌ا‌ند.

تا دهه 1980 سه موج وسیع ، موضوع كارآفرینی را به جلو رانده است:

موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار كتابهای زندگی كارآفرینان و تاریخچه شركتهای آنها، چگونگی ایجاد كسب و كار شخصی و شیوه‌های سریع پولدار شدن می‌باشد. این موج از اواسط دهه 1950 شروع می‌شود. 

موج دوم: این موج كه شروع آن ازدهه 1960 بوده شامل ارائه رشته‌های آموزش كارآفرینی در حوزه‌های مهندسی و بازرگانی است كه در حال حاضر این حوزه‌ها به سایر رشته‌ها نیز تسری یافته است.

موج سوم: این موج شامل افزایش علاقمندی دولتها به تحقیقات در زمینه كارآفرینی و بنگاههای كوچك، تشویق رشد شركت‌های كوچك و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری‌های صنعتی می‌شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است.

 سابقه كارآفرینی در ایران
  

علی‌رغم اینكه در كشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به بعد به موضوع كارآفرینی توجه جدی شده و حتی در بسیاری از كشورهای درحال توسعه هم از اواخر دهه 1980 این موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند، در كشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به كارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشكل بیكاری و پیش‌بینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد كه در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه كارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه كارآفرینی در سطح وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، ‌جهاد كشاورزی، صنایع و معادن و فلزات و همچنین مؤسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیت‌های آنها، مطرح شده است.

متأسفانه واژه كارآفرینی كه ترجمه‌ای از كلمه Entrepreneurship است، موجب گردیده است كه معنی ایجاد كار و یا اشتغال‌زایی از این واژه برداشت می‌شود. در حالیكه كارآفرینی دارای مفهومی وسیعتر و با ارزشتر از اشتغال‌زایی است. این برداشت ناصحیح از این مفهوم و همچنین تورم نیروی انسانی بیکار در جامعه ( به ویژه در بین دانش‌آموختگان دانشگاهی)، موجب شده بسیاری از سیاستهایی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نیز در بخشنامه‌ها و سخنرانی‌های مسئولان در این خصوص، صرفاً جنبه اشتغال‌زایی برای آن در نظر گرفته شود. در حالیکه کارآفرینی دارای پیامدهای مثبت و مهم دیگری همانند: بارور شدن خلاقیت‌ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه تکنولوژی، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است و در صورتیکه فقط به جنبه اشتغال‌زایی آن توجه شود، از سایر پیامدهای آن بی‌بهره خواهیم ماند .

   

منبع: سایت خبری عصر ایران



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 9:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

آیا تا به حال در شرایطی بوده اید که به خودتان بگویید «من هر چه قدر تلاش کنم باز هم موفق نخواهم شد؟» وقتی همیشه با وجود تلاش فراوان شکست بخورید یعنی یک جای کارتان از ریشه خراب است. یکی از این «جا های کار» قوه خلاقیت است! اگر در هر کاری هیچ خلاقیتی از خود نشان ندهید در آن کار موفق نخواهید بود.
هر عنوانی که داشته باشید (خصوصآ وبلاگ نویس) در کارتان به خلاقیت نیاز دارید پس منتظر معجزه نباشید و از همین حالا با همین مطلب دوران خلاقیت و موفقیت در زندگی تان را شروع کنید ، روی علت های زیر دقیق فکر کنید. هر کدام که راجع به شما صادق است را به خاطر بسپارید و در طی زمان مرحله به مرحله راه حل های آن را کشف کرده و سعی کنید حلش کنید.  

علت ۱: شما به کار خود علاقه   ندارید  

این مشکل را خیلی از افراد دارند. همیشه دوست داشته اید طراح اتومبیل شوید اما چشم به هم زده اید و می بینید آن چه دارید فوق لیسانس مهندسی نساجی است و نزدیک سی سال سن!خوب در این شرایط نمی شود انتظار داشت شما صبح به صبح با ایده های نابی در رابطه با نساجی از خواب برخیزید و با شوق و ذوق سر کار روید. از من انتظار نداشته باشید راه حل دقیق را جلوی پای شما بگذارم چون هیچ کس به خوبی خودتان نمی تواند برای آینده تصمیم گیری کند اما در این حد بگویم که یا باید سراغ طراحی اتومبیل بروید یا باید به نساجی علاقه مند شوید. «من حتی یک روز هم در زندگی ام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.» (ادیسون)   

 علت ۲: شما امور مهم از غیر مهم را به خوبی تشخیص نمی دهید

در این رابطه قبلآ یک بار بحث کرده ایم. مشغول بودن به معنی مفید بودن نیست. اینکه شما از شش صبح تا نه شب سر کار هستید تضمینی برای موفقیت شما نیست. وقتی ساعت کاری تان به بحث راجع به فوتبال و ناهار و نماز و جوک و اسم ام اس و بلوتوث و… خلاصه می شود نتیجه هم مشخص است. موقعی انتظار نتیجه خوب داشته باشید که واقعآ کار کنید. حتی اگر یک ساعت کار مفید انجام دهید نتیجه آن را خواهید دید اما صرفآ سر کار رفتن نتیجه خوب به همراه نخواهد داشت.«مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست، کار واقعی وقتی مشخص می‌شود که نتیجه خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیزهایی از قبیل برنامه‌ریزی، هماهنگی، ذکاوت، شجاعت و… لازم است. با تظاهر کردن چیزی درست نمی‌شود.» (ادیسون)  

 علت ۳: شما خیلی زود دلسرد می شوید  

 امروز با شوق و ذوق راجع به ایده جدید تان با همه بحث می کنید و فردا به همه می گویید« ایده مسخره ای بود فایده نداشت ، یه فکر دیگه کردم….»در این حالت یا راه درست فکر کردن و تصمیم گرفتن را بلد نیستید یا زود دلسرد می شوید. به جای اینکه هر روز یک ایده جدید بدهید ماهی یک ایده را عملی کنید. از میان فکر های تان بهترین را انتخاب کنید و روی آن وقت بگذارید و با پشتکار جلو بروید. «من هزاران بار شکست نخوردم! بلکه هزاران راهی را یاد گرفتم که به درست شدن یک لامپ ختم نمی شد.» (ادیسون)   

علت ۴: شما اشتباهات خود را زود فراموش می کنید

همه ما اشتباه می کنیم ، هیچ شک و ایرادی هم به این وارد نیست و این کاملآ طبیعت انسان است. اما اینکه هر دفعه اشتباه قبلی تان را از یاد ببرید و دوباره آن را تکرار کنید به هیچ وجه قابل قبول نیست. وقتی اشتباهی می کنید به خود بگویید این برایم درس خوبی شد که دیگه هرگز این اشتباه را تکرار نکنم و این را به خاطر بسپارید.

علت ۵: شما به کار کردن عادت ندارید   

اگر همیشه عادت داشته اید از نه صبح تا پنج عصر بنشینید پشت میز و امضا یا مهر بزنید انتظار نداشته باشید در کار جدید تان خلاقیت فوق العاده ای داشته باشید. یک شبه هیچ چیز عوض نخواهد شد پس فقط به کاری که می کنید ایمان داشته باشید و با پشتکار و صبر جلو بروید. «صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.» (ادیسون)    

 علت ۶: شما وقفه زیادی بین کار ها   می اندازید 

  اصلآ و ابدآ مشکلی با یک استراحت و تفریح به موقع نیست اما باید همیشه به یاد داشته باشید چه موقع هر چیزی کافی است و برای انجام دادن آن چه به نفع تان است اراده داشته باشید.


علت
۷: شما شیوه زندگی نا سالمی دارید   


Lifestyle یا «شیوه زندگی» و Healthy یا «سالم» از جمله کلماتی است که ایرانی ها عمومآ به کار نمی برند و حتی یه جورایی معادل دقیقی هم برای آنها در فارسی نداریم چون معنی ای که Lifestyle یا Healthy در انگلیسی می دهد عینآ همان مفهوم در کلمات «شیوه زندگی» و «سالم» را نمی رساند.

منظورم اینجا از شیوه زندگی نا سالم چیه؟ این که شب مسواک نزده (باور کنید!) جلوی تلویزیون روشن خوابتان ببره و صبح با صدای زنگ وحشتناک ساعت تان از خواب بپرید و صبحانه نخورده در حالی که لی لی کنان در حالی که سعی دارید همین طور که می دوید بند کفشتان را هم ببندید از خانه بیرون بزنید! باور بکنید یا نه «شیوه زندگی» یکی از مهم ترین عوامل موفقیت شماست. پس به زندگی تان نظم و ترتیب دهید و آن را درست مدیریت کنید. 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:32 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

 

 

این مقاله در قالب یک پژوهش کتابخانه‌ای دلائل نقش هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی را جمع‌آوری و بررسی کرده‌است. بر همین اساس ۲۵ دلیل برای اثبات لزوم توجه به هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی و ویژگیهای کارآفرین ذکر شده که عبارتند از:

۱) کارآفرینی منبع تضاد هیجانی است.

 

۲) کارآفرین نیاز به حمایت دیگران دارد.

 

۳) ریسک پذیری از جمله ضرورتهای کارآفرینی است.

 

۴) کارآفرین بین حس استقلال طلبی و نیاز به وابستگی تعادل ایجاد می‌کند.

 

۵) انگیزه های کارآفرینانه عموما ماهیت عاطفی دارند.

 

۶) توان تحمل شکست و ناکامی دارد.

 

۷) کارآفرین خلاق است.

 

۸) از قابلی تهای رهبری برخوردار است.

 

۹) می‌تواند ابهامات را تحمل کند.

 

۱۰) از درک شهودی برخوردار است .

 

۱۱) امیدوار است.

 

۱۲) خوش‌بین است.

 

۱۳) در کار غرق می‌شود.

 

۱۴) خود انگیز است .

 

۱۵) مایل است وضعیت موجود را تغییر دهد.

 

۱۶) لذت‌ها وکامیابی‌ها را برای بدست اوردن لذت‌ها و کامیابی‌های بالاتر به تعویق می‌اندازد.

 

۱۷) قادر است میان اضداد وحدت ایجاد کند.

 

۱۸) صادق است.

 

۱۹) در کار قاطع است.

 

۲۰) توانایی تفویض اختیار و مسئولیت را دارد.

 

۲۱) انگیزه پیشرفت در او بالاست.

 

۲۲) مسئولیت‌پذیر است.

 

۲۳) انعطاف پذیری دارد.

 

۲۴) خوداگاه است.

 

۲۵) بخود عشق می‌ورزد.

 

● مقدمه

 

هوش هیجانی داستانی نگفته در پس پدیده کارآفرینی است (کروس،تراواگلون). مک کله لند، فرآیند کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه و یک شیوه زندگی تعبیر مینماید به طوری که خلاقیت و نواوری، عشق به کار و تلاش مستمر، پویایی، مخاطره‌پذیری، اینده‌نگری، ارزش افرینی، ارمان‌گرایی، فرصت‌گرایی، نیاز به پیشرفت، مثبت اندیشی، زیر بنا و اساس زندگی کار افرینانه می‌باشد. در این زندگی شکست مفهومی نداشته و بعنوان پله ای برای بالا رفتن، موقعیتی برای آموختن، تصور ناقصی از واقعیت، ابهامی که در هدف وجود دارد و واقعه ای که هنوز فواید آن تبدیل به سود نشده شناخته می‌شود (صمد اقایی، ۱۳۷۷). خصوصیاتی همچون جستجو به دنبال فرصت‌ها، به جان خریدن خطرات، و اصرار در تحقق ایده‌ها در مجموع دیدگاه خاصی را تشکیل می‌دهند که کارآفرینان را به تصویر می‌کشد (دانلد اف، ریچارد ام. ترجمه عامل محرابی، ۱۳۸۳). در این دیدگاه کارآفرینان عبارتند از: افرادی که مهارت‌های عاطفی‌شان به خوبی رشد یافته، از زندگی خویش خرسندند، کارآمد بوده و عاداتی فکری‌‌شان از انها افرادی مولد و کارآمد می‌سازد؛ افرادی که نمی‌توانند بر زندگی عاطفی خودتسلط داشته باشند، درگیرشان در کشمکش‌های درونی‌ مانع تمرکز و تفکر روشن در کار می‌شود (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲).

 

هوش هیجانی به عنوان عاملی مهم برای موفقیت در محل کار شناخته شده است. کارآفرینان کسانی هستند که در محل کار خود فراتر از هنجار و عرف می‌درخشند و در کار از دیگران پیشی می‌گیرند (تراواگلون، ۲۰۰۳).

 

● مبانی نظری

 

بار- اون- هوش هیجانی را مجموعه‌ای از توانایی های غیر شناختی، توانش ها و مهارتهایی تعریف کرده است که بر توانایی رویارویی موفقیت امیز با خواسته ها، مقتضیات و فشارهای محیطی تاثیر می گذارد (به نقل ازسیاروچی وهمکاران،ترجمه نوری ونصیری، ۱۳۸۳).

 

وی سینگر- هوش هیجانی را هوش به کارگیری عاطفه و احساس در جهت هدایت رفتار، افکار، ارتباط موثر با همکاران، سرپرستان، مشتریان و استفاده از زمان در چگونگی انجام دادن کار برای ارتقای نتایج تعریف می کند (وی سینگر، ۲۰۰۰/ نقل از خائف الهی،دوستار، ۱۳۸۲).

 

● مولفه های هوش هیجانی بر اساس دیدگاه بار- اون:

 

۱) خود اگاهی هیجانی

 

۲) جرات ورزی

 

۳) عزت نفس

 

۴) خود شکوفایی

 

۵) استقلال

 

۶) همدلی

 

۷) روابط میان فردی

 

۸) مسئولیت پذیری اجتماعی

 

۹) حل مساله

 

۱۰) واقعیت سنجی

 

۱۱) انعطاف پذیری

 

۱۲) تحمل تنش

 

۱۳) کنترل تکانه

 

۱۴) خوش بینی

 

۱۵) نشاط

 

● دلائل ضرورت توجه به هوش هیجانی در فرایندکارآفرینی

 

۱) کارآفرینی منبع تضاد هیجانی است:

 

برای کارآفرین که فعالیت اقتصادی منحصر به فرد خود را در عمل اغاز می‌کند، این تجربه مملو از اشتیاق، عجز و ناکامی، اضطراب و کار سخت است (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی‌یاری، ۱۳۸۳). از آنچه در بالا ذکر شده می توان دریافت که کارآفریندر طول فرایند کارآفرینی با تضادها ی هیجانی فراوانی روبرو می شود،از یک سو اشتیاق و از سوی دیگر عجز و ناکامی و اضطراب.پس چنانچه از لحاظ خوداگاهی هیجانی قوی نباشد نمی‌تواند منابع اشتیاق و یا عجز ناکامی را شناسایی نماید و در نتیجه احتمال موفقیت او بسیار کم می شود. از سوی دیگر فردی که از خودآگاهی هیجانی بالایی برخوردار باشد با شناسایی منابع اشتیاق و تجزیه و تحلیل عوامل،از این نیرو همانند یک عاملی جلو برنده استفاده کرده،منابع اضطراب و ناکامی را از قبل شناسایی و با برنامه ریزی نقش این عوامل را کاهش می دهد.

 

۲) کارآفرین نیاز به حمایت دیگران دارد :

 

الف) حمایتهای معنوی و روحی

 

برای هر کارآفرین لازم است تا پشتیبانی روحی متشکل از خانواده و دوستان داشته باشد. اغلب کارآفرینان اذعان دارند که همسران شان قوی ترین پشتیبان آنها بوده و امکان صرف زمان بیشتربر فعالیت های کارآفرینانه جدیدشان فراهم آورده‌اند. دوستان نیز در شبکه پشتیبانی روحی نقش کلیدی دارند ( هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی‌یاری، ۱۳۸۳ ).

 

ب) حمایتهای تخصصی

 

کارآفرین در آغاز فعالیت کارآفرینانه نوپای خود علاوه بر تشویق های روحی به راهنمایی و مشورت نیز نیاز دارد. ممکن است یک استاد، همکاری در یک موسسه تجاری یابرخی ازاشنایان این راهنمایی را بر عهده گیرندکه مجموعا شبکه پشتیبانی تخصصی را تشکیل می دهند. (هیسرچ و پیترس، ترجمه فیض بخش و تقی یاری، ۱۳۸۳).

 

ج) حمایت شبکه غیر رسمی

 

شاهراه جلب حمایت دیگران عواطف است و از کانال عواطف است که می توان نظر دیگران را با رضایت خاطر به همکاری جلب نمود.این امر مستلزم درک وهمدلی بالایی است.چنانچه فردی از عواطف خود اگاه نباشد چه بسا عواطفش خود تبدیل به مانع بزرگی برای دستیابی به اهداف شوند.( رابرت کلی و ژانت کاپلان) برای شناخت عامل متمایزکننده افراد مولد وکسانی که فقط درسطح متوسط کار می‌کنند،از مدیران و کارکنان خواستند از ۱۰ تا ۱۵ درصد مهندسانی را که مانند ستاره در محیط کار برجسته بودند معرفی کنند. پس از انجام مصاحبه‌های دقیق و مفصل تفاوت‌هایی اساسی در راهبردهای درونی و میان فردی‌ای که «ستارگان» از ان طریق کارشان را پیش می‌بردند، ظاهر شد. یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها توانایی ایجاد رابطه‌ای صمیمانه با شبکه‌ای از افراد صاحب‌نظر بود. کارهای افراد برجسته به این دلیل راحت‌تر پیش می‌رود که آنان وقت خود را صرف برقراری ارتباط‌ صحیح با افرادی می‌کنند که ممکن است بتوانند در شرایط سخت به عنوان بخشی از یک گروه غیر رسمی که سریعا در دسترس خواهند بود،برای حل مشکل یا رفع بحران از انها استفاده کنند. وجود شبکه‌های غیررسمی برای حل مشکلات غیرمنتظره ضروری است. تحقیقی که دربارهاین شبکه‌ها انجام شد نشان می‌دهد «تشکیلات رسمی برای رویارویی آسان با مشکلات قابل پیش‌بینی به وجود آمده‌اند. اما در هنگام رویارویی با مشکلات غیرمنتظره اغلب تشکیلات غیررسمی به کار می‌آیند. شبکه پیچیده‌ای ازپیوندهای اجتماعی درمواردی که همکاران با یکدیگرتماس برقرار می‌کنند شکل گرفته و شگفت‌اور این که با گذشت زمان به عنوان شبکه‌ای ثابت مستحکم می‌گردد. شبکه‌های غیررسمی که از کارایی زیادی برخوردار باشند درازای اینکه تمام اقدامات لازم را انجام دهند به صورت میان‌بر و ضربدری به نتیجه‌ی مورد نظر خود دست پیدا می‌کنند. ستارگان یک تشکیلات معمولا کسانی هستند که با تمام شبکه‌ها اعم از ارتباطی، تخصصی یا مبتنی بر اعتماد، پیوندهای مستحکمی دارند (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲)

 

۳) یکی از ویژگی های کارآفرینی توانایی ریسک پذیری است

 

بروک هاوس پس ازانجام تحقیقات خود، مخاطره پذیری را اینگونه تعریف می کند: (( احتمال دریافت پاداش در نتیجه موفقیت فعالیت پیشنهادی (ایده یا طرح) که شخص قبل از این که خود را در معرض پیامدهای ناشی از شکست قرار دهد، آن را تعیین می نماید.)) ( احمد پور، ۱۳۸۰). برای شروع هر نوع فعالیت اقتصادی شاید درصدی ریسک پذیری لازم باشد. اما در فعالیت کارآفرینانه، خصوصا از لحاظ اجتماعی و روانی،مصادیق ریسک پذیری بیشتر است. به عبارت دیگرمی‌توان گفت یک کارآفرین از ابرو و اعتبار خویش مایه می گذارد.خطرپذیری یا ریسک نقش مهمی در کامیابی بازرگانی دارد. ریسک پذیری از ویژگی‌های هوش عاطفی به شمار می‌رود. عقل و هوش منطقی به قدرت استدلال کمک می‌کنند اما توانایی پیش‌بینی پیآمدهایی که تصمیم تنها از هوش هیجانی برمی‌آید. دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که از طریق هوش منطقی می‌توان به استخدام درآمد (ویا فعالیت اقتصادی را شروع کرد) اما تنها از طریق هوش هیجانی می‌توان در شرکتی دوام آورد، رشد کرد و به کسب درآمدبیشترو مقام‌های بالاتررسید (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۴) ایجاد تعادل بین حس استقلال طلبی و نیاز به وابستگی

 

عموما کارآفرینان افرادی هستند که می خواهند کار را به شیوه خودشان انجام دهند و کار کردن برای دیگران برایشان دشوار است (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی یاری، ۱۳۸۳). کانجر و لپتیرمن ( ۱۹۸۴) معتقدند افراد خلاق به استقلال و عدم همنوایی با دیگران تمایل داشته و در مواردی که دستورهایی بر خلاف میل و یا اعتقادات خود دریافت می کنند تمایل دارند از ان سرپیچی نمایند (اقایی، ۱۳۷۷). از طرف دیگر کارآفرین نیاز به حمایت داشته و حتی ممکن است در مواردی این امربا نیاز به حمایت از جانب دیگران تداخل پیدا کردهو باعث ایجاد تضاد عاطفی گردد. کارآفرین باید توانایی بالایی در مدیریت عواطف داشته باشد تا بتواند بین میل به استقلال و نیاز به حمایت دیگران تعادل برقرار کند.

 

۵) انگیزه های کارآفرینانه عموما ماهیت عاطفی دارند

 

از جمله این انگیزه ها عبارتند از:استقلال طلبی، کسب ثروت،رضایت شغلی، توفیق، فرصت پیشرفت و غیره (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش وتقی‌یاری، ۱۳۸۳). انگیزه هاییکه یک فرد را وادار به فعالیت کارآفرینانه می نمایداغلب هیجانی بودهو چنانچه فرد از لحاظ هیجانی به مرحله پختگی نرسیده باشد و به نوعی از لحاظ هیجانی هوشمند نباشد احتمال شکستشخیلی بیشتر است در حالی که احتمال موفقیت فردی با هوش هیجانی بالابیشتر خواهد بود.

 

۶) تحمل شکست و ناکامی

 

یکی از مهمترین عواملی که افراد را از دست‌یابی به‌ آن چه که به راستی برایشان مهم است باز می‌دارد ترس از شکست است نه حتی خود شکست (اسمیت،ترجمه هدایت، ۱۳۸۲). تنها کسانی به موفقیت‌های بزرگ دست می‌یابند که شهامت قبول شکست‌های بزرگ را داشته باشند. (جان کندی به نقل از کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). پذیرش شکست، قد خم نکردن در مقابل ان، سر پا ایستادن و ادامه فعالیت جهت رسیدن به موفقیت و لو با سبک و شیوه‌ای دیگر از ویژگی های افراد کار افرین است.وقتی زندگی یک کارآفرین را بررسی می کنید با تاریخچه ای از شکستها و ناکامی ها روبرو می‌شوید اما کارآفرین هیچگاه نا امید نشده و در واقع قانون شکست را از قوانین جاری بازی می داند پس خیلی راحت با آن کنار می اید. به عقیده وینستون چرچیل: موفقیت یعنی از شکستی به شکستی دیگر رسیدن بدون این که از اشتیاق فرد کاسته شود. (به نقل از کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). در زندگی کارآفرینانه شکست مفهومی جز «موقعیتی برای آموختن»، «تصویر ناقصی از واقعیت»، «ابهامی که در هدف وجود دارد» و «واقعه‌ای که هنوز فواید ان تبدیل به سود نشده» ندارد (اعرابی، ۱۳۸۱).

 

۷) خلاقیت

 

درونمایه کارآفرینی خلاقیت است. خلاقیت خود بنیانی انگیزشی دارد و به همین دلیل حفظ خلاقیت درگرو حفظ انگیزه افراد است. خلاقیت مبتنی بر اراده ادمی است. درحقیقت خلاقیت حق انتخاب و قدرت تصمیم گیری برای انتخاب است . قسمت اعظم دانش خلاق و شهودی هر فرد بر مبنای هوش هیجانی است.عواطف باعث خلاقیت، مشارکت، ابتکار عمل و دگرگونی می‌شوند.این واکنش قلبی است که نبوغ خلاق و شهود را شعله‌ور می‌سازد، ما را با خود صادق می‌گرداند، روابط اطمینان‌بخش برقرار می‌کند، تصمیمات مهم را مشخص می‌کند، قطب‌نمای درونی برای زندگی و کار فراهم می‌اورد و ما را به پیشآمدهای غیر مترقبه و راه‌حل‌های موفقیت‌امیز رهنمون می‌شود.عشق نیازی مبرم، حیاتی و همگانی است که تبلور ان شکوفایی و خلاقیت می‌افریند و کمبود آن انسان را به فساد و تباهی می کشاند (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۸) فعالیت رهبری:

 

رهبری یک از ویژگی های کارآفرینی است. یکی از ویژگیهای مهم رهبران موفق برخورداری ازهوش هیجانی بالاست. این قابلیتها و صلاحیت ها برای عملکرد در بیشتر مشاغل حیاتی و ضروی هستند. مطالعات انجام شده در هزاران سازمان نشان می‌دهد حدود دو سوم از صلاحیت‌ها و قابلیت هایی که با عملکرد عالی و مناسب همراه هستندمشخصات اجتماعی و هیجانی از قبیل خود کنترلی، انعطاف پذیری، پایداری، همدلی و توانایی سازش و به سر بردن با دیگران را در بر می‌گیرند(بویاتزسر ۱۹۸۲ ،لوسچ‌ سر کویک ۱۹۹۰ ،مک لاندا ۱۹۹۹ ، زیر ۱۹۹۶،۱۹۹۴ اسپندر ۱۹۹۳). همچنیندر موقعیت های رهبری تقریبا ۹۰% از کفایت ها و قابلیت های ضروری برای موفقیت ماهیتی هیجانی و اجتماعی دارند (گلمن، ۱۹۹۸ به نقل از اسدی).مسینجر یاداور می‌شود: کسی که دیگران را رهبری می‌کند ابتدا باید خوداگاهی کاملی داشته باشد . خودمدیریتی در مرحله اول به خوداگاهی وابسته است (وتن وکمررون ترجمه بابایی، ۱۳۷۹). هوارد گاردنر می‌گوید: رهبران انهایی هستند که با حرف یا عمل خود به وضوح بر رفتارها، افکار و احساسات تعداد مشخصی از پیروان خود تاثیر می‌گذارند. (به نقل از کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). مدیرانی که از هوش هیجانی برخوردارند رهبران موثری هستند. رهبر موثر کسی است که کارها را با حداکثر کیفیت و کمیت، عملکرد عالی، با کسب رضایت و تعهد کارکنان انجام می دهد. رهبران خود کنترلی را به سازمان القاء می کنند مشخصه‌ای که ریشه در هوش هیجانی انان دارد (خائف الهی و دوستار، ۱۳۸۲).

 

۹) تحمل ابهام

 

سر و کار داشتن با ابهام و عدم قطعیت از ویژگی‌های مهم کارآفرین است (جی مردیث،ای.نک،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان،ص ۴۵). قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی، توانایی ادامه حیات با دانشی ناقص درباره محیط و تمایل به اغاز فعالیتی (یا ارائه طرح یا اندیشه‌ای) مستقل بی انکه شخص بداند آیا موفق خواهد شد یا خیر (جزای ۱۹۹۳ به نقل از احمدپور، ۱۳۸۰). در دهه ۱۹۸۰ انجمن مدیریت امریکا با انتشار نتایج یک مطالعه نتیجه گرفت که مدیران بسیار موفق ابهامات و ناشناخته‌ها را بهتر از سایر مدیران تحمل می‌کنند. کسانی که تحمل ابهامشان زیاد است معمولا درک پیچیده‌ای دارند. انان به اطلاعات بیشتر توجه کرده، اشارات را تعبیر و تفسیر می‌نمایند و در سبک ‌شناختی‌شان ادراکی خواهد بود. بررسی ها حاکی از ان است که افرادیبا پیچیدگی شناختی و تحمل بالای ابهامات اطلاعات را بهتر منتقل می‌کرده ونسبت به ویژگی‌های درونی دیگران (بخصوص در حین ارزیابی عملکرد در محیط کار) حساس هستند، همچنین در مواجهه با شرایط ابهام رفتاری انعطافی و تطابقی دارند. مدیرانی که تحمل ابهام زیادی دارند به احتمال قوی در اقدامات خود نوعی کارآفرینی و خلاقیت داشته،در محیط‌هایپیچیده اطلاعات کمی را برمی‌گزینند و معمولا حرفه‌های تخصصی را که شامل وظایفی متنوع می‌شوند، اختیار می‌کنند. به علاوه افراد با پیچیدگی شناختی و تحمل ابهام زیاد در محیط‌ های مملو از اطلاعات، از انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند (وتن و کمرون، ترجمه بابایی، ۱۳۷۹). تحمل ابهام خود از سه متغیر جزیی تشکیل می‌شود که از ملاک های ازمون بادنر بوده‌اند. نوپذیری اولین ملاک است که به میزان تحمل انسان در برابر اطلاعات یا شرایط جدید مربوط می‌شود. دومین مورد پیچیدگی است که نشانگر میزان تحمل اطلاعات متعدد، متمایز و نامربوط است. سومین ویژگی پاسخ ناپذیری یا لاینحل بودن است که به میزان تحمل در برابر مسائل مشکل، راهکارهای پنهان، عدم دسترسی به اطلاعات و عدم ارتباط اجزای مساله با یکدیگر مربوط است (وتن و کمرون،ترجمه بابایی، ۱۳۷۹). بین ایده تا نتیجه نردبانی به نام ابهام قرار داردکه جنس آن از عواطف و هیجان است.گاهی این نردبان انقدر کوتاه است که صاحب ایده از به نتیجه رسیدن محروم می ماند. به عنوان نمونه فرانسیس کریک و جیمز واتسون بعضی قسمت‌های ناقص مطالعه ساختار مولکول دی‌ان‌ای را در اثر منتشر شده لینس پولینگ یافتند که او خود نتوانست به خاطر کشفش شهرتی کسب کند زیرا نمی‌توانست ناهمخوانی و تضاد را به اندازه‌کافی تحمل کرده و برای ساختار شکلی مارپیچ در نظر گرفت که کاملا مشابه شکل واقعی آن نبود. بسیاری از ما نیز عقیده‌ای خلاق را ابراز می‌داریم ولی وقتی مسائل واقعی ساده نیستند تحمل خود را از دست می‌دهیم و ممکن است پیش از موقع بهترین راه‌حل ممکن یا کمک را پذیرفته یا تحت فشار روسا، شرکاء یا مشتریان خود برای اتمام کار قرار گیریم و از رسیدن به نتیجه مطلوب بازبمانیم (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). قدرتِ تحمل ابهام خود حاصل ویژگی‌هایی نظیر اعتماد به خود،قدرت پیش بینی، امیدواری و برخورد فعال با پدیده‌ها می‌باشد که در نهایت فرد به امید دست یافتن به نتایج دلخواه موقعیت مبهم را تحمل می‌کند.

 

۱۰) شهود

 

یکی از ویژگی‌های افراد خلاق وکارآفرین توانایی شهودی است. شهود در فلسفه عبارتست از: شکلی از شناخت و دانش که مستقل از تجربه و دلیل است. توانایی شهود از ویژگی های ذاتی ذهن است (دیکشنری اینکارتا ۲۰۰۰). شهود یک نوع قدرت پیش بینی غیر استدلالی است و ریشه در ناخودآگاه دارد. اگرفرد از خود‌آگاهی مناسبی برخوردار باشد پذیرش شهود خیلی بیشتر خواهدبود. اما اگر خوداگاهی فرد ضعیف باشد شهود به حداقل می¬رسد. برای رسیدن به زندگی خلاق به این باور و احساس غریزی اطمینان از خود احتیاج دارید تا بتوانید از منابع موجود حداکثر استفاده را ببرید. از نظر سورکین - یکی از بزرگترین روان‌شناسان و فلسفه‌دانان-حقیقت سه نوع است: حسی، عقلانی و شهودی. اصیل‌ترین و عمیق‌ترین انها حقیقت شهودی است که بسیاری از افراد پیشتاز در تجارت ان را استعداد نهفته یا قدرت تشخیص می‌نامند (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). به عقیده سورکین این همان منبع اصلی دانش فردی است. توانایی تصمیم‌گیری برپایه شم و بصیرت ارزشمندترین دارایی کارآفرینانه و حاصل سال‌ها تجربه برای اتخاذ تصمیمات لازم در موقعیت‌های بسیار پیچیده است. هرچه محیط پیرامون شما بیشتر تغییر کند ضرورت قضاوت و تصمیم‌گیری براساس شم و بصیرت بیشتر احساس می‌شود.در این مسیراشتباهاتی پیش می‌آید اما باید سریعا‌ انهارا تشخیص داد و دست به اصلاح زد. شهود ارتباط نزدیکی با شعور عاطفی دارد و می‌تواند برای موفقیت فردی و شغلی ارزش بسزایی داشته باشد(کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). شوشانا زابوف استاد دانشکده هاروارد می‌گوید: سازمان‌هایی که به شهود اعتماد نمی‌کنند در اشتباه هستند. شهود احساسی مافوق حواس جسمانی است. شهود با شعور عاطفی رابطه‌‌ای نزدیک دارد و ابعاد شهود عاطفی را نیز در برمی‌گیرد (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). اغلب مدیر عاملان شرکت‌های موفق قادر بودند با استفاده از شهود آینده را بیش از انچه انتظار می‌رفت پیش‌بینی کنندامآمدیر عاملان شرکت‌هایی که دچار کمبود بودجه بودند پایین‌تر از حد میانگین امتیاز اوردند. در مطالعات اخیردیده شد که از نود و سه برنده جایزه نوبل هفتادو دو نفر پس از شانزده سال به این نتیجه رسیدند که شهود در کشفیات علمی و خلاق نقش مهمی دارد. این مطالعه نشان می‌دهدکه بیشتر شرکت‌های ممتاز به وجود شهود و انواع شعور عاطفی پی‌برده‌اند. توجه به احساسات غریزی به ویژه هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم می‌تواند ارزشمند باشد (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۱۱) امیدوار بودن

 

یکی از ویژگی‌های کارآفرینان امیدواری است. آشنایی در دریافت افرادی که امید زیادی دارند ویژگی‌های معین مشترکی دارند که از ان میان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: توانایی برانگیختن خود، احساس کاردانی کافی برای یافتن راه‌های دستیابی به هدف، قوت قلب دادن به خود زمانی که در تنگنا قرار می‌گیرند، برخورداری از انعطاف پذیری لازم برای یافتن راه‌های مختلف جهت دست‌یابی به اهداف خود یا در صورت عدم موفقیت، توانایی جابجایی این اهداف با اهداف دیگر و دارا بودن این منطق که هر تکلیف دشوار را به بخش های کوچک‌تر قابل انجام تقسیم کنند. از دیدگاه هوش هیجانی امیدوار بودن به این معناست که فرد در مواجهه بااضطراب فشاراور - نگرشی حاکی از شکست یا افسردگی در رویارویی با چالش‌ها یا موانع دشوار-تسلیم نخواهد شد. در واقع افراد امیدوار در تعقیب اهداف خود در طول زندگی‌شان کمتر دچار حالت افسردگی ‌شده، در کل اضطراب کمتری دارند و درماندگی‌های عاطفی در آنها کمتر است (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲)

 

۱۲) خوش بینی

 

یکی دیگراز ویژگی‌های کارآفرینان خوش بینی است.خوش‌بینی به معنای امید و اطمینان قوی و پایدار داشتن به این است که در کار و زندگی همه چیز علی‌‌رغم شکست‌ها، زیان‌ها، سختی‌ها و ناکامی‌ها به خوبی پیش خواهد رفت (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). از دیدگاه هوش هیجانی خوش ‌بینی نگرشی است که افراد را در رویارویی با رویدادهای دشوار در مقابل افتادن در گرداب بی‌تفاوتی، ناامیدی و افسردگی مقاوم می‌سازد. خوش‌بینی همانند امید که خویشاوند نزدیک ان است زندگی ما را پربار می‌سازد. سلیگمن خوش‌بینی را در شیوه‌ای می‌داند که افراد موفقیت‌ها و شکست‌های خود را برای خودشان تعریف می‌کنند. افرادی که خوش‌بین هستند شکست را چیزی می‌بینند که می‌توانند ان را تغییر داده ودر نوبت بعدی به موفقیت مبدل سازند در حالی که افراد بدبین به خاطر شکست خود را سرزنش کرده،آن را به خصیصه‌ای دیرپا در وجود خود نسبت می‌دهند که قادر به تغییر ان نیستند (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). یکی از بارزترین جلوه‌های تاثیر خوش‌بینی در برانگیختن افراد در تحقیقی نمایان می‌شود که سلیگمن درموردبازاریاب‌های همکار با شرکت بیمه‌ موت‌‌لایف انجام داد. سلیگمن دریافت بازاریاب‌های تازه‌کاری که به طور ذاتی خوش‌بین بودند در دو سال اول اشتغال به این کار ۳۷% بیشتر از افراد بدبین افراد را بیمه کردند.همچنین در خلال نخستین سال رها کردن کار در میان افراد بدبین دو برابر خوش‌بین‌ها بود (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). درچندین مطالعه که افراد شاد در مقایسه با افراد غمگین و یا افراد نه شاد و نه غمگین بررسی شدند، دیده شد که این افراد دارای اهدافی بلند پروازانه و عالی می‌باشند، انتظار موفقیت بیشتری دارند و بیشتر برنامه‌ها و راهبردهایی را مورد استفاده قرار می‌دهند که حکایت از خوش‌بینی، خلاقیت و انسجام شخصیتی بیشتر انان نسبت به دیگران دارد. جالب‌تر اینکه یافته‌ها نشان می‌دهد برخورداری از خلق مثبت واقعا به افراد کمک می‌کند تا بهتر عمل نمایند، موفقیت بیشتری کسب نمایند و نتایج درخشان‌تری بدست اورند (سیاروچی وهمکاران ترجمه نوری ونصیری، ۱۳۸۳). پس می‌توان گفت در پرتو همین خوش بینی است که کارآفرین غیر ممکن را ممکن می سازد.

 

۱۳) غرقه شدن در کار

 

یکی دیگر از ویژگی‌های کار افرینان غرق شدن در کار است. غرق شدن در کار بهترین حالت از هوش هیجانی است. شاید غرق شدن بیانگر حد نهایی استفاده از هیجان‌ها برای ارایه عملکرد یا فراگیری مطلبی باشد. در حالت غرق شدن هیجان‌ها نه فقط وجود داشتهو کانالیزه شده‌اند، بلکه با عملی که فرد در حال انجام ان است همراه می‌شوند، به ان نیرو می‌بخشند و نقشی مثبتدر ان خواهند داشت. گرفتار شدن در چنگال ملال حاصل از افسردگی یا بی‌قراری حاصل از اضطراب، از بروز حس غرق ‌شدن جلوگیری می‌کند. قرارگرفتن در حالت غرق‌شدن در کار احساس برجسته‌ای به فرد می‌دهد. نشانه غرقه شدن بروز احساس لذتی خودجوش و حتی می‌توان گفت نوعی از خود بی‌خود شدن است (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). حالت غرق شدن فقط زمانی ظاهر می‌شود که فرد در اوج توانایی خود باشد، یعنی در وضعیتی که بر مهارت‌هایش بخوبی تسلط داشته و مدارهای عصبی مغز او در کارآمدترین وضعیت خود باشند (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). زمانی که مغز از نظر کارآمدی در اوج قرار دارد مانند مواقع غرق شدن، ارتباطی دقیق میان مناطق فعال و مقتضیات کار در دست انجام دیده می‌شود. در این حالت حتی کار دشوار می‌تواند به جای انکه خسته کننده به نظر برسد روحیه دهنده یا نیروبخش‌تر باشد. پیشرفت‌های خلاق به غرق شدن همه جانبه در یک فکر بستگی دارند.غرقه شدن در کار پیش‌نیاز تسلط بر صنعت، حرفه یا هنر می‌باشد (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). سی‌زنتمالی این حالت را صراحت می‌نآمد. صراحت عبارت است از این که شخص به طور کامل مجذوب تجربیات خلاق و لذت‌بخش شده و به هیچ چیز دیگری اهمیت ندهد (به نقل از فراهانی).

 

۱۴) خود انگیزی

 

یک کارآفرین باید از توانایی خود انگیزی بالایی برخوردار باشد. زیرا کارآفرین در مسیری قدم می‌گذارد که مشوق های بیرونی بسیار اندکیخواهد داشتلذا انگیزه‌ای که بتواند عوامل تاثیر گذار را در کنار هم قرار داده و برایند حاصل را به‌سوی هدف متمرکز نماید باید از درون خود کارآفرین بجوشد.تلاش، استعداد و هدف شما هر چه باشد بدون داشتن انگیزه درونی قوی در به کارگیری انها (بدون تعهد عاطفی) احتمالا پیشرفت چندانی نخواهید داشت. هگل فیلسوف المانی می‌نویسد: هیچ کار بزرگی در دنیا بدون علاقه انجام نگرفته است. بیشتر مدیران و رهبران دریافته‌اند که انگیزه ضروری‌تر از دانش یا مهارت‌های فنی است. گذشته از همه این مغز نیست که ما را به حرکت وامی‌دارد بلکه قلب است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). توانایی جهت دادن احساسات به سوی پایانی پرثمر،استعدادی برتر است.این عمل خواه کنترل تکانه و به تاخیر انداختن کامرواسازیباشد و خواه تنظیم حالات روحی خود به گونه‌ای که به جای محدود کردن حیطه‌ی فکر راه‌گشای ان باشد، برانگیختن خود جهت پایداری و تلاش، تلاش مجدد در رویارویی با موانع یا پیدا کردن راه‌هایی برای غرقه شدن در کار و به این ترتیب کارآمدتر عمل کردن ان را شامل شود، از نیروی هیجان‌ها در هدایت تلاشی کارساز حکایت می‌کند (گلمن،ترجمه پارسا، ۱۳۸۲). تنها کافی است خودم باشم ان وقت این حالت بسیار هیجان‌انگیزخواهد بود(اسمیت؛ترجمه هدایت، ۱۳۸۲).

 

۱۵- تغییر وضعیت موجود

 

ژان پل سارترفیلسوف فرانسوی می‌نویسد: عواطف، منبع تغییرات سحرانگیز در دنیا هستند (نقل ازکوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). یکی از ویژگی‌های کارآفرینان تمایل به تغییر در وضعیت موجود است. پذیرفتن تغییر مستلزم شعور عاطفی است نه خردگرایی فنی که راهنمای اولیه است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). تغییر کلمه‌ای است که معمولا مورد استقبال زیادی قرار می‌گیرد اما کمتر کسی هست که در عمل، مقابل تغییر مقاومت نکند. زیرا فرد با موقعیت فعلی در یک نوع هارمونی و هماهنگی به سر می‌برد و لذا ما می‌بینیم افراد زیادی از شغل و موقعیت فعلی خود ناراضی هستند اما حاضر به تغییر ان نیستند. موانع تغییر بیشتر از جنس عواطف و هیجانها می‌باشند. از سوی دیگر نیروی لازم برای تغییر باز از جنس عواطف است. به عبارت دیگر مانع و یا سایق تغییر،عواطف و هیجانهای فرد است. لذا کسی که خواهان واقعی تغییر است ابتدا باید از خوداگاهی هیجانی بالایی برخوردار باشد تا بتواند این تضاد را برطرف نمودهو در مسیر تغییر گام بگذارد.

 

۱۶) توانایی به تعویق انداختن لذت‌ها وکامیابی ها برای بدست اوردن لذت‌ها وکامیابی‌های بالاتر

 

کارآفرینان افرادی هستند که توانایی قابل توجه‌ای در زمینه به تعویق انداختن لذتها وکامیابی‌ها انی و زود گذر دارند. به عبارت دیگر این افراد جهت به دست اوردن نتایج مطلوب‌تر از نتایج کوتاه و انی صرفه نظر می‌نمایند. کوپر این توانایی را یکی از جلوه‌های هوش هیجانی می‌داند. به نظر می‌رسد توانایی ظهور هر از چندگاه کامیابی‌ها، نشانه‌ای ازنمایش استعدادها و نوعی مهارت اساسی در انسانهاست که به طورخلاصه به ان هوش احساسی یا استعداد عاطفی می‌گوییم (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۱۷) ایجاد وحدت اضداد

 

کارآفرینان افرادی هستند که می‌توانند ویژگی های متضادی را در درون خود تجربه نمایند. مثلا می‌توانند درعین استقلال وابسته، در محیط کار درعین جدی بودن شوخ طبع، و در عین ریسک پذیری محتاط و محافظه کار باشند. یکی از ویژگی‌های کارآفرینان تفکر خلاق است. تفکر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد (خصوصیتی کاملا زنانه)، وابستگی به غیر و اتکای به خود (خصلتی کاملا مردانه) است (بهمنی، ۱۳۸۴). کارآفرینی یعنی مشاهده فرصت‌ها در شرایطی که دیگران تنها هرج و مرج، ‌تناقض، ‌تضاد و ابهام را متوجه می‌شوند؛ همچنین دستیابی وکنترل منابع برای دنبال نمودن این فرصت‌ها (احمدپور، ۱۳۸۰). مفهوم وحدت اضداد را می‌توان در تحقیقات مک کنیون و باراون و همکارانش در انستیتیوی ارزیابی و تحقیقات شخصیت واقع در دانشگاه کالیفرنیا و برکلی دید. انان دریافتند افراد مورد بررسی فوق العاده بوده‌اند.انان همزمان ویژگی‌های مردانو زنان را داشته،استقلال و وابستگی را درکنارهم دارا بوده، خودکاری بیشتری داشته ونسبت به این ویژگیهای متضاد پذیراتر و بارزتر هستند. این واقعیت در مطالعات متعددی درباره افراد خلاق روشن شده است.تحقیقات بارون و مک کنیون نشان داده است افراد بسیار خلاق ازهمتایان کمتر خلاق خود مذکرتر و هم مونث‌تر بوده و در تفکر خود مستقل ترند ولی در عین حال از پیشنهادها و اطلاعات ارائه شده توسط دیگران با اغوش بازتری استقبال می‌کنند. انان وفق پذیرتر و در عین حال خود رای ترند. بیشتر اهل تفریح و نیز جدی تر و سخت کوش ترند. شوخ طبع تر و در عین حال عبوس‌ترهستند (تورنس ۱۹۷۹ ، نقل از اقایی، ۱۳۷۷). اگر فرد از خوداگاهی مناسبی برخوردار نباشد در موقعیت‌هایی که چنین تجارب متضادی را تجربه می‌کند دچار اضطراب و نگرانی می‌شوددر حالیکه خود نیز از علت ان بی‌خبر است، لذا به طور ناخودآگاه از پردازش تجارب متضاد دوری می‌کند و به این شیوه با خود کنار می‌آید. اما افرادی که از خوداگاهی مناسبی بر خوردارند می‌دانند که چه تجاربی را تجربه می‌نمایند و لذا در هر موقعیت متناسب با آن وضعیت قادر به تجربه تجارب متفاوت ومتضادی خواهند بود. یکی از نتایج اصلی معجزه عاطفی گردهم آوردن شهود و استعدادهای مجزا، اهداف و قابلیت‌ها، مردم و امکانات در کل است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۱۸) یکی از ویژگیهای مهم کارآفرینی صداقت است

 

اکثر کارآفرینان یکی از عوامل مهم در پیشرفت‌شان را صداقت ذکر می‌کنند. صداقت یعنی: توجه به ندای قلب. صادق بودن ازنظر عاطفی مستلزم اطاعت از احساسات قوی حقیقت درون است که قسمت عمده‌ای از این احساسات از اعماق شعور عاطفی سرچشمه می‌گیرد و شبکه ارتباطی ان با ضمیر ناخودآگاه و وجداندر ارتباط است و انگاه بر ضمیر باطن منعکس شده و متناسب با ان عمل می‌کند (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). کالین مارشال مدیر عامل شرکت هواپیمایی بریتیش ایرویز،یکی از بزرگترین شرکت‌های تک شعبه‌ای در دنیا با نه میلیون دلار فروش،عقیده دارد که صراحت و صداقت عاطفی از عناصر حیاتی بوجود آورنده بهترین عملکرد در سازمانش هستند (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). صادق بودن از نظر عاطفی به معنای قدرتمند بودن،واقعی‌تر بودن و به خود توجه کردن است که پیش ‌نیاز توجه و احترام به دیگران است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). صداقت به طور طبیعی از هدف، وجدان و تعهد عاطفی نشات گرفته و این آخرین ویژگی ژرفای عاطفی و نقطه اوج شخصیت و لازمه عزت نفس و اعتبار در زندگی و کار است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). شواهد نشان می‌دهد که تنها با داشتن صداقت زیاد و استعدادهایی بسیار خلاق است که انسان‌هایی قدرتمند برای رسیدن به اوج کمال خواهیم بود (کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

۱۹) قاطعیت در کار

 

یکی از ویژگیهای افراد کارآفرین قاطعیت در کار است؛ یعنی در پی‌گیری کار تا حصول نتیجه نهایی از کار دست نمی‌کشند. هایم و جین‌بر قاطعیت در کار را مستلزم داشتن پنج مهارت اساسی میدانند.

 

۱) جهت‌یابی جدی.

 

۲) توانایی انجام کار.

 

۳) کنترل اضطراب‌ها و ترس‌ها.

 

۴) روابط انسانی خوب در کار.

 

۵) هنر مذاکره و گفتگو (هایم و جین بر،چینی ۱۳۷۵). از پنج مهارت ذکر شده چهار مورد ان از مولفه‌های هوش هیجانی می‌باشند.

 

۲۰) تفویض اختیار و مسئولیت

 

یکی از ویژگی‌های کارآفرین رشدگرا آن است که اجازه می‌دهد دیگران سهمی در قدرت او داشته باشند. تفویض اختیار و مسئولیت به دیگران مستلزم ریسک‌پذیری است (جی مردیث، ای.نک، ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). هرچه بتوانید اختیار بیشتری را با موفقیت واگذار کنید وقت بیشتری خواهید داشتتا به فعالیت‌های بیشتری بپردازید که تاثیر بیشتری بر موفقیت اینده سازمان‌تان دارد. (جی مردیث،ای.نک،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). تفویض اختیار و مسئولیت مستلزم اعتماد به خود و خوش بینی است. کسی که از خوش بینی لازم برخوردار نباشد نمی‌تواند به دیگران اعتماد کند و به انها اختیار بدهد.

 

۲۱) انگیزه پیشرفت

 

کارآفرین کسی است که می‌تواند خود را برانگیزاند تا در کار خود بازدهی لازم را داشته باشد (جی مردیث،ای.نک ،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). انگیزه پیشرفت یکی از مولفه‌های هوش هیجانی از دیدگاه گلمن می‌باشد. همه تمایل به پیشرفت را دارند. اما تنها برخی می‌توانند این تمایل را به انگیزه قوی تبدیل نمایند. این انگیزه در واقع برایند نیروهای درونی فرد می‌باشد. به زبان دیگر انگیزه پیشرفت در واقع همان تمایل به خود شکوفایی است . به نظرمک کله‌لند نیاز پیشرفت سایقی است که می‌تواند رفتار را تقریبا در تمام موقعیت‌ها نیرومند ساخته و هدایت کند (کوستنر و مک کله‌لند/نقل از شولتز ۱۹۹۸). مک کله‌لند براساس تحقیقاتی که انجام داده است پیش‌بینی کرد که افرادی که نیاز زیادی به پیشرفت در مشاغل و فعالیت‌های روزمره‌شان دارند جویای موقعیت‌هایی هستند که امکان ارضای این نیاز را به انها بدهد. انها معیارهایی را برای پیشرفت خودشان تعیین می‌کنند و به طور جدی برای برآوردن آن می‌کوشند.

 

۲۲) مسئولیت پذیری

 

از ویژگی های بارز کارآفرین مسئولیت پذیری است.حس پایبندی به مسئولیت از قلب شما نشات می‌گیرد. نمی‌توان ان را از خارج به دست اورد . اصولا پای‌بندی به تعهد ندای وجدان است که می‌توان ان را درونی‌ترین صدای شهود دانست (کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). مسئولیت‌پذیری در پرتو خودآگاهی عاطفی امکان‌پذیر است. مسئولیت‌پذیری مستلزم توان تصمیم گیری در مواقع بحرانی است. شرایطی که اگر فرد از لحاظ عاطفی به پختگی لازم دست پیدا نکرده باشد، توان تصمیم‌گیری را ندارد و درمانده می‌شود.

 

۲۳) انعطاف پذیری

 

یکی از ویژگی‌های مهم کارآفرینان انعطاف‌پذیری آنها است.یک فرد انعطاف‌پذیر، دارای سه خصلت اساسی است که او را نسبت به یک فرد متعصب متمایز می‌سازد:

 

۱) استفاده از عقل و منطق در برخورد با مسایل

 

۲) تحقیق و بررسی درباره مسایل

 

۳) حفظ اعتدال عاطفی و عقلی

 

انعطاف‌پذیری مستلزم ان است که انسان هم از لحاظ عاطفی و هم از نظر عقلی بر خود مسلط بوده و اعتماد به نفس داشته باشد. در واقع فرد انعطاف‌پذیر از چنین تفکری برخوردار است: من در مقابل سختی ها و گرفتاری‌ها می‌توانم بردبار بوده، یا در صورت لزوم جهت کارم را تغییر داده و ان را یا اصلاح نمایم زیرا در متعادل بودن خود شکی ندارم (گراسمن، ترجمه چمن زار، ۱۳۷۸.)

 

۲۴) خوداگاهی

 

زمانی که فرد نسبت به هویت خوداگاه باشد و تصویری از ان چه در زندگی می‌خواهد به آن برسد داشته باشد، مبانی لازم برای رفتن به دنبال رویاها را برای زندگی بهترخودفراهم کرده است (استرمن گراهام به نقل از اسمیت،ترجمه هدایت، ۱۳۸۲). کارآفرینان ازجمله افرادی هستند که به دنبال تحقق رویاهای خود هستند. اگرفرد از احساساتی که تجربه می‌کنداگاه باشد در واقع کلید کنترل و هدایت خویشتن را در دست دارد.خود آگاهی در خود کنترلی نقشی محوری و اساسی ایفا می‌کند (جانسون و ایندویک، ۱۹۹۹. به نقل از خائف الهی ودوستار، ۱۳۸۲).

 

۲۵) عشق به خویشتن

 

یکی از ویژگی‌های افراد کارآفرین توانایی دوست داشتن خویشتن است. دوست داشتن خود کار آسانی نیست زیرا در این صورت باید همه ابعاد وجودی خود از جمله بعد منفی را که پست و از نظر اجتماعی ناپسند است را دوست بداریم. این توانایی پایه خوداگاهی محور هوش عاطفی است زیرا وقتی با بعد منفی سرشت خود مواجه می‌شویم به خود اختیار می‌دهیم:

 

- در بعد درخشان طیف عاطفی به رشد بیشتری برسیم (شعور عاطفی دامنه گسترده‌ای دارد برای بسیاری احساسات هر چقدر که بعد تاریک، تاریک‌تر باشد بعد روشن درخشان‌تر است).

 

- با شناخت کامل‌تر سرشت واقعی خود، خود را بیشتر باور کنیم. در بسیاری موارد، این شناخت ما را برای تغییر و رشد آزاد می‌گذارد.

 

- بعد تاریک خود را بپذیریم، تجربه کنیم و هدایت کنیم به جای انکه آن را سرکوب کرده و در نتیجه باعث فوران ان در بدترین مواقع و بشکلی غیر منتظره شویم.

 

- خود را از گناه، تنفر، پشیمانی یا خجالتی که مربوط به احساسات از بعد منفی است رها سازیم. با خودازمایی شجاعانه و گفتگوی صادقانه و ازادانه با دیگران روابط خود را بهبود بخشیم.

 

- اضافه بار عاطفی یا به گفته رابرت بلای کوله بار غیرقابل رویتی که در پشت خود حمل می‌کنیم را رها سازیم (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).

 

● نتیجه گیری:

 

با توجه به دلائل ذکر شده در مورد اهمیت و نقش هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی ضروری است که در کارگاههای ترویج کارآفرینی به این مقوله توجه شود.

 

برای پرورش نسلی مولد و خلاق از کارآفرینان ضروری است به پرورش مولفه‌های هوش هیجانی بخصوص در دوره کودکی توجه لازم مبذول شود.

 

 

منبع : سایت آفتاب

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:29 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

 

 

در قرآن کريم واژه "وجد" و مشتقات آن ، در معانی يافتن و ديدن ، اطلاع و آگاهی و رسيدن مورد استفاده قرار گرفته است و به عنوان نفس لوامه نيز تعبير شده که با انجام کار زشت انسان را نکوهش می‌کند. چندی است اصطلاح وجدان کاری به فرهنگ اداری کشور راه يافته و مورد توجه مديران ارشد قرار گرفته است. اما تا به حال گام‌های اساسی در جهت شناسايی و اعمال حاکميت وجدان کاری در جامعه برداشته نشده است. وجدان کاری را می‌توان رضايت قلبی و التزام عملی نسبت به وظايف تعيين شده برای انسان تعريف کرد. با اين شرط که بدون هرگونه سيستم نظارتی ، شخص وظايف خود را به بهترين نحو ممکن به انجام رساند.

 

مقدمه:

"وجدان" ندای درونی افراد است زنگ خطر، چراغ خطر، ندای خطر و ... که به انسان اخطار می دهد از مسير راست منحرف نشود . مرداب گناه و باتلاق نقطه مقابل وجدان است. اگرانسان بتواند وجدان و خود را بازيابد و خود را از مهلکه های سخت گناه رهايی دهد به حتم پيروز ميدان و بهره مند از سعادت دنيا و آخرت است. صرفنظر از تعاريف وجدان که افراد ايده ها و نظرات و تعاريف مختلفی در اين خصوص ارائه می دهند همواره تاکيد می شود که به وجدان تاريخی، وجدان همگانی ، وجدان عملی و ... بنگريد که شما را به چه کار می خوانند. ببينيد اقتصای کرامت انسانی چيست و بنابر آن عمل کنيد. بدنبال آن انصاف ما قاضی می شود و می توان در دادگاه درونی خود را مورد ارزيابی قرار داد. با اين اوصاف آزادی وجدان انسانها بايستی خدشه ناپذير باشد و هيچ کس نبايد به کاری مخالف وجدانش وادار گردد.

وجدان به چه معناست؟

در زبان فارسی وجدان به معنای يافتن ، شعور ، شعور باطن و به عنوان قوه‌ای در باطن شخص است که وی را از نيک و بد اعمال آگاهی دهد. وجدان در زبان انگليسی با واژه Conscience معرفی شده و به معنای باطن ، دل و شعور آمده است و از آن به عنوان احساس درونی و روحانی که موجب تشخيص خوب از بد می‌شود ياد شده است.

وجدان کاری :

در حالی که وجدان کاری با مفاهيمی از قبيل انضباط ، روحيه ، کارايی ، انگيزش و تعهد رابطه نزديک دارد با آنها متفاوت است. وجدان کاری عبارت است از احساس تعهد درونی به منظور رعايت الزاماتی که در ارتباط با کار مورد توافق قرار گرفته است. به بيان ديگر منظور از وجدان کاری ، رضايت قلبی ، تعهد و التزام عملی نسبت به وظيفه‌هايی است که قرار است انسان آنها را انجام دهد، به گونه‌ای که اگر بازرس و ناظری نيز بر فعاليت او نظاره گر نباشد، باز هم در انجام وظيفه قصوری روا نخواهد داشت.چگونه می‌توان کم کاری ، عدم احساس مسئوليت ، حضور نيافتن در محل کار ، عدم پاسخگويی و راهنمايی صحيح مراجعان ، مراقبت نکردن صحيح از اموال ، بی‌توجهی به کيفيت کار و گرايش به آسان‌طلبی را به رضايت شغلی و انجام کار با کيفيت بالا و مطلوب و حضور موثر در محل کار تبديل کرد؟ اين امر دغدغه اصلی در بيدار نمودن وجدان های خفته است. وجدان کاری عبارت است از مجموعه عواملی که در فرد سازمانی نظام ارزشی بوجود می‌آورد.

از وجدان کاری و خودکنترلی تا نظم اجتماعی:

 

چه عواملی باعث عدم توجه به وجدان بخصوص وجدان کاری در ارگانهای ما شده است؟ما را ناخواسته عادت داده اند که وجدان کاری و انظباط اجتماعی را زير پا بگذاريم. برای خطاهای خود به عذر و بهانه و منطقی جلوه دادن آن روی بياوريم و بر تقويت آن اصرار ورزيم. وقتی برای به تعويق انداختن کارهای خود عذر و بهانه می آوريم آن را امری حقيقی جلوه می دهيم و عواقب آن را از ياد می بريم . اوايل وقتی به زشتی، عادتی که پيدا کرده ايم می انديشيديم پيش وجدان خود شرمنده می شديم ولی وقتی وجدان سلب شود از زشتی عادت پيش وجدان خود شرمنده نمی شويم. اين احساس بدی است که می تواند ما را از ادامه روش قبلی باز ندارد.

برای مثال وقتی وارد ارگانی می شويد با ذهنيات پراکنده ، فکر می کنی که اگر وجدان کاری انظباط اجتماعی، ذات نفس الهی و ... را داشته باشی و کار خود را به درستی انجام دهی حق خود را تمام و کمال دريافت خواهی کرد و کسی که در کار خود کوتاهی کند عواقب آن را خواهد ديد. ديری نمی پايد که اين موضوع برايت برعکس ثابت می شود ، اينجا ديگر وجدان کاری نمی ماند و وجدان کارايی خود را از دست می دهد. ضعف وجدان کاری و انظباط اجتماعی به بی وجدانی کارمندان، کم کاری، ناآکاهی و ... منجر می شود.در صورت دارا بودن بالاترين حد وجدان کار می‌توان جامعه‌ای را تصور کرد که در آن افراد در مشاغل گوناگون سعی دارند تا کارهای محوله را به بهترين وجه و بطور دقيق و کامل و با رعايت اصول بهينه انجام دهند. پس وجدان کاری موجب می‌گردد تا افراد سيستمی و نظام‌مند گردند و در نهايت به آرمان بزرگ خودکنترلی نائل آيند که اين امر ضرورت و پيش نياز نظم اجتماعی است.

عوامل موثر بر وجدان کاری:

وجدان کاری کارکنان تحت تاثير عوامل مختلفی است که عمده آن به شرح زير می باشد:

1- به کارگيری کارکنان بر اساس علاقه و توانايی و تلاش برای ارضا نيازهای آنان.

2- تقسيم کار مطلوب کارکنان واحتساب سختی ، حساسيت و پيچيدگی کار در تنظيم حقوق و مزايا و ارزيابی عملکرد کارکنان برای ايجاد امکان پيشرفت.

3- تشويق و تنبيه کارکنان و ارائه فرصت و امکان لازم برای ترفيع بر اساس معيارهای قبل از اندازه‌گيری.

4- شرکت دادن کارکنان در تصميم گيری‌های سازمانی و تفويض اختيار و عدم تمرکز تا حد امکان.

5- انتساب مديران شايسته بر اساس تخصص ، تجربه و وجدان کاری .

6- اجرای برنامه‌های آموزشی بر اساس نيازهای شغلی به منظور تعالی کارکنان برای ايجاد خرسندی از شغل.

تقويت وجدان کاری با تأکيد بر اهداف معنوی و با استفاده از انگيزه‌های مادی ضمن تقويت و توجه به عوامل فوق الذکر سبب بهبود شرايط کاری ، رضايت مندی، خودکنترلی ودر نهايت ايجاد نظم اجتماعی می گردد .

 

 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:28 PM نظرات 0 | لينک مطلب

ورزش با همت و کار مضاعف

در سال جاري براي اينکه بتوانيم به بلنداي قله هاي موفقيت دست پيدا کنيم نبايد اجازه دهيم هيچ وقتي به بطالت و بيهودگي سپري شود.

در همه عرصه هاي اجتماعي بايد با بلندنظري به آينده نگاه کنيم در غيراين صورت طعم موفقيت را نخواهيم چشيد. ما در ورزش ، سال پر حجمي را پيش رو داريم و بايد با همت و کاري مضاعف، به نتايج عالي دست پيدا کنيم.

بزرگ ترين نويسنده ها ، ورزشکاران و رهبران ، با همت و تلاش متعالي به موفقيت دست پيدا کرده اند. در سال جديد نبايد اجازه دهيم وقتمان به بيهودگي سپري شود. بايد عبارت «همت مضاعف و کار مضاعف» را سرلوحه کار خود قرار دهيم و هر روز آن را تکرار کنيم تا به اهداف عالي خود دست يابيم.

کسي در سال 1389 نبايد با نگاه رفع تکليف و باري به هر جهت به کار خود نگاه کند. آنکه در اداره مشغول کار است بايد براي کار خود تماما وقت بگذارد و آنکه در استاديوم ورزشي فعاليت مي کند نيز بايد چنين نگاهي به کار خود داشته باشد.

دبيرکل کميته ملي المپيک



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقدمه : یکی از مسائلی که نتیجه مطالعات متعدد در کشورهای مختلف است پایین بودن نرخ کارآفرینی زنان در مقایسه با مردان است . ( GEM ۲۰۰۳ )بنابراین یک مسئلهامکان طرح و بررسی دارد و آن این سوال است که چرا نرخ کارآفرینی بین زنان کمتر است؟این سوالاز اینرو اهمیت دارد که نزدیک به نیمی از جمعیت کشورها را زنان تشکیل میدهند و درعین حال بواسطه تحولات گوناگون سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و فنی ، زنانآمادگی بیشتری برای مشارکت در فعالیتهای اجتماعی پیدا کرده اند. بنابراین هرگونهافزایش در نرخ کارآفرینی زنان میتواند در نهایت به شتاب گیری توسعه کارآفرینی منجرگردد. اما چرا زنان کمتر از مردان به شروع فعالیتهای کارآفرینانه اقدام میکنند؟
 

یکی از مسائلی که نتیجه مطالعات متعدد در کشورهای مختلف است پایین بودن نرخ کارآفرینی زنان در مقایسه با مردان است . ( GEM ۲۰۰۳ ) بنابراین یک مسئله امکان طرح و بررسی دارد و آن این سوال است که چرا نرخ کارآفرینی بین زنان کمتر است؟ این سوال از اینرو اهمیت دارد که نزدیک به نیمی از جمعیت کشورها را زنان تشکیل میدهند و در عین حال بواسطه تحولات گوناگون سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و فنی ، زنان آمادگی بیشتری برای مشارکت در فعالیتهای اجتماعی پیدا کرده اند . بنابراین هرگونه افزایش در نرخ کارآفرینی زنان میتواند در نهایت به شتاب گیری توسعه کارآفرینی منجر گردد . اما چرا زنان کمتر از مردان به شروع فعالیتهای کارآفرینانه اقدام میکنند؟ و آیا دلایل موثر در کاهش نرخ کارآفرینی زنان در مقایسه با مردان از آنچنان اهمیتی برخوردارند که نیاز به رویکرد های متفاوتی در توسعه کارآفرینی زنان را موجه سازند؟ علم کارآفرینی اساسا به دنبال ارائه پاسخی به دو دسته سوالات کلیدی است : · چرا تنها برخی افراد قادر به تشخیص فرصتهای کسب سود میباشند؟ · چرا فقط معدودی از آنها قادر به بهره برداری از فرصتها میباشند؟ متاسفانه نظریه ای جهانشمول که مورد تایید همه محققین باشد برای سوالات مذکور تدوین نشده و لذا استفاده از چارچوبهائی پیشنهاد شده است که با استفاده از آنها بتوان مجموعه پراکنده و گاه متناقض از داده ها و اطلاعات پژوهشی را سازماندهی نموده و نظمی بین آنها ایجاد نمود . یکی از این چارچوبها الگوی چهار بعدی گارتنر ( ۱۹۸۵ ) است (شکل یک) که در آن چهار عنصر فرد ، سازمان ، فرایند و محیط در تعامل با یکدیگر قرار دارند. با مبنا قرار دادن این الگو مقاله فعلی در پی تفکیک و طبقه بندی برخی از متغییرها است که احتمالا بر نرخ کارآفرینی زنان موثر میباشند

. ۱ محیط و کارآفرینی زنان تاثیر محیط در فعالیتهای کارآفرینانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اما کارهای انجام شده تا حدود زیادی راهگشا میباشند . 1-1 تقسیم بندی محیط : محیط کارآفرینان عموما به دو بخش محیط عمومی و محیط اختصاصی قابل تقسیم بندی است . (Bruno & Tyebjee ۱۹۸۲ ) محیط عمومی از سه مولفه هنجاری ، ادراکی و اداری تشکیل شده است . (Busenitz et l. ۲۰۰۰۰ ) منظور از مولفه هنجاری عمدتا فرهنگ ملی و نظام ارزشی – رفتاری مسلط است. در فرهنگهائی که خانه داری و مادری به عنوان تنها گزینه های بهنجار برای زنان تعریف شده باشد ، انتظار میرود که نرخ کارآفرینی زنان نیز کاهش پیدا کند . مولفه دوم ادراکی است و منظور از آن متوسط دانش عمومی از تاسیس و راهبری کسب وکار است . اگر چه سیستم تعلیم و تربیتی مستقر نقشی عمده دارد و این سیستمها سالهاست که بطور مساوی برای هر دو جنس از آموزه های مربوط به تاسیس و راهبری کسب و کار خالی بوده است اما در حوزه شناخت ناشی از تمرین و تجربه فضای ادراکی به نفع زنان نبوده است . زنان بطور سنتی ازتمرین و تجربه در حوزه تاسیس و راهبری سازمانها جدا نگهداشته شده اند و این جدائی باعث شده است تا متوسط دانش جامعه زنان در خصوص تاسیس و راهبری سازمانها کمتر از جامعه مردان باشد . مولفه سوم از محیط عمومی زنان بعد اداری – قانونی آن است. در این مولفه منظور ساختار اداری و نظام قوانین ناظر بر تاسیس و راهبری کسب و کار است. اگر چه به ظاهر این سیستم بدون هر گونه تبعیض جنسیتی طراحی شده و مرد و زن را به یکسان مینگرد ، اما اگر قبول داشته باشیم که مولفه های هنجاری و ادراکی بر حسب جنسیت متفاوت میباشند ، در اینصورت عدم تبعیض سیستم اداری – حقوقی خود نوعی تبعیض است . بنابراین مولفه اداری حقوقی نیز موانعی را برای افراد بسته به جنسیت آنها ایجاد میکند . در یک جمع بندی محیط عمومی ( فرهنگ – سیستم آموزشی – نظام اداری و حقوقی ) امکان شروع مساوی فعالیتهای کارآفرینانه را از زنان در مقایسه با مردان گرفته است . علاوه بر محیط عمومی ، در محیط اختصاصی نیز میتوان با محدودیتهای اساسی بر سر راه کارآفرینی زنان مواجه بود. منظور از محیط اختصاصی مجموعه مناسبات کارآفرین با افراد و نهاد های پیرامونی است. به عبارت دیگر شبکه اجتماعی پیرامون کارآفرین محیط نزدیک وی را ساخته و از این طریق بر اثرات محیط عمومی نقش میانجی و تعدیل کننده را دارد . استفاده از تحلیل شبکه ها در تبیین کارآفرینی از قدمت چندانی برخوردار نبوده و لذا کمتر شناخته شده است . در این رویکرد مجموعه مناسبات فرد با سایر اقراد نظیر خانواده ، دوستان ، آشنایان و همکاران از دو جهت حایز اهمیت است. محققین نشان داده اند که ویژگیهای ساختاری این شبکه اجتماعی پیرامون کارآفرین و نیز موقعیت فرد در آن در تشخیص فرصتهای کارآفرینی و مهمتر از آن در تجهیز منابع برای بهره برداری از فرصت ها موثر است . ( Hill et. al. ۱۹۹۷ ) نقش شبکه ها در فرایند کارآفرینی عبارتست از : · تامین سریع ، با کیفیت و دقیق اطلاعات مربوط به فرصتها · مشاوره در ارزیابی و انتخاب ایده های بهره برداری حمایت از کارآفرین در تامین و تجهیز منابع در واقع ساخت و کارکرد شبکه های اجتماعی و تفاوتهای مشاهده شده در آنها بر حسب افراد مختلف ، باعث ایجاد تفاوت در ساختار فرصت و ساختار منابع برای آن فرد خواهد بود . سه مکانیسم اصلی بسط و بهبود ساختار فرصت و ساختار منابع عبارتند از : · ایجاد روابط جدید · چرخه ای کردن روابط موجود · هماهنگ کردن روابط موجود و جدید · اکثریت قابل توجهی از زنان بطور سنتی در خانه بسر برده و این باعث میگردد تا شبکه اجتماعی آنها اولا کوچک بوده و ثانیا حلقه ای بسته را شامل گردد. در مقابل از آنجا که مردان میتوانند ساعات بیشتری از وقت خود را در بیرون از خانه بگذرانند ، شبکه اجتماعی آنان گسترده تر و

متنوعتر است . با توجه به ملاحظات مذکور محدودیتهای ساختاری و کارکردی شبکه اجتماعی زنان در مقایسه با مردان محدودیتهای مضاعفی را در مشارکت مساوی در فعالیتهای کارآفرینانه ایجاد میکند . 2 – تفاوتها و محدودیتهای فردی دومین موضوعی که قابل بررسی در تبیین موانع کارآفرینی زنان را دارد ، تفاوتهای فردی بین کارآفرینان زن و مرد است. اگرچه مطالعات صورت گرفته تفاوتی را در خصوصیات و ویژگیهای شخصیتی زنان و مردان کارآفرین نشان نداده است ، اما بایستی بر این نکته اشاره نمود که بین شخصیت و کارآفرینی متغییر های فردی متعددی قرار دارند که دانش ما در خصوص آنها بتدریج در حال شکل گیری و تکمیل است . مطالعات صورت گرفته در سالهای اخیر نشان داده است که مهمتر از ویژگیهای شخصیتی نظیر میل به کامیابی و ریسک پذیری و نظائر آن ، ساختار فکری و کارکردهای ذهنی افراد نقشی به مراتب با اهمیت تر ایفا میکنند. ذهن افراد اصولا واجد هر دو الگوی فرصت و تهدید با همدیگر است. به عبارت دیگر همه افراد واجد دو الگوی فکری (mental schema) فرصت و تهدید میباشند که کارآفرینی افراد در وهله اول ناشی از فعال شدن سریع تر الگوی فرصت در مقایسه با الگوی تهدید است . (Highhouse, Mohammed, Hoffman, ۲۰۰۲ ) اصولا فرصت موقعیتی است که اولا بتوان بر آن کنترل اعمال نمود و ثانیا پی آمدهای موقعیت نیز مثبت ارزیابی گردند. در مقابل تهدید موقعیت ، حالت و رخدادی است که اولا نتوانیم بر آن کنترلی را اعمال کنیم و ثانیا پیامدهای آن منفی ارزیابی گردند . همانگونه که در بحث محیطی بیان شد ، محیط عمومی از طریق محیط اختصاصی بر رفتار افراد به لحاظ مطابقت با هنجارها ، مطابقت با سطح دانش عمومی و سازگاری با نظام اداری – حقوقی تاثیر میگذارد . این تاثیر بدوا در سیستم فکری و ادراکی افراد بروز یافته و در رفتار آنها تاثیر گذار خواهد بود . بنابراین انتظار میرود بواسطه مسائل فوق در زنان و در غالب حالات الگوی تهدید نسبت به الگوی فرصت سریعتر فعال گردد. به این تفاوتها بایستی تفاوتهای ژنتیکی نظیر میزان فعالیتهای نیمکره های مغز را هم افزود تا بتوان گفت که در سطح ادراکی هم تفاوتهای جدی بین جنسیت های متفاوت در شروع و دوام فعالیتهای کارآفرینانه وجود دارد . این تفاوتها را میتوان در رفتارهای کارآفرینان زن و در مقایسه با کارآفرینان مرد مورد پیگیری قرار داد . اصولا کارآفرینان را میتوان در چهار دسته به شرح زیر تقسیم بندی نمود ( Alsos & Kaikkeno ۲۰۰۴ ) : · کارآفرینان فرصت رو · کارآفرینان فرصت بین · کارآفرینان فرصت جو · کارآفرینان فرصت ساز دو دسته اول اصولا بطور انفعالی و در مواجهه با پالسهای غیرمترقبه ذهنی ( گروه اول ) و عینی ( گروه دوم) اقدام به کارآفرینی میکنند. هر دو دسته دوم اصولا در مقابل فرصتها اقدام به جستجوی آگاهانه ای میکنند .کارآفرینان فرصت جو ، فرصت را در محیط عینی کشف کرده و کارآفرینان فرصت ساز آن را در محیط ذهنی ایجاد و در محیط به آن عینیت میدهند .( در یک ارزیابی کلی و در فقدان داده های تجربی و میدانی در ایران میتوان گفت که : اولا شدت کارآفرینی افراد ( برحسب خود اشتغالی ، تاسیس کسب و کار کوچک ،ایجاد شرکتهای بزرگ) نتیجه و برایند قرار گرفتن آنها در هر کدام از گروههای چهارگانه فوق است.( جدول یک )

ردیف

نوع استراتژی

عنوان استراتژی

ویژگیها و مشخصات استراتژی

۱

موقعیت گرا

انفعالی

هیچگونه سناریو یا برنامه از قبل طراحی شده ای وجود ندارد.

۲

موقعیت گرا

فرصت طلبانه

سناریوهای کلی وجود داشته و ممکن است به اقتضای شرایط سناریوها کنار گذاشته شوند یا بشدت تغییر کنند.

۳

هدف گرا

نکته کلیدی

برنامه های مقطعی برای حل مسئله و نکته کلیدی و بحرانی آن مقطع وجود دارد.

۴

هدف گرا

برنامه ریزی کامل

برنامه مفصل و کاملی برای همه مراحل وجود دارد که اجرا میشود.

جدول یک – استراتژیهای چهارگانه کارآفرینان ثانیا به نظر میرسد که درصد کارآفرینان زن که اقدام به جستجو یا ساخت فعالنه فرصت میکنند در مقایسه با دو گروه دیگر کمتر است. شواهد عینی بر این ادعا اولا میزان بالاتر خود اشتغالی در زنان ، ثانیا محدودیت در تنوع فعالیتها و نیز هدف قرار دادن بازارهای کوچک توسط زنان کارآفرین و در مقایسه با کارآفرینان مرد است .



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب