« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )




اقتدار كشور؛ همت مضاعف و كار مضاعف  
 

 
نويسنده: حجت الاسلام علي واشقاني فراهاني - امام جماعت مسجد امام رضا (ع)

«ليس للانسان الاماسعي» (براي انسان جز آنچه تلاش كرده، هيچ نصيب و بهره اي نيست). (سوره نجم - آيه39)
    اگر چه طلوع بهار، زيبا و با طراوت است، اما پيام مقام معظم رهبري، زيبايي اين طلوع با طراوت را دو چندان مي نمايد و قلب آحاد مردم را به آرمانها و ارزشهاي اسلامي متوجه مي سازد. در آغاز هر سال منتظر شنيدن پيام اميدبخش رهبري در راستاي اداره بهينه امور، از صدا و سيما هستيم كه اين پيام نشات گرفته از آموزه هاي اسلام بوده و بيانگر اشراف جامع معظم له به شئون و امور كشور است و ثمرات بزرگي براي جامعه اسلامي در تمام ابعاد در پي دارد. سال 1389 از سوي مقام معظم رهبري به عنوان سال همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري شد كه ارتقاي اقتصادي و فرهنگي و سياسي كشور، جملگي رهين تحقق، نشر و ترويج اين پيام است كه محتواي آن بر مبناي فرهنگ قرآن وعترت (ع) مي باشد. ان شاء الله كه در پايان امسال شاهد شكوفايي هر چه بيشتر امور كشور و درخشش همت و توان ملت باشيم.
    عملكرد و توانمندي هر شخص يا مسئولي، پايگاه اعتماد مردم است كه حاصل همت مضاعف و كار مضاعف است و نتيجه آن كسب سرافرازي بيشتر براي ملت شريف ايران مي باشد. بديهي است كه همت و تلاش فرد فرد مردم در رشد و سعادت كشور نقش موثري داشته و دارد و ما مكلف به اين تكليف هستيم و در هر صنفي كه باشيم، در بخش كارگري و يا مديريتي، در عرصه اقتصادي، فرهنگي و... همه و همه موظف به ايجاد همت مضاعف و اجراي كار مضاعف و هدايت امور جامعه به سمت پيشرفت مي باشيم.

 
    ثمره همت مضاعف و كار مضاعف، اقتدار كشور است و اين اقتدار با عمل به پيام رهبري تحقق خواهد يافت. بر اين اساس، هر كار يا مسئوليتي كه پذيرفته شود شايسته است كه كامل و جامع، اين ماموريت را به مقصد برسانيم. استمرار هر حكومت و نظامي، بستگي به وجدان و همت كاري و اراده قوي است كه اين امر به مردم، اميد درخشان و نويد اعتلامي دهد. همت مضاعف و كار مضاعف ايجاب مي كند به اينكه امور با همكاري و تعاون صورت بگيرد و بر مبناي ايمان و تقوا باشد. جامعه اي كه ما در آن زندگي مي كنيم جامعه اي اسلامي است، پس شايسته است ائمه جماعات و روحانيون كه سخنگو و مبلغ اسلام و تبيين كننده بيانات و پيامهاي رهبري هستنند، در محافل و مساجد، به تشريح و تبيين اين پيام حياتبخش رهبري (همت مضاعف و كار مضاعف) براي مردم و نمازگزاران بپردازند و اهداف اين پيام را هم در مقام تبليغ و هم در عرصه عمل، تحقق ببخشند، چرا كه مردم از روحانيون انتظارعمل دارند. عمل روحانيون و ائمه جماعات نقش بسيار موثر و مفيدي در جامعه و منطقه تحت نفوذ آنان دارد. عملگرايي در اذهان مردم، رسوخ بيشتري دارد و آسيبهاي جامعه را نيز كاهش مي دهد. مردم توقع دارند كه مسئولين در حفظ و حراست از انقلاب اسلامي با همت و عمل مضاعف، بكوشند و به وظايف خويش جامه عمل بپوشانند. نظام اسلامي ما نشات گرفته از آموزه هاي نبوت و ولايت در راستاي اعتلاي كلمه توحيد است كه خميني كبير (ره) معمار آن بوده است و ايشان با همت وعمل و توكل به خدا و خدمت به مردم، اين نظام نوراني را پايه گذاري كرد و لذا با بهره مندي از رهنمودهاي مقام معظم رهبري، همچنان مسئولين در مسير خدمت شايسته به جامعه اسلامي، گامهاي بلندي برداشته و خواهند برداشت. بي ترديد همت مضاعف و كار مضاعف، ناجي بحرانهاست.

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:13 PM نظرات 0 | لينک مطلب
روح و كالبد سال همت و كار مضاعف 
   

نويسنده: بهروز پورسينا

پيامهاي پرخير و بركت رهبري معظم نظام در ابتداي هر سال، ابتكاري است كه از دو جهت مي تواند نقش زيربنايي در حركت كلان و خرد جامعه و كشور ايفاء كند؛ جهت اول در تقويت مسير رشد و توسعه و جهت دوم، در راستاي تصحيح جهت گيريها با هدف رسيدن به تعالي. البته اينها، شرط لازم در رسيدن به اين اهداف است ولي شرط كافي در تحقق آن، درك و فهم صحيح اين پيامها و فرامين و جد و جهد در اجراء و اتباع خالصانه آن براي جلب رضايت حضرت حق و صلاح ملك و ملت مي باشد.
    از منظري ديگر كالبد پيامها و فرامين رهبري در نوروز هر سال، كالبدي بي جان نيست كه بتوان بدون داشتن تلقي صحيح از روح اين كالبد منويات رهبري را به خوبي به موقع اجراء گذاشت كه در غير اين صورت، اتباع از امر ولايت بصورت ابزاري خواهد بود و نه از سر آگاهي و تعهد؛ در چنين حالت و موضعي است كه كارها كم اثر يا بي اثر مي شود و امان از آن زماني كه از سر جهل يا عمد، كارهاي عده اي قليل از اين دست، فقط و فقط به ضرر منتهي شود.
    اين نوشتار كوتاه تحليلي، در صدد است تا به قدر بضاعت خود به تبيين روح پيام سال 1389 يعني همت و كار مضاعف بپردازد؛ شناخت كالبد فرمان همت مضاعف و كار مضاعف، در چارچوب تحليل مسايل اقتصادي و اجتماعي است كه به جاي خود، بسيار قابل شرح و تفصيل است.
    به زعم نگارنده، روح پيام نوروزي رهبري را مي توان در چند سر فصل ارايه كرد:
    الف) بدنبال پشت سرگذاشتن سال 1388 كه در روند توسعه اقتصادي كشور وقفه هاي پيش بيني نشده اي بوجود آمده، رهبري معظم با اعلام سال همت مضاعف و كار مضاعف، درصدد برآمدند تا با بسيج توانمندي هاي كشور و به مدد الهي، در اين سال و يا در ادامه آن بخشي يا تمام اين نقصان حادث شده را برطرف كنند.
    ب) بدون ترديد، براي آنكه دهه چهارم انقلاب اسلامي دهه توسعه، پيشرفت و عدالت باشد دستيابي به اين تعالي و هدف والا، بدون همت و كار مضاعف امكان پذير نيست.
    ج) روح اين پيام، حاكي از تاكيد مقام ولايت نسبت به اصلاح روند حركت كلان كشور، با قرار گرفتن اصلاحات اقتصادي بعنوان دغدغه اصلي نظام و اولويت اول جهت گيريها، حداقل در سال 1389 است. با اين حال آنچه از كل محتواي پيام نوروزي رهبري قابل افراز مي باشد اين است كه چنين اولويتي مربوط به سالهاي پس از سال 89 نيز مي
شود.
    د) اگر رهبري در پيامشان همگان را صرفا دعوت به كار و تلاش بيشتر در سال جديد مي فرمودند به اين مفهوم بود كه تمام مولفه ها و برنامه هاي حركت و كار در كشور به تمامه و درستي تهيه و تدوين شده، فقط بايد آن را به دقت و قدرت به موقع اجراء گذاشت؛ اينكه پيام علاوه بر كار مضاعف، در بردارنده فرمان همت مضاعف است دليل بر آن است كه براي كار مضاعف، ضروري است تا از محتوا و يا جهت مولفه هاي برنامه ها در زيربخشهاي اقتصادي كشور (در مواردي كه از درستي آن هنوز اطمينان كافي حاصل نشده است يا از اساس، هنوز برنامه جامع و مانعي وجود ندارد) اطمينان لازم را حاصل كرد؛ انديشه صحيح و كارآمد لازمه همت بلند است و بي ترديد، كاري كه در پي همت و عزم بي انديشه صورت پذير است چيزي نيست جز جفا در حق خود و ديگران.
    همت بلنددار كه مردان روزگار
    از همت بلند به جايي رسيده اند
   


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:13 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

روزى حضرت امام جعفر صادق عليه السلام جامه زبر كارگرى بر تن و بيل در دست داشت و در بوستان خويش سرگرم كار كردن و بيل زدن بود؛ چنان فعاليت كرده بود كه سراپايش را عرق گرفته بود. در همين حال بود كه اتفاقاً مردى به نام ابوعمرو شيبانى وارد شد و امام را در آن رنج و تعب مشاهده كرد. پيش خود گفت: شايد علت اينكه امام شخصاً بيل به دست گرفته و متصدى كار شده اين است كه كسى ديگر نبوده كه انجام دهد و امام از روى ناچارى، خودش بيل را به دست گرفته و مشغول كار شده است. لهذا جلو آمد و عرض كرد: اين بيل را به من بدهيد تا من اين كار را انجام دهم. امام حاضر نشد و فرمود: نمى‏دهم. بعد براى آنكه به طرف بفهماند كه بيل به دست گرفتن من روى اجبار و ناچارى نبود، فرمود: من به‏طور كلى دوست مى‏دارم كه مرد در راه تحصيل روزى رنج بكشد و آفتاب بخورد.
كار و عمل از نظر اسلام بسيار محترم و مورد تكريم است، زيرا احترام و قابل تكريم بودن يك چيزى تابع نتيجه آن چيز است. وقتى كه به نتيجه كار و زحمت توجه مى‏كنيم مى‏بينيم كه نتيجه كار تنها خلاصى از فقر و گرسنگى نيست، بلكه چندين چيز ديگر هم به دنبال دارد، از آن جمله اينكه كار بر عزت و شخصيت انسان مى‏افزايد و او را در نظر خودش محترم مى‏نمايد، يعنى حس احترام به ذات و اعتماد به شخصيت در او ايجاد مى‏كند و بديهى است كه هر چيزى كه باعث و سبب محترم شدن شخصيت انسان در نظر خودش و در نظر ديگران باشد، او خودش محترم و شايسته تكريم و تعظيم است و به همين دليل است كه در اسلام كار مورد احترام و شايسته تكريم است. در مقابل كار، بيكارى است كه كوچكترين اثرش اين است كه احترام و شخصيت انسان را پيش ديگران و پيش خودش از بين مى‏برد، و همين درهم شكستن شخصيت انسان سبب مى‏شود كه تن به هر پستى و بيچارگى بدهد و انواع ابتلائات ناشى از گناه برايش پيدا شود.

گذشته از همه اينها، كار و فعاليت موجب سرگرمى فكرى است؛ يعنى فكر انسان متوجه اصلاح كار خويش است و اين به نوبه خود دو نتيجه دارد: يكى اينكه ديگر مجالى براى فعاليت قوّه خيال و هوسهاى شيطانى باقى نمى‏ماند؛ ديگر اينكه فكر انسان عادت مى‏كند كه همواره منظم كار كند، از بى‏انتظامى و پريدن از يك شاخه هوس به شاخه ديگر خلاص گردد. بديهى است كه يكى از اصول شخصيت انسان همان استوارى و استحكام و انتظام فكر اوست.

علاوه بر اينها كار و فعاليت و به مصرف رسيدن درست انرژيهاى ذخيره بدن به روح صفا و به دل نرمى و خشوع مى‏دهد، برعكسِ بيكارى كه موجب كدورت و تاريك شدن روح و موجب قساوت و سختى دل است.

از رابطه كار با تهذيب اخلاق و رابطه بيكارى با فساد اخلاق و هرزگى روح و فكر و احساسات نبايد غافل بود. آدم بيكار اگر غيبت نكند و به تعبير قرآن كريم اگر گوشت مردار نخورد پس چه بكند؟ روح آدمى نيز مانند معده‏اش غذا مى‏خواهد؛ اگر غذاى كافى نرسيد به هرچه رسيد سدّ جوع مى‏كند ولو با چيزى كه مستقذر و مورد تنفر باشد. در سالهاى قحطى و گرسنگىِ عمومى ديده شده كه افراد گوشت يكديگر را خورده‏اند. اگر به روح آدمى نوبت به نوبت- به طورى كه اين نوبتها قطع نشود- غذاى كافى نرسد، يعنى چيزى كه روح را سير و راضى و قانع نگه دارد، چيزى كه توجه روح را به خود جلب كند و انديشه‏ها و احساسات را متمركز سازد، در اين صورت روح گرسنه مى‏ماند و ناچار به گوشت برادر مؤمن در حالى كه مرده باشد تغذّى مى‏نمايد، يعنى غيبت مى‏كند. زنانى كه معمولًا در خانه‏ها مى‏نشينند و هيچ كارى ندارند، بيش از هر طبقه و طايفه ديگر به غيبت كردن مشغول مى‏شوند چون بيش از هر طبقه ديگر از لحاظ روحى گرسنگى و بى‏غذايى مى‏كشند. به‏ هرحال آدم بيكار به انواع مفاسد اخلاقى و بيماريهاى روانى و عصبى مبتلا مى‏شود و زندگانى‏اش سياه و تباه مى‏گردد.

در قرن دوم تاريخ اسلام مردمى پيدا شدند كه افكار منحرفى پيدا كردند. يكى از افكار منحرف آنها اين بود كه كار و فعاليت را منافى با تقوا و ديانت مى‏دانستند. اين دسته از مردم وقتى كه مى‏ديدند ائمه اطهار (عليهم السلام) كار مى‏كنند و زحمت مى‏كشند، زراعت و تجارت مى‏كنند، حفر قنات و يا درختكارى مى‏كنند، اين كار را بر آنها عيب مى‏گرفتند.

يك روز، گرمى هواى تابستان شدت كرده بود. آفتاب بر مدينه و باغات و مزارع اطراف مدينه به شدت مى‏تابيد. در همين حال يكى از اين طبقه اتفاقاً به نواحى بيرون مدينه آمده بود. ناگهان چشمش افتاد به مرد فربه و درشت اندامى كه معلوم بود در اين وقت براى سركشى به مزارع خود بيرون آمده و به واسطه فربهى و خستگى به كمك چند نفر كه از كسان خودش بودند راه مى‏رفت. آن مرد زاهدمسلك با خود انديشيد كه اين مرد فربه كيست كه به خاطر مال دنيا در اين هواى گرم بيرون آمده است؟ نزديكتر شد، ديد اين مرد فربه محمّد بن على بن الحسين يعنى امام باقر است. مرد زاهدمسلك به خيال خود خواست امام را مورد ملامت قرار دهد. نزديك آمد و سلام كرد و جواب سلام گرفت. بعد گفت: آيا سزاوار است كسى مثل تو دنبال كار دنيا بيرون رود؟ اگر در همين حالت اجلت فرا رسد جواب خدا را چه مى‏دهى؟ امام خود را به ديوار تكيه داد و فرمود: اگر در همين حال اجل من برسد خوشوقتم كه در حال عبادت از دنيا رفته‏ام. من آدمى هستم عيالمند، زندگى و خرج دارم، اگر زحمت نكشم و كار نكنم بايد دست حاجت پيش تو و امثال تو دراز كنم. زاهد همينكه اين بيان منطقى را شنيد گفت: راست گفتى، من خواستم تو را نصيحت كنم اما دانستم من در اشتباهم و تو مرا نيكو نصيحت كردى.
مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى    ج‏22    165    تأثير كار در تهذيب اخلاق .....  ص : 163


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:13 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مهدویت با رویکرد همت و تلاش مضاعف
1207686gbweny1i8r
محمد حاتمی
در این نوشتار به بررسی برخی از علل و عواملی می پردازیم که ممکن است در رستاخیز قیام و انقلام امام مهدی (عج) به کار گرفته شود و با تکیه بر آنها و همت و تلاش همه انسان ها، بودجه و مواد و منابع عظیم و مکان برای چنین اقدامی عظیم تأمین گردد و در فروغ آن زندگی بشریت سامانی درخور یابد.
در این نوشتار به بررسی برخی از علل و عواملی می پردازیم که ممکن است در رستاخیز قیام و انقلام امام مهدی (عج) به کار گرفته شود و با تکیه بر آنها و همت و تلاش همه انسان ها، بودجه و مواد و منابع عظیم و مکان برای چنین اقدامی عظیم تأمین گردد و در فروغ آن زندگی بشریت سامانی درخور یابد:
1207686gbweny1i8r
1ـ برقراری عدالت اجتماعی
عدالت اجتماعی به معنای تعادل و توازن در کلیه جریان های اقتصادی جامعه است و نظام تولید و توزیع مصرف را در بر می گیرد.

2ـ اجرای اصل مساوات
رعایت قاطع اصل مساوات نیز موجب تعدیل ثروت ها و برابری در توزیع کالاها و موارد مورد نیای همه مردم است و از تراکم و ذخیره سازی کمتر و اسرافکاری نزد طبقات و گروه هایی مانعی می گردد و زمینه های اصلی کمبود و نیازمندی را برطرف می سازد.

در اینباره به چنین تعالیمی بر می خوریم: «و یسوّی بین النّاس حتّی لاتری محتاجاً إلی الزکاة» یعنی (امام مهدی «عج») میان مردم (در تقسیم اموال) به مساوات رفتار می کند به طوری که دیگر نیازمند و محتاجی یافت نمی شود.(1)
1207686gbweny1i8r
3ـ عمران و آبادی زمین
طبق نظر متخصصان، بسیاری از زمین ها قابل عمران و آبادی و کشاورزی و تولید است، بسیاری از آب ها دارای استعداد ذخیره شدن و بهره برداری است و بسیاری از مناطق زمین متروک و رها شده مانده است. این موضع نیز از نظر متخصصان و آمارگیران ثابت است که زمین استعداد اداره و تأمین چند برابر جمعیت کنونی را دارد به سه شرط: الف) از همه امکانات بهره برداری شود. ب) از اسرافکاری و شادخواری و کامروایی فزون از حدّ گروه هایی اندک مانع گردند. ج) تکنیک های دقیق علمی و فنی و متناسب با محیط ها و سرزمین ها به کار رود.

4ـ پیشرفت فنون
علم و دانش بشری در رستاخیز امام مهدی (عج) به تکامل نهایی می رسد و امام با برنامه ریزی های دقیق که از دانش بیکران الهی او برخاسته است، همه مناطق زمین را آباد می کند و برای تأمین زندگی و ایجاد رفاه همگانی راه و روش هایی را عرضه می کند که تا آن روز برای بشر ناشناخته بوده است.

5ـ باران های مفید و پیاپی
طبق تعالیم قرآن و احادیث پارسایی و نیکوکاری و احسان و به خصوص دادگری موجب نزول رحمت هایی الهی و وفور نزولات آسمانی است و گناه به ویژه ظلم در روابط انسانی موجب خشکسالی و محرومیت الهی و قلّت نزولات است. در دوران ظهور چون نیکی و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گیتی پرتو می افکند و روابط انسانی بر اصل عدل و انصاف استوار می گردد و مردمان همه به نیکی و نیکوکاری و پارسایی می گرایند و ظلم و ستم را یک سو می نهند، از این رو، شایسته فضل بیشتر و رحمت بیشتر می گردند و بارش باران های مناسب و به موقع، سبب رشدی وصف ناپذیر در تولید خواهد گشت و بسیاری از مشکلات و کمبودها و نیازمندی ها را برطرف خواهد ساخت.
1207686gbweny1i8r
6ـ برنامه ریزی درست و از یک نقطه
عامل محرومیت و عقب ماندگی اکثریت کشورها و اجتماعات بشری، کشورهای قدرتمند و سلطه طلب است. اگر سلطه طلبان از میان بروند و تقسیم جامعه بشری به دو یا سه طبقه پیشرفته و در حال توسعه و عقب مانده نفی شود و همه برنامه ریزی ها و فکر و تخصص ها و سرمایه ها و مدیریت ها تا سر حدّ امکان به طور یکسان در همه ی مناطق زمین، تقسیم گردد و تبعیض و تفاوتی در کار نباشد و جهان دارای مرکزیتی یگانه و واحد شود که بر اساس عدل و مساوات به همه انسان ها یکسان بنگرد و تقسیم بندی های ظالمانه ی جامعه بشری را محو سازد و همه امکانات طبق نیازها به مناطق عالم گسیل گردد و هیچ نقطه ی متروک و رها شده باقی نماند، به طور طبیعی مشکلات و نابسامانی های زندگی انسان ها برطرف می شود و رفاه و آسایش بر سراسر زمین سایه می افکند.

7ـ بهره برداری از معادن و منابع زیرزمینی
بسیاری از ثروت ها و مواد لازم برای زندگی ما از معادن به دست می آید. این معادن و مواد دیگری که برای بشر امروز شناخته شده نیست، در دوران ظهور مورد بهره برداری قرار می گیرد. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «و یظهر الله له کنوز الارض و معادنها...» خداوند برای قائم (عج) گنج ها و معادن زمین را آشکار می سازد... .(2)

در دوران آن رستاخیز عظیم، مواد و معادنی شناخته و اکتشاف می شود که چهره ی زندگی ها را به کلی دگرگون می سازد. با توجه به بیکرانی و فراوانی منابع و معادن زیرزمینی – به ویژه نسبت به بخش های ناشناخته آن برای بشر امروز- روشن می گردد که این بخش از منابع درآمد دولت حضرت مهدی (عج) سرمایه ای در خور و کارآمد دارد. مانع عظیم اکثریت اجتماعات بشری امروز نبود شناخت و دانش کافی است یا برنامه ریزی های حساب نشده و نادرست است و در دوران ظهور، دوران سراسر آگاهی و شناخت های ناب و خالص اس که همه زوایای زندگی انسان را روشن می سازد و در برنامه ریزی های فرهنگی، تربیتی، هنری، فنی، اجتماعی، اقتصادی و ... نقطه ی ابهام و عقب ماندگی باقی نمی ماند.
1207686gbweny1i8r

8ـ بازپس گیری ثروت های غصب شده
از جمله اموال عمومی که غاصبانه به افرادی خاص داده شده است «قطایع» است یعنی زمین هایی از اراضی خراجی که از راه امتیاز به نزدیکان حکام داده می شده. این اموال بذل و بخشش هایی است که موجب تشکیل طبقه ای ممتاز در جامعه است. در دوران گذشته پادشاهان و حکومت ها به درباریان و اطرافیان خود قطعه زمین هایی پیشکش می کردند و این زمین ها قطیعه و قطایع نام داشت.

9ـ استفاده از همه ی اموال (اموال عمومی، خصوصی)
امام مهدی (عج) برای پیشبرد اهداف انقلاب طبق تعبیر برخی از احادیث از همه ی اموال عمومی و خصوصی بهره می گیرد. امام باقر (ع): «... و تجمع إلیه (القائم) اموال الدنیا من بطن الارض و ظهیرها» فیقول للناس: «تعالو إلی ما قطعتم فیه الارحام و سفلکتم فیه الدّماء الحرام، و رکبتم فیه ما حرّم الله «عزّ و جلّ»...»(3) همه اموال جهان در نزد مهدی (عج) گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین، آنگاه مهدی به مردمان بگوید: «بیایید! و این اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آن ها قطع رحم کردید و خویشان خود را رنجاندید، خون های به ناحق ریختید و مرتکب گناهان شدید، بیایید و بگیرید!»
1207686gbweny1i8r

10ـ کنترل و نظارت دقیق مرکزی
از جمله عوامل بسیار مهمی که امام مهدی (عج) در پرتو آن نابسامانی های اقتصادی و ویرانی امور معاش را برطرف می سازد، اشراف و نظارت دقیق حاکمیت مرکزی جهانی اسلامی است بر جریان اقتصادی و معیشتی تمام اجتماعات بشری.

در پایان این بخش، تذکر این نکته نیز لازم است که آنچه درباره انقلاب حضرت مهدی (عج) گفته می شود یا به قلم می آید، نسبت به آنچه خواهد شد و مسائل و طرح ها و برنامه هایی که در آن دوران سراسر عدل و داد و شناخت و آگاهی و نظم و حق و حقوق و علم و فنّ و دانش و ایمان عرضه خواهد گشت، قطره ای است از دریا و البته روشن است که آگاهی کامل از تمام مسائل – که پس از ظهور رخ می دهد – در دوران پیش از ظهور دشوار است برای هر کس در هر درجه از آگاهی و اندیشمندی. آری در این راستا مهم شناخت برخی از این روش هاست که قوانین عمومی اسلامی آن را روشن می سازد و ظیفه ما همّت و تلاش مضاعف برای آماده سازی این بسترها برای دوران ظهور امام مهدی (عج) است ان شاءالله.
1207686gbweny1i8r

پی نوشت ها
1. بحار، ج 52، ص 390
2. موسوعة الامام المهدی (کتال الثالث)، ص 780 به نقل از اعلام الوری، ص 413
3. غیبت نعمانی، ص 237


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:13 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 
  همت مضاعف و کار مضاعف در امور خیریه و وقف

  

   

«و اقیموا الصّلاة و آتوا الزکاة و ما

تقدّموا لأنفسکم من خیر تجدوه عند اللّه انّ اللّه بما تعملون بصیر».(سوره بقره ـ آیه 110)
 

نماز را بر پا دارید و زکات بدهید و بدانید که هرچه از کار خیر برای خود پیش می فرستید، آن را نزد خدا خواهید یافت و به تحقیق خداوند به همه کارهای شما آگاه است.

همچنانکه نباید انسان گناهان را هرچند کوچک و محقّرند، کوچک بشمارد و نادیده بگیرد زیرا ممکن است غضب و سخط الهی در همان گناه کوچکی باشد که از نظر انسان کوچک است ولی از نظر خداوند بزرگ، گو اینکه اگر انسان گناهان را کوچک شمرد، به تدریج قلبش پر از گناه می شود و دیگر مجال هدایت و اصلاح برای او نمی ماند. به همین منوال است، اعمال و کارهای خیر، پس ممکن است از نظر ما یک کار خیری کوچک و بی ارزش باشد ولی از نظر خداوند، بسیار ارزشمند باشد؛ از آن که بگذریم همین کارهای خیر کوچک است که به تدریج زیاد می شود و هرچه بیشتر شود، از گناهان ما کاسته شده و بر ثواب و اجر ما افزوده می گردد. و به هر حال تمام کارهای خیر ما چه کوچک و چه بزرگ، در روز قیامت مایه خرسندی و اطمینان خاطر ما است.

پس هیچ کار خیری را نباید کوچک شمرد، همچنانکه نباید به کارهای خیر بسیار، مغرور شد، زیرا قصد قربت و خلوص در هر دو حالت لازم است، تنها چیزی که در اینجا مطرح است، این است که ضمن داشتن خوف و هراس از هر گناه کوچکی، انسان باید به هر کار خیر و عمل صالحی که انجام می دهد ـ هرچند کوچک ـ امیدوار باشد، ای بسا همان یک کار خیر موجب غفران تمام گناهان انسان گردد و تأمین کننده بهشت برین باشد.

در روایتی از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که فرمود: «افعلوا الخیر ولا تحقّروا منه شیئاً، فانّ صغیره کبیر و قلیله کثیر».

 

(بحار، ج 71، ص 190)

 

کار خیر انجام دهید و هرگز چیزی از آن کوچک مشمارید چرا که کوچکش بزرگ و کمش افزون است.

 

و در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده است که می فرماید:

 

«لاتصغّر شیئاً من الخیر، فانک تراه غداً حیث یسرّک».(بحار، ج 71، ص 182)

و هیچ کار خیری را کوچک مشمار، زیرا فردای قیامت آن را به نحوی خواهی دید که مایه خرسندی و خوشحالیت باشد.

 

و در این آیه مبارکه نیز به همین معنی تصریح شده است که نتیجه هر کار خیری را

 

در روز رستاخیز خواهید دید، و آنچه از اعمال صالحه که از پیش برای خود بفرستید، نتیجه شیرینش را در خواهید یافت. و آنچه در این آیه دیده می شود تأکید بر نماز و زکات است، سپس می فرماید هر کار خیری را پیش فرستادید، آن را نزد خدا خواهید دید. و با اینکه نماز و زکات نیز از اعمال خیر است ولی چون از اهمّیت بیشتری برخوردارند لذا خداوند آن ها را مقدّم بر تمام کارهای خیر داشته است، پس اگر انسان نماز بخواند و رابطه معنوی خود و خدایش را قوی و محکم گرداند و زکات مالش را بدهد و از این راه نیز رابطه خود و بندگان خدا را محکم نماید، بی گمان راه را برای سایر اعمال خیر بر روی خویش باز کرده و به توفیقات الهی، موفّق خواهد شد زیرا کارهای خیر از این دو حالت خارج نیست یا برای خودسازی و تزکیه نفس و ایجاد رابطه معنوی بین انسان و معبود است و یا برای بذل مال در راه خدا و تقویت رابطه معنوی بین انسان و بندگان خدا است.

در آخر آیه آمده است که: خداوند به هر کاری که انجام می دهید آگاه است. و این جمله برای تأکید بر این مطلب است که خیال نکنید، کار خیری از کارهای شما نادیده گرفته و یا به حساب آورده نشود بلکه خداوند تمام کارهایتان را به حساب می آورد و از هیچ کوچک و بزرگی فروگذار نخواهد بود. در سوره آل عمران آیه 30 نیز همین معنی را می بینیم که می فرماید: «یوم تجد کل نفس ما عملت من خیرٍ محضراً» روزی که هر کس هرچه کار خیر انجام داده است، روبروی خود حاضر ببیند.

 

 

و در آخر سروه زلزال نیز می خوانیم: «فمن یعمل مثقال ذرّة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرّة خیراً یره» هر که به اندازه ذره ای کار خیر داشته باشد آن را خواهد دید و هرکه به اندازه ذره ای کار بد داشته باشد، آن را خواهد دید.

 

   

   



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت عالی در خود شکوفایی
. .
مقدمه

مفهوم خود شکوفایی (Self - Actulization) اصولا در نظریات مربوط به مکتب انسان گرایی مطرح شد . کارل راجرز و آبراهام مازلو از چهره‌های معروف نظریات انسان گرایی این مفهوم را برای توصیف افرادی بکار بردند که ویژگیهایی متفاوت از بقیه دارند. ویزگیهایی که این دو انسان گرا برای افراد خود شکوفا عنوان می‌کنند، در بسیاری جهات همپوشی دارند .

  • چه چیزی باعث می‌شود یک فرد به خود شکوفایی برسد؟
  • چرا همه افراد به خود‌ شکوفایی نمی‌رسند؟

ویژگیهای افراد خود شکوفا از دیدگاه راجرز

از دیدگاه راجرز رسیدن به خود شکوفایی به معنای رسیدن به بالاترین سطح سلامت روانی است. پذیرش همه تجارب ، گرایش به زندگی کامل در هر لحظه از هستی ، داشتن توانایی هدایت خود بجای هدایت شدن بر اساس منطق ، عقاید و خواستهای دیگران ، احساس آزادی در عمل و تفکر و برخورداری از خلاقیت سطح بالا از ویژگیهای افراد خود شکوفاست. چنین شخصی از دید راجرز همواره از رعایت مثبت غیر شرطی اشخاص مهم و مورد اعتماد بهره‌مند بوده است. به عبارتی همواره او را برای خودش خواسته‌اند، نه برای کارهایش. چنین فردی قادر است دائما بطور سازنده و به صورت فزاینده‌ای بسوی رشد و کمال گام بردارد. او در برابر شرایط ناموفق و ناراضی زندگی تسلیم نمی‌شود و تلاش می‌کند برای کامل شدن و به حد کمال عمل کردن ، روابط با دیگران را در بهترین و مناسب ترین شکل جهت می‌دهد. آنها آمادگی کسب هر گونه تجربه را دارند، همه عوامل مربوط را سبک و سنگین می‌کنند و سعی می‌کند ارتباط یکپارچه‌ای با تمامی زمینه‌ها داشته باشد .

ویژگیهای افراد خود شکوفا از دیدگاه مازلو

آبراهام مازلو (Abraham Moslow) در نظریه انگیزشی خود اظهار داشت که افراد در جهت خود ‌شکوفایی تلاش و حرکت می‌کنند، ولی وقتی در مورد میزان افراد خود ‌شکوفا تحقیق کرد، کمتر از یک درصد از افراد را خود ‌شکوفا یافت. این تمایز بین تمایل به خود ‌شکوفایی و پایین بودن تعداد افراد خود‌ شکوفا او را بدین نتیجه رساند که افراد خود ‌شکوفا دارای ویژگیهایی هستند که دیگران ندارند. آنها چیزهایی و اهدافی در زندگی دارند که آنها را از دیگران متمایز می‌کند. مازلو با مطالعه ویژگیهای افرادی چون آبراهام لیکلن ، والت و نیمن ، وان بتهوون ، آلبرت انیشتین و الیور روزمت خصوصیاتی که این شخصیتها را از افراد دیگر متمایز می‌کرد، مشخص نمود. او ویژگیهای این انسانها را چنین خلاصه کرده است :

  • به واقعیتها توجه دارند و جهت گیری آنها در برخورد با مسائل و ارتباطاتشان و پذیرش آنها واقع گرایانه است و تلاش می‌کنند که ادراکات خود را مبتنی بر واقعیات بسازند .
  • خود و دیگران و جهان را آنطور که هست می‌پذیرند. به عبارتی تلاش می‌کنند میانه خوبی با شرایط خود و دیگران داشته باشند و آنها را به همان صورت بپذیرند .
  • بیش از اینکه خود محور باشند، توجهشان به مشکلات خارجی معطوف است .
  • نیاز به خلوت و حریم خصوصی دارند .
  • . .
  • خود مختار و مستقل هستند .
  • منزلت اشخاص و اشیاء در نظر آنها قالبی و ثابت نیستند، بلکه در تحول است .
  • اکثر آنها دارای تجربه‌های روحانی و معنوی هستند که لزوما خصیصه مذهبی ندارند .
  • خود را با همنوعان خود همانند می‌کنند .
  • روابط آنها با افراد معدودی که مورد مهر و علاقه هستند، عمیق و عاطفی است نه سطحی و معنوی .
  • وسیله را با هدف اشتباه نمی‌کنند. و در عین اینکه از وسایل به نحو احسن استفاده می‌کنند، به اهمیت آنها در رسیدن به اهداف خود که ارزشمندی بالاتری دارند اذعان دارند .
  • شوخ طبعی آنها فلسفی است نه خصمانه. بطوری که روابط اجتماعی آنها را خلق نمی‌سازند .
  • خلاق هستند .
  • نسبت به همرنگی فرهنگی مقاومت می‌کنند .
  • نسبت به کار خود در صرف وقت ، در راه آن تعهد و احساس مسئولیت دارند .
  • رفتار آنها ساده و طبیعی است .
  • نیاز به خود پیروی ، با خود بون و استقلال شخصی دارند .
  • تجارب عرفانی یا اوج دارند .
  • از روان رنجوری رهانید و در سلامت روانی بسر می برند .
  • . .


مازلو پس از تحقیق و بررسی ، ویژگیهای کلی افراد خود شکوفا را به شرح زیر بیان کرد :

  1. ادراک بسیار کارآمد از واقعیت ، آنها دنیا را چنانکه هست می‌بینند، بدون پیش‌داوری یا قضاوت قبلی .
  2. پذیرش خود ، دیگران و طبیعت بطور کلی
  3. خود ‌انگیختگی ، سادگی و طبیعی بودن
  4. تمرکز روی مشکلات به جای تمرکز روی خود
  5. نیاز به استقلال و داشتن حریم شخصی
  6. احساس درک تازه و مداوم از جهان اطراف خود
  7. تجربه‌های عرفانی
  8. علاقه اجتماعی
  9. . .
  10. روابط بین فردی ، روابط دوستی افراد خود ‌شکوفا شدید‌تر و عمیقتر از روابط مردم عادی است .
  11. خلاق بودن ، افراد خود شکوفا در همه فعالیتهای خود انعطاف‌پذیر ، خودانگیخته و مشتاق اشتباه کردن هستند .
  12. ساختار منش دموکراتیک ، قادرند در ارتباط با هر فردی با روشنی و تواضع ارتباط برقرار سازند .
  13. مقاومت در برابر فرهنگ‌ پذیری ، در واقع آنان بوسیله ماهیت درونی خودشان اداره می‌شوند و نه بوسیله فرهنگ .
. .

این ویژگیها در مواردی باهم وجه مشترک دارند، بطور کلی به نظر می‌رسد که ویژگی انسانهای خود شکوفا به استقلال و اعتماد به نفس است. آنها پذیرای خود و دیگران هستند و مهمتر از همه پذیرای چیزی هستند که زندگی به آنها عرضه می‌کند . نیازمندی این اشخاص ، نیازهای سطح بالا در سلسله مراتب نیازهای مازلو است، نیاز به چیزی که برای زندگی خوب لازم است، همچون حقیقت ، عدالت و امثال اینها . شخصیتهای خودی کلونا به مازلوآ آموختند که انسان نه تنها برای بقاء و یا رفع کمبودها و نارساییها تلاش می‌کند، بلکه به دنبال وجودی بامعناست که از نیاز درونی برای همسازی و یکپارچگی نشأت می‌گیرد. تقریبا همیشه افراد میانسال یا بالاتر دارای این ویژگی هستند، به نظر مازلو آنها کمتر از یک درصد جامعه را تشکیل می‌دهند .

انتقاد از نظریه خود شکوفایی

روش پژوهش و داده‌های تحقیقی مزبور ، به این دلیل که نمونه مورد مطالعه وی بسیار کوچکتر از آن است که تقسیم نتایج را ممکن سازد مورد انتقاد قرار گرفته است. دیگر اینکه انتخاب آزمودنیها بر اساس ملاکهای ذهنی خودش درباره سلامت روانی صورت گرفته است و اصطلاحات او به صورت مبهم تعریف شده‌اند . نظریه خود شکوفایی از حمایت تجربی آزمایشگاهی محدودی برخوردار است، بیشتر پژوهشها نتوانسته‌اند این نظریه را تّأیید کنند، اما این نظریه در تعلیم و تربیت ، صنعت و تجارت ، پزشکی و روان درمانی مورد استفاده قرار گرفته است .


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب

کار افرینی

اولین قدم دانستن معنی لغوی این کلمه می باشد : "طرح پیشنهادی"
و قدم بعدی کاربرد آن : به منظور معرفی پروژه خود و یا دامنه فعالیت خود گاهی لازم است که شرحی از آن را در اختیار کارفرما قرار دهید. در واقع توضیحی از امکانات و اختیارات خود!

گرچه این موضوع ممکن است کلی  بنظر برسد (و خارج از حوزه طراحی وب!)  اما به دلیل ضروری بودن آگاهی نسبت به سبک و سیاق تحریر آن لازم است تا بصورت خلاصه اشاره ای گردد. پس از سایت آفتاب کمک گرفته و اشاره می کنیم :

 

در نگارش پروپزال سطح دانش مخاطبین و نیز موقعیت آنان بایستی در نظر گرفته شود. اگر مخاطب پروپوزال دارای دانش فنی کافی نیست، باید همراه در ابتدای آن یک مقدمه اجرایی به زبان غیرفنی و ساده آورده شود.
استاندارد کاملاً تعریف شده ای برای نگارش یک پروپوزال وجود ندارد، لیکن فرمت های متداول متعددی موجود است و برخی از سازمانها، بخصوص سازمانهای سرمایه گذار و اعطا کننده کمک مالی، فرمت های از پیش تعیین شده ای برای اینکار دارند. در اینجا یک فرمت کلی برای این منظور پیشنهاد می شود.

 

  - فرمت کلی یک پروپوزال

۱) مقدمه

▪ معرفی پروپوزال : اگر پروپوزال را در پاسخ به یک “درخواست پروپوزال“ (RFP) ارسال می کنید، مقدمه ای برای آن فراهم کنید که در آن شماره، تاریخ، شماره تماس با مشتری یا کارفرما و غیره آورده شده باشد. در غیر اینصورت، دلیل ارسال پروپوزال، دریافت کننده آن (با نام) و چگونگی پاسخ مورد انتظارتان را در این مقدمه ذکر کنید.
▪ معرفی سازمان ارسال کنده پروپوزال :سازمان ارسال کننده را بروشنی معرفی کرده و بر ارزش نقش آن برای کارفرما یا مشتری تاکید کنید.

 

▪ سوابق کاری: تجارب و سوایق کاری سازمان یا شرکت خود را بطور خلاصه ذکر کنید.

۲-۱) محصولات ارائه شده
▪ معماری :معماری طراح شده برای محصولات یا خدمات ارائه شده را شرح دهید.
▪ پیکربندی :نحوهٔ پیکربندی محصولات توسط خود یا مشتری را بیان کنید.
▪ جنبه های خاص و مزایا :اصلی ترین جنبه های محصولات پیشنهادی و مزایای مربوط به آنها را شرح دهید.
▪ مشخصات :عملکرد و سایر مشخصات محصولات پیشنهادی را شرح داده و یا در ضمیمه پروپوزال بیاورید.

 


۲-۲) خدمات ارائه شده

▪ بکارگیری :نحوه نصب و بکارگیری را شرح دهید.
▪ یکپارچه سازی :نحوه یکپارچه سازی با محیط موجود را شرح دهید.
▪ نگهداری و پشتیبانی :نگهداری و پشتیبانی فراهم شده برای مشتری را بیان کنید.
▪ روش تحویل :روش تحویل خدمات و رویه های مربوطه را بیان کنید.
▪ کاهش ریسک :تعریف واقع بینانه ای از ریسک های مواه با پروژه و نحوه کاهش آنها ارائه دهید.
▪ تضمین کیفیت :شرح انچه برای تضمین کیفیت انجام خواهید داد.

۳) تجارب و سوابق کاری مرتبط

▪ خلاصه ای از پروژه های انجام شده :توصیف پروژه های مشابهی که قبلاً توسط شرکت انجام شده است.
▪ مراجع و شواهد :شواهد و نقطه نظرات مشتریان قبلی خود را ذکر کنید.

۴) هزینه و قیمت گذاری

▪ روش تعیین قیمت :قیمت مورد نظر چگونه محاسبه شده است؟
▪ قیمت گذاری :قیمت محصولات و خدمات خود را بیان کنید.
▪ نحوه پرداخت :نحوه پرداخت قیمت محصولات یا خدمات خود توسط مشتریان را بیان کنید.
▪ موارد قانونی :هرگونه موارد و نیازمندی های قانونی مورد نیاز قراردادها را بیان کنید. 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:05 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت و تلاش در دوران ظهور


سیدمحمد رضوی
با توجه به نامگذاری امسال با نام «همت و تلاش مضاعف» در این نوشتار قصد داریم تا رویکردهای متفاوت تلاش و فعالیت را دردوران عصر ظهور بررسی و پیگری نماییم. با توجه به اینکه دوران ظهور، دوران حضور مقدس امام (علیه السلام) است، مشاهده می شود که نه تنها تلاش پیگیر برای تحقق اهداف جامعه مهدوی از بین نخواهد رفت، بلکه همه مولفه های این حکومت جهانی باید با تلاش مضاعف و همت دوچندان همه افراد جامعه محقق شود.
در طول تاریخ هماره از سوی اندیشه های متفاوت، تصویرهایی از یک مدینه فاضله و جامعه ایده آل ترسیم شده است. جامعه ای که مولفه های راستین هر حوزه ای را فراهم آورد، کم و بیش شبیه آرزوهای دست نیافتنی است. اما در ورای این توصیف، هماره انتظار برای تشکیل یک جامعه جهانی که همه این توقعات را فراهم آورد، رویکردی است که در بحث دوران ظهور منجی مطرح می شود.

عدالت اجتماعی توسعه یافته، حکومت جهانی بر محور دین و عدالت و به طور کلی محوریت خدا و عدل، مهم ترین شاخصه های چنین حکومت و رویکردی است. از سوی پژوهشگران عرصه دین و مذهب، مولفه های مختلف و بسیاری که شاکله دوران ظهور منجی را تشکیل می دهد، هماره مورد ارزیابی و نقد و بررسی قرار گرفته اند.

بحث از مسئولیت و تلاش و فعالیت در دوران ظهور، یکی از همین شاخصه های مورد اشاره است. اینکه آیا در دوران ظهور، تک تک افراد جامعه دارای مسئولیت های مختلفی هستند یا خیر، هماره یکی از بحث های مطرح در این حوزه بوده است.

اینکه آیا تلاش و فعالیت برای تحقق آرمان های حکومت جهانی حضرت مهدی، جزء وظایف افراد جامعه است و یا اینکه توسط اسباب غیب، مشکلات جامعه برچیده خواهد شد، یکی از مهم ترین سوالاتی است که در حوزه مهدویت مطرح می شود.

با توجه به نامگذاری امسال با نام «همت و تلاش مضاعف» در این نوشتار قصد داریم تا رویکردهای متفاوت تلاش و فعالیت را دردوران عصر ظهور بررسی و پیگری نماییم. با توجه به اینکه دوران ظهور، دوران حضور مقدس امام (علیه السلام) است، مشاهده می شود که نه تنها تلاش پیگیر برای تحقق اهداف جامعه مهدوی از بین نخواهد رفت، بلکه همه مولفه های این حکومت جهانی باید با تلاش مضاعف و همت دوچندان همه افراد جامعه محقق شود.

حکومت حضرت مهدي(عج)
موضوع حکومت حضرت مهدي(عج) و کارگزاران او از مهمترين و بحث انگيزترين موضوعاتي است که از گذشته هاي دور در ميان اديان مختلف آسماني مطرح بوده است، که پيروان اديان آسماني حداقل سه دين اسلام، مسيحيّت و يهود در اين عقيده مشترک است که آينده ي جهان به دست صالحان و خداپرستان است. از اين رو هرکدام از اديان، حکومت آخرالزمان را از آن خود مي دانند به طور مثال مسيحيان، منجي آخرالزّمان را حضرت مسيح مي دانند در حالي که مسلمانان معتقدند او از نسل پيامبر اسلام(ص) است و دين او اسلام و براساس شريعت محمّدي قيام و حکم مي راند.

حکومت جهان اسلام به رهبري امام زمان(عج) داراي روح و ماهيت ويژه اي است که ديگر حکومتها از آن بي بهره اند. ماهيت حکومت اسلام، آموزه هاي وحياني است که به او تعليم مي دهد که خداي او يکي است و فقط بايد در برابر او عبادت و کرنش کند و در رفتار و کردارش از دايره بندگي خدا بيرون نرود زيرا فرمود: «يعبدونني لا تشرکون بي شيئاً» اين حکومت پيامي دارد که در بستر عمل به ارزشهاي وحياني، دنياي بهتري را به وي ارزاني بدارد و متأسفانه آنچه در حکومت امروز بشري کمتر يا اصلاً به چشم نمي خورد خداست و عدم پاي بندي به وحي و اخلاق و ارزشهاي معنوي است .

اساساً تاروپود حکومت مادي بر سرمايه اندوزي، مال پرستي و سود بيشتر از هر طريق و ترفندي بناگذاري شده است. و اين تاروپود جاي عشق به خوبي ها، ارزشها، ايثار و مجاهدت ها و بالأخره زيبائيهاي زندگي را اشغال کرده به طوري که جامعه ي انساني را از گردونه ي خوبي ها حذف نموده .

بنابراين حکومت مادي بر اين پندار است که دين و امور معنوي در پيوندهاي اجتماعي ناکارآمد است و اين پندار تا جايي در افکار و انديشه جامعه بشري ريشه کرده که معتقد است تمدّن و حکومت را بايد بدون در نظر گرفتن ارزشها پايه ريزي کرد.

استاد شهيد مرتضي مطهري در اين باره مي نويسد: «فکر خدا و زندگي اخروي را بايد کنار گذاشت ... بايد رأفت و رقت قلب را دور انداخت، رأفت از عجز است. فروتني و فرمانبرداري از فرومايگي است . حلم و حوصله، عفو و اغماض، از بي همّتي و مستي است . مردانگي بايد اختيار کرد . بشر بايد به مرحله مرد برتر برسد، عزم و اراده داشته باشد اين است روح حکومت مادي غرب که از باب نمونه به آن اشاره کرديم .»

ولي حکومت جهاني مهدويت که به همّت تواناي امام عصر(عج) توسعه و گسترش مي يابد براساس وحي و ماهيت ديني جلوه گري مي کند داراي چند ويژگي خواهد بود.

1 - عدل و احسان
در حکومت جهاني اسلام عدل و احسان سنگ زيرين است.

اجراي عدالت اجتماعي و گسترش آن از بنيادي ترين حکومت مهدويّت است که پيامبر اکرم(ص) نيز و امام بعد از آن بر اين حقيقت انگشت نهاده اند که امام زمان(عج) خواهد آمد و جهان پر از ظلم و جور را پر از عدل و داد خواهد کرد . بنابراين مي توان گفت سرآغاز انقلاب اجتماعي و حکومت جهاني آن حضرت اجراي عدالت براساس دين است. و اين اجراي عدالت نيازمند کارگزاران و کارکناني عادل و نيکوکار است .

او، ادامه دهنده ي راه پيامبران و اولياء است .
«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الکتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط؛ ما فرستادگان خود را با نشانه هاي روشن و پيغامهاي راست فرستاديم و با ايشان کتاب و ترازو فرستاديم تا مردمان را به دادگري به پا دارند». از اين رو همانطور که پيامبران وظيفه داشتند که برابر کتاب و ميزان، مردمان را به دادگري به پا دارند حضرت مهدي(عج) نيز وظيفه دارد بر سيره پيامبران، جامعه انساني را به دادگري به پا دارد و از نارواها و ستم بازدارد .

«انّ الله يأمر بالعدل والاحسان و ايتاء ذي القربي و ينهي عن الفحشاء والمنکر والبغي ...؛ خدا به عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مي دهد از فحشا و زشتکاري و ستم نهي مي کند».

اين آيه اصول ارزشهاي فردي و اجتماعي را ترسيم کرده و نيز از ضد ارزش ها و پليدي ها بازداشته است و اين آيه به معناي واقعي و کامل در عصر ظهور پياده خواهد شد، عدل يعني نگهداشت دقيق حقوق مردمان و مبارزه فراگير، و همه سويه با نابرابريها و احسان، جايگاه برتري در ميان ارزشهاي اجتماعي اسلام دارد که به يک معنا بالاتر از عدالت است. زيرا اگر در هر حکومتي پايه هاي حقوقي انساني، براساس عدالت اجتماعي استوار گردد، در اين صورت جلوه هاي احسان و نيکوکاري، فضاي جامعه را مي آکند.

به فرموده امام علي(ع) عدل قانوني است فراگير و قابل گسترش «سائس عام» و احسان نيز ارزشي است ويژه: «عارض خاص». وظيفه اوليه در هر حکومت و جامعه اي به خصوص در جامعه ي ديني نهادينه کردن بنيادهاي اجتماعي براساس عدل است اگر مردم در حکومتي که همه ي نهادها و ارکان آن بر هِرم عدل استوار گشته باشند. در آنوقت است که ريشه هاي نوع دوستي، برادري، مهرورزي، توانا مي گردند. همانطور که در ابتداي اين فصل اشاره شد ماهيت اصلي حکومت جهاني مهدويت دائرمدار بندگي و عبوديت است، همان که خداي متعال به آن فرمان داده .

«امر الاّ تعبدوا الاّ ايّاه».
عبوديت و بندگي وقتي به اوج مي رسد که بنده آنچه را که معبودش از همه چيز بيشتر دوست دارد. در راه پياده کردن آن تلاش ورزد. اسماعيل بن مسلم مي گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم که شخصي از آن حضرت پرسيد بين اين دو آيه: «انّ الله يأمر بالعدل والاحسان» و «امر ربي الّا تعبدوا الاّ ايّاه» چگونه مي توان جمع کرد. حضرت فرمود: «نعم، ليس في عباده امر الاّ العدل والاحسان» بلي، خداوند براي بندگان خود دستوري ندارد جز اجراي عدالت و عمل به احسان .

به عبارت ديگر «عدل» نماد فرهنگ اجتماعي اسلام است و «احسان» نماد فرهنگ اخلاقي آن . اگر اين دو رکن رکين در جامعه و حکومتي رواج يابد و ساختار اجتماعي آن حکومت بر اين دو استوار و پايه ريزي گردد دو واقعيت ديگر که از ويژگيهاي فرهنگ و حکومت جهاني مهدويت است روشن مي گردد.

تراز حکومت حضرت مهدي(عج) عدل است که در پرتوي آن، ديگر ارزشها جايگاه واقعي خود را مي يابند.

مرحوم شيخ صدوق در اين باره مي گويد: «يظهر الله به الأرض من کلّ جور و يقدسها من کل ظلم ... فاذا خرج وضع ميزان العدل بين النّاس، فلا يظلم احدٌ احداً.»

در حکومت جهاني حضرت مهدي جهان از هرگونه ستم پاک مي شود. آن گاه که ظهور کند، ميزان عدل را در ميان جامعه بشري بنا خواهد کرد، هيچ کس به ديگري ستم روا نخواهد داشت .

2 - استحکام پيوندهاي اجتماعي
به طور کلي تاروپود و ساختار هر تمدّني و حکومتي را افراد آن مي سازند. جامعه بشري با برخورداري از روح جمعي، پايه هاي حکومت را بنا مي کنند و بر پويايي و شکوفايي آن مي افزايند. انسانها پاره هاي پيکر هر حکومت مي مانند که به هر نسبت پيوند و زندگي جمعي آنان بيشتر باشد آثار پيشرفت و توسعه در آن حکومت نمايان تر است .

در آموزه هاي اسلامي مفاهيم و واژه هايي وجود دارد که پيام آنها بنيان گذاري و شکوفاسازي و استحکام روحيه جمعي و اجتماعي است. مانند اين کلمات «توادّ» «تراحم» «تعاضد» «تواصي» و از همه گوياتر واژه «تعاون» که خداوند در قرآن بعنوان يک دستور اجتماعي به انسانها مي فرمايد.

«تعاونوا علي البرّ والتّقوي ولا تعاونوا علي الأثم والعدوان» در نيکوکاري و خويشتن داري يکديگر را همکاري کنيد، در گناه و تجاوز همکاري نکنيد ».

بنابراين از آيات و روايات بخوبي استفاده مي شود که تعاون بر نيکي و نيکويي، به مفهوم گسترده آن فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي در يکي از ابزارهاي تمدّن اسلامي است و روشن است که پيدايش روح جمعي و تعاون ساخته و پرداخته حکومت اسلامي است .

پيدايش اين روحيه در جامعه اسلامي، پيشرفتهاي مادي و معنوي و توسعه مادي و تکامل معنوي گسترده اي به دنبال دارد و در زمينه هاي عاطفي و اخلاقي نيز از سازندگي چشم گيري برخوردار است .

استاد مطهري مي نويسد: «زنده بودن اجتماع به اين است که در افراد آن اجتماع روح اجتماعي و حسن اجتماعي و عاطفه اجتماعي وجود داشته باشد ... يعني خودت را همواره به جاي ديگران بگذار و براي آنها همان را بپسند که براي خود مي پسندي و همان را کراهت داشته باش که براي خويشتن کراهت داري».

همان طور که گفته شد مسئله تعاون نقش حياتي در تمدّن و جوامع بشري دارد از اين رو در سيره و روش زندگي پيامبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام) به نمونه هايي برمي خوريم که بر اين اصل بلند و بنيادي به روشني تأکيد شده است . در تاريخ آمده که روزي پيامبر(ص) در سفري که همراه ياران بودند در منزل گاهي براي پخت غذا نياز به هيزم بود پيامبر نيز در اين کار همکاري مي کند. و يا آن حضرت در کندن خندق در اطراف مدينه براي خود سهمي قرار داد و شروع به کندن مي کند .

در سيره امام علي(ع) نيز نمونه هايي فراوان ديده مي شود که آن حضرت در کارها و حرکت هاي جمعي شرکت مي جويد. امام صادق(ع) در هنگامه ها با مردم همراه مي شود که از جمله در زمان خشکسالي مدينه آنچه براي خود ذخيره کرده بود که تا پايان سال به مصرف برساند، به بازار عرضه کرد، که مبادا ذخيره سازي او به مردم آسيب برساند .

در مدينه، داستان ايثار و تعاون انصار نسبت به مهاجران، آنچنان گويا و روشن است که هرکس اندک آشنايي با آيات قرآن داشته باشد به اين حقيقت پي مي برد. قرآن از اين روحيه و سيره ي مسلمانان به نيکي و زيبايي ياد مي کند و با اين شيوه، ساختار حکومت اسلامي را که به دست تواناي پيامبر اکرم(ص) و مسلمانان با ايمان و خالص پايه ريزي شده، ترسيم مي کند .

«والذين تبوء الدار والايمان من قبلهم يحبّون من هاجر اليهم ولا يجدون في صدورهم حاجة مما اوتوا و يؤثرون علي انفسهم ولو کان بهم خصاصة و من يوق شحّ نفسه فاولئک هم المفلحون؛ کساني که قبل از ايشان در مدينه و در ايمان جاي گرفتند در حالي که هرکس را که به سوي آنان هجرت کرد دوست مي داشتند و در دل خويش نسبت به آنچه داشتند نيازي احساس نمي کردند و ديگران را بر خويش مقدم مي داشتند، گرچه آن چيز ويژه ايشان مي بود و کساني که بخل از درون مهار کند، همانا رستگارانند».

خلاصه سخن اينکه اين ويژگي در ساختار حکومت اسلامي و شکوفايي آن نقش بنيادي و اساسي داشته است و همين ويژگي در حکومت جهاني حضرت مهدي نيز به گونه ي گسترده پديدار خواهد شد .

در حکومت جهاني مهدويت ارزشهاي انساني مانند:

ايثار، انسان دوستي، تعاون و نوع دوستي، برادري، امدادرساني آنچنان ريشه دار و از استحکامي برخوردار است که گويي همگي در يک خانواده زندگي مي کنند و نيازهاي خويش را از جيب و کيسه ي يکديگر بدون مانع برطرف مي سازند «من» و «تو» در آن جامعه مفهومي ندارد بلکه آنچه معنا و حقيقت دارد «ما» است که خود را مي نماياند.

«قال اسحاق بن عمار: کنت عند ابي عبدالله(ع) فذکر مواساة الرجل لأخوانه و ما يجب عليهم فدخلني من ذلک امر عظيم. فقال انما ذلک اذا قام قائمنا وجب عليهم ان يجهزوا اخوانهم و يقووّهم». اسحاق بن عمار مي گويد نزد امام صادق(ع) بودم و از ياري و غمخواري هرکس با برادرانش و آنچه بر آنان واجب است سخن به ميان آمد .

من از اين موضوع در شگفت شدم امام(ع) فرمود: اين هنگامي است که قائم ما قيام کند، که در آن روزگار بر همگان واجب است يکديگر را ياري رسانند و يکديگر را نيرو بخشند. در آخرالزمان، اين مکارم اخلاقي و بزرگواري هاي انساني است که پايه هاي حکومت جهاني اسلام را استحکام مي سازند .

اما باقر(ع) مي فرمايد: «... حتي اذا قائم القائم جاءت المزامله و يأتي الرجل الي کيس اخيه فيأخذ حاجته لا يمنعه».

به هنگام قيام قائم «آل محمد» آن چه ديده مي شود دوستي و يگانگي و تعاون و الفت است تا آنجا که هرکس آنچه نياز دارد، از جيب ديگري برمي دارد، بدون هيچ دشواري و بازدارنده اي .

به راستي تصوير و ترسيم چنين جامعه اي چقدر دلپذير و دلنشين است. زيرا در حکومت و جوامع امروزي بخصوص غيرالهي رقابت و تفوق تنگاتنگ مادي در ساخته و زندگي هاي آنان موج مي زند و اساس ارزشهاي معنوي و کمالات انساني را دگرگون ساخته و روح جمعي و تعاون و همکاري و برادري را رخت بربسته و جوامع به دو دسته تقسيم شده: جامعه هايي که فقير و گرسنه هستند و هرچه تلاش مي کنند به حقوق خويش نمي رسند و مداوم به طور مستقيم يا غيرمستقيم تحت سلطه ي زورمداران و سلطه گران و بالاخره صاحبان قدرت مي باشند و هرگز توان خروج از اين وضعيت اَسفبار را ندارند. پس هميشه بايد تحت سلطه و فرمان آنان باشند .

دسته ي ديگر از جوامع صاحبان ثروت و مکنت و قدرتند که چيزي را بنام ارزش و کرامت انساني نمي شناسند و اصولاً ارزشهاي کمالات انساني را همان ثروت و قدرت و سلطه تعريف مي کنند. و اين چنين است که در روزگار ما در عصر حکومت جديد متأسفانه سرنوشت بني آدم را در عصر حاضر همين ها به دست گرفته اند و براي آنان خط و نشان مي کشند.

درست برخلاف آن در حکومت جهاني مهدويت، شيرازه نظام اجتماعي جهان بر تعادل و تعاون دور مي زند آنچنان روحيه ها پرورش مي يابد، غل و غش ها و ناخالصي ها و خودخواهي ها از ميان مي رود که «مزامله» يعني دوستي ها خالص مي گردد، پيوندهاي اجتماعي و انساني براساس تعادل و تعاون، راستي، درستي، يکدلي و يکرنگي استحکام پيدا مي کند و خلاصه فرهنگ مهدويت جان ها را با تزکيه و افکار و انديشه ها را با تعليم به پاکي و پاکيزگي سوق مي دهد.

3 - برقراري امنيت
در هر فرهنگ و حکومتي، امنيت اجتماعي اصل است. از مهم ترين نيازهاي اساسي بشر، برقراري امنيّت است، امنيّت سياسي، قضايي، قانوني، اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي، خانوادگي .

بستر زندگي سالم و جامعه صالح و با امنيّت و آرامش را فراهم مي سازد.

قهراً جامعه ي اين چنيني آثار و برکاتي دارد که پيوندهاي انساني و اجتماعي با آرامش و بي تنش شکل مي گيرد. تلاش هاي اقتصادي با رونق و شادابي انجام مي گيرد، رفتارهاي ناهنجار اخلاقي و خشونت ها و خشم ها فروکش مي کند، قانون گرايي رواج مي يابد. صاحبان ثروت و قدرت خون فرودستان را نمي مکند. فاصله بين دولت مردان و رعيت از بين مي رود، ميدان براي نقد و نظر فراهم مي گردد و کاستي ها از روي خيرخواهي گفته مي شود. نقطه هاي قوت دولت مردان به دور از چاپلوسي و گزافه گويي مطرح مي گردد.

همه ي افراد جامعه براساس احترام متقابل به يکديگر نگاه مي کنند و به يکديگر اعتماد مي کنند و در نتيجه همگان با احساس مسئوليت همديگر را نصيحت مي کنند.

از مهم ترين محصولات امنيّت، پديدار شدن نشانه هاي عدالت است و مردم وحدت و همبستگي بيشتري پيدا مي کنند و در اين صورت است که راههاي نفوذ هجومها و شبيخونهاي دشمنان داخلي و خارجي را با تمام توان مي بندند و آقايي و سربلندي خويش را پاس مي دارند.

و يکي از خصائص و ويژگي هاي حکومت جهاني مهدويت برقراري امنيت به معناي اعم آن است، همه جا و در همه ي موارد ذکر شده، امنيت و آرامش در حد اعلاي آن توسعه و گسترش پيدا مي کند و در آن حکومت جان و مال و ناموس و آبروي مردمان از هر گزند و آسيبي در امان مي ماند.

شايد آيه ي شريفه ي سوره نور بر همين مورد يعني حکومت جهاني آن حضرت تطبيق پيدا کند.

«وليبدلّنهم من بعد خوفهم اَمنا».

امام صادق(ع) مي فرمايد: آيه ي شريفه درباره ي حکومت امام زمان است و سپس ادامه مي دهند «در آن زمان چندان امنيت بر سراسر جهان گسترده مي شود که از هيچ چيز به چيز ديگر، زيان نمي رسد، ترس و وحشتي به چشم نمي خورد. حتي جانوران و حيوانات در بين مردم رفت و آمد مي کنند و نسبت به يکديگر آزاري ندارند.

ايمان نيز که آرام بخشي دلهاست سايه خود را بر جامعه ي مهدوي مي افکند. فضاي آن روز جامعه، سرشار از اعتماد و اطمينان به يکديگر است. در پرتو کلمه توحيد دلها به هم نزديک و ضريب ناامنيها به صفر مي رسد.»

متأسفانه در جامعه هاي عصر حاضر رقابت هاي بي هدف و ناسالمي که بر اثر ترس و عدم اعتماد از يکديگر به وجود آمده و درد بي درماني است که حکومت امروز آن را به ارمغان آورده و ملت ها را فرا گرفته، ناامنيهاي خانوادگي و ناهنجاريهاي اجتماعي در اين گونه جامعه ها به خوبي نشان مي دهد که دنياي به اصطلاح متمدّن امروز صنعتي و داراي تکنولوژي در برآوردن آرامش روحي و رواني ناتوان بوده است. گرچه توانسته است تا اندازه اي زمينه آسايش مادي و جسمي شهروندان را فراهم سازد. اين واقعيت ثابت مي کند که دنياي انسانها را نمي توان هميشه و همه جا با قراردادهاي اجتماعي بي روح و خشک و بدون پشتوانه معنوي و ايماني تربيت کرد، تا در آشکار و پنهان حريم حرمت و حقوق ديگران را نگاهدار باشند و همين حقيقت نياز به آمدن شخص مصلح و رهايي بخش و نجات دهنده اي را که زمينه ساز امنيت همه جانبه باشد ثابت مي کند.

در عقايد مسلمانان و پيروان حقه محمدي(ص) آن اصلاح گر و نجات دهنده و امنيت گستر، امام زمان حضرت حجة بن الحسن(ع) است که با قيام و ظهور خود امنيت را توسعه و مي گستراند و اين نياز مهم انساني را به جامعه انساني ارزاني مي دارد و زندگي آرام بخش را براي جهان بشريت فراهم مي سازد و با تدبير چهره ي حکومت هولناک و ترس آلود را به حکومت انساني و اميدبخش بدل مي کند .

4 - سامان دهي اقتصادي
در تعاليم ديني و آموزه هاي آن بين مسائل اقتصادي و مسائل معنوي پيوندي استوار ديده مي شود. در اين باب روايات فراوان است از جمله اين روايت:

پيامبر(ص) فرمود: «لولا الخبز ما صلّينا ولا صمنا ولا ادّينا فرائض ربّنا»، بدون نان، نه عبادت مي توان کرد و نه روزه مي توان گرفت و نه واجبات ديگر را مي توان انجام داد .

«ثلاثة تحتاج الناس طراً اليها: الامن والعدل والخصب» سه چيز است که همه مردم به آن نياز دارند: امنيت، عدالت و فراواني ارزاق .

در روايات اسلامي آمده است که در فرهنگ و عدل جهاني و حکومت جهاني مهدويت(ع) اين واقعيت نويد داده مي شده که آن حضرت رفاه اقتصادي را همراه با عدالت اجتماعي به گونه اي گسترده و فراگير، فراهم خواهد آورد .

و نيز در حديث ديگر نقل شده که آن حضرت در پرتو مديريت شايسته و سالم و برنامه هاي جامع و سياستهاي واقع نگر، زمينه شکوفايي استعدادها فراهم مي آيد، تلاش و کوشش مردم با انگيزه هاي معنوي در مي آميزد و بهره گيري از منابع طبيعي و خدادادي دوچندان مي شود.

در حديث ديگر فرموده: «کار وجهه ي عبادت و تکليف به خود مي گيرد نيروهاي بالقوه و پنهان ميدان بروز و ظهور مي يابند، خلق وخوي مردم دوستي و خدمتگزاري در بين مردم، رشد مي کند.

در چنين جامعه اي زندگي اقتصادي، چهره نويني پيدا مي کند و همگان از زندگي سالم و به دور از تشويش خاطر و نگراني و اضطراب بهره مند مي شوند.

بواسطه ي پيشرفت علم و صنعت تکنولوژي در زمان آن حضرت منابع جديد و ناپيدا کشف مي شوند، و زمين آنچه در درون خود دارد بيرون مي افکند و بهره برداري از آن آغاز مي شود.»

براساس روايات در حکومت جهاني مهدويت(ع) فرآورده هايي به جامعه عرضه مي شود که تا آن روز بر بشر ناشناخته بوده است. راههاي توليد سالم و توزيع عادلانه به عنوان ارزش وظيفه ايماني و ديني نمودار مي شود و در نتيجه، اقتصاد جامعه، در پرتو مديريت صحيح آن حضرت شکوفا مي شود و برکت و فراواني نعمت، سرتاسر جهان را فرا مي گيرد و همه از نعمت الهي به آساني استفاده مي برند .

پيامبر اکرم(ص) فرمود: «ينعم امّتي في زمن المهدي(عج) نعمةً لم يتنعّموا قبلها قطّ، يرسل السماء عليهم مدراراً ولا تدع الارض شيئاً من نباتها الاّ اَخرجته». فرمود: پيروان من در زمان حکومت جهاني مهدي(عج) به آسايش و به نعمتهايي دست مي يابند که بيش از آن در هيچ دوره اي از حکومتهاي گذشته به آن دست نيافته اند. در آن دوره آسمان باران فراوان مي بارد و زمين نيز تمام روييدنيهايش را بيرون مي اندازد.

قرآن در اين باره مي فرمايد:

«ولو ان اهل القري آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء والارض؛ اگر مردم قريه ها ايمان آورده و پرهيزگاري پيشه کنند، برکات آسمان ها و زمين را به رويشان مي گشائيم ».

براساس اين آيه و آيات ديگر معيارهاي قرآني، تقوا و خويشتن داري، نيکوکاري و عدالت گستري ... و زمينه هاي نزول و ريزش رحمت ها و برکات از سوي پروردگار مي شود اگر فضاي جامعه، فضايي معنوي و الهي باشد و زبان هاي دعاگو، آلوده به گناه نگردد و لقمه ها حلال و قصد نيّت ها خدايي، بي شک رزق و روزي ها فراوان تر مي گردد.

روشن است هنگامي که پيوند انسانها بر پايه عدالت و نيکي شکل مي گيرد، بينوايان و مستمندان از ياد نمي روند و هر کسي مرز خود را مي شناسد و به حقوق ديگران، دست دراز نمي کند.

در چنين جامعه اي نعمت ها و بخشش هاي پروردگار بر مردمان فرو مي ريزد و بسياري از گرفتاريهاي اجتماعي، برطرف و بن بست هاي اقتصادي گشوده مي شود و راه براي پيشرفت هموار مي گردد.

زيرا در قرآن وعده داده شده: «من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثي و هو مؤمن فلنحيينَّه حيوة طيبةً و لنجزينّهم اجرهم باحسن ما کانوا يعملون» حکومت حضرت مهدي(عج)، حيات طيّبه، بر پايه ايمان و عمل صالح رخ مي نمايد. از يک سو طمع هاي زايد مهار مي گردد. مساوات و عدالت دامن مي گستراند. بخل و تنگ چشمي، دامن بر مي چيند و از سوي ديگر، انگيزه ها براي تلاش بيشتر و خالص تر مي شود. و استفاده ي بهتر و سالم تر از طبيعت آماده مي گردد. طبيعي است که زمينه ي فراواني نعمت ها و رونق مسائل اقتصادي نيز پديد آيد و گسترش يابد.

امام علي(ع) در اين باب مي فرمايد: «و تخرج له الارض اَفاليد کبدهها و تلقي اليه سلماً مقاليدها فيريکم کيف عدل السّيرة و يحيي ميّتَ الکتاب والسنَّة». زمين گنجينه هاي خود را برون اندازد و کليدهاي خويش را از دَر آشتي، تسليم او سازد، پس روش عادلانه را به شما بنمايد و آنچه از کتاب و سنت مرده است زنده کند.

5 - رشد عقل و گسترش دانش
در نظام و حکومت اسلامي، عقل جايگاه ويژه اي دارد و رکن حرکت و تلاش به شمار مي رود عقل ستون نيمه ي دين است و بدون عقل دين جايگاه حقيقي خود را پيدا نمي کند. اساساً دين بدون عقل شناخته نمي شود و مجهول مي ماند. عقل است که گوهر و جوهر دين را مي شناسد و به انسان مي فهماند و دستور مي دهد در برابر آن سر فرود آورد، و به فرمانهايش گردن نهد. خلاصه، عقل، راهنماي انسان است به سوي زيبائيها، خوبيها، ارزشها، راستي ها و پرهيزدهنده از خطرها . از اين رو در قرآن از عقل به خِردورزي، انديشيدن به علم و دين آگاه شدن و فرزانگي سفارش بسيار شده است، و در فقه اسلامي نيز عقل يکي از منابع چهارگانه اجتهاد به شمار مي رود که اجتهاد بدون در نظر گرفتن اين رکن مهم و پايه استوار، ناتمام است. امام صادق(ع) درباره ي پرسش شد جايگاه عقل در زندگي بشر چگونه است؟ حضرت در پاسخ مي فرمايد: «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان». يعني عقل چيزي است که به آن خداوند عبادت مي شود و بهشت به دست مي آيد. سپس سؤال کننده پرسيد: آنچه معاويه در زندگي خود به کار بست چه بود؟ حضرت در پاسخ فرمود: «تلک النکراء، تلک الشيطنة و هي شبيهة بالعقل و ليست بالعقل» يعني آنچه معاويه داشت، نيرنگ، فريب و شيطنت بود و آن مانند عقل بود نه خود عقل .

در حکومت اسلامي مهدويت(ع) عقل و بندگي، عقل و اخلاق، عقل و ارزش و عقل و تقوا پيوند ناگسستني دارند. هرگاه عقل با يکي از اينها که برشمرديم و صدها ارزش والاي ديگر، همراه نبود از مدار خارج مي شود و جامعه به نيرنگ مي آلايد و هرگونه سودجويي، استثمار، استعمار و به بردگي واداشتن ديگران، خردورزي نام مي گيرد. علم و تکنولوژي که دستاورد عقل و خرد است، اگر با عقل سالم، عقل به دور از هوي و هوس و اگر عقل به دور از آلودگي ها به کار گرفته نشود، فاجعه به بار مي آورد، همان فاجعه اي که امروز شاهد آن هستيم .

عقل سالم، محور جامعه انساني و حکومت اسلامي است که راهنما به سوي نيکي ها، زيبائيها و ارزشهاست . عقل است که با اخلاق همراه و هم خانه و همزاد است و جدايي بين آنها در پندار نگنجد.

در آموزه هاي ديني، بويژه شيعي، به پيوند عقل و اخلاق توجه ويژه شده است.

امام صادق(ع) مي فرمايد: «انّا لحبّ من کان عاقلاً، عاملاً، فهماً، فقيهاً، حليماً، مدارياً، صبوراً، صدوقاً و وفيا». ما دوستار کساني هستيم که عقل، دانش، فهم، فقاهت، بردباري، نرمش و صبر دارند و اهل وفا و راستي اند.

امام صادق(ع) فرمود: «العلم سبعة و عشرون حرفاً فجميع ما جاءت به الرّسل حرفان فلم يعرف الناس اليوم غير حرفين، فاذا قام قائمنا اخرج خمسة والعشرين حرفا فبثها في النّاس و ضمّ اليها الحرفين حتّي يبثّها سبعة و عشرين حرفا». علم و دانش بيست و هفت بخش دارد، که بشر تاکنون دو بخش از آن را آموخته است. به هنگام حکومت جهاني مهدويت(عج) بيست وپنج باب ديگر بر آن افزوده خواهد شد و در ميان جامعه گسترش مي يابد.

روشن است که با پيشرفت علم به رهبري پيشواي عالم و عادل، زمينه توسعه همه سويه و بهبود زندگي مردمان فراهم خواهد آمد و تغيير عميق پيدا خواهد شد.

از آنجا که علم، تيغ دو دم است، اگر به دست نااهل سپرده شود، ويران گري به بار مي آورد در برنامه ي آن حضرت «حضرت مهدي(عج)» تکامل اخلاقي، در کنار تکامل علوم نيز پيش بيني شده است.

امام باقر(ع) فرمودند: «اذا قائم قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم». در حکومت جهاني مهدويت دست محبت و امامت بر سر بندگان مي نهد.

رشد عقلاني همراه با رشد اخلاقي، جامعه اي رشيد به وجود مي آورد که شايستگي اداره تمام جهان را پيدا مي کند.

امام علي(ع) در اين باب مي فرمايد: «يعطف الهوي علي الهدي اذ عطفوا الهدي علي الهوي و يعطف الرأي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الرأي» خواهش نفساني را به هدايت آسماني بازگرداند، و آن هنگامي است که ـ مردم ـ رستگاري را تابع هوي ساخته اند و رأي آنان را پيرو قرآن کند، و آن هنگامي است که قرآن را تابع رأي خود کرده اند.

بنابراين از متون و روايات چند چيز حاصل شد:
1. روح حکومت جهاني اصلاحي امام زمان(عج) که دورنمايي از حکومت والا و متعالي الهي قرآن است که تربيت و انسان سازي را با عقلانيت و سياست سازش داده است و نتيجه ي آن رهايي انسانهاي گرفتار در بند هوا و هوس و راهنمايي و ارشاد آن به سوي فضايي روشن و سعادت همه جانبه است.

2. در فرهنگ و حکومت مزبور عقل و اخلاق طوري به هم پيچيده شده که جداسازي آن دو از يکديگر کاري است ناشدني . خردورزي و تکامل مادي و معنوي، کامل کننده و ياري رسان يکديگرند.

3. بدون دين و ارزشهاي ديني و اخلاقي، بنيان هاي مدينه و حکومت هم سست و ناپايدار است .

4. مدينه فاضله ي حکومت جهاني مهدويت(عج)، سرشار از شکوفايي و بالندگي عقل ها و انديشه ها است، علوم و فنون تکامل مي يابد و بشر هر روز به شناخت هاي تازه و نويي دست مي يابد، دانايي و دانش بر جهل و غفلت، غلبه مي يابد. تکنيک و صنعت در مسير انسانيت قرار مي گيرد آن حضرت با نفس قدسي و پاک خويش بستر گسترش دانش ها و ارزش ها را فراهم مي سازد و بازدارنده ها و موانع را از سر راه بشر دور مي سازد.

کارگزاران حکومت جهاني مهدويت(عج)
در حديثي از امام علي(ع) صفات کساني که با حضرت بيعت مي کنند و بعد جزء کارگزاران حضرت قرار مي گيرند، نقل شده، حديث عبارتست از:

«يبايعون علي اَن لا يسرقوا ولا يزنوا ولا يسبّوا مسلماً ولا يَقتلوا محرّماً ولا يهتکوا حريماً محرما ولايهجموا منزلاً، ولا يضربوا احداً الاّ بالحق، ولا يکنزوا ذهباً ولا فضّة ولا برّاً ولا شعيرا، ولا يأکلوا مال اليتيم، ولا يشهدوا بما لا يعلمون ولا يخربوا مسجداً، ولا يشربوا مسکراً، ولا يلبسوا الخزّ ولا الحرير، ولا يتمنطقوا بالذّهب، ولا يقطعوا طريقاً، ولا يخيفوا سبيلاً، ولا يفسقوا بغلامٍ ولا يحبسوا طعاماً من بُرِّ، ولا شعيرٍ، و يرضونَ بالقليل، و يشتمونَ علي الطيب، و يکرهونَ النّجاسة، و يأمرون بالمعروف، و ينهونَ عن المنکر و يلبسون الخشنَ من الثياب و يتوسَدون التّراب علي الخدودِ، و يجاهدون في الله حقّ جهاده، و يشترط علي نفسهِ لهم: آن يمشيَ حيث يمشونَ، و يلبسَ کما يلبسونَ، و يرکب کما يرکبون، و يکونَ مِن حيث يريدون و يرضي بالقليل، و يملاَ الارض بعونِ اللهِ عدلاً کما ملئت جوراً يعبُد اللّه حقّ عبادتِه، ولا يأخذ حاجباً ولا بوّاباً .

1 - دزدي نکنند.
2 - زنا نکنند.
3 - به هيچ مسلماني دشنام ندهند.
4 - خون حرامي نريزند.
5 - آبروي کسي را که احترامش لازم است لگدمال نکنند.
6 - به خانه ي کسي حمله نکنند.
7 - کسي را به ناحق کتک نزنند.
8 - طلا و نقره و گندم و جو ذخيره نکنند.
9 - مال يتيم نخورند.
10 - به چيزي که نمي دانند، گواهي ندهند.
11 - مسجدي را ويران نکنند.
12 - مشروبات الکلي نخورند.
13 - جامه ي حرير و ابريشم نپوشند.
14 - کمربند زرّين نبندند.
15 - راهزني نکنند.
16 - راهها را ناامن نکنند.
17 - هم جنس بازي نکنند.
18 - مواد خوراکي چون گندم و جو را احتکار نکنند.
19 - به مقدار اندک خشنود باشند.
20 - عطر بزنند.
21 - از پليديها دوري کنند.
22 - مردم را به نيکيها فرمان دهند.
23 - ديگران را از زشتيها باز دارند.
24 - لباس خشن بپوشند.
25 - خاک را بالش خود قرار دهند.
26 - در راه خدا آن گونه که شايسته است جهاد کنند.

همان طور که در حديث فوق آمده در نظام و حکومت مهدوي کارها و پست ها، به شايستگان واگذار مي شود، ثروت هاي غصب شده به صاحبان ثروت برگردانده مي شود.

بيت المال از چنگ غارتگران و حرام خواران و خيانت پيشه گان خارج مي شود، درهاي رفاه و بهره مندي سالم از طبيعت و رزق و روزي حلال به روي مردم گشوده مي شود، ديو فقر و تنگدستي زوزه کشان سرزمين حکومت جهاني مهدويت را ترک مي کند.

همگان در اوج عزّت و به دور از هرگونه منّت و ذلّت، روزگار را مي گذرانند.
 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 9:42 PM نظرات 0 | لينک مطلب
رسانه و  همت مضاعف


نويسنده: حميد نوبهار- كارشناس رسانه و مدرس دانشگاه

 
چند سالي است كه رهبر انقلاب در آستانه سال نو شمسي و بر اساس دغدغه هاي موجود در نظام اسلامي و يا نيازهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي جامعه نامي را براي سال جديد برمي گزينند و در زماني كه دل ها بيشتر از هر زماني متوجه است(هنگامه تحويل سال) از يكايك مردم ومسئولين مي خواهند به اين نام گذاري و عمل به محتواي آن پايبند باشند.
    جمهوري اسلامي در مسير راهبردي خويش پله هاي تكامل را طي مي كند. توجه به چشم انداز بيست ساله، برنامه ريزي براساس دهه پيشرفت و عدالت، داشتن برنامه توسعه پنج ساله و سرانجام راهبردهاي يك ساله كه خود را در قالب نام سال نشان مي دهد، حكايت از اهتمام جمهوري اسلامي براي رسيدن به جامعه متدين و كارآمد مي كند.اما درباره سالي كه نام «همت مضاعف- كار مضاعف» در شناسنامه اش ثبت شده است، داراي ابعادي
    همه جانبه و چند بعدي است. منشور هفت رنگي است كه از هر طرفش نور بتابد، هفتاد رنگ جلوه گري مي كند.مسئولين و متوليان اجرايي كشور نبايستي با شعار زدگي و برگزاري همايش و سخنراني و مقاله و ...خود را سرگرم كنند و از اصل قضيه دور بمانند.در حوزه فرهنگ و رسانه نيز بايستي اين كار و همت مضاعف كه عاملي براي پويايي جامعه است نهادينه شود تا در كنار ساير مواردي كه مقام معظم رهبري هر ساله در بياناتشان به آنها تاكيد مي كنند، عاملي براي رشد جامعه شود. در حكم رهبر معظم انقلاب براي انتصاب دوره 5ساله دوم رئيس سازمان صداوسيما آمده است: «سفارش اساسي اينجانب نزديك كردن و رساندن اين رسانه فرهنگ ساز، به تراز رسانه اي است كه دين و اخلاق و اميد و آگاهي، بارزترين نمود آن باشد و رفتار اجتماعي مخاطبان و نيز نهاد حساس و مهمي چون خانواده بر اساس آن شكل گيرد و هنر و شيوه هاي گوناگون حرفه اي و آزموده شده يا نوپديد، يكسره در خدمت رشد اين شاخص ها در آيد.» در واقع نقشه راه جديد صداوسيما كار و همت مضاعف در عرصه دين ،آگاهي ،اخلاق و اميد است و يادآور اين بيان اسكينر نباشد كه مي گويد؛ «هدف اين سياست و مديريت، اداره كردن و آرام نگه داشتن مردم است نه فرهنگ سازي و انسان سازي ».

 
    البته " همت و كار مضاعف " به معناي اضافه كاري نيست به معناي اين نيست كه اگر تا ديروز تا ساعت 5 عصر كار مي كرديم تا 9 شب خودمان را سرگرم كار كنيم بايد عزم را جزم كرد تا در اين زمان اندك با بهره وري و راندمان كاري بالا، تحقق اهداف بلندانقلاب اسلامي در همه حوزه هاي فرهنگ و اقتصاد و سياست و اجتماع با انرژي مضاعف در رسانه ، آشكارتر شود. "ما مي توانيم" سرفصل جوشش‏هاي جديد باشيم و اكنون نيز بايد باشد. حركت كافي نيست؛ بايد دويد. 

 
    علي (ع) در حكمت 47 نهج البلاغه مي فرمايند : (( قدالرجل علي قدر همته )) ارزش مرد به اندازه همت اوست .
     و اكنون نوبت رسانه ملي است كه پبشگام در اجراي منويات رهبري دست همت بالازند و به سمت توليد برنامه هايي رود كه مخاطبان جوان حين كسب عنصر آگاهي بخشي و معنوي، روحيه شور و نشاط را نيز كسب كنند.به مسائلي بپردازد كه اولويت و نياز روز جامعه است ؛ پيامدهاي آسيب هاي اجتماعي ، خطر رشد
     فرقه هاو نحله هاي كاذب ، اقتصاد ، ترويج سياست اخلاق مدار به دور از هتاكي و شايعه پراكني و ...
    اميد است اين مهم تحقق پيدا كند .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 10:13 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همت و كار مضاعف در عرصه  ديني

نويسنده: طهورا مهدوي

دين مبين اسلام يكي از غني ترين تعاليم را در زمينه طرق كسب و كار دارد. به واقعمي توان گفت كسب روزي و تلاش براي به دست آوردن رزق حلال در دين مبين اسلام يكي از ارزش هاي مهم محسوب مي شود. آيا قرآن كريم و سيره معصومين عليهم السلام مشحون است از توصيه به همت و كار مضاعف.
    بي شك توجه بيشتر به اين آيات ، احاديث و روايات مي تواند ضمن جامعه پذير تر كردن الگوي همت و كار مضاعف راه را براي نهادينه كردن اين ارزش در جامعه اسلامي هموار سازد. مطالب ذيل تنها قطره اي ازدرياي بيكران توصيه هاي دين مبين اسلام به مومنين در مسئله همت و تلاش است..
    
    قرآن كريم مي فرمايد:
    به تحقيق شما را در زمين مسلط كرديم و براي شما در آن وسايل و مايه هاي زندگي قرار داديم (تا شما به كوشش خود از زمين و آنچه در آن است، استفاده بريد و شكرگزاريد، ولي) شما اندك شكر مي كنيد.[1] پس چون نماز به پايان رسيد، در زمين پراكنده شويد و از فضل و احسان خدا ياري جوييد.[2]و (خداوند) از رحمت خود، براي شما شب و روز را قرار داد تا در شب بياراميد و (در روز) از فضل او بجوييد؛ شايد شكرگزار باشيد.[3]
    همچنين خداوند مي‏فرمايد: «وَ اَنْ لَيْسَ لِلانْسانِ اِلاّ ما سَعي»(4) ؛ و اينكه براي انسان بهره‏اي جز سعي و تلاش او نيست.البته سيره امامان معصوم نيز بيانگر توجه و تاكيد ويژه آنان به مقوله كار و تلاش است. اساساً كار و اشتغال در بينش توحيدي اسلام، يك ارزش محسوب مي‏شود و تلاش بيشتر در كارهاي دنيوي و اخروي، زمينه سعادت و رستگاري افراد را در دنيا و آخرت فراهم مي‏نمايد و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالامي‏برد. رسول اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمايد: «اَلْكادُّ عَلي عِيالِهِ كَالمُجاهِدِ في سبيل اللّه؛ كسي كه براي تامين معاش خانواده‏اش تلاش مي‏كند، همانند مجاهد در راه خداست.»
    امير المومنين (ع) نيز وصاياي متعددي در زمينه كار و تلاش دارند . امام علي(ع) مي فرمايند:
    الشرف بالهمم العاليه لابالرمم الباليه؛شرافت به همت هاي بلند است نه به استخوان هاي پوسيده.
    الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه؛كردار زيبا از بلندي همت خبر مي دهد.
    الطاعه همه الاكياس، المعصيه همه الارجاس؛فرمانبري از خداوند همت زيركان است. نا فرماني از خدا همت پليدان
است.
    اشرف الهمم رعايه الذمام؛شريف ترين همت ها نگهداري حق و حرمت ها و رعايت عهد و پيمان هاست.
    الكف عما في ايدي الناس عفه و كبر همه؛طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلند همتي است.
    من شرف الهمه لزوم القناعه؛پايبندي به قناعت، از والايي همت است.
    اقصر همتك عليما يلزمك و لاتخض فيما لايعنيك؛همت خود را صرف چيزهايي كن كه به آن نياز داري و آنچه را به كار تو نمي آيد پيگيري مكن.
    امام علي(ع):نعوذ بالله من المطامع الدنيه و الهمم الغير المرضيه؛
    به خدا پناه مي بريم از مطامع پست و همت ها و خواسته هاي ناپسند.
    حديث مشحوري نيز از پيامبر اكرم(ص) در زمينه كار و تلاش دارد كه بي شك اگر تنها همين حديث سرلوحه جوانان ما قرار گيرد بسياري از مشكلات رفع خواهد شد. روزي رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) با جمعي از اصحاب در محلي حضور داشتند. در آن ميان، چشمان آنان به جواني نيرومند و زيبا اندام افتاد كه در اول صبح به كار اشتغال داشت. ياران پيامبر گفتند: اگر اين جوان نيرومند، نيرو و انرژي خود را در راه خدا مصرف مي كرد، چقدر شايسته ستايش بود.
حضرت فرمودند:
    اين سخن را مگوييد. اگر اين جوان براي تامين معاش مي كوشد و انگيزه او بي نيازي از ديگران است، در راه خدا قدم برداشته. اگر هدف او پذيرايي از پدر و مادر ناتوان خود باشد، باز هم در راه خدا كار مي كند. اگر هم مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگيزه مقدسي دارد.[5].البته زندگي خود پيامبر عظيم الشان اسلام و يا امام علي نيز خود نشان از اهميت آنان براي كار دارد.
    در واقع پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نه تنها با راهنمايي ها و زمينه سازي هاي خود، موجب هدايت افراد به سوي ميدان هاي كاري مي شد، بلكه خود نيز عملاً وارد صحنه شده، هم دوش با ديگران كار مي كرد.هنگامي كه مسجد قبا و مسجدالنبي ساخته مي شد، ايشان هم دوش ديگر مسلمانان كار مي كرد. آن حضرت سنگ هاي كوچك و بزرگ را برمي داشت و آنها را به محل ساختن مسجد مي برد. گاهي هم كه مردي از اصحاب نزدش مي آمد و التماس مي كرد كه يا رسول الله! پدر و مادرم فداي تو باد! اجازه بده سنگ و خاك را من ببرم و به جاي شما كار كنم، حضرت مي فرمودند: «نه، تو هم سنگ ديگري بردار».[6]
    پيامبر مكرم اسلام ارزش بالايي براي آنانكه كه به دنبال كار و تلاش بوده اند قائل مي شده است. روايت بوسه بر دستان كارگر خود نشان از جايگاه والاي شخصي است كه براي كسب رزق و روزي حلال به زحمت مي افتد.
    آورده اند هنگامي كه پيامبر خدا از جنگ تبوك برمي گشت، سعد انصاري، يكي از كارگران مدينه به استقبال آن حضرت آمد. وقتي رسول خدا با او دست داد، لمس دستهاي زبر و خشن مرد انصاري، حضرت را تحت تاثير قرار داد و براي همين از او پرسيد: چرا دستان تو اين طور كوفته و خشن شده، آيا ناراحتي خاصي به تو رسيده؟ عرضه داشت: يا رسول الله! خشونت و زبري دستان من، بر اثر كار با بيل و طناب است كه به وسيله آنها زحمت مي كشم و مخارج خود و خانواده ام را تامين مي كنم. در اين هنگام، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دست او را بوسيد و فرمودند: «اين دستي است كه آتش جهنم آن را لمس نخواهد كرد».[7]
    لذا در نهايت مي توان گفت همت و تلاش يك ارزش ستوده شده در دين مبين اسلام به حساب مي آيد . از سوي ديگر بي كاري نيز در آيات و روايت ما نكوهيده شده است. از اين رو مي توان گفت اگر جامعه ديني ما وصاياي معصومين عليهم اسلام را سرلوحه كار خويش قرار دهند بي شك بسيار مي توان به نهادينه شدن فرهنگ كار و تلاش مضاعف در سطح
جامعه اميدوار بود.
    پي نوشتها :
    [1] . اعراف: 9.
    [2] . جمعه: 10.
    [3] . قصص: 73
    [4].فقه الرضا، ص 208.
    [5] . المحجه البيضاء، ج3، ص145.
    [6] . طبراني، معجم الكبير، ج24، ص318.
    [7] . اسدالغابه، ج2، ص72.
     


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 10:13 PM نظرات 0 | لينک مطلب

نويسنده: كمال نصراللهي 

وبلاگ
در مقاله حاضر نويسنده دو واژه مورد اهتمام قرآن يعني «سرعت» و «سبقت» در كار خير را مورد بررسي قرار داده و ديدگاه وحي درخصوص فضيلت عجله كردن در كارهاي خير و نيز تأكيد بر سبقت گرفتن از هم ديگر در انجام نيكيها كه جزو ويژگي هاي مؤمنان و صالحان واقعي است را بازخواني كرده است كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
قرآن، كتاب جامعه سازي است. به اين معنا كه هدف از نزول كتاب هاي آسماني و آموزه هاي وحياني و بعثت پيامبران، ايجاد جامعه يا جوامع برتر انساني است. از اين رو قرآن هدف از نزول آهن را به عنوان ابزار و نماد قدرت در جامعه مطرح مي سازد و با اشاره به مسئله قسط و عدالت جامع در جوامع بشري، هدف و رسالت پيامبران را زمينه سازي براي قيام مردم به قسط و عدالت مي شمارد و مي فرمايد كه هدف آن است: ليقوم الناس بالقسط؛ تا مردم خود براي اجراي قسط و برپايي عدالت به پاخيزند. اين بدان معنا خواهد بود كه جامعه سازي به عنوان هدف اصلي پيامبران و آموزه هاي وحياني مطرح است؛ از اين رو آموزه هاي وحياني قرآن نيز هماهنگ و سازگار با اين هدف و رسالت مي باشد و بسياري از آموزه ها و گزاره هايي كه در اين كتاب آسماني مطرح است اصول و مباني جامعه سازي و يا مرتبط با مسايل اجتماعي است.

وبلاگ در آيات بسياري به مسئله امر به معروف و نهي از منكر اشاره شده و يا به جامعه برتر و اصول و مباني آن و هنجارهاي اجتماعي توجه داده شده و مورد تشويق و ترغيب قرار گرفته و نابهنجاري ها به عنوان عوامل آسيب زا و علت فروپاشي جوامع مطرح و سازوكارهاي رهايي از آن نيز بيان شده است. بر اين اساس، قرآن راه رستگاري و فلاح و رهايي از خسران را ايمان قلبي و رفتار و عمل اجتماعي نيكو و سالم دانسته است. (سوره والعصر)
در آيات قرآني از هنجارها و رفتارهاي سالم و سازگار با فطرت بشري به عناوين مختلف تعبير شده است. از آن ميان مي توان به معروف و احسان و صالح و خير اشاره كرد.
اصولا گناه و جرم در آيات قرآني به عنوان نابهنجاري اجتماعي و ضداخلاق و ضدآداب اجتماعي و يا ضدفطرت و غريزه طبيعي نهي شده است و برپايه مباني عقلي و عقلايي، حكم شرعي صادر مي شود. از اين رو ارتباط تنگاتنگي ميان آموزه هاي دستوري قرآن در حوزه امر و نهي با احكام عقلي و سيره قطعي عقلايي و فطري و غريزي بشر وجود دارد.
وبلاگ
هنجارهاي اجتماعي و امور نيك و پسنديده كه از آن به صالح و معروف ياد مي شود، در تعبير قرآني اصطلاحاتي دارد كه يكي از آن ها خير است؛ و از آن جايي كه خير در آموزه هاي قرآني به عنوان مطلوب ذاتي و فطري بشر مطرح مي باشد از مردم خواسته شده تا برخلاف دعوت دشمن آشكار يعني ابليس و هواهاي نفساني تحت تسلط اين دشمن بيروني، عمل كرده و به جاي شر در پي خير باشند.
در كاربردهاي قرآني «خير» هر چيزي است كه مورد گرايش و ميل و رغبت همگاني باشد مانند عقل و عدل و فضل و هر چيز مفيد براي تن و روان آدمي كه ضد آن شر مي باشد. از آن جايي كه خداوند امور مفيد و نافع و سودمند را تجويز و تشويق و ترغيب مي كند به مسئله خير نيز از اين نظر توجه داشته و در بسياري از آموزه هاي قرآني به شكلي بدان پرداخته است. يكي از اين آموزه هاي قرآني مرتبط با مسئله خير، سبقت و پيشي گرفتن در امور خير در حوزه عمل فردي و اجتماعي است كه در ادامه به آن پرداخته مي شود.
وبلاگ
پيشتازي و شتاب جويي در خير
در قرآن با دو واژه از مردم خواسته شده است تا در كارهاي نيك و پسنديده مشاركت فعال و سازنده داشته باشند. اين واژگان هر چند كه از نظري همانند هم هستند و معنا و مفهوم نزديك به يك ديگر را مي رسانند ولي از ابعادي با هم مختلف هستند؛ به ويژه كه بر اين باوريم كه مترادف در قرآن و نيز در واژگان عربي معنا و مفهومي ندارد و هر آن چه كه به نظر داراي يك معنا و مفهوم هستند به جهت نكته ظريف و لطيفي از هم جدا و باز شناخته مي شوند. از جمله اين واژگان مي توان به واژه انسان و بشر اشاره كرد كه در كاربرد نخست تاكيد بر بعد روان شناختي و الفت و انس اين موجود و مسايل اجتماعي و عاطفي او شده و در كاربرد واژه بشر به ابعاد جسمي و حساسيت هاي جانوري و مادي او توجه داده شده است. از اين رو حتي در كاربردهاي عربي نوين نيز سخن از حقوق بشر نمي شود بلكه از حقوق انسان سخن به ميان مي آيد.
در تشويق و ترغيب مردم به عمل به خير و نيكوكاري نيز از دو واژه سرعت و سبقت بهره گرفته شده است. از اين رو گاه سخن از يسار عون في الخيرات (آل عمران آيه 114) و گاه از سابق بالخيرات (فاطر آيه 32) و فاستبقوا الخيرات (بقره آيه 148) است.
وبلاگ
عجله پسنديده
سرعت به معناي شتاب است. در اين جا سخن از اين است كه بي توجه به ديگران هر كسي خود مي بايست در كارهاي نيك و خير شتاب ورزد و تاني و مكث و درنگ نكند. اگر در هر امري عجله و شتاب و سرعت، نادرست و ناپسنديده است تنها در كارهاي خير و نيك است كه شتاب و عجله پسنديده و بلكه مورد تشويق و ترغيب است.
اما سبقت و مسابقه و پيشي گرفتن چنان كه از خود واژه ظاهر است ارتباط تنگاتنگي با شتاب و عجله دارد و در حقيقت نوعي نسبت در آن نهفته است. از اين رو ارتباط نزديكي با مسايل اجتماعي پيدا مي كند. به اين معنا كه هر كسي مي بايست خود را با ديگري مقايسه كرده و بسنجد و در كارهاي نيك و پسنديده بكوشد تا از ديگري سبقت گيرد. به سخن ديگر اگر دو تن مي توانند كاري نيك و خير انجام دهند هر يك مي بايست تلاش كند كه زودتر از ديگري به آن اقدام كند. چنين رفتاري موجب مي شود كه هرگز كار خير و نيك بر زمين نماند و هر كسي بكوشد تا آن را زودتر انجام داده و از زمين بردارد. از اين روست كه نوعي مسابقه و پيشي گرفتن از يك ديگر در كارهاي نيك در ميان مردم و جامعه پيش مي آيد.
وبلاگ
عجله در كار خير، ويژگي صالحان
خداوند در آيه 114 سوره آل عمران عجله در كارهاي خير را از اوصاف صالحان برمي شمارد. به كارگيري اسم صالح در اين آيه بيانگر اين نكته لطيف است كه اشخاص صالح و نيكوكار كه نيكوكاري جزو ذات و يا ذاتي آنان شده است و به اين صفت برتر انساني دست يافته اند به طور طبيعي انسان هايي هستند كه در كارهاي خير و نيك عجله مي كنند. از اين رو مي توان يكي از راه هاي شناخت افراد صالح و نيكوكار را در شتاب ورزي ايشان در كارهاي خير دانست.
اينان تنها براي رضاي خدا و وجود صفت نيكوكاري در جوهره ذات ايشان است كه با سرعت و عجله، اقدام به انجام كارهاي خير مي كنند و نمي گذارند كه كار خير بر زمين بماند.
اهل تقوا و متقين نيز در آيات قرآني همين رفتار را از خود نشان مي دهند؛ زيرا در تحليل قرآني انسان هاي صالح در اصل، انسان هاي متقي و پرهيزگاري هستند كه تقوا در عمل ايشان خودنمايي مي كند. از اين رو در آيه 115 سوره آل عمران صالحان را همان اهل تقوا برمي شمارد و بيان مي كند كه خداوند به اعمال و رفتار اهل تقوا و صلاح آگاه و داناست.
مومنان، اهل سبقتند
وبلاگ
در تحليل قرآني اصولا مومنان در كارهاي خير از يك ديگر سبقت مي جويند. به اين معنا كه پس از تشويق و ترغيب مومنان به اين كه مي بايست بي توجه به ديگري و يا وجود ديگري در كارهاي خير شتاب ورزند و با درنگ، زمان را از دست ندهند از ايشان مي خواهد كه در كارهاي خير از يك ديگر سبقت گيرند و مسابقه برقرار كنند. برگزاري مسابقات براي انجام كارهاي خير دو نتيجه مهم و سازنده در پي خواهد داشت: نخست آن كه كارها با شتاب بيش تري انجام مي شود و هر كسي مي كوشد تا به گونه اي با پيشي گرفتن از ديگري نخستين كسي باشد كه كار خير و نيك را انجام داده نتيجه ديگر مسابقه، آن است كه جامعه به انجام كارهاي خير تشويق مي شود و هر كسي مي كوشد تا كار خير را نخست انجام دهد و نگذارد تا ديگري همان كار خير را به سرانجام رساند و در حقيقت جامعه با حالت عاطفي خاصي رو به رو مي شود كه هر كسي در جست و جوي نخستين عامل خير مي باشد.
فايده ديگر مسابقه اين نيز خواهد بود كه كارهاي خير علني و آشكار انجام و در چشم ديگران مطرح شود؛ زيرا در مسابقه، دست كم دو نفر مشاركت خواهند داشت كه مي كوشند زودتر از ديگري كار خير را انجام دهند و اين گونه است كه به صورت آشكار كارهاي خير مطرح و در جامعه منتشر و رقابت براي پيش تازي ميان مردمان پديد مي آيد.
قرآن براي جوامع برتر و شاهد و نمونه، معيارهايي را مطرح مي سازد كه يكي از آن ها مساله پيشي گرفتن مردمان در كارهاي خير و نيك است. اگر جامعه اي در كارهاي خير و نيك از يك ديگر پيشي گيرد آن جامعه از جوامع برتر و نمونه اي است كه ديگر جوامع مي بايست از آن درس گرفته و خود را همانند آن سازند. (بقره آيه 145 و 148)
بر اين اساس آيات قرآني در تقسيم بندي مردم، به مساله سبقت و پيشتازي آنان اشاره و آن را به عنوان ملاك و معيار بيان مي كند. قرآن د رآيه 32 فاطر جامعه و مردم آن را بر پايه كارهاي خير و مسابقه گزاري در آن به سه دسته بخش مي كند و مي فرمايد كه در هر جامعه اي با سه دسته افراد به طور مشخص رو به رو هستيم: كساني كه در حق خويش ستم مي كنند و كار خير نكرده و در آن پيشتاز نمي باشند دوم كساني كه ميانه رو هستند و كارهاي خيري را انجام مي دهند ولي اهل شتاب و سبقت در آن نيستند و سوم كساني كه در كارهاي خير شتاب مي ورزند و از يك ديگر سبقت مي گيرند.
وبلاگ
بنابراين از نظر قرآن كساني كه در كارهاي خير و نيك مشاركت ندارند انسان هاي ستمكار به نفس و جان خويشتن هستند و در حقيقت هرگونه عمل و كار خيري كه انجام مي دهند بازگشت و بهره آن به خود ايشان باز مي گردد.
از اين رو از مردم مي خواهد كه در كارهاي خير، هم شتاب ورزند و هم با يك ديگر مسابقه دهند و نسبت به آن چشم هم چشمي داشته باشند كه هر كسي زودتر آن را انجام دهد و در مسابقه پيشتاز باشد. اين گونه است كه انجام دادن كارهاي خير به عنوان سيره هميشگي مومنان راستين و نه امري مقطعي و موقت مطرح است و آنان در سيره عملي زندگي خويش مي كوشند تا با انجام كارهاي خير در حقيقت به خود خير رسانند(مومنون. 61)
تاكيد قرآن براي شتاب و نيز مسابقه در كارهاي خير (بقره آيه 148) براي آن است كه از اين طريق، به ايشان سودي رساند و مردم از طريق كارهاي خير و نيك، خود را به كمال لايق و شايسته خويش برسانند. از اين رو در تحليل قرآني پيشتازان در كارهاي خير و نيك از كساني شمرده شده اند كه مورد فضل و توجه خاص الهي قرار دارند (فاطر آيه 32)
وبلاگ
البته كساني هستند كه درتحليل خويش اشتباه مي كنند و اموري را خير مي شمارند كه براي ايشان شر است و يا اين كه خود را مورد توجه و عنايت و فضل الهي مي دانند درحالي كه گرفتار شر و غضب الهي هستند. از اين جمله مي توان به مشركاني اشاره كرد كه داراي مال و منال و فرزندان رشيد هستند. ايشان بر اين باورند كه خداوند درخير به ايشان شتاب گرفته است (مومنون آيه 55 و 56) درحالي كه منشأ اين پندار نادرست، جهل و ناداني آنان به خدا و آزمون هاي الهي است. (همان) و اگر ايشان به درستي مي نگريستند در مي يافتند كه مال و فرزندي كه نتوان از آن براي كارهاي خير و نيك و صالح بهره گرفت جز نقمت چيزي نيست و آن چه به ظاهر نعمت است در باطن نقمت و بلايي است كه بدان آزموده شده ودر آتش دوزخ از آن بهره مند مي شوند. بنابر اين درتحليل قرآني مال و منال و فرزند و مانند آن تنها زماني خير است كه دركارهاي نيك بتوان از آنها بهره گرفت و هزينه و مصرف كرد كه اين گونه اعمال خير است و باقيات صالحات و ماندگار مي باشد و در دنيا و آخرت سودمند خواهد بود.
وبلاگ
پاداش سبقت دركارهاي خير
از نظر قرآن براي سبقت دركارهاي خير مي توان به دو دسته پاداش هاي دنيوي و اخروي اشاره كرد: در دنيا انسان ها با كارهاي خير و پيشتازي و سبقت در خير رفاقت و دوستي خداوند و مردمان صالح بهره مي برند. هر كارخيري در دنيا آثاري خواهد داشت كه از مهم ترين آن ها علاقه و دوستي و الفت خدا به اين بنده است كه نتيجه آن در رفتارهاي ديگران نيز ظهور و بروز مي كند ومردم وي را دوست داشته و به وي محبت مي ورزند.
مولويت الهي به معناي آن است كه خداوند وي را دوست و ولي خود قرار مي دهد و كسي كه خداوند وي را دوست و ولي خويش قرار دهد مومنان نيز به او علاقه مند شده و ولايت وي را مي پـذيرند. اين گونه است كه افراد خير و نيكوكار با كارهاي نيك خويش بر دل هاي مردم حكومت و ولايت دارند و مردم ناخواسته به سخنان و گفتارهاي ايشان دل بسته و عمل مي كنند. ريشه اين ولايت و حب مردم را مي بايست در ولايت الهي جست. (بقره آيه 148)
درآخرت نيز كساني كه دركارهاي خير پيشتاز بوده اند از بهشت و مواهب آن بهره مند مي شوند (فاطر آيه 32و 33) و از هرگونه حزن و اندوهي در امان بوده و از آسودگي و آسايش بهره مند خواهند شد (فاطر آيه 32 تا 34)
عوامل سبقت درخير
وبلاگ
از نظر قرآن علل و عوامل پيشتازي برخي از انسان ها دركارهاي خير و نيك را مي بايست در بينش و نگرش ايشان جست. از جمله اين علل، توجه فرد به قدرت گسترده خداوند (بقره آيه 148)، ايمان به خدا (مومنون آيه 58و 61) توجه به معاد و آگاهي از اعمال درقيامت و پاداش و جزاي آن (مائده آيه 48و بقره آيه 148)، پرهيز و دوري از شرك و هر گونه تاثيرگذاري غير خدا بر هستي (مومنون آيه 59 و 61)، خشوع در برابر خدا (انبياء آيه 90)، خوف از خدا و قيامت (مومنون آيه 57 و 61) و نيز خوف از معاد وآثارآن (مومنون آيه 60 و 61) مي باشد.
درحقيقت نگرش انسان به هستي و اينكه خداوند مالك زمين و زمان و هستي است و هر چيزي كه به انسان مي رسد از آن اوست و اوست كه مي گيرد و مي دهد و باز مي ستاند واين كه هيچ چيز درجهان بي اراده و مشيت وي صورت نمي گيرد و تنها راه نجات، عمل به آموزه هاي و حياني و تنها راه رسيدن به بهشت رضوان، جلب محبت و رضايت خدا با انجام كارهاي خير و شتاب و سبقت در آن است، موجب مي شود شخص اين گونه عمل كند و دركارهاي خير شتاب و در انجام آنها از ديگران سبقت بگيرد (فاستبقوا الخيرات) 


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 ملاك‏ها و معيارها در انتخاب شغل و كار

. .

 

مشاوره شغلی عبارت است از تعیین یک حرفه که با استعدادها و امکانات و خصوصیات روانی و جسمی فرد سازگار و هماهنگ باشد. به عبارتی در این شاخه راهنمایی و مشاوره دو دسته اطلاعات مورد بررسی قرار می‌گیرند. یک دسته اطلاعات مربوط به مشاغل و دسته دیگر اطلاعات مربوط به ویژگیها و استعدادهای فرد و در جریان مشاوره تلاش می‌شود تا هماهنگی و تناسب بین این دو دسته اطلاعات مشخص شود و تعیین گردد تا چه اندازه‌ای شرایط مربوط به یک حرفه با تواناییها و ویژگیهای فرد سازگاری دارد .

 ..

تاریخچه مشاوره شغلی

در گذشته انتخاب مشاغل توسط افراد بسیار متفاوت‌تر از شرایط کنونی بوده است. جوانان خانواده معمولا مشاغل و حرفه خود را به صورت موروثی از پدران خود دریافت می‌کردند و در نتیجه مشاوره شغلی چندان مفهوم و اهمیتی برای آنان نداشت. اما با شروع پیچیده‌تر شدن جوامع ، گسترش یافتن حرفه‌ها و مشاغل متعدد ، تخصصی‌تر شدن حرفه‌ها و احساس نیاز به همخوانی بین توانایی فرد و نوع حرفه ، نیاز مراکز صنعتی و ... به افراد ماهر ، افزایش بی‌رویه جمعیت جوان کشورها و افزایش دانش آموزان و ... زمینه و احساس نیاز بوجود فرآیندی با عنوان راهنمایی شغلی را فراهم ساخت .

بطور کلی آغاز کلی فرآیند مشاوره با کارهای فرانک پارسونز در سالهای 1907 تا 1908 که او را پدر راهنمایی شغلی و حرفه‌ای می دانند در شهر بستون آمریکا بود. البته قبل از پارسونز نیز فعالیتهای پراکنده‌ای در زمینه راهنمایی شغلی و سایر مشاوره‌ها بطور غیر رسمی و بخصوص در مدارس انجام می‌گرفت . پارسونز یک مرکز راهنمایی حرفه‌ای تأسیس کرد. به دنبال آن اولین مجله حرفه‌ای یعنی بولتن حرفه‌ای در سال 1915 میلادی انتشار یافت. در سال 1917 میلادی شرکت فعالانه آمریکا در جنگ جهانی اول ایجاب نمود که آن کشور افراد متخصص را در زمینه‌های گوناگون تربیت و به میدانهای جنگ روانه کند. در آن زمان بالا بودن هوش به عنوان اولین ویژگی برای انتخاب افراد مورد نظر بکار گرفته شد .

در ایران شروع به کار مشاوره به صورت مقدماتی به سالهای 1337 تا 1350 بر می‌گردد که رفته رفته کاملتر شده است. تربیت مشاوران و اعزام آنان به مدارس راهنمایی تحصیلی ، تهیه بروشورهای شغلی و استفاده از فعالیتهای مختلف جهت آشنا سازی دانش آموزان به ویژگیهای خود و مشاغل ، از جمله کارهای انجام گرفته در این زمینه بوده است. علاوه بر اینکه بر اساس اهداف مشاوره شغلی بازپروریهای شغلی و دوره‌های ضمن خدمت برای مشاغل مختلف بوجود آمد، که طی آنها تلاش می‌شد کارآیی و توانایی افراد مشغول در حرفه‌های مختلف را بالا ببرند .

اهمیت مشاوره شغلی

شغل و حرفه فرد از آنجایی که بخش عمده‌ای از زندگی او را به خود اختصاص می‌دهد و به عبارتی انسان ساعات زیادی از وقت خود را در محل کار خویش و درگیر حرفه خویش می‌گذراند، اهمیت بسزایی دارد. چنین شرایطی اگر چنانچه با شرایط و تواناییها و علایق فرد همخوانی نداشته باشد، به عدم رضایت شغلی خواهد انجامید. تحقیقات نشان می‌دهد عدم رضایت شغلی یکی از مهمترین مشکلات استرس‌زا در زندگی فرد است که می‌تواند جنبه‌های دیگر زندگی او را تحت تأثیر قرار دهد .

به عنوان مثال فرض کنید فردی را که به شغل خود علاقمند نیست یا تواناییهای لازم برای انجام آن را بطور مفید ندارد‌، خستگی او مسلما بیشتر از فردی خواهد بود که با رضایت و لذت کامل آن شغل را انجام می‌دهد. فرد اول با دامنه‌ای از استرس و خستگی شدید وارد منزل می‌شود و میزان تحمل و مقاومت او در برابر جنبه‌های مختلف زندگی پایینتر از فرد دوم خواهد بود که شغل خود را کامروابخش تلقی می‌کند. علاوه بر تأثیرات فردی مشاوره شغلی ، تأثیرات اجتماعی آن را نیز نباید از نظر دور داشت . کارآیی فرد در حرفه‌ای که به او واگذار شده است بسیار تحت تأثیر توانایی و استعداد و علاقه او به آن شغل دارد. عدم هماهنگی فرد با شرایط شغل کارآیی او را در مسیر اهداف شغلی مرکز ، کارخانه یا مؤسسه پایین خواهد آورد. مؤسسات و مراکز مختلف کاری مایل به بکارگیری افرادی هستند که کارآیی بالاتری داشته باشند .

فرآیند مشاوره شغلی

مشاوره شغلی بر طبق نظر پارسونز در سه مرحله اساسی صورت می‌گیرد :

1.       شناسایی کامل تواناییها ، استعدادها ، رغبتها و محدودیتهای فردی؛ این ویژگیها تمام تواناییهای جسمانی ، روانی و محدودیتهای جسمانی و روانی و اجتماعی فرد را در بر می‌گیرد .

2.       شناسایی مشاغل متعدد و آگاهی نسبت به عواملی که منجر به موفقیت و رضایت شغلی می‌گردند. در این راستا ویژگی های مختلف هر یک از مشاغل از جنبه های مختلف مالی، اجتماعی و سایر محدودیت ها مورد بررسی قرار می گیرند. برخی مشاغل ویژگیهای خاص خود را دارند که باید مورد توجه قرار گیرند. مثل مسأله شب کاری برای شغل پرستاری و دور بودن از محل زندگی برای مدتهای طولانی برای انجام فعالیتهای باستان شناسی و ... .

3.       ایجاد سازش منطقی بین خصوصیات شخصی و شرایط شغلی که به موفقیت و رضایت شغلی می‌انجامد. شغل مورد نظر چه ویژگیها و چه محدودیتهایی دارد؟ چه ویژگیهای فردی را نیاز دارد؟ و چقدر بین این دو دسته ویژگی هماهنگی و همخوانی وجود دارد، سؤالاتی هستند که در جریان مشاوره شغلی به آنها پاسخ داده می‌شود .

زمان اقدام به مشاوره شغلی
با توجه به گسترش یافتن مشاوره شغلی و احساس نیاز شدید به آن به صورت برنامه ریزیهای کلی تلاش می‌شود از همان دوران تحصیل گامهای اولیه راهنمایی شغلی برداشته شود. سال اول دبیرستان معمولا زمان رسمی برای شروع آشنا سازی دانش آموزان با مشاغل و حرفه‌های مختلف است که به صورت فعالیتهای کلاسی ، تهیه بروشورهای شغلی ، بازدید از مشاغل مختلف و برگزاری اردوها انجام می‌گیرد و تلاش می‌شود با ارائه اطلاعات کافی به دانش آموزان در مورد مشاغل مختلف و همچنین در نظر گرفتن توان و استعدادهای خود به انتخاب رشته تحصیلی بپردازند .

برای کمک بیشتر به دانش آموزان معمولا از مصاحبه‌ها و مشاوره‌ها و همچنین اجرای آزمونهای مختلف و بویژه آزمون رغبت سنج استفاده می‌شود. مشاور با در نظر گرفتن فعالیت تحصیلی دانش آموز در طول سال و نمرات او در آزمون رغبت سنج و علایق و دیگر تواناییهای او ، اولین گام را برای انتخاب شغل خود در آینده که با انتخاب رشته تحصیلی وی ارتباط نزدیکی دارد بر می‌دارد. البته این مرحله ، مرحله آغاز رسمی ارائه راهنمایی شغلی فرد است. معمولا قبل از این مرحله فرد اطلاعاتی از جامعه و پیرامون خود ، خانواده و سایر نهادها در باب مشاغل مختلف کسب کرده است .

از سوی دیگر مراکز و مؤسسات نیز برای انتخاب کارمندان و شاغلین خود با در نظر گرفتن اهداف و آرمانهایی که دارند و ویژگیهایی که مورد نیاز مشاغل آنهاست در مصاحبه‌های استخدامی خود با بررسی تواناییها و استعدادهای فرد به گزینش افرادی می‌پردازد که خصایص آنها بیشتر از بقیه به اهداف آنها نزدیکتر باشد و همخوانی بیشتری با مشاغل مورد نظر داشته باشد. به عنوان مثال با اینکه سلامت روانی در تمامی مشاغل مد نظر می‌باشد، اما دارا بودن یکسری ویژگیهای روانی در مشاغلی چون خلبانی ضرورت کامل دارد. مثلا زمان واکنش سریع ، پایین بودن استرس و حفظ آرامش روانی .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

 همت مضاعف در کار و کارآفرینی

 

 

 

 

مقدمه

یافتن شغل یکی از اصلیترین دغدغه‌های افراد ، بخصوص فارغ التحصیلان دانشگاهی است. حتی در حین انتخاب رشته ، ابتدا فرصتهای شغلی آن را مدنظر قرار می‌دهند. در اینجا روی صحبت ما بیشتر با دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی می‌باشد. بسیارند افرادی که پس از فارغ التحصیلی به هر دری می‌زنند تا جذب کار شوند، لیکن ناکام می گردند و البته تعدادی از افراد نیز بلافاصله ، جذب بازار کار می‌شوند .

شاید در ذهن خود با این سوال دست و پنجه نرم کرده‌اید که چرا برخی از افراد براحتی مشغول به کار می‌شوند و برخی دیگر خیر؟ در پاسخ باید گفت که اکثر این افراد از دوران دانشجویی مهارتهایی برای یافتن شغل کسب نموده‌اند و بدین وسیله بذر اشتغال خود را در بسیاری از مراکز پاشیده‌اند. یافتن شغل نیاز به آگاهیها و مهارتهایی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌گردد :

با اساتید و دبیران خود ارتباط برقرار کنید .

علاقمندی و تلاشگری خود را به آنها نشان دهید، زیرا اساتید می‌توانند علاوه بر راهنمایی شما به عنوان کلیدهایی در جهت آگاه شدن شما از فرصتهای شغلی عمل نمایند .

در سمینارهای مرتبط با رشته و علایق خود ، شرکت فعال داشته باشید .

شرکت در چنین سمینارهایی علاوه بر آشنا ساختن شما با مباحث جدید رشته تحصیلی خود و خلق ایده‌های نو در ذهنتان ، موجب آشنایی شما با متخصصین خواهد شد که ممکن است از همکاری شما در آینده استقبال نمایند .

خود را به مهارتهایی از قبیل دانش کامپیوتر و تسلط به یک زبان خارجی مجهز سازید .

·         مراکز ادارات مرتبط با شغل خود را ، هم در شهرستان خود و هم در محل تحصیل شناسایی کرده و با آنها ارتباط برقرار نمایید .

·         در NGO ها یا نهادهای مردمی و سازمانهای غیر دولتی شرکت نمایید. فعالیت در چنین مراکزی علاوه بر گسترده‌تر کردن ارتباطات شما ، منجر به افزایش تجربه کاری شما و نیز داشتن سابقه‌ای مثبت از شما خواهد شد .

·         در فرصتهای کارورزی و گذراندن طرح ، قابلیتهای خود را نشان داده و از جان و دل کار کنید. زیرا اغلب چنین مراکزی ، نیروهای کاری و مهره‌های خلاق و پر تلاش را جذب خواهند نمود .

اهداف خود را بلند ، اما گامهایتان را کوچک انتخاب کنید .

انتظار نداشته باشید که پس از فارغ التحصیلی یا حتی در دوران دانشجویی ، دقیقا همان شغل و مقامی را بدست آورید که در پی آن بوده‌اید. شما بایستی ابتدا مهارت ، شایستگی و فروتنی خود را در کارهای محوله و گاه حتی خرد ، اثبات کنید تا در مسیر بالا رفتن از پلکان ترقی قرار گیرید .

یاد بگیرید که چگونه با اعتماد به نفس بالا ، خود و تواناییهایتان را به دیگران ارائه کنید .

برای مثال شما بایستی هنگام تقاضای شغل ، مشخصات ، تواناییها ، سوابق ، علایق کاری ، ... (رزومه) خود را بطور مکتوب همراه داشته و در زمان مقتضی آن را ارائه کنید و نیز مهارتهای خود را برای برقراری بهتر بالا ببرید .

خلاقانه فکر کنید .

ذهن خود را باز و آزاد بگذارید تا به تمام راههایی که از آن طریق به نوعی می‌توان کار آفرینی نمود، فکر کنید .

هرگز از شکست نترسید .

اندیشمندی می‌گوید : " به یاد داشته باش که هر پیروزی بزرگی ، پس از چند بار شکست بدست می‌آید. شکستهای مکرر ، مانند پیکهایی هستند که در جاده منتهی به پیروزی حرکت می‌کنند ."

کلام آخر آنکه

تو باید زبر دست و پر توان باشی که حتی قبل از آن که تو در جستجوی کار باشی ، کار در جستجوی تو باشد .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 همت مضاعف در کار و کارآفرینی

 

انگیزه پیشرفت عبارت است از نیروی انجام دادن خوب کارها نسبت به استانداردهای عالی. دیوید میک للند و جان اتکسنیون که ماهیت انگیزش پیشرفت را در چهل سال اخیر مطالعه کرده‌اند نیاز پیشرفت را اینگونه تعریف می‌کنند. جستجو کردن موفقیت در رقابت با استانداردهای عالی شخص با انگیزش پیشرفت نیرومند می‌خواهد در برخی از تکالیف چالش انگیز موفق شود .

 

ویژگیهای افراد دارای انگیزه پیشرفت

حداکثر عملکرد در تکالیف نسبتا چالش انگیز در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا

افرادی که نیاز پیشرفت زیادی دارند در تکلیفی که به آنها گفته شده از نظر دشواری متوسط بهتر از افرادی که نیاز پیشرفت کمی دارند عمل می‌کنند. وی افراد با نیاز پیشرفت زیاد بهتر از افراد با نیاز پیشرفت کم در تکالیف آسان یا دشوار عمل نمی‌کنند و عملکرد در تکالیف نسبتا دشوار برای فرد با نیاز پیشرفت زیاد مشوق مثبتی را فراهم می‌سازد که فرد با نیاز پیشرفت کم آن را تجربه نمی‌کند. فرد با نیاز پیشرفت زیاد به دنبال چالش متوسط است زیرا این نوع چالش مهارت و تونایی وی را بهتر می‌آزماید. موفقیت از طریق مهارت خود شخص به فرد با نیاز پیشرفت زیاد این احساس را می‌دهد که کار وی خوب انجام شده است، احساس که اهمیت خاصی برای این افراد دارد .

پایداری در افراد با انگیزش پیشرفت بالا

افراد با نیاز پیشرفت زیاد نه تنها تکالیف نسبتا دشوار را ترجیح می‌دهند بلکه پایداری بیشتری نیز در این تکالیف دارند و پایداری کم در تکالیف آسان و دشوار افراد شدیدا پیشرفت‌گرا هنگام روبه رو شدن با شکست در تکالیف دشوار در مقایسه با افراد پیشرفت‌گرای کم پایداری زیادی نشان می‌دهند . افراد با نیاز پیشرفت زیاد عموما استقامت بیشتری دارند و تا مدت زمان بیشتری به کار خود ادامه می‌دهند .

رفتارهای بازرگانی در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا

مک کللند که تحقیقات مفصلی روی انگیزش پیشرفت داشته است ارتباط نیرومندی را بین رفتارهای بازرگانی و انگیزه پیشرفت مشاهده کرده است. او دانشجویان را از نظر نیاز پیشرفت مورد بررسی قرار داد و انتخابهای شغلی آنها را 14 سال بعد پی گیری نمود. هر یک از شغلهای دانشجویان با عنوان بازرگانی دسته بندی شد. اکثر افرادی که که مشاغل بازرگانی داشتند در آزمون 14 سال قبل خود انگیزه پیشرفت بالایی نشان داده بودند .

زمینه اجتماعی انگیزه پیشرفت

هنگام توصیف انگیزه پیشرفت ضروری است که زمینه‌های اجتماعی آن توجه شود. هر فرد تلاش می‌کند به نحوی به وظائف مورد نظر خویش عمل کند ولی از آنجا که این امر در یک محیط اجتماعی اتفاق می‌افتد. مفاهیمی از قبیل تشریک مساعی ، رقابت ، تشکیل گروه ، اهداف گروه و پیشرفت گروهی نیز مطرح می‌شود. در میان آثار اجتماعی انگیزه پیشرفت می‌توان به آثار مثبت اجتماعی آن اشاره کرد که مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرند. با توجه به اینکه بیشتر افراد جامعه موفقیت در انجام وظائف را یک هدف مثبت در نظر می‌گیرند و در این زمینه تلاش می‌کنند در نتیجه به آثار مثبتی از قبیل فزونی انتظار موفقیتهای بعدی غرور و صلاحیت بیشتر دست می‌یابند. بنابراین موفقیت دارای آثار مثبت اجتماعی است .

دستیابی به هدف مورد انتشار موجب تجلی موفقیت می‌گردد و در این صورت افراد نسبت به یکدیگر برخورد صمیمانه و خیر اندیشانه از خود نشان می‌دهند. در یکی از آزمایشاتی که در این زمینه انجام شد، محققان نتیجه گرفتند که افراد موفق نسبت به افراد ناموفق در زمینه کارهای اجتاعی و عام المنفعه و مددیاری آمادگی بیشتری از خود نشان می دهند. آنها معتقد بودند که بین موفقیت و گرایش به کارهای مردم پسند رابطه وجود دارد. نتیجه تحقیق دیگری نشان داد که وجود احساس موفقیت در افراد باعث می‌شود که آنها به شکلات دیگران بیشتر رسیدگی کنند .

تاثیر عدم موفقیت بر رفتار به درستی معلوم نیست ولی وقتی موفقیت سبب افزایش رفتار اجتماعی می‌شود، می‌توان تصور کرد که عدم موفقیت در بروز رفتارهای ضد اجتماعی موثر باشد. گاهی افرادی که موفق نمی‌شوند، سعی می‌کنند عزت نفس خویش را به صورت سطحی با رفتارهای بلند پروازنه بهبود بخشند. تاثیر عدم موفقیت به عواملی از قبیل زمینه‌های اجتماعی و موقعیت اجتماعی که فرد در آن موقعیت موفق نشده است، بستگی دارد .

روشهای اندازه گیری انگیزه پیشرفت

رایج‌ترین شیوه اندازه گیری انگیزه‌های پیشرفت آزمون TAT است که توسط "هنری مورای" ارائه شده است . TAT مجموعه‌ای ار تصاویر را به آزمودنی نشان می‌دهد و از او می‌خواهد تا داستانهای کوتاهی درباره وقایع نقاشی شده در هر تصویر بسازد. محتوا و موضوعی که فرد برای تصویر ارائه شده در قاب داستان ارائه می‌کند، می‌توانند بیانگر نیازها و انگیزه‌های پیشرفت باشند: مثلا ممکن است فردی برای یکی از تصاویر آزمودن TAT موضوع تلاش شخصی را برای راه یابی به دانشکده پزشکی ، دکتر شدن و کشف درمان برای یک بیماری لاعلاج را مطرح کند چنین محتوایی یک موضوع مربوط به انگیزه پیشرفت است .

علاوه بر آزمون TAT مقیاسهای دیگری نیز برای بررسی انگیزه پیشرفت مورد استفاده قرار گرفته‌اند که مقیاسهای خود سنجی رواج بیشتری پیدا کرده‌اند چون راحت‌تر قابل اجرا و نمره گذاری و تفسیر هستند. در این میان می‌توان به مقیاس pmt هرمنزو پرسشنامه انگیزش پیشرفت هلم دیچ و اسپنس اشاره کرد .

 

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب
همت مضاعف در عرصه دینی 

مصطفی صامت
شک مقدمه یقین است و تنها آنان که جرأت پرسیدن دارند، شایسته اعتقادی راسخ و باوری راستین اند. دیده تیزبین و ریزبینی که کورانه ره پوییدن را برنمی تابد و ذهن پویایی که تا رسیدن به پاسخ آرامی نمی یابد، شایان ارج و احترام است.
شک مقدمه یقین است و تنها آنان که جرأت پرسیدن دارند، شایسته اعتقادی راسخ و باوری راستین اند. دیده تیزبین و ریزبینی که کورانه ره پوییدن را برنمی تابد و ذهن پویایی که تا رسیدن به پاسخ آرامی نمی یابد، شایان ارج و احترام است. از پرسشگری می شناسند، جوان مسلمان را. پرسش مقدس است و قابل ستایش و تنها پاسخ را یارای رویارویی با اوست. پرسش را می ستاییم که نشان از آگاهی دارد و معرفت و حکمت را به دنبال. می ستاییم پرسش را تا مبادا شکسته شود حرمت ذهن پرسش گر و مدفون گردد پرسشی که نفس می کشد. گفته ایم و باز می گوییم که کار ما کشتن پرسش نیست.

ناگفته پیداست که در این میان برخی شبهه پراکنی نیز می کنند و سعی در پوشاندن حقیقت دارند و نمی دانند که فرجامی جز ناکامی ندارند که خورشید همواره زیر ابر نمی ماند و روزی نور حقیقت بر دل جویندگان و پرسندگان خستگی ناپذیر خواهد تابید. می کوشند تا با دهان های خود نور خدا را خاموش کنند(1) و با دست های خود خورشید حقیقت را بپوشانند. ای کاش پیش از آنکه دست و دهانشان بسوزد از خواب سنگین غفلت سربرآورند. با این حال، اگر در عنوان این نوشته پرسش را به جای شبهه برگزیدیم تنها از این رو بود که بار منفی این کلمه گردی بر دامان پرسش ننشاند و ذهن پرسش گری را به اتهام شبهه انگیزی نمیراند و پرسشی ناگفته و خاموش نماند.

برخی اندیشه مهدویت را معجونی مخدر و دارویی مسکن می دانند که تخم بی همتی می نشاند و جز سستی نمی زاید. می گویند این انتظار ریشه عمل گرایی را می خشکاند و تنها کاهلی می پروراند. چنین می پندارند که این اندیشه قدرت اقدام به عمل برای اصلاح و پیشبرد جامعه اسلامی را از مسلمانان سلب کرده، در عوض ناله و شیون را به آنان ارزانی داشته است؛ چنانکه گویی انتظار مصلحی که کارها را یکسره سامان خواهد بخشید، جایی برای اصلاح گری باقی نگذاشته است و مسلمانان را به خسته انبوهی تبدیل کرده که نشستن در گوشه ای تاریک و نمناک را به جای جستجوی گرما و روشنی برگزیده اند و در خاموشی، سکوت و سستی فرو مرده اند.

در این میان برخی پا را از این نیز فراتر می نهند و برخی از احادیث مهدوی را در راستای گسترش ظلم و فساد به کار می گیرند. این حدیث معروف از رسول رحمت(ص) را دستاویز خود قرار می دهند که درباره فرزند بزرگوارشان، حضرت بقیة الله(عج) فرمود: ...يملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما... (او زمین را پر از داد و عدل مى کند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد...)(2) و می کوشند تا منتظران را به گسترش ظلم و فساد و سکوت در برابر ستمکاران وادارند. سکوت در برابر ستمگری و ستمگران و حتی پشتیبانی از آنان و یاری رساندن به گسترش ظلم و فساد را گامی در راستای زمینه سازی برای ظهور حضرت بقیة الله، امام خوبان و نابودگر ستمکاران(عج) برمی شمارند.

در پاسخ باید گفتک که این گمانه زنیهای مبتنی بر پایه های پوچ و دور از حقیقت، آنگاه که در برابر واقعیت های تاریخی مستند قرار می گیرند، به راحتی رنگ می بازند. تاریخ درخشان اسلام، لبریز است از جنبش های پرخروشی که نشان از همت والای جوانمردان مسلمان دارد. جنبش هایی که گام هایی عظیم در جهت گسترش عدالت، حمایت از ستمدیدگان و ترویج ارزش های والای اسلامی برداشته اند. چنین جوش و خروشی زاییده همان اندیشه مهدوی است که مایه سستی و کاهلی برشمردندش و مخدرش نامیدند.

انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی ایران به دست توانمند روح خدا، حضرت امام خمینی(قد)، نمونه آشکاری از این جنبش هاست که بنیان ظلم و ستم را از ریشه برکند و حکومت طاغوتیان را فروریخت و معادله های جهانی را یکسره بر هم زد. او پیشوای ما بود و او بود که اندیشه مهدوی و انتظار فرج را به ما آموخته بود و چه بسیار شنیده بودیم که زمزمه می کرد:

از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برآرم، داد زبیداد کشم
شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آن را که به من داد کشم
عاشقم، عاشق روی تو، نه چیز دگری
بار هجران و وصالت به دل شاد کشم
در غمت ای گل وحشی من ای خسرو من
جور مجنون ببرم تیشه فرهاد کشم
مردم از زندگی بی تو که با من هستی
طرفه سری است که باید بر استاد کشم
سال‌ها می‌گذرد، حادثه‌ها می‌آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

اکنون نیز جانشین صالح اوست که امسال را سال کار مضاعف و همت مضاعف نامیده است. روحیه منتظران، روحیه ای سرشار از امید و سرزندگی است و با سستی و خمودگی سر سازگاری ندارد. امسال سرزمین منتظران، سرزمین کار و همت است و این خود بزرگ ترین دلیل کژی و ناراستی این باور است که تنها محصول اندیشه مهدوی، سستی و کاهلی است و کار منتظران شیون و ناله و گوشه نشینی.

با دیدی گسترده تر که بنگریم این اندیشه را تجلی خواسته های جامعه انسانی از هر دین و آیینی می یابیم. بشر، فرجام نیکی را به انتظار نشسته است که پس از تحمل رنج بسیار فراخواهد رسید. پایانی که تحقق اهداف و رسالت های همه پیامبران الاهی خواهد بود. این اندیشه حتی در ایدئولوژی ها و رویکردهای مادی همچون مارکسیسم که معتقد به سیر دیالکتیکی تاریخ است نیز بروز یافته است که بازگشت نهایی تاریخ به دوره اشتراکی را به انتظار نشسته اند. از این رو، این باور، باوری انسانی است که مورد تایید دین قرار گرفته است.(3)

هنگامی که دین الاهی این باور عمومی بشر که زمین در نهایت پر از عدل و داد خواهد شد را مورد تایید قرار می دهد، این باور به اعتقادی راسخ درباره آینده و سرنوشت بشر تبدیل می شود و منبع قدرت و انرژی بی پایانی در اختیار انسان می گذارد. ایمان به اندیشه مهدوی توان رویارویی با ظلم و ستم را به انسان می بخشد، حتی اگر سراسر زمین را فراگرفته باشد؛ چراکه به پایانی پر از عدل و داد ایمان دارد. جهان حتی اگر سراسر در تاریکی فرو رود، مشعل نورانی و گرم این باور فروزان باقی می ماند و چشمه یاس و نومیدی را می خشکاند و امید را در قلب آدمی زنده نگاه می دارد.

باور به منجی، باور به امکان مبارزه با جهانی سراسر ظلم و ستم است و توان انسان برای فرو ریختن پایه های ظلم و بنای جهانی پر از عدالت. این باور نشانگر آن است که ظلم و ستم حالتی غیرپایدار است و فرجامی جز برچیده شدن ندارد و این پایان پذیری حتمی، امید را در دل ستمدیدگان و مظلومان زنده نگاه می دارد. امیدی که مایه حیات آدمی است و نابودی این امید حیاتبخش به نابودی انسان خواهد انجامید. از سوی دیگر، این باور چشمه امیدی در دل آدمی می جوشاند که اگر جهانی در ستمکاری دست به دست هم دهد و بویی از عدالت در جهان باقی نماند، نخواهد خشکید.

نکته قابل توجهی که در این خصوص وجود دارد این است که این باور در اسلام تفاوت قابل توجهی با سایر ادیان دارد. منجی ما گرچه پوشیده در پرده غیبت است، در پرده ابهام آینده نمی گنجد. او هم اکنون هست و با ما و در کنار ما زندگی می کند و از احوال و وضعیت ما آگاه است. او واقعیتی است نه متعلق به آینده، که اکنون حاضر است و همراه با نفس های ما نفس می کشد و عطر انفاسش جهان را گل افشان ساخته است. او خود نیز در صف منتظران، روز ظهور را به انتظار نشسته است. او انسانی نیست که در آینده زاده شود، او در میان ما زندگی می کند و ما را می بیند. او که در کنار ماست و بر همین زمین گام برمی دارد، تجسد ظلم ستیزی است.

در پایان درباره بخش پایانی پرسش در خصوص به کارگیری احادیث مهدوی یاد شده در راستای گسترش ظلم و ستم، دو نکته قابل ذکر است. یکی اینکه در حدیث شریف نیامده است: «بعد ما ملئت جائراً وظالماً»، (دنیا پر از جائر و ظالم گردد)؛ بنابراین ممکن است با ظهور یک شخص ظالم این پدیده شوم، رخ دهد و جهانی پر از جور و ستم گردد و نمی توان چنین نتیجه گرفت که منتظران همه باید دست به ظلم و ستم ببرند تا زمینه ظهور را فراهم سازند. نکته دوم اینکه خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: «ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر أن الأرض يرثها عبادي الصالحون»(4)؛ بنابر این آیه شریفه زمین میراث بندگان صالح خداوند خواهد بود، پس یارانی وفادار و یاورانی صالح و نیکوکار حضرت بقیة الله(عج) را فراخواهند گرفت و همراه ایشان خواهند بود.


پی نوشتها
1. الصف: 8.
2. الرسائل العشر، الشیخ الطوسی، ص99؛ کمال الدین و تمام النعمة، الشیخ الصدوق، ص257.
3. فلسفتنا، شهید صدر، ص26.
4. الأنبياء: 105.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 9:42 PM نظرات 0 | لينک مطلب