يك احساس عمومي درباره وجدان
اي وجدان، اي شگفتانگيزترين آشناي روح انساني، ما ديگر به جستجوي كلمهاي كه بعنوان يك كالبد شايسته روح ترا دربرگيرد تلاش بيهوده نخواهيم كرد، مگر ميتوان اقيانوس پرتلاطم و بيساحل را كه هيچ كرانه و ژرفايش پيدا نيست در يك پيمانه كوچك جاي داد؟
تا آنگاه كه ظلمات متراكم تمايلات و تبهكاريها تلاش بينهايت ترا خنثي نموده و هنگام خاموشيت فرا رسد در آن موقع با صداي ضعيف زيرپنجه حيواني هوسهاي بنيان كوه ما كه با آخرين نفسهاي تو همراهست پايان انسانيت را اعلام داشته و به راه خود ميروي و از افق روح ناپديد ميگردي، پس از تو ديگر براي انسان جز مشتي رگ و پوست و استخوان و يك عده غزايز كوركورانه چه خواهد ماند؟
در تاريكي شبهاي ظلماني آنجه كه همه دادگران و دادپروران و دادرسان به خواب عميق فرو رفتهاند. تو اي هميشه بيدار در بستر كاخهاي مجلل كه انسانهاي نيرومندي سربه بالش پر نيايش نهاده و به درياي خويشتن خم شده است و با دربيغوله اي از كوخهاي محقر كه انسان ضعيفي جسد آزرده خود را بر روي آن فرش نموده و به صداي جويبار خويشتن گوش فرا ميدهد در هر دو صحنه بساط محاكمه را ميگستراني و شرافت توأم با خرسندي يا رذالت توأم با ندامت در چهره دروني هر دو انسان براي تو نمودار ميگردد، در آن هنگام كه ميخواهيم از قضاوت عادلانه و انعطافناپذير تو روگردان ميشويم و ترا نديده بگيريم به هرطرف كه برميگرديم مانند نورافكن دوار با ما ميگردي و نور خود را به قيافه تاريك و در هم پيچيده ما ميافكني، مگر انسان راه فراري از خويشتن سراغ دارد راستي آدمي كدامين روي خود را نشان ميدهد آن موقع كه ميخواهد از خويشتن طفره بزند؟
اين كبوتر ضعيف و اين هماي سعادت در مبارزه با كركس تمايلات تا زنده است بيدار و كوشش ميكند و دمي از مقاومت نميايستد تا آنگاه كه بال و پر او شكسته شود و موجوديت خود را از دست بدهد.
تعريف وجدان در معناي عام
كلمه وجدان در لغت نامه دهخدا در رديف كلمات وجد، وجود، اجدان آمده است كه به معناي يافتن، مستغني شدن، دوست داشتن، اندوهگين شدن، شيفتگي، آشفتگي، ذوق و شوق، شور، حالت، خوشحالي و فرح، توانايي و قدرت است و در بين اين كلمات وجد ارتباط نزديكي با وجدان دارد كه در اصطلاح در تعريف وجد آمده است آنچه بر قلب بدون تصنع و تكليف وارد شود وجد ناميده ميشود و گويند وجد برقهايي است كه ميدرخشد و سپس بزودي خاموش ميگردد. حالت ذوق و شوق صوفيان سماع پسند را وجد ميگويند. محمدبن محمود آملي ميگويد وجد واردي است كه از حق سبحانه و تعالي برون آيد و باطن را از هيبت خود بگرداند بواسطه احداث وصفي همچون حزن يا فرح.
در وجد و حال بين چو كبوتر زنند چرخ
بازان كز آشيان طريقت پريده اند «خاقاني»
پس آنانكه در وجد مستغرقند
شب و روز در عين حفظ حقند «سعدي»
گر مطرب حريفان اين پارسي بخواند
در وجد و حالت آرد پيران پارسا را «حافظ»
در عرف بعضي، وجدان عبارت است از نفس و نيروها يا قواي باطنه وجدان در مقابل فقدان است كه دلالت بر حضور كيفيت حالتي ميكند برخي دانشمندان گفتهاند: وجدان نيروي فطري است وجدان به دو دسته تقسيم ميشود 1- وجدان توحيدي 2- وجدان اخلاقي تعريف وجدان به دو قسمت تقسيم ميشود 1- تعريف عمومي 2- تعريف خصوصي
وجدان از ديدگاههاي مختلف:
نويسندگان بزرگ و ادبا چه شرقي و چه غربي آنانكه انسان را از نزديك و از جهات مختلفي مورد مطالعه قرار دادهاند درباره قلمرو دروني انسانها هنوز پديدهها را از همديگر مانند نمودهاي فيزيكي مشخص تفكيك ننمودهاند به همين جهت است گه گاهي دل ميگويند و مقصودشان وجدان است و گاهي وجدان ميگويند مرادشان پديده مخصوصي از دل است. وجدان داراي سه پديده است: 1- شعور روشن 2- شعور نيمه روشن (شعور نيمه تاريك) 3- شعور تاريك يا وجدان مخفي لذا ممكن است واحدي در شعور كاملاً تاريك ما بطور ناخودآگاه تحريكاتي ايجاد كند كه نه تنها قابل اهميت بوده باشد بلكه ممكن است سرنوشت رواني ما را كاملاً رهبري نمايد به قول مولوي:
چون كسي را خار دريا پيش خلد
پاي خود را بر سر زانو نهد
با سر سوزن همي جويد سرش
ور نيابد مي كند با لب ترش
خد در پا شد چنين دشوارياب
خار در دل چو بواد واده جواب
خار دل را اگر بديدي هر خسي
كي غمان را راه بودي بر كسي
از نظر ويكتور هوگو وجدان مركز اختلاط اوهام و علايق و ابتلات، كوره احلام و كنام افكاريست كه انسان از آن شرم دارد.
ابن سينا ميگويد: اهل معرفت كه داراي درون منزه هستند هنگاميكه كثافتهاي مادي از خود دور نمودند و از اشتغالات پست رها شدند رو به عالم قدس و سعادت بوده و با كمال اعلي به هيجان درميآيند و براي آنان لذت عاليهاي رو ميدهد.
اميرالمومنين علي عليهالسلام ميفرمايد: همين خواص و پيشتازان حرفهايي و بيوجدانند كه تاريخ بشريت را به روز سياه نشانده اند.
بررسي تاريخ در موضوع وجدان به تاريخ پيدايش بشريت برميگردد و روش وجدان اخلاقي يكي از اركان تبليغي پيامبران بوده است.
بزرگترين عامل برقراري عدالت اجتماعي همان وجدان است و بس. در قرآن كريم نمود ماوراي طبيعي وجدان در قالب سه مورد آمده است: 1- سرزنش وجدان 2- نظارت وجدان 3- آرامش وجدان.
1- سرزنش وجدان: « لااقسم بيوم القيامه و الااقسم بالنفس اللوامه.» سوگند به روز رستاخيز خورم و به نفس سرزنش كننده سوگند نميخورم از اينجا نمود سرزنش وجدان بسيار حائز اهميت كه در معرض سوگند و معادل روز رستاخيز قرار گرفته است.
2- نظارت وجدان: «ان الانسان علي نفسه بصيره و لو القي معاذيره» انسان به درون خود كاملاً آگاه است اگر چه در ظاهر به كردارهاي خود عذر ميتراشد.
اگر ما فعاليت قلب و وجدان را نديده بگيريم كوششها و فداكاريهاي هزاران مردان مصلح و خردمند را كه براي جامعه خود انجام دادهاند بدون اينكه كوچكترين نفع مادي يا شبه مادي در نظر داشته باشند براي ابد بصورت معماي لاينحل خواهد ماند، زيرا اگر وجدان و عظمت تسليم در مقابل راهنمايي آنرا در نظر نگيريم اينگونه اشخاص كه در تمام دورانهاي تاريخ نمودار شدهاند بايستي مردان احمقي بوده باشند كه مخالف عقل زندگي خود را به مخاطره انداختهاند و از لذايذ شخصي دست كشيدهاند.
در قرآن كريم آيهاي پيرامون كار و ارزش وجود دارد كه ميفرمايد: ليس الانسان الا ما سعي(نجم/39) بر انسان چيزي جز آنچه در نتيجه سعي و كوشش بدست آورده نيست. اگر در اين آيه دقت كنيم بطور قطع به ارتباط عميق بين وجدان و كار پي ميبريم چه اگر كسي خود را براساس تلاش جدي و عميق استوار نكند يقيناً نتيجه صحيح و نيكويي از آن بدست نخواهد آورد. بنابراين كار في نفسه داراي ارزش نيست بلكه آن كوشش مفيد و موثر است كه در سايه جديت صورت گرفته باشد.
وجدان چيست و تعريف آن كدام است؟ و كار چه توصيفي ميتواند داشته باشد و مشخصههاي و مولفههاي آن كدام است؟ و چه ارتباطي بين وجدان و كار وجود دارد؟ اينها سوالاتي هستند كه در مقاله حاضر درصدد پاسخگويي به آنها هستيم. پيش از همه بايد متذكر شويم كه استناد اصلي در اين نوشتار بر نهج البلاغه و نگرش اميرالمومنين عليهالسلام نسبت به اين دو مساله است.
در تعريف وجدان گفتهاند كه وجدان قوهاي در باطن شخص كه وي را از نيك و بد اعمال آگاهي دهد. در واقع ميتوان گفت كه خداوندتبارك و تعالي براي تمام آدميان نيرويي را عنايت كرده كه آنها در تمام لحظات بپايد و بر آنها متذكر شود كه پا از گليم اختيارات شرعي و عقلي خود فراتر نگذارند و نيز دايره نيك و بد را براي آنها مشخص كند و همچون چراغ فطري باشد كه آنها را از افتادن در چاه ندامت برحذر دارد.
«آنچه از شخصي يا شيئي صادر شود بايد تا بدان وسيله هم معيشت فردي و يا نيازهاي جمعي مرتفع گردد.»
با توجه به تعريف فوق بايد گفت كه كار معمولاً براي دو مقصود در دو بخش اصلي و فرعي انجام ميگيرد به اين معنا كه يكبار آدمي كار را به منظور رفع نيازهاي خود انجام ميدهد بدون اينكه به منافع جمعي آن توجه و عنايت خاصي داشته باشد، در اينصورت منافع جمعي كار فرعي و سود شخصي و فردي آن اصل محسوب ميشود و يكبار هم برعكس است يعني آدمي كار را براي رفع نيازهاي جمعي انجام ميدهد اما نهايت بصورت فرعي نفعي هم به انجام دهنده آن ميرسد.
حال با توجه به تعاريف و تقسيمبندي كه از كار و وجدان ارائه كرديم ابتدا به وضع اين دو در نهج البلاغه نظري ميفكنيم و از آن پس به نسبت رابطه اين دو ميپردازيم.
وجدان در نهج البلاغه:
در نهج البلاغه دارندگان وجدان همان كسانياند كه از نعمت قلب سليم برخوردارند چه وجدان يك امر قلبي است رابطه وثيقي با قلب و اوصاف آن دارد. سخن بر سر اين نيست كه برخي از مردم از نعمت قلب (دل) محرومند بلكه هدف آن است كه بعضي از مردم از داشتن وصف سلامتي قلب محرومند. لذا اميرالمومنين عليهالسلام ميفرمايد: «فطوبي الذي قلب سليم اطاع الله من يهديه و تجنب من يهديه » (1) «زهي سعادت آن كه به يمن داشتن قلبي سالم» هر آن كس را كه از داشتن چنين قلبي متنعم است يقيناً آن را در تمام امور حاكم بر خدا خواهد كرد و هرگز بر فرمان او سرپيچي نخواهد نمود.
آن حضرت بيبهرگان از قلب سليم را مايه بي اعتمادي امراي عادل ميداند و بدين سبب آنها را مورد عتاب قرار ميدهد. اينگونه اشخاص در نظر آن حضرت توانايي حفظ بيت المال را هم دارند و سپردن امور مسلمين بدانها باعث تخريب امور ميشود و چون چنين شرايطي براي آدمي بوجود آيد بطور قطع خدا نيز در نظرش كم اهميت جلوه ميكند و نهايتاً امور مسلمين آنچنان آشفته ميشود كه به تعبير امير عليهالسلام در تاريكي بر آنها شامل و چراغ هدايت خاموش ميگردد.(2)
كار در نهج البلاغه:
در ارزش كار و كوشش هيچ ترديدي نيست كه اسلام آدميان را به آن دعوت كرده است. آيتي كه در ابتداي سخن متذكر شديم مويد همين نگرش است. احاديث زيادي در ارزش كار و كوشش همين بس كه پيامبر صليالله عليه و آله وسلم فرمود: «ملعون من اتقي كله علي الناس، نفرين شده است كسي كه بار خود را به دوش مردم اندازد.»
در نهج البلاغه نه تنها كار در مورد دنيا مورد تاكيد قرار گرفته بلكه تا آدمي دست به كار نزند قطعاً در آخرت نيز سودي نخواهد شد لذا اميرالمومنين عليهالسلام ميفرمايد: «العمل المعل، ثم النهايه و الاستقامه، الاستقامه ثم الصبر الصبر، عمل، عمل؛ پس از آن هدف،نيز استقامت، استقامت، سپس صبر، صبر» در جاي ديگر فرمود «فبادرو المعاد و سابقوا الاجال فان الناس يوشك ان ينقطع بهم الامل و برهفهم الاجل و يد عنهم باب القومه، پس بسوي معاد بشتابيد و بر اجلهاي خود پيشي بگيريد، چرا كه به زودي رشته آرزوي مردمان بگسلد، مرگشان دريابد و در توبه به روشان بسته شود.»
با توجه به اين بيانات ميتوان نتيجه گرفت كه تا آدمي در زندگيش جديت بخرج ندهد، در امر آخرت نيز تساهل و كوتاهي خواهد نمود چه آدمي همچنانكه به زندگي خود اهميت ندهد و كار مردم را آنچنان كه بايد و شايد به انجام نرساند در امري كه به زعم مردم هنوز واقع نشده، تسامح و تنبلياش زيادتر خواهد شد كه! «من قصر في العمل ابتلي ابالهم، هر آن كه اندك بكوشد به افسردگي دچار آيد.»
از ديدگاه علي عليهالسلام ارج و منزلت آدميان به ميزان كارشان مشخص ميشود و بدون درنظر گرفتن اين ارتباط و نسبت عدالتي تحقق پيدا نميكند. علي عليهالسلام در نامه به يكي از واليانش مينويسد: «رنج تلاش هركسي را عادلانه ارج بنه و به ديگري نسبت مده و در شناخت و بها دادن بدان كوتاهي مكن. هرگز مباد كه شرافت و شخصيت كسي وادارت كند كه كار و رنج كوچكش را بزرگ بشماري يا كار بزرگ و تلاش گمنامي را كوچك بيني.»
ناگفته نماند كه اين مسائل تمام افراد از هر طبقه و قشر را در برميگيرد و بنا به نظر اميرالمومنين اميران و وكيلان، مديران و .. همه و همه بايد اين مباني و ملاكها را مدنظر داشته باشند و الا واليان و شهروندان جامعه اسلامي محسوب نميشوند.
وجدان و كار؛ وجدان كاري:
پيش از اين يادآور شديم كه اگر آدمي از داشتن قلب سليم بيبهره باشد بطور قطع چنين انساني از وجدان نيز بيبهره است. پس براي بدست آوردن وجدان لازم است قلب را سالم و صحيح نگه داشت والا تلاش بيهوده خواهد شد.
اما آنچه در اينجا مهم است اينكه چه ارتباطي بين وجدان و كار وجود دارد و منظور از وجدان كاري چيست؟ در ديدگاه اسلام خداوند ناظر هميشگي و تمام اعمال آدميان است حالا اگر انسان بتواند حضور خدا را درك و وجدان كند قطعاً چنين شخصي احتياج زيادي به پاسبانهاي بشري نخواهد داشت. اما بايد توجه داشت كه چنين نگرش ما را از پروردن آدميان حتي آنهايي كه حضور خدا را درك نميكنند بازدارد لذا اين نظريه مبنا را كار و وجدان قرار ميدهد و تمام آدميان را مورد خطاب قرار ميدهد.
پس بايد آدميان را با وجدان آشنا كرد تا در جاهايي كه ناظران بشري وجود ندارد ناظر دروني او را بپايد. ناگفته پيداست كه اگر انساني كار خود را با راهنمايي وجدان انجام ندهد قطعاً ناظران بشري هم بطور كامل توانايي واداشتن چنين شخصي به كار را نخواهد داشت.
پس بين وجدان و كار ارتباط تنگاتنگي وجود دارد و اگر در جامعهاي آدميان اين ارتباط را مدنظر قرار ندهند قطعاً كارها بصورت ناقص انجام خواهد پذيرفت اگر بگوييم كه در شرايطي ممكن است هيچ كاري هم انجام نپذيرد.
با تاسف بايد گفت كه غربيها در عمل به وجدان كاري به مراتب از مسلمانان جلوتر و پيشقدم ترند از مامور شهرداري تا مامور سازمان جاسوسي گرفته تا رياست جمهوري يك كشور غربي بطور كامل به وجدان كاري باور عميق دارند. براي نمونه به برخي از نوشتههاي مستر همفر اشاره ميكنيم تا هم تاييدي بر وجدان كاري غربي باشد و هم بر ما مسلمانان پرادعاي كم كار غربي! همفر در خاطرات خود مينويسد : «بعد از دو سال... خواستم به وطنم برگردم ... و برگشتم و مدت شش ماه در لندن ماندم و با دخترعمويم ماري شواي ازدواج كردم ... همين شش ماهي بود كه اوان زندگي را با همسر تازه و زيبا بسر بردم، از من حامله شد و من انتظار داشتم هرچه زودتر فرزند نوزادم را ببينم، ولي در اين بين از طرف وزارتخانه ابلاغ من صادر شد كه بايد براي اجراي برنامه بطرف عراق بروم ... لذا به مجرد صدور فرمان از ناحيه وزارتخانه من هم بدون درنگ برخلاف خواهش و اصرار همسر جوانم ماموريت تازه را پذيرفتم و روزي كه از او جدا شدم اشك و آه او سخت مرا آزرد، قيافه غمنده و پژمردهاش مرا گريان ساخت، از من خواست كه مرتب نامه بنويسم ... ولي عواطف خودم را افسار زدم و با همسرم خداحافظي كردم و ...»
وجدان ميزان سنجش:
چه ظلماتست اين شيي نامتناهي (درون- وجدان) كه همه افراد بشر آنرا با خود دارند و با نوميدي بسيار تمنيات دماغ و اعمال زندگي خود را به آن ميسنجند. مفهوم سنجش را با دو شكل ميتوان تفسير نمود:
1- سنجش واقعيات و تشخيص حق و باطل با ساختن قضيه يا يك اصل مثلاًعهدهدار بودند پرداخت وام واقعيتي است از هزاران واقعيات كه در زندگي انساني وجود دارد وجدان اين واقعيت را با نظر به اصول و قوانين اجتماعي انساني ميسنجد. در نتيجه پرداخت و از عهده برآمدن وام را حقيقت (وجدان) و تخلف از پرداخت را باطل تشخيص ميدهد.
2- سنجش واقعيات فقط از نظر تاثر و انعكاس نتيجه جريان خارجي در وجدان بوده و وجدان هيچگونه قضيه يا اصلي نميسازد مانند سرخ شدن صورت انساني در موقع خجلت و شرمندگي و انبساط و شكفتگي در موقع خرسندي و رضايت.
ما اين دو جنبه را در درون خود ميبينيم يعني هم شناختن اصول و قوانيني را كه در نتيجه سنجشها بدست ميآيد و هم تاثر و منعكس ساختن نتيجه جريان واقعي را در پديدههاي زندگي كه پيش مي آيد.
منعكس ساختن اثري در وجدان از امتيازات خارجي يا دروني يك مسئله كاملاً روشن است يعني چنانكه شكنجه يا آرايش را در درون خود احساس ميكنيم همچنان وجداني را كه مانند ميزان الحراره استي كه وسيله سنجش نيكيها و بديهايي را كه انجام دادهايم بوسيله آن دريافت ميكنيم.
آدمي تا زماني كه مسالهاي از نظر تئوريك حل نكند در مقام عمل يقيناً با موانعي مواجه خواهد شد. بالاخره يا بايد عمل را عوض كرد و يا انديشه را . و از آنجاييكه پيشهها تابع انديشههايست لذا رفتار و اعمال انسانها منبعث از نوع انديشهاي است كه به آن اعتقاد دارد. پذيرفتني نيست كه بگوييم انديشه ما يك چيز جداگانهاي است و انديشه يك امر جدا. بلكه بايد بگوييم آدمي وقتي در مقام عمل نميتواند مطابق انديشهاش رفتار كند يواش يواش نسبت به انديشه پيشين خود با تسامح برخورد مي كند و درصدد توجيه و تعديل آن برمي آيد.
الف)توجيه غلط توكل و تاثير آن در عمل: در قرآن و احاديث مسلمانان به زندگي متوكلانه دعوت شدهاند و بر آنها فرض شده كه در زندگي خود به خداوند توكل كنند. اما در اثر توجيهات و تفسيرات غلط و نابجاي صوفيه توكل را آنچنان كه بايد جايگاه خود را پيدا نكرده است. تلقي آدميان از توكل اين است كه كارها را بايد طوري انجام داد كه جاي پايي و جاي دستي براي توكل به خداوند باقي ماند لذا راه صحيح آن است كه آدمي در انجام امور خود دقت و كارايي لازم را بكار نبرد تا بخشي از كار بلنگد و در آن بخش بتوان به خدا توكل كرد و الا معناي توكل كه ترك تدبير است درست درآيد؟ اما واقعيت توكل چيزي غير از اين است چه توكل در اموري صادق است كه خداوند دست آدمي را از انجام آنها و از نشان دادن عكسالعمل منع كرده است. بعنوان مثال وقتي ما آخر استنباطات را درباره زلزله بعمل آورديم از آن پس بايد متوكلانه منتظر اوامر ديگر الهي باشيم. پس آن بخش از كاري كه به ما انسانها واگذار شده قطعاً بايد با آخرين و تا آخرين مرحله كار انجام دهيم و هيچ جاي توجيه براي كم كاري و عدم دقت نميماند، لذا اينگونه تعبير از توكل براي برخي از آدميان توجيه گر عدم وجدان كاري شده است.
وقتي از يك صوفي پرسيدند چرا براي خود خانه مهيا نميكني؟ در جواب گفت: «الامر السهل من ذلك، كار دنيا از اين آسانتر است كه به فكر تهيه خانه باشيم.» حال اگر كسي در زندگي خود چنين نگرش نسبت به دنيا داشته باشد قطعاً درصدد انجام دقيق امور برنخواهد آمد. وقتي عالم اخلاق جهان اسلام امام محمد غزالي در باب زهد نسبت به دنيا ميگويد: آخرين مرحله زهد نسبت به دنيا آن است كه براي فرداي خودت غذا نداشته باشي آنوقت وضع بقيه مشخص است.
بنابراين سهل گرفتن امر دنيا باعث بيدقتي و عدم وجدان كار در ميان مسلمين شده است. در حاليكه از آموزههاي معصومين چنين برداشتي نميتوان كرد بلكه آنها توصيه ميكردند كار آنكس كرد كه تمام كرد.
ج) عدم توجه به قانون و تسامح نسبت به آن: ايرانيها و مسلمانان با توجه به اينكه هيچ وقت قانون را براي قانون نميخواستند بلكه آن را هميشه توجيهگر گريز از خطرات ميدانستند لذا با كمترين فرصتي از تن دادن بدان طفره ميرفتند اما اگر كسي قانون را براي قانون و نظم بخواهد و معتقد باشد كه قانون براي هميشه و همه جا است و بايد رعايت گردد چنين شخصي هرگز در انجام امور كوتاهي نخواهد كرد.
د) خلط بين بيعدالتي در قانون و عدم داشتن وجدان كار: غالب كساني كه به نحوي وجدان كاري ندارند يعني ناعادلانه بودن قانون (به زعم خودشان) و انجام ناتمام كار ملازمه اي مي بيند و ظالمانه بودن قانون را با ناتمام گذاشتن كار جبران مي كنند در حاليكه اگر كارمندي ،معلمي و ... نسبت به ميزان حقوق مضبوط در قوانين اعتراض دارند نبايد آن را با كم كاري و عدم وجدان كاري جبران كنند بلكه بايد توجه داشته باشند كه بين اين دو هيچ ملازمهاي در كار نيست اگر اشكالي در كار هست بايد آن را از مسير صحيح خود حل و فصل كرد. پس براي اينكه به وجدان كاري عامل باشيم لازم است انجام كار را با چيز ديگري مقايسه نكنيم بلكه وجدان را حاكم بر آن سازيم.
ذ) عدم اعتقاد به ارزش ذاتي كار: ما مسلمانان كار را وسيلهاي براي اهداف ديگر در نظر ميگيريم لذا در انجام بسياري از امور خود توفيق چنداني بدست نميآوريم. واقعيت اين است كه تنها كساني در زمينههاي مختلف كار ميتوانند توفيق حاصل كنند كه كار را فقط براي كار انجام ميدهند و آن را از نظر هدف ميبينند نه از منظر وسيله. عموم كساني كه به اين نگرش قائل نيستند در انجام كارهايشان هميشه با دلسردي و ناكامي مواجهاند بر خلاف مسلمانان؛ غربيها هم در باب علم و هم كار به جايگاه خوبي رسيدند به معنا كه در جهان غرب هم علم براي علم آموخته مي شود و هم كار براي انجام ميشود. يعني هر دوي اينها ارزش ذاتي دارند نه ارزش تبعي و به نظر نگارنده تا زماني كه چنين نگرش در ميان مسلمين پيدا نشود به وجدان كاري نخواهيم رسيد.
منابع مورد استفاده:
قرآن كريم
نهج البلاغه ترجمه فيض الاسلام
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معين، دكتر معين
فرهنگ آفتاب، عبدالمجيد معاديخواه
وهابيت ايده استعمار، سيداحمد علم الهدي
وجدان، استاد محمد تقي جعفري
بايد در سال 89 هر فعاليتي و اقدامي از طرف مسئولين مضاعف باشد.
امسال بايد با تلاش و همت مضاعف در تمامي عرصه هاي خدمتگذاري به خصوص اشتغال، كشاورزي و صنعت تلاش و تصميمات بزرگي گرفته شود و بايد قدر لحظات و فرصت هاي خدمتگزاري به مردم را بدانيم و در راستاي سازندگي، عمراني و توسعه و پيشرفت کشور هماهنگ با يكديگر عمل كنيم.
مديران و مسئولين اجرايي دولت بايد گوش به فرمان رهبر معظم انقلاب و تابع خط مشي هاي ايشان باشند و در جهت تحقق و عملي نمودن دستورات و شعارهاي ايشان تلاش نمايند.
سال 89، سالي پر از موفقيت، اقتدار، عزت بيش از پيش نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران در تمامي عرصه هاي مختلف در جهان باشد.
با توجه به اين سياستگذاري صورت گرفته، سهم استان کرمانشاه چيزي حدود 35 هزار شغل خواهد بود که اين تعداد رقم بزرگي است، اما با تلاش و همت مضاعف خود با اصلاح روش ها، فرايندها، دلسوزي و توكل بر پروردگار به اين رقم دست خواهيم يافت.
هر دستگاهي موظف است يک نماينده با اختيارات تام به اين مرکز معرفي نموده تا در صدور مجوزهاي اشتغالزايي تسريع و در اسرع وقت جوابگوي ارباب رجوع و مراجعات مربوطه باشند.
سيد دادوش هاشمي
دشمنان نظام براي توقف اين روند با بهره گيري از رقابت هاي دهمين دوره رياست جمهوري تخم نفاق و اختلاف را در کشور پاشيدند و با بسترسازي اي که انقلابيون پشيمان و فرسوده مهيا کردند برخي را در لندن و واشنگتن تحريک کردند که جلوي روند گفتمان پيشرفت و خدمت را بگيرند.
دشمن سعي مي کند نخبگان اقتصادي از تشکيل اتاق جنگ اقتصادي دوري جويند و دولت از امور حاکميتي دور و به امور تصدي گري مشغول شود عزم ملت و دولت براي توليد ثروت و ايجاد رفاه جدي است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي اين سال را با اين عنوان نامگذاري كردند و اين عنوان سبب ايجاد انگيزه جديتر و همتي والاتر در همه اقشار جامعه خواهد بود و جامعه ما بايد بدانند كه عقبماندگيهاي ما، نسبت به پيشرفتي كه بايد داشته باشيم، فراوان است.
با اشاره به ضرورت پيشرفت در عرصههاي علمي، اخلاقي، تربيتي و به طور كل در همه زمينهها چه در بعد مادي و چه در بعد معنوي اميدواريم كه مردم و مسئولان ما فقط به عنوان يك شعار از اين نامگذاري استفاده نكنند، بلكه آن را يك پيام روشن، آگاهي بخش و حركت آفرين قلمداد كنند.
هر كس به تناسب مسئوليتي كه دارد بايد همت و كار مضاعف داشته باشد، جامعه ما بايد بتواند خلاقيتهاي خودش را بروز دهد و ما بايد بدانيم رقباي ما در جهان بيكار ننشستهاند و لازم است تلاش را در عرصههاي مختلف مضاعف كنيم تا در آيندهاي نه چندان دور شاهد رشد پيشرفت كشور باشيم.

مردم همچنان بايد با الهام از پيام سال گذشته رهبر فرزانه انقلاب الگوي مصرف را در جامعه اصلاح كنند و در كنار آن كار و تلاش بيشتري داشته باشند.
شايد در كمتر دين و آييني همچون اسلام اين همه سفارش به كار و تلاش شده است، انسان در پرتو كار و فعاليت است كه ماندگار ميماند.
پيامبران الهي، پيامبر گرامي اسلام و ائمه اطهار (ع) كسالت، تنبلي و تنپروري را نكوهش كردهاند و اگر كسي در جامعه ديني و اسلامي بيكار بماند، مورد نكوهش دين و شريعت قرار ميگيرد.
كشور ما از امكانات سرشاري برخوردار است و شرايط كشور ما قابل قياس با خيلي از كشورها نيست، اگر مسئولان درست برنامهريزي كنند و مردم نيز در اين راستا برنامههاي خود را تنظيم كنند، ما جزو پيشرفتهترين كشورها خواهيم شد.
در زمينه همت و كار مضاعف يكي از نكات مهم ارائه كار درست و سالم است و در همه بخشها بايد به اين مهم توجه لازم صورت گيرد.
با توجه به اين ويژگيها ميتوانيم كشور را آباد كرده و نياز كشور را به خارج را كم كنيم و سبب رشد، ترقي و پيشرفت شويم.
با بهرهگيري درست و بهينه از منابع و همچنين تلاش مضاعف در آيندهاي نزديك نام كشور در جهان خواهد درخشيد.
آيتالله سيدهاشم حسينيبوشهري
واژه
TRIZ
برگرفته شده از حروف اول کلمات در
عبارت روسی زیر میباشد
:
(Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch)
که
برابر انگلیسی آن عبارت
Theory of Inventive Problem Solving (
با مخفف
TIPS)
است که
به معنای نظریه حل ابداعانه مساله میباشد . این دانش در سراسر جهان تحت عنوان
TRIZ
شناخته میشود و متداول شدن این نام به این علت است که بنیانگذار آن ، دانشمند
خلاقیتشناس روسی گنریچ سائولویچ آلتشولر
(G.S. Altshuller)
میباشد
.
دانش TRIZ میتواند در دامنهای از یک طیف مفهومی و گسترهای از تعاریف قرار گیرد که یک انتهای آن نوعی جهانبینی خلاق یا رویکردی جامع به علوم و فناوری و انتهای دیگر آن انواعی از ابزارهای حل خلاق مساله و فنون خلاقیت و نوآوری را شامل گردد .
آلتشولر TRIZ را تحت عنوان علم فناوری خلاقیت و نوآوری میداند ؛ با نتیجهگیری از دیدگاه آلتشولر می توان TRIZ را نوعی علم خلاقیتشناسی (Creatology) دانست .
یکی از دانشمندان برجسته TRIZ به نام سیمون ساورانسکی این دانش را چنین تعریف کرده است :
TRIZ ، یک دانش انسانگرای مبتنی بر روششناسی نظامیافته برای حل ابداعانه مساله است .
همچنین برخی صاحبنظران TRIZ را این چنین تعریف میکنند :
TRIZ عبارت است از نوعی رویکرد الگوریتمی برای حل ابداعانه مسائل فنی و فناورانه .
ابزارهای TRIZ
اصول و روش های زیادی در TRIZ وجود دارند که اساس و پیکره آن را تشکیل می دهند که در ادامه به طور اجمالی در خصوص برخی از آنها بحث می گردد :
4-1 40 اصل ابتکاری و ماتریس تناقضات آلتشولر
آلتشولر با بررسی اختراعات مختلف به ثبت رسیده در دنیا 40 اصل ابتکاری را پیشنهاد کرد. این اصول به مهندسان، جهت دستیابی به راه حل ابداعی مناسب کمک می کند .
وی ماتریسی از تناقضات برای بدست آوردن اصول منطبق با مسئله و تشخیص این که باید از کدام یک از این 40 اصل استفاده شود، ایجاد نمود. وی در این جدول 39 پارامتر مهندسی نظیر وزن، طول، شفافیت و غیره را در ستونها قرار داد (آثار ثانویه نامطلوب) و پارامترهایی که لازم است بهبود یابند را در ردیف ها قرار داد. در خانه هایی که از تقاطع هر سطر و ستون بدست می آمدند، دو یا سه اصل از اصول 40 گانه ابتکاری را که در به دست آوردن راه حل خلاقانه مورد استفاده قرار میگیرند، قرار داد. [5 ]
در حل مسائل مختلف می توان از این روش استفاده نمود، ولی این روش دارای محدودیتی است و آن این است که کاربران در ابتدا باید مسئله را به صورت پارامترهای 39 گانه مهندسی فرموله کنند. و این روش برای حل مسائل پیچیده کاری وقت گیر و دشوار می باشد .
4-2 الگوریتم برای حل مسئله به روش ابداعی (
این روش رویه ای سیستماتیک جهت شناسایی راه حل ها بدون در نظر گرفتن تناقضات است .
بر اساس ماهیت مسئله، تعداد مراحل اجرای آن می تواند از 5 الی 16 مرحله تغییر کند. در این روش ممکن است از یک مسئله فنی غیر واضح و نامعلوم، مسائلی که در لایه های زیرین قرار دارند بیرون آمده و نمایان شوند که برای ما قابل حل می باشند. مراحل پایه ای این رویه عبارتند از :
1. مسئله را فرموله کنید
2. مسئله را به یک مدل تبدیل کنید
3. مدل را تجزیه و تحلیل کنید
4. تناقضات فیزیکی را حل کنید
5. راه حل ایده آل را فرموله کنید[5 ]
4-3 عیین پیشگویانه خطا (AFD)
جلوگیری از بروز خطاهای پیش بینی نشده در توسعه و ایجاد یک محصول جدید از اهمیت زیادی برخوردار است . AFD به طور موثر مکانیزم خطا را کشف میکند و سپس احتمال رخداد آن را بررسی می نماید. به وسیله این تکنیک عواملی که سهم به سزایی در رخداد خطا دارند، برطرف میگردند. [5 ]
4-4 تکامل هدایت شده محصول (DPE)
روش های سنتی پیش بینی سعی دارند که مشخصه های آینده سیستم ها، روش های اجرایی و یا تکنیکها را به وسیله ارزیابی، شبیه سازی و تمایل به ایجاد مدل های احتمالی پیش بینی نمایند. این روشها فقط یک پیش بینی را در اختیار ما می گذارند ولی چگونگی ابداع تکنولوژی پیش بینی شده را به ما نمی دهند .
آلتشولر توانست با مطالعه صدها هزار اختراع به ثبت رسیده، 8 الگویی را که نشان دهنده چگونگی توسعه سیستم های تکنولوژیکی طی دوران مختلف بوده اند، مشخص کند. این مطلب بر مبنای مقایسه " چگونه فکر کردن مردم در مقابل" به چه چیز فکر کردن مردم" بود .
DPE مانند نقشه راهی به سوی آینده می باشد که با استفاده از آن (به جای پیش گویی آینده) می توان به طور سیستماتیک تکنولوژی های آینده را ابداع کرد. [6 ]
همچنین برخی صاحبنظران TRIZ را این چنین تعریف میکنند :
TRIZ عبارت است از نوعی رویکرد الگوریتمی برای حل ابداعانه مسائل فنی و فناورانه .
با توجه به عنوانهای توصیفگر مختلفی که برای نامیدن TRIZ ذکر کردیم میتوانیم به شناخت بیشتری درباره مفهوم کلی دانش TRIZ دست یابیم . در گام آتی تاریخچه این دانش را بیان خواهیم نمود
فواید و کاربردهای TRIZ
با استفاده از دانش TRIZ می توان به نتایج و دستاوردهای متعددی از جمله موارد زیر دست یافت :
1-6-1- دستیابی به نوعی نگرش جامع علمی به ابداعات و اختراعات .
2-6-1- شکل گیری جنبه های بسیار مهمی از علم خلاقیت شناسی .
3-6-1- دستیابی به نوعی جهان بینی خلاق .
4-6-1- کشف انواعی از راه حل ها برای مسائل ابداعی یعنی مسائلی که با روش های معمولی متداول راه حل آنها به دست نمی آید .
5-6-1- دستیابی به بهترین و موثرترین راه حل ها برای انواع مسائل علمی ، فنی ، انسانی و اجتماعی .
6-6-1- پیش بینی روند ابداعات و اختراعات در آینده ( خلاقیت شناسی آینده شناختی )
7-6-1- ارائه آموزش های نوین مبتنی بر TRIZ در مدارس و دانشگاه ها (خلاقیت شناسی پرورشی مبتنی بر TRIZ)
8-6-1- تسهیل و تسریع روند رشد و توسعه علوم و فناوری .
دلایل استفاده از TRIZ
به واسطه وجود محیط رقابتی شدید در دنیا و نیاز مشتری به محصول با کیفیت بالاتر و ارزان تر، نیاز بیشتری به رویکردهای ابداعی در دنیا به وجود آمده است. در حال حاضر فعالیت های علمی باید در سطح بالاتر، با بودجه کمتر و سرعت بیشتری نسبت به گذشته، صورت گیرند. تحقیقات اخیر نشان میدهد که TRIZ بین 70% تا 300% به تولید ایده برای محصولات و خدمات جدید و ایجاد بهبود کیفیت، سرعت می بخشد . TRIZ تکنیکهای مهندسی و تئوری های علمی را به سمت یک چارچوب سوق میدهد. متبحر شدن در فرآیند TRIZ ، فقط این نیست که تیم فنی تمام پتانسیل موجودشان را شناسایی کنند، بلکه TRIZ در ابتدا به آنها یاد آوری میکند که چرا آنها مهندس یا دانشمند بودن را برگزیده اند . TRIZ از راه های مختلفی به این هدف میرسد. یکی از مهمترین راهها این است که ما را برای یافتن راه حل مسئله مان، به نظر افکندن به زمینه های خارج از دانش، تجربه، سازمان، متخصصین و حتی خارج از صنعت خود تشویق میکند (هرچند که این روش برای ما و سازمان مان غیر معمول میباشد). [4 ]
بکارگیری TRIZ یعنی بازگشت به اصول اولیه، ولی معمولا ً در این راه از اصول، علوم و راه حل های مهندسی که برای ما آشنا نیستند استفاده می نماییم. این فرآیند با تجزیه تمام مسائل به وظایف بنیادی طراحی شان و با القاء درک کاملی از اساس مسئله ای که با آن دست به گریبانیم ساده میگردد. با بکارگیری TRIZ ما در مسیر یافتن راه حل ها قرار می گیریم و در می یابیم که چگونه دیگران مشکلات مشابهی را در تمام زمینه های علمی و مهندسی بدین وسیله حل نموده اند .
با بکارگیری TRIZ میتوانیم با یک روش سیستماتیک به عصاره و چکیده تمام راه حل های مسائلی که بشریت با آنها روبرو بوده است، دسترسی پیدا کنیم. و با توجه به مفهوم TRIZ در می یابیم که تمام مسائل قبلا ً به طریقی حل شده اند. مطمئنا ً در صورت عدم استفاده از TRIZ زمان زیادی هدر خواهد رفت. [5 ]
درست مثل اینکه به جای کشف راه حل هوشمندانه ای برای بهبود بخشیدن به عملکرد چرخ، آن را دوباره اختراع کنیم .
TRIZ ما را به سمت راه حل هایی که نیاز داریم، راه حل هایی که وجود دارند و راه حل هایی که ابداعی هستند ولی بدون TRIZ معمولا ً امکان درک آنها را نداریم، هدایت می کند .
ضمنا ً ، بررسی اساس تمام ابداعات و اختراعات به ثبت رسیده در جهان نشان میدهد که هزاران ساعت نیروی انسانی صرف حل مسائل مشابهی شده است که انسانها در زمینه های مختلفی با آن سر در گریبان بوده اند و در نهایت پس از حل آنها، به نتایج مشابهی دست یافته اند. [4 ]
آنچه که TRIZ انجام میدهد این است که با طبقه بندی این راه حل های هوشمندانه، راه های ابداعی حل هر مسئله ای را شناسایی میکند .
مفهوم تناقض
در دانش TRIZ مفهوم تناقض از مفاهیم بنیادی و اصلی است . منظور از تناقض دو ویژگی یا وضعیت متعارض یا متضاد با یکدیگر می باشد .
اگر چنانچه بین دو ویژگی یک سیستم حالت تضاد و ضد و نقیض بودن وجود داشته باشد یعنی ایجاد تغییر مثبت در یک ویژگی (مثلا افزایش کیفیت یک محصول ) منجر به ایجاد تغییر منفی در یک ویژگی دیگر(مثلا ازدیاد قیمت محصول ) بشود در این صورت سیستم دچار تناقض می باشد .
دانش TRIZ بیان می دارد که مسئله ابداعی با وجود نوعی تناقض همراه است و حل مسئله (مثلا اختراع) هنگامی روی می دهد که این تناقض برطرف شود .
یکی از مهم ترین نقش های TRIZ ، شناسائی و تحلیل تناقض ها و ارائه راهکارهای بر طرف نمودن آن می باشد .
- مثالی درباره تناقض:ی از مهم ترین مسئله های باز (مسئله ابداعی یا غیر معمولی) در حوزه سلامت انسان و پزشکی ناشی از بیماری سرطان است که در اثر آن سیستم بخشی از سلول ها از تعادل خارج شده و به رشد غیر معمولی دچار می شوند . رویکرد کلی درمانی (مثل شیمی درمانی یا پرتودرمانی ) بر آن است که جلوی رشد غیر اصولی سلول های غیر متعادل به طریقی گرفته شده و از بین بروند .
در این موضوع این تناقض اصلی وجود دارد که دارو یا پرتو دارای تاثیر مثبت بر سلول های سرطانی (توقف رشد و از بین رفتن سلول های سرطانی) و تاثیر منفی بر سلول های سالم (آسیب به سلول های سالم) می باشد .
انتظار می رود چنانچه این تناقض برطرف شود آنگاه داروی قاطع درمان این بیماری نیز ابداع یا کشف گردیده و به عبارتی مسئله مذکور حل شده است .
2-4- انواع تناقض
در دانش TRIZ به منظور شناخت بهتر ، انواع تناقض ها به دو دسته اصلی تقسیم شده اند. بنابراین هر مسئله ابداعی ممکن است با یک یا چند نوع از تناقض ها همراه باشد .
1- تناقض یا تضاد فنی (Technical Contradiction) :
منظور از تناقض فنی در یک سیستم فنی «وجود یک رابطه متضاد و ضد و نقیض بین دو ویژگی یک سیستم یعنی تعارض بین دو زیر سیستم آن» می باشد .
درسیستمی که تناقض وجود دارد یک تغییر مثبت در یک زیرسیستم ، منجر به بروز یک نتیجه منفی در زیر سیستم دیگر می شود. مسئله ابداعی ، مسئله ای است که دارای تناقض بوده و حل آن مستلزم رفع وضعیت تناقض است ، به عبارتی راه حل مسئله ابداعی در واقع راه حل رفع تناقض می باشد .
مثال های زیر بیانگر تناقض یا تضاد فنی می باشند :
- افزایش کیفیت عامل A در سیستم، منجر می شود به: کاهش کیفیت عامل B در همان سیستم
- افزایش قط لوله (افزایش استحکام) ، منجر می شود به : افزایش وزن لوله
- افزایش سرعت خودرو ، منجر می شود به : افزایش مصرف سوخت
- افزایش کیفیت محصول X ، منجر می شود به : افزایش قیمت آن .
2- تناقض یا تضاد فیزیکی (Physical Contradiction)
منظور از تناقض یا تضاد فیزیکی وجود همزمان هماهنگی و تعارض می باشد. در این حالت ایجاد تغییر در یک زیر سیستم به طور همزمان از یک طرف منجر به ایجاد یک نتیجه مثبت و در عین حال از طرف دیگر منجر به بروز یک نتیجه منفی می شود .
مثال
در یک ترانزیستور ، اگر ولتاژ افزایش یابد در نتیجه آستانه ولتاژ (که یک نتیجه خوب است) افزایش می یابد ولی از طرف دیگر آنگاه ترانزیستور در فرکانس های پائین تری عمل خواهد کرد (نتیجه منفی) حال اگر ولتاژ کاهش یابد آنگاه ترانزیستور می تواند در فرکانس های بالاتر عمل کند (نتیجه مثبت) اما از طرفی در اثر آن تغییرات سریع ولتاژ موجب عملکرد غیر قابل پیش بینی و نامطلوب ترانزیستور می شود ( نتیجه منفی ) .
- در یک چیپ نیمه هادی ، کاهش ثابت دی الکتریک از یک طرف منجر به کاهش پارازیت ها می شود (نتیجه مطلوب) ولی از طرف دیگر امکان ذخیره سازی اطلاعات کاهش می یابد (نتیجه نامطلوب) و با افزایش ثابت دی الکتریک وضعیت ذکر شده جابه جا می شود .
دانش TRIZ در مواجهه بامسئله های ابداعی و به عبارتی در مواجهه با تناقض ها ابزارهای موثری مانند ماتریس تناقض ها و 40 اصل ابداعی برای شناسائی و رفع تناقض ها در سیستم و به عبارتی حل مسئله ابداعی ارائه می نماید .
سید محمدمهدی جعفری، شارح و مترجم برگزیده نهج البلاغه با اشاره به نامگذاری سال 89 به عنوان سال همت و کار مضاعف گفت: در نهج البلاغه امام علی علیهالسلام موضع روشنی نسبت به کار و تلاش وجود دارد و این امام همام، همواره انسان را به کار و تلاش تشویق کرده است.
وی با بیان این که مبانی همت، کار و تلاش از نهج البلاغه قابل استخراج است، افزود: امام علی علیهالسلام نه تنها برای دنیا بلکه برای آخرت نیز به فعالیت و کار تأکید میفرمودند و در جمله معروفی از وی، عبارت «العمل العمل» بیان شده است.
جعفری در تبیین معنای عبارت «العمل العمل» گفت: این عبارت در اصطلاح علوم بلاغی به معنای «اغراء» یعنی «تشویق کردن» است. امیرالمؤمنین انسان را به استفاده از فرصتها تشویق میکند و او را به مسیر «عمل» سوق میدهد، چون این دنیا محل عمل و جهان آخرت، محل حسابرسی است.
مدیر گروه نهج البلاغه دانشکده علوم حدیث با تأکید بر این که امام علی علیهالسلام عمل اخروی و دنیوی را جدا از یکدیگر نمیدانست، اظهار داشت: امیرالمؤمنین میفرمود: انسان نباید چنان به دنیا بچسبد که گویی هیچ هدفی جز پرداختن به دنیا ندارد و همچنین نباید آنچنان تارک دنیا شود که تنها برای آخرت بکوشد و زندگیاش دچار اختلال شود.
وی با اشاره به خطبه 208 نهج البلاغه اظهار داشت: پس از جنگ جمل، هنگامی که امیر المؤمنین وارد بصره شد، به عیادت یکی از دوستان خویش به نام «ربیع بن زیاد حارثی» رفت که از ناحیه چشم مجروح شده بود. امام هنگامی که به منزل وی مراجعه کرد، با خانهای بسیار فراخ مواجه شد و پس از جویا شدن احوال ربیع، در پاسخ وی مبنی بر آرزو کردن مرگ فرمود: پس این خانه فراخ و وسیع را برای چه میخواهی؟ ربیع در پاسخ به امام فرمود: من چه باید بکنم؟ امام پاسخ داد: البته اگر در این خانه حقوق الهی پرداخت شود، به نیاز مستمندان رسیدگی شود و آنها را میهمان این خانه کنی، اشکالی ندارد و میتوانی در همین خانه به وظایف انسانی خود عمل کنی.
استاد جعفری افزود: ربیع به امام فرمود که ای امیر المؤمنین! برادرم «عاصم» را دریاب که در گوشهای نشسته و لباس ژنده و پشمینه پوشیده است و به دنیا نمیپردازد. امام با شنیدن این سخن برآشفت و برادر وی را احضار کرد و وقتی احوال وی را مشاهده کرد، بر سرش فریاد زد: «ای دشمنک نفس خویش! تو کوچکتر از آن هستی که خداوند نعمتی به تو بدهد و از آن استفاده نکنی.»
استاد با بیان این که به کار بردن عبارت «دشمنک» از سوی امام از روی تعمّد و برای تحقیر عاصم به کار رفته است، ادامه داد: در این هنگام، عاصم با تعجب به امام علیهالسلام فرمود: ای امیر المؤمنین! تو خود در خوراک و لباس از من نیز سادهتر هستی، پس چگونه مرا به پرداختن به دنیا امر میکنی؟ امام فرمود: اشتباه نکن، مسئولیت من، همگانی و عام است و باید خود را در حد پایینترین شخص اجتماع قرار دهم تا مبادا فقر او باعث طغیانش شود، اما تو مسئول خود و خانواده خویش هستی و باید برای فراهم کردن رفاه خود و خانوادهات بکوشی، ضمن این که به وظیفه دینی و اخروی خویش نیز باید رسیدگی کنی.
جعفری در پایان تصریح کرد: امام علی علیهالسلام همواره امر به رعایت اعتدال میکرد و به کار کردن برای یک زندگی انسانی متعادل و متوسط در این جهان و غافل نشدن از وظایف اخروی اعتقاد داشت.
بانک فدرال رزرو دالاس در طول سال برای معلمان دبیرستانهای تگزاس، لوییزیانا و نیومکزیکو برنامههای آموزشی اقتصادی ترتیب میدهد.
هدف دوره، آموزش نظام سرمایهداری آزاد به دانشآموزان است. کانداس آلن، معلم دبیرستان، در کارگاه آموزشی معلمان سخنرانی زیر را ایراد نمود. او رفتار با کارآفرینان- شمعهای موتور اقتصادی - را به مثابه رفتار با قهرمانان خواند چرا که یا قهرمانند یا باید قهرمان خوانده شوند. آنان ریسکپذیرها و نوآورانی هستند که تمام تلاششان در تبدیل رویاهایشان به واقعیتهای زندگی ما است. آنها در این فرآیند همه ما را توانگر میسازند. در دورهای که دانشآموزان و والدینشان، فوتبالیستها را به خاطر هماهنگی بالای پا با چشم و ستارههای هنری را به خاطر نشان تجاری خاصشان مورد ستایش قرار میدهند، چرا نباید نگاهها را به افرادی در بین خودمان جلب کنیم که نیرو و انرژی را وارد دست نامریی آدام اسمیت میکنند؟
درباره نویسنده: خانم کانداس آلن، نشانها و جوایز محلی، ایالتی و ملی را به عنوان آموزگار برتر در کلرادو دریافت کرده است. جوایز بیشمار وی شامل جایزه ملی میلکن در سال
۱۹۹۳
به خاطر رویکردهای نوآورانه در آموزش و مدیریت کیفیت جامع در کلاس درس و نفر دوم در جایزه ملی بنیاد آموزش اقتصاد در
۱۹۹۵
به خاطر عملکرد عالی در رقابت آموزش اقتصاد دریافت کرد. کانداس در رشته مطالعات اجتماعی با تاکید خاص بر روانشناسی و اقتصاد تدریس میکند. او در چندین سازمان حرفهای شامل عضویت در هیات اجرایی انجمن آموزش کارآفرینی خصوصی فعال است.
قهرمان کیست؟ برای بعضیها، قهرمان نمایانگر کسی است که با ارزشهای بسیار قدیمی همچون صداقت، کمال، شجاعت و غیرت زندگی میکند. برای بعضی دیگر او کسی است که ثابت قدم بوده یا نمونه خوبی برای تقلید و الگوپذیری آیندگان محسوب میشود. به نظر خیلیها قهرمان بودن یعنی فداکاری و حتی قربانی کردن خود به خاطر دیگران و بعضی دیگر تنها افراد مشهور را قهرمان میدانند، چرا که این افراد مورد توجه و زبانزد خاص و عام هستند.
جوزف کمپبل، کارشناس مشهور اسطورهشناسی و ادبیات جهان، مسیر عالمگیر قهرمانی را در زمان و فرهنگ تشریح میکند. من اجازه گمانهزنی در این باره را به خود دادم که او احتمالا خواهد گفت هیچکدام از روشهای ذکر شده در بالا برای نگاه و تعریف قهرمانان اشتباه نیستند، بلکه در نشاندادن ابعاد یا ویژگیهای یک قهرمان ناقص هستند.
کمپبل در بسیاری از کارهای خود ثابت میکند هر جامعهای هم قهرمان داشته و هم نیاز به قهرمان دارد. قهرمانان بازتابدهنده امیدهایی هستند که به زندگی ما معنا میدهند و ارزشها و کمالاتی که برای ما قابل احتراماند. با تکریم قهرمانهایمان به گذشته خود احترام گذاردهایم، به نسل حاضر انرژی و نیرو بخشیده و آیندهمان را شکل دادهایم. کمپبل با مطالعه همه فرهنگهای شناخته شده به این نتیجه رسید که گر چه جزئیات فعالیتهای قهرمانانه در طول زمان تغییر مییابند، اما در همه فرهنگها مسیر معمول قهرمانی از سه مرحله میگذرد.
نخستین مرحله، حرکت از شناختهها و راحتیها، به سوی ناشناختهها، ریسک رویارویی با شکست و زیان و جسارت پیشرفتن به سوی اهداف یا عقاید بزرگتر است. مرحله دوم مواجه شدن با سختیها و چالشها و جمع کردن تمام قوا و نیرو برای غلبه کردن یا کشف کردن است. مرحله سوم بازگشت به جامعه با در دست داشتن چیزی جدیدتر و بهتر از آنچه که قبلا وجود داشته است. نهایتا قهرمان نمایانگر تازگی است، موسس یک عصر جدید، مذهب جدید، شهر جدید، بانی روش جدید زندگی یا حفظ یک روستا در برابر آسیبها، بانی فرآیندها یا محصولاتی که سبب بهتر شدن وضع زندگی مردم در جامعه و دنیا میشود.
آنچه در اینجا میخواهم بحث کنم این است که در دنیای مدرن ما، خالقان ثروت-کارآفرینان- واقعا مسیر قهرمانی را میپیمایند و به مانند قهرمانانی که با اژدها میجنگند و بر شیطان غلبه مییابند، شجاعت و جسارت به خرج میدهند.
در نخستین مرحله سفر قهرمانانه متوجه میشویم کارآفرین جرات فراتر رفتن از دنیای روشها و ضوابط پذیرفته شده را دارد. او پافشاری میورزد «راه بهتری وجود دارد و من آن را خواهم یافت». برخلاف بسیاری از ما که زیر چالشهای دنیای کنونی و روزمره کمر خم کردهایم، او خوشبین بوده و با تنظیم دوباره چیزهایی که در اینجا هست، قادر است چیزهایی را بیشتر از آنچه هست ببیند. کارآفرین بدون توجه به حرف دیگران در مورد امکانپذیری یا عدم امکان چیزی، در جستوجوی چیزهایی فراتر از رضایت کنونی پیش میرود. در این مرحله انگیزه کسانی که به دنبال ریسک میروند و دنیای شناختهها را ترک میکنند، متفاوت است. بعضیها به دنبال کسب ثروت یا شهرت هستند، بعضی دیگر میخواهند وضع زندگی خود، خانواده و اجتماعشان را بهبود بخشند، برخی صرفا بدنبال ماجراجوییاند و بقیه میخواهند تواناییهای محدود خویش را به چالش بکشند.
ویژگی کارآفرینان انرژی بیحد و حصر آنها، رویاهای بسیار بزرگ و تصمیم جدی برای رفتن به سمت ناشناختهها است. آنها مترصد استفاده از فرصتها بوده و آگاهانه به دنبال فرصتی برای به چالش کشیدن وضعیت موجودند و اغلب با شکست خوردن میآموزند تا زمانبندی بهتری انجام دهند و یاد میگیرند چگونه توازنی بین انجام آنی کارها و صبر و شکیبایی برقرار سازند. بدین ترتیب به دومین مرحله از سفر کلاسیک قهرمانی میرسیم.
در این مرحله، کارآفرین خود را در عدمقطعیت قلمروهای ناآشنا مییابد. همه چیز مشروط و مخاطرهآمیز است. قهرمان به خاطر عقیده، هدف، رویا و آرزویی که از خودش برتر و بزرگتر میداند، فداکاری و ازخودگذشتگی میکند. امنیت و راحتی کنونیاش متزلزل شده و اهمیتی برایش ندارد. هیچ توافق عمومی بر سر اینکه آن هدف برتر و بزرگتر چه باید باشد وجود ندارد. به طور مثال در حرفه من، معلم کارآفرینی که بهدنبال یافتن راه آموزشی بهتر و سودمندتر از آموزشهای دولتی به پسر بچهها است، دارای هدف بزرگی است که او را به جلو میراند. ولی در عین حال ممکن است همکاران وی در این حرفه، او را خائن قلمداد کنند. تصور کنید معلمی از سایبان بوروکراتیک حفاظت شده ما بیرون میرود و آموزشگاه تدریس زبان انگلیسی و علوم اقتصادی تاسیس میکند تا با مدارس و والدین دانشآموزان قرارداد ببندد. صرف نظر از اینکه چه عاملی باعث میشود تا زندگی خود را وقف این کار کند، دومین مرحله جستوجوی قهرمانی مستلزم داشتن نیروی محرک و بسیار قوی است.
در این مرحله کارآفرین بر وضعیت نامطمئن منابع فائق میآید و تلاش میکند ترتیبات منابع کنونی را به نحوی متفاوت و ارزشمند سامان دهد. امروزه خلق ثروت، دیگر به کشف منابع فیزیکی کره زمین بستگی ندارد، بلکه به نیروی ذهن برای تنظیم و سازماندهی مجدد منابع نیازمند است. انرژی فوقالعاده کارآفرین مانع از تسلیم شدن او به اشتباهات و شکستها میشود و ذات مستحکم و متهورش به مانند نیروهایی نامشهود باعث میشود که او آنچنان تلاش نماید تا بتواند به ایدههایش جامه عمل بپوشاند.
این فعالیت با ریسک بالا، فرآیند کشف نیروی محرکه میباشد و بستری برای پیداکردن فرصتهای سودمند است. در این مرحله است که او مورد انتقاد و مخالفت کسانی قرار میگیرد که با کنترل اوضاع کنونی، منافع خاصشان تامین میشود.
سومین مرحله سفر زمانی شروع میشود که کارآفرین به این امید که محصول، فرآیند یا خدمتش با مقبولیت چشمگیری روبهرو شود به جامعه برمیگردد. در واقع خرید محصولات یا خدمات جدید توسط مشتری نشانه موفقیت او است. دستیابی به سود بیشتر ارزش ثروت تولید شده را بالاتر میبرد. این سودها پاداشی به وی هستند به خاطر منافع فزایندهای که برای افراد جامعه داشته است و به عنوان خالق ثروت، کارآفرین بانی اجتماعی خیر میشود. کارآفرین قهرمان به پیشبینی آنچه آینده از او تقاضا میکند ادامه میدهد. او دیگر تاجری معمولی نیست که مشغولیت اصلیاش صرفا برگشت سرمایه، ضرر ندادن یا حفظ سهم بازار باشد. همچنین به دنبال کمکهای دولتی یا انحصارطلبی نیست. برای او هدف، جسارت دوباره و دوباره رفتن به سمت ناشناختهها برای خلق و آوردن چیزی است که افراد جامعه آنرا ارج مینهند .
همه کسانی که در جستوجوی قهرمانیاند موفق نمیشوند. حدود
۸۰
درصد کسبوکارهای جدید در مدت کوتاهی شکست میخورند، اما باید به یاد داشته باشیم که سه چهارم شغلهای جدید هر ساله از کسب و کارهای ایجاد میشوند که کمتر از چهار سال عمر دارند. گرچه شرکتهای بزرگ تثبیت شده بیشتر به چشم میآیند، اما جای فعالیتهای کارآفرینی، همین شرکتها و کسب و کارهای کوچک است. بهترین الگوها و نمونهها در پرفروشهای کسب و کار معمولا از شرکتهای بزرگ موفق میآیند، اما به گفته هرمن سیمون نویسنده کتاب «قهرمانان پنهان: درسهایی از
۵۰۰
شرکت برتر دنیا»، شرکتهایی با عملکرد عالی که کمتر شناخته شدهاند از
۲
،
۳
، یا
۲۰
نفر از بهترینهای کارآفرینی تشکیل شدهاند که
۵۰
درصد،
۷۰
درصد یا
۹۰
درصد سهم بازار دنیا را در کنترل دارند. به طور مثال، سنت جودمدیکال
۶۰
درصد بازار دریچههای مصنوعی قلب دنیا را در اختیار دارد. در دنیای امروز این خود فرد (یا گروه کوچکی از افراد) است که به کاوشهای بزرگ دست میزند تا جامعه خود را به سرعت تغییر دهد.
درسی که میگیریم، این است که گرچه بازار، قاضی بیرحم و سرسختی است، اما باز هم افرادی مشتاقانه ریسک شکست را میپذیرند و هنگامی که بعد از بارها و بارها شکست، به موفقیت میرسند میفهمند هیچ شکستی پایان راه نیست. اثر تجمعی این نگرش کارآفرینانه این است که میتوانیم به آینده خوشبین باشیم، از آنجا که فرصتهای زیادی برای ماجراجویی وجود دارد. اکثر قهرمانان به خاطر پیشبرد و مشارکت سریعشان ناشناخته ماندهاند، چرا که فرصت لازم برای مطرح شدن آنها به صورت فردی میسر نشده است. این همه دلایلی است که برای درک نقش کارآفرینان در مسیر قهرمانی ذکر شد.
اگر همه ما فقط به یک یا دو فرآیند در زندگی که بدیهی فرض میکنیم توجه و تمرکز میکردیم، میدیدیم که چگونه زندگیمان به خاطر فعالیتهای کارآفرینانهای که با انضباط سفتوسخت تحمیلی از سوی نیروهای موجود در بازار، محدود میگردند، تغییر کرده است.
هنگامی که دختر بچه بودم، پنیسیلین تازه کشف شده بود و مادران دیگر فرزندانشان را به خاطر عفونتهای گوش از دست نمیدادند. تلویزیون در دسترس نبود و من برنامه «سایه» را از رادیوهای قدیمی بزرگ گوش میدادم. در هوگو روستای کوچکی در کلرادو که من در آنجا بزرگ شدم، هنوز تلفن وسیلهای تجملی محسوب میشد. شماره تلفن خاله لولایم
۱۷
بود و زمانی که میخواستم با او حرف بزنم، باید اول با اپراتور محلی، آلما، تماس میگرفتم. تماسهای راه دور خیلی نادر بود و تماسهای بینالمللی اصلا وجود نداشت. در سال
۱۹۵۶
اولین کابل تماس با آن طرف اقیانوس اطلس به راه افتاد که تنها در هر دفعه
۳۶
تماس میتوانست برقرار کند. در اواخر سال
۱۹۶۶
، فقط
۱۳۸
تماس همزمان بین اروپا و آمریکای شمالی برقرار میشد که الان به
۵/۱
میلیون تماس رسیده است. امروزه تلفن در همه جا وجود دارد و اکثر دانشآموزان تلفن همراه دارند.
و البته من که در اوج نرخ افزایش جمعیت در اواخر دهه
۱۹۴۰
، ده سال بعد از جنگ جهانی دوم به دنیا آمدم هرگز از کامپیوتر چیزی نشنیده بودم. طی برآوردهای انجام شده اگر همین پیشرفت
۳۰
ساله اخیر در زمینه کامپیوتر در زمینه خودرو نیز شکل میگرفت، الان بهترین مرسدس بنز قیمتی حدود
۱۹/۱
دلار داشت و
۵/۱
میلیون کیلومتر مسافت را با یک لیتر بنزین طی میکرد.
در سال
۱۹۵۲
جان کنت گالبریت گفت: «اکثر اختراعات آسان و ارزان، ساخته شدهاند». امروزه این گفته برای ما احمقانه به نظر میرسد. تغییرات به وجود آمده از زمان بچگی ما در مقایسه با تغییراتی که در دهه آینده شاهد آن خواهیم بود دیگر به چشم نمیآیند.
پس چرا کارآفرینان در بهترین حالت، به دست فراموشی سپرده میشوند و به آنها اهمیت داده نمیشود و در بدترین حالت، به عنوان «سلاطین غارتگر» که از دیگران سوء استفاده میکنند، مورد انتقاد قرار میگیرند؟
دلایل زیادی هست که چرا کارآفرینان در مقایسه با افراد مشهور، بیشتر مورد انتقاد قرار میگیرند. یکی از دلایل اصلی، سونگری سیاسی است که علیه آنها وجود دارد. همچنان که کنترل دولت روی اقتصاد افزایش مییابد، انگیزه به شرکای سیاسی بانفوذ میدهد تا اعتبار کارآفرینان را از بین ببرند. کمتر نیروی اقتصادی پیدا میشود که به اندازه کارآفرینی اختلالزا و دردسرزا باشد. کارآفرینان موفق با جهشهای بزرگ از مرزهای شناخته شده گذر میکنند و به فراسوی محصولات و فرآیندهای کهنه و از کار افتاده میروند. به تعبیر جوزف شومپیتر «تخریب سازنده». اما در حالی که این تخریب برای پیشرفت عمومی جامعه ضروری است هر عمل تخریبی از این دست، باعث ضربه زدن به کسانی میشود که در وضعیت موجود ثروت به هم زدهاند و نمیخواهند این وضعیت تغییر کند. هر گروهی از آن نوع پیشرفتی استقبال میکند که هزینهها را به دوش بقیه گروهها بیندازد و مانع تغییری میشوند که آنها را متحمل صرف هزینه نماید. اما هر چقدر گروههای بیشتری بتوانند موفق به تضمین چنین حمایتهایی برای خود شوند، افراد کمتری از پیشرفت اقتصادی که احتمال آن میرفت، نفع خواهند برد و هر چقدر دولت بزرگتر شود، نیروی بیشتری هم علیه پیشرفت شکل میگیرد. در حالی که کارآفرین با داشتن ایده برتر میتواند مشتریان زیادی را از غولهای شرکتی موجود در رقابت بازار به سمت خود جلب نماید، اما نمیتواند شهروندان زیادی را بر علیه موانع دولتی آن رقابت بسیج کند.
دلیل دیگر محکومیت کارآفرینان از آنجا ناشی میشود که رابطه نوآوری آنها با پیشرفت اقتصادی غیرمستقیم است و خیلیها متوجه آن نمیشوند. به طور مثال عده کمی کار بزرگ بیلگیتس و مایکلمیلکن را متوجه میشوند. زمانی که این عدم آشنایی و آگاهی، خوراک سیاسی شود، کارآفرینانی که بیشترین تلاش را در جهت پیشرفت اقتصادی کردهاند، در معرض اتهام به عنوان یک فرد رذل ضد اجتماعی قرار میگیرند.
دلیل اصلی خصومت با سرمایهداران موفق و نظام سرمایهداری که باعث موفقیت آنها میشود، به دلایلی به جز دلایل سیاسی نیز برمیگردد. افراد کمی از چگونگی کارکرد سرمایهداری مطلعاند و اکثرا تمایل دارند فقط هزینههای متمرکزی را که رقابت بازار به وجود آورده ببینند و از منافع گوناگون و پراکنده حاصل از رقابت بازار را امری بدیهی بنگرند. تلاش برای توضیح اینکه چگونه دست نامریی بازار عمل میکند به تودههای مردمی که تا پیش از این در برابر ایدههای رقابت و سود موضع خصمانه میگرفتند کار آسانی نیست. خیلی از کسانی که کارآفرین نیستند، با پاداش دادن سیستم اقتصادی به خالقان ثروتی که آن ثروت را بر اساس زحمات و مشارکتهای عالی خویش شکل دادهاند، مخالفت میورزند.
مشهورترین عضو مکتب اقتصاد اتریشی به نام لودویگ فون میزس متوجه شد شخصی که مشاهده میکند دیگران به موفقیت اقتصادی بسیار بیشتری نسبت به وی رسیدهاند، با این عقیده که خالقان ثروت استحقاق بیشتری به آن ثروت نسبت به وی دارند، مخالفت میورزد.
همچنین برداشت افراد تحصیلکرده، بیشتر از آنچه که تصور میشود تحت تاثیر عقاید افراد فرهیخته در محیطهای نخبهپرور دانشگاهی است؛ روشنفکرانی که آنچه را به عنوان سرمایهداری میبینند و انرژی کارآفرینانهای که آن را به جلو میبرد، معمولا تحقیر میکنند.
در دانشگاههای ما، دانشگاهیان (به مانند گروههای دیگر در جاهای دیگر) دوست دارند تاثیرگذار باشند و مهم شمرده شوند. دانشجویان علوم اجتماعی و انسانی، تنها با مشاهده، تشریح و توصیف مسائل قانع نمیشوند.
بسیاری از آنها میخواهند جامعه را عوض کنند و همان طور که توماس سوئل مکررا گفته، آنها احساس گناه میکنند چرا که فکر میکنند باید با استفاده از تخصصشان، فعالیتهای دولتی را هدفمند و به پیشرفت جامعه کمک کنند. دستیابی به امتیازات آکادمیک از طریق داشتن مسوولیت برای تغییرات اجتماعی فرصتی است که خیلیها نمیتوانند نادیده بگیرند.
یکی از برجستهترین نکات در درک این موضوع که چرا کارآفرینان به رسمیت شناخته نمیشوند این است که حتی وفادارترین پشتیبانان نظام سرمایهداری کار کارآفرینان را بیارزش و حتی اهمیت آنها را فراموش میکنند. اقتصاددانانی که زیرشاخهای به نام «تاریخ اقتصادی جدید» به راه انداختهاند، در میان اثرگذارترین افرادی هستند که روابط تصادفی بین بازار و پیشرفت اقتصادی را شرح میدهند. هنوز اکثر تاریخدانان اقتصادی جدید اهمیت کارآفرینان را نادیده میگیرند و با قراردادن آنها در زمره قهرمانان مخالفت میکنند.
به طور مثال رابرت توماس از دانشگاه واشینگتن اهمیت آنها را چه به صورت فردی و چه گروهی نادیده میگیرد. به گفته او، کارآفرین موفق برای اقتصاد مهمتر از دونده برنده در مسابقه دو سرعت نیست. برنده افتخار کسب میکند اما اگر در مسابقه شرکت نمیکرد دونده دیگری در کمتر از یک ثانیه با رسیدن به خط پایان برنده میشد و تماشاگران به همان اندازه قبل (زمانی که برنده قبلی در مسابقه بود) از دیدن مسابقه لذت میبردند. اگر هنری فورد یا بیل گیتس یا هر کارآفرین موفق دیگری، پیشقدم بودن خود را اعلام نکند، بلافاصله کس دیگری این کار را خواهد کرد. بنابراین به روایت توماس اثبات حقانیت کمالات آنها کار سختی میشود. اما این دیدگاه باید به چالش کشیده شود.
به قیاس توماس درباره مسابقه دو برمیگردیم. اگر دوندگان و آمادگی آنها قبل و در طول مسابقه صرفا امری خدادادی تصور شود، پس بدون شک خارج کردن نفر برنده از مسابقه، از منافع برنده شدن نمیکاهد. اما هویت، تلاش و آمادگی دوندگان را نمیتوان صرفا امری خدادادی در نظر گرفت. آنها تحت تاثیر تشویق و تکریمهای اجتماعی هستند که برای فرد برنده تدارک دیده شده است. وقتی دوندگان مسابقه جلوی چشم عموم مورد احترام واقع شوند افرادی با بهترین استعدادها تمایل به دونده شدن پیدا میکنند و در نتیجه سختتر تمرین میکنند و سریعتر میدوند.
این واقعیت که اگر کارآفرین موفق شود سود میبرد، دلیلی قانعکننده برای اینکه بگوییم انگیزه کارآفرینی متاثر از تلقی و نگرش عمومی نیست، نمیباشد.
نکتهای که در اینجا اشاره میکنم این است که نگرش عمومی در واقع حاصل جمع نگرشهای یکایک شهروندان است. اگر شهروندان به ویژگیهایی که کارآفرینان را قادر به رفتن به ورای محدودیتهای متصور شده ممکن میکند احترام نگذارند و محیطی که به آنها اجازه و پاداش این کار را میدهد برایشان فراهم نیاورند، پس میدان را در اختیار اهل سیاست و مشتریان رانتجو و دارای منافع خاص آنها میگذارند که به دنبال توجیهاتی برای مالیات بستن بر دستاوردهای مادی خلاقان موفق هستند.اینکه در یک قرن گذشته هر زمان احترام عمومی نسبت به کارآفرینان کمرنگ شده است، موانع قانونی علیه آنچه به بهترین نحو مالیاتستانی تنبیهی از موفقیت اقتصادی افزایش یافته است، به هیچوجه تصادفی نیست.
درست مانند جامعهای که به خاطر عدم احترام به برندگان مسابقات، تعداد دوندگانش در مقایسه با جامعهای که در آن دوندگان از احترام برخوردارند، کمتر است، عدم احترام به کارآفرینان نیز همین حالت را پدید میآورد.
آخرین دلیلی که کارآفرینان حتی در مسیر قهرمانی به ندرت قهرمان خوانده میشوند: همیشه در تعریف کارآفرین و کمالات او به جای صحبت در مورد خلق چیزهایی که او با آوردن آنها زندگی مردم را اندکی یا بسیار زیاد بهبود بخشیده، فداکاری و از خودگذشتگی او مطرح میشود. تا زمانی که سود دریافتی کارآفرین به صورت پاداشی از یک بازی با حاصل جمع صفر تلقی شود به طوری که کارآفرین به قیمت زیان دیدن دیگران سود میبرد، او بدنام خواهد بود و در بهترین حالت با بیتفاوتی نسبت به او رفتار خواهد شد. و هنگامی که این مانع نگرشی، به شکل سیاسی خود را در قالبهایی مثل مقررات محدودیتزای دولتی، محدودیتهای تجاری، گروههای انحصاری با منافع خاص، تحت حمایت دولت و مالیاتهای سنگین نشان دهد، ما همه زیان میکنیم.
منبع : سایت آفتاب
حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم برای ایجاد انگیزه تولید و کسب درآمد در وجود مسلمانان، از روشهای مختلفی بهره میگرفت که به برخی از آنان اشاره میشود:
الف) زمینه سازی برای رشد استعدادها
مردی از اصحاب در تنگنای زندگی قرار گرفت. وی که دارای شغل مناسبی نبود و بسیاری اوقات از بیکاری رنج میبرد، خانه نشین شد. روزی همسرش به وی گفت: ای کاش به محضر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میرفتی و از او درخواست کمک مینمودی! مرد با پیشنهاد همسرش به حضور رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم رفت. هنگامی که چشم حضرت به او افتاد، فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَیناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنی اَغْناهُ اللّهُ؛ هرکس از ما کمک بخواهد، ما به او یاری میکنیم ولی اگر بینیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند، خداوند او را بینیاز میکند.»






او پیش خود فکر کرد که مقصود پیامبر، من هستم و بدون این که سخنی بگوید، به خانه برگشت و ماجرا را برای همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم هم بشر است. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به وضع زندگی نکبت بار و پر مشقّت خود آگاه کن.
مرد ناچار برای بار دوم به حضور پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم رفت اما قبل از این که حرفی بزند، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم همان سخن قبلی را تکرار کرده و فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَیناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنی اَغْناهُ اللّهُ.» بازهم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولی چون خود را همچنان در چنگال فقر و بیکاری، ضعیف و ناتوان میدید، برای سومین بار با همان نیّت به مجلس رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم رفت. باز هم لبهای رسول اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم به حرکت در آمد و با همان آهنگ ـ که به دل، قوّت و به روح، اطمینان میبخشیدـ همان جمله را تکرار کرد. این بار اطمینان بیشتری در قلب خود احساس نمود؛ حس کرد که کلید مشکل خویش را در همین جمله یافته است. وقتی که خارج شد، با قدمهای مطمئنتری راه میرفت. با خود فکر میکرد که دیگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. به خدا تکیه میکنم و از نیرو و استعدادی که در وجودم به ودیعت نهاده شده است، بهره میگیرم و از او میخواهم که مرا در کارهایم موفق گردانیده و از دیگران بینیاز سازد. با این نیّت، تیشهای عاریه گرفت و به جانب صحرا رفت. آن روز مقداری هیزم جمع کرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خویش را چشید. روزهای دیگر به این کار ادامه داد تا به تدریج توانست از حاصل درآمد خویش، ابزار کار را فراهم نماید. بازهم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمایه و شتر و غلامانی شد. وی در اثر تلاش و کوشش شبانهروزی، یکی از افراد ثروتمند گردید. روزی به محضر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آمده و وضعیت خود را به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روزِ فلاکت بار به محضر حضرت آمده و چگونه سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم وی را به تحرک و کار واداشت. پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود: من که به تو گفتم؛ هرکس از ما کمکی بخواهد، ما به او کمک میکنیم ولی اگر بینیازی بورزد، خدایش او را کمک خواهد نمود.9






ب) روشهای رفتاری
گرچه رهنمودهای گفتاری، در تربیت افراد تأثیر دارد اما اقدامات عملی، به مراتب بیشتر از شیوههای گفتاری مؤثر است. برای همین پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم نه تنها با راهنماییها و زمینه سازیهای خود موجب هدایت افراد به سوی میدانهای کاری شد بلکه خود عملاً وارد صحنه شده و همدوش با دیگران کار میکرد.
رفتار رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم را میتوان تبلور اصول و ارزشهای اسلامی قلمداد نمود. آن حضرت همچنان که در صحنهی سیاست، حکومت، اخلاق، معارف، علوم و حکمت، خطابه و سایر صفات والای انسانی اسوه تمام عیار مسلمانان به شمار میآید، رفتار اقتصادی آن حضرت نیز میتواند شیوهای موفق و کارآمد برای چگونه زیستن باشد.
نمونه هایی از سیره عملی حضرت رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم :






خانه سازی
امام صادق علیهالسلام به فردی که در اثر جهل و غرور، تن به کار نمیداد و خود را نیازمند دیگران نموده بود، فرمود: برو کار کن! و در بالای سرت بار حمل کن. (و هرچه میتوانی تلاش کن.) و از مردم بینیاز باش.
سپس به وی فرمود: همانا رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم سنگها را به دوش خود حمل میکرد و دیوار خانهاش را میساخت.10
باغداری
علی علیهالسلام روزی به سلمان فرمود: ای [ابا [عبداللّه! باغی را که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با دستان خویش آن را ساخته و درختهایش را کاشته است، برای فروش بهمشتریان عرضه کن. سلمان باغ پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم فروخت.11






دامداری
روزی حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود: ما بَعَثَ اللّهُ نَبیّاً اِلاّ راعی غَنَمٍ؛ تمام پیامبران الهی پیش از آن که به مقام نبوت برسند، مدتی چوپانی کردهاند. قالُوا: وَ اَنتَ یا رَسُولَ اللّه؟؛ از پیامبر سؤال شد: آیا شما نیز چوپانی کردهاید؟ قال: وَ اَنَا رَعَیْتُها لاَِهْلِ مَکّة بِالْقَرارِیط؛ فرمود: بله، من مدتی گوسفندان اهل مکه را در سرزمین «قراریط» به چراگاه بردهام.»12






بازرگانی
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم قبل از ازدواج، با خدیجه یک قرارداد تجارتی بسته بود. طبق آن قرار دادِ مضاربهای، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم متعهد شده بود که با سرمایه خدیجه به یک سفر تجارتی برود و در مقابل، آن حضرت در منافع کالاهای بازرگانی خدیجه شریک باشد. بعد از توافق طرفین، خدیجه شتری راهوار و مقداری کالاهای ارزشمند در اختیار حضرت محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم نهاد و به دو غلام خود سفارش کرد که در این سفر تجارتی به همراه آن حضرت باشند و دستوراتش را اطاعت نمایند. این سفر تجارتی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به شام، تا حدودی وضعیت اقتصادی و مالی آن جناب را سر و سامان داد. بعد از پایان سفر، کاردانی و شایستگی این جوان قرشی مورد تقدیر و ستایش خدیجه ـ ثروتمندترین و سرشناسترین زن مکه ـ قرار گرفت و بدین منظور، مبلغی را علاوه بر قرار داد، به او پرداخت. اما نبیّ اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فقط مبلغ معیّن در قرارداد را دریافت کرده و از اخذ وجوه اضافی خودداری نمود. سپس وجوه حاصله از تجارت شام را به خانه ابوطالب علیهالسلام برد و همه را در اختیار عموی گرامیاش گذاشت تا این که مقداری وضع زندگی حضرت ابوطالب علیهالسلام سر و سامان یابد.13
امام صادق علیهالسلام در مورد کارهای تجارتی پیامبر علیهالسلام سخنان ارزندهای دارد. اسباط بن سالم میگوید:
روزی به حضور امام صادق علیهالسلام شرفیاب شدم، آن حضرت پرسید: عمربن مسلم چه میکند؟ گفتم: حالش خوب است اما دیگر تجارت، نمیکند. امام صادق علیهالسلام فرمود: ترک تجارت، کار شیطانی است. ـ این جمله را سه بار تکرار کردـ آنگاه امام ادامه داد: رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم با کاروانی که از شام میآمد معامله میکرد و با بخشی از درآمد آن معامله قرضهای خود را ادا نموده و بخشی دیگر را در میان نیازمندان فامیل تقسیم مینمود. خداوند در مورد تاجران خداجو و باتقوا میفرماید: «رِجاٌ لٌ لا تُلْهیهم تِجارَةٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه»؛14 مردانی که تجارت و داد و ستد، آنان را از یاد خدا غافل نمیکند.»(15)






همکاری در فعالیتهای اجتماعی
هنگامی که مسجد قبا ـ اولین مسجد در تاریخ اسلام ـ ساخته میشد، حضرت خاتم الانبیاء صلیاللهعلیهوآلهوسلم همدوش سایر مسلمانان کار میکرد. آن حضرت سنگهای کوچک و بزرگ را برمیداشت و آنها را بغل مینمود و حمل میکرد. به طوری که سفیدی گرد و خاک سنگها کاملاً در بدن آن حضرت نمایان بوده و حکایت از سخت کوشی آن حضرت داشت. گاهی مردی از اصحاب به نزدش میآمد و التماس میکرد که: یا رسول اللّه! پدر و مادرم فدای تو باد! اجازه بده سنگ و خاک را من ببرم و به جای شما کار کنم. رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم میفرمود: نه، تو هم سنگ دیگری بردار. بالاخره آن حضرت در اثر کوششهای شبانه روزی، ساختمان مسجد قبا را به پایان برد.16






همچنین در تأسیس ساختمان مسجد النبی صلیاللهعلیهوآلهوسلم آن حضرت علاوه بر راهنمایی مسلمانان در طرح ریزی بنای مسجد، خود نیز در کنار آنان کار میکرد و آن چنان از جان و دل کارهای ساختمانی را انجام میداد که مسلمانان تحت تأثیر قرار میگرفتند. اسید بن حضیر یکی از آنان بود که جلو آمده و گفت: یا رسول اللّه! اجازه بفرمایید تا من به جای شما سنگهای سنگین را حمل کنم. فرمود: نه، تو یکی دیگر ببر.
یکی از مسلمانان نیز این شعر را قرائت میکرد:
لَئِنْ قَعَدْنا والنَّبیُّ یَعْمَلُ
فَذاکَ مِنّا الْعَمَلُ الْمُضَلَّلُ17
اگر ما بنشینیم در حالی که پیامبر کار میکند، رفتار بسیار زشت و ناپسند انجام دادهایم!
2.راهسازی
امام صادق علیهالسلام به نقل از پدر بزرگوارش حضرت باقر علیهالسلام فرمود: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم یکی از راههای عمومی را ـ که آب خراب کرده بودـ با چیدن سنگ تعمیر نمود. به خدا سوگند! انسانها و چهار پایان تا این لحظه از آن استفاده میکنند.18
3.انجام کارهای منزل
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله علاوه بر اداره حکومت اسلامی و حلّ و فصل مشکلات مسلمانان، به کارهای منزل نیز رسیدگی میکرد.
امام صادق علیهالسلام فرمود: «کانَ رَسُولُ اللّه صلیاللهعلیهوآلهوسلم یَحْلِبُ عَنْزَ اَهْلِهِ19؛ رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم پیوسته بز خانوادهاش میدوشید.»






ج) ره توشههای پیشه وران
حضرت خاتم الانبیاء صلیاللهعلیهوآلهوسلم با این که مسلمانان را به اشتغال در کارهای تولیدی، خدماتی، کشاورزی و سایر مشاغل توصیه میکرد ولی به لحاظ موقعیّت جغرافیایی و با توجه به آب و هوای مناطق مختلف، به برخی از شغلها اهمیّت خاصّی قائل بود. در اینجا به نقل چند مورد از گفتارهای آن حضرت میپردازیم:
1. «تِسْعَةُ اَعْشار الرّزقِ فیالتّجارَةِ وَالْجزْءُ الْباقی فی السّابیاء ـ یعنی الغنم ـ ؛20 109 در آمد در داد و ستد و باقی مانده آن در دامپروری (و کارهای تولیدی) است.»
2. « مَنْ غَرَسَ شَجَرَةً فَاَیْنَعَتْ، غَرَسَ اللّهُ بِها شَجَراً فِی الْجَنَّةِ؛21 هر مسلمانی که نهال درختی بنشاند و آن درخت (بر اثر کوششهای باغبان) به ثمر بنشیند، خداوند متعال در مقابل آن درخت، درختی در بهشت قرار میدهد.»
3. در سیره اقتصادی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم باغداری، زراعت و کشاورزی آن چنان از اهمیت برخوردار است که آن حضرت در مورد تضییع حقوق آنان، به دولت مردان اسلامی هشدار داده و ضمن دستورالعملی، دهقانان را به زمامداران اسلامی کاملاً سفارش نموده و به علی علیهالسلام فرمود:
یا علی! مبادا در حکومتِ تو به دهقانان و کشاورزان ستم شود.22






پي نوشت :
1.نجم / 39.
2.فقه الرضا، ص 208.
3.اسدالغابه، ابن اثیر،ج 2، ص 169؛ الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص 72 و النهایه، ج 4، ص 202.
4.بحارالانوار، ج 100، ص 10 و مستدرک الوسائل، ج 13، ص 11.
5. تحف العقول، ص 37 و الکافی، ج 4، ص 12، (باب کفایة العیال و التوسع علیهم).
6.بحارالانوار، ج 100، ص 209.
7.همان.
8.المحجّة البیضاء، ج 3، ص 140.
9. اصول کافی، باب القناعه، حدیث 7 و داستان راستان، ص 28 و 29.
10.وسایل الشیعه، ج 17، ص 38.
11.حلیةالابرار، ج 1، ص 331.
12.میزان الاعتدال، ج 3، ص 293.
13.بحارالانوار، ج 16، ص 22 به بعد.
14.نور / 37.
15.وسائل الشیعه، ج 17، ص 14 و 15.
16.معجم الکبیر، طبرانی، ج 24، ص 318.
17.مناقب آل ابیطالب، ج 1، ص 161 و فتح الباری، ج 7، ص 193.
18.حلیةالابرار، ج 1، ص 329.
19.الکافی، 5، ص 86.
20.وسائل الشیعه، ج 17، ص 11.
21.کنزالعمال، ج 3، ص 896، حدیث 9079.
22.تهذیب الاحکام، ج 7، ص 154.
براساس تجربیاتی که خود شخصاً کسب کردهام و یا دوستان و شرکایم آن
را ارایه نمودهاند،
۱۰
راه ساده را برای کمک به شما در راه اندازی کسب و کار در
خانه نشان میدهم
چه عالی! ایجاد کسب و کار در خانه... تصور روزهایی در خانه و پاسخ
به تلفنهای کاری در حالیکه شما لباسهای راحتی به تن دارید به همراه تولید رو به
افزایش محصولاتتان
.
به دنیای واقعی ایجاد کسب و کار در خانه خوش آمدید: حواسپرتیهای
پیشبینی نشده، فقدان یک برنامه زمانبندی نشده و گاهی اوقات فقدان هویتی قابل
مشاهده. اما رویاپردازیهایتان را برای ایجاد کسب و کار در خانه هرگز رها نکنید! با
جایگزین کردن چند ایده ساده شما قادر خواهید بود سود خوبی را از کسب و کار در خانه
بدست آورید
.
براساس تجربیاتی که خود شخصاً کسب کردهام و یا دوستان و شرکایم آن
را ارایه نمودهاند،
۱۰
راه ساده را برای کمک به شما در راه اندازی کسب و کار در
خانه نشان میدهم
.
۱
)
بخشی از منزلتان را به عنوان محل کارتان در نظر بگیرید
یک اتاق و یا فضایی از خانه را به طور جداگانه برای انجام امور کاری
خود در نظر بگیرید. البته انجام این کار برای کسانی که در خانهای کوچک و
خانوادهای پرجمعیت زندگی میکنند بسیار مشکل خواهد بود. همانطور که من کارم را در
نیویورک در چنین شرایطی آغاز کردم! اگر شما نتوانستید اطاقی را برای این کار در نظر
بگیرید حداقل بخشی از منزلتان را در نظر بگیرید که هرگاه به آن مکان میروید احساس
خواهید کرد که در محل کارتان حضور پیدا کردهاید
.
۲
)
برنامه خود را دقیقاً زمانبندی کنید
۳
)
هر چقدر که میتوانید انجام امور را در اختیار دیگران نیز
بگذارید
زمانی که من کارم را شروع کردم مرتکب اشتباه بزرگی شدم و آن این بود
که خود تمام امور مهم و غیرمهم را شخصاً انجام میدادم و به زودی متوجه شدم که چقدر
زمان را جهت ملاقاتهای مکرر با مشتریان جهت انجام امور تلف کردهام. زمانی که شما
اینگونه فکر کردید که «من خودم میتوانم همه آن امور را انجام بدهم.» بهتر است
سریعاً این طرز فکر را متوقف کنید. سعی کنید کارتان را سادهتر کرده و با تفویض
اختیار بگذارید امور به سرعت انجام شوند
.
به این منظور امور خدماتی را به مراکزی که این خدمات را انجام
میدهند، واگذار نمایید تا بتوانید روی کار اصلیتان متمرکز شوید. مراکز خدماتی
شبانهروزی تحویل در منزل، کتابدارها، دستیاران و... میتوانند کار شما را آسانتر
بنمایند، انرژی خود را برای ایدههای بزرگ و طلایی نگه دارید
!
ملاقات با افراد بسیار با ارزش و مهم میباشد اما سعی کنید تا حد
امکان در انجام آن صرفهجویی کنید. بهتر است بیشتر کارتان را از طریق تلفن، فاکس و
یا نامههای الکترونیکی و با استفاده از بهترین امکانات و وسایلی که شما استطاعت
خرید آن را دارید،انجام دهید
.
بسیار مهم است که شما بتوانید از هر جایی که در آن هستید با دیگران
ارتباط برقرار کنید و البته لطفی هم در حق ما بکنید و خط تلفن، فاکس و اینترنتی
جداگانه برای خودتان در نظر بگیرید! چرا که هیچکس دوست ندارد وقتی به جایی تلفن
میکند به جای بوق آزاد، بوق اشغال را بشنود
.
در صورتیکه شرکت مخابرات خدمات صندوق صوتی را ارایه مینماید حتما
از آن استفاده کنید. در این صورت اگر شما در حال مکالمه تلفنی مهمی میباشید که
نمیخواهید آن را قطع کنید افراد قادر خواهند بود پیغامشان را برای شما
بگذارند
.
۵
)
امورتان را دستهبندی کنید
سعی کنید جلسات و ماموریتهایتان را گروهبندی کنید تا زمان خارج از
محل کارتان را به حداقل برسانید. برای این منظور صبحها لیستی از تمام کارهایی را
که باید خارج از محل کارتان انجام شود، تهیه کنید و سعی کنید آنها را با هم و با
یکبار خروج از محل کارتان انجام دهید. بهتر از همه این است که از روش من استفاده
کنید و بدینترتیب فقط یک روز از هفته را برای انجام امور خارج از منزل در نظر
بگیرید. چرا که در این صورت یکبار در هفته مجبور خواهید شد تا به سر و وضع لباستان
برسید
.
۶
)
روی کارتان متمرکز شوید
۷
)
از مصاحبت با افراد احمق پرهیز کنید
بسیاری از دوستان و اطرافیان شما زمانی که متوجه میشوند که شما کسب
و کاری را در خانه راهاندازی کردهاید، بسیار خوشحال میشوند. آنها در چنین حالتی
تصور میکنند شما در حالیکه روی کاناپه لم دادهاید و در حال خوردن چیپس هستید به
تلفنهای مهم خود جواب میدهید. زمانیکه آنها به شما تلفن میکنند تا مدت زمانی را
به صحبت کردن با شما بگذرانند به آنها یادآوری میکنید که در حال انجام کارتان
هستید و پس از پایان ساعت کاری آن به آنها تلفن
خواهید کرد. ممکن است مدت زمانی طول
بکشد تا این مسأله جا بیفتد ولی بالاخره همه آن را خواهند پذیرفت
.
۸
)
با توجه به موقعیت روحی که دارید، کارهایتان را تنظیم کنید
سعی کنید کارهایتان را زمانی که احساس میکنید از لحاظ جسمی و روحی
بیشترین آمادگی را دارید، انجام بدهید. به عنوان مثال اگر احساس میکنید کاملاً
سرحال و پرانرژی میباشید، سعی کنید تلفنهای مهم و ضروری و یا کارهای خلاقانه را
در این فاصله زمانی انجام بدهید
.
اگر شما پس از خواب بعد از ظهر احساس میکنید از آمادگی کامل
برخوردار هستید، امور مهم را در آن زمان انجام بدهید (من خود یکی از طرفداران خواب
بعد از ظهر میباشم
.)
۹
)
آسایش و راحتی را در محیط کاری خود به حداکثر برسانید
برای اینکه بتوانید کارتان را به بهترین نحو ممکن انجام دهید، محیط
کاری خودتان را کاملاً متناسب با شرایط خودتان تغییر دهید، شما چطور میتوانید
راندمان کاری خود را افزایش دهید؟ با استراحتی طولانی و یا انجام بدون وقفه امور؟
در سکوت و آرامش و یا در حالیکه موسیقی آرامی در حال پخش شدن میباشد؟ با نشستن بر
روی یک کاناپه راحت و یا یک صندلی اداری؟ از زمانی که من برای خریدن صندلی خود مبلغ
زیادی را پرداختم دوستانم فکر میکردند که من دیوانه شدهام ولی با یکبار نشستن بر
روی آن علت را خیلی زود متوجه شدند! و البته ستون فقراتم هر روز قدردان من
میباشد
.
سعی کنید چند مکان مختلف و متنوع را برای انجام کارهایتان در نظر
بگیرید تا بتوانید با تغییر در منظره و چشمانداز کارتان را دلپذیر و مطبوع
بنمایید. کتابخانه، پارک و یا کافیشاپ محل زندگیتان چطور است؟ زمانیکه من
میخواهم مطالعهای جدی داشته باشم و یا راجع به موضوع مهمی فکر کنم محل کارم را به
بیرون از منزل و کنار ساحل منتقل میکنم. نسیم دریا، تابش خورشید و امواج آرام به
من کمک میکند تا در مورد آن موضوع بهتر فکر کنم
.
۱۰
)
زمانی را برای بودن در کنار دیگران در نظر بگیرید
پس از مدتی از انجام کارتان ممکن است احساس خستگی، تنهایی و یا
بدخلقی به شما دست بدهد. در چنین حالتی حداقل یکبار در هفته ملاقاتی با دوستان
داشته باشید. (البته من
۳
بار در هفته اقدام به چنین کاری میکنم.) صبحانه، نهار،
شام و یا حتی قهوه را با مشتری، فروشنده و یا یک دوست صرف کنید. به جمع دوستان ملحق
شوید و یا در فعالیتهای اجتماعی و فوقبرنامه مثل کلاس موسیقی و یا باشگاههای
ورزشی شرکت نمایید. سعی کنید کارتان باعث نشود که شما تبدیل به فردی منزوی شوید چرا
که این مسأله موجب تخریب روحیهتان خواهد شد. بنابراین مسألهای که از کارتان مهمتر
میباشد حفظ روحیهای شاد و آرام میباشد
.
گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ
www.seemorgh.com/lifestyle
منبع
:
به گزارش موج به نقل از روابط عمومي کميته امداد امام خميني (ره)، حبيب ا... عسگــري اولادي نماينده ولــي فقيه در كميته امـــداد امام خمينــي (ره) در همايش يكروزه روسا و كــاركنان كميته امـــداد مازنـــدران در ايام تعطيلات نوروزي كه طــي روز گذشته در شهرستان رامسر برگـــزار شده بود، با اشاره به نامگـــذاري سال جديد توسط مقام معظـم رهبري به همت مضاعف و كار مضاعف گفت: اين خواسته در راستاي سال اصــلاح الگــوي مصرف بــراي رسيدن به آن چشم انــــدازي است كه مقام معظم رهبري به عنوان ديده بان نظام آن را ترسيم مــي نمايند.






نماينده ولـــي فقيه در كميته امـــداد در جمع امداد گران مازندران، چشم انــــداز و افق كار امداد را رضايت مقام معظم رهبـــري دانست و گفت: اين انتظار با همت مضاعف و كار مضاعف و با گفتن يك يا حسين ديگر تجلي پيدا مي كند.
وي خدمت در امـــداد را مقدس دانست و گفت: امـــداد امانتي است كه به ما امداد گران سپرده شده است، اين امانت متعلق به امام زمان (عج ) مي باشد كه ازسوي حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري انجام آن بر عهده ما است و بايد در ابعاد مختـلف از اين امانت مـراقبت شود.






عسگــري اولادي با اشاره به 12 فـــــــروردين روز جمهـــوري اسلامـــي گفت: خداونــد تبارك تعالي سرنوشت هيچ قومــي را تغير نمي دهـــد، مگر اين كه خودشان در جهت تغيير و بهبود آن تلاش و اقدامي داشته باشند و ملت ايران با اراده و عزمي راسخ در مقابل رژيم استبداد و طاغوت ستم شاهـــي ايستادند و در روز 12 فروردين به جمهوري اسلامي راي مثبت دادند و حضرت امام، معمار كبير انقلاب اسلامي، به درخواست مردم فرمودند من به پشتيباني اين ملت دولت تشكيل مي دهم و اين رويــداد عظيم را بايد قدردان بود.






وي مديريت، درايت و رهبري مقام معظم رهبري در هدايت نظام جمهوري اسلامي بعد از حضرت امام (ره) را در دنيا بي نظير دانست و گفت: مديريت رهبري نظام در حل مسائل و مشكلات ايجاد شده پس از انتخابات رياست جمهوري توسط عوامل استكبار و سران فتنه مهم و بي نظير بوده و هم اكنون ايران اسلامــي در اوج اقتـــدار در عرصــه هاي بين الملــي و جهان اسلام قرار دارد.
كار مضاعف
در مورد ارتباط نام سالها با یكدیگر نیز باید تصریح كنیم كه «اصلاح الگوی مصرف» زیربنای رشد و توسعهی كشور است و محدود به سال گذشته نیست. علاوه بر اینكه ایشان فرمودند: حركت به سوی اصلاح الگوی مصرف، كه این مقوله هم نیاز به همت مضاعف دارد تا بتوانیم اسراف و تبذیر را از سطح جامعه كم كنیم و این وظیفهای همگانی است كه در این مسیر گام برداریم .
گروهی نیز عقیده دارند كه حلقهی مشاوران باید نام سال را به رهبر معظم انقلاب پیشنهاد دهند، باید اشاره كنیم كه به نظر میرسد این افراد نسبت به این موضوع ناآگاه هستند كه رهبر معظم انقلاب نهتنها در عرصهی نامگذاری بلكه، در همهی عرصهها شدیداً معتقد به كار كارشناسی هستند و قطعاً این نامگذاری با یك كارشناسی دقیق صورت گرفته است. ایشان تابع سیرهی رسولالله هستند و اصل «شاورهم فی الامر» را بهخوبی لحاظ میكنند .
منبع: سایت مقام معظم رهبری www.khamenei.ir
در حال حاضر بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور نیازمند نیروی های متفکری است که اهل فکر و نظریه باشند تا در سطح تصمیم گیری، تصمیم سازی و برنامه سازی این حوزه به مدیران کمک کند؛ از این رو مسئولین بخش در تلاشند تا از کارشناسان و علاقمندان در این حوزه بهره گرفته و با ایجاد ظرفیت های لازم برای آن ها، امکان تربیت نیروهای کارآمد در این بخش را فراهم کنند.
در این مقاله میخواهیم تا حدی به معرفی رشته مهندسی برق-مخابرات بپردازیم؛ شاید کمکی هر چند ناچیز به تحریک نیروهای جوان برای ورود به بحث مخابرات و تربیت نیروهای انسانی کشور کرده باشیم:
یکی از بهترین تعریف هایی که تا کنون از مهندسی برق شده، این است که محور اصلی فعالیت های مهندسی برق، تبدیل یک سیگنال به سیگنال دیگر است. که البته این سیگنال ممکن است شکل موج ولتاژ یا شکل موج جریان و یا ترکیب دیجیتالی یک بخش از اطلاعات باشد.
مهندسی برق دارای ۴ گرایش است:
۱) مهندسی برق
۲) الکترونیک، مهندسی برق
۳) مخابرات، مهندسی برق
۴) قدرت و مهندسی برق- کنترل.
در این میان به تفصیل به معرفی گرایش برق-مخابرات میپردازیم.
مخابرات، گرایشی از مهندسی برق است که در حوزه ارسال و دریافت اطلاعات فعالیت می کند. مهندسی مخابرات با ارایه نظریه ها و مبانی لازم جهت ایجاد ارتباط بین دو یا چند کاربر، انجام عملی فرایندها را به طور بهینه ممکن میسازد. پس هدف از مهندسی مخابرات، پرورش متخصصان در چهار زمینه اصلی این گرایش است شامل فرستنده، مرحله میانی، گیرنده و گسترش شبکه که گسترده هر کدام عبارتند از:
▪ فرستنده: شامل آنتن، نحوه ارسال و …
▪ مرحله میانی: شامل خط انتقال و محاسبات مربوط و …
▪ گیرنده: شامل آنتن، نحوه دریافت، تشخیص و …
▪ گسترش شبکه: مشتمل بر تعمیم خط ارتباطی ساده، ادوات سویچینگ ، ارتباط بین مجموعه کاربرها و …
● ماهیت:
انرژی اگر بنیادی ترین رکن اقتصاد نباشد، یکی از ارکان اصلی آن به شمار می آید و در این میان برق به عنوان عالی ترین نوع انرژی جایگاه ویژه ای دارد. تا جایی که در دنیای امروز میزان تولید و مصرف این انرژی در شاخه تولید، شاخص رشد اقتصادی جوامع و در شاخه خانگی و عمومی یکی از معیارهای سنجش رفاه محسوب می شود.
دانش آموختگان این رشته می توانند در زمینه های طراحی، ساخت، بهره برداری، نظارت، نگهداری، مدیریت و هدایت عملیات سیستم ها عمل نمایند.
هدف از مخابرات ارسال و انتقال اطلاعات از نقطه ای به نقطه دیگر است که این اطلاعات می تواند صوت، تصویر یا داده های کامپیوتری باشد.
دکتر جبه دار در مورد شاخههای مختلف این گرایش می گوید:
"مخابرات از دو گرایش میدان و سیستم تشکیل می شود. که در گرایش میدان، دانشجویان با مفاهیم میدان های مغناطیسی، امواج، ماکروویو، آنتن و … آشنا می شوند تا بتوانند مناسبترین وسیله را برای انتقال موجی از نقطه ای به نقطه دیگر پیدا کنند. همچنین یکی از فعالیت های عمده مهندسی مخابرات گرایش سیستم، طراحی فلیترهای مختلفی است که می توانند امواج مزاحم شامل صوت یا پارازیت را از امواج اصلی تشخیص و آنها را حذف کرده و تنها امواج اصلی را از آنتن دریافت کنند.
گفتنی است که امروزه با توسعه مخابرات بی سیم، ارتباط نزدیکتری بین دو گرایش میدان و سیستم ایجاد شده است. برای نمونه در گوشی تلفن همراه ما هم تجهیزات مربوط به مدارهای مخابراتی و هم تجهیزات مربوط به فرستنده و هم آنتن گیرنده را داریم. از همین رو یک مهندس مخابرات امروزه باید از هر دو گرایش بخوبی اطلاع داشته باشد تا بتواند یک دستگاه بی سیم را طراحی کند." به عنوان نمونه کنترل فرآیند تصفیه نفت در یک پالایشگاه، کنترل عملکرد یک نیروگاه برق، سیستم کنترل ناوبری یک کشتی و یا کنترل تحولات و تغییرات جمعیتی نمونه های متنوعی از کاربرد علم کنترل می باشد.
گفتنی است که گرایش کنترل دارای زیر بخش های متنوعی مانند کنترل خطی، غیرخطی، مقاوم، تطبیقی، دیجیتالی، فازی و غیره است.
● آینده شغلی، بازار کار، درآمد:
امروزه با توسعه صنایع کوچک و بزرگ در کشور، فرصت های شغلی زیادی برای مهندسین برق فراهم شده است و اگر می بینیم که با این وجود بعضی از فارغ التحصیلان این رشته بیکار هستند، به دلیل این است که این افراد یا فقط در تهران دنبال کار می گردند و یا در دوران تحصیل به جای یادگیری عمیق دروس و در نتیجه کسب توانایی های لازم، تنها واحدهای درسی خود را گذرانده اند.
همچنین یک مهندس خوب باید، کارآفرین باشد یعنی به دنبال استخدام در موسسه یا وزارتخانه ای نباشد بلکه به یاری آگاهی های خود، نیازهای فنی و صنعتی کشور را یافته و با طراحی سیستم ها و مدارهای خاصی این نیازها را برطرف سازد. کاری که بعضی از فارغ التحصیلان ما انجام داده و خوشبختانه موفق نیز بوده اند. اگر یک فارغ التحصیل برق دارای توانایی های لازم باشد، با مشکل بیکاری روبرو نخواهد شد. در حقیقت امروزه مشکل اصلی این است که بیشتر فارغ التحصیلان توانمند و با استعداد این رشته به خارج از کشور مهاجرت می کنند و ما اکنون با کمبود نیروهای کارآمد در این رشته روبرو هستیم.
یکی از اساتید مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت ایران نیز در مورد فرصت های شغلی فارغ التحصیلان این رشته می گوید:
"طبق نظر کارشناسان و متخصصان انرژی در کشور، با توجه به نیاز فزاینده به انرژی در جهان کنونی و همچنین نرخ رشد انرژی الکتریکی در کشور، سالانه باید حدود ۱۵۰۰ مگاوات به ظرفیت تولید کشور افزوده شود که این نیاز به احداث نیروگاههای جدید و همچنین فارغ التحصیلان متخصص برق دارد. یک مهندس مخابرات یا الکترونیک میتواند جذب وزارتخانه های پست و تلگراف و تلفن، صنایع، دفاع و سازمانهای مختلف خصوصی و دولتی شود.
● توانایی های مورد نیاز و قابل توصیه
الف) توانایی علمی: مهندسی برق نیز مانند مابقی رشته های مهندسی بر مفاهیم فیزیکی و اصول ریاضیات استوار است و هر چه دانشجویان بهتر این مفاهیم را درک کنند، می توانند مهندس بهتری باشند. در این میان گرایش الکترونیک وابستگی شدیدی به فیزیک بخصوص فیزیک الکترونیک و فیزیک نیمه هادی ها دارد. در گرایش مخابرات نیز درس فیزیک اهمیت بسیاری دارد زیرا دروس اصلی این رشته بخصوص در شاخه میدان شامل الکترومغناطیس و امواج می شود.
داشتن ضریب هوشی بالا و تسلط کافی بر ریاضیات، فیزیک و زبان خارجی از ضرورتهای ورود به این رشته است.
ب) علاقمندیها: دانشجوی برق باید ذهنی خلاق و تحلیل گر داشته باشد. همچنین به کار با وسایل برقی علاقه داشته باشد چون گاهی اوقات با دانشجویانی روبرو می شویم که در ریاضی و فیزیک قوی هستند اما در کارهای عملی ضعیف اند. چنین دانشجویانی برای رشته های مهندسی مناسب نیستند و بهتر است رشته های ذهنی و انتزاعی مثل ریاضی یا فیزیک را انتخاب کنند.
● وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر: (کارشناسی ارشد و …)
فارغ التحصیل در مقطع کارشناسی برق که مدرک خود را در یکی از چهار گرایش الکترونیک، مخابرات، قدرت و کنترل می گیرد، می تواند در یکی از این گرایشها (اختیاری) یا رشته ای که برق زیر مجموعه ای برای آن تعریف شده، ادامه تحصیل نماید. این رشته به صورت: مهندسی برق- الکترونیک، برق- قدرت، برق- مخابرات (شامل گرایش های: میدان، سیستم، موج، رمز، مایکرونوری) برق- کنترل، مهندسی پزشکی (گرایش بیوالکتریک)، مهندسی هسته ای (دو گرایش مهندسی راکتور و مهندسی پرتو پزشکی، مهندسی کامپیوتر (معماری کامپیوتر، هوش مصنوعی و رباتیک) است. برای تحصیل در مقطع دکترای تخصصی، می توان، در هر یک از زیرشاخه های تخصصیتر گرایشهای یاد شده میزان مورد نیاز واحدها را اخذ کرد و رساله دکتری را در همان موضوع خاص ارایه داد. مسلم است این زیر شاخه ها، گرایشهای تخصصی تر این چهار گرایش است. امکان ادامه تحصیل در کلیه گرایشهای یاد شده در مقطعهای کارشناسی ارشد و تا حد زیادی در دوره دکتری، در داخل کشور وجود خواهد داشت. رشته برق به دلیل کاربردی بودن آن در بسیاری از علوم مهندسی دیگر، برای فارغ التحصیلان امکان تحصیل در بسیاری گرایشها و دانشها را فراهم می کند.
● نکات تکمیلی:
"مانع رشد صنعت الکترونیک و میکروالکترونیک در دنیا نه سرمایه است و نه فن آوری و نه بازار. البته همه اینها محدودیت ایجاد می کند ولی فعالً محدودیت اصلی که اجازه نمی دهد کار از حدی جلوتر برود عبارت است از نیروی کار کیفی."
آنچه خواندید نظر قایم مقام فنی یکی از بزرگترین مجموعه های میکروالکترونیک بلژیک است و بیانگر آن است که امروزه برای موفقیت در مهندسی برق باید از سطح علمی و مهارت فنی خوبی برخوردار بود.
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی (Entreprendre) بر معنای «متعهد شدن» است. اما بنا به تعریف واژه نامه دانشگاهی و بستر، کار آفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره کند.
کارآفرینان معمولاٌ افرادی هستند که ریسک معتدل را در دستور کار خود پیش بینی می کنند، خلاق و نو آور هستند، عزم و اراده قوی و استقلال طلبی بالایی دارند و ثروت طلب نیستند.
آموزش کار آفرینی و تحقیقات مربوط به آن هم اکنون با چالشهای متعددی مواجه شده است که برخی از این چالشها توسط بلاک (Block) و استامپ (Stump) ارائه شده است. این چالشها عبارتند از:
- چالش در ایجاد مترولوژی های تحقیق برای اندازه گیری اثر بخشی کار آفرینی.
- چالش در محتوا و شیوه های آموزش کار آفرینی.
- چالش در کیفیت مدرسان کار آفرینی.
- چالش در پذیرش آموزش کار آفرینی در دانشکده ها نسبت به کسب و کار.
یکی از انواع دوره های آموزش کار آفرینی برنامه در توسعه آموزش کارآفرینی است که شامل شیوه های جدید آموزشی و تعیین نقشهای نوین دانشجو و استاد در فرآیند آموزش کار آفرینی است. هدف دیگر این برنامه ها آموزش و گسترش کمی استادان جدید از میان صنعتگران و دست اندرکاران فعالیتهای اقتصادی برای آموزش کار آفرینی است.
سالها است که در مقالات و سخنرانی ها از واژه کار آفرینی به عنوان راه حلی برای توسعه یافتن استفاده می کنند ولی هنوز بعد از گذشت سالها این واژه به حوزه های علم، برنامه ریزی و عمل نرسیده است.
شاید به این دلیل باشد که هنوز هیچ یک از دانشگاههای کشور به طور رسمی و آکادمیک کارآفرینی را آموزش نمی دهند، همان طور که هنوز برای خلاقیت و نوآوری آن قدر قائل نیستند که حداقل به اندازة یک واحد درسی برای دانشجویان در نظر بگیرند. لذا توقع بیجایی است اگر از فارغ التحصیلان دانشگاهی یا مراکز فنی و حرفه ای انتظار داشته باشیم در شرایطی که خلاقیت و نو آوری عالم کلیدی و رمز ورود و بقاء در بازارهای رقابتی جدید است، کار و کسب و فعالیت سازنده ای را تدارک ببینند.
عمده ترین مسئله ای که باعث رشد و توسعه اقتصادی می شود، تغییر در کیفیت آموزش و توجه به کیفیت نیروی انسانی است. اگر می خواهیم بحث کار آفرینی را در کشور جدی بگیریم باید نظام آموزشی ما به سمتی برود که نیروهای با شهامت شجاعت در تصمیم گیری پرورش دهد. ما باید به زمینه مناسب برای ایجاد نوآوری را درسازمانها فراهم آوریم. چون از نظر نو آوری در بعد فن آوری و بعد اداری، آنقدر عقب هستیم که ساده ترین نوع کار آفرینی که تقلید گرایی است را نمی توانیم انجام دهیم.
کار آفرینی برای سیاستگذاران دو دستاورد مهم دارد: ایجاد اشتغال و ایجاد رفاه. و این فرهنگ را باید در کشور ترویج دهیم. امیدواریم در آینده آموزشگاه هایی در سطح مدیران و دانشجویان راه اندازی شود و دولتها نیز فضای لازم را ایجاد کنند. توانانیهای بالقوه مردم شناسایی خواهد شد و می توان بسترهای اساسی برای آموزش آنها ایجاد کرد تا حرکت به سمت کار آفرینی سرعت بیشتری برخود بگیرد.
آنچه در شرایط سخت کنونی ضرورت آن در جامعة ما بیش از پیش احساس می شود پرداختن به مقولة کار آفرینی است. زیرا مسلماً کار آفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و برجستة خود قادرند در چنین شرایطی منابع را برای ایجاد رشد و توسعه در زمینه های تولید و منابع انسانی فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار جدید ایجاد نمایند.
سالها است از شیوع تب کار آفرینی در کشور می گذرد اما متاسفانه هنوز پژواک طنین پر طمطراق آن از عرصه های سخنوری، ژورنالیسم و سیاست بر حوزه های علم، برنامه ریزی و عمل نرسیده است. هنوز پس از گذشت سالها، واژه کار آفرینی مفهوم واقعی خود را به اذهان متبادر نمی کند و هنوز دولتمردان و مسئولان مملکتی در سخنرانیها و مقالات خود از این واژه به عنوان راه حلی برای رفع معضل بیکاری استفاده می کنند.
اگر قرار است اقتصاد موفقی داشته باشیم به نظر می رسد باید کار آفرینی را در کشور بیشتر مورد توجه گیرد. ولی متاسفانه چه در سطح سیاستگذاری و چه در قلمرور پژوهشی – آموزشی، کار منظم و حساب شده ای در زمینه کار آفرینی انجام نداده ایم. لذا توقع بیجایی است که از فارغ التحصیلان دانشگاهی یا مراکز فنی و حرفه ای انتظار داشته باشیم، کار و کسب و فعالیت سازنده ای را تدارک ببینند. همان طور که توقع بیجایی است اگر بدون خلاقیت و کار آفرینی انتظار داشته باشیم سرمایه گذاران ریسکی (VENTURE CAPITALISTS) که عامل رشد و توسعه اقتصادی هستند در این کشور سرمایه گذاری کنند.
● پیشینه کار آفرینی
مطالعات نشان می دهد از ابتدای تاریخ بشر انسانها همواره به دنبال پیدا کردن عامل موجه ارزش و عامل تغییر بوده اند و اولین بار دانشمندان علم اقتصاد، به کار آفرینی توجه کردند، عده ای فکر می کردند عامل موجد ارزش طلا و نقره است. عده ای دیگر هم عامل موجد ارزش را در زمین و فعالیت های کشاورزی جستجو کردند که به فیزیوکراتها معروفند. واژه کار آفرین در سال ۱۸۴۸ توسط «جان استوارت میل» به (Entrepreneur) به زبان انگلیسی ترجمه شده، او کارکرد و عمل کار آفرین را شامل هدایت، نظارت، کنترل و مخاطره پذیری می دانست و عامل متمایز کننده مدیر و کار آفرین را مخاطره پذیری معرفی کرد. بعد از مکتب کلاسیکها، فرد جدیدی به نام «شومپیتر» که از اعضای مکتب اقتصادی آلمان است مقوله ای به نام کار آفرینی مطرح کرد و آنرا به عنوان موتور توسعه اقتصادی معرفی کرد.
● واژه کار آفرینی
واژه کار آفرینی بیش از دو قرن نیست که در ادبیات مدیریت و اقتصاد وارد شده و مانند سایر واژه ها تغییرات زیادی را به خود گرفته و از رشد تکامی برخوردار بوده است. ولی هنوز وفاق عمومی دربارة کار آفرینی در سطوح بین الملل وجود ندارد. البته استنباط رایج و اشتباه از واژه کار آفرینی این است که کار آفرین کسی است که ایجاد شغل می کند اما چنین نیست.
در زبان فرانسوی کلمه ای وجود دارد به معنای «متعهد شدن» یا «آنتروپرونور» (ENTREPRENDRE) که (UNDERTAKE) تعریف می شود. در ادبیات کار آفرینی تعاریف بسیار مختلفی برای آن ارائه شده است اما هنوز تعریف رسمی و استانداردی که قابل قبول اکثریت صاحب نظران باشد وجود ندارد، بعضی تعاریف آن عبارتند از:
ـ پیتردراکر می گوید، کار آفرینی یک رفتار است نه یک صفت ویژه در شخصیت فرد کار آفرین. وی می گوید، کار آفرینی کاربرد مفاهیم تکنیک های مدیریت است. استانداردسازی محصول،به کارگیری ابزارها و فرآیندهای طراحی و بنا نهادن کار بر پایه آموزش و تحلیل کار است.
«ژوزف شومپیتر» (SCHUMPETER) یا پدر کار آفرینی، تعریف کاملی از کار آفرینی در سال ۱۹۳۴ ارائه می دهد. او می گوید، «هر فرآیندی در شرکت که منجر به کالایی جدید، ایجاد روشی جدید، بازار جدید و منابع جدید می شود، می گوییم کار آفرینی رخ داده است» او ویژگی اصلی کار آفرینی را همانا وجود نوآوری به عنوان هسته مرکزی تلاش فرد کار آفرین می داند. شومپیتر معتقد است که در اقتصاد، توسعه زمانی اتفاق می افتد که توسط کار آفرین، نوآوری رخ دهد.
اقتصاد دانان، کارآفرینان را «موتور رشد اقتصادی» جامعه می دانند. جامعه شناسان این گروه را مروج فرهنگ رقابت، نواندیشی و پویایی اقتصادی تلقی می کنند و اندیشمندان مدیریت آنان را از مهمترین عوامل تحرک و نو آوری سازمانی در عصر حاضر به شمار می آورند.
کارآفرینی به خلق ارزشهای مادی و اقتصادی یا کسب و کاری ختم نمی شود. بلکه اگر کار آفرینی را به مفهوم وقعی آن یعنی «ارزش آفرینی» تعریف کنیم، کار آفرینان (ارزش آفرینان) موتور توسعه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز خواهند بود.
● خصوصیات کار آفرین
به طور کلی تا به حال ویژگیهای زیادی در خصوص کار آفرینان در تحقیقات مختلف معرفی شده است. از نظر «بروس جی وایتنیگ» افراد کار آفرین دارای ۱۹ ویژگی هستند که آنها را از نظرات شخصیتی از افراد عادی یا سایر افراد جامعه مجزا می کند:
- اعتماد به نفس
- خلاقیت
- خوش بینی
- توانا در برخورد با مردم
- انرژی زیاد
- ابتکار
- ادراکی بودن
- دور اندیشی
- پشتکار
- انعطاف پذیری
- دارای منافع کافی
- رهبری پویا
- اتخاذ ریسک حساب شده
- نیاز به موفقیت
- دارای مهارتهای متعدد
- مسئول و پاسخگو
- واکنش مثبت در مقابل چالشها
- استقلال
- سوداگر
کار آفرین تلاش دارد تا از طریق شناخت و پیگیری فرصتها بدون در نظر گرفتن منابع تحت اختیار خود به کار آفرینی بپردازد. کار آفرینان به «تغییر» به عنوان مقوله تعیین کننده می نگرند. آنها ارزشها را تغییر می دهند و ماهیت آنها را دچار تحول می نمایند. آنها برای تحقق این ایده ها و ریسک پذیری خود را به کار می گیرند. از این رو هر کس که به درستی تصمیم بگیرد به نوعی کار آفرین تلقی می گردد.
● آموزش کار آفرینی و نقش مراکز علمی دانشگاهی
اواخر دهة ۵۰ میلادی، اولین کشوری که در این زمینه خیلی کلاسیک کارکرد و ترویج فرهنگ کار آفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد و آموزش هایی را دارد، کشور ژاپن بود. مسئله کار آفرینی در ژاپن به سطح دانشگاهها هم کشیده شد. بین سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۲ میلادی بیش از ۹۶% نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برجسته و برتر تبدیل کند، توسط کار آفرینان صورت گرفت.
آموزش کار آفرینی سیاستی است که به طور مستقیم در کمیت و کیفیت عرضة کار آفرین در یک جامعه اثر می گذارد. به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها بویژه کشورهای پیشرفته که حتی الامکان موانع و مشکلات بر طرف شده اند، دولتها به شکوفا کردن توان بالقوه مردم پرداخته اند. آموزش به تولید کنندگان کوچک بسیار اهمیت دارد. با اجرای این سیاست همواره می توان به اهداف گوناگونی مانند شناخت فرصتها و چگونگی بهره برداری از آنها، آشنایی با تکنولوژی و دانش فنی جدید و چگونگی بکارگیری آنها، روش های جدید علمی مدیریتی و بازرگانی جامعه عمل پوشید. آموزش می تواند بلند مدت (مانند آموزش از دورة دبیرستان به بعد) و یا کوتاه مدت (مانند سخنرانیهای ادواری) باشد.
تا به حال چهار دسته تحقیقات در زمینه کار آفرینی انجام شده است که عبارتند از:
۱) مطالعات در خصوص ویژگیهای کار آفرینان
۲) مطالعات در خصوص ساز و کارهای تشکیل شرکتهای نوپا
۳) مطالعات در خصوص ارتباط کار آفرین با جامعه
۴) مطالعات درخصوص آموزش، روش شناسی تحقیق و نقش دولت در کار آفرینی.
در گذشته افسانه ای شایع بود که کار آفرینان دارای ویژگی ذاتی هستند و این ویژگیها همراه با آنان متولد می شود که این ویژگیها شامل، ابتکار، ریسک پذیری... می باشد. بنابر این فرض اساسی افسانه این بود که کار آفرینان از طریق آموزش، پرورش نمی یابند. اما امروزه کارآفرینی به عنوان رشته ای علمی مورد شناسایی قرار گرفته که فروپاشی این افسانه قدیم را به دنبال داشته است. رشته علمی کار آفرینی همانند تمامی رشته های دیگر، دارای مدلها، فرآیندها و قضایایی (CASES) است که باید دانش مربوط به آنها کسب شود.
کارآفرینان دقیقاً به همان گونه که ما یاد می گیریم، یاد می گیرند. کار آفرینان نه تنها می توانند از اشتباهاتشان و مربیان غیررسمی خود بیاموزند، بلکه آنها از طریق مطالعه و تربیت رسمی، مستعد یادگیری هستند.کتابها و دوره هایی در مورد شکل دهی کسب و کار جدید با سرعت زیادی در حال افزایش هستند. علاوه بر کتابها و دوره ها، مجموعه جدیدی از برنامه های آموزشی برای پر کردن شکاف اطلاعاتی و دانشی برای کار آفرینان طراحی شده است که هم اکنون در حال پیگیری کسب و کارشان هستند.
برنامه های مبتنی بر آموزش بر مبنای این فرض عمل می کنند که اگر فقط ما وسایل مناسب و موثر برای مرتبط ساختن منابع بر گرفته از دانشگاهایمان، مدارس فنی و دانشکده ها را به جامعه کسب و کار جدید پیدا کنیم، آن وقت ما واقعاً قادر به تقویت ابتکارات صنعتی هستیم.
مطالعه ای که در سال ۱۹۸۲ در دانشگاه بایلور (BAULOR) بر روی دانشجویان رشته کار آفرینی صورت گرفت. ارزیابی دانشجویان از دروس رشته کار آفرینی این بود که باید بیشترین تاکید بر روی دروس مالی شود. دومین رشته ای که به نظر آنها باید بیشتر مورد تاکید قرار گیرد، درس مدیریت بود. علاوه بر اینها دروس روابط انسانی و بازاریابی نیز از نظر دانشجویان دارای اهیمت ویژه ای است.
برای اولین بار دانشگاه کالگری در سال ۱۹۷۳ مجوز تاسیس دوره کارشناسی ارشد را دریافت کرد و کار آفرینی به عنوان یکی از زمینه های اصلی مورد توجه قرا گرفت. در ژوئن سال ۱۹۸۵ میلادی این دانشگاه به ارزیابی نتایج برگزاری یکی از دوره های آموزش کار آفرینی خود که در فاصلة ژوئن ۱۹۸۴ تا دسامبر ۱۹۸۴ برگزرا شده بود، پرداخت و از ۵۰ نفر از ۶۵ نفر شرکت کننده دوره پیرامون نتایج دوره نظر خواهی کرد. این دوره آموزشی تقریباً (۰۰۰/۷۵) دلار برای دانشگاه هزینه داشت. تجربه دانشگاه کالگری نشان می دهد که سرمایه گذاری کوچکی (تقریباً ۷۵۰۰۰ دلار) در آموزش کار آفرینان کسب و کارهای کوچک منجر به ارزش افزوده فراوانی (معادل ۰۰۰/۷۵۰ /۱ دلار) گردیده و علاوه بر آن تاثیر زیادی درایجاد فرصت استخدام و تسهیل ایجاد سرمایه داشته است.
با توجه به مطالبی که تا به حال از کار آفرینی ارائه شد بستر مناسب برای رشد و توسعه کار افرینان عبارت است از:
- آموزش خلاقیت از دبستان تا دانشگاه حتی در مقطع دکتری برای کلیه رشته های تحصیلی اعم از فنی،پزشکی، اقتصادی و...
- تجدید نظر در نظام آموزشی، روش تدریس و ارزیابی و سنجش دانش آموزان و دانشجویان برای تقویت و شکوفایی روحیه خلاقیت فراگیران.
- بالا بردن نیاز پیشرفت افراد از طریق آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم.
- آموزش کار آفرینی و شناسایی افراد ارزش آفرین (کارآفرین) جامعه توسط گروهی خبره به صورت سالیانه و معرفی و تشویق و حمایت آنها در سطح کشور و استان از طریق رسانه های جمعی و اعطای جوائز توسط مسئولان عالی رتبه کشوری.
- تشکیل انجمن کارآفرینان جهت ارتباط، همفکری، همکاری و تعاون کار آفرینان با یکدیگر.
- ترویج فرهنگ کارآفرینی از طریق موسسات فرهنگی و رسانه های جمعی.
- تاسیس مراکز توسعه کار آفرینی جهت برنامه ریزی، آموزش، تحقیق و مشاوره در خصوص کار آفرینی
اگر بدنبال راه حل های جدید هستیم، فضای کشور باید به گونه ای طراحی شود که کار آفرینان رشد کنند. در اغلب موارد مدیریت با تصمیم گیری متمرکز ضد روحیه کارآفرینی است. کار آفرینی در جایی رشد می کند که تمرکز تمام عیار نباشد. امروزه در جهان برای جوانان آموزش کار آفرینی گذاشته اند. در سطح دبیرستانها همه را تشویق می کنند. به نظر می رسد، در جهان امروز بدون داشتن دانش ومهارت کار آفرینی، صرف اینکه ایده ای داشته باشید ولی دانش لازم را ندانسته باشید، با شکست مواجه می شوید.
● چالشهای آموزش کار آفرینی
آموزش کارآفرینی و تحقیقات مربوط به آن، هم اکنون با چالشهای متعددی مواجه شده است که برخی از این چالشها توسط بلاک (Block) و استامپ (Stumpe) ارائه شده است. این چالشها عبارتند از:
- چالش در ایجاد مترولوژی های تحقیق برای اندازه گیری اثر بخشی کارآفرینی.
- چالش در محتوا و شیوه های آموزش کار آفرینی.
- چالش در کیفیت مدرسان کار آفرینی.
- چالش در پذیرش آموزش کار آفرینی در دانشکده ها نسبت به کسب و کار.
- چالش در ایجاد یک پیکرة عمومی (مشترک) در زمینه دانشی مختلف.
- چالش در اثر بخشی روشهای آموزشی.
- چالش در نیازهای یادگیری کار آفرینانی که در حال کار هستند، متناسب با دوره زندگی کسب و کاری که هم اکنون در آن به سر می برند.
در سال ۱۹۹۰ میلادی تحقیق در خصوص آموزش کار آفرینی همچون یک رشته جدید مورد توجه قرار گرفت. و موارد همچون توسعه روشهای تحقیق برای سنجش اثر بخشی آموزش کارآفرین، محتوا و روشهای آموزش کار آفرینی، مورد توجه قرارگرفت. به طور کلی تا سال ۱۹۹۰ میلادی چهار دسته اصلی از دوره های آموزش کار آفرینی شکل گرفت که این دوره ها عبارتند از:
دسته اول) برنامه هایی برای «آگاهی و جهت گیری به سوی کار آفرینی» است هدف از این دوره ها، افزایش آگاهی، درک و بینش نسبت به کار آفرینی به عنوان یک انتخاب شغلی برای افراد از تمامی اقشار اجتماعی است. این گونه برنامه ها در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تدریس می شود تا انگیزه و تمایل دانش آموزان و دانشجویان برای کار آفرین شدن افزایش یابد. گروههای نژادی، مخترعان، دانشمندان،کارکنان دولت و باز نشستگان ارتشی و گروههای مختلف، می توانند تحت پوشش این دوره قرار گیرند.
دسته دوم) شامل برنامه های آموزش است که «توسعه تاسیس شرکت» را پوشش می دهد. این برنامه ها به اقتضای شرایط خاص هر کشور طراحی شده اند.
دسته سوم) دوره هایی جهت «رشد و بقای کار آفرینان و شرکتهای کوچک» طراحی شده است، که شرکتهای کوچک موجود را پوشش می دهد. نیازهای آموزشی در این برنامه ها بسیار متنوع است.
دسته چهارم) برنامه «توسعه آموزش کار آفرینی» است که شامل شیوه های جدید آموزشی و تعیین نقشهای نوین دانشجو و استاد در فرآیند آموزش کار آفرینی است. هدف دیگر این برنامه ها آموزش و گسترش کمی استادان جدید از میان صنعتگران و دست اندرکاران فعالیتهای اقتصادی برای آموزش کار آفرینی است.
در کشور ما در زمینه آموزش کار آفرینی کوشش ویژه ای انجام نشده است، هر چند که میان مقوله های مدیریت عمومی، مدیریت راهبردی (استراتژیک) و کار آفرینی فصل مشترک وجود دارد و آموزشهای اجراء شده در قلمروهای فوق برای ترویج کار آفرینی نیز مفید بوده است اما می توان گفت غالب برنامه های آموزشی سازمانهایی که تصدی این مهم را به عهده دانسته اند متمرکز بر نیازهای مدیران سازمانهای بزرگ و متوسط بوده است که غالباً در بخش دولتی و عمومی اقتصاد فعالیت داشته و دارند. به همین دلیل کار آفرینانی که در سالهای اخیر علاقمند به استفاده از آموزشهای مدیریت شده اند و به موسسات آموزشی جذب می شوند برنامه ها را چندان مناسب نیازهای خود نمی یابند. در همین جا مسئولیت چنین مراکزی را باید یاد آور شد.
سازماندهی آغازین کار آفرینی در کشورمان در گرو پیمودن راههای زیر است:
- شناخت عوامل مساعد و باز دارنده کارآفرینی و راههای عملی رفع موانع.
- شناخت بهتر فرصتهای کار آفرینی و سیاستگذاری برای استفاده از فرصتهای مذکور.
- ترغیب دانش آموختگان مستعد موسسات آموزشی به فعالیتهای کار آفرینی.
- توسعه کسب و کارهای کوچک در جهت ایجاد اشتغال مولد.
- پرورش گروهی از جوانان مستعد کار آفرین.
کارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست. اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل استفاه از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای، خصوصیات نا محسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستور العمل کرد.
امروزه بسیاری از جوانان که در دانشگاهها و مراکز علمی کشور به تحصیل مشغولند امیدوارند که پس از فراغت از تحصیل هر چه سریعتر وارد «بازار کار» شوند. عبارت «بازار کار» عبارتی است بسیار حساس و برداشت جوانان از این عبارت، یکی از عوامل حیاتی موثر در آیندة کشور به حساب می آید متاسفانه امروزه «بازار کار» در اذهان بسیاری از جوانان و دانشجویان کشور یک سری پست های از پیش تعیین شده و به عبارتی یک سری «صندلیهای پیش ساخته» تعبیر می شود که در جامعه منتظر آنهاست. اما دیدگاه کار آفرینانه نسبت به پدیده اشتغال، تا حد زیادی از مشکلات جوانان در مواجهه با آینده، خواهد کاست. یک چنین دیدگاهی می تواند در پوشش تحولات فرهنگی لازم برای توسعه کار آفرینی درکشور، حاصل شود.
اعتقاد بر این است که برای کار آفرینی باید نظام آموزشی ما به سمتی برود که نیروهای با شهامت و شجاعت در تصمیم گیری پرورش دهد. وقتی ما از فارغ التحصیلان رشته های صنعتی می خواهیم که برای اشتغال در رشته های فنی جهت خود و دیگران می توانند از تسهیلات قانونی استفاده نمایند معمولاً یک حالت عدم اعتماد به نفس درآنها مشاهده می شود. به بیان دیگر شهامت ریسک کردن را برای استفاده از مزایای قانونی و تسهیلات برای خودشان و دیگران ندارند و اغلب هم به دنبال فرصت شغلی مزد بگیری هستند.
اگر می خواهیم بحث کار آفرینی را در کشور جدی بگیریم باید نظام آموزشی ما به این سو هدایت شود که افرادی که فارغ التحصیل می شوند ویژگیهای کار آفرین را داشته باشند و البته خانواده هم نقش دارد، اما نقش اصلی را شاید نظام آموزشی ما بخصوص در مقاطع کارشناسی و بالاتر دارد. ما باید در بین فارغ التحصیلان دانشگاهها رغبت ایجاد کنیم که به تفکر خلاق بپردازند. تاسیس مراکز آموزش کار آفرینی و کانونهای آموزش روش زندگی در شرایط دشواری اقتصادی مانند آموزش دید مثبت و چاره جویانه، دوری از تفکر منفی، پشتکار و خلاقیت برای رفع موانع موجود و کسب مهارتهای لازم از جمله افکاری است که باید به آن توجه شود.
امیدواریم در آینده آموزشگاههایی در سطح مدیران و دانشجویان راه اندازی شود و دولتها نیز اگر مقداری فضای لازم را ایجاد کنند، تواناییهای بالقوه مردم شناسایی خواهد شد و می توان بسترهای اساسی برای آموزش آنها ایجاد کرد تا حرکت به سمت کار آفرینی سرعت بیشتری به خود بگیرد.
نقش دولت در بستر سازی برای کار آفرینی نیز مسئله بسیار مهمی است و مهمترین اقداماتی که دولت می تواند در مورد کار آفرینی و اشتغال انجام دهد این موارد است:
تولید اطلاعات در مورد فرصتها – ترویج فرهنگ کارآفرینی – بازسازی فرهنگ کار و توانمند سازی نیروی کار. در حال حاضر به طور متوسط سالانه هزاران فارغ التحصیل دانشگاه در کشور وجود دارد که رشته تحصیلی بیشتر آنها علوم انسانی است. این عده را می توان با یک سری آموزشهای تخصصی کوتاه مدت نوعی تخصص بر ایشان ایجاد کرد.
موضوع دیگر حفظ حقوق نو آوران است که یکی از موانع ترقی و پیشرفت در کشور ما است. افراد، ابتکار یکدیگر را تقلید می کنند و این مخل نوآوری و کار آفرینی است. دولت باید در جهت حمایت از حقوق مبتکران چاره اندیشی جدی تر ی کند.
منبع : سایت آفتاب
بايد همت مضاعف و كار مضاعف يك دستورالعمل راهبردي در همه عرصهها از جمله سياسي، اجتماعي، فرهنگي، علمي و... تلقي شود.
بايد در نظام اسلامي هر كس در هر كجا قرار دارد آنجا را مركز كار و تلاش مضاعف قرار دهد و بهترين عملكرد را داشته باشد.
چون رسيدن به جايگاه در خور شان ملت بزرگ ايران اسلامي نيازمند همت مضاعف و كار مضاعف است.
اصولا رسيدن به اهداف عالي همت عالي ميطلبد و رهبر معظم انقلاب با يك دورانديشي جامع همه ساله سعي دارد با طرح يك شعار مسئولان و مردم به يك فعاليت عمومي رهنمود سازند.


اميدواريم اين شعار پرمحتوي مبناي فكر، انديشه، همت و كار مضاعف و فعاليت مردم و مسئولان قرار گيرد.
نامگذاري امسال به عنوان همت مضاعف و كار مضاعف افق جديدي در پيش روي ملت و مسئولان قرار داده است.
در سال ۱۳۸۹ نياز به تلاش بيوقفه داريم تا بتوانيم به نتايج مطلوبي در عرصههاي مختلف دست يابيم.
پيروزي نظام اسلامي و مردم در فتنه پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري بزرگترين دستاورد سال گذشته نظام و ملت است.
نطفه اين فتنه بزرگ از زمان شروع تبليغات نامزدهاي رياست جمهوري توسط رهبران و سران فتنه و خواص بيبصيرت و دنياطلب و پشتيباني مالي، سياسي و تبليغاتي دشمنان كينهتوز و بدخواهان نظام اسلامي و ملت ايران با جانبداري آشكار از يك نامزد منعقد شد.


پس از برگزاري انتخابات نيز با طرح تقلب بزرگ به بار نشست و در طول هفت ماه به اوج خود رسيد.
هدف اصلي طراحان اين توطئه و سران و رهبران اين فتنه بزرگ سقوط نظام اسلامي مبتني بر ولايت فقيه و در نهايت ختم انقلاب و استقرار يك نظام مخملي وابسته به نظام سلطه بود.
مروري گذرا بر موضعگيريها، تحليلها، مصاحبهها، بيانيهها و سخنرانيهاي سران فتنه و اصلاحطلبان و اعترافات دستگير شدهها در دادگاه انقلاب پس از شكست سنگين و ناكام شدن نامزدهاي آنان، بسياري از وقايع را براي ما روشن ميسازد.
با اين مرور گذرا براي همه ما روشن ميشود كه در اردوگاه اصلاحطلبان اعم از كارگزاران، سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب، جبهه دوم خرداد، حزب مشاركت، نهضت آزادي، مجمع روحانيون، جبهه ملي، سازمان منافقين، سلطنتطلبها و ضد انقلاب خارج از كشور با هماهنگي آشكار و پنهان با رژيم آمريكا، رژيم نامشروع و جعلي اسرائيل، اتحاديه اروپا، ارتجاع عرب، برخي از روحانيون بيبصيرت و دنياطلب و مدعي خط امام تمام توان خود را به كار گرفته تا بساط نظام اسلامي مبتني بر ولايت فقيه را جمع كنند.


اما با آگاهي و بصيرت فوقالعاده مردم و رهبري حكيمانه مقام معظم رهبري اين فتنه بزرگ و كم نظير خنثي شد و چهره پنهان منافقين آشكار شد.
مردم ايران اسلامي در ۹ دي و ۲۲ بهمن محكمترين سيلي را برچهره زشت و سياه رهبران، طراحان و سران فتنه زدند و بزرگترين پيروزي را به نظام و رهبري هديه كردند.
درود خدا بر بندگان صالح خداوند بر اين مردم باد و خداي بزرگ را براي اين پيروزي شاكر و سپاسگزاريم.
حجتالاسلام و المسلمين محمدنقي لطفي

