« و لا تسرفو لا عیب المسرفین » « اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141) ---------- (امام علي(ع): الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛ فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است. )




«کار به مثابه يک ارزش»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد؛سنت نام گذاري سالها توسط رهبر معظم انقلاب در يکي دو دهه گذشته برکات زيادي براي کشور و مردم به همراه داشته و اين عنوان بندي به بخشي از فرهنگ عمومي جامعه در ابتداي سال تبديل شده است.البته هدف از اين نام گذاري ها  گفتمان سازي جهت التفات بيشتر مردم و مسئولان به نيازها و ملزومات حياتي کشور است.
دهه چهارم انقلاب دهه پيشرفت و عدالت توامان است. بديهي است در اين دهه بايد امکانات مساعد در مسير اين دوگانه تعالي را تقويت و اصطکاکات موجود را فروکاهيد و در عين حال براي آينده برنامه ريزي کرد.

رهبر معظم انقلاب دور انديشانه سال1389  را تحت عنوان   ” همت مضاعف، کار مضاعف ”   نام گذاري نمودند و تاکيدفرمودند: “شعارهاي هر سال، نمايشي و تشريفاتي نيست و طبعا همه مشکلات را هم حل نمي کند بلکه انگشت اشاره اي است که راه و روش را نشان مي دهد که امسال نيز با توجه به اهداف بلندتر ملت و کشور، بايد همتي برتر فراهم آورد و کارهاي بيشتر و جدي تر انجام داد.”

مطالعات و پژوهش هاي مختلف درباره علل کندي و صعوبت پيشرفت در    ايران نشان مي دهد که يکي از موانع عمده در کنار ساير عوامل،    اصطکاکات فرهنگي بويژه ضعف فرهنگ و اخلاق کار در ايران است.

اقتصاددانان و متخصصان مديريت معمولا مجموعه  ارزشها، هنجارها، ايستارها و دانشهاي  مشترک  و پذيرفته  شده  يک  گروه  کاري  را فرهنگ  کار مي گويند.

اما فرهنگ کار درايران پديده مبهمي است و هرچند تعريف متقني از آن متناسب با مختصات فرهنگي و مردم شناسي ايراني ها ارائه نشده است  اما نوعا اعتقاد بر اين است با هر تعريفي که در ذهن سيال جامعه بر آن توافق و تقاعد عمومي وجود داشته باشد باز فرهنگ کار در ايران در سطح پاييني قرار دارد.

اگر سنگاپور در هر سال فقط معادل100  ميليارد دلار نرم افزار مي فروشد و اگر مردم ژاپن تنها800  ميليارد دلار در حساب هاي پس انداز خود پول دارند و اگر چيني ها امروز فقط بيش از40  درصد بازار واردات آمريکا را به توليدات خود اختصاص داده اند و اگر برزيلي ها لکوموتيو اقتصاد دنيا در دهه آينده هستند و اگر ... بدون ترديد فرهنگ کار در اين کشورها يکي از دلايل موفقيت هاي عظيم اقتصادي آنها بوده است.

کشور ايران در دهه چهارم انقلاب، نيازمند توليد فزاينده ثروت در عين تحقق عدالت است. توليد ثروت در جرثومه بي عدالتي کاپيتاليسم و نسخه هاي بين المللي توسعه، تجويز نابخرادانه اي براي بهبود بيماري هاي مزمن جامعه ايران است. ما نيازمند توليد ثروت به روش ايراني و اسلامي هستيم. توليد ثروتي که در زير چرخ هاي آن فقرا له نمي شوند و مستضعفين در اموال اغنيا سهم دارند. بديهي است چنين فرايندي مسبوق به تصحيح فرهنگ تلاش و اخلاق کار در جامعه ايران و بازسازي آن متناسب با بايسته هاي ديني و ملي است.

فرهنگي که در آن اوقات آحاد جامعه به سه وقت کار، عبادت و استراحت و رسيدگي به خانواده تقسيم مي شود. کار در ايران بايد به عنوان يک ارزش فردي واجتماعي مورد توجه و عنايت عمومي قرار گيرد. کارآفرينان و صاحبان نبوغ و استعداد بايد از جايگاه در خوري در جامعه برخوردار باشند. تا زماني که کار به عنوان  پديده اي  ارزشمند تلقي  نشود نمي توان به بهسازي و نوسازي فرهنگ کار در يک کشور اميد بست.
در دين مبين اسلام کار از جايگاه ويژه اي برخوردار است. در آيات و روايات مختلف بر اهميت و ارزشمند بودن کار به کرات تاکيد شده است. پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: “عبادت هفتاد پاره است و برترين آن، طلب روزي حلال است.” امام باقر(ع) مي فرمايند:  “هر کس براي بي نيازي از مردم  و تلاش براي رفاه  خانواده  و مهرباني و خيرخواهي به همسايه در طلب مال و امکانات  زندگي بر آيد روز قيامت در حالي که صورتش همچون بدر درخشان است خداوند را ملاقات مي کند.” . امام صادق(ع) مي فرمايد: “خداوند  متعال بيکاري را دشمن انسان مي داند.”

روشن است ترميم فرهنگ کار در ايران پيوندهاي مستمري با افزايش توليد ثروت ملي دارد. البته مديران و برنامه ريزان کشور بايد ارتباط منطقي بين کار وتلاش مضاعف با  توليد بيشتر ثروت برقرار کنند. مردم بايد احساس کنند با کار بيشتر در عرصه هاي مختلف نظير علم و تحقيق، سرمايه گذاري و کارآفريني، توليد فکر، کتابخواني و افزايش معلومات عمومي، سلامت، صنعت، کشاورزي و ... رفاه بيشتري براي خود و خانواده شان مهيا مي کنند.

در اين پارادايم به نظر مي رسد آسيب شناسي فرهنگ کار در جامعه ايران و درمان بيماري هاي مزمن آن يکي از بزرگترين خدماتي است که مي توان به جامعه کارفرمايي، کارگري، کارمندي و ... ارائه داد.

مآلا يکي از اصول توليد ثروت ملي همپوشاني فرهنگ ملي با توليد ثروت است که مي تواند ما را از دور باطل و بي مبناي توزيع عادلانه فقر برهاند. به تعبير مقام معظم رهبري يکي از شاخص هاي دهه چهارم عمر پر برکت انقلاب اسلامي، پيشرفت همراه با عدالت کشور است و پيشرفت محقق نمي شود مگر با تصحيح فرهنگ کار در کشور و افزايش توليد ثروت ملي.

سرمايه عظيم نيروي انساني درايران در دوره اي که ايام جواني خود را سپري مي کند متراکم ترين انرژي و نيرويي است که مي توان با مديريت صحيح وبرنامه ريزي مدبرانه پتانسيل هاي آن را رها کرد و بسترهاي لازم را براي تحقق توامان پيشرفت وعدالت فراهم نمود. نامگذاري داهيانه امسال توسط رهبر معظم انقلاب فرصت و مجال مناسبي براي تصحيح و ترميم فرهنگ بيمار کار در ايران است و بايد ازاين مجال نهايت استفاده را برد.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389  ساعت 10:29 PM نظرات 0 | لينک مطلب
«کار و همت مضاعف» فصل الخطابی برای مدیران کم کار
اینکه چرا رهبری معظم انقلاب، سال 89 را سال کار مضاعف و همت مضاعف، نامگذاری کردند را می‌توان از زوایای گوناگون بررسی کرد. در این رابطه به دو نکته اشاره می‌شود:‌ کشور در برخی حوزه‌ها در مسیر پیشرفت و توسعه و بالندگی قرار گرفته و حاصل زحمات تلاش‌گران این عرصه‌ها، سربلندی ملت، سرافرازی را همراه داشته است.
دست‌یابی به پیشرفت‌های انرژی هسته‌ای، پیشرفت در تولید علم سلول‌های بنیادی، تسخیر فضا و کسب هزاران رتبه علمی و جهانی و غیره از جمله این موارد است که این امر خود پیامی را به همراه دارد؛ یعنی باید با سرلوحه قرار دادن این حرکت‌ها آن را الگو قرار دهیم و سعی کنیم هر روز بیشتر از روز گذشته در این مسیرها گام برداریم. از سوی دیگر این نامگذاری حاوی پیام دیگری است به مدیران کم کار که خود را در سایه پرکاری و تلاش‌ دیگران پنهان کرده‌اند!

به واقع فرصت کار و تلاش و همت مضاعف زمینه را برای ارزیابی عملکرد مسؤولان نیز باز کرده است به گونه‌ای که می‌توان در عرصه سازندگی و توسعه و بالندگی کشور، مدیران و بخش‌های کم کار را شناسایی و عملکرد آنان را در بوته نقد منصفانه قرار داد.
در حقیقت، پیام نهایی این نامگذاری اولتیماتومی به مدیران کم کار است که اگر پی این پیام را به تن خود نمالند می‌باید از چرخه عرصه کار و تلاش خارج شوند چرا که ثابت و راکد ماندن در وضعیت کنونی، آفتی است که علاوه بر هدر دادن سرمایه‌های ملی زمان سوزی را نیز به همراه خواهد داشت.

نباید مدیران کم کار در ماراتن تلاش و همت و کار مضاعف درجا زده و از قطار پیشرفت عقب بمانند زیرا جای هیچ عذر
و بهانه‌ای باقی نخواهد ماند.

پايگاه خبري جوان

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389  ساعت 10:29 PM نظرات 0 | لينک مطلب

  شغلهای جدید زنان در کشور

 

تاکسی بانوان

  زندگی کم و بیش مدرن و پیچیده امروز، نقش های جدیدی را در ذهن مردان و زنان امروزی ایجاد کرده و اگر بپذیریم که شرایط زندگی، چنین نقش هایی را بر دیوار انگاره های بشری حجاری می کند، انتظار غریبی نیست .

 

 

 

به گزارش جهان کار زنان که در ایران روزگاری تابو محسوب می شد و صحبت از آن در خانواده برای مردان غیرقابل قبول بود، امروز آرام آرام به واقعیتی گریزناپذیر تبدیل می شود. علاوه بر آن هر روز شاهد مشاغل نوظهوری هستیم که اغلب از طرف بانوان صورت می پذیرد و منجر به تعجب و حیرت افراد جامعه می شود .

 

یکی از این حرفه ها حرفه رانندگی است که نه تنها شامل رانندگی تاکسی و آژانس و سرویس مدارس می شود بلکه شامل رانندگی اتوبوسهای شرکت واحد و اتوبوسهای برون شهری و حتی تریلی! هم می شود.زنان راننده معتقدند این شغل از سایر مشاغل نوظهور امن تر است .چون این ماشینها به بیسیم متصل هستند که مستقیما با مرکز 110 در ارتباط است و همچنین در این ماشینها مکان نماهایی وجود دارد که از طریق شبکه بیسیم ،موقعیت هر اتومبیل را در هر زمان نشان می دهد.بسیاری از زنان برای اجبار به کسب در آمد به این کار مشغول می شوند اما عده زیادی هم هستند که به دلیل علاقه به رانندگی و حضور در خارج از خانه به این شغل روی آورده اند .

 

هر روز شاهد مشاغل نوظهوری هستیم که اغلب از طرف بانوان صورت می پذیرد و منجر به تعجب و حیرت افراد جامعه می شود

 

از دیگر مشاغل نوظهور زنان ،شغل آتش نشانی است. با اینکه این حرفه به هیچ وجه با روحیه وشرایط زنان سازگار نیست، اما بسیارند بانوانی که به جهت هیجان موجود در این شغل به سمت این حرفه گرایش پیدا کرده اند. ایجاد پلیس زن نیز با اینکه شغلی در راستا برطرف نمودن نیاز جامعه بوده است اما این شغل نیز همانند شغل آتش نشانی با روحیه زنان سازگار نیست و علاوه بر اینکه روحیه آنان را خشن و نظامی بار می آورد آنها را مجبور به یادگیری تعلیماتی از قبیل ورزشهای رزمی ،مانورهای شبانه و استفاده از سلاحهای جنگی می کند.اما این شغل نیز به دلیل جاذبه های خاص خودهمانند تعقیب و گریز مجرمین و کشف جرم و... طرفداران فراوانی دارد .

آتش نشان زن

 

حرفه دیگری که متاسفانه بیشتر به دلیل فقر و ناداری شکل گرفته است شیشه پاک کنی و اسپند دود کنی و گردو فروشی در سر چهارراهها است که این روزها شاهد افزایش حضور زنان در آن هستیم.شیشه پاک کنی و نواختن موسیقی بر سر چهارراهها که اغلب نیز توسط دختران جوان و نوجوان انجام می شود ،بیشتر از آنکه شغلی برای کسب درآمد و استقلال باشد حرفه ای برای فرار از فقر و گرسنگی است .

 

شغل دیگری که امروزه شاهد گسترش بیش از پیش آن هستیم فروشندگی است . فروشندگی زنان که در قدیم فقط مختص کالاهای زنانه بود ،امروزه خود را از هر قید و بندی رهانیده و حضور زنان حتی به عنوان فروشنده مرغ و گوشت و یا اداره مغازه لبنیاتی بیشتر به چشم می خورد.در برخی از این فروشندگی ها زنان مجبورند برای جلب مشتری صدای خود را بلند کنند و یا در حضور مشتری همانند یک پادو مغازه را طی بکشند که به هیچ وجه در شان بانوان ایرانی نیست.اما به هر حال به غیر از عده ای که از سر ناچاری به این مشاغل روی می آورند ،عده ای دیگر با شعار "کار عار نیست" حاضرند دست به هر شغلی بزنند مانند دست فروشی در مترو که متاسفانه اغلب فروشندگانش نیز دانشجو هستند و برای پرداخت هزینه تحصیل و خوابگاه این کار را انجام می دهند .

 

حضور زنان در کارخانه هایی همچون ماشین سازی ،چاپخانه و ساخت قطعات سنگین و صنعتی که به شدت محیط مردانه ای دارند،یکی دیگر از این مشاغل است.البته به وجود آمدن این شغل را نباید فقط به زنان ارتباط داد . بیشتر از آنکه زنان بخواهند وارد این شغل بشوند ، کارفرماها به دلیل پایین آوردن هزینه هایشان و کاهش دستمزد پرداختی ، بیشتر مایل به استخدام زنان هستند .

 

اینها فقط چند تصویر از تصاویر متعدد و رنگارنگ از اشتغال زنان در پایتخت است كه به اشكال مختلف خودنمایى مى كند. متاسفانه در سال هاى اخیر با صحنه هایى از كار زنان جامعه روبه رو مى شویم كه قبلاً كمتر تصورى از آن براى ورود زنان به آن عرصه در ذهن مى پروراندیم .

 

فروشندگی زنان که در قدیم فقط مختص کالاهای زنانه بود ،امروزه خود را از هر قید و بندی رهانیده و حضور زنان حتی به عنوان فروشنده مرغ و گوشت و یا اداره مغازه لبنیاتی بیشتر به چشم می خورد

 

دکتر فاطمه اسد اللهی ،جامعه شناس معتقد است که حضوراین مشاغل نوظهور با حرکت جامعه از سنت به مدرنیته و افزایش ابعاد اقتصادی و اجتماعی جهانی شدن ،پررنگ تر شده و خانواده ها بخصوص زنان بیشتر به سمت این کارها جذب می شوند .

 

وی می گوید: این مسئله یكى از عواقب جوامع مصرفى است، چراكه اساساً مصرف گرایى مى طلبد كه چنین مشاغلى بوجود آید .

 

این جامعه شناس ادامه می دهد: جالب است بدانید كه از دهه 70 بدین سو، زنان از هر دو زمینه شغلی جدید، یكی را از چنگ مردان ربوده اند. که البته همین مسئله پیش بینی می شد چون از ابتدای دهه 1380 انتظار می‌رفت با رشد جمعیت زنان دانش‌آموخته دانشگاهی بر میزان حضور زنان در مشاغل مهم و كلیدی جامعه نیز افزوده شود بخصوص وقتی آمارها از متوسط رشد نرخ دانش‌آموختگی زنان تا حدود 12 درصد در برابر رشد 7/5 درصدی مردان خبر می داد . اما متاسفانه وقتی شرایط و امکانات کاری در جامعه مهیا نباشد این قشر تحصیل کرده که در آرزوی وارد شدن به بازار کار است ،در کنار اقشاری که به دلیل فقر به مشاغل کاذب و جدید روی می آورند قرار می گیرد و کار غیر رسمی انجام می دهد .

 

شاید به نظر برسد كسانى كه در مشاغل اینچنینى به كار گرفته مى شوند با نگاه هاى سرد و سنگین و تلخ برخى از مردم رو به رو شوند، عده ای به این مشاغل به دید خوشبینانه ای نگاه می کنند و معتقدند انجام این حرفه ها ،حال چه از سر فقر باشد و چه از سر پر کردن اوقات فراغت و کسب درآمد و استقلال ،در هر حال از بیکاری بهتر است و باعث کاهش انحراف در جامعه می شود .اما عده ای دیگر بر خلاف باور فوق معتقدند که حضور زن در عرصه هایی که لطافت های زنانه در آن رعایت نمی شودو جایگاه مناسبی برای زن نیست نه تنها صحیح نیست بلکه باعث رواج فساد وفحشا در جامعه می شودو چون هیچ گونه نظارتی بر این مشاغلی وجود ندارد امنیت و آرامش از زنان شاغل سلب می شود .

 

این كه چرا تصاحب كردن چنین مشاغلى از سوى زنان جوان تا این حد به آسانى جامه عمل مى پوشد نكته قابل تأملى است كه جاى خالى آن در میان پژوهش هاى جامعه شناسان دیده مى شود .

 

منبع: جهان نیوز

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در پنج شنبه 16 اردیبهشت 1389  ساعت 10:29 PM نظرات 0 | لينک مطلب
بررسي‏هاي كارشناسان مسائل اجتماعي ايران، مديران، نخبگان فرهنگي و سياسي و جامعه شناسان نشان مي‏دهد كه اخلاق و فرهنگ كار در ايران در مقايسه با كشورها و جوامع صنعتي در سطح پايين‏تري قرار دارد. مسئولان و رهبران سياسي و اجتماعي كشور نيز در پيام‏ها و سخنراني‏هاي مختلف بر اين مسئله تاكيد مي‏كنند. نتايج سمينار «تكامل فرهنگ كار كه در سال 1375 شمسي» به شكل مجموعه مقالاتي از طرف وزارت كار و امور اجتماعي چاپ و منتشر شده است نيز نشان مي‏دهد كه بنا به نظر اكثر كارشناسان اقتصادي، فرهنگ و اخلاق كار در ايران ضعيف است و بنابراين لازم است فقدان فرهنگ و اخلاق كار مناسب در جامعه به‏عنوان يك معضل اقتصادي و اجتماعي تلقي شود و براي شناسائي بهتر وضع موجود از نظر فرهنگ و اخلاق كار و عوامل مرتبط با آن مطالعاتي از طرف انديشمندان و آگاهان به مسائل اجتماعي كشور صورت گيرد.
اين بررسي به منظور سنجش ميزان اخلاق كار و عوامل مرتبط با آن در ادارات دولتي انجام مي‏شود. فاز اول اين كار به پيشنهاد موسسه كار و تامين اجتماعي با همين عنوان و با تمركز بر محيط‏هاي كارگري و كارخانجات توليدي در سال 78 انجام شده است.
سوالات اصلي پژوهش :
1- كدام يك از ابعاد چهارگانه اخلاق كار در ميان كاركنان سازمان‏هاي دولتي ضعيف‏تر و كدام يك قوي‏تر است؟
2- متغيرهايي مانند سطح تحصيلات و درجه شهروندي چه ارتباطي با اخلاق كار مديران و كاركنان سازمان‏هاي دولتي دارد؟
3- آيا بيگانگي اجتماعي و سازماني با تضعيف اخلاق كار مرتبط است؟
4- نوع مديريت در سازمان‏هاي دولتي تا چه حد با اخلاق كار كاركنان سازمان‏هاي دولتي ارتباط دارد؟
5- ويژگي‏هاي پايگاهي كاركنان سازمان‏هاي دولتي تا چه حد با اخلاق كار آنان مرتبط است؟
6- چه رابطه‏اي ميان عدالت سازماني و اخلاق كار در سازمان‏هاي دولتي وجود دارد؟
مباحث نظري: براي تبيين مسئله اخلاق كار و ضعف آن در ادارات دولتي با توجه به يافته‏هاي تحقيق پيشين، در درجه اول بر مسئله بيگانگي تاكيد شده است. سازمان‏هاي دولتي عموما شامل افراد با ميزان تحصيلات بالا هستند. نتايج تحقيق پيشين (معيدفر، 1378)، حاكي از آن است كه هر چه ميزان تحصيلات فرد بالاتر مي‏رود اخلاق كار او در سازمان پايين‏تر مي‏آيد. بنظر مي‏رسد اين موضوع از بيگانگي سازماني و نيز اجتماعي فرد ناشي مي‏شود. فرد تحصيل‏كرده با سازمان و نيز محيط اجتماعي خود در تضاد و بيگانگي است. گيدنز اين بيگانگي را معضل رايج در سازمانهائي با درجه ' اعتماد' پايين مي‏داند (گيدنز، 1373: 524).

به هر حال، براي بررسي ضعف اخلاق كار از مفهوم بيگانگي و نظريه‏هاي مربوطه استفاده شده است. از نظر ماركس بيگانگي عمدتا زماني آغاز مي‏شود كه انسان نسبت به چيزي كه در اصل متعلق به خود اوست احساس خويشي نمي‏كند. اين مسئله نسبت به هر چيزي در جامعه، همانند مذهب، دولت، سازمان و كار ممكن است اتفاق بيفتد. بنابراين بيگانگي انسان ممكن است با سازمان و كاري كه مي‏كند و نيز محيط اجتماعي او پيش بيايد. اين بيگانگي ممكن است در افراد خاصي و يا قشر و طبقه ويژه‏اي ظاهر شود. بطور كلي از نظر ماركس بيگانگي با عدم كنترل دستاوردها از طرف خود فرد در ارتباط است (باتومور، 1984: 129). لوكاچ با تفسير ويژه خود از ماركس بر اين باور است كه بيگانگي اساسا در ذات هر نوع جامعه متعلق به سرمايه‏داري وجود دارد ( لوكاچ، 1377: 216).
سيمن انواع بيگانگي را از هم تفكيك مي‏كند. از نظر او بيگانگي در اشكال از خود غريبي، انزوا، بي هنجاري، بي‏معنائي و ناتواني ظاهر مي‏شود. از ميان انواع حالات بيگانگي، از خود غريبي، انزوا و بي‏هنجاري و بي‏معنائي در ميان روشنفكران و تحصيل‏كردگان جامعه رايج‏تر است. خصوصا انزوا و بي‏معنائي در توضيح وضعيت روشنفكران و تحصيل‏كردگان بارزتر است. به عبارت ديگر، مفهوم انزوا در نظريه سيمن بيشتر توضيح دهنده وضعيت روشنفكران و تحصيل‏كردگان جامعه است. اين گروه با ارزشهاي جديدي آشنا شده‏‏اند كه آن ارزشها عميقا با ارزشهاي پذيرفته شده عمومي در تعارض است. «منظور از اين مفهوم جدا شدن روشنفكران از معيارهاي فرهنگ عامه است كه در آن روشنفكر با جامعه و فرهنگ خود بيگانه شده است» (سيمن، 1378: 412).
هانتينگتون بيگانگي را خصلت گروه، قشر و طبقه‏اي از جامعه مي‏داند كه با ارزشهاي مدرن تربيت شده‏اند‏، اما در جامعه غير مدرن زندگي مي‏كنند و يا در سازمانهاي غير مدرن كار مي‏كنند. از نظر او تحصيل‏كردگان كساني هستند كه با ارزشهاي نوين سياسي و اجتماعي آشنا مي‏شوند. در كشورهاي در حال توسعه اين گروه، عمدتا با نظام سياسي، اجتماعي ويژه‏اي روبرو هستند كه از نظر ارزشي انعطاف لازم را براي جذب آنان ندارد. بنابراين در اين جوامع روشنفكران و تحصيل‏كردگان منزوي و بيگانه از جامعه و نظام سياسي مي‏شوند. هانتينگتون بيگانگي را مرحله‏اي از مراحل زنجيره‏اي علل وقوع انقلاب در جوامع سنتي و استبدادي مي‏داند. طرح مسئله بيگانگي اگر چه در قالب يك نظريه انقلاب مطرح شده است، اما در پژوهش حاضر مي‏تواند در تبيين مسئله ضعف اخلاق كار در سازمان‏هاي دولتي ايران استفاده شود (هانتينگتون، 1375).
ميلز و مرتون نيز در تبيين مسئله بيگانگي به شكاف ذهني و ارزشي روشنفكران و تحصيل‏كردگان با سازمان سياسي و كليت جامعه_ خصوصا در جوامعي كه از نظر سياسي انعطاف پذيري كمتري دارند _ تاكيد مي‏كنند (سيمن، 1378: 419).
در تحليل مسئله ضعف اخلاق كار در سازمان‏هاي دولتي از نظريه محروميت نسبي و نيز نظريه توقعات فزاينده ديويس و گار بهره گرفته شده است. اين نظريه‏ها عمدتا تحليلي روانشناختي از فرايند نارضايتي فردي و جمعي ارائه كرده‏اند و براي درك موضوع نارضايتي شغلي و احساس بي عدالتي سازماني و اجتماعي حائز اهميت هستند.
 

ديويس در نظريه خود احساس بي عدالتي اجتماعي را در دوران ركود اقتصادي عامل اساسي بروز نارضايتي بين مردم و نظام سياسي مي‏داند. گار هم نارضايتي سياسي و روانشناختي از نظام سياسي را ناشي از وجود شكاف بين توقعات ارزشي خود با قابليت‏هاي ارزشي محيط مي‏داند. قابليت‏هاي ارزشي آن دسته از كالا‏ها و شرايط زندگي است كه مردم خود را به طور موجهي مستحق آن مي‏دانند، و قابليت‏هاي ارزشي اموري عيني هستند كه در اجتماع مي‏توان يافت. اين نارضايتي عمدتا در اثر مقايسه خود با ديگران در جامعه صورت مي‏گيرد. اين امر در ميان تحصيل‏كردگان جدي‏تر و عميق‏تر است (ديويس، 1962: 6). بنابراين از نظر ديويس و گار بي عدالتي اجتماعي مهمترين عامل بروز نارضايتي و گسست تعهد گروهي در سطوح مختلف اجتماعي، سازمان يا كليت نظام سياسي و اجتماعي است (كوهن، 1375: 205). اما فايرابند از پيروان نظريه محروميت نسبي تحليل خود را از سطح روانشناختي به سطح سيستمي ارتقاء داده است. از نظر او در برخي از جوامع، محروميت نسبي كه در نظريه گار يك جريان روانشناختي است، بيشتر جرياني سيستمي و مربوط به ساختار اجتماعي است. از نظر فايرابند وجود و بروز شكاف بين توقعات و امكانات و در پي آن، محروميت و ناكامي در برخي جوامع ناشي از ساختارهاي نظام اجتماعي است. از اين نظر در برخي جوامع، نارضايتي مي‏تواند ساختاري تلقي شود. اين ديدگاه در تحليل فرايند بيگانگي مي‏تواند به ماركس نزديكتر شود (كوهن، 1375: 209).
در اين تحقيق همچنين از نظريه‏هاي مديريت در تبيين اخلاق كار بهره برداري ‏شده است. معمولا دو سبك مديريت، يعني مديريت آمرانه و مديريت مشاركتي در سازمانها در نظر گرفته مي‏شود. مديريت آمرانه بيشتر در جوامع و سازمانهاي سنتي رايج است و كمتر در جوامع و سازمان‏هاي مدرن به كار گرفته مي‏شود. يكي از مهمترين علل افت انگيزه‏هاي كار در سازمان‏هاي مدرن را مديريت آمرانه دانسته‏اند. در مقابل، مديريت مشاركتي نوعي از مديريت دانسته مي‏شود كه در جوامع و سازمان‏هاي مدرن رايج است و بنياد آن بر مشاركت اعضاي سازمان در مديريت، اعتماد متقابل اعضاي سازمان و مديريت، آزادي عمل كاركنان و ترغيب به عمل خلاقانه در سازمان است (ليكرت، 1967: 8و397 گلوئيك، 1977: 205 اشميت، 1957: 95 استونز، 1983: 100). اين دو نوع مديريت را گيدنز مديريت در سازمانهاي با اعتماد پايين (آمرانه) و سازمانهاي با اعتماد بالا (مديريت مشاركتي) مي‏نامد (گيدنز، 1373: 524).
فرضيه‏‏ها

در سازمان‏هاي دولتي اخلاق كار با:
_ ميزان تحصيلات كاركنان
_ ميزان شهروندي كاركنان
_ احساس رضايت از كار
_ احساس عدالت سازماني
_ احساس آمرانه بودن مديريت
_ احساس مشاركتي بودن مديريت
_ و بيگانگي اجتماعي و سازماني كاركنان ارتباط دارد.
روش تحقيق
اين تحقيق يك كار پيمايشي است كه در سال 1382 انجام شده است. پيش از اين، تحقيقي با عنوان 'بررسي اخلاق كار و عوامل فردي و اجتماعي موثر بر آن' توسط مجري انجام شده كه در آن اخلاق كار در سطح كارگاههاي توليدي در سطح استان تهران بررسي شده است. همانند تحقيق پيشين براي سنجش اخلاق كار در تحقيق حاضر از ابزار فراهم شده توسط گريگوري سي پتي (Gregory. C. Petty) تحت عنوان OWEI كه در سال 1990 ساخته شده و از آن تاريخ مورد استفاده محققين قرار گرفته استفاده شده است.
مفاهيم اصلي:
اخلاق كار: اخلاق كار، يك هنجار فرهنگي است كه به انجام كار مناسب وخوب در جامعه . ارزش معنوي مثبت مي‌دهد و بر اين باور است كه كار في‌نفسه داراي يك ارزش ذاتي است (چرينگتون‌، 1980، ص 19).
عدالت سازماني:
در اين پژوهش عدالت سازماني بيشتر به احساس فرد اشاره دارد مبني بر اينكه متناسب با ميزان كاري كه در سازمان انجام مي‏دهد حقوق، پاداش و مزايا دريافت مي‏دارد. عدالت سازماني عمدتا ناشي از مقايسه خود و ديگران در ارتباط با دريافت حقوق، پاداش و مزايا از سازمان متناسب با كار انجام شده است.
رضايت كاري:
رضايت كاري مفهومي است كه اشاره دارد به ارضاي دروني فرد از كاري كه به او محول شده است. شرايطي كه در آن، فرد تمايل دارد در سازمان باقي بماند و به اهداف و برنامه‏هاي سازمان اعتقاد و آگاهي دارد.
تعاريف عملياتي
متغير وابسته :
در اين بررسي، اخلاق كار متغير وابسته است كه از طريق يك شاخص 50 گزينه‏اي كه ابعاد چهار گانه اخلاق كار را مي‏سنجد اندازه گيري شده است. اين شاخص توسط گريگوري. سي، پتي در سال 1990 ساخته شده و در پژوهش هاي متعددي بكار گرفته شده است و از اعتبار بالايي برخوردار است. ابعاد چهار گانه اخلاق كار از نظر پتي عبارتند از :
1. دلبستگي و علاقه به كار (dependability)
2. پشتكار و جديت در كار(ambition)
3. روابط سالم و انساني در محل كار (consideration)
4. روح جمعي و مشاركت در كار (cooperation)
متغيرهاي مستقل:

در اين بررسي متغيرهاي مستقل تاثير گذار بر اخلاق كار به چند مقوله دسته بندي شده و مورد پژوهش قرار گرفته‏اند كه عبارتند از: 1. ويژگي‏هاي پايگاهي (شامل: قيمت منزل، منزلت شغلي فرد و والدين او، سطح تحصيلات) 2. شهروندي (شامل: تولد فرد و والدين او در شهر، مدت زمان اقامت فرد و والدين او در شهر) 3. نوع مديريت (شامل: احساس كاركنان از آمرانه بودن يا نبودن مديريت و ميزان مشاركت آنان در پيشبرد اهداف سازمان متبوع) 4. بيگانگي اجتماعي و سازماني (شامل: خوشبيني نسبت به آينده و اعتقاد به نقش خود در پيشرفت جامعه و آگاهي و اعتقاد به اهداف سازمان و اداره متبوع) 5. عدالت سازماني (شامل: نظر كاركنان در مورد عادلانه ويا ناعادلانه بودن حقوق، مزايا و پاداش ها و ترفيعات و تنبيهات در محل كار).
جامعه آماري و نمونه:
جامعه آماري در اين طرح عبارت از كليه كاركنان واحدهاي اداري دولتي استان تهران است. از اين ميان، تعداد 600 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گيري چند مرحله‏اي (PPS) (400 نمونه براي شهر تهران و 200 نمونه براي شهرستانهاي استان تهران) انتخاب شده‏اند. در مرحله اول تعداد 60 اداره بر اساس فراواني تجمعي تعداد پرسنل، و در مرحله دوم، از روي ليست حضور و غياب كاركنان و به روش نمونه‏گيري تصادفي سيستماتيك تعداد ده نفر انتخاب شده‏اند.
نتايج پژوهش:
1- ميزان اخلاق كار
پايين‏ترين ميزان اخلاق كار براي افراد مورد بررسي 5/1 و بالاترين آن 4 است. ميانگين اين ميزان در ميان كل افراد 04/3 است. نزديك به نيمي از كاركنان نمونه تحقيق از نظر ميزان اخلاق كار كه مهمترين متغير وابسته اين تحقيق شمرده مي‏شود در سطح بالا قرار دارند . بيش از يك سوم از آنها در سطح نسبتا بالا و تنها 2/3 درصد در سطح متوسط اخلاق كار قرار دارند.
2- ميزان علاقه به كار
در جمعيت نمونه، پايين‏ترين نمره علاقه به كار 1 و بالاترين آن 4 است و ميانگين كل 99/2 است. بيش از دو سوم از افراد مورد بررسي از نظر ميزان علاقه به كار كه يكي از چهار مولفه شاخص اخلاق كار است در سطح بالا قرار دارند و نزديك به يك سوم از آنها در حد متوسط هستند. تنها 2/0 درصد در سطح پايين قرار دارند.
3- ميزان پشتكار
پايين‏ترين نمره پشتكار براي افراد نمونه 1 و بالاترين آن 4 است. ميانگين كل 01/3 است. بيش از دو سوم افراد مورد بررسي از نظر ميزان پشتكار در سطح بالا قرار دارند. نزديك به يك سوم در حد متوسط و 2/0 درصد رد سطح پايين از لحاظ ميزان پشتكار قرار دارند.
4- ميزان روابط انساني
پايين‏ترين ميزان روابط انساني در محل كار براي افراد مورد بررسي 1 و بالاترين آن 4 است. ميانگين كل 08/3 مي‏باشد. 5/72 درصد از افراد مورد بررسي در سطح بالاي روابط انساني در محل كار قرار دارند. همچنين، 3/27 درصد در سطح متوسط و 2/0 درصد در سطح پايين روابط انساني اند.
5- ميزان روح جمعي
در جمعيت نمونه، پايين‏ترين ميزان روح جمعي 1 و بالاترين آن 4 است. ميانگين 08/3 است. بيش از 70 درصد افراد مورد بررسي سطح بالايي از روح جمعي را دارند. بيش از 28 درصد در سطح متوسط قرار داشته و تنها 2/0 درصد در سطح پايين قرار دارند.

6- ميزان بيگانگي سازماني _ اجتماعي
در جمعيت نمونه، حداقل نمره بيگانگي سازماني_ اجتماعي 1 و حداكثر آن 3 است. ميانگين بدست آمده براي كل افراد مورد بررسي 11/2 است. بيش از نيمي از پاسخگويان از نظر بيگانگي سازماني _ اجتماعي در سطح متوسط، نزديك به نيمي از آنها در حد بالاي بيگانگي و تنها 9/11 درصد در سطح پايين بيگانگي قرار دارند. داده‏ها نشان مي‏دهند كه بيش از 88 درصد از افراد مورد بررسي دچار بيگانگي سازماني_ اجتماعي اند.
7- ميزان بيگانگي سازماني
در جمعيت نمونه، حداقل نمره براي بيگانگي سازماني 1 و حداكثر آن 3 است. ميانگين بدست آمده براي كل جامعه نمونه 86/1 است. نزديك به نيمي از كاركنان ادارات دولتي مورد بررسي در حد متوسطي از بيگانگي سازماني بسر مي‏برند. 12 درصد بيگانگي بالا و نزديك به 40 درصد در سطحي پايين از بيگانگي اند.
8- ميزان بيگانگي اجتماعي
در جمعيت نمونه، حداقل نمره براي بيگانگي اجتماعي 1 و حداكثر آن 3 است. ميانگين بدست آمده براي افراد نمونه 86/1 است. بيش از 59 درصد پاسخگويان در وضعيت متوسطي از بيگانگي اجتماعي قرار دارند. 32 درصد از آنها را مي‏توان داراي بيگانگي اجتماعي پايين دانست و 3/8 درصد دچار بيگانگي مفرط اجتماعي اند. يعني حدود دو سوم از افراد مورد بررسي در وضعيت بيگانگي اجتماعي قرار دارند.
9_ رابطه ميزان تحصيلات با اخلاق كار
هر چه تحصيلات فرد بيشتر باشد اخلاق كار وي پائين‏تر است. در بررسي رابطه بين گروه‏هاي تحصيلي و اخلاق كار از طريق آناليز واريانس، ميانگين اخلاق كار در گروه‏هاي تحصيلي بدين صورت است: ديپلم 40/3، فوق ديپلم 14/3، ليسانس 82/2، فوق ليسانس 30/2 و دكترا 20/2.
بدين ترتيب مي‏بينيم كه بالاترين ميانگين اخلاق كار را كساني دارند كه ميزان تحصيلاتشان در حد ديپلم است و هر چه ميزان تحصيلات بالا مي‏رود از ميانگين اخلاق كار كاسته مي‏شود. ضمنا اين رابطه ميان تحصيلات و ابعاد چهارگانه اخلاق كار وجود دارد.
10_ رابطه ميزان شهروندي با اخلاق كار
هر چه فرد شهروندتر، ميزان اخلاق كارش پايين‏تر است. ميانگين ميزان اخلاق كار براي افراد در گروههاي مختلف شهروندي عبارت است از: شهروندي پايين 35/3، متوسط 04/3 و بالا 76/2. ضمنا اين رابطه ميان ميزان شهروندي و تمام ابعاد چهارگانه اخلاق كار وجود دارد.
11_ رابطه عادلانه بودن توزيع پاداش ها، تنبيهات، ترفيعات و مزايا در محل كار با اخلاق كار
بين ميزان اخلاق كار كساني كه فكر مي‏كنند در اداره‏شان پاداشها، تنبيهات، ترفيعات و مزايا عادلانه توزيع مي‏شود و كساني كه عكس اين نظر را دارند تفاوت معناداري ديده نمي‏شود. F حاصل از تحليل واريانس ميان عادلانه بودن حقوق و مزايا و اخلاق كار برابر است با 030/1 كه در سطح 05/0 هم معنادار نيست. در بررسي ارتباط ميان ابعاد چهارگانه اخلاق كار و عادلانه بودن پاداشها، تنبيهات، ترفيعات و مزايا نيز ارتباط معناداري وجود ندارد.
12_ رابطه نوع روابط مديران با كاركنان با اخلاق كار كاركنان

در اداراتي كه كاركنانش فكر مي‏كنند نوع مديريت مشاركتي است، كارمند از ميزان اخلاق كار بالاتري برخوردار است تا اداراتي كه كاركنانش اعتقاد دارند نوع مديريت آمرانه است. ميانگين اخلاق كار در سه نوع مديريت: مشاركتي 13/3، تا حدي آمرانه 04/3 و كاملا آمرانه 97/2 است.
ضمنا مي‏توان گفت در اداراتي كه نحوه مديريت مشاركتي است، ميزان پشتكار و علاقه به كار كاركنان بيشتر از اداراتي است كه نحوه مديريت در آنها آمرانه است. اما ساير ابعاد اخلاق كار مستقلا از نوع مديريت تاثير نمي‏پذيرد.
13_ رابطه بيگانگي سازماني با اخلاق كار
هر چه ميزان بيگانگي سازماني فرد بيشتر، اخلاق كار وي پايين‏تر است. ميانگين اخلاق كار كساني كه در رتبه بيگانگي سازماني پايين قرار دارند 11/3، كساني كه بيگانگي سازماني متوسط دارند 02/3 و كساني كه بيگانگي سازماني بالايي دارند 87/2 است.
ضمنا مي‏توان گفت افرادي كه دچار بيگانگي سازماني بالاتري اند، از سه بعد از ابعاد اخلاق كار يعني دلبستگي و علاقه به كار، پشتكار و جديت دركار و روح جمعي در كار (نسبت به افرادي كه دچار بيگانگي سازماني پايين‏تري اند) در سطح پايين‏تري قرار دارند.
14_ رابطه بيگانگي اجتماعي با اخلاق كار
هرچه ميزان بيگانگي اجتماعي افراد كمتر، اخلاق كار آنان بالاتر است. ميانگين اخلاق كار كساني كه بيگانگي اجتماعي پائيني دارند برابر است با 37/3، كساني كه بيگانگي اجتماعي متوسط دارند 09/3 و كساني كه بيگانگي اجتماعي بالايي دارند 91/2 است. ضمنا مي‏توان گفت كه بين كليه ابعاد چهارگانه اخلاق كار و بيگانگي اجتماعي ارتباط وجود دارد.
15_ رابطه پايگاه اقتصادي _ اجتماعي با اخلاق كار
هر چه پايگاه اقتصاي، اجتماعي فرد در اجتماع بالاتر باشد، اخلاق كار وي پايين‏تر ‏است. ميانگين اخلاق كار كساني كه در رتبه پايين پايگاه اقتصادي _ اجتماعي قرار دارند برابر است با 17/3، كساني كه در رتبه متوسط قرار دارند 79/2 و كساني كه در رتبه بالا هستند 66/2 است.
ضمنا تمام ابعاد چهارگانه اخلاق كار با پايگاه اقتصاي، اجتماعي فرد ارتباط معكوس داشته و هر چه پايگاه فرد در اجتماع بالاتر مي‏رود، ابعاد چهارگانه اخلاق كار وي پايين‏تر مي‏آيد.
16 _ رابطه عوامل اجتماعي، سازماني با اخلاق كار
در بررسي همزمان متغيرهاي مستقل بر اخلاق كار در رگرسيون چند متغيري به روش گام به گام در مجموع عوامل زير: ميزان تحصيلات، بيگانگي سازماني، اعتقاد فرد به نقش موثر خود در روند كار، ميزان شهروندي و تعداد دريافت تشويق در محل كار. با اخلاق كار ارتباط داشته اند.
تحصيلات به تنهايي 1/30 درصد تغييرات متغير وابسته يعني اخلاق كار را تبيين مي‏كند و بقيه متغيرها جمعا 7/8 درصد از تغييرات متغير وابسته را. در واقع، مهمترين عامل تبيين كننده اخلاق كار ميزان تحصيلات فرد است و نه عوامل درون سازماني.

اين عوامل در مجموع 39 درصد از تغييرات متغير وابسته يعني اخلاق كار را تبيين مي‏كنند. اين عوامل را مي‏توان در دو طبقه جاي داد: 1- ارزشهاي اجتماعي: ميزان قرابت فرد با ارزش هاي مدرن و به عبارت ديگر ميزان شهروندي بر اساس ارزش هاي جديد، 2- ارزشهاي سازماني: ميزان جذب و ادغام در سازمان.
بر اساس نتايج به دست آمده از اين تحليل چند متغيره:
1- هر چه فرد به ارزش هاي مدرن نزديك‏تر (داراي تحصيلات بيشتر و سابقه شهرنشيني بيشتر) باشد، از اخلاق كار پايين‏تري برخوردار خواهد بود.
2- هر چه فرد در سازمان و فرايند كار بيگانه‏تر و پيوند او با سازمان سست‏تر، اخلاق كار او ضعيف‏تر است.
نتيجه گيري
بانگاهي اجمالي بر ويژگي‌هاي جمعيت نمونه مشخص مي‌شود كه حدود 65 درصد افراد نمونه تحصيلات دانشگاهي دارند. بيش از نيمي از افراد نمونه متولد شهر تهران اند، درحاليكه‌ پدر و مادر بيش از يك سوم افراد نمونه در روستا تولد يافته‏‏اند‌. اما به هر حال، بيش از 90 درصد افراد نمونه در شهر تولد يافته و تحت تاثير ارزشهاي آن تربيت يافته‏اند.تقريباً حدود دو سوم افراد نمونه خود را در تصميم‌گيري‌هاي كار سهيم نمي‌دانند (يا پيشنهادي در يكسال گذشته در محل كار ارائه نكرده‏اند و يا به پيشنهاد آنها وقعي نهاده نشده است).
بيش از نيمي از افراد مورد بررسي معتقدند كه نوع مديريت در اداره محل خدمتشان تا حدي آمرانه است. و نزديك به يك سوم فكر مي‏كنند اين مديريت كاملا آمرانه است. تنها 1/18 درصد افراد به مديريت مشاركتي در محل كارشان اذعان داشته‏‏اند.بيش از نيمي از كاركنان مورد بررسي تا حدي معتقد به نقش خود در بهبود وضعيت سياسي اجتماعي كشور بوده و بيش از يك چهارم آنها اصلا به اين امر اعتقاد نداشته‏اند.
نزديك دو سوم افراد مورد بررسي فكر مي‏كنند كه از اهداف و برنامه‏هاي اداره خود تا حدي آگاهند و يا به هيچ وجه از اهداف آگاه نيستند. بيش از سه چهارم افراد نمونه نيز به اهداف اداره خود تا حدي اعتقاد دارند و يا به هيچ وجه به آن اهداف اعتقاد ندارند. بيش از نيمي از افراد مورد بررسي نسبت به آينده كشور و بهبود اوضاع سياسي، اجتماعي تا حدي خوشبين اند. حدود يك سوم آنها كاملا بدبين و 2/12 درصد كاملا خوش‏بين هستند. در مجموع ميزان خوش‏بيني نسبت به آينده كشور پايين است.

ميانگين ميزان دلبستگي وعلاقه به كار افراد نمونه 99/2 از 4 است. ميانگين ميزان پشتكار و جدّيت افراد نمونه‌برابر 01/3 از 4 است. ميانگين ميزان روابط انساني‌_ اجتماعي افراد در محل كار برابر 08/3 از 4 است. ميانگين ميزان روح جمعي و مشاركت در كار افراد نمونه نيز 08/3 از 4 است. كليه اين ميانگين‏ها نسبتاً بالا ارزيابي مي‌شود. در مجموع‌، ميانگين ميزان اخلاق كار افراد نمونه 04/3 از 4 است كه آن نيز نسبتا بالا ارزيابي مي‌شود. حداقل و حداكثر ميزان اخلاق كار افراد نمونه نيز به ترتيب 5/1 و 4 است‌.
در اين پژوهش بر عامل بيگانگي در تبيين ضعف اخلاق كار تاكيد شده است. با اين توضيح که با بالاتر رفتن تحصيلات فرد، بيگانگي اجتماعي، سياسي و سازماني شدت يافته و متعاقبا اخلاق کاري كاهش مي‏يابد.
تحصيلات يكي از مهمترين عوامل مؤثر بر اخلاق كار است. هر چه تحصيلات فرد بيشتر باشد اخلاق كار وي پائين‏تر است. ميانگين اخلاق كار در گروه‏هاي تحصيلي مختلف بدين صورت است: ديپلم 40/3، فوق ديپلم 14/3، ليسانس 82/2، فوق ليسانس 30/2 و دكترا 20/2. در واقع، اخلاق كار افراد داراي تحصيلات دانشگاهي در حد متوسط و افراد ديپلمه درحد زياد است. افراد به ميزاني كه از درجه شهروندي بيشتري برخوردار مي‏شوند، ميزان اخلاق كارشان پايين‏تر مي‏آيد. بين ميزان اخلاق كار كساني كه فكر مي‏كنند در اداره‏شان پاداش ها، تنبيهات، ترفيعات و مزايا عادلانه تخصيص داده مي‏شود و كساني كه عكس اين فكر را دارند تفاوت معناداري ديده نمي‏شود. در اداراتي كه كاركنانش فكر مي‏كنند نوع مديريت مشاركتي است، كارمند از ميزان اخلاق كار بالاتري برخوردار است تا اداراتي كه كاركنانش اعتقاد دارند نوع مديريت آمرانه است. كساني كه بيگانگي سازماني بالايي دارند اخلاق كارشان بصورت معناداري از كساني كه بيگانگي سازماني پايين‏تري دارند پايين‏تر است. افرادي كه از اهداف و برنامه‏هاي اداره‏اي كه در آن كار مي‏كند بيشتر اطلاع و آگاهي داشته باشند، ميزان اخلاق كار بالاتري دارند. افرادي نيز كه به اهداف اداري اداره خود اعتقاد بيشتري داشته باشند، ميزان اخلاق كاريشان بالاتر است. كساني كه به آينده خوشبين‏تر اند، ميزان اخلاق كار بالاتري نيز دارند. ضمنا هر چه فرد بيشتر به نقش خود در بهبود وضعيت اقتصادي، اجتماعي كشور اعتقاد داشته باشد، اخلاق كارش بالاتر است. همچنين، هرچه ميزان بيگانگي اجتماعي افراد كمتر، اخلاق كار آنان بالاتر است. هر چه پايگاه اقتصادي، اجتماعي فرد در اجتماع بالاتر باشد، اخلاق كار وي پايين‏تر مي‏آيد.
در بررسي تاثير همزمان عوامل مؤثر بر اخلاق كار درنهايت هفت عامل مهم‏تر شناخته شده‏اند كه به ترتيب عبارتند از: ميزان تحصيلات فرد‌، محل تولد پدر، بيگانگي سازماني، مدت خدمت در محل كار، اعتقاد فرد به نقش موثر خود در روند كار، ميزان شهروندي و تعداد دريافت تشويق در محل كار. اگر اين هفت عامل به دو دسته تقسيم شوند: دسته اول عوامل مربوط به ارزش هاي اجتماعي فرد و دسته دوم عوامل‌ مربوط به سازمان كار، مي‌توان گفت اخلاق كار در مرتبه اول تحت تاثير عوامل مربوط به ارزش هاي اجتماعي فرد و در مرتبه دوم تحت تاثير عوامل مربوط به محيط و سازمان كار است‌.بر اساس نتايج به دست آمده:
هر چه فرد به ارزش هاي مدرن نزديك‏تر (داراي تحصيلات بيشتر و سابقه شهرنشيني بيشتر) باشد، از اخلاق كار پايين‏تري برخوردار خواهد بود.هر چه فرد در سازمان و فرايند كار بيگانه‏تر و پيوند او با سازمان سست‏تر، اخلاق كار او ضعيف‏تر است.اما تحصيلات به تنهايي 1/30 درصد تغييرات متغير وابسته يعني اخلاق كار را تعيين مي‏كند و بقيه متغيرها جمعا 7/8 درصد از تغييرات متغير وابسته را. در واقع، مهمترين عامل تعيين كننده اخلاق كار ميزان تحصيلات فرد است و نه عوامل درون سازماني
نويسنده:دكتر سعيد معيدفر


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 11:10 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 
 
همت وکارمضاعف در  کارآفرینی
كار از راه دور آرايش و سازماندهي نوين مؤلفه‌هاي اشتغال از بعد زمان و مكان با استفاده از سيستم‌هاي رايانه‌اي و ارتباطي به منظور بهبود نتايج كار مي‌باشد. كار از راه دور ساختار و مفاهيم سنتي كار، كارگر، محل كار، ماهيت كار، ماهيت حقوق و دستمزد و به طور كلي تشكيلات و ساختار آن‌را تغيير مي‌دهد. كار از راه دور بخشي از فرايند گسترده تغييراتي است كه از طريق ادغام فناوري جديد بالاخص فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات به وقوع مي‌پيوندند.
دو نظريه‌اي كه در جامعه شناسي معاصر غالباً در بارة آنها بحث مي‌شود، جامعه شناسي پديده شناختي و روش شناسي مردم نگارانه است. جورج ريتزر ( 1975 ) اين دو نظريه را عناصر تشكيل دهندة انگارة تعريف اجتماعي مي‌داند. در اين راستا افكار ادموند هوسرل پايبند به اين است كه در لايه‌هاي گوناگوني كه كنشگران در جهان واقعي مي‌سازند رخنه كند تا ساختار اساسي آگاهي را دريابد. به بيان ديگر مي‌توان گفت كه هوسرل به صورت ناب آگاهي و فارغ از هر گونه محتواي تجربي، علاقمند بود. به نظر او، آگاهي را نه در سر كنشگر بلكه بايد در رابطة ميان او و شناخته‌هاي جهانش جستجو كرد. آگاهي يك پديدة رابطه‌اي است. شوتس واقعيت اجتماعي را داراي چهار قلمرو متمايز اجتماعي مي‌دانست. اين چهار قلمرو عبارتند از قلمرو واقعيت اجتماعي با تجربة مستقيم، قلمرو واقعيت اجتماعي بدون تجربة مستقيم، قلمرو آينده و گذشته.
بازار كار يكي از بازارهاي چهارگانه اقتصاد هر كشور مي‌باشد و اركان اصلي آن مانند هر بازار ديگري عرضه و تقاضا و در حقيقت عرضه و تقاضاي نيروي كار مي‌باشد. در ميان بازارهاي مختلف در اقتصاد، بازار كار تنها بازاري است كه عامل انساني در هر دو طرف عرضه و تقاضا خودنمايي مي‌كند.

موضوع اصلي اين تحقيق نقش كار از راه دور در ايجاد اشتغال و بررسي ميزان آگاهي دانشجويان دانشگاه آزاد واحد رودهن از كار از راه دور است. در اين پژوهش براي جمع‌آوري فصل هاي اول تا سوم از روش اسنادي بهره‌گرفته شده است و از فصل چهارم به بعد، از روش پيمايشي ( پرسشنامه‌اي ) بهره گرفته شده است. در اين تحقيق جامعه آماري 17120 نفر و حجم نمونه 250 نفر مي‌باشد. يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد كه از 250 نفر 15 نفر آگاهي خيلي پايين، 107 نفر آگاهي پايين، 73 نفر آگاهي متوسط، 34 نفر آگاهي بالا و 21 نفر آگاهي خيلي بالا دارند.
با توجه به اطلاعات بدست آمده از جدول فراواني متقاطع ( توافقي ) مشاهده شده و مورد انتظار، نتيجه مي‌گيريم كه: 1- ارتباط معناداري ميان آگاهي و جنسيت وجود ندارد. 2- ارتباط معناداري ميان آگاهي و سطح تحصيلات وجود دارد. 3- ارتباط معناداري ميان آگاهي و سال ورود به دانشگاه وجود دارد. 4

- ارتباط معناداري ميان آگاهي و تأهل وجود ندارد. 5- ارتباط معناداري ميان آگاهي و رشته تحصيلي دانشجويان وجود دارد. در ادامه در مورد فرضيات تحقيق نتايج زير به دست آمده است: 1- آشنايي با فناوري اطلاعات در افزايش ميزان آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار است. 2- آشنايي با كامپيوتر در گسترش ميزان آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثير گذار است. 3- آشنايي با اينترنت در گسترش ميزان آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار است. 4- تسلط به زبان انگليسي در پيشرفت آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذارنيست. 5- آشنايي با تأثيرات فناوري اطلاعات و ارتباطات در افزايش آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار نيست. 6- آشنايي با مفاهيم و مصاديق كار از راه دور در آگاهي دانشجويان از كار از راه دور تأثيرگذار است


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب

دکتر محمد ضيمران با اشاره به کمبود مقالات فلسفي خوب در ديارمان اظهار داشت: ما اگر به مباني و ريشه‌هاي فلسفه امروزين آشنا بشويم بهتر مي‌توانيم توليد انديشه بکنيم و توليد انديشه متضمن تعمق و تدبر در مباني است و ما در اکثر موارد از مباني غافليم. دکتر محمد ضيمران در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد اينکه مقاله فلسفي بايد داراي چه ويژگي‌هاي باشد که بتواند تأثيرگذار و ماندگار شود؟ گفت: فلسفه شاخه‌هاي مختلفي دارد که هر کدامشان ويژگي‌هاي خاص خودشان را دارند. از جمله متافيزيک يک شاخه‌اي از فلسفه است، معرفت‌شناسي شاخه‌اي ديگر از فلسفه است، اخلاق هم شعبه‌اي از فلسفه است و زيبايي‌شناسي هم شعبه‌اي ديگر است. وي افزود: بنابراين هر کدام از اينها خاصيتها و چارچوبهاي خاص خودشان را دارند . آنچه خيلي مهم است آن است که فلسفه دغدغه‌اش اين است که در پي ماهيت امور است، اگر ماهيت برمي‌گردد به اينکه بحث وجود را مطرح کنيم آن وجود شناسي حوزه‌اي است که مشخصات و مقدمات و مقارنات خاص خودش را دارد و اگر که از آنتو لوژي به اپيستمولوژي يا به معرفت‌شناسي عبور کنيم آن هم دغدغه مدرن است که دغدغه خاص مربوط به اينکه ماهيت وجود و دانش بشري دانايي و امکانات دانايي در سطح علم يا در سطح تخيل هنري است.
 
 
 اين استاد فلسفه هنر دانشگاه هنر در ادامه تصريح کرد: بنابراين هرکدام از اينها چارچوبهاي مخصوص خودشان را دارند و نمي‌شود به طور کلي فلسفه را به صورت انتزاعي مدنظر قرار داد. امروزه فلسفه يک شعبه نيست بلکه يک عنوان براي گستره وسيعي از دغدغه‌هاي بشري است. بنابراين اگر ما بخواهيم بحث فلسفه را دنبال کنيم اين است که فلسفه به چه صورت مي‌تواند تأثيرگذار درزندگي فردي و جمعي باشد. اين محقق و پژوهشگر اظهار داشت: بنابراين فلسفه دغدغه‌اش اين است که مي‌خواهد از حوزه و محدوديت علم عبور کند و يک نگاه فراحسي و جامعي را به دست آورد. پس فلسفه وقتي مي‌تواند تأثيرگذار باشد که بتواند دريافت عميقي از هستي و معرفت و همين‌طور اميدهاي بشري نسبت به آينده ارائه کند. ضيمران در مورد کمبود مقاله فلسفي خوب در ديارمان نيز گفت: ما تا دوراني که فلسفه اسلامي مسلط بود دانشمندان و فلاسفه عمده‌اي را در جامعه خودمان داشتيم و همه آنها در حوزه کار خودشان خلاق بودند ولي از زماني‌که مدرنيته در ايران وارد شد مباني مدرنيته و در واقع ريشه‌هاي درخت تنومند فرهنگ بشري در جاي ديگري رشد کرده بود و ما فقط شاخ و برگش را مي‌ديديم . فلسفه هم از همين قاعده مستثني نيست.




دکتر محمد ضيمران با اشاره به کمبود مقالات فلسفي خوب در ديارمان اظهار داشت: ما اگر به مباني و ريشه‌هاي فلسفه امروزين آشنا بشويم بهتر مي‌توانيم توليد انديشه بکنيم و توليد انديشه متضمن تعمق و تدبر در مباني است و ما در اکثر موارد از مباني غافليم. دکتر محمد ضيمران در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد اينکه مقاله فلسفي بايد داراي چه ويژگي‌هاي باشد که بتواند تأثيرگذار و ماندگار شود؟ گفت: فلسفه شاخه‌هاي مختلفي دارد که هر کدامشان ويژگي‌هاي خاص خودشان را دارند. از جمله متافيزيک يک شاخه‌اي از فلسفه است، معرفت‌شناسي شاخه‌اي ديگر از فلسفه است، اخلاق هم شعبه‌اي از فلسفه است و زيبايي‌شناسي هم شعبه‌اي ديگر است. وي افزود: بنابراين هر کدام از اينها خاصيتها و چارچوبهاي خاص خودشان را دارند . آنچه خيلي مهم است آن است که فلسفه دغدغه‌اش اين است که در پي ماهيت امور است، اگر ماهيت برمي‌گردد به اينکه بحث وجود را مطرح کنيم آن وجود شناسي حوزه‌اي است که مشخصات و مقدمات و مقارنات خاص خودش را دارد و اگر که از آنتو لوژي به اپيستمولوژي يا به معرفت‌شناسي عبور کنيم آن هم دغدغه مدرن است که دغدغه خاص مربوط به اينکه ماهيت وجود و دانش بشري دانايي و امکانات دانايي در سطح علم يا در سطح تخيل هنري است. اين استاد فلسفه هنر دانشگاه هنر در ادامه تصريح کرد: بنابراين هرکدام از اينها چارچوبهاي مخصوص خودشان را دارند و نمي‌شود به طور کلي فلسفه را به صورت انتزاعي مدنظر قرار داد. امروزه فلسفه يک شعبه نيست بلکه يک عنوان براي گستره وسيعي از دغدغه‌هاي بشري است. بنابراين اگر ما بخواهيم بحث فلسفه را دنبال کنيم اين است که فلسفه به چه صورت مي‌تواند تأثيرگذار درزندگي فردي و جمعي باشد. اين محقق و پژوهشگر اظهار داشت: بنابراين فلسفه دغدغه‌اش اين است که مي‌خواهد از حوزه و محدوديت علم عبور کند و يک نگاه فراحسي و جامعي را به دست آورد. پس فلسفه وقتي مي‌تواند تأثيرگذار باشد که بتواند دريافت عميقي از هستي و معرفت و همين‌طور اميدهاي بشري نسبت به آينده ارائه کند. ضيمران در مورد کمبود مقاله فلسفي خوب در ديارمان نيز گفت: ما تا دوراني که فلسفه اسلامي مسلط بود دانشمندان و فلاسفه عمده‌اي را در جامعه خودمان داشتيم و همه آنها در حوزه کار خودشان خلاق بودند ولي از زماني‌که مدرنيته در ايران وارد شد مباني مدرنيته و در واقع ريشه‌هاي درخت تنومند فرهنگ بشري در جاي ديگري رشد کرده بود و ما فقط شاخ و برگش را مي‌ديديم . فلسفه هم از همين قاعده مستثني نيست. وي افزود: ما اگر به مباني و ريشه‌هاي فلسفه امروزين آشنا بشويم بهتر مي‌توانيم توليد انديشه بکنيم و توليد انديشه متضمن تعمق و تدبر در مباني است و ما در اکثر موارد از مباني غافليم به همين دليل هم مقالات فلسفي کارآمد و مؤثر و عميق کمتر در جامعه ما توليد مي‌شود و بيشتر ما تقليد مي‌کنيم يا حداکثر ترجمه مي‌کنيم. بنابراين اگر ما به مباني و چارچوبها توجه بکنيم توليد انديشه و پيامدش يعني مقالات فلسفي گسترش و رواج پيدا مي‌کند و جامعه را روشنگري خواهد کرد. ضيمران در مود تفاوت ميان کتاب فلسفي و مقاله فلسفي گفت: امروزه اکثر انديشه‌هاي نو در ضمن مقالات ارائه مي‌شوند و کتاب يک جمع آوري و ما حصلي از انديشه‌هايي است که مقدمه‌اش در گذشته است يعني در دوره فلسفه يونان يعني افلاطون و ارسطو و شاگردان آنها وجودداشت و به تاريخ فلسفه بر مي‌گردد. حال آنکه يک مقاله فلسفي بيشتر مفاهيم و مباني را مد نظر قرار مي‌دهد و در پي آن است که يک دستاورد تازه‌اي ارائه نمايد. اين نويسنده و مترجم در پايان يادآور شد: مقاله فلسفي امروز بيشتر مي‌تواند راهگشا باشد تا کتاب فلسفي. کتاب فلسفي مجموعه‌اي است از انديشه‌هاي فلسفي که جمع‌آوري در کتاب شده حال آنکه يک رساله مختصر فلسفي شايد آن غناي خاص را بتواند عرضه کند.









 http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1056647





 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب


هر کسی را بهر کاری ساختند
میل آن را در دلش انداختند
همچنان که سهل شد ما را حَضَر
سهل شد هم قوم دیگر را سفر
مثنوی مولوی
در آستانه قرن جدید ، یک چیزْ حتمی است و آن ، قابل پیش بینی بودن آینده ای است که برای خود ، به وجود می آورید. شما مسئول پیشرفت خود هستید. این که «بیاموزید که بیاموزید» ، سرنوشت سازترین مهارت برای بقا در هزاره جدید است. اگر شما مداوم در جستجوی راه های جدیدی برای به کارگیری مهارت های فعلی و تازه باشید ، همچنان در بازار کار هم خریدار خواهید داشت. بدین ترتیب که باید دائما از روندها ، فرصت ها و علایم خطری که هر روز به نوعی سر برمی آورند و ممکن است بر موقعیت حاضر شما تأثیر بگذارند ، باخبر شوید.
 
 

از طرفی تحولات زندگی و بی کاری می تواند به احساس نومیدی ، درماندگی و ذهنی مغشوش منجر شود. اضطراب و گیجی ناشی از بحران های زندگی ، برنامه ریزی را اگر غیر ممکن نسازد ، لااقل دشوار می کند. اگر بی کار یا کم کار باشید ، احتمالاً درباره آینده ، احساس افسردگی ، خستگی و ناامیدی می کنید و این دقیقا همان زمانی است که باید خود را در فرآیند برنامه ریزی غرق کنید.
فرآیند برنامه ریزی
در طول زمان های تزلزل و تحولات شخصی ، فرآیند برنامه ریزی ، دستاویزی برای مقابله با اضطراب ها و افسردگی ها خواهد بود. هر بار که مراحل کاریابی را آغاز می کنید ، به مرور کردن دستاوردها و مهارت های خویش بپردازید تا کمک کند که از نگرانی خود بکاهید. بدین ترتیب ، مهارت هایی را که در حال حاضر دارا هستید و همین طور، بسیاری از راه کارهایی را که می توانند به طور رضایت بخشی ، شما را به اهداف شغلی تان برسانند ، به خود یادآور شوید.
به اعتقاد اندیشمندان ، بیشتر افراد نمی دانند چگونه توانایی ها و مهارت های خود را عرضه کنند. اگر خودمان را بهتر بشناسیم و از نقاط قوت و ضعف خود آگاهی داشته باشیم ، می توانیم شغل مناسبی پیدا کنیم و دلیلی وجود ندارد که نتوانیم در چرخه فعالیت های اقتصادی ، جایگاه مطلوبی برای خود پیدا نماییم. از طرفی در بازار کار موجود ، همگان از موقعیت های شغلی ایجاد شده باخبر نیستند. بنا بر این ، هرگاه موقعیتی برای ما ایجاد شد ، نباید آن را از دست بدهیم؛ بلکه باید به شیوه ای حرفه ای و با استفاده از تکنیک های آماده سازی ، مصاحبه و ... از این فرصت ها به بهترین شکل بهره برداری نماییم.
دنبال کردن فرآیند کاریابی ، مستلزم کمک کارشناسانه ای است ، تا با تکیه بر آن ، لحظات ناامیدی ، بلاتکلیفی و سرگشتگی را پشت سر بگذاریم و به این باور برسیم که می توانیم در طول مسیر زندگی ، با آگاهی بیشتر و درک بهتر ، به راحتی گام برداریم و همواره خود را در قلّه های موفقیت ببینیم..


 

هر کسی را بهر کاری ساختند
میل آن را در دلش انداختند
همچنان که سهل شد ما را حَضَر
سهل شد هم قوم دیگر را سفر
مثنوی مولوی
در آستانه قرن جدید ، یک چیزْ حتمی است و آن ، قابل پیش بینی بودن آینده ای است که برای خود ، به وجود می آورید. شما مسئول پیشرفت خود هستید. این که «بیاموزید که بیاموزید» ، سرنوشت سازترین مهارت برای بقا در هزاره جدید است. اگر شما مداوم در جستجوی راه های جدیدی برای به کارگیری مهارت های فعلی و تازه باشید ، همچنان در بازار کار هم خریدار خواهید داشت. بدین ترتیب که باید دائما از روندها ، فرصت ها و علایم خطری که هر روز به نوعی سر برمی آورند و ممکن است بر موقعیت حاضر شما تأثیر بگذارند ، باخبر شوید.

از طرفی تحولات زندگی و بی کاری می تواند به احساس نومیدی ، درماندگی و ذهنی مغشوش منجر شود. اضطراب و گیجی ناشی از بحران های زندگی ، برنامه ریزی را اگر غیر ممکن نسازد ، لااقل دشوار می کند. اگر بی کار یا کم کار باشید ، احتمالاً درباره آینده ، احساس افسردگی ، خستگی و ناامیدی می کنید و این دقیقا همان زمانی است که باید خود را در فرآیند برنامه ریزی غرق کنید.
فرآیند برنامه ریزی
در طول زمان های تزلزل و تحولات شخصی ، فرآیند برنامه ریزی ، دستاویزی برای مقابله با اضطراب ها و افسردگی ها خواهد بود. هر بار که مراحل کاریابی را آغاز می کنید ، به مرور کردن دستاوردها و مهارت های خویش بپردازید تا کمک کند که از نگرانی خود بکاهید. بدین ترتیب ، مهارت هایی را که در حال حاضر دارا هستید و همین طور، بسیاری از راه کارهایی را که می توانند به طور رضایت بخشی ، شما را به اهداف شغلی تان برسانند ، به خود یادآور شوید.
به اعتقاد اندیشمندان ، بیشتر افراد نمی دانند چگونه توانایی ها و مهارت های خود را عرضه کنند. اگر خودمان را بهتر بشناسیم و از نقاط قوت و ضعف خود آگاهی داشته باشیم ، می توانیم شغل مناسبی پیدا کنیم و دلیلی وجود ندارد که نتوانیم در چرخه فعالیت های اقتصادی ، جایگاه مطلوبی برای خود پیدا نماییم. از طرفی در بازار کار موجود ، همگان از موقعیت های شغلی ایجاد شده باخبر نیستند. بنا بر این ، هرگاه موقعیتی برای ما ایجاد شد ، نباید آن را از دست بدهیم؛ بلکه باید به شیوه ای حرفه ای و با استفاده از تکنیک های آماده سازی ، مصاحبه و ... از این فرصت ها به بهترین شکل بهره برداری نماییم.
دنبال کردن فرآیند کاریابی ، مستلزم کمک کارشناسانه ای است ، تا با تکیه بر آن ، لحظات ناامیدی ، بلاتکلیفی و سرگشتگی را پشت سر بگذاریم و به این باور برسیم که می توانیم در طول مسیر زندگی ، با آگاهی بیشتر و درک بهتر ، به راحتی گام برداریم و همواره خود را در قلّه های موفقیت ببینیم.
کاریابی در چند گام
1. خودسنجی

در اولین گام باید به ارزیابی فردی بپردازیم و قبل از آن که برنامه شغلی را شروع کنیم ، یک بررسی جدّی در مورد خودمان انجام دهیم؛ یک ارزیابی دوجانبه از شخصیت خود (یکی بر روی شخصیت حرفه ای و دیگری بر روی برنامه های فردی و شخصی).
در این ارزیابی، مواردی از قبیل : تقسیم وظیفه، روحیه ارتباط گری، هوش، ابتکار، نظم، نشاط، فداکاری، روحیه کار گروهی، ظاهر، انعطاف، روشن فکری، تمایل به ریسک، مهارت و زرنگی، رفتار، صداقت، روحیه مباحثه، مسئولیت، وقت شناسی و ... مطرح می شود.
سعی کنید بدانید چه عواملی شما را از دیگران متمایز می کند و در چه عرصه هایی قادر هستید کارهای بزرگی انجام دهید و منحصر به فرد باشید. همچنین این کار ، شما را یاری می دهد تا تجربه های شخصی و توانایی های خود را در پردازش اطلاعات، به خوبی بررسی کنید و دورنمای شغلی تان را در قرن بیست و یکم ترسیم کنید.
2. برنامه ریزی شغلی
گام بعدی ، برنامه ریزی شغلی است که بهترین رویکرد در امر کاریابی به حساب می آید. در حقیقت ، گام اوّل سبب می شود که : ببینید کی هستید؟ درباره خود چه می دانید؟ و نیازها و خواسته هایتان چیست؟ آن گاه در دومین گام ، باید این اطلاعات را با دنیای کار ، تطبیق دهید.
شما از این طریق می آموزید که چه طور از آنچه دارید (ارزش ها ، مهارت ها ، علایق ، استعدادها و ...) به بهترین نحو
استفاده کنید و آنچه را برای رسیدن به هدف شغلی خود لازم دارید به اجرا بگذارید.
برنامه ریزی به شما کمک می کند تا بدانید که تمایل به انجام دادن چه کاری دارید ، اعتماد به نفستان را بالا می برد و به شما این امکان را می دهد تا خواسته های خود را بشناسید و عوامل کلیدی ای را که در موفقیتتان نقش دارند بهتر درک کنید ، عملکردتان را بهبود می بخشد و کمک می کند که عکس العمل های مناسب و به موقع نشان دهید ، کمتر توسط وقایع در تلاطم باشید و از موقعیت هایی که بر سر راهتان قرار می گیرند ، اگر شما ندانید چه می خواهید ، قطعا نمی توانید آن را به دست آورید. با برداشتن این گام می توانید روند کاریابی را به خوبی مدیریت کنید و با افزایش تجربه ها ، توانمندی های جدیدی را کسب کنید تا بتوانید در برنامه حرفه ای خود ، از آنها استفاده کرده ، آنها را به روز کنید. این کار از جهتی ساده و از جهتی بسیار سخت است. بسیار ساده است؛ زیرا اساسا ترکیبی است از اهداف و استراتژی هایی که برای خودتان تعیین کرده اید ، و بسیار سخت است؛ زیرا شما را مجبور می کند که یک انتخاب اساسی انجام دهید.
چیزی که بیشتر حائز اهمیت است ، اتخاذ تصمیم اوّلیه برای تهیّه برنامه شغلی است. هنگامی که از این مرحله گذشتید ، مشکلات ، پشت سر شما قرارخواهند گرفت.
سعی کنید برنامه به صورت کتبی باشد؛ زیرا کمک می کند تا ایده هایتان را روشن کنید و نیز این امکان را به شما می دهد تا یک مدرک مرجع داشته باشید که بتوانید در صورت نیاز ، به آن مراجعه کنید تا از مسیری که انتخاب کرده اید ، منحرف نشوید.
3. تماس با سازمان ها(مضاعف يعني مداوم و مستمر)
سومین گام که شاید بتوان آن را مهم ترین گام در روند کاریابی دانست ، چگونگی ارتباط با ادارات ، کارخانه جات ، سازمان ها ، مؤسسات و شرکت ها و نحوه ارائه پیشنهاد کار به آنهاست. برای این مرحله ، روش های زیادی ذکر شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:
یک. جستجوی دائمی و سیستماتیک در دانشگاه ها ، نمایشگاه ها. هر ساله کارفرمایان و شرکت های بسیاری با برگزاری جلسات و کنفرانس هایی در دانشگاه ها و نمایشگاه های مختلف ، امکانات کاری خود را برای افراد جویای کار ، معرفی می کنند که این گونه افراد ، می توانند با شرکت در این جلسات ، به جستجوی شغل مورد علاقه خود بپردازند.
دو. پیشنهادهای مستقیم و غیر مستقیم. در این روش، بر حسب تصادف در ملاقاتی که در یک جشن ، محفل ورزشی و حتی در یک فروشگاه با اشخاص دارید ، می توانید در مورد کار و حرفه آنها سؤال کنید و یا وضعیت کاری خود را برای آنها توضیح دهید. این کار می تواند به روند کاریابی شما شتاب بیشتری بدهد.
سه. آگهی ها. انواع و اقسام آگهی های روزنامه ای ، رادیویی ، تلویزیونی و یا اینترنتی وجود دارند که در آنها شرایط پذیرش نیروی کار برای مؤسسات و شرکت های دولتی و خصوصی ، به وفور دیده می شود. اهمیت این روش ، وقتی روشن می شود که بدانید تقریبا از هر دو نفر ، یک نفر توسط آگهی های استخدامی (عرضه کار) که در روزنامه ها ، مجلات و ماه نامه های تخصصی به چاپ می رسند ، استخدام می شوند. روشن دیگر این است شما می توانید حتی خودتان با توجه به مهارت ها و تخصصی که دارید ، برای یافتن کار مورد علاقه خود در روزنامه آگهی بدهید.
چهار. برقرای تماس حضوری با سازمان ها و یا از طریق نامه ، تلفن و شخص ثالث (معرّف). در این روش ، شخص جویای کار از طریق یکی از این روش ها با سازمان مورد نظر ارتباط برقرار کرده، به آن، پیشنهاد کار می دهد. تقریبا یک سوم افرادی که استخدام می شوند ، تنها از طریق نامه نگاری اقدام به کاریابی کرده اند.
پنج. مراجعه به دفاتر رسمی کاریابی و سازمان ها و مؤسساتی که در امر استخدام و انتخاب شغل مشاوره می دهند . این سازمان ها یا شرکت ها با توجه به قابلیت ها و توانایی های افراد ، به منظور یافتن شغلی مناسب به آنها مشاوره می دهند و یا سازمان هایی را که به نیروی کار نیاز دارند ، به افراد ، معرفی می کنند.
روش های بسیار دیگری نیز برای تماس با سازمان ها وجود دارد و برای کاریابی موفق باید ترکیبی از روش های فوق را به کار گرفت. مسئله اصلی این است که روشی را انتخاب کنیم که هماهنگی کامل با شغل مورد جستجوی ما داشته باشد. برخی از این روش ها نیازمند حداقل تلاش هستند و برخی دیگر به پیگیری و پشتکار بیشتری نیاز دارند. هیچ روش معجزه گری وجود ندارد. بهترین روش ، آن است که باعث شود شما کاری مطابق میل و روحیه تان پیدا کنید.
4. مصاحبه یا فینال
به محضی که احساس کردید که قادرید مراحل گفته شده را عملاً انجام دهید ، می توانید خود را برای دیدار پایانی المپیک

(یعنی مصاحبه) آماده کنید.
در بازار کار رقابتی امروز ، شما با انجام دادن مصاحبه های تمرینی و آمادگی برای پاسخگویی به سؤالات خاص کارفرما ، می توانید مصاحبه موفقیت آمیزی داشته باشید و به کارفرما نشان دهید که به عنوان عضوی از آن سازمان می توانید به حل مشکلات جاری و رسیدن به اهداف سازمان کمک کنید. همچنین این کار ، کمک می کند تا تماس ها و منابع اطلاعاتی خود را وسعت بخشید و برای ملاقات با افراد شاغل در حیطه ای خاص ، راهنمایی هایی دریافت کنید.
بدین صورت با اطلاعاتی که کسب کرده اید ، آماده اید تا بر فنون انجام دادن مصاحبه شغلی تسلط پیدا کنید. توصیه بسیار مهم برای اولین مصاحبه این است که از قبل، خود را آماده کنید! مقداری از این آمادگی را در حین تحقیق درباره کارفرمای آتی خود به دست می آورید. هدف شما این است که به کارفرما نشان دهید با توجه به نقاط قوت و عملکردهای پیشین خود در ارتباط با این حیطه ، چرا مناسب ترین فرد برای پست مورد نظر هستید و مایلید به عنوان عضوی به سازمان کمک کنید.
پیش از مصاحبه (یا حداقل در همان اوایل) ، سعی کنید مسئولیت های اساسی آن شغل را کشف کنید. این اطلاعات را به خاطر بسپارید و در طول مصاحبه ، آن دسته از سوابق خود را که نشان می دهند از پس این مسئولیت ها بر می آیند ، به شکل برجسته تری ارایه دهید.
اجازه ندهید که «شرح وظایف» رسمی یک شغل ، شما را فاقد شرایط لازم برای احراز آن شغل قلمداد کند؛ بلکه به خاطر داشته باشید که بیش از پنجاه درصد از فعالیت های مربوط به هر شغلی ، در حین کار فرا گرفته می شود. بنا بر این ، توانایی شما در بیان این که از چه مهارت هایی برخوردارید ، چگونه می توانید در جهت اهداف آن شرکت ایفای نقش کنید و خواهان فراگیری چه مهارت های جدیدی هستید ، به اندازه توانایی انجام دادن هر یک از کارهای فهرست شده در «شرح وظایف» آن شغل ، اهمیت دارد.
نهایتا ، در حین مصاحبه توجه داشته باشید که اشتباهات بسیار معمولی را مرتکب نشوید و فرصت ها را از دست ندهید. به آگهی هایی که دقیقا آن چیزی نیست که به دنبالش هستید هم پاسخ دهید و تلاش کنید تا مصاحبه ای به دست آورید ، با این هدف که روش های مصاحبه را تمرین کنید و حتّی سعی کنید به هر قیمتی ، یک تقاضای کار به دست بیاورید؛ چرا که این کار ، انگیزه شما را برای سایر اقدامات ، تقویت می کند.
موانع کاریابی
به دست آوردن شغل مناسب ، آرزوی هر فرد است ؛ شغلی که هر کس بتواند به بهترین نحو از آن استفاده ببرد ، رضایت خاطر داشته باشد و از طریق آن، زندگی اش را تأمین نماید.
تعداد زیادی از مشکلات مشخّص و عمومی در مسیر جستجوی کار وجود دارد که اگر این مشکلات را به عنوان نقطه ضعف درنظر بگیریم ، باید نقاط قوت (راه مقابله با مشکلات) را هم در مقابل آن قرار دهیم تا با احاطه یافتن بر آنها ، سعی بر حل آنها نماییم. تعدادی از عمده ترین این مشکلات عبارت اند از:
1 . نداشتن تجربه کاری : این طرز تفکر اشتباه ، دامی است که اغلب، داخل آن می افتیم و بین کمبود تجربه از زندگی و کمبود تجربه شغلی تفاوت نمی گذاریم (در واقع ، نداشتن تجارب شغلی ، مترادف با نداشتن تجربه زندگی نیست).
جوان های بسیار زیادی را مشاهده می کنید که از دانشگاه ها فارغ التحصیل شده اند و هیچ گاه در محیط های کاری نبوده اند ، امّا در داخل گروه ها ، سازمان ها یا بر اساس برنامه های فردی فعالیت کرده اند و یاد گرفته اند که چگونه تصمیم بگیرند و افرادی را مدیریت کنند و بدین ترتیب ، تجربه ای کسب کرده اند. همچنین یک داوطلب بدون تجارب شغلی ، که دوره های کارآموزی عملی را گذرانده و در کارگاه ، تجربه اندوخته است ، بدون درنگ می تواند به یک آگهی که مشخص کرده است : «حداقل دو سال تجربه حرفه ای» پاسخ دهد و خود را واجد این شرایط ، معرّفی کند.
2 . دارا نبودن تحصیلات عالیه : جالب است بدانید که مدرک تحصیلی ، تقریبا فقط در سه ساله اوّل زندگی حرفه ای فرد ، نقش بسیار مهمی را ایفا می کند و تحولات شغلی او از آن پس، عملاً به ارزش های به کار گرفته شده و دست آوردها و کارهای موفّقی که آن فرد قادر بوده انجام دهد ، بستگی دارد. صِرف این که شخصی خود به خود آموزش دیده و از طریق مطالعه فردی، مطالب را یاد گرفته باشد (خودآموز باشد) ، مانعی را برای دستیابی به برخی پُست ها ایجاد نمی کند. در واقع ، شناخت پیدا کردن سازمان یا شرکت از انگیزه ، جرئت فردی ، کیفیت های تهاجمی ، انرژی و پشتکار آن فرد خودآموز ، می تواند او را از داوطلبی که انواع مدارک تحصیلی را به همراه آورده ، جلو بیندازد.
3 . خیلی جوان بودن : سن ، اغلب اوقات ، موجب نگرانی داوطلب می شود. یک داوطلب خیلی جوان برای یک پست سازمانی ، اغلب اوقات ، دارای کمبود تجارب حرفه ای است؛ امّا در عین حال ، پایین بودن سن ، به سه دلیل ، نمی تواند مانع دستیابی به یک شغل باشد:
یک . بسیاری از سازمان های بزرگ ، سیاست ذخیره سازی پرسنل (که دربر گیرنده استخدام تعدادی داوطلب بدون تجارب حرفه ای است) را اعمال می کنند. اینها سازمان هایی هستند که برنامه های بسیار عالی و پیشرفته دارند و می توانند دست آوردهای عالی ای نیز داشته باشند.
دو. ما همیشه در کنار ضعف ها ، قدرت هایی نیز داریم. اگر به جوانی، به عنوان یک ضعف نگاه شود ، شما می توانید نشان دهید کمبود تجارب حرفه ای ، با «ترقی خواهی» و «توانایی فعالیت فوق العاده» که از جوانی سرچشمه می گیرد، جبران خواهد شد.
سه. می توانید بدون داشتن تجارب حرفه ای ، فعالیت های ورزشی ، هنری یا فرهنگی زیادی را در گروه ها و انجمن های زیادی داشته باشید و در عین حال نشان دهید که این شغل، مناسب حال یک جوان است؛ کسی که می تواند با شور و نیروی جوانی و دیدگاهی جدید با مشکلات یا چالش ها دست و پنجه نرم کند.
4 . مُسِن بودن : سازمان هایی که به سن ، به عنوان یک معیار انتخاب نگاه می کنند ، اغلب اوقات ، دلیلی منطقی ندارند و این کار را به خاطر سادگی انجام می دهند. مُسِن بودن در کار ، نتیجه سال ها تجربه و موفقیت های پیشین است که از اعتماد به نفس و درایت کافی برای قبول مسئولیت جدید ، همراه با قضاوتی سنجیده خبر می دهد.
آن دسته از افرادی که تصور می کنند سن آنها یک مانع بزرگ است ، هیچ گاه یک نامه شخصی را با ذکر سن یا تاریخ تولّد برای سازمان ها ارسال نکنند و هرگز از قبل ، فرصت ها و موقعیت ها را با این فکر که : «برای این کار ، پیر هستم» رد نکنند و همچنین در برقراری ارتباط با سازمان هایی که به سن اهمیّت می دهند ، ذکری از سن به میان نیاورند.
در نظر گرفتن تمامی جوانب ، شما را متوجه به این نکته می سازد که تزلزل و بلاتکلیفی حاصل دگرگونی ها و بحران های زندگی ، زمین حاصل خیزی را برای یادگیری و رشد در اختیارتان قرار می دهد و انتخاب یک مسیر مناسب در زمان حال می تواند به بهترین فرصتِ سراسر زندگی تان تبدیل شود. اعتماد به نفس شما در مسیر ارزشیابی مجدد مهارت ها و نقاط قوت شخصی ، شکوفا می شود و شما با تعیین اهداف معنادار و قابل حصول ، زندگی را در مسیری هدفدار احساس می کنید.
به کمک تعاملی که از راه آمادگی ، مصاحبه و کار داوطلبانه با دیگران پیدا می کنید ، می توانید اهداف فعلی خود را انتخاب یا تقویت و تأیید کنید. البته ، دست زدن به انتخاب در مقایسه با خیره شدن به گوی بلورین سرنوشت ، تلاش و ممارست بیشتری را اقتضا می کند؛ ولی نتایج به دست آمده، به زحمتش می ارزد.
پیدا کردن کار ، یک تلاش تمام وقت است که می توان امید داشت در فرآیند آن ، به رشدی همه جانبه دست یابید و به هدف نهایی خود برسید؛ امّا همیشه این نکته را به خاطر داشته باشید که افراد بدون کار نمی توانند زندگی کنند و مؤسسات هم بدون ابزار نمی توانند کاری انجام بدهند. پس نگران یافتن شغل مناسب نباشید.
منابع:
1. راهنمای کاریابی (چگونه فرصت شغلی مناسب را پیدا کنم؟) ، دانیل پورو ، مترجمه : محمّد راد ، تهران : نسل نواندیش ، 1382.
2. برنامه آمادگی شغلی ، دایان سوکی نیک و ویلیام بِندات و لیزارافمن ، ترجمه : مرجان فرجی ، تهران : رشد ، 1381.
3. شغل مناسب شما ، پاول تایگر و باربارا بارون تاگیر ، ترجمه : مهدی قراچه داغی و حسین رحیم منفرد ، تهران : نقش و نگار ، 1383.
4. «شغل و شخصیّت» ، ریحانه علوی مقدّم ، حدیث زندگی ، ش 15 ص 56.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب
کار و زندگی ، مجید یکتایی ، تهران : علمی ، چاپ پنجم ، [بی تا] ، 455 ص،
زندگی در آغازین سال های قرن بیست و یکم ، حال و هوای خاصّ خود را دارد. انسان های امروزی بیش از آن که به زندگی و ماهیت آن توجه داشته باشند ، کار و ابعاد مربوط به آن را در کانون توجه خود قرار داده اند. با درنگی نه چندان عمیق در جهان چهار دهه قبل ، روند تحوّلی جوامع مختلف جهان را صرف نظر از سطوح رشد اقتصادی آنها ، می توان به نظاره نشست. چنین تحولی ، با سرعت و شتاب در انتشار اخبار و اطلاعات ، همراه بوده است. سلطه بی چون و چرای جعبه جادویی با مظاهر فریبنده و اغواگر آن ، نقش مهمی در ایجاد فاصله میان نسل ها و در نتیجه، کم رنگ تر کردن کارکرد ارزشی خانواده داشته است. جبهه گیری تمدن ها و فرهنگ های دیرین و نوپای جهان در برابر هم و برخورد میان آنها ، همه و همه دورنمایی است از ارمغان قرن حاضر برای انسان سرگردان و منتظر امروز. با وجود چنین تصویری از زندگی ، تلاش بی وقفه انسان ها در کسب درآمد، ولو به قیمت نداشتن حتّی لحظاتی برای زندگی ، عادی به نظر می رسد.
 
 

کتاب «کار و زندگی» به ماهیت و اهمیت کار و ارتباط آن با زندگی، به عنوان بخش جداناپذیر و مکمل آن پرداخته است. آنچه امروزه انسان را به تکاپو و کسب درآمد وا می دارد ، کار نیست؛ بلکه دست یافتن به پول و سرمایه است. در حالی که کار و کسب ، ماهیتی ارزشی ـ اقتصادی دارد. صرف برابر دانستن کار با پول و سرمایه ، ارتباط آن را با زندگی، کاملاً تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ در حالی که کار ، وسیله ای جهت ایجاد زندگی شاداب و ایمن و فارغ از دغدغه های کاذب امروز است.
با توجه به بررسی زوایای مختلف موضوع ، کتاب در شش بخش فراهم آمده است:
بخش نخست «چگونگی کار»نام دارد که مشتمل بر هشت فصل است : کار چیست ، شرافت کار ، کار عار نیست ، کار و تقدیر ، کار و وظیفه ، کیفیت کار ، تقلید و ابتکار و تنوع کار. در این بخش ، نویسنده سعی کرده است تا جنبه ارزشی کار را معرفی نماید. البته در بخش های دیگر کتاب نیز به این بُعد پرداخته شده است؛ امّا آغاز کتاب با چنین مطلبی ، نشان از تأکید و اصرار نویسنده بر ابعاد اخلاقی و ارزشی دارد. وی معتقد است : «در برابر شرافت کار ، رنج و خستگی ، خردی و بزرگی کار و هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد. کار از آن جا که شریف است ، هر جور باشد ، برای هر کس ، شایسته و لازم است . ساسان ، چوپانی می کرد. اردشیر بزرگ ، مؤبَد بود. یعقوب لیث ، سفیدگری داشت. بویه ماهیگیر بود. یاقوت حموی (نویسنده معجم البلدان) در خدمت تاجری ، غلامی می کرد. نادر ، پوستین دوز بود. حضرت محمّد(ص) بازرگانی و شتربانی می کرد. حضرت علی(ع) باغبانی ، موسی(ع) شبانی و عیسی(ع) درودگری می کردند. جِیمز وات ، به پیروی از شغل پدر ، ارّابه سازی می کرد. فرانکین ، کارگر چاپ خانه بود و پدرش شمع سازی می کرد. دانیل دُفو (نویسنده انگلیسی) جوراب باف بود. جانسون (هفدهمین رئیس جمهوری امریکا) خشت می زد».
بخش دوم به «دشمنان کار» اختصاص دارد که خود ، مشتمل بر یازده فصل است : بیگاری به ز بی کاری ، درخت کاهلی کفر آورد بار ، کار بی نقشه ، کار بی مسئولیت ، کار بی مُزد ، کار ارزان ، به هر کار ، بهتر درنگ از شتاب ، خطا در کار ، وحشت از کار ، همه کاره و هیچ کاره و آفت های کار.




کار و زندگی ، مجید یکتایی ، تهران : علمی ، چاپ پنجم ، [بی تا] ، 455 ص،
زندگی در آغازین سال های قرن بیست و یکم ، حال و هوای خاصّ خود را دارد. انسان های امروزی بیش از آن که به زندگی و ماهیت آن توجه داشته باشند ، کار و ابعاد مربوط به آن را در کانون توجه خود قرار داده اند. با درنگی نه چندان عمیق در جهان چهار دهه قبل ، روند تحوّلی جوامع مختلف جهان را صرف نظر از سطوح رشد اقتصادی آنها ، می توان به نظاره نشست. چنین تحولی ، با سرعت و شتاب در انتشار اخبار و اطلاعات ، همراه بوده است. سلطه بی چون و چرای جعبه جادویی با مظاهر فریبنده و اغواگر آن ، نقش مهمی در ایجاد فاصله میان نسل ها و در نتیجه، کم رنگ تر کردن کارکرد ارزشی خانواده داشته است. جبهه گیری تمدن ها و فرهنگ های دیرین و نوپای جهان در برابر هم و برخورد میان آنها ، همه و همه دورنمایی است از ارمغان قرن حاضر برای انسان سرگردان و منتظر امروز. با وجود چنین تصویری از زندگی ، تلاش بی وقفه انسان ها در کسب درآمد، ولو به قیمت نداشتن حتّی لحظاتی برای زندگی ، عادی به نظر می رسد.

کتاب «کار و زندگی» به ماهیت و اهمیت کار و ارتباط آن با زندگی، به عنوان بخش جداناپذیر و مکمل آن پرداخته است. آنچه امروزه انسان را به تکاپو و کسب درآمد وا می دارد ، کار نیست؛ بلکه دست یافتن به پول و سرمایه است. در حالی که کار و کسب ، ماهیتی ارزشی ـ اقتصادی دارد. صرف برابر دانستن کار با پول و سرمایه ، ارتباط آن را با زندگی، کاملاً تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ در حالی که کار ، وسیله ای جهت ایجاد زندگی شاداب و ایمن و فارغ از دغدغه های کاذب امروز است.
با توجه به بررسی زوایای مختلف موضوع ، کتاب در شش بخش فراهم آمده است:
بخش نخست «چگونگی کار»نام دارد که مشتمل بر هشت فصل است : کار چیست ، شرافت کار ، کار عار نیست ، کار و تقدیر ، کار و وظیفه ، کیفیت کار ، تقلید و ابتکار و تنوع کار. در این بخش ، نویسنده سعی کرده است تا جنبه ارزشی کار را معرفی نماید. البته در بخش های دیگر کتاب نیز به این بُعد پرداخته شده است؛ امّا آغاز کتاب با چنین مطلبی ، نشان از تأکید و اصرار نویسنده بر ابعاد اخلاقی و ارزشی دارد. وی معتقد است : «در برابر شرافت کار ، رنج و خستگی ، خردی و بزرگی کار و هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد. کار از آن جا که شریف است ، هر جور باشد ، برای هر کس ، شایسته و لازم است . ساسان ، چوپانی می کرد. اردشیر بزرگ ، مؤبَد بود. یعقوب لیث ، سفیدگری داشت. بویه ماهیگیر بود. یاقوت حموی (نویسنده معجم البلدان) در خدمت تاجری ، غلامی می کرد. نادر ، پوستین دوز بود. حضرت محمّد(ص) بازرگانی و شتربانی می کرد. حضرت علی(ع) باغبانی ، موسی(ع) شبانی و عیسی(ع) درودگری می کردند. جِیمز وات ، به پیروی از شغل پدر ، ارّابه سازی می کرد. فرانکین ، کارگر چاپ خانه بود و پدرش شمع سازی می کرد. دانیل دُفو (نویسنده انگلیسی) جوراب باف بود. جانسون (هفدهمین رئیس جمهوری امریکا) خشت می زد».
بخش دوم به «دشمنان کار» اختصاص دارد که خود ، مشتمل بر یازده فصل است : بیگاری به ز بی کاری ، درخت کاهلی کفر آورد بار ، کار بی نقشه ، کار بی مسئولیت ، کار بی مُزد ، کار ارزان ، به هر کار ، بهتر درنگ از شتاب ، خطا در کار ، وحشت از کار ، همه کاره و هیچ کاره و آفت های کار.
این بخش به آسیب شناسی کار پرداخته است. آنچه بر روند کار تأثیر منفی می گذارد و شخصیت آدمی را به گونه ای ناسالم پی ریزی می کند ، آفت و آسیب به شمار می آید. تنبلی و سستی در کار ، از دست دادن روحیه مسئولیت پذیری و از کف دادن فرصت ها و ... همه و همه از عوارض منفی و ناسالمی هستند که آفت و آسیب محسوب می شوند. این بخش به خوبی این عوامل را وا می کاود : «گویند بزرگان و پادشاهان ایران باستان ، فرزندان خود را همیشه به دهقانان و برزگران دانا و کاردان می سپردند تا آنها را به کار و کوشش وادار نمایند که به تنبلی و تن آسایی خو نگیرند. حال می گوید هیچ چیز بدتر از آن نیست که آدمی وقتش را به تنبلی و بیهودگی بگذراند. خانم لی لی آلن در کتاب راه موفقیت می گوید: بکوشید هر دقیقه سریعی که می گذرد چیزی در برابر آن اندوخته باشید. اگر از گذشت روزها و سیر زمان، اندوخته ای از کار و دانش نداشته باشیم ، دیگر چه خواهیم داشت ، و راستی زندگانی ما چه ثمری داشته است؟ وونارک می گوید: نه آن که تنبل نخواهد کار کند ، بلکه همیشه در آرزوی انجام دادن کار است، فقط تنبلی نمی گذارد از مرحله فکر و خیال به کار و عمل برسد. کوپر می گوید: تنبل به ساعتی ماند که عقربه نداشته باشد».
بخش سوم به «اساس کار» می پردازد و از دوازده فصل تشکیل شده است : تقسیم کار ، انتخاب کار ، کاردانی ، کار و ایمان ، اعتماد به کار ، کار و تمرکز قوا ، عشق کار ، پشتکار ، نظم کار ، افزارکار ، شرایط کار و انجمن جهانی کار. مؤلف، زوایای مختلف پرداختن به موضوعات کیفی کار را در این بخش وا کاویده است؛ چرا که کار با بسیاری از حوزه ها و موضوعات می تواند ارتباط داشته باشد؛ اما آنچه که نقش ارتباط را پررنگ می سازد ، اثربخشی بالایی است که در برخی از این روابط به چشم می آید؛ مباحثی از قبیل تمرکز ، پشتکار و انتخاب از حوزه روان شناختی ، کمک فراوانی به مقوله کار و اشتغال می نماید. نمونه ای از این بخشِ کتاب را با هم می خوانیم : «عشق و شور کار اگر در کار باشد ، هیچ وقت کاری ناتمام و نیمه کاره نمی ماند. داد به پارسی می گوید: زنهار تا با دلی شکسته و روانی افسرده به کارهای جهان نپردازی که دلْ شکسته را جز کاری پراکنده نیاید و زیان در زندگی و پریشانی بی پایان دارد. همیشه پیش از هر کار، میل و دلبستگی خود را به آن کار باید در نظر گرفت تا پای بی میلی و دل سردی در کار نیاید ، اگر کسی در کاری احساس بی میلی می کنید همان بهتر است که آن را رها کنید. مارک اورل می گوید: پیش از هر کار از عقل باید پرسید که آیا سودی در این کار هست یا نه ، درست گوش بدهید ، صدای عقل را بشنوید و آن گاه به کار بپردازید. بزرگ ترین کارها و شاه کارها با عشق به وجود آمده ، فردوسی ، حافظ ، نادر ، ناپلئون ، هومر ، لزار ، دانته ، گوته ، پاستور و همه و همه عاشق بوده اند. یکی عشق به میهن داشته ، یکی به افتخار و نام ، ناپلئون به جهانگیری و ژوزفین ، لامارتین به الویر و هوگو به ژولیت».
بخش چهارم «کار و زندگی» نام دارد که در ده فصل ، تنظیم گردیده است : کار و اجتماع ، زندگی به کار است ، کار باید کرد ، محیط کار ، پیشرفت کار ، کار امروز به فردا مفکن ، کار ماشینی ، کار و آسایش ، کار در خانه و کار در گذشته و آینده.
از آن جا که عنوان این بخش ، عنوان کتاب نیز قرار گرفته است ، می توان حدس زد که موضوع آن ، در نظر مؤلف ، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. توجه به کارکرد اجتماعی کار و ارتباط مؤثر آن با زندگی بشری ، از دغدغه های اصلی نویسنده به شمار می رود. در این بخش، ضمن به کارگیری سخنان پرنغز بزرگانِ اندیشه و ادب جهان ، اهمیت جایگاه کار و زندگی در نظر بزرگ مردان جهان ادب و اندیشه نشان داده شده است. در سایر بخش های کتاب نیز کم و بیش از این سخنان، سود جسته شده است. از آنچه در این قسمت ارائه شده می توان نتیجه گرفت که زندگی ، در کنار کار معنا می یابد ، نه درون آن. نگاهی دیگر داشته باشیم به این بخش از کتاب : «این زندگی برای ماست ، چه زحمت بکشیم و کار کنیم و تحصیل روزی نماییم و چه از بی کاری و گرسنگی بمیریم. این عقیده لُرد مِلبورن را توپفر سوییسی بهتر خلاصه می کند : جان من! باید کاری کرد و دیگر هیچ. در قرآن ، خداوند می فرماید : انسان ، چیزی جز کاری که می کند نیست. روسکن می گوید : بهترین درمان و آسایشِ تن ، آن است که بام تا شام کار کند. همین عقیده را پُل دومِر چنین می گوید : آسایشِ تن ، در کار روح است و آسایش روح ، در کار تن. شاعری گفته است:
بُوَد مرد هنرور را هر انگشت
کلیدی بهر قفلِ رزق در مُشت
از آن دستی که ناید هیچ کاری
بود بر تن ، عجب بیهوده باری».
بخش پنجم «کار و کامیابی» نام دارد که خود از نُه بخش تشکیل شده است : سعادت در کار است ، آغاز کار ، انجام کار ، کار نیمه کاره ، کار نشد ندارد ، خُردیِ کار ، به هر کار هنگام جستن نکوست ، کار و بازی ، و همکاری.
همچنان که گفته شد ، کتاب ، رویکردی ارزشی و اخلاقی به مقوله کار و تلاش دارد و از همین منظر به ارتباط پویا و سازنده کار با زندگی می پردازد. از همین رو ، بهره گرفتن فراوان از کلام بزرگان و آوردن اشعار بسیار از حکما و سرآمدنِ فرهنگ و اندیشه در سراسر کتاب به چشم می خورد. در این بخش به شکل ملموس تری ، این رویکردِ ارزشی جلوه دارد. توجه به جنبه سرگرمی و تفریح در کار ، از نکات دیگری است که در این بخش بدان پرداخته شده است. گزیده ای از این بخش را با هم بخوانیم : «وقتی فرصتی دست داد و کاری اقتضا کرد ، دیگر وقت آن که کلاهِ خود را بر سر محکم کنیم ، به ما نمی دهد ، زود فرصت می گذرد و برای ما یک تأسف همیشگی به جا می گذارد. زندگی به ما فرصت یک آب خوردن نمی دهد ، چگونه می خواهید کار امروز را به فردا بیفکنید؟ کسانی که می گویند فردا خدا بزرگ است ، برای همیشه در زندگی باز مانده اند و هیچ وقت روی کامیابی را نخواهند دید. نادر ، کریم خان زند ، ناپلئون ، آبراهام لینکُلن ، ادیسون و هانری فِرِد ، همه از این فرصت ها استفاده کرده اند. نادر و کریم خان ، از وضع آشفته زمان خود ، ناپلئون از نخستین مأموریت جنگی خویش ، لینکُلن از انتظار مردم برای نجات خود ، ادیسون از موقعیت ها و فرصت های بسیار کوچکی که هنگام مطالعه به آنها برخورد و هانری فِرِد از یک اختراع به جا و به موقع. سلطان سخنوری و غزل ، چه خوب فرموده :
سعدیا! دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست
در میانِ این و آن ، فرصت شمار امروز را».
بخش ششم و پایانی کتاب ، به «بهره های کار» اختصاص دارد و در هفت فصل تنظیم شده است : کار خوب ، کار و تندرستی ، کار نیکو کردن از پر کردن است ، کار مربی اخلاق است ، کار بهترین لذت است ، کار بهترین سرمایه است و کار ناکرده در این راه به جایی نرسی. بخش پایانی کتاب ، بهره ها و نتایج کار را می کاود. مؤلف ، پس از بررسی کار از ابعاد گوناگون در بخش های پیشین ، اکنون در این بخش ، به نتایج مباحث طرح شده می پردازد. تشبیه کار به «مربی اخلاق» و «بهترین لذّت و سرمایه» ، نشان از ابعاد فرامادی کار دارد. توجه به انجام دادن صحیح کار و انتخاب کار خوب و ارزشمند نیز از مباحثی است که در این بخش بدان پرداخته می شود : «ما خود ، مردم پرافتخاری هستیم ، چرا که تاریخ بزرگان ما ، سراسر پر از این گونه کارهای نیکوست. چنان که زمانی کارهای خوب و بزرگ زرتشت و کوروش ، ما را رستگار و نیک بخت کرده است و به ترقّی رسانده و زمانی دیگر ، کارهای انوشیروان و بزرگمهر حکیم و سلمان فارسی و یعقوب لیث و جلال الدین خوارزمشاه و کریم خان زند و میرزا تقی خان امیرکبیر و هزاران تن از بزرگان علم و ادب که تاریخ تمدن ما پر است از نام آن بزرگان. اگر همت و اراده ای مانند مردان بزرگ نداریم ، باز هر کدام می توانیم در کارهای خویش درستکار باشیم تا به بهره های واقعی کار و زندگی و تمدّن برسیم. اسمایلز می گوید ، بزرگی ، به کار است؛ یعنی کردار بیار و گِرد گفتار مگرد و چه خوب سروده ای است:
همت ، بلند دارد که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده اند».
توجه به کارکرد اجتماعی کار و ارتباط پویا و مؤثر با زندگی از دغدغه های اصلی نویسنده در این کتاب بوده است. در عصر معراج آهن و پولاد ، پرداختن به ابعاد ارزشی و معنوی کار و ارتباط آن با حیات و زندگی اجتماعی انسان ها ، خود ، یک نوآوری است. بهره گیری از کلام بزرگان به صورت حکمت های کوتاه و قطعات ادبی ، شیوه ای بوده است که نویسنده ، برای پررنگ

تر ساختن نقش معنوی انسان ها در کار و زندگی ، از آن غافل نبوده است.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب
روند تغییر و تحولات رو به رشد جهان امروز ، با توجه به پیشرفت و توسعه سریع علوم و فنون و تنوع بسیار زیاد مشاغل و تخصصی شدن حرفه ها ، جوامع کنونی را با چالش هایی روبه رو ساخته است. مشکلات انتخاب شغل ، از قبیل : احساس نیاز به انتخاب شغل مناسب ، عدم آگاهی به چگونگی انتخاب شغل موفق ، نگرانی از موقعیّت مادی و جایگاه شغلی در آینده، ناتوانی در تشخیص شغل متناسب با استعدادها و توانایی های واقعی ، نگرانی درحدود این که آیا وقت و هزینه صرف شده برای تحصیل و آموزش در یک رشته خاص ، بازده کافی خواهد داشت یا نه نیز بر این چالش ها افزوده است.
بر اساس آمار و ارقام منتشر شده در داخل و خارج (آمارهای سازمان بین المللی کار : ILO) ، ایران در حال حاضر ، حدود 3/17 میلیون نفر نیروی کار دارد که همه آنها دارای شغل نیستند ، به طوری که بین چهارده تا پانزده درصد بی کاری در کشور وجود دارد و اگر بی کاران پنهان را هم به آن اضافه کنیم، رقمی بالاتر از رقم فعلی را نشان می دهد.
 
 

بنا بر این ، با توجه به جوان بودن هرم جمعیتی کشور و نیازی که جوانان در تصمیم گیری و انتخاب شغل مناسب با ویژگی های شخصیتی و تخصصی خود دارند ، این مبحث (انتخاب شغل) از بهترین موضوعات مربوط به جوانان در جامعه کنونی ایران به شمار می آید.
کار ، همزاد انسان
حیات آدمی از دیرباز با کار ، عجین بوده است و انسان فقط در مدّت کوتاهی از کار ، صرفا به منظور زنده نگه داشتن خود ، بهره می برده است. اما به مرور زمان و با به کارگیری هوش و استعدادهای ذاتی خویش، به ابزارسازی پرداخت و ماده و طبیعت را به خدمت خویش درآورد و به آنچه به صورت مستقیم در دسترس داشته، اکتفا نکرد و با تلاش بسیار در پی آن شد تا با استفاده از آنچه دارد به آنچه ندارد (اما نیاز به آن را احساس می کند) دست یابد. این امر ، در طول سالیان دراز ، سبب به وجود آمدن مشاغل متعدد با پیچیدگی های خاص شده است. بنا بر این ، می توان گفت : کار ، وجه اشتراک و شرط لازم زندگی انسان در جامعه است که از ابتدای زندگی بشر، همراه او بوده است.1382



روند تغییر و تحولات رو به رشد جهان امروز ، با توجه به پیشرفت و توسعه سریع علوم و فنون و تنوع بسیار زیاد مشاغل و تخصصی شدن حرفه ها ، جوامع کنونی را با چالش هایی روبه رو ساخته است. مشکلات انتخاب شغل ، از قبیل : احساس نیاز به انتخاب شغل مناسب ، عدم آگاهی به چگونگی انتخاب شغل موفق ، نگرانی از موقعیّت مادی و جایگاه شغلی در آینده، ناتوانی در تشخیص شغل متناسب با استعدادها و توانایی های واقعی ، نگرانی درحدود این که آیا وقت و هزینه صرف شده برای تحصیل و آموزش در یک رشته خاص ، بازده کافی خواهد داشت یا نه نیز بر این چالش ها افزوده است.
بر اساس آمار و ارقام منتشر شده در داخل و خارج (آمارهای سازمان بین المللی کار : ILO) ، ایران در حال حاضر ، حدود 3/17 میلیون نفر نیروی کار دارد که همه آنها دارای شغل نیستند ، به طوری که بین چهارده تا پانزده درصد بی کاری در کشور وجود دارد و اگر بی کاران پنهان را هم به آن اضافه کنیم، رقمی بالاتر از رقم فعلی را نشان می دهد.

بنا بر این ، با توجه به جوان بودن هرم جمعیتی کشور و نیازی که جوانان در تصمیم گیری و انتخاب شغل مناسب با ویژگی های شخصیتی و تخصصی خود دارند ، این مبحث (انتخاب شغل) از بهترین موضوعات مربوط به جوانان در جامعه کنونی ایران به شمار می آید.
کار ، همزاد انسان
حیات آدمی از دیرباز با کار ، عجین بوده است و انسان فقط در مدّت کوتاهی از کار ، صرفا به منظور زنده نگه داشتن خود ، بهره می برده است. اما به مرور زمان و با به کارگیری هوش و استعدادهای ذاتی خویش، به ابزارسازی پرداخت و ماده و طبیعت را به خدمت خویش درآورد و به آنچه به صورت مستقیم در دسترس داشته، اکتفا نکرد و با تلاش بسیار در پی آن شد تا با استفاده از آنچه دارد به آنچه ندارد (اما نیاز به آن را احساس می کند) دست یابد. این امر ، در طول سالیان دراز ، سبب به وجود آمدن مشاغل متعدد با پیچیدگی های خاص شده است. بنا بر این ، می توان گفت : کار ، وجه اشتراک و شرط لازم زندگی انسان در جامعه است که از ابتدای زندگی بشر، همراه او بوده است.
تعریف «کار»
فرانسیس بیکن ، کار و پیشه را «انسان ـ به اضافه طبیعت» تعریف کرده است و ادامه این بحث، تا دکارت و فریدْمان نیز کشیده شده است. با این حال ، در تحلیل رابطه انسان و طبیعت از لحاظ کار فعّال تا کنون هیچ کس تعریفی دقیق تر از مارکس ، ارائه نداده است. به نظر او ، کار ، اساسا تغییراتی است که انسان با استفاده از فنون ، در طبیعت به وجود می آورد. مارکس در کتاب معروف خود (سرمایه) می نویسد : «کار ، عبارت از کنشی است که بین انسان و طبیعت به وقوع می پیوندد». از مجموع سخنان چند تن از اندیشمندان و مارکس می توانیم این تعریف نسبی را از کار ارائه دهیم که : «کار ، مجموعه اعمالی است که به کمک مغز ، دست ، ابزارها و ماشین ها برای استفاده بهینه از طبیعت بر روی آن انجام می شود. این اعمال ، به صورت متقابل ، بر انسان نیز اثر گذاشته ، او را تغییر می دهد».
نیروی کار ، قلب تپنده اجتماع
همان گونه که می دانیم ، جمعیت جوان ، بخش عظیم و عمده نیروی کار هر جامعه ای را تشکیل می دهد و همین نیروی کار است که ابزار لازم و ضروری برای توسعه اقتصادی و پژوهش های علمی کشورها را فراهم می آورد ، به طوری که بدون داشتن نیروهای کارآمد و متخصص ، دستیابی به توسعه ، امری غیرممکن و دست نیافتنی خواهد بود. در مقابل ، استفاده از جوانان فعّالی که قابلیت ها و استعدادهای درونی آنها در جهت خلاقیت و کمال ، گام برداشته است ، باعث شکوفایی علم و صنعت می شود و مسیر توسعه و پیشرفت را برای جوامع ، هموار می سازد.
از این رو به نظر می رسد ، یکی از مسائلی که باید در درجه اوّل، مدّنظر مسئولان هر کشوری قراربگیرد ، شناخت استعدادها و علایق جوانان آن کشور و فراهم آوردن فرصت ها و امکاناتی به منظور شکوفا کردن و جهت دادن به این استعدادهاست ، تا بدین وسیله از پتانسیل (نیروی) نهفته در درون جامعه ، برای توسعه و پیشرفت آن جامعه کمک گرفته شود.
امام خمینی(ره) نیز پیوسته در بیانات خود ، توجه مسئولان و مدیران نظام جمهوری اسلامی را به لزوم تحقق قانونی اساسی جلب کرده ، می فرمودند : «من به همه مسئولان و دست اندرکاران سفارش می کنم که به هر شکل ممکن ، وسایل ارتقای اخلاقی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزش ها و نوآوری ها همراهی کنید و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید. دولت و ملت و وسایل ارتباط جمعی ، نسل جوان را کماکان در شمار مهم ترین سرمایه های اصلی و انسانی و در زمره بهترین تضمین کنندگان سلامت و سعادت ، حیات و حرکت ، توسعه و پیشرفت همه جانبه کشور قرار دهند و حداکثر حمایت را از آنان به عمل آورند».
اهمیت انتخاب شغل مناسب
یکی از محورهای اصلی و مهم زندگی هر جوان ، انتخاب شغل است و به طور کلی، انتخاب شغل برای هر فرد با توجه به جنبه های مختلف شغل و محیط کار وی ، مفهومی متفاوت دارد. همچنین مرجع های ارزشی مؤثر در انتخاب شغل ، در فرهنگ های مختلف هم متفاوت است. مذهب ، جهان بینی ، ارزش های جمعی و سنت های اجتماعی و تاریخی ، مواردی هستند که بر انتخاب شغل ، تأثیر می گذارند. البته در بعضی موارد ، شغل ، تنها وسیله ای است برای کسب دستمزد و ارضای نیازهایی که بیرون از خودِ کار است. پس دستیابی به شغل ، با توجه به سطح آرزوها و آمال افراد می تواند تحت تأثیر متغیّرهایی نظیر : سطح تحصیلات ، طبقه اجتماعی ، طبقه شغلی ـ اجتماعی والدین و سطح فرهنگی و سرانجام، منشأ جغرافیایی نیز باشد. واضح است که عوامل دیگری هم نظیر : جستجوی موفقیّت در رقابت با دیگران (که غالبا با درآمدهای مادی سنجیده می شود) یکی از مبانی انتخاب شغل در نسل جوان به شمار می رود. امنیت شغلی ، ثبات شغلی و پیشرفت در کار نیز موارد دیگری هستند که جوانان برای انتخاب شغل به آنها توجه دارند. باید به این نکته توجه داشت که اگر انتخاب ، ناصحیح باشد ، و با روحیات فرد ، سازگار نباشد ، آثار زیانبار و جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت ، چنان که جوان از ابتکار و خلاقیت در شغل خویش باز می ماند و در پایانِ روز ، مانند برده ای که از اسارت می گریزد ، آن را رها می کند . پس کار ، نه تنها باید از نظر فنّی ، جسمی و روان شناختی ، مناسب و مساعد باشد ، بلکه باید استعدادها و ظرفیت های جوان را هم به منصّه ظهور برساند.
رضایت شغلی و کیفیت زندگی
ارج ننهادن مدیران به خلاّقیت و ابتکار در بسیاری از بخش های جامعه ، با پدیده عدم رضایت شغلی همراه است. در حالی که به وجود آوردن رضایت شغلی، متضمّن بیشترین بهره وری و بازده است و تأثیری شگرف بر ساخت کلی اشتغال می گذارد. برای جوان مهم است که احساس کند کار و درآمدش منصفانه و به تناسب مهارت و کوشش اوست.
همچنین انتخاب شغل در وسیع ترین و انتزاعی ترین معنای آن ، صرفا حاوی مجموع ارزش های مادّی و غیر مادّی است که بر اساس کیفیت زندگی شغلی پدید می آید و رشد اقتصادی جامعه و ارتقای سطح زندگی افراد را سبب می شود. از این رو ، پاسخ ندادن به خواسته ها و انتظارات شغلی جوانان ، نه تنها به نارضایتی شغلی ، بلکه به کاهش بهره وری و عدم ثبات اجتماعی نیز می انجامد.
بنا بر این ، باید کوشش کرد که انتخاب شغل ، از دو جنبه فنّی و انسانی ، به بهترین شکل ممکن تحقّق پذیرد.
خلاصه کلام ، این که چنان که بخواهیم از بن بست وابستگی و عقب ماندگی رهایی یابیم ، باید تلاش های خود را دوچندان کنیم و با گسترش دامنه کار و فعالیت علمی و پژوهشی و توسعه اقتصاد ملی و برنامه ریزی های دراز مدت ، راه شناخت و ارتقای استعدادها را برای نسل جوان کشورمان هموار سازیم.
باید بپذیریم که بررسی نظری و عملی انتخاب شغل ، موضوع پیچیده ای است و تمامی ابعاد آن ، در این مختصر نمی گنجد و ضروری است با توجه به وضعیت اجتماعی و فرهنگی جامعه ، تحقیقات همه جانبه و متعددی در زمینه «انتخاب شغلِ» جوان ها انجام شود.
منابع

کتاب:
جامعه شناسی کار و شغل، غلامعباس توسّلی ، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ششم، 1382.


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب
« شهروندي» را بايد بنيادي‌ترين مفهوم جهان جديد دانست؛ زيرا بر پايه اين مفهوم و   نمود عيني آن يعني «شهروند» است كه شاكله نظام اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي   جهان مدرن سامان مي‌پذيرد .
گرچه اين مفهوم ريشه در تحولات جديد از عصر نوزايي به بعد در غرب دارد و مي‌توان   گفت كه در ساير نقاط جهان مفهومي وارداتي است اما بسياري از پژوهشگران در كشورهاي   اسلامي بر اين نظرند كه مدرن‌شدن، يك سير خطي، مشخص و ازپيش‌تعيين‌شده‌ ندارد و   دليلي بر تكرار تجربه غرب در رسيدن به آن نيست. از اين رو راه‌حل چالش‌هاي موجود در   راه مدرن‌شدن در جوامع اسلامي را بايد در بسترهاي فرهنگي و اجتماعي اين كشورها جست . بر اين پايه، برخي پژوهشگران و انديشمندان جهان اسلام درصدد برآمده‌اند تا از   شهروندي تعريفي جديد ارائه دهند؛ تعريفي كه برآمده از رجوع به تاريخ پر فراز و نشيب   فرهنگ و تمدن اسلامي در 1400سال است. از اين رو، اين پرسش همواره مطرح است كه آيا   مي‌توان الگوي اسلامي شهروندي را ارائه داد؟

  آيا مي‌توان از شهروندي اسلامي سخن گفت؟ بي‌ترديد پاسخ به اين پرسش و پرسش‌هاي   مشابه نيازمند تلاش‌هاي فكري و پژوهش‌هاي دقيق تاريخي و متن‌شناسانه است. در نشستي   كه دوشنبه  اين هفته در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي با عنوان «رويكرد   ديني در مفهوم شهروندي» برگزار شد، دكتر فاطمه براتلو، با تأكيد بر اينكه تنها به   طرح اوليه اين الگو پرداخته، از لزوم اهميت و مباني نظري اين مفهوم (شهروندي ديني ) سخن به ميان آورد. مطلب حاضر، چكيده‌اي از سخنان وي است كه از پي مي‌خوانيد .

واژه «شهروندي» ‌از جمله واژه‌هايي است كه از نگاه‌هاي گوناگون به آن پرداخته   شده و اگر به اغراق نرويم، تقريباً از چالش‌هاي جدي جامعه جهاني امروز است؛ به‌ويژه   در ايران كه مدرنيته سير طبيعي خود را نپيموده، مفهوم «شهروندي» هم جايگاه درخور   خود را نيافته است. با اين حال ما در ايران معاصر مبتلا به برخي از آسيب‌ها در حوزه   شهروندي هستيم. اگر به مطالعاتي كه اخيرا در اين حوزه (شهروندي) انجام شده رجوع   كنيم به آسيب‌هايي مي‌رسيم كه باز اگر از ديدي پديدارشناختي آنها را به بررسي و   تحليل بگذاريم، ريشه در معضلات فرهنگي دارند .

از جمله اين آسيب‌هاي مهم مي‌توان از فردگرايي منفي نام برد. فردگرايي(منفي ) جامعه را بين نفع جمعي و نفع فردي سردرگم مي‌سازد و با توسعه‌دادن به «منيت‌»ها،   گفت‌وگوي اجتماعي را از ميان مي‌برد. خودمحوري، منفعت‌طلبي، بي‌اعتمادي به جامعه و   نظام اجتماعي از پيامدهاي فردگرايي منفي است. فردگرايي منفي به‌عنوان يكي از اركان   مدرنيته، امري وارداتي در ايران است. لازم به يادآوري است كه فردگرايي مثبت هم   داريم كه زمينه‌ساز بروز خلاقيت در جامعه است .

با توجه به اين نكات و نيز با عنايت به اينكه بيش از  70درصد از جمعيت كشور (ما ) در شهرها زندگي مي‌كنند و نيز در سطح جهاني، هويت شهروندي هر روز پررنگ‌تر مي‌شود،   لزوم پرداختن به مقوله «شهروندي» اهميت زيادي مي‌يابد .

 


« شهروندي» را بايد بنيادي‌ترين مفهوم جهان جديد دانست؛ زيرا بر پايه اين مفهوم و   نمود عيني آن يعني «شهروند» است كه شاكله نظام اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي   جهان مدرن سامان مي‌پذيرد .

گرچه اين مفهوم ريشه در تحولات جديد از عصر نوزايي به بعد در غرب دارد و مي‌توان   گفت كه در ساير نقاط جهان مفهومي وارداتي است اما بسياري از پژوهشگران در كشورهاي   اسلامي بر اين نظرند كه مدرن‌شدن، يك سير خطي، مشخص و ازپيش‌تعيين‌شده‌ ندارد و   دليلي بر تكرار تجربه غرب در رسيدن به آن نيست. از اين رو راه‌حل چالش‌هاي موجود در   راه مدرن‌شدن در جوامع اسلامي را بايد در بسترهاي فرهنگي و اجتماعي اين كشورها جست . بر اين پايه، برخي پژوهشگران و انديشمندان جهان اسلام درصدد برآمده‌اند تا از   شهروندي تعريفي جديد ارائه دهند؛ تعريفي كه برآمده از رجوع به تاريخ پر فراز و نشيب   فرهنگ و تمدن اسلامي در 1400سال است. از اين رو، اين پرسش همواره مطرح است كه آيا   مي‌توان الگوي اسلامي شهروندي را ارائه داد؟

  آيا مي‌توان از شهروندي اسلامي سخن گفت؟ بي‌ترديد پاسخ به اين پرسش و پرسش‌هاي   مشابه نيازمند تلاش‌هاي فكري و پژوهش‌هاي دقيق تاريخي و متن‌شناسانه است. در نشستي   كه دوشنبه  اين هفته در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي با عنوان «رويكرد   ديني در مفهوم شهروندي» برگزار شد، دكتر فاطمه براتلو، با تأكيد بر اينكه تنها به   طرح اوليه اين الگو پرداخته، از لزوم اهميت و مباني نظري اين مفهوم (شهروندي ديني ) سخن به ميان آورد. مطلب حاضر، چكيده‌اي از سخنان وي است كه از پي مي‌خوانيد .

واژه «شهروندي» ‌از جمله واژه‌هايي است كه از نگاه‌هاي گوناگون به آن پرداخته   شده و اگر به اغراق نرويم، تقريباً از چالش‌هاي جدي جامعه جهاني امروز است؛ به‌ويژه   در ايران كه مدرنيته سير طبيعي خود را نپيموده، مفهوم «شهروندي» هم جايگاه درخور   خود را نيافته است. با اين حال ما در ايران معاصر مبتلا به برخي از آسيب‌ها در حوزه   شهروندي هستيم. اگر به مطالعاتي كه اخيرا در اين حوزه (شهروندي) انجام شده رجوع   كنيم به آسيب‌هايي مي‌رسيم كه باز اگر از ديدي پديدارشناختي آنها را به بررسي و   تحليل بگذاريم، ريشه در معضلات فرهنگي دارند .

از جمله اين آسيب‌هاي مهم مي‌توان از فردگرايي منفي نام برد. فردگرايي(منفي ) جامعه را بين نفع جمعي و نفع فردي سردرگم مي‌سازد و با توسعه‌دادن به «منيت‌»ها،   گفت‌وگوي اجتماعي را از ميان مي‌برد. خودمحوري، منفعت‌طلبي، بي‌اعتمادي به جامعه و   نظام اجتماعي از پيامدهاي فردگرايي منفي است. فردگرايي منفي به‌عنوان يكي از اركان   مدرنيته، امري وارداتي در ايران است. لازم به يادآوري است كه فردگرايي مثبت هم   داريم كه زمينه‌ساز بروز خلاقيت در جامعه است .

با توجه به اين نكات و نيز با عنايت به اينكه بيش از  70درصد از جمعيت كشور (ما ) در شهرها زندگي مي‌كنند و نيز در سطح جهاني، هويت شهروندي هر روز پررنگ‌تر مي‌شود،   لزوم پرداختن به مقوله «شهروندي» اهميت زيادي مي‌يابد .

« شهروندي» مفهومي متناقض است. در اين مفهوم هم تعلق را مي‌بينيم و هم استقلال را   و از آنجا كه «شهروندي» داراي باري سياسي است، در يك متن تاريخي خاص قرار مي‌گيرد . در حوزه عمومي دولت‌ها مايل هستند كه شهروندان‌شان بخشي از وظايف را برعهده گيرند و   به شهرونداني آگاه و فعال تبديل شوند و نياز به نظارت‌هاي ويژه نداشته باشند .
با   اين حال، پرداختن به مقوله «شهروندي» ما را با يك پرسش بنيادين رويارو مي‌گرداند : آيا ادبيات ديني(اسلامي) ما مي‌تواند يك الگوي نظري براي اين بحث‌(شهروندي) ارائه   دهد؟ پيش از اينكه وارد اين بحث شويم، لازم است نگاهي هرچند كوتاه به‌ تحول اين   مفهوم(شهروندي) در دوره‌هاي تاريخي ايران بيندازيم
:

1- در دوره 1200ساله ايران باستان كه با فرهنگي موازييكي از اقوام گوناگون   مواجهيم، ساختار سياسي در توجيه نظام شاهنشاهي است. در اين عصر، نمي‌توان از   شهروندي سراغ گرفت؛ زيرا مردم تابع فرمان شاهنشاه هستند .

2- دوران ورود اسلام تا مشروطه. در اين عصر خليفه و سلطان در برابر رعايا قرار   دارند. با توجه به اينكه اسلام ديني است كه تنها بر بندگي خداوند تأكيد دارد و بر   آزادزيستي و آزادانديشي مردم اصرار دارد، وقتي اين دوره را مرور مي‌كنيم، ‌جز در   دوران زمامداري علي(ع) و خلفا، آثاري كه مبين شهروندي باشند، نمي‌يابيم. نتيجه اين   است كه در ادبيات سياسي آن عصر، نه‌تنها شهروندي كه هيچ مفهومي كه مطابق با حق   مردمي باشد، وجود ندارد .

3- دوران پس از مشروطه تا آغاز انقلاب اسلامي. در اين عصر 2 اتفاق مهم افتاد : الف- واژه‌هاي تازه‌اي وارد ادبيات سياسي ما شدند مثل پارلمان، مشروطيت و... .  ب - برخي مفاهيم گذشته دچار بازتعريف يا تغيير شدند، مثلا مفهوم «ملت» كه تعبيري ديني   داشت، در دوره مشروطه و پس از آن دچار چنان تغييري شد كه ديگر رنگ‌وبوي ديني   نداشت .

4 – دوره انقلاب اسلامي. اين دوره را به عنوان دومين تغيير مهم ساختاري در كشور ( پس از مشروطه) مي‌شناسيم. در اين دوره به‌تدريج شمايي از مفهوم شهروندي وارد و   تمهيداتي براي آن فراهم مي‌شود و فضاي اجرايي خود را نيز مي‌يابد .

در واقع ضمانت براي اجرايي‌شدن و اجرايي‌كردن مفهوم شهروندي در ايران پس از   انقلاب اسلامي تدوين مي‌شود. اين آغاز يك نظام سياسي جديد در ايران است. البته در   ساحت نظر، مفهوم شهروندي پس از انقلاب شكل مي‌گيرد اما اينكه در عمل تا چه اندازه   قابليت اجرايي يافته، امر ديگري است. اما با توجه به تقسيم‌بندي شهروندي به ( شهروندي) سياسي، مدني  و اجتماعي، در ايران معاصر شهروندي مدني و اجتماعي پررنگ‌تر   بوده است .

امروزه نظريه‌هاي سياسي، اموري چون مسئوليت‌پذيري، ترقي‌طلبي، قانون‌محوري،   وطن‌دوستي، نوع‌دوستي، تفكر انتقادي، انديشه‌ورزي، تحمل انديشه‌هاي مختلف، پرسشگري،   شناخت حداقلي از محيط و تاريخ، پرهيز از زندگي روزمره، وفاداري به ملت، افزايش   دانايي افراد، اعتقاد به ارزش‌هاي بنيادين جامعه، توانايي مشاركت با ديگران،   گوش‌دادن سازنده به ديگران و... را از مؤلفه‌هاي اصلي شهروندي مي‌دانند .

گرچه الگوهاي نظري در حوزه‌شهروندي فراوان است اما من در اين طرح‌اوليه از   الگوي   شهروندي ديني (اسلامي)، به نظريه شهروندي هابرماس نظر داشته‌ام و كوشيده‌ام   تا با نگاه به الگوي نظري وي در اين حوزه، طرح خود را سامان دهم. در انديشه   هابرماس، نقش اجتماعي شهروندي در ارتباط با حوزه عمومي ترسيم شده است .

اين الگوي هابرماس، در واقع پاسخي است به چالش‌هاي ليبرال دمكراسي. هابرماس 3 عنصر را در راهبرد هنجاري شهروندي لحاظ كرده است: 1- اخلاق گفت‌وگويي 2- عقلانيت   بيناذهني 3-‌كنش ارتباطي.لازم به يادآوري است كه در جامعه شهروندمدار تفكر انتقادي   كه همان تفكر درباره تفكر است، از اهميت بسزايي برخوردار است. تفكر انتقادي ميل به   تغيير امور دارد؛ با اين حال «تفكر مراقبه‌اي» امري است كه مي‌تواند بنياد شهروندي   قرار گيرد .

در دل تفكر مراقبه‌اي،  همدلي و توجه به همنوع نهفته است؛ امري كه در جامعه ما   از آن غفلت شده و درست به همين دليل بايد به تفكر مراقبه‌اي بها داد. تفكر   مراقبه‌اي مبتني بر خرد است و اين خرد از دين (اسلام) نشأت مي‌گيرد. خرد و عقلي كه   خداوند مي‌فرمايند، اگر قرار باشد پاداش و كيفري باشد، به موجب آن (عقل) خواهد بود . پس، با وجود تفكر مراقبه‌اي از تفكر مي‌گذريم و به خرد مي‌رسيم .

 



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب
در حالي چند روز از سال جديد آغاز گرديده است كه گفتمان «همت مضاعف و كار مضاعف» به صورت كاملاً ملموسي در حال
فراگيري در ادبيات اجتماعي مي باشد و در سطوح گوناگون در خصوص روند تحقق آن سخن به ميان مي آيد.

آنچه مسلم است اينكه همت و كار مضاعف هم در مسائل فردي قابل انجام مي باشد و هم در مسائل اجتماعي و تمامي عرصه‌ها از سياست تا اقتصاد و از فرهنگ تا علم و دانش را در برمي‌گيرد.

اما قطع يقين همت و كار مضاعف مي بايست داراي نمودهايي قابل مشاهده باشد و در غير اينصورت نمي توان ادعا كرد كه همتي مضاعف صرف كارها شده است.

از آنجايي كه به نظر مي رسد مبارزه با فقر و فساد و بي عدالتي مهمترين اولويت هاي اجتماعي در عرصه همت و كار مضاعف و مطالبه عمومي از مسئولان دستگاه هاي سه قوه مي باشد، فلذا زماني مسئولان مي توانند ادعا كنند كه همتي مضاعف داشته اند كه در پاسخ به اين مطالبه عمومي گام هاي اساسي بردارند.

نامه نمايندگان مجلس و مطالبه برخورد با دانه درشت ها از دستگاه قضا در صورتي كه رنگ عمل به خود بگيرد قطعاً يكي از نمودهاي همت مضاعف از سوي مسئولان خواهد بود.

البته دانه درشت هاي اقتصادي فقط بخشي از اين مطالبه عمومي مي باشند، چرا كه محاكمه و برخورد با دانه درشت هاي ديكتاتوري مدرن كه به دليل توهم خود بزرگ بيني تلاش كردند تا حماسه شيرين 40 ميليوني را در كام ملت تلخ كنند، يكي ديگر از مطالبات عمومي است كه انتظار مي رود با توجه به مسئوليت دستگاه قضايي در اين خصوص هر چه سريعتر عملي گردد.

در سوي ديگر قطعاً مي بايست مسير قانونگذاري در كشور در قوه مقننه در مسيري تبيين گردد كه از درون آن محصولي در جهت كم شدن مفاسد و رفع بي عدالتي هاي مختلف اجتماعي برداشت گردد كه قطعاً مهمترين و سرنوشت سازترين نمود همت مضاعف مجلسيان را مي توان در هموار ساختن راه مجريان طرح هدفمندسازي يارانه ها جستجو كرد.

در اين ميان مجريان اين طرح نيز مي بايست با پايبندي به قوانين زمينه نظارت صحيح ساكنان در خانه ملت را فراهم سازند.

دولتمردان دوره دهم نيز مي بايست با همت و كاري مضاعف در ميدان عمل اجراي دقيق و درست طرح ها و لوايح قانوني خصوصاً در عرصه هايي كه مطالبات انباشته شده مردم وجود دارد را در دستور كار قرار دهند.

اما آنچه همتي مضاعف را از سوي همه مسئولان سه قوه مي طلبد، حفظ اتحاد و وحدت در اجراي فرامين سكاندار انقلاب اسلامي است كه قطع يقين باعث خواهد شد در سالي كه قرار است يكي از مهمترين و سرنوشت سازترين جراحي هاي اقتصادي تاريخ انقلاب اسلامي به مرحله اجرا گذاشته شود، كشتي انقلاب را از توفان هاي گوناگون حفظ خواهد كرد.

تا پس از آنكه گفتمان اصلاح الگوي مصرف به عنوان اولين گام در جهت رسيدن به پيشرفت و عدالت سرلوحه زندگي ايرانيان گرديد، با همت و كاري مضاعف زمينه دستيابي به اهداف دهه چهارم از حيات انقلاب اسلامي فراهم گردد.


  منبع : www.khezrian.ir



 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب

کار ، وسیله تقرب به خداوند
اسلام به کار و کارگر ارزش بسیار والایی داده است، به گونه ای که کار کردن را از بزرگ ترین عبادت ها و وسیله ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. در اسلام کارگر، شهید زنده و کارگری شغل انبیاست و از راه کسب و کار می توان به بهشت برین رسید. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می داند و می فرماید: «نیست برای انسان، مگر بازتاب عمل و واکنش کارش. سپس، به پاداش کامل تری خواهید رسید». (نجم: 40 و 41)
از سوی دیگر بی کاری و تن آسایی صفاتی هستند که در ادبیات دینی، با نفرت و نکوهش از آنها یاد شده است. در اسلام کار به عنوان یک دستور دینی واجب است. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام9 آمده است: «تلاش در جهت کسب روزی حلال، بر هر زن و مرد مسلمان واجب است».
در حدیثی دیگر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار را برترین عبادت دانسته است. ایشان کار را بهترین راه رسیدن به سعادت معرفی می کند و می فرماید: «نود درصد راه تقرب، به کار منتهی می شود».


از نظر اسلام همه مسلمانان باید به کار و حرفه ای بپردازند. انسانی که کار نمی کند و تنها به عبادت و پرستش خداوند بسنده می کند، دعایش از سوی خداوند پذیرفته نیست. از امام صادق علیه السلام روایت است که آن حضرت از علی ابن العزیز پرسید: عمرابن مسلم چه کار می کند؟ گفت: فدایت شوم! کسب و کار را رها کرده به عبادت روی آورده است. فرمود: وای، مگر نمی داند دعای بدون کار و کوشش پذیرفته نمی شود.
اگر در جامعه ای بر اساس آموزه های دینی عمل شود و کار ارزش یابد و به عنوان مایه رستگاری و وسیله تقرب به پروردگار به آن نگریسته شود، فرهنگ کار تقویت خواهد شد و البته برآیند چنین اندیشه ای؛ ابتکار، خلاقیت و رشد و توشعه به معنای عام خواهد بود.

پیام ها :
1. اهمیت کار و کارگری در اسلام؛
2. نکوهش بی کاری.

کار، سیره انبیا و اولیای الهی

کار و تلاش، سیره تمام پیامبران آسمانی است. پیامبران پیش از بعثت، به کارهای سختی، همچون: شبانی، کشاورزی و... می پرداختند. شخصیت و زندگی آنان با کار همراه بود و با تمام وجود زحمت ها و تلاش های طاقت فرسای مردم ضعیف جامعه را درک می کردند. پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام حتی پس از رسیدن به مقام نبوت و جانشینی، همواره با کار و تلاش مأنوس بوده اند. مقام کارگری، از دیدگاه معصومین شأن والایی دارد. از نظر پیامبر گرامی اسلام، منزلت کارگران در ردیف انبیاست. ایشان فرموده است:
هر کس از دست رنج خویش مخارج زندگی خود را تأمین کند، روز قیامت در صف پیامبران قرار خواهد گرفت و از عنایاتی که پیامبران بهره مندند، بی نصیب نخواهد ماند



کار ، وسیله تقرب به خداوند

اسلام به کار و کارگر ارزش بسیار والایی داده است، به گونه ای که کار کردن را از بزرگ ترین عبادت ها و وسیله ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. در اسلام کارگر، شهید زنده و کارگری شغل انبیاست و از راه کسب و کار می توان به بهشت برین رسید. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می داند و می فرماید: «نیست برای انسان، مگر بازتاب عمل و واکنش کارش. سپس، به پاداش کامل تری خواهید رسید». (نجم: 40 و 41)
از سوی دیگر بی کاری و تن آسایی صفاتی هستند که در ادبیات دینی، با نفرت و نکوهش از آنها یاد شده است. در اسلام کار به عنوان یک دستور دینی واجب است. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام9 آمده است: «تلاش در جهت کسب روزی حلال، بر هر زن و مرد مسلمان واجب است».
در حدیثی دیگر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار را برترین عبادت دانسته است. ایشان کار را بهترین راه رسیدن به سعادت معرفی می کند و می فرماید: «نود درصد راه تقرب، به کار منتهی می شود».
از نظر اسلام همه مسلمانان باید به کار و حرفه ای بپردازند. انسانی که کار نمی کند و تنها به عبادت و پرستش خداوند بسنده می کند، دعایش از سوی خداوند پذیرفته نیست. از امام صادق علیه السلام روایت است که آن حضرت از علی ابن العزیز پرسید: عمرابن مسلم چه کار می کند؟ گفت: فدایت شوم! کسب و کار را رها کرده به عبادت روی آورده است. فرمود: وای، مگر نمی داند دعای بدون کار و کوشش پذیرفته نمی شود.
اگر در جامعه ای بر اساس آموزه های دینی عمل شود و کار ارزش یابد و به عنوان مایه رستگاری و وسیله تقرب به پروردگار به آن نگریسته شود، فرهنگ کار تقویت خواهد شد و البته برآیند چنین اندیشه ای؛ ابتکار، خلاقیت و رشد و
توشعه به معنای عام خواهد بود.

پیام ها :
1. اهمیت کار و کارگری در اسلام؛
2. نکوهش بی کاری.

کار، سیره انبیا و اولیای الهی

کار و تلاش، سیره تمام پیامبران آسمانی است. پیامبران پیش از بعثت، به کارهای سختی، همچون: شبانی، کشاورزی و... می پرداختند. شخصیت و زندگی آنان با کار همراه بود و با تمام وجود زحمت ها و تلاش های طاقت فرسای مردم ضعیف جامعه را درک می کردند. پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام حتی پس از رسیدن به مقام نبوت و جانشینی، همواره با کار و تلاش مأنوس بوده اند. مقام کارگری، از دیدگاه معصومین شأن والایی دارد. از نظر پیامبر گرامی اسلام، منزلت کارگران در ردیف انبیاست. ایشان فرموده است:
هر کس از دست رنج خویش مخارج زندگی خود را تأمین کند، روز قیامت در صف پیامبران قرار خواهد گرفت و از عنایاتی که پیامبران بهره مندند، بی نصیب نخواهد ماند.
داشتن درآمد بیشتر، از درآمد کمتر مطلوب تر است، زیرا با مازاد درآمد می توان به انجام کارهای نیک و پسندیده اقدام کرد. آدمی باید با کمک به هم نوعان روح دیگر خواهی را در خود تقویت و دست تهی دستان و افتادگان را بگیرد. بدین منظور، امام علی علیه السلام در گرمای سوزان عربستان، تعداد زیادی چاه و قنات احداث کرد. نخلستانی با هزاران درخت خرما آباد کرد و زمین های بسیاری را زیر کشت برد. بعضی از قنات ها و زمین های آبادی را که خود احداث و زیر کشت برده بود، وقف نیازمندان کرد.
همچنین آن امام دل سوز، از حاصل دست رنج خود افراد بسیاری را از اسارت و بندگی نجات داد و آزادی را به آنان بازگرداند.
بنابراین، با توجه به روش و سیره ائمه معصومین علیهم السلام ، کار و تلاش از صفات پسندیده و مایه رستگاری انسان و پیشرفت جوامع انسانی است.

پیام ها :

1. اهتمام به کار، در سیره و رفتار پیامبران و معصومین علیهم السلام ؛


2. ارج نهادن به شأن و منزلت کارگر در اسلام.

کار در دیدگاه آیات و روایات

در آیات و روایات بسیاری از کار به عنوان عمل صالح یاد شده و از مقام کارگر ستایش شده است و کارگران نیز به بهشت جاویدان بشارت داده شده اند. بنابر رهنمودهای دینی، مسلمانان باید در انجام کار نیک از همدیگر پیشی گیرند: «انّما تُفاضَلُ القوُم بِالاَعْمال؛ گروه ها از طریق کار نسبت به هم برتری می یابند.» این نگرش و رویکرد مقدس به کار، موجب می شود که برای آن مرزی تعیین نشود.
اوُصیکَ اَنْ لایَکُونَنَّ لِعَمَلِ الْخَیْرَ عِنْدَکَ غایَةً فِی الْکَثْرِة.
سفارش می کنم تو را که برای عمل خیر، در نزد تو محدودیتی نباشد.
نگاه قدسی و عبادی به کار، انگیزه کار کردن را در انسان تقویت می کند و مرتبه معنوی و اجتماعی او را بالا می برد. در همین ارتباط، در قرآن مجید می خوانیم:
«درجات و مقامات عالی، ویژه مؤمنانی است که تلاش های عملی مثبت و سازنده دارند». (طه:75)
در سخنی زیبا از امام صادق علیه السلام هم آمده است:
سه چیز از اسباب سعادت است. یکی از آنها این است که انسان برای بهبود زندگی و کسب و معیشت خود، صبحگاهان از خانه بیرون رود و شبانگاهان برگردد.

پیام ها :

1. تلاش برای انجام کار با تمام توان؛
2. دست یابی به درجات عالی در پرتو کار و تلاش.

نکوهش بی کاری در اسلام

امام علی علیه السلام در هشداری، بی کاری و تن پروری را نکوهش کرده و فرموده است: «با اراده سست، ضعف پیشگی، و گرایش به بی کاری، بعید است که انسان به سعادت برسد».
بی توجهی به کار و روی آوردن به تنبلی و بی کاری، در حوزه اقتصاد، روان شناسی و جامعه شناسی، به عنوان یک معضل و پدیده زیان بار معرفی شده است که اختلالات روانی، نابهنجاری های اجتماعی و بزهکاری از پی آمدهای آن است. ادامه یافتن این مشکل برای مدت طولانی، آسیب های روانی جبران ناپذیری را در سطح کلان به وجود می آورد؛ آسیب هایی که عزت و اعتماد و اتکای به نفس را از افراد بی کار می گیرد.
بی کاری، تنها ریشه اقتصادی ندارد، یعنی حتی با جریان فعالیت های اقتصادی نسبتا مطلوب در جامعه و وجود مشاغل کافی و متنوع برای افراد، عده ای از کار کردن سرباز می زنند. این نوع بی کاری، ریشه فرهنگی دارد. در این گونه مواقع باید با ایجاد فرهنگ کار و ارزش گذاری به همه نوع مشاغل و هدایت به سمت نگاه عبادی به کار، انگیزه ها را افزایش و تعداد بی کاران را کاهش داد.
سفارش به استفاده بهینه از وقت، به منظور نهادینه سازی فرهنگ کار بسیار مهم است. اتلاف وقت از بزرگ ترین گناهان به شمار می آید و برای رسیدن به رستگاری می باید از وقت محدود و عمر کوتاه، بیشترین بهره را برد. هدر دادن وقت در قالب خواب زیاد، رفت و آمدهای غیرضروری، زیاده گویی و غیره، از نظر اخلاقی پسندیده نیست. امام علی علیه السلام در نکوهش وقت گذرانی می فرماید: «بی کاری دائمی فساد آور است.» اسلام با نگاه تکلیفی به کار و نیز جهاد خواندن آن، انگیزه کار را در مؤمنان افزایش می دهد و از طریق مبارزه با بی کاری، تنبلی و تن آسایی به احیای فرهنگ کار اقدام می کند. آموزه های دینی، بی کاری و تنبلی را عامل انحراف و ناهنجاری عنوان می کند و تن آسایی و مصرف گرایی را از عوامل فقر و نداری می داند. پیامبر گرامی اسلام با افراد بی کار به سردی برخورد می کرد و آشکارا نارضایتی خود را نشان می داد. ایشان روزی مرد نیرومندی را دید، با تعجب پرسید: آیا حرفه ای دارد؟ گفتند: بی کار است. فرمود: او که کار نمی کند، ارزشی ندارد.
بی شک انسان بی کار افزون بر رنج خود، خانواده و اطرافیانش را هم از این نظر در فشار و سختی نگه می دارد و به آنها آسیب می رساند. در سخنی امام صادق علیه السلام می فرماید: «انسان توانمند اگر کار نکند، در خوش گذرانی و بطالت می افتد و سرانجام به خود و خویشاوندانش آسیب های جدی می رساند».
امام علی علیه السلام در گفتاری، بر این مهم این گونه اشاره می کند: «سهل انگاری و تنبلی، به از بین رفتن حقوق دیگران می انجامد».
انسان تن آسا نزد خداوند هم ارج و قربی ندارد، چنان که امام صادق علیه السلام فرد بی کار را محبوب خدا نمی شمارد و می فرماید: «خداوند از خواب زیاد و بی کاری پیوسته نفرت دارد». بی کاری افزون بر زیان های اقتصادی، آثار سوء روحی، روانی دارد و در برخی از روایت ها به آثار زیان بار روانی بی کاری اشاره شده است. نفس کار، شادابی و نشاط آور است و در مقابل، بی کاری عامل افسردگی وپژمردگی روان است. از امام علی علیه السلام نقل است: «کار کردن، بر توان و نیروی انسان می افزاید.» و «عدم فعالیت بدنی، انسان را سست و ضعیف می سازد و شادابی و نشاط را از او می گیرد».

پیام ها :

1. ایجاد فرهنگ کار و پیش گیری از اتلاف وقت؛


2. نکوهش بی کاری در اسلام؛

3. بی کاری، عاملی در جهت تضییع حقوق خانواده.

رابطه کار و عزت نفس

در ادبیات اسلامی، بخشی از عزت نفس، در گرو کار و تلاش است. کار کردن، موجب می شود انسان به کمک دیگران امید نبندد و دست تکدی و نیاز به سوی این و آن دراز نکند. انسان باید بکوشد با کار و حرفه ای مخارج زندگی خود و خانواده اش را تأمین کند و اسیر محبت و منت دیگران نشود. شایدبه همین سبب است که امام علی علیه السلام در وصیتی به فرزندش امام حسن علیه السلام فرموده است:
اگر می خواهی آزاد باشی و حریت داشته باشی، مانند بندگان و غلامان زحمت بکش و کار کن. امید و آرزوی خود را از مال جمیع انسان ها قطع کن، هرگز چشم طمع به مال و ثروت و اندوخته دیگران نداشته باش. اگر کار و کسبی به تو پیشنهاد شد، نگو این کار کسرشأن من است و درجه و مقام مرا در جامعه پایین می آورد. زیرا هیچ چیز به اندازه اینکه انسان از دیگران توقع و تقاضا داشته باشد و استمداد کند، او را پست، حقیر و خوار نمی کند. تو تا وقتی از دیگران بی نیاز باشی و چشم طمع به مال کسی ندوزی و از فردی هدیه نخواهی، از همه بلندقدرتر نیزخواهی بود.
بی نیازی از دیگران و عزت نفس، در ذات کار و کوشش است. امام صادق علیه السلام در به هم پیوستگی این دو اصل می فرماید:
ای بنده خدا، عزت خود را با کار کردن حفظ کن. [شخصی] پرسید: فدایت شوم، عزت من در چیست؟ حضرت فرمود: صبح گاهان برای کسب رفتن و اعتماد به خود داشتن، عزت توست.
بنابراین، انسان باید با کد یمین و عرق جبین، خود را از ذلت و زبونی رهایی بخشد و متکی به کار و فعالیت خود باشد و دست نیاز به سوی این و آن دراز نکند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در توصیه ای می فرماید:
هر که برای حفظ آبروی خود از ذلت سئوال و تکدی و همچنین برای اداره خانواده و کمک به همسایه در پی کسب حلال برود و کار کند، روز رستاخیز با چهره ای تابناک مانند ماه شب چهارده به پیشگاه خداوند حضور می یابد.

پیام ها :

1. عزت نفس، در گرو کار و تلاش؛
2. اتکا به کار و فعالیت و پرهیز از تکدی گری.


منبع: ماهنامه طوبی ، ش 3


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب
* برای آدمی جز حاصل کوشش او پاداشی نیست. (نجم: 39)

پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
* به دست آوردن مال حلال برای تأمین زندگی و گذران معاش، بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است.[1]
* خداوند بنده مؤمن پیشه‌ور را دوست دارد.[2]
* هر کس کاری می‌کند، باید آن را خوب انجام دهد.[3]
* خدا دوست دارد وقتی کسی کار می‌کند، آن را نیکو و کامل انجام دهد.[4]
* حق فرزند بر پدرش این است که برای او اسم خوب انتخاب کند، خوب تربیتش نماید و در کار شایسته‌ای مستقرش

سازد.[5]
* کسی که از دست‌رنج مشروع خود زندگی کند، در قیامت با پیامبران محشور می شود و پاداش می گیرد.[6]
* اجر کسی که برای زندگی خود و خانواده‌اش زحمت می‌کشد، مانند اجر سرباز مجاهد است.[7]
امام علی‌(علیه السلام) می فرمایند:
* اگر تن دادن به شغل، مایه زحمت و رنج است، بیکاری نیز سبب نادرستی و فساد خواهد بود.[8]
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:
* عبادت، هفتاد جزء است و از همه بهتر، کسب روزی حلال است.[9]
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:
* پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) دوبار فرمودند: لعن خداوند بر کسی باد که بار زندگی خویش را بر دوش دیگران افکنده است.[10]
* گنج‌های الهی در زمین نهفته است و هیچ کاری نزد خداوند، محبوب‌تر از زراعت و کشاورزی نیست. تمام پیامبران خدا کشاورز بودند، جز ادریس که کارش دوزندگی بود.[11]
امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند:
* کسی که از پی روزی حلال برود تا خود و خانواده‌اش خود را بی نیاز سازد، اجر او در پیشگاه الهی، مانند اجر سربازی است که در راه خدا جهاد می‌کند.[

* برای آدمی جز حاصل کوشش او پاداشی نیست. (نجم: 39)
پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
* به دست آوردن مال حلال برای تأمین زندگی و گذران معاش، بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است.[1]
* خداوند بنده مؤمن پیشه‌ور را دوست دارد.[2]
* هر کس کاری می‌کند، باید آن را خوب انجام دهد.[3]
* خدا دوست دارد وقتی کسی کار می‌کند، آن را نیکو و کامل انجام دهد.[4]
* حق فرزند بر پدرش این است که برای او اسم خوب انتخاب کند، خوب تربیتش نماید و در کار شایسته‌ای مستقرش

سازد.[5]
* کسی که از دست‌رنج مشروع خود زندگی کند، در قیامت با پیامبران محشور می شود و پاداش می گیرد.[6]
* اجر کسی که برای زندگی خود و خانواده‌اش زحمت می‌کشد، مانند اجر سرباز مجاهد است.[7]
امام علی‌(علیه السلام) می فرمایند:
* اگر تن دادن به شغل، مایه زحمت و رنج است، بیکاری نیز سبب نادرستی و فساد خواهد بود.[8]
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:
* عبادت، هفتاد جزء است و از همه بهتر، کسب روزی حلال است.[9]
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:
* پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) دوبار فرمودند: لعن خداوند بر کسی باد که بار زندگی خویش را بر دوش دیگران افکنده است.[10]
* گنج‌های الهی در زمین نهفته است و هیچ کاری نزد خداوند، محبوب‌تر از زراعت و کشاورزی نیست. تمام پیامبران خدا کشاورز بودند، جز ادریس که کارش دوزندگی بود.[11]
امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند:
* کسی که از پی روزی حلال برود تا خود و خانواده‌اش خود را بی نیاز سازد، اجر او در پیشگاه الهی، مانند اجر سربازی است که در راه خدا جهاد می‌کند.[12]
امام حسن عسکری(علیه السلام) می فرمایند:
* گرچه خداوند در نظام حکیمانه آفرینش، روزی مردم را تضمین کرده است، ولی مبادا اندیشه ضمانت خداوند روزی دهنده، مغرورتان سازد و شما را از انجام فریضه کار و کوشش بازدارد.[13]
ابن عباس می گوید:
* رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردی را دیدند که نیرو و توانایی‌‌اش مایه تعجبش شد. پس پرسیدند: آیا کار می‌کند؟ گفتند نه، بیکار است. فرمودند: از چشم من افتاد؛ یعنی جوان بیکار در نظر پیامبر، ارزش ندارد.[14]

پي نوشت ها:

[1] . مرتضی فرید، الحدیث: روایات تربیتی از مکتب اهل بیت (ع)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1366، چ2، ج 2، ص 8.
[2]. ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه: سخنان و خطبه‌های رسول مکرم اسلام، تصحیح و تنظیم: عبد الرسول پیمانی؛ محمد امین شریعتی، اصفهان، انتشارات خاتم الانبیا، 1385، چ4، ص 415، ح 2796.
[3]. نهج الفصاحه ، ح 2799.
[4]. نهج الفصاحه ، ح 2807.
[5]. الحدیث،ص 2.
[6]. الحدیث،ص 8.
[7]. همان.
[8]. الحدیث،ص28.
[9]. الحدیث،ص 10.
[10]. الحدیث،ص 28.
[11]. الحدیث،ص 6.
[12]. الحدیث،ص 10.
[13]. الحدیث،ص 1.
[14]. الحدیث،ص 28.


منبع: ماهنامه گلبرگ ، شماره 105


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب
500 هزار پرونده معوق مالیاتی با حجم 6500 میلیارد تومان، تحقق ماليات مستقيم بيش از100درصد و آماده شدن
 سازمان امور مالياتي در سال اجراي هدفمندي يارانه ها مهمترين نكات در بخش مالياتي كشور است.


علی عسکری رئیس کل سازمان امور مالیاتی روز سه شنبه 7 ارديبهشت ماه از 500 هزار پرونده معوق مالیاتی با حجم 6500 میلیارد تومان و تحقق 97 درصدی درآمدهای مالیاتی در سال 88 نسبت به رقم مصوب بودجه‌ای خبر داد و گفت: رسیدگی جدی به پرونده‌های مالیاتی معوق و بدهکاران مالیاتی در دستور کار امسال این سازمان قرار گرفته است.
مهمترين نكاتي كه رئيس سازمان امور مالياتي به آن اشاره كرد تحقق 102 درصدي ماليات مستقيم در سال 88 ،‌ تلاش سازمان امور مالياتي در سال 89 به عنوان يك سال پركار، افزایش پایه‌های معافیت مالیاتی با هدفمندی یارانه‌ها و بازنگری فهرست مودیان بزرگ بود و اگر به رقم رشد بودجه مصوب مالياتي كشور در سال 89 و هدفمندي يارانه ها درسال جاري توجه كنيم كافي است كه اعلام كنيم سال 89 براي سازمان امور مالياتي سال پركاري خواهد بود و دقت ونظارت بيشتري را مي طلبد تا هم شركت هاي توليدي در شرايط رشد هزينه هاي توليد به خاطر هدفمندي يارانه ها حمايت شوند و هم ميزان رشد بودجه مصوب سال 89 از محل منابع مالياتي تحقق يابد. براين اساس،‌ سيستم مالياتي كشور در سال هدفمندي يارانه ها بايد خود را آماده كند تا كارها و اهداف به خوبي به پيش رود و از بخش هاي توليدي و صنعتي

كه هزينه توليد آنها بالا مي رود حمايت شود

در بخش مالیاتهای مستقیم وصولی درآمدها به 102 درصد رسیده اما در بخش مالیات کالا و خدمات تنها 72 درصد محقق شد که دلایل اصلی آن عدم تغییر قیمت نفت و در نتیجه کاهش مالیات بر فرآورده های نفتی بود که اگر این مالیات نیز محقق شده بود بیش از 100 درصد درآمدهای مالیاتی در سال 88 محقق می شد.

با توجه به تفسير مجلس از درآمد 20 هزار ميليارد توماني هدفمندي يارانه ها كه دولت اين درآمد را بدون پرداخت ماليات و عوارض براي توزيع يارانه نقدي هزينه خواهد كرد، ماليات بر عملكرد نفت و فرآورده هاي نفتي كمتر خواهد بود و رقم كل ماليات ها را كاهش خواهد داد.

بر اين اساس،‌ سال پر كاري براي بخش مالياتي كشور پيش بيني مي شود زيرا با اجراي هدفمندي يارانه ها، رشد هزينه شركت هاي توليدي،‌ ركود حاكم بر برخي فعاليت ها و اثر كاهش رشد اقتصادي بايد مورد توجه باشد. نكته ديگراين است كه پايه مالياتي بايد گسترده تر شود و ماليات بر ارزش افزوده نيز گستره بيشتري از فعاليت ها را پوشش دهد.


گروه اقتصادی - محسن دارآبادي: 500 هزار پرونده معوق مالیاتی با حجم 6500 میلیارد تومان، تحقق ماليات مستقيم بيش از100درصد و آماده شدن سازمان امور مالياتي در سال اجراي هدفمندي يارانه ها مهمترين نكات در بخش مالياتي كشور است.

علی عسکری رئیس کل سازمان امور مالیاتی روز سه شنبه 7 ارديبهشت ماه از 500 هزار پرونده معوق مالیاتی با حجم 6500 میلیارد تومان و تحقق 97 درصدی درآمدهای مالیاتی در سال 88 نسبت به رقم مصوب بودجه‌ای خبر داد و گفت: رسیدگی جدی به پرونده‌های مالیاتی معوق و بدهکاران مالیاتی در دستور کار امسال این سازمان قرار گرفته است.

مهمترين نكاتي كه رئيس سازمان امور مالياتي به آن اشاره كرد تحقق 102 درصدي ماليات مستقيم در سال 88 ،‌ تلاش سازمان امور مالياتي در سال 89 به عنوان يك سال پركار، افزایش پایه‌های معافیت مالیاتی با هدفمندی یارانه‌ها و بازنگری فهرست مودیان بزرگ بود و اگر به رقم رشد بودجه مصوب مالياتي كشور در سال 89 و هدفمندي يارانه ها درسال جاري توجه كنيم كافي است كه اعلام كنيم سال 89 براي سازمان امور مالياتي سال پركاري خواهد بود و دقت ونظارت بيشتري را مي طلبد تا هم شركت هاي توليدي در شرايط رشد هزينه هاي توليد به خاطر هدفمندي يارانه ها حمايت شوند و هم ميزان رشد بودجه مصوب سال 89 از محل منابع مالياتي تحقق يابد. براين اساس،‌ سيستم مالياتي كشور در سال هدفمندي يارانه ها بايد خود را آماده كند تا كارها و اهداف به خوبي به پيش رود و از بخش هاي توليدي و صنعتي

كه هزينه توليد آنها بالا مي رود حمايت شود.

در بخش مالیاتهای مستقیم وصولی درآمدها به 102 درصد رسیده اما در بخش مالیات کالا و خدمات تنها 72 درصد محقق شد که دلایل اصلی آن عدم تغییر قیمت نفت و در نتیجه کاهش مالیات بر فرآورده های نفتی بود که اگر این مالیات نیز محقق شده بود بیش از 100 درصد درآمدهای مالیاتی در سال 88 محقق می شد.

با توجه به تفسير مجلس از درآمد 20 هزار ميليارد توماني هدفمندي يارانه ها كه دولت اين درآمد را بدون پرداخت ماليات و عوارض براي توزيع يارانه نقدي هزينه خواهد كرد، ماليات بر عملكرد نفت و فرآورده هاي نفتي كمتر خواهد بود و رقم

كل ماليات ها را كاهش خواهد داد.

بر اين اساس،‌ سال پر كاري براي بخش مالياتي كشور پيش بيني مي شود زيرا با اجراي هدفمندي يارانه ها، رشد هزينه شركت هاي توليدي،‌ ركود حاكم بر برخي فعاليت ها و اثر كاهش رشد اقتصادي بايد مورد توجه باشد. نكته ديگراين است كه پايه مالياتي بايد گسترده تر شود و ماليات بر ارزش افزوده نيز گستره بيشتري از فعاليت ها را پوشش دهد.

بر اساس پیش بینی لایحه بودجه 31 هزار میلیارد تومان درآمد مالیاتی پیش بینی شده بود که تغییراتی در بخش مالیاتی در نظر گرفته شد به نحوی که سهم مالیات از سود و عملکرد شرکت ها جدا شده است.

مجلس درآمدهای مالیاتی را برای سال جاری به 24 هزار و 900 میلیارد تومان کاهش داد و بر همین اساس سود و مالیات

عملکرد طبق مکانیزم دیگری تحصیل می شود.

اگر درآمدهای مالیاتی را با پایه مالیاتی سال قبل در نظر بگیریم سازمان امور مالياتي در سال گذشته 3 هزار میلیارد تومان بدهی به بانک مرکزی داشته که این میزان بدهی در سال جاری وجود ندارد و سود شرکت نیز 11 هزار و 700 میلیارد تومان سال قبل است که بر این اساس درآمدهای مالیاتی در سال جاری 113 درصد رشد خواهد داشت.

در صورتی که پایه مالیاتی در سال 88 را حدود 11 هزار میلیارد تومان بدون نفت و مالیات بانک مرکزی در نظر بگیریم امسال بخشی از منابع از تغییرات مالیات نفت 17 هزار و 600 میلیارد تومان می شود که بدین ترتیب 50 درصد به درآمدهای مالیاتی اضافه می شود. با این تفسیر حداقل امسال 50 و با تفسیر دیگر 113 درصد درآمد مالیاتی افزایش خواهد یافت.

درآمدهای مالیاتی در سال 88 نسبت به سال 87 حدود 30 درصد افزایش یافته و برای تحقق درآمدهای مالیاتی پیش بینی شده امسال حداقل باید 20 درصد نسبت به سال گذشته تلاش بیشتری در بخش وصولی ها داشته باشیم.


كاهش وابستگي بودجه جاري به نفت و رشد پايه مالياتي

اگرچه رقم تحقق ماليات ها به ميزان 97درصد مصوب سال 88 نشان دهنده پيش بيني مطابق با واقعيت دولت در درآمدهاي مالياتي است اما از آن جا كه در سند چشم انداز 20 ساله کشور مالیات ها به عنوان یکی از اهداف و شاخص های كلیدی برای قطع وابستگی به نفت، اتکا به درآمدهای مطمئن، تامین هزینه ها و مخارج دولت مطرح شده است و طبق برنامه پنجم وابستگي هزينه هاي جاري دولت به نفت تا پايان برنامه بايد به صفر برسد،‌ در نتيجه بررسي وضعيت پايه مالياتي وميزان ماليات هاي معوق و همچنين ضرورت كنترل هزينه هاي جاري دولت از اهميت بسياري برخوردار است.

در سال 89 نيز ميزان درآمد هاي مالياتي حدود 38هزار ميليارد تومان يعني 8 هزار ميليارد تومان بيش از سال 88 پيش بيني شده است و براين اساس، توجه به مقوله ماليات از اهميت زيادي برخوردار است و اين پرسش اساسي مطرح است كه آيا درشرايط اجراي هدفمند كردن يارانه ها در سال 89 ،‌ مطالبات معوق مالياتي 6500 ميليارد توماني و كاهش رشد اقتصادي به حدود 3 درصد در سال هاي 88 و 89 ، امكان افزايش 8 هزار ميليارد توماني ماليات ها وجود خواهد داشت ؟

پرسش ديگر نيزاين است كه با توجه به سه برابر شدن هزينه هاي جاري دولت در طول برنامه چهارم ، آيا امكان صفرشدن وابستگي هزينه جاري دولت به نفت و تامين اين رقم ازطريق افزايش ماليات ها وجود خواهد داشت ؟

براي تحقق اين هدف،‌ علاوه بر ايجاد فضاي كسب و كار مناسب، مصرف بهينه درآمدهاي نفتي و استفاده از فرصت هاي تجاري وصنعتي كشور براي افزايش رشد اقتصادي وصنعتي و افزايش درآمد مردم و ماليات دهندگان، لازم است كه دولت نيز رشد هزينه هاي جاري خود را كنترل كند و ابتدا به درآمد ماليات بيشتر دست يابد و پس از آن هزينه هاي خود را افزايش دهد.

گسترش پايه مالياتي نيز هدفي بوده كه در سه دهه گذشته همواره بر آن تاكيد شده است و در اين زمينه اجراي ماليات برارزش افزوده،‌ كاهش معافيت هاي مالياتي و ثبت وضبط معامله هاي اقتصادي مورد توجه قرار گرفته است اما تا موقعيتي كه رونق كسب و كار،‌ توسعه يافتگي و به دنبال آن گسترش ماليات ستاني در همه بخش ها را شاهد باشيم فاصله زيادي داريم و براي تحقق اين امر بايد سيستم مكانيزه معاملات اقتصادي، ‌خريد و فروش، ‌صادرات و واردات، در يافت هر گونه درآمد و ارزش افزوده را در همه بخش ها ايجاد كنيم.


گسترش پايه معافيت مالياتي دراجراي هدفمندي يارانه ها

با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها ، پایه‌های معافیت مالیاتی افزايش مي يابد و فهرست مودیان بزرگ از جمله تجار و بازرگانان در سالجاری بازنگري مي شود احتمالا همان طور كه از واحدهاي زيان ده در سال 88 ماليات گرفته نشد از واحدهاي زيان ده سال 89 نيز ماليات گرفته نخواهد شد.

اما دو کاربايد انجام شود؛ در ابتدا باید پایه های مالیاتی جدید تعریف شود، همچنین اصلاح ساختار مالیات های مستقیم از لحاظ قانونی باید انجام شود و مالیات ها به صورت وظیفه ای اصلاح شود.

اصلاح فرآیند مالیات گیری و تغییر قوانین در قانون مالیاتهای مستقیم با اجرای طرح هدفمندی یارانه ها ضروري است. در قانون بودجه سالجاری سقف معافیت مالیاتی حقوق 5 میلیون و 250 هزار تومان برای سال 88 تعیین شده است.

با اجرای طرح هدفمندی یارانه ها و تدوین بسته هدفمندی انرژی، پایه های معافیت مالیاتی افزایش خواهد یافت و با اعمال سبد قیمتی طرح هدفمندی یارانه ها، معافیتهای مالیاتی اصلاح خواهدشد.


اخذ اظهارنامه به صورت الكترونيكي

97 درصد اظهارنامه های بخش مالیات بر ارزش افزوده به صورت الکترونیکی اخذ می شود که کار جدید امسال استفاده از تجربه اخذ مالیات ارزش افزوده به روش الکترونیکی در سایر بخش ها خواهد بود و اگر اين مهم انجام شود فرار مالياتي به تدريج كمتر و پايه مالياتي گسترش خواهد يافت و مردم وموديان نيز رضايت بيشتري خواهند داشت و نظارت و كنترل نيز بهتر خواهد شد.


گسترش مالیات بر ارزش افزوده

رشد مالیات بر ارزش افزوده در زمستان 88 نسبت به زمستان 87 را حدود 90 درصد یعنی نزدیک به دو برابر بوده و وصولی زمستان سال 88 نسبت به زمستان 87 حدود 300 میلیارد تومان اضافه تر بوده است که برای 1.5 درصد مالیات و عوارض در نظر گرفته شده است و تعداد اظهار نامه ها 143 درصد افزایش یافته است.

برای نیمه دوم امسال اخذ مالیات بر ارزش افزوده در بخش مشمولین گروه چهارم که همه مشمولین گروه های الف و ب ماده 96 قانون مالیات های مستقیم را شامل می شود اجرایی خواهد شد به عبارت دیگر مودیانی که تاکنون ثبت نام نکرده اند نیز مشمول اجرای قانون خواهند شد.

تاكنون برای 76 هزار مودی مالیات بر ارزش افزوده اجرایی شده و تا پايان امسال تعداد این افراد به 250 هزار مودی خواهد رسید،همچنین ایجاد دفاتر خدمات مودیان مالیاتی به منظور دسترسی آسان مردم به سازمان امور مالیاتی در سال جاری اجرایی خواهد شد و با برنامه ریزی های انجام شده این دفاتر در سال آینده به بخش خصوصی واگذار می شود.

طی 5 دوره ماقبل زمستان سال گذشته در مجموع 2 هزار و 800 میلیارد تومان مالیات بر ارزش افزوده محقق شده که به 970 شهرداری در کشور پرداخت شده است.

مبالغ وصولی مالیات بر ارزش افزوده در زمستان سال 87 به ميزان 573 میلیارد تومان اعم از مالیات و عوارض و در زمستان 88 به ميزان 837 میلیارد تومان بوده و رشد قابل توجهي داشته است.

تعداد اظهارنامه های زمستان سال 87 حدود 27 هزار و 900 اظهارنامه و زمستان 88 حدود 68 هزار اظهارنامه بود و این رقم تاکنون به 76 هزار اظهارنامه رسیده است.

برای جلوگیری از فرار مالیاتی شناسایی درست مودیان مالیاتی در دستور کار قرار دارد. تعریف کدهای مالیاتی برای اشخاص حقیقی و حقوقی به منظور جلوگیری از فرار مالیاتی نیز در سال جاری به صورت جدی اجرایی خواهد شد این در حالی است که کد مالیاتی برای بسیاری از اشخاص حقوقی انجام شده و برای بقیه مودیان نیز در 6 ماه ابتدای امسال تکمیل خواهد شد و این کدها منحصر به فرد خواهد بود تا از طریق آن بخشی از فرار مالیاتی مسدود شود.

از ابتدا طراحی پایه های مالیاتی مالیات بر ارزش افزوده به صورت کاملا مکانیزه اجرایی شد و تنها سه درصد

اظهارنامه های این نوع مالیات الکترونیکی نیست.

با اجرای کد رهگیری نيز به صورت واقعی تر اطلاعات معاملات مسکن در يافت مي شود و از اين طريق از معاملات مكرر مسكن و سفته بازي و دلالي ماليات گرفته مي شود تا معاملات غير ضروري انجام نشود

باتوجه به رشد 30 درصدی درآمدهای مالیاتی در سال 88 نسبت به سال 87 مي توان گفت كه با وجود رکورد اقتصاد جهانی و به تبع آن ركود در برخی از بخش های اقتصادی کشور، درآمدهای مالیاتی سال گذشته با افزایش مواجه شده است و ركود آثار كمتري دربخش مالياتي داشته است.

و با توجه به تورم 11 درصدي اسفند 89 و رشد اقتصادی 3 درصد، انتظار اين بوده كه ماليات ها 15 درصد افزايش يابد در حالي كه 30 درصد رشد كرده واين موضوع نشان دهنده ظرفيت هاي خالي مالياتي دركشور است و در سال هاي آينده نيز مي توان پايه مالياتي را افزايش داد.


منبع : rajanews.com


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب
با فرارسیدن سال نو، رهبر معظم انقلاب بسیار درایتمندانه نامی تحت عنوان "همت مضاعف ـ کار مضاعف" بر این سال
 

نهادند. بر این اساس بر تمامی متولیان امر در حوزه‌های مختلف اجرایی است تا با تأسی به رهنمودهای رهبری، بیانات ایشان را نقشه راه و کار خود قرار دهند.
صنعت نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین حوزه‌های اجرایی که تأثیر بسیار زیادی بر توسعه و پیشرفت کشور دارد ـ خصوصاً با توجه به تأکیدات رهبری در روزهای ابتدایی سال جدید ـ باید با عنایت ویژه‌ای در سال "همت مضاعف ـ کار مضاعف" به درستی تعریف و فرآیند پیشرفت جهشی آن طراحی شود.
"همت و کار مضاعف" در صنعت با ویژگی‌های ذیل روبه‌رو است:
1- تمام نگاه کشور در حوزه‌های کار و اشتغال و صادرات متوجه این بخش است؛ چرا که همه پتانسیل‌های کشاورزی، آموزش، خدمات، فنآوری، تجارت و گردشگری متأثر از رشد صنعتی است و به همین دلیل تولید، اشتغال، صنعت و

بهره‌وری در رویکرد صنعتی معنادار می‌شود.
2- در ترکیب واردات کشور، نزدیک به 80 درصد گرایش به کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای وجود دارد که صنعت می‌تواند با جذب آن در تولید کار، اشتغال و صادرات نقش بایسته‌ و شایسته‌ای داشته باشد.
3- بیشترین رشد در سال‌های گذشته به استناد آمار مراکز اقتصادی، ریشه در فعالیت‌های صنعتی داشته و به همین دلیل این انتظار در سال آتی فزونی می‌گیرد.
4- استفاده از منابع اقتصادی چون زمین، سرمایه، نیروی انسانی و تکنولوژی بدون صنعت به نتیجه و سرانجام نمی‌رسد و عمده گرایش دولت نیز جهت‌دهی منابع پولی ـ بانکی و مالی ـ اعتباری به سمت صنعت است و بخشی از درآمدهای نفتی و یا جابه‌جایی منابع پولی از بانک‌های برون مرزی نیز با هدف رونق بخش صنعت مدیریت می‌گردد.
5- طرح‌های نیمه‌تمام صنعتی و تلاش عموم مسئولان برای رفع مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش می‌تواند درآمدی بر همت و کار مضاعف جامعه صنعتی باشد.



ایرج ندیمی
با فرارسیدن سال نو، رهبر معظم انقلاب بسیار درایتمندانه نامی تحت عنوان "همت مضاعف ـ کار مضاعف" بر این سال نهادند. بر این اساس بر تمامی متولیان امر در حوزه‌های مختلف اجرایی است تا با تأسی به رهنمودهای رهبری، بیانات ایشان را نقشه راه و کار خود قرار دهند.
صنعت نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین حوزه‌های اجرایی که تأثیر بسیار زیادی بر توسعه و پیشرفت کشور دارد ـ خصوصاً با توجه به تأکیدات رهبری در روزهای ابتدایی سال جدید ـ باید با عنایت ویژه‌ای در سال "همت مضاعف ـ کار مضاعف" به درستی تعریف و فرآیند پیشرفت جهشی آن طراحی شود.
"همت و کار مضاعف" در صنعت با ویژگی‌های ذیل روبه‌رو است:
1- تمام نگاه کشور در حوزه‌های کار و اشتغال و صادرات متوجه این بخش است؛ چرا که همه پتانسیل‌های کشاورزی، آموزش، خدمات، فنآوری، تجارت و گردشگری متأثر از رشد صنعتی است و به همین دلیل تولید، اشتغال، صنعت و

بهره‌وری در رویکرد صنعتی معنادار می‌شود.
2- در ترکیب واردات کشور، نزدیک به 80 درصد گرایش به کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای وجود دارد که صنعت می‌تواند با جذب آن در تولید کار، اشتغال و صادرات نقش بایسته‌ و شایسته‌ای داشته باشد.
3- بیشترین رشد در سال‌های گذشته به استناد آمار مراکز اقتصادی، ریشه در فعالیت‌های صنعتی داشته و به همین دلیل این انتظار در سال آتی فزونی می‌گیرد.
4- استفاده از منابع اقتصادی چون زمین، سرمایه، نیروی انسانی و تکنولوژی بدون صنعت به نتیجه و سرانجام نمی‌رسد و عمده گرایش دولت نیز جهت‌دهی منابع پولی ـ بانکی و مالی ـ اعتباری به سمت صنعت است و بخشی از درآمدهای نفتی و یا جابه‌جایی منابع پولی از بانک‌های برون مرزی نیز با هدف رونق بخش صنعت مدیریت می‌گردد.
5- طرح‌های نیمه‌تمام صنعتی و تلاش عموم مسئولان برای رفع مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش می‌تواند درآمدی بر همت و کار مضاعف جامعه صنعتی باشد.
از دیگرسو، در باب پاسخ‌گویی به دغدغه‌های مقام معظم رهبری، باید:
1- برنامه پنجم توسعه با سرعت و دقت بیشتری تصویب گردد تا جایگاه صنعت متناسب با چشم‌انداز بیست ساله تثبیت و

تحکیم شود.
2- تمامی مسئولان کشوری به کمک جامعه صنعتی در رفع تنگناهای آن همت ورزند.
3- مسئولان استانی و محلی در کنار مدیران ملی صنعت در تحقق اهداف، به‌خصوص تقویت شهرک‌های صنعتی، صنایع کوچک و تکمیل حلقه‌های صنعتی همت نمایند.
4- از واردات بی‌رویه که دشمن سرمایه‌گذاری به‌شمار می‌آید، به شدت پرهیز گردیده و این مجال به مدیران صنعتی داده شود که از حمایت سرمایه‌گذاری دلسرد نگردند.
5- مهم‌ترین راهبرد تبیین اهداف، استقامت در تحقق آن‌هاست که بدون تعامل با تمامی قوا و نهادها عملی نمی‌گردد.
نکته حائز اهمیت این‌جاست که باید متناسب با نیازهای کشور، پتانسیل‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری صورت‌گرفته در کنار عموم درد آشنایان اقتصادی از صنعت کشور در همه گروه‌های صنعتی حمایت کرد و از اتلاف منابع پرهیز نمود.
 

• مشاور وزیر صنایع و معادن
و مشاور معاونت امور مجلس ریاست جمهوری


 نگاشته شده توسط رحمان نجفي در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 10:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب