تاليف مدير وبلاگ


همت و كار مضاعف در كيفيت بخشيدن به توليدات داخلى و خريداري آنها

خوشبختانه امروزه محصولات داخلي از مرغوبيت خوبي برخوردار است و در مواردي نه تنها مشابه محصولات خارجي هستند بلكه از آنها مرغوب تر اند ولي متاسفانه ورود كالا هاي ارزان و بي كيفيت مانعي براي شكوفايي صنعت ايران ميشود اگر مسولان كنترل دقيقي بر واردات چنين كالا هايي كه در مواردي به صورت قاچاق به بازار محصولات داخلي ما صدمه مي زنمد داشته باشند و موسسات مالي نقدينگي لازم را در اختيار صنعت گران داخلي قرار دهند تا آنها بتواند با راه اندازي ابزار توليد پيشرفته توان رقابت با بازار جهاني را داشته باشند مسلما به سرعت شاهد شكوفايي صنعت داخلي خواهيم بود ونام و نشان اجناس ايراني در جهان سرآمد خواهد شد همانگونه برند يا شهرت و نام ونشان فرش ايراني آرزو هر توليد كننده خارجي فرش است بايد تلاش كنيم كه ديگر محصولات توليدي ما نيز نام و نشاني همچون فرش داشته باشد با ارتقاء كيفيت كارايي،‌و زيبايي محصول و كاهش هرچه بيشتر مصرف انرژي در آن زمان است كه نه تنها ايراني مخشتاقانه به دنبال خريد جنس ايراني خواهد بود بلكه خارجيان نيز مشتاق خريد محصول ايراني خواهند شد. اگر هدف اول ما توليد اجناس خوب به هر قيمتي و عرضه آن محصول در بازار با بسته بندي هاي زيبا و قابل رقابت با شركت هاي خارجي باشد و اگر تلاش كنيم اجناسي توليد كنيم كه كيفيت بسيار بالايي داشته باشد مي توان رقباي خارجي را شكست داد گرچه در بسياري از موارد شايد ما به خود كفايي رسيده باشيم اما هنوز هم هستند محصولاتي كه ما در آنها داراي كاستي هستيم اما اگر توليد داخلي را خود ايراني ها خريداري نمايند و با اين كارمان از توليد كنندگان داخلي حمايت نماييم به زودي مي بينيم كه چرخ صنعت مي چرخه و مي چرخه و ما به شكوفايي و خود كفايي در همه زمينه ها مي رسيم و كالاي ايراني به عنوان بهترين محصولات دنيا در جهان مي درخشد و ما مي توانيم آنها را به كل دنيا صادر نمايم توحه داشته داشيد براي رسيدن به اين جايگاه بايد با خريد جنس ايراني از آن حمايت كنيم تا هرچه زود تر و بهتر به اين هدف برسيم پس جهت حفظ منافع ملي حفظ اشتغال و رشد اقتصاد كشورمان و با توجه به وجود كالاهاي خوب ايراني در بازار با انتخاب كالاي ايراني زحمات مهندسين و كارگران كشورمان را ارج نهيم
به اميد موفقيت همه ايراني ها


 




تاليف مدير وبلاگ

هميشه در اقتصاد ايران يك سوال بزرگ مطرح بوده كه تقريبا ميشه گفت كه پاسخ مشخصي هم نداشته است

 

اينكه ما نفت و گاز داشتيم و داريم آيا مزيت بزرگي است يا مصيبت بزرگ ؟ شايد پاسخ درست هر دو مورد باشد


فيتوپلانگتون هه موجودات تك ياخته ي بسيار كوچك و ابتدايي هستند كه ميليون ها سال
پيش در مناطق نفت خيز جهان از جمله ايران خودمان مي زيستند به اعتقاد بسياري از
دانشمندان نفت وگاز ميراث فيتوپلانگتون ها براي بشر است و كارشناسان ديگري هم معتقد
هستند كه همين نفت و گاز بود كه اقتصاد ما را تك محصولي كرد يعنياگر نفت فروش شوديم ، مصرف گرا شديم و در مواردي اسراف كار يا اگر دولت با پول باد آورده  نفت بزرگ شد تقصير نفت است يا اصلا بگذاريد همه چيز را گردن فيتو پلانگتون ها بندازيم تا به كسي بر نخورد به هر حال پول نفت ترجمه شد به يارانه ها يعني وسيله اي برايپايين نگه داشتن مصنوعي قيمتها مثلا قيمت بنزين اگر در جهان 600 تومان باشد و در خيلي از كشور ها با احتساب ماليات 1200 تومان دست مصرف كننده برسد در كشور ما ماليات كه هيچ ،‌سالانه 10ميليارد دلار هم يارانه به بنزين تعلق مي گيرد تا باك ماشين هاي پر مصرف ما عمدتا با بنزين 60 توماني پرشود چيزي كه در دنيا بي نظير است .

مصرف  بنزين در ايران با مصرف بنزين در چين  1مليارد و سيصد ميليون نفري برابر است  كشور هفتادو چند ميليوني ما سالي بيشتر از 22 ميليارد ليتر بنزين مصرف مي كند البته در اين نزديك به 2- 3 سالي كه كه بنزين سهميه بندي شده و مردم يك مقدار بيشتر از قبل روي مصرف بنزين مديريت دارند قدري جلوي رشد مصرف بنزين گرفته شده است اما همچنان مصرف بنزين كشورمان خيلي بيشتر از استاندارد هاي جهاني است ولي نمي توان همه تقصير ها را به گردن مردم انداخت يكي از علل مصرف اين همه بنزين اين است كه هنوز خودرو سازهاي ما نتوانستند خودروهاي كم مصرف توليد كنند پس نكته اول اينكه بايد خودرو ساز ها بايد تلاش براي توليد خودرو هاي كم مصرف تر را واقعا جدي بگيرند البته ناگفته نماند كه حتي اگر خودروهاي كم مصرفي هم داشته باشيم اما فرهنگ خودرو داريمان به مواردي توجه نكيم مصرف بنزين خودرو به طور قابل توجه اي افزايش پيا مي كند

نكاتي در مورد استفاده صحيح از خودرو در جهت كاهش مصرف سوخت:

1-       تنظيم باد لاستيكها

2-       تعويض به موقع فيلتر هوا

3-       تنظيم سوپاپ هاي خودرو

4-       تنظيم به موقع موتور خودرو

5-       پرهيز از گاز دادن و ترمز كردن هاي بي جا

حذف تدريجي يارانه بنزين و پرداخت نقدي آن به مردم قطعات موجب اين ميشود كه تلاش كنيم كمتر از خودرو شخصي استفاده كنيم اما اين شرايط در صورتي سطح رفاه مردم را پايين نمي آورد كه حمل ونقل عمومي هم خيلي بيشتر از اين توسعه پيدا كند به عبارتي نمي توان به مردم گفت با خودروي تك سرنشين بيرون نيايد در حالي كه حمل ونقل عمومي فاقد توان و ظرفيت لازم براي رفع نيازهاي مردم باشد .

به هرحال دولت سالي 10000مليارد تومان يارانه بنزين پرداخت مي كند كه تقريبا يك هشتم كل در آمد نفتي دولت است بناتبراين اقتصاد ايران براي اينكه بتواند رونق پيدا كند راهي جز اصلاح قيمت ها از جمله اصلاح قيمت بنزين ندارد البته اين اصلاح قيمت ها در صورتي كه درستمديريت شود مي تواند رفاه مصرف كننده را نيز كم نكند

نتيجه

فكر كنم كه فيتو پلانگتون ها و ارثيه اي كه براي ما گذاشتن بي گناه اند در واقع ما بايد تلاش كنيم تا از نفت و گاز كشورمان به خوبي استفاده نمايم شرط اول خوب استفاده كردن اصلاح قيمت هادر جار چوب قانون هدفمند كردن يارنه هاست و شرط كافي اين استكه اصلاح الگوي توليد ومصرف انرژي در كشور مان صورت بگيرد

تاليف مدير وبلاگ




آموزش هاي غير رسمي و توسعه (تاليف مدير وبلاگ)

  تاليف مدير وبلاگ




براي داشتن ايراني پيشرفته همه تئوري هاياقتصادي بر اين باور هستند كه ما حداقل نياز مند دو سرمايه اصلي هستيم ابتدا سرمايه انساني و بعد سرمايه اجتماعي كشور با داشتن اين دو سرمابه است كه يك كشور پيشرفتهمي شود و اگر مشكلاتي در كشور ديده مي شود  بايد ريشه مشكلات را در نبود اين دو سرمايه ديد.

سرمايه انساني بيشتر به مهارت ها- دانش ها و نگرش هاي شخص بر مي گردد و سرمايه هاي اجتماعي به تاملات و ارتباطات اجتماعي ما بر مي گردد .

معمولا تعيلم و آموزش سرمايه هاي اجتماعي و انساني را سيستم هاي آموزشي ما بر عهده ميگيرند اما شكي نيست منابع آموزشي و نهاد هاي تعليم و تربيتي مثل آموزش و پرورش و دانشگاهها بخشي از اين سرمايه ها را شكل مي دهند خانواده ها بايد براي اينكه فرزندانشان واجد سرمايه هاي اجتماعي وانساني شوند و در زندگي شخصي و مليشان موفق باشند بايد فراتر از آموزش هاي رسمي و متداول عمل كنند اينجاست كه نقش آموزش هاي غير رسمي مطرح مي شود آموزش هاي غير رسمي معمولا در فضاي غير ازكلاس درس شكل مي گيرد بطور مثال در فضاي خانواده و در رابطه ي پدر و مادر با فرزندشان و يا آموزش هاي كه از محيط هاي اجتماعي فرا مي گيرد حتي داخل تاكسي يا حضور در نهاد هاي آموزشي غير رسمي مثل مساجد – فرهنگ سراها و يا مطالعات شخصي و يا مسابقاتيكه شخص در آنها شركت مي كنند همه اين موارد نمونه هاي از آموزش هاي غير رسمي هستند كه اينآموزش ها به نوبه خود آثاري بر روي شخص دارند از اين ميان آموزشي مفيد است كه موجب ارتقاء‌بيشترسطح سرمايه هاي انساني و اجتماعي فرد شوند .

به مرور زمان فرزندانمان بزرگ مي شوند و وارد سطوحجديدي اززندگي ميشوند و با انواع مسائل اقتصادي و حقوقي مواجه مي شوند كه هيچ كدام داراي مهارت هاي كافي براي رويارويي با اين مسائل نيستند بدليل اينكه در نظام رسمي  آموزش پرورش و در كتابهاي درسي اين موارد آموزش داده نمي شود.  بچه ها هيچگاه در كلاس در آموزش اقتصاد نمي بينند فرهنگ و رفتار پس انداز و سرمايه گذاري ندارند اين در حالي است كه وقتي سيستم هاي آموزشي كشور هاي پيشرفته را مطالعه مي كنيم مي بينيم كه در سن 6 سالگي و در همان اولين سال حضور دانش آموز درسركلاس  مباحث اقتصادي مثل كارآفريني ، پس انداز ، سرمايه گذاري به آنها آموزش داده مي شود و با انواع كالا و خدمات آشنا مي شوند كه اين آموزشها موجب  مي شود شخص از سن 6 سالگي تا 18 سالگي براي ورود فعالانه و موثر در جامعه آماده شود

  تاليف مدير وبلاگ