انواع بورس

انواع بورس:
نويسنده مطلب:  ويليام
محل کاربر: تهران
بطور كلي در حال حاضر تالارهاي بورس به سه دسته تقسيم مي شوند:
1-بورس كالا:
بازار منظمي است كه در آن كالاهاي معيني مورد معامله قرار مي گيرد.مانندبورس طلاي نيويورك يا بورس پشم استراليا.
2-بورس اسعار:
در اين بازار پول كشورهاي مختلف (ارز)مورد معامله قرار مي گيرد. معاملات ارزي بر اساس نوسانات بهاي پولهاي مختلف در مقابل يكديگر صورت مي گيرد.
3-بورس اوراق بهادار:
در اين بازار اورق بهادار مورد معامله واقع مي شود.
روش برگزاري و تشكيل بورس اوراق بهادار
به سه طريق بورس هاي بهادارممكن است تشكيل شوند:
1-روش آزاد
از ويژگيهاي اين روش اين است كه افراد درتشكيل بورس آزادندخودشان مقررات مربوط به خريد وفروش را تنظيم نمايندودولت نيزدركارآنان مداخله نمي كند.اين روش درصورتي كه تشكيل دهندگان بورس از اخلاق قوي برخوردارنباشند ممكن است تقلب و خدعه و نيرنگ را در معاملات بورس رواج دهد. نظر باينكه اين روش در انگلستان پياده شده است،آنرا طريقه انگليسي تشكيل تالارهاي بورس نيز مي نامند. در بورس انگلستان كه پايگاه آن در لندن مي باشد، افرادي كه قصد عضويت دارند براحتي نمي توانند وارد تشكيلات بورس لندن شوندمگر اينكه مورد بررسي و تحقيق دقيق قرار گيرند. به همين دليل بورس لندن در رعايت امانت درمعاملات و پايداري در اصول خود مشهور است.

2-روش دولتي

از ويژگيهاي اين بورس اين است كه تحت اشراف دولت بواسطه نمايندگاني كه به منظور نظارت تعيين مي كند قرار مي گيرد (مانند بورس آلمان ).نمايندگان دولتي مراقب عمليات بورس بوده و در تعيين قيمت مداخله مي كنند.كما اينكه شروطي را براي انجام معاملات بورس تعيين مي كنند كه متعاملين موظف به رعايت آنها مي باشند.

با توجه به اينكه اين طريقه در قاره اروپا معمول است،به روش قاره اي معروف است.ايراد اين روش اين است كه بدليل مداخله دولت در وضع برخي قيود و شروط گاهي موجب اشكالاتي درامرمعاملات بورس مي گردد.

3-روش مختلط
از خصوصيات اين طريقه اين است كه كارگزاران بورس را دولت همانگونه كه در بورس اوراق بهاداردرفرانسه معمول است تعيين مي نمايد،لكن افراد در مبادرت به عمليات خريد وفروش مانند بورس انگلستان آزادند.در واقع دخالت دولت صرفا به منظور جلوگيري از تباني و تقلب و خدعه در امر بورس مي باشدو بگونه اي است كه در حركت معاملات بورس وقفه يا مانعي ايجاد نمي كند. بنظر مي رسد اين روش برتر ازدوروش ديگر است.

بورس اوراق بهادار تهران
بر طبق ماده 2قانون تاسيس بوري اوراق بهادار مصوب ارديبهشت ماه1345تشكيلات وارگان بورس عبارتند از:شوراي بورس،هيات پذيرش اوراق بهادار،سازمان كارگزان بورس و هيات داوري بورس.بكن با توجه به ماده 8قانون مذكور بورس بوسيله سازمان كارگزاران اداره مي شود.سازمان كارگزاران بورسي به وسيله هيات مديره بورس اداره مي شود كه مركب است از هفت نفر عضو كه براي مدت سه سال انتخاب مي شوند. براساس ماده 2اساسنامه سازمان كارگزاران بورس اوراق بهادار تهران موسسه اي است غير تجاري وغيرانتفاعي كه داراي شخصيت حقوقي بورده و براي مدت نامحدودي تاسيس مي گردد.

مركز اين سازمان نيز در تهران است. اهم وظايف سازمان كارگزاران بورس با توجه به ماده 10 قانون تاسيس بورس اوراق بهادار و ماده 4 اساسنامه سازمان مذكورعبارتند از:

-اداره امور بورس

-ايجاد تسهيلات جهت خريد و فروش انواع سهام،اوراق قرضه و ساير اوراق بهادار

-اعلام نرخهاي اوراق بهاداردر بورس تهران

مراقبت در حسن جريان اموروروابط بين كارگزاران و مشتريان

-تنظيم رواط كارگزاران با يكديگرو تسهيل مبادله اطلاعات بين آنان با توجه به لزوم حفظ اسرار مشتريان

-نظارت برميزان حق العمل دريافتي كارگزاران از مشتريان درازاي خدماتي كه براي آنان انجام مي دهندوتوصيه هاي لازم نسبت به روش هاي ارزيابي و محاسبه حق العمل مزبور و تجديد نظر در ميزان آن

محاسبه حق العمل مزبور و تجديد نظر در ميزان آن

-همانگونه كه ملاحظه مي شود كشور ايران روش دولتي بورس مورد پذيرش قرار گرفته است.

انواع اوراق بهادار:

الف)سهام شركتهاي سهامي،اوراق قابل معامله اي هستند كه هر يك از آنها نماينده تعدادي سهام است كه صاحب آن در شركت سهامي دارد(ماده 24لايحه اصلاح قسمتي از قانون تجارت مصوب24/12/247).اوراق سهام بايد متحدالشكل و چاپي وداراي شماره ترتيب بوده وحاوي نكات ذيل باشد.

1-نام شركت و شماره ثبت آن در دفتر ثبت شركت ها

2-مبلغ سرمايه ثبت شده و مقدار پرداخت شده آن

3-تعيين نوع سهام

4-مبلغ اسمي مهم ومقدارپرداخت شده آن به حروف وبه اعداد

5-تعداد سهامي كه هرورقه نماينده آن است

ب)اوراق قرضه ،نيز اوراق قابل معامله اي هستند كه هر ورقه معرف مبلغ وام است با بهره معين كه تمامي آن يا اجزاءآن در موعد يا مواعد معيني بايد مستردگردد. البته براي اوراق قرضه ممكن است علاوه بر بهره حقوق ديگري نيز شناخته شود.

اوراق قرضه داراي انواع مختلفي همچون اوراق قرضه معمولي (debenture )يا اوراق قرضه رهني(mortgage )و يا اوراق قرضه درآمدي(income bonds )مي باشد.

ج)اسناد خزانه ،اوراق بهادار بي نام و كوتاه مدتي هستندكه براي تامين احتياجات مالي خزانه داري كل در جريان سال مالي انتشار مي يابند. اين اوراق در هنگام فروش به مبلغي پايين تر از مبلغ اسمي خود بفروش مي رسند كه دارنده در سر رسيد همان مبلغ اسمي را دريافت مي كند.

د)اوراق مشاركت،كه اوراق بهادار با نام و بي نام مي باشند بمنظور مشاركت عمومي مردم را دراجراي طرحهاي عمراني انتفاعي دولت وطرحهاي سودآورتوليدي وخدماتي دولت وشركتهاي دولتي وشهرداري وموسسات وشركتهاي وابسته به دستگاههاي مذكور وهمچنين شركتهاي سهامي عام وخاص وشركتهاي توليدي صادر مي شود.
پذيريش اوراق بهادار در بورس
بمنظور پذيرش اوراق بهادار در بورس و قيد آن در جدول قيمتهاي رسمي اين اوراق بايد حائز شرايط معيني كه سازمان كارگزاران بورس تعيين مي نمايند باشند. مثلا براي پذيرش سهام شركت ها در بورس تهران مي بايستي شركت صادر كننده سهم در ايران به ثبت رسيده و داراي تابعيت ايراني باشد و در زمره شركت هاي سهامي عام باشد كه سرمايه پرداخت شده آن از يكصد ميليون كمتر نباشد. و نيز تعداد سهامداران آن از يكصد شخص اعم از حقيقي و حقوقي كمتر نباشد (به استثناي شركتهايي كه بيش از 50 درصد سهام آنها متعلق به دولت شركتها و موسسات دولتي و بانكها ميباشد).    




تعريف سهام

عريف سهام و انواع آن
اول تعريف سهام
در تعريف سهام مي توان گفت: سهم قسمتي از سرمايه شركت سهامي است كه مشخص كننده ميزان مشاركت و تعهدات و منافع صاحب آن در شركت سهامي مي باشد. ورقه سهم سند قابل معامله اي است كه نماينده تعداد سهامي است كه صاحب آن در شركت سهامي دارد. سهم ممكن است با نام و يا بي نام باشد.
در صورتي كه براي بعضي از سهام شركت با رعيت مقررات قانون تجارت مزايايي قائل شوند اين گونه سهام سهام ممتاز ناميده مي شود.
مجموع ارزش اسمي سهام سرمايه شركت را تشكيل مي دهد و پس از انحلال شركت هر سهامداري حق دارد مبلغ اسمي سهام خود را دريافت نمايد در صورتي كه سهم انتفاعي جز سرمايه شركت نبوده و صاحب آن حق مطالبه مبلغ اسمي آن را پس از انحلال شركت ندارد.
اصولا همه سهامداران در شركت سهامي از تساوي حقوق برخوردارند و اين حقوق شامل ميزان مشاركت تعهدات و منافع صاحب سهم در شرت سهامي مي باشد و براي استفاده از اين حقوق دارنده سهم بايد مبلغ اسمي سهمي را كه پذيره نويسي نموده در مهلت قانون پرداخت نمايد.

دوم - انواع سهام
سهم با نام
سهمي است كه بر مالكيت شخص معيني دلالت مي كند و نام مشخصات صاحب سهم در ورقه سهم و در دفتر ثبت شركت درج مي گردد و در موارد زير صدور سهام با نام الزامي است:
مادامي كه تمام مبلغ اسمي هر سهم بي نام پرداخت نشده باشد.
سهامي كه مديران شركت به عنوان وثيقه مي سپارند و تا خاتمه مفاصا حساب دوره تصدي مديران غير قابل انتقال مي باشد.
سهام محجورين و صغار به منظور حمايت از حقوق آنها.
سهام با نام و هر گونه نقل و انتقال آنها بايد در دفتر ثبت سهام شركت به ثبت برسد و الا فاقد اعتبار قانوني براي شركت و اشخاص ثالث خواهد بود.
در صورتي كه قسمتي از مبلغ اسمي سهم با نام پرداخت نشود منتقل اليه قائم مقام ناقل خواهد بود.

سهم بي نام
سهمي است كه نام دارنده در آن درج نم يشود و به صورت سند در وجه حامل تنظيم دارنده آن مالك شناخته مي شود مگر آنكه خلاف آن ثابت گردد. اين سهم به راحتي قابل نقل و انتقال بوده و انتقال مالكيت با قبض واقباض تحقق مي يابد.
اين نوع سهام از حيث صلاحيت محاكم در حكم اموال منقول است وبايد به دادگاه محلي رجوع شود. سرقت و يا مفقود شدن سهام بي نام و همچنين خيانت درامانت امين و وكيل نسبت به سهام بي نام كه به آنها سپرده شده خطر بزرگي براي صاحب آن محسوب مي شود. زيرا بي نام بودن سهم مانع شناسايي دارنده اصلي مي شود و سارق و يا باينده به آساني مي تواند سهم مزبور را در بازار بورس و يا خارج از آن به اشخاص ديگر بفروشد و خريدار نيز حق دارد به تصرف خود به عنوان مالكيت استناد نمايد.

سهام ممتازه
يكي از اصول اساسي شركتهاي سهامي تساوي حقوق سهامداران است . مگر در دو مورد اول آنكه شركت با مشكلات مالي مواجه باشد و نتواند به آساني به منابع مالي دسترسي يابد. در اين صورت ناچار خواهد بود امتيازات بيشتري به سهامداران جديد قائل شود و دوم اينكه در هنگام افزايش سرمايه شركت شركت از ذخاير مالي خود براي اين منظور استفاده نمايد كه در اين صورت بايد حقوق بيشتري براي سهامداران سابق شركت در نظر گرفت . در اين دو مورد سهم ممتاز صادر مي شود.
امتيازاتي كه توسط ممتاز به وجود مي آيد مي تواند به صورت برداشت نفع ثابت از سود قابل تقسيم شركت باشد و يا اينكه دارنده سهم ممتاز مي تواند نسبت به صاحبان سهام عادي در برداشت ارزش اسمي ممتاز به هنگام انحلال و تصفيه وتقسيم دارائي شركت اولويت داشته باشد. به هنگام انحلال و تصفيه شركت مطالبات معوقه صاحبان سهام ممتاز از دارائي شركت پرداخت مي گردد و نيز هنگام استهلاك سهام شركت صاحبان سهام ممتاز داراي اولويت مي باشند.

سهم موسس يا انتفاعي
سهم موسس يا انتفاعي سهمي است كه دارنده آن بدون داشتن حقي به سرمايه شركت از منافع شركت به نسبت سهم خود بهره مند گردد و معمولا اين گونه سهام را موسسان بابت اطلاعات علمي و فني و تجارتي كه به شركت مي آورند به خود تخصيص مي دهند.
در اساسنامه شركت مي بايد حقوق صاحبان سهام موسس يا انتفاعي مثل حق حضور در مجامع حق راي حق اولويت در پذيره نويسي سهام و غيره تصريح گردد.
چون سهامداران مزبور مالك سرمايه نمي باشند لذا نمي توانند سهامداران شركت محسوب شوند ولي در منافع شركت حقوقي دارند كه از آن مانند طلبكار منتفع مي گردند و استفاده آنها از سود شركت بستگي به موفقيت و سودآوري شركت دارد.

سوم - شكل سهام و مطالبه مبلغ اسمي سهام
در ورقه سهام بايد نام شركت و شماره ثبت آن در دفتر ثبت شركتها مبلغ سرمايه ثبت شده و مقدار پرداخت شده آن تعيين نوع سهم مبلغ اسمي سهم و مقدار پرداخت شده آن به حروف و به اعداد و بالاخره تعداد سهامي كه هر ورقه نماينده آن است ذكر گردد.
در مورد مطالبه مبلغ اسمي سهام بايد گفت كه بهاي تعهد شده سهام هر شركت سهامي بايد ظرف مدت مقرر كه حداكثر نبايد از پنج سال تجاوز نمايد از كليه صاحبان سهام و بدون تبعيض مطالبه شود (بند 7 ماده 8 ل.ا.ق.ت) مطالبه تمام يا قسمتي از مبلغ پرداخت نشده سهام بايد در روزنامه كثيرالانتشار درج گردد در صورتي كه صاحب سهم بقيه بهاي تعهد شده را در مهلت مقرر پرداخت ننمايد و مبلغ پرداخت نشده خسارت دير كرد به نرخ رسمي بهره به علاوه چهار درصد در سال تعلق خواهد گرفت.
دارندگان سهايم كه با وجود مطالبه هيات مديره بقيه تعهد خود را بابت سهام پرداخت ننموده اند . حق حضور و راي در جامع عمومي تعداد اين گونه سهام از كل تعداد سهام شركت كسر خواهد شد و در صورت پرداخت بدهي خود مجددا حق حضور و راي در مجامع عمومي را خواهند يافت و مي توانند حقوق مالي وابسته به سهام خود را در صورتي كه مشمول مرور زمان نشده باشد مطالبه كنند (مواد 37 و 38 ل.ا.ق.ت)

چهارم - تبديل سهام
براي تبديل سهام بينام به سهام با نام بايد مرابت در سه نوبت و هر يك به فاصله 5 روز در روزنامه كثيرالانتشار شركت نشر گردد و در مدتي كه نبايد كمتر از 6 ماده از تاريخ اولين آگهي باشد به صاحبان سهام فرصت داده شود تا به منظور تبديل سهام خود به مركز شركت مراجعه نمايند. پس از انقضاي مهلت مزبور كليه سهام بي نام شركت باطل و به تعداد آنها سهام با نام صادر و از طريق بورس اوراق بهادار و يا از طريق حراج به فروش مي رسد.
براي تبديل سهام با نام به سهام بي نام مراتب فقط يك مرتبه در روزنامه كثيرالانتشار شركت آگهي مي گردد و مهلت مذكور شركت نسبت به تبديل سهام اقدام مي نمايد.
در كليه موارد تبديل سهام بي نام به سهام با نام و بالعكس مراتب بايد پس از انقضاي مهلت هاي مقرر در قانون در اداره ثبت شركتها جهت اطلاع عمومي اعلام گردد.
پنجم - وثيقه سهام
چنانچه سهم بي نام به رهن گذاشته شود بايد به قبض مرتهن يا به تصرف كسي كه بين طرفين معين مي گردد داده شود (ماده 772 ق.م) و در مورد رهن سهم با نام مراتب در دفتر سهام شركت ثبت مي گردد و الا از نظر شركت و اشخاص ثالث فاقد اعتبار خواهد بود.
___________




 

براي رسيدن به مقصود، عملكرد بانك كشاورزي از سال 1363 كه قانون عمليات بانكي بدون ربا به اجرا درآمد تا سال 1379 مطالعه، و هزينه هر قرارداد قرض‌الحسنه براي هر سال محاسبه‌شده است؛ سپس نتايج استفاده از روش پيشنهادي با نتايج روشي كه پيش از اين در بانك مزبور به‌كار رفته (انصاري، صدر و عرب مازار،‌1372) مقايسه، و امتيازات آن نشان داده خواهد شد. همچنين براي اطمينان از نحوه محاسبه،‌ با استفاده از نتايج روش پيشنهادي،‌ توابع هزينه عرضه تسهيلات براساس الگوي هزينه توليد بنگاه برآورد شده و نشان داده مي‌شود كه هزينه توليد يا عرضه تسهيلات قرض‌الحسنه و ساير عقود مطابق نظريه مزبور، تابعي از مقدار كل توليد و قيمت عوامل توليد آن است.

نتايج اين مطالعه، موسسات مالي را قادر مي‌سازد تا هزينه خدمات و ابزارهاي مالي خود را بتوانند با دقت بيشتري محاسبه، و در انتخاب پورتفوي كارآمد دارايي‌هاي خويش از آن استفاده كنند. همچنين با استفاده از اين روش مي‌توانند هزينه قرارداد قرض‌الحسنه را حساب، و شكل و مقدار كارمزد اين ابزار را مطابق با مقدار واقعي آن تعيين كنند؛ در نتيجه،‌ جز هزينه انجام خدمت،‌ هيچ مبلغ اضافه‌اي از متقاضي تسهيلات قرض‌الحسنه نگرفته و عمليات تامين مالي تسهيلات مزبور را بدون هيچ‌گونه مشابهتي با وام ربوي عرضه كنند.

حال كه اهداف و اهميت مطالعه تبيين شد، در قسمت بعد به توضيح ويژگي‌هاي قرارداد قرض‌الحسنه به‌صورت يك ابزار تأمين مالي پرداخته؛ سپس نحوه هزينه‌يابي اين خدمت تشريح مي‌شود و تفاوت روشي كه در اين مطالعه به‌كار رفته با روش‌هاي پيشين گزارش مي‌شود. شرح هزينه‌يابي اين عقد مطابق روش پيشنهادي در بانك كشاورزي بخش بعدي اين مقاله را تشكيل مي‌دهد. نتايج حاصله و آزمون‌هايي كه براي تأييد آن به‌كار رفته است،‌ همراه با پيشنهادهايي درباره چگونگي اخذ هزينه قرض‌الحسنه از متقاضيان تسهيلات بانك‌هاي غيرربوي بخش پاياني اين مقاله خواهد بود.
1. امتيازات قرارداد قرض‌الحسنه به‌صورت ابزار تأمين مالي

يكي از مهم‌ترين نقش‌هايي كه واسطه‌هاي مالي در اقتصاد ايفا مي‌كنند، تجهيز پس‌اندازهاي اغلب كوچك و كوتاه‌مدّت مصرف‌كنندگان و اختصاص آن‌ها به سرمايه‌گذاري‌هاي پرهزينه و بلندمدّت است (Pilbeam, 1998). ايجاد انگيزه براي مصرف‌كنندگان به‌منظور جذب سپرده‌هاي ايشان و عرضه آن‌ها به سرمايه‌گذاران در شكلي قانوني صورت مي‌گيرد. يكي از اشكالي كه در قانون عمليات بانكي بدون ربا تجويز شده، قرارداد قرض‌الحسنه است. حقوق و امتيازاتي كه اين عقد براي دو طرف قرارداد فراهم مي‌آورد، باعث جذابيت آن هم براي جمع‌آوري پس‌اندازها و هم جهت عرضه وجوه سرمايه‌گذاري شده است. يكي از امتيازات، ممنوعيت اخذ هرگونه مازاد نقدي يا غيرنقدي افزون بر مبلغ قرض از گيرنده آن است. اين ويژگي،‌ دو پرسش ابتدايي براي به‌كارگيري اين ابزار مطرح مي‌كند: اگر عرضه‌كنندگان تسهيلات هيچ سودي نمي‌توانند از متقاضيان اخذ كنند، چرا از اين ابزار استفاده مي‌كنند؟ دوم، اگر گرفتن مازاد درست به اندازه جبران هزينه اعطاي اين خدمت، مجاز است، شكل صحيح اخذ كارمزد براي تسهيلات قرض‌الحسنه چگونه است؟ آيا مي‌توان اين كارمزد را براساس مبلغ و مدّت قرض مطالبه كرد؟

پاسخ پرسش دوم منفي است؛ زيرا چنين شكلي از بازپرداخت قرض به‌علت مشابهت آن با پرداخت بهره وام‌هاي ربوي درست نيست (محقق حلّي، 1362). شكل‌گرفتن كارمزد به‌گونه‌اي بايد باشد كه هيچ مشابهتي با دادوستد رباي قرض نداشته باشد. اكنون به پاسخ سؤال اوّل پرداخته مي‌شود.

نخستين ويژگي حقوقي قرارداد قرض‌الحسنه امنيت قرارداد و اطمينان از بازپرداخت به ‌هنگام مبلغ قرض است. اگر مدّت قرارداد قرض از قبل تعيين نشده باشد، وام‌دهنده هر وقت بخواهد مي‌تواند طلب خود را مطالبه كند و وام‌گيرنده شرعاً ملزم است تا آن را بازپرداخت كند. اگر در قرارداد، مدّتي براي بازپرداخت تعيين شده باشد و گيرنده وام در زمان سررسيد مهلت آن را نپردازد، قرض‌دهنده مي‌تواند تعزير او را از محاكم قانوني تقاضا كند. گرچه حق تعزير قابل استفاده براي عرضه‌كننده هر نوع تسهيلات از طريق ساير عقود نيز محفوظ است، تمهيدات مجاز يادشده براي وصول بموقع مبلغ قرض باعث اطمينان كامل قرض‌دهنده از دريافت طلب و كاهش خطر عدم بازپرداخت آن مي‌شود (همان).

ويژگي دوم ابزار قرض‌الحسنه كمك به تشكيل پورتفوي كارآمد از نوع دارايي‌ها براي بنگاه سرمايه‌گذار است. دارايي‌هاي هر بنگاه طيفي از انواع بي‌خطر، كم‌خطر و پرخطر به‌شمار مي‌رود و پورتفوي دارايي‌ها از يك نوع خاص تشكيل نمي‌شود. عقود مشاركت را مي‌توان دارايي پرخطر و عقود داراي بازده ثابت مانند فروش‌اقساطي و اجاره را از جمله دارايي‌هاي كم‌خطر تلقي كرد. دارايي قرض‌الحسنه ـ چنان‌كه گفته شد ـ بي‌خطر است؛ زيرا با الزام‌هاي حقوقي تجويزشده براي آن، بازپرداخت بموقع مبلغ قرض تقريباً مسلّم است. مشاهده مي‌شود كه اين ويژگي يعني نقد و وصول‌شدن بموقع و سريع مبلغ قرض داده‌شده جذابيت آن را براي بنگاه‌هاي مالي بالا مي‌برد و به‌رغم بازده صفر آن، كاربرد آن را براي بنگاه‌ها جهت تشكيل يك پورتفوي كارآمد مطلوب مي‌سازد.
 

فصلنامه اقتصاد اسلامي

اقتصاد اسلامي و بانكداري بدون ربا

 

 

 




نظام اقتصادی

<p style="text-align: justify;">. نظام اقتصادی<br /> <br /> واژه &laquo;نظام&raquo; را در زبان فارسی معمولاً معادل واژة &laquo;System&raquo; به کار می&lrm;برند هر چند عقیدة برخی آن است که این واژه، نمی&lrm;نواند کاملاً گویای مفهوم سیستم باشد. آلن بیرو در فرهنگ علوم اجتماعی ذیل واژة &laquo;نظام&raquo; (System) ، آن را از ریشه لاتینی به معنای &laquo;گردآوردن&raquo; و &laquo;ترکیب کردن&raquo; می&lrm;داند. وی دو کاربرد برای آن ذکر می&lrm;کند، یکی در زمینة اندیشه&lrm;ها و افکار، و دیگری دربارة پدیده&lrm;های عینی و خارجی. وی در توصیف این دو معنا می&lrm;گوید: (بیرو، 1370، ص 418):<br /> <br /> &laquo;الف: ترکیب و تنسیق اندیشه&lrm;ها، نظرات و شیوه&lrm;هاکه با یکدیگر از نظر منطقی پیوسته&lrm;ا&lrm;ند، و در چند اصل خلاصه می&lrm;شوند. تعبیة اصولی که بین خود، چنان نظم و سازمانی دارند که کلی عملی یا مجموعه&lrm;ای از نظرها و اندیشه&lrm;ها را تشکیل می&lrm;دهند؛ مانند، یک نظام اقتصادی، فلسفی و سیاسی.<br /> <br /> ب: ترکیب اجزایی از یک مجموعه که چنان تنسیق و انتظام یافته باشند، که یک کل پدید آورند و یا آنکه در تحقق نتیجه&lrm;ای مشترک مدد رسانند. مجموعة عناصر وابسته به یکدیگر، که کلی سازمان یافته را تشکیل دهند یا تابع قانونی واحد باشند، نظیر: نظام عصبی، نظام خورشیدی.&raquo;<br /> <br /> بنابراین، یک سیستم (نظام) از نظر بیرو، دو ویژگی اساسی دارد:<br /> <br /> اولاً، مجموعه&lrm;ای از عناصر است که با یکدیگر به نوعی ترکیب شده&lrm;اند، و یک کل را به وجود می&lrm;آورند.<br /> <br /> ثانیاً ، با نظم خاصی که میان آنها برقرار است، هدفی ویژه را دنبال می&lrm;کنند.<br /> <br /> تعریف مشابه دیگری از نظام آن است که (نمازی، 1374، ص7):<br /> <br /> &laquo;نظام، مجموعة منظم از عناصری است که میان آنها روابطی وجود داشته باشد و یا بتواند ایجاد شود و دارای هدف یا منظور باشد.&raquo;<br /> <br /> در توضیح آن، گفته شده است (نمازی، 1374، ص 8):<br /> <br /> &laquo; در این تعریف عام، هیچ گونه صحبتی از نوع عناصر یا روابط آنها با یکدیگر نیست. اینکه این عناصر، اشیاء، موجودات زنده و یا پدیده&lrm;های اجتماعی هستند، مورد توجه نیست. نوع نظم و هماهنگی نیز مسکوت است. همچنین ، توضیحی در مورد هدف یا منظور سیستم و رفتار آن و عناصرش داده نشده است.&raquo;<br /> <br /> طبق این تعریف عام از نظام، هر مجموعه&lrm;ای از عناصر را که نوعی هماهنگی و هدف داشته باشند، می&lrm;توان یک نظام دانست. بر این اساس، متناسب با عناصر تشکیل دهندة آن، می&lrm;توان انواع گوناگونی از نظام را تصور کرد؛ زیرا این عناصر می&lrm;توانند پدیده&lrm;های خارجی، اندیشه&lrm;ها یا رفتار انسانی باشند. دربارة پدیده&lrm;های خارجی می&lrm;توان گفت که بعضی از آنها خارج از ارادة انسان نظام یافته&lrm;اند؛ مانند نظام آفرینش، که در این صورت آن را نظام طبیعی یا تکوینی می&lrm;نامیم. همچنین برخی از این پدیده&lrm;ها، تحت تأثیر ارادة انسان نظام یافته&lrm;اند و ساختة دست وی می&lrm;باشند؛ مانند نظام موجود در یک اتومبیل، کشتی، یا رایانه که به آنها نظامهای مصنوعی و غیر طبیعی گفته می&lrm;شود. همچنین، ممکن است اجزای تشکیل دهندة یک نظام، از پدیده&lrm;های فکری تشکیل داشته باشد. این پدیده&lrm;های فکری نیز یا مجموعه&lrm;ای از معارف پیرامون نظام هستی&lrm;اند، که از آنها به عنوان &laquo;نظام فکری&raquo; یاد می&lrm;شود و یا موضوع این معارف را رفتار انسان تشکل می&lrm;دهد، که به آن &laquo;نظام رفتاری&raquo; گفته می&lrm;شود. از آنجا که یکی از عوامل اصلی موثر در رفتار انسانها، شناختها و معارف وی به شمار می&lrm;روند می&lrm;توان نتیجه گرفت که هر نظام رفتاری، بر یک نظام فکری استوار است که سمت و سوی لازم را از آن می&lrm;گیرد.<br /> <br /> نظام اقتصادی را می&lrm;توان یک نظام رفتاری دانست، زیرا در تعریف آن چنین آمده است: (نمازی، 1374، ص12)<br /> <br /> &laquo;نظام اقتصادی، عبارت است از مجموعة مرتبط و منظم از عناصری که به منظور ارزشیابی و انتخاب در زمینة تولید، توزیع و مصرف، برای کسب بیشترین موفقیت، فعالیت می&lrm;کند.&raquo;<br /> <br /> لاژوژی در تعریف نظام اقتصادی می&lrm;نویسد: (لاژوژی، 1368، ص6):<br /> <br /> &laquo; مجموعة هماهنگ از نهادهای حقوقی و اجتماعی که در بطن آن، برخی وسایل فنی سازمان یافته معنی به پیروی از برخی انگیزه&lrm;های برتر به منظور برقراری تعادل اقتصادی، مورد استفاده قرار گرفته است.&raquo;<br /> <br /> منوچهر فرهنگ، نظام اقتصادی را عبارت می&lrm;داند از (فرهنگ، 1371، ص 622):<br /> <br /> &laquo; ماهیت زندگانی اقتصادی به عنوان یک کل (خواه واقعی باشد یا نظری) مخصوصاً از لحاظ طرز تملک و استفاده از مالکیت و حدود دخالت دولت</p> <p style="text-align: justify;">منبع پايگاه حوزه</p>