سند اول:

واژه «عمارت» از واژه هایی است که امام(ع) با اقتباس از قرآن کریم، مورد توجه و عنایت خاص خود قرار می دهند و در مواردی متعدد به آن اشاره می نمایند. «عمارت» آنقدر در مدیریت و وظایفی که حاکم اسلامی بر دوش دارد، مورد اهتمام ایشان است که در عهدنامه مالک اشتر جزء وظایف و مأموریتهای چهارگانه وی شمرده شده است. مالک اشتر، در ولایت بر مصر، موظف به انجام چهار امر مهم بود که از سوی امیرالمؤمنین بر دوش وی گذارده شده بود: جمع آوری خراج و مالیات، پیکار و جهاد با دشمن، اصلاح و سامان دهی به کار مردم و بالاخره مأموریت چهارم وی: «و عِمارةُ بِلادِها» بود.[48]

بنابراین، مقوله «عمارت» در سرفصل وظایف و مأموریتهای دولت دینی حتی در حال جنگ، قرار دارد. اما اینکه منظور از «عمارة بلاد» چیست؟ به گفته راغب اصفهانی، عمارت، واژه ای متناقض با خرابی است[49] و در برابر آن قرار می گیرد. بنابراین تفسیر، هر کاری که موجب شود، زمین از خرابی رها شود و عمران یابد، «عمارة الارض» خوانده می شود و مالک اشتر به عنوان والی و حاکم مصر، مأموریت می یابد که بلاد و شهرهای سرزمین پهناور مصر را به گونه ای از خرابی و بی سامانی بیرون آورد که در همه جا مردم شاهد عمران و آبادی و وفور نعمت باشند و به راحتی و در رفاه، از نعمتهای خدادادی آن سامان بهره مند گردند.

سند دوم:

حضرت امیر(ع) در گفتاری دیگر، در تفسیر آیه کریمه «هو انشأکم من الارض و استعمرکم فیها»[50] که اشاره به آفرینش انسان و پیدایش وی از خاک می کند و اینکه خداوند، از انسان عمران و آبادانی زمین را خواستار شده است و به او فطرتاً مأموریت داده تا زمین را طبق نیازها و منافعی که می تواند از آن بهره ببرد، بسازد،[51] می فرماید:

«فاَعْلَمَنا سبحانه انه قد امرهم بالعمارة لیکون ذلک سبباً لمعایشهم بما یخرج من الارض من الحبّ و الثمرات و ما شاکل ذلک؛[52]

خداوند در این آیه به ما می آموزد که انسان وظیفه و مأموریت از جانب حضرت حق دارد که زمین را آباد گرداند تا در پرتو عمران و آبادانی زمین، زندگی برای بشر در زمین تأمین شود و با استفاده از روییدنی ها زمین و برکات آن از قبیل دانه های مختلف و میوه های رنگارنگ به حیات خود تداوم بخشد.»

این وظیفه هرچند متوجه همه انسانهاست و بر اساس معارف دینی، همه باید در آبادانی زمین سهیم باشند و وظیفه ای را بر دوش گیرند و به بیان حضرت امیر(ع) «من وجد ماءً و تراباً ثم افتقر فابعده الله؛[53] کسی که آب و خاک در اختیار داشته باشد و با این وجود نیازمند و محتاج باشد، خداوند او را از رحمت بیکرانش دور گرداند» و طبق همین مبنا، در آموزه های دینی از کسالت و تنبلی و بی کارگی و بی عملی نکوهش شده است، اما با توجه به امکانات و نفوذ و قدرتی که دولت در اختیار دارد، در درجه نخست این وظیفه بر دوش دولت است که زمینه آبادانی و توسعه کشور را فراهم آورد، چنان که در عهدنامه به مالک اشتر به این وظیفه اولیه حاکم تصریح شده بود و در موارد متعددی نیز مورد تأکید قرار گرفته است. تا آنجا که فرمود:

«فضیلة السلطان عمارة البلدان؛[54]

عمارة و آبادانی شهرها (که امروزه آن را توسعه و رشد می نامند) فضیلتی برای قدرت حاکم است.»

در واقع با توجه به اینکه در صفحات گذشته ثابت شد که برقراری قسط و عدل هدف اصلی و غایت واقعی اقامه دولت دینی شمرده می شود، و از سوی دیگر وقتی به اثبات رسید که بحث عمارة الارض و آبادانی زمین نیز در حیطه وظایف دولت اسلامی قرار می گیرد، نتیجه آن خواهد بود که آبادانی و توسعه از اجزای جدایی ناپذیر عدالت اجتماعی است و بدون پیشرفت و توسعه کشور، نمی توان گفت جامعه به عدالت حقیقی با آن محتوایی که در معارف دینی از آن یاد شده است دست یافته است. و این حقیقتی است که در سخنان حضرت امیر(ع) مکرراً مورد اشاره قرار گرفته است. نگاه کنید به این سخنان:

«ما عمّرت البلدان بمثل العدل؛[55]

هیچ مقوله ای همتای عدالت، در عمران و آبادانی شهرها نیست.»

و «ما حصّن الدول بمثل العدل؛[56]

هیچ چیز چون عدل، موجب استحکام دولتها نمی شود.»

«ان افضل قرّة عین الولاة استقامة العدل فی البلاد، و ظهور مودّة الرعیّة؛[57]

آنچه بیش از هر چیز سبب خنکی چشم زمامداران می گردد، برقراری عدالت در سراسر شهرها و آشکار شدن عشق و علاقه صمیمانه شهروندان به آنان است.»

هیچ قدرت و حکومتی بدون برقراری عدالت تداوم پذیر نیست و عدالت نیز بدون عمران و آبادانی همه جانبه و توسعه ای که موجب نابودی دیو فقر و تهیدستی گردد، امکان پذیر نیست.

سند سوم:

حضرت امیر(ع) در خطبه طالوتیه در مدینه، به صورت کاملاً شفاف اعلام نمود که از پیامدهای حکومت اسلامی واقعی این است:

«و ما عال فیکم عائلٌ؛[58]

آنگاه (در زمان برقراری دولت اسلامی) عائله مند گرفتاری در میان شما مشاهده نخواهد شد.»

و یکی از میوه های شیرین و ارمغان های لذیذ دنیوی نظام اسلامی پالوده شدن جامعه از دیو فقر و بینوایی است.

سند چهارم:

مقوله عمران و پیشرفت، به عنوان یکی از راه کارهای مهم و شیوه های حساس رسیدن به عدالت و قسط و تحقق اهداف بعثت رسولان و عافیت یافتن مردم، مأموریتی بود که دولت علوی، به عنوان امر و فرمان الهی بر دوش خود احساس می نمود و در این مدت محدود پنج ساله که سراسر آن را مناقشات و درگیری پوشانده بود، تا حدود زیادی موفق به تحقق و پدید آوردن نخستین میوه های شفابخش آن بود. چنان که حضرت امیر(ع) طی خطابه ای با مردم که به صورت شفاف و رو در رو، فرآورده های دولت و ره آوردهای حکومت خود را با آنان در میان می گذاشت، فرمود:

«و البستکم العافیة من عدل؛[59]

از عدالت خود لباس عافیت بر تنتان کردم.»

در این تشبیه زیبا، حضرت(ع) عافیت را به پوشش و لباس مثل می زند که جنس و ماده تشکیل دهنده آن عدالت علوی بود. عافیت را که همان صحت، سلامتی، تندرستی و آرامش تن و روان است، حاکم و زمامداری می تواند به شهروندان خود اهدا کند و مدعی باشد مردم سراسر کشور تحت فرمان من، از عافیت برخوردارند، که آبادی و عمران مملکت را با دادگری و عدالت خود، در عمل به مردم نشان داده باشد و عافیت یابی در پرتو عمران و عدالت، ادعای حضرت امیر(ع) در ارائه گزارش کار خویش و عملکرد دولت خود به مردم بود.

سند پنجم:

به صورت ملموس، در سخنی دیگر از امام(ع)، زندگی پایین ترین و فقیرترین قشر از طبقات اجتماعی کوفه که می تواند به عنوان محک و ملاک پر شدن و یا حداقل کاسته شدن از فاصله میان فقیران و ثروتمندان محسوب گردد و نویدبخش رفاه نسبی مردم باشد، اینچنین تشریح شده است:

«ما اصبح بالکوفة احد الّا ناعماً، انّ ادناهم لیأکل البرَّ و یجلس فی الظلّ و یشرب من ماء الفرات؛[60]

«کسی را در کوفه نمی توان یافت که متنعّم نباشد و در رفاه به سر نبرد، حتی پایین ترین قشر مردم، خوراکش از نان گندم است و سرپناه و مسکن دارد که در آن آرامش می گیرد و از آب فرات می آشامد.»

اینکه دولتی موفق شود در مدتی کوتاه و پرهیاهو بر سه مشکل نان و مسکن و آب، فائق آید و برای محروم ترین شهروند خود، لااقل در نقطه مرکزی حکومت، نان مناسب، سرپناه و آب قابل شرب فراهم آورد و مثلاً آب فرات را که در فاصله نسبتاً زیادی از کوفه قرار داشت، با استفاده از ابزارهای بسیار ساده چهارده قرن پیش، به این شهر منتقل نماید؛ نشان از کارآمدی بالای حکومت علوی در سازندگی کشور و توجه به رفاه عمومی از طریق آبادانی و عمرانی کشور دارد.

 

پايگاه حوزه

حكومت داري امام علي (ع)