روشهاى استنباط نظام اقتصادى اسلام 3
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيم روشهاى استنباط و بيرون آوردن نظام اقتصادى اسلام بر اساس جهان بينى اسلامى، لوح محفوظ، امرى غير در خور انكاراست. در لوح محفوظ، اسلام داراى جهان بينى خاص، و بر پايه آن براى انسان و جامعه بشرى هدفهايى را نمايانده و بازنموده است. اين جهان بينى، مفاهيم ارزشى و بايدهاى عام ويژه اى را در پى خواهد داشت. و به دنبال آن، احكام گوناگون رابطه ها و پيوندهايى كه بشر در ساحَتهاى گوناگونِ فردى و اجتماعى براى رستگارى نياز دارد، همسو با جهان بينى، مفاهيم ارزشى و بايدهاى عام در لوح محفوظ و علم الله موجود است. بنا بر اين، احكام پيوندها و رابطه هاى مردم با يكديگر، مردم با منابع و طبيعت، مردم با دولت در عرصه رفتارهاى اقتصادى نيز در عالم ثبوت موجود است. با پذيرش جُستار بالا، مى توان پذيرفت كه اگر ما بتوانيم راهى را براى دستيابى به لوح محفوظ پيدا كنيم، آن گاه خواهيم پذيرفت كه مى توانيم طرح نظرى نظام اقتصادى را بر پايه مبانى، هدفها و ارزشها، راهبردها و احكام، روشن و بيان كنيم. بازگشت به قرآن، سنت و عقل، ابزارها و منابع دستيابى به لوح محفوظ است. با كشف، به نظم درآوردن و سامان دهى يافته ها، توانا خواهيم شد طرح اقتصاد اسلامى و اقتصاد در لوح محفوظ را روشن و نمايان سازيم. در مرحله بعد، بايد طرح عينى نظام اقتصادى دريافت و كشف شده را سازوار با زمان و مكان درآوريم و بانيازهاى زمان و مكان، برابر سازيم در اين برابرسازى، نهاد سرپرست و به عهده دارنده آن، هم بايد طرح نظرى اقتصادى را درست بشناسد و هم با دانش اقتصاد روز و نيازها و زمينه هاى عصر حاضر به طور كامل آشنا باشد. آنچه اكنون در پى آنيم، روش كشف نظام اقتصادى به حقيقت پيوسته در لوح محفوظ به كمك منابع است. اين كشف، در صورتى مى تواند به اسلام نسبت داده شود كه با استفاده از عنصر اجتهاد مرسوم در دانش فقه، انجام بگيرد. ميزان بستگى نظام اقتصادى كشف شده به اسلام و لوح محفوظ، بستگى به توانايى علمى شخص دريافت و استنباط كننده و روش كشف وى دارد. هرچه توانايى وى بيش تر و روش درست ترى در مطالعه در پيش گيرد، ميزان بستگى و پيوند آنچه را او كشف و استنباط كرده، به اسلام و عالم ثبوت، بيش تر خواهد بود. البته انتظار آن نيست كه هر طرح نظرى نظام اقتصادى كه با روش صحيح كشف مى شود، به طور دقيق، برابر نظام اقتصادى موجود در لوح محفوظ باشد. اين سخن نيز بدان معنى نيست. پس آنچه كشف شده، نبايد در خارج به عينيت درآيد، چون اگر كشف كننده شايستگى كافى براى كشف را داشته باشد و نيز از روش صحيح استفاده كرده باشد، آن گاه، آنچه را كشف كرده، مى تواند نزد خداى متعال حجت باشد. در آن هنگام مى توان آن را در خارج طراحى و عينيت بخشيد. چون (للمصيب اجران وللمخطى اجر واحد) در نتيجه اگر كسى از توان كافى كشف برخوردار باشد و از روش صحيح استفاده كند، آنچه كشف مى كند، اگر برابر با لوح محفوظ باشد، دو پاداش خواهد داشت و اگر خطا باشد و برابر با لوح محفوظ نباشد، تنها يك پاداش خواهد گرفت. در ادامه بحث، ابتدا اشاره اى كوتاه به عنصر اجتهاد خواهيم داشت، آن گاه روشهايى را كه عنصر اجتهاد بايد در آنها جريان يابد، تا نظام اقتصادى اسلام به دست آيد، بررسى خواهيم كرد. اجتهاد به معناى (تلاش با دليل و منطقى براى دستيابى به مطلبى جديد و پنهان) معناى عامى است كه در هر دانشى مصداق دارد، اما در دانش فقه اسلام، مى توان آن را چنين تعريف كرد: (تلاش براى به دست آوردن احكام دين، همراه با توانايى كافى و به كار بستن و در پيش گرفتن روش صحيح، به گونه اى كه نزد خداحجت باشد)10 بر پايه اين بيان، هر مجتهدى افزون بر چيرگى و آشنايى دقيق و همه سويه بر منابع احكام دين و دانشهاى گوناگونى كه در استفاده احكام دين به آنها نياز دارد، بايد روش درستى نيز به كار بندد. بنا بر اين اگر يكى از اين دو ركن، در عنصر اجتهاد به كار بسته نشود و ناديده انگاشته شود؛ يعنى فردِ در حال استنباط حكم، اگر چيرگى و خبرگى كافى بر منابع استنباط داشته باشد؛ اما روش درست استنباط را براى رسيدن به حكم شرعى، به كار نبندد، يا بر عكس روش صحيح را در پيش گيرد، اما چيرگى و خبرگى كافى بر سرچشمه هاى استنباط احكام نداشته باشد، آنچه استنباط خواهد كرد، اگر برابر با لوح محفوظ نباشد، حجت نزد خداى متعال نخواهد بود. استنباط حكم دين در عرصه هاى گوناگون اجتماعى، با توجه به دگرگونيهاى گسترده، ژرف و پرشتاب پديده هاى اجتماعى و ظهور پديده هاى نوپيدا، افزون بر توانايى كافى بر منابع استنباط، به كار بستن و در پيش گرفتن روشهاى ويژه هم براى شناسايى زواياى پديده هاى نوظهور و هم براى استنباط احكام ضرورى است. ناديده انگارى و به كار نبستن روش مناسب مجتهد را از راه يافتن به حقيقت دين دور خواهد كرد، يا به (باب احتياط ها وليت ولعلّ) دچار خواهد ساخت. پايگاه حوزه اقتصاد اسلامي