توضيحاتي پيرامون مدل رشد سولو(برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1987
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيمتوضيحاتي پيرامون مدل رشد سولو(برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1987)-Robert. M. Solow
"رابرت ام سولو" روز 23 اوت سال 1924 در خانوادهای در بروکلین نیویورک متولد شد. او اولین فرزند خانواده بود. خانوادهای که به آمریکا مهاجرت کرده بودند و سه فرزند ( پسر و دو دختر) داشتند. او بزرگترین فرزند خانواده بود و دریک مدرسه ابتدایی دولتی شروع به تحصیل کرد. در سپتامبر سال 1940 رابرت جوان با بورس تحصیلی به دانشگاه هاروارد وارد شد. در ابتدا او مطالعات خود را در رشته جامعهشناسی شروع کرد و سپس انسانشناسی و اقتصاد خواند. او در سال 1942 هاروارد را ترک کرد و به ارتش آمریکا پیوست.
وی ابتدا در شمال آفریقا و سپس در سیسیل و طی جنگ جهانی دوم تا 1945در ایتالیا خدمت کرد. رابرت در سال 1945 به هاروارد بازگشت و از استادی اقتصاد دانی چون واسیلی لیونتیف Wassily Wassilyovitch Leontief بهره گرفت. سپس شروع به یک دوره مطالعاتی بر روی مدل های آمار و احتمالات در دانشگاه کلمبیا کرد. طی همین سال یعنی 1949 تا 50 او همزمان بر روی رساله دکترای خود با موضوع «بررسی تغییرات نحوه توزیع درآمد با استفاده از روند تقابل اشتغال و بیکاری و نرخ دستمزدها» نیز کار می کرد. طی بازگشت از کلمبیا تقاضای او برای تدریس در ام آی تی و در واقع دانشکده اقتصاد دانشگاه فناوری ماساچوست مورد قبول واقع شد. در سال 1952 دکتر رابرت سولو به عنوان استادیار گروه اقتصاد مؤسسه فناوری ماساچوست انتخاب شد و به تدریس آمار و اقتصاد آماری پرداخت . دکتر رابرت. ام. سولو در سال 1987 میلادی از سوی بنیاد نوبل و به خاطر «خدمات و زحمات او در زمینه نظریه رشد اقتصادی» مفتخر به دریافت جایزه اقتصاد نوبل شد.
مدل رشد سولو در مقاله سال 1956 او تحت عنوان «رهآوردی به نظریه رشد اقتصادی» ارائه شد. مقاله حاوی مدل ریاضی است که چگونگی افزایش بیشتر تولید سرانه با انباشت سرمایه را توصیف میکند. نقطه شروع کار سولو آن است که جامعه نسبت ثابتی از درآمد خود را پسانداز میکند. جمعیت و عرضه نیروی کار در نرخ ثابتی رشد میکند و تراکم سرمایه(سرمایه برای هر کارگر) میتواند تنظیم گردد. تراکم یا شدت سرمایه توسط قیمتهای عوامل تولید تعیین میگردد. به هر حال به دلیل بازدهی نزولی، تزریق بیشتر سرمایه منجر به افزایش تولید کوچکتری میشود. این به آن مفهوم است که در بلند مدت، اقتصاد به شرایط نرخ رشد یکسانی برای سرمایه، نیروی کار و کل تولید نزدیک میشود (به شرطی که هیچ پیشرفت فن آوری رخ ندهد)، این امر مستلزم آن است که تولید سرانه و دستمزد واقعی نیز افزایشی پیدا نکند.
نسبت بالای پسانداز و افزایش در عرضه نیروی کار از جمله عواملی هستند که در شرایط ثبات وضعیت فنآوری میتوانند به رشد بیشتر منجر شوند؛ اما پیشرفت فن آوری موتور رشد اقتصادی در بلند مدت خواهد بود. در مدل سولو، اگر پیشرفت فنآوری مداوم فرض گردد، رشد در درآمدهای واقعی منحصرا با پیشرفت فنآوری تعیین میگردد.
فرض بحث قبل بر این موضوع استوار است که سهم معینی از درآمد اقتصادی پسانداز شده و آن پسانداز با مقدار معینی از سرمایهگذاری برنامهریزی شده برابر است. سولو ثابت کرد که اگر شرکتها دارای دیدگاه کاملی باشند و بازارهای سرمایه به طور رضایت بخشی عمل کنند، شرکتها تمایل به سرمایهگذاری تا حدی دارند که کل برنامههای سرمایهگذاری آنها با پساندازهای آنها برابر گردد. در واقع، سولو شرایطی را که زیربنای تحلیل کینزی از بیکاری را تشکیل میدهد، در نظر نمیگیرد. البته تمرکز کینزیها دربیثباتی در کوتاهمدت است؛ اما سولو به تحلیل توسعه بلندمدت علاقهمند بوده است. مدل نظری سولو تاثیر زیادی بر تحلیل اقتصادی داشته و این مدل در جهات مختلفی تعمیم پیدا کرد و جنبههای آماری نیز به آن اضافه شده است.
کارهای سولو در دو مقاله تحت عنوان «تغییر فنی و تابع تولید کل» و «سرمایهگذاری و پیشرفت فنی» پایهای را برای توسعه حسابداری رشد بنا نهاد. سولو مدل خود را در مقاله اول با سریهای زمانی تولید کل، کل نیروی کار و سهم هزینهای این عوامل در تولید کل تشکیل داد. بنابراین سولو معیاری را برای تغییر مداوم در فناوری تولید در طول زمان از طریق محاسبه اختلاف بین توسعه نسبی تولید و توسعه عرضه نیروی کار و سرمایه (که با سهم عوامل موزون شده) به دست آورد. سولو بر اساس این سریهای تخمینی توانست تابع تولید را ارزیابی کند.
تغییر در فناوری تولید (تغییر در تولیدی که به صورت تغییر در نهادههای سرمایه و نیروی کار تفسیر نمیشود) به عنوان نتیجه تغییرات در تکنیکهای تولید یا پیشرفت تکنیکی تفسیر میگردد. تحلیل سولو نشان داد که سهم کوچکی از رشد سالانه با افزایش در نهادههای سرمایه و نیروی کار توضیح داده میشود. دسترسی به دادههای آماری مناسب در شکل سریهای زمانی برای سرمایه و نیروی کار موجب نتایج قابل اعتمادی از مدل سولو گردید. نتایج عملی او به انباشت سرمایه در افزایش تولید هر کارگر جایگاه بالاتری داد. تلاشهای اولیه در اندازهگیری سهم عوامل تولید در تولید کل مبتنی بر سریهای معینی از عرضه نیروی کار و انباشت سرمایه بودند. این دو سری دادههای کل همواره بحث انگیز بودهاند؛ از این رو سولو به طور موثری در چنین مباحثی مشارکت داشت.
سولو علاوه بر مسائل رشد اقتصادی به اقتصاد منابع طبیعی نیز توجه داشت. به اعتقاد او، علاوه بر عواملی مانند سرمایه، نیروی کار و فنآوری که در رشد موثرند، محدودیت منابع طبیعی نیز در تداوم رشد تاثیرگذارند و از نظر سولو مفروضات کشش جانشینی بین سرمایه و منابع طبیعی بسیار مهم است. او همچنین عواقب محیطی رشد را در کارهای دیگر خود بررسی نمود.
منبع: دنیای اقتصاد
- مكاتب اقتصادي جهان