حکومت علوی و اهتمام به اصلاحات اجتماعی اقتصادی، توسعه و رفاه 8
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيم سند ششم: از سندهای تاریخی توجه امام علی(ع) به عمران و شیوه مدیریت ایشان در این زمینه، نامه ای است که به قرظة بن کعب انصاری از صحابه پیامبر(ص) و والی کوفه و متولی خراج بین النهرین در زمان خلافت امیرالمؤمنین(ع)، نگاشته شده است. امام(ع) در نامه خویش تأکید می کند: «گروهی از مردم (اهل ذمه) منطقه تحت فرمان تو، یادآوری کرده اند که نهری در سرزمینشان وجود داشته که از بین رفته و از جریان باز ایستاده است و اکنون اگر مجدداً حفر گردد و آب آن به جریان افتد، موجب آبادانی و عمران آن منطقه خواهد شد و در نتیجه توان پرداخت خراج خود را هم خواهند یافت، از این رو از من خواسته اند، نامه ای به تو بنویسم و تو را وادار به استخدام ایشان برای حفر نهر مزبور و پرداخت هزینه های آن نمایم. البته من صلاح نمی دانم که فردی را مجبور به این کار نمایی. تو مردم را گردآور و با ایشان شور و مشورت نما، اگر مطلب چنین است که گفته اند، افرادی را که حاضر به همکاری برای حفر مجدد نهرِ یاد شده می باشند، بر این کار بگمار. و در این صورت نهر، از آنِ کسانی است که در حفر آن شرکت داشته اند، پس نهر را اصلاح و آن را آباد گردان. قسم به جان خودم اگر عمران کنند و آبادی پدید آورند، برای من محبوب تر از آن است که ناتوان باشند و در کاری که بر عهده شان نهاده شده یعنی سازندگی (صلاح البلاد) کوتاهی نمایند.»[61] سند هفتم: مستندی دیگر که حاکی از اهتمام دولت علوی به امر عمران و آبادانی است، سیاستهای مربوط به اخذ مالیات و جمع آوری خراج می باشد. در این زمینه، در عهدنامه مالک اشتر می خوانیم؛ باید توجه و عنایتت به عمران و آبادانی زمین، بیش از گرفتن خراج باشد زیرا خراج بدون آبادانی قابل تحصیل نیست. «و من طلب الخراج بغیر عمارة اخرب البلاد و اهلک العباد و لم یستقم امره الّا قلیلاً؛[62] دولت و حکومت که به دنبال مطالبه مالیات، بدون آباد کردن است، شهرها را با این کار خراب می کند و بندگان خدا را به نابودی می کشاند و هرگز حکومتی، با چنین سیاستی، دوام نمی آورد.» بنابراین از نشانه های مدیریت صحیح و حسن تدبیر دولت آن است که سیاستهای مالیاتی را به شیوه ای پیش ببرد که به امر عمران و تولید، بیشتر کمک شود و زمینه رشد اقتصادی را فراهم آورد و مردم را تشویق به کار و سرمایه گذاری نماید وگرنه در صورتی که مالیات بر دوش مردم سنگینی کند و دولت تنها در اندیشه جمع آوری آن باشد و در امر عمران و توسعه برنامه ای کارآ و مفید، ارائه ندهد، سه عاقبت و نتیجه سوء گریبانگیر نظام و کشور خواهد شد؛ خرابی بیش از پیش کشور، نابودی و له شدن مردم در زیر فشار معیشت و بالاخره با گسترش نارضایتی مردم، ارکان نظام و قدرت سیاسی به تزلزل درخواهد آمد و بحران جدی فراروی او را خواهد گرفت. و از این رو است که امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: «سوء التدبیر مفتاح الفقر.»[63] همان طور که در مقیاس کم، اگر انسان به خرج و دخل خود توجه نکند و نتواند در زندگی خود عاقبت اندیشی درست داشته باشد، گرفتار فقر خواهد شد، در مقیاس بزرگ اجتماعی هم، دولت و نظام سیاسی به عنوان مغز متفکر و هدایتگر و مدیر جامعه، اگر در سیاستهای اقتصادی خویش نتواند واقعیتها را مشاهده کند و با توجه به منابع مختلف مالی در مدیریت خویش عاقبت اندیشی خردمندانه داشته باشد، جامعه قطعاً با بحران فقر و حرمان مواجه خواهد شد و آتش آن، دامن چنین حاکمان و سیاستگذارانی را خواهد گرفت. سند هشتم: آخرین مستندی که برای توجه ویژه دولت علوی به مقوله توسعه و عمران همراه با عدالت، در اینجا قابل ارائه است، توجه ویژه امام علی(ع) به اقشار مختلف از صاحبان حِرف و صنایع و کشاورزان و بازرگانان و بازاریان است. امام(ع) از یک سو به تشویق آنان می پردازد و از سویی آنها را هدایت و راهنمایی به روشهایی می نماید که مورد اهتمام دین و صاحب شریعت است. این سیاست از این جهت اهمیت دارد که اقشار یادشده، پایه های اصلی گردش چرخ اقتصاد می باشند و برای رسیدن به نظام سیاسی به اهداف بلندی همچون عمران و آبادانی، نمی تواند نسبت به آنان بی توجه باشد، رو در رو با آنها خود را قرار ندهد، نسبت به مشکلات و تنگناهای آنان بی تفاوت باشد و آنها را مورد تشویق و لطف ویژه قرار ندهد. در مورد کشاورزان، به خراج گیران، والیان و فرماندهان نظامی توصیه می کرد که آنها را مورد ظلم و اجحاف قرار ندهند، در باره اربابان حِرَف و پیشه وران می فرمود: خداوند پیشه ور امانتدار را دوست دارد. هنگامی که از کنار خانمی در حال بافندگی عبور می کرد، وی را مورد التفات قرار داد و فرمود: از حلال ترین راههای درآمد کار بافندگی است که به آن، اشتغال داری. با این وجود حضرت(ع) به این قشر توصیه «جودة صنعت» که همان بالا بردن کیفیت کالا و رعایت استاندارهاست داشت و می فرمود: کیفیت را فدای سرعت نکنید. به تجار و بازرگانان می فرمود: تجارت کنید، خداوند به شما برکت دهد و در اهمیت این شغل می فرمود: «از پیامبر اکرم(ص) شنیدم اگر رزق ده قسمت شود، نُه قسمت آن در تجارت است و یک قسمت آن در سایر کارها» که به اهمیت تجارت و صادرات اشاره می کند. در همین ارتباط حضور مستقیم امیر مؤمنان(ع) به عنوان خلیفه جهان اسلام که بر امپراطوری پهناور اسلامی حاکم است، بسیار حائز اهمیت است. به نقل سیره نویسان، هر روز، بر قاطر رسول خدا(ص) با نام شَهْباء سوار می شد و بر اصناف مختلف بازار به بازار مرور می نمود و بر کار قصابان، خرمافروشان، ماهی فروشان و دیگر اصناف نظاره می کرد، از یک سو آنها را مورد تفقّد قرار می داد و اهتمام خویش را به موقعیت آنها، یادآور می شد و از سویی آنها را با روش صحیح کار و کسب آشنا می نمود. از کم فروشی، گران فروشی، فروش کالای تقلبی، دروغ گویی، رباخواری، قسم خوردن، احتکار و سایر محرّمات فقهی بیع و تجارت نهی می کرد و آنها را به عدالت و انصاف رعایت حقوق جامعه توصیه می کرد. حضور مستقیم حضرت در میان بازاریان، آنقدر مهم بود، که همگان هرچه در دست داشتند، می افکندند و با جان و دل به نصایح و فرمایشات مولای خویش گوش فرا می دادند. هنگامی که «اصبغ» عرض کرد یا امیرالمؤمنین، مسؤولیت سرکشی و نظارت بر بازار را به من محول کنید و شما در خانه بمانید، در پاسخ فرمود: «ما نصحتنی یا اصبغ»؛ خیرخواهی برای من نکردی ای اصبغ. مردم بازار، هر روز با ندای «اتقّوا الله» که از زبان مبارک مولای متقیان می شنیدند، به کار و کسب مشغول می شدند و آیات وحی را با حنجره زیبای قرآن ناطق به گوش جان می سپردند که تلاوت می نمود: «تلک الدار الآخرة نجعلها للذین لا یریدون علوّاً فی الارض و لا فساداً.»[64] می فرمود: این آیه در باره والیان عدالت پیشه متواضع و دیگر قدرتمندان اجتماعی فرود آمده است.[65] 5 تأمین اجتماعی اقشار محروم و از کارافتاده پنجمین اقدام اصلاحی حکومت علوی برای زدودن پدیده زشت فقر و محرومیت از چهره میهن اسلامی، در پی اقدامات سه گانه اول که جنبه سلبی و پیشگیرانه داشت و اقدام چهارم که بستر مناسب را برای رشد و شکوفایی اقتصادی فراهم می نمود، اهتمام ویژه به امور معیشتی محرومان و بیچارگان و در ماندگان اجتماع بود. گرچه برنامه های پیشین، بسیار مؤثر و کارآمد در کاستن از فاصله های طبقاتی بود و چهره جامعه را در مدتی اندک دگرگون ساخت، به طوری که مستمندان، احساس هویت و کرامت نمودند و حقوق اجتماعی خود را باز یافتند و قول و وعده خود مولا(ع) در آغاز بیعت مدینه که فرموده بود: «لَتُبَلْبَلُنَّ بلبلةً و لتغربلنّ غربلة و لَتُساطنّ سوط القدر حتی یعود اسفلکم اعلاکم و اعلاکم اسفلکم»[66] اکنون که چهره جامعه، به عصر جاهلیت مقارن با بعثت پیامبر اکرم(ص) بازگشته و ارتجاعی شده و دوباره ثروتمندان و اشراف بر گرده محرومان چیره شده اند، باید تمامی طبقات و اقشار جامعه با هم درآمیزید، مخلوط شوید و غربال گردید و چونان دانه هایی که در دیگ جوشان زیر و رو و بالا و پایین می شوند، باید آنان که به پایین کشانده شده اند، صعود یابند و بالاروند و کسانی که بالا قرار گرفته اند، به زیر آورده شوند، این وعده امام(ع) اکنون تا حد زیادی محقق شده و جامعه غربال شده بود، هر فرد از آحاد شهروندان، در موقعیت مناسب با خود، در ساختار اجتماع قرار گرفت و ساختار جامعه که در اثر رشد نا متعادل بخشهایی از آن غدّه های سرطانی و ناهنجاری هایی آن را رنجور نموده بود، با اجرای سیاستهای علوی، تعادل را در پیکر خویش احساس می نمود. در سایه عدالت و فضای سالمی که برای رشد همه شهروندان پدید آمده بود، کسانی که توانی در خود می دیدند، به ظهور و شکوفایی و فعلیت آن همت گماشتند، ولی یک برنامه دیگر نیز لازم بود که ساختار مترابط و منتظم اصلاحات اقتصادی را تکمیل گرداند و آن حمایت از اقشار آسیب دیده و یا آسیب پذیر بود. این مطلب، ذاتی و اقتضاء طبیعی جوامع بشری است که همواره انسانهایی ناتوان از یتیمان و از کارافتادگان و غیره در درون جامعه حضور دارند که دولت نمی تواند، نسبت به مسایل آنان بی توجه باشد. اقدام پنجم حکومت علوی، تنظیم سیاستهای مربوط به این قشر بود. از این قشر در عهدنامه مالک اشتر به «طبقه سفلی» یاد شده و مأموریتهایی که مالک به عنوان کارگزار ارشد حکومت علوی در سرزمین مصر باید در باره این قشر به اجراء گذارد، عبارت بود از: «ثم الله الله فی الطبقة السفلی من الذین لا حیلة لهم من المساکین و المحتاجین و اهل البُؤسی و الزمنی ... و احفظ الله ما استحفظک من حقّه فیهم و اجعل لهم قسماً من بیت مالک و قسماً من غلّات صوافی الاسلام فی کلّ بلدٍ؛[67] پس خدا را، خدا را، در باره طبقه پایین از مردم، همانان که راه چاره ای نمی بینند، از مسکینان و نیازمندان و بینوایان و زمینگیرشدگان، این گروه ها که برخی شان اظهار مشکل می کنند و برخی به رو نمی آورند، حقی را که خداوند در باره ایشان فرمان داده به جا آر و بخشی از بیت المال و بخشی از زمینهای خالصه را، برای ایشان در هر شهری که ساکنند مقرر کن.» اقدام برای تأمین اجتماعی محرومان با استفاده از بیت المال و خزانه عمومی، برنامه ای نبود که تنها در امریّه و فرمان به کارگزارانی چون قثم بن عباس و مخنف بن سلیم و مالک اشتر بر روی کاغذ نگاشته شود.[68] بلکه شخص امام(ع) انجام آن را عملاً از وظایف خود می شمرد و به آن اقدام می کرد. به گفته برخی محققان، امام(ع) بر طبق آمار دقیق و به دست مأموران بصیر، به انجام این کار می پرداخت.[69] امام(ع) خود را پدر یتیمان معرفی می کرد و همچون پدر با ایشان رفتار می کرد.[70] توجه به بینوایان و از کارافتادگان، مخصوص مسلمانان نبود، اقلیتهای مذهبی چون نصرانیان نیز از شفقت ولیّ امر مسلمانان متنعّم بودند. از تهذیب الاحکام نقل است: پیری نابینا و سائل از راه می گذشت، حساسیت امیرالمؤمنین برانگیخته شد، پرسید: این چیست؟ پاسخ دادند: یا امیرالمؤمنین، نصرانی است. فرمود: «استعملتموه حتی اذا کبر و عجز منعتموه؟ انفقوا علیه من بیت المال؛[71] تا توان در تن داشت، او را به کار گماشتید، اکنون که پیر و فرتوت شده، او را منع می کنید؟ از بیت المال بر او انفاق نمایید.» از این رو طبق قوانین فقه اسلامی، به گفته امام خمینی، کسانی که نمی توانند زندگی خود را بچرخانند و مال کافی ندارند و قوه کسب و کار و صنعت هم ندارند، دولت باید هر طور صلاح می داند آنها را اداره کند یا کالای مستقیم در اختیارشان گذارد و یا مخارج سالیانه آنها را تأمین کند، تا خودشان، خود را اداره کنند.[72] پايگاه حوزه حكومت داري امام علي (ع)