نقش زن در سامان دهي اقتصاد خانواده



نقش زن در سامان دهي اقتصاد خانواده

اقتصاد خانواده به معناي چگونگي سامان دهي و مديريت منابع خانه است. خانواده سازماني است که توليد و توزيع کالاهاي مورد نياز را فراهم مي سازد و زن بدون مناقشه به عنوان يکي از دو رکن اساسي خانواده در اين سازماندهي و مديريت، نقش اساسي را ايفا مي کند. جايگاه مادري و همسري عمده ي منابع مصرف را به زن مي سپارد و انتظار مي رود که او بتواند با سازماندهي و مديريت صحيح بين درآمد و مصرف، توازن برقرار کند و با برنامه ريزي و اجراي صحيح در رشد و توسعه ي اقتصاد خانواده نقش مؤثر ايفا نمايد. از آن جا که جدول بازدهي اقتصاد خانواده در تنظيم نمودار رشد و توسعه اقتصادي جامعه و برنامه هاي کلان بخش هاي مختلف دولتي و خصوصي تأثير به سزا دارد، مي توان گفت که زنان در واقع نقش کليدي در استفاده ي بهينه از منابع را دارند. منابع در اين جا شامل: زمان، پول يا درآمدهاي ديگر مي باشد.

دسترسي به منابع سخت، و از دست دادن آن ها آسان است؛ از اين رو بايد مدير خانواده با سازماندهي و مديريت صحيح و سالم بتواند بهترين انتخاب ها و گزينش ها را داشته باشد.

خانواده غير از منابع مادي منابع ديگري نيز در اختيار دارد که قابل تبديل به پول نيست و در بيشتر موارد تجديدپذير هم نمي باشد. از جمله ي اين منابع؛ عشق، انسجام خانواده، خاطرات خوش و ... است، و چون اين منابع براي اعضاي خانواده رضايت خاطر ايجاد مي کند، بايد نقش اساسي آن ها و جايگاه خاص هر کدام مورد توجه قرار گيرد تا افراد بتوانند با بالاترين سطح مطلوب از آن ها بهترين استفاده را بنمايند؛ از اين رو بايد گفت: انتخاب، قلب اقتصاد خانواده است.

نقش الگوهاي ديني در هدايت زندگي بشر به سوي فلاح و رستگاري دنيا و آخرت زنده و پويا است. حضرت زهرا(س) همان گونه که در تمام شؤون، الگويي حسنه است، در اين مورد نيز بهترين نقش را در مديريت و سازماندهي اقتصاد خانواده ايفا مي نمايد. در سيره ي عملي حضرت زهرا(س) نقش منابع غير مادي در اقتصاد اسلامي مهم تر از منابع اقتصادي است که آن حضرت بهترين شکل معقول و منطقي را جهت استفاده از آن ها به کار گرفت. از آن جمله؛ شکرگزاري، دعا و کمک گرفتن از ذکر خداوند براي رفع نيازمندي هاي مادي خانواده و ... بيشترين رضايت خاطر را براي اعضا ايجاد مي کند. آنچنان که در ماجراي اطعام مسکين و يتيم و اسير اعضاي خانواده شامل: همسر، فرزندان و حتي خادم منزل با رضايت و خشنودي کامل، حضرت زهرا(س) را همياري نمودند.

امروز عوامل تأثيرگذار بر رضايت مندي يا تابع مطلوبيت خانواده در ادبيات اقتصادي شامل: عوامل اقتصادي و غير اقتصادي است که باعث افزايش مطلوبيت خانواده ها مي شود.


 




زنان و تعاونيهاي محلي



 پيام زن :: فروردين 1378، شماره 85


امروزه به فعاليت زنان، از نقطه نظر شرکت در تعاونيها و بخصوص تعاونيهاي محلي با ديد بسيار مثبتي نگاه مي شود. از آنجايي که ساختار تعاونيها به گونه اي است که در صورت فعاليت خلاق زنان، آنان قادر خواهند بود در بخشهاي مديريتي، برنامه ريزي و اجرايي فعال باشند؛ و اين موضوع کمک خواهد کرد، تا زنان خانه دار و متخصص در بخشهاي اقتصادي، نقش خود را به خوبي ايفا نمايند. ضمن اينکه مسايلي همچون نگهداري کودکان، دوران بارداري، انجام امور منزل، ساعات کار ثابت در اين شکل فعاليت عمدتا قابل حل بوده و آنان مشارکتي فعال و سودمند

خواهند داشت.

لازم به ذکر است که در ميان انواع تعاونيها، تعاونيهاي محلي مي توانند انگيزه لازم، جهت فعاليتهاي اقتصادي زنان را به وجود آورند که برخي دلايل مزيت آن به شرح زير است:

* در تعاونيهاي محلي، زنان مي توانند ضمن حفظ فرهنگ و نگرشهاي قومي خود، در نزديک خانه و فرزندان خود و بدون طي مسافتهاي طولاني، اشتغال داشته باشند.

* توليدات و خدمات اين گونه تعاونيها که بر مبناي گردآوري محصولات محلي و خدمات مورد نياز محلي خواهد بود، مي تواند به مصرف داخلي محله و منطقه رسيده و بخش مازاد آن جهت مبادله با بازار عرضه شود. ضمن اينکه آن بخش از کالا و توليدات که براي مصرف داخلي در نظر گرفته مي شود، نياز به ارزيابي، بسته بندي، روشهاي خاص نگهداري بلندمدت، حمل و نقل و ... نداشته و در نتيجه توليد کالا مقرون به صرفه بوده و معادل قيمت مواد اوليه و کارکرد اعضا تمام مي شود و اين به نوبه خود مي تواند به مسايلي همچون کمبود مواد غذايي، بيکاري و محيط زيست پاسخ مثبت دهد.

* با توجه به اينکه در بسياري از جوامع، زنان در خانه هستند، مي توان خانه و محله را با بکارگيري نيمي از جمعيت مبدل به کانوني پرتلاش و اقتصادي نمود. امروزه با پيشرفت علوم، فن آوري و صنايع ارتباطي، نياز بسيار کمتري به فعاليت افراد در مراکز پرتجمع، همچون ادارات و کارخانجات وجود داشته و با وجود رايانه، يک فرد مي تواند به همان ميزاني که با جامعه محلي خود در ارتباط است، با جوامع و بازارهاي ديگر در ارتباط باشد.

* در تعاونيهاي محلي مسايل معنوي و نقش تصميمات فردي، جايگاهي خاص دارد. مادران که در بيشتر اوقات شبانه روز کودکان خود را در کنار خود دارند، فعاليتشان در اين گونه تعاونيها کمک خواهد کرد تا فرزندانشان به کارهاي شغلي خانواده سوق داده شده و مسؤوليت پذيرتر و مولدتر از نوجوانان ديگر تربيت شوند.

در اينجا چون تفکيک سني وجود نخواهد داشت، پير و جوان (مادربزرگ، پدربزرگ، پدر، مادر، همسايه ها و يا چند غريبه) با هم به کار مشغول مي باشند. بنابراين آموزش و پرورش با کار توأمان گرديده و تمام سالهاي زندگي را در بر مي گيرد.

چنين محيطي، برعکس محيط کارخانجات و ادارات که زمان بندي و تکراري

است و فرد را از محيط اصلي خود دور کرده و به معنويات و روحيات کارکنان توجه کمتري دارد؛ بسياري از مسايل در اختيار جامعه محلي است. از جمله: ساعات کار، تعطيلات، مديريت مشارکتي، حفظ روابط سطح بالاي اجتماعي در محيط کار که به نوبه خود از سرگشتگي و احساس پوچي کارکنان کاسته و رفتار سازماني و طبقه بندي مشاغل، جاي خود را به تعاريفي مدرن بر اساس تکنيک کار محلي خواهد داد و مديريت مشارکتي جايگزين رياست انفرادي مي شود.

در اين گونه تعاونيها، افراد مي توانند با يک برنامه زماني شناور به کار و فعاليت مشغول باشند و در عوض اجبار داشتن به حضور در سر کار و در سر ساعتي معين مي توانند محوري را براي حضور افراد تعيين نموده، ساعات ديگر را شناور اعلام نمايند. بدين ترتيب زنان شاغل در اين گونه تعاونيها مي توانند از ميان اين زمانها، ساعات کار خود را انتخاب کرده و به راحتي بتوانند براي انجام امور خانه يا خريد يا بردن بچه نزد پزشک و ... از محل کار خود خارج شوند.

امکان کار نيمه وقت و يا ساعات کار شناور مي تواند مورد استقبال زنان، افراد مسن، ميانسال، بازنشستگان و جوانان که ترجيح مي دهند در مقابل حقوق کمتر زمان بيشتري را به کارها و فعاليتهاي ديگر اختصاص دهند، واقع شود.

بدين گونه، عده بيشتري از زنان مي توانند از خانه براي کار خارج شده و يا در محله هاي خود در نزديکي خانه مشغول فعاليتهاي اقتصادي باشند.

شرکتهاي تعاوني محله اي مي تواند شامل موارد زير باشد:

آشپزخانه هاي محله اي، خانه سالمندان محله اي، مهد کودک و مدرسه هاي محله اي، آموزشگاههاي فني و حرفه اي محله اي، پارک و درمانگاههاي محله اي، خياط خانه ها، گلخانه ها و فروشگاههاي محله اي و ... لازم به ذکر است با اين تمهيدات مي توان از بسياري از هزينه هاي سنگين دولت براي خدمات و توليد و حمل و نقل و محيط زيست کم کرد.

پديدآورنده: رفيع افتخارامروزه به فعاليت زنان، از نقطه نظر




 




آثار رفتار اقتصادي زنان بر مصرف کل جامعه


آثار رفتار اقتصادي زنان بر مصرف کل جامعه

بي شک رفتارهاي مصرفي بر حجم مصرف کل در جامعه تأثيرگذار است. از ديد اقتصادي هرچه ميل نهايي افراد جامعه به مصرف، بيشتر باشد؛ فرآيند ضريب فزاينده و روابط بين متغيرهاي کلان اقتصادي مصرف کل بيشتر خواهد شد. با ايجاد تقاضاي مؤثر براي کالاها و خدمات، توليد کل فزوني يافته و در نتيجه درآمد ملي افزايش مي يابد. از نظر اسلام مصرف بايد در چارچوب صحيح و متعادل و دور از اسراف و تبذير صورت پذيرد. همان گونه که اسلام تأکيد و سفارش به اسراف نکردن و مصرف صحيح و به اندازه دارد؛ بر انفاق نيز تأکيد مي نمايد. با انفاق؛ روح هم بستگي و کمک به ديگران تقويت مي شود. زن مي تواند با پرهيز از اسراف و تبذير جلوي اتلاف و هدر رفتن امکانات، لوازم، مواد غذايي، پوشاک و ... بگيرد و جامعه را به سوي مصرف صحيح راهنما باشد.

کالاهاي مصرفي هر خانواده را مي توان به دو گروه تقسيم کرد:

1. کالاهاي مصرفي با دوام؛ همچون مواد غذايي که بايد براساس برنامه استفاده شود. مادر خانواده بايد مواد ضروري چهارگانه (پروتئين، چربي، قند، ويتامين) را در برنامه غذايي افراد خانواده بگنجاند؛ بدين منظور آشنايي به اصول علم تغذيه و آگاهي از قيمت مواد غذايي مختلف و توجه به بودجه خانواده از عناصر اصلي تهيه ي مواد غذايي مناسب مي باشد. مادر مي تواند در صورت محدوديت درآمد با جاي گزيني مواد غذايي ارزان تر (با خواص مشابه) نيازهاي تغذيه اي خانواده را تأمين کند. مادر خانواده بايد در اين جاي گزيني توجه به ذائقه و ترجيحات خانواده داشته باشد. غذا بايد به اندازه نياز خانواده تهيه شود. پرخوري در اسلام مذموم است و موجب بيماري و افزايش هزينه ي خانواده مي شود که در صورت محدوديت درآمد، باعث فشار و تحديد بر ديگر بخش هاي تقسيم درآمد مي گردد. و حال آن که اگر خانواده ها بخشي از هزينه ي مواد غذايي را صرف خريداري کتاب و محصولات فرهنگي بنمايند از مشکلات و ضعف فرهنگي جامعه کاسته خواهد شد.

ب. کالاهاي با دوام؛ مانند مسکن که بايد به هنگام خريد آن توجه به امکانات، محلّه و ... نمود و از نظر قيمت متناسب با درآمد و انتظار باشد تا ميزان مطلوبيت و رفاه خانواده بالا رود.([14])

آثار رفتار اقتصادي زنان بر پس انداز کل جامعه

در بينش اسلام سرمايه گذاري در راه فعاليت هاي توليدي ممدوح است. پيامبر اعظم(ص) فرمود: اگر مسلماني اقدام به کشت درخت و زراعت نمايد که پرنده يا انساني از آن استفاده کند؛ اين کار براي او عمل خير به حساب خواهد آمد و بهترين سرمايه، سرمايه اخروي است.([15])

تقسيم و بخشش درآمد فدک از سوي حضرت زهرا(س) به مستمندان و تلاش براي احقاق حق و باز پس گيري آن از غاصبان به عنوان بهترين سرمايه براي جامعه مسلمين و رفع محروميت و پيشرفت اقتصادي به شمار مي آيد؛ چرا که آن حضرت در پي جلب و کسب منافع شخصي و خانوادگي خويش نبود، بلکه از سرمايه ي آن در جهت سازندگي و توسعه و پيشرفت اقتصادي جامعه اسلامي استفاده مي نمود.

خلاصه ي کلام:

1. مادران مي توانند در اقتصاد خانه و در سطح اقتصاد کلان جامعه نقش اساسي و محوري داشته باشند.

2. زنان جامعه امروز ما، با الگو گرفتن از فاطمه زهرا(س) نقش کارآمدي در رشد و بالندگي سرمايه هاي انساني دارند.

3. زن مي تواند با سازماندهي و مديريت صحيح بين درآمد و مصرف توازن برقرار سازد.

4. زنان به عنوان عامل نيروي کيفي کار، در جريان بهره وري و توليد ناخالص ملي ايفاي نقش مي نمايند.

5 . مهيا ساختن کانوني گرم براي اعضاي خانواده و ايجاد محيطي سرشار از محبت، دوستي، تفاهم و ... در افزايش بهره وري عوامل توليد تأثيرگذار است.

6 . زنان با تأسي به سيره ي عملي حضرت زهرا(س) نقش مؤثر و کليدي در سلامت جامعه و پرورش نيروهاي فعال و مولد، در رشد و توسعه اقتصادي جامعه سهم عمده اي دارند.

--------------------------------------------------------------------------------

پي نوشت:

[1]. ذخائر العقبي، ص 51 .

[2] . اقتصاد خانواده، ص 28 .

[3] . بحارالانوار، ج 43، ص 151.

[4] . احقاق الحق، ج 10، ص 277.

[5] . ر.ک؛ نهج الحية، ص 45.

[6] . تفسير مجمع البيان، ج 5 ، ص 402.

[15]. اسلام و توسعه اقتصادي، ص 205.

پديدآورنده: زيبا فروزش
 




زنان و فعاليت هاى اقتصادى


زنان و فعاليت هاى اقتصادى ـ اجتماعى



ميزان مشارکت و اشتغال، يکى از شاخص هاى اصلى نوسازى اقتصاد ملى و توسعه اقتصادى محسوب مى شود و ميزان و نحوه مشارکت اقشار مختلف مردم از جمله زنان در فعاليت هاى اقتصادى يکى از عوامل و شاخص هاى امر توسعه مى باشد. با اينکه الزام اقتصادى اشتغال و مشارکت زنان، هم اينک در بسيارى از کشورهاى جهان به عنوان بحثى جدى مطرح مى باشد و لکن هنوز در کشورهاى در حال توسعه تعادل قابل قبولى مابين فعاليت هاى زنان و مردان وجود ندارد. به عنوان مثال چنانچه هزينه کارگران زن بالا باشد اين امر سبب ترجيح دادن کارگران مرد مى شود. از طرف ديگر با توجه به موضوع بارورى و مرخصى زايمان، زنان در مقايسه با مردان شانس کمترى در احراز مشاغل دارند. اين مشکل بخصوص در کشورهايى که هزينه ايجاد و اداره مهد کودک بر عهده کارفرما مى باشد سبب استخدام کمتر زنان مى شود. در اين کشورها چون کارفرما از هزينه مادرى آگاه است، رغبت کمترى نسبت به استخدام زنان از خود نشان مى دهد.

از جمله مسائل اقتصادى ديگر، صاحب سرمايه نبودن زنان است. در بسيارى از مناطق کشورهاى در حال توسعه، حق مالکيت و اداره اموال به شکل قانونى يا در عمل از زنان سلب مى شود. لذا در بسيارى از مشاغل، زنان امکان راهيابى و ايجاد کارگاه و بنگاه توليدى را ندارند چرا که بسيارى از امور و مشاغل (به ويژه بخش خصوصى) مستلزم سرمايه گذارى يا خريد سهام افراد است که زنان از برخوردارى از چنين حقوقى محروم مى باشند.

آموزش، يکى از زمينه هاى زيربنايى تقويت آگاهى افراد است که موجب مى شود تا افق هاى روشن ترى را فرا روى آنها قرار بدهد. يکى از ابعاد مهم و برجسته آموزش اين است که دامنه فرصت ها و چشم انداز وسيع ترى از انتخاب و اختيار را در مقابل انسان ها مى گشايد و آنان را نسبت به پذيرش انديشه هاى برتر پذيرا و توانا مى سازد. تجربه زندگى ثابت کرده که زنانى که حتى تا حدودى از موهبت آموزش ابتدايى برخوردارند، مديران توانمندى براى اداره منابع خانه دارى بوده و در زمينه فعاليت هاى مربوط به تندرستى، بهداشت، تغذيه و تعليم و تربيت و ... موجبات ارتقا و بهزيستى خانواده و اعضاى خانواده را فراهم مى آورند.

به علاوه آموزش و پرورش صحيح و متعهدانه، اين امکان را براى زنان ميسر مى سازد که بر پيشداورى هاى غلط اجتماعى فايق آمده و سررشته زندگى را خود به دست گيرند و جايگاه و هويتى متناسب شئون يک زن بيابند و از اين طريق هر چه بيشتر در عرصه هاى اقتصادى و اجتماعى مشارکت داشته باشند.

بر عکس، محروم ماندن از آموزش و پايين بودن سطح آگاهى و معلومات، دامنه انتخاب زنان را تنگ و وابستگى شان را تشديد نموده و در خانواده و زندگى عمومى نقشى حاشيه اى خواهند داشت.

به همين ترتيب بى سوادى به عنوان يک معضل اساسى مطرح و ديگر عوامل و شرايط نيز نظير شغل، تندرستى، نگرش به مشکلات، درک عمومى و اجتماعى و قدرت تحليل و حل مسائل و ... همگى به نوعى متأثر از چگونگى تحصيلات زنان مى باشد. پر واضح است زنانى که به سوادآموزى مى پردازند در جامعه و خانواده احترام بيشترى کسب مى کنند. در جستن کار و کاريابى از شرايط و مهارت هاى بهتر و بيشترى برخوردارند و مى توانند حقوق بيشترى دريافت نمايند.

زنانى که فرصت تحصيلى و آموزشى براى آنان فراهم شده و از قيد برخى نگرش هاى منفى فرهنگى که ريشه در خرافات دارد رهيده اند، به مقامات عالى دست يافته و توانسته اند خدمات ارزنده اى به جامعه ارائه دهند. از طرف ديگر تحصيل و سوادآموزى زنان و دختران خلاقيت هايشان را افزايش داده و بر قدرت شان در خانواده مى افزايد. متأسفانه با تفوق انديشه منزلت پايين زن شخصيت آنان به گونه اى قوام مى يابد که به سختى خود را باور داشته و در عرصه هاى مختلف فعاليت هاى اجتماعى و اقتصادى حضور مى يابند. با اين تفاصيل نبايد فراموش کرد زنان نشان داده اند در شرايط سخت و دشوار نيز مى توانند همپاى مردان در بسيارى از امور و تصميم گيرى هاى اجتماعى و اقتصادى نقشى مؤثر و بسزا داشته باشند.

 


پيام زن :: مهر 1385، شماره 175