تحریم اقتصادی چیست؟ چرا؟ چگونه؟

تحریم اقتصادی چیست؟ چرا؟ چگونه؟ 

دكتر سيد محمد حسين عادلي
پيش از هر بحثي در باب تحريم اقتصادي ابتدا بايد به اين دو نكته توجه داشت كه تحريم اقتصادي با چه هدفي اعمال مي‌شود و از منظر هدف، آيا تحريم‌هاي اقتصادي موفقيت‌آميز بوده‌اند يا خير؟بنا به تعريف تحريم‌هاي اقتصادي عبارتند از دستكاري در روابط و همكاري‌هاي اقتصادي به منظورتامین اهداف سياسي. در واقع تحريم اقتصادي يك ابزار سياست خارجي است كه اين امكان را فراهم مي‌آورد كه كشور يا كشورهايي مقاصد سياسي خود را نسبت به كشور هدف به هنگام بروز اختلاف اعمال كنند.
 

 تحريم‌هاي اقتصادي از جهت هدف، دو نوع هستند:
اول، تحريم اقتصادي به منظور بي‌ثبات كردن رژيم سياسي كشور هدف است كه در واقع برگرفته از تضاد در منافع استراتژيك كشور تحريم كننده و كشور هدف مي‌باشد. این نوع تحریم براي تغيير رژيم كشور هدف است.
دوم، تحريم اقتصادي براي تغيير رفتار سياسي يا اقتصادي كشور هدف صورت مي‌گيرد. اين نوع تحريم به مراتب ملايم‌تر از نوع اول است.
زماني كه كشورها به دنبال تغيير رژيم يك كشور هستند، تحريم نوع اول اعمال مي‌شود با این هدف که لطمه‌اي سنگين به منافع كشور هدف وارد ‌آيد. در واقع در اين نوع تحريم، عملا تحريم اقتصادي جايگزين جنگ و گزينه "ماقبل جنگ" تلقي مي‌شود
انواع تحريم‌هاي اقتصادي
تحريم‌هاي اقتصادي نيزعمدتا از دو طریق اعمال مي‌شود. تحريم تجاري و تحريم مالي.
تحريم تجاري كه با محدود كردن يا قطع كردن انواع روابط وارداتي و صادراتي همراه مي‌شود. در تحريم مالي محدوديت و تضیيقات و فشارهايي بر روابط مالي كشور هدف اعمال مي‌شود. يعني سرمايه‌گذاري، تامين مالي و معاملات مالی كشور تحت فشار قرار مي‌گيرد.
تقسيم‌بندي دیگری مي‌توان از جهت "منشاء" تحريم نيز در نظر داشت:
اول تحريم يك جانبه، در اين نوع كشور فرستنده تحريم براساس تصميم يك طرفه خود تحريم را اعمال مي‌كند.
دوم تحريم چند جانبه كه از سوي چند كشور عليه كشور هدف صورت مي‌گيرد. سوم تحريم سازمان ملل است كه بوسيله شوراي امنيت اعمال مي‌شود.
از آنجا كه در تحريم يك طرفه، فقط يك كشور روابط تجاري و مالي خود را با كشور هدف محدود مي‌كند، در نهايت اين تحريم آثار سوء كمتري خواهد داشت. ميزان اين اثرگذاري به نفوذ اقتصادی كشور فرستنده تحريم در كشور هدف بستگي دارد. به طور مثال اگر كشوري مانند آمريكا بر كشوري مانند كانادا كه در حد 80 در صد روابط تجاري اش وابسته به آمریکاست تحريم اعمال كند بدون ترديد كشور كانادا به شدت تحت تاثير قرار خواهد گرفت وبه اوضاع وخيمي دچار مي‌شود. اما اگر سهم معاملات اقتصادي آمريكا با كشوري مثلا حدود 15درصد باشد، تحريم يك جانبه كاري از پيش نخواهد برد.
در تحريم‌هاي چند کشور اصطلاحاَ َمی گویند "ائتلاف كشورهاي داوطلب" يا (coalition of willing) بوجود آمده است. يعني ائتلاف كساني كه مايلند به تحريم بپيوندند. بديهي است كه آثار و هزينه‌هاي تحريم چند جانبه نسبت به تحريم يك جانبه می تواند بيشتر باشد. اما تحريم شوراي امنيت سازمان ملل است كه به صورت همه جانبه صورت مي‌گيرد و براي اعضاي سازمان ملل لازم‌الاجرا است و بعد حقوقي و قانوني هم دارد.

هزینه های تحریم:
اولين هزينه تحريم هزینه وقت و انرژي برای تغيير مناسبات تجاری و مالي است. این هزینه بر هر دوطرف و به نسبت وضعیت هریک تحمیل می‌گردد. تغيير بازارها نيز هزينه زماني و مالي دارد. ضمن اينكه اين تغيير، هزينه قيمتي هم تحميل مي‌كند. در شرايطي كه به دليل تحريم بازار خريد تغيير كند، ناچار كالاي مشابه با قيمت بالاتر خريداري مي‌شود. بنابراين قدرت خريد پول هم كاهش مي‌يابد. برای کشور تحریم کننده نیز از دست رفتن بازار فروش و ارایه خدمات مالی هزينه تحريم است. هزينه ديگر تغییر در رتبه بندی ریسک کشور هدف است. افزایش یا کاهش ریسک موجب زیاد و کم شدن هزینه های معاملات می گردد. هزینه دیگر آن روانی است که موجب می شود سرمایه گذاران با تردید به فرصتهای سرمایه گذاری نگاه کنند.
اثربخشي تحريم
هربار از تحريم اقتصادي سخن گفته مي‌شود اين پرسش را در پي دارد كه اثربخشي تحريم‌هاي اقتصادي اعمال شده در دنيا چه ميزان بوده‌است. اساسا تحريم از نظر اقتصاد بين‌الملل، ايجاد انحراف در مسير طبيعي داد و ستدهاي بين‌المللي است. به طور طبيعي معامله بين كشورها اينگونه است كه خريدار متقاضي بهترين و كيفي‌ترين كالا با نازلترین قیمت است و كشور فروشنده نيز بهترين توليدات را صادر مي‌كند. زماني كه تحريم شروع مي‌شود، انحراف مصنوعي در روابط تجاري دو كشور فرستنده و دريافت‌كننده تحريم ايجاد مي‌شود هزينه‌هاي اقتصادي برای هر دو طرف بالا مي‌رود. روابط اقتصادي بين‌المللي هم در كل دچار خدشه می شود. اما در سطح كشور تحريم شده، ميزان افزايش هزينه‌ها به ميزان وابستگي آن كشور به طرف تحريم‌كننده بستگي دارد.
در تحقيقي كه در خصوص اثربخشي تحريم‌هاي اقتصادي صورت گرفت، اين نتيجه اعلام شد كه 176 مورد تحريم اقتصادي از سال 1914 تا 1990، صورت گرفته كه حدود 66درصد آن موفق نبوده و 34درصد بقیه هم فقط نسبتا موفق بوده‌ اند.اين آمار نشان مي‌دهد كه تحريم‌هاي اقتصادي در ذات خود موفقيت نداشت. از سال 1973 تاكنون هم 24درصد تحريم‌هاي اقتصادي نسبتا موفق ارزيابي شده است. تنها مواردي كه در تاريخ تحريم‌هاي اقتصادي از آنها به عنوان نمونه‌هاي موفق نام برده مي‌شود، تحريم‌هايي است كه عليه آفريقاي جنوبي يعني رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي و رژيم نژادپرست رودزيا (در كشور زيمباوه) صورت گرفت.
غير از اين دو مورد در تاريخ تحريم‌هاي اقتصادي، مورد عراق در این اواخر مثال زده می شود. در آفريقاي جنوبي هم تحريم اقتصادي موجب نشد كه يك حكومت سياه‌ پوست برسر كار بيايد اما فشارهاي زيادي به رژيم آن كشور وارد كرد.
نكته مهم ديگر در باب تحريم، مراحل اعمال تحريم اقتصادي است. پيش از شروع تحريم اقتصادي عموما چهار مرحله طي مي‌شود. در مرحله نخست كشور اعمال كننده بالقوه تحريم به صورت خصوصي با كشور هدف وارد مذاكره مي‌شود تا آن كشور را به تغيير روش ترغيب كند. در مرحله بعد تحريم اعلام عمومي مي‌شود. در مرحله سوم با متحدين خود به مشورت مي‌پردازد و مرحله چهارم شروع تحريم است كه از موارد غيراقتصادي آغاز مي‌شود.
تحريم‌هاي غيراقتصادي هم متعدد است. از جمله لغو جلسات چند جانبه در كشور هدف، عدم صدور رواديد براي گروهي از افراد آن كشور، فراخواني سفرا و كاهش سطح روابط، جلوگيري از پيوستن آن كشور به كنوانسيون‌ها و سازمان‌هاي بين‌المللي، مخالفت با هر نوع ميزباني جلسه سياسي در آن كشور، قطع كمك‌ها اعم از وام‌ها، تامين‌هاي مالي و سرمايه‌گذاري‌ها و در آخر قطع ارتباطات اعم از راديويي، تلفني، حمل و نقلي، و پست و تلگراف.
با اين پيش زمينه در خصوص تحريم‌هاي اقتصادي مي‌توان به بررسي مواجهه ايران با تحريم اقتصادي پرداخت. نخستين پرسشي كه به ذهن متبادر مي‌شود اين است كه آيا تاكنون ايران مورد تحريم اقتصادي قرار گرفته است؟ پاسخ مثبت است. ايران در خلال 27 سال بعداز انقلاب مورد تحريم اقتصادي بوده است. تحریم های ایران اغلب يك جانبه و از سوي آمريكا صورت گرفته است. علاوه بر این در مورد برخی کالاها ایران مورد تحریم چند جانبه از سوی کشورهای داوطلب بوده است. کالاهای دو منظوره مهمترین مثال آن است. علاوه بر اين در مورد برخي كالاهاي دو منظوره ايران به طور غيررسمي مورد تحريم چندجانبه هم بوده است. مثلا از طرف گروه استراليا فهرستي از كالاهاي دومنظوره به ايران صادر نمي‌شود. البته موارد كالاهاي دومنظوره آنقدر گسترده شده كه تقريبا بسياري از وسايل الكترونيكي را هم شامل شده‌است.
تحریم های آمریکا علیه ایران
در خلال دوره‌هاي متفاوت رياست جمهوري آمريكا، تحريم‌هاي عليه ايران هم دستخوش تغييراتي شده‌است. در دوره رياست جمهوري كارتر، ايران چهاربار تحريم شد: اين تحريم‌ها شامل ممنوعيت واردات نفت، مسدود شدن دارايي‌هاي ايران، ممنوعيت صادرات به ايران و ممنوعيت واردات از ايران بود. اين چهار مورد تحريم بعداز تسخير لانه جاسوسي و تا قبل از توافق الجزيره اعمال مي‌شد. پس از توافق الجزيره سه مورد از اين تحريم‌ها لغو شد و فقط مسدود بودن دارايي‌ها ادامه يافت. در زمان رياست جمهوري ريگان ايران مجددا چندبار تحريم شد: تحريم اول در سال 1983 اعمال شد كه براساس آن كمك‌هاي سازمان‌هاي بين‌المللي به ايران محدود شد و نمایندگان آمریکا ماموریت یافتند که در سازمان‌هاي بين‌المللي تلاش کنند تا براي كمك به ايران راي منفي در نظر گرفته شود که تنها تا حدودی موفق بود. در سال 1986 ممنوعيت صدور تسليحات به ايران تصويب شد. و در ادامه نيز ممنوعيت واردات از ايران در سال 1987صورت گرفت به عبارتي از زمان توافق الجزيره تا آن تاريخ نفت ايران به آمريكا صادر مي‌شد.
در زمان بوش پدر تحريم كالاهاي دو منظوره اعمال شد. در ادامه اين تحريم‌ها در زمان رياست جمهوري بيل كلينتون مجددا تحريم‌هاي گسترده عليه ايران صورت گرفت. در سال 1995 ممنوعيت كمك به توسعه منابع نفتي و سرمایه گذاری در میادين نفت تصويب شد. در ماه مه همان سال دو نوع رابطه تجاري و مالي با ايران قطع شد. يك سال بعد يعني در سال 1996 قانون معروف به ايلسا توسط كميته مالي سناي آمريكا عليه ايران تصويب شد كه مربوط به تحريم ايران و ليبي بود. ايلسا شركت‌هاي نفتي را از معامله با ايران منع مي‌كرد. براساس همين قانون آمريكا براي تمام شركت‌هاي خارجي كه با ايران معامله مي‌كردند تحريم‌هايي قائل شد. با توجه به چنين تحريم‌هايي بايد دوران كلينتون را دوره شاخصي در استفاده از تحريم‌هاي اقتصادي دانست. در اين دولت 161 بار از تحريم اقتصادي عليه 35كشور جهان استفاده شد. جمعيت اين 35كشور، 3/2 ميليارد نفر بود. اين كشورها 790ميليارد دلار از صادرات جهان را خريداري مي‌كردند. در تاريخ جهان تحريم با چنين ابعادي بي‌سابقه بود.
علت اعمال اين حجم تحريم كه از سوي آمريكا اعمال شد اين بود كه آمريكا تحمل رفتار غير سازگار با خود را از دست داده بود. چون آمريكا احساس كرد كه جهان به طور کامل از حالت چند قطبی درآمده و به یک جهان تك قطبي تبدیل شده و کسی را یارای مقابله با او نیست. در این میان تحمل آمریکا و سیاست مدارای آن کشور بتدریج بکلی از میان می رود و زمینه تازه ای برای ظهور نومحافظه کاران آمریکایی بوجود می آید.
در زمان بوش پسر هم دو تحريم عليه ايران صورت گرفت. اول تمديد قانون ايلسا و دوم تحريمي كه هفته اول مهرماه سال جاري تصويب شد كه براساس آن ايران و كشورهاي طرف معامله با ايران زير فشار قرار مي‌گيرند. كنگره و سناي آمريكا با تصويب اين قانون هم تحريم‌هاي اقتصادي عليه ايران را تشديد كردند و هم شركت‌هاي خارجي معامله كننده با ايران را ازتنبيه و مجازات مصون نداشت.
از ابتدای انقلاب با شروع تحريم‌ها از سوي آمريكا تغييراتي در روابط تجاري ايران پديدار شد. اوايل انقلاب روابط تجاري ايران و آمريكا حدود 16 تا 17 درصد بود. در نتيجه تحريم هاي آمريكا، ايران روابط تجاري و مالي خود را به‌تدریج از آمريكا به سوي اروپا تغيير جهت داد. پايين بودن ميزان اين رابطه سبب شد كه اقتصاد ايران هزینه کمتری ببیند. البته بايد به اين نكته توجه كرد كه تحريم چه هزينه‌هايي ايجاد مي‌كند.
ايران تاكنون توانسته مقاومت بسيار خوبي در برابر تحريم‌هاي آمريكا نشان دهد.
در مورد تحريم شوراي امنيت اولین نکته این است که هيچ‌گونه پايه و اساس حقوقي برای آن وجود ندارد. يعني هيچ محمل حقوقي از جهت حقوق و قوانين بين‌المللي براي تحريم ايران توسط شوراي امنيت وجود ندارد. اما از آنجا كه ساختار شوراي امنيت سياسي است و نه حقوقي،. قضاوت آن به صورت سیاسی و با اهداف سیاسی صورت می گیرد که لزوما بر انصاف و عدل منطبق نیست.
در مورد ایران که کشور بزرگی است با داشتن موقعیت های استراتژیک جغرافیایی و نیز ذخایر نفت و گاز فراوان و همچنین با توجه به نفوذ بين المللي کشورمان مسلما موضوع به سادگی قابل تایید در شورای امنیت نیست. بهر تقدير در تحليل نهايي موفقيت تحريم از جهت رسيدن به اهداف سياسي آن مانند تجربه هاي گذشته زير سوال جدي است و گمان نمي رود تامين كننده خواستهاي تحميل كنندگان تحريم باشد.

منبع:صنعت وتوسعه
 




نرخ تورم از سال 1316 تاکنون


نرخ تورم از سال 1316 تاکنون

بررسی جزئیات آمار نرخ تورم در 73 سال گذشته از تورم 5/110 درصدی در سال 1322 و تورم منفی 2/17 درصدی در سال 1329 خبر می‌دهد.

 در آماری که از نرخ تورم طی 73 سال گذشته یعنی از سال 1316 تاکنون بدست آمده است، به اعداد و ارقام جالبی بر می خوریم که حکایت از نوسان شدید قیمتها در ایران دارد، از تورم منفی 17 درصدی گرفته تا بالای 110 درصدی.

بر اساس این آمار، نرخ تورم که در سالهای 1316 تا 1319 بین 8 تا 21 درصد در نوسان بود، به یک باره در سال 1320 به 49 درصد، سال 21 به 96 درصد و سال 22 به 110 درصد می رسد. نکته عجیب‌تر اینکه تورم 110 درصدی سال 1322 در عین ناباوری در سال 1323 به 2.7 درصد کاهش می یابد و در دو سال بعد از آن منفی می‌شود.
 پایین ترین نرخ تورمی که مردم ایران تاکنون تجربه کرده اند در سال 1329 بوده که در این سال نرخ تورم به منفی 17.2 درصد کاهش یافته است.

علیرغم اینکه در سالهای خیلی دور تورم تک رقمی در کشور ما سابقه داشته است، بانک مرکزی در حال حاضر یک بار دیگر به دنبال تحقق تورم تک رقمی پس از گذشت 16 سال در سال 89 است که این رقم در پایان 12 ماهه مرداد سال جاری به 8.8 درصد رسیده است.
بنابراین گزارش، جزئیات نرخ تورم در 73 سال گذشته به شرح زیر است:

سال _ نرخ تورم
1316 _ 21.2 درصد
1317 _ 8.8 درصد
1318 _ 8 درصد
1319 _ 13.8 درصد
1320 _ 49.5 درصد
1321 _ 96.2 درصد
1322 _ 110.5 درصد
1323 _ 2.7 درصد
1324 _ 14.4- درصد
1325 _ 11.5- درصد

1326 _ 6.6 درصد
1327 _ 11.1 درصد
1328 _ 2.3 درصد
1329 _ 17.2- درصد
1330 _ 8.3 درصد
1331 _ 7.2 درصد
1332 _ 9.2 درصد
1333 _ 15.9 درصد
1334 _ 1.7 درصد
1335 _ 8.8 درصد

1336 _ 4.4 درصد
1337 _ 1 درصد
1338 _ 13 درصد
1339 _ 7.9 درصد
1340 _ 1.6 درصد
1341 _ 0.9 درصد
1342 _ 1 درصد
1343 _ 4.5 درصد
1344 _ 0.3 درصد

1346 _ 0.8 درصد
1347 _ 1.5 درصد
1348 _ 3.6 درصد
1349 _ 1.5 درصد
1350 _ 5.5 درصد
1351 _ 6.3 درصد
1352 _ 11.2 درصد
1353 _ 15.5 درصد
1354 _ 9.9 درصد
1355 _ 16.6 درصد

 1356 _ 25.1 درصد
1357 _ 10 درصد
1358 _ 11.4 درصد
1359 _ 23.5 درصد
1360 _ 22.8 درصد
1361 _ 19.2 درصد
1362 _ 14.8 درصد
1363 _ 10.4 درصد
1364 _ 6.9 درصد
1365 _ 23.7 درصد

1366 _ 27.7 درصد
1367 _ 28.9 درصد
1368 _ 17.4 درصد
1369 _ 9 درصد
1370 _ 20.7 درصد
1371 _ 24.4 درصد
1372 _ 22.9 درصد
1373 _ 35.2 درصد
1374 _ 49.4 درصد
1375 _ 23.2 درصد

1376 _ 17.3 درصد
1377 _ 18.1 درصد
1378 _ 20.1 درصد
1379 _ 12.6 درصد
1380 _ 11.4 درصد
1381 _ 15.8 درصد
1382 _ 15.6 درصد
1383 _ 15.2 درصد
1384 _ 10.4 درصد
1385 _ 11.9 درصد
1386 _ 18.4 درصد
1387 _ 25.4 درصد
1388 _ 10.8 درصد

 منبع : خبرگزاری اقتصادی ایران




نگاهی کوتاه بر اقتصاد مختلط


نگاهی کوتاه بر اقتصاد مختلط

 



در این مقاله سعی می گرد تا مفهوم و تعریف دقیق این واژه از نگاه تئوری اقتصادی ارایه و اشکال موجود این نوع اقتصاد در نظام های اقتصادی معاصر ( در مدل چند کشور ) به بررسی گرفته شود و تا تصور نسبتاً دقیق از آن حاصل گردد .

طوریکه می دانیم موضوعاتی مانند نظام های اقتصادی ، اقتصاد مختلط ، مدل های اقتصادی و ... ، پدیده های اقتصادی اجتماعی و تاریخی اند که در مسیر تکامل تاریخ بشری شکل گرفته اند .

کارل مارکس مراحل تاریخ بشری را بر اساس تغییر شیوه تولید ( وحدت نیرو های مولده و مناسبات تولیدی ) و فرماسیون ها مرحله بندی نمود . و پنج شیوه تولید را کمون اولیه ، برده داری ، فیودالیسم ، کپیتالیسم و سوسیالیسم ( کمونیسم ) مشخص ساخته است .

در شرایط معاصر این رویکرد از جانب عده اقتصاددانان بازنگری و تجدید نظر شده و در عوض از رویکرد متمدن ( سویلیزیشن ) بهره می برند ، که تآکید اساسی رویکرد متمدن عبارت از آنست که در اساس آن آیده موجودیت قانونمندی عمومی فعالیت و پیشرفت انسان بمثابه فرد و عضوی جامعه قرار دارد . و این امر را نتایج انکشاف تاریخی کشور های به اصطلاح انکشاف یافته صنعتی یکسان تائید می کند . مبدآ برای تحقیقات و بررسی متمدن تامین شرایط نیازمندی های حیاتی ، فعالیت انسان و ارزش های که بر اساس آن بوجود می اید مطرح است و همچنان در راس زاویه انسان را به حیث فرد و عضوی جامعه مد نظر دارد . و در عین زمان در اقتصاد سیاسی عنعنوی در راس زاویه قوانین عینی اقتصادی قرار داده می شود که در بالای انسان قرار دارد .

یکی از تئوری های معاصر که بر رویکرد متمدن استوار است . عبارت از تئوری مرحلوی رشد اقتصادی است . تفاوت آن از چیزی که در بالا اشاره شد این است که وضعیت تخنیک را در گام اول مطرح میکند . مؤلف آن اولتو .روستو است . بر طبق این تئوری ، مراحل رشد بر اساس تاثیر متقابل اقتصادی تخنیکی ، تولیدی ، سیاسی و غیره عوامل مشخص می شود . تبدیلی مرحله هدایت کننده تغییر سکتور های برجسته اقتصاد ملی می باشد . از نظر رستو دو نوع جامعه عنعنوی یا تردیتشنل ( قبل از کپیتالیسم ) و صنعتی یا اندوسترل ( کپیتالیستی ) وجود دارد . او شش مرحله رشد را می دید : جامعه عنعنوی ؛ مرحله آماده سازی شرایط برای " پیشرفت " ، یا جامعه گذار ؛ مرحله انکشاف و گذار به پیشرفت صنعتی ؛ جامعه بعد از صنعتی ؛ مرحله مصرف گسترده ؛ مرحله عصری .

اگر دیدگاه اولتو روستو را اساس ارزیابی قرار دهیم می بینیم که تمامی نظام های اقتصادی و اشکال اقتصاد ها در همین دو مرحله بوجود آمده است . در اینجا بی ارتباط نخواهد بود تا به نظام های اقتصادی معمول نظر انداخته شود .

نظام اقتصادی عبارت از مجموعه منسجم از نهاد های اجتماعی و حقوقی ناظر بر چگونگی مالکیت که در چارچوب آن پاره ای وسایل فنی سازمان یافته ، به تبع انگیزه های مسلط برای تحقق تعادل بکار گرفته شده اند .

برمبنای ملاک دست یابی به تعادل دو نظام اقتصادی اصلی می توان تمیز داد که هر کدام دارای نظام های فرعی هستند :

 نظام های اقتصادی بسته : که تعادل در آن با اقتصاد نیاز ها متناظر است که در درون گروهی بسته و عموماً کوچک جستجو می شود . از آن جمله اند اقتصاد خانگی ( شبانی ) ، اقتصاد کشاورزی ، اقتصاد خود بسنده .

 نظام های اقتصادی مبادله ای : که تعادل در آن با اقتصاد بهره وری متناظر است ، میدان عمل آن تمام یک جامعه ملی یا بین المللی است ؛ بر حسب شیوه تحقق تعادل یعنی رژیم اقتصادی می توان انواع نظام سرمایه داری و نظام سوسیالستی را تمیز داد .

مجموعه تمام پروسه های اقتصادی جاری در جامعه بر اساس علمکرد مناسبات مالکیت ( دارایی ) و شکل سازماندهی ، بازتاب دهنده سیستم اقتصادی آن جامعه است . با درک ماهیت سیستم اقتصادی ، می توان قانونمندی های زیادی زندگی اقتصادی جامعه را درک نمود .

علاوتـاً در دو نیم قرن آخیر سیستم های مختلفی در جهان وجود داشته است: دو سیستم بازار ، که در آن سیستم اقتصاد بازار مسلط بوده – اقتصاد بازار رقابت آزاد ( کپیتالیسم خالص ) و اقتصاد بازار معاصر ( کپیتالیسم معاصر ) و دو سیستم غیر بازار عبارت از سیستم عنعنوی و سیستم اداره قومانده ( سوسیالیسم ) است . در چارچوب این و یا آن سیستم اقتصادی مدل های گوناگون انکشاف و توسعه اقتصادی کشور ها و مناطق جداگانه موجود می باشد .

و همین طور در فعالیت انسان ها دو نوع رژیم حقوقی وجود دارد . مالکیت خصوصی و مالکیت دولتی و همچنان مالکیت مختلط ( بر اساس این دو رژیم ) حقوقی مالکیت خصوصی بمعنی آنست که افراد فزیکی و یا شخصیت حقوقی جداگانه دارای تصرف در سهم معین و یا کل بسته ۱۱ گانه حق مالکیت و یا به طرز افاده اقتصاددان آمریکائی پ .هیین ، بعضی از شاخه های این دسته را دارا می باشد . مثلا ما می توانیم ا- ۶ از حقوق نامبرده را دارا و باقی را نداشته باشیم . اتصال این حقوق با توجه به تصرف و اختیار آن ، شخصیت فزیکی و حقوقی می توان همواره مختلف باشد . به همین خاطر از اشکال مختلف مالکیت خصوصی صحبت می شود .

حق مالکیت دولتی بمعنی آنست که تمامی سهم حقوق و یا اجزای مختلف آن را دولت در تصرف داشته باشد . هر قدر سهم زیاد از حقوق ۱۱ گانه در تصرف دولت باشد بهمان پیمانه این سیستم اقتصادی نام سلسله مراتب ( ایررشی ) را بخود می گیرد .

سیستم معاصر اقتصادی کشور های غربی « اقتصاد مختلط » گفته می شود . در اینجا ما بیشتر مرتکب اشتباه نمی شویم ، اگر ما این کشور ها را سرمایه داری بنامیم . نخست شیوه مشخص انتقال معلومات در آن عبارت از میکانیسم سیگنال قیمت و یا ترتیب خودبخود ( اسپانتن ) می باشد . دوم قسمت اعظم منابع و به ویژه سرمایه در اختیار مالکیت خصوصی متمرکز شده است . بنابرین اصطلاح « اقتصاد مختلط » صرف بازتاب دهنده آن حالتی ست که به شکل خالص ما نه دارای ترتیب خودبخود و نه سلسله مراتب ؛ نه دارای رژیم حقوقی مالکیت خصوصی و نه مالکیت دولتی هستیم . وقتی ما از اقتصاد مختلط سخن می گویم ، حرف از کدام راه سومی در میان نیست که در آن کشور های مانند امریکا ، انگلستان ، کوریای جنوبی ، جاپان و غیره کشور ها روان باشند .

علاوتاً تلاش در جهت گسترش حدود سکتور دولتی ناگزیر باعث افزایش عناصر ترتیب سلسله مراتب در این سیستم روابط اقتصادی خواهد گردید و خطر عواقب افزایش ترانسکشن که می توان باعث کشیدن خط بطلان بالای کالایی شود که به آن افزایش رول دولت در اقتصاد مرتبط است . و در این معنی لازم است تا گفته سازش ناپذیر لیودویگ فون .میزیس .« تولیدات می تواند یا توسط قیمت بازار و یا به مشوره دولت هدایت شود . راه حل سوم وجود ندارد . ممکن نیست سیستم سوم سوسیال ، که نه سرمایه داری و یا نه سوسیالستی باشد » .

چنانکه در بالا ذکر شد سیستم اقتصادی بازار معاصر دارای شکل مختلط متنوع و گسترده بوده که کشور های مختلف از جمله امریکا ، جاپان ، جرمنی ، سویدن ، هالند ، ناروی و دیگران هر کدام مدل های خود را دارند که در زیر به خصوصیات و تعاریفی که از اقتصاد مختلط در ادبیات اقتصادی معمول است ، در مثال چند کشوره اشاره می نمایم :
تعاریفی از اقتصاد مختلط

۱- نظر به ترکیب ( همبستگی ) بازار ( مارکیت ) و دولت ما اقتصاد هالند را مختلط می نامیم ، این را باید گفت که یک ترکیب مارکیت که در آن دولت یک رول مرکزی را بازی می کند و یا به عباره دیگر ترکیب قیمت و میکانیسم بودجه .

۲- یک اقتصاد مختلط ، نئوکپیتالیسم نیز می توان نامید ، عبارت از یک سیستم اقتصادی که در آن هم تشبث عامه و هم خصوصی وجود داشته باشد . در یک اقتصاد مختلط عناصری از کپیتالیسم و سوسیالیسم ترکیب می شود ، اما تسلط منطقاً از مارکیت ازاد است . در بعضی از کشور ها این اقتصاد را سرمایداری دولتی نیز تعریف می کنند . در این وریانت اقتصاد مختلط حکومت هم رول یک متشبث را مثلاً در یک کمپنی نافع بازی می کند و هم بحیث دارنده سهام مانند دولت هالند در ( KLM کمپنی هوانوردی ) در بخش تشبثات خصوصی اقتصاد .

تا سال های هفتاد و هشتاد قرن بیست تمامی کشور های اروپای غربی به درجات زیاد و یا کم به اقتصاد مختلط اشنائی داشتند . با رویکار آمدن مارگریت تاچر در انگلستان در این روند یک توقف ( برک ) پیش آمد . وی معتقد به اقتصاد مارکیت آزاد بود وی یک خصوصی سازی پشت سر هم را عملی ساخت . و به کمک کمیسیون اروپایی مفکوره خصوصی سازی را به دیگر کشور های اروپایی منتقل نمود . و در هر جا تکمیل سکتور دولتی رویدست گرفته شد . خود بمثابه دولت به دلایل استراتیژیکی و یا اجتماعی سیاسی کنترول بر بعضی کمپنی ها را می شد نگاه داشت ، وی مشارکت سرمایه گذار خصوصی را ممکن ساخت ، هم از طریق بورس و هم بوسیله کار مشترک با یک و یا بیشتر کمپنی ها

۳- هالند بمثابه اقتصاد مختلط - اقتصاد جهت داده شده / اقتصاد مختلط : یک ترتیب اقتصادی که در آن تصامیم اقتصادی در اصل بوسیله میکانیسم بازار اتخاذ می شود اما دولت به این تصامیم تاثیر وارد می کند تا به اهداف معین جواب داده بتواند .

۴- اقتصاد مختلط – اقتصاد ناروی در کلیت اش تحت تعریف اقتصاد مختلط قرار می گیرد - یک اقتصاد مارکیت کپیتالیستی با عناصر مشهود مشغولیت دولتی .

مانند تمامی کشور های اروپای غربی توسعه اکثریت صنایع در ناروی به عهده مالکیت خصوصی در سکتور خصوصی است . و در عین زمان یک تعداد فعالیت های صعنتی ( و یا استفاده از آن ) در دست دولت است . با این مالکیت دولتی و تنظیم سکتور خصوصی ناروی می تواند تیپیک به حیث یک میکس از یک اقتصاد مارکیت و اقتصاد پلانی باشد . سرپرستی دولتی در آن شکل مالیه ، اکسیز و سوبسیدی بخود می گیرد . و این همچنان در ترتیب ارایه جواز و تنظیم عناصر محیط کار ، پروسه دفتر داری ، حفاظت پاکی آب و هوا و محصولات به ملاحظه می رسد . در سال های ۹۰ فشار بالای مالکیت دولتی در صنایع بود تا در بخش تصفیه سرمایه گذاری نماید . سکتور صنایع اکثریت در اختیار و تصرف بخش خصوصی است ، اما دولت بزرگترین سهمدار در یک تعداد شرکت های بزرگ ناروی می باشد ، مانند استیت اویل و نورسک هایدرو . استیت اویل ( کمپنی نفتی دولتی ناروی ) دارنده موقف حاکم در صنایع نفتی تحت البحری ناروی و به همان اندازه در محصولات پتروشیمی ، استخراج و تجارت نفت است . زراعت و ماهیگری در دست دولت است و درعین حال بر حسب تخمین ده درصدی از زمین اختصاص یافته برای محصولات صنایع جنگلی در دست دولت قرار دارد .

در بخش فعالیت های بانکی ، بانک های دولتی برای امورات مهمی صنایع ( زراعت ، ماهیگیری ، صنایع سنگین ) ، برای شهرداری ها و انکشاف محلی منطقوی ، برای تهیه مسکن و برای تمویل آموزش وجود دارد . دولت یک مالک مهم مراکز ظرفیت آبی و کمپنی های انرژی برق است . روابط دولت با صنایع ناروی تدریجی کاهش می یابد . این از طریق خصوصی سازی چنانکه در تمامی جهان صنعتی واقع شده است عملی می گردد .

۵- اقتصاد مختلط ( ترکیبی از اقتصاد سرمایه داری و سوسیالستی ، مالکیت خصوصی و مالکیت دولتی )

۶- اقتصاد مختلط عبارت از یک سیستم اقتصادی که در آن جنبه های زیاده از یک سیستم اقتصادی به هم آمیخته شده باشد؛ معمولآ اشاره به اقتصادیست که در برگیرنده هر دو مالکیت خصوصی ( کپیتالیسم ) و تشبث دولتی ( سوسیالیسم ) باشد . سیستم اقتصاد مختلط ترکیب عناصری اقتصاد مارکیت همراه با اقتصاد پلانی . در عمل ، اکثر اقتصاد ها اقتصاد مختلط به درجات مختلف اند ، در بعضی ها جهات و تمایلات کپیتالیستی و یا سوسیالیستی زیاد نسبت به دیگران وجود دارد .

۷- سیستم اقتصادی که در آن هر دو تشبث خصوصی و درجه از انحصار دولتی ( معمولآ در بخش خدمات عامه ، دفاع ، انفرستروکتور و صنایع پایه ) با هم زیست می نمایند . تمام اقتصاد های مدرن مختلط هستند جایکه وسایل تولیدات تسهیم می شود بین سکتور خصوصی و عامه . همچنان بنام دوتایی و یا دولا یاد می کنند .

۸- تقریباً همه در کل شباهت دارند ، البته موجودیت ویژه گی ها ، نیازمندی و مصلحت های زمانی و مکانی است که سبب تفاوت و تنوع در اقتصاد مختلط می گردد .

واژه ( ترم ) اقتصاد مختلط در ساحت مباحثات سیاسی در بریطانیایی در زمان بعد از جنگ بوجود آمد وحد اقل از سال ۱۹۳۰ مورد حمایت تعدادی زیادی سیاستمداران انکشور قرار گرفت و در عین زمان مخالفین خود را نیز داشت .

با همه کارایی که این اقتصاد دارد اقتصاد اسلامی نیز آنرا یک اقتصاد آمیخته و مروج که حدود آن مبهم و نامعلوم است ، خوانده و به آن مخالفت دارد .

قابل ذکر است ، که زمینه های پدید آمدن اقتصاد مختلط از زمانی ایجاد شد که سرمایه داری و سوسیالستی در مرحله عمل از نظر کلی خود صرف نظر نمودند کشور های سرمایه داری که بر اصل مالکیت آزاد و نا محدود است از این اصل تجاوز کرده و پیوسته به سرمایه داری افسار گسیخته پابند و دهنبند می زنند و پی در پی منابع بزرگ اقتصادی را تحت کنترول دولت و یا ملی می کنند و از سوی دیگر اصول اشتراکی با همه جمودی که داشت . عملآ مالکیت فردی را لا اقل در حدودی حوائج و ضروریات مانند مسکن و مزارع محدود قانوناً و یا بر حسب رویه آزاد کرد . این تجاوز مشهود این دو نظر از آن جهت بود که به واقعیات و مقتضیات پاسخ درست داده شود . گذشت زمان و بروز نوسانات زمینه را برای اتخاذ تدابیر و انجام اصلاحات مساعد ساخت .

با فروپاشی اتحادشوروی سابق و استقلال کشور ها از آن و کشور های اروپای شرقی و سایر کشور های که تا آن دم تمایل سوسیالیستی داشتند . به انتخاب نظام اقتصادی معاصر کپیتالستی رو آوردند که اقتصاد مختلط در آن روبه رونق است . با عملی ساختن اصلاحات تدریجی مرحله گذار را سپری می کنند . کشور های دارای نظام سرمایه داری غرب هر زمانیکه دچار بحران های اقتصادی شده اند دست به مداخله شدید تر در اموراقتصادی زده اند . مثال زنده آن بحران اقتصادی موجود است که از اوایل سال ۲۰۰۸ میلادی شروع شده و ادامه دارد . تاریخ سرمایه داری و مارکیت آزاد شاهد این همه حجم دخالت دولت در اقتصاد نبوده است ، که این خود می تواند خط بطلان بر افسانه بازار آزاد و تآکید بر کنترول دولت و اقتصاد مختلط باشد .

منبع:وفاق




خلاصه ای از اصطلاحات و تعاريف درباره بورس


خلاصه ای از اصطلاحات و تعاريف درباره بورس

شرکت سهامي عام : به موجب ماده 1 قانون تجارت شرکت سهامي عام شرکتي است که سرمايه ان به سهام مساوي منقسم شده و مسئوليت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمي سهام انهاست .

بازار پول : بازاري است که در ان اسناد خزانه اوراق مشارکت يا قرضه(بانکها) و گواهيهاي سپرده عرضه ميشود دوره اينگونه بازار يکسال يا کمتر است.

بازار سرمايه : بازاري است که در ان سهام شرکتهاي سهامي عام عرضه و مورد معامله قرار ميگيرد.

بازار اوليه : بازاري است که در ان شرکتها براي اولين بار اقدام به عرضه سهام و پذيره نويسي مينمايند.

بازار ثانويه : در اين بازار سهام عرضه شده در بازار اوليه مورد معامله مکرر قرار ميگيرد .(بازار ثانويه عمل جذب سرمايه در بازار اوليه را تسهيل مينمايد .)

بورس : محلي است براي معامله و داد و ستد سهام شرکتهاي پذيرفته شده در بورس .

سرمايه اوليه :عبارتست از مبلغي که موسسين براي شروع فعاليت انرا تايين کرده و قسمتي از انرا از طريق فروش سهام به غير(پذيره نويسي) تامين ميکنند .

قيمت اسمي : در ايران اين قيمت براي هر برگ سهام 1000 ريال است ودر هر زمان تعداد سهام هر شرکت از تقسيم سرمايه بر اين مبلغ بدست ميايد که انرا قيمت پذيره نويسي نيز مينامند.

قيمت تابلو : قيمتي است که بر اساس عرضه و تقاضاي موجود براي هر سهم تايين ميشود و ارزش روز هر شرکت بر مبناي اين قيمت محاسبه ميشود.

عرضه : اعلام امادگي براي فروش سهام يک شرکت در يک قيمت (يا در يک محدوده قيمتي ) توسط دارنده ( کارگزار) ان سهم .

تقاضا : اعلام امادگي براي خريد سهام يک شرکت در يک قيمت (يا در يک محدوده قيمتي ) توسط خريدار .

نقد شوندگي : عبارتست از درجه سهولت معامله روي يک سهم .هرچه سهم از نقد شوندگي بيشتري برخوردار باشد امکان بلوکه شدن سرمايه کاهش مي يابد.

شاخص : عددي است که جهت و سرعت حرکت بازار را نشان ميدهد .انواع ان که در ايران محاسبه ميشود عبارتست از شاخص کل قيمت (tepix ) شاخص بازده نقدي (tedix ) شاخص بازده نقدي و قيمت (tedpix ) شاخص پنجاه شرکت فعال - شاخص مالي و شاخص صنعت .  که شاخص کل قيمت به دليل موزون بودن در دسترس بودن و جامع بودن بيشتر نشاندهنده وضعيت کلي بازار است .

کارگزار : شخصيتي است حقوقي که عمل خريد و فروش سهام در بورس اوراق بهادار را براي مشتريان انجام ميدهند و در ازاي ان کارمزدي دريافت ميکنند.

قيمت باز : در مواقعي که خريدار يا فروشنده تايين قيمت را به کارگزار واگذار مينمايد کارگزار داراي دستور معامله با قيمت باز ميباشد .

قيمت محدود : در مواقعي که خريدار يا فروشنده حداکثر يا حداقل قيمتي را براي معامله تايين مينمايد کارگزار داراي دستور معامله با قيمت محدود ميباشد.

قيمت معين : در مواقعي که خريدار يا فروشنده قيمت ثابتي را براي انجام معامله تايين مينمايد کارگزار داراي دستور معامله با قيمت معين ميباشد.

درخواست خريد : اولين گام جهت خريد سهام يک شرکت پس از مراجعه به کارگزاري تکميل فرم درخواست خريد ميباشد که ميبايست بطور کامل و صحيح پر شود .مهمترين قسمتهاي ان عبارتند از نام کامل و تعداد سهام شرکتي که قصد خريد انرا داريم .نحوه پرداخت و تايين نوع قيمت (باز محدود معين ) و ذکر ادرس پستي دقيق جهت ارسال اطلاعيه هاي شرکت ميباشد.

درخواست فروش : اين قسمت داراي دو فرم ميباشد يکي تکميل فرم وکالتنامه که کارگزار بتواند حق فروش داشته باشد و ديگري تکميل فرم درخواست فروش است که تقريبا شبيه فرم درخواست خريد است.

اعلاميه خريد : سندي است که جزئيات خريد سرمايه گذار را منعکس ميکند.

دوره مالي : عبارتست از زماني که شرکتها براي انجام عمليات مالي خود در نظر ميگيرند .اين زمان در ايران معمولا يکسال تايين ميشود .و شرکتها موظفند در پايان اين دوره صورتهاي مالي و سودو زيان خود را به بورس تحويل دهند.

eps پيش بيني شده : عبارتست از سود هر سهم که شرکت براي سال مالي که در پيش است پيش بيني ميکند.

eps تحقق يافته : عبارتست از سود هر سهم که در دوره مالي گذشته به هر سهم تعلق گرفته .

dps : عبارتست از سودي که پس از پيشنهاد هييت مديره و تصويب در مجمع عمومي به هر سهم پرداخت ميشود که رابطه عکس با قيمت سهم دارد.

p/e : به زبان ساده عبارتست از تقسيم قيمت يک شرکت بر سود پيش بيني شده ان که دوره بازگشت سرمايه را نيز نشان ميدهد (البته به زبان ساده ) .

مجمع عمومي عادي ساليانه : که با حضور سهامداران - بازرس -حسابرس و مديران شرکتها هر سال يکبار و حداکثر 4 ماه بعد از پايان سال مالي تشکيل ميشود و در ان

موارد مختلفي از جمله تصويب صورتهاي مالي سال قبل و تصميم در مورد نحوه تقسيم سود انجام ميگردد.

مجمع عمومي فوق العاده : در مواقعي که نياز به تصميم گيري در مورد بخصوصي که نياز به تصويب مجمع دارد مانند تصميم در مورد افزايش سرمايه يا تغيير در اعضاي هييت مديره و غيره باشد تشکيل ميشود .

اطلاعات مياندوره اي : اطلاعاتي است که در دوره هاي فصلي و ماهانه اعلام ميشود و جريان مالي شرکت را بصورت واقعي نشان ميدهد با مقايسه اين اطلاعات با بودجه شرکت ميتوان درصد خطاي پيش بيني شرکت را بدست اورد.

افزايش سرمايه : شرکتها معمولا براي انجام طرحها و برنامه هاي سود اور و بعضا براي جبران کمبود نقدينگي اقدام به افزايش اخرين سرمايه ثبت شده خود و در نتيجه تعداد سهام شرکت مينمايند که اينکار با پيشنهاد هييت مديره و تصويب در مجمع عمومي و تاييد سازمان بورس عملي ميباشد.و از طرق مختلف انجام مگيرد که عبارتست از اورده نقدي سهام جايزه و صرف سهام .

سبد سهام : عبارتست از تقسيم سرمايه بين سهام چند شرکت جهت کاهش ريسک سرمايه گذار

دوستان نت