نظام اقتصادی
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيم<p style="text-align: justify;">. نظام اقتصادی<br /> <br /> واژه «نظام» را در زبان فارسی معمولاً معادل واژة «System» به کار می‎برند هر چند عقیدة برخی آن است که این واژه، نمی‎نواند کاملاً گویای مفهوم سیستم باشد. آلن بیرو در فرهنگ علوم اجتماعی ذیل واژة «نظام» (System) ، آن را از ریشه لاتینی به معنای «گردآوردن» و «ترکیب کردن» می‎داند. وی دو کاربرد برای آن ذکر می‎کند، یکی در زمینة اندیشه‎ها و افکار، و دیگری دربارة پدیده‎های عینی و خارجی. وی در توصیف این دو معنا می‎گوید: (بیرو، 1370، ص 418):<br /> <br /> «الف: ترکیب و تنسیق اندیشه‎ها، نظرات و شیوه‎هاکه با یکدیگر از نظر منطقی پیوسته‎ا‎ند، و در چند اصل خلاصه می‎شوند. تعبیة اصولی که بین خود، چنان نظم و سازمانی دارند که کلی عملی یا مجموعه‎ای از نظرها و اندیشه‎ها را تشکیل می‎دهند؛ مانند، یک نظام اقتصادی، فلسفی و سیاسی.<br /> <br /> ب: ترکیب اجزایی از یک مجموعه که چنان تنسیق و انتظام یافته باشند، که یک کل پدید آورند و یا آنکه در تحقق نتیجه‎ای مشترک مدد رسانند. مجموعة عناصر وابسته به یکدیگر، که کلی سازمان یافته را تشکیل دهند یا تابع قانونی واحد باشند، نظیر: نظام عصبی، نظام خورشیدی.»<br /> <br /> بنابراین، یک سیستم (نظام) از نظر بیرو، دو ویژگی اساسی دارد:<br /> <br /> اولاً، مجموعه‎ای از عناصر است که با یکدیگر به نوعی ترکیب شده‎اند، و یک کل را به وجود می‎آورند.<br /> <br /> ثانیاً ، با نظم خاصی که میان آنها برقرار است، هدفی ویژه را دنبال می‎کنند.<br /> <br /> تعریف مشابه دیگری از نظام آن است که (نمازی، 1374، ص7):<br /> <br /> «نظام، مجموعة منظم از عناصری است که میان آنها روابطی وجود داشته باشد و یا بتواند ایجاد شود و دارای هدف یا منظور باشد.»<br /> <br /> در توضیح آن، گفته شده است (نمازی، 1374، ص 8):<br /> <br /> « در این تعریف عام، هیچ گونه صحبتی از نوع عناصر یا روابط آنها با یکدیگر نیست. اینکه این عناصر، اشیاء، موجودات زنده و یا پدیده‎های اجتماعی هستند، مورد توجه نیست. نوع نظم و هماهنگی نیز مسکوت است. همچنین ، توضیحی در مورد هدف یا منظور سیستم و رفتار آن و عناصرش داده نشده است.»<br /> <br /> طبق این تعریف عام از نظام، هر مجموعه‎ای از عناصر را که نوعی هماهنگی و هدف داشته باشند، می‎توان یک نظام دانست. بر این اساس، متناسب با عناصر تشکیل دهندة آن، می‎توان انواع گوناگونی از نظام را تصور کرد؛ زیرا این عناصر می‎توانند پدیده‎های خارجی، اندیشه‎ها یا رفتار انسانی باشند. دربارة پدیده‎های خارجی می‎توان گفت که بعضی از آنها خارج از ارادة انسان نظام یافته‎اند؛ مانند نظام آفرینش، که در این صورت آن را نظام طبیعی یا تکوینی می‎نامیم. همچنین برخی از این پدیده‎ها، تحت تأثیر ارادة انسان نظام یافته‎اند و ساختة دست وی می‎باشند؛ مانند نظام موجود در یک اتومبیل، کشتی، یا رایانه که به آنها نظامهای مصنوعی و غیر طبیعی گفته می‎شود. همچنین، ممکن است اجزای تشکیل دهندة یک نظام، از پدیده‎های فکری تشکیل داشته باشد. این پدیده‎های فکری نیز یا مجموعه‎ای از معارف پیرامون نظام هستی‎اند، که از آنها به عنوان «نظام فکری» یاد می‎شود و یا موضوع این معارف را رفتار انسان تشکل می‎دهد، که به آن «نظام رفتاری» گفته می‎شود. از آنجا که یکی از عوامل اصلی موثر در رفتار انسانها، شناختها و معارف وی به شمار می‎روند می‎توان نتیجه گرفت که هر نظام رفتاری، بر یک نظام فکری استوار است که سمت و سوی لازم را از آن می‎گیرد.<br /> <br /> نظام اقتصادی را می‎توان یک نظام رفتاری دانست، زیرا در تعریف آن چنین آمده است: (نمازی، 1374، ص12)<br /> <br /> «نظام اقتصادی، عبارت است از مجموعة مرتبط و منظم از عناصری که به منظور ارزشیابی و انتخاب در زمینة تولید، توزیع و مصرف، برای کسب بیشترین موفقیت، فعالیت می‎کند.»<br /> <br /> لاژوژی در تعریف نظام اقتصادی می‎نویسد: (لاژوژی، 1368، ص6):<br /> <br /> « مجموعة هماهنگ از نهادهای حقوقی و اجتماعی که در بطن آن، برخی وسایل فنی سازمان یافته معنی به پیروی از برخی انگیزه‎های برتر به منظور برقراری تعادل اقتصادی، مورد استفاده قرار گرفته است.»<br /> <br /> منوچهر فرهنگ، نظام اقتصادی را عبارت می‎داند از (فرهنگ، 1371، ص 622):<br /> <br /> « ماهیت زندگانی اقتصادی به عنوان یک کل (خواه واقعی باشد یا نظری) مخصوصاً از لحاظ طرز تملک و استفاده از مالکیت و حدود دخالت دولت</p> <p style="text-align: justify;">منبع پايگاه حوزه</p>