نظريه‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ در اقتصاد اسلامي‌
‌    ‌مجيد رضائي‌
مقدمه‌
سرمايه‌گذاري‌ از اساسي‌ترين‌ مباحث‌ اقتصادي‌ است. بدون‌ آن، توليد شكل‌ نمي‌گيرد و ثروت‌ تحقق‌ نمي‌يابد. عدالت‌ و توزيع‌ مناسب‌ ثروت، زماني‌ معنا مي‌دهند كه‌ ثروت‌ ايجاد شده‌ باشد. البته‌ توزيع‌ منابع‌ اوليه‌ ثروت‌ طبيعي‌ بر توليد و سرمايه‌گذاري‌ تقدم‌ دارد، به‌ همين‌ خاطر مكتب‌ اقتصادي‌ اسلام‌ به‌ توزيع‌ قبل‌ از توليد نگاه‌ ويژه‌اي‌ دارد و مجموعه‌ قوانين‌ و مقررات‌ شرعي، كيفيت‌ مالكيت‌ و بهره‌برداري‌ از ثروت‌هاي‌ طبيعي‌ را روشن‌ ساخته‌ است. پس‌ از شكل‌گيري‌ مناسب‌ و عادلانه‌ توزيع‌ ثروت‌هاي‌ طبيعي، نوبت‌ به‌ توليد ثروت‌ با انجام‌ سرمايه‌گذاري‌ مي‌رسد. توليد از تركيب‌ نهادة‌ انساني‌ و مادي‌ شكل‌ مي‌گيرد. سرمايه‌ انساني‌ عبارت‌ از برخورداري‌ از دانش، مديريت‌ و تجربه‌ مفيد است‌ و سرمايه‌ مادي، شامل‌ سرمايه‌ نقدي، تأسيسات، زمين‌ و مواد اوليه‌ مي‌شود. سرمايه‌ نقدي‌ را به‌ علت‌ امكان‌ تبديل‌ به‌ ديگر سرمايه‌هاي‌ مادي‌ مي‌توان‌ به‌ عنوان‌ شاخص‌ سرمايه‌ مادي‌ قلمداد كرد. سرمايه‌ نقدي‌ با پس‌انداز، قرض‌گرفتن‌ و مشاركت‌ صاحبان‌ سرمايه‌ در امر توليد تحقق‌ مي‌يابد. توليدكننده‌ در جهت‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌ اقتصادي‌ خود بر اساس‌ معيارهاي‌ مختلف، به‌ انجام‌ طرح‌ توليدي‌ خاصي‌ تصميم‌ مي‌گيرد.
‌    ‌طبق‌ نظرية‌ سرمايه‌گذاري، در اقتصاد سرمايه‌داري‌ تقاضاي‌ سرمايه‌گذاري‌ با نرخ‌ بهره‌ رابطه‌ عكس‌ دارد. تقاضاي‌ سرمايه‌گذاري‌ با ملاك‌هاي‌ تصميم‌گيري‌ و انتخاب‌ پروژه‌ مرتبط‌ است. نرخ‌ بازده‌ دروني‌ ملاك‌ سودآوري‌ طرح‌ را در ارتباط‌ با نرخ‌ بازده‌ بروني‌ (نرخ‌ بهره) مشخص‌ مي‌كند. نرخ‌ بازده‌ دروني‌ همان‌ كارآيي‌ نهايي‌ سرمايه‌1(MEC)  است‌ كه‌ تقاضاي‌ سطح‌ سرمايه‌ مطلوب‌ را مشخص‌ مي‌كند و از آن‌ تقاضاي‌ سرمايه‌گذاري‌ 2(MEI) به‌دست‌ مي‌آيد. براي‌ محاسبه‌ اين‌ نرخ‌ بايد ارزش‌ حال‌ بازدهي‌هاي‌ انتظاري‌ طرح‌ را با هزينه‌ آن‌ برابر كرد. اين‌ ملاك‌ توسط‌ كينز پيشنهاد شد و از آن‌ به‌ عنوان‌ ملاك‌ كارآيي‌ نهايي‌ سرمايه‌گذاري‌ نام‌ برده‌ مي‌شود. كارآيي‌ نهايي‌ يك‌ پروژه‌ سرمايه‌گذاري‌m) ) به‌ عنوان‌ نرخ‌ بهره‌اي‌ كه‌ ارزش‌ فعلي‌3(PV)  پروژه‌ را به‌ صفر تنزيل‌ مي‌كند، تعريف‌ شده‌ است‌ و توسط‌ رابطة‌ زير بيان‌ مي‌شود:
‌    ‌با حل‌ اين‌ معادله‌ مقدارm  به‌ دست‌ مي‌آيد(Rt) . درآمد حاصل‌ از سرمايه‌گذاري‌ وC) ) هزينه‌ احداث‌ پروژه‌ است.
‌    ‌ = -C + Rt + Rt+11 + m +  ...  + Rt+n(1 + m)n0
‌    ‌طرح‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ هر گاه‌ بر حسب‌m  رتبه‌بندي‌ شوند، منحني‌ تقاضاي‌ سرمايه‌گذاري‌ را نشان‌ خواهد داد. سطح‌ سرمايه‌گذاري‌ بر حسب‌ وجود وجوه‌ سرمايه‌گذاري‌ حداكثر تا نقطه‌اي‌ افزايش‌ مي‌يابد كه‌ مقدارm با نرخ‌ بهره‌ بازار(r)  برابر شود (نمودار 1).
‌    ‌در واقع‌ پروژه‌اي‌ سودآوري‌ دارد كه‌ نرخ‌ بازدهي‌ داخلي‌ آن‌ بيش‌ از نرخ‌ بهره‌ بازار باشد. نئوكلاسيك‌ها براي‌ تصميم‌گيري‌ در مورد انتخاب‌ پروژه، از مفهوم‌ ارزش‌ فعلي‌ تنزيل‌ شده‌ درآمدهاي‌ آينده‌ ناشي‌ از سرمايه‌گذاري‌4(PDV)  استفاده‌ مي‌نمايند. براي‌ محاسبه‌ آن، با استفاده‌ از جريان‌ بازدهي‌ خالص‌ آينده‌ حاصل‌ از پروژه‌(Rt)  كه‌ با نرخ‌هاي‌ بهره‌ تنزيل‌ شده‌ است‌ از رابطه‌ زير در مقابل‌ هزينه‌هاي‌ پروژه‌ استفاده‌ مي‌شود.

‌    ‌1 + r +  ...  + Rt+n(1 + r)n1PDVt = -C + Rt + Rt+

‌    ‌هر گاه‌ ارزش‌ فعلي‌ بازدهي‌ پروژهاي‌ مختلف‌ محاسبه‌ شود (بر حسب‌ نرخ‌ بهره‌ خاص)، پروژه‌هاي‌ مختلف‌ از جهت‌PDV  رتبه‌بندي‌ شده‌ و به‌ صورت‌ نمودار 2 درمي‌آيد.
‌    ‌در صورت‌ با كشش‌ بودن‌ منحني‌ عرضه‌ وجوه‌ سرمايه‌گذاري، بنگاه‌ها مي‌توانند در همة‌ پروژه‌هايي‌ كه‌ PDV مثبت‌ دارند سرمايه‌گذاري‌ كنند؛ يعني‌ سطح‌ سرمايه‌گذاري‌ تا 0I گسترش‌ مي‌يابد و چنان‌چه‌ وجوه‌ سرمايه‌گذاري‌ با محدوديت‌ مواجه‌ باشد، اولويت‌ در تخصيص‌ با پروژه‌هاي‌ اقتصادي‌ است. چنان‌چه‌ نرخ‌ بهره‌ كاهش‌ يابد، مخرج‌ كسر تنزيل‌ بازدهي‌ كاهش‌ وPDV  افزايش‌ يافته‌ و در واقع‌ منحني‌PDV  به‌ سمت‌ راست‌ منتقل‌ مي‌شود، يعني‌ سطح‌ سرمايه‌گذاري‌ افزايش‌ مي‌يابد و بالعكس. در هر صورت‌ از هر دو روش‌ مي‌توان‌ رابطة‌ منفي‌ بين‌ نرخ‌ بهره‌ و سطح‌ سرمايه‌گذاري‌ را به‌دست‌ آورد.5 در واقع‌ نرخ‌ بهره‌ عامل‌ اساسي‌ در مقدار سرمايه‌گذاري‌ است‌ و به‌ عبارت‌ روشن‌تر، نرخ‌ بهره‌ عامل‌ تعيين‌كنندة‌ اجرا و عدم‌ اجراي‌ پروژه‌ها درنظام‌ ربوي‌ است. حرمت‌ ربا و يكسان‌ دانستن‌ بهره‌ و ربا باعث‌ شد اقتصاددانان‌ مسلمان‌ در جاي‌گزين‌ ساختن‌ مدل‌ جديد، تلاش‌ جدي‌ صورت‌ دهند. در ادامه‌ پس‌ از توضيح‌ پاره‌اي‌ از نظريات‌ مطرح‌ شده‌ در اين‌ زمينه‌ ديدگاه‌ خود را بيان‌ مي‌كنيم.
مروري‌ بر نظريات‌ اسلامي‌
‌    ‌محققان‌ اقتصاد اسلامي‌ با حذف‌ ربا از نظام‌ اقتصادي‌ اسلام‌ به‌ عقود اسلامي‌ توجه‌ جدي‌ نموده‌ و در اين‌ توافق‌ ضمني‌ دارند كه‌ قرض‌الحسنه‌ نمي‌تواند به‌ تنهايي‌ سرمايه‌گذاري‌ طرح‌هاي‌ مختلف‌ را پوشش‌ دهد؛ چرا كه‌ معمولاً‌ افرادي‌ كه‌ درصدد به‌ جريان‌ انداختن‌ سرماية‌ خود هستند طالب‌ سود مي‌باشند و اين‌ امر مورد تأييد شريعت‌ هم‌ قرار گرفته‌ است.
‌    ‌برخي‌ از اين‌ نظريات‌ عبارت‌اند از:
‌    ‌-1 سيدكاظم‌ صدر، با استفاده‌ از بازار نسيه‌ كالا و خدمات‌ كه‌ مورد تأييد اسلام‌ است، عرضه‌ و تقاضاي‌ كالاهاي‌ سرمايه‌اي‌ به‌ صورت‌ نسيه‌ را موجب‌ پيدايش‌ و تعيين‌ نرخ‌ نسيه‌ در بازار كالاي‌ سرمايه‌اي‌ دانسته‌ و آن‌ را به‌ عنوان‌ هزينة‌ فرصت‌ سرمايه‌گذاري‌ معرفي‌ كرده‌ است. نقطه‌ برابري‌ نرخ‌ نسيه‌ و بازدهي‌ نهايي‌ سرمايه‌گذاري‌ حداكثر ارزش‌ حال‌ درآمد خالص‌ از سرمايه‌گذاري‌ است. افزايش‌ نرخ‌ نسيه‌ باعث‌ كاهش‌ تقاضاي‌ بنگاه‌ براي‌ سرمايه‌گذاري‌ مي‌گردد. بنابراين‌ در بازار كالاي‌ نسيه، نرخ‌ نسيه‌ معين‌ مي‌شود و رابطة‌ سرمايه‌گذاري‌ با آن‌ منفي‌ خواهد بود.6
‌    ‌وجوه‌ عرضه‌ شده‌ براي‌ سرمايه‌گذاري‌ شامل‌ بخش‌هايي‌ از پس‌انداز افراد كه‌ به‌ صورت‌ مشاركت‌ با نيروي‌ كار قرار مي‌گيرد نيز مي‌باشد. افرادي‌ كه‌ درآمد اضافي‌ دارند چون‌ امكان‌ قرض‌ ربوي‌ براي‌ آن‌ها نيست‌ وارد عرصه‌ توليد شده‌ و در اين‌ صورت‌ وجوه‌ مناسب‌ براي‌ سرمايه‌گذاري‌ افزايش‌ مي‌يابد. از طرف‌ ديگر، متقاضيان‌ سرمايه‌گذاري‌ نيز افزايش‌ مي‌يابند؛ زيرا با توجه‌ به‌ امر مشاركت، خسارات‌ ناشي‌ از خطرهاي‌ فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌ بين‌ طرفين‌ عقد مشاركت‌ تقسيم‌ مي‌گردد و افراد توليدكننده‌ كم‌تر از زماني‌ كه‌ با گرفتن‌ وام‌ پروژه‌ را تأمين‌ مالي‌ مي‌كردند، خسارات‌ احتمالي‌ را تحمل‌ مي‌كنند. بنابراين‌ تعداد متقاضيان‌ سرمايه‌گذاري‌ افزايش‌ مي‌يابد. علاوه‌ بر تقسيم‌ زيان‌هاي‌ محتمل، وجود انگيزة‌ نظارت‌ و مراقبت‌ شركا نسبت‌ به‌ يكديگر كارآيي‌ فعاليت‌ را افزايش‌ مي‌دهد و در مجموع‌ تقاضاي‌ سرمايه‌گذاري‌ زيادتر مي‌گردد. بر اساس‌ اين‌ ديدگاه‌ حذف‌ ربا باعث‌ افزايش‌ عرضه‌ و تقاضاي‌ وجوه‌ سرمايه‌گذاري‌ مي‌شود. بنابراين‌ حجم‌ سرمايه‌گذاري‌ زياد مي‌شود و آثار مثبت‌ خود را در امر توليد، اشتغال، قيمت‌ كالا، تورم‌ و رفاه‌ عمومي‌ به‌ جاي‌ مي‌گذارد.7
‌    ‌-2 ايرج‌ توتونچيان، اساس‌ امر سرمايه‌گذاري‌ را مبتني‌ بر مشاركت‌ و تحقق‌ نرخ‌ سود مي‌داند. بر اساس‌ اين‌ ديدگاه، با نفي‌ نرخ‌ بهره‌ در اقتصاد اسلامي، عامل‌ محدودكننده‌ اجراي‌ پروژه‌ها از بين‌ مي‌رود و هزينة‌ فرصت‌ سرمايه‌ برابر صفر خواهد بود. البته‌ پروژه‌هاي‌ مختلف‌ با هم‌ رقابت‌ مي‌كنند، به‌ اين‌ معنا كه‌ اگر بازده‌ نهايي‌ طرح‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ مطابق‌ نمودار 3 باشد، تا زماني‌ كه‌ امكانات‌ كشور از جهت‌ توليد، اجازة‌ سرمايه‌گذاري‌ به‌ اندازة‌OW  را بدهد پروژه‌ 1 سودآورتر از دو پروژه‌ ديگر است. تا نقطه‌OT  سرمايه‌گذاري‌ فقط‌ در پروژه‌ 1 انجام‌ مي‌گيرد. از نقطه‌T  تاH  پروژه‌ دوم‌ مقدم‌ است‌ و ازH  تاF  پروژه‌ سوم. بنابراين‌ گرچه‌ تا نقطة‌F  كه‌ نرخ‌ سود و بازده‌ نهايي‌ به‌ صفر گرايش‌ دارد سرمايه‌گذاري‌ ادامه‌ خواهد داشت، اما براي‌ انتخاب‌ نوع‌ پروژه‌ براي‌ سرمايه‌گذاري، پروژه‌ها با يكديگر رقابت‌ كرده، هر كدام‌ كه‌ سود بيش‌تري‌ دارد انتخاب‌ خواهد شد. با استفاده‌ از اين‌ منحني‌ها مي‌توان‌ قسمت‌هايي‌ از هر منحني‌MEC  را كه‌ جزء نقاط‌ تصميم‌گيري‌ سرمايه‌گذاري‌ است‌ به‌ هم‌ متصل‌ كرد و منحني‌ تقاضاي‌ سرمايه‌گذاري‌ را به‌دست‌ آورد. بنابراين‌ حجم‌ سرمايه‌گذاري‌ در اقتصاد اسلامي‌ به‌ علت‌ نبود نرخ‌ بهره‌ (نرخ‌ حذف) افزايش‌ مي‌يابد.8 نبود نرخ‌ بهره‌ در فرآيند تصميم‌گيري‌ باعث‌ كاهش‌ هزينه‌ توليد كالا در هر مرحله‌ توليد مي‌گردد. افزايش‌ حجم‌ سرمايه‌گذاري‌ و به‌ تبع‌ آن‌ افزايش‌ اشتغال‌ و كاهش‌ هزينه‌ توليد و به‌ تبع‌ آن‌ كاهش‌ قيمت‌ كالا، از آثار مثبت‌ سرمايه‌گذاري‌ با الگوي‌ اقتصاد اسلامي‌ در مقايسه‌ با اقتصاد سرمايه‌داري‌ است.9
‌    ‌-3 منذر كهف، سرمايه‌گذاري‌ را وابسته‌ به‌ دو عامل‌ نرخ‌ بازده‌ انتظاري‌ سرمايه‌گذاري‌ (R) و هزينه‌ آن‌(Q)  مي‌داند. هزينة‌ سرمايه‌گذاري‌ از ديدگاه‌ مدير مبالغي‌ است‌ كه‌ بايد به‌ صاحبان‌ سرمايه‌ پرداخت؛ يعني‌ سهمي‌ از هر درآمد و بازدهي‌ طرح‌ كه‌ به‌ صاحب‌ سرمايه‌ مي‌رسد، هزينه‌ توليد قلمداد مي‌گردد.
‌    ‌Q = R . q
‌    ‌مقدار سهم‌ صاحب‌ سرمايه‌(q)  در بازار مضاربه‌ تعيين‌ مي‌شود و به‌ موجودي‌ قابل‌ عرضه‌ براي‌ سرمايه‌گذاري‌ و كارداني‌ و مهارت‌ مدير كه‌ تقاضا براي‌ وجوه‌ را معين‌ مي‌كند، بستگي‌ دارد. مقدار تعادلي‌ سرمايه‌گذاري‌ در نقطه‌اي‌ معين‌ مي‌شود كه‌ هزينه‌ آن‌ برابر بازدهي‌ باشد.
‌    ‌R = Q
‌    ‌1q =  ش‌ R = R . q  ش‌R = Q
‌    ‌يعني‌ مدير تا آن‌جا تقاضاي‌ سرمايه‌گذاري‌ دارد كه‌ سهم‌ صاحب‌ سرمايه‌ حداكثر به‌ 1 برسد؛ ايشان‌ ضمن‌ بيان‌ تفاوت‌ بين‌ نرخ‌ سود و نرخ‌ بهره‌ توضيح‌ داده‌اند كه‌ رشد و ترقي‌ سيستم‌ اقتصاد اسلامي‌ در ارتباط‌ با حذف‌ بهره‌ و وجوب‌ زكات‌ است. وجوب‌ زكات‌ باعث‌ مي‌شود كه‌ صاحبان‌ دارايي‌ دست‌ كم‌ براي‌ جبران‌ همان‌ مقداري‌ كه‌ به‌ عنوان‌ زكات‌ پرداخت‌ مي‌كنند بر پس‌اندازهايشان‌ بيفزايند و حرمت‌ ربا باعث‌ كاهش‌ نقدينگي‌ مي‌شود؛ هم‌ پس‌انداز افزايش‌ يافته‌ هم‌ دارايي‌ بيكار كاهش‌ مي‌يابد.10
‌    ‌-4 شاهرخ‌ رفيع‌ خان، با تحليلي‌ از يك‌ الگوي‌ مشاركت‌ در سود و زيان‌1(PLS) 1 سعي‌ نموده‌ است‌ عرضه‌ و تقاضاي‌ وجوه‌ سرمايه‌گذاري‌ را مشخص‌ كند. عرضه‌ وجوه‌ تابعي‌ از نرخ‌ سود مورد انتظار صاحب‌ سرمايه‌(re)  و ريسك‌ ناشي‌ از سرمايه‌گذاري‌ است‌ (s) است. در اين‌جا تأمين‌كننده‌ سرمايه‌ با بازدة‌ متغير و ريسك‌ عدم‌ موفقيت‌ روبه‌روست‌ و به‌ علت‌ ورود ريسك‌ ممكن‌ است‌ مقدار عرضه‌ وجوه‌ كم‌تر از شرايطي‌ باشد كه‌ نرخ‌ بهره‌ حاكم‌ است.
‌    ‌S = f( s , re)
‌    ‌با فرض‌ آن‌كه‌ نرخ‌ سود انتظاري‌ بر اساس‌ سود سال‌ قبل‌ (1(pt -  معين‌ شود اين‌ نرخ‌ برابر با 1re = P.pt - 1 kt -  مي‌باشدP . سهم‌ سود صاحب‌ سرمايه‌ وK  كل‌ وجوه‌ سرمايه‌گذاري‌ شده‌ توسط‌ عامل‌ است. تقاضاي‌ وجوه‌ قابل‌ سرمايه‌گذاري‌ هم‌ متأثر از نرخ‌ سود مورد انتظار عامل‌ وr  مي‌باشد.12
‌    ‌D = f (r , re)
‌    ‌مديران‌ اقتصادي‌ اولويت‌ را به‌ اجراي‌ طرح‌هاي‌ با بازدهي‌ بيش‌تر مي‌دهند و با گسترش‌ سرمايه‌گذاري‌ با طرح‌هاي‌ كم‌بازده‌ مواجه‌ خواهند شد. عاملان‌ و مديران‌ اقتصادي‌ احتمالاً‌ سودهاي‌ تقسيم‌ نشده‌ مورد انتظار حاصل‌ را با هزينه‌ فرصت‌ صرف‌ شده‌ و اجتناب‌ از متحمل‌ شدن‌ بي‌اطميناني‌ در مورد عدم‌ موفقيت‌ طرح، مقايسه‌ مي‌كنند. هر قدرr  نزول‌ كند سود تقسيم‌ نشده‌ مورد انتظار حاصل‌ به‌ طور متوسط‌ بيش‌تر مي‌شود و بر تعداد متقاضيان‌ وجوه‌ افزوده‌ مي‌گردد و بر عكس. بنابراين‌ تقاضا و عرضة‌ وجوه‌ بر اساس‌ r به‌ ترتيب‌ نزولي‌ و صعودي‌ است؛ سهم‌ سود در بازار تعيين‌ مي‌شود و بازار را به‌ تعادل‌ مي‌رساند و نبود بهره‌ باعث‌ تأمين‌ تمامي‌ طرح‌هاي‌ داراي‌ سوددهي‌ هر چند مقدار آن‌ كم‌ باشد، نمي‌شود؛ زيرا عرضه‌ وجوه‌ نامحدود نيست‌ و با مقدارr  رابطة‌ مستقيم‌ دارد.13
‌    ‌قراردادPLS  را اگر از نظر عامل‌ اقتصادي‌ بررسي‌ مي‌كنيم، به‌ علت‌ عدم‌ اجبار به‌ پرداخت‌ بهره‌ كه‌ هزينه‌ متغير است‌ و عدم‌ تأثير سهم‌ سود بر سطح‌ قيمت‌ها، آثار مهمي‌ بر سرمايه‌گذاري‌ كل‌ خواهد گذاشت. علاوه‌ بر آن‌ كه‌ تركيب‌ سرمايه‌گذاري‌ كل‌ ممكن‌ است‌ به‌ علت‌ مشاركت‌ در ريسك‌ به‌ طرف‌ سرمايه‌گذاري‌هاي‌ ريسك‌پذيربيش‌تري‌سوق‌داده‌شود.14
 

فصلنامه اقتصاد اسلامي

اقتصاد اسلامي





-2-3 توزيع‌ ناعادلانه‌ درآمد
‌    ‌بي‌شك‌ منابع‌ و عوامل‌ مختلفي‌ چون‌ مواد خام‌ و اوليه، نيروي‌ كار، سرماية‌ نقدي، كالاهاي‌ سرمايه‌اي‌ (مانند زمين، ساختمان، ماشين‌آلات، ابزار و تأسيسات) و مديريت، در توليد محصول‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ در تحصيل‌ درآمد نقش‌ دارند و شكي‌ نيست‌ كه‌ هر يك‌ از آن‌ها بايد سهمي‌ از توليد و درآمد را داشته‌ باشد. كيفيت‌ توزيع‌ درآمد ميان‌ عوامل‌ مذكور چه‌ از جهت‌ انتخاب‌ نوع‌ رابطة‌ حقوقي‌ و چه‌ از جهت‌ ميزان‌ سهم‌ هر يك‌ از عوامل، از مسائل‌ پيچيده‌ و مهم‌ نظام‌هاي‌ اقتصادي‌ است‌ و از آن‌ ميان‌ سهم‌ نيروي‌ كار و سهم‌ صاحبان‌ سرمايه، خصوصاً‌ سرمايه‌هاي‌ نقدي، از اهميت‌ زيادي‌ برخوردار است.
‌    ‌عادلانه‌ترين‌ نظام‌ اقتصادي‌ نظامي‌ است‌ كه‌ به‌ هر يك‌ از عوامل، متناسب‌ با ارزش‌ افزوده‌اي‌ كه‌ در توليد ايجاد مي‌كند بپردازد، در غير اين‌صورت‌ به‌طور مستمر بخشي‌ از حقوق‌ يك‌ عامل‌ توسط‌ عامل‌ ديگر دريافت‌ مي‌شود و به‌تدريج‌ يك‌ عامل‌ با انباشت‌ ثروت‌ و ديگري‌ با انبوهي‌ از بدهي‌ روبه‌رو خواهد شد.
‌    ‌در نظام‌ سرمايه‌داري‌ غالباً‌ نيروي‌ كار از طريق‌ دستمزد ثابت‌ روزانه‌ يا ماهانه‌ سهم‌ خود را از درآمد دريافت‌ مي‌كند و مقدار آن‌ در بازار كار تعيين‌ مي‌شود، چنان‌كه‌ صاحبان‌ سرماية‌ نقدي‌ سهم‌ خود را به‌ صورت‌ بهرة‌ ثابت‌ سالانه‌ دريافت‌ مي‌كنند و مقدار آن‌ در بازار پول‌ و سرمايه‌ تعيين‌ مي‌گردد. در نتيجه‌ سهم‌ هر يك‌ از آن‌ دو عامل‌ بيش‌ از آن‌كه‌ به‌ نقش‌آفرينيشان‌ در فعاليت‌ اقتصادي‌ و ارزش‌ افزودة‌ ناشي‌ از آن‌ها بستگي‌ داشته‌ باشد، به‌ ميزان‌ فراواني‌ و كميابي‌ آن‌ دو عامل‌ بستگي‌ دارد. به‌ اين‌ بيان‌ كه‌ هرچه‌ عرضه‌ كار و پول‌ در بازارهاي‌ مربوطه‌ بيش‌تر باشد نرخ‌    ‌مأخذ: هلموت‌ كرويتس، معضل‌ پول، ص‌ 228.       
دستمزد و نرخ‌ بهره‌ پايين‌تر خواهد بود و هر چه‌ عرضه‌ آن‌ دو عامل‌ كاهش‌ يابد نرخ‌ دستمزد و بهره‌ افزايش‌ مي‌يابد.
‌    ‌حال‌ اگر كارفرماي‌ اقتصادي‌ را متقاضي‌ اين‌ دو عامل‌ اقتصادي‌ بدانيم‌ مي‌توان‌ حدس‌ زد كه‌ در يك‌ اقتصاد كاملاً‌ آزاد، نيروي‌ كار از طرفي‌ به‌ جهت‌ ضرورت‌ اشتغال، مجبور به‌ عرضة‌ كار خود بوده‌ و از طرف‌ ديگر، به‌ جهت‌ پايين‌ بودن‌ قدرت‌ چانه‌زني‌ هميشه‌ دستمزدي‌ پايين‌تر از سهم‌ واقعي‌ خود خواهد گرفت‌ و در نقطه‌ مقابل، صاحبان‌ سرمايه‌هاي‌ نقدي‌ به‌ جهت‌ عدم‌ اضطرار و قدرت‌ بالاي‌ چانه‌زني‌ نرخ‌ بهرة‌ بالايي‌ را بر كارفرما تحميل‌ خواهند كرد و اين‌ يك‌ واقعيت‌ تلخ‌ حاكم‌ در اقتصاد جهاني‌ است. براي‌ مثال، مطابق‌ آمار رسمي‌ بانك‌ مركزي‌ آلمان، در فاصله‌ زماني‌ 1993 - 1970 توليد ناخالص‌ ملي‌ رشد 430 درصدي‌ برخوردار بوده‌ و در اين‌ مدت‌ حقوق‌ و دستمزد رشد 310 درصدي‌ و درآمد ناشي‌ از بهره‌ رشد بيش‌ از 1000 درصدي‌ داشته‌ است‌ در نتيجه‌ به‌طور مرتب‌ سهم‌ اكثريت‌ نيروي‌ كار توسط‌ يك‌ اقليتي‌ به‌نام‌ صاحبان‌ سرمايه‌ نقدي، بلعيده‌ شده‌ است.51
‌    ‌نظام‌ اقتصادي‌ اسلام‌ با اتخاذ تدابيري‌ اقتصاد را به‌ سمت‌ عادلانه‌ شدن‌ توزيع‌ درآمدها سوق‌ داده‌ است‌ كه‌ مهم‌ترين‌ آن‌ها عبارت‌اند از:
الف‌ - گسترش‌ روابط‌ حقوقي‌ كار
‌    ‌اسلام‌ در كنار رابطة‌ حقوقي‌ اجاره‌ و گرفتن‌ دستمزد ثابت، براي‌ نيروي‌ كار روش‌هاي‌ ديگري‌ چون‌ مشاركت، مضاربه، مزارعه‌ و مساقات‌ يا تركيبي‌ از مشاركت‌ و اجاره‌ را مطرح‌ كرد. در اقتصاد اسلامي‌ يك‌ يا چند كارگر مي‌توانند در مقابل‌ دستمزد ثابت‌ و بر اساس‌ عقد اجاره‌ با كارفرما قرارداد ببندند، همين‌طور مي‌توانند در مقابل‌ سهمي‌ از توليد يا درآمد واحد اقتصادي‌ پيمان‌ مشاركت‌ ببندند و مي‌توانند تركيبي‌ از دستمزد ثابت‌ با سهمي‌ از سود را انتخاب‌ كنند، در نتيجه‌ كارفرما و كارگران‌ در اقتصاد اسلامي‌ مي‌توانند نه‌ بر اساس‌ عرضه‌ و تقاضاي‌ بازار كار بلكه‌ بر اساس‌ تقسيم‌ درآمد و سود واقعي‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ به‌ توافق‌ برسند. روشن‌ است‌ كه‌ اين‌ روش‌ در بلندمدت‌ تأثير شگرفي‌ بر واقعي‌شدن‌ سهم‌ هر يك‌ از عوامل‌ توليد از درآمد خواهد داشت.
ب‌ - تأكيد بر دستمزد عادلانه‌
‌    ‌در تعاليم‌ اسلام‌ بر حقوق‌ نيروي‌ كار تأكيد فراواني‌ شده‌ و غصب‌ دستمزد كارگران‌ يا كم‌ دادن‌ آن‌ در رديف‌ گناهاني‌ چون‌ اختراع‌ دين‌ و انسان‌فروشي‌ قرار گرفته‌ است. پيامبر اكرم6 مي‌فرمايد:
ان‌ ا غافر كل‌ ذنب، الا‌ من‌ احدث‌ ديناً‌ او اغتصب‌ اجيراً‌ اجره‌ او باع‌ حر‌اً؛52
خداوند هر گناهي‌ را مي‌آمرزد مگر اين‌كه‌ كسي‌ ديني‌ بسازد، يا مزد كارگري‌ را غصب‌ كند يا شخص‌ آزادي‌ را به‌ بردگي‌ فرو شد.
‌    ‌در روايت‌ ديگري‌ مي‌فرمايد:
ايها الناس، من‌ انتقص‌ اجيراً‌ اجره، فليتبوأ مقعده‌ من‌ النار؛53
اي‌ مردم، هركس‌ مزد كارگري‌ را كم‌ بدهد بايستي‌ جايگاه‌ خود را در آتش‌ جهنم‌ آماده‌ بيند.
‌    ‌و در كلام‌ ديگري‌ خطاب‌ به‌ امام‌ علي7 فرمود:
ياعلي، لايظلم‌ الفلاحون‌ بحضرت؛54
يا علي، مبادا با حضور تو بر كشاورزان‌ ستم‌ رود.
ج‌ - تحريم‌ ربا
‌    ‌اسلام‌ رابطة‌ حقوقي‌ قرض‌ با بهره‌ بين‌ صاحبان‌ سرماية‌ نقدي‌ و كارفرما را ظالمانه‌ و در رديف‌ پيكار با خدا و رسول‌ دانسته، به‌شدت‌ با آن‌ مبارزه‌ مي‌كند:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ‌ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ‌ وَذَرُوا مَا بَقِيَ‌ مِنَ‌ الرٍّبَا اًِن‌ كُنتُم‌ مُؤمِنِينَ‌ فَاًِن‌ لَم‌ تَفعَلُوا فَأذَنُوا بِحَربٍ‌ مِنَ‌ اللهِ‌ وَرَسُولِهِ‌ وَ‌اًِن‌ تُبتُم‌ فَلَكُم‌ رُؤ‌وسُ‌ أَموَ‌الِكُم‌ لاَ‌ تَظلِمُونَ‌ وَ‌لاَ‌ تُظلَمُونَ؛55
اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد از مخالفت‌ فرمان‌ خدا بپرهيزيد و آن‌چه‌ از ربا باقي‌ مانده، رها كنيد، اگر ايمان‌ داريد. اگر چنين‌ نمي‌كنيد اعلان‌ جنگ‌ با خدا و رسول‌ بدهيد، و اگر توبه‌ كنيد سرمايه‌هاي‌ شما از آن‌ شماست‌ نه‌ ظلم‌ مي‌كنيد و نه‌ بر شما ظلم‌ وارد مي‌شود.
‌    ‌با وجود اين، اسلام‌ به‌ صاحبان‌ پول‌ اجازه‌ داده‌ است‌ از طريق‌ عقود مشاركت‌ و مضاربه‌ با عامل‌ اقتصادي‌ و كارفرما در فعاليت‌ اقتصادي‌ شريك‌ شده‌ و از سود واقعي‌ سهمي‌ را بردارند. اين‌ تغيير بازتاب‌ فراواني‌ در بخش‌هاي‌ مختلف‌ اقتصادي‌ برجاي‌ مي‌گذارد كه‌ مهم‌ترين‌ آن‌ها تقسيم‌ عادلانه‌ سود و زيان‌ احتمالي‌ فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌ بين‌ دو عامل‌ اصلي‌ توليد يعني‌ كار و سرمايه‌ است.
-2-4 رواج‌ گناه‌ و اعمال‌ ناشايست‌
‌    ‌در جهان‌بيني‌ اسلامي‌ عامل‌ فقر و غنا منحصر در مسائل‌ مادي‌ نيست. وجود روابط‌ سالم‌ و برادرانه‌ ميان‌ افراد جامعه، مراعات‌ ضوابط‌ عفاف‌ و تقوا، شكر نعمت‌ و توجه‌ شايسته‌ به‌ دستورات‌ الهي، موجب‌ رحمت‌ پروردگار و گسترش‌ نعمت‌هاي‌ الهي‌ خواهد شد و در نقطه‌ مقابل، رواج‌ گناه‌ و اعمال‌ ناشايست، بي‌توجهي‌ به‌ نيازمندان‌ و محرومان، كفران‌ نعمت‌ و روي‌گرداني‌ افراد از ارزش‌هاي‌ الهي، اسباب‌ غضب‌ الهي‌ و قطع‌ نعمت‌ را فراهم‌ خواهد كرد:
لَئِن‌ شَكَرتُم‌ لاَ‌ َزِيدَنَّكُم‌ وَلَئِن‌ كَفَرتُم‌ اًِنَّ‌ عَذَ‌ابِي‌ لَشَدِيدٌ؛56
اگر (نعمت‌ خدا را) شكرگزاري‌ كنيد بر شما خواهم‌ افزود و اگر ناسپاسي‌ كنيد مجازاتم‌ شديد است.
أَوَ‌ لَم‌ يَهدِ‌ لِلَّذِينَ‌ يَرِثُونَ‌ الأَرضَ‌ مِن‌ بَعدِ‌ أَ‌هلِهَا أَن‌ لَو‌ نَشَأُ‌ أَصَبنَاهُم‌ بِذُنُوبِهِم‌ وَنَطبَعُ‌ عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ فَهُم‌ لاَيَسمَعُونَ؛57
آيا كساني‌ كه‌ وارث‌ روي‌ زمين‌ بعد از صاحبان‌ آن‌ مي‌شوند، عبرت‌ نمي‌گيرند كه‌ اگر بخواهيم‌ آن‌ها را نيز به‌ گناهانشان‌ هلاك‌ كنيم‌ و بر دل‌هايشان‌ مهر مي‌نهيم‌ تا نشنوند.
‌    ‌در روايات‌ نيز به‌ اين‌ موضوع‌ توجه‌ شده‌ است. امام‌ علي7 مي‌فرمايد:
اذا ظهر الخيانات، ارتفعت‌ البركات؛58
زماني‌ كه‌ خيانت‌ها يكي‌ پس‌ از ديگري‌ آشكار گردند، بركت‌ها از جامعه‌ رخت‌ برمي‌بندند.
اعتياد الكذب‌ يورث‌ الفقر؛59
عادت‌ به‌ دروغ‌ گفتن‌ موجب‌ فقر مي‌گردد.
قطيعة‌ الرحم‌ تورث‌ الفقر؛60
قطع‌ رحم‌ موجب‌ فقر مي‌شود.
‌    ‌به‌ اين‌ جهت‌ در تعاليم‌ اسلام‌ علاوه‌ بر تأكيد روي‌ عوامل‌ سابق، اصلاح‌ روابط‌ اجتماعي‌ و رعايت‌ تقوا از اسباب‌ نزول‌ بركات‌ الهي‌ به‌شمار آمده‌ است:
وَلَو‌ أَنَّ‌ أَ‌هلَ‌ القُرَ‌ي‌ آمَنُوا وَ‌اتَّقَوا لَفَتَحنَا عَلَيهِم‌ بَرَكَاتٍ‌ مِنَ‌ السَّمأِ‌ وَ‌الأَرضِ؛61
اگر اهل‌ شهرها و آبادي‌ها ايمان‌ مي‌آوردند و تقوا پيشه‌ مي‌كردند، بركات‌ آسمان‌ و زمين‌ را بر آن‌ها مي‌گشوديم.
‌    ‌در روايات‌ نيز انجام‌ اعمال‌ شايسته‌ از موجبات‌ افزايش‌ روزي‌ دانسته‌ شده‌ است، مانند:
الامانة‌ تجلب‌ الرزق؛62
امانت‌داري‌ موجب‌ افزايش‌ روزي‌ مي‌گردد.
البر‌ و صدقة‌ السر ينفيان‌ الفقر؛63
نيكي‌ و صدقه‌ پنهاني‌ فقر را از بين‌ مي‌برد.
قول‌ الحق‌ يزيد في‌ الرزق؛64
حق‌گويي‌ روزي‌ را زياد مي‌كند.
صلة‌ الرحم‌ تزيد في‌العمر و تنفي‌ الفقر؛65
صله‌ رحم‌ عمر را افزايش‌ داده، فقر را از بين‌ مي‌برد.


50

-2-5 بي‌اعتنايي‌ به‌ نيازمندان‌
‌    ‌در هر جامعه‌اي‌ گروهي‌ مي‌توانند از طريق‌ كار و فعاليت‌ اقتصادي‌ نيازمندي‌هاي‌ خود را تأمين‌ كنند، گروهي‌ ديگر تنها بخشي‌ از نيازمندي‌هاي‌ خود را برآورده‌ مي‌كنند و گروهي‌ به‌ دليل‌ نداشتن‌ توان‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ يا نبودن‌ زمينه‌ فعاليت، قادر به‌ تأمين‌ نيازهاي‌ خود نيستند. در جوامع‌ مختلف‌ گرچه‌ افراد به‌ جهت‌ داشتن‌ عواطف‌ و احساسات‌ به‌ نيازمندان‌ كمك‌ مي‌كنند ولي‌ هيچيك‌ از نظام‌هاي‌ اقتصادي‌ رايج‌ به‌ صورت‌ نظام‌مند جايگاهي‌ براي‌ آنان‌ و روش‌هايي‌ مشخص‌ براي‌ تأمين‌ نياز مستمندان‌ در نظر نمي‌گيرد؛ در حالي‌ كه‌ در نظام‌ اقتصادي‌ اسلام‌ علاوه‌ بر توصيه‌هاي‌ كلي‌ و تحريك‌ عواطف‌ انساني‌ و معنوي‌ براي‌ تأمين‌ نيازمندي‌هاي‌ گروه‌ سوم‌ و تكميل‌ نيازهاي‌ گروه‌ دوم، دو راه‌ مشخص‌ پيش‌بيني‌ شده‌ است:
الف‌ - مسئوليت‌ امت‌
‌    ‌افراد جامعه‌ اسلامي‌ نسبت‌ به‌ تأمين‌ نيازهاي‌ حياتي‌ هم‌ديگر مسئوليت‌ متقابل‌ دارند كه‌ در حد‌ ساير فرايض‌ لازم‌الاجرا است. براي‌ مثال، چنان‌چه‌ در اثر سوانح‌ طبيعي‌ مانند زلزله، سيل‌ و ... عده‌اي‌ امكانات‌ زندگي‌ خود را از دست‌ بدهند وظيفه‌ همه‌ افراد جامعه‌ است‌ كه‌ در تأمين‌ نيازهاي‌ حياتي‌ آنان‌ اقدام‌ كنند و در صورت‌ كوتاهي‌ از انجام‌ مسئوليت، دولت‌ اسلامي‌ مي‌تواند آنان‌ را برانجام‌ آن‌ ملزم‌ كند. اين‌ مسئوليت‌ به‌قدري‌ مهم‌ است‌ كه‌ خداوند كل‌ جامعه‌ را در صورت‌ كوتاهي‌ در انجام‌ آن‌ تهديد مي‌كند:
هأَنتُم‌ هؤُ‌لاَءِ‌ تُد‌عَونَ‌ لِتُنفِقوُ‌ا فِي‌ سَبِيلِ‌ اللهِ‌ فَمِنكُم‌ مَن‌ يَبخَل‌ وَ‌ مَن‌ يَبخَل‌ فَاِنَّمَا يَبخَل‌ عَن‌ نَفسِهِ‌ وَ‌اللَّهُ‌ الغَنِيُّ‌ وَ‌ اَنتُمُ‌ الفُقَر‌أُ‌ وَ‌ اِن‌ تَتَوَلَّو‌ا يَستَبدِل‌ قَوماً‌ غَيرَكُم‌ ثُمَّ‌ لاَيَكوُنوُ‌ا اَمثلَكُم؛66
آري‌ شما همان‌ گروهي‌ هستيد كه‌ براي‌ انفاق‌ در راه‌ خدا دعوت‌ مي‌شويد، بعضي‌ از شما بخل‌ مي‌ورزند، و هركس‌ بخل‌ ورزد نسبت‌ به‌ خود بخل‌ كرده‌ است‌ و خداوند بي‌نياز است‌ و شما همه‌ نيازمنديد، و هرگاه‌ سرپيچي‌ كنيد خداوند گروه‌ ديگري‌ را جاي‌ شما مي‌آورد پس‌ آن‌ها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه‌ در راه‌ خدا انفاق‌ مي‌كنند).
‌    ‌پيامبر اكرم6 نيز در اين‌ باره‌ مي‌فرمايد:
ما آمن‌ بي‌ من‌ بات‌ شبعان‌ و جاره‌ جائع؛67
كسي‌ كه‌ شب‌ سير بخوابد در حالي‌كه‌ همسايه‌اش‌ گرسنه‌ باشد به‌ من‌ ايمان‌ نياورده‌ است.
ب‌ - مسئوليت‌ دولت‌
‌    ‌دولت‌ اسلامي‌ وظيفه‌ دارد با استفاده‌ از منابعي‌ كه‌ در اختيار دارد، از طريق‌ فراهم‌ كردن‌ زمينه‌هاي‌ اشتغال‌ مناسب‌ يا كمك‌هاي‌ بلاعوض، معيشت‌ شهروندان‌ جامعه‌ اسلامي‌ را در سطح‌ مناسب‌ كرامت‌ انسان‌ تأمين‌ نمايد.
‌    ‌پيامبر اكرم6 مي‌فرمايد:
اذكرا الوالي‌ من‌ بعدي‌ علي‌ امتي‌ ... و لم‌يفقرهم‌ فيكفرهم؛68
خدا را به‌ ياد هر حاكم‌ اسلامي‌ پس‌ از خود مي‌آورم‌ ... مردمان‌ را فقير نكند كه‌ در نتيجه‌ كافرشان‌ خواهد كرد.
‌    ‌هم‌چنين‌ در نامه‌ حضرت‌ علي7 به‌ ابن‌ عباس‌ فرماندار مكه‌ آمده‌ است:
و انظر الي‌ مااجتمع‌ عند من‌ مال‌ ا فاصرفه‌ الي‌ من‌ قبل من‌ ذوي‌العيال‌ والمجاعة، مصيباً‌ به‌ مواضع‌الفاقة‌ والخلات‌ و ما فضل‌ عن‌ ذل فاحمله‌ الينا لنقسمه‌ فيمن‌ قبلنا؛69
اموالي‌ كه‌ نزد تو جمع‌ شده‌ و مربوط‌ به‌ خداست‌ به‌دقت‌ در مصرف‌ آن‌ها بنگر، و آن‌ را مصرف‌ عيالمندان‌ و گرسنگان‌ كن‌ به‌طوري‌ كه‌ صحيح‌ به‌دست‌ فقرا و نيازمندان‌ برسد و مازاد آن‌ها را نزد ما بفرست‌ تا بين‌ كساني‌كه‌ در اين‌جا هستند تقسيم‌ كنيم.
‌    ‌بلال‌ نيز از طرف‌ رسول‌ خدا6 مأموريت‌ داشت‌ به‌ وضعيت‌ فقرا و بينوايان‌ رسيدگي‌ و آنان‌ را تأمين‌ كند. حتي‌ او اجازه‌ داشت‌ در صورت‌ نبودن‌ امكانات‌ مالي‌ براي‌ بيت‌المال، با قرض‌ كردن‌ محرومان‌ را تأمين‌ نمايد.70



پي‌نوشت‌ها:
.1 حديد  (57)  آية‌   25.
.2 ابن‌سينا،  الشفأ الهيات‌  (انتشارات‌ بيدار)  ص‌ 557.
.3 والدن‌ بيو،  پيروزي‌ سياه،  ترجمه‌ احمد سيف‌ و كاظم‌ فرهادي‌  (چاپ‌ اول:  تهران‌ انتشارات‌ نقش‌ جهان، تهران، 1376) ص‌ 229.
.4 هانس‌ - پيتر مارتين،  دام‌ جهان‌گرايي،  ترجمه‌ عبدالحميد فريدي‌ عراقي‌  (فرهنگ‌ و انديشه، 1378) ص‌ 190.
.5 ديويد ماكارو،  رفاه‌ اجتماعي‌ ساختار عملكرد،  ص‌ 207.
.6 مايكل‌ تودارو،  توسعه‌ اقتصادي‌ در جهان‌ سوم،  ص‌ 173.
.7 ديويد كلمن‌  و  فورد نيكسون،   اقتصادشناسي‌ توسعه‌ نيافتگي،   ص‌ 121.
.8 نواب‌ حيدر نقوي،   اقتصاد توسعه‌ يك‌ الگوي‌ جديد،   ترجمه‌ دكترتوانايان‌فرد،   ص‌ 83.
.9 اين‌ تعريف‌ با مختصر تفاوتي‌ از تعريف‌هاي‌ شهيد آية‌ا صدر و استاد محمدرضا حكيمي‌ گرفته‌ شده‌ است‌ ر.ك: سيد محمدباقر صدر، اقتصادنا (مكتبة‌الاعلام‌ الاسلامي)   ص‌ 661 - 671 و   محمدرضا حكيمي،   الحياة،   ترجمه‌ احمد آرام،   ج‌ 3،    ص‌ 21.
.10 محمد بن‌ يعقوب‌ كليني، كافي،   ج‌ 3،   ص‌ 568.
.11 «اللهم‌ احشرني‌ في‌ زمرة‌ المساكين‌ يوم‌ القيامة»    (محمد محمدي‌ ري‌شهري، ميزان‌الحكمه،    ج‌ 3،   ص‌ 2442).
.12 «من‌ اكرم‌ فقيراً‌ مسلماً‌ لقي‌ ا يوم‌ القيامة‌ و هو عنه‌ راض» (همان،  ص‌ 2446).
.13 «اللهم‌ اني‌ اعوذ ب من‌ الكفر والفقر، فقال‌ رجل: أيعدلان؟ قال: نعم» (همان،   ص‌ 2438).
.14 همان.
.15 «الشَّيطَانُ‌ يَعِدُكُمُ‌ الفَقرَ‌ وَيَأمُرُكُم‌ بِالفَحشَأِ‌ وَ‌اللهُ‌ يَعِدُكُم‌ مَغفِرَةً‌ مِنهُ‌ وَفَض‌لاً‌ وَ‌اللهُ‌ وَ‌اسِعٌ‌ عَلِيمٌ» (بقره‌   (2) آيه‌ 268).
.16 محمد محمدي‌ ري‌شهري، همان،   ص‌ 2442.
.17 همان،   ص‌ 2441.
.18 براي‌ بررسي‌ اين‌ قبيل‌ نظريات‌ ر.ك:   آنتوني‌ آربلاستر،   ظهور و سقوط‌ ليبراليسم،   ترجمه‌ عباس‌ مخبر (چاپ‌ اول: نشر مركز، 1367) ص‌ 374 - 390.
.19 هود  (11)  آيه‌ 6 .
.20 رعد  (13)  آيه‌ 31.
.21 حجر  (15)  آيات‌ 19 - 21.
.22 ابراهيم‌  (14)  آيات‌ 32 - 34.
.23 روم‌  (30) آيه‌ 41.
.24 نهج‌البلاغه،   ترجمة‌ فيض‌الاسلام،   ص‌ 1242.
.25 محمدرضا  حكيمي،   همان،  ج‌ 4،    ص‌ 329.
.26 ملك‌  (67)  آيه‌ 15.
.27 محمدرضا حكيمي،  همان،  ص‌ 442.
 


 

فصلنامه اقتصاد اسلامي

 عدالت در قرآن و حكومت رسول الله وحضرت علي (عليه السلام) بعنوان اصلي ترين عامل موثر اقتصادي.





‌    ‌در زمينة‌ اقتصاد، وجود آزادي‌هاي‌ نامحدود موجب‌ مي‌شود صاحبان‌ قدرت‌ و سرمايه‌ و استعدادهاي‌ برتر، با سوء استفاده‌ از قدرت‌ چانه‌زني‌ بر ديگران‌ مسلط‌ شده، روابط‌ اقتصادي‌ را هميشه‌ به‌ نفع‌ خود تمام‌ كنند. احتكار كالاهاي‌ ضروري‌ مردم، انحصارها، رقابت‌هاي‌ ناسالم‌ براي‌ ورشكست‌ كردن‌ رقبا، گران‌فروشي، ترويج‌ فساد و فحشا براي‌ فروش‌ كالا، توليد و توزيع‌ كالاهاي‌ غير ضروري‌ و احياناً‌ فاسدكنندة‌ اخلاق‌ و بنيان‌هاي‌ خانواده‌ چون‌ مواد مخدر و مشروبات‌ الكلي، ناديده‌ گرفتن‌ آثار منفي‌ تأسيسات‌ توليدي‌ چون‌ تخريب‌ محيط‌ زيست‌ و در يك‌ جمله‌ فدا كردن‌ مصالح‌ و منافع‌ جامعه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ سود شخصي، از آثار زيانبار آزادي‌هاي‌ نامحدود در عرصه‌ اقتصادي‌ است، كه‌ امروزه‌ تقريباً‌ تمام‌ اقتصادها بدان‌ گرفتارند. در سطح‌ بين‌المللي، سرمايه‌داران‌ جهاني‌ با تشكيل‌ كارتل‌ها و تراست‌ها توليد و فروش‌ خيلي‌ از كالاهاي‌ اساسي‌ را به‌ انحصار خود درآورده‌اند و از يك‌ طرف‌ مواد خام‌ كشورهاي‌ فقير را به‌ ارزان‌ترين‌ قيمت‌ خريداري‌ كرده‌ و از طرف‌ ديگر محصولات‌ خود را با بالاترين‌ قيمت‌ها به‌ فروش‌ مي‌رسانند. آن‌ها هر نوع‌ تلاش‌ براي‌ خودكفايي‌ و به‌دست‌ آوردن‌ قسمتي‌ از ارزش‌ افزوده‌ را درهم‌ شكسته‌ و كشورهاي‌ جهان‌ سومي‌ را تا ابد به‌ صادرات‌ مواد اوليه‌ و مصرف‌ كردن‌ ثروت‌هاي‌ ملي‌ وابسته‌ مي‌كنند.
‌    ‌نظام‌ اقتصادي‌ اسلام‌ با توجه‌ به‌ خصلت‌ حب‌ نفس‌ و زياده‌طلبي‌ انسان، و با توجه‌ به‌ قانون‌ كلي‌ «لاضرر و لاضرار في‌الاسلام» براي‌ حفظ‌ و دفاع‌ از منافع‌ جامعه، با پذيرش‌ اصل‌ بازار آزاد و آزادي‌ فعاليت‌هاي‌ اقتصادي، حدود و مقرراتي‌ را براي‌ آن‌ در نظر گرفته‌ است‌ كه‌ مهم‌ترين‌ آن‌ها عبارت‌اند از:
الف‌ - مبارزه‌ با گران‌فروشي‌
‌    ‌امام‌ علي7 در يك‌ دستورالعملي‌ براي‌ فرماندار خويش، مالك‌اشتر، مي‌نويسند:
وليكن‌ البيع‌ بيعاً‌ سمحاً، بموازين‌ عدل‌ و اسعار لاتجحف‌ بالفريقين‌ من‌ البايع‌ والمبتاع؛40
معاملات‌ بايستي‌ آسان، با ترازوهايي‌ صحيح‌ و با قيمت‌هايي‌ كه‌ به‌ هيچ‌ يك‌ از طرفين‌ (فروشنده‌ و خريدار) ستم‌ نرود، صورت‌ گيرد.
‌    ‌در اين‌جا اشاره‌ به‌ دو نكته‌ ضروري‌ است: اول‌ اين‌كه‌ اصل‌ اولي‌ در بازار اسلامي، آزادي‌ معاملات‌ و قيمت‌هاست‌ و دوم‌ اين‌كه‌ مبارزه‌ با گران‌فروشي‌ هميشه‌ ملازم‌ با قيمت‌گذاري‌ نيست؛ بلكه‌ در مرحلة‌ اول‌ با توصيه‌هاي‌ اخلاقي‌ سپس‌ با ايجاد محدوديت‌ها و مبارزه‌ فرهنگي‌ و در مرحله‌ سوم‌ با وضع‌ مجازات‌ها و در نهايت‌ با قيمت‌گذاري‌ كالاها خواهد بود. در اين‌ زمينه‌ از امام‌ صادق7 نقل‌ شده‌ است:
ما سعر اميرالمؤ‌منين7 علي‌ احد، ولكن‌ من‌ نقص‌ عن‌ بيع‌ الناس‌ قيل‌ له: بع‌ كما يبيع‌الناس‌ والا‌ فارفع‌ من‌ السوق‌ الا‌ ان‌ يكون‌ طعامه‌ اطيب‌ من‌ طعام‌ الناس؛41
اميرالمؤ‌منين7 هيچ‌گاه‌ بر كالاي‌ كسي‌ قيمت‌گذاري‌ نكرد ولي‌ هركس‌ كه‌ در معامله‌ مردم‌ كم‌ مي‌گذاشت، به‌ او گفته‌ مي‌شد همان‌طور كه‌ مردم‌ مي‌فروشند بفروش‌ وگرنه‌ از بازار خارج‌ شو، مگر در مواردي‌ كه‌ كالاي‌ وي‌ بهتر از ديگران‌ بود.
ب‌ - جلوگيري‌ از احتكار
‌    ‌پيامبر اكرم6 در بزرگي‌ گناه‌ احتكار مي‌فرمود:
ولئن‌ يلقي‌ ا العبد سارقاً‌ احب‌ الي‌ من‌ ان‌ يلقاه‌ قد احتكر طعاماً‌ اربعين‌ يوماً؛42
اگر بنده‌اي‌ خدا را در روز قيامت‌ به‌ صورت‌ دزد ملاقات‌ كند در نظر من‌ بهتر از اين‌ است‌ كه‌ به‌ صورت‌ محتكري‌ ملاقات‌ كند كه‌ چهل‌ روز طعامي‌ را احتكار كرده‌ است.
‌    ‌امام‌ علي7 در دستورالعملي‌ براي‌ مالك‌ بعد از بيان‌ اهميت‌ كار تجار و پيشه‌وران‌ مي‌گويند:
واعلم‌ - مع‌ ذل - ان‌ في‌ كثير منهم‌ ضيقا فاحشاً‌ و شمحاً‌ قبيحاً‌ و احتكاراً‌ للمنافع‌ و تحكماً‌ في‌ البيعات‌ و ذل باب‌ مضرة‌ للعامة‌ و عيب‌ علي‌ الولاة، فامنع‌ من‌ الاحتكار، فان‌ رسول‌ ا6 منع‌ منه؛43
بدان‌ - با وجود سفارشي‌ كه‌ به‌ تو دربارة‌ تاجران‌ و پيشه‌وران‌ كردم‌ - در ميان‌ آن‌ها گروهي‌ تنگ‌نظر و بخيل‌ در حد‌ فاحش‌ و قبيح‌ وجود ندارد كه‌ همواره‌ درصدد احتكار منافع‌ و تسلط‌ بر معاملات‌ هستند و اين‌ به‌ منافع‌ عامه‌ ضرر مي‌زند و عيب‌ بر زمامداران‌ است، پس‌ از احتكار جلوگيري‌ كن، چرا كه‌ رسول‌ ا6 از آن‌ منع‌ كرده‌اند.
ج‌ - جلوگيري‌ از انحصار
‌    ‌شكل‌گيري‌ انحصار، از جهات‌ زيادي‌ موجب‌ فقر و محروميت‌ و تشديد فاصله‌ طبقاتي‌ مي‌گردد. در بازار انحصاري‌ از طرفي‌ توليد در سطح‌ پايين‌ قرار دارد در نتيجه‌ بيكاري‌ گسترش‌ مي‌يابد و از طرف‌ ديگر، به‌ جهت‌ كميابي‌ محصول، قيمت‌ها در سطح‌ بالا هستند در نتيجه‌ فشار مضاعف‌ بر اقشار محروم‌ وارد مي‌شود. به‌ اين‌ سبب‌ اسلام‌ مبارزه‌ با انحصار و رانت‌جويي‌ را از سياست‌هاي‌ اصولي‌ خود قرار داده‌ است.
‌    ‌امام‌ علي7 در اين‌بارة‌ به‌ فرماندار خود مي‌فرمايند:
اياك‌ والاستئثار بما الناس‌ فيه‌ اسوة؛44
در چيزهايي‌ كه‌ مردم‌ در آن‌ها برابرند از ويژه‌سازي‌ و انحصارطلبي‌ پرهيز كن.
‌    ‌سپس‌ حضرت‌ در مورد اطرافيان‌ فرصت‌طلب‌ زمامداران‌ مي‌نويسند:
ثم‌ ان‌ للوالي‌ خاصه‌ و بطانه‌ فيهم‌ استئثار و تطاول، و قلة‌ انصاف‌ في‌ معاملة، فاحسم‌ مادة‌ اولئ بقطع‌ اسباب‌ تل الاحوال‌ و لاتقطعن‌ لاحد من‌ حاشيت و حامت قطيعة‌ و لايطمعن‌ من في‌ اعتقاد عقدة‌ تضر‌ بمن‌ يليها من‌ الناس‌ في‌ شرب‌ او عمل‌ مشتر يحملون‌ مؤ‌ونته‌ علي‌غيرهم؛45
سپس‌ بدان‌ براي‌ زمامدار خاصان‌ و صاحبان‌ اسراري‌ است‌ كه‌ انحصارطلب‌ و دست‌درازند، در داد و ستد با مردم‌ عدالت‌ و انصاف‌ را رعايت‌ نمي‌كنند، ريشة‌ ستم‌ آنان‌ را با قطع‌ وسايل‌ آن‌ از بيخ‌ بركن، به‌ هيچ‌ يك‌ از اطرافيان‌ و بستگان‌ خود زميني‌ از اراضي‌ مسلمانان‌ واگذار مكن، بايد طمع‌ نكنند قراردادي‌ به‌سود آنان‌ منعقد سازي‌ كه‌ ماية‌ ضرر به‌ ساير مردم‌ باشد، خواه‌ در آب‌رساني‌ يا هر عمل‌ مشترك‌ ديگر، به‌طوري‌ كه‌ هزينه‌هاي‌ آن‌ را بر دوش‌ ديگران‌ تحميل‌ كنند.
‌    ‌مبارزه‌ با انحصارطلبي‌ در اسلام‌ به‌ حد‌ي‌ بود كه‌ تا مدت‌ها حتي‌ از ساختن‌ مغازه‌ در بازار مسلمين‌ و اختصاص‌ مكاني‌ براي‌ فرد خاص‌ جلوگيري‌ مي‌شد. حضرت‌ علي7 مي‌فرمود:
سوق‌ المسلمين‌ كمسجدهم‌ فمن‌ سبق‌ الي‌ مكان‌ فهو احق‌ به‌ الي‌ الليل؛46
بازار مسلمين‌ همانند مسجد آنان‌ است، هر كس‌ زودتر مكاني‌ را براي‌ تجارت‌ انتخاب‌ كند تا شب‌ نسبت‌ به‌ آن‌ مكان‌ حق‌ اولويت‌ دارد.

د - مبارزه‌ با خيانت‌
‌    ‌يكي‌ از راه‌هاي‌ سالم‌سازي‌ بازار، ايجاد جو سالم‌ و قابل‌ اعتماد ميان‌ خريداران‌ و فروشندگان‌ است. اسلام‌ از دو روش‌ به‌ اين‌ مهم‌ پرداخت: از يك‌ سو با نهي‌ از اعمال‌ ناشايست‌ و كارهاي‌ آلوده‌ به‌ خيانت‌ چون‌ كم‌فروشي، معيوب‌فروشي‌ و غبن، آنان‌ را به‌ داشتن‌ معاملاتي‌ صحيح‌ و روشن‌ فراخواند و ازسوي‌ ديگر، با وضع‌ قوانيني‌ چون‌ خيارات، به‌ طرفين‌ معامله‌ اختيار داد كه‌ اگر مورد معامله، ناقص‌ و معيوب‌ يا كم‌ارزش‌ بود حق‌ فسخ‌ داشته‌ باشند.
‌    ‌در قرآن‌ آمده‌ است:
وَيلٌ‌ لِلمُطَفٍّفِين؛47
واي‌ بر كم‌فروشان.
‌    ‌پيامبر اكرم6 فرمود:
شرالناس‌ التجار الخونة؛48
تاجران‌ خائن‌ بدترين‌ مردم‌اند.
‌    ‌امام‌ صادق7 فرمود:
غبن‌ المؤ‌من‌ حرام؛49
فريب‌ دادن‌ مؤ‌من‌ حرام‌ است.
ه' - جلوگيري‌ از مشاغل‌ فاسد و مخرب‌
‌    ‌انگيزة‌ سودطلبي‌ موجب‌ مي‌شود گروهي‌ از توليدكنندگان‌ از مسير سالم‌ انساني‌ خارج‌ شده، به‌ توليد كالاهايي‌ اقدام‌ كنند كه‌ نه‌ تنها به‌ حال‌ جامعه‌ مفيد نيست‌ بلكه‌ مفاسد اجتماعي‌ و اخلاقي، جسمي‌ و روحي‌ فراواني‌ به‌دنبال‌ دارد. از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ از توليد انواع‌ مشروبات‌ الكلي، مواد مخدر، فيلم‌ها و مجلات‌ خلاف‌ عفت‌ و آلات‌ قمار نام‌ برد. توليد اين‌ قبيل‌ كالاها در جامعه‌ از دو جهت‌ موجب‌ فشار بر اقشار فقير و كم‌درآمد مي‌شود: از يك‌سو مصرف‌ اين‌ كالاها عوارض‌ جسمي‌ و روحي‌ بر جاي‌ گذاشته‌ هزينه‌هاي‌ زندگي‌ را افزايش‌ مي‌دهد و از سوي‌ ديگر، با اختصاص‌ بخشي‌ از منابع‌ توليد به‌ توليد اين‌ گروه، توليد كالاهاي‌ ضروري‌ و مورد نياز با مشكل‌ مواجه‌ شده، باعث‌ افزايش‌ قيمت‌ آن‌ها مي‌گردد.
‌    ‌در نظام‌ اقتصادي‌ اسلام‌ تحت‌ عنوان‌ مكاسب‌ محرمه‌ (شغل‌هاي‌ حرام) از اشتغال‌ توليدكنندگان‌ به‌ توليد اين‌ نوع‌ كالاها ممانعت‌ مي‌شود.

 

فصلنامه اقتصاد اسلامي

 عدالت در قرآن و حكومت رسول الله وحضرت علي (عليه السلام) بعنوان اصلي ترين عامل موثر اقتصادي.

 




-1-2 مصرف‌گرايي‌
‌    ‌مردم‌ براي‌ ادامه‌ حيات‌ نيازمند مصرف‌ كالاها و خدمات‌ هستند و طبيعي‌ است‌ اين‌ مصرف‌ اگر متناسب‌ با درآمد و براي‌ هدف‌ تأمين‌ نيازهاي‌ حقيقي‌ باشد، هيچ‌ فرد و جامعه‌اي‌ دچار فقر و عقب‌ماندگي‌ نمي‌شود؛ ولي‌ زياده‌روي‌ و بي‌برنامگي‌ در مصرف، خصوصاً‌ رواج‌ اسراف‌ و تبذير و فرهنگ‌ مصرف‌گرايي، به‌ سرعت‌ توان‌ اقتصادي‌ را تحليل‌ برده، عامل‌ گسترش‌ فقر و فاصله‌ طبقاتي‌ مي‌گردد. از اين‌ رو در اسلام‌ با مصرف‌گرايي‌ و اسراف‌ شديداً‌ مبارزه‌ شده‌ است:
يَا بَنِي‌ آدَمَ‌ خُذُوا زِينَتَكُم‌ عِندَ‌ كُلٍّ‌ مَسجِدٍ‌ وَكُلُوا وَ‌اشرَبُوا وَ‌لاَ‌ تُسرِفُوا اًِنَّهُ‌ لاَيُحِبُّ‌ المُسرِفِينَ؛30
اي‌ فرزندان‌ آدم! هنگام‌ رفتن‌ به‌ مسجد خود را آراسته‌ داريد. (از نعمت‌هاي‌ خدا) بخوريد و بياشاميد، ولي‌ اسراف‌ نكنيد كه‌ خداوند مسرفان‌ را دوست‌ نمي‌دارد.
‌    ‌و امام‌ كاظم7 در اين‌ باره‌ مي‌فرمايند:
من‌ بذر و اسرف‌ زالت‌ عنه‌ النعمة؛31
هر كس‌ در زندگي‌ خود اسراف‌ و تبذير كند نعمت‌ از زندگي‌ او برطرف‌ شود.
-1-3 سوء تدبير
‌    ‌ايجاد تناسب‌ بين‌ هزينه‌ها و درآمدها و تنظيم‌ آن‌ها براساس‌ اولويت‌ها و ضرورت‌ها بر هر فرد و خانواري‌ ضروري‌ است. چه‌ بسا غفلت‌ از برنامه‌ريزي‌ صحيح، خلل‌هايي‌ در زندگي‌ به‌وجود مي‌آورد كه‌ به‌ سادگي‌ قابل‌ جبران‌ نيست؛ گاهي‌ نيازهاي‌ ضروري‌ و مهم‌ برآورده‌ نمي‌شود، در مقابل‌ درآمد صرف‌ چيزهايي‌ مي‌شود كه‌ اهميتي‌ ندارند.
‌    ‌امام‌ علي7 دراين‌باره‌ مي‌فرمايد:
ترك‌ التقدير في‌ المعيشة، يورث‌ الفقر؛32
نداشتن‌ برنامه‌ در زندگي‌ موجب‌ فقر مي‌شود.
‌    ‌و در كلام‌ ديگر مي‌فرمايد:
حسن‌ التدبير يمني‌ قليل‌ المال‌ و سوء التدبير يفني‌ كثيره؛33
برنامه‌ريزي‌ صحيح‌ اقتصادي‌ مال‌ اندك‌ را افزايش‌ مي‌دهد و برنامه‌ريزي‌ غلط‌ مال‌ فراوان‌ را نابود مي‌كند.
‌    ‌روشن‌ است‌ كه‌ مسئله‌ سوء مديريت‌ و بي‌برنامگي، در مقياس‌ وسيع‌تر باعث‌ فقر و فلاكت‌ يك‌ ملت‌ و جامعه‌ مي‌گردد؛ به‌طوري‌ كه‌ ممكن‌ است‌ انتخاب‌ يك‌ الگوي‌ ناشايست‌ يا يك‌ استراتژي‌ نامناسب، ده‌ها سال‌ يك‌ كشور را وابسته‌ و عقب‌مانده‌ نگه‌ دارد. بر اين‌ اساس‌ اسلام‌ بر مديريت‌ اموال‌ توجه‌ جدي‌ كرده‌ و از تصد‌ي‌ افراد ناشايست‌ به‌شدت‌ منع‌ نموده‌ است.
‌    ‌امام‌ صادق7 در اين‌ باره‌ مي‌فرمايد:
ان‌ من‌ بقأ المسلمين‌ و بقأ الاسلام‌ ان‌ تصير الاموال‌ عند من‌ يعرف‌ فيها الحق‌ و يصنع‌ المعروف‌ و ان‌ من‌ فنأ الاسلام‌ و فنأ المسلمين‌ ان‌ تصير الاموال‌ في‌ ايدي‌ من‌ لايعرف‌ فيها الحق‌ و لايصنع‌ فيها المعروف؛34
به‌ درستي‌ بقاي‌ مسلمانان‌ و بقاي‌ اسلام‌ در اين‌ است‌ كه‌ اموال‌ نزد كساني‌ باشد كه‌ حق‌ آن‌ را مي‌دانند و مي‌توانند از آن‌ صحيح‌ استفاده‌ كنند و همانا فناي‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ در اين‌ است‌ كه‌ اموال‌ آنان‌ در اختيار كساني‌ باشد كه‌ حق‌ آن‌ را نمي‌شناسند و نمي‌توانند از آن‌ صحيح‌ بهره‌برداري‌ كنند.
-2 ساختار نامطلوب‌ نظام‌ اقتصادي‌
‌    ‌مهم‌ترين‌ عامل‌ فقر و بدبختي‌ گروهي‌ از انسان‌ها و به‌وجود آمدن‌ تضاد طبقاتي، ساختار ناسالم‌ نظام‌ اقتصادي‌ حاكم‌ بر جوامع‌ و وجود روابط‌ ظالمانه‌ بين‌ افراد است. در طول‌ تاريخ‌ نظام‌هاي‌ اقتصادي‌ غيرالهي‌ كه‌ عمدتاً‌ مطابق‌ خواست‌ ثروتمندان‌ و قدرتمندان‌ شكل‌ گرفته، از جهات‌ مختلف‌ زمينه‌ فقر و تنگدستي‌ اكثريت‌ و ثروت‌ انبوه‌ اقليت‌ را فراهم‌ نموده‌ است. نظام‌ اقتصادي‌ اسلام‌ با شناسايي‌ اين‌ جهات‌ به‌ مبارزة‌ پي‌گير با آن‌ها مي‌پردازد كه‌ در ادامه‌ به‌ بررسي‌ اين‌ جهات‌ مي‌پردازيم.
-2-1 مالكيت‌ خصوصي‌ نامحدود
‌    ‌از يك‌ سو مطابق‌ آية‌ شريفه، خداوند مبادي‌ روزي‌ مردمان‌ را در زمين‌ گسترده‌ است:
وَ‌الأَرضَ‌ مَدَدنَاهَا وَ‌أَلقَينَا فِيهَا رَوَ‌اسِيَ‌ وَ‌أَنبَتنَا فِيَها مِن‌ كُلٍّ‌ شَيءٍ‌ مَوزُونٍ‌ وَجَعَلنَا لَكُم‌ فِيَهامَعَايِشَ؛35
و زمين‌ را گسترديم‌ و در آن‌ كوه‌هاي‌ ثابتي‌ را افكنديم‌ و از هر گياه‌ موزون‌ در آن‌ رويانديم‌ و براي‌ شما انواع‌ وسايل‌ زندگي‌ در آن‌ قرار داديم.
‌    ‌از طرف‌ ديگر، هر انساني‌ براساس‌ غريزة‌ حب‌ ذات‌ دوست‌ دارد هر شيء باارزش‌ و سودمندي‌ را به‌ مالكيت‌ خود درآورد. در چنين‌ شرايطي‌ اگر مالكيت‌ خصوصي‌ حد‌ي‌ نداشته‌ باشد اقليتي‌ با سوء استفاده‌ از فرصت‌ها و بهره‌گيري‌ از موقعيت‌ها، منابع‌ طبيعي‌ مذكور را تصرف‌ كرده، ديگران‌ را از دسترسي‌ به‌ سرچشمه‌هاي‌ رزق‌ و روزي‌ محروم‌ مي‌كنند.
‌    ‌آن‌ گروه‌ از نظام‌هاي‌ اقتصادي‌ كه‌ به‌ محض‌ كشف‌ و تسلط‌ فرد بر يكي‌ از منابع‌ طبيعي‌ و ثروت‌هاي‌ عمومي، مالكيت‌ خصوصي‌ وي‌ را به‌ رسميت‌ شناخته‌ و ديگران‌ را از بهره‌مندي‌ از آن‌ ثروت‌ محروم‌ مي‌كنند، آشكارا زمينه‌ را براي‌ فقر و تنگدستي‌ گروهي‌ و پديد آمدن‌ ثروت‌ انبوه‌ براي‌ گروهي‌ ديگر، فراهم‌ مي‌سازند.
‌    ‌نظام‌ اقتصادي‌ اسلام‌ با عنايت‌ به‌ اين‌ امر خطير و با توجه‌ به‌ آثار سوء تمركز ثروت‌ در دست‌ اغنيا، ساختار ويژه‌اي‌ در مسئله‌ مالكيت‌ تدبير كرده‌ و ضوابطي‌ را براي‌ آن‌ قرار داده‌ است‌ كه‌ مهم‌ترين‌ آن‌ها عبارت‌اند از:
‌    ‌اول. بخش‌ زيادي‌ از اموال‌ و ثروت‌هاي‌ طبيعي‌ چون‌ درياها، رودخانه‌ها، كوه‌ها، جنگل‌ها، دشت‌ها و بيابان‌ها، معادن، حيوانات‌ بياباني، ماهي‌هاي‌ درياها و رودخانه‌ها، درختان‌ جنگلي، علف‌هاي‌ بيابان‌ و ... را از دايرة‌ مالكيت‌ خصوصي‌ خارج‌ كرده‌ و همة‌ افراد را با رعايت‌ مصالح‌ اجتماعي‌ كه‌ دولت‌ اسلامي‌ تشخيص‌ مي‌دهد، در استفاده‌ و بهره‌برداري‌ از آن‌ها يكسان‌ دانسته‌ است.
‌    ‌بر همين‌ اساس‌ مطابق‌ آية‌ شريفه، پيامبر اكرم6 مأمور مي‌شوند غنايم‌ و ثروت‌هاي‌ عمومي‌ را بين‌ همه‌ توزيع‌ كنند تا ثروت‌ در دست‌ اغنيا متمركز نشود:
مَا أَفَأَ‌ اللَّهُ‌ عَلَي‌ رَسُولِهِ‌ مِن‌ أَ‌هلِ‌ القُرَ‌ي‌ فَلِلَّهِ‌ وَلِلرَّسُولِ‌ وَلِذِ‌ي‌ القُربَي‌ وَ‌اليَتَامَي‌ وَ‌المَسَاكِينِ‌ وَ‌ابنِ‌ السَّبِيلِ‌ كَي‌ لاَ‌ يَكُونَ‌ دُولَةً‌ بَينَ‌ الأَ‌غنِيَأِ‌ مِنكُم؛36
آن‌چه‌ را خداوند از اهل‌ اين‌ آبادي‌ها به‌ رسولش‌ بازگرداند، از آنِ‌ خدا و رسول‌ و خويشاوندان‌ او، و يتيمان‌ و مستمندان‌ و درراه‌ماندگان‌ است‌ تا (اين‌ اموال‌ عظيم) در ميان‌ ثروتمندان‌ شما دست‌ به‌ دست‌ نگردد.
‌    ‌دوم. تحقق‌ مالكيت‌ خصوصي‌ را نه‌ بر مبناي‌ كشف‌ و سلطه‌ بلكه‌ بر اساس‌ كار مفيد و مشروع‌ مي‌داند. اگر كسي‌ قصد استفاده‌ از زمين‌ دارد تنها آن‌ قسمت‌ از زمين‌ را مالك‌ خواهد شد كه‌ روي‌ آن‌ كار مفيد اقتصادي‌ و مجاز شرعي‌ انجام‌ داده‌ باشد؛ مثلاً‌ آن‌ را به‌ مزرعه، باغ، يا كارخانه‌اي‌ تبديل‌ كند. يا اگر كسي‌ قصد بهره‌برداري‌ از معدني‌ دارد تنها به‌ مقداري‌ مالك‌ مي‌شود كه‌ با انجام‌ كار مفيد از معدن‌ استخراج‌ مي‌كند.
‌    ‌در اين‌ نظام‌ نه‌ كسي‌ با كشيدن‌ سيم‌خاردار اطراف‌ يك‌ زمين‌ قابل‌ كشت‌ مي‌تواند مالك‌ شود و نه‌ با كشف‌ و به‌ ثبت‌ رساندن‌ معدني‌ مجاز است‌ مانع‌ استفادة‌ ديگران‌ گردد. نه‌ گروهي‌ اندك‌ در مدتي‌ كوتاه‌ ثروت‌هاي‌ طبيعي‌ را مالك‌ مي‌شوند و نه‌ اكثريتي‌ براي‌ طول‌ تاريخ‌ از آن‌ها محروم‌ مي‌گردند. چرا كه‌ محدود كردن‌ مالكيت‌ خصوصي‌ به‌ انجام‌ كار مفيد و مشروع، در عين‌ حال‌ كه‌ براي‌ همة‌ انسان‌ها فرصت‌هاي‌ نسبتاً‌ مساوي‌ در ايجاد مالكيت‌ به‌وجود مي‌آورد، دايرة‌ آن‌ را در حد‌ قابل‌ توجهي‌ محدود مي‌كند.
‌    ‌سوم. در بينش‌ اسلامي‌ مالك‌ حقيقي‌ تمام‌ اموال‌ و دارايي‌ها و امكانات، خداست:
وَلِلهِ‌ مَا فِي‌ السَّمَاوَ‌اتِ‌ وَمَا فِي‌ الأَرضِ‌ وَ‌اًِلَي‌ اللهِ‌ تُرجَعُ‌ الأُمُورُ؛37
هر آن‌چه‌ در آسمان‌ها و هر آن‌چه‌ در زمين‌ است‌ از آنِ‌ خداست‌ و همة‌ كارها به‌ سوي‌ او بازمي‌گردد (به‌ فرمان‌ اوست).
‌    ‌بنابراين‌ هر چند انسان‌ها با كار و تلاش‌ از منابع‌ ثروت‌ به‌دست‌ مي‌آورند، در واقع‌ فضل‌ و بخشش‌ الهي‌ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ پاداش‌ سعي‌ و كوشش‌ و به‌ رسم‌ عاريه‌ اين‌ منابع‌ را در اختيار آنان‌ گذارده‌ و اجازة‌ استفاده‌ مي‌دهد. در نتيجه‌ خداوند به‌ عنوان‌ مالك‌ حقيقي‌ حق‌ دارد نسبت‌ به‌ اموال‌ خصوصي‌ افراد تصميم‌ بگيرد و در كيفيت‌ استفاده‌ از آن‌ها ضوابط‌ و قوانيني‌ تشريع‌ نمايد:
آمِنُوا بِاللَّهِ‌ وَرَسُولِهِ‌ وَ‌أَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم‌ مُستَخلَفِينَ‌ فِيهِ؛38
به‌ خدا و رسولش‌ ايمان‌ بياوريد و از آن‌چه‌ (اموالي‌ كه) شما را جانشين‌ و نمايندة‌ خود در آن‌ قرار داده، انفاق‌ كنيد.
‌    ‌امام‌ رضا7 دراين‌باره‌ مي‌فرمايد:
اذا كان‌ ا تعالي‌ المال للنفوس‌ والاموال‌ و سائر الاشيأ المل الحقيقي‌ و كان‌ ما في‌ ايدي‌ الناس‌ عواري؛39
خداوند مالك‌ حقيقي‌ مردمان‌ و اموال‌ و ديگر چيزهاست‌ و آن‌چه‌ در دست‌ مردم‌ است‌ عاريه‌ است.
-2-2 آزادي‌ نامحدود
‌    ‌آزادي‌ از مواهب‌ ارزشمند خدا براي‌ انسان‌هاست‌ و در عرصة‌ اقتصادي، وجود بازارهاي‌ آزاد كالاها و عوامل‌ توليد باعث‌ گسترش‌ روزافزون‌ مبادلات، به‌كارگيري‌ عوامل‌ توليد و اشتغال‌ و بروز استعدادها و ابتكارات‌ و پديدار شدن‌ امكانات‌ جديد و در نتيجه‌ عامل‌ پيشرفت‌ و توسعه‌ و رفاه‌ انسان‌هاست، ولي‌ همانند هر نعمت‌ ديگري‌ اگر از آن‌ به‌ صورت‌ صحيح‌ استفاده‌ نگردد چه‌ بسا خود تبديل‌ به‌ مشكل‌ و عامل‌ بدبختي‌ گردد.
‌    ‌اگر در همة‌ زمان‌ها و مكان‌ها تمام‌ انسان‌هااز سطح‌ آگاهي، موقعيت‌ اجتماعي‌ و اقتصادي، هوش‌ و استعداد يكساني‌ برخوردار بودند شايد وجود آزادي‌هاي‌ مطلق‌ امري‌ مطلوب‌ و پسنديده‌ بود، ولي‌ با اختلاف‌ مراتب‌ انسان‌ها از اين‌ جهات، اعطاي‌ آزادي‌ مطلق‌ زمينه‌ساز تسلط‌ اقليتي‌ بر اكثريت‌ و پديدار شدن‌ انحصار خواهد بود.
 

 

فصلنامه اقتصاد اسلامي

 عدالت در قرآن و حكومت رسول الله وحضرت علي (عليه السلام) بعنوان اصلي ترين عامل موثر اقتصادي.