بررسي آثار اعتبارات خرد* در كاهش فقر و نابرابریهاي درآمدي 2
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيم فصلنامه اقتصاد اسلامي اقتصاد و روشهاي ايجاد عدالت اجتماعي
از جمله عواملي كه باعث سوددهي نهاد مالي ميشود، نرخ سود و نرخ بازپرداخت وام و هزينههاي عملياتي است. نرخ سودي كه اين مؤسسهها دريافت میکنند، بهطور معمول بالاتر از نرخ سودي است كه ديگر مؤسسههای تجاري و بانکها دريافت میکنند؛ البته وامگيرندگان از اين شيوه راضي هستند. آنها فرصت دريافت اعتبار و وام با شرايط بهتر را از سوي ديگر مؤسسهها ندارند. از سويي، نرخ سود بايد بهگونهای تنظيم شود كه افزون بر پوشش هزینههای وامدهي و بازپرداخت نشدن، سود معقولي نيز براي نهاد مالي داشته باشد.
بدين ترتيب، تأمین مالي خرد، شيوهاي از تأمین مالي است كه همواره از آن بهصورت ابزاري براي مبارزه با فقر و كاهش نابرابریهاي منطقهاي نام برده میشود. در اين شيوه، افراد فقير تأمین مالي ميشوند تا بتوانند درآمد مختصر خود را افزايش دهند و امنيت مالي بيشتري براي خانوادههايشان فراهم سازند. با توجه به اینکه اين شيوه تأمین مالي به منظور فقرزدايي صورت ميگيرد، شرايطي متفاوت از شرايط تأمین مالي موجود، شيوههاي ديگر را ميطلبد.
تعاملات بين اعتبارات خرد، فقرزدايي و برابري اجتماعي
روشن است كه برقراري عدالت اجتماعي از راه كاهش نابرابري هاي مادي و توزيع متعادل درآمدها صورت میگیرد. كاهش نابرابریها و توزيع عادلانهتر درآمدها از راه سازوکارهاي مناسب در سطح كلان اقتصادي و اجتماعي هموارتر خواهد شد. سیاستهاي مناسب در دستيابي به عدالت اجتماعي براساس جريان وابستهاي كه كليه محورها و موضوعات با هم ارتباط نزديك و تنگاتنگ دارند، تحقق اهداف را نزدیکتر خواهد ساخت. نكته اينجا است كه در جهت توزيع متعادلتر درآمد، همواره مناطق و نواحي گوناگون يا افراد جامعه يكسان بهرهمند نميشوند و اين باعث خواهد شد كه دستيابي به عدالت اجتماعي با وقفه طولانيتر امکانپذیر شود. چنانچه مناطق روستايي و افراد كم درآمد و فقير در اين فرایند از بهرهمندي كافي برخوردار باشند ميتوان ادعا کرد كه تحقق عدالت اجتماعي هموارتر شده است.
در مباحث عدالت اجتماعي مطرح است كه برابري فرصتها نقش مهمي در تحقق كاهش ناعادلانه امكانات خواهد داشت. از جمله ابزارهاي تحقق اين رسالت براي گروههاي خاص جامعه (گروههاي كم درآمد و فقير) كه همواره دولتها بر آن تأکید دارند، برنامههاي اعتبارات خرد است. اين برنامهها با هدف بهبود وضعيت اقتصادي، كاهش بيكاري و به وجود آوردن اشتغال بهصورت خوداشتغالي و كارآفريني، محو نابرابریهاي اجتماعي و كاهش فقر در مناطق شهري و روستايي و همچنين افزايش مشاركت زنان در بازار كار در بسياري از كشورهاي دنيا اتخاذ شده است و به همين منظور مؤسسات تأمین مالي خرد پدید آمدند. اين مؤسسهها حدود 10 ميليون خانوار در كشورهاي توسعهيافته و در حال توسعه را پوشش ميدهند (GomeZ.R and Senator.E (2003)). اين اعتبارات با ميزان وامهاي كوچك میتوانند باعث پدید آمدن فعاليت كوچك و جديد در روستا بهوسیله زن روستايي يا در شهر بهوسیله شهروند شوند و از اين راه ضمن پدید آمدن اشتغال براي دریافتکننده تسهيلات موردنظر، وضعيت اقتصادي خانوار را با توسعه سرمایهگذاریها و پسانداز افراد متحول سازد؛ پس اين سياست، كاهش فقر و كاهش نابرابریها را به همراه دارد.
نكته اصلي اين است كه در برنامه اعتبارات خرد، موضوع اشتغال و كاهش فقر اهميت بهسزايي دارد. تخصيص اعتبارات خرد با سازوکار مشخص، براي پدید آوردن يك واحد كسبوكار كوچك جديد يا توسعه آن است كه در حالت اوّل، تأمین سرمايه ثابت و در نتيجه پدید آوردن حداقل يك فرصت شغلي براي گرداننده واحد موردنظر و در حالت دوم تأمین سرمايه در گردش و كاهش هزينه توليد را به دنبال دارد.
نكته بعدي، گروههای هدف اين نوع اعتبارات، است كه افراد و خانوادههاي فقير و كم درآمد و همچنين زنان روستايي را شامل میشود. با توجه به گروههاي درآمدي، نخستین مسألهای كه باید به آن توجه كرد، چگونگي پدید آوردن كسبوكار جديد يا توسعه آن بهوسیله اين گروه خاص است. به همين منظور مشكلات گرفتن وام، وثيقه و بازپرداخت وام اعطايي از يك طرف، سازوکارها و حمایتهای اجتماعي بهصورت مكمل حمایتهاي مالي و از طرف ديگر سازوکارهاي ايجاد گروههاي دو يا چند نفري و ... را پيشنهاد میكنند؛ در نتيجه، نوعی نظارت خودكار براي نزدیکتر شدن به هدف اين اعتبارات شمرده میشود كه از اعطاي تسهيلات بانکهاي تجاري در قالب قراردادهاي گوناگون فراتر است. بدين ترتيب بايد گفت كه تأمین مالي خرد از يك طرف، خدمات اجتماعي و مالي را فراهم میکند كه به تقويت سرمايه اجتماعي میانجامد و از طرف ديگر بهكارگيري شیوههاي مناسب آن و نظارت قوي باعث میشود اثربخشي آن در كاهش فقر و محرومیتهاي اجتماعي بيشتر شود؛ بنابراین ارائه اعتبار خرد به شاغلان و كشاوزران روستايي بهصورت راهبرد میتواند به فرایند فقرزدايي و توسعه همهجانبه روستايي بینجامد.
نمودار أ: رابطه بين اعتبار و پسانداز در چرخه منابع مالي توسعه روستايي
Source: Seibel (2001)
مروري بر مطالعات انجامشده
هر چند ادبيات مربوط به تأمین مالي خُرد محدود است، در عين حال، مطالعاتي با هدف بررسي ارزيابي عملكرد و اثربخشي اعتبارات خُرد در كاهش بيكاري و فقر انجام شده كه به برخي از آنها اشاره ميشود.
گومز و سانتور (2003) در مطالعهای به مقايسه عملكرد اعتبارات خرد بهصورت انفرادي و گروهي با استفاده از دو مؤسسه بزرگ مالي كه فعاليت پرداخت اعتبارات خرد در كانادا را برعهده دارند، در قالب الگوی اقتصادسنجي پرداخته و نشان دادهاند که عملكرد وامهاي گروهي بهتر از وامهاي انفرادي است؛ زيرا در وامهاي گروهي، نظارت در خود گروه انجام گرفته، تحت كنترل هستند؛ پس وام گروهي همانند عناصر ازدواج، تحصيلات دانشگاهي، آموزشهاي مهارتي و در يك محله زندگيكردن (استقرار ثابت داشتن) وامگیرنده، در بازپرداخت اعتبارات اثر مثبت دارد و اين بيانگر نقش مؤلفههاي گوناگون اقتصادي و اجتماعي در افزايش كارايي مؤسسههای اعتبارات خرد و ارتباط آنها با افراد وامگیرنده است.