كارتهاى اعتبارى در پرتو فقه و شريعت 4
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيمديدگاه برگزيده سايت اقتصاد دات كام
به اعتقاد من، گرفتن عوارض صدور و تعويض كارت جايز است؛ چون اين عوارض در مقابل دفعات استفاده از كارت نيست - چنانكه قائلان به ديدگاه تحريم گمان ميكنند ـ بلكه عوارض، بهاي حقّي است كه صادركنندة كارت در اختيار دارندة كارت قرار ميدهد؛ امّا استدلال ديگر قائلان به تحريم كه ميگفتند: وجود عوارض، فرد را از داشتن كارت متمكّن ميكند و اين تمكّن او را به سوي ربا ميكشاند و به اين جهت از باب جلوگيري از مقدمّة حرام، حرام شده است، پاسخ داده ميشود كه توسعه در سدّ ذرايع و تحريم مقدّمات حرام، جايز نيست؛ چون توسعه در آن، به حرج و مشقّت منتهي ميشود؛ در حالي كه خداوند در آيه 78 سوره حج(22) ميفرمايد: «وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِيالّدينِ مِنْ حَرَجٍ.» خداوند در دين، هيچ حكم حرجي قرار نداده است.
اگر قرار باشد به حرمت قائل باشيم، چون احتمال ميرود كه دارندة كارت به ربا بيفتد، واجب است حكم كنيم نگهداري چاقو در آشپزخانه حرام است؛ چرا كه ممكن است صاحب منزل آن را در كار خلاف بهكار گيرد؛ پس هر مقدّمهاي معتبر نيست. موقعي مقدمه از باب سدّ ذرايع حرام ميشود كه مقدمة غالبي باشد و غالب مسلمانان دارندة كارتهاي اعتباري، به خود اجازه نميدهند آنها را به صورت ربوي به كار گيرند.
2. عوارض دريافت پول نقد
گفته شد كه دارندگان كارت، هنگام نياز به پول نقد ميتوانند با استفاده از كارت، پول نقد دريافت كنند؛ امّا در مقابل بايد عوارضي بپردازند. فقيهان و حقوقدانان معاصر در حكم عوارض دريافت پول اختلاف دارند و ميان آنان سه ديدگاه مطرح است.
ديدگاه اوّل: حرام، مطلقاً
مطابق اين ديدگاه، چه عوارض، درصد معيّني در مقايسه با مبلغ دريافت شده باشد و چه رقم مقطوعي باشد، حرام است. كميتة شرعي شركت سرمايهگذاري اسلامي، كميتة شرعي بانك عربي اسلامي، دكتر عبدالوهاب ابوسليمان، دكترعليالسالوس، دكتر محمدالقري بن عيد و ديگران، اين ديدگاه را دارند و بر اين ديدگاه استدلال ميكنند كه دريافت پول نقد به وسيلة كارت اعتباري، قرضي از طرف صادركنندة كارت به دارندة كارت است و وقتي قرضدهنده (صادركننده) زيادهاي از آنچه قرض داده ميگيرد (عوارض دريافت پول نقد) در حقيقت زياده گرفته و آن زياده ربا است.
ديدگاه دوم: جواز، مطلقاً
براساس اين ديدگاه، چه عوارض، درصدي از مبلغ دريافت شده باشد و چه رقمي مقطوع، جايز است. كميتة شرعي بيتالتمويل كويت، انجمن البركه، عبدالستار ابوغده، حسن الجواهري اين ديدگاه را دارند و استدلال ميكنند كهعوارض مذكور كارمزد خدمتي است كه صادركنندة كارت اعتباري ارائه ميدهد تا صاحب مال (دارندة كارت) هر وقت بخواهد به مال خود دست يابد.
بر اين استدلال اشكال شده است كه اگر عوارض مذكور مبلغ مقطوعي باشد (ارتباطي به كمي و زيادي بدهي نداشته باشد) ميتواند كارمزد خدمت تلقّي شود؛ امّا زماني كه نسبتي از بدهي (پول نقد دريافت شده) باشد، به ربا نزديكتر است تا به كارمزد خدمت، چون خدمتي كه در پرداخت يك دينار ارائه ميشود، با خدمتي كه در پرداخت هزار دينار ارائه ميشود يكسان است؛ پس لازم است كارمزد خدمت يك دينار با هزار دينار يكي باشد.
ديدگاه سوم: جواز، در صورتي كه عوارض رقم مقطوعي باشد
مطابق اين ديدگاه، اگر عوارض، مبلغي مقطوع و معادل هزينههاي صادركننده و خدمتي كه دارندة كارت از آناستفاده ميكند، باشد جايز است؛ امّا اگر درصدي از پول نقد دريافت شده باشد يا بيشتر از هزينهها و خدمتي باشد كه دارندة كارت استفاده ميكند، جايز نيست. اندازة هزينهها و ارزش خدمت به تشخيص اهل خبره (كارشناس) تعيين ميشود. اين ديدگاه، ديدگاهي است كه من هم عقيده دارم و كميتة شرعي شركت بانكي الراجحي نيز نزديك به اينديدگاه را دارد.
در گرفتن عوارضي مازاد بر هزينهها و ارزش خدمت، من بين دو حالت فرق ميگذارم. حالتي كه دارندة كارت نزد بانك پشتوانه و حسابي دارد و از آن حساب برداشت ميكند. در اين حالت، براي بانك جايز است كارمزد خدمتي راكه ارائه ميكند، دريافت كند ـ چون قرضي در كار نيست كه شبهه ربا پيش آيد ـ امّا در حالتي كه دارندة كارت، پشتوانه و حسابي نزد بانك ندارد، بانك نميتواند زيادتر از آنچه پرداخت كرده، دريافت كند؛ چون بانك در اين حالت، قرضدهنده است و اجتماع قرارداد قرض و اجاره، و قرض و بيع جايز نيست؛ چون در آن، شبهة ربا وجود دارد.
3. عوارض خريد كالا به وسيلة كارت اعتباري
گاهي صادركنندة كارت اعتباري بردارنده آن شرط ميكند كه مبلغي مقطوع يا نسبتي از هر فاكتور خريد كالا يا خدمت را كه بر كارت ثبت ميشود بپردازد؛ براي مثال، صادركنندهاي شرط ميكند كه دارندة كارت يك درصد از قيمت هر فاكتور را، به صورت عوارض خريد بپردازد. وقتي دارندة كارت، با استفاده از آن 1000 دينار خريد ميكند، بر او لازم ميشود كه 1010 دينار به صادركننده بپردازد؛ 1000 دينار در قبال فاكتور و 10 دينار به صورت عوارض خريد.
كميتة شرعي بيتالتمويل كويت و حسن الجواهري، گرفتن چنين عوارضي را جايز ميدانند و بر آن استدلال ميكنند كه اين عوارض، كارمزد وكالت در پرداخت است به اين معنا كه دارندة كارت، صادركنندة كارت را وكيل خود كرده كه بهاي كالاهاي خريداري شده به وسيلة كارت را از طرف او بپردازد و صادركنندة كارت بر اين وكالت كارمزد ميگيرد و گرفتن كارمزد در قرارداد وكالت جايز است.
بر اين ديدگاه اشكال شده است كه رابطه بين دارندة كارت و صادركننده، رابطة وكالت نيست تا كارمزد وكالت دريافت كند؛ بلكه رابطه ـ چنانكه گذشت ـ رابطة كفالت است و اين كفالت، كفالت مصرفي است، نه كفالت سرمايهگذاري، و گرفتن كارمزد در كفالت مصرفي به اتّفاق فقيهان جايز نيست؛ پس وقتي كه اين عوارض، كارمزد وكالت نشد (چون وكالتي در كار نيست) و كارمزد كفالت هم نشد (چون گرفتن كارمزد بر كفالت مصرفي جايز نيست) زياده بر بدهي خواهد بود كه ربا است.
4. عوارض تبديل پول معامله به پول رايج كارت اعتباري
هنگام قرارداد بين متقاضي كارت اعتباري و صادركننده، نوع پولي كه معاملات كارت اعتباري، به آن پول خواهد بود، تعيين ميشود؛ مانند دلار، دينار، ليره يا غير آنها. وقتي پول رايج كارت اعتباري تعيين شد (براي مثال دينار)، اگر دارندة كارت نيازمنديهاي خود را به دلار بخرد، صادركنندة كارت فاكتور را از تاجر گرفته، به دينار تبديل ميكند؛ سپس اگر دارندة كارت، پيش بانك حساب دارد، از حساب او كسر ميكند و اگر حساب ندارد، از او دينار ميطلبد. صادركنندة كارت در اين تبديل دلار به دينار، عوارض معيّني را به صورت عوارض تبديل ميافزايد.
بانك مركزي، در معاملات پولي با پول ديگر، قيمتي را براي فروش و قيمت ديگري را براي خريد تعيين ميكند. بر اين اساس، وقتي دارندة كارت، كالايي را به دلار ميخرد مجبور است به قيمت خريد، به صادركنندة كارت، دينار بپردازد و روشن است كه ارزش دينار در مقام خريد دلار پايينتر از ارزش آن موقع فروش دلار است. افزون بر اين، دارندة كارت، عوارض ديگري در قبال تبديل پول ميپردازد؛ عوارضي كه براي استفاده از ويژگي كارت اعتباري به توافق رسيده بودند.
به اين ترتيب، بانك از مشتري دارندة كارت دو بار استفاده ميكند. يك بار از فرق بين قيمت خريد و فروش پول به پول ديگر، و بار دوم، عوارضي كه براي عمليات تبديل پول به پول ديگر دريافت ميكند.
حكم شرعي عوارض تبديل
فرض كنيد هيچ اختلافي در جواز تعيين دو قيمت براي خريد و فروش پول به پول ديگر نباشد و صادركنندة كارت، قيمتي را براي خريد و قيمتي را براي فروش پولي به پول ديگر تعيين كند. چون اين عمل داخل در معامله صرف ميشود و صرف از تجارتهاي صحيح است، وقتي كسي پولي را به قيمتي ميخرد، حق دارد به هر قيمت ديگري بفروشد مادامي كه غبن فاحش نباشد (پس سود حاصل از اختلاف دو قيمت مانعي ندارد)؛ امّا عوارضي كهصادركنندة كارت به صورت عوارض تبديل ميگيرد، محلّ اختلاف است.
ديدگاه اوّل: جواز
گروهي چون كميته شرعي بانك فيصل اسلامي و شيخ محمّد مختار اسلامي مفتي تونس، به جواز قائل هستند و ميگويند: اين عوارض بهاي خدمتي است كه بانك براي دارندة كارت ارائه ميكند و هيچ مانع شرعي كه از آن جلوگيري كند، وجود ندارد.
ديدگاه دوم: حرمت
گروهي چون دكتر عبدالوهاب ابوسليمان و دكتر عليالسالوس گرفتن اين عوارض را جايز نميدانند و معتقدند: صادركنندة كارت در معاملة صرف (خريد و فروش دو پول با يك ديگر) به قيمتي كه با دارندة كارت بهتوافق رسيدند، پول دارندة كارت را خريده است (تبديل به پول ديگري كرده است) و گرفتن مبلغي افزون بر آن به صورت عوارض تبديل، مجوّز شرعي ندارد و از باب «اكل اموالالناس بالباطل» خواهد بود.
به اعتقاد من نيز ديدگاه دوم صحيح است؛ چرا كه گرفتن عوارض تبديل، گرفتن عوارض بدون عوض بوده و اكل مال بباطل و حرام خواهد بود.
5. فوايد قسطبندي بدهي دارندة كارت
بعضي صادركنندگان كارتهاي اعتباري براي دارندگان كارتها، اجازه ميدهند كه بهاي كالاهاي خريداري شده به وسيلة كارت را در اقساط ماهانه بپردازند و اين اجازه در مقابل فوايد معيّني است كه به صادركنندة كارت ميپردازند. فقيهان و حقوقدانان معاصر اتّفاق دارند كه اين فوايد ربا است و در دين خدا حلال نيست.
6. عوايد تأخير پرداخت بدهي
گاهي دارندة كارت در پرداخت بدهي حاصل از به كارگيري كارت، به صادركننده تأخير ميكند. در اين فرض، صادركننده، پرداخت مبلغي مقطوع يا نسبتي معيّن در مقايسه با آنچه باقي مانده، بر عهدة دارندة كارت ميافزايد. فقيهان معاصر، اختلافي ندارند كه اين زياده ربا است.
اگر گفته شود: اين فتوا، دارندگان كارت را جري ميكند تا در وفا به تعهدّشان در قبال صادركنندگان كارت، اخلال كنند، پاسخ ميدهيم: صادركننده حق دارد از طريق قضايي با چنين افراد برخورد كند و قاضي بر چنين افرادي جرايمي وضع ميكند كه آنان را بازدارد؛ از جمله وادار كردن آنان به پرداخت ضرري كه به صادركنندة كارت وارد كردهاند؛ البتّه اگر ضررِ روشن وجود داشته باشد.
7. فوايدي كه صادركنندة كارت از تاجر ميگيرد
كارتهاي اعتباري، محرّكهاي قوي براي خريد هستند؛ هرچند دارنده آنها مفلس باشد و به اين سبب، تاجران به معامله با اين كارتها علاقه دارند؛ چرا كه اين كارتها بر فروش آنان ميافزايد و به همين جهت، بعضي تاجران و صاحبان مراكز خدماتي، برخي مزايا براي دارندگان كارت در نظر ميگيرند و در همان حال، اين كارتها منشأ سود براي صادركنندة كارت نيز هست؛ چرا كه او كارمزد معيّني از تاجر ميگيرد؛ يعني از هر فاكتوري كه تاجر ارائه ميكند، مبلغ معيّني (در مقايسه با مبلغ فاكتور) براي خودش كسر ميكند. فقيهان معاصر در حكم شرعي اين فوايد اختلاف نظر دارند.
ديدگاه اوّل: تحريم
ابراهيم الدبو، بكر ابوزيد و عبدالله السعيدي به تحريم اين فايده قائل هستند و استدلال ميكنند كه اين كسر از مبلغ فاكتور، تشابه بسياري به تنزيل اوراق تجّاري دارد. وقتي تاجر فاكتور خريد دارندة كارت را به صادركنندة كارت ارائه ميكند (اين فاكتور به منزلة چك بدهي است) صادركنندة كارت، فاكتور را براي تاجر تنزيل كرده، مبلغي كمتر از آنچه در فاكتور نوشته شده، به تاجر ميپردازد و اين از باب فروش بدهي به قيمتي كمتر به شخصي غير از طلبكار است كه ربا و حرام است.
بر اين استدلال از دو جهت اشكال شده است: اوّلاً تنزيل اسناد بدهي مربوط به اسنادي است كه هنوز زمان پرداخت آنها نرسيده است؛ در نتيجه تنزيل سبب
ميشود كه زمان در مقابل مال قرار گيرد و اين ربا است؛ امّا در اينجا، بدهي كه در فاكتور خريد آمده، بدهي مدّتدار نيست؛ بلكه بدهي حال و سررسيد شده است.
ثانياً تنزيل اسناد تجّاري به وسيلة بانك صورت ميگيرد كه هيچ ارتباطي به معامله ندارد؛ امّا كسر مبلغ فاكتوري كه بر كارت اعتباري ثبت شده به وسيلة صادركنندة كارت اعتباري است كه طرف اصلي معامله شمرده ميشود؛ چرا كه او ضامن دارندة كارت نزد تاجر است.
ديدگاه دوم: جواز
كميتة شرعي بيتالتمويل، كميتة شرعي شركت الراجحي، انجمن البركةالثانية عشره، حسنالجواهري، عبدالستارابوغده، نزيه حماد، وهبة الزحيلي، رفيق المصري، عبدالوهاب ابوسليمان و ديگران گرفتن چنين فايدهاي را جايز ميدانند و بر اين جواز به موارد ذيل استدلال ميكنند:
1. اين فايدهاي كه صادركنندة كارت از تاجر ميگيرد، درواقع كارمزد دريافت بهاي كالا از دارندة كارت و پرداخت آن به تاجر است.
2. اين فايده در مقابل خدماتي است كه صادركنندة كارت به تاجر ارائه ميكند؛ مانند اعلان اسم تاجر به دارندگان كارت كه او با كارتهاي اعتباري معامله ميكند؛ ارتباطات تلفني كه با تاجر برقرار ميكند؛ ارتباط دادن تاجر به دستگاه محاسبهگر كارت اعتباري و مكاتبات گوناگوني كه براي تاجر صادر ميكند و امثال آنها.
3. اين فايده، اجرت واسطهگري و دلّالي براي تاجر است؛ چرا كه صادركنندة كارت، با آوردن اسم تاجر در فهرست تجّاري كه با كارتهاي اعتباري معامله ميكنند، مشتريان را به سمت او راهنمايي ميكند.
از مطالبي كه گذشت، رجحان ديدگاه دوم معلوم ميشود؛ ديدگاهي كه اجازه ميدهد صادركنندة كارت از مبلغ فاكتوري كه تاجر ارائه ميكند، كارمزد معيّني را در قبال دريافت و پرداخت قيمت فاكتور و تحمّل ساير هزينهها كسر كند.
پي نوشت:
* استاد دانشكدة شريعت دانشگاه كويت.
المعاملات المالية المعاصرة في ضوء الفقه و الشريعة، محمد رواس قلعهجي، كويت، دارالنفائس، اوّل، 1420 ق.
ترجمه: سيدعباس موسويان
منبع : مجله اقتصاد اسلامى،شماره 14