سيد حسين ميرمعزى (1)

چكيده

بسيارى از فقيهان بزرگ اسلام چون امام خمينى‏قدس سره معتقدند كه شريعت اسلام، شريعتى جامع و ثابت است . روايات متعددى از معصومان عليهم السلام نيز بر جامعيت و ثبات شريعت دلالت دارند . اين در حالى است كه تحول چشمگير جوامع بشرى از زمان تشريع تاكنون و به‏ويژه در دو قرن اخير، اين پرسش را برانگيخته كه جامعيت و ثبات شريعت اسلام چگونه با تحول جوامع بشرى سازگار است؟

شهيد صدر در پاسخ به اين پرسش، نظريه «منطقة‏الفراغ‏» را طرح مى‏كند . در اين مقاله، پس از توضيح و نقد نظريه شهيد صدر، نظريه جايگزينى كه به نظر نگارنده پاسخ روشنى براى اين پرسش بوده، با احاديث جامعيت و ثبات شريعت نيز سازگار است، تبيين مى‏شود . نظريه جايگزين به‏صورت مختصر بر مقدمات ذيل مبتنى است:

1 . پيشرفت دانش و تجربه بشرى در طول زمان، سبب تغييراتى در روابط انسان با طبيعت و روابط انسان‏ها با يك‏ديگر مى‏شود;

2 . اين تغييرات، قابل جهت‏دهى و مديريت است;

3 . جامعيت و ثبات شريعت درباره عناوين روابط است، نه مصاديق آن‏ها;

4 . عناوين روابط را به سه گروه عناوين اوليه و ثانويه و عامه مى‏توان تقسيم كرد;

5 . شريعت اسلام حكم هر عنوان را براساس مصالح و مفاسد به‏صورت قضيه حقيقيه بيان كرده است و هيچ عنوانى نيست، مگر آن‏كه حكم آن به‏صورت مستقيم يا غيرمستقيم (از طريق عمومات) بيان شده است;

6 . خداوند با تشريع حكم عناوين ثانويه، تغييرات را در جهت اهداف، جهت‏دهى و مديريت مى‏كند .

براين اساس، هر تغييرى كه در روابط ايجاد شود، حكم آن را از دستگاه شريعت مى‏توان استنباط كرد و نتيجه آن‏كه حكم عناوين ثابت است و حكم مصاديق ممكن است تغيير كند .

مقدمه

انديشه‏وران و فقيهان بزرگ اسلام چون حضرت امام خمينى‏قدس سره شريعت اسلام را شريعتى جامع و ثابت مى‏دانند . حضرت امام در اين‏باره مى‏فرمايد:

فقه، تئورى واقعى و كامل اداره انسان از گهواره تا گور است . (2) [اسلام] مكتبى است كه برخلاف مكتب‏هاى غير توحيدى در تمام شؤون فردى و اجتماعى و مادى و معنوى و فرهنگى و سياسى و نظامى و اقتصادى دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكته ولو بسيار ناچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادى و معنوى نقش دارد، فروگذار نكرده است . (3)

روايات بسيارى نيز بر جامعيت‏شريعت دلالت دارند . براى نمونه، امام صادق عليه السلام در برابر كسانى كه مى‏گفتند: در مسائلى كه حكم آن در كتاب و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم نيست، به راى خود عمل مى‏كنيم، مى‏فرمايد:

دروغ مى‏گويند . هيچ چيز نيست، مگر آنكه [حكم آن] در كتاب و سنت وجود دارد . (4)

روايات متعددى نيز بر ثبات شريعت دلالت مى‏كنند; از جمله اين‏كه امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد:

جد من رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم فرمود: اى مردم! احكامى را كه من حلال كردم، تا روز قيامت‏حلال است و احكامى را كه حرام كردم، تا روز قيامت‏حرام است . (5)

اين در حالى است كه تحول چشمگير جوامع بشرى از زمان تشريع تاكنون و به ويژه در دو قرن اخير، اين پرسش را برانگيخته كه جامعيت و ثبات شريعت اسلام چگونه با تحول جوامع بشرى سازگار است . چگونه ممكن است احكامى ثابت در همه عرصه‏ها براى همه مردم و در همه زمان‏ها، رفتارها و روابط انسان‏ها را به سوى اهداف مورد نظر اسلام سامان دهد؟

اين پرسش درباره متن شريعتى است كه به وسيله خداوند، تشريع، و از طريق پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم و امامان عليهم السلام تبليغ شده است، نه درباره طريق كشف آن در عصر اجتهاد . به عبارت ديگر، پرسش از نقش زمان و مكان در شريعت است، نه از نقش اين دو در اجتهاد; ولى در عين حال، اين دو پرسش با يك‏ديگر مرتبطند و پاسخ پرسش اول در يافتن پاسخ پرسش دوم تاثير دارد .

اين بحث در حوزه احكام اقتصادى كه منشا كشف مكتب و نظام اقتصادى اسلام است نيز به همين صورت مطرح مى‏شود . لازمه جامعيت و ثبات شريعت اسلام آن است كه در سه حوزه توليد و توزيع و مصرف، از بيان حكم هيچ رفتار يا رابطه‏اى فروگذار نكرده باشد و احكام آن نيز ثابت و جهان شمول باشد . به عبارت ديگر، لازمه جامعيت و ثبات شريعت اسلام آن است كه اسلام داراى نظام اقتصادى جامع، ثابت و جهان شمول باشد; آن‏گاه اين پرسش تكرار مى‏شود كه جامعيت و ثبات، چگونه با تحولات سريع و چشمگير رفتارها و روابط در اين حوزه سازگار است .

شهيد صدر در پاسخ به اين پرسش در كتاب اقتصادنا، نظريه‏اى تحت عنوان «منطقة‏الفراغ‏» را مطرح كرده است . پس از او، تعدادى از مقالات، درصدد توضيح اين نظريه و رفع اشكالات و گاهى تعديل آن برآمدند; ولى هنوز اشكالاتى باقى است و به نظر مى‏رسد كه اين نظريه در پاسخ به پرسش پيشگفته موفق نيست .

در اين مقاله، پس از توضيح و نقد اين نظريه، نظريه جايگزينى كه به نظر نگارنده پاسخ روشنى براى اين پرسش بوده، با احاديث جامعيت و ثبات شريعت نيز سازگار است، تبيين مى‏شود .

بيان موضوع

پرسش «چگونگى سازگارى ثبات شريعت و تحول جوامع‏» در احكامى مطرح مى‏شود كه موضوعات آن‏ها در تغييروتحول است . موضوع احكام‏شرعى با يكى از روابط چهارگانه ذيل مرتبط است:

1 . رابطه انسان با خود;

2 . رابطه انسان با خداوند;

3 . رابطه انسان با طبيعت;

4 . رابطه انسان با ديگران .

در اسلام براى تنظيم روابط پيشين، به گونه‏اى كه انسان و جامعه در مسير سعادت دنيا و آخرت قرار گيرد، احكامى تشريع شده است . پرسش پيشگفته به‏طور عمده درباره احكامى مطرح مى‏شود كه براى تنظيم رابطه انسان با طبيعت و روابط اجتماعى انسان تشريع شده است; زيرا اين روابط با تغيير زمان و مكان تغيير مى‏كنند و با پيشرفت علم و فن‏آورى متحول مى‏شوند; تغييراتى كه در اثر پيشرفت علم و فن‏آورى و دستيابى انسان به ابزار و وسايل و تكنيك‏هاى جديد براى تسلط بر طبيعت و تسهيل و تسريع در ايجاد روابط اجتماعى حاصل مى‏شود .

نظريه منطقة الفراغ

شهيد بزرگوار مرحوم صدر، در دو موضع از كتاب اقتصادنا به تبيين نظريه خود پرداخته است (6) و برخى از شاگردان او نيز نظريات استاد را توضيح داده‏اند . (7) اين نظريه را در سه محور تبيين مى‏كنيم .

1 . مفهوم منطقة‏الفراغ

شريعت اسلام مشتمل بر دو بخش است: بخشى كه مشتمل بر تشريعات الهى ثابت و «منجز» است و قابل تغيير و تبديل نيست و بخشى كه به ولى امر واگذار شده و از ناحيه خداوند، تشريع ثابتى كه قابل تغيير نباشد وجود ندارد و ولى امر براساس اهداف كلى اسلام و اقتضائات آن‏ها در اين بخش حكم مى‏كند . بخش دوم همان منطقة‏الفراغ است; يعنى منطقه فارغ از تشريعات ثابت و غير قابل تغيير .

2 . ضرورت وجود منطقة‏الفراغ

شريعت اسلام، شريعتى موقت نيست; بلكه ابدى و جهان شمول است و با توجه به تطور جوامع بايد بر عنصرى متغير مشتمل باشد تا بتواند به‏صورت طرح نظرى ابدى و جهان شمول براى اداره جوامع و سوق دادن آن‏ها به سعادت دنيا و آخرت به كار رود . براى آن‏كه اين مطلب روشن شود، بايد جوانب متغير زندگى انسان را تعيين كرده، تاثير آن را بر طرح تشريعى اسلام كه تنظيم كننده حيات انسانى است، توضيح دهيم . در زندگى انسان دو نوع رابطه وجود دارد: رابطه انسان با طبيعت و رابطه انسان با انسان‏هاى ديگر . رابطه اول متوقف بر وجود جامعه نيست; ولى از آن متاثر است . وجود جامعه سبب انباشته شدن تجارب و رشد سرمايه بشرى براى شناخت طبيعت و به تبع آن، توسعه نيازها و تمايلات او است; اما رابطه او را با ديگر انسان‏ها تنظيم نمى‏كند .

رابطه انسان با طبيعت در طول زمان تحول مى‏يابد و در پى مشكلات جديدى كه انسان با آن مواجه مى‏شود و راه‏حل‏هاى متنوعى كه براى مشكلات مزبور مى‏يابد، وسائل و روش‏هاى او براى تسخير طبيعت و استفاده از آن قوى‏تر و كاراتر مى‏شود; اما رابطه انسان با انسان‏هاى ديگر به طور طبيعى متحول نيست; زيرا اين روابط براى حل مشكلات ثابتى است; بدين‏سبب اصل آن روابط ثابت است; گرچه احتمال دارد شكل ظاهرى آن‏ها تغيير كند; براى مثال، هر ملتى كه در اثر ارتباط با طبيعت‏به ثروتى دست‏يابد، به قاعده توزيع نياز دارد و تفاوتى نمى‏كند كه با ابزار و روش‏هاى ساده يا با ابزار و روش‏هاى پيچيده و پيشرفته توليد كند; از اين رو، تشريعاتى كه چنين روابطى را بر اساس ديدگاه اسلام از عدالت تنظيم مى‏كند، از جهت نظرى مى‏تواند ثابت‏باشد; زيرا براى حل مشكلات ثابتى است; پس طبيعى است كه اسلام، اصول نظرى و تشريعى خود را به‏صورت اصولى ثابت كه مى‏تواند روابط انسان‏ها را با يك‏ديگر در عصرهاى گوناگون تنظيم كند، ارائه دهد; ولى اين بدان معنا نيست اسلام درباره جهات متحول زندگى انسان، يعنى رابطه انسان با طبيعت اهمال كرده است; زيرا تحول اين رابطه و پيشرفت انسان در استفاده از طبيعت، طرحى را كه عدالت اجتماعى بر آن مبتنى است، تهديد مى‏كند . در عصرى كه وسايل كشاورزى مكانيزه شده است نمى‏توان گفت: هر كس زمينى را آباد كند، مالك آن است; زيرا در اين صورت، افراد اندكى كه قادرند زمين‏هاى بسيارى را آباد كنند، به مالكان بزرگ تبديل مى‏شوند و اين، توزيع عادلانه را كه از اهداف مهم اسلام است، با خطر مواجه مى‏سازد . براى جلوگيرى از اين تهديد، لازم است در طرح تشريعى، منطقه‏اى خالى در نظر گرفته شود كه در آن، ولى‏فقيه براساس مقتضيات زمان و در جهت اهداف اسلام حكم كند .

3 . حدود منطقة‏الفراغ

منطقه فراغ شامل افعالى مى‏شود كه براى آن‏ها حكم الزامى (وجوب و حرمت) از ناحيه خداوند تشريع نشده است; بلكه حكم شرعى اوليه آن‏ها استحباب، كراهت‏يا اباحه است . در اين موارد، ولى فقيه مى‏تواند بر اساس مصالح و اهداف اسلام و نيز بر اساس اصول كافى به‏دست آمده از منطقه پر تشريع، به وجوب يا حرمت‏حكم كند; البته در موارد حكم الزامى نيز ولى‏فقيه مى‏تواند در صورت تشخيص تزاحم احكام، به تقديم اهم بر مهم حكم كند كه اين بحث ديگرى است .

نقد نظريه شهيد صدر

1 . از كلمات شهيد صدر استفاده مى‏شود كه تغيير رابطه انسان با طبيعت، امرى طبيعى، و ناشى از طبيعت انسان است . انسان، موجودى متفكر و خلاق است و از پيشرفت او در اين زمينه نمى‏توان جلوگيرى كرد; زيرا اين كار به منزله زندانى كردن فكر بشر است; بنابراين، اسلام براى تنظيم اين روابط، طرح ثابتى را تعيين نمى‏كند; ولى رابطه انسان‏ها با يك‏ديگر چنين نيست . اين روابط براى حل مشكلات ثابتى است; پس هيچ مانعى وجود ندارد كه اسلام براى تنظيم اين روابط، طرح تشريعى ثابتى داشته باشد . از اين كلام دو قضيه كليه به صورت ذيل استفاده مى‏شود .

يك . روابط انسان‏ها با يك‏ديگر براى رفع نيازهاى ثابتى است; دو . روابط انسان‏ها با طبيعت، پيوسته در تغيير و تحول است .

شهيد صدر، بر اين دو ادعاى كلى، دليل جامع و مانعى اقامه نكرده است . واقعيت آن است كه در هر دو بخش، ثابتات و متغيراتى وجود دارد و ذهن خلاق انسان در هر دو حوزه به ابزار، روش‏ها و روابط جديد دست مى‏يابد .

انسان با تصرف در طبيعت‏به توليد كالاهاى كشاورزى و مواد اوليه و برخى ابزارهاى مورد نياز مى‏پردازد و با پيشرفت علوم و فنون و افزايش تجربيات، روز به روز به اكتشافات و اختراعات جديد دست مى‏يابد به وسيله ابزارها و روش‏هاى جديد، توانايى تسخير بيش‏تر طبيعت و توليد كالاها و خدمات جديدتر را مى‏يابد . و در كنار نيازهاى ثابت چون نياز به خوراك و پوشاك و مسكن، نيازهاى جديدى چون نياز به يخچال، تلويزيون، خودرو و رايانه شكل مى‏گيرد كه نتيجه اختراع‏ها و اكتشافاهاى جديد است .

همچنين ارتباط انسان‏ها با يك‏ديگر در حال تغيير و تكامل است . دستيابى به ابزار و ماشين آلات پيشرفته افزون، بر تسهيل و تسريع و تعميم روابط پيشين، نياز به روابط جديد و در نتيجه، قوانين حقوقى، قضايى و جزايى جديد را مى‏آفريند . اين تغييرات از تغيير و تكامل رابطه انسان با طبيعت‏سرچشمه مى‏گيرد; براى نمونه، وقتى از عصر كشاورزى وارد عصر صنعت مى‏شويم، اختراع وسائل حمل‏ونقل جديد چون خودرو، قطار و هواپيما، اختراع دستگاه چاپ، فيلم‏بردارى، راديو، تلويزيون و تلفن و ديگر وسايل ارتباط جمعى و سرانجام اختراع رايانه، اينترنت و دستگاه‏هاى هوشمند، روابط انسانى را به كلى متحول مى‏كند و حق و حقوق جديدى براى افراد مى‏آفريند و وضع قوانينى را مى‏طلبد كه قادر باشد روابط انسانى را در عصر مدرن و پست مدرن در جهت اهداف مورد نظر تنظيم و هماهنگ كند . همچنين انسان براى تسريع و تسهيل روابط اجتماعى در طول زمان، ابزارهايى را اختراع مى‏كند كه گاه روابط مزبور را به كلى دگرگون، و تنظيم دوباره روابط را از طريق وضع قوانين جديد اقتضا مى‏كند . روشن‏ترين مثال براى اين مطلب، اختراع پول فلزى، كاغذى و اعتبارى و اختراع بانك و اوراق مالى همچون اوراق قرضه، سهام، مشاركت و تاسيس بازارهاى مالى ثانوى است .

افزون بر اين، فكر خلاق بشر در حوزه روابط اجتماعى نيز به صورت مستقيم گاه به يافته‏هاى جديد دست مى‏يابد; براى مثال، عقد بيمه را كه در پى آن، صنعت‏بيمه با انواع و اقسام گوناگون ظهور مى‏كند مى‏توان نام برد; بنابراين در هر دو حوزه رابطه او با ديگران، نيازهاى ثابتى وجود دارد و در هر دو حوزه نيز فكر خلاق بشر به كار مى‏افتد و با اكتشافات و اختراعات جديد، هم ابزارها و روش‏هاى تامين نيازهاى پيشين تغيير مى‏كند و هم نيازهاى جديد پديد مى‏آيد .

2 . شهيد صدرقدس سره معتقد است: تغيير و تكامل رابطه انسان با طبيعت در برخى موارد طرح تشريعى اسلام را براى تنظيم روابط اجتماعى تهديد مى‏كند; بدين‏سبب براى جلوگيرى از اين تهديد، در طرح تشريعى، منطقة‏الفراغ در نظر گرفته شده، و ولى فقيه در اين منطقه كه فارغ از حكم تشريعى ثابت است، با حكم ولايى خود از اين تهديد جلوگيرى مى‏كند . از سوى ديگر، وى در طرح تشريعى، منطقة‏الفراغ را بر احكام مباح، مكروه و مستحب تطبيق كرده و احكام واجب و حرام را در منطقه پر تشريع كه دست ولى‏فقيه از آن كوتاه است، قرار مى‏دهد .

ابتدا اين اشكال به نظر مى‏رسد كه احكام وضعيه در كدام منطقه قرار دارند . آيا ولى‏فقيه مى‏تواند به دليل مصالح به صحت قراردادى حكم كند كه شرع به ابطال آن حكم كرده است؟

اين پرسش در نظريه شهيد صدر، پاسخ روشنى ندارد .

اشكال ديگر اين است كه وقتى سخنان صدر در ضرورت وجود منطقة‏الفراغ با نظر وى در تبيين حدود منطقة‏الفراغ كنار هم گذاشته شود، خود به خود، اين نتيجه حاصل مى‏شود كه طرح تشريعى در روابطى كه شارع در آن‏ها حكم لزومى كرده است، از سوى تغيير رابطه انسان با طبيعت تهديد نمى‏شود; يعنى تغيير رابطه انسان با طبيعت هيچ‏گاه سبب نمى‏شود كه ولى‏فقيه در روابطى كه موضوع وجوب يا حرمت قرار گرفته است، مجبور شود به ملاك مصالح، حكم آن‏ها را تغيير دهد; در حالى كه هيچ دليلى بر اين مطلب اقامه نشده است .

3 . شهيد صدرقدس سره معتقد است: در روابطى كه حكم اوليه آن‏ها استحباب، كراهت‏يا اباحه است، ولى‏فقيه مى‏تواند بر اساس اهداف اسلام و اصول كافى به‏دست آمده از منطقه پر تشريع، به وجوب يا حرمت‏حكم كند; ولى در جايى كه حكم لزومى شرعى وجود دارد، فقط در صورتى كه تزاحم رخ دهد مى‏تواند به تقديم اهم حكم كند .

به نظر مى‏رسد كه در هر دو مورد، ولى‏فقيه حكم تشريعى ندارد و حتى در موارد استحباب، كراهت‏يا اباحه نيز از باب تزاحم به تقديم اهم حكم مى‏كند . براى توضيح مطلب، ذكر چند مقدمه لازم است:

يك . چنان‏كه گذشت، براساس احاديث متعددى، شريعت اسلام، شريعت جامع و ابدى است و براى همه افعال بشرى در همه حوزه‏هاى زندگانى حكمى معين تشريع شده است; البته شهيد صدرقدس سره نيز اين مقدمه را مى‏پذيرد كه اسلام براى هر فعلى حكمى دارد; ولى احكام غير لزومى اسلام را قابل تغيير مى‏داند .

دو . عالمان شيعه اتفاق نظر دارند كه احكام بر اساس مصالح، انشا شده‏اند . اين اتفاق همان گونه كه وجوب و حرمت را شامل مى‏شود، كراهت، استحباب و اباحه را نيز در برمى‏گيرد; براى مثال، اگر شارع در فعلى به استحباب حكم كرده، مفهوم آن اين است كه آن فعل مصلحت دارد; گرچه مصلحت آن به حد لزوم نرسد .

حال اين پرسش مطرح مى‏شود كه ولى‏فقيه به چه مجوزى مى‏تواند حكم استحباب را كه بر اساس مصلحت موجود در فعل، انشا شده است‏به حرمت تبديل كند . هيچ مجوزى براى اين كار جز تزاحم اين مصلحت‏با مفاسد ديگرى كه پرهيز از آن لازم است، تصور نمى‏شود . در اين صورت، فرقى بين احكام لزومى و غيرلزومى نيست و در هر دو مورد، ولى فقيه از باب تزاحم به تقديم اهم بر مهم حكم مى‏كند . (8)

نظريه برگزيده

شريعت اسلام، شريعتى جامع و ابدى به‏شمار مى‏رود و در عين حال، كيفيت تشريع به گونه‏اى است كه از سويى مانع ابتكارات، خلاقيت‏ها و پيشرفت انسان در روابط او با طبيعت و انسان‏هاى ديگر نمى‏شود و از سوى ديگر اجازه نمى‏دهد كه اين خلاقيت‏ها در جهت‏خلاف اهداف موردنظر اسلام به كار گرفته شود . به عبارت ديگر، از تغييرات جلوگيرى نمى‏كند; بلكه آن‏ها را در جهت اهداف شريعت‏سوق مى‏دهد . براى توضيح بيش‏تر اين نظريه، به مقدماتى نياز داريم .

1 . در حل مساله ثبات شريعت و تحول جوامع، تشخيص اين‏كه دگرگونى‏ها در چه حوزه‏اى و تا چه حدى صورت مى‏گيرد، مهم نيست . مهم آن است كه بدانيم اين تغييرات به‏دست انسان و به اراده او صورت مى‏پذيرد; از اين رو قابل جهت‏دهى و مديريت است . پيشرفت علوم و فنون و روش‏ها و اختراعات و اكتشافات كه منشا اصلى تغيير روابط شمرده مى‏شود، امرى ارادى است و انسان با اختيار خود به اين امور مى‏پردازد; بنابراين، از نظر منطقى اين امكان وجود دارد كه از سويى با تربيت انسان‏ها، انديشه آن‏ها خود به خود در جهتى سازگار با اهداف شريعت‏به كار رود و ابتكارات و خلاقيت‏هاى خود را در صراط مستقيم به كار گيرند و از سوى ديگر، با وضع قوانينى، از تغييرات ناسازگار با اهداف شريعت جلوگيرى شود .

2 . مكاتب بشرى يا الاهى رفتارها و روابط اجتماعى را به سمت اهداف مورد نظر خود سامان مى‏دهند و منطق عقلانى اقتضا مى‏كند از تغييراتى كه در جهت‏خلاف اهداف باشد، جلوگيرى كنند . در اسلام نيز خداوند در تشريع، رفتارها و روابط اجتماعى را در همه عرصه‏هاى زندگى به گونه‏اى سامان داده است كه همه انسان‏ها بتوانند به تناسب استعدادهايشان از پلكان ترقى بالا رفته، به قله كمال نزديك شوند . بديهى است در اين طرح بايد اعتقادات، انديشه‏ها، رفتارها و روابطى كه سقوط انسان را در پى دارد، ممنوع شود وگرنه با حكمت‏خداوند سازگار نيست . در عين حال، بايد راه براى به كارگيرى انديشه‏ها و خلاقيت‏ها و ابتكارات در جهت اهداف باز باشد; زيرا در غير اين‏صورت انسان از تكامل مادى و معنوى باز مى‏ماند كه اين نيز با هدف اسلام سازگار نيست .

بر اين اساس، شريعت اسلام نه از پيشرفت علم و فن به‏صورت مطلق جلوگيرى مى‏كند كه نتيجه آن سد باب تغيير در جوامع بشرى است و نه راه را به‏كلى باز مى‏گذارد تا انسان، استعدادهاى خود را در هر زمينه‏اى به كار گيرد و به هر مسيرى پيش رود كه نتيجه آن اجازه دادن به وقوع تغييراتى است كه با اهداف شريعت تناقض دارد; بلكه به تغييرات جهت مى‏دهد و مقصود از «مديريت تغييرات‏» همين پالايش و جهت‏دهى به تغييرات است .

3 . مقصود از جامعيت و ثبات شريعت اسلام اين نيست كه هر مصداقى از مصاديق روابط در شريعت، حكمى ثابت دارد و شريعت اسلام حكم هيچ مصداقى را فروگذار نكرده است; بلكه مقصود آن است كه در ظرف عناوينى كه بر افعال و روابط منطبق مى‏شوند، حكم هيچ عنوانى فروگذار نشده است و شريعت، براى همه عناوين، حكمى ثابت و جهان مشمول دارد .

همچنين در ظرف عناوين نيز مقصود از جامعيت و ثبات شريعت اين نيست كه هر عنوان منطبق شده بر فعلى از افعال، خودش موضوع حكم ثابت‏شريعت است; بلكه مقصود آن است كه يا خود اين عنوان يا عنوان عامى كه اين عنوان زير مجموعه آن است، موضوع حكم شريعت‏به‏شمار مى‏رود; براى مثال، اجاره، عنوانى است كه بر يك نوع رابطه خاص معاملى دلالت دارد . اين عنوان در شريعت اسلام موضوع حكم جواز است . همچنين عنوان ربا در شريعت اسلام حكم حرمت دارد; ولى بيمه عنوانى است كه بنا بر قول برخى فقيهان بر نوعى عقد جديد معاملى دلالت مى‏كند و با اين عنوان موضوع حكمى نيست; ولى عنوان عقد كه عنوان عامى است و شامل بيمه نيز مى‏شود، موضوع حكم وجوب وفا قرار گرفته است و حكم بيمه را به روشى كه در ادامه خواهيم گفت مى‏توان از حكم عناوين ديگر به‏دست آورد . به هر حال، جامعيت و ثبات شريعت درباره مصاديق امكان ندارد و نمى‏توان چنين ادعايى را پذيرفت; ولى درباره عناوين به‏گونه‏اى كه گذشت، امكان‏پذير است .

با اين حال، جاى اين پرسش باقى است كه اين مديريت و جهت‏دهى چگونه صورت مى‏گيرد . چگونه طرح تشريعى ثابت و جامع مى‏تواند تغييرات را در جهت اهداف موردنظر خود هدايت كند؟ پاسخ اين پرسش در روش تشريع احكام نهفته است . روش تشريع به‏گونه‏اى است كه چنين قابليتى را دارد .

4 . روش تشريع احكام مربوط به رفتارها و روابط اجتماعى در شريعت اسلام، با توضيح گزاره‏هاى سه گانه ذيل روشن مى‏شود: (9)

يك . احكام شريعت‏به صورت قضاياى حقيقيه تشريع شده‏اند .

قضيه حقيقيه، قضيه كليه‏اى است كه موضوع آن بر مصاديق موجود در حال و آينده صدق مى‏كند; (10) براى مثال در آيه «احل الله‏البيع و حرم‏الربا» ، (11) حكم حليت و حرمت‏براى عنوان بيع و عنوان ربا به‏صورت مطلق تشريع شده است; از اين رو هر مصداقى كه در هر زمان بر آن بيع (خريد و فروش) صدق كند، حلال است و اين حكم مختص مصاديق تحقق يافته در زمان حضرت رسول صلى الله عليه و آله نيست . درباره ربا نيز چنين است .

اين ويژگى در تشريع، مشكل «مصاديق مستحدثه‏» را حل مى‏كند; بنابراين، مصاديق مستحدثه در صورتى كه عنوان بيع بر آن‏ها صدق كند، مشمول حكم حليتند .

دو . عناوين رفتارها و روابط در سه طبقه دسته‏بندى مى‏شود .

عناوينى كه موضوع احكام شرعى هستند، به ترتيب شموليت، سه نوعند: عناوين اوليه، عناوين ثانويه و عناوين عامه .

عناوين اوليه، عناوين ذاتى و مستقيم افعال (رفتارها و روابط) مكلفند . هر فعلى داراى عنوانى ذاتى است كه در همه حالات بر آن فعل صدق مى‏كند; براى مثال، خوردن، آشاميدن، وضو گرفتن، غسل كردن، خريد و فروش، اجاره، و قرض دادن، عناوين اولى افعال خاصى هستند .

عناوين ثانويه عناوينى عرضى هستند كه فقط در صورت وجود وضعيت‏خاص بر افعال صدق مى‏كنند; براى مثال، اسراف عنوانى است كه بر افعالى كه از حد اعتدال خارج مى‏شود صدق مى‏كند; از اين رو، به خوردن، آشاميدن و پوشيدن و خرج كردن بيش از حد اسراف گفته مى‏شود . همچنين عنوان ضرر يا حرج از عناوين ثانويه هستند; يعنى هر فعلى در برخى حالات، ضررى يا حرجى مى‏شود; مثل وضو كه براى مريض ضرر دارد و براى پيرمرد در هواى سرد در صورتى كه دستيابى به آب، نيازمند طى سافت‏بسيارى باشد، حرجى شمرده مى‏شود . در معاملات، عنوان غبن و غرر، عنوان ثانوى است; زيرا چنان‏كه در معامله، قيمت مورد توافق با قيمت‏بازار اختلاف فاحش داشته باشد، معامله غبنى است و در صورتى كه درباره عوض يا معوض يا شرايط معامله جهل يا خطر وجود داشته باشد معامله غررى است و عنوان اوليه معامله غبنى يا غررى مى‏تواند بيع، اجاره، مزارعه، مساقات و مانند آن باشد .

عناوين ثانويه همچنين به عناوينى گفته مى‏شود كه بر حالات ويژه عارض بر انسان مكلف صدق مى‏كند . انسان موضوع احكام شرعى، انسان بالغ، عاقل و قادر است . احكام شرعى در صورت علم و اختيار انسان عاقل و بالغ منجز مى‏شوند . عروض حالاتى چون جهل، نسيان، اضطرار، اكراه و مانند آن حكم شرعى را از تنجز ساقط مى‏كنند . همچنين عروض عناوينى چون جنون و عجز موضوع حكم شرعى را رفع مى‏كنند .

عناوين عامه در مقايسه با عناوين اوليه به منزله جنسند و شامل تعداد بسيارى از عناوين اوليه مى‏شوند . فرق عناوين عامه با عناوين ثانويه آن است كه عناوين عامه در همه حالات بر عناوين اوليه افعال صدق مى‏كنند; در حالى كه عناوين ثانويه فقط در وضعى خاص صادقند; براى مثال، عنوان عقد، عنوان عامى است كه همه معاملاتى را كه ايجاب و قبول در آن معتبر است، در بر مى‏گيرد و همواره بر آن‏ها صادق است; البته عناوين عامه نيز ممكن است در مقايسه با يك‏ديگر داراى مراتب گوناگونى از شموليت، و به اصطلاح فنى، كلى اضافى باشند .

سه . در شريعت اسلام، موضوع احكام شرعيه، عناوين اوليه، ثانويه و عامه‏اند .

خداوند حكيم با علم بيكران و حكمت متعاليه خود، احكام مزبور را به‏گونه‏اى تشريع كرده كه انسان و جامعه انسانى در صورت عمل به اين احكام به سعادت دنيا و آخرت دست‏يابند . در ظرف عناوين، هيچ منطقه خالى از تشريع وجود ندارد . منطقة‏الفراغ در اين ظرف نيست، و مقصود از جامعيت‏شريعت نيز همين است . همچنين احكام عناوين مزبور، ابدى و تغييرناپذيرند; گرچه ممكن است‏حكم مصاديق در مقام تطبيق تغيير كند .

چهار . احكام عناوين ثانويه بر احكام عناوين اوليه و عناوين عامه مقدمند و احكام عناوين اوليه، احكام عناوين عامه را تخصيص مى‏زنند .

تقدم احكام عناوين ثانويه بر احكام عناوين ديگر، تحت عنوان حكومت‏يا ورود در اصول فقه بحث‏شده و همچنين تقدم احكام عناوين اوليه بر عناوين عامه تحت عنوان تخصيص بررسى شده است . ما قصد نداريم به صورت فنى وارد اين بحث‏شويم . فقط اين نكته را از منظر روش تشريع توضيح مى‏دهيم كه احكام عناوين ثانويه، نقش هدايت‏كننده و جهت دهنده تغييرات را بازى مى‏كنند . به عبارت ديگر، حكم مصاديق جديد روابط در صورتى كه در چارچوب احكام عناوين ثانويه تجويز شود، مورد قبول است; براى مثال، عقد بيمه بنابر برخى اقوال، عقدى جديد است . حكم اين عقد در صورتى كه غرر، غبن، ضرر يا عناوين ثانويه ديگر بر آن منطبق نشود، با استناد به آيه مباركه «اوفوا بالعقود» صحت است وگرنه حكم عنوان ثانوى بر آن تطبيق مى‏شود . بدين ترتيب، شارع مقدس اسلام از طريق بيان احكام ثانوى، نوعى از تغييرات را كه با اهداف طرح تشريعى‏اش سازگار است، تجويز و بقيه را نفى مى‏كند . به عبارت ديگر، پيشرفت علوم و فنون و تعامل و تضارب افكار بشرى در طول زمان به پيدايش مصاديق جديدى از رابطه انسان با طبيعت‏يا رابطه انسان‏ها با يك‏ديگر در عرصه‏هاى گوناگون حيات مى‏انجامد . مصداق جديد رابطه در هر عرصه‏اى كه باشد، دو حالت‏بيش‏تر براى آن متصور نيست:

ا . يكى از عناوين اوليه كه موضوع حكم شرعى قرار گرفته است، بر اين مصداق صدق مى‏كند; يعنى مصداق جديد است; ولى عنوان جديد نيست . در اين صورت، مصداق جديد، حكم همان عنوان را دارد; براى نمونه، مصاديق جديد خريد و فروش در زمان ما از اين قسمند . خريد و فروش‏هاى اينترنتى يا با كارت‏هاى اعتبارى و مانند آن در گذشته نبودند و امروزه در اثر دستيابى انسان به وسايل و تجهيزات نو پديد آمده‏اند .

ب . هيچ يك از عناوين اوليه موضوع حكم شرعى بر اين مصداق صدق نمى‏كند; يعنى مصداقى با عنوان اوليه جديد پديد آمده است . بسيارى از فقيهان معتقدند: بيمه اين‏گونه است; يعنى عقدى جديد است كه نمى‏توان آن را در يكى از عقود معاملى معهود در شريعت داخل كرد . بر اين اساس، بيمه مى‏تواند مثالى براى اين قسم باشد . اين مصداق با عنوان اوليه جديد نيز خود به خود در يكى از عناوين عامه‏اى داخل مى‏شود كه شارع حكم آن را بيان داشته است . عقد بيمه - اگر گفتيم عقد جديدى است - در قول خداوند متعالى كه فرمود: «اوفوا بالعقود» داخل مى‏شود و اين‏گونه مصاديق از اين طريق حكم خود را مى‏يابند . در هر دو صورت، مصداق جديد رابطه در صورتى حكم عنوان اولى يا عنوان عامه بر آن تطبيق مى‏شود كه تحت عنوان ثانوى همچون غرر، غبن، ضرر، حرج و مانند آن قرار نگيرد وگرنه حكم عنوان ثانوى مربوط را مى‏يابد . بر اين اساس، احكام عناوين ثانويه، چارچوبى براى گزينش و تجويز تغييراتى است كه با اهداف شريعت‏سازگارند .

همان گونه كه ملاحظه مى‏شود، شريعت اسلام به‏گونه‏اى است كه در عين جامعيت و ثبات، از سويى با وضع حكم بر عناوين عامه از تغييرات سازگار با اهداف مورد نظرش جلوگيرى نمى‏كند و از سويى ديگر، با وضع حكم بر عناوين ثانويه، تغييرات ناسازگار با اهداف مزبور را منع مى‏كند .

در خاتمه بايد يادآور شويم كه ظرف مصاديق، ظرف تزاحم عناوين است . گاه يك رابطه، مصداق دو عنوان اوليه با دو حكم متفاوت قرار مى‏گيرد . در اين صورت، قاعده تزاحم (تقديم اهم بر مهم) جارى مى‏شود .

خلاصه و نتيجه

پيشرفت دانش و تجربه بشرى در طول زمان به تغييراتى در رابطه انسان با طبيعت و روابط انسان‏ها با يك‏ديگر مى‏انجامد . اين تغييرات، ارادى و قابل جهت دهى و مديريت است . شريعت اسلام شريعتى جامع و ابدى است; ولى اين جامعيت و ابديت در عناوين روابط است، نه مصاديق آن . خداوند متعالى با دسته‏بندى عناوين به سه گروه عناوين اوليه، ثانويه و عامه و بيان حكم هر عنوان براساس مصالح و مفاسد، شريعتى جامع و ابدى آفريده است كه از سويى مانع تغييرات سازگار با اهداف شريعت نيست و از سوى ديگر، سدى در برابر تغييرات ناسازگار با اهداف مزبور ايجاد مى‏كند .

پى‏نوشت‏ها:

1. عضو هيات‏علمى و مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى .
2. روح‏الله موسوى خمينى [امام]: صحيفه نور، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، اول، 1378، ج 21، ص 289.
3. همو: وصيت نامه الاهى - سياسى، ص 402 .
4. ر . ك: جامع‏الاحاديث، ج 1، مقدمه، ص 275;بحارالانوار، ج 26، كتاب‏الامامه، ابواب علومهم: باب 1 و ص 33 ح 52 و ج 2، ص 169، ح 2 و 3 و ص 170، ح 8، ص 305، باب 34، ح 49 .
5. ر . ك: بحارالانوار، ج 2، ص 260، ح 17;همچنين ر . ك: ج 2، ص 172، ح 13، ج 6، ص 93، ح 1، ج 11، ص 56، ح 55، ج 12، ص 7، ح 15 و ج 36، ص 132، ح 85 .
6. ر . ك: السيد محمدباقر الصدر: اقتصادنا، تحقيق مكتب‏الاعلام الاسلامى، فرع خراسان (لجن‏الاقتصاد)، مركز النشر عن مكتب الاعلام الاسلامى، الطبع‏الاولى، 1417 ق، 1375، ص 380- 382 و ص 686- 691 .
7. براى نمونه، ر . ك . احمدعلى يوسفى: ماهيت و ساختار اقتصاد اسلامى، مركز نشر آثار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى اول، 1379، ص 75 و 83 و 84 و انديشه ماندگار، ويژه كنگره بين‏المللى آيت الله العظمى شهيد سيد محمدباقر صدر، ش 1، شهريور 1379، ص 16 و 17 .
8. اين مطلب در توضيح نظريه برگزيده روشن‏تر خواهد شد .
9. شايان ذكر است كه به دليل آشنايى بيش‏تر نويسنده با فقه معاملات، اغلب تطبيقات و مثال‏ها به باب معاملات اختصاص دارد;ولى گزاره‏ها كلى و قابل تعميم است .
10. ر . ك: روح‏الله موسوى [امام] خمينى: منهاج‏الوصول الى علم‏الاصول، تحقيق و نشر موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، اول، 1373، ج 2، ص 285- 287 .
11. بقره (2): 275 .
منبع :اقتصاد اسلامى،شماره 8

 

 

سايت اقتصادي دات كام


- اقتصاد اسلامي



محمد قبادى

با تصويب لايحه مبارزه با جرم پولشوئي در مجلس، ضروريست دلايل و ضرورتهاي داخلي و نقش عوامل بين المللي موثر در تدوين اين لايحه بررسي شود، تا ميزان كارآمدي و منافع آن براي كشور مشخص گردد.

شكي نيست كه بخشي از اقتصاد هر كشوري را فعاليت هاي مجرمانه و اقتصاد زيرزميني تشكيل مي دهد و وجود اقتصاد زيرزميني، انگيزه و توان رقابت را از فعالين عرصه هاي مولد اقتصادي سلب كرده و زمينه فعاليت سالم براي توسعه اقتصادي را از بين مي برد.

به اعتقاد كارشناسان، لايحه مبارزه با جرم پولشوئي با هدف ايجاد محدوديت در چرخه مالي فعاليتهاي اقتصادي نامشروع، طراحي شده است، تا با حذف متخلفين اقتصادي، زمينه فعاليت اقتصادي سالم فراهم شود.

از طرف ديگر، كشور ما به دليل همسايگي با كشورهاي افغانستان و پاكستان بيش از ساير كشورها در معرض ورود پول هاي كثيف ناشي از معامله مواد مخدر به چرخه اقتصادي، قرار دارد كه اين امر اقتصاد كشور را بيشتر در معرض خطر پولشوئي قرار مي دهد.

در شرايط كنوني جهاني، كنوانسيون هايي براي مبارزه با جرم پولشوئي تشكيل شده است و كشورهاي عضو با تصويب قوانين، يك سري محدوديت هايي را در سيستم بانكي و پولي خود ايجاد كرده اند

همچنين اين كشورها در راستاي اهداف جهاني سازي و در روابط اقتصادي خود با كشورهاي مختلف، وجود اينگونه مقررات را در سيستم بانكي كشورهاي ديگر نيز ضروري دانسته و تنظيم روابط و معاملات خود با اين كشورها را متاثر از اين امر قرار مي دهند.

امروزه بحث مواد مخدر و چرخه مالي آن به فراموشي سپرده شده است و بحث مبارزه با تروريسم و حمايت هاي مالي كشورها از طريق چرخه پولي و بانكي خود از اين گروهها، جاي مبارزه با مواد مخدر را گرفته است.

مسئله اي كه به نظر مي رسد، اينست كه آيا لايحه مبارزه با جرم پولشوئي تحت فشار و تهديدات بين المللي تهيه شده است و يا اينكه شرايط اقتصادي كشور اين ضرورت را ايجاب كرده است؟

به اعتقاد كارشناسان، يكي از دلايل مهم تهيه اين لايحه فراهم نمودن شرايط سالم اقتصادي و ايجاد مانع براي فعاليت هاي اقتصادي مجرمانه بوده و دليل ديگر آن كاستن از فشار خارجي و تهديدات كشورها در اعمال محدوديت در روابط اقتصادي خود با كشور ما مي باشد.

در شرايط فعلي جهاني، كشورها و قدرتها يكي از شيوه هاي مبارزه با تروريسم را در مسدود كردن دارائي و جلوگيري از چرخش منابع مالي اين گروهها مي دانند، لذا سعي دارند با وضع مقررات در فعاليت هاي مالي گروههاي تروريستي محدوديت ايجاد كنند.

اين كشورها، تصويب قوانين مبارزه با جرم پولشوئي و پيوستن به كنوانسيون هاي بين المللي را ملاك مبارزه كشورها با تروريسم مي دانند و كشورهايي كه قوانين و محدوديت هايي براي پولشوئي وضع نكرده اند، در معرض اتهام همكاري با تروريسم قرار مي گيرند.

در اين خصوص ايرج نديمي، عضو كميسيون اقتصادي مجلس با اشاره به اينكه لايحه مبارزه با جرم پولشوئي به نوعي مي تواند همان لايحه مبارزه با مفاسد اقتصادي باشد، افزود: اين لايحه با تحقيق از منشأ تحصيل پول و جلوگيري از ورود پولهاي غيرقانوني به سيستم بانكي كشور مي تواند نقش مهمي در پيشگيري از تخلفات اقتصادي و سالم سازي محيط اقتصادي كشور داشته باشد.

به اعتقاد وي با تصويب لايحه مبارزه با جرم پولشوئي ، جلو ، فعاليتهاي مجرمانه اقتصادي از قبيل فروش مواد مخدر، قاچاق كالا، فرار مالياتي و پولهاي حاصل از آن با محدوديت براي ورود اين پولها به روند اقتصادي و سيستم بانكي كشور گرفته مي شود، و تحقيق از منشأ تحصيل آن، انگيزه و زمينه تخلفات اقتصادي را كاهش خواهد داد.

عضو كميسيون اقتصادي مجلس تصريح كرد : لايحه پولشوئي با تحقيق از منشا و منابع تحصيل پول مي تواند با ثروت هاي غير مشروع مبارزه كند و عرصه را از متخلفين و مفسدين اقتصادي بگيرد.

با تصويب لايحه مبارزه با جرم پولشوئي در مجلس شوراي اسلامي، بانكها موظف مي شوند كه در هنگام تحويل پولهاي كلان از افراد، قبل از وارد كردن اين پولها به سيستم بانكي كشور، از منبع و منشأ تحصيل آن تحقيق كرده و پس از اطمينان ازاينكه اين پولها از راههاي غير قانوني تحصيل

نشده اند، آن را وارد سيستم بانكي بكنند.

محمدباقر نوبخت، عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي نيز معتقد است كه قدرتهاي بين المللي، مبارزه با پولشوئي و وضع محدوديت ها در چرخه پولي بانكها را در مبارزه با تروريسم ضروري مي دانند و اين كشورها مي توانند با استناد به نبود قانوني براي مبارزه با پولشوئي در كشور، ما را به كوتاهي در مبارزه با تروريسم متهم كنند.

اين نماينده مجلس با قوي خواندن احتمال ايجاد محدوديت هاي بانكي توسط برخي كشورها عليه ايران در صورت نداشتن قانون مبارزه با پولشوئي، گفت : چنانچه محدوديت توسط كشورهاي بيگانه ايجاد شود ، بانك هاي كشور نمي توانند مبلغي بيشتر از يك هزار دلار به بانك هاي خارج از كشور انتقال دهند.

وي لايحه مبارزه با جرم پولشوئي را از بعد داخلي ،در راستاي مبارزه با مفاسد اقتصادي و اصلاح و بهبود شرايط اقتصادي كشور ارزيابي كرد وافزود، وجود مفاسد اقتصادي، مانعي در افزايش ميزان سرمايه گذاري در كشور مي باشد، لذا مبارزه با جرم پولشوئي مي تواند در مبارزه با مفاسد اقتصادي و كاهش تاثيرات آن نقش اساسي داشته باشدو امنيت سرمايه نيز به ارمغان آورد.

وي با اشاره به سياست دولت در همگرائي با اقتصاد جهاني، تهيه و اجراي قانون مبارزه با جرم پولشوئي را با اهميت خواند.

نوبخت با اعلام بهم پيوستگي سلامت سيستم اقتصادي كشورها، تدوين قانون مبارزه با پولشوئي را تضمين كننده سلامت اقتصاد كشورها از خطرات و مضار پولهاي كثيف با منشأ غيرقانوني دانست.

وي با اشاره به توليد مواد مخدر در كشور همسايه، و بالابودن زمينه ورود پولهاي ناشي از اين معاملات به سيستم بانكي كشور، خطر اين پولها را در برهم زدن سلامت اقتصادي كشور مهم خواند و اعمال محدوديت در ورود اين پولها به سيستم بانكي كشور را ضروري دانست.

دكتر علي قنبري، استاد دانشگاه و عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس نيز معتقد است كه تصويب قانون مبارزه با جرم پولشوئي به دليل اينكه كشور ما ناگزير از تعامل با اقتصاد جهاني است، يك ضرورت مي باشد.

اين كارشناس مسايل اقتصادي تصريح مي كند، كه نبود قانون مبارزه با پولشوئي، كشور را در اقتصاد جهاني با مشكل مواجه مي كرد و احتمال داشت كه اين كشورها يك سري مقررات و محدوديت هايي را در معامله و تبادل اقتصادي با كشور ما وضع كنند.

وي رشد و توسعه اقتصاد هر كشوري را منوط به سالم بودن فضاي فعاليت هاي اقتصادي دانسته و افزود: در كنار فعاليت قدرتمند بازار سياه و اقتصاد زيرزميني، برنامه ها و فعاليت هاي سالم اقتصادي به توسعه و رونق منتهي نخواهد شد.

دكتر قنبري با تصريح وجود فشار اقتصاد جهاني بركشور به خاطر نبود قانون مبارزه با پولشويي ، گفت : تصويب قوانين و ايجاد محدوديت در سيستم چرخش مالي بانك ها براي مقابله با پولشوئي و پيوستن به كنوانسيون هاي بين المللي مبارزه با پولشوئيدر كشوريك ضرورت است .

وي به تاثيرات مخرب ورود پولهاي غير قانوني به سيستم اقتصادي كشور اشاره كرد و اضافه كرد: فعاليت هاي اقتصادي مجرمانه و منابع حاصل از آن تاثيري در توسعه اقتصاد كشور نداشته و زمينه رقابت هاي سالم اقتصادي را از بين مي برد.

مسئله ديگر اينكه آيا بانكها در مبارزه با جرم پولشوئي صلاحيت و توان تشخيص منابع تحصيل پول مشتريان را دارند و در صورت مشاهده تخلف و مواجهه با پولهاي غيرقانوني، درخصوص اطلاع دادن به مراجع قضائي، چه وظيفه اي برعهده خواهند داشت؟

سيد ناصر قوامي، رئيس كميسيون قضائي و حقوقي مجلس معتقد است كه بانكها توان و صلاحيت تشخيص مشروع يا نامشروع بودن اموال مردم را ندارند و مبارزه با جرم پولشوئي بدون هماهنگي با دستگاه قضائي عملي نيست.

وي خاطرنشان كرد: تمام دستگاههاي اجرايي موظف هستند كه در صورت مشاهده تخلف، آن را به مراجع ذيصلاح اطلاع دهند، در حاليكه در لايحه مبارزه با جرم پولشوئي، استفاده از ابزارهاي قضائي لحاظ نشده است.

كارشناسان بر اين اعتقاد هستند كه لايحه مبارزه با جرم پولشوئي در بعد داخلي با هدف ايجاد محدوديت و مبارزه با فعاليت هاي اقتصادي مجرمانه، سالم سازي محيط اقتصادي، مبارزه با درآمدهاي نامشروع و در كل مبارزه با مفاسد اقتصادي تهيه و تدوين شده است.

همچنين همگرايي با اقتصاد جهاني و جلوگيري از وضع محدوديت هاي اقتصادي عليه كشور، زمينه ها و دلايل خارجي تدوين اين قانون عنوان مي شود.

با در نظر گرفتن شرايط منطقه اي و خطراتي كه از جانب معاملات مواد مخدر، و ورود پول هاي حاصل از آن به جريان اقتصادي كشور و همچنين با در نظر گرفتن شرايط بين المللي و صرفنظر از اينكه آيا اين تصميم تحت تأثير فشارهاي بين المللي اتخاذ شده يا نه، مي توان گفت كه در صورتي كه اين لايحه با موفقيت اجرا شود، مي تواند در اقتصاد كشور، تاثير خوبي داشته باشد.

بنابراين با انجام يك سري سياستهاي اصلاح ساختاري در اقتصاد و شفاف سازي قوانين كه زمينه هاي رانت طلبي را در اقتصاد كشور كاهش مي دهد، مي توان گفت كه اين اقدام دولت در مبارزه با مفاسد اقتصادي و جلوگيري از تخلفات اقتصادي، نقش تعيين كننده اي خواهد داشت.

نكته اي كه در اينجا حائز اهميت است، اينست كه دولت و مجلس آيا مي توانند در شور دوم بررسي اين لايحه، برخورد با پولشوئي را از طريق ايجاد هماهنگي با دستگاه قضائي با توجه به اينكه دولت، ابزار و راهكارهاي اجراي اين لايحه و تشخيص منابع تحصيل پول را در اختيار ندارد بسمت قانو نمند كردن پيش ببرند ؟

منبع: خبرگزارى قسط

 

سايت اقتصادي دات كام


- اقتصاد اسلامي



اقتصاد كلان با ابزارهاى اسلامى

نديم مالك

رشد و توسعه مباحث اقتصاد اسلامى، ارائه نظريه‏هاى علمى و كاربردى مختلف از ناحيه انديشمندان مسلمان، گرايش محافل علمى بين‏المللى به آموزه‏هاى اقتصادى اسلام و به رسميت‏شناخته شدن برخى از آن‏ها در مجامع رسمى اقتصادى و موفقيت عملى آن‏ها در عرصه‏هاى واقعى، اين عقيده صد ساله را كه نظام سرمايه‏دارى تنها راه رشد اقتصادى است، به چالش جدى فراخواند . فقهايى كه تا چندى پيش از باب اضطرار و ضرورت به جريان برخى از ابزارهاى مالى خلاف شرع تن مى‏دادند، امروزه توجيهى براى اين كار نمى‏بينند .

نوشته حاضر يكى از نمونه‏هاى اين تحول است . فقهاى پاكستان كه تا سال 2000 ميلادى از باب ضرورت و به حكم ثانوى ربا را تجويز مى‏كردند، طى نشستى با استناد به يافته‏هاى علمى اقتصادانان مسلمان و ابزارهاى مالى ارائه شده توسط آنان، ضرورت ربا را منتفى دانسته، حكم به لزوم تغيير نظام مالى داده‏اند و مسئولان اقتصادى را موظف كرده‏اند تا ژوئن 2002، نظام مالى اسلامى را جايگزين نظام ربوى كنند .

نشريه اينترنتى Islami Q. com درباره اين تحول با دكتر عثمانى كارشناس فقه و عضو فعال كميسيون بانك دولتى پاكستان مصاحبه‏اى كرده است كه هم از تصميم جدى مسئولان بر انجام اين تغيير حكايت مى‏كند و هم نشان مى‏دهد دولت پاكستان براى انجام تغييرات، شورايى متشكل از فقها و انديشمندان اسلامى تشكيل داده است كه با طرح‏ها و نظارت‏هاى خود جريان اسلامى كردن اقتصاد را زير نظر دارند . اين دو نكته براى مسئولان كشور جمهورى اسلامى ايران نيز قابل تامل است .

اقتصاد پاكستان بر سر دوراهى است . از يك سو، با بدهى هنگفت داخلى و خارجى، براى تامين كسرى بودجه روبه‏روست و از سوى ديگر، در حال دگرگونى عمده‏اى است كه از طريق آن نظام فعلى، به شيوه منطبق با شريعت تغيير مى‏يابد .

راى دادگاه عالى پاكستان درباره ربا، دولت را به رسمى كردن اقتصاد بدون ربا از سال 2001 ملزم كرده است . هيئت فقهاى استيناف در اين دادگاه، پرداخت‏بهره را مغاير با اسلام دانسته و اعلام كرده است كه قوانين فعلى از سى‏ام ژوئن 2001 فاقد سميت‏خواهد بود .

در حكم تاريخى اين هيئت آمده است كه دانشمندان، اقتصاددانان و بانكداران اسلامى گونه‏هايى از راهكارهاى اسلامى تامين مالى را تدوين و طراحى كرده‏اند كه مى‏تواند جايگزين بهترى براى بهره باشد . از اين‏رو نمى‏توان اجازه داد كه مبادلات ربوى براى هميشه بر پايه ضرورت ادامه يابد . هيئت فقها هم‏چنين دولت را موظف كرده است كه راهى براى تبديل استقراض‏هاى داخلى به تامين مالى مرتبط با پروژه بيابد و به طراحى ابزارهاى مشاركتى‏اى كه دولت را بر همين اساس تامين مالى مى‏كند، همت‏بگمارد، به‏طورى كه مردم بتوانند واحدهايى از آن‏ها را خريدارى كنند; واحدهايى كه در بازار ثانوى بر اساس ارزش خالص دارايى قابل معامله باشند . طبق اين درخواست، اوراق طرح‏هاى پس‏انداز ملى فعلى كه بر بهره مبتنى است‏به ابزارهاى مشاركتى پيشنهادى تبديل خواهد شد . دادگاه دستور داده است كه نه تنها استقراض‏هاى داخلى بلكه وام‏هاى دولت فدرال از بانك دولتى پاكستان نيز بر مبناى بدون بهره در نظر گرفته شود .

در اين ارتباط دولت پاكستان به سه گروه، كارشناسان بانك دولتى، وزارت دارايى و يك نهاد حقوقى ماموريت داده است تا الگوى نوين مالى‏اى تدوين كنند كه با شريعت همخوانى داشته باشد و بتوان شالوده نظام مالى اسلامى را بر آن استوار كرد . بسيارى از اقتصاددانان مستقل، مسئله بدهى را مطرح كرده و استدلال مى‏كنند كه هيچ راه حل كوتاه‏مدتى براى سازماندهى مجدد حجم بدهى كنونى وجود ندارد; بدهى‏اى كه عبارت است از 6/1 تريليون (هزار ميليارد) روپيه وام داخلى كه عمدتا با طرح‏هاى پس‏انداز ملى وام گرفته شده است، و 38 ميليارد دلار بدهى خارجى كه همه به صورت تعهدات ارزى است . دولت ناگزير است كه دست‏به استقراض‏هاى بيش‏ترى بزند تا شكاف بين مخارج و درآمدهاى خود را كم‏تر كند . كسرى بودجه دولت هم‏چنان به طور متوسط سالانه حدود شش درصد است . نسبت‏بدهى به توليد ناخالص ملى، روز به روز بيش‏تر مى‏شود . با وجود اين، نسبت ماليات به توليد ناخالص داخلى، روز به روز كاهش مى‏يابد . اين امر، اين پرسش جدى را فراروى ما مى‏گذارد كه به‏رغم محدوديت ابزار در نظام مالى اسلامى و لزوم معاملات مبتنى بر دارايى با وام‏گيران، دولت چگونه از نظام فعلى به نظام اقتصادى اسلام تغيير هت‏خواهد داد؟

علما هم‏چنان مدعى‏اند كه نظام مالى اسلام مى‏تواند هر عارضه‏اى را كه هم‏اكنون دامنگير اقتصاد پاكستان است، درمان كند . با اين حال، هيچ كس تاكنون برنامه مشخصى ارائه نكرده است كه راه‏هاى دستيابى به اهداف نظام اقتصادى اسلام را بازنماياند .

براى بررسى موضوعات يادشده، [نشريه اينترنتى] Islami Q. com مصاحبه‏اى با آقاى دكتر عثمانى انجام داده است . آقاى عثمانى كارشناس برجسته شريعت است و در كميسيون بانك دولتى پاكستان براى تدوين الگوى جديد مالى سازگار با شريعت، فعاليت دارد .

به نظر شما پاكستان چگونه مى‏تواند براى طرح‏هاى پس‏انداز مبتنى بر بهره كنونى كه براى تامين مالى كسرى

بودجه دولت‏حياتى است، جايگزينى پيدا كند؟

در منطقه ما كم‏ترين نرخ پس‏انداز به كشور پاكستان اختصاص دارد . به نظر من دليل اين امر آن است كه مردم پاكستان دوست ندارند بهره (ربا) بگيرند، لذا به ندرت در طرح‏هاى پس‏انداز سرمايه‏گذارى مى‏كنند . درآمدهاى مردم يا به مصرف مى‏رسد يا در املاك، كالا، سهام و غيره سرمايه‏گذارى مى‏شود . در بين مردم پاكستان دسته دومى نيز وجود دارند كه نمى‏خواهند در حساب‏ها و طرح‏هاى مبتنى بر بهره سرمايه‏گذارى كنند، ولى از آن‏جا كه تاكنون روش اسلامى‏اى نيافته‏اند كه بتوانند در آن سرمايه‏گذارى نمايند، در حساب‏ها و طرح‏هاى فعلى سرمايه‏گذارى مى‏كنند . پس آنان نيز اگر زمانى بديل‏هاى اسلامى مناسب فراهم شد، پس‏اندازهاى خود را به آن‏جا منتقل خواهند كرد .

به‏لطف الهى براى اين مقصود يك «گواهى محصول بدون ربا» در بانك سرمايه‏گذارى «الميزان‏» طراحى شده است كه جايگزين اين نوع طرح‏هاى پس‏انداز خواهد شد و نقطه عطفى به سوى ايجاد نظام مالى اسلامى پاكستان خواهد بود . من اطمينان دارم كه طرح‏هاى اسلامى سپرده‏گذارى و طرح‏هاى اسلامى پس‏انداز، پس از اجرا، سرمايه‏هاى عظيمى را جذب خواهند كرد و نسبت پس‏انداز در حد چشم‏گير افزايش خواهد يافت . هم‏چنين به منظور تامين كسرى بودجه دولت، در حال طراحى نوعى اوراق خزانه‏دارى هستيم كه ان‏شاءالله به زودى نهايى خواهد شد . در نظام اسلامى مخارج دولتى به طور خودكار محدود خواهد شد، در نتيجه كسرى بودجه خود به خود كاهش خواهد يافت .

داشتن نظام مالى اسلامى به معناى آن نيست كه كسرى‏هاى بودجه دولت، مخارج عمومى و بالاسرى و بازپرداخت وام‏ها را نتوانيم تامين مالى كنيم . در نظام تامين مالى اسلامى نيازهاى دولت را مى‏توان با شيوه‏هاى مختلفى از قبيل مشاركت، استصناع و سلف برآورده كرد . اما باز هم اين شيوه‏ها نياز به دارايى‏ها و خدمات دارند تا بتوان اين ابزارها را ابداع كرد و به كار گرفت‏به‏طورى كه براى اقتصاد كلان كشور مفيد باشد . به عنوان مثال، زمانى‏كه دولت نيازمند تامين مالى براى احداث ساختمان‏ها، جاده‏ها، و شاهراه‏ها است، مى‏توان اوراق مالى اسلامى را از طريق استصناع ايجاد كرد .

كميسيون بانك دولتى پاكستان چه نوع ابزارهاى مالى را در دست طراحى و تدوين دارد؟

ابزارهايى كه در بانك دولتى پاكستان براى «دارايى‏هاى بانك‏» طراحى مى‏شوند عبارت‏اند از: مشاركت، مضاربه، اجاره، مرابحه، تنزيل، سلف و استصناع و براى بدهى‏هاى بانك، مشاركت و مضاربه با ويژگى‏هاى گوناگونى براى حساب‏هاى مختلف طراحى مى‏شوند . به طور كلى ابزارها و فعاليت‏هاى بانك‏ها از لحاظ شرعى مورد بررسى قرار مى‏گيرد و براى موارد غيرمجاز، جايگزين‏هاى اسلامى تدارك ديده مى‏شود .

تطبيق شيوه اسلامى بر نظام فعلى به چه نحو خواهد بود؟

همه شيوه‏هاى اسلامى تامين مالى قادرند نيازهاى نظام فعلى را برآورده سازند . براى نمونه مى‏توان از مشاركت و مضاربه براى تامين مالى تقريبا تمام مبادلات از جمله تامين مالى سرمايه در گردش، تامين مالى پروژه‏ها و تامين مالى واردات و صادرات و غيره استفاده كرد . تامين مالى مسكن‏سازى را هم مى‏توان از طريق مشاركت انجام داد . اجاره اسلامى (اجاره به شرط تمليك و اجاره عادى) را مى‏شود جايگزين اجاره متعارف كرد . بنابراين هر نوع تامين را مى‏توان با روش اسلامى انجام داد . ما درباره اين موضوع گزارشى جامع تهيه كرده‏ايم كه تسليم بانك دولتى پاكستان شده است و ان‏شاءالله پس از تصويب براى همه بانك‏هاى فعال پاكستان ارسال خواهد شد .

نظر حضرت عالى در مورد اين ايده كه نظام اسلامى فاقد دامنه نوآورى است، چيست؟

اين برداشت كاملا نادرست است . در واقع بانكدارى اسلامى داراى دامنه ابزارى ابتكارى وسيعى است . براى هر نوع تامين مالى ابزارهايى را مى‏توان با رعايت موازين شريعت طراحى نمود . به نظر من اين بانكدارى متعارف است كه فاقد راهكارهاى ابتكارى است . در بانكدارى سنتى تمام مبادلات بايد با افزودن مقدارى بهره بر آن انجام شود . براى مثال، تامين مالى اتومبيل‏سازى از راه‏هاى متعددى در روش تامين مالى اسلامى مثل مشاركت، اجاره يا مرابحه قابل‏اجراست . شما مى‏توانيد هر نوع تامين مالى را بسته به راحتى و نياز مشتريان خود داشته باشيد . به علاوه، ابزارهاى بانك اسلامى براى كل اقتصاد كشور ثمربخش‏تر و نافع‏تر است . تمام اين ابزارها به طور كامل پشتوانه دارايى‏ها و خدمات‏اند و بدون برخوردارى مناسب از آن‏ها، هيچ سرمايه‏گذارى مخاطره‏آميزى انجام نمى‏شود .

چه مدتى طول خواهد كشيد تا نظام مبتنى بر بهره به شيوه منطبق با شريعت تغيير يابد؟

اگر دولت واقعا در پياده‏سازى نظام اسلامى صادق باشد و علماى شريعت، حقوق‏دانان و بانكداران صادقانه براى آن كوشش كنند، تغيير كل نظام دو سال طول مى‏كشد; مشروط بر آن كه كارهاى مقدماتى به خوبى انجام شده باشد . نكته ديگرى كه مايلم به آن اشاره كنم اين است كه ما بايد آگاهى نسبت‏به بانكدارى اسلامى را در ميان بخش بانكى، متخصص‏ها، روزنامه‏نگاران و كارشناسان آموزش و پرورش افزايش دهيم . ما بايد آن‏ها را آگاه كنيم كه بانكدارى اسلامى يك نظريه صرفا آرمانگرايانه نيست‏بلكه در اين زمينه تاكنون كارهاى عملى زيادى در پاكستان و خارج از پاكستان صورت گرفته است .

شوراى ايدئولوژى پاكستان گزارش مفصلى درباره طرز كار اسلامى‏سازى اقتصاد تدارك ديده است . پيش از صدور راى دادگاه عالى پاكستان دست كم دو كميسيون در زمان‏هاى مختلف تاسيس شده‏اند تا روى اسلامى‏سازى اقتصاد كار كنند و آنان گزارش خود را با اصلاحات پيشنهادى در معاملات جارى بانك‏ها ارائه داده‏اند . دادگاه عالى، خود به تفصيل جزئيات الغاى بهره را شرح مى‏دهد و رهنمودى براى تبديل نظام بانكى كشور به نظام بانكدارى اسلامى فراهم مى‏كند . خارج از پاكستان، دست‏كم ويست‏بانك و مؤسسه اسلامى بر مبناى بانكدارى اسلامى فعاليت دارند . حدود 150 ميليارد دلار با نرخ رشد پانزده درصد براى پنج‏سال گذشته در بانك‏هاى اسلامى سرمايه‏گذارى شده است . اين در حالى است كه اين مبلغ در سال 1985 تنها پنج ميليارد دلار بوده است .

حدود 43 كشور (27 كشور مسلمان و 15 كشور غيرمسلمان) از جمله، كويت، عربستان سعودى، ايران، مالزى، برونئى، ايالات متحده، انگلستان، كانادا، سوئيس و استراليا داراى مؤسسات بانكدارى اسلامى هستند .

افزون بر آن، هشت‏بانك چند مليتى داراى باجه‏هاى بانكدارى اسلامى مى‏باشد . اين بانك‏ها عبارت‏اند از: Kleinwcvt) , Goldman Jachs , AMRO , ABN , ANZ , Citi Bank آلمانى)، بانك هنگ‏كنگ - شانگهاى، بانك سعودى - آمريكايى و بانك سعودى - بر يتانيايى . برخى ديگر از بانك‏ها نيز در حال افتتاح شعبه‏هايى براى بانكدارى اسلامى مى‏باشند . از اين‏رو لازم است مردم را از اين موضوعات مطلع سازيم و زمينه‏هاى آموزش مربى را در مؤسسات مختلف در پاكستان فراهم كنيم تا با تربيت مربيانى ورزيده، دانشجويان و بانكداران حرفه‏اى را در كوتاه‏ترين مدت آموزش دهيم . به‏لطف الهى و با مساعدت بانك «الميزان‏» اين برنامه‏ها را در مؤسسه مديريت‏بازرگانى I B A در كراچى آغاز كرده‏ايم و كتابى هم درباره مفاهيم بانكدارى و تامين مالى اسلامى جهت راهنمايى و آموزش دانشجويان بانكدارى اسلامى تنظيم شده است .

امكان و دورنماى بانكدارى اسلامى را در پاكستان چگونه مى‏بينيد؟

امكان اين‏كه نظام اسلامى در پاكستان رواج يابد، بسيار زياد است . در پژوهشى كه انجام داده‏ايم به اين نتيجه رسيديم كه به استثناى بخش كوچكى، اكثر مردم پاكستان براى پذيرش نظام مالى اسلامى آماده‏اند، چون آن‏ها فكر مى‏كنند كه نظام مالى اسلامى يگانه راه حل بحران اقتصادى است كه پاكستان اكنون با آن دست و پنجه نرم مى‏كند . تجربه پاكستان ان‏شاءالله بسيارى از كشورهاى ديگر را نيز به اتخاذ اين نظام ترغيب خواهد كرد .

آيا به نظر شما سرمايه‏گذارى مخاطره‏آميز، تجارت الكترونيكى و ساير تكنيك‏هاى مدرن مى‏تواند با نظام اسلا

مى پيوند برقرار كند؟

مسلما، نظام اسلامى به اندازه كافى از انعطاف‏پذيرى براى پذيرش پيشرفت داد و ستد مدرن برخوردار است . اسلام مسلمانان را به فراگيرى اين دانش‏ها و به كارگيرى تمام امكانات و وسايل از اين دست كه در اسلام حرام نباشد، ترغيب و تشويق مى‏كند تا براى بهبود وضع مسلمانان از آن‏ها استفاده شود . فن‏آورى اطلاعات و تجارت الكترونيكى از پديده‏هايى است كه به ارتقاى منزلت مسلمانان كمك مى‏كند . لذا من پيشنهاد مى‏كنم گروهى از فقهاى مسلمان و تعدادى از كارشناسان تكنولوژى اطلاعات و تجارت الكترونيكى، براى تجارت الكترونيكى و مقولات مرتبط كه از نظر شريعت قابل قبول باشد، برنامه‏اى تدوين نمايند .

مترجم: سيد اسحاق علوى

 

سايت اقتصادي دات كام


- اقتصاد اسلامي



آزمونى براى اقتصاد خانواده

محمد ابراهيم ياورى

منابع خانواده زمان، درآمد، فضاى زندگى و ... است. از آن‌جا که منابع خانواده محدود است، تهيه تمام کالاها و خدمات مورد نياز خانواده ممکن نيست.

هر سال اسفند و فروردين، ماه‌هائى است که خانواده‌ها هزينه‌هائى بيشتر از بقيه ايام سال دارند. آئين نوروز رسم و آدابى دارد که زندگى را تازه مى کند اما اين آئين هزينه‌آور است. با اين حال بايد بر انجام آداب پافشارى کرد. خريد شب عيد، سفرهاى نوروزى و ... اگر دقيق و درست و با رعايت اصول اقتصادى انجام شود براى هر خانواده‌اى شيرين خواهد بود و هزينه‌هايش هم بر زندگى خانواده‌ها سنگينى نخواهد کرد. اين مسئله‌اى است که در قالب رعايت اقتصاد خانواده قادر به مراعات آن خواهيم بود. اقتصاد خانواده را مى توان چگونگى سازماندهى و مديريت منابع خانواده تعريف کرد. منابع خانواده زمان، درآمد، فضاى زندگى و ... است. از آن‌جا که منابع خانواده محدود است، تهيه تمام کالاها و خدمات مورد نياز خانواده ممکن نيست. پس بايد از ميان خواست‌هاى خود انتخاب به عمل آورد. انتخاب قلب اقتصاد است. انتخاب از ميان خواسته‌هاى مختلف با توجه به هزينه‌ها، وظيفه اصلى اقتصاد خانواده است. اقتصاد خانواده به دنبال بهترين انتخاب مى گردد و بهترين انتخاب براى خانواده، انتخابى است که بيشترين رضايت خاطر را براى بيشتر اعضاء خانواده به بار آورد. اقتصاددانان به‌جاى رضايت خاطر، از يک اصطلاح علمى به اسم مطلوبيت استفاده مى کنند.

آنها مى گويند بيشترين مطلوبيت با توجه به شرايط هر خانواده و ميزان درآمدها، متفاوت است. پس در انتخاب از ميان خواسته‌ها، حفظ اعتدال مهم است. براى اين‌که از بين خواسته‌هاى خود، دست به انتخاب بزنيد:

۱) فايده‌ها را محاسبه کنيد.

۲) هزينه‌ها را برآورد کنيد. در نظر داشته باشيد هزينه تنها آن مبلغى نيست که شما مى پردازيد، بلکه فرصت‌هاى از دست رفته نيز در شمار هزينه‌هاست.

۳) انتخابى را انجام دهيد که فايده‌اش بيش از هزينه باشد.

پويائى اقتصادى فقط به زمانى که جيب‌هايتان پر از پول است، محدود نمى شود. هر چند در يک چنين مواقعى بايد به شدت به آداب مالى خود توجه داشته باشيد، اما به هر حال بايد اين توانائى را نيز داشته باشيد که پول‌هايتان را همين حالا نيز به بهترين شيوه کنترل و سپس سرمايه‌گذارى نمائيد. بنابراين به‌جاى اين‌که نفستان را در سينه حبس کرده و منتظر از راه رسيدن آن روز رويائى باشيد که يک چک مبلغ بالا نصيبتان شود، همين حالا شيوه‌هاى صحيح نظارت بر مسائل اقتصادى را ياد بگيريد تا بتوانيد خودتان را دارنده آن چک پر بها بکنيد. در اين نوشتار چند نمونه از تکنيک‌هاى صحيح آداب مالى را براى شما ذکر مى نمائيم.

پول ‌شناس باشيد و آنرا درست خرج کنيد.

به‌جاى اين‌که انتظار داشته باشيد که از آسمان برايتان پول برسد تا از وضعيت موجود نجات پيدا کنيد، از چيزهاى کوچکى شروع کنيد که فکر مى کنيد مى توانيد آنها را تحت کنترل خود در آوريد، مانند اين است که يک سکه ۱۰ ريالى پيدا کنيد و بعد تلاش کنيد تا به واسطه آن به بالاترين درجات برسيد؛ اما به خاطر داشته باشيد که زمانى که يک چيز به‌صورت عادت در شما شکل بگيرد، ديگر انجام دادن آن نيز به تلاش و کوشش نياز ندارد. تمرين کردن عادات صحيح اقتصادى چيزى است که شما مى توانيد به آن افتخار کنيد و روى آن حساب باز کرده و زمانى هم که سود باد آورده به سوى شما جارى شود، خيلى بهتر از گذشته مى توانيد روى آن برنامه‌ريزى کرده و در راه مناسب‌ترى از آن استفاده کنيد. هنر درست خرج کردن هنر مهمى در زندگى است.

دفترچه هزينه

براى هر خانواده و هم‌چنين هر يک از افراد خانواده، دفتر يادداشت مخصوص هزينه‌ها لازم است. اين دفتر را به سه بخش تقسيم کنيد

۱) هزينه‌هاى ضرورى

۲) هزينه‌هاى غيرضرورى

۳) فهرست مخارج روزانه

هزينه‌هاى ضرورى

هزينه‌هاى ضرورى واقعاً ضرورى اند ولى مى شود متعادلشان کرد. در آغاز هر ماه فهرستى از مخارج ضرورى خود را يادداشت کنيد؛ مثلاً اجاره، قبض تلفن، موبايل، برق، خورد و خوراک، پوشاک و ... حالا با توجه به هزينه‌هائى که اين مخارج در ماه قبل براى شما داشته‌اند رقمى را جلوى هرکدام يادداشت کنيد. جمع اين رقم پولى است که تا آخر ماه نبايد صرف چيزى شود. حالا جلوى هر مورد بنويسيد چه‌طور مى توان هزينه هر کدام را کاهش داد؛ مثلاً:

ـ قبض برق: مى توانم از لامپ کم‌مصرف استفاده کنم و زمانى که سرگرم کارى هستم تلويزيون را خاموش کنم.

ـ قبض موبايل: در ماه قبل تعداد زيادى SMS غيرضرورى و چند مکالمه طولانى غيرضرورى داشتم. اين ماه از SMS فقط براى موارد لازم استفاده مى کنم.

ـ خورد و خوراک: هنگام خريد ميوه و سبزي، مصرف واقعى خانواده را در نظر مى گيرم تا ميوه لک‌دار و خراب در سبد خانه نماند و دور ريخته نشود؛ يا در مهمانى غذا را به اندازه درست مى کنم تا دور ريخته نشود.

حالا خودتان حساب کنيد. همين چند مورد کوچک که ذکر شد در آخر هر ماه، چه مبلغى را در کيف پول يا حساب شما باقى مى گذارد. نگوئيد اى بابا! با اين پول‌ها که چيزى حل نمى شود. همين قطره‌ها دريا مى شوند.

هزينه‌هاى غيرضرورى

اگر اسم هزينه‌هائى غيرضرورى شد، لزومى ندارد آن را به کل از برنامه اقتصادى خودتان حذف کنيد بلکه مى توانيد آن در اولويت دوم، پس از ضروريات قرار دهيد. اين‌جا امکان صرفه‌جوئى بيشترى برايتان وجود دارد. دو سئوال: آيا اين خرج در زندگى ام مؤثر است؟ و اگر موثر است، چه‌قدر؟ را از خود بپرسيد. مثلاً سفر تابستانى حتماً در روحيه شما مؤثر است ولى اگر پس از بازگشت با مشکل بى پولى روبه‌رو شويد، خرجى اضافه و بدون دورانديشى بوده. حالا اگر اين مشکل را نداشته باشيد مى توانيد در دفتر هزينه‌ها يادداشت کنيد که در سفرهاى قبلى چند مورد خرج اضافه (مانند غذاى زياد يا خريد سوغات بى مصرف و تزئينى) داشته‌ايد. اين مخارج را از سفر حذف کنيد.

يک مورد ديگر، رفتن به رستوران‌ها و کافى شاپ‌ها است. بسيارى از خانواده‌ها در برنامه خود، هفته‌اى يک شب در رستوران شام مى خورند که مى توان آن را به سه هفته يک‌بار تقليل داد. يک هفته ديگر را مى توانيد با غذاى خانگى به طبيعت برويد و هفته سوم را در خانه، ميز قشنگى براى اهالى منزل بچينيد.

حالا خودتان ميزان کاهش هزينه را در همين مورد حساب کنيد. يا زمانى که در تنگناى مالى قرار داريد به‌جاى پرداخت مبلغ باشگاه ورزشى از ورزش صبحگاهى پارک‌ها استفاده کنيد. اگر همه مخارج ضرورى و غيرضرورى را بنويسيد و جلوى آنها راه صرفه‌جوئى اش را هم يادداشت کنيد، اين موارد قابل اجرا مى شود.

يادداشت مخارج روزانه

تمرين درست خرج کردن را شروع مى کنيد، هر شب بايد چند دقيقه را به ثبت مخارج روزانه خود، از ريز تا درشت، اختصاص دهيد. با اين کار، هم حساب خرج دستتان مى آيد، هم پس از مدتى متوجه برخى مخارج مى شويد که دائماً در زندگى شما تکرار مى شود و هيچ ضرورتى هم ندارد؛ فقط عادت کرده‌ايد.

دلائل ولخرجى

۱) رودربايستى

شما با مهمانتان رودربايستى داريد و براى يک نفر به اندازه چهار نفر تدارک مى بينيد يا همراه دوستى ولخرج هستيد و مجبور به خرج‌هاى غيرضرورى مى شويد. بايد بدانيد با پذيرائى مفصل از مهمان، او را هم معذب مى کنيد و به فکر جبران مى اندازيد؛ و اگر به دوستتان نه نگوئيد هرگز نمى فهمد شما از اين همه پول خرج کردن در عذاب هستيد.

۲) عدم اعتماد به نفس

شما براى پوشاندن کمبود اعتماد به نفس، به طرف خريد کردن هجوم مى بريد تا دوستان و آشنايان را تحت تأثير قرار دهيد. ولى آنها هم احتمالاً باهوش هستند و زياد تحت تأثير اين خريدهاى عجيب و غريب قرار نمى گيرند؛ بلکه خيلى زود اصل قضيه را مى فهمند.

۳) بيکارى و بطالت

از بيکارى حوصله‌تان سر مى رود و خريد مى کنيد يا از يک کافى شاپ به ديگرى سرک مى کشيد و شام را هم با دوستان صرف مى کنيد تا در خانه بيکار نمانيد. اين کار شما هم ضرر مالى دارد، هم مقطعى و کوتاه مدت است. تنها توصيه به درد بخور اين است که علائق واقعى تان را پيدا کنيد تا مفيد واقع شويد.

۴) خجالت

به مغازه‌اى مى رويد و جنسى را قيمت مى کنيد. چنان از اخم آقاى فروشنده جا مى خوريد که خجالت مى کشيد بگوئيد گران است و آن را مى خريد يا خجالت مى کشيد بگوئيد مايل به رفتن به رستوران گران‌تر از سطح بودجه‌تان نيستيد. بايد گفت تا زمانى که به ديگران بيش از خودتان اهميت مى دهيد هميشه آخر ماه مبلغى پول کم مى آوريد.

۵) جلب محبت

عادت کرده‌ايد محبت ديگران را با هديه گران و بذل و بخشش بخريد و اطرافيانتان را غرق هداياى گران‌قيمت مى کنيد ولى باز هم ميزان محبتتان کمتر از مبلغ خرج شده است. اگر دوست و هم‌زبان مى خواهيد روشى غير از خريد و فروش محبت پيدا کنيد!

۶) عادت

شايد در خانواده‌اى مرفه يا فاقد دورانديشى بزرگ شده‌ايد که کسى در آن به پس‌انداز فکر نمى کرده و شما هم دائماً پول خرج کرده‌ايد؛ طورى که براى پول ارزش قائل نيستيد. بالاخره يک نفر بايد به شما بگويد که روش قبليتان غلط بوده و پول براى ايجاد يک زندگى امن ضرورى است. چه‌طور است روش منطقى خانوادە‌هاى ديگر را با دقت بنگريد و الگو بگيريد؟!

پس‌انداز، گنج روانى

حال که راه پس‌انداز کردن برخى هزينه‌هاى زائد را تمرين کرده و در دفترچه نوشته‌ايد، مى دانيد مبلغى به‌عنوان پس‌انداز براى شما باقى مى ماند. اين جايزه شماست، مبارک است! فکر نکنيد مبلغ کمى است، چون با اين روش روز به روز بر پول شما اضافه مى شود و ميزان پس‌انداز شما با ميزان امنيت مالى شما رابطه مستقيم دارد. پس‌انداز کنيد تا لذت اين امنيت را دريابيد. اميد است براى ششروع اجراى اين توصيه‌ها از هزينه‌هاى نوروزى خانواده آغاز نموده و از همين سال نو برمبناى علم اقتصاد روزگار بهترى را براى خود و خانواده خود رقم زنيد.

منبع: ماهنامه اقتصاد خانواده