اثر ايمان‌ مذهبي‌ بر رفتار مصرف‌كننده‌ 4


احتمال‌ اين كه‌ انسان‌ چند صد سال‌ عمر كند نيز با دانش‌ امروز بشر و براي‌ اين‌ بشر، صفر به‌ نظر مي‌رسد؛ اما احتمال‌ اين‌ كه‌ يك‌ جوان‌ 30 ساله‌ 50 سال‌ ديگر عمر كند، نه‌ قطعي‌ و نه‌ صفر است. هر چه‌ زمان‌ آينده‌ از زمان‌ حال‌ فاصله‌ بيش‌تري‌ بگيرد، احتمال‌ تحقق‌ آن، و در نتيجه، تحقق‌ مصرف‌ و كسب‌ مطلوبيت‌ ناشي‌ از آن‌ كم‌تر مي‌شود. اين‌ كاهش‌ و افزايش، افزون‌ بر فاصلة‌ آينده‌ مورد نظر از زمان‌ حاضر به‌ طول‌ عمر فعلي‌ فرد و اميد به‌ زندگي‌ او نيز بستگي‌ دارد؛ يعني‌ هرچه‌ عمر فعلي‌ فرد بيش‌تر باشد، احتمال‌ تحقق‌ آينده‌ها كم‌تر مي‌شود و هر چه‌ اميد به‌ زندگي‌ براي‌ آن‌ فرد (با توجه‌ به‌ همه‌ وضعيت‌ ديگر) بيش‌تر باشد، احتمال‌ تحقق‌ آينده‌ افزون‌تر مي‌شود. بر اين‌ اساس، سه‌ عامل‌ بر مقدار احتمال‌ تحقق‌ دوره‌هاي‌ آينده‌ مؤ‌ثر است: طول‌ عمر فعلي‌ فرد، اميد به‌ زندگي‌ فرد و فاصلة‌ دورة‌ آينده‌ از زمان‌ فعلي.
براي‌ آخرت‌ نيز ضريب‌ احتمالي‌ داريم. چنان‌ كه‌ در مباحث‌ پيشين‌ اشاره‌ شد، ايمان‌ فرد به‌ منزله‌ اطمينان‌ او از تحقق‌ آخرت‌ و وعده‌ و وعيدهاي‌ آن‌ و به‌ عبارت‌ ديگر، تحقق‌ پاداش‌ آخرتي‌ و مطلوبيت‌ ناشي‌ از بهره‌مندي‌ از آن‌ است. اين‌ ضريب‌ احتمال‌ براي‌ آخرت‌ نزد هر فرد، متناسب‌ با درجة‌ ايمان‌ او در هر لحظه‌ از زمان‌ است؛ زيرا ايمان، قابل‌ ازدياد و نقصان‌ است. با اين‌ حال، چنان‌ چه‌ يك‌ لحظه‌ از زمان‌ را براي‌ فرد در نظر بگيريم، در آن‌ لحظه‌ مقدار ايمان‌ مشخص‌ است‌ و اين‌ مقدار، احتمال‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ آخرتي‌ را نيز نشان‌ مي‌دهد.
بر اين‌ اساس، با اين‌ فرض‌ها كه‌ مقدار مطلوبيت‌ هر كالا مشخص‌ است، فقط‌ يك‌ كالا يا خدمت‌ براي‌ مصرف‌ و فقط‌ سه‌ دوره‌ داريم‌ : حال، آيندة‌ دنيايي‌ (دو) و آخرت‌ (سه) و مقدار احتمال‌ تحقق‌ هر يك‌ از آن‌ها ثابت‌ (يا براي‌ دوره‌هاي‌ دوم‌ و سوم، حد‌اقل‌ قابل‌ ميانگين‌گيري‌ است). مطلوبيت‌ هر يك‌ از اين‌ سه‌ دوره‌ را مي‌توان‌ به‌ صورت‌ ذيل‌ محاسبه‌ كرد:
- مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ كالاها و خدمات‌ در دورة‌ «يك» برابر است‌ با:
1u  1 = P1u1U    «10»
كه‌ در آن‌ 1P يعني‌ احتمال‌ (ضريب‌ اطمينان‌ فرد به) تحقق‌ مطلوبيت‌ زمان‌ حاضر، تقريباً‌ برابر يك‌ (100 درصد) است. 1u مقدار مطلوبيت‌ مصرف‌ كالاها و خدمات‌ در دورة‌ حاضر (يك) است‌ (البته‌ اگر فردي‌ در شرف‌ مرگ‌ باشد، دوره‌ حاضر نيز براي‌ او معناي‌ قطعيت‌ نخواهد داشت‌ و فرض‌ مي‌كنيم‌ چنين‌ نباشد).
- مطلوبيت‌ ناشي‌ از پس‌انداز در زمان‌ حال‌ (دورة‌ يك) براي‌ مصرف‌ (مخارج) در دورة‌ آينده‌ (دو) با فرض‌ اين‌ كه‌ همة‌ آينده‌ يك‌ دوره‌ است‌ نيز مي‌شود:
2 = p2u2U    «11»
كه‌ در آن‌ 2P يعني‌ ضريب‌ اطمينان‌ فرد به‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ زمان‌ آينده‌ با توجه‌ به‌ سن‌ و اميد به‌ زندگي‌ فرد متفاوت‌ است.
- مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ كردن‌ دارايي‌ در راه‌ خدا (در اين‌ دنيا) با هدف‌ كسب‌ مطلوبيت‌ آخرتي‌ نيز با فرض‌ ثبات‌ ايمان‌ فرد در دورة‌ حاضر مي‌شود:
3 = p3u3U    «12»
كه‌ در آن‌ 3P يعني‌ ضريب‌ اطمينان‌ فرد به‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ آخرتي‌ به‌ درجة‌ ايمان‌ فرد يا اطمينان‌ به‌ تحقق‌ وعده‌ و وعيدهاي‌ آخرتي‌ بستگي‌ دارد و مي‌تواند تحت‌ تأثير عوامل‌ مؤ‌ثر بر ايمان‌ فرد باشد.
دارايي‌ و به‌ تبع‌ آن، هزينة‌ انجام‌ فعاليت‌ها در زندگي‌ دنيايي‌ در زمان‌ حال‌ و آينده‌ از يك‌ نوع‌ است. فقط‌ ضريب‌ اطمينان‌ به‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ مورد نظر در اين‌ دوره‌ها متفاوت‌ است؛ از اين‌ رو، براي‌ سادگي‌ تحليل، در بعضي‌ موارد، زندگي‌ دنيايي‌ و هزينه‌هاي آن‌ را يكجا و در برابر زندگي‌ آخرتي‌ و هزينه‌هاي‌ در راه‌ خدا در نظر خواهيم‌ گرفت. با اين‌ حال، مجموع‌ مطلوبيت‌ (تابع‌ مطلوبيت) فرد با شكل‌ سادة‌ فرض‌ شده، چنين‌ به‌ دست‌ مي‌آيد:
3                                     
u1 + p2u2 + p3u3 = S ptut1U = p    «13»
1                                    t=

2-8. عناصر دخيل‌ در مقدار مطلوبيت‌ حاصل‌ از فعاليت‌هاي‌ در راه‌ خدا
براي‌ آخرت، نوع‌ پاداش‌ها و نوع‌ مطلوبيت‌ به‌ طور كامل‌ روشن‌ نيست. در آموزه‌هاي‌ ديني، نكات‌ قابل‌ توجهي‌ از آن‌ روشن‌ شده‌ است؛ اما ابعاد اين‌ مطلوبيت‌ حتي‌ اگر مواهب‌ بهشت‌ را مانند مواهب‌ اين‌ دنيا در نظر بگيريم، به‌ طور كامل‌ روشن‌ نيست. در ضمن، اط‌لاعات‌ مذهبي‌ افراد به‌ ويژه‌ اط‌لاعات‌ افراد دربارة‌ حيات‌ پس‌ از مرگ، تفاوت‌ قابل‌ توجهي‌ دارد كه‌ سبب‌ عدم‌ وجود اط‌لاعات‌ كامل‌ مي‌شود. با وجود اين، براي‌ انجام‌ فعاليت‌هاي‌ در راه‌ خدا، مي‌توان‌ چند نوع‌ رضايت‌ يا مطلوبيت‌ را در نظر گرفت:
1. مطلوبيت‌ انتظاري‌ آخرتي‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ بهشت‌ و نعمت‌هاي‌ بهشتي‌ است‌ كه‌ همان‌ تابع‌ مطلوبيت‌ پيشين‌ (رابطة‌ شماره‌ 12) آن‌ را نشان‌ مي‌دهد.
2. مطلوبيت‌ حاصل‌ از انجام‌ فعاليت‌ در راه‌ خدا كه‌ مطلوبيت‌ دنيايي‌ (اما معنوي) است. با اين‌ فرض‌ مطلوبيت‌ حاصل‌ از فعاليت‌هاي‌ در راه‌ خدا دو بخش‌ خواهد داشت: مطلوبيت‌ زمان‌ حال‌ و مطلوبيت‌ ناشي‌ از كسب‌ پاداش‌ در آخرت.
3. در آموزه‌هاي‌ ديني، خداگونه‌ شدن‌ و كسب‌ رضايت‌ خالص‌ خدا و در نهايت، دستيابي‌ به‌ رضوان‌ الاهي‌ نيز جايگاه‌ خاصي‌ دارد كه‌ مي‌تواند از بهشت‌ معمول‌ متفاوت‌ تلقي‌ شود. اين‌ نيز نوع‌ خاصي‌ از رضايت‌ معنوي‌ آخرتي‌ است‌ كه‌ با رضايت‌ خاطر (مطلوبيت) حاصل‌ از تنعم‌ بهشتي، متفاوت‌ است.
4. فعاليت‌ در راه‌ خدا مي‌تواند موقعيت‌ اجتماع‌ و افراد ديگر جامعه‌ را بهبود ببخشد كه‌ اين‌ بهبودي‌ اوضاع‌ ديگران‌ با توجه‌ به‌ حس‌ نوع‌ دوستي، مطلوبيت‌ خاصي‌ را ايجاد مي‌كند كه‌ اين‌ نوع‌ مطلوبيت‌ نيز قابل‌ توجه‌ است.
5. همچنين‌ فعاليت‌هاي‌ در راه‌ خدا مي‌تواند بر توسعه‌ و رشد اقتصادي‌ و شاخص‌هاي‌ توسعه‌ نيز اثر بگذارد كه‌ فرد در دوره‌هاي‌ آتي‌ از منافع‌ آن‌ بهره‌مند مي‌شود و اين‌ نيز مطلوبيت‌ خواهد داشت.
6. موارد ديگري‌ از مطلوبيت‌ نيز مي‌توان‌ براي‌ انجام‌ فعاليت‌ در راه‌ خدا برشمرد؛ مانند ارتقاي‌ نفس، افزايش‌ ايمان‌ و نظير اين‌ها كه‌ به‌ صورت‌ موارد ديگر لحاظ‌ مي‌كنيم.
بر اين‌ اساس، مجموع‌ مطلوبيت‌ ناشي‌ از اعمال‌ در راه‌ خدا مي‌تواند به‌ صورت‌ ذيل‌ نشان‌ داده‌ شود:
UA = Pm um + Pb ub + Pg ug + Pn un + Pd ud + Po uo    «14»
در اين‌ رابطه‌UA  مجموع‌ مطلوبيت‌ اعمال‌ در راه‌ خدا،um  مطلوبيت‌ معنوي،ub  مطلوبيت‌ دستيابي‌ به‌ بهشت،ug  مطلوبيت‌ رضايت‌ خالص‌ الاهي،un  مطلوبيت‌ ناشي‌ از نوع‌ دوستي،ud  مطلوبيت‌ ناشي‌ از منافع‌ آتي‌ توسعه‌ جامعه‌ وuo  ساير مطلوبيت‌ها است. هر يك‌ از اين‌ موارد، ضريب‌ اطمينان‌ به‌ تحقق‌ خاص‌ خود را دارند كه‌ با توجه‌ به‌ درجة‌ ايمان‌ فرد و آثار فعاليت‌ مورد نظر و عوامل‌ ديگر نظير اين‌ها مي‌تواند متفاوت‌ باشد كه‌ به‌ صورت‌P  با انديس‌هاي‌ متفاوت‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است. با اين‌ حال، براي‌ ساده‌ شدن‌ بحث‌ها و تحليل‌ها، فرض‌ مي‌كنيم‌ همة‌ اين‌ مطلوبيت‌ها يكجا در نظر گرفته‌ مي‌شود و با رابطه‌ شماره‌ 12 (3(U3 = P3 u نشان‌ داده‌ مي‌شود.
3. تابع‌ مطلوبيت‌ مسلمان‌
3-1. اثر ضريب‌ اطمينان‌ بر تابع‌ مطلوبيت‌
مي‌توان‌ اثر ضريب‌ اطمينان‌ در تابع‌ مصرف‌ دنيايي‌ را با انتقال‌ منحني‌ يا تابع‌ مطلوبيت‌ نشان‌ داد. در اين‌ صورت، ضريب‌ اطمينان‌ مورد نظر متناسب‌ با مقدار عدم‌ اطمينان‌(-1p)  موجود، تابع‌ مطلوبيت‌ را به‌ پايين‌ منتقل‌ مي‌كند. چون‌ در دورة‌ حاضر، ضريب‌ اطمينان‌ مطلوبيت‌ براي‌ افراد داراي‌ اميد به‌ زندگي، برابر يك‌ است، تابع‌ مطلوبيت‌ دورة‌ حاضر در جاي‌ خود ثابت‌ باقي‌ مي‌ماند و مي‌توان‌ آن‌ را چنين‌ نوشت:
(1 = P1 f1 (x1) = f(x1U    «15»
همچنين‌ است‌ اين‌ انتقال‌ تابع‌ دربارة‌ تابع‌ مطلوبيت‌ آينده‌ كه‌ ضريب‌ اطمينان‌ به‌ تحقق‌ آن‌ از يك‌ كم‌تر است. اين‌ تابع‌ چنين‌ مي‌شود:
(2 = P2 f2 (x2) > f2 (x2U    «16»
در اين‌ جا نيز تعاريف‌ پيشين‌ براي‌ نمادها صادق‌ هستند.
براي‌ تابع‌ مطلوبيت‌ آخرتي‌ نيز چنان‌ چه‌ براي‌ ايمان‌ كامل‌ با 3u f نشان‌ داده‌ شود (يعني‌ ضريب‌ اطمينان‌ فرد به‌ تحقق‌ آخرت‌ 100 درصد است)، در زمينة‌ انتقال‌ تابع‌ براي‌ افراد داراي‌ ايمان‌ كم‌تر 33u  و 23u، و مانند آن‌ را در شكل‌ شمارة‌ 1 خواهيم‌ داشت:






«17»


‌    ‌شكل‌ شماره‌ «1»: تابع‌ مطلوبيت‌ آخرتي‌ تحت‌ تأثير درجة‌ ايمان‌ (ضريب‌ اطمينان)

كه‌ در آن‌ داريم:
23 = 1 < p33 < p3p f    «18»
در اين‌ جا به‌ اين‌ نكته‌ بايد توجه‌ كرد كه‌ 3P متناسب‌ با هر فردي، درجة‌ ايمان‌ به‌ آخرت، زندگي‌ پس‌ از مرگ، وعده‌ و وعيدهاي‌ آخرتي‌ و به‌ طور كلي، ايمان‌ ديني‌ او را نشان‌ مي‌دهد. اگر ايمان‌ فرد بيش‌تر باشد، تابع‌ مطلوبيت‌ در منطقه‌ بالاتر خواهد بود و اگر ايمان‌ كاهش‌ يابد يا كم‌تر باشد، به‌ منطقه‌ پايين‌تر منتقل‌ مي‌شود. تذكر اين‌ نكته‌ نيز اين‌ جا مناسب‌ است‌ كه‌ در رسم‌ اين‌ نمودار فرض‌ كرده‌ايم‌ مطلوبيت‌ نهايي‌ آخرتي‌ نيز نزولي‌ است. اگر مطلوبيت‌ نهايي‌ آخرتي‌ ثابت‌ باشد، توابع‌ ياد شده‌ خطي‌ خواهند بود. چنان‌ كه‌ در مباحث‌ بعدي‌ خواهيم‌ ديد، در هر دو حالت‌ نتيجة‌ تحليل‌ يكسان‌ است. در هر دو حالت، نرخ‌هاي‌ نهايي‌ جانشيني‌ كه‌ ملاك‌ تصميم‌گيري‌ است، نزولي‌ مي‌شود.
چنان‌ چه‌ 2 P(ضريب‌ اطمينان‌ تحقق‌ آيندة‌ دنيايي) براي‌ افراد مختلف، متناسب‌ با سن‌ و اميد به‌ زندگي‌ آتي‌ (و عوامل‌ ديگر) متفاوت‌ باشد، به‌ تناسب، اين‌ انتقال‌ تابع‌ مطلوبيت‌ آينده‌ نيز متفاوت‌ و شكل‌ انتقال‌ مانند شكل‌ شماره‌ 1 خواهد بود.
در مجموع‌ نيز تابع‌ مطلوبيت‌ كل‌ فرد در اين‌ وضعيت، از حاصل‌ جمع‌ توابع‌ دوره‌هاي‌ گوناگون‌ به‌ دست‌ مي‌آيد؛ مانند رابطة:
3                                                                              
Pt ft(xt) م = (3 f1(x1) + P2 f2(x2) + P3 f3(x1U= P    «19»
1                                                     t=
3-2. آثار تغييرات‌ ايمان‌
چنان‌ چه‌ ايمان‌ مصرف‌ كنندة‌ را ثابت‌ در نظر نگيريم، مقدار ايمان‌ به‌ صورت‌ ضريب‌ اطمينان‌ به‌ صورت‌ متغير، وارد توابع‌ مطلوبيت‌ مي‌شود. در اين‌ حالت، تابع‌ مطلوبيت‌ فرد براي‌ دورة‌ آخرت‌ به‌ جاي‌ رابطة‌ شماره‌ 17 به‌ صورت‌ رابطه‌ ذيل‌ نشان‌ داده‌ مي‌شود:
(3=  g3 (P3 ,x3U    «20»
اين‌ شكل‌ تابع‌ به‌ ويژه‌ زماني‌ كه‌ بحث‌ مطلوبيت‌ بين‌ فردي‌ را مطرح‌ مي‌كنيم‌ به‌ روشني‌ قابل‌ طرح‌ است.
همچنين‌ اين‌ حالت‌ براي‌ مصرف‌ آينده‌ نيز (دورة‌ دوم) مي‌تواند وجود داشته‌ و رابطة‌ شماره‌ 21 به‌ جاي‌ رابطة‌ شماره‌ 16 مطرح‌ باشد (زماني‌ كه‌ با تغيير اميد به‌ زندگي‌ فرد مواجه‌ هستيم‌ يا دربارة‌ بررسي‌ داده‌هاي‌ مقطعي‌ بحث‌ مي‌كنيم).
 (2=  g2 (P2 ,x2U    «21»
اين‌ شكل‌ به‌ طور ضعيف‌تر براي‌ دورة‌ حال‌ نيز قابل‌ بحث‌ است؛ اما اگر فرض‌ كنيم‌ كه‌ اين‌ ضريب‌ براي‌ همة‌ افراد برابر يك‌ است، قابل‌ طرح‌ نخواهد بود.
با اين‌ توضيحات، شكل‌ كلي‌ تابع‌ مطلوبيت‌ تحت‌ تأثير اطمينان‌ به‌ آخرت‌ و آينده‌ چنين‌ مي‌شود:
3           
(3, P3, x1, x2, x2U=   S  gt (Pt ,xt) = g(P    «22»
1      t=
اگر تعداد دوره‌ها را افزايش‌ دهيم‌ به‌ جاي‌ سه‌ مي‌توان‌n  دوره‌ را در نظر گرفت. با وجود اين، چون‌ تحليل‌هاي‌ آتي‌ در فضاي‌ ساده‌ شده‌ دو بُعدي‌ انجام‌ مي‌شود، براي‌ تحليل‌ها از رابطه‌هاي‌ 13 و شمارة‌ 19 استفاده‌ مي‌كنيم.
3-3. اميد رياضي‌ حالت‌هاي‌ گوناگون‌
با توجه‌ به‌ آن‌ چه‌ گفته‌ شد، مقدار مطلوبيت‌ در هر دوره‌ بر حسب‌ اميد رياضي‌ تعيين‌ مي‌شود. اين‌ اميد رياضي‌ براي‌ هر دوره‌ از طريق‌ ضريب‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ آن‌ دوره، سبب‌ انتقال‌ تابع‌ مطلوبيت‌ مي‌شود؛ ولي‌ چون‌ جمع‌ ضريب‌ تحقق‌ حالت‌هاي‌ گوناگون‌ مطلوبيت‌ «يك» است، سبب‌ انتقال‌ تابع‌ مطلوبيت‌ نمي‌شود. اين‌ احتمال، فقط‌ عدم‌ قطعيت‌ مقدار مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ هر كالا يا خدمت‌ يا جمع‌ آن‌ها را مي‌رساند كه‌ به‌ طور مستقيم‌ موجب‌ مي‌شود مقدار مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ و مقدار دارايي‌ (مال‌ و زمان) در هر مورد، مقداري‌ ميانگين‌ يا اميد رياضي‌ باشد. به‌ عبارت‌ ديگر، مقدار هر يك‌ از (1g1(x و (2g2(x و (3(x3g، يك‌ اميد رياضي‌ است؛ پس‌ معادلات‌ مطلوبيت‌ و منحني‌هاي‌ آن‌ها با وارد كردن‌ اين‌  ضريب، در چهار حالت‌ اخير تفاوتي‌ نخواهند كرد.
3-4. تعلق‌ پاداش‌ آخرتي‌
به‌ طور كلي‌ اگر فردي‌ بخواهد مشمول‌ پاداش‌ آخرتي‌ بشود و از آن‌ طريق، مطلوبيت‌ آخرتي‌ كسب‌ كند، بايد بكوشد قواعد شرع‌ در امور گوناگون‌ از جمله‌ صرف‌ دارايي‌ در راه‌ خدا را رعايت‌ كند؛ اما در اين‌ راه‌ او با محدوديت‌ دارايي‌ مواجه‌ است. به‌ اين‌ دو نكته‌ اشاره‌ مي‌كنيم
 

 

فصلنامه اقتصاد اسلامي


- اقتصاد اسلامي



اثر ايمان‌ مذهبي‌ بر رفتار مصرف‌كننده‌ 3

.
بر اين‌ اساس، اگر مصرف‌ يك‌ كالا در زمان‌ حال‌ و آينده‌ مطلوبيت‌ يكساني‌ داشته‌ باشد، چون‌ اميد به‌ تحقق‌ آينده، كم‌تر از 100 درصد است‌ و زمان‌ حال‌ تحقق‌ يافته، در نتيجه، اميد رياضي‌ مطلوبيت‌ زمان‌ حال‌ براي‌ او بيش‌تر از اميد رياضي‌ مطلوبيت‌ آينده‌ است؛ بدين‌ سبب، اين‌ كالا را در زمان‌ حال‌ مصرف‌ مي‌كند؛ اما اگر اميد به‌ تحقق‌ آينده‌اي‌ كه‌ مي‌تواند كالا را براي‌ آن‌ پس‌انداز كند، 10 درصد كم‌تر از قطعي‌ (يعني‌ 90 درصد) باشد و مطلوبيت‌ مصرف‌ آيندة‌ اين‌ كالا 20 درصد بيش‌تر از مصرف‌ فعلي‌ باشد، در آن‌ صورت‌ پس‌انداز خواهد كرد؛ زيرا اميد رياضي‌ مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ آينده، از اميد رياضي‌ مصرف‌ فعلي‌ بيش‌تر است. از اين‌ مطلب‌ يك‌ نتيجه‌ براي‌ پس‌انداز خواهيم‌ گرفت‌ و يك‌ نتيجه‌ براي‌ انجام‌ هزينه‌ يا مخارج‌ در راه‌ خدا (يا مخارج‌ با هدف‌ كسب‌ پاداش‌ آخرتي، رضايت‌ الاهي‌ و نظير اين‌ها):
1. به‌ طور خلاصه، انسان‌ براي‌ آينده‌اي‌ پس‌انداز مي‌كند كه‌ اميد رياضي‌ كسب‌ مطلوبيت‌ اين‌ پس‌انداز در آن‌ آينده، كم‌تر از مطلوبيت‌ مصرف‌ اين‌ مقدار كالا و خدمت‌ (معادل‌ پس‌انداز) در زمان‌ حال‌ نباشد. اين‌ مبنا باعث‌ مي‌شود افراد جوان‌تر كه‌ به‌ زندگي‌ طولاني‌تري‌ اميد دارند، بيش‌تر پس‌انداز كنند و افراد داراي‌ سن‌ بالاتر، كم‌تر پس‌انداز داشته‌ باشند؛ به‌ ويژه‌ مقايسة‌ اين‌ منطق‌ بين‌ جوانان‌ در اوايل‌ تشكيل‌ خانواده‌ (10 تا 15 سال‌ اول) و پيرهاي‌ در اواخر عمر، اين‌ نتيجه‌ را روشن‌تر مي‌كند.
2. انسان‌ مي‌تواند دارايي‌ خود را صرف‌ سه‌ دوره‌ كند: زندگي‌ در زمان‌ حاضر، زندگي‌ آينده‌ و زندگي‌ پس‌ از مرگ. مصرف‌ در اين‌ سه‌ دوره، در شكل‌ خود مطلوبيت‌ ايجاد مي‌كند. انسان‌ با توجه‌ به‌ اميد به‌ كسب‌ مطلوبيت‌ در هر دوره، به‌ تقسيم‌ دارايي‌ خود بين‌ اين سه‌ دوره‌ تصميم‌ مي‌گيرد. براي‌ زمان‌ حاضر، اميد به‌ كسب‌ مطلوبيت، قطعي‌ (يا نزديك‌ به‌ قطعي) تلقي‌ مي‌شود؛ پس‌ بخشي‌ از درآمد و ثروت‌ خود را براي‌ مصرف‌ زمان‌ حال‌ تخصيص‌ مي‌دهد (همة‌ انسان‌ها اين‌ گونه‌ هستند).
انسان‌ با مصرف‌ كالاها و خدمات‌ در آينده‌ دنيايي‌ نيز مطلوبيت‌ كسب‌ مي‌كند. اما اين‌ آينده، قطعي‌ نيست. بر اين‌ اساس، انسان‌ براي‌ آيندة‌ زندگي‌ دنيايي‌ نيز متناسب‌ با سن‌ خود و سال‌هاي‌ اميد به‌ زندگي‌ آينده، «اميد رياضي‌ كسب‌ مطلوبيت» خاصي‌ دارد. اين‌ اميد رياضي، حاصلضرب‌ مقدار مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ آن‌ كالا يا خدمت‌ با مقدار اميد به‌ تحقق‌ آن‌ آينده‌ (اطمينان‌ تحقق‌ مصرف‌ يا كسب‌ مطلوبيت) است؛ پس‌ لذا انسان‌ بخشي‌ از دارايي‌ خود را براي‌ استفاده‌ در آينده‌ پس‌انداز مي‌كند. مي‌توان‌ آيندة‌ خانواده‌ را نيز جزئي‌ از آيندة‌ دنيايي‌ فرد در نظر گرفت. در اين‌ صورت‌ مي‌توان‌ مالي‌ را كه‌ از فرد به‌ ارث‌ مي‌ماند نيز جزو هزينه‌هاي‌ آيندة‌ دنيايي‌ برشمرد. انسان‌ اين‌ مال‌ را در وهلة‌ اول‌ براي‌ زندگي‌ آيندة‌ خود و خانواده‌اش‌ نگه‌ مي‌دارد؛ ولي‌ مرگ‌ بدون‌ اط‌لاع‌ فرا مي‌رسد و آن‌ چه‌ مي‌ماند، به‌ ورثه‌ تعلق‌ مي‌گيرد (ارث).
بر اساس‌ آموزه‌هاي‌ ديني‌ مي‌توان‌ اين‌ گونه‌ برداشت‌ كرد كه‌ مصرف‌ در زندگي‌ پس‌ از مرگ‌ نيز سبب‌ كسب‌ مطلوبيت‌ مي‌شود. اين‌ مطلوبيت‌ نمي‌تواند به‌ طور دقيق‌ به‌ وسيلة‌ فرد در نظر گرفته‌ شود و بر اساس‌ آن‌ تصميم‌ به‌ تخصيص‌ بخشي‌ از دارايي‌ خود براي‌ زندگي‌ پس‌ از مرگ‌ بگيرد. در اين‌ جا نيز مقدار اطمينان‌ به‌ زندگي‌ پس‌ از مرگ‌ و امكان‌ كسب‌ اين‌ مطلوبيت‌ در آن‌ جهان، عامل‌ تعيين‌ كننده‌ است؛ يعني‌ در تصميم‌گيري‌ براي‌ تخصيص‌ بخشي‌ از دارايي‌ براي‌ كسب‌ پاداش‌ آخرتي‌ يا رضايت‌ الاهي‌ نيز اميد رياضي‌ كسب‌ مطلوبيت‌ در زندگي‌ آخرتي، ملاك‌ تصميم‌گيري‌ فرد مي‌شود.
به‌ اين‌ نكته‌ بايد توجه‌ كرد كه‌ اگر در هر دوره‌ و براي‌ هر فرد، اميد رياضي‌ مطلوبيت‌ در هر يك‌ از سه‌ دوره، صفر باشد، مصرف‌ كنندة‌ براي‌ كسب‌ مطلوبيت‌ در آن‌ دوره، هزينه‌اي‌ صرف‌ نخواهد كرد؛ پس‌ اگر مصرف‌ كنندة‌ به‌ زندگي‌ آيندة‌ خود و تحقق‌ مصرف‌ كالاهاي‌ مورد پس‌انداز در آيندة‌ خاص‌ اطمينان‌ داشته‌ باشد، براي‌ آن‌ دوره‌ پس‌انداز مي‌كند. بر اين‌ اساس، چنان‌ چه‌ انساني‌ در شرف‌ مرگ‌ باشد، معنا نمي‌دهد براي‌ آينده‌ (آينده‌ طولاني) خود پس‌انداز كند. همين‌ طور است‌ براي‌ انساني‌ كه‌ به‌ كسب‌ مطلوبيت‌ مورد انتظار در زندگي‌ پس‌ از مرگ‌ اطميناني‌ ندارد. او، براي‌ آن‌ دوره‌ هيچ‌ مخارجي‌ نمي‌كند.
اين‌ نكته‌ باعث‌ شده‌ است‌ تا انسان‌ها، دارايي‌ خود را بين‌ سه‌ دوره‌ تقسيم‌ كنند و بر اساس‌ اميد رياضي‌ مطلوبيت‌ در اين‌ دوره‌ها، دربارة‌ مصرف‌ خود (صرف‌ دارايي) تصميم‌ بگيرد. چنان‌ چه‌ اميد رياضي‌ مطلوبيت‌ يكي‌ از اين‌ سه‌ دوره، صفر باشد، انسان‌ براي‌ آن دوره، تخصيصي‌ نخواهد داشت؛ يعني‌ اگر انسان‌ در شرف‌ مرگ‌ باشد، از دارايي‌ خود تخصيصي‌ براي‌ آينده‌ نخواهد داد. همچنين‌ اگر انساني‌ به‌ آخرت‌ و زندگي‌ پس‌ از مرگ‌ و به‌ ويژه‌ پاداش‌ و عقوبت‌ آخرتي‌ ايمان‌ نداشته‌ باشد، دارايي‌ خود را براي‌ آن‌ دوره‌ نيز تخصيص‌ نخواهد داد. چنان‌ چه‌ هر يك‌ از اين‌ تخصيص‌ها صفر شود، موجودي‌ فرد براي‌ تخصص‌ به‌ دو دورة‌ ديگر بيش‌تر مي‌شود و اگر اميد رياضي‌ دو دوره‌ (يعني‌ آينده‌ و آخرت) صفر باشد، همة‌ دارايي‌ به‌ دورة‌ ديگر (يعني‌ دورة‌ حال) تخصيص‌ داده‌ خواهد شد.
اين‌ امر سبب‌ مي‌شود انساني‌ كه‌ در پايان‌ زندگي‌ خود است، چنان‌ چه‌ به‌ آخرت‌ ايمان‌ داشته‌ باشد، براي‌ آينده‌ پس‌انداز نكند؛ در نتيجه، امكان‌ تخصيص‌ دارايي‌ به‌ آخرت‌ براي‌ او بيش‌تر مي‌شود. همچنين‌ در اين‌ حالت، تحقق‌ وعده‌هاي‌ آخرتي، نزديك‌تر به‌ نظرش‌ مي‌رسد؛ بدين‌ سبب، به‌ طور نسبي‌ اميد به‌ تحقق‌ پاداش‌ و عقوبت‌ آخرتي‌ در مقايسه‌ با اميد به‌ آينده‌ افزايش‌ مي‌يابد؛ در نتيجه، مخارج‌ در راه‌ خدا از سوي‌ افراد با ايمان‌ در دوره‌هاي‌ پاياني‌تر زندگي، در مقايسه‌ با دورة‌ جواني‌ (اوايل‌ تشكيل‌ خانواده) بيش‌تر مي‌شود. در مقابل، افرادي‌ كه‌ به‌ آخرت‌ ايمان‌ ندارند و همه‌ چيز را در اين‌ دنيا خاتمه‌ يافته‌ مي‌دانند، در اواخر عمر خود، به‌ تخصيص‌ درآمد و ثروتشان‌ براي‌ كسب‌ مطلوبيت‌ همان‌ دوره‌ (يعني‌ زندگي‌ دنيايي‌ همان‌ زمان) تصميم‌ مي‌گيرند؛ يعني‌ مطلوبيت‌ انتظاري‌ آينده‌ و آخرت‌ آن‌ها، صفر است‌ و در تصميم‌گيري‌ تخصيص‌ منابع‌ آن‌ها دخالتي‌ داده‌ نمي‌شود.
2-5. تابع‌ مطلوبيت‌
با توجه‌ به‌ آن‌ چه‌ بيان‌ شد، تابع‌ مطلوبيت‌ فرد، تابع‌ انتظاري‌ است‌ كه‌ مقدار مطلوبيت‌ انتظاري‌ هر كالا در اين‌ تابع، از حاصل‌ ضرب‌ مقدار مطلوبيت‌هاي‌ ناشي‌ از مصرف‌ آن‌ كالا (يا خدمات) در مقدار احتمال‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ همان‌ كالا يا خدمت‌ به‌ دست‌ مي‌آيد. مجموع‌ مطلوبيت‌ حاصل‌ از مصرف‌ كل‌ فرد نيز مجموع‌ اين‌ حاصل‌ ضرب‌ها خواهد بود؛ البته‌ به‌ شرطي‌ كه‌ هر كالا فقط‌ بتواند به‌ يك‌ مقدار مطلوبيت‌ بينجامد. بر اين‌ اساس، با فروض‌ ياد شده، تابع‌ مطلوبيت‌ يك‌ مصرف‌ كنندة‌ به‌ صورت‌ ذيل‌ است:
      N
U = S Pi ui    «1»
1     i=
‌    ‌كه‌ در آن‌Pi  احتمال‌ يا درجة‌ اطمينان‌ فرد به‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ كالا يا خدمت‌i ام‌ و ui  مقدار اين‌ مطلوبيت‌ استN . تعداد كل‌ كالاها و خدمات‌ مصرفي‌ فرد است. اگر فرض‌ كنيم‌ كل‌ زندگي‌ فرد به‌ دوره‌هايي‌ تقسيم‌ مي‌شود (قبل‌ و پس‌ از مرگ) و در هر دوره، امكان‌ مصرف‌ و كسب‌ مطلوبيت‌ ناشي‌ از آن‌ وجود دارد، تابع‌ مطلوبيت‌ يك‌ فرد چنين‌ مي‌شود:
        h     N
U =  S   S Pit uit    «2»
1      t=1   i=
كه‌ در آن،t  نشان‌ دهندة‌ شمارة‌ دوره‌ وh  دوره‌ها است‌ وuit  وPit  به‌ ترتيب، مقدار و احتمال‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ كالاي‌i ام‌ در دوره‌t ام‌ است.
در واقع، هر فرد از مقدار مطلوبيت‌ كالا اط‌لاع‌ كامل‌ ندارد؛ زيرا مطلوبيت، پس‌ از مصرف‌ كالا يا خدمت‌ به‌ دست‌ مي‌آيد. اگر براي‌ مصرف‌ هر كالا،m  حالت‌ مطلوبيت‌ را كه‌ متفاوت‌ از يك‌ ديگر هستند و احتمال‌ تحقق‌ هر يك‌ متفاوت‌ است‌ در نظر بگيريم‌ (بديهي‌ است‌ كه‌ مجموع‌ اين‌ احتمال‌ها براي‌ هر كالا يا خدمت‌ برابر «يك» است)، در آن‌ صورت‌ تابع‌ مطلوبيت‌ هر فرد به‌ صورت‌ ذيل‌ مي‌شود:
        h     N      m
U =  S   S    S Ptij utij    «3»
1       t=1   i=1   j=
2-6. تابع‌ مطلوبيت‌ بر حسب‌ مخارج‌ (مصرف‌ كالاها و خدمات)
با توجه‌ به‌ آن‌ چه‌ بيان‌ شد، چنان‌ چه‌ همة‌ كالاها و خدمات‌ مصرفي‌ دورة‌ حاضر را بر حسب‌ مخارج‌ در نظر بگيريم‌ يا اين‌ مجموعة‌ كالاها و خدمات‌ را از يك‌ نوع‌ فرض‌ كنيم‌ و مقدار آن‌ را با 1x نشان‌ دهيم‌ و همچنين‌ ضريب‌ اطمينان‌ به‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ همة‌ آن‌ها را ثابت‌ و برابر 1p در نظر بگيريم، در آن‌ صورت‌ مي‌توان‌ تابع‌ مطلوبيت‌ كالاهاي‌ دورة‌ حاضر را بر حسب‌ مخارج‌ مصرفي‌ به‌ صورت‌ ذيل‌ نشان‌ داد:
(1 =  P1 f1 (x1U    «4»
با همين‌ استدلال، تابع‌ مطلوبيت‌ دورة‌ آينده‌ نيز چنين‌ خواهد شد:
(2 =  P2 f2 (x2U    «5»
به‌ همين‌ صورت‌ براي‌ تابع‌ مطلوبيت‌ زندگي‌ آخرتي‌ بر حسب‌ مخارج‌ مصرفي‌ خواهيم‌ داشت:
(3 =  P3 f3 (x3U    «6»
به‌ اين‌ ترتيب، با فرض‌ استقلال‌ مطلوبيت‌ها، تابع‌ مطلوبيت‌ كل‌ فرد چنين‌ مي‌شود:
 (3 f1 (x1) +  P2 f2 (x2) + P3 f3 (x1U =  P    «7»
‌          يا:
3          
U = S    Pt  ft (xt)    «8»
1     t=
اين‌ تابع، در وضعيت‌ قطعيت‌ و اطمينان‌ كامل‌ براي‌ همة‌ زمان‌ها مي‌تواند به‌ صورت‌ ذيل‌ نشان‌ داده‌ شود:
3          
 = S   ft (xt)1U    «9»
1     t=
2-7. تشريح‌ اثر ضريب‌ احتمال‌ در هر دوره‌
ضريب‌ احتمال‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ هر كالا يا خدمت‌ براي‌ دوره‌هاي‌ زماني‌ گوناگون‌ متفاوت‌ است. علت‌ تفاوت‌ از يك‌ جهت‌ اصلي‌ به‌ تفاوت‌ احتمال‌ تحقق‌ هر دوره‌ نزد فرد باز مي‌گردد. زمان‌ حاضر، تحقق‌ يافته‌ است؛ پس‌ احتمال‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ هر كالا يا خدمت‌ در اين‌ دوره‌ (با فرض‌ ثبات‌ همة‌ وضعيت‌ ديگر) برابر «يك» است؛ اما اين‌ كه‌ آيا انسان‌ سال‌ آينده‌ زنده‌ است‌ يا خير يا امكان‌ مصرف‌ آن‌ كالا يا خدمت‌ را دارد يا خير، و نكاتي‌ نظير اين‌ها، براي‌ هر انساني‌ غير قطعي‌ است.
 

فصلنامه اقتصاد اسلامي


- اقتصاد اسلامي

 




اثر ايمان‌ مذهبي‌ بر رفتار مصرف‌كننده‌ 2


براي‌ ارائة‌ بحث، ابتدا تابع‌ مطلوبيت‌ مخارج‌ آخرتي‌ را ترسيم، و با تابع‌ مطلوبيت‌ مخارج‌ دنيايي‌ مقايسه‌ مي‌كنيم.
2-2. پيش‌فرض‌ها
ما به‌ طور خلاصه‌ پيش‌فرض‌هاي‌ موجود در نظرية‌ رفتار مصرف‌ كنندة‌ را از اين‌ جهت‌ كه‌ او به‌ دنبال‌ كسب‌ مطلوبيت‌ است‌ و هدفش‌ حد‌اكثر كردن‌ مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ كالاها و خدمات‌ است، همراه‌ با عملكرد عقلاني‌ به‌ معناي‌ اين‌ كه‌ او در رفتارهايش‌ با اتكا به‌ عقل، بهترين‌ گزينه‌ را براي‌ خودش‌ بر مي‌گزيند (قادر است‌ و عمل‌ مي‌كند) افزون‌ بر وجود اط‌لاع‌ از مقدار مطلوبيت‌ هر عمل‌ به‌ صورت‌ پيش‌ فرض‌ در بحث‌ خود مي‌پذيريم. در ضمن‌ تفاوت‌ مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌ و غير مسلمان‌ (بي‌دين) را در ايمان‌ ديني‌ او مي‌دانيم‌ و ايمان‌ را به‌ منزلة‌ اطمينان‌ از تحقق‌ آخرت‌ و وعده‌ و وعيدهاي‌ آن‌ در نظر مي‌گيريم. بر اين‌ اساس، مطلوبيت‌ را انتظاري‌ در نظر مي‌گيريم‌ و مقدار مطلوبيت‌ آخرتي‌ را تحت‌ تأثير نوع‌ و مقدار پاداش‌ آخرتي‌ و ضريب‌ اطمينان‌ از تحقق‌ آن‌ها مي‌دانيم. انتظاري‌ بودن‌ مطلوبيت‌ را بيش‌تر توضيح‌ مي‌دهيم.
2-3. انتظاري‌ بودن‌ مطلوبيت‌
اين‌ كه‌ مطلوبيت‌ را مقدار قطعي‌ در نظر بگيريم، چندان‌ با واقعيت‌ سازگار به‌ نظر نمي‌رسد. واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ يك‌ انسان‌ هميشه‌ نمي‌تواند پيش‌ از انجام‌ عمل‌ يا مصرف‌ كالا يا خدمت‌ به‌ طور دقيق‌ مطلوبيت‌ آن‌ را مشخص‌ كند؛ زيرا در لحظة‌ مصرف‌ و پس‌ از آن‌ ممكن‌ است‌ حالت‌هاي‌ گوناگون‌ ايجاد شود و در مقدار مطلوبيت‌ اثر بگذارد. همچنين‌ انسان‌ هنگامي‌ كه‌ براي‌ نخستين‌ بار كالا يا خدمت‌ را مصرف‌ مي‌كند، از نتايجي‌ كه‌ براي‌ او به‌ بار خواهد آورد، آگاهي‌ دقيقي‌ ندارد؛ بنابراين‌ نمي‌تواند مقدار مطلوبيت‌ قطعي‌ آن‌ را از پيش‌ تعيين‌ كند. هر چند اين‌ موارد دربارة‌ مصرف‌ در دورة‌ حاضر براي‌ هر فرد بسيار كم‌ هستند يا ضريب‌ عدم‌ قطعيت‌ آن‌ها ضعيف‌ است، بر اين‌ اساس‌ مي‌توان‌ گفت: مطلوبيت‌ اين‌ها نيز يك‌ مقدار انتظاري‌ است.
به‌ صورت‌ بهتر و روشن‌تر مي‌توان‌ گفت: مطلوبيت‌ آينده، مطلوبيت‌ انتظاري‌ است؛ زيرا وضعيت‌ آينده، از جهات‌ گوناگون‌ اقتصادي، اجتماعي، محيطي، جسماني، رواني‌ و نظير آن‌ها براي‌ فرد، نامشخص‌ است. حتي‌ زنده‌ بودن‌ او نيز غير قطعي‌ است؛ پس‌ در مطلوبيت‌ آينده‌ و مصرف‌ آينده، عدم‌ قطعيت‌ بيش‌تري‌ وجود دارد. بر اين‌ اساس‌ مي‌توان‌ گفت: مطلوبيت‌ دنيايي‌ در كل‌ با عدم‌ قطعيت‌ همراه‌ است.
عدم‌ قطعيت‌ مطلوبيت‌ دنيايي‌ براي‌ زمان‌ حاضر و زمان‌ آينده، به‌ عدم‌ اط‌لاع‌ كافي‌ از آينده، يعني‌ اطمينان‌ نداشتن‌ از مقدار مطلوبيت‌ حاصل‌ از مصرف‌ هر كالا يا خدمت‌ و عدم‌ قطعيت‌ تحقق‌ آينده‌ (مرگ‌ و زندگي) و عدم‌ قطعيت‌ اوضاع‌ محيطي‌ و شخصي‌ فرد و نظير اين‌ها باز مي‌گردد.
مطلوبيت‌ آخرت‌ نيز چنين‌ است. مي‌توان‌ گفت: هيچ‌ كس‌ از زندگي‌ پس‌ از مرگ‌ خبر دقيقي‌ ندارد. اخبار دربارة‌ همة‌ ابعاد حيات‌ پس‌ از مرگ‌ متفاوت‌ است. به‌ ويژه‌ اين‌ كه‌ افراد گوناگون‌ ايمان‌ يكساني‌ به‌ آخرت‌ و زندگي‌ پس‌ از مرگ‌ ندارند. بعضي‌ بي‌ايمان‌ به‌ آخرت‌ و بعضي‌ داراي‌ ايمانند. بين‌ مؤ‌منان‌ نيز درجة‌ ايمان، يعني‌ باور و اطمينان‌ به‌ تحقق‌ آخرت، يكسان‌ نيست؛ از اين‌ رو، زندگي‌ پس‌ از مرگ‌ نيز داراي‌ عدم‌ اطمينان‌ است. اين‌ عدم‌ اطمينان‌ مي‌تواند به‌ منزلة‌ عدم‌ قطعيت‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ آخرتي‌ تلقي‌ شود؛ از اين‌ رو، مطلوبيت‌ آخرتي‌ نيز با عدم‌ قطعيت‌ مواجه‌ است. بر اين‌ اساس، اين‌ پرسش‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ پس، مصرف‌ كنندة‌ چگونه‌ تصميم‌ مي‌گيرد؟
مي‌توان‌ گفت: مقدار مطلوبيت‌ انتظاري‌ حاصل‌ از مصرف‌ كالا يا خدمت، ملاك‌ تصميم‌ گيري‌ مصرف‌ كنندة‌ است. مطلوبيت‌ انتظاري‌ نيز با ضرب‌ كردن‌ ضريب‌ اطمينان‌ به‌ تحقق‌ مطلوبيت‌ در مقدار مطلوبيت‌ ناشي‌ از مصرف‌ به‌ دست‌ مي‌آيد. چنان‌ چه‌ مصرف‌ كالا يا خدمت‌ بتواند به‌ مقادير گوناگوني‌ از مطلوبيت‌ بينجامد، در نتيجه، مصرف‌ كنندة‌ بر حسب‌ اميد رياضي‌ مطلوبيت‌ حاصل‌ از مصرف‌ آن‌ كالا يا خدمت، براي‌ تخصيص‌ منابع‌ خود و مصرف‌ آن‌ كالا يا خدمت‌ تصميم‌ مي‌گيرد

انتظاري‌ بودن‌ مطلوبيت‌ در مباحث‌ تصميم‌گيري‌ در وضعيت‌ عدم‌ قطعيت‌ مطرح‌ شده‌ است؛ اما بحث‌ جد‌ي‌ در اين‌ زمينه‌ به‌ مطلوبيت‌ آينده‌ مربوط‌ مي‌شود. مطلوبيت‌ آينده‌ غير قطعي‌تر است‌ و نكتة‌ اصلي، مطلوبيت‌ آخرتي‌ است‌ كه‌ از اين‌ جهت‌ بايد مورد توجه‌ خاص‌ قرار گيرد. عدم‌ قطعيت‌ مطلوبيت‌ آينده، از نوع‌ عدم‌ قطعيت‌ مطلوبيت‌ زمان‌ حال‌ نيست؛ به‌ ويژه، عدم‌ قطعيت‌ مطلوبيت‌ آخرتي‌ به‌ عواملي‌ بستگي‌ دارد كه‌ با عوامل‌ شكل‌ دهندة‌ عدم‌ قطعيت‌ مطلوبيت‌ دنيايي، متفاوت‌ است. مهم‌ترين‌ تفاوت‌ اين‌ دو در اين‌ است‌ كه‌ قطعيت‌ و عدم‌ قطعيت‌ آخرت‌ نزد افراد، به‌ باورهاي‌ مذهبي‌ آنان‌ باز مي‌گردد؛ در حالي‌ كه‌ بازگشت‌ عدم‌ قطعيت‌ دنيايي، به‌ عدم‌ آگاهي‌ و عوامل‌ مشابه‌ است. بر اين‌ اساس، بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ منظور ما از اين‌ عدم‌ قطعيت‌ آخرتي‌ با مباحث‌ مربوط‌ به‌ نقص‌ اط‌لاعات، اط‌لاعات‌ نامتقارن‌ و نظير آن‌ در اقتصاد تفاوت‌ دارد.
2-4. مطلوبيت‌ دوره‌هاي‌ گوناگون‌ زندگي‌
بر اساس‌ بحث‌ عدم‌ قطعيت‌ و مطلوبيت‌ انتظاري‌ مي‌توان‌ گفت: مقدار اطمينان‌ يا همان‌ مقدار ايمان، نشان‌ دهندة‌ ضريب‌ ارزش‌ پاداش‌ آخرتي‌ نزد فرد است‌ به‌ اين‌ معنا كه‌ نگاه‌ فرد به‌ پاداش، نگاه‌ انتظاري‌ است، و تصميم‌گيري‌ فرد براي‌ آخرت، تصميم‌گيري‌ در وضعيت‌ عدم‌ اطمينان‌ است. بر اين‌ اساس‌ مي‌توان‌ براي‌ آينده‌ نيز چنين‌ تصور كرد؛ زيرا آيندة‌ دنيايي‌ تحقق‌ قطعي‌ ندارد؛ بلكه‌ براي‌ هر فرد، درجة‌ احتمال‌ تحقق‌ خاصي‌ دارد. اين‌ دو عامل‌ (درجة‌ اطمينان‌ و مقدار پاداش‌ يا نتيجة‌ عمل) براي‌ هر نوع‌ تصميم‌گيري‌ درباره‌ آينده‌ (به‌ ويژه‌ تصميم‌گيري‌هاي‌ اقتصادي) ملاك‌ تصميم‌گيري‌ افراد است. مطلوبيت‌ دوره‌هاي‌ آينده‌ نيز چنين‌ است. به‌ عبارت‌ ساده، انسان‌ از امروز خود (در مقايسه‌ با آينده) اطمينان‌ بيش‌تري‌ دارد؛ در نتيجه، با اطمينان‌ بيش‌تري‌ براي‌ آن‌ تصميم‌ مي‌گيرد. بر اين‌ اساس، در تصميم‌گيري‌هاي‌ خود با تساوي‌ اوضاع، امروز را به‌ آينده، و آيندة‌ نزديك‌ را به‌ آيندة‌ دورتر ترجيح‌ مي‌دهد و هر مقدار آينده‌ دورتر باشد، فوايد آن‌ را كم‌ اهميت‌تر تلقي‌ مي‌كند؛ البته‌ به‌ علت‌ اين‌ كه‌ به‌ تحقق‌ آيندة‌ دورتر اطمينان‌ كم‌تري‌ دارد. انسان، اين‌ گونه‌ تصميم‌گيري‌ دربارة‌ آينده‌ را بر اساس‌ اميد به‌ زندگي‌ استوار مي‌كند؛ يعني‌ درجة‌ اطمينان‌ او از آينده، به‌ اميد به‌ زندگي‌ در آينده‌ مورد نظر نزد او بستگي‌ دارد. با يك‌ مثال‌ توضيح‌ را كامل‌تر مي‌كنيم.
اگر اميد به‌ زندگي‌ در جامعه‌اي‌ هشتاد سال‌ باشد، فردي‌ كه‌ در اوان‌ جواني‌ است، براي‌ پنجاه‌ سال‌ بعد خود نيز برنامه‌ريزي‌ و از جمله‌ پس‌انداز مي‌كند؛ زيرا اطمينان‌ نسبي‌ دارد كه‌ بتواند از اين‌ برنامه‌ و پس‌انداز خود در آينده، مطلوبيت‌ مناسبي‌ كسب‌ كند؛ اما اين‌ فرد براي‌ 150 سال‌ بعد خود، هيچ‌ برنامه‌اي‌ نمي‌ريزد و پس‌اندازي‌ نمي‌كند تا در آن‌ زمان‌ مصرف‌ كند؛ زيرا اميدي‌ به‌ تحقق‌ آن‌ آينده‌ براي‌ خود ندارد؛ البته‌ ممكن‌ است‌ براي‌ شصت‌ سال‌ بعد خود نيز برنامه‌اي‌ با اطمينان‌ تحقق‌ كم‌تر بريزد. همين‌ طور هر چه‌ زمان‌ طولاني‌تر باشد، برنامه‌ريزي‌ با عدم‌ اطمينان‌ بيش‌تري‌ مواجه‌ خواهد بود
 

فصلنامه اقتصاد اسلامي


- اقتصاد اسلامي

 




اثر ايمان‌ مذهبي‌ بر رفتار مصرف‌كننده‌ ‌1

اثر ايمان‌ مذهبي‌ بر رفتار مصرف‌كننده‌

‌    ‌دكتر مرتضي‌ عزتي1
چكيده‌
اين‌ مقاله‌ تلاش‌ دارد اثر ايمان‌ را روي‌ رفتار مصرف‌ كننده‌ تبيين‌ نمايد. به‌ طور كلي‌ هر فردي‌ دو نوع‌ دارايي‌ به‌ نام‌ مال‌ و زمان‌ دارد كه‌ قابل‌ جانشيني‌ و قابل‌ استفاده‌ در راه‌ كسب‌ مطلوبيت‌ هستند.
در اين‌ مقاله‌ با تبيين‌ مصرف، چارچوب‌ رفتاري‌ و مطلوبيت‌ مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌ تشريح‌ مي‌شود سپس‌ تابع‌ مطلوبيت‌ او استخراج‌ شده، نشان‌ داده‌ مي‌شود كه‌ تغييرات‌ و شيب‌ آن‌ متأثر از ايمان‌ او به‌ آخرت‌ و پاداش‌ اخروي‌ است.
مقدمه‌
در اين‌ مقاله‌ مي‌كوشيم‌ تا اثر ايمان‌ را بر روي‌ رفتار مصرف‌ كنندة‌ تبيين‌ كنيم. به‌ طور كلي، هر فردي‌ دو نوع‌ دارايي‌ دارد كه‌ مي‌تواند براي‌ كسب‌ مطلوبيت، آن‌ها را به‌ مصرف‌ برساند: يكي‌ مال‌ (اعم‌ از ثروت‌ و درآمد)، و ديگري‌ زمان‌ كه‌ هر دو قابل‌ استفاده‌ در راه‌ كسب‌ مطلوبيت‌ هستند. اين‌ دو دارايي‌ در بسياري‌ از موارد قابليت‌ جانشيني‌ دارند. در اين‌ مقاله‌ مي‌كوشيم‌ تا انجام‌ هر عملي‌ را (اعم‌ از اين‌ كه‌ نياز به‌ صرف‌ مال‌ يا زمان‌ دارد) كه‌ به‌ كسب‌ مطلوبيت‌ مي‌انجامد و مي‌توان‌ آن‌ را مصرف‌ ناميد، تشريح‌ كنيم. اين‌ فعاليت‌ را با صرف‌ مخارج‌ نشان‌ مي‌دهيم. بر اين‌ اساس، ابتدا چارچوب‌ رفتاري‌ و مطلوبيت‌ مصرف‌ كنندة‌ مسلمان، سپس‌ تابع‌ مطلوبيت‌ او را تشريح‌ مي‌كنيم‌ و تغييرات‌ و شيب‌ آن‌ را تحت‌ تأثير ايمان‌ نشان‌ مي‌دهيم. در ادامه، وضعيت‌ تعادل‌ مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌ را با وارد كردن‌ اثر ايمان‌ تبيين‌ مي‌كنيم. به‌ طور خاص‌ اين‌ مقاله‌ ارائة‌ جديدي‌ از نظرية‌ رفتار مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌ است. مطلب‌ نو مقاله، وارد كردن‌ عامل‌ ايمان‌ به‌ منزله‌ درجه‌ اطمينان‌ به‌ تحقق‌ پاداش‌ آخرتي‌ و تبيين‌ مطلوبيت‌ حال، آينده‌ و آخرت‌ به‌ صورت‌ مطلوبيت‌ انتظاري‌ و تبيين‌ اثر آن‌ بر تابع‌ مطلوبيت‌ و تعادل‌ مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌ است. دست‌كم، نگاه‌ انتظاري‌ به‌ اين‌ موضوع‌ مي‌تواند چشم‌اندازي‌ خاص‌ را در اين‌ زمينه‌ ارائه‌ كند.
1. اشاره‌ به‌ پيشينة‌ بحث‌ رفتار مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌
در زمينة‌ رفتار مصرف‌ كنندة‌ مسلمان، نظريه‌هاي‌ گوناگوني‌ ارائه‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ مهم‌ترين‌ نظريه‌هاي‌ ارائه‌ شده‌ در اين‌ زمينه‌ اشاره‌ مي‌كنيم. محمد منذر كهف‌Muhammad Monzer Kahf) ) (1973) دورة‌ زماني‌ مصرف‌ مسلمان‌ را افزون‌ بر دنيا، به‌ آخرت‌ نيز تعميم‌ مي‌دهد. او در نوشته‌هاي‌ بعدي‌ خود (1974، 1976،199a 1،1991b  و 2002) ابعاد اين‌ بحث‌ را كامل‌تر مي‌كند. از نظر او، مسلمان‌ به‌ دنبال‌ كسب‌ حد‌اكثر رستگاري‌ مي‌رود كه‌ تابع‌ چهار عامل‌ است: 1. مجموعة‌ عامل‌ مذهب، سياسي، فرهنگي، رواني، اجتماعي، قانوني‌ و مانند آن؛ 2. پس‌انداز؛ 3. هزينه‌هاي‌ در راه‌ خدا؛ 4. كالاها و خدمات‌ مصرفي. كهف‌ در بعضي‌ نوشته‌هاي‌ خود، هدف‌ مسلمان‌ را حد‌اكثر كردن‌ مطلوبيت‌ بيان‌ مي‌كند (از جمله‌ كهف‌ 1974 و 1978).
سيد عقيل‌ (1991) هدف‌ مسلمان‌ را حد‌اكثر كردن‌ مطلوبيت‌ دنيايي‌ و آخرتي‌ مي‌داند كه‌ تابع‌ چهار عامل‌ مصرف‌ جاري‌ (حال)، پس‌انداز يا سرمايه‌گذاري‌ براي‌ مصرف‌ آينده، كمك‌ به‌ ديگران‌ براي‌ كسب‌ پاداش‌ آخرتي، و هزينه‌ كردن‌ در راه‌ مقاصد اجتماعي‌ با هدف‌ كسب‌ پاداش‌ آخرتي‌ است. محمد فهيم‌ خان‌7891) (Muhammad Fahim Khan)  و 1991) هدف‌ مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌ را ايجاد توازن‌ بين‌ دنيا و آخرت‌ و تحقق‌ مصلحت‌ مي‌داند. محمد انس‌ زرقاMuhammad Anas ) (6791) Zarga) هدف‌ مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌ را حد‌اكثر كردن‌ مطلوبيت‌ خود از طريق‌ مصرف‌ در دنيا و كسب‌ پاداش‌ در آخرت‌ به‌ وسيلة‌ رعايت‌ قواعد اسلامي‌ مي‌داند. او سطوحي‌ براي‌ مصرف‌ و پاداش‌ تعيين‌ مي‌كند.
افزون‌ بر اين‌ نظريه‌هاي‌ اصلي‌ در زمينة‌ رفتار مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌ در سطح‌ خُرد، ديدگاه‌هايي‌ نيز از جمله‌ مباحث‌ محمد عبدالمنان‌6891) (Muhammad Abdul - Mannan) )، م. م. متوالي‌M. ) 1891) M. Metwaly))، اوصاف‌ احمد6891) (Ausaf Ahmad)  و 1987)، خان‌ (1985)، منور اقبال‌(1891) (Monavvar Iqbal)  و مانند اين‌ها در زمينه‌ تابع‌ مصرف‌ كلان‌ مطرح‌ شده‌ است. با اين‌ حال، در اين‌ مجموعه‌ مباحث‌ و نظريه‌هاي‌ مطرح‌ شده، هيچ‌ كدام‌ به‌ طور جد‌ي‌ بحث‌ ايمان‌ را مطرح‌ نكرده‌اند. فقط‌ بعضي‌ از آن‌ها يا نويسنده‌هاي‌ ديگري‌ كه‌ اين‌ مباحث‌ را در قالب‌ مقالات‌ ديگري‌ مطرح‌ كرده‌اند به‌ طور بسيار مختصر و در حد‌ يك‌ يا چند جمله‌ به‌ اثر ايمان‌ اشاره‌ داشته‌اند.
از جمله‌ يوسف‌ بن‌ عبدا الزامل‌ و بوعلام‌ بن‌ جيلالي‌ (1999) با نتيجه‌گيري‌ از نظريه‌هاي‌ گوناگون‌ به‌ طور مختصر، تأثير ايمان‌ را افزايش‌ مخارج‌ در راه‌ خدا دانسته‌اند. همچنين‌ خان‌ در بحث‌ تابع‌ مصرف‌ كلان، تقوا را به‌ صورت‌ عامل، وارد تابع‌ مصرف‌ كرده‌ است. با اين‌ حال، اين‌ دو نيز به‌ چگونگي‌ و علت‌ اين‌ اثرگذاري‌ اشاره‌اي‌ نكرده‌اند.
در ايران‌ نيز مطالعاتي‌ از جمله‌ در نوشته‌هاي‌ توتونچيان‌ (1363)، دانش‌ (1365)، مشرف‌ جوادي‌ (1365)، صدر (1375) و دادگر (1378) در زمينة‌ رفتار مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌ مطرح‌ شده‌ است؛ اما هيچ‌ يك‌ از اين‌ها نيز بحث‌ ايمان‌ را به‌ طور جد‌ي‌ مطرح‌ نكرده‌اند.
نكتة‌ قابل‌ تأمل‌ ديگر در زمينة‌ نظريه‌ها و ديدگاه‌هاي‌ ارائه‌ شده‌ اين‌ است‌ كه‌ اغلب‌ آن‌ها مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌ را فرد آرماني‌ اسلامي‌ در نظر گرفته‌اند. با اين‌ حال، مقالة‌ حاضر در صدد است‌ كه‌ چشم‌اندازي‌ بر چگونگي‌ و علت‌ اثرگذاري‌ ايمان‌ بر رفتار مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌ ايجاد كند.
2. چارچوب‌ رفتاري‌ و مطلوبيت‌ مصرف‌ كنندة‌ مسلمان‌
2-1. جايگاه‌ ايمان‌ در بحث‌ رفتار مصرف‌ كنندة‌
بر اساس‌ نظرية‌ رايج‌ (اقتصاد سنتي) هنگامي‌ مصرف‌ كنندة‌ در تعادل‌ است‌ كه‌ نسبت‌ ميل‌ نهايي‌ جانشيني‌ دو كالا نزد او، برابر نسبت‌ قيمت‌هاي‌ آن‌ دو كالا باشد و در عين‌ حال، تركيب‌ كالاهاي‌ مصرفي‌ مصرف‌ كنندة‌ بر روي‌ خط‌ بودجه‌ (يعني‌ استفاده‌ از حد‌اكثر امكانات) قرار بگيرد. در اين‌ وضعيت‌ ميل‌ نهايي‌ جانشيني‌ و نيز نسبت‌ قيمت‌ها مي‌توانند عوامل‌ اصلي‌ و تعيين‌ كننده‌ براي‌ مصرف‌ كنندة‌ باشند. در نظرية‌ رايج‌ (سنتي) رفتار مصرف‌ كنندة، هنگامي‌ كه‌ بحث‌ از عوامل‌ مؤ‌ثر بر مصرف‌ و به‌ تبع‌ آن، استخراج‌ منحني‌ تقاضا صورت‌ مي‌گيرد، قيمت‌ كالاها و خدمات‌ (و قيمت‌ جانشين‌ها و مكمل‌هاي‌ آن)، وارد تابع‌ تقاضا مي‌شوند؛ اما در اين‌ وضع، هيچ‌ عاملي‌ كه‌ نشان‌ دهندة‌ ميل‌ نهايي‌ جانشيني‌ دو كالا باشد، وارد بحث‌ و تابع‌ تقاضا نمي‌شوند؛ در حالي‌ كه‌ عوامل‌ مشخص‌ و معيني‌ را مي‌توان‌ در نظر گرفت‌ كه‌ براي‌ بعضي‌ كالاها و خدمات‌ يا مخارج‌ مصرف‌ كنندة‌ مانند قيمت‌ عمل‌ مي‌كنند؛ اما اثر آن‌ها بر روي‌ شيب‌ منحني‌ بي‌تفاوتي‌ وارد مي‌شود. از جمله‌ بيماري‌ فرد يا تجويز خوراكي، پوشاكي‌ و نظير آن‌ از سوي‌ پزشك‌ يا موارد مشابه‌ آن‌ كه دامنة‌ بسيار گسترده‌اي‌ دارند. در بعضي‌ ديدگاه‌ها، اين‌ موارد را استثنا در نظر گرفته‌اند.
در بحث‌ مخارج‌ مصرف‌ كنندة‌ مذهبي‌ براي‌ آخرت‌ و دنيا، يك‌ عامل‌ تعيين‌ كنندة‌ اصلي‌ براي‌ شيب‌ منحني‌ بي‌تفاوتي‌ يا به‌ عبارت‌ ديگر، نرخ‌ نهايي‌ جانشيني‌ بين‌ مخارج‌ دنيايي‌ و آخرتي، ايمان‌ فرد است. براي‌ فردي‌ كه‌ ايمان‌ بيش‌تري‌ (در مقايسه‌ با ديگران) داشته‌ باشد، ارزش‌ مطلوبيت‌ آخرتي، بيش‌تر است‌ و در نتيجه، ميل‌ به‌ مخارج‌ منتج‌ به‌ مطلوبيت‌ آخرتي‌ او افزون‌تر مي‌شود؛ يعني‌ شيب‌ منحني‌ بي‌تفاوتي‌ براي‌ مخارج‌ آخرتي‌ و دنيايي‌ به‌ نفع‌ مخارج‌ آخرتي‌ (براي‌ افراد داراي‌ ايمان‌ كم‌تر) بيش‌تر است؛ پس‌ مي‌توان‌ ايمان‌ را به‌ صورت‌ عامل‌ تعيين‌ كنندة‌ شيب‌ منحني‌ بي‌تفاوتي‌ مخارج‌ دنيايي‌ و مخارج‌ با هدف‌ آخرتي‌ (و مخارج‌ با هدف‌ كسب‌ رضايت‌ خدا و مخارج‌ مشابه‌ آن) وارد بحث‌ نظرية‌ رفتار مصرف‌ كنندة‌ كرد. اگر فردي‌ ايمان‌ نداشته‌ باشد، اثر اين‌ عامل‌ صفر خواهد بود و اگر ايمان‌ داشته‌ باشد، اثر آن‌ در رفتار او منعكس‌ مي‌شود؛ البته‌ ايمان‌ بر رفتارهاي‌ گوناگون‌ از جمله‌ پرهيز از اسراف، تبذير و هر نوع‌ عمل‌ معصيت‌آميز و در نتيجه‌ بر رفتار مصرفي‌ دنيايي‌ مؤ‌ثر است. در اين‌ جا فرض‌ شده‌ است‌ كه‌ اين‌ آثار در مجموع، روي‌ تغيير شيب‌ منحني‌ بي‌تفاوتي‌ بين‌ هزينه‌هاي‌ دنيايي‌ و آخرتي‌ لحاظ‌ مي‌شود.

 

فصلنامه اقتصاد اسلامي


- اقتصاد اسلامي