طراحی سپرده های جدید در بانکداری بدون ربا 8

مشروعیت اعلام سود ثابت

پرسش دوم که شاید در جوامع اسلامی از پرسش اول مهم تر باشد، مشروعیت اعلام سود ثابت و معین برای سپرده ها از طرف بانک است . آیا این، بر تعریف ربا که عبارت از اشتراط سود (مازاد بر اصل سرمایه) در قرارداد قرض است، انطباق دارد؟ در پاسخ این پرسش و مشکل می گوییم:

اولا طبق تعریف فقیهان، ربا در دو صورت پیش می آید: یکی در پرداخت هر نوع زیاده (ثابت یا متغیر) بر اصل سرمایه در قرارداد قرض، و دوم وجود زیاده عینی یا حکمی در خرید و فروش اجناس ربوی (اجناسی که با وزن و پیمانه خرید و فروش می شود و عوضین معامله از یک جنس است) و چنان که در بیان ماهیت فقهی سپرده پس انداز و سپرده سرمایه گذاری با سود ثابت گذشت، این دو نوع سپرده نه قرض هستند و نه خرید و فروش اجناس ربوی; بلکه طبق تعریف، رابطه سپرده گذار و بانک، رابطه وکالت است و از مواردی شمرده می شود که موکل به وکیل خود می گوید: متاع را بفروش و فلان مبلغ را به من بده و بقیه را به صورت حق الوکاله برای خودت بردار . اگر وکیل، این گونه معامله کند و متاع را بفروشد، طبق توافق، آن مبلغ را به صاحب متاع داده، بقیه را کم باشد یا زیاد، به صورت حق الزحمه و حق الوکاله خودش برمی دارد . بله، اگر وکیل نتواند کالا را بفروشد یا پس از فروش نتواند قیمت کالا را وصول کند، موکل، حق مطالبه، و وکیل، تعهد پرداخت مبلغ مذکور را نخواهد داشت; اما با توجه به اصول کنترلی چهارگانه ای که در صنعت بانکداری توضیح دادیم، این حادثه (ناتوانی در به کارگیری سپرده و ناتوانی در وصول مطالبات) یا اصلا رخ نمی دهد یا در حد بسیار ناچیزی است که اثرش در تغییر حق الوکاله ظاهر می شود، نه در مبلغ و سود مورد توافق .

ثانیا بین تعهد حقوقی و تضمین حقیقی فرق است و چیزی که ربا و حرام به شمار می رود، تعهد حقوقی است و آن چه در سپرده ها رخ می دهد، تضمین حقیقی است به این بیان که گاه شخص حقیقی یا حقوقی، از فرد یا مؤسسه ای مبلغی وجه نقد را گرفته، با قطع نظر از این که این مبلغ را راکد نگه دارد یا به کار گیرد، و با قطع نظر از این که محل مصرف آن مبلغ، هزینه مصرفی باشد یا فعالیت اقتصادی و با قطع نظر از این که فعالیت اقتصادی، سودی داشته باشد یا نه، و اگر دارد، سودش قطعی و معین است یا احتمالی و نامعین و با قطع نظر از این که برنامه روشمندی برای تحصیل سود دارد یا نه، متعهد می شود اصل سرمایه را همراه با زیاده معینی برگرداند . این تعهد حقوقی و ربا است و تعریف ربا بر آن صدق می کند; اما اگر طبق الگوی پیشنهادی، مؤسسه خاصی مثل بانک با توجه به تجربه چندین ساله، برنامه مشخصی برای به کارگیری سپرده ها در عقود معین با سود معینی، و راه کارهای علمی و عملی برای کنترل و هدایت آن ها داشته باشد و برای وصول مطالبات، شیوه های متعدد و آزموده شده ای را به کار گیرد، اطمینان عقلایی می یابد که در پایان هر دوره مالی، چه اندازه سود خواهد داشت و اگر هم احتمال خطا می دهد، آن احتمال به اندازه ای است که به راحتی می تواند آن را در بخش انعطاف پذیر فرآیند، یعنی حق الوکاله قرار دهد . حال با توجه به این واقعیات، رقم خاصی را برای سپرده گذار اعلام می کند و در عمل با صرف نظر از بخشی از سود بانک (کاستن از حق الوکاله) در موارد نیاز، رقم اعلام شده را به سپرده گذار می پردازد و این روش را آن قدر ادامه می دهد که هم برای خود بانک و هم برای سپرده گذاران اطمینان آور می شود . این تضمین حقیقی است که به ربا ارتباطی نخواهد داشت . (6)

نکته جالب توجه این است که در عملیات بانکی، چیزی که روی انگیزه سپرده گذاران مؤثر، و در تصمیم گیری آن ها مهم است، مساله تضمین حقیقی است; یعنی سپرده گذار اطمینان حاصل کند که بانک طرف قرارداد، توانایی کسب سود و تصمیم بر اعطای حق سپرده گذار را دارد; اما اگر چنین اعتماد و اطمینانی نداشته باشد، در صورتی که بانک انواع سندهای حقوقی را هم ارائه کند، سپرده گذار به سپرده گذاری رغبت نخواهد کرد .
5 . سپرده سرمایه گذاری با سود متغیر

پیش تر گذشت که گروهی از مردم، دارای روحیه ریسک پذیر بوده، حاضرند برای رسیدن به درآمدهای بالاتر، ریسک های بالاتری را بپذیرند و گروه بسیاری از مردم، روحیه معتدلی داشته، حاضرند برای کسب درآمد بیش تر، درجاتی از ریسک را تحمل کنند و گذشت که بانکداری سنتی، راه کار مناسبی برای جذب سپرده های این افراد ندارد و در جوامع غربی این افراد به سمت بازارهای سهام، شرکت های سرمایه گذاری و . . . . کشیده می شوند . این در حالی است که بانکداری اسلامی، برای تقاضای این دو گروه، راه کارهای مناسب دارد . بانکداری بدون ربا طبق قانون می تواند بخشی از منابع خود را از طریق عقود مشارکتی (مشارکت مدنی، مشارکت حقوقی، مضاربه، مزارعه، مساقات، سرمایه گذاری مستقیم) در فعالیت های سودآور اقتصادی سرمایه گذاری کند و به تناسب سرمایه اش در سود آن ها سهیم باشد; چنان که می تواند از طریق عقود با بازده متغیر (سلف، جعاله، اجاره) به معاملات سودآور اقدام کند و در پایان دوره مالی، سود حاصل از طریق این دو گروه از عقود اسلامی را بین منابع تقسیم کند . روشن است که سود حاصل از عقود مشارکتی به تحولات آینده اقتصاد و میزان توفیق بنگاه اقتصادی بستگی دارد; چنان که سود عقود با بازده متغیر از میزان توفیق بنگاه متاثر نیست; اما به تحولات بازار بستگی دارد; بنابراین، در مجموع، سود حاصل از این دو گروه عقود، به طور کامل متغیر و با ریسک همراه است . بانکداری بدون ربا می تواند برای تامین منابع این دو گروه از عقود، به راه اندازی سپرده سرمایه گذاری با سود متغیر اقدام کند به این بیان که سپرده گذار با افتتاح سپرده سرمایه گذاری با سود متغیر به بانک وکالت می دهد تا سپرده او را به همراه دیگر سپرده های این حساب (به نحو مشاع) از طریق عقود مشارکتی و عقود با بازده متغیر به کارگرفته، سود حاصل از فعالیت را پس از کسر نسبتی از سود (به طور مثال 10 درصد) به صورت حق الوکاله، به وی برگرداند .
انواع سپرده سرمایه گذاری با سود متغیر

سپرده های سرمایه گذاری با سود متغیر نیز همانند سپرده های سرمایه گذاری با سود ثابت، به سپرده های یک ساله، دوساله، سه ساله، پنج ساله و پنج ساله انتقال پذیر قابل تقسیم است . در سپرده سرمایه گذاری با سود متغیر، حتی می توان برای افراد کاملا ریسک پذیر، حساب ویژه افتتاح کرد و سپرده آن ها را در طرح یا صنعتی خاص سرمایه گذاری کرد . در این سپرده ها نیز هر چه مدت سپرده گذاری طولانی باشد، به جهت ثبات بیش تر، به ذخیره قانونی و احتیاطی کم تری نیاز خواهد بود و به بانک امکان خواهد داد در طرح های بلندمدت تر که سودآوری بیش تری دارند، سرمایه گذاری کند; چنان که به جهت کاهش مراجعات سپرده گذار، هزینه های مربوط پایین است; در نتیجه بانک می تواند نسبت های متفاوتی از حق الوکاله را برای انواع سپرده های مذکور در نظر بگیرد .

بانکی را فرض می کنیم که انواع سپرده های سرمایه گذاری با سود متغیر یک ساله، دو ساله، سه ساله، پنج ساله، و پنج ساله انتقال پذیر دارد و به ترتیب 18، 16، 14، 10 و 8 درصد، سود حاصله را به صورت حق الوکاله می گیرد . اگر این بانک پس از کسر ذخایر قانونی و احتیاطی حساب های مربوطه، مانده خالص را به جریان انداخته، از طریق عقود مشارکتی و عقود با بازده متغیر سرمایه گذاری کند و در پایان دوره مالی، 18 درصد، سود متوسط در مقایسه با منابع به کار رفته به دست آورد (میانگین سود شرکت ها و فعالیت های اقتصادی) می توان جدول سود انواع حساب های سپرده سرمایه گذاری با سود متغیر را به شرح ذیل به دست آورد .

جدول سود انواع سپرده های با بازده متغیر

نتایج و پیشنهادات

1 . الگوی پیشنهادی، به جهت رعایت تمام اهداف و انگیزه ها و روحیات صاحبان پس انداز و ارائه سپرده مناسب برای آن ها، درمقایسه با بانکداری سنتی و بانکداری بدون ربا، جامعیت قابل قبولی دارد .

2 . الگوی پیشنهادی، به بانکداری دولتی اختصاص ندارد و در بانک های خصوصی بدون ربا نیز قابل اجرا است .

3 . وضعیت مطلوب برای اجرای الگوی پیشنهادی، وضعیت رقابت کامل است تا نرخ های سود در بازار حقیقی صورت پذیرد; اما در عین حال، در بازارهای شبه انحصاری و انحصار چند جانبه نیز تا هنگامی که نرخ های سود اجحاف نداشته باشد، پاسخ می دهد .

4 . این طرح با رعایت موازین فقهی و با توجه به قانون عملیات بانکداری بدون ربا تنظیم شده، و روشن است که برای تحقق همه ابعاد بانکداری اسلامی، افزون بر انطباق فقهی، به کارشناسی دقیق جایگاه عقود نیاز است تا افزون بر رهایی از ظاهر ربا، از حکمت و باطن ربا نیز رهایی یابیم .

5 . این الگو، همانند هر طرح و الگوی جدید، مناسب است ابتدا در مقیاس کاملا محدود و قابل مطالعه و کنترل، آزموده شود; سپس در صورت کامیابی (رفع نواقص احتمالی) گسترش یابد .

پی نوشت ها:

1) عباس صدقی: اصول بانکداری، دانشگاه تهران، ص 91 .

2) سیدعباس موسویان: بانکداری اسلامی، مؤسسه تحقیقات پولی و بانکی، 1380 ش، دوم، ص 53- 70 .

3) عملیات مربوط به خرید دین بر مبنای آیین نامه موقت تنزیل اسناد و اوراق تجاری (خرید دین) و مقررات اجرایی آن که در جلسه مورخ 26/8/1361 شورای پول و اعتبار به تصویب رسیده و متعاقبا در شورای نگهبان نیز مطرح و به اکثریت آرا، منطبق بر موازین شرعی و قانون اساسی شناخته شده است و نیز اصلاحیه بعدی آیین نامه مذکور، مصوب 24/9/1366 شورای پول و اعتبار، انجام می پذیرد . مطابق مواد آیین نامه بانک ها باید بر حقیقی بودن بدهی (سفته یا برات حاکی از معامله واقعی باشد)، معتبر بودن بده کار اطمینان یابند .

4) روح الله موسوی خمینی [امام]: تحریرالوسیله، ج 1، ص 599 .

5) سپرده انتقال پذیر سپرده ای است که صاحبان سپرده پس از افتتاح حساب یا خرید گواهی سپرده، به هیچ وجه به بانک مراجعه نمی کنند و اگر به پول نقد نیاز داشتند، گواهی سپرده را در بازار ثانوی به فروش می رسانند; در نتیجه، این حساب ها به ذخیره قانونی و احتیاطی نیاز ندارند .

6) برای توضیح بیش تر، ر . ک: سیدمحمود هاشمی: مجموعه مقالات دومین سمینار بانکداری اسلامی مؤسسه عالی بانکداری، ص 69 .




مطلوبیت استفاده از نعمت ها

استفاده از نعمت های الهی در حدی که انسان بتواند حیات و سلامتی خود را حفظ کند و با نشاط کامل به انجام وظایف فردی و اجتماعی اش بپردازد، نه تنها امری مطلوب، بلکه از نظر اسلام واجب و لازم است. اسلام حتی بر بهبود کیفی حیات و زندگی و آراستگی ظاهر افراد تأکید و عنایت دارد وتظاهر به فقر و فلاکت همراه با ژولیدگی را نکوهش می کند. قرآن کریم در آیات متعددی به استفاده از نعمت های الهی با عناوینی همچون «رزق الهی» و «طیّبات» و «زینت» فرمان داده است. قرآن کتابی است انسان ساز و سعی دارد ضمن ترغیب انسان به استفاده و بهره برداری از امکانات مادی و نعمت های خدادادی، انگیزه شکرگزاری و سپاس را در وجود انسان تقویت کند و حدود و مقرراتی نیز برای استفاده صحیح و معقول بیان نموده است.

در این جا برخی از آیات مربوط به بحث، با توضیح کوتاهی مطرح می گردند:

«فکلوا ممّا رزقکم اللّهُ حلالاً طیّبا واشکروا نعمة اللّه ان کنتم ایّاه تعبدون.» (نحل: 114)؛ پس از نعمت های حلال و پاکیزه ای که خداوند روزیتان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را می پرستید، سپاسگزار نعمت های او باشد.

«یا ایُّها الذین آمنوا لا تحرّموا طیّبات ما احلَّ اللّهُ لکم.» (مائده: 87)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، روزی های پاکیزه ای را که خداوند بر شما حلال کرده است، برخود حرام نکنید.

«یا بنی آدم خذوا زینتکم عندَ کلِّ مسجدٍ و کلوا واشربوا و لا تسرفوا انّه لا یحبّ المسرفین قل مَن حرّم زینةَ الله الّتی اخرج لعباده و الطیّبات من الرّزق.» (اعراف: 31 و 32)؛ ای فرزندان آدم، زینت های خود را به هنگام ورود به هر پرستشگاهی (مسجدی) برگیرید و بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید. خداوند متعال اسراف کنندگان را دوست ندارد. (ای پیامبر) بگو چه کسی زینت ها و روزی های پاکیزه ای را که خداوند برای بندگانش قرار داده، حرام و ممنوع گردانیده است؟!

هر چیزی که از انسان عیب پوشی کند وموجب آراستگی او باشد، «زینت» است؛ مانند کمالات اخلاقی و یا انواع لباس ها و آرایش هایی که موجب جلب نظر دیگران شود و نفرت را بزداید. بنابراین، لباس های کهنه، موهای ژولیده، بدن کثیف، آلودگی و بی نظمی در منزل یا محیط کار نمونه هایی از عوامل نفرت زا هستند که خداوند متعال آن ها را برای یک انسان، به ویژه برای افراد با ایمان، نمی پسندد. از این رو، زیبایی و آراستگی را محبوب فطری انسان قرار داده و او را اجتماعی آفریده و نحوه آراستن خویش را به او الهام کرده است تا هم مورد رغبت دیگران باشد و هم با برقراری روابط اجتماعی، نیازهای روحی و مادی جامعه تأمین گردند.(6)
بنابراین، چیزهای مطبوع را خداوند برای همه انسان ها، به ویژه بندگان صالحش، آفریده است و این طرز تفکّر، که تلاش برای به دست آوردن امکانات مادی ممکن است با انحرافات و آلودگی هایی همراه گردد، پس بهتر است تا آن جا که ممکن است افراد باایمان از نعمت های دنیوی استفاده نکنند، از نظر اسلام قابل قبول نیست.

امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید: «زمانی که نعمت ها وفور یافتند و دنیا به انسان رو آورد، بندگان صالح و شایسته و افراد با ایمان به استفاده از آن ها سزاوارترند.»(7)
به طور کلی، به دلیل آن که محتوای دعوت انبیای الهی با فطرت سالم انسانی هماهنگ است، هیچ دلیلی بر اباحه نعمت های الهی و مطلوبیت استفاده از آن ها بالاتر از جاذبه طبع و موافقت فطرت انسانی با آن ها (به شرط اعتدال) وجود ندارد.(8) سیره عملی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و روش زندگی معصومان علیهم السلام نیز بر این مطلب دلالت دارد. در زندگی امام سجّاد علیه السلام آمده است: آن حضرت عبایی از خز به مبلغ پانصد یا هزار درهم خریداری می کرد و چون زمستان را با آن می گذرانید، می فروخت و بهایش را صدقه می داد.(9)

همچنین می بینیم وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام ابن عباس را به سوی خوارج فرستاد، او بهترین لباس های خود را پوشید و بوی خوش استعمال کرد و بهترین مرکبش را سوار گردید و نزد آن ها رفت. خوارج گفتند: تو از بهترین مردم هستی و با لباس های جبّاران و مرکب آنان نزد ما آمدی؟ ابن عباس در جواب آن ها این آیه را تلاوت کرد: «قُل من حرّمَ زینةَ اللّه الّتی اخرج لعباده و الطیّبات من الرّزق.»(10)

توجه به آفریننده نعمت ها

به دلیل آن که امتیاز انسان بر سایر موجودات به داشتن فکر و عقل و اراده و اختیار در زندگی است، بنابراین تنها زمانی حیات او از یک زندگی حیوانی متمایز می گردد که با به کارگیری اندیشه و فکر خود و از روی اختیار و اراده، راه سعادت و دست یابی به کمالات انسانی را پیموده، تنها به رفع نیازهای مادی خود و اشباع غرایز حیوانی بسنده نکند. روشن است که همه موجودات زنده برای تداوم حیاتشان، به دنبال خوراک، و ساختن سرپناهی مناسب می روند و انسان نیز در این جهت تلاش می کند. قرآن کریم ضمن تأیید و پاسخ گویی مثبت به تأمین این گونه نیازها، نمی خواهد انسان در این حد متوقف گردیده و مصرف او صرفا با هدف تأمین نیازهای مادی انجام پذیرد، بلکه مطلوب قرآن این است که انسان به عنوان برترین آفریده هستی، با داشتن اندیشه و تعقّل و اختیار، کارهایش جهت انسانی خاص خود را پیدا کند. بهترین و آسان ترین راه آن است که انسان با آفریننده جهان هستی و خالق نعمت ها و مواهب مادی به عنوان مبدأ همه کمالات و سرچشمه همه فیوضات آشنا شود تا با اطمینان و یقین بداند آنچه از کمالات و زیبایی ها در جهان هستی مشاهده می کند، همه مخلوق حق تعالی هستند و انسان باید ضمن استفاده صحیح و بجا از آن ها، بصیرت و شناخت خود را نسبت به خالق خود زیادتر نموده، راه تکاملی شایسته مقام انسانی را بپیماید؛ یعنی با تقویت معرفت و تحصیل کمالات انسانی، به خدای بزرگ نزدیک تر گردد.(11) آیات مربوط به بحث را در سه دسته می توان بررسی نمود:
1. خالقیت

بسیاری از آیات(12) با ذکر نعمت های گوناگون، مانند انواع غذاها، میوه ها، نوشیدنی ها، خوراک، پوشاک، مسکن، وسایل حمل و نقل و سوخت بر این نکته تأکید می کنند که خداوند آن ها را آفریده و در اختیار بشر قرار داده است تا انسان معرفت و بصیرت خود را افزایش داده، فرمانبردار و مطیع فرامین الهی باشد و همراه با استفاده از نعمت ها، شکر و سپاس به درگاه الهی را از یاد نبرد.




. تناسب نعمت ها با نیازهای بشر

خدای متعال که آفریننده و خالق بشر است، از هرکس به نیازهای او برای تداوم حیات و رشد و تکامل انسانی آگاه تر می باشد. از این رو، او که از همه مستغنی و بی نیاز است، از روی لطف و مهربانی آنچه را انسان بدان نیازمند بوده، از انواع غذاها، میوه جات، نوشیدنی ها، پوشاک مناسب، هوای سالم، وسایل حمل و نقل و مانند آن ها را در اختیارش قرار داده است. آیاتی از قرآن کریم(13) با برشمردن نعمت های گوناگون که هرکدام تأمین کننده یکی از نیازهای انسان است، این نکته را یادآور می شوند که نوعی هماهنگی و تناسب بین احتیاجات انسان و امکانات مادی در اختیار او برقرار است و از انسان می خواهند در آن ها تفکر کند؛ زیرا با تفکر در این امور، معرفت و بصیرت فرد نسبت به خالق و مدبّر این جهان بیش تر گشته و با کسب چنین معرفتی، زمینه اطاعت و بندگی و سپاس گزاری در مقابل حق تعالی و احسان بیکران او پدیدار می گردد و روحیه شکر و سپاس در او تقویت می گردد.(14)

3. رزاقیّت

غذای مورد استفاده انسان و آبی که می نوشد و پوشاکی که به تن می کند، همه از مصادیق روشن مصارف اویند و از مواردی هستند که در قرآن کریم از آن ها به عنوان «رزق» یاد شده اند.

«رزق» بر چند معنا اطلاق می گردد: گاهی بر عطا و بخشش مستمر، که ممکن است در دنیا یا آخرت باشد، اطلاق می گردد و گاهی به سهم و نصیب فرد «رزق» او گفته می شود و همچنین به آنچه انسان از خوردنی ها و آشامیدنی ها، که تغذیه کرده و جزو بدن او گردیده است، «رزق» اطلاق می گردد.(15)
«رزق» را به «رزق ظاهری»، که مربوط به بدن می باشد، و «رزق باطنی»، که جایگاهش قلوب و قوّه ادراکی انسان می باشد، تقسیم کرده اند. در نتیجه، غذای انسان رزق ظاهری، و علوم و معارف رزق باطنی او می باشند.(16)

آیاتی از قرآن کریم بر این نکته تأکید می کنند که روزی رسان شما و همه موجودات زنده فقط خداوند متعال است و او روزی همه را تضمین نموده است. البته روشن است که خداوند متعال امور این عالم را با اسباب و وسایل خودش به انجام می رساند و یکی از شروط اصلی روزی رسانی به بشر در حالت طبیعی و عادی، تلاش و کوشش خود اوست. بنابراین، تضمین روزی یک واقعیت تکوینی روشن و از اصول مسلّم جهان بینی اقتصادی اسلام می باشد که می توان آن را به عنوان یک نظریه اقتصادی در مقابل اقتصاددانان بدبینی همچون مالتوس قرار داد. ولی از سوی دیگر، فکر و تلاش و کوشش انسان برای تحصیل روزی و امرار معاش از شؤون رزاقیت الهی است. از این رو، در سخنان پیشوایان معصوم بر تلاش و کوشش برای تأمین معاش تأکید فراوان گردیده و تحمّل رنج و زحمت در این راه مانند جهاد در راه خداوند، بلکه برتر از آن قرار داده شده است.(17)

امام صادق علیه السلام درباره کسی که در خانه بنشیند و فقط برای رسیدن روزی دعا کند، می فرماید: دعای کسی که در منزل بنشیند و بگوید پروردگارا، روزی مرا برسان، به اجابت نمی رسد و از سوی خدا به او گفته می شود: آیا برای طلب روزی به تو فرمان ندادم؟(18)

به دلیل آن که آیات مربوط به این بحث در قرآن کریم بسیارند، تنها به ذکر نشانی آن ها در پی نوشت اکتفا می گردد.(19)

مجموعه ای از آیات نیز به انسان فرمان تصرف در روزی الهی می دهند(20) تا فکر و توجه بشر به آفریننده آن ها و روزی رسان جلب گردد و از سوی دیگر، با استفاده از نعمت ها و تأمین نیازهای خود و درک لذت انواع غذاها، میوه ها و نوشیدنی ها، روحیه شکر و سپاس گزاری و به دنبال آن، اطاعت و بندگی و تقوای الهی، که ضامن سعادت و خوشبختی انسان در دنیا و آخرت هستند، در او تقویت گردد.

شناخت سنّت های الهی

از مجموع آیات مربوط به این بحث استفاده می شود که منظور از «سنّت» در موارد مذکور قوانین ثابت و اساسی تکوینی یا تشریعی الهی است که هرگز دگرگونی در آن ها روی نمی دهد.(21) این قوانین، هم بر اقوام گذشته حاکم بوده و هم بر جوامع کنونی و هم مللی که در آینده خواهند آمد، حاکم هستند.(22)
شناخت سنّت های الهی موجب می گردد معرفت و بصیرت انسان نسبت به عواملی که موجب خیر و برکت و فزونی نعمت ها می گردد، افزایش یافته و از سوی دیگر، عوامل فقر و محرومیت و نزول بلاها و مصایب را بهتر بشناسد و در نتیجه، با رعایت حدود الهی و اتخاذ الگوی صحیح و معقول، برای مصرف خود تلاش کند، عوامل نخست را در زندگی پدید آورده، از کارهایی که باعث محرومیت و گرفتاری می گردد اجتناب ورزد.

با ملاحظه آیات قرآن کریم در زمینه سنّت های الهی و بحث مصرف، می توان گفت: شکر و سپاس در مقابل استفاده از نعمت ها موجب فزونی نعمت گشته(23) و کفران و ناسپاسی موجب محرومیت و نزول بلاها می گردد.(24) ظلم و ستم افراد و نیز خوش گذرانی و ریخت و پاش آن ها همراه با سرمستی و غفلت از یاد خدا همواره موجب هلاکت و نابودی اقوام و ملل بوده است.(25) ایمان و تقوا موجب نزول برکات الهی(26) و در مقابل، روی گردانی از یاد خدا موجب سختی در معیشت و اضطراب خاطر می گردد.(27)

الف. ایمان و یاد خدا رفاه و آسایش انسان

ایمان به خدای متعال و معرفت و شناخت او موجب آرامش دل ها و رفع نگرانی ها می گردد؛ زیرا فرد با ایمان به قدرت لایزال و نامتناهی خداوند معتقد است و با اعتقاد به سرای جاودان دیگر، تمام تلاش و کوشش خود را صرف انباشت ثروت و یا کسب مقام و رسیدن به لذایذ مادی بیش تر نمی کند، بلکه همه چیز را در راه اطاعت و بندگی خدای متعال و انجام وظایف و مسؤولیت های فردی و اجتماعی خود طلب می کند و با اعتقاد به خدای قادر و حکیم، که تدبیر همه عالم به دست اوست و روزی رسان همه موجودات است، از روی آوردن آفات و بلیات، بیماری ها و حوادث ترس و نگرانی ندارد و با اعتقاد به این که مرگ پایان یک حیات موقّت و کوتاه و آغاز حیاتی جاودان می باشد، هیچ گاه مرگ در نظرش همچون کابوسی وحشتناک و غم بار جلوه نمی کند؛ زیرا با ایمان و یاد خدا دنیا را محل امتحان و گذرگاهی موقّت برای تأمین خوش بختی و سعادت هر دو سرای خود می بیند.
ب. اعراض از یاد خدا سختی در معیشت

کسی که از یاد خدا غافل و تنها هدفش در زندگی حداکثر کردن ثروت و لذایذ مادی باشد، به هیچ حدی قانع و راضی نگشته با حرص و طمع و فزون طلبی، عرصه زندگی را بر خود تنگ کرده، نسبت به همنوعان خود ظلم و ستم می کند. قرآن کریم در این باره می فرماید: «و مَنْ اعرض عن ذکری فانَّ لهُ معیشةً ضنکا.» (طه: 124)؛ کسی که از یاد خدا اعراض نماید، برای او معیشت و زندگی سخت خواهد بود.

«ضنک» به معنای تنگی همراه با سختی است.(28) توضیح آن که اگر انسان خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه کند، دیگر چیزی بجز دنیا نمی ماند که به آن دل ببندد و در نتیجه، چنین فردی تمام کوشش خود را صرف به دست آوردن پول و مقام و شهرت و سایر مظاهر دنیوی می کند و هر روز آن را توسعه داده، و به هیچ حدی قانع نگشته، حرص و طمع او به جایی منتهی نمی گردد.(29) او گم شده خود را، که روح انسانی اش را اشباع و سیراب می کند، در دنیا نمی یابد. از سوی دیگر، تکیه گاه و نقطه اعتماد مطمئنی در زندگی ندارد تا در سختی ها و ناملایمات به آن پناه ببرد و آرامش بخش او در زندگی باشد. از این رو، همواره از نزول آفات و بلاها و فرا رسیدن مرگ و بیماری، اضطراب و نگرانی دارد و هرچند از نظر رفاه مادی و امکانات دنیوی در وسعت باشد، ولی آسایش خاطر و پایانی امیدبخش و نشاط آفرین ندارد.




منابع مقاله:
فصلنامه معرفت، شماره 66، خليليان اشکذري، محمد جمال؛

چکيده

الگوي مصرف هر جامعه نقشي تعيين کننده در تخصيص منابع توليد، نوع کالاهاي توليدي و شيوه توزيع آن ها دارد؛ زيرا تخصيص بهينه منابع براي توليد کالاها و ارائه خدمات به منظور تأمين نيازهاي ضروري و حياتي جامعه و رفع فقر و محروميت، تا حد زيادي به شناخت الگوي صحيح مصرف و حاکميت آن بستگي دارد و اين امر مبتني بر جهت دهي معقول و منطقي به افکار، عقايد، آداب و رسوم و ارزش هاي مورد قبول جامعه يا به طور خلاصه، فرهنگ عمومي مردم مي باشد. اين مقاله در دو بخش «مباني نظري» و «مباني راهبردي» سامان دهي شده است؛ تا هم آگاهي و شناختِ لازم براي تشخيص الگوي صحيح مصرف به دست آيد و هم در مرحله عمل و صحنه اجرايي، ويژگي هاي الگوي مناسب مصرف براي افراد جامعه روشن شود و شيوه هاي صحيح تخصيص درآمدها و مصرف کالاها و خدمات تعيين گردند.
مقدّمه

شناسايي نيازهاي واقعي و رعايت اعتدال و صرفه جويي در بهره برداري از امکانات را «الگوي صحيح مصرف» بيان مي کند. مصرف در يک جامعه، نقشي مهم در تعيين نوع، ميزان و شکل توليد و توزيع دارد و از سوي ديگر، خود تحت تأثير نوع و ميزان توليد است. بنابراين، مناسب است نکاتي درباره ضرورت اتخاذ الگوي صحيح مصرف مطرح گردند:

1. اگر وضعيت جامعه به گونه اي باشد که افراد را به سمت مصرف هرچه بيش تر سوق دهد، بخش اعظم منابع درآمد جامعه به مصرف اختصاص مي يابد و روشن است که در چنين وضعيتي از سطح پس انداز کل کاسته، زمينه مناسب براي سرمايه گذاري فراهم نمي گردد. اين مسأله کاهش توليد و فقر اجتماعي را به دنبال مي آورد و ضعف اقتصادي نيز زمينه فقر فرهنگي و انحطاط اجتماعي را فراهم مي کند و اين امور در

مجموع، آسيب پذيري جامعه را در برابر قدرت هاي سلطه گر افزايش مي دهد و استقلال سياسي کشور را تهديد مي کند و چنان که تأمين نيازهاي رو به افزايش جامعه از راه واردات انجام گيرد، تأمين ارز مورد نياز براي خريد از بازار جهاني، روند وابستگي را تشديد مي نمايد.

2. در هيچ جامعه اي فراواني مطلق وجود ندارد و عوامل توليد با محدوديت و کم يابي نسبي مواجه مي باشند. الگوي مصرف حاکم بر جامعه مي تواند به تخصيص بهينه منابع و نحوه به کارگيري عوامل توليد کمک کند، به گونه اي که در برگيرنده نيازهاي ضروري و اساسي باشد و با اولويت بندي و تشخيص ميزان اهميت هريک، زمينه لازم را براي استفاده منطقي از امکانات فراهم آورد. بنابراين، با توجه به اين که از يک سو، امکانات و توانمندي هاي جامعه در هر مقطع زماني، با محدوديت هايي مواجهند و از سوي ديگر، ميزان نياز، به سبب رشد جمعيت همواره در حال افزايش است، از اين رو، چنين وضعيتي لزوما افزايش توليد را مي طلبد که در صورت عدم تحقق آن، توليد ناچيز کالاها و خدمات بين جمعيتي زياد تقسيم مي گردد و اين نتيجه اي جز افزايش فقر و محروميت به دنبال ندارد.

3. در صورتي که کشوري درآمدهاي حاصل از صادرات و فروش نفت را در اختيار داشته باشد، الگوي مصرف در آن کشور بايد زمينه لازم را براي هدايت اقتصاد به سمتي فراهم آورد که هنگام کاهش يا قطع اين درآمدها، بتوان اقتصاد جامعه را به خوبي اداره کرد. در غيراين صورت، وابستگي و در نتيجه، آسيب پذيري جامعه همواره افزايش مي يابد و ممکن است به سرنوشت کشورهايي همچون آرژانتين مبتلا گردد. اين کشور اکنون قريب 130 ميليارد دلار بدهي خارجي و 150 ميليارد دلار بدهي داخلي دارد. وضعيت نامطلوب اقتصادي، ناآرامي ها و اعتراضات مردمي را در آن جا به اوج خود رساند. با بررسي علل اين حوادث مي بينيم که وابستگي شديد آن کشور به وام هاي خارجي و پي روي از دستورالعمل هاي صندوق بين المللي پول (بدون توجه به مصالح و منافع ملي آن کشور) يا به طور خلاصه، نداشتن الگوي صحيح در توليد و مصرف، نقشي اساسي داشته است.

در ميان عواملي که بر تعيين الگوي مصرف در يک جامعه نقش دارند، به نطر مي رسد «فرهنگ حاکم بر جامعه» مؤثرتر و داراي تأثير عميق تري مي باشد؛ زيرا اعمال و تصميم گيري افراد آينه تمام نماي عقايد، انديشه ها و نحوه نگرش به جهان هستي و ارزش هاي مورد قبول آن هاست. از سوي ديگر، آداب و رسوم، ارزش ها و افکار و عقايد اجزاي اصلي تشکيل دهنده فرهنگ هر جامعه مي باشند. بنابراين، فرهنگ در فرايند تصميم گيري و اعمال و رفتار اقتصادي افراد جامعه نقشي اساسي دارد. در اين ميان، جايگاه فرهنگ مصرف در مکتب اهل بيت پيامبراکرم صلي الله عليه و آله به خوبي از سخنان پيشوايان معصوم نمايان است. براي نمونه، امام سجّاد عليه السلام در يکي از دعاهاي خود چنين مي فرمايد: «پروردگارا، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا از اسراف و زياده روي باز دار و به بخشش و ميانه روي قوام ده و تنظيم صحيح امور زندگي را به من بياموز و مرا از تضييع نعمت ها بازدار.»(1)
اتخاذ الگوي صحيح و منطقي در مصرف، آثار فردي و اجتماعي فراواني به دنبال دارد؛ زيرا در سطح کلان، تا امکانات يک جامعه با نيازها و خواست هاي افراد آن جامعه متناسب و هماهنگ نباشد، کسب استقلال اقتصادي و دست يابي به عزّت و سرافرازي ممکن نمي گردد و در سطح فردي، بدون اجتناب از مصارف غيرضرور و تجمّلي و تقدير معيشت به معناي متوازن نمودن درآمدها و هزينه ها آرامش روحي و رواني، که شرط اصلي رفاه مادي است، به وجود نمي آيد. جست وجوي الگوي مصرف متناسب خانوار به معناي تهيه نسخه اي عام براي همه نيست، بلکه آشنايي با معيارها، فرضيه ها و رفتارهاي بخردانه اي در مصرف است که خانواده در پرتو آن بهتر مي تواند بر مسائل و مشکلات مالي خويش غلبه کند و هزينه ها را تا حد ممکن به امکانات نزديک نموده، از فشارهاي رواني وارد بر خانواده از نظر ساعات کار و احساس محروميت و خفّت و شکست بکاهد.(2)
مباني نظري بحث
شناخت کالاهاي مباح و ممنوع

يکي از لوازم به کارگيري الگوي معقول و منطقي براي انجام هر کاري ايجاد شناخت و بصيرت لازم نسبت به آن کار و حدود و موازين آن است. در اين ميان، رعايت برخي حدود و مقررّات، لازم و ضروري اند و بعضي ديگر در درجه اهميت بعدي قرار دارند. بنابراين، شناخت اولويت ها و موارد مهم از حساسيت بالايي برخوردار بوده، نقش حياتي در دست يابي به هدف دارد. از اين رو، براي اتخاذ الگوي صحيح مصرف، ابتدا بايد مصرف کننده مسلمان کالاهاي مجاز (مباح) و ممنوع (حرام) را بشناسد و در حد توان، معيار اباحه و تحريم آن ها را بداند تا در مرحله عمل، به راحتي و با انگيزه اي قوي بتواند آن حدود و مقررات را به کار بندد. از اين رو، بررسي ديدگاه قرآن کريم در اين زمينه، يکي از مباني نظري مهم در بحث مي باشد.

برخي از آيات قرآن کريم معيار اباحه و جواز استفاده را «طيّب» بودن و معيار حرمت و ممنوعيت را «رجس» و «خبيث» بودن هر چيز قرار داده اند؛ مانند:

«قل لا اَجِدُ فيما اوحِيَ اليّ محرّما علي طاعم يطعمه الاّ ان يکون ميتةً او دما مسفوحا او لحم خنزير فانّه رجسٌ...» (انعام: 145)؛ بگو در آنچه بر من وحي شده، هيج غذاي حرامي نمي يابم؛ به جز اين که مردار باشد، يا خوني که (از بدن حيوان) بيرون ريخته، يا گوشت خوک که اين ها همه پليدند...

«و يُحلُّ لهم الطيبات و يحرّم عليهم الخبائث.» (اعراف: 157)؛ خداوند بر افراد با ايمان چيزهاي پاکيزه را حلال و مباح قرار داد و چيزهاي پليد را ممنوع گردانيد.

«کلوا من طيّبات ما رزقناکم» (طه: 81)؛ از روزي هاي پاکيزه اي که به شما داديم، بخوريد.(3)
«طيب» هر چيز لذيذي است که طبع سالم انساني از آن نفرت نداشته باشد، بلکه مورد علاقه افراد باشد. بنابراين، آنچه براي طبع سالم انساني خوشايند باشد و آن را پاکيزه بداند، «طيّب» است.(4) «طيّبات رزق» شامل انواع خواست هاي مطبوع و ملايم با طبع انسان مانند لباس، خوراک، مسکن، همسر و ساير نيازهاي انسان مي گردد.(5) به دليل آن که محتواي دعوت پيامبراکرم صلي الله عليه و آله با فطرت سليم انساني هماهنگ است، حلال و مباح گرديدن آنچه طبع سالم مي پسندد و حرام و ممنوع بودن چيزهاي پليد و تنفّرآميز در اين جهت قرار دارد.