ترسیم نظام اقتصادی اسلام قسمت پنجم
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيم
شهید صدر قدس سره در جنبه سلبی قاعده اساسی توزیع بعد از تولید فرمودند: هر در آمدی که بر کار مستقیم یا ذخیره شده در ابزار تولید و غیر آن نباشد، ممنوع و غیر قانونی است. (23) مفهوم آن این است که تغییرات قیمت کالا در بازار منشا درآمد باشد غیر قانونی است. روشن است که التزام به این مطلب مشکل آفرین است، زیرا تغییرات قیمت کالا در بازار امری اجتناب ناپذیر در طول تاریخ بوده و غیر قانونی شمردن آن موجب بن بست عملکرد بازار می شود. از فتاوای حضرت امام قدس سره در باب اجاره (24) خرید و فروش نقد و نسیه (25) استفاده می کنیم که چنین در آمدی در صورتی که تغییرات قیمت در بازارهای اسلامی در چهار چوب احکام شرع و احکام حکومتی صورت پذیرد، مشروع و قانونی است.
توجیه این مطلب به گونه ای که با نظریه توزیع بعد از تولید از دیدگاه حضرت امام قدس سره منافات پیدا نکند، چنین است: تغییرات اجرت زمین، ماشین و امثال آن و نیز تغییرات قیمت کالا در حقیقت به معنای تغییرات ارزش کار ذخیره شده در این امور است و کسی که مالک کار ذخیره شده در کالا، زمین، ماشین و امثال آن است مالک تغییرات ارزش آن نیز می باشد. 4 - روشهای پرداخت اجرت عوامل مادی تولید
روشهای پرداخت اجرت عوامل مادی تولید را بر اساس آنچه در کتاب شریف اقتصادنا آمده است، می توان در جدول زیر خلاصه کرد. (26)
(جدول 2-2)
نیروی کار(عامل تولید).....روش پرداخت: اجرت ثابت(+)...شرکت در منافع(+) ابزار تولید(عامل تولید)....روش پرداخت: اجرت ثابت(+)...شرکت در منافع(-) زمین (عامل تولید)..........روش پرداخت: اجرت ثابت(+)...شرکت در منافع(-) سرمایه نقدی(عامل تولید)....روش پرداخت: اجرت ثابت(-)...شرکت در منافع(+)
بر اساس این جدول، صاحبان ابزار تولید و زمین نمی توانند به روش مشارکت در منافع حاصل از تولید اجرت خود را دریافت کنند و صاحبان سرمایه نقدی تنها در امور تجاری می توانند به روش شرکت در منافع وارد شوند و در بخش کشاورزی و صنعت بکلی به هیچ یک از دو روش فوق نمی توانند وارد شوند. متخصصین در امور اقتصادی بخوبی درک می کنند که ملتزم شدن به این جدول در اقتصاد چه محدودیتهایی را ایجاد می کند، بخصوص امروزه که تجهیز و تخصیص منابع پولی نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصادی دارد و بانکهای ربوی در دنیا و غیر ربوی در ایران عهده دار این نقش مهم اند. التزام به این مطلب که پول تنها در امور تجاری می تواند وارد شود و به روش شرکت در منافع اجرت دریافت دارد مشکل آفرین است.
با استفاده از فتاوای حضرت امام قدس سره در باب اجاره، مضاربه، مساقات، مزارعه، صلح و جعاله به این قاعده کلی می رسیم: (27)
«همه عوامل تولید به غیر از صاحبان سرمایه نقدی به دو روش اجرت ثابت و شرکت در منافع می توانند پاداش خود را دریافت نمایند و فقط صاحبان سرمایه های نقدی هستند که نمی توانند اجرت ثابت دریافت دارند، ولی می توانند در منافع حاصل از تولید در همه بخشهای تجاری، کشاورزی و صنعتی شرکت نمایند.»
بنابراین جدول روشهای پرداخت به شکل زیر خواهد بود:
جدول (2-3)
نیروی کار(عامل تولید)...روش پرداخت: اجرت ثابت(+)...شرکت در منافع(+) ابزار تولید(عامل تولید)..روش پرداخت: اجرت ثابت(+)...شرکت در منافع(+) زمین (عامل تولید)........روش پرداخت: اجرت ثابت(+)...شرکت در منافع(+) سرمایه نقدی(عامل تولید)..روش پرداخت: اجرت ثابت(-)...شرکت در منافع(+) 5- قلمرو آزادی نظر قانونی
شهید صدرقدس سره اختیارات قانونگذاری دولت در زمینه های مختلف اقتصادی را در قلمرو آزادی نظر قانونی، قایل شده است. خلاصه نظر ایشان در بیان قلمرو آزادی نظر قانونی چنین است: (28)
«اسلام بر دو جنبه مشتمل است: یکی به طور منجز به وسیله شارع تعیین گردیده و تغییر و تبدیل در آن راه ندارد. جنبه دیگر که آن را آزادی نظر قانونی نامیده ایم، باید به وسیله ولی امر «دولت » بر حسب نیازها و مقتضیات زمان و مکان تکمیل شود. دولت از یک سو مجری احکام ثابت و تشریعی و از سوی دیگر وضع کننده مقررات در محدوده آزادی نظر قانونی است که بنا به ضرورت اجتماعی و طبق شرایط روز، باید تدوین و اجرا شود. بنابراین برای دولت یا ولی امر جایز نیست که ربا را حلال کند یا حقه بازی را جایز شمارد یا قانون ارث را تعطیل کند یا مالکیت ثابتی را در جامعه بر اساس اسلامی، لغو نماید. بلکه در اسلام به ولی امر اجازه داده شده است که نسبت به تصرفها و اعمال جایز و مباح در شریعت دخالت کند و در آن باره بر اساس ایده های اسلامی امر صادر کند و یا ممنوعیت بر قرار سازد.»
بنابراین دائره اختیارات قانونی ولی امر «رئیس حکومت » منحصر به مواردی می شود که داری حکم شرعی لزومی (وجوب و حرمت) یا حکم وضعی مشخص (مالکیت و امثال آن) نباشد. یعنی مواردی که مباح بالمعنی الاعم (مستحبات، مکروهات و مباحات) است. به نظر ما شهید صدر قدس سره دو سؤال مهم را باید پاسخگو باشد و نظریه ایشان پاسخگوی این دو سؤال نیست.
سؤال اول: شکی نیست که قلمرو آزادی نظر قانونی از تشریع حکم شرعی به وسیله خداوند خالی نیست. زیرا بر اساس روایات، هیچ واقعه ای نیست که حکم آن در شرع از قبل بیان نشده باشد. تنها فرق در این است که در این قلمرو شارع دارای حکم شرعی لزومی نیست ولی حکم شرعی غیر لزومی مانند استحباب و کراهت و اباحه، وجود دارد و شکی نیست که احکام شریعت چه لزومی باشد و چه غیر لزومی بر اساس مصالح و مفاسد واقعیه تشریع شده است. آنگاه این سؤال مطرح می شود که چرا ولی فقیه می تواند بر اساس مصالح زمان و مکان و ایده های اسلامی تشریعات غیر لزوم خداوند را تعطیل کند، ولی نمی تواند بر همین اساس تشریعات لزومی خداوند را تعطیل کند؟
سؤال دوم: فقهاء در باب تزاحم این بحث را مطرح کرده اند که ممکن است احکام شرعی در عالم واقع تزاحم نمایند. مثلا ممکن است فعل واحد از جهتی حرام و از جهتی واجب باشد، برای نمونه اگر نجات دادن فردی که در حال غرق شدن است متوقف بر گذشتن از زمینی باشد که ملک غیر است، در این صورت گذر از ملک غیر بدون اجازه مالک از این جهت که مقدمه نجات فرد است، واجب، و از این جهت که تصرف در ملک غیر بدون اجازه اوست حرام است. در این موارد فقهاء فرموده اند: قاعده تقدیم اهم بر مهم جاری است. در مثال ما چون نجات جان انسان غریق اهم است لذا فرد باید در ملک غیر تصرف کند و غریق را نجات دهد و تصرف او در ملک غیر حرام نیست.
ما این تزاحم را در خارج از محدوده احکام تصور می کنیم; اگر بین اهداف تزاحم شد به گونه ای که دستیابی به عدالت اقتصادی و استقلال اقتصادی در شرایطی ممکن نشد. یا بین اهداف و احکام تزاحم ایجاد شود، به طوری که التزام به مالکیت خصوصی در مواردی با عدالت اقتصادی منافات پیدا کند یا تعطیل کردن بانکداری ربوی موجب اختلال نظام پولی شود، آیا می توان قاعده باب تزاحم را (تقدیم اهم بر مهم) جاری کرد و حکم مهم را ولو در منطقه پر تشریع باشد به خاطر حکم اهم و یا هدف اهم یا حفظ مبنای اهم، تعطیل کرد؟ آیا در این صورت چاره ای جز اجرای این قاعده وجود دارد؟ و جز ولی فقیه که در راس حکومت است چه کسی می تواند اهم را از مهم تشخیص داده و مجری این قاعده باشد؟
نظریه شهید صدر قدس سره نمی تواند پاسخگوی دو سؤال فوق باشد. حضرت امام قدس سره قایل به ولایت مطلقه الهی برای فقیه می باشند. (29) معنای ولایت مطلقه فقیه این است که ولی فقیه می تواند بر اساس مصالح اسلام و مسلمین احکام شرعی تکلیفی و وضعی را تا مادامی که آن مصلحت باقی است تعطیل نماید، حضرت امام قدس سره می فرمایند:
«حکومت می تواند هر امری را چه عبادی و چه غیر عبادی که جریان آن خلاف مصالح اسلام است تا هنگامی که چنین است جلو گیری کند. حکومت می تواند از حج که از فرایض مهم الهی است در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست موقتا جلو گیری کند.» (30)
بدین ترتیب می توان گفت نظریه ولایت مطلقه فقیه نتیجه مستقیم التزام به دو مطلب است که هر دو را نیز حضرت امام قدس سره می پذیرند:
1- اسلام دارای نظامهای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی خاص خود می باشد و برای تمامی ابعاد و شئون زندگی فردی و اجتماعی قوانین خاصی دارد. (31)
2- پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در عصر وحی و ائمه معصومین علیهم السلام در عصر حضور و ولی فقیه در عصر غیبت موظف است که نظامات اسلامی را در خارج تحقق بخشد. (32)
آنچه یک مذهب در مورد نظام، اهداف، مبانی و اجزای آن و نیز احکام شرعی ارایه می نماید، در حقیقت طرح نظری است که باید در خارج پیاده شود و از طرفی عالم خارج عالم تزاحم است به این معنی که به صورت طبیعی، اهداف و مبانی و احکام در بعضی شرائط با یکدیگر تزاحم می کنند. اگر در یک مذهب برای حل چنین تزاحمات، راه حلی ارائه نشود، نظامی که به وسیله آن مذهب ارائه شده است قابل پیاده شدن نیست. اسلام برای حل این معضل، قاعده تقدیم اهم بر مهم را پیشنهاد کرده است و چون ولی فقیه مسئول پیاده کردن این نظامات است اوست که باید مصادیق تزاحمات را در عالم خارج تشخیص داده و اهم را بر مهم بر اساس آنچه از اسلام می فهمد مقدم نماید و مهم را به خاطر اهم تعطیل کند.
بر این اساس مصلحت اسلام و مسلمین چیزی جز تشخیص اهم و تقدیم آن بر مهم در تزاحمات نیست. این تزاحمات تنها در دائره احکام فرعیه فقهیه مطرح نیست بلکه همه عناصر نظام و مبانی و اهداف آن را در بر می گیرد. لذا ولی فقیه نه تنها می تواند بر اساس مطلحت اسلام حکمی از احکام شرعی مثل وجوب حج را تعطیل کند، بلکه می تواند هدفی از اهداف نظام را نیز در صورت تزاحم با هدف اهم دیگر تعطیل نماید. لذا حضرت امام در پایان کلام خود در صحیفه نور پس از آنکه اختیارات حکومت را در تعطیل احکامی مانند حج، بیان می کنند، می فرمایند: «این از اختیارات حکومت است و بالاتر از آن هم مسائلی است که مزاحمت نمی کنم ». (33) بخش سوم: نظام اقتصادی اسلام از دیدگاه امام قدس سره
نظام اقتصادی اسلام عبارت است از مجموعه نهادهائی که به صورت هماهنگ و مرتبط با هم اقتصاد جامعه را با حفظ مبانی مکتبی به سمت اهداف اقتصادی پیش می برند. (34)
نهادها در این اصطلاح رفتارهای معینی هستند که شرکت کنندگان در نظام اقتصادی (دولت و مردم) را به یکدیگر پیوند می دهند و نباید آنها را با ساختمانها و دفاتر و مؤسسات خارجی اشتباه کرد. مثلا بازار یک نهاد است و مراد از آن رفتار خرید و فروش بین مردم است و ساختمان یا محلی که خرید و فروش در آن رخ می دهد مقصود نیست. همچنین قرض الحسنه یک رفتار اقتصادی است که قرض دهندگان را به قرض گیرندگان مرتبط می کند و لذا یک نهاد است. مشارکت کار و سرمایه یک نهاد است یعنی رفتاری است که صاحبان کار را با صاحبان سرمایه پیوند می دهد.
همچنین در بخش دولتی نهادهای سیاستگذاری و برنامه ریزی و قانونگذاری و نهاد کسب درآمدهای دولت و... در حقیقت اعمالی هستند که بخش دولتی را با بخش خصوصی مرتبط می نمایند. (35)
در طرح نظری نظام اقتصادی اسلام نهادها دارای خصوصیات زیر می باشند:
1- قابلیت تحقق عینی را دارند.
2- نشات گرفته از مبانی و در جهت اهداف اقتصادی عمل می کنند.
3- احکام و حقوق ثابت (غیر وابسته به مکان و زمان) حدود و کارکرد آن را تعیین می کنند.
4- جهان شمول و غیر وابسته به موقعیت زمانی و مکانی خاص می باشند.
در حقیقت نظام اقتصادی اسلام مجموعه هماهنگ رفتارهایی است که اسلام آن را بر اساس مبانی خاصی و برای دستیابی جامعه به اهداف معینی طراحی کرده است.
احکام و حقوق اقتصادی طبق تعریف، کیفیت و محدوده عملکرد نهادهای نظام را بیان می نمایند. بنابراین یکی از راههای کشف نهادهای نظام می تواند بررسی احکام و حقوق اقتصادی باشد. کما اینکه از طریق مبانی و اهداف اقتصادی می توان به بعضی از نهادهای نظام دست یافت. بر این اساس در این فصل ابتدا نهادهای نظام به دو بخش دولتی و غیر دولتی تقسیم شده و در هر بخش نهادها به دو روش فوق با استمداد از فتاوی و بیانات حضرت امام قدس سره کشف و معرفی، و سپس در یک طرح جامع این اجزاء در ارتباط با هم ارائه گردیده است. «نهادهای بخش دولتی »
دولت در این رساله به مجموعه نهادهایی گفته می شود که در راس آنها در زمان حضور، امام معصوم علیه السلام و در عصر غیبت، ولی فقیه قرار دارد و مسئول پیاده کردن نظامات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و حرکت جامعه از وضعیت موجود به سمت اهداف از پیش تعیین شده می باشد.
برای کشف نهادهای بخش دولتی در حوزه اقتصاد سه گونه اطلاعات در دسترس می باشد که عبارتند از:
1- مسئولیتهای دولت
2- اختیارات و وظایف دولت
3- منابع در آمد دولت و کیفیت صرف آن
مسئولیتها و اختیارات دولت در بخش دوم بررسی شد. به نظر حضرت امام قدس سره در آمدهای دولت اسلامی عبارتند از: در آمد انفال، خمس، زکات، جزیه، خراج، مالیاتهای حکومتی
امام قدس سره معتقدند: اگر در شرائطی اقلام پنجگانه فوق (غیر از مالیتهای حکومتی) نتوانست نیازهای دولت را تامین کند، دولت اسلامی می تواند مالیات جداگانه ای وضع نماید. (36)
با در نظر گرفتن اطلاعات سه گانه فوق بطور منطقی نتیجه می گیریم که نهادهای بخش دولتی عبارتند از:
الف) نهادهای غیر اجرایی (ستادی):
1- نهاد سیاستگذاری در حوزه اقتصاد
2- نهاد برنامه ریزی و تخصیص بودجه
3- نهاد قانونگذاری در حوزه اقتصاد
ب) نهادهای اجرایی (صف):
1- نهاد نظارت بر عملکرد بخش دولتی و غیر دولتی
2- نهادهای سرمایه گذاری در راه رشد و استقلال اقتصادی
3- نهادهای کمک به ایجاد رفاه عمومی و توازن اقتصادی
4- نهادهای کسب در آمدهای دولت.