بررسي اقتصاد خانواده؛با الگوپذيري از سيره عملي حضرت زهرا(س)

وظايف اقتصادي زن در اجتماع

همان گونه که خانواده به عنوان واحد کوچکي از اجتماع در پيشرفت و توسعه فرهنگي جامعه نقش اول را دارد، در توسعه و رشد اقتصادي جامعه نيز نقش اساسي را ايفا مي کند و ميزان، چگونگي و نوع حضور او در عملکرد و چرخه هاي اقتصاد کشور تأثيرگذار است.

يکي از اساسي ترين اهداف تشکيل خانواده، بقاي نسل و تربيت نيروي انساني مورد نياز جامعه است. توسعه و رشد اقتصادي در گرو نيروي کار فعال و تحصيل کرده است؛ بنابراين يکي از عوامل مؤثر در توسعه اقتصادي نيروي انساني يا سرمايه هاي انساني است.

خانواده به عنوان اولين پايگاه تربيت و پرورش منابع انساني است؛ از اين رو جامعه بايد با تقويت نهاد خانواده زمينه توسعه اقتصادي را مهيا سازد. امروزه تئوري سرمايه ي انساني در مقابل سرمايه ي فيزيکي مورد توجه اقتصاددانان و جامعه شناسان دنيا است.

در اين تئوري سرمايه هاي انساني با ارزش تر از دارايي ها و منابع طبيعي و ذخاير زيرزميني به شمار مي آيند و هرچه بر روي انسان ها سرمايه گذاري شود، رشد و توسعه جامعه افزون خواهد شد.

از اين رو؛ پيشرفت علم و دانش،‌ نگرش و مهارت افراد، ظرفيت توليديِ جامعه را ارتقا مي بخشد و در نتيجه رشد و توسعه ي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي تسهيل و تسريع مي گردد. اين نظريه مي تواند در دو سطح خرد و کلان آثار مطلوب خود را نشان دهد. در مقطع خرد، بازدهي خصوصي را افزايش مي دهد و در سطح کلان رشد و توسعه ي جامعه را به همراه دارد، و چون پرورش منابع انساني از کانون خانواده آغاز مي شود، و مادران نقش اساسي را در زمينه تربيت و پرورش فرزندان ايفا مي کنند، اثرگذاري قابل توجه آنان آشکار است و اين نقش، ويژه ي زنان است.

زنان به عنوان عامل پرورش و رشد نيروي کار، در جريان بهره وري و توليد ناخالص ملي سهم دارند، که با سرمايه گذاري در اطلاعات، دانش ها، نگرش ها و مهارت هاي زنان اين ارزش افزوده خواهد شد؛ بنابراين تلاش حاکمان و نظارت و توجه ملّي به اين امر بازخورد مستقيم در پيشرفت کشور را دارد؛ زيرا هرگاه منابع انساني در محيطي سالم و با انگيزه و احساسات و عاطفه و خيرخواهي و ... پرورش يابد و با عزت نفس و مناعت زندگي را بگذراند، نيروي قوي تري در چرخش امور اقتصادي و اجتماعي خواهد داشت. زنان با فراهم کردن و آماده ساختن محيطي با نشاط و صميمي براي تأمين نيازهاي مادي و معنوي و توجه به بهداشت روحي، جسمي و رواني اعضاي خانواده اثر مستقيم بر اقتصاد جامعه مي گذارند.

سيره ي عملي حضرت زهرا(س) جهت گيري صحيح و نتايج ارزشمندي را نشان مي دهد.

حضرت زهرا(س) کار خانه را تا جايي که براي افراد خانواده و حتي فرزندان شيرخوار، مطلوبيت و رضايت خاطر ايجاد مي کرد، برنامه ريزي مي فرمود. بلال مي گويد: روزي حضرت زهرا(س) را ديدم که مشغول آرد کردن گندم بود در اين هنگام فرزندش حسين گريه و بي تابي مي کرد. خدمتشان عرض کردم: براي کمک به شما آسياب کنم يا بچه را آرام نمايم؟ حضرت فرمود: من به آرام کردن فرزند اولي هستم، شما آسياب را بچرخانيد.([1])

اين بهترين الگو براي ايفاي نقش مادر و توجه به نياز عاطفي فرزند و انتخاب صحيح در تخصيص و بهينه سازي اقتصادي است؛ چرا که با اين کار حضرت زهرا(س) توجه به رضايت خاطر و مطلوبيت فرزند شيرخوارش را بر ادامه کار منزل ترجيح داد که نتيجه ي اين تلاش ها، پرورش منابع و سرمايه هاي انساني است؛ آن گونه که همين فرزندان در جهت برقراري عدل و داد و عدالت اجتماعي و اقتصادي و ... از تربيت و تعليم کامل بهره مند شدند و جامعه را نيز رهبري نمودند.

در پرورش منابع نيروي انساني بايد به بعد معنوي و ارزش هاي اخلاقي و ديني توجه ويژه شود؛ تا اين نيروها همراه با پيشرفت و رشد و تعالي در بعد مادي و اقتصادي بتوانند از رشد اخلاقي و ارزشي نيز برخوردار گردند و توسعه اقتصادي در جهت برقراري و تحکيم عدالت اجتماعي که از جمله برنامه هاي دين است پيش رود؛ وگرنه منافع توسعه ي اقتصادي براي قشر خاصي از جامعه سودبخش خواهد بود و اقشار مستضعف جامعه را در بر نخواهد گرفت.

نامه جامعه :: تير 1386، شماره 34

 


اقتصاد اسلامي در مباني و منابع اصلي ( آيات قرآن – روايات اهل بيت عليهم السلام)
 




آثار رفتار اقتصادي زنان بر مصرف کل جامعه


آثار رفتار اقتصادي زنان بر مصرف کل جامعه

بي شک رفتارهاي مصرفي بر حجم مصرف کل در جامعه تأثيرگذار است. از ديد اقتصادي هرچه ميل نهايي افراد جامعه به مصرف، بيشتر باشد؛ فرآيند ضريب فزاينده و روابط بين متغيرهاي کلان اقتصادي مصرف کل بيشتر خواهد شد. با ايجاد تقاضاي مؤثر براي کالاها و خدمات، توليد کل فزوني يافته و در نتيجه درآمد ملي افزايش مي يابد. از نظر اسلام مصرف بايد در چارچوب صحيح و متعادل و دور از اسراف و تبذير صورت پذيرد. همان گونه که اسلام تأکيد و سفارش به اسراف نکردن و مصرف صحيح و به اندازه دارد؛ بر انفاق نيز تأکيد مي نمايد. با انفاق؛ روح هم بستگي و کمک به ديگران تقويت مي شود. زن مي تواند با پرهيز از اسراف و تبذير جلوي اتلاف و هدر رفتن امکانات، لوازم، مواد غذايي، پوشاک و ... بگيرد و جامعه را به سوي مصرف صحيح راهنما باشد.

کالاهاي مصرفي هر خانواده را مي توان به دو گروه تقسيم کرد:

1. کالاهاي مصرفي با دوام؛ همچون مواد غذايي که بايد براساس برنامه استفاده شود. مادر خانواده بايد مواد ضروري چهارگانه (پروتئين، چربي، قند، ويتامين) را در برنامه غذايي افراد خانواده بگنجاند؛ بدين منظور آشنايي به اصول علم تغذيه و آگاهي از قيمت مواد غذايي مختلف و توجه به بودجه خانواده از عناصر اصلي تهيه ي مواد غذايي مناسب مي باشد. مادر مي تواند در صورت محدوديت درآمد با جاي گزيني مواد غذايي ارزان تر (با خواص مشابه) نيازهاي تغذيه اي خانواده را تأمين کند. مادر خانواده بايد در اين جاي گزيني توجه به ذائقه و ترجيحات خانواده داشته باشد. غذا بايد به اندازه نياز خانواده تهيه شود. پرخوري در اسلام مذموم است و موجب بيماري و افزايش هزينه ي خانواده مي شود که در صورت محدوديت درآمد، باعث فشار و تحديد بر ديگر بخش هاي تقسيم درآمد مي گردد. و حال آن که اگر خانواده ها بخشي از هزينه ي مواد غذايي را صرف خريداري کتاب و محصولات فرهنگي بنمايند از مشکلات و ضعف فرهنگي جامعه کاسته خواهد شد.

ب. کالاهاي با دوام؛ مانند مسکن که بايد به هنگام خريد آن توجه به امکانات، محلّه و ... نمود و از نظر قيمت متناسب با درآمد و انتظار باشد تا ميزان مطلوبيت و رفاه خانواده بالا رود.([14])

آثار رفتار اقتصادي زنان بر پس انداز کل جامعه

در بينش اسلام سرمايه گذاري در راه فعاليت هاي توليدي ممدوح است. پيامبر اعظم(ص) فرمود: اگر مسلماني اقدام به کشت درخت و زراعت نمايد که پرنده يا انساني از آن استفاده کند؛ اين کار براي او عمل خير به حساب خواهد آمد و بهترين سرمايه، سرمايه اخروي است.([15])

تقسيم و بخشش درآمد فدک از سوي حضرت زهرا(س) به مستمندان و تلاش براي احقاق حق و باز پس گيري آن از غاصبان به عنوان بهترين سرمايه براي جامعه مسلمين و رفع محروميت و پيشرفت اقتصادي به شمار مي آيد؛ چرا که آن حضرت در پي جلب و کسب منافع شخصي و خانوادگي خويش نبود، بلکه از سرمايه ي آن در جهت سازندگي و توسعه و پيشرفت اقتصادي جامعه اسلامي استفاده مي نمود.

خلاصه ي کلام:

1. مادران مي توانند در اقتصاد خانه و در سطح اقتصاد کلان جامعه نقش اساسي و محوري داشته باشند.

2. زنان جامعه امروز ما، با الگو گرفتن از فاطمه زهرا(س) نقش کارآمدي در رشد و بالندگي سرمايه هاي انساني دارند.

3. زن مي تواند با سازماندهي و مديريت صحيح بين درآمد و مصرف توازن برقرار سازد.

4. زنان به عنوان عامل نيروي کيفي کار، در جريان بهره وري و توليد ناخالص ملي ايفاي نقش مي نمايند.

5 . مهيا ساختن کانوني گرم براي اعضاي خانواده و ايجاد محيطي سرشار از محبت، دوستي، تفاهم و ... در افزايش بهره وري عوامل توليد تأثيرگذار است.

6 . زنان با تأسي به سيره ي عملي حضرت زهرا(س) نقش مؤثر و کليدي در سلامت جامعه و پرورش نيروهاي فعال و مولد، در رشد و توسعه اقتصادي جامعه سهم عمده اي دارند.

--------------------------------------------------------------------------------

پي نوشت:

[1]. ذخائر العقبي، ص 51 .

[2] . اقتصاد خانواده، ص 28 .

[3] . بحارالانوار، ج 43، ص 151.

[4] . احقاق الحق، ج 10، ص 277.

[5] . ر.ک؛ نهج الحية، ص 45.

[6] . تفسير مجمع البيان، ج 5 ، ص 402.

[15]. اسلام و توسعه اقتصادي، ص 205.

پديدآورنده: زيبا فروزش
 




زنان و فعاليت هاى اقتصادى


زنان و فعاليت هاى اقتصادى ـ اجتماعى



ميزان مشارکت و اشتغال، يکى از شاخص هاى اصلى نوسازى اقتصاد ملى و توسعه اقتصادى محسوب مى شود و ميزان و نحوه مشارکت اقشار مختلف مردم از جمله زنان در فعاليت هاى اقتصادى يکى از عوامل و شاخص هاى امر توسعه مى باشد. با اينکه الزام اقتصادى اشتغال و مشارکت زنان، هم اينک در بسيارى از کشورهاى جهان به عنوان بحثى جدى مطرح مى باشد و لکن هنوز در کشورهاى در حال توسعه تعادل قابل قبولى مابين فعاليت هاى زنان و مردان وجود ندارد. به عنوان مثال چنانچه هزينه کارگران زن بالا باشد اين امر سبب ترجيح دادن کارگران مرد مى شود. از طرف ديگر با توجه به موضوع بارورى و مرخصى زايمان، زنان در مقايسه با مردان شانس کمترى در احراز مشاغل دارند. اين مشکل بخصوص در کشورهايى که هزينه ايجاد و اداره مهد کودک بر عهده کارفرما مى باشد سبب استخدام کمتر زنان مى شود. در اين کشورها چون کارفرما از هزينه مادرى آگاه است، رغبت کمترى نسبت به استخدام زنان از خود نشان مى دهد.

از جمله مسائل اقتصادى ديگر، صاحب سرمايه نبودن زنان است. در بسيارى از مناطق کشورهاى در حال توسعه، حق مالکيت و اداره اموال به شکل قانونى يا در عمل از زنان سلب مى شود. لذا در بسيارى از مشاغل، زنان امکان راهيابى و ايجاد کارگاه و بنگاه توليدى را ندارند چرا که بسيارى از امور و مشاغل (به ويژه بخش خصوصى) مستلزم سرمايه گذارى يا خريد سهام افراد است که زنان از برخوردارى از چنين حقوقى محروم مى باشند.

آموزش، يکى از زمينه هاى زيربنايى تقويت آگاهى افراد است که موجب مى شود تا افق هاى روشن ترى را فرا روى آنها قرار بدهد. يکى از ابعاد مهم و برجسته آموزش اين است که دامنه فرصت ها و چشم انداز وسيع ترى از انتخاب و اختيار را در مقابل انسان ها مى گشايد و آنان را نسبت به پذيرش انديشه هاى برتر پذيرا و توانا مى سازد. تجربه زندگى ثابت کرده که زنانى که حتى تا حدودى از موهبت آموزش ابتدايى برخوردارند، مديران توانمندى براى اداره منابع خانه دارى بوده و در زمينه فعاليت هاى مربوط به تندرستى، بهداشت، تغذيه و تعليم و تربيت و ... موجبات ارتقا و بهزيستى خانواده و اعضاى خانواده را فراهم مى آورند.

به علاوه آموزش و پرورش صحيح و متعهدانه، اين امکان را براى زنان ميسر مى سازد که بر پيشداورى هاى غلط اجتماعى فايق آمده و سررشته زندگى را خود به دست گيرند و جايگاه و هويتى متناسب شئون يک زن بيابند و از اين طريق هر چه بيشتر در عرصه هاى اقتصادى و اجتماعى مشارکت داشته باشند.

بر عکس، محروم ماندن از آموزش و پايين بودن سطح آگاهى و معلومات، دامنه انتخاب زنان را تنگ و وابستگى شان را تشديد نموده و در خانواده و زندگى عمومى نقشى حاشيه اى خواهند داشت.

به همين ترتيب بى سوادى به عنوان يک معضل اساسى مطرح و ديگر عوامل و شرايط نيز نظير شغل، تندرستى، نگرش به مشکلات، درک عمومى و اجتماعى و قدرت تحليل و حل مسائل و ... همگى به نوعى متأثر از چگونگى تحصيلات زنان مى باشد. پر واضح است زنانى که به سوادآموزى مى پردازند در جامعه و خانواده احترام بيشترى کسب مى کنند. در جستن کار و کاريابى از شرايط و مهارت هاى بهتر و بيشترى برخوردارند و مى توانند حقوق بيشترى دريافت نمايند.

زنانى که فرصت تحصيلى و آموزشى براى آنان فراهم شده و از قيد برخى نگرش هاى منفى فرهنگى که ريشه در خرافات دارد رهيده اند، به مقامات عالى دست يافته و توانسته اند خدمات ارزنده اى به جامعه ارائه دهند. از طرف ديگر تحصيل و سوادآموزى زنان و دختران خلاقيت هايشان را افزايش داده و بر قدرت شان در خانواده مى افزايد. متأسفانه با تفوق انديشه منزلت پايين زن شخصيت آنان به گونه اى قوام مى يابد که به سختى خود را باور داشته و در عرصه هاى مختلف فعاليت هاى اجتماعى و اقتصادى حضور مى يابند. با اين تفاصيل نبايد فراموش کرد زنان نشان داده اند در شرايط سخت و دشوار نيز مى توانند همپاى مردان در بسيارى از امور و تصميم گيرى هاى اجتماعى و اقتصادى نقشى مؤثر و بسزا داشته باشند.

 


پيام زن :: مهر 1385، شماره 175
 




خانومى! پاتو به اندازه گليم شوورت دراز کن!


خانومى! پاتو به اندازه گليم شوورت دراز کن!

توصيه هايى به خانم هاى خانه دار براى تنظيم اقتصاد خانواده

تنظيم برنامه خانواده، بر اساس درآمد شوهر، موضوعى است که بايد با دقت و کاردانى تمام، از سوى خانم خانه، صورت بگيرد و چون نمى توان درآمدها، خرج ها و خلق و خوى افراد را صددرصد با يکديگر تطبيق داد، اين کار به وسيله خانم خانه و بر اساس تجربيات خود او بايد انجام شود. در اين مبحث، فقط چارچوب کلى را مطرح مى کنيم و جزئيات آن را به عهده خانم خانه مى گذاريم.

ضرب المثل حکيمانه «بادآورده را باد مى برد» در تئاتر، فيلم و کتاب، لحظات بسيار مفرح، شيرين و دل چسبى را براى ما، به ارمغان آورده است. چقدر از ديدن پيرمردهاى خسيسى که در صحنه تئاتر با مأمور ماليات بر سر درآمد، چانه مى زدند و دستشان مى لرزيد و اصولاً مطالبه او را چرند و مزخرف مى دانستند و به پرداخت ماليات تسليم نمى شدند، خنديده ايم يا مثلاً در ضمن نمايش، از ديدن زن هاى جوان و خوش لباسى که به هيچ وجه در مقابل منطق شوهر، در خصوص کم خرج کردن، متقاعد نمى شدند و مثل بچه ها، لب هايشان را آويزان مى کردند و با کلماتى بچه گانه مى گفتند: «من نمى دونم؛ هر طورى شده، بايد اين پالتو پوست را برايم بخرى»، به وجد آمده ايم! نويسندگان و منتقدان اجتماعى، به قدرى کتاب و نمايش در خصوص خسّت، ولخرجى و اسراف نوشته اند که از حد خارج است و هر کدام از ما، به نوبه خود، چنين کتاب ها و نمايش هايى را خوانده و ديده ايم و به نظرمان عجيب و غريب و احمقانه جلوه کرده است و به آنها خنديده ايم.

نويسندگان خوش ذوق و آنهايى که نقايض اجتماعى را با ديده بصيرت و نکته سنجى مى نگرند، مشاهدات خود را به طرز جالب و زيبايى، ضمن داستان، در مقابل ديدگان ما مجسم مى کنند و به قدرى با مهارت، آن عيوب را برجسته مى سازند که ما آن را حمل بر شوخ طبعى نويسنده کرده، به وجد و سرور مى آييم؛ اما بايد بدانيم که در زندگى حقيقى، هيچ مصيبتى رنج آورتر و غم انگيزتر از عدم لياقت در امور مالى نيست. آن مردى که زيادتر از درآمد خود خرج مى کند و به اصطلاح «پايش از گليمش درازتر است»، خوشمزه و خنده آور نيست؛ بلکه وى، پايه و اساس ورشکستگى و فلاکت خود را بنا مى گذارد. آن خانم ولخرج و بى مغزى که مثل بچه ها و از روى بى فکرى، يقه شوهر را مى چسبد و از او لباس ها و مدهاى روز را مى خواهد، جذاب و دلربا نيست؛ بلکه مانند سنگ آسياب، به گردن شوهر آويخته شده، او را شکسته و خرد مى کند.

امروز قدرت خريد پول ما از ده يا حتى پنج سال پيش، خيلى کمتر شده است و زن ها بايد با کشمکش و زد و خورد بى مانندى، اين پول را به خرج خود برسانند. قيمت ها به وجه سرسام آورى بالا رفته، خرج زندگى، بسيار گران است؛ هزينه تحصيل، دفتر، قلم و کتاب بچه ها، به قدرى زياد شده که واقعا معما و مشکلى است.

تصور اين که اگر ما درآمد بيشترى داشته باشيم، تمام مشکلات و غصه هاى مالى ما حل مى شود، يک فکر سفسطه آميز و بى معنى است. متخصصان علم اقتصاد مى گويند: درآمد زيادتر، درد را دوا نمى کند. السى استاپلتون که يکى از بزرگ ترين متخصصان علم اقتصاد است، عقيده دارد که غالب مردم، وقتى پولشان زيادتر مى شود، خرجشان را نيز بالا مى برند و در نتيجه، باز با بى پولى و کمبود، دست به گريبان هستند.

در مونترال بانک کانادا، کلاسى داير شده است که به مشتريان خود، راه پول خرج کردن را مى آموزد و به آنها درس مى دهد که وقتى درآمدشان بالا رفت، آن اضافه درآمد را چگونه خرج و پس انداز کنند.

هنگامى که مشغول نوشتن اين متن بودم، ضمن تحقيقاتى که براى جمع آورى مطلب به عمل مى آوردم، به کتابى درباره روابط خانوادگى برخوردم که نويسنده آن، يک روانشناس معروف بود. با کمال تأسف، بايد بگويم که نويسنده اين کتاب، در خصوص تنظيم بودجه، ضعف و ناتوانى عجيبى از خود نشان داده، اصولاً بودجه تعيين کردن را امرى غيرلازم و بى اهميت به شمار آورده بود. اين آقا مى نويسد:

«خرج کردن و اداره پول و درآمد خانواده، بسيار آسان است؛ هر وقت پول داريم، خرج مى کنيم و وقتى نداريم، زندگى را با صرفه جويى مى گذرانيم».

من تصديق مى کنم که فکر و عقيده اين نويسنده، بسيار سهل و ساده است؛ ولى به طور حتم، راه صحيح پول خرج کردن و تنظيم بودجه، اين نيست! وقتى ما منطق نويسنده فوق را بررسى مى کنيم، زندگى قلندران و درويشان، جلو چشمانمان مجسم مى شود که با لاقيدى و بى اعتنايى، ياحق گويان، هر چه به دستشان برسد، يک روزه مى خورند و باقى هفته را روزه مى گيرند و هميشه نيازمند هستند.

بدون نقشه و بى فکر خرج کردن، يعنى آن که همه از درآمد و دسترنج شما بهره ببرند؛ غير از خودتان. شما از درآمد خود به کفاش، نانوا، قصاب، بزاز و نجار، نفع برسانيد؛ اما يک دينار براى خود کنار نگذاريد.

با نقشه و عاقلانه خرج کردن، آن است که شما و خانواده تان، هر کدام يک سهم عادلانه از درآمد خود را پس انداز کنيد.

تنظيم بودجه، نه مثل يک پيراهن ساده و آسان است و نه اين است که شما صورت بالا بلندى از مخارج روزانه را تهيه کنيد و يک ريال يک ريال همه را بنويسيد؛ بلکه تنظيم بودجه، عبارت از نقشه مشخص و يک برنامه منظمى است که به شما کمک مى کند تا از درآمد و پولتان، حداکثر استفاده را ببريد.

بودجه اى که از روى عقل و تدبير تنظيم شده باشد، شما را به هدف و آرزوهايى که در زندگى داريد، مى رساند. خريد خانه، باغ، ماشين، تحصيلات عالى براى بچه ها، پس انداز براى زمان پيرى، مسافرت و گردش، از هدف هاى مورد نظر هر خانواده هستند و انجام آنها، جز با تنظيم بودجه عاقلانه، ميسر نخواهد بود.

وقتى شما از روى نقشه و حساب خرج کرديد و مخارج هر ماه را آخر آن ماه از نظر گذرانديد، به چشم خود مى بينيد که براى هر چيز، چه مبلغ پول داده ايد و اگر بعضى مخارج در نظر شما زائد باشد، آنها را حذف مى کنيد تا هزينه آنها به مصرف چيزهاى مهم و لازم برسد. صورت حساب خرج ماهانه بهترين مشاور اقتصادى و راهنماى خرج و پس انداز شما خواهد بود.

اگر خداى نکرده شما از آن زن هايى هستيد که عقل معاش نداشته، به تنظيم بودجه معتقد نيستيد، از همين امروز، برنامه خرج و دخل را با تطبيق درآمدتان، تهيه کنيد. بايد بدانيد که يک زن ميانه رو که از روى عقل و نقشه خرج مى کند، مهم ترين کمک و خدمت را در راه موفقيت شوهر، انجام مى دهد. مردهايى که گرفتار زن ولخرج و مسرف هستند، هرگز روى موفقيت را نخواهند ديد.

اگر شوهر شما راه پول درآوردن را مى داند، ولى آينده گر نيست و همه را از دست مى دهد، شما بايد با منطق و عقل معاش، از آن جلوگيرى کنيد و اگر زياد محافظه کار است و خانواده را در فشار و تنگنا مى گذارد، حس اعتماد او را به خود جلب کنيد و به او بفهمانيد که شما نيز در پول خرج کردن، همان دل سوزى و تدبير متقابل را داريد.

آيا ممکن است شما بتوانيد در امر اقتصاد خانه، يک متخصص صلاحيت دار بشويد؟ بدون شک، بله. در آمريکا، در هر بانک، شعبه اى هست که مشتريان خود را به اين قسمت راهنمايى مى کند. همچنين مشاوران اقتصادى متعددى نيز وجود دارند که با پرداخت مبلغ کمى پول، خرج و دخل و پس انداز خود را تنظيم مى کنند. همچنين با استفاده از مجله هاى مربوط به زنان و خانه دارى، شما مى توانيد خوراک هاى مقوى، ويتامين دار و در عين حال، بسيار ارزان قيمت، تهيه کنيد. معمولاً در مجله هاى مربوط به زنان، به شما نشان مى دهند که چگونه از لباس هاى از مد افتاده خود و شوهرتان، براى بچه ها، لباس بدوزيد و از لباس هاى کهنه و مندرس، دستکش و کلاه بسازيد؛ حتى تعمير و ساخت مبل و اثاثيه منزل را نيز به شما ياد مى دهند.

با تمام اين احوال، شما نمى توانيد به نظريه متخصصان، متکى باشيد و آن را راهنماى بودجه خانواده خود قرار دهيد. براى آن که بودجه شما از نظر اقتصادى ارزش واقعى داشته باشد، بايد به قامت خود شما بريده شود و مثل لباس، جزءجزء آن، روى اندام شما امتحان شود تا از هر جهت، برازنده شما و زيبا و راحت باشد. درآمد، موقعيت و مخارج هيچ خانواده اى، مثل خانواده ديگرى نيست. مشکلات و مسائلى که شما در امر پول خرج کردن و بودجه خود داريد، مثل صورت و اندامتان، با ديگران متفاوت است.
چند پيشنهاد که در تنظيم و تهيه بودجه خانواده، به شما کمک مى کنند، عبارتند از:

1. صورت دقيقى از مخارج خود تهيه کنيد تا به چشم خود ببينيد که درآمدتان چگونه و به کجا مى رود.

همان طور که پزشک، قبل از آن که مرض را تشخيص دهد، قادر به معالجه آن نيست، ما نيز تا عيب کارى را پيدا نکنيم، قادر به اصلاح آن نخواهيم بود. صرفه جويى، اين نيست که ندانسته و نسنجيده، از مخارج خود حذف کنيم؛ ولى وقتى صورت حساب روشنى در دست داشتيم، با مراجعه به آن، به آسانى مى توانيم درک کنيم که چه مخارجى غيرضرورى است و با حذف آنها، مى توانيم حساب پس انداز خود را بالا ببريم. بنابراين حداقل براى مدت سه ماه، تمام مخارج خانواده را قلم به قلم در يک دفتر ثبت کنيد.

من با اين که بيشتر خريد و مخارج منزل را با چک مى پردازم، با اين حال، صورت حساب خرج يک ماه خانواده را قلم به قلم، در يک دفتر، ثبت مى کنم و آخر هر سال، مخارج دوازده ماه را جمع مى کنم. نتيجه اى که من از اين صورت حساب مى گيرم، بسيار عالى است؛ اولاً به طور روشن مى توانم بگويم که در عرض يک سال، چقدر پول غذا داده ام؛ چه مبلغ به مصرف لباس رسيده است؛ چقدر خرج پذيرايى و ميهمانى شده و خرج امور متفرقه و شخصى و... شده است. با مراجعه به جمع کل مخارج سال قبل، مى توانم بگويم که چقدر هزينه زندگى خانواده ما بالا رفته است.

لازم نيست که شما هم به اين نحو عمل کنيد؛ بلکه همين قدر که چند ماه صورت مخارج را نگه داشتيد و براى هر قلم، اعتبارى تعيين کرديد، ديگر کافى است؛ اما من اصولاً دوست دارم که اين صورت حساب سالانه را داشته باشم؛ تا اگر تصور کردم که در آن سال، براى لباس و لوازم شخصى، زياد خرج کرده ام، با مراجعه به صورت حساب، از شک بيرون بيايم.

2. بر اساس احتياجات خانواده و درآمد، براى مخارج سالانه خود، بودجه تنظيم کنيد.

مخارج مشخص و غير قابل تغيير را تعيين کرده، روى کاغذ بنويسيد. مثلاً کرايه يک سال منزل، مخارج غذا، اقساط، وام ها و اقساط بيمه زندگى را که معين هستند، روى يک صفحه کاغذ، ثبت کنيد. همچنين مبلغى براى احتياجات ديگر از قبيل مخارج دکتر و دارو، لباس، خرج تحصيل بچه ها، خرج رفت و آمد و پول توجيبى براى خود و شوهرتان را نيز تخمين زده، به آن بيفزاييد.

به طورى که همه مى دانيم، اين کار، داراى اهميت فراوان است و مستلزم تصميم و همکارى نزديک تمام خانواده و بعضى اوقات، امساک و خويشتن دارى است.

ما نمى توانيم در يک زمان، همه چيز داشته باشيم؛ ولى به طور قطع، مى توانيم چيزهاى غيرلازم، زائد و تجملى را فداى چيزهاى مهم و اساسى کنيم. آيا شما خريد يک خانه زيبا و راحت را به لباس، کفش و کلاه گران قيمت، ترجيح نمى دهيد؟ آيا حاضريد نظافت، اتو و تعمير لباس ها را خود انجام دهيد و پول آن را به مصرف خريد يک فريزر خوب برسانيد؟

وقتى شما، شوهر و بچه هايتان به چشم خود ديديد که براى هر منظورى، مبلغى معين، پيش بينى شده است و تجاوز از آن حد هم مقدور نيست، تصميم مى گيريد که با گذشت و همکارى، به آرزوهاى خود، لباس عمل بپوشانيد و حتى از آن مبلغ معين نيز صرفه جويى کنيد تا به هدف هاى خود زودتر برسيد.

3. ده درصد از درآمد سالانه خود را پس انداز کنيد.

شما بايد حداقل ده درصد از درآمدتان را براى خود، بچه ها و شوهرتان، پس انداز کنيد و هرگز خود را از اين کار، محروم نکنيد. ممکن است که لياقت و عقل معاش شما به حدى باشد که علاوه بر اين ده درصد، مبلغ ديگرى نيز به منظور خريد خانه يا ماشين، پس انداز کنيد.

متخصصان علم اقتصاد مى گويند: اگر شما بتوانيد ده درصد از درآمد شوهرتان را پس انداز کنيد، پس از چند سال، زندگى مرفه و آسوده اى خواهيد داشت؛ به طورى که هر قدر قيمت ها و هزينه زندگى بالا رود، در اوضاع اقتصادى شما، تأثيرى نخواهد داشت.

زنى را مى شناسم که با جديت تمام، اين کار را انجام مى داد. روزى او به من گفت: در دورانى که بحران اقتصادى، سراسر کشور را فرا گرفته بود، حقوق شوهرش حتى به کمتر از نصف، کاهش يافت و آنها مجبور بودند که سعى کنند تا مخارجشان از حدود درآمد، بالاتر نرود و مثلاً براى صرفه جويى کرايه اتوبوس، غالبا راه درازى را پياده طى مى کردند و براى خريد غذا، لباس و ساير نيازهاى زندگى، ساعت ها وقت و انرژى صرف مى نمودند تا کمى ارزان تر بخرند. با اين حال، اين زن و شوهر، هيچ گاه عادت ديرينه خود را که پس انداز ده درصد از درآمدشان بود، ترک نکردند.

اين خانم، با کمال خوشحالى و سرافرازى، به من اظهار داشت:

«با اين که ما به اين پول احتياج فراوان داشتيم و من بارها به اين خيال افتادم که از پس انداز ده درصد درآمد صرف نظر کنم، اما امروز، بسيار خوشوقتم که آن عادت پسنديده را ترک نکردم و امروز در پرتو آن استقامت، داراى خانه و زندگى مرفه و نسبتا مجللى شده ايم».

4. حساب پس اندازى براى روز تنگ دستى و حوادث غيرمترقبه، باز کنيد.

متخصصان علم اقتصاد، زن و شوهرهاى جوان و خانواده هاى نوبنياد را راهنمايى مى کنند که از هر سه ماه حقوق، يک ماه آن را براى حوادث شوم پيش بينى نشده، پس انداز کنند؛ بدين معنى که در هر سال، حقوق چهارماه را نديده انگاشته، هميشه اين مبلغ را حاضر داشته باشند. همين افراد به ما اخطار مى کنند که اگر بنا باشد ما يک مرتبه حقوق يک ماه را پس انداز کنيم، برايمان دشوار و کارى غيرعملى است. براى اين منظور، به جاى آن که مثلاً هر چهارماه يک بار، هزار دلار پس انداز کنيم، بهتر است هر هفته، به طور مرتب و بدون وقفه، مقدارى به حساب فوق بيفزاييم.

5. بودجه را با حضور اعضاى خانواده تنظيم کنيد.

مشاوران علم اقتصاد، معتقدند که طرح و تنظيم بودجه، هميشه بايد با حضور و همکارى تمام اعضاى خانواده باشد. همچنين اگر هر چند وقت يک بار جلسه اى تشکيل شود و درباره اوضاع اقتصادى و نقشه هاى بهبود وضع خانواده، با بچه ها صحبت گردد، روح همکارى در آنها ايجاد مى شود و روى بيشتر توقعات خود، قلم مى کشند و از اين که از بعضى چيزها محروم شده اند، عصبانى نمى شوند.

نويسنده کتاب «ازدواج را موفقيت آميز کنيد»، مى نويسد: «بزرگ ترين عامل خوشبختى در ازدواج، عقل معاش است. پول خرج کردن، هنرمندى و مهارت مخصوصى مى خواهد که هر زنى از اين هنر بهره مند باشد، وسايل رفاه و خوشبختى خانواده را فراهم مى آورد».

درست است که همه چيز را با پول نمى توان خريد، ولى اگر ما از روى علم و دانايى بدانيم که چگونه آن را خرج کنيم و سهم پس انداز خود را برداريم، آن سرمايه، موجب آرامش روح، نشاط و پشت گرمى اعضاى خانواده مى شود.

بنابراين بياييد به جاى آن که وقت خود را بيهوده تلف کنيم و با تشويش و اضطراب، عمر خود را از بين ببريم و بگوييم که چرا حقوق شوهرمان زيادتر نيست و چرا با آن خواستگار اولى که امروز ثروتمند است، ازدواج نکرديم، ياد بگيريم که با اعجاز عقل معاش، درآمد شوهرمان را طورى خرج کنيم که آينده همه تأمين شود. اگر زنى بداند که چگونه از هر يک ريال حقوق شوهرش، حداکثر استفاده را ببرد، به مرد، اشتياق و حرارت مى دهد که زيادتر پول کسب کند.

منبع:

داروتى کارنگى، آيين همسردارى.

پرسمان :: فروردين 1386، شماره 55