توزیع درآمد در نظام اقتصاد اسلا می
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيمتوزیع درآمد در نظام اقتصاد اسلا می
منظور از نظام اقتصاد اسلا می به عنوان الگوی نظری، مجموعه نظریه های منسجم و هماهنگی است که در قالب چند الگوی رفتاری درباره روابط شرکت کنندگان در فعالیت های اقتصادی با یکدیگر و منابع قابل دسترس و در چارچوب قرارداد اجتماعی پذیرفته شده در جامعه اسلا می، راهکارهای لا زم را برای عملی ساختن موازین شریعت اسلا م در جامعه و نیل به اهداف و ایده آل های موردنظر مکتب اقتصادی اسلا م نشان می دهد.
صفحه آخر بعدى ۲ ۱
توزیع درآمد در نظام اقتصاد اسلا می

منظور از نظام اقتصاد اسلا می به عنوان الگوی نظری، مجموعه نظریه های منسجم و هماهنگی است که در قالب چند الگوی رفتاری درباره روابط شرکت کنندگان در فعالیت های اقتصادی با یکدیگر و منابع قابل دسترس و در چارچوب قرارداد اجتماعی پذیرفته شده در جامعه اسلا می، راهکارهای لا زم را برای عملی ساختن موازین شریعت اسلا م در جامعه و نیل به اهداف و ایده آل های موردنظر مکتب اقتصادی اسلا م نشان می دهد. چنین نظریه هایی از معیارهای معتبر و روش شناسی علمی تبعیت می کنند و قابل نقد و ابطال اند. به همین دلیل است که از صفت اسلا می به جای اسلا م استفاده می کنیم که نشان دهنده تعدد و تکثر چنین نظریه هایی است. نقد و ابطال این نظریه ها راه را برای شکوفایی و تثبیت نظریه های معتبر و رشد علمی در این حوزه هموار می سازد. تصمیم اقتصادی در نظام اقتصاد اسلا می از عوامل متعدد کمی و کیفی تأثیر می پذیرد و برآیند تصمیم های اقتصادی افراد و گروه های شرکت کننده در فعالیت اقتصادی، پدیده های اقتصادی را شکل می دهند. به طور دقیق به همین دلیل است که امکان تأثیرگذاری در روند پدیده ها و متغیرهای اقتصادی وجود دارد بر اساس این، نظریه پردازان اقتصاد اسلا می نیز در مقطع فعلی از تاریخ تکامل نظریه های اقتصاد اسلا می به دنبال معرفی الگوی نظری مناسبی برای تغییر حرکت رفتارهای اقتصادی در جامعه در جهت الگوی مطلوب اسلا می هستند.
واژه توزیع از باب تفعیل است و در معنای لغوی به طور عمده به مال نسبت داده می شود و به معنای قسمت و حصه حصه کردن مطلق آن است. از نظر معنای اصطلا حی، در نظام اقتصاد اسلا می، به تقسیم کردن مواجب، منابع طبیعی خدادادی، تولیدات و مشتقات حاصل از آنها گفته می شود. به عبارت دیگر، به تخصیص و تقسیم بندی منابع تولید که« ثروت های اولیه» نامیده می شوند و بهره برداری و تبدیل آنها به کالا ها از طریق کار که «ثروت های ثانویه» نامیده می شود، توزیع می گویند.۱
توزیع منابع و درآمدهای حاصل از آن، از مشکلا ت عمده هر نظام اقتصادی است و در نهایت به علت ماهیت خاص خود از معضلا ت اصلی نظام اجتماعی به محسوب می شود.۲
برقراری عدالت و قسط در جامعه نیز بستگی به ارایه راه حل مناسبی در مورد مشکل یادشده، دارد. مکتب اسلا م نه تنها اهداف صحیحی را برای تأمین عدالت اجتماعی فراهم کرده، بلکه برای رسیدن به چنین اهدافی اقدام ها و برنامه ریزی مفیدی را تدارک دیده است. در این مقاله سعی می شود دو متغیرکه در توزیع درآمد ملی یا به عبارتی در سهم بری از درآمدملی، نقش و اهمیت بسزایی دارند، توضیح داده شود.
سیستم توزیع درآمد در نظام اقتصاد اسلا می را می توان در دو مجموعه منفک توزیع اولیه و توزیع ثانویه درآمد و هر یک از آنها را در سه نوع مجزا با ارتباط خاصی که با هم دارند، مورد توجه قرار داد که عبارت اند از: توزیع حکمی، توزیع حکومتی و توزیع پویا.
ابتدا به تشریح هر یک از موارد یادشده در خصوص توزیع اولیه درآمد می پردازیم و ارتباط آ ن را به ویژه با توجه به عامل هماهنگ کننده بررسی می کنیم.
بر اساس توزیع حکمی نکاتی مطرح می شود: نکته اول اینکه، اسلا م برای درآمد محدودیت کمی قرار نداده است زیرا درآمدها بر حسب مقدار در زمان های گوناگون و مناطق مختلف، تفاوت اساسی دارند از این رو، مجموعه محدودیت های نظام اسلا می کیفی است نه کمی و قسمتی از آنها پیدایش و اصل درآمد را کنترل می کنند که همان محدودیت های ناشی از تخصیص هستند و تحت عنوان محدودیت های ناشی از احکام اولیه معرفی می شوند. نکته دوم اینکه، قسمت دیگری از محدودیت های حکمی حقوق اسلا می از توزیع اولیه درآمد ناشی می شود.
براساس توزیع حکومتی ما با دو دسته محدودیت مواجه هستیم: دسته اول، محدودیت هایی است که از ناحیه تخصیص حکومتی، توزیع درآمد را تحت تأثیر قرار می دهد که شکل گیری آنها برای رعایت مصالح نظام و اهدافی است که دولت اسلا می در نظام اقتصادی به دنبال آن است. دسته دوم که سبب محدودیت می شوند، تحت عنوان «ضرر» است. ضرر از نظر فقه اسلا می به این صورت مطرح می شود که نفی ضرر به عنوان عام در هر فعالیت اقتصادی و غیر اقتصادی مطرح است. حکومت اسلامی کسب درآمد به قیمت ضرر به دیگران یا جامعه را پس از تشخیص منع می کند. اگرچه قدرت های طبیعی برای اشباع نیازهای انسان خلق شده است اما در بهره گیری اضافه بر نیاز نباید حق انتفاع دیگران نادیده گرفته شود.
بنگاه ها درآمد حاصل از فروش کالا ها و خدمات خود را پس از رعایت محدودیت های ناشی از توزیع حکمی و توزیع حکومتی در اختیار دارند تا بین عوامل تولید تقسیم کنند که نحوه تقسیم آنها را قراردادهای منعقد شده بین صاحبان عوامل تولید و بنگاه ها که در چارچوب رعایت محدودیت های حقوقی توزیع درآمد برقرار شده است، مشخص می سازد.
اگر چه آزادی عمل اقتصادی به دلیل محدودیت های ناشی از تخصیص و توزیع به طور کامل وجود ندارد اما پویایی بازار در تخصیص منابع باعث انعطاف و پویایی در توزیع درآمدهای حاصل می شود.
● توزیع درآمد بین عوامل تولید
توزیع کارکردی یا سهمی عوامل تولید از درآمد ملی، یکی از اجزای اصلی نظام توزیع درآمد و ثروت بوده که نشان دهنده اهمیت و نقش هر یک از عوامل تولید در فعالیت اقتصادی است. دقت و تأمل در مواضع هر یک از نظام های اقتصادی، در خصوص نحوه توزیع درآمد حاصل از تولید، ما را به قضاوت در خصوص امکان تحقق موازین عدالت در آن نظام رهنمون می سازد. در نظام های سرمایه داری بیشترین اهمیت به عامل کارفرمایی داده شده و وی صاحب درآمد باقیمانده است. در نظام سوسیالیستی منفعت حقیقی از آن دولت است اما درنظام اقتصاد اسلا می، سهم عوامل تولید بر مبنای حقوق و ارزش های ویژه ای است که در مجموع نابرابری درآمدها در آن کمتر از سایر نظام هاست.
همانطور که می دانیم عوامل تولید را به چهار عامل نیروی کار(عامل کارفرمایی)، مواد خام و اولیه، دارایی های فیزیکی و دارایی های مالی (سرمایه) تقسیم کرده اند.
پرداخت به عامل تولید نیروی کار، یا به روش مقطوع یا با روش شرکت در محصول یا سود انجام می گیرد.
کار، در نظام حقوقی اسلا م، منشأ درآمد است. در واقع دیگر عوامل تولید در خدمت این عامل اصلی هستند و این انسان است که تمام ثروت ها، برای او خلق شده است و نه اینکه او در خدمت سایر عوامل مادی تولید باشد. عامل کار از جهت استحقاق درآمد، چنانکه در نظام سرمایه داری مطرح است، تحت الشعاع و در خدمت سرمایه و ابزار تولید قرار دارد. رابطه میان عامل کار و استحقاق درآمد از منظر اسلا م، مستقیم و بدون واسطه است زیرا این استحقاق درآمد از جهان بینی اسلا م نسبت به انسان و اصالت او منشأ می گیرد نه از ایجاد ارزش مبادله ای کالا به واسطه مقدار کار صرف شده در آن کالا یا محصول، آن طور که سوسیالیسم در نظریه ارزش کار به آن معتقد است. بعلا وه، از نظر درک و عقل، انسان بر عوامل تولید سلطه دارد. وسایل تولید ابزاری است که انسان، آنها را در کار تولید و ایجاد منفعت جدید، به کار می گیرد و در نتیجه بر آنچه ابزار و وسیله کار او محسوب می شود، برتری و اولویت خاصی دارد.
عوامل تولید و پاداش هر یک از درآمد: در اقتصاد مرسوم، نیروی کار چیزی بیش از یک کالا ی قابل فروش نیست اما در اسلا م چنین نیست؛ انسان به عنوان خلیفه و بهترین آفریده خداوند برای نیل به هدف عالی آفرینش خلق شده است. فرق نیروی کار با دیگر عوامل مثل زمین در این است که مالک زمین می تواند به هنگام فروش زمین، منافعش را از آن جدا کند (زمین را به دیگری اجاره دهد) اما یک انسان مجبور است کل زندگی خود را برای خدمت انسانی به محل کار ببرد.
در نظام سرمایه داری هیچ التزام اخلا قی یاراه حل اصولی برای تعیین دستمزدها مطرح نیست. در این نظام مزد توسط عرضه و تقاضای نیروی کار تعیین می شود و هیچ تضمینی برای تحقق مزد و حقوق عادلا نه وجود ندارد. نظام اقتصادی اسلا م به عکس العمل های عوامل بازار بی اعتنا نیست اما اینها نباید تنها به وسیله انگیزه ها ی مادی رهبری شود.
پیامبر اکرم (ص) فرمود: کارگران شما برادران دینیتان هستند که زیر دست شما قرار گرفته اند پس کسی که برادرش را به عنوان کارگرش استخدام کرده است باید از آنچه که خود می خورد به او بخوراند و از آنچه خود می پوشد به او بپوشاند. این حدیث اصل کلی برای پرداخت دستمزد ها را بیان می کند که به کارگر باید دستمزد و حقوقی پرداخت شود تا بتواند از همان غذا و لباسی که کارفرما استفاده می کند، بهره ببرد یعنی حداقل دستمزد کارگر باید به حدی باشد که تفاوتی در تأمین نیازهای ضروری او با کارفرما وجود نداشته باشد. این میزان دستمزد باید قبل از استخدام کارگر تعیین شود. به طور ساده نیروی کار به صورت خدمات انسانی، فیزیکی یا فکری تعریف شده است، افرادی که درگیر مدیریت و سرپرستی هستند جزء نیروی کار طبقه بندی می شوند. بدین معنا که یک خدمت انسانی اعم از اینکه از نوع کار دستی باشد یا خدمت مدیریتی، مشروط به اینکه خدمت مورد نظر بر اساس قراردادی با دستمزد و حقوق ثابت تعریف شود، به عنوان نیروی کار تلقی می شود. البته بر اساس نظریه های بعضی از نظریه پردازان اقتصاد اسلا می خدمت سازمانی که در ازای دریافت سهمی از سود به جای درآمد ثابت ارایه می شود، جزء نیروی کار محسوب نمی شود. این خدمت انسانی همچنین خطر درآمد صفر در مورد زیاندهی را می پذیرد که به آن عامل کارفرمایی می گویند. به نظر آنان با توجه به اینکه عامل کارفرمایی یا سازمان دهنده از عوامل تولید است که با عوامل تولید ترکیب می شود و فرآیند تولید را رهبری می کند، مناسب است از آن به عنوان عامل تولید جداگانه یاد کرد. در اقتصاد مرسوم، سازمان دهنده یا کارفرما۳تمام ریسک فعالیت اقتصادی را می پذیرد. وی تمام ریسک زیان را قبول می کند و در صورت سود دهی سود کامل را بعد از پرداخت اجرت سایر عوامل تولید دریافت می کند که این موجب نامناسب بودن توزیع درآمد حاصل بین عوامل تولید می شود. ۴ در اقتصاد اسلا می کارفرما تنها عامل ریسک پذیر نیست و تنها او نیست که سود حاصل را دریافت می کند، بلکه کارفرما درصد مشخصی از سود را در صورت سوددهی کار برمی دارد و در صورت زیاندهی تنها اجرت خود را به صورت درصدی از سود از دست می دهد که برای وی زیان محسوب می شود. ۵
ادامه مطلب

