رشد اقتصادی
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيمرشد اقتصادی
رشد اقتصادی عبارت از - فرایند چند بعدی تحول دراز مدت که با افزایش ظرفیت تولید اقتصادی و دیگرگونی ساخت های اجتماعی تظاهر پیدا می کند .
رشد اقتصادی هدف نهایی کلیه نظام های اقتصادی است . اولویتی که به این هدف داده می شود پاسخی است دوگانه از یک سو برای مقابله با افزایش نیاز های فردی و جمعی ( ارتقای سطح زندگی ) . از سوی دیگر توانایی مقابله هرچه بهتر با رقابت بین المللی . تحلیل رشد تنها در درازمدت میسر است ، و آن عبارت از حرکت عمقی تمامی اقتصاد ، پس از حذف حرکتهای فصلی یا دوره ای .
تئوری و یا نظریه رشد اقتصادی مسایل ( پروبلم ها ) توازن دینامیکی ، و سوالات اساسی را که به کدام شیوه و چگونه حجم تولیدات حقیقی را افزایش داد و فرصت های مساعد اشتغال کامل را تامین نمود ، مورد مطالعه و بررسی قرار میدهد .
اندازه گیری رشد اقتصادی
رشد معنای دقیقی پیدا نمی کند مگر آنکه بتوان داده های آنرا به طریق کمی اندازه گرفت .
رشد اقتصادی در شکل عام به معنای اندازه کردن و یا برآورد کمی و کیفی نتایج تولیدات و عوامل آن ( مولدیت آن ) می باشد . در بیان خود رشد اقتصادی عبارت از افزایش ظرفیت و محصول حقیقی ملی در ارتقای قدرت ملت ، کشور و منطقه افاده می گردد . شاخصی که معمولآ برای اندازه گیری رشد بکار می رود عبارت از دو شاخصی مرتبط به هم : رشد تولید داخلی حقیقی و رشد تولید ملی سرانه است . وابسته از این شاخص های احصائیوی ، بازتابدهنده رشد اقتصادی ، سرعت و یا نرخ سالانه رشد تولید داخلی ملی ( تولید ناخالص ملی ) به افاده فیصد بیان می گردد . مسله رشد اقتصادی در حال حاضر موقعیت مرکزی را در مباحث متشبثین برجسته ملل مختلف ، مردم و حکومات تشکیل می دهد . به لحاظ اینکه افزایش حجم تولیدات حقیقی بدرجات معین حل پرابلم های را فراهم میسازد که تمام نظام های اقتصادی به آن دست و گریبان می باشد : محدویت منابع ( ذخایر ) در حالتی نامحدویت نیازمندی بشر . با تثبیت مقیاس ذخایر موجود ، رشد اقتصادی همزمان حل مسایلی را فراهم می سازد که با رشد نیازمندی جاری و اجرای سرمایه گزاری ارتباط می گیرد .
تحلیل مفهوم رشد
* شاخص های عددی هر چند برای اندازه گیری صحیح رشد ضروری اند ، اما از انها جز دید کمی ، که برای فهم کامل پدیده پیچیده رشد ناکافیست ، نمی توان انتظار دیگری داشت .
* هر رشد متضمن دگرگونی ساخت های جامعه است نه فقط در بعد اقتصادی ، بلکه در ابعاد اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، و حتا در سطح شعور شهروندان .
* هر رشد متضمن هزینه و منافعی است . رشد به اهداف خود نمیرسد مگر اینکه این هزینه و این منافع به منصفانه ترین وجهی میان افراد جامعه توزیع شود .
* ایده رشد ارتباط تنگاتنگی با ایده ترقی ( توسعه - تکامل ) دارد . ترقی فقط ارتقای مادی سطح زندگی نیست ، بلکه مستلزم شگوفایی همه اعضای جامعه است .
منحنی های رشد
رشد اقتصادی به شیوه های گوناگون صورت می گیرد . « خطی » ( لینیر ) است وفتی که متغیر ( وریابل ) از سالی به سال دیگر با مقدار ثابت افزایش می یابد .
منحنی رشد « نمایی» ( اکسپونینتل ) است وقتی که متغیر با درصد ثابت ( مثل منحنی بهره مرکب ) افزایش می یابد . منحنی رشد « لژستیک » است وقتی که در برخی از نقاط منحنی که نقاط عطف ( انفلکشن ) نامیده می شود رشد متوقف شده و به شیوه ای مجانبی ( اسیمتوتیک ) به سطح اشباع میل می کند ، که تا به امروز این سطح اشباع موقتی بوده است و دیر یا زود در اثر نوآوری های فنی ، کشف منابع جدید و غیره سیر تازه ای از رشد آغاز شده است .
انواع رشد اقتصادی
تاریخ اقتصاد ملی دو نوع اساس رشد را می شناسد که عبارتند از : ساده ( اکستینسیو ) و مثمر و شدید ( انتینسیو ) می باشد .
در نوع ساده ، رشد اقتصادی در نتیجه استفاده تعداد زیاد عوامل تولید ( زمین ، سرمایه ، نیروی کار ) در حالت حفظ پایه فنی قبلی اش حاصل می شود . در این نوع رشد اقتصادی ، افزایش محصولات از حساب رشد کمی شمار کارگران و مهارت انها و افزایش ظرفیت کارخانه یا موسسه تآمین می گردد.و در نتیجه تولید محصولات به حساب فی کارگر کمافی السابق باقی می ماند .
نوع انتیسیو و یا شدید رشد اقتصادی با افزایش میزان محصولات مشخص می شود که با استفاده گسترده از عوامل تولیدی خیلی پیشرفته و موثر و باکیفیت حاصل می گردد . رشد مقیاس تولیدی قاعدتآ از حساب بکارگیری تخنیک خیلی تکامل یافته ، تکنولوژی پیشرفته ، دستآوردهای علمی ، صرفه کننده ذخایر و مواد خام و مهارت بلند پرسنل تآمین می گردد . و به وسیله همین عوامل ارتقای کیفیت کالا ، رشد بازدهی کار و صرفه جویی منابع تآمین می شود . تحت عنوان رشد اقتصادی انتینسیو ، آن ترقی فهمیده می شود که در آن قسمت قابل ملاحظه و یا بزرگ محصولات از طریق استفاده موثر عوامل تولیدی تآمین شود .
مراحل رشد
نظر به درازمدت بودن ، فرایند رشد ، تحلیل های گوناگونی برای مشخص کردن مراحل آن صورت گرفته است . با وجود مشکلاتی که بر سر راه کشف قوانین این تحول وجود دارد ، در وضعیت کنونی تحقیقات انجام شده می توان سه مرحله عمده را تمیز داد :
مرحله آمادگی ( پریپرتشن ) که در طی آن به طرز کند و تدریجی پاره ای دگرگونی های ساختی پدید می آید که به جامعه امکان میدهد با آمادگی بهتر تجربه رشد را تحمل کند ؛ مرحله خیز ( تک اف پریود ) که مرحله نسبتآ سریع ( 30 - 40 سال ) است ، در طی آن به کمک سرمایه گذاری های پرشتاب ، اقتصاد از مرحله توسعه می گذرد .
مرحله رشد پیگیر ( سوستنیت ان کومولاتیو گرات ) در طول آن برغم نوسانات کمابیش شدید ، اقتصاد تاب آورده و با نرخ رشدی البته ضعیف تر از مرحله قبلی و با حجم فعالیت های دائمآ فزاینده در مسیر رشد گام بر می دارد .
عوامل رشد اقتصادی
رشد اقتصادی را می توان به کمک سیستم شاخص های باهم مرتبط ، افاده دهنده تغیرات نتایج تولید و عوامل آن ارزیابی کرد . در شرایط اقتصاد بازار غرض تولید کالا و انجام خدمات طوریکه روشن است ، سه عامل تولید ضروری است : کار ، سرمایه ، زمین ( منابع طبیعی ). مطابق به آن مجموع محصولات تابعی است از مصارف کار ، سرمایه و ذخایر طبیعی .
Y = F ( L , K , N )
در این فرمول حرف Y مجموع محصولات ، L کار ، K سرمایه و Ν منابع طبیعی میباشد .
غرض مشخص نمودن رشد اقتصادی شماری از شاخص ها بکار برده می شود که بوسیله آن کاربرد مؤثر و با نتایج عوامل تولید اندازه گیری می شود .
نخستین شاخص مهم رشد تولید بازدهی کار ( مولدیت کار ) L / Y یعنی نسبت مجموع محصولات تولید شده بر مصرف نیروی کار زنده که در پروسه تولید کالا ها و خدمات بکار رفته است . و شاخص معکوس آن L ⁄ Y ، نسبت کار بر محصولات یعنی کار بر بودن و یا کار طلب بودن محصولات می باشد .
دومین شاخص مهم عبارت از بازدهی یا مولدیت سرمایه K / Y یعنی نسبت محصول بر سرمایه و نسبت معکوس ان K ⁄ Y سرمایه بری و یا سرمایه طلبی محصولات نامیده می شود .
سومین شاخص مهم عبارت از مولدیت یا بازدهی منابع طبیعی Ν ⁄ Y یعنی نسبت محصولات بر منابع طبیعی بوده که نسبت معکوس آن Y / Ν ذخایر طبیعی بر و یا طلب را افاده می دهد .
ادامه مطلب